سلام استاد عزیزم: احساس میکنم دیگر کاری در این دنیا ندارم، صبح که بیدار میشوم و میبینم دوباره زندهام میگویم چرا دوباره برگشتم! هیچ چیزی دیگر سر حالم نمیآورد چه مثنوی چه نماز چه هرچه فکرش را بکنید. فقط مرگ را میخواهم البته در اوج بی توشگی! شاید آن طرف هم زیادی باشم، نه این طرف نه آن طرف هیچ کس مرا گردن نمیگیرد! نه اینکه خسته و افسرده باشم و برای خلاصی از رنج، طلب مرگ کنم بلکه هرچه میاندیشم با خود میگویم واقعا هیچ چیزی برای دنبال کردن نیست! عشق هم که هزار ناز و استکبار دارد و حالا حالاها رخ نشان نمیدهد! شما مرهمی از برای این درد که نمیدانم چیست بفرستید که خیالمان از مشربتان مشعوف است. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت زندگی برای افرادی چون جنابعالی که نمیتوانید در پوست خود بگنجید، همین است که انسان در چنین بنبستی، متوجه جهانی میشود که باید به آن تعلّق میداشت تا هرچه میخواهد بشود. بنا بر آن نیست تا ما خودمان جهان خود را تعریف کنیم و به دنبال آن بگردیم. بنا بر آن است تا بگذاریم در دل چنین شرایطی جهانی که جهان ما میباشد، گشوده شود و آن است حکایت جهانهای فراخ که به سوی ما میآید. و در این رابطه اُنس طولانی با قرآن، راهگشا خواهد بود. بیابید آنچه یافتنی است و باز بگویید که گفتنیها دارید؛ حال چه با زبان شعر و چه با زبان اشارات قدسی. موفق باشید
بسمهتعالی. مردم سرتاسر دنیا امروز به دنبال ایرانی میگردد که در کنار آن ملت ایرانی خاص، بتوانند انسانیت و اراده های لازم برای مقابله با ظالمان را بیابد و در مقابل ظالمان کشورهای خود بتوانند استوار بایستند. ۲۲ بهمن ماه آغاز ظهور ملتی است که دنیا انتظار آن را این روزها میکشد و فریادش به گوش مان رسیده! خداوند میدانند که چقدر جهان منتظر و نیازمند ایرانی است که برای حکومت الهی فراگیر لازم هست! تعجب و تعجب از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که باز و باز ایران و ملت ایران را مناسب این امر بزرگ میبینند. از ما سرو بلند عالم یعنی ملت ایران ۲۲ بهمن ماه سلامی گرم و سرزنده و غنی به هر آزاده ای در دنیا که منتظر حضوری بزرگ برای سرنگونی امثال ترامپ هایشان هستند. مردم دنیا بخوبی اندیشیدند که مرکز جهان ایران است ناآگاهان کره زمین را جهان میخواندند، در حالی است که امروز صد جهان فراگیر در ایران هست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دیگر ایران، یک کشور نیست، جهانی میباشد که در مقابل جبهۀ استکباری و صهیونی آغاز شده است و توجه همۀ فرشتگان عرش تا انبیای الهی نظر به این ایران دارند. ایرانی که در ۲۲ بهمن امسال ذیل تأکید اخیر رهبر معظم انقلاب، قامت بلند خواهد کرد تا حکایتی باشد برای خواری و پوچی جهانی که بنا دارد با هرچه بیشتر ظلمانیشدن حتی با درود به یزید، خود را ادامه دهد. و اینجا است که با درخشش هرچه بیشتر ایران روبهرو خواهیم شد. موفق باشید
به نام خداوند. از فکر خطور هم نمیکرد پس از جنگ ایران و اسرائیل هنوزم هم اصلا احمقی باقی مانده باشد که در مملکت مان دشمن جمهوری اسلامی باشد! زیرا حق بشدت ظهور کرد. از همین روی خداوند با اغتشاشات و در مقابلش تضاهرات دی ماه ملت ایران را غربال نهایی کرد زیرا میخواهد ملت ایران در میدان های بسی برتر از همه دنیا حاضر شوند و به نتیجه جانفشانی هایشان برسند و مادری تمام آزادگان و دلباختگان انسانیت و توحید را بکنند. ۲۲ بهمن ماه اراده خداوند در غربال حق و باطل و تحقق «ملت جمهوری اسلامی ایران برای بهشت قرب خداوند و استقرار در آینده هست» و به نتیجه انتخاب امتحان های اعلای آخرالزمان خویش نایل میشوند. آیا زبان فارسی صرفاً کسی را ملیت ایرانی میبخشد یا برای ایرانی بودن که معنی نام ایران یعنی «سرزمین نجیبزادگان و شرافتمندان» است، جایی برای نانجیب ها و بی شرف ها می ماند؛ این اراده ای بوده که روح های خسروانی و موحد بنیانگذاران ایران باستان برای ایران داشتند زیرا همانطور که بدترین افراد از سر ریز اروپای وحشی یهودی، که حتی اروپا هم از شدت جنایاتش آنها را نمیتوانست بپذیرد و دنبال ساختن مملکتی بودند که قاره سرخ پوستان را پیدا و آنها را سلاخی، سرزمین ها را سرقت کرده و بنای استبداد جهانی را نهادند همانطور که پیداست روح بنیانگذاران آن شیطان ها خود را معرفی کردند: (کریستوف کلمب در نامه خود مینویسد: مردم سرخ پوست «بسیار مهربان، صلحطلب و سادهلوح» هستند! به راحتی هرچه میخواهی به آنها دیکته کنی، اطاعت میکنند. آنها خدمتگزاران خوبی خواهند شد. به راحتی میتوانیم آنها را مسیحی (عهد جدید یهود) کنیم. از آنجایی که آنها ساده و مطیع هستند، میتوان به راحتی آنها را وادار به کار در مزارع و استخراج طلا کرد. من میتوانم به اعلیحضرت ها تمام طلایی که نیاز دارند، برده و ادویه به هر مقداری که بخواهند، بدهم. این سرزمین برای استقرار شهرها و قلعهها و تبدیل آن به قلمرو پادشاهی بسیار مناسب است). این روح غرب وحشی روحی یهودی که امروز در غزه هم اوج گرفته مثل اپستین یهودی که آمریکا را محل نهایت یهودی بودنش یافت و روح های یهودی را در خود جای و برای نشان برتری و سلطه یهود از آنها مدارک برای باج گیری جمع کرد یک نمونه نهایی یهودیست. یهودی گری مرز ندارد چنان که ایرانی بودن بی مرز است چه اغتشاشگران مسلح یا سیاستمداری با ایده های مغربی یا سعودی هایی در کنار کعبه نیز یهودی هستند هرچند یک یهودی بی اصالت اما سرباز و برده ای برای یهودیان اصیلند. یهودیها هر ساله تعداد مردم دنیا را تقسیم بر تعداد مردم خود میکنند تا بدانند چند برده دارند! بله! این غربال بزرگ در ۲۲ بهمن ماه در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی از شریف ترین ایرانی مسلمان عالم حضرت امام خمینی رضوان الله که علیه امروز جهانی شده و قول ایشان که فرمود «دلخوش به حداقل های مادی نباشید ما شما را به مقام انسانیت میرسانیم» و حقیقتا با مقاومت اقوام انقلاب او مثل فلسطینـ لبنان و ملت ایران در تمام دنیا مقام انسانیت را حاضر و معرفی کرد و ایران را مأمن و خانه توحیدـ شرافتـانسانیت و نجیب زادگی و قله آمال پیامبران و معصومین کرد زیرا امکان این تعالی را داشتیم و البته زیرا خداوند برای ظهور خود، برترین امکانات را برمیگزیند و ایران محل ظهور خدا شده است. جان و همه وجودمان فدای تمام و کمال تک تک انسانهای برتر زمان یعنی افراد حاضر در ۲۲بهمن ماه. این ملت ایران برگزیدگان و شرافتمندان و نجیب زادگان عالم هستی هستند. غبطه به یکایک ملت ۲۲ بهمن جمهوری اسلامی ایران و شاد باش به تعالی مبارکشان باد. خدا را شکر که یهودیها نتوانستند مثل دیگر کشور ها ایران را هم از آن خود کنند، بیچاره کره جنوبی یا ترکیه یا عربستان که امروز بی هویت ترین و احمق ترین و البته بی فرهنگ ترین اقوام دنیا شدند از پی آنکه اراده کردند غربی بشوند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید شرایط، شرایطی است که ما در تقابل یهودیگری در اوج بیتاریخیِ آن و هویت خسروانیِ ایرانیِ شیعی در اوج درخشش آن قرار گرفتهایم و معلوم است که در چنین طوفانی انتخاب بزرگ، انسانیتی بزرگ را در پی دارد و اینجا است که اگر شخصیت رهبر معظم انقلاب را که خدا برای این دوران پرورانده است؛ مدّ نظر قرار ندهیم حتماً سقوط خواهیم کرد، هرکه میخواهد باشد با هر سابقهای. https://eitaa.com/zaghsefid/171157 موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز و پدر دلسوز: قبل از پرسش استدعا دارم برای این حقیر در مناجاتهاتون دعا بفرمایید. سوالم این هست که چرا زیارت هر یک از ایمه با «السلام علی ...» شروع میشود ولی زیارت حضرت زهرا سلام الله علیهم بدون سلام شروع میشود، با «یا ممتحنه امتحنک الذی خلقک...» شروع میشود و بعد از چند عبارت تازه سلام میدهد. آیا این قضیه سری از اسرار را در خود دارد؟ ممنون و سپاسگزار. بینهایت التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله که در امورات خود بهترین نتایج را بیابید. شاید در این مورد که میفرمایید خواسته باشند ما را متوجۀ مقامِ پیشاخلقتیِ حضرت زهرای مرضیه «سلاماللهعلیها» بنمایند که روایتها بر آن تأکید دارد. موفق باشید
با نام و یاد او سلام علیکم استاد عزیز: بنده اعتقاد قلبی به ولایت فقیه دارم و خود را جناحی نمیدانم. به تازگی به خواستگاری دختری رفتیم که ویژگی ها و معیارهای اخلاقی خوب و نمازخوان و با تحصیلات است و خانواده اصیل دارد. اما ایشان اعتقادات خاصی دارند مبنی بر اینکه ما روی حد و مرز خودمونیم و اصلا سیاسی نیستیم و نه طرفدار این طرف (حکومت) هستیم نه آنطرف (بیگانه). البته که این حرف اشتباه است و میدانم که در این زمانه انسانیت یا به نهایت خوبی متمایل است و یا نهایت بدی، و حد وسطی وجود ندارد (یا با حق است یا باطل). آیا با وجود این اعتقاداتی که خانواده عروس و خود عروس دارد ادامه آشنایی و تشکیل زندگی با ایشان را توصیه میفرمایید؟ و آیا امکان پذیر است که کم کم با گفتگوها و سیر مطالعات بعد از ازدواج دختر خانم به سمت حق و حقیقت و انقلاب گرایش پیدا کند؟ (متاسفانه این مسئله را خیلی ها فهم نکرده اند که انقلاب اسلامی حقیقتی ماورای مسئولین جمهوری اسلامی است و به واسطه عملکرد ضعیف مسئولین و سوء مدیریت آن ها، بعضا مردم، از حکومت و سیاست بدشان می آید)
باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی بدون دلدادنِ به ولیّ فقیه در این زمانه مشکل است. حال باید بررسی کنید اگر در آن دختر زمینۀ نظر به ولیّ فقیه هست، میتوانید کار را جلو ببرید. موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد چاره کار چیست عبادت، عادت نشود، حتی ممکنه کسی نماز شب را از روی عادت بخونه، یا حتی روزه رجب و شعبان را، خیلی هنر کنه به خاطر کسب خیر دنیا و آخرت نماز شب بخونه چرا که از اون عزیز شنیده «دنیا میخوای نماز شب بخون آخرت هم میخوای نماز شب بخون»، این کاسبی کجا و اون «الهی سر برود سحر نرود» کجا، این تجارت کجا و اون قلب شائق کجا؟ چاره چیست؟ چه باید خواند؟ چه باید کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت عجیبی است در نسبت بین «عبد» و «ربّ». جناب عمّان سامانی در این مورد گفتهها دارد:
چون دل عشاق را در قید کرد
خودنمایی کرد و دلها صید کرد
امتحانشان را ز روی سر خوشی
پیش گیرد شیوۀ عاشق کشی
در بیابان جنونشان سر دهد
ره بکوی عقلشان کمتر دهد
دوست میدارد دل پر دردشان
اشکهای سرخ و روی زردشان
چهره و موی غبار آلودشان
مغز پر آتش، دل پردودشان
دل پریشانشان کند چون زلف خویش
زآنکه عاشق را دلی باید پریش
خم کند شان قامت مانند تیر
روی چون گلشان کند همچون زریر
یعنی این قامت کمانی خوشترست
رنگ عاشق زعفرانی خوشترست
تا گریزد هر که او نالایقست
درد را منکر، طرب را شایقست
و اینجا است که انسان نمیداند با این «خدا» چه کند! با هزار امید به سوی او میروی و بعد آنچنان با جلالاش روبهرو میشوی که گویا هیچ راهی برایت گشوده نشده است و پس آنگه باز به خود میآیی که گویا تنها و تنها راه، همین است که با «او» باشی هرچند که هزاران کرشمه پیش میآورد تا غنایِ خود را به رُخ ما بکشد و ما نیز فدای همان غنای او میشویم و همچنان «در دل دوست به هر حیله رهی باید جست» و ناز او را میکشی و باز، ناز او را میکشی. فدای او با همۀ نازهایش. این است خدای ما .موفق باشید
با سلام و احترام و تشکر فراوان از عنایات جنابعالی. متن بنده از سه قسمت تشکیل شده است: ۱. اظهار فقر و عجز برای اینکه کارمان راه بیفتد یا برای اینکه واقعا و حقیقتا عاجز و فقیریم؟ یعنی عجز و فقر، خود وسیلهای شده که به اراده مان برسیم یا از لحاظ حقیقی و در نسبتی فقیرانه و عاجزانه بهسر میبریم؟ اقرار به ضعف گاهی معنای خودشیرینی و نمایش و تفنن به خود میگیرد تا بلکه خدا {خواسته ام} را اجابت کند. اینجا دیگر عبدی نیست که نسبت عبد با معبود داشته باشد بلکه منم و ارادهام و اوست و ارادهاش. با این تعریف که حقیقت چیزی نیست که بتوانم به چنگش درآورم و فقط و فقط این انتظار است که در نسبتی {شایدانه} امید به آن میرود که حقیقت آشکار شود؛ دیگر همه افعال و اعمال و گفتار آدمی نه برای رسیدن به هدفی خاص، بلکه برای گشایشی از سوی معبود انجام میگیرد. شاید شریعت نحوه صحیح این زیست در هوای شاید هاست. جایی که انسان عبادت میکند نه برای تسخیر عالم و طمع بهشت و ترس دوزخ بلکه برای حقیقت، و حقیقت چیزی جز عین ربط بودن که نیست. اینجا دیگر {اراده خودمختار من} معنایی ندارد. ۲. از طرفی داریم که: «و ان لیس للانسان الا ما سعی» در این فضا معنای درستِ سعی چیست؟ اگر سعی به همان معنا باشد که من اراده کنم و کاری کنم و نتیجه ای بگیرم که باز سرگرم اراده معطوف به قدرت خودم شدم و دوباره آن نسبت عبد با معبود به حجاب رفت! حتی اگر بگوییم که سعی انسان و اراده انسان در طول اراده اللهی است و ایده و عمل و نتیجه معطوف به قدرت خداست، اینجا مشکلی پیش میآید و آن اینست که پس فعل شر هم اراده خداست. برای نمونه بیاییم و افعال صهیونیست را به اراده خدا نسبت دهیم و بگوییم او با اراده خدا کودک می کشد! از طرفی اینجا نیازمند تبیین دیگری از مسئله جبر و اختیار است. هرجا حرف از اختیار میزنند آن اراده خودمختار برداشت میشود. دلیل شان هم این است که میزان و حسابرسی باید براساس یک انتخابی باشد و آن انتخاب از اراده خود آدم نشأت می گیرد. وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی (۳۹) وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُری (۴۰) ثُمَّ یُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفی (۴۱) وَ أَنَّ إِلی رَبِّکَ الْمُنْتَهی (۴۲) وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکی (۴۳) وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْیا (۴۴) حال باید چگونه به این مسائل نظر کرد که هم «اراده معطوف به قدرت من» دخیل نباشد و هم مسئله «میزان و حسابرسی» حل شود؟! ۳. معنای دعا: در دعا کردن هم نوعی دوگانگی پیش میآید. اول اینکه دعا به معنای این باشد که من در انتظار چیزی هستم و دعا میکنم که گشودگی برای رسیدن به آن چیز اتفاق بیفتد و در اینجا قید نمیکنم که آن چیز چیست و فقط منتظرم که چیزی که اراده خداست واقع شود. دوم اینکه دعا کنیم که مثلا خانه دار شویم و قید کنیم که چهچیزی میخواهیم و در اینجا اراده و خواست خود را به عرصه بیاوریم. در دومی ظاهراً باز {اراده من} وسط است و من چون قدرتش را ندارم از خدا میخواهم که اراده من را به اجابت برساند. ولی دعاهای وارده بعضا همین بو را میدهند یعنی مثلاً دعا داریم برای اینکه ازدواج کنیم و در اینجا این ازدواج به عنوان خواست من به میان می آید. از آن طرف دعاهایی داریم که درفضای اولی سیر میکنند مثلا ادعیه وسعت رزق که چون معنای رزق هرگونه گشودگی ای هست پس دعای افزایش رزق و روزی در فضای انتظار و رضا و تسلیم بهسر میبرد (درصورتی که افزایش رزق هدف نباشد و واقعا حالت انسان انتظار گونه باشد) اما دعای افزایش مال یا ازدواج یا ظفر بر دشمنان و ازین قسم، چنین حالی ندارند و انگار انسان مقرضانه و خودمحورانه برای رسیدن به خواستهاش ورای اینکه برسد یا نرسد دعا میکند. حال آنکه هر دو نوع دعا از معصوم (علیهمالسلام) وارد شده است و نمیتوانم بپذیرم که معصوم که عین عبد و در شدت عبد بودن بهسر میبرد اراده معطوف به قدرت خود را داشته باشد. خواهشمندم این ۳ مطلب را برای بنده تببین بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤالاتی با زوایای خوبی را به میان آوردهاید. در اولین سؤال، اگر همانطور که متوجه هستید بتوانیم در نسبت خود با حضرت معبود به افقی نظر کنیم که عملاً او به عنوان «او» و نه شخصی و یا چیزی، مدّ نظر باشد؛ نسبت ما با همۀ علم و همۀ حیات به ظهور میآید به همان معنایی که حضرت صادق «علیهالسلام» در اشاره به حضرت محبوب میفرمایند: «اِنَّ اللهَ عِلُمٌ لا جَهَلَ فيه، حياةٌ لامَوتَ فِيه» و البته این راهی است که ما از این طریق از سالها نگاهِ متافیزیکی در الهیات عبور میکنیم و در همین افق به سؤال دوم نظر کنید که بودنِ ما همچنان در میدان توجه به «او» میباشد و این یعنی «و ان لیس للانسان الا ما سعی» به این معنا که همچنان در این حضور و توجه به سوی «او» حاضر و باقی و صابر باشیم از آن جهت که صبر حقیقی، در راهبودن است و در راه، راه را طیکردن. و در سومین قسمت سؤال، در عین حاضرشدن در دعای حقیقی که گشودهشدن جان است به سوی رحمت واسعۀ «او» که نمونۀ آن را در مناجات عزیزالقدر «شعبانیه» مییابید؛ بخصوص در آن فرازی که اظهار میدارید: «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک...» و تقاضا دارید تمام بودنِ شما، توجه و باز توجه باشد تا آنجایی که تقاضا دارید: «... و تصیر ارواحنا معلقۀ بعز قدسک» و این یعنی: «گم شدن در گم شدن دین منست / نیستی در هست آیین منست.» آری! در دل این حضور، برای معاشقهای بیشتر حتی از او میخواهیم که نمک طعام ما را هم بدهد وگرنه ما را چه به نمکخواستن؟! موفق باشید
استاد سلام: برای برخورد با شخصیت های اشراقی از امام خمینی تا مرتبه بالا که معصومین باشند میفرمایید برخود برهانی و عقلی صرفا کافی نیست و باید برخورد اشراقی داشت. یعنی من اینطور فهمیدم که مثلا ما با خواندن زندگی نامه و تاریخ حرکت و قیام امام حسین صرفا امام حسین شناس خواهیم شد اما این کافی نیست و باید با حقیقت اشراقی برخورد داشت. این نوع برخورد چگونه است و چگونه حاصل میشه و چه باید کرد؟ آیا برخورد با حقیقت اشراقی همان تهذیب نفس است یا لازمه برخورد تهذیب نفس است؟ کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی را مطالعه کردم اما این هنوز برام سوال هست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند میفرماید: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ»، به زودی نشانههای خود را در کرانه ها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بی تردید او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است.
ملاحظه میکنید که میفرماید همچنانکه انسان در مسیر توحید قدم گذاشت تا آنجایی جلو میرود که خداوند در جان آن انسانها و در افق شخصیت آنها حقایق را متجلی میکند تا آنجایی که مییابد که این خداوند است که با چنین جلواتی به ظهور آمده است و از این جهت به گفته جناب علامه طباطبایی، در آخر از ما میپرسد، آیا تا اینجاها جلو آمدهاید که بیابید در هر چیزی اوست که مشهود است؟ و این یعنی نظر به اشراقات الهی، امری که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» در آن حاضر بود و با ارتباط با شخصیت آن مرد بزرگ و ذیل آن مرد، با توجه به نگاه به رهبر معظم انقلاب میتوان نگاه إشراقیِ لازم را در همه چیز مدّ نظر داشت. آیا ۲۲ دیماه، حضورز انوار الهی نبود که در این مردم جلوه کرد؟ آیا ۲۲ بهمنی که در پیش است به طور معجزهآسا محل اشراق انوار الهی و فرشتگان ربّانی نخواهد بود؟ موفق باشید
سلام استاد: من پرسشی دارم ممنون از اینکه جواب میدید. استاد شخصیت هایی مثل حاج قاسم و مرحوم امام از بچگی در سختی بزرگ شدن. و این سختی کشیدن فارغ از اینکه حاج قاسم هنوز نگاهی عمیقی نسبت به مسائل دینی و مبارزه نداشت اما در شخصیت های آینده ایشون تاثیر داشته. از طرفی هم نگاه به آموزه های امام از جمله اینکه ایشون میفرمایند مبارزه با راحت طلبی جمع نمیشه. برای امثال منی که در ناز و نعمت بزرگ شدم و شرایطی مهیا بوده احساس میکنم نمیتونم در این قیام لله که دقیقا نقطه مقابل راحت طلبی و زندگی در ناز و نعمت بوده جایی داشته باشم. چطور این رو جبران کنیم استاد؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، حضور در جبههای است که انسانهای بزرگ در آن حاضر بودند. در آن حالت، شخصیت انسان فارغ از زندگیهای معمولی، شخصیتی میشود در دل تاریخی که آن بزرگان در آن حاضر بودند و همراه با عزمی خواهد شد که از جنس عزم آنان میباشد. موفق باشید
سلام: محبت کنید بفرمایید علم حق به اعداد اصم چگونه است با توجه به اینکه عدد اعشارشان تا بی نهایت ادامه دارد و نیز گفته شده سبحان من لا یعلم جذر الأصم إلا هو مقصود از جذر اصم در اینجا آیا جذر عدد اصمی مثل رادیکال دو است یا مقصود از اصم اعدادی است مثل ده که جذرشان اعشار دارد یا اینکه مقصود جذر اصم منطقی است؟ متشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اعتباریات، ساختۀ بشر است و اساساً چیزی نیست که مورد علم خداوند قرار بگیرد. موفق باشید
سلام آقای طاهرزاده وقت شما بخیر: امیدوارم حالتون خوب باشه. اعیاد شعبانیه رو تبریک میگم. ببخشید من هر وقت دچار یه حالت معنوی خوبی میشم یا یه کار خوبی انجام میدم بعدش یه خرابکاری بزرگ میکنم. دقت کردم همیشه این اتفاق میافته. مثلا چند شب پیش وقتی مناجات شعبانیه رو خوندم و خیلی به دلم نشست، کلی گریه کردم و توبه کردم. چند ساعت بعدش عین احمقا نشستم تا صبح جوک خوندم و ولگردی مجازی کردم. یا چند وقت پیش قرآن خیلی خوبی خوندم بعدش سر یه موضوع بیخودی با پدرم دعوام شد. یا یه عهدی با خدا بستم که یه کاری انجام بدم بعدش نشستم تا صبح سریال یانگوم رو دیدم! یعنی اگه یکی به من بگه یانگوم میبینم میگم چقدر تباهی بعد خودم در اوج کار و زندگی نشستم فیلم دیدم. نمیدونم این دام شیطانه یا خودم زیادی احمقم یا هردو. فقط میدونم خسته شدم از دست خودم. ۸ ساله که نیستم. ربع قرن زندگی کردم چشم رو هم بذارم وقت مرگم میرسه. لطفا یه راهکار واقعی بهم بدید. جملات انگیزشی و کلی به کارم نمیاد. من خیلی زود تحت تأثیر قرار میگیرم و حتی گاهی تا چند ماه خوب پیش میرم اما بعدش دوباره جا میزنم. چی کار کنم که شده به قدم برم جلو، اما واقعا برم جلو. نه اینکه توهم پیشرفت داشته باشم و دوباره ببینم دارم عمرم رو با چرت و پرت هدر میدم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید به خودمان برنامه بدهیم و در برنامهدادن، سختگیری نکنیم. ولی در دلِ آن برنامهها کارها را جلو ببریم تا روزمرّهگیها ما را گرفتار خود نکند. به گفتۀ جناب مولوی: «مر سفیهان را رُباید هر هوی / زانکه نَبوَدشان گرانی قوا». گرانی قوا همان برنامهریزیها است. موفق باشید
سلام علیکم: خداوند متعال به شما اجر فراوان، و طول عمر با عزت و همراه با عاقبت بخیری عنایت فرماید. اگر سوال خصوصی داشته باشیم و نخواهیم پرسش و پاسخ ما در کانال ایتا گذاشته شود، یعنی نخواهیم در عمومی کسی ببیند چجوری باید بپرسیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن جا که ممکن است سعی بفرمایید سؤالهای خصوصی خود را با کسانی در میان بگذارید که شما و روحیۀ شما و موقعیت جنابعالی را میشناسند. از این طریق نتیجۀ بهتری ان شاءالله به دست میآورید. موفق باشید
سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه. حضرت آقا فرمودند بزودی ترامپ در اوج غرور و فرعونیت نابود خواهد شد، البته که نابودی باطل از سنتهای الهی است، اما با توجه به علائم و حوادث ظهور آیا این نابودی همان بلعیده شدن سفیانی و لشکرش در زمین نیست؟ من از حدود ۲۰ سال پیش کتاب شیخ علی کورانی را گرفته بودم و هر چند سال یکبار مرور میکردم اما هر بار اون چیزی که دلم میخواست رو از این کتاب بدستم نمیومد، ولی الان انگار خیلی برام ملموستر شده. استاد آیا هنوز هم نمیتوان راجع به اشخاص معرفی شده در روایات نظر قطعی داد؟ مثلا شعیب ابن صالح فردی که حضرت مهدی علیه السلام را همراهی میکند و از ری است، آیا این ری لزوما شهرری (شاه عبدالعظیم) هست یا نه تهرانه؟ مثلا سید خراسانی رو که میدونیم دیگه حضرت رهبری مدظله العالی هستند, اما آیا سفیانی همان ترامپ یا نتانیاهو ی ملعونند؟ یا جولانی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید ما در سنتهای الهی حاضر باشیم و نسبت خود را با هر آنچه در اطرافمان میگذرد، نسبت به سنتهای الهی ارزیابی کنیم بهتر است تا اینکه خود را مشغول مصداقهایی کنیم که شاید بیشتر حالت نمادین و تأویلی داشته باشد. نگاه مقام معظم رهبری به سنتهایی که قرآن متذکر آن است بسیار ارزشمند است. موفق باشیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/21528
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت ارواحنا فداه: استاد من سخنرانی انتظار و نجات از اکنون زدگی شما رو گوش دادم ولی اون قسمتی که راجع به توحیدی بودن امیرالمؤمنین علی علیه السلام و جمع بین گذشته و حال و آینده صحبت کردید هیچی نفهمیدم، از لحاظ ذهنی میفهمم ولی از لحاظ شدن و عینیت یافتن وجودم هنگ میکنه. و اینکه فرمودید توحیدی شدن یعنی با تمام انبیا و اولیا و حضرت حجت ارواحنا فداه تا الان یکجا حضور داشتن. البته فکر نمیکنم منظور شما حضور مادی باشه که البته حضور مادی رو هم ممکنه شامل بشه، ولی یقینا حضوری از جنس حرکت وجودی و سنخیت و عینیت پیدا کردن است. مثل ضرب المثل آنچه جوان در آینه بیند پیر در خشت خام بیند. یا به دریا رفته میداند مصیبتهای طوفان را، خلاصه. یا اینکه حضرت آیت الله خامنه ای میفرمایند من زیر بیرق ابالفضل علیه السلام هستم، این یک حرف نیست یا اظهار علاقه و ارادت و محبت نیست، واقعا حضرت آقا در فقر محض و مطلق و تسلیم اراده و عبد محض بودن خودشون رو و از طرفی حل شدن در قدرت و اراده الهی شون رو به ما نشون میدن. و بخاطر این نحوه وجودشون و اتصال و فانی شدن شون هست که امید به آینده دارند چون فقط ظهور اراده الهی رو میبینند و هزاران بار در زندگی شخصی و اجتماعی شوند تجربه کردند. اما اینکه ما باید با انبیای گذشته معین داشته باشیم چنانکه حضرت علی علیه السلام میفرمایند انگار من با اونها بودم، شاید بدلیل این باشه که نوعیت حوادث تاریخی و گذشته از جنس تقابل خیر و شر و حق و باطل هست که حضرت اینگونه میفرمایند. مثلا من خودم فکر میکنم تا زمانی که جنس غربت و خون دل خوردن انبیای گذشته علیهم السلام از آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی مسیح علیهم السلام را درک نکنم و حل در وجود توحیدی شون نشم همسنخ نهایی ترین پیامبر حضرت محمد صلی الله علیه و آله نخواهم شد و فکر کنم این معنی جمع بین گذشته و حال و آینده و حضور در چادر حضرت حجت ارواحنا فداه باشه. یا حق. انشاءالله که راضیة مرضیه باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که فرمودید خوب است ولی عنایت داشته باشید ما در ذات انسانیت خود نسبت به انسانها نوعی یگانگی در عین تشکیکیبودن و شدت و ضعفداشتن، در انسانیت با آنها دارا هستیم به همان اعتبار وجود که همه مراتب وجود را دارا هستند در عین شدت و ضعف. موضوع انسانیت همانطور که در کتاب «مبانی نظری مهدویت» عرض شد امری انسانی و تشکیکی است و قرار است ما از جهت انسانیت خود با انسانها رابطه برقرار کنیم. در آن صورت اولیای الهی را نهایتِ حضور خود در افقی مییابیم که نسبت به آنها بیگانه نیستیم و هر آنچه در مسیر شریعت الهی بهتر و عمیقتر قدم برداریم، نسبت خود را با آنان بیشتر احساس میکنیم به همان معنایی که جناب مولوی فرمود: «شیر را بچه همی ماند به او / تو به پیغمبر به چه مانی، بگو؟». موفق باشید
سلام علیکم: استاد در مواجهه با سخنانی که اخیراً فرمودید https://eitaa.com/matalebevijeh/21614 احساس کردم با زبان شعر اشارات پنهان آن سخنان را میتوان با مخاطب به گفتگو نشست و در این رابطه اشعار زیر را تقدیم میکنم.
بسمالله الرحمن الرحیم
دلا یکدم بیا عزم سفر کن
به دريا های جان خود گذر کن
ز بعد آن سفر کن سوی ظاهر
به وجه الله نظر کن در مظاهر
دمادم جلوههای یار بنگر
شکوه واحد قهار بنگر
یکی زان جلوه ها یش انقلاب است
در این تاریخ عالم فتح باب است
حوادث را تو تاریخی نظر کن
به سنت های قرآنی گذر کن
بود این نهضت اشراق الهی
به روح الله جان مرد الهی
از آن انوار ساطع بر شهیدان
مقدس های چون آیات قرآن
بپا گرداند دشمن اغتشاشات
که بیست و دوم دیماه شد مات
کنون آورده لینکن ناو شیطان
که ترساند قلوب اهل ایمان
در اوج کبر فرعون غرق گردید
بدون شک شما هم غرق گردید
بزودی حس پیروزی به دلها
شود ساری به قلب ملت ما
بزودی قله بر ما رخ نماید
جمال یار دلها می رباید
کشد دست ولایی بر سر ما
بریزد جام صهبا بر دل ما
کند محو مظهر شرک و ریا را
گشاید سوی دل میخانه ها را
برد زنگار دنیا را ز دلها
فروزد نور توحیدی به جانها
نگارم چون به عالم رخ نماید
حجب را یکسره ویران نماید
به گردش بین سپاهی از شهیدان
کنارش خامنهای ماه دوران
خمینی داده است این وعده بر ما
که این پرچم رسد بر دست مولا
جماعت میکند در قدس بر پا
جهان را میکند پر عدل و زیبا
علی پیرعلی خیرابادی
شانزدهم شعبان المعظم ۱۴۴۷
بهمن ۱۴۰۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است که فرمودهاید که چگونه میتوان در افق حضور توحیدی خود در نسبت بین احدیت و واحد قهار بودن حضرت محبوب از یک طرف و درک سنتهای الهی در نسبت با اغتشاشات پیش آمده به آیندهای فکر کنیم که آینده حضور تاریخی است که از طرف حضرت روحالله آغاز شده است و حضرت نایب الامام آیت الله خامنهای به خوبی آن را مدیریت میکنند تا ما در جبهه مقابل با کثیفترین جریان تاریخ سرفراز بیرون آییم و در رسالت نجات بشر امروز در میدان حاضر باشیم. ان شاالله
با سلام و احترام: امکان دارد لطف کرده و نظرتان را درمورد این پیام بفرمایید. سپاس https://eitaa.com/porsa_andishe/778
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در تاریخی قرار گرفتهایم که انسانهای وارسته، نه تنها از دوگانگیِ فرقهای شیعه و سنی عبور کردهاند، حتی تا آنجایی در میدان عبور از نژادپرستی روح غربی به میدان آمدهایم که به انسانیت انسانها نظر داریم.
مسئلۀ ما با یهودیت، مسئلۀ رازآمیزی است. یهودیت به معنای صهیونی آن، روحی است که از خاک کنده شده، آسمان هم ندارد و لذا با خدا و فرشتگان ارتباط ندارد، و خدایش نفس امّاره است، خدایش بانک و بانکداری است. این قوم، ریشه ندارد، بیوطن است، خدا خواسته مهجورِ درگاه حق شوند، چون از خاک کنده شده، حتی نمیتواند مانند مردم کشاورزی و کار یدی بکند، راندۀ درگاه حق است، نمیتواند زراعت کند تا ابراهیم خلیل «علیهالسلام» با او آشتی کند. یهودیگری دنیا را به فساد میکشاند و به گمان خود میخواهد با مقابله با انقلاب اسلامی قرآن از میان ما برود ولیبرالها بیایند، ترور میکنند. گروه فرقان و گروه به اصطلاح مجاهدین خلق در خدمت تامّ و تمام صهیون بوده و هستند. وقتی اومانیسمِ خودبنیاد بیاید، کارش به ترور میکشد زیرا از نور ایمان محروم است و در نتیجه با ولیّ فقیه مقابله میکند، ولیّ فقیه متوجۀ سیر توحیدی در این زمانه است و برای انسانی معنا پیدا میشود که متوجۀ نور شریعت محمّدی «صلواتاللهعلیهوآله» شده باشد که آغاز دورانِ نظر به انسانیت انسانها در افق نظر به انسان کامل است. و اینجا است که مقابلۀ انقلاب اسلامی با یهودیگری و صهیونیسم و از آن طرف مقابلۀ یهودیگری با انقلاب اسلامی مربوط به ذات این دوران است و خطای لیبرالها در همین است که گمان میکنند برای تعالی انسانِ این تاریخ راهی جز راهی که انقلاب اسلامی به میان آوردهاند و رهبر انقلاب بر آن تأکید دارند، در میان است. موفق باشید
سلام استاد عزیز: با توجه به اسنادی که از اپستین و جنایاتی که مرتکب شدن و به تازگی فاش شده، شاید قبلاً به خوبی نمیشد در مورد فراماسونری و جنایاتشون صحبت کرد ولی الان با توجه به این اسناد و... به نظرم بهتر میشه روی این مسائل کار کرد. همچنین در تقابل این تفکر، حکمت ملاصدرا میدرخشه. از طرفی حس میکنم با توجه به هجمه رسانه ای علیه جمهوری اسلامی، دلایل و کارهای فرهنگی که جبهه حق در دفاع از خودش انجام میداده اثرش کمرنگ شده. ولی اگه در تقابل با فراماسونر به خصوص به واسطه جریان جزیره اپستین و همینطور تفکر صهیونیست که چه نقشه ای برای جهان داره مثلاً به عنوان یه نمونه کوچک تصویر نقشه ای که روی بازوی سربازانشون دارن، ما بتونیم با استفاده از تفکر ملاصدرا، کار فرهنگی انجام بدیم، اثرش به نظرم صدها برابره. ممنون میشم نظرتون رو بهم بگید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است بخصوص که ملاحظه میفرمایید که مقابل نظام اسلامی چه جریانی قرار گرفته از آن جهت که جریان اپستین، کارگزار موساد و سرویسهای اطلاعاتی رژیم صهیونی بودهاند و ترامپ با پروندههای رسوایی که در نزد آنها دارد، عملاً در اشغال آنها میباشد.
به این فکر کنید در زمان و زمانهایی که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان میتواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله میکند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را مینمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی که با خشنترین جبهۀ استکبار روبهرو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهاییترین شکل. اینجا است که مییابیم چرا با خشنترین صورت استکبار روبهرو میشویم. استکباری که در جزیزۀ جفری اپستین نهتنها به دختران جوان تجاوز میکردند، حتی آنها را به قتل میرساندند و خون آنان را به آن بت تقدیم مینمودند و انعکاس آن خشونت را شما در ۱۸ و ۱۹ دیماه امسال مشاهده کردید. از عظمت انقلاب اسلامی همین بس که با تقابل با چنین جریانی روبهرو میشود و سرافراز بیرون میآید. موفق باشید
جفری اپستین. معلمی بدون هیچ مدرک دانشگاهی، وارد یکی از معتبرترین مدارس نیویورک میشود. همین معلم، سالها بعد تبدیل به مرموزترین چهره والاستریت شد و در نهایت به متهمی بدل گردید که پروندهاش پای شاهزادگان، رؤسای جمهور و میلیاردرها را وسط میکشد.
در تمام این سالها، اپستین زندگیای فوقالعاده لوکس داشت، در بالاترین لایههای جامعه آمریکا و اروپا رفتوآمد میکرد و با افرادی دوست بود که نامشان به تنهایی میتواند انسان را متحیر کند؛ بیل کلینتون، دونالد ترامپ، بیل گیتس، کوین اسپیسی، شاهزاده اندرو و دهها نفر دیگر از نخبگان سیاسی، هنری، علمی و اقتصادی جهان. لری سامرز رئیس سابق دانشگاه هاروارد و وزیر خزانهداری آمریکا، مدلهای بریتانیایی و دهها نفر دیگر از نخبگان سیاسی، هنری و اقتصادی جهان، هرکدام جایگاهی در این حلقه داشتند. اما امپراتوری او خیلی زود به جزیرهای ختم شد که بیراه نیست اگر آن را «جزیره وحشت» بنامیم؛ جایی که ظاهراً اتفاقات عجیبی در جریان بود. این جزیره، واقع در آبهای آرام و آبی کارائیب، پر از ویلاهای لوکس و مهمانیهای مرموز بود. چهرههای مشهور، سیاستمداران و میلیاردرها در آن رفتوآمد میکردند، اما بعدها مشخص شد که این مکان تبدیل به جهنم دختران نوجوان شده بود.
یه شبکه پیچیده قاچاق دختران نوجوان از کشورهای مختلف مخصوصاً ایالتهای جنوبی آمریکا راه افتاده بود. این دخترها اکثراً نوجوان های ۱۴ و ۱۵ ساله بودند و با وعدهی شغل و زندگی بهتر وارد سیستم میشدند. اپستین، با همکاری زنانی که به او نزدیک بودند، از جمله گیلین مکسول، دختر یکی از غولهای رسانهای بریتانیا، دختران نوجوان را با وعده پول و فرصت شغلی جذب میکرد. در نگاه اول، همه چیز ساده و بیضرر به نظر میرسید: «میخوای بیای کار ماساژ انجام بدی و برای هر جلسه ۲۰۰ دلار بگیری؟» اما پشت این ظاهر ساده، واقعیتی تاریک و هولناک در جریان بود که کمکم برای قربانیان آشکار میشد. هر دختری که وارد این چرخه میشد، خیلی زود درمییافت که ماجرا چیزی فراتر از آن چیزی است که ابتدا تصور میکرد و اسیر سوءاستفاده و سکوت اجباری و تهدید میشد و در خیلی از موارد به او فشار میاوردند که خودش هم دختران دیگری را معرفی کند. حتی جابهجایی آنها به مکانهای دیگر آغاز میشد، چه در داخل آمریکا و چه در خارج از آن.
گزارش شده است که اپستین دختران زیر سن قانونی و زنان جوان را در اختیار دوستان قدرتمندش می گذاشت و همزمان سیستم نظارتی و مخفیانه گسترده ای را در سراسر املاکش در نیویورک، پالم بیچ و جزیره خصوصی اش نصب کرده بود تا فعالیت های جنسی آنها را به عنوان ابزاری برای باج گیری ثبت کند. رفتوآمد خصوصی افراد به جزیره، با هواپیمای شخصی اپستین موسوم به «Lolita Express» صورت میگرفت؛ جتی لوکس که نام آن بعدها به یکی از نمادهای رسواییهای اپستین تبدیل شد.
نفر بعدی، دونالد ترامپ است. اپستین و ترامپ در دهه ۹۰ دوستان نزدیک بودند و ترامپ در آن زمان گفته بود جفری آدم فوقالعادهای است و با زنهای زیبا معاشرت میکند، حتی زنهایی که کمی جوانتر از حد معمول هستند. با این حال، ترامپ بعدها از اپستین فاصله گرفت و مدعی شد که ارتباطش با او قطع شده است. هیچ مدرکی مبنی بر حضور ترامپ در جزیره اپستین ثبت نشده، اما نام او بارها در ارتباطات و شبکههای اپستین مطرح شده است.
ترامپ و اپستین سالها دوست نزدیک بودند و در رفتوآمدهای اجتماعی با هم دیده میشدند. فهرست پروازهای اپستین نشان میدهد که ترامپ چندین بار با هواپیمای خصوصی او سفر کرده است. این دو در دهه ۱۹۹۰ در رویدادهای سطح بالا کنار هم حضور داشتند و عکسهایی که شبکه CNN منتشر کرد، نشان میدهد اپستین در مراسم عروسی ترامپ با همسر قبلیاش حاضر بوده است. ترامپ خودش یک بار گفته بود: «من ۱۰ سال صمیمیترین دوست او بودم.»
با این حال، بسیاری از اسناد مرتبط با اپستین—از جمله فهرستهای کامل مهمانان جزیره، مکالمات تلفنی و فایلهای ضبطشده—هنوز توسط دادگاه محرمانه نگه داشته شدهاند. با این وجود، رسانهها موفق شدند لیستی موسوم به «Epstein Black Book» (دفترچه سیاه اپستین) را فاش کنند که شامل اسامی بیش از دو هزار نفر است؛ از چهرههای سیاسی و مدلها گرفته تا دانشگاهیان و حتی خبرنگاران.
و سرانجام در سال ۲۰۱۹، پرونده اپستین دوباره باز شد؛ اینبار نه از فلوریدا، بلکه از نیویورک و نه با یک اتهام سبک، بلکه با اتهام قاچاق جنسی انسان در سطح فدرال. FBI خانه او را به طور کامل بازرسی کرد و آنچه پیدا شد، شگفتانگیز و تکاندهنده بود: هزاران عکس از دختران نوجوان، فیلمهایی از دوربینهای مخفی نصبشده در خانههایی که مشخص نبود کجا بودند، پاسپورتهای خارجی با اسامی جعلی، مقادیر زیادی پول نقد به ارزهای مختلف و در نهایت دفترچهای که به «دفترچه سیاه اپستین» معروف شد و اسامی افراد سرشناس در آن ثبت شده بود.
اپستین بازداشت و به زندان افتاد و همزمان نام شخص دیگری نیز به عنوان همکار و همراهش در این پرونده مطرح شد: گیلین مکسول، که به نوعی دستیار و همکار اپستین در این فساد بود.
با اینکه اپستین هرگز ازدواج نکرد، اما رابطهای طولانی با گیلین مکسول، شهروند بریتانیایی، داشت. در تاریخ ۲ ژوئیه ۲۰۲۰، FBI این زن را دستگیر کرد و او را به شش فقره اتهام متهم نمود، از جمله اغفال دختران نوجوان به منظور مشارکت در فعالیتهای جنسی مجرمانه و ارائه شهادت دروغ. مقامات قضایی اعلام کردند که مکسول با فریب دادن این دختران و جلب اعتمادشان، آنها را به دام اپستین میانداخت.
در دسامبر ۲۰۲۱، دادگاه گیلین مکسول را مجرم شناخت و او به ۲۰ سال زندان و پرداخت ۷۵۰ هزار دلار جریمه محکوم شد.
تا پیش از آغاز دادگاه، بسیاری نگران بودند که اگر اپستین حرف بزند، نامهایی مطرح شود که میتواند دنیا را تکان دهد. اما هیچگاه به آن نقطه نرسیدیم. در ۱۰ آگوست ۲۰۱۹، تنها سه هفته پس از ماجرای درگیری، جسد اپستین در سلولش پیدا شد. گزارش رسمی خودکشی اعلام شد، اما نکات مشکوکی وجود داشت: دوربینهای سلول همان شب قطع بودند، نگهبانها مدعی شدند خواب ماندهاند و چکهای روتین شبانه را انجام ندادهاند، و آثار روی بدنش با حلقآویز شدن همخوانی نداشت؛ بیشتر شبیه خفگی بود تا خودکشی.
شبکهای از کودکآزاران در سطوح بالای جامعه آمریکا فعال بوده و از حمایت دولتی برخوردار بودهاند؛ این ادعاها عمدتاً از طریق پیامهای شخصی با نام مستعار «کیو» (Q) در فضای مجازی منتشر شدهاند. حتی برخی ادعا کردند اپستین عامل موساد و اسرائیل بوده و هدفش جمعآوری اطلاعات از افراد سرشناس برای مجبور کردن آنها به حمایت از سیاستهای اسرائیل بوده است. برخی معتقدند همین مسئله باعث حمایت ترامپ از نتانیاهو، با وجود اختلاف نظرهایی که داشتند، شده است. البته باید تأکید کرد که این موارد در حد شایعه و تئوری هستند و هیچ سند یا مدرک رسمی برای اثبات آنها وجود ندارد.
https://ravcast.ir/jeffrey-epstein/
https://www.mashreghnews.ir/news/1782342/%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF
پروژه کنترلی موساد
چندی پیش اریک بوزینگ، تحلیلگر مسائل آمریکا که پرونده اپستین را با جزئیات پیگیری میکند در یادداشتی در پایگاه مدیوم نوشت که اپستین در واقع مدیری بود که یک سیستم «تلهگذاری جنسی» را به نیابت از دستگاههای اطلاعاتی از جمله موساد در بالاترین سطوح اجتماعی اداره میکرد.https://eitaa.com/atashnews/232544
سلام استاد: وقتتون بخیر. با تشکر از پاسخگویی شما. حقیقت سوال 41137 را بنده پرسیدم، این موضوع برای بنده حل نشد که در شرایطی که مردم دچار خطای محاسباتی هستند و نمیتوانند تشخیص صحیح بدهند، درست است که آقای جلیلی از حضور در انتخابات فاصله بگیرند و بذارند کسی که نسبت به ایشان تفکر ضعیفتری نسبت به انقلاب اسلامی دارد ولی از جریان مخالف بهتر است شرکت کنند تا هم مردم به جریان مخالف رای ندهند و هم بالاخره بین بد و بدتر، بد انتخاب شود؟ مثالی که برای این موضوع میزنند مانند کنارهگیری امیرالمومنین به مدت ۲۵ سال است تا حفظ خود پرچم اسلام که مهم تر است باقی بماند هر چند که ایشان واقعا بر حق بودند. توضیحی که میدهند این است که جامعه شناسی ایشان ضعیف است. ممنون میشم راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امیرالمؤمنین «علیهالسلام» هرگز کنارهگیری نکردند، ایشان را کنار زدند و حضرت با سکوت خود سعی کردند اختلافی در جامعۀ اسلامیِ نوپای آن زمان پیش نیاید و در جای خود در خطبۀ سوم نهجالبلاغه یعنی خطبۀ شقشقیه، سخنها گفتند. در مورد آقای دکتر جلیلی بحث آن است که با شخصیت امثال ایشان و شهید رئیسی؛ انقلاب، اساساً گرفتار چنین امور اجزایی نمیشد زیرا تیمی که در کنار ایشان قرار میگرفت، مسلّم فرزندانشان در خارج کشور زندگی نمیکردند و عزمی که در امثال شخصیتهای کنار آقای دکتر جلیلی در صحنه بودند، نگاه دیگری به حضور تاریخی ما داشتند. با اینهمه، امروز وظیفۀ ما آن است که به آقای پزشکیان که در صداقت ایشان شکی نداریم؛ کمک کنیم. و این غیر از آن است که افق نگاه ایشان را نسبت به انقلاب و تاریخی که با انقلاب اسلامی به ظهور آمده، تأیید کنیم. https://eitaa.com/hokmranonline/11158 موفق باشید
برای زیارت آستان و درگاه حضرت امام رضا (علیهالسلامـ❣️ـ) نکاتی بفرمائید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوهای در رابطه با چگونگی زیارت آن حضرت، روی سایت هست. پیشنهاد میشود به آن جزوه رجوع شود. https://lobolmizan.ir/leaflet/624?mark=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%B1%D8%B6%D8%A7 موفق باشید
سلام: سوال از آقای استاد طاهرزاده عزیز، فردی هست که میگوید علم نجوم بلد هست و یک سری پیشگویی هایی میکند و البته در صحبتها مدافع انقلاب و رهبری هم هست دنبال کردن صحبتهای ایشان اشکالی ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: علمای ما علم نجومی که در میدان پیشگوییها ورود میکند، مردود میدانند زیرا عموماً با توهّمات و القائات شیطانی همراه است. و البته آن غیر از علوم نجومی است که ستارگان را برای تعیین اوقات شرعی رصد میکنند. موفق باشید
سلام خدا قوت: من تو یه حالت سرگیجه و گم گیر کردم و نمیدونم چی خوبه چی بده. از وقتی که با امام خامنه ای و امام خمینی و علامه حسن زاده آملی و بزرگان دیگه آشنا شدم و راه و رسمشون رو مطالعه کردم عاشق علم شدم اما نمیدونم از کجا و چه طور شروع کنم عاشق عرفان و فلسفه، ریاضیات، علوم طبیعی دیگه، خلاصه اینکه عاشق این شدم سراغ همه ی علوم برم و الان گیج گیجم از طرفی اتفاقات اخیر، خبرهای جنگ و این چیزا باعث شده ثانیه به ثانیه ناامیدتر بشم از این که چرا تو این مدت خودم رو قوی نکردم که الان برای امام زمان و ولی فقیه به درد یه چیزی بوخورم. چیکار کنم از کجا شروع کنم؟ من یه سری کارها رو دست زدم و تموم نکردم به نظر شما ادامشون بدم به درد میخورن به درد آخرت و امام زمان و جامعه میخورن؟ کارهایی که دست زدم ایناست: خوندن کتاب های معرفت نفس علامه حسن زاده، صرف عربی، منطق مقدماتی، زبان عبری، زبان فرانسوی، زبان انگلیسی، برنامه نویسی و الان مدت یک ماهی هست که عاشق این شدم تمام دروس پایه راهنمایی و دبیرستان رو بخونم بعدش بیام مثل علامه حسن زاده تو تمام علوم یه حالت جمع داشته باشم و مثل علامه خودم رو قوی کنم. مثلا موسیقی میخوندم، ریاضیات و علوم، زبان کلاس هفتم میخونم، کتاب هایی در باره نجوم و گیاهان و ... ولی ناامیدی از این که زود شروع نکردم و به درد نمیخورم باعث شده هی رها کنم هی دوبار شروع کنم. ببخشید سرتون رو درد آوردم. واقعا نمیدونم چمه. به نظر شما چیکار کنم که مثل علامه حسن زاده و امام خامنه ای و ... بشم بیست و نه سالمه. متاهلم و یه فرزند پسر دارم به نظر شما دیر نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتۀ استادان ما در دوران طلبگی، «الا یا ایهاالطلاب ناشی/ علیکم بالمتون لا بالحواشی». ابتدا خوب است که پایههای علمی و معرفتیِ خود را محکم کنیم و سپس به سایر علوم و فنون، مطابق ذوق خود بپردازیم. از این جهت پیشنهاد میشود در سیر مطالعاتی سایت، مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و سپس بحث شرح کتاب «معاد، بازگشت به جدیترین زندگی» را به کمک صوتهای مربوطه دنبال بفرمایید و سپس به سوی قرآن عزیز، این گشودهترین میدان حقیقت، سفری داشته باشید. پیشنهاد میشود با سوره عنکبوت و آلعمران که صوت شرح آنها روی سایت هست، شروع بفرمایید تا بحمدالله آمادۀ حضور در دیگر میدانها که فعالیتهای مناسب استعدادتان را شکل میدهد؛ بگردید. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: این حضرت علی علیه السلام کیست که پیش زاهد ها که می رویم گویند زهد علی، پیش فقها که می رویم گویند فقه علی، پیش صراف ها که می رویم گویند تصوف علی، پیش ورزشکار ها که می رویم آن ها هم نام حضرت علی علیه السلام را می آورند و در انسانیت انسان کامل بوده و با صدای حضرت علی علیه السلام خداوند با پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم صحبت کرد و اگر به خاطر او نبود نور پیغمبر اکرم ص آفریده نمی شد؟ این حضرت علی علیه السلام کیست که فرمود أنا عبد مِن عبيد محمّد؟ گویند ماهیچه ی یکی از دستانش مثل آهن بوده. و با نظر به این انسان است که انسانیت انسان کامل و کامل و کاملتر میشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در یک کلمه میتوان گفت مولایمان فرزند واقعی اسلام بود تا هرکس در آینۀ شخصیت آن حضرت، نهاییترین حضور اسلامی خود را تجربه کند.
حضرت علی «علیهالسلام» با سیره خود نشان دادند که اسلام، میدان جدّیت و رعایت افراد و تعاملها، یعنی میدانِ حکمت است و شجاعت و نه میدان میانمایگیها و گستاخی و تهوّر، و از این جهت میتوان گفت آن حضرت آینه حضور اسلام در جهانی هستند که با اسلام گشوده شده است و در این رابطه رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» نهتنها در وصف علی «علیهالسلام» فرمودند: «الْحَقُ مَعَ عَليّ وَ عَليٌّ مَعَ الْحَقّ»، بلکه تا آنجا ما را متوجه عمق حضور آن حضرت در عالم کردند که فرمودند: «عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُورُ حَيْثُمَا دَار» (بحار الأنوار، ج ۱۰، ص ۴۳۲.) على با حق است و حق گِرد علی میگردد، هر كجا كه او برود. این یعنی آن حضرت آینه نمایاندن حق در شخصیت خود شدهاند.
مواجهه علی «علیهالسلام» با آن شخصی که مدعی بود محبِّ آن حضرت است-که ظاهراً ابنملجم بوده- و حضرت او را تکذیب کردند؛ (کافی، ج ۱، ص ۴۳۸) نشان میدهد که علی «علیهالسلام» محبتِ پیشاخلقتِ شیعیان را به خوبی میشناسند و نسبت به جریانهای دیگر که در وادی آن محبّت نبودند آگاهی دارند، چه جریان خوارج باشد و چه جریان خلفا و میدانستند که با جریان خوارج با همه مقدسمآبیِشان نباید همراهی کرد و چرا باید با خلفا برای ادامه اسلام همراهی نمود، تا ما نیز در ادامه راه علی «علیهالسلام» در انقلاب اسلامی از سیره آن حضرت غفلت نکنیم. در همین رابطه حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» متوجه میشوند پذیرفتن جریان مک فارلین نوعی رنگزدنِ آمریکا به نهضت اسلامی بود و بدین لحاظ او را نپذیرفتند. همانطور اگر مذاکره با آمریکا در بستر جریانهای لیبرال انجام شود نوعی تقسیمکردن اسلام و انقلاب اسلامی است با جاهلیت مدرن، و این غیر از حضور تاریخی انقلاب اسلامی است در جهان و تعامل با جهان، به جهت وسعتی که در خود اسلام نهفته است؛ لذا همان خدایی که میفرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياء...»(ممتحنه/۱) در تعامل با کفارِ غیر معاند میفرماید: «لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ» (ممتحنه/۸). خداوند شما را از نیکیکردن و عدالت با کسانی که با شما جنگ نکردهاند و شما را از دیارتان بیرون نکردهاند، نهی نمیکند، خداوند اهل عدالت را دوست دارد. بنابراین حرکات گام به گام ولی به سوی هدف، غیر از حرکات به ظاهر مسالمتآمیز است که نوعی انصراف از اهداف و انصراف از جبهه مقاومت در آن نهفته است که به جای قرارداشتن ذیل رهبری، خود را در عرض رهبری بدانند مانند خوارج که خود را در عرض حضرت علی «علیهالسلام» میپنداشتند.
در رابطه با اسراری که در شخصیت حضرت علي «علیهالسلام» هست، رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» در خطاب به آن حضرت بعد از فتح خیبر میفرمایند: «لَو لاَ أن تَقُولَ فِيكَ طَائِفَةٌ مِن اُمَّتِي ما قَالَتِ النَّصَارَي فِي المَسِيحِ ابنِ مَرْيَمَ؛ لَقُلْتُ فيكَ اليَوْمَ مَقالاً لا تَمُرُّ بِمَلاء إلاّ أخَذُوا التُّرابَ مِن تَحتِ قَدَمَيكَ وَ مِن فَضْلِ طَهُورِكَ فَاستَشفَوا بِهِ؛ وَلكِنْ حَسبُكَ أن تَكُونَ مِنِّي وَ أنَا مِنكَ!». «اگر درباره تو گروهي از امّت من نميگفتند آنچه را كه نصاري در باره عيسيبنمريم گفتند؛ من امروز درباره تو گفتاري ميآوردم، كه پيرو آن گفتار بر هيچ جماعتي عبور نمينمودي؛ مگر آنكه خاك را از زير دو قدمت بر ميداشتند؛ و زيادي و غُساله آب وضوی تو را ميگرفتند؛ و آنها را وسيله شفاي خود قرار ميدادند؛ وليكن همينقدر كافي است كه من درباره تو بگويم كه: تو از من هستي؛ و من از تو هستم»
راستی را! ما در این زمانه چه نسبتی باید با حضرت علی «علیهالسلام» پیدا کنیم که جوابگوی حضور آخرالزمانی ما باشد و راهی گردد در فهم هر چه بیشتر شخصیت رازگونه آن حضرت، در تاریخی که با سیطره افکار مدرنیته، «راز» مورد غفلت قرار گرفته و بشریت گرفتار پوچی شده؟ آیا موضوع حبّ علی «علیهالسلام» با آنهمه تأکیدی که از طریق رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» بر آن شد و ماجراهایی که تحت عنوان محبّین علی «علیهالسلام» در تاریخ نقل شده، راهی به سوی رجوع به شخصیت رازگونه آن حضرت نیست، تا ما در امروزِ خود از سیطره پوچیِ دوران رهایی یابیم و در مأوای آخرالزمانی خود حاضر شویم؟ موفق باشید
🔆 ابوذرانه با ولیّ؛ دور از تشریفات ✍یادداشتی از حجتالاسلام مجتبی مشهدی: دشمن در پندار مادیگرایانهی خویش چنین تصور میکرد که با هدف قرار دادنِ فرماندهان ارشد نظامی، مقدمات شکست جبهه حق را فراهم آورده است؛ اما این محاسبات (بهواسطه نادیده گرفتن سنتهای الهی) به خطا رفت. هرچند فقدانِ سردارانِ باایمان و باتجربه خسارت سنگینی است، اما هرگز به معنای شکست نیست؛ چراکه این نظام بر رکنِ رکینِ «ولایت فقیه» استوار است که معمار کبیر انقلاب، امام خمینی (ره)، آن را بنیان نهاد. دشمن پس از نبردی دوازدهروزه، بر آن شد تا این نقطه را در دو ساحتِ جنگ سخت و نرم مورد هجمه قرار دهد. از طرفی ترامپ رهبر معظم انقلاب را بارها تهدید به ترور کرده است و در بعد جنگ نرم نیز اقداماتی را رقم میزند. مقام معظم رهبری در سیزدهم دیماه، این نقشهی خصمانه را چنین تبیین فرمودند: «۱» تاریخ گواهی میدهد آنگاه که دشمن در میدان نظامی حریفِ صولتِ حیدری نشد، از معبر جنگ نرم وارد گشت. آن روز که مالک به چند قدمی خیمهی معاویه رسیده بود و تنها چند گام تا سعادتِ ابدیِ جهان باقی بود، دشمن با غبارآلود کردن فضا، در میان مؤمنان بذر شک و تردید پاشید و مانع پیروزی جبهه حق شد. اما به همین بسنده نکرد و با دستآویز غارتگری شد، چنان وانمود کرد که تظلمها همگی از جانب علی (ع) است. رهبر انقلاب فرمودند امروز نیز همان راهبرد عیناً در حال انجام است. و چند روز بعد در روز سیزدهم جنگ شاهد این جنایات بودیم. دشمن در هیاهوی رسانهای خود، مسبب شهید شدن و کشته شدن تعداد زیادی از هموطنانمان را جمهوری اسلامی دانست. هوشیاریِ مؤمنان ضرورتی است دوچندان؛ چراکه دشمنِ آسیبدیده در میدانِ نبرد، اکنون ایمان و انگیزهی مردم را هدف قرار داده است تا با ایجاد یأس و تردید، پیوند امت و امام را بگسلد. ایشان به مناسبت عید مبعث نیز با استناد به آیهی «وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَون»، برتریِ جامعهی اسلامی را مشروط به «ایمان» دانستند: «۲» اما پرسش اینجاست که کدام ایمان مد نظر است؟ در روز مبعث فرمودند ایمانِ «ابوذرساز». ابوذر در تاریخ اسلام نمادِ صلابت و دفاعِ بیمرز از ولایت است. شاید وجهِ اینکه رهبری به بازخوانیِ شخصیتِ ابوذر توجه دادند، در این نکته نهفته باشد که امروز ولیِ جامعه هدفِ مستقیمِ حملات قرار گرفته و دفاع از این حریم، جانفشانیِ ابوذرگونه میطلبد. دشمن با وقاحتی بیسابقه، بارها زبان به تهدیدِ ایشان گشوده است؛ تهدیدی که (در صورت وجودِ غیرتِ جمعی) کافی بود تا موجی از خشمِ مقدس و کاروانهای فدایی، عرصهی زمین را بر این عناصرِ خبیث تنگ نمایند. در چنین شرایطی، آمادگی برای عملیاتهای استشهادی، پاسخی صریح به این جسارتهاست. بزرگترین خطری که جبههی داخلی را تهدید میکند، «رابطهی تشریفاتی با ولیّ» است. ایشان در ۱۲ بهمنماه بر این نکته تأکید ورزیدند: «۳» رابطهی ابوذر با علی (ع) رابطهی تشریفاتی نبود. او و خانوادهاش در این مسیرِ، تبعید و فقر را به جان خریدند اما دستش را از ولیِ خویش جدا نکرد. شکستِ یک جامعه زمانی رقم میخورد که مردم از پیشوا جدا شوند؛ چراکه «ولیِّ خدا بدون همیاریِ مردم، یارای پیشبردِ اهداف را نخواهد داشت: هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنین». (۱۳ دی ۱۴۰۴) #جامعه_ابوذری 💠 تشکل طلبگی ربیون 🌐 @rebbiion
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است که ما امروز در نسبت به حضور اسلام در مقابل جاهلیت دوران، ابوذرگونه میتوانیم در جایگاهی قرار گیریم که جایگاه حقیقی امروزمان میباشد، و آن پاسداری از اسلامی است که در آن زمان از یک طرف ولایت به حاشیه رفته و خلیفه جای «ولیّ الهی» را گرفته است و از طرف دیگر بیت المال در بستر عدالت قرار نگرفته و حال این اباذر است که بر سر خلیفه فریاد میزند که چگونه بیت المال که از آن مردم باید باشد، به طبقه خاصی سپرده میشود؟
بحمدالله مردم ما با آن خرد خسروانیِ خود به خوبی متوجه جایگاه رهبر معظم انقلاب برای ادامه این انقلاب قدسی هستند و باز همین مردم باید اباذرگونه ذیل ولایت «نایب الامام» نسبت به عدالتی که به حاشیه رفته است فریاد بزنند و همچون رهبر معظم انقلاب امیدوار باشند که در این روزگار ذیل تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده است عدالت، آری عدالت، این گمشده امروز ما، به این مرز و بوم بر میگردد. امری که دشمنان ما سخت نگران آن هستند و ما سخت امیدوار به آن میباشیم و در همین رابطه شرطهایی که با دولت آمریکا گذاشته ایم را مدنظر داشته باشید مبنی بر آنکه اولاً : ما به سلاح هستهای ورود نمیکنیم که معلوم است این به جهت حضور خود ما در این تاریخ میباشد و ثانیاً : باید آمریکا تحریمهای خود را لغو کند. که این نوعی انفعال برای آن ابر قدرت میباشد. حتی محل گفتگوها بر اساس نظر ایران تعیین شد و یک مقام کاخ سفید به الجزیره گفت برنامههای برگزاری جلسه با ایران در مسقط روز جمعه به مسیر صحیح خود بازگشت. بازگشت گفتوگوها با ایران به مسیر خود پس از فشار رهبران عرب و مسلمان برای عدم کنارهگیری صورت گرفت. موفق باشید. https://eitaa.com/Binesh_Rahbordi/10285
سلام علیکم: سوالم در مورد نتیجه تلقین هست. توی کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل، امام خمینی (ره) فرمودند که راه کسب ایمان، توبه اخلاص و تلقین هست و شرایط و آداب تلقین را توضیح دادند. نشونه تلقین صحیح چیه؟ بنده بیشتر از یک سال هست که این برنامه (تلقین ذکر لا اله الا الله) را شروع کردم، از کجا متوجه بشم که دارم درست میرم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که این نوع تلقین یک امر سلوکی میباشد و نه یک امر روانشناسانه، و بدین لحاظ که انسان در میدان سلوک و جهت گرفته به سوی نور وحدانی حضرت محبوب حاضر است، حال بر قلب خود متذکر ذکر شریف «لا اله الا الله» میشود تا قلب در میدان نظر به حضرت محبوب حاضر و حاضرتر شود. امری که هر کس به لطف الهی در خود در این میدان میتواند تجربه کند. موفق باشید
استاد سلام: به تازگی احساس میکنم که ما باید خود را آماده غافلگیری های زیاد از جمله مثل سوریه و رفتن بشار اسد یا مثل دزدیدن مادورو کنیم. ما مکرر دیدیم که در این مدت چقدر این دو منفورترین و پست ترین های عالم یعنی نتیاهو و ترامپ از رفتن عزیز دل ما حاج قاسم خوشحالی خودشان را ابراز کردند و گفتند اگر او امروز بود ما به این موفقیت ها نمی رسیدیم. چه شده است مگر؟ ما اعتقاد مان همان حرف امام بود که می فرمود نظام ما که دل به خدا دارد با رفتن اشخاص متزلزل نمی شود ولی الان در میدان داریم می بینیم که دشمن خیلی خیلی حساب شده دارد پیش می آید و برنامه قوی ریخته است ولی والله لحظه ای ترس در وجود ما نمی باشد ولی آیا در رده های بالا و مسئولين ما و فرماندهان الان ما نیز همینطور است؟ استاد عزیز من با تمام وجود به حقانیت و پیروزی نهایی و دیدگاه تمدنی آقا ایمان زیادی دارم و لحظه ای تردید به خود راه نداده ام ولی کجاست آن اقتداری که روزی ما آمریکا و اسرائیل را به نابودی تل آویو و حیفا تهدید میکردیم؟ کجاست آن سرداری که میگفت سپاه قدس حریف شماست بیا ما منتظریم؟ کجاست آن حاجی زاده بزرگوار ما که میگفت وقتی فرمانده هوا فضا روسیه آمد ایران با پهپاد بالای ناو آمریکا رفتیم و او متحیر شده بود که آمریکا آن پهپاد را نزد و با تعجب پرسید چگونه؟ سردار فرمود اگر بزنند می زنیم و زدن این ناو هواپیمابر برای ما کاری ندارد؟ ولی همین امروز ما خبر زدن پهپاد سپاه را دیدیم ولی خبری از پاسخ نشنیدیم و هیچ واکنشی ندیدیم تازه ادامه مذاکرات محکم ادامه دارد. استاد والله من کسي نیستم که انقلاب را بخواهم زیر سوال ببرم و همواره هر روز آماده ام تا جانم را فدای سید علی کنم ولی استاد ما دیدیم که حرف ها و تهدید های ما در حرف باقی ماند و با واقعیت عمل خیلی فاصله داشت. چرا می خواهند به ما دلخوشی الکی بدهند؟ زمانی که پایگاه آمریکا را زدیم شروع کردند به گفتن این حرف که ما کار بزرگی کردیم و کلی آمریکا از ما ترسید ولی الان آقای عراقچی خودش ناخواسته اعتراف کرد که ما این بار اگر آمریکا حمله کند همانند قبل (نمادین) پاسخ نخواهیم داد پس یعنی حملات ما نمادین بوده است و همینطور هم بود آیا این خبر از سیاست های سازش با دشمنان انسانیت و خدا نیست که با سیاست ها ظاهر کار را حفظ کرده ولی باطن کار را به حاشیه برده اند؟ استاد ما لحظه شماری میکنیم تا فرصتی پیش بیاید تا این دشمنان حق و حقیقت را به خاک و خون بکشیم ولی فرصت ها دارند پیش می آیند و ما شاهد انتقام سختی از آنها نیستیم تا دل مستضعفین عالم را که از دست اینان خون است را خوشحال کنیم و حرف آخرم این است که اگر ما بتوانیم بزنیم و نزنیم بزرگ ترین ظلم را به خود و مستضعفان عالم کردیم «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ ۚ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه احساساتی این چنین مسئولانه را مد نظر دارید بسیار مهم است و نکاتی نیست که مدنظر نداشته باشیم. میماند که حقیقتاً با توجه به آنچه میفرمایید ما اکنون در نسبت به حضور تاریخی انقلاب اسلامی در کجا هستیم. آیا با توجه به شرایط پیش آمده نوع حضور ما در جهان تغییر کرده و یا نسبت به اهداف تاریخی خود عقب افتادهایم؟ به این امر به طور جدی باید فکر کرد و عرض عریضی را از ما طلب میکند. همین اندازه به این فکر کنید که چرا رژیم صهیونی و آمریکا تا این حد برای بقای خود مسئله آنها ایران شده است! آیا ما در مواضع تاریخی خود در جایی قرار گرفتهایم که جبهه مقابله با استکبار تغییر کرده و آنان از سر استیصال هر آنچه در توان دارند را برای مقابله با ما به میان آورده اند و یا ما کوتاه آمدهایم؟ بنده در این فکر هستم که گویا خداوند حضوری بس گستردهتر از آنچه در ابتدا مدنظر ما در مقابله با استکبار بود به میان آورده و اگر جبهه استکبار بحث مذاکره را به میان میکشد به امید آن است تا در تاریخ بی معنایی و بی تاریخی خود حضوری را برای خود شکل دهد که مسلم با عمق بیفکری جریان استکبار در این میدان نیز شکست خواهد خورد.
همین اندازه تقاضا دارم اجازه دهید نسبت به «تاریخی نگاه کردن» رخدادها زیاد فکر کنیم و جایگاه حادثهها را در تاریخی که در صحنه است ببینیم که کار آسانی هم نیست. یادداشت هایی تحت عنوان «جایگاه بی تاریخی اغتشاشات اخیر در منظرتفکر توحیدی» https://eitaa.com/matalebevijeh/21549 شده است. به نظر میآید با مرور به آن نکات بتوان به جایگاه تاریخی امروزین خود فکر کرد و اگر دیروز سخن از آن بود که در مقابل حمله اسرائیل حیفا و تلآویو را میزنیم و با خاک یکسان می کنیم .عنایت داشته باشید که این سخنان در قبل از تاریخ رخداده ۷ اکتبر بود و مادر تاریخِ پیش آمده توسط ۷ اکتبر عملاً در ادامه بودن اسرائیل و در حال منتفی شدن آن قرار داریم. پس باید ماورای آن نکات به بیتاریخی و بی آینده بودن اسرائیل فکر کرد که باز همچنان جای بحث دارد. موفق باشید.
