بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14334

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد با توجه با شناخت نسبی که نسبت به بنده طلبه دارید اگر بخواهم برنامه ریزی و اولویت بندی برای کارهایم داشته باشم (برای زندگی علمی) این برنامه ای که خودم تنظیم کرده ام مناسب است؟ 1. درس و مباحثه / 2. خودسازی (کتب مبنا و کتب زندگینامه شهدا و عرفا) / 3. کتب استاد طاهرزاده / 4. کتب شهید مطهری / 5. سیاسی (صحبتهای امام و آقا) / 6. قرآن (تلاوت و تدبر+معنا و تفسیر) / 7. نهج البلاغه و شرح استاد طاهرزاده / 8. مفاتیح و مفتاح الفلاح و صحیفه سجادیه با شرح / 9. تاریخ ائمه بخصوص امام صادق (ع) / 10. مباحث متفرقه از (آوینی. آیت ا.. جوادی. مددپور. رائفی. عباسی. رحیمپور و..) / 11. فقه (لمعه) و اصول فقه به صورت عمیق. / 12. کتب اعتقادی و کلامی برای اسکات خصم / 13. خط تحریری (به جهت رقت قلب و خوشنویسی) / 14. آموزش کامپیوتر (به جهت عقب نماندن از جامعه) این برنامه به این صورت است که تمامش در یک روز انجام نمی شود بلکه این چهارده برنامه در دو روز انجام می شود. ولی چند تا از آن ثابت در هر روز است مثل درس و مباحث شما. اگر نظری دارید بفرمایید اعمال کنم. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نکات خوبی را مدّ نظر قرار داده‌اید به شرطی که دروس اصلی حوزه را با جدّیت دنبال کنید و در بقیه‌ی امور نیز عجله به خود راه ندهید. موفق باشید

14084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: 1. برای سیر آفاقی کتابی هست؟ 2. می خواهم کتاب دروس معرفت النفس آقای حسن زاده آملی حفظه الله را بخوانم. شرحی بجز شرح آقای صمدی آملی برای آن هست؟ شرح آقای صمدی از آن خوب است یا خود کتاب را خالی بخوانم بهتر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آیات قرآن اکثراً ما را متوجه‌ی سیر آفاقی می‌کند که سنن الهی را در عالم بنگریم 2- بنده شرح جناب آقای صمدی را ندیده‌ام، ولی چه کسی شایسته‌تر از شرح مباحث استاد می‌باشد جز شاگردان ایشان؟ موفق باشید

13621
متن پرسش
با سلام و عرض تسلیت ایام محرم: استاد نظر شما راجع به اینکه در بعضی شهر ها چند دهه در طول سال با عناوین مختلف عزاداری به پا می شود چیست؟ آیا این روش از نظر دین و مذهب مورد تایید است؟ آیا در زمان حضرات معصومین هم عزاداری به همین سبک روال بوده است یا سبکی دیگر؟ و اصلا این که عزاداری در فرهنگ ما به صورت یک آیین در آمده است از کجا شروع شده؟ و در پایان شما شیوه صحیح عزاداری برای حضرات معصومین علیهم السلام را چه شیوه ای می دانید؟ با تشکر و آرزوی سلامتی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از همان ابتدای امر، عزاداری برای آن حضرت و یاد مصائب کربلا در کوفه توسط شیعیان و خانواده‌های شهداء شروع شد و ائمه«علیهم‌السلام» نیز به این موضوع توصیه کردند و حتی خودشان چنین جلساتی را تشکیل می‌دادند و روز به روز کامل‌تر شد در حدّی که جلسات عزاداری امام حسین«علیه‌السلام» به جلسات طرح معارف دینی منجر گشت و سال‌های سال شیعیان را به عنوان آگاه‌ترین مسلمانان نسبت به دین خود تربیت کرد. تا این‌که متأسفانه در سال‌های اخیر با غلبه‌ی دسته‌ راه‌انداختن به شکل افراطی و مداحی‌های بعضاً کم‌محتوا، موضوع از آن حالت قبلی خارج شده است. موفق باشید

12925
متن پرسش
سلام علیکم: استاد می خواستم نظرتون رو نسبت به چله گرفتن بدونم؟ با توجه به اینکه شنیدم باید زیر نظر استاد انجام بشه. بنده متوجه نمیشم اینکه مثلا آدم بخواد 40 روز گناهاش رو کمتر کنه یا زیارت عاشورا بخونه و یا هر قرار دیگه ای چه نیازی به استاد داره؟ در ضمن کتاب منازل السائرین رو برای سلوک عرفانی معرفی کردید می خواستم بدونم در چه سطحی میشه به این کتاب مراجعه کرد؟ یه آدم معمولی بدون استاد هم میتونه این کتاب رو مطالعه کنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موقعی که انسان از همه‌چیز بخواهد منقطع شود و از طریق وجه روحانی خود به حضرت حق وصل شود، تازه خطورات و افکار باطله ظهور خواهد کرد. به همان معنا که «آب گِل خواهد که در دریا رود / گِل گرفته پای او را می‌کشد». این گِلی که پای سالک را می‌کشد، همان خطورات و تعلقاتی است که در پنهان وجود او رسوب کرده بود و استادِ ره‌رفته می‌داند که چگونه سالک مبتدی را از این رسوبات عبور دهد. در هر صورت مقدماتی مثل معرفت نفس بسیار ضرروی است و لاأقل در این چهل ‌روز اُنس با مطالبی مثل آن‌چه حضرت مولا با فرزندشان در نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه در میان می‌گذارند، لازم است. «منازل‌السائرین» را باید بعد از داشتن معارفی مثل معرفت نفس و برهان صدیقین و معاد، شروع کرد آن‌هم با شرح استاد. موفق باشید

10866

خود شناسیبازدید:

متن پرسش
بسم الله خودشناسی و انسان شناسی چند روز پیش این سوال رو از شما پرسیدم انسان برای خودشناسی نیاز داره که ابتدا اولیات انسان شناسی رو بدونه؟‬‏‎‬‎ این سوال وقتی به ذهنم آمد که از فردی که خودش را صاحب نظر معرفی می کرد یک سوال انسان شناسی پرسیدم، به جای پاسخ بحث را برد به سمت خودشناسی و پس از پرداختن به حواشی مختلف به من گفت شما انسان را شناخته ای و نه خودتان را من به حرف ایشان توجهی نکردم چرا که باور داشتم خودم را خوب شناخته ام. برای اطمینان سوال از شما پرسیدم جواب شما: معرفت نفس خودش اوّلیات انسان‌شناسی را با ما در میان می‌گذارد. برداشت من از این پاسخ استاد طاهرزاده این احتمال را به ذهن می آورد که لابد من هنوز خودم را نشناخته ام و قول آن فرد صادق است... با این فرض این سوال پیش می آید که اصلا خودشناسی چیست؟؟ اگر خودشناسی شناخت مراتب وجودی انسان و رابطه آن ها با همدیگر است ادعا می کنم این را می فهمم. اگر شناخت اخلاق های خوب و بد انسان است ادعا می کنم که این ها را هم می فهمم حتی می توانم ادعا کنم که ریشه خیلی از اخلاقیات بد خودم را هم می دانم. اگر خودشناسی شناخت تأثیر شیوه زندگی بر نفس و رابطه اش با عوالم غیر مادی این را هم می فهمم. اگر خودشناسی توجه به قلب و احوالات قلبی خود است که این را هم می فهمم. قطعا می توان گفت نفس انسان دریچه ای است رو به خداوند، این ها که می گویم حفظیاتم از کتابها نیست بلکه نتیجه زجرهایی که کشیدم که ناشی از عدم توجه به درون خود بود، شاید برخی از آنها را در کتابها دیده باشم اما حقیقتاً ادعا می کنم عقلم اینها را تصدیق می کند و احساسشان می کنم، اگر هم که غیر از اینهاست که می گویم ممنون می شوم نظرتان را بدانم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید انسان پس از آن‌که سعه‌ی وجودی خود را شناخت همین انسان‌شناسی موجب می‌شود تا نسبت خود را با مراتب عالیه‌ی وجود انسان شکل دهد و با انجام دستورات الهی هرچه بیشتر خود را در مراتب عالیه‌ی انسانی احساس کند. موفق باشید
9106

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد بنده با اینکه خواهری دارم که نیاز به محبت دارد، باید با او انس بگیرم و رفیق باشم، اما نمیدانم چرا حوصله او را ندارم و اصلا میل به ارتباط با او را ندارم ولی در عوض در کوچه و خیابان دائم جذب نامحرم میشوم از این مسئله ناراحتم چه کنم بتونم با حلال و محرم خودم انس بگیرم و از نامحرم دل بکنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید جواب سؤال شماره‌ی 9105 در این مورد به شما کمک کند. موفق باشید
8058
متن پرسش
سلام استاد، چقدر میشه به استخاره تکیه کرد؟ اگر به ظاهر انسان همه درها رو به روی خودش بسته ببینه و فکرش دیگه به جایی قد نده و با این حال به قرآن پناه بیاره و از خدا با تضرع طلب هدایت بکنه و به قرآن تفأل بزنه چقدر میشه به این استخاره اعتماد کرد؟ اساسا شیطان میتونه در این مورد تصرف کنه و مثلا باعث بشه صفحه ای باز بشه و آیاتی بیاد که ما رو دچار اشتباه در تصمیم گیری بکنه؟ مثلا استخاره کنیم و آیاتی بیاد که نوید وعده هایی رو بده، آیا میشه به این وعده ها تکیه کرد؟ اگه در یه مکان مقدس مثل امام زاده استخاره بگیریم چی؟ امکان تصرف شیطان هست؟ اگه در مجاورت قبر شریف و بالای سر امام رضا باشیم و استخاره بگیریم با همون حال تضرع و ببینیم به ظاهر آیات دارن همون وعده های قبلی رو تأیید میکنن چی؟و ازطرفی ببنی این وعده ها با نشانه هایی اومده که قابل انطباق با واقعیت هست، سؤال اصلیم اینه که آیا شیطان قدرت تصرف در این استخاره ها با این شرایط روحی(درحال تضرع به درگاه خداوند و توسل به اهل بیت)و در این مکانهای شریف رو داره؟وهمچنین قدرت تصرف برای انطباق آن نشانه های موجود در آیات با حوادث و واقعیت ها به قصد به بازی گرفتن وهم و خیال ما رو داره؟ در این صورت نقش هدایت الهی چی میشه ؟آیا خداوند ما رو با این حال رها میکنه و بدست شیطان میسپاره در حالی که ما به قرآن و اهل بیت پناه آوردیم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: هدایت الهی از طریق قرآن و عقل و عالمان دین در دنیا محقق شده. استخاره به خودی خود حجت نیست مگر این‌که مضطر باشید و برای این‌که بالاخره بی‌اقدام نباشید استخاره کنید و همین اندازه باید روی آن حساب کرد و هرگز نباید فکر کرد چون استخاره خوب آمده پس حتماً آن کار درست بوده. به تعبیر علامه طبا طبائی حتی پشت به استخاره پشت به قرآن نیست.موفق باشید
7803
متن پرسش
سلام استادم داریم میرویم بلطف خدا راهیان نور،انچه شما و اولیاءخدا بدنبالش هستند در این مناطق چیست؟ چکنیم در این مناطق چگونه باشیم که استفاده ای بهتر از همه ببریم؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شهدای بزرگوار ما برای تحقق نظام اسلامی و تمدن اسلامی در زیر سایه‌ی ولیّ خدای زمان تا حدّ جان جلو رفتند و با عالی‌ترین انوار الهی روبه‌رو شدند و با ثمرترین زندگی را به انجام رساندند، از خداوند بخواهید به حقیقت نوری که به شهداء داد تا آن‌که آن نور آن‌ها را تا این‌جاها جلو برد، ما را از آن نور و آن نتایج محروم نفرماید. موفق باشید
6460

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام لطفا سایتها و منابعی معتبر برای پیگیری اخبار سیاسی روز ایران معرفی کنید چون در اخبار صداوسیما همه مطالب گفته نمیشود. مثلا قضیه روزنامه بهار آمد و رفت و ما نفهمیدیم متن آن چه بود و امثال این حوادث که کم نیست.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم همین گله را از صدا و سیما و حتی سایت‌های مذهبی دارم رویهم‌رفته بنده به چندین سایت و روزنامه سر می‌زنم تا مطالبی دستم بیاید. کیهان، رجانیوز، فردا، 9 دی، تحلیل... و خبرگذاری فارس وتابناک وباشگاه خبر نگاران و نکات پرس و... همه‌ی این‌ها را سر می‌زنم. موفق باشید
5581

استخارهبازدید:

متن پرسش
سلام استاد، وقتی علامه حسن زاده با اون لهجه شیرین و ملکوتیشون این روایت در مورد آیات قرآن رو تکرار میکنن که "اقرأ ورقع"این کلمات به عمق جان من نفوذ میکنه ، میخوام بگم من تاحدودی به اندازه وسعم قدر قرآن رو میدونم، میدونم و آرزو میکنم بتونم تک تک آیات این کتاب رو در خودم و زنگیم و جامعه ام پیاده کنم، میخوام بگم من از اون دسته آدما نیستم که فکر کنم قرآن فقط سر سفره عقد و موقع سفر و موقع مرگ به کارمون میاد اونم به قول شریعتی به عنوان یه شئ مقدس و نه یه کتاب، میدونم قرآن برای این نیست که ما چپ و راست برای هر موضوع سخیفی بهش تفأل بزنیم و استخاره بگیریم، اما من برای یه موضوع خاص، استخاره گرفتم، صادقانه بگم در مورد ازدواج و خواستگاری بود، 1-چقدر میشه به استخاره تکیه کرد؟آیاتی که اومد به شدت به واقعیت و شرایط من منطبق بود به طوری که الان دارم با اشک اینا رو مینوسم، بعد از این آیات منطبق با واقعیت آیاتی اومد که بشارت از یه وعده الهی میداد، من به این وعده اعتماد کردم ولی بعضی وقتها احساس میکنم توهم زدم، میدونم وعده الهی تخلف ناپذیره اما مشکلم اینه که میترسم وعده ای در کار نباشه و من تکیه بر باد داده باشم، الان دارم اشک میرزم و اینا رو مینویسم، کاش میشد بهم وقت بدید بیام خدمتتون حضوری اینا رو بگم، دیگه نمیتونم سؤالمو ادامه بدم...........
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در روایات هست استخاره در شرایط خاص خودش یک نحوه الهام الهی است پس بدین معنا نیست که اگر عقل و تحقیق ما چیز دیگری را متذکر شد بر استخاره پافشاری کنیم به اسم این‌که آن را پیام قرآن بدانیم، به همین جهت علامه طباطبایی«رحمت‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند: پشت به استخاره پشت به قرآن نیست. موفق باشید
3519
متن پرسش
سلام. استاد وقتی مباخث شما را میخوانم و میشنوم با عقل مطابقت دارد و غالبا می پذیرم اما چند روز که از فضا دور باشم دچار غفلت می شوم چه باید بکنم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: قرار دنیا همین است، به همین جهت به ما دستور داده‌اند دائماً قلب را با معارف الهی متذکر کنیم و نیکان امت محمد مجالست داشته باشم. موفق باشید
1095

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنده شنیده ام که حدیث داریم که زن برای شوهرش ناخن هایش را بلند کند اشکالی ندارد . از طرفی در مفاتیح داریم که فلان روز ناخن ها را کوتاه کنید و یا هر وقت ناخن ها بلند است کوتاه کنید.و یا حتی شنیده ام که ناخن بلند زینت است. از جنابعالی درخواست دارم این مطلب را برایم روشن بفرمایید؟ با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی به عنوان زینت و برای همسر اشکال ندارد و به طور معمول خوب است ناخن کوتاه باشد تا انسان راحت‌تر کارهایش را انجام دهد و دائم مواظب آن نباشد که ناخن‌هایش بشکند. موفق باشید
782

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام میخواستم بدانم روح القدس کیست؟ و اصلا ماهیت انسانی دارد؟ با توجه به اینکه در تمامی فیلم های آخر الزمانی او را زنی معرفی می کنند که در جریان ظهور منجی به یاری او میشتابد. و در دعای ندبه هم داریم در مورد حضرت عیسی(ع) و امام زمان(عج) داریم(وایده به روح القدس)
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: در بحث شرح زیارت جامعه در فراز «اَیّدَکُمْ بِروحِه» عرایضی مطرح شد که می‌توانید به آن رجوع فرمایید(صوت آن بر روی سایت هست) ولی عنایت فرمایید که روح‌القدس یک حقیقت نوری است که به اذن خدا عامل نبوت نبی و امامت می‌گردد و شعوری آنچنانی را در جان آن‌ها ایجاد می‌کند امام صادق (ع) می‌فرمایند: « رُوحَ الْقُدُسِ فَبِهِ حَمَلَ النُّبُوَّةَ فَإِذَا قُبِضَ النَّبِیُّ ص انْتَقَلَ رُوحُ الْقُدُسِ فَصَارَ إِلَى الْإِمَام‏» روح القدس که با آن بار نبوت کشد.چون پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله وفات کند، روح القدس از او به امام منتقل شود .آری آن حقیقت نوری می‌تواند صورت روحانی به خود بگیرد و برای پیامبر یا ولیّ خدا ظهور جسمانی نماید، ولی با حقیقت روحانی و لازم نیست به صورت یک زن باشد. موفق باشید
20652
متن پرسش
با سلام محضر بنده الله استاد طاهرزاده: بخش مصاحبه با استاد شما را مرور کردم دو سوال پیش آمد امیدوارم هر دو را پاسخ دهید 1. در آنجا آمده که سه روزِ آخر هفته را به قم می‌رفتم و در مدرسه‌ی حقّانی به ادبیات عرب و خواندن فلسفه پرداختم. البته بعداً فلسفه و عرفانِ محی‌الدین و تاریخ اسلام را با جدّیت بیشتر ادامه دادم سوال من اینست که چه شد فلسفه و عرفان را برای مطالعه انتخاب کردید با توجه به اینکه حقانیت این دو مورد تردید است و برخی چون مکتب تفکیک و ... آن را رد می کنند آیا آن زمان که فلسفه را آغاز کردید آگاهانه انتخاب کردید و ابتدا تمام شبهاتی که مربوط به فلسفه بود را رد کردید یا بر اساس فضایی که در آن قرار داشتید به فلسفه و عرفان پرداختید این را از این نظر می پرسم که برایم مبهم است که چرا یکی تفکیکی می شود دیگری فلسفی خودم به این نتیجه رسیدم همانطور که در مورد دین و مذهب عوامل بیرونی چون والدین موثرند درین مثال هم عوامل بیرونی چون استاد و جو حاکم موثرند درین صورت آیا نباید فاتحه معرفت که بنیانش چنین سست است را خواند؟ 2. آیا حضرتعالی زندگی نامه مفصل تری نشر نمی دهید البته مقصود حقیر بیشتر در زمینه سیر مطالعاتیست که داشتید می خواهم بدانم که چگونه شاکله فکری شما شکل گرفت و تداوم دادید حقیر با این که به ده ها هزار کتاب به صورت فایل و کتاب دست یابی دارم و لکن در میان این همه حیرانم که چگونه مطالعه کنم و کار کنونی ام پراکنده خوانیست البته کتاب ادب عقل و خیال را خواندم باز مکفی نیست چون شما مطالعه انسانهای عالم داری چون علامه را توصیه می کنید لکن من چون نسبت به فلسفه و عرفان در موضع تردیدم نمی توانم آنها را انتخاب کنم و سیر مطالعاتی می خواهم که به اشکال سوال قبلی دچار نبوده و از بدیهیات آغار شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» نمونه‌ی خوبی برای گرایش امثال ما به فلسفه و عرفان بود از آن جهت که تلاش داشتیم از یک طرف نسبت به دین تعقل و تفکر کنیم و با عمق بیشتری دین را بیابیم، و از طرف دیگر در ارائه‌ی آن زبان مناسبی را به‌کار گیریم 2- به نظر بنده شخصیت‌هایی همچون حضرت امام و علامه و شهید مطهری «رحمة اللّه‌علیهم» بهتر توانستند آن نقشی که پیامبر و اهل‌البیت «علیهم‌السلام» می‌خواستند در جامعه محقق شود را، شکل دهند و میدان ظهور حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» را فراهم نمایند. آن‌چه بنده با حوصله‌ی زیاد در نوشته‌های آقایان تفکیکی دیدم صرفاً نقد فلسفه بود آن‌هم در حدّی که دقیقاً متوجه‌ی روح آن نشده بودند و به همین جهت به آقای میلانی گفتم یک ماه بیایند تا من کمی به ایشان فلسفه درس بدهم ببینند فلسفه همانی است که ایشان فهمیدند که البته ایشان عصبانی شدند. بنده معتقدم آقایان، جایگاه تفکر فلسفی را متوجه نیستند و با نگاه به مفرداتِ یک تفکر، تفکر روشن نمی‌شود. پیشنهادم برای جنابعالی جهت فهمِ جایگاه تفکر فلسفه‌ی اسلامی به‌خصوص «حکمت متعالیه»، سلسله مباحثی است که جناب آقای دکتر مهدی امامی‌جمعه داشته‌اند. آن مطالب را می‌توانید در کانال «ندای اندیشه» به آدرس زیر دنبال کنید: موفق باشید

  https://t.me/nedayeandishe/517

18734

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام: جناب استاد فرمودید برای تجرد روح در میان وعده غذاها تنقلات نخورید آیا نوشیدنی ها مثل آب و چایی که فقط رفع خستگی برای ادامه فعالیت و کار است را هم شامل می شود مثلا عموما معلمان اگر در بین ساعات کمی آب و چایی نخورند در ساعتهای بعد از کارشان کاسته می شود از راهنمایی شما متشکریم. اجرکم عندالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم این موارد مشکلی در تقویت بُعد حیوانی انسان ایجاد کند. آن‌چه باید مورد دقت قرار گیرد غلبه‌دادنِ جنبه‌ی حیوانی است که خوردن همواره مدّ نظر باشد. موفق باشید

17164
متن پرسش
سلام حضرت امام رضا علیه السلام بر شما باد جناب استاد طاهرزاده: غرض از مزاحمت اینکه وقتی روایات بشدت مومنین را نسبت به بدگویی نسبت به همدیگر با آن شدت می ترساند، خوف وجودمان را می گیرد که پس چطور نیروی انقلابی را نقد کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نقد از سر دلسوزی انجام می‌گیرد تا امور مسلمین به صلاح گراید. ولی ضایع‌کردن و ایجاد دشمنی بیشتر را شیطان برای به فسادکشاندن جامعه القاء می‌کند. موفق باشید

16776
متن پرسش
با عرض سلام: در کار فرهنگی، مربی با برخی اعمال زشت و گناه و قبیح متربی مواجه می شود که در خیلی موارد متوجه قبیح بودن آن نیستند و نمی دانند این کار گناه است. همچنین وجود برخی از متربی ها باعث جلوگیری از رشد سایرین می شود. از رابطه ی بین مربی و متربی در قرآن و روایات از قبیل حضرت خضر (ع) و موسی (ع) و رابطه ی پیامبر (ص) با کودکان و ... چیزی که بتوان به آن استناد کرد عایدمان نشد ولی نظر بنده به این فراز مناجات است (إِلَهِي لَمْ يَكُنْ لِي حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلا فِي وَقْتٍ أَيْقَظْتَنِي لِمَحَبَّتِكَ وَ كَمَا أَرَدْتَ أَنْ أَكُونَ كُنْتُ). حال باید چه کرد؟ لطفا در صورت امکان دلیل روایی بیاورید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید مانند حضرت حق با دلسوزی تمام غم افرادی را خورد که جاهلانه و بدون آن‌که معاند باشند، گرفتار گناه می‌گردند و در این راستا هرطور از دست‌مان بر می‌آید باید آنان را از آثار گناه آگاه کرد در آن حدّ که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» آن‌قدر در این امر در تلاش بودند که حضرت حق در خطاب به ایشان می‌فرماید: «لعلک باخ نفسک الّا یکونوا مؤمنین» نزدیک است که تلف شوی از این‌که عده‌ای ایمان نمی‌آورند. موفق باشید

15927
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید ان شاءالله سلامتی همیشه برقرار باشه. استاد من مشکلی دارم اینه که برای نماز شب که بیدار میشم خیلی با ترس اطرافم و نگاه می کنم. دوس دارم از نمازم لذت ببرم اما ذهنم مدام درگیر توهمات ترسناک میشه چون قبلا خیلی خواب جن و اینا می دیدم و حتی می ترسیدم که بخوابم اما خدا رو شکر دیگه از این خواب ها خبری نیست اما ترسش مونده و از نماز شبم اصلا لذت نمی برم و این واقعا منو عذاب میده. پیشه خودم میگم همه چی دست خداست چیزی پیش نمیاد اما یاد صحبت یکی از دوستان می افتم که می گفت جنی اونو اذیت می کرد و اینکه حتی اگر کل قرآن رو هم بخونه ولکنش نیست و لجوجه یا اینکه اگر بفهمن ما می ترسیم بیشتر اذیتمون میکنن. خلاصه این چیزا میاد توی ذهنم خیلی دوستدارم دل قرص و شجاعی داشته باشم اما نمیدونم چیکار کنم اگر لطف کنین راهنمایی کنین ممنون میشم استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان ایمان خود را با حضور در صحنه‌های عبادی به‌دست می‌آورد و معلوم می‌شود که توهّمات نمی‌تواند نقش چندانی داشته باشد. داستان دوست‌تان جای خود دارد که میدان را تا آن‌جا به توهماتش داده است که این‌چنین به زحمت افتاده. عرایضی در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» در این موارد شده است. موفق باشید

15389

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می خواستم بدانم فرق صعق و موت چیست؟ و اینکه در مقایسه ی مراتب وجودی با مراتب ادراکی و وجودی انسان، عالم امر که روح هم از آن است مانند چه بخشی از وجود انسان است؟ آیا محض اراده یا...؟ و اینکه آیا روح گفته شده در «نفخت فیه من روحی» را می توانیم همان مقام واحدیت در نظر گیریم؟ و در آخر اینکه در آیه ی «الله نور السماوات والارض» در تفسیر المیزان خواندم که فرموده بودند وجود آسمان و زمین از خداست. اما آیا الله، مقام واحدیت اسما و روح است؟ و آیا در «آیه کل شی هالک الا وجهه» منظور ذات خداست؟ ممنون.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در صعقه، انسان در حالت هوشیاریِ برتر قرار می‌گیرد. مثل این‌که کسی از حالت صورت‌های ذهنی به حالت حقایق عقلی، منتقل شود 2- وجه اللّه، جمال حضرت حق است در تجلیّات اسمائی. موفق باشید

13600
متن پرسش
سلام: 1. لطفا در مورد عالم قلب اگر امکان دارد توضیح بدید یا بفرمایید در کدام یک از کتابهاتون می تونیم شناخت پیدا کنیم. اینکه قرآن می فرماید «لهم قلوب لا یفقهون بها» منظور چی هست؟ 2. آیا مراتب قلب همان مراتب ایمان است که مثلا از مراتب ایمان توکل و یقین است و هر چه ایمان درجه بالاتری پیدا کند وارد این عوالم می شود. اگر این نیست پس مراتب قلب چی هست؟ 3. عقل قدسی کدام عقل است، همان عقلی که در حدیث امام صادق (ع) دارای 75 جنود است را عقل قدسی می گویند؟ 4-عقل قدسی چه نسبتی با قلب دارد؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام قلب مقام فوق نفس است و مقام اُنس با حق می‌باشد و چنان‌چه کسی به نور قلب در عالَم تفقه کند، با انوار الهی مأنوس می‌گردد و نه با مفاهیم قدسی. و به همین جهت می‌توان گفت که انسان در مقام قلب به ایمان می‌رسد، یعنی مقامی که قلب، حقایق جاری در عالم را حس می‌کند و معلوم است که این حالت با شدت و ضعف همراه است و می‌توان به همان معنای مراتب قلبی اشاره کرد. شاید بتوان گفت عقل قدسی همان قلبِ دارای تفقه است. موفق باشید

13422
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب خدمت حضرت استاد: احتراماً، پیرو سوال 13408 و جواب جنابعالی در خصوص نسبت خداوند با مخلوقات، چون حضرت امام (ره) در تفسیر سوره حمد می فرمایند که نسبت خداوند با مخلوقات حتی مانند نسبت نفس با قوای نفس نیست و بالاتر از این حرفهاست. به همین دلیل مزاحم شدم که راهنمائی بفرمائید منظور امام چیست؟ با تشکر و آرزوی سلامتی حضرت استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح آن فراز از سخنان حضرت امام، عرض شد که در هرحال در نسبت بین قوا و نفس یک نحوه دوگانگی در میان است. در حالی‌که مطابق وحدت شخصیه‌ی وجود، بین خالق و مخلوق دوگانگی نیست. به همین جهت فرمودند: مثل موج و دریا بهتر است چون در عین آن‌که موج؛ غیر دریا است ولی بیرون دریا هم نیست بلکه مظهری از دریا است. موفق باشید   

13248
متن پرسش
با سلام: من از دوران راهنمایی به بیماری ای دچار شده ام که الان دارم می بینم تمام 26 سال عمرم را واقعا سوزانده است و تمام استعداد هایم را کور کرده است و در این چند سال هم دو مرتبه به مدت دو سال این عادت زشت را کنار گذاشتم و بار ها و بار ها توبه کرده ام اما نتوانستم دوام بیاورم و اخیرا نیز دوباره این مرض گریبان گیرم شده است. فرد مذهبی ای هم هستم و نمازهایم را همیشه خوانده ام و روزه هایم را نیز گرفته ام و به خداوند هم اعتقاد دارم و الان نیز با توجه به اینکه به سن ازدواج رسیده ام به هیچ عنوان شرایط فکری و مالی ازدواج ندارم و با این وضعیت نسبت به فرائض دینی و اعتقاداتم هم دارم سست می شوم. بعضی از آثار شما را نیز مطالعه کرده ام مثل «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» اما هیچ تغییری نکرده ام، لذا از جنابعالی عاجزانه درخواست دارم که در این مورد من را راهنمایی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» یعنی چنان‌چه ما در اعمال دینی و اخلاقی قدم برداریم خداوند میل به گناهان را در ما از بین می‌برد و در نهایت آن گناهان نیز با توبه از صفحه‌ی ذهن ما پاک می‌گردد. موفق باشید

9959
متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقتتان بخیر. چرا گاهی یک نفر 100 درصد مظلوم واقع می شود برای سالها آثار ظلم دامنگیرش هست تازه در مظلومیت سعی می کند از حریم حدود الهی هم خارج نشود ولی ظالم جوابش را دیر می گیرد؟ این آدم سیر به حق ندارد و این بالاترین عذاب است ولی دوستان من می گویند پس کوجواب ظلم به ما؟ ظالم که حالش خیلی خوب است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این ظاهر قضیه است. شاه و صدام در یک شرایط بر خر مراد سوار بودند و می‌تازاندند، ولی آخرش چه؟ اگر ما معتقد به عدالت خدا هستیم باید مواظب خودمان باشیم که ظلم نکنیم و مطمئن هستیم ظالم عاقبت به خیر نمی‌شود. موفق باشید
9731

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر از مطالب مفیدتون: آیا در خواب و در رویای صادقه در مواجه با افراد دیگر با نفس آنها روبرییم یا زایده ای از ذهن ما است و فقط تصور می کنیم که در خواب ما حاضرند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو صورتِ آن ممکن است. اگر در خواب نفس ما به عالم ملکوت سیر کند با وجه واقعی افراد روبه‌رو می‌شویم وگرنه با صورت‌های ذهنی خودمان که از طرف داریم روبه‌رو می‌گردیم. موفق باشید
9628

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من دانشجوی رشته کامپیوتر هستم و در این زمینه کار می کنم. زندگی امروزی، به شدت تحت تاثیر استرس و رقابت در درس، کار و تجارت شده. من یک آدم آرام هستم و وقتی به آینده نگاه می کنم نگران می شم. در همه‌ی مردم یه درجه‌ای از عدم آرامش را می شه دید (به خصوص در زمینه تخصصی و کاری رشته من). به نظر شما، تاثیر کوتاه مدت و بلند مدت استرس چه چیزهایی است؟ و با این ملاحضات، شما چه پیش‌نهادی برای بهتر کردن زندگی شخصی و اجتماعی دارید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «جایگاه رزق در هستی» را مطالعه کنید و طبق وظیفه‌ی خود در عین حفظ روحیه‌ی تواضع، عمل کنید و نگران آینده‌ی خود نباشید.
نمایش چاپی