بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9252

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آیا کمالات ملائکه عارض بر آنهاست یا ذاتی آنهاست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت دارید که ملائکه دارای وجوه مختلف نیستند که بحث عارض و معروض پیش آید. موفق باشید
9106

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد بنده با اینکه خواهری دارم که نیاز به محبت دارد، باید با او انس بگیرم و رفیق باشم، اما نمیدانم چرا حوصله او را ندارم و اصلا میل به ارتباط با او را ندارم ولی در عوض در کوچه و خیابان دائم جذب نامحرم میشوم از این مسئله ناراحتم چه کنم بتونم با حلال و محرم خودم انس بگیرم و از نامحرم دل بکنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید جواب سؤال شماره‌ی 9105 در این مورد به شما کمک کند. موفق باشید
9095

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: برای یادآوری نکردن خاطرات بد چه کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: گذشت. شرح حدیث «جنود عقل و جهل» را کامل دنبال کنید. موفق باشید
8636

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . فایل شرعی مجسمه موجود در سایت خراب است و صفحه اش باز نمیشود .با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: جناب آقای دکتر قدوسی جهت بررسی
7308
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار ببخشید مگر نمیگویند که تفاوت انسان و ملائکه قوه اختیار انسان است پس چرا در زمان خلقت انسان ابلیس برانسان سجده نکرد و سر پیچی نمود مگر ابلیس اختیار داشته که سجده نکرده است؟ باتشکر التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که شیطان از جنّ است و جنّ و انس دارای اختیار می‌باشند. می‌توانید به کتاب «هدف حیات زمینی آدم» رجوع فرمایید. موفق باشید
5695
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز،پیشنهادی داشتم که در این سایت تالارهای گفتگو راه اندازی کنید تا اگر دوستان نظری راجع به بعضی سوالات یکدیگر داشتند در آنجا مطرح نمایند و مباحثه کنند نه اینکه نظرات و جوابیات خود را در غالب سوال برای استاد بفرستند .
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: فکر می‌کنم سایت‌هایی برای این‌کار در فضای مجازی باشد. در حال حاضر برای ما مقدور نیست ، به‌خصوص موضوعاتی ممکن است مطرح شود که مسئولیت پذیرفتن نتایج آن موضوعات در یک اطاق گفتگو برای ما مشکل است. موفق باشید
5581

استخارهبازدید:

متن پرسش
سلام استاد، وقتی علامه حسن زاده با اون لهجه شیرین و ملکوتیشون این روایت در مورد آیات قرآن رو تکرار میکنن که "اقرأ ورقع"این کلمات به عمق جان من نفوذ میکنه ، میخوام بگم من تاحدودی به اندازه وسعم قدر قرآن رو میدونم، میدونم و آرزو میکنم بتونم تک تک آیات این کتاب رو در خودم و زنگیم و جامعه ام پیاده کنم، میخوام بگم من از اون دسته آدما نیستم که فکر کنم قرآن فقط سر سفره عقد و موقع سفر و موقع مرگ به کارمون میاد اونم به قول شریعتی به عنوان یه شئ مقدس و نه یه کتاب، میدونم قرآن برای این نیست که ما چپ و راست برای هر موضوع سخیفی بهش تفأل بزنیم و استخاره بگیریم، اما من برای یه موضوع خاص، استخاره گرفتم، صادقانه بگم در مورد ازدواج و خواستگاری بود، 1-چقدر میشه به استخاره تکیه کرد؟آیاتی که اومد به شدت به واقعیت و شرایط من منطبق بود به طوری که الان دارم با اشک اینا رو مینوسم، بعد از این آیات منطبق با واقعیت آیاتی اومد که بشارت از یه وعده الهی میداد، من به این وعده اعتماد کردم ولی بعضی وقتها احساس میکنم توهم زدم، میدونم وعده الهی تخلف ناپذیره اما مشکلم اینه که میترسم وعده ای در کار نباشه و من تکیه بر باد داده باشم، الان دارم اشک میرزم و اینا رو مینویسم، کاش میشد بهم وقت بدید بیام خدمتتون حضوری اینا رو بگم، دیگه نمیتونم سؤالمو ادامه بدم...........
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در روایات هست استخاره در شرایط خاص خودش یک نحوه الهام الهی است پس بدین معنا نیست که اگر عقل و تحقیق ما چیز دیگری را متذکر شد بر استخاره پافشاری کنیم به اسم این‌که آن را پیام قرآن بدانیم، به همین جهت علامه طباطبایی«رحمت‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند: پشت به استخاره پشت به قرآن نیست. موفق باشید
4292
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده بنده چند وقتی است باکتاب های شما توسط دوستم اشنا شدم در پی خواندن کتاب معرفت نفس شما چند سوال به ذهنم رسید که اگر امکان دارد جواب آن را به ایمیل خودم ارسال فرمائید 1-آیا ارتباط از طریق نفس با نفس امکان پذیر است؟ 2-آیا نفس من میتواند از بدنی به بدن دیگر برود یعنی حق انتخاب بدن داشته باشد؟ 3-آیا نفس می تواند بر بدن خود تاثیر گذار باشد یعنی بتواند مشکلات بدنی خود را بر طرف کند یا قسمتی از بدن خود را قوی تر کند مثلا نفس، قوه ادراک و تعقل را قوی تر کند ویا مشکل قلبی را بر طرف کندو غیره و یا نه حتما باید از طریق همین بدن به ریاضت بپردازد تا قوی تر شود به طور کل نفس قادر به انجام تغییرات بدنی هست؟ ممنونم که به نوشته بنده توجه کردید شاید خیلی آماتور سوال کرده باشم ولی خوشحال میشوم به بنده جواب یا کتابی معرفی فرمائید باز همتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بلی ارتباط نفس با نفس امکان‌پذیر است ولی احتیاج به سلوک دارد که در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» در این مورد عرایضی داشته‌ام 2- نفس بدن خود را می‌سازد و تنها بدن خود را می‌تواند داشته باشد 3- نفس در ذات خود در اوج تعادل است و از این لحاظ می‌تواند بدن خود را متعادل کند و بر آن تأثیر گذارد و علت این‌که اطباء قدیم به بیماران دستور پرهیز می‌دادند جهت ایجاد زمینه‌ی تأثیر نفس بر بدن بوده تا نفس بدن را در تعادل لازم ببرد. موفق باشید
4289
متن پرسش
بسمه تعالی.سلام.اینکه خدا گناه های انسان را ببخشد و با صفت جبار خود آن ها را جبران کند و یا آن ها را با حسنات تعویض کند در برزخ به چه صورتی خود را نشان می دهد.اینکه در برزخ به صورت فیلمی تمام ریز به ریز اعمال خودمون رو در مدت عمر خودمون میبینیم و برای گناهان عذاب می کشیم آن قسمت های جبران شده یا با حسنات جبران شده به چه صورتی خواهد بود؟آیا به طور کلی محو شدن؟با تشکر از شما.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از طرفی با کلیت شخص برخورد می‌شود که در مجموع در کدام جایگاه قرار می‌گیرد، هرچند در روایات بعضاً داریم که مثلاً این عذاب به جهت سخن‌چینی یا خوردن مال حرام است و یا این رحمت به جهت آن عمل خیر است. موفق باشید
1344

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی حدود یک ماه از سال تحصیلی دانشگاه می گذرد ما دوباره اومدیم به دانشگاه با اون همه فضای بدش درس داشتن با اساتیدی که آدم مجبور میشه فقط برای پاس کردن درس بخونه فارغ از اون که هدف از دانشگاه اومدن چیز دیگه ای بود ومی خواستم یه مهندس مسلمان واقعی خوب توی رشته ام بشم چون تصور می کردم مهندس برق الکترونیکی که درد دین داشته باشن کمه وشاید پول چیز مهمی برای بعضی هاشون باشه ولی برای من کم ارزش ترینه ویا شاید در رده اولویت هام در رده آخر باشه فضای بد حجابی دختر و پسر که دیگه گفتن نداره و... خلاصه استاد عزیزم درد دل زیاد است خیلی از این ها شاید از ایمان کمم باشه ولی همیشه دوست داشتم یک مهندس مسلمان شیعه واقعی باشم منتظرم برای رسیدن به این هدف که به امید خدا محقق شود و برای رشد دینی معنوی در این فضاکه با ظهور حضرت (عج) بتونم از سربازان واقعی حضرت باشم نصایح و توصیه های شما رو بشنوم وعمل کنم منتظرم استاد برام دعا کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: توصیه می‌کنم کتاب «بصیرت و انتظار فرج» را مطالعه نمایید به امید آن‌که چون سربازی سلحشور ماوراء ظلمات زمانه، در فرهنگ انتظار شکوفا شوید، تنها فرهنگی که در حال حاضر انسان را شکوفا و بصیر می‌کند فرهنگ انتظار است. موفق باشید
804

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد در حدیثی از امیرالمومنین(ع) داریم که می فرمایند خدا چیزهایی را واجب کرده انها را ترک نکنید و چیزهایی را هم ممنوع کرده به انها تجاوز نکنید و در مورد بعضی از مسائل سکوت کرده البته فراموش نکرده بلکه خواسته است که سکوت کند و بندگانش در ان مسائل ازاد و مختار باشند در انچه خدا مردم را ازاد گذاشته است شما دیگر تکلیف معین نکنید یا در حدیثی دیگر به این مضمون داریم که خدا دوست دارد در مسائلی که مردم را ازاد گذاشته مردم هم ازاد باشند از طرفی میدانیم بسیاری از مسائل در مورد انها دلیل نقلی از ناحیه شارع نرسیده و فقط از باب اینکه عقل اینجور حکم میکند فتوا داده میشود لذا میخواستم بدانم در اینجا منظور از مسائل ازاد و مختار اداب و رسوم مردم می باشد اگر نه چه مسائلی می باشد و چگونه تشخیص داده میشود با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: اموری که خداوند حرام یا واجب و یا مکروه و مستحب ننموده امور مباح می‌گویند و حضرت در مورد امور مباح می‌فرمایند: مردم آزادند و اموری که عقل تشخیص می‌دهد همان حکمی را دارد که شرع می‌فرماید مثل این‌که عقل تشخیص می‌دهد آلوده‌کردن محیط زیست موجب ضرر و زیان به انسان‌ها است در این‌جا حکم شرع نیز همین خواهد بود که علم تشخیص داده و ترک آلوده‌کردن محیط زیست واجب است مثل ترک سایر محرمات.
21330
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده عزیز: نظرتان راجع به این سخنان استاد میرباقری چیست؟ انتقاد استاد میرباقری از عرفان مبتنی بر معرفت النفس آیت الله سید محمد مهدی میرباقری در سخنرانی شب دوم محرم الحرام ۱۴۳۹ قمری (۱۳۹۶ شمسی) در مدرسه فیضیه حوزه علمیه قم، ضمن تاکید بر لزوم وصول مومنین به امام معصوم علیه السلام از عرفان های مبتنی بر معرفت نفس انتقاد نمود. بخشی از سخنان ایشان را در ذیل مشاهده می کنید: انسان تا به امام نرسیده در حجاب است، دنبال خداوند متعال می گردد، خودش را پیدا می کند، به درونش نگاه می کند خودش را می بیند و در بیرون سایر مخلوقات را، انسانی که با خودش در عالم سیر می کند، هم خودش حجاب خودش می شود هم عالم حجاب انسان می شود و آن انسان در تاریکی است. ولی همین که انسان به امام رسید و این خورشید را درک کرد به تعبیر امام رضا علیه السلام: الْإِمَامُ کَالشَّمْسِ الطَّالِعَهِ الْمُجَلِّلَهِ بِنُورِهَا لِلْعَالَم‏… [۱] این خورشیدی که عالم را روشن کرده، وقتی این خورشید دیده شد و هم در درون انسان روشن شد، به تعبیر امام باقر علیه السلام به ابوخالد کابلی : امام قلب مومن را روشن می کند و نور امام در قلب مومن از خورشید در روز روشن آشکارتر است؛ وَ اللَّهِ یَا أَبَا خَالِدٍ لَنُورُ الْإِمَامِ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِیئَهِ بِالنَّهَار[۲] اگر کسی به امام رسید از درون نورانی می شود الْمُؤْمِنُ یَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ [۳] و با نور الهی به عالم نگاه می کند. وقتی به امام رسید و از نفس خودش و شیاطین و حجاب های ظلمانی خارج شد، سیرش با امام شروع می شود. عنایت بکنید معرفت نفس جز از این طریق واقع نخواهد شد، اینکه می گویند انسان باید به معرفت نفس برسد، معرفت نفس وقتی است که انسان به امام برسد، تمام هدایت ها از امام ناشی می شود. امام آن خورشیدی است که خداوند متعال در عالم روشن کرده است. اگر آن خورشید بر وجود انسان نتابد، انسان عوالم خودش را نمی بیند. معرفت نفس هم جز با معرفت امام، هدایت امام و همراهی با امام حاصل نمی شود. اینکه کسی خیال بکند خود انسان شروع می کند و از طریق معرفت النفس، من عرف نفسه فقد عرف ربه، نفس خودش را پیدا می کند و خدا را پیدا می کند اینها توهمات است اینها [ناشی از] ریاضات است. اینها خود حجاب بر روی حجاب است. انسان تا به امام نرسد و همراه با امام علیه السلام نشود نمی تواند معرفت نفس پیدا کند و نمی تواند آیات انفسی و آفاقی را ببیند. همه عالم ظلمات می شود. درون خودش و بیرون را تاریک می بیند. قوای ظاهری خودش را هم نمی بیند تا چه رسد به باطن و معرفت النفس! معرفت النفس نیز مانند سایر آیات است. این احتیاج به ارائه الهی دارد. سنریهم آیاتنا فی الافاق[۴] و ارائه آیات با نور امام علیه السلام واقع می شود. انسانی که به امام رسید از الان در وادی بهشت سیر می کند. نقطه مقابل هم سیر با نفس است. سیر با ائمه نار و اولیای طاغوت. اگر با آنها سیر کردید، سیر انسان در وادی ظلمات است. هر چه اتصال انسان به آنها شدیدتر شود، ظلمات بعضها فوق بعض [۵] حجابهای ظلمانی او بیشتر می شود. هم قوای درونی او تاریک تر می شود هم در بیرون. در زندان ظلمات اولیای طاغوت زندانی می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان سخنان استاد هستم. ولی امثال علامه طباطبایی که در کتاب ارزشمند «رسالة الولایه» بر معرفت نفس تأکید دارند در همان بستری که ائمه اشاره می‌کنند، بر معرفت نفس تأکید می‌کنند. پس نباید به‌کلّی معرفت نفس را نفی کرد. در این مورد خوب است به کتاب «رسالة الولایه» رجوع شود. موفق باشید

17825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بین اصحاب امامان مقام امام خمینی (ره) بالاتر است یا حضرت عباس علیه السلام؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چکار داریم که بدانیم این «نور» با آن «نور» چه تفاوتی دارد؟!! مهم آن است که از انوار متعالی این اولیاء الهی استفاده‌ی کامل را ببریم. موفق باشید

17143
متن پرسش
سلام استاد عزیز خسته نباشید: 1. در بحث وحدت وجود اراده انسان هم از نوع وجود هست و بایستی آن اراده هم مال خدا باشد پس می شود گفت که خدا گناه می کند اگر نه پس چگونه است بحث اراده و اختیار در وحدت وجود؟ 2. شما فرمودید تمام انبیا مصداق مخلصین هستند پس چرا جناب یوشع علیه السلام می فرماید شیطان آن را از یادم برد؟ سندی هست که همه پیامبران از مخلصین بوده اند؟ 3. اگر مقامات پیامبران اکتسابی نیست پس چرا حضرت ابراهیم مقام امامت و... را بعد از ابتلائات بدست می آورد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت بفرمایید که اراده به معنای انجام فعل و ترک فعل است و آن‌چه که خداوند برای انسان اراده کرده است، اراده‌ی انسان است و نه فعل انسان. و از این جهت اراده‌ی انسان مربوط به خدا می‌باشد و فعل انسان مربوط به خود انسان. که بحث آن در جزوه‌ی «جبر و اختیار» شده است 2- در روایت از معصوم داریم که انبیاء جزء مخلَصین‌اند و حضرت علامه در تفسیر سوره‌ی کهف، موضوع حضرت یوشع‌بن‌نون را این‌طور مطرح می‌کنند که شیطان نمی‌تواند انبیاء را به گناه بکشاند، ولی تأثیر شیطان در حدّ به فراموشی‌کشاندنِ آن‌ها در امور عادی و یا بیمارکردنِ آن‌ها در امور بدنی از طریق شیطان، از آن‌ها برداشته نشده است 3- در مورد امامت حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» همان‌طور که قرآن می‌فرماید آن امامت، جعلِ الهی است هرچند که نیاز به مقدماتی دارد. ولی این‌طور نیست که هرکس آن مقدمات را طی کند، امامت برای او محقق می‌شود. موفق باشید

15997
متن پرسش
سلام استاد عزیز: برای رسیدن به مقامات و کمالات از جمله اخلاص، و غیره چه اقدامی صورت دهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه در توحید رشد کنیم و همه‌ی امور را در زیر سایه‌ی انجام وظایف شرعی به خدا واگذار نماییم، حجاب‌های بین ما و حضرت حق، رفع می‌گردد. پیشنهاد می‌کنم اگر مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را مطالعه کرده‌اید، سه جلد کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی را همراه با شرح صوتی که بنده عرض کرده‌ام؛ دنبال فرمایید. موفق باشید

15977

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: آیا وجه های تکامل نیافته وجودی من مثل عدم عبودیت و غرور و... وجه های عدمی من هستند؟ و دوم اینکه فرمودید که اسماء الهی شئون حق تبارک و تعالی هستند و روح، اعظم مخلوقات است، پس اینکه فرمودید روح جامع اسماء است به چه معناست؟ آیا اسماء تجلی ذات برای ذات است؟ و روح تجلی برای خلق؟ لطفا کمی توضیح دهید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عدم عبودیت و امثال آن، عدمِ ملکه است. یعنی می‌توان به آن رسید ولی نرسیده‌ایم 2- همان‌طور که مقام ائمه، مقام جامع اسماء می‌باشد و خودشان می‌فرمایند: «نحن واللّه اسماء الحسنی» روح نیز مقام مخلوقیت دارد و در عین حال مقام تجلی اسماء است و حضرت حق خود را در مخلوقاتش به تماشا می‌نشیند. در این موارد بهتر است به کتاب «عرفان نظری» حجت‌الاسلام و المسلمین استاد یزدان‌پناه رجوع فرمایید. موفق باشید

15389

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می خواستم بدانم فرق صعق و موت چیست؟ و اینکه در مقایسه ی مراتب وجودی با مراتب ادراکی و وجودی انسان، عالم امر که روح هم از آن است مانند چه بخشی از وجود انسان است؟ آیا محض اراده یا...؟ و اینکه آیا روح گفته شده در «نفخت فیه من روحی» را می توانیم همان مقام واحدیت در نظر گیریم؟ و در آخر اینکه در آیه ی «الله نور السماوات والارض» در تفسیر المیزان خواندم که فرموده بودند وجود آسمان و زمین از خداست. اما آیا الله، مقام واحدیت اسما و روح است؟ و آیا در «آیه کل شی هالک الا وجهه» منظور ذات خداست؟ ممنون.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در صعقه، انسان در حالت هوشیاریِ برتر قرار می‌گیرد. مثل این‌که کسی از حالت صورت‌های ذهنی به حالت حقایق عقلی، منتقل شود 2- وجه اللّه، جمال حضرت حق است در تجلیّات اسمائی. موفق باشید

13536
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: این که شخصی بر اساس عین ثابته اش چیزی را انتخاب کرده باشد آیا اگر احساس کند که این انتخاب فعلا مطلوب او نیست، آیا می تواند با همت خویش بدون اینکه بخواهد از نظر تکوینی تغییری ایجاد کند {که نمی تواند} از نظر تشریعی انتخاب هایی داشته باشد که از لوازم آن انتخاب اولیه اش راحت شود؟ مثلا شخصی که کوچکترین فرد خانواده است و بطور طبیعی علاوه بر ولایت و حمایت والدین دلسوزی و حمایت برادران و خواهران بزرگتر هم شامل حال اوست به گونه ای عمل کند که دیگران تحت ولایت و حمایت او قرار گیرند؟ آیا برای رسیدن به وضع مطلوب انتخاب هایی بر ضد آن انتخاب تکوینی اولیه باید بکند یا با هماهنگی با همان انتخاب اولیه هم می تواند به نتیجه برسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر انتخابی که ما می‌کنیم مسلّم با لوازم تکوینی آن روبه‌رو می‌شویم حتی اگر بخواهید در مسافرتی از شهری به شهر دیگری روید. ولی در همه‌ی انتخاب‌ها، بستر ادامه‌ی انتخاب و اختیار در عین شرایط تکوینی جدید فراهم است. آری! اگر امکان مردبودن در ذات ممکن‌الوجودبودن‌مان فراهم بوده است، نمی‌توانیم در ادامه‌ی آن انتخاب زن‌بودن را برای خود انتخاب کنیم، ولی می‌توانیم در بستر مردبودن، کمالاتی که مربوط به مردبودن است را دنبال نماییم. موفق باشید

13248
متن پرسش
با سلام: من از دوران راهنمایی به بیماری ای دچار شده ام که الان دارم می بینم تمام 26 سال عمرم را واقعا سوزانده است و تمام استعداد هایم را کور کرده است و در این چند سال هم دو مرتبه به مدت دو سال این عادت زشت را کنار گذاشتم و بار ها و بار ها توبه کرده ام اما نتوانستم دوام بیاورم و اخیرا نیز دوباره این مرض گریبان گیرم شده است. فرد مذهبی ای هم هستم و نمازهایم را همیشه خوانده ام و روزه هایم را نیز گرفته ام و به خداوند هم اعتقاد دارم و الان نیز با توجه به اینکه به سن ازدواج رسیده ام به هیچ عنوان شرایط فکری و مالی ازدواج ندارم و با این وضعیت نسبت به فرائض دینی و اعتقاداتم هم دارم سست می شوم. بعضی از آثار شما را نیز مطالعه کرده ام مثل «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» اما هیچ تغییری نکرده ام، لذا از جنابعالی عاجزانه درخواست دارم که در این مورد من را راهنمایی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» یعنی چنان‌چه ما در اعمال دینی و اخلاقی قدم برداریم خداوند میل به گناهان را در ما از بین می‌برد و در نهایت آن گناهان نیز با توبه از صفحه‌ی ذهن ما پاک می‌گردد. موفق باشید

12836
متن پرسش
سلام علیکم استاد: 1. شما در مورد یکی از دلایل صلح امام حسن (ع) فرمودید که به دلیل حفظ جان شیعیان واقعی به علت کم بودن تعدادشان حاضر به این کار شدند ولی چرا امام حسین (ع) چنیین ترجیحی ندادند؟ 2. در بحث حرکت جوهری که من از نوار صوتی شما آن را دنبال می کردم گفتید که کسانی که اعتقاد به سکون کامل دارند یک دلیلی که می آورند این است مثلا وقتی آشیل (دونده یونانی) با یک لاک پشت مسابقه دو می دهد هیچ وقت به آن نمی رسد چون وقتی آشیل 10 متر می رود لاک پشت 1 متر می رود وقتی آشیل 1 متر می رود لاک پشت 10 سانت می رود و.... پس آشیل به لاک پشت نمی رسد پس حرکت نیست. بعد یک دلیلی که شما برای اثبات حرکت می آورید این است که اگر دست من از نقطه الف به ب برود ما تصاویر حرکت را هرچه نصف کنیم به سکون نمی رسیم پس حرکت خود یک چیز متصل است. به نظرم این دو دلیل شبیه یکدیگر است راهنمای بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حفظ مسلمانان تا آن‌جا لازم است که مسلمانان از بین بروند و اسلام هم به آن نتیجه‌ای که باید برسد، نرسد. در فضای حاکمیت معاویه چنین بود ولی در فضای حاکمیت یزید اگر مسلمانان عزیزی شهید شدند اسلام به زیباترین شکل ظهور کرد 2- ما در حرکت جوهری ثابت کردیم که حرکت، سکون‌های متوالی نیست بلکه وجودی است که در آن مرتبه عین تغییر و حرکت است و چون امثال زنون با نظر به صورت‌های ذهنی حرکت آن را سکون‌های متوالی دانستند به چنین مشکلی افتادند آن‌ها متوجه‌ی ذات حرکت که به‌خودی خود یک واقعیت است، نشدند. موفق باشید  

11032

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد بنده گاهی هنگام خواب یعنی در رختخواب با گوشی موبایل قرآن می خوانم و صوت قرآن را هم گوش می دهم. گاهی احساس می کنم نباید در حالت دراز کشیدن در رختخواب و این طور قرآن بخوانم و گوش دهم. آیا کار من بی احترامی به قرآن است؟! منظورم این است آیا خوابیده قرآن خواندن و شنیدن بی احترامی به قرآن است یا خیر؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که قصد شما در این مرحله، انس با قرآن است فکر نمی‌کنم بی احترامی حساب شود. موفق باشید.
10184
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز سوالی پیش آمده و آن اینکه شما در توصیه تان به طلاب می فرمایید حتما فقیه شوید ولی همانطور که مستحضرید امروزه بحث از تخصصی شدن علوم است و امکان دارد یکی بخواهد در فلسفه و عرفان کار کند خب طبیعتا یا باید فلسفه را انتخاب کند یا فقه را چون علوم گستردگی پیدا کرده و دیگر وقت این نیست که هم فقیه شد و هم فیلسوف این اولا، در ثانی امکان دارد طلبه ای استعدادش در فقه نباشد ولی در علم دیگر استعداد داشته باشد فلذا می خواستم ببینم این عرض بنده چگونه با فرمایش شما جمع می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در علوم جدید نیز بعضی از موضوعات تحت علوم پایه آموختنش برای همگان ضروری است و در مورد علوم حوزوی، فقه چنین موقعیتی دارد و لذا اگر به‌واقع کسی بخواهد به صورتی همه‌جانبه فلسفه و یا عرفان و یا تفسیر قرآن را بفهمد و ارائه دهد نیاز است که در فقه خود را پرورانده باشد، هم به لحاظ موضوعات فقهی و از آن مهم‌تر به لحاظ روشی که در فقه اعمال می‌شود و امثال مطهری‌ها را به میدان می‌آورد. به نظرم اگر مقداری در فقه ممحض شوید و مزه‌ی آن را بچشید تصدیق خواهید کرد که چرا بنده اصرار بر خواندن فقه دارم. موفق باشید
10159
متن پرسش
سلام جنابعالی قرمودید کسانی که در خانه زور گویی می کنند با چنگیز محشور می شوند. در معارفی که از حضرتعالی آموختیم شیعه گناه بهش نمی ماند و اگر جهت گیری اش درست باشد حتی در برزخ پاک می شوند و در کتاب معاد فرمودید کسانی که در دنیا موفق به توبه نشدند پاک می شوند پس چگونه شخص مورد با چنگیز محشور می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این صفت، صفت چنگیز است. حال اگر کسی به نور اهل البیت علیهم‌السلام مواظب بود این رذائل در جانش نهادینه نشود و در اسرع وقت توبه کرد و ملاک عمل را حرکات و سکنات و گفتار اهل بیت علیهم‌السلام قرار داد و از این که با شخصیت اهل البیت هماهنگی ندارد دوری کرد، آری او شیعه است و همانطور که می‌فرمایند، گناه در او نهادینه نمی‌شود. موفق باشید
9919
متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقتتان بخیر. چرا خدا در مسیر علم این همه امتحان مثل فقر، بیماری، شماتت مردم (ملاصدرا) و... می گذارد در صورتیکه می توانست همه این موانع را بردارد تا ما زودتر برسیم یا لااقل در مورد ملاصدرا علت این نیست که ظاهر همه این محرومیت ها اتلاف وقت است ولی باطنشان این است که اگر فوق اینها خدا دیده شود و از مسیر ایمان خارج نشد به ازای هر لحظه صبر و استقامت خدا 10 گام نزدیک تر می شود و با تابش نور ایمان و تجلی خدا با همه اسمائش از جمله اسم علیم، انسان شدت وجودی پیدا می کند و فاصله رسیدن به آن سطح علمی بسیار کوتاه می شود ولو اینکه ظاهرا به خاطر مثلا بیماری مدتی محرومیت ظاهری از تحصیل باشد یا مثل ملاصدرا مقداری از عمر در راهها برای هجرت گذاشته شود پس در واقع خداوند می داند با این عمر کوتاه و پای لنگ فهم و اندیشه ما زمان زیادی برای فهم حقایق نیاز هست و این طوری در واقع ملاصدرا و علما و ما را هل می دهد تا زودتر برسیم و با محرومیت ها، با یک تیر 2 نشان می زند، هم رشد معنوی و هم علمی ما. آیت الله بهجت: عبادات ساعت مطالعه را به یک پنجم تقلیل می دهد پس حوادث و محرومیت ها هم به یک پنجم به شرط پایداری تقلیل می دهد. درست است حضرت استاد؟ احساس می کنم یک جایش می لنگد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است که می‌فرمایید. عنایت داشته باشید که علم حقیقی با رفع حجاب ظهور می‌کند و بسیاری از این سختی‌ها و پای پیاده به حج و زیارت‌رفتن موجب رفع حجاب می‌گردد. موفق باشید
9835
متن پرسش
با سلام: با توجه به اینکه وقتی خداوند در ماجرای نزدیکی آدم به شجره از مقام آدمیت حرف می زند، وقتی فرموده «لمْ نَجِدْ لَهُ عَزْما» یعنی در همه آدمیان حتی اولوالعزم ها هم عزم نیافته؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که انسان‌ها در زمین هستند پس از این بعد با آنچه برای آدم هست مشترک‌اند. منتها اولیاء الهی زمینی نماندند. موفق باشید
نمایش چاپی