بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40425
متن پرسش

سلام علیکم جناب استاد طاهرزاده عزیز: بنده عضو هیات علمی و مدیر فرهنگی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران هستم. البته افتخار می‌کنم که سالها از محضرتان بهره بردم. متاسفانه دیده شده که در ماه های اخیر‌، کانالهای منتسب به دکتر سعید جلیلی بر خلاف منویات رهبر انقلاب، پیام های وحدت شکن قرار می دهند. حتی در سخنان خود آقای جلیلی هم این موضوع کمی دیده می‌شود. برخی از این موارد در کانال آقای عبدالرحیم انصاری اشاره شده است. https://eitaa.com/ansari_rahim (لطفا در این کانال نام آقای جلیلی را جستجو بفرمایید)‌ خواهشمندم نظرات خود را درباره موضع گیری های آقای سعید جلیلی و کانالهای منتسب به ایشان نسبت به منویات رهبری در زمینه حفظ وحدت و دولت آقای پزشکیان بفرمایید‌. در این زمینه آقای طائب‌ نکات ارزنده ای دارند که برخی از ما شاید از آن غافلیم https://eitaa.com/keramat313/4077 با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا حدّی در جریان این نکات هستم. عنایت فرمایید تا عین سخن از طریق خودِ آقای جلیلی برایتان روشن نشود؛ با این برداشت‌ها و نسبت‌دادن‌ها نباید فضای فهم شخصیت‌ها را مغشوش کرد. بنده در عین احترام به آقای قالیباف به عنوان یکی از فرزندان صادق انقلاب، و در عین احترام به آقای پزشکیان به عنوان فردی خدمتگذار؛ تفاوت فهم جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و فهم نسبت این انقلاب را با جهان جدید در شخصیت آقای دکتر سعید جلیلی نسبت به دیگر عزیزان بسیار زیاد یافته‌ام و همان‌طور که در https://eitaa.com/matalebevijeh/19664 عرض شد حقیقتاً آقای دکتر سعید جلیلی به خوبی جایگاه امروزین ملت ایران را در این مصاحبه ترسیم می‌کنند که چگونه به عنوان یک ملت در مقابل رژیم صهیونی قرار گرفته‌ایم و هرکس در این میدان به خوبی نقش خود را در این جنگ ایفا می‌کند. و از این جهت خوب است رفقا با دقت به نکاتی که ایشان به عنوان یک متفکر و زمان‌شناس در این رابطه مطرح می‌فرمایند، توجه کنند. و در مصاحبۀ https://eitaa.com/matalebevijeh/19977  آقای دکتر سعید جلیلی حقیقتاً در درک زمان شناسی و درک واقعیت‌های  ما در این تاریخ به خوبی سخن گفته‌اند و به فرمایش ایشان «ایران با نترسیدن از آمریکا، آمریکا را به چالش کشید» امری که در سرمایه‌های فکری اندیشمندان ما همچون آقای دکتر سعید جلیلی به خوبی نمایان است. آیا خداوند برای رفع مشکلات به طور عمیق، کسانی را ذیل رهبری قرار داده است تا ملت به همان معنایی که انقلاب اسلامی از مشکلات عبور کرده، بدون هرگونه کوتاهی همچنان عبور کند؟ رازهایی در این موضوع نهفته است که هرگز افراد تنگ نظر که خود را گرفتار خط سیاسی محدود کرده‌اند نمی‌توانند متوجه آن باشند و انسان بسیار تاسف می‌خورد که چگونه افرادی در میدان تحلیل از جایگاه شریف انقلاب اسلامی قرار گرفته‌اند که هنوز گرفتار سیطره اراده معطوف به قدرت و خشونت هستند، در تاریخی که ما باید با حضور نرم ایمانی خود، به تعبیر مقام معظم رهبری با حضور نرم خود غلبۀ نرم‌افزاری بر هیمنۀ پوچ استکبار را مد نظر قرار دهیم که به تعبیر رهبر انقلاب این سیلی سخت به آمریکا است که باید زده بشود و آن  اخراج آمریکا از منطقه است. آیا این سخنان و تحلیل‌ها موجب شقاق جامعه اسلامی نمی‌شود؟ چگونه انصاف و تعهد به ما اجازه می‌دهد که این گونه سرمایه‌های علمی و سیاسی خود را با آن سوابق درخشان نه تنها نادیده بگیریم بلکه آنان را بشکنیم؟ موفق باشید
 

40424
متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: بسیار ممنونم که وقت می‌گذارید جواب می‌دهید اجرتون با سیدالشهدا. این چند وقت کتابهایی که شرح واقعه عاشورا باشه می‌خونم. سوالی برام مطرح شد. اگر دین‌داری کنیم و جد و جهد داشته باشیم ولی این دین داری زیر سایه ولی‌ای از اولیا خدا نباشد و قبولش نداشته باشیم می‌شویم شمر. شنیدم شانزده بار پای پیاده حج رفته. ابن ملجم دایم نماز میخونده اما ولی شناس نبوده. میشیم ابن ملجم. حتا توابین که بعد عاشورا امام حسین را شناختند و‌خونشون رو به خیال خودشون برای امام حسین دادند ولی چه فایده که اون موقع که می‌بایست ولی شناس نبودن. میشیم داعش. ظهور حضرت مهدی عجل انگار از این جهت شبیه قیام عاشوراست. بیعت‌ها قبل از ظهور گرفته میشه. اگر بعد ظهور در دوران رجعت بیدار بشیم کار از کار گذشته و میشیم مثل توابین.عرضم درسته؟ لطفا راهنماییم بفرمایید. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم درک زمانه و فهم جایگاه نایب الإمام است که امروز خداوند با شخصیت رهبر معظم انقلاب راه را در مقابل ما گشوده است. جواب سوال40431 مد نظر باشد خوب است. موفق باشید

40423
متن پرسش

با سلام و احترام محضر استاد گرامی: طبق توصیه حضرتعالی کتاب ادب خیال قلب و عقل را مطالعه کردم، آنچه بعنوان مهمترین دستورالعمل از این کتاب دریافتم مطالعه آثار عالمان عالم دار بود و حتما مهم نیست که آن استاد زنده باشد بلکه او می تواند ولو در قید این حیات نیست، امر راهنمایی را انجام دهد. و امام خمینی بعنوان یک استاد بی مثال در این زمانه معرفی شدند. من خودم خیلی شخصیت حضرت امام را ستودنی می دانم و بعد از مطالعه کتاب شما هم واقعا عزمی را احساس کردم که از این رهبر بزرگ الهی استعانت کنم تا در درون ما هم مانند جامعه مان انقلاب کبیری رقم بزند. انقلابی برای حرکت به سمت الله. منتهی با توجه به اینکه ایشان آثار متعددی دارند و برخی هم برای امثال ما که تخصص حوزوی نداریم زبان سنگینی دارد، می‌خواستم ببینم گام های پیشنهادی حضرتعالی در ادامه این فرایند گزینش چیست؟ بعبارتی حالا که عالم ایشان را برگزیده و دوست دارم از راهنمایی ایشان مدد ببرم، حالا در گام های بعدی چه کنم؟ بویژه کدام آثار را و با چه ترتیبی بخوانم و همچنین اگر اقدامات عملی یا معنوی خاصی جهت برقراری ارتباط با ایشان لازم است جهت برخوردار شدن از ادب ایشان در تربیت خیال و قلب و عقل بفرمایید. خیلی متشکرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال آری! «آب دریا را اگر نتوان کشید / پس به قدر تشنگی باید چشید». از این جهت ان شاءالله با اُنس طولانی با کتاب «آداب الصلوات» ایشان همراه با شرح صوتی آن کتاب که روی سایت هست؛ به نحوی نسبت ما با حضرت محبوب از طریق انسانی بزرگ یعنی حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به میان خواهد آمد. 
https://lobolmizan.ir/sound/674?mark=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8 علاوه بر آن خوب است با مطالعۀ کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» بیشتر از بیش متوجۀ راهی شویم که این مرد الهی در مقابل ما گشوده‌اند. موفق باشید
 

40422
متن پرسش

به نام خدا. با سلام بر استاد طاهرزاده. استاد فرض کنیم جنگ دوم آغاز شد و ما اینبار توانستیم با موشک هایمان براستی تل آویو و حیفا و تمام مراکز استراتژیک اسرائیل را با خاک یکسان کنیم به ناوهای آمریکا هم ضریه زدیم پایگاههای آمریکا را را هم هدف قرار دادیم پایانه های نفتی کشورهای عربی را هم منهدم کردیم تنگه هرمز را هم بستیم و اختلال انرژی هم برای مدتی ایجاد کردیم و به اقتصاد جهانی ضرباتی وارد کردیم اینها ته ماجراست حال از آن طرف معلوم است که اسرائیل و آمریکا با تمام قوا و حتی در صورت لزوم با بمب اتم تاکتیکی تمام مراکز نظامی و استراتژیک تمام نیروگاهها و پالایشگاهها و زیر ساختها را با خاک یکسان می کنند و کشور رسما به دهه ها قبل بر می گردد خوب حالا فردای پس از جنگ است گرچه خساراتی که ما وارد کردیم سنگین بوده اما اسرائیل و پایانه ها و پالایشگاههای کشورهای عربی ظرف ۵ سال به کمک غربی ها از الان بهتر ساخنه می شوند و به سرعت بازسازی می شوند اما ایران سوخته که تازه تحت شدیدترین تحریمها قرار می گیرد و اساسا دیگر نفتی و گازی و ...نمی تواند صادر کند کشور در بی برقی بی گازی بی آبی و هزاران مصیبت ویرانگر پس از جنگ در فرض هم که کار به تجزیه نکشد دهها سال فلاکت بار طول می کشد که برسد به امروز تازه اگر مردم تحمل کنند براستی استاد نکند روایت مشهور امام که خبر داد هر قیامی پیش از ظهور قائم به جوجه پرنده ای می ماند که پیش از آن بالهایش محکم شود بپرد پس از مدتی. مصداق این ملت و کشور شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: همان‌طور که بزرگان دین فرموده‌اند آن روایت، که متذکر آن هستید مربوط به آن است که کسی تحت عنوان مهدی امّت قبل از ظهور آن حضرت به میان آید. وگرنه همان‌طور که حضرت امام خمینی در کتاب «ولایت فقیه» می‌فرمایند هرگز امر به معروف تعطیل نمی‌شود تا سرنوشت خود را در اختیار طاغوت قرار دهیم. ثانیاً: مگر می‌شود ما به حکم وظیفه در میدان مقابله با استکبار قرار بگیریم و خداوند به عنوان ربّ العالمین آنچه اقتضای ربوبیت اوست را به میان نیاورد؟ حتی به قیمت شهادت در کربلا و عبور از جبهۀ استکباری امویان. و این‌جا است که متوجۀ سخن حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در وصیتنامۀ الهی و سیاسی ایشان می‌شویم که می‌فرمایند: 
بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب می‌کنند؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه‌های‌دار می‌روند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته می‌شوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.
امروز بیشتر از هر زمانی کینه و دشمنی استکبار علیه اسلام ناب محمدی برملا شده است. بسیج عمومی آنان در دفاع از یک خود فروخته و نویسنده مزدور گویای این واقعیت است و شاید آنان اینهمه فضاحت و بی‌آبرویی‌شان را به خاطر رسیدن به هدف شوم خود پیش بینی نکرده بودند که امروز با سرافکندگی و خواری از کرده خود پشیمان و با ذلت مراجعت می‌کنند.
آیا در چنین شرایطی که حضرت روح الله تا این‌جاها ما را حاضر کرده‌اند، نباید با تمام وجود و با شور و شوقی از جنس شور و شوق حاج قاسم در میدان بود؟ موفق باشید    
 

40420
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت آقای طاهر زاده عزیز: سوال بنده در مورد فرشته شناسی است. استاد خودتون در مورد فرشتگان جایی سخنرانی یا جزوه ای کتابی چیزی دارید؟ و کاملترین منبعی که بشه باهاش از نظر فلسفی و علمی به صورت عقلانی و هر چه که ممکن است در مورد فرشتگان و عملکرد و جایگاه آنها در نظام آفرینش فهمید و آموخت چه معرفی می‌کنید، نظر خود شما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به اینکه فرشتگان مظاهر اسمای الهی هستند مانند آن‌که جناب عزرائیل «علیه‌السلام» مظهر اسم قابض حضرت حق است باید در رابطه با فرشته‌شناسی نسبت به اسماء الهی تأمّل نمود کاری که جناب ابن عربی در «فصوص الحکم» انجام داده‌اند. جناب آیت الله محمد شجاعی در کتاب‌های «مقالات» خود تذکراتی در رابطه با حضور فرشتگان مطرح فرمودند. در ضمن باعرایضی که در سوره فاطر شده است، می‌توان نسبت به فرشتگان فکر کرد. موفق باشید

40419
متن پرسش

سلام و ادب: نظر استاد راجع به دفعی یا تدریجی بودن ظهور چیست؟ معرفی کتاب یا جزوه؟ در صورت امکان شرح نظر رهبری در این باب.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که به حکم مباحث «اصالت وجود» هر حقیقتی، تشکیکی است و حقیقتِ انسانیت نیز در همین رابطه قابل توجه می‌باشد؛ و عرایضی با نظر به این موضوع در کتاب «مبانی نظری مهدویت» به میان آمده است؛ آری! ظهور نیز تدریجی می‌باشد تا مرتبۀ تحقق نهایی آن که تعیّن حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» باشد و در هر حال هر ظهوری از انسانیت، نوری است از انوار انسان کامل. و در همین رابطه می‌توان نور آن حضرت را در نایب الإمام احساس کرد. آیا رخداد اخیر اربعینیِ این سال‌ها حکایت از ظهور خاص انوار مقدس آن حضرت نمی‌کند که این‌چنین خادم و زوّار با این حضور، احساس می‌کنند ذیل ارادۀ الهی نظر به انوار مقدس حضرت صاحب الأمر «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» دارند؟ اخیراً عرایضی تحت عنوان «حضور در رخداد اربعینی اخیر و جابجایی قدرت جهانی» https://eitaa.com/matalebevijeh/20017 شده است. خوب است نظری به آن انداخته شود. موفق باشید  

40418
متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: موضوعی در بحث انتخاب همسر ذهن بنده را درگیر کرده است: در انتخاب همسر، چه مواردی باید مورد توجه قرار گیرد و از چه مواردی باید چشم پوشی کرد؟ برای مثال مصداقی را عرض می‌کنم: فرض کنید که با فردی که در عرف ما شل حجاب تلقی می‌شود، بتوان انس مطلوبی گرفت. در این مورد چه مقداری به حجاب فرد و چه مقدار به آن انس مطلوب باید پرداخت؟ کما اینکه امر ازدواج با اهل کتاب (بدونِ شرط مسلمان شدن) در شریعت وجود دارد و آن خانمِ اهل کتاب به شریعتی جز اسلام عامل است. آن خانم، قطعا حجاب شرعی اسلام را ندارد و نماز و روزهٔ اینچنینی هم بجا نمی آورد. در اینجا چیزی که برای بنده روشن شده این است که اگر شریعتِ خانم ملاک بود، چنین مجوزی نباید در دین می‌بود ولی انگار چیز دیگری درکار است. ظاهرا انتخاب همسر چیزی فراتر از کنجکاوی در شریعت طرف مقابل است. حالا می‌خواهم درگیر تعصبات یا روشن‌فکری های بیخود نباشم و از دید روشنی با قضیه روبه‌رو شوم. زاویه دید درستی نسبت با این پدیده می‌خواهم داشته باشم. لطفا بنده را راهنمایی کنید. با تشکر🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در هم کفوبودن است و این‌که هر دو در افقی که پیش آمده، حاضر باشند و از این جهت به هر حال برای انتخاب همسر باید فردی مدّ نظر باشد که مقیّد به احکام شرع باشد. در مورد آیۀ ۵ سوره مائده که می‌فرماید: «الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ وَ لا مُتَّخِذي أَخْدانٍ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ» عنایت داشته باشید که در ابتدای آیه فرمود: «الیوم» نظر به شرایطی که اسلام در آن زمان و در آن تاریخ سیطرۀ تمدنی پیدا کرده و از این جهت ازدواج با اهل کتاب نوعی حاضرکردن آنان در میدان اسلام است. که بحث آن در شرح آیه مذکور شده است. موفق باشید

40415
متن پرسش

سلام استاد عزیزم. وقت بخیر. استاد من خیلی امیدوار بودم که ظهور در عصر ما اتفاق میفته و نبرد نهایی متصل به ظهور همین نبرد ما با اسرائیل خواهد بود. طبق آیات اول سوره اسراء. و فکر می‌کردم که ما نبردمون با اسرائیل همون مرحله دومی هست که آیات دارند میگن. ولی الان وقتی آیات رو میخونم متوجه میشم که ما همون مرحله اول نبرد با بنی اسرائیل هستیم. چون صراحتا آیات میگن که در مرحله دوم تعداد یهودی ها بیشتر خواهد بود و کلمه «بنین» رو قرآن میاره که به معنی فرزندان هست. در حالیکه الان جمعیت یهود از شیعه کمتره. پس ما در مرحله دوم نیستیم و اولیم. همچنین اینکه برخی میگن مرحله اول فساد و سرکوب بنی اسرائیل در زمان بخت النصر اتفاق افتاده به این نکته توجه نمی‌کنند که اولا بخت النصر شامل «عباد لنا» نمیشه و بخت النصر کافر بوده. و دوما آیات دارند درباره یک مسجد صحبت می‌کنند که در هر دو مرحله سرکوب توسط مسلمانان از قوم یهود پاکسازی میشه. در حالی که قبل از ظهور پیامبر ما مسجد نداشتیم و قرآن جای دیگه برای عبادتگاههای ادیان دیگه واژه های صومعه و.. رو بکار میبره. پس هر دو نبرد بعد از ظهور اسلام اتفاق میفته و سرکوب یهود توسط بخت النصر قبل از ظهور اسلام بوده و نمیشه که سرکوب اول رو به بخت النصر نسبت داد. مشکلی دیگه ای که هست این هست که فاصله مرحله اول و دوم هم کم نیست. چون آیه میگه شما بنی اسرائیل دوبار در سطح زمین (بین الملل) فساد می‌کنید و اگر عصر مرحله اول اگر ظهور حضرت مهدی باشه و ایشان ظهور کنند یهودی ها فرصت و امکان و توانایی فساد کردن رو در سطح بین المللی ندارند. بخاطر حاکمیت جهانی حضرت مهدی. پس بین مرحله اول و دوم فاصله زیادی هست. ضمن اینکه براه انداختن فساد در سطح بین المللی و فسادی این چنین سازمان یافته و جهانی شده بعد از یک بار سرکوب و پاکسازی مشخصا شاید دهه ها طول بکشه. علاوه بر اینکه افزایش جمعیت یهود و بیشتر شدنش از شیعیان با توجه به جمعیت خیلی کم الان شون هم شاید دهه ها طول بکشه و یا شاید یکی دو نسل. بنابراین ما در عصر ظهور امام زمان نیستیم متاسفانه. آیا این استدلال ها درست هستند استاد؟ خیلی ممنونم از پاسخگویی و راهنمایی تون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که حجت‌الاسلام آقای دکتر مصطفی صادقی در کتاب تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور می‌فرمایند آیات و روایات مربوط به آخرالزمان و ظهور حضرت امام عصر «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» جنبۀ تأویلی دارد و تطبیق آن امور با آنچه با آن روبرو هستیم، کار آسانی نیست. موفق باشید

40409
متن پرسش

سلام علیکم: بسم الله الرحمن الرحیم. با توجه به سخنان مقام معظم رهبری در جلسه تکریم خانواده های شهدای جنگ تحمیلی اخیر در دو موضوع اگر صلاح می‌دانید نظر خود را مرقوم فرمایید. ۱. تذکر ایشان بر بنای انقلاب اسلامی بر دین و دانش و ارتقای هر دو در آینده ۲. ایستاده و با صلابت بدون لرزش دست میکروفون به دست در مقابل جمعیت ایراد بیان کردن. با تشکر التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! همان‌طور که ملاحظه کردید رهبر معظم انقلاب فرمودند: «بنای انقلاب اسلامی بر دین و دانش و ارتقای هر دو در آینده» و این یعنی حضور در تاریخی که نه ارتجاع است که به نام دین از حاضرشدن در دانش و علم عقب‌نشینی کنیم، غافل از آنکه امروز، عقلِ تکنیکی عقلی است که به بشر جدید معنا بخشیده و نمی‌توان این رویکرد را نادیده گرفت؛ و از آن طرف نه حضور علمی بدون فهم دینی از خود که همانی است که نمادِ نهایی آن، امروز در ترامپ و نتانیاهو ظهور کرده است. و از این جهت باید به سخن رهبر معظم انقلاب به عنوان راهی برای حضور در آیندۀ متعالی فکر کرد. 2- در مورد حضور رهبری در آن جمع در حالت ایستاده و با صلابت بدون لرزش دست میکروفون به دست در مقابل جمعیت؛ آیا حکایت از آن ندارد که این، صورتِ عزم حضور در تاریخ اصیلی است که این‌چنین انسان را با صلابت و مصمم و افراشته در سن ۸۶ سالگی به میان می‌آورد. موفق باشید    

40408
متن پرسش

با سلام: استاد مدتی بود حرفه ام را کنار گذاشته بودم دوباره بعد ازچند سال آمدم دوباره حرفه ام هنر است، حس می‌کنم از ذکر مرا دور کرده و اینکه حرفه ام را دوست دارم چطور ذکرش کنم. ممنون از شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هنر باید به تعالی انسان و حضور او در آینده‌اش که آیندۀ تاریخی او می‌باشد، نظر داشت که انسان با وسعت بیشتر، خود را ذیل ارادۀ الهی احساس کند. اخیراً در شرح غزل شماره ۱۴۱ از حافظ، عرایضی شده است بنگرید آیا برای حضور در هنر فردایی کارگشا هست؟ موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/19978

40407
متن پرسش

باسمه تعالی. سلام علیکم: اعظم الله اجورنا و اجورکم. شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها را تسلیت عرض می کنم. چند وقتی است که می خواستم مسئله ای را در میان بگذارم. امروز که در مجلس دیدم آقای توسلی با چه بغضی در گلو و خون دلی داشتند اعتراضات به وضعیت فرهنگ را به وزیر ارشاد مطرح می کردند، دلم شکست و فرصت را مناسب دیدم که مطرح کنم که به نظر شما این پدیده به اصطلاح وفاق، چه ماهیتی در پشت پرده دارد؟ بحثم در اصل وفاق و هماهنگی قوا نیست که مقام معظم رهبری دام ظله بر آن همیشه تاکید داشته اند. یادم است چند سال پیش کتاب هنر اصحاب کربلا در فهم تاریخی حادثه ها را می خواندم، یادم به نکته ای افتاد که فرموده بودید در زمان صلح معاویه، شیعیان و مومنین چه خون دل ها خوردند و می خواستند کاری کنند ولی از طرف دیگر نمی توانستند کاری کنند و منتظر فرصتی بودند تا راهی گشوده شود. به نظر بنده حقیر شرایط امروز وفاق برخی آقایان هم تقریبا همان شرایط است که کم کم دارند آرمان های انقلابی و مذهبی را می جوند و کم رنگ می کنند و با پنبه سر می برند و هر گونه انتقادی را با مشت وفاق به دهان منتقد می کوبند چنانچه چند روز پیش دیدید مجری ۲۰:۳۰ وقتی مطالبه ای از نحوه انتصاب یک مدیر از معاونت هنری وزیر ارشاد داشت، او در جواب با تحکم گفت چرا می خواهید با طرح این پرسش همبستگی را به هم بزنید، شماها کی می خواهید درست شوید!! این یک نمونه است که دم خروس این جریان را دارد بیرون می زند، چنانچه آقای رشید پور هم که از طرفداران آن هاست و مرتب به انقلابی ها هتاکی می کند در پشت صحنه آن برنامه مبتذل ماهواره ای حاضر شد. یا مثلا دیدید چطور به آقای تیموری که به بی حجابی انتقاد کرد، هتاکی کردند. از آن طرف وضع فیلم ها و سریال هایشان است و دارند فرهنگ بی حیایی را ترویج می کنند و از این طرف جلوی ابلاغ لایحه عفاف و حجاب را می گیرند و همین الان هم دارند حتی به لایحه ای که دولت خودشان به مجلس در مورد فضای مجازی داده هم حمله می کنند و آن وقت می گویند برای حجاب باید کار فرهنگی کرد!! نباید قانون باشد. والله استاد از کشف حجاب ها دلمان خون است من خودم چند بار امر به معروف و نهی از منکر کرده ام اما برخی وقیحانه کار خود را ادامه می دهند و دارند این حرام سیاسی را عادی سازی می کنند که حتی یک زمانی رییس جمهور هم از شدت بی بند و باری صدایش درآمد و اگر هم کار فرهنگی هم باشد باز همین مذهبی ها و انقلابی ها انجام می دهند وگرنه جریان وفاق که دارد کار ضد فرهنگی انجام می دهد. متاسفانه برخی از به اصطلاح شخصیت های مذهبی و اصولگرا هم به اسم مبارزه با تندروی که من هم منتقد هستم، دارند به شدت جریان مذهبی و انقلابی را می کوبند و دافعه ایجاد می کنند و هر صدایی را به اسم وفاق خفه می کنند اما از آن طرف بر جریان دولت و وفاق و اشتباهات آنان به نوعی ماله می کشند و توجیه می کنند. در حالی که مقام معظم رهبری دام ظله فرمودند انتقاد کنید به جهت گیری ها اما تخریب نباشد و وحدت ملی به هم نخورد. به نظر شما مواجهه حکیمانه با این مسئله چیست؟ و چگونه باید جلوی آن گرفته شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ سخن در این زمانه همان سخن حکیمانۀ رهبر معظم انقلاب است که حقیقتاً حاصل کلام ایشان همان است که در مواجهه با ضعف‌های پیش آمده به جهت گیری‌ها غلط انتقاد باید کرد اما تخریب نباشد و در این رابطه هم وحدت ملی به هم نخورد. حال اگر با روحیۀ متانت و دلسوزی و صبر از یک طرف متذکر انحراف‌ها و ضعف‌ها بشویم و از طرف دیگر متذکر اهداف بلند الهی نسبت به انقلاب و انسان باشیم، مطمئن باشید ما از این جریان که اکثراً از جنس انقلاب نیستند عبور می‌کنیم. زیرا خداوند چیز دیگری را برای ما مقدّر فرموده است و افرادی که مناسب تحقق آن تقدیرات است، پرورانده است و این مائیم و درک و شناخت آن افراد، بخصوص در انتخابات آینده. موفق باشید 

40406
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: این عشق به امام رضا چه عشقیست که انسان حاضر است جانش را فدای او کند؟ البته این را می‌دانم که انسان اگر جانش را فدای امام رضا کند جانش را در اصل فدای خدا کرده ولی استاد بزرگوار این چه عشقیست؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: امام معصوم به عنوان انسان کامل و نهایت انسانیت هرکس، طوری است که با نظر به آن حضرت عملاً انسان خود را در نهایت و وجه متعالی‌اش احساس می‌کند و می‌یابد حقیقتاً او اصل و جان انسانیت هر انسان می‌باشد. موفق باشید

40405
متن پرسش

با سلام: در روایت داریم که هرگاه از چیزی ترسیدی، خود را در آن بیفکن. از طرفی در روانشناسی نیز هرگاه فردی از چیزی می‌ترسد، با رعایت ظرفیت فرد و نوع ترسش، در قالب یک فرآیند، فرد با آنچه می‌ترسیده روبرو می‌شود. مکاتب مختلف روانشناسی روش ها و دیدگاه های مختلفی برای این رویارویی دارند و مثالی که عرض کردم تنها یکی از این موارد است و موارد دیگری هم وجود دارد که روایات به انجام کاری برای خود توصیه کرده اند که مشابه آن در فرآیندهای روان درمانی نیز وجود دارد. سوالم این است که چه تغییری در بشر جدید رخ داده که او دیگر نمی‌تواند خودش چنین درمانگری را نسبت به خودش داشته باشد و نیاز دارد که آنچه قبلا خودش می‌توانسته در مورد خودش انجام دهد، در قالب یک فرآیند و یک رابطه تخصصی انجام شود؟ و این بشر جدید، چه حالی دارد که باید بخشی از آنچه خودش قبلا بوده را در قالب علوم انسانی و مثلا امری تخصصی مانند روان درمانی جستجو کند؟ نسبت روان درمانگر و بیمار، جای چه نسبتی از فرد نسبت به خودش یا دیگری را گرفته؟ قبلا بشر در چه وضعیتی بوده است که چنین توصیه هایی از دیگری می‌توانسته او را کمک کند ولی اکنون این توصیه باید در یک فرآیند و در رابطه روان درمانگر و بیمار جاری شود تا تاثیر بگذارد؟ تعجب بیشتر اینجا پیش می آید که وقتی این موضوعات در قالب فرآیند روان درمانی قرار می‌گیرند، بسیار پیچیده می شوند که حتی رعایت نکردن دستور العمل های روان درمانی، موجب آسیب به بیمار می‌شود و برای مثال، اضطراب او بیشتر می‌شود در حالی که وقتی فرد خودش بخواهد چنین کاری انجام دهد، ظاهرا فاقد این پیچیدگی هاست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که موضوع، بسیار پیچیده و دقیق است و نظر صاحب‌نظرانی مانند هایدگر و گادامر که نسبت به انسان، بخصوص انسان جدید اندیشیده‌اند، موضوع نیهیلیسم و نیست‌انگاری است و راه عبور از آن در راستای حضور انسان است در سوبژگی خود و در عین حضور در جهان نسبت به انسان. عرایضی تحت عنوان «نیست‌انگاری» شده است امید است در این رابطه برای اندیشیدن هرچه بیشتر کمک‌کار باشد. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&tab=sounds موفق باشید

40403
متن پرسش

سلام علیکم: بنده طلبه ای هستم که بسیار تمایل دارم تا جهادی و ۲۴ ساعته به کار طلبگی و مفید بپردازم و خدمت کنم منتها با مشکلاتی مواجه هستم که از پیمودن این مسیر مرا باز می‌دارد. مثلا پیامی که رهبری معظم برای چهلم سرداران و دیگر شهدای جنگ ۱۲ روزه صادر کردند وظیفه ای را نیز برای روحانیت مشخص کردند اما بنده هنگامی که قصد می‌کنم تا این وظیفه را اجرایی کنم به حالت سرگردانی می‌رسم و اصلا نمی‌دانم چگونه من به عنوان یک طلبه پایه ۵ که مشتاق کار و فعالیت هستم آن را اجرا کنم. دقیقا همین سرگردانی نسبت به حکم جهاد تبیین هم بود و دقیقا نمی‌دانستیم که باید چه کار کنیم و چه بسترهایی را آماده کنیم. لذا می‌خواستم از شما خواهش کنم تا مقداری سر نخ بدهید تا مسیر روشن شود و بدانیم باید دقیقا چه کار کنیم. به نظر ناقص بنده یکی از اصلی ترین موانعی که جلوی جهاد تبیین را هم برای مردم و هم برای طلاب گرفت همین عامل بود که نمی‌دانستند چه کاری از آنها ساخته است و الا مردم ما اگر بدانند که باید چه کار کنند اقدام می‌کنند و نمونه آن گذشتن از طلاهای خود بود برای لبنان آن هم در این اوضاع اقتصادی. مشکل دیگر اینکه تا وارد کار می‌شوم انگار پس از مدتی رمق از من گرفته می‌شود و توقف حاصل می‌شود که نمی‌دانم چه کار باید کرد. اما به وضوح در خود احساس می‌کنم که من هم اگر جای یکی از سرداران یا افراد نظامی بودم که شبانه روز کار می‌کنند ـ مخصوصا در زمان جنگ ـ مثل آنها یا بیشتر از آنها اهل کار بودم اما الان به علت سرگردانی آبی برای شنا کردن نمیابم. البته چه بسا این حرف ها توجیه باشد برای کار نکردن و الا خود همین حل کردن این مسائلی که خدمتتان عرض کردم مقدمه واجب است و می‌توانستم به همین ها لااقل بپردازم. ملتمس دعای شما هستم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان از یک طرف در معارف قرآنی و روایی مانند رهبر معظم انقلاب عمیق شود و از طرف دیگر متوجۀ زمانه و تاریخ خود باشد؛ اولاً: نسبت به آنچه در مقابلش قرار می‌گیرد بهترین موضع را دارد. ثانیاً: شور و شوق ادامۀ راه در او همواره زنده می‌ماند. عرایضی تحت عنوان «جایگاه تبلیغ در جهان جدید و بشر جدید» در چند جلسه شده است که خوب است به آن رجوع شود (صوت آن روی سایت هست). موفق باشید

40402
متن پرسش

به نام خدا. سلام علیکم‌: جنگ با اسرائیل جنگ با همه پلیدی های ضد دینی و ضد زندگی بوده؟ اگر همه بدیهای حاضر در ایران را تحت ولایت اسرائیل-به عنوان والی آمریکای شیطان بزرگ در منطقه- بدانیم، خواهیم دانست شکست همه پلیدی ها رقم خورده. گوش بفرمانان شیطان، ولایت شیطان بزرگ خود را از دست دادند و نظم و استحکام آنها زیر پا له شد. درست که ایران مرکز اوج این پیروزی و حضور زندگی سیاسی دینی هست و اینجا نیز اوج شکست آنها بود اما در دنیا هم امروز می‌بینیم که فرانسه انگلیس سوئد و.. مجبور به پذیرش استقلال فلسطین شدند و آنها می‌دانند اولاً اسرائیل و آمریکا سلطه خود را بر همه از دست داده و ثانیا با ادامه خدمتگذاری به آنها بجای خدمت گزاری به مردمشان، حکومت خود را در خطر از دست رفتن خواهند گذاشت!- یعنی مردمشان دیگر حاکمیتی که ناپاک است را به رسمیت نخواهند پذیرفت! و این برایشان پادشاهی بدون رعیت و شکست را رقم می‌زند، پس جمهوریت به معنای واقعی پیدا شده. این یعنی تحول تاریخ. ما از ابتدا قدرت همه کاری داشتیم منتهی مثل حضرت ابالفضل سلام الله برای خدا صبر کردیم تا شریعت، توحید خالص و دین سیاسی تاریخی به نظم جهانی حاضر شود وگرنه هرگز مومنان ضعیف نیستند. ضعف برای بندگان خدا بی معناست و امروز امر الهی بنایش زندگی سازی است و هم اکنون در آنیم. حتی اگر تمام عالم مقابل خداوند می ایستادند خداوند قدرت هر کاری دارد چرا متوجه نشویم؟! چرا این زندگی را نکنیم؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه که می‌فرمایید خوب است به  طریقت حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه‌» از فتوحات آخرالزمانی ایشان و درک حضور نهایی انسان آخرالزمانی فکر کرد، طریقتی در رابطه با گذار از مدرنیته و از این جهت شخصیت حضرت امام تعلّق به آخرالزمان داشت و این غیر آن شهودی است  که بعضی از اهل سلوک از آن بیگانه می‌باشند و در شهودات فردی متوقف هستند و لذا جلال و جمال در وجود امام به نحوی تجلی کرده بود که ایشان آخرالزمان را به نحو تفصیلی می‌شناختند، امری که تنها خودآگاهیِ تاریخیِ متفکران اُنسی  می‌توانند از آن آگاهی داشته باشند و با توجه به این امر اگر به کربلا رجوع شود، کربلا را در تاریخ خود حاضر کرده‌ایم و در اکنون خود در کربلا حاضر شده‌ایم حتی اگر همۀ عالم مقابل‌مان بایستند. موفق باشید

40401
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: تشکل طلبگی ربیون در مشهد (حول گفتمان سازی مکتب امام) در راستای رسالت های خود پادکستی پنج قسمتی با موضوع روایت مکتبی و الهیاتی از ۱۲ روز جنگ تحمیلی اسراییل علیه ایران تولید کرده اند .خواهشمندم نظر خود را مبذول بفرمایید. در صورت امکان متنی هدیه بفرمایید تا در کانال تشکل منتشر کنیم. https://eitaa.com/rebbiion/2575 خداخیرتون بده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن دو صوت خوب را گوش دادم بسیار بسیار عالی بود و خدا را شکر نسبت به تعهدی که عزیزان در رابطه با تاریخ حضور در انقلاب اسلامی در خود احساس می‌کنند؛ از آن جهت که خداوند در صحنه‌های خاصی به ظهور می‌آید تا انسان‌ها امور اُلوهی را تجربه کنند و خداوند از طریقۀ آن صحنه‌ها خود را آشکار می‌کند و این یعنی ایمان، امری که خدا خود را با خود می‌نمایاند و نه از طریق استدلال‌های کلامی و کربلا از این جهت آینۀ نمایش خدا بود برای آن‌که انسان‌ها به خدا ایمان بیاورند، خدایی که خود را در چنین میدان‌هایی می‌نمایاند.
گویا خداوند به  معنای حضور و وجود محض، نحوی از ظهور را در صحنه‌های امروزین ما مقابل استکبار رقم زده، مانند کربلا در نگاه و منظر زینب کبری «سلام‌الله‌علیها» آن‌همه امیدواری که آن حضرت در جان خود احساس می کردند و در مقابل عبیدالله فرمودند: «مَا رَأَیْتُ إِلاّ جَمِیلاً» و این یعنی نظر به آینده‌ای که در بستر انقلاب اسلامی باید به آن نظر کرد.
ملاحظه کردید که چگونه به جای اغتشاش، همه خودی شدند. آیا در این صحنه نباید خدا را آری! خدا را دید؟ و در این رابطه باید به ایرانی اندیشه کرد که خط مقدم راه‌هایی است که انسان‌ها در وجود خود به نور اولیای الهی همچون حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» به تعالی می‌رسند. و این روحیه همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند در کنار تحول در تکنولوژی البته کارساز خواهد بود. موفق باشید        
 

40397
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و رحمت خدمت شما استاد عزیز. بنده نوجوانی هستم که تعارض میان دو مسئله شدیدا سردرگمم کرده و نمی‌توانم دست به تصمیم بزنم. به لطف خدا به لطف خدا به لطف خدا بنده مستعد در زمینه های علوم مهندسی هستم و به‌اضافه علاقه شدیدی هم به این حوزه دارم. از طرفی آزمون کنکورم را مطلوب داده‌ام و اگر خدا بخواهد توان تحصیل در بهترین دانشگاه‌های کشور را دارم. اما همین استعداد را (اگر بیشتر نباشد به‌نظر کمتر نیست) در زمینه علوم حوزوی علی الخصوص فلسفه و منطق و عرفان دارم و همان علاقه شدید را به این زمینه نیز دارم. مانده‌ام میان این دو مسیر که خدای متعال از من چه می‌خواهد و وظیفه‌ام چیست. پدرم تصمیم‌گیری را بر بنده واگذار نموده‌اند و مادرم نیز مرا از هیچکدام نهی نمی‌کنند اما می‌دانم قلب هردو علی الخصوص مادرم بشدت مایل به این است که به دانشگاه بروم. علاقه و استعداد برای بنده در دو زمینه برابر است و برایم مهم فقط و فقط این است که ولی جامعه حضرت امام خامنه‌ای از منِ نوجوان در این دوراهی کدام را می‌خواهند. می‌خواستم بدانم آیا شما می‌توانید بنده را راهنمایی کنید؟ و سوال دومم این‌ است که فرضا اگر باید به حوزه رفت بهتر است اول به دانشگاه بروم (برای لیسانس) و بعد به حوزه بروم یا مستقیما به حوزه بروم؟ (در این زمینه هم پدر و مادرم شدیدا می‌خواهند بنده ابتدا حداقل دانشگاه را تجربه کنم اما امر و نهی نمی‌کنند چون برای خودشان مسئولیت می‌دانند و واهمه دارند که مرا از حوزه نهی کنند) با تشکر در پناه حضرت ولیعصر ارواحنا فداه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر استعداد مباحث و موضوعات حوزوی را در خود احساس می‌کنید و والدین محترمتان می‌توانند تا حدّی از نظر مالی در ادامۀ زندگی به عنوان حضور بیشتر در تبلیغ دین، کمک کنند – حداقل در زمینۀ مسکن در سال‌های بعد- این را لطف خداوند بدانید که علاقۀ حضور در حوزه و تعمق در آن معارف و تبلیغ آن به بشریت را در شما ایجاد کرده است. ۲. هرچه زودتر به حوزه وارد شوید بهتر است. در این مورد خوب است به آرشیو «حوزه یا دانشگاه» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/quest/29957?mark=%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87 موفق باشید

40396
متن پرسش

با سلام و ادب خدمت استاد طاهرزاده: سوالی که برای بنده پیش آمده بود این که با توجه به روایت «لاَ يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ مِنْ هَذِهِ اَلْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لاَ يَسْتَوِي بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَدا» از امیرالمومنین (ع) اینکه حضرت عالی بعضا در سخنان خود بعضی از موضع گیری ها و رفتار اهل بیت رو با رهبری یا امام خمینی مقایسه می‌کنید و یا از اصحاب ابوذر رو با حاج قاسم سلیمانی مقایسه می‌کنید از چه دیدگاه است؟ با تشکر از شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان جهت که در آینۀ شخصیت اولیای الهی که اصلِ حقیقت انسانیت هستند، می‌توان اندازۀ هرکس را معلوم کرد. زیرا ملاک، انسان‌های کامل هستند و اینکه فرمود هیچ‌کس را نباید با آنان قیاس کرد؛ به آن معناست که بخواهیم آن افراد دیگر را در حدّ آن انسان‌های کامل قرار دهیم. وگرنه اساساً همه باید خود را و جایگاه خود را در نسبت با اولیای معصوم بسنجند که چه اندازه از آن عزیزان دور و یا چه اندازه به آنان نزدیک‌اند. موفق باشید

40394
متن پرسش

خوش به حال بقیه که حوصله دارن اینجور سوالات رو ازتون بپرسن استاد. خوش به حال همه مردم دنیا. خوش به حال هرکی جز من. از خودم متنفرم استاد. متنفرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما همواره درخود حاضریم و درمسیری که به سوی هستی ِشدیدتری از خود درمقابلمان گشوده است می توانیم حاضر باشیم. با توجه به این امر با خودمان به وسعت همۀ انسانیت انسان‌ها روبه‌رو خواهیم شد و راه اُنس با خداوند که همۀ جان ما را به ما داده و همۀ جانِ ما می‌باشد، به وسعت ابدیت گشوده می‌شود. لذا همین که هستیم، برایمان مانند بودنِ اقیانوسی خواهد بود آرام ولی وسیع. نکاتی تحت عنوان « فکری در خور آنچه در این تاریخ در پیش است» در سایت هست بد نیست با آن نکات مأنوس باشید. https://lobolmizan.ir/leaflet/1486 موفق باشید

40393
متن پرسش

سلام و عرض احترام خدمت استاد گرامی: از اینکه مصدع اوقات شریف میشم عذرخواهم استاد عزیز، دانشجوی پزشکی هستم و در شرف اتمام تحصیل و ورود به عرصه خدمت به مردم. احساسی که بهم دست میده اینه که در پایان ۷ سال تحصیل در این رشته و تحمل رنج ها و بی‌خوابی ها و مطالعه حجم انبوهی از مطالب درسی، و همین طور چشم بستن بر خیلی از تمایلات دنیوی (با اینکه راه دستیابی بهشون کاملا باز بود)، باز هم احساس پوچی می‌کنم و گویا شوقی برای خدمت عاشقانه به مردم در خودم نمی‌بینم. بله! گاهی شور و شوقی در من به وجود میاد که به سرعت خاموش میشه و شبیه به کسی شدم که انگار مخدری بهش می‌رسه و دردش رو فراموش می‌کنه و دو قدمی راه می‌ره اما باز هم از حرکت می‌ایسته. هر قدر که می‌خوام خودم رو مجاب کنم که این رشته ارزشش رو داره و من میتونم خادم مردم باشم و همین برای سعادت من کافیه، اما باز هم فضای بسیار مسمومی که متاسفانه در بین همکاران من و در دانشگاه وجود داره مانع رشد این انگیزه میشه. استاد عزیز! من این رشته رو انتخاب نکردم که با درس نخواندن به مردم خیانت کنم و خدایی ناکرده به هوس پول و شهرت برسم. اما آنقدر فضای اطراف ناامید کننده هست و من رو به سمت آسایش و رفاه طلبی سوق میده که گاهی اوقات با خودم میگم «مگر عقل خودم رو از دست دادم که زندگی آرام با همسرم رو رها کنم و به جای کسب پول و ثروت، خودم رو وقف مردم و رفع حوائج اونا کنم؟!» استاد عزیز! واقعیت اینه که امروز پزشک متعهد کسی هست که علی رغم تمام مشکلات موجود چشم بر درآمد بالا و رفاه و آسایش ببنده و در فضای دشواری که به هزار و یک دلیل به وجود آمده خدمت بی‌چشم داشت به مردم کنه. اما چه باید کرد و این درد رو باید کجا برد که منِ دانشجوی آرمانخواه دیروز، در این فضای مسموم در حال خفه شدن هستم و به بی‌آیندگی و روزمرگی‌ فکر می‌کنم که با ادامه دادن این روند در انتظار منه. چه باید کرد در این دنیایی که اگر به جای صحبت کردن از خدمت به مردم، از پول درآوردن حرف بزنی محبوب تر میشی و موانع از پیش روی تو برداشته میشه؟ اما اگر رفاه طلبی رو نفی کنی چنان از طرف دیگران متهم و محکوم میشی که بعد از چندی از کرده خود پشیمان میشی و میگی ای کاش از اول هم این مسیر رو انتخاب نمی‌کردم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری!  انسان جدید با ظرفیت گسترده و آخرالزمانی‌اش در گذرگاه حساسی قرار دارد. از یک طرف می‌داند جواب این ظرفیت را تنها با انتخاب‌های بسی متعالی می‌توان داد تا حقیقتاً جواب داده باشد که حداقل آن همان در خدمت مردم‌بودن است به همان شکل که می‌فرمایید و نیز باید با حضور در تاریخی که انسان ذیل ارادۀ الهی قرار می‌گیرد در میدان مبارزه با استکبار حاضر شد و این‌جا است که شور زندگی و امید در شخصی مانند شهید طهرانچی با آن توانایی‌های علمی هسته‌ای و یا شهید رشید با آن تفکر علمی و فلسفی ذیل حضور در تاریخ انقلاب اسلامی به ظهور می‌آید. و از طرف دیگر با غفلت از این نوع زندگی همچنان نیست‌انگاری و نیهیلیسم و روزمرّ‌گی است. و این تقدیر این زمانه است که باید یا در میدان آن انتخاب بزرگ خود را حاضر نمود و یا در دل هزاران توهّم به نام انتخاب‌های بزرگ دنیایی همچنان در تنهایی و پوچی، خود را گرفتار کرد. خدا را باید شکر کرد که ما را در این زمانه قرار داد که توفیق زمینۀ انتخاب‌های بزرگی همچون انتخاب‌های آن دانشمندان و آن سرداران را برایمان فراهم کرد به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب در پیام اخیر خود خطاب به ملت ایران به مناسبت چهلمین روز شهادت جمعی از هم‌میهنان، سرداران نظامی و دانشمندان هسته‌‌ای؛ تکلیف هر جریان و گروهی را معلوم نمودند. حال این ماییم و نسبتی که باید با این پیام برقرار کنیم تا ذیل نظر نایب الامام خود را معنا کرده باشیم. https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=60746 . موفق باشید  

40392
متن پرسش

با سلام حضور استاد محترم: با توجه به اینکه می فرمایید بچه جزء مقدرات است و عالم ذر و انتخاب والدین توسط کودک. آیا دعا، گناه، صواب، حتی ازدواج نکردن یا ازدواج کردن ولی تصمیمی بر بچه نداشتن در رسیدن و نرسیدن به این رزق اثر دارد یا نه؟ آیا ممکن است اگر کسی بچه دار نمی شود به دلیل اعمالش گره در این امر ایجاد کرده باشد. یا ممکن است کسی که تصمیم ندارد فرزند دیگری بیاورد نقشی در آمدن و نیامدن انسانی روی این زمین داشته باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌فرماید: «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ» آن‌گاه که فرزندان بنی آدم را در آن شرایط خاص که نظر به ربوبیت پروردگارشان بود، از پشت پدرشان به هر معنایی که باشد، خارج کردیم و آنان مطابق صحنه‌ای که مقابل خود یافتند، همه اقرار به ربوبیت پروردگار کردند. و این می‌تواند حکایت از آن داشته باشد که آن فرزندان امکان تولد توسط پدرانشان را بالقوه دارا هستند. حال آیا در دنیا شرایط تولد آن‌ها فراهم می‌شود یا نه؟ این‌جا است که باید متوجۀ وظیفۀ پدر و مادرها بود که با ایجاد شرایط در حکم پدر و مادرشدنِ آن فرزندان، خود را وسعت دهند. موفق باشید 

40391
متن پرسش

سلام و نور و رحمت الهی تقدیم استاد محترم: استاد جان حضرتعالی در دروس معاد فرمودید که منیت محتضر از زمانیکه سنگ لحد رو روی جنازه اش می‌گذارند دیگر تمام و کمال از بین می‌رود و فرشتگان الهی می آیند و کفن رو از تن او درمیاورند و لباس بهشتی بر تن او می‌پوشند و از طرفی در دعای عهد داریم که اگر زمان ظهور حضرت حجت ارواحنا له الفدا من مرده بودم «إن حال بینی و بینه الموت فاخرجنی من قبری مؤتزرا کفنی» من را از قبر بیرون بیاور درحالیکه کفن پوش هستم. این دو مورد رو چگونه با هم جمع کنیم؟ مگر نه اینکه شما فرمودید دروس معاد رو با دیدگاه قوانین دنیایی و مادی تحلیل نکنیم و با قوانین برزخی نگاه کنیم. سپاس یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً چنین جمله‌ای در کتاب معاد و درس معاد در میان نیست که مطرح شود: «منیت محتضر از زمانیکه سنگ لحد رو روی جنازه اش می‌گذارند دیگر تمام و کمال از بین می‌رود و فرشتگان الهی می ایند و کفن رو از تن او درمیاورند و لباس بهشتی بر تن او می‌پوشند» اساساً نگاه مباحث معرفت نفسی به معاد از این جنس‌ها نیست. بحث بسیار عمیق‌تر از این حرف‌ها می‌باشد از آن جهت که در معاد جسمانی متذکر می‌شوند حتی جسم شما مطابق اخلاق و عقاید شما شکل می‌گیرد. آری! «مؤتزراً کفنی شاهراً سیفی» در دعای عهد به معنای «کفنم را بر دوش انداخته، شمشیرم را آخته» است. این عبارت به آمادگی کامل برای یاری امام زمان (عج) اشاره دارد، به گونه‌ای که شخص حتی با کفن نیز آماده خروج از قبر و جهاد در رکاب ایشان است. موفق باشید

40389
متن پرسش

سلام و عرض و ادب و احترام و ارادت خدمت استاد عزیز و مهربانم. استاد جان من در پرسش ۴۰۳۸۵ از حضرتعالی سوالی کردم ولی کامل مطرح نکردم. و شرمنده دوباره مطرح می‌کنم. در کلیپی از استاد امین سپیدنامه شنیدم که به نقل از ابوعلی سینا و ملاصدرا فرمودند که انسانیت انسان شاخصه و علاماتش اینه که ادراکات مرموزی دارد که از هرکسی برنمیاد مثلا اینکه قران رو باز می‌کنیم چقدرش رو درک می‌کنیم؟ جناب شیخ الرییس و ملاصدرا می‌فرمایند اینکه افرادی خطوط قران رو سیاه می‌بینند بدلیل این هست که باطنشون سیاه هست، این شخص دنیوی هست، نشئة الظالم اهلها، سوره نساء آیه ۷۵، قرآن شاخص هست، اون اشخاصی که قدرت روحانی پیدا کرده اند و انسان شده اند خطوط قرآن رو به رنگ سبز نورانی می‌بینند. استاد دوباره سوالم رو بهتر مطرح کردم. منظور ابن سینا و ملاصدرا چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست از نظر بنده این حرفها از نظر ظاهر هم که باشد معنا ندارد. ای کاش عین جملۀ جناب ابن سینا و جناب ملاصدرا که نماد تفکر و اندیشه و تعقل‌اند آورده می‌شد تا منظور آن‌ها دقیقاً معلوم می‌گشت. موفق باشید

40388
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. «فلسطین کلید رمزآلود فرج است» جمله ای بس رازگونه در مورد امری رمزآلود که در دوران ما از دهان مبارکی گفته شد که کلامش ندای حق طلبانه زمانه ماست. و چرا فلسطین!؟ سفری کنیم در این دوران به غرب سکولار مدعی لیبرالیسم و نگاهی باندازیم به ظاهر مردم در شهرها و دریابیم شگفتیهای عالم امروزمان را. آن مرد اروپایی آبجو به دست اما چپیه به گردن!! آن دختر اروپایی بی حجاب با دامن کوتاه اما چپیه به گردن با پرچم فلسطین منقش بر روی پیشانی! آن جوان بزرگ شده در قلب اروپا با ظاهری محجوب و فریادهای طنین اندازش که «فلسطین را رها کن» و «به نسل کشی پایان ده» در تظاهراتی در قلب اروپا و بالا بردن عکس خانم سحر امامی توسط آن جوان و ابراز افتخار به داشتن چنین زنانی؛ همان جوان در مجلس عزاداری اباعبدالله در قلب اروپا سینه زنان و اشک ریزان!!؟ آری درست شناختمش همان بود، از او پرسیدم خودش بود. جوانی بسی آشنا، آشناتر از هر آشنا و خویشاوندی، آشنایی در حد در آغوش گرفتن. جوانی که در اروپا متولد و بزرگ شده و به جای حضور در تظاهرات فلسطین و اشک ریختن و سینه زدن در عزاداری امام حسین (ع)، می‌توانست هزار کار و تفریح متنوع انجام دهد ولی چیست که او را به این راه می‌کشاند!!! برگردیم به کشور خودمان، به جای آن شعارهای پوچ فروکش کرده و محو شده «نه غزه نه لبنان...» اینک آن خانم های به ظاهر بدحجاب ولی با عشق رهبری در دل، مرگ بر اسرائیل گویان!!! در نقطه مقابل آن به ظاهر روشنفکران غربگرایی که از زمان شروع جنایت و کودک کشی در غزه گویی لال شده اند و آن سلبریتی های غرب پرستی که کمترین جرمشان این سکوت کر کننده است بعد از شهادت اخیر بیش از هزار نفر از هموطنان عزیزمان!!! روشنفکر باسواد یا سلبریتی بی سواد فرقی نمی کند، وجه مشترک هر دو اوج بی هویتی و پوچی که نسل کشی در فلسطین اکنون از آن پوچی پرده برداشته! و آن به ظاهر متدینین و متشرعین خوش خیالی که هنوز در آرزوی دیندارانه زیستن در کنار غرب وحشی حامی صهیونیسم هستند و در فکر آنند که چه سیاستی باید در قبال غرب پیش گرفت تا هم بتوان دینداری کرد و هم اینکه گربه شاخمان نزند‌!!! آیا اینها همه و همه حکایت از آن ندارد که گویی موضوع ظلم در فلسطین انسان ها را در دنیا غربال می کند و بی موضع و بی طرف بودن نسبت به آن مساوی می‌شود با پوچی و بی معنایی در زندگی، هر کجا که فرد می خواهد باشد با هر وضع مالی و هر جایگاه اجتماعی!؟ و آیا بی موضع بودن نسبت به این ظلم آشکار مساوی نیست با سهیم بودن در بی آیندگی تمدن غرب استوار بر پایه های لرزان سکولاریسم؟ همان بی آیندگی که تمدن معاویه ی بعد از شهادت ابا عبدالله به آن دچار شد و مردمی غفلت زده که شیفته و فریفته شکوه ظاهری و زرق برق دستگاه معاویه شده بودند. شیفتگی و فریفتگی از نوع همین شیفتگان کنونی تمدن غرب و کورانی که از دیدن ظلمات پنهان شده در پشت این تمدن دروغین عاجزند. تمدنی و عالمی که بودن در آن منتهی می‌شود به اوج روزمرگی، افسردگی و بیهودگی حتی با وجود نماز خواندن، حج رفتن و متشرع زندگی کردن!!! آیا در روزگار ما این مسئله فلسطین نیست که موضع گیری درست در قبال آن و حضور یافتن در صحنه های مرتبط با آن مساوی می شود با معنادار شدن زندگی و احساس شور و شعف و نور ایمان در درون خود؟ احساس نور ایمانی که از بی نماز نماز خوان می سازد و از بی حجاب باحجاب! با عرض ارادت و التماس دعا استاد بزرگوار

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و چه اندازه موضوع را خوب به میان آورده‌اید. آری! زمانه، بسی حساس است و چه سخن بلندی است سخن رهبر معظم انقلاب که فرموده‌اند: «قضیۀ فلسطین، کلید رمزآلود گشوده شدن درهای فرج به روی امت اسلامی است.» بخواهیم و یا نخواهیم حقیقت جز این نیست هرچند جبهۀ استکبار گمان می‌کند که با قدرت و با رسانه می‌تواند موضوع فلسطین را تمام کند. تصوری که سال‌ها پیش بر اساس همین تصور، کشتار صبرا و شتیلا را به پا کرد و گمان کردند کار فلسطین تمام شده، و عجیب است که نه‌تنها تمام نشد، بلکه در صحنۀ باریکۀ غزه، کار برای جبهۀ استکبار پیچیده و پیجیده‌تر گشت؛ هرجند هنوز به گمان آن‌ها به گفتۀ اخیر ترامپ احمق، غزه دیگر تمام است و عجیب است که دنده‌های از سینه برآمدۀ آن کودکان گرسنه چه غوغایی به پا کرده و چه عبرت بزرگی است فلسطین برای فهمِ معنای آیندۀ جهانی که در پیش است. استکبار با تمام قوا گمان می‌کرد لااقل غزه را تمام کرده و حال با بحران خود روبه‌رو شده است. آیا الهامِ الهی که بر قلب شهید سنوار عزیز القاء شد، تا طوفان‌الاقصی را به میان آرود، چیز کمی بود؟ از آن جهت که امروز غزه مرکز جهان شده است؟
چه اندازه همان‌طور که فرموده‌اید ذیل دفاع فلسطین، آن انسان‌ها در اقصی نقاط جهان به یکدیگر نزدیک شده‌اند و از آن طرف، آری! فلسطین ملاک رسوایی غرب‌زدگان لیبرالی شده‌اند که معنایی از انسانیت را در خود کشته‌اند. چه کسی باور می کرد که خداوند گاهی از طریق افرادی که فاسق هستند، دین خود را یاری می‌کند همچون  نتانیاهوی خبیث و ما ازطرف دیگر از این طریق به عظمت شخصیت‌هایی همچون شهید سنوار می‌توانیم پی ببریم که چه صحنۀ پیچیده‌ای را پیش آوردند که دشمن با همۀ امید برای پیروزی، اکنون گرفتارترین جریان موجود شده است. و ما در عین آنکه سخت از نظر روحی و عاطفی در فشار هستیم ولی لازم است که صحنه را از زاویه‌ای که موجب عبرت تاریخی می‌شود مد نظر قرار دهیم  امری که رهبر معظم انقلاب در آن سخن خود در ۲۵ فروردین ۱۳۸۵ متذکر شده‌اند که جایگاه تاریخی جریان فلسطین تا کجاها عبرت آموز خواهد بود. علاوه براین خوب است به نکاتی که آقای یونس محمدی متذکر شده‌اند نیز، بیندیشیم. 
https://eitaa.com/zaghsefid/141554 موفق باشید  
 

40387
متن پرسش

سلام استاد عزیز: ان اشالله سلامت باشید. در گیر و دار ثبت نام کربلا هستم و یک سوال برام حل نشده. در شرایط کنونی مردم غزه آیا بهتر نیست هزینه سفرکربلا را هدیه کنم برای غذای مردم غزه؟ نمیدونم آیا احیای اربعین الان اولویته یا غذای مردم غزه اینکه خودم از تشنگی کربلا در رنجم بماند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید بتوانیم هر دو موضوع را جمع کنیم و در کنار کمک به مردم غزه در این مسیر نیز وارد شویم، بخصوص که مشکل اصلی، عدم بازکردن گذرگاه‌ها می‌باشد و باید در این رابطه تلاش کرد. موفق باشید

نمایش چاپی