بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9511
متن پرسش
به نام خدا با سلام و احترام خدمت جناب استاد: پیرو سوالات مدیریتی و با توجه به سوالات مطرح شده می خواستم محبت کنید و تعریف جامعی از مدیریت اسلامی ارائه فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مدیریت عبارت است از ارائه‌ی نظمی در راستای به مقصدرساندن حوزه‌ای که مدّ نظر باید باشد و مدیریت اسلامی در ارائه‌ی نظم و نظر به مقصد از یک طرف، رعایتِ‌ اصول الهی و انسانی را در نظر دارد و از طرف دیگر در حوزه‌ای که می‌باید مدیریت اعمال شود مقصد و هدف اصلی که اتصال ملک با ملکوت است را فراموش نمی کند و در دل چنین فضایی فعالیت مدیریتی انجام می‌گیرد. موفق باشید
7190
متن پرسش
سلام علیکم . در خصوص جایگاه واسطه فیض فرمودید چون الله جامع تمام اسمای الهی است کسی هم که میخواهد این فیض را بگیرد باید قلب اش چنین ظرفیتی داشته باشد . و این جاست که امام واسطه ی فیض است . سوال اول :‌حال چه میشود خود ذات مقدس احدیت به هر بنده به اندازه ی ظرفیت خودش فیض بدهد . این کار که برای خداوند غیرممکن نیست . سوال دوم :‌در حدیث یابن جندب فرموده بودید امام صادق کسی را که گفته بود این آقا واسطه فیض است لعنت کرده بود . یعنی جایگاه و مقام واسطه ی فیض را به هرکسی نمیتوان گفت ؟ یعنی در یک مجلس عمومی میتوان مطرح کرد یا خیر ؟ سوال سوم :‌قبل از خلقت جسمانی اهل بیت (ع) واسطه ی فیض بر زمین چه کسی بوده است سوال چهارم : دین حضرت محمد(ص) قبل از بعثت چه بوده است ؟ اگر میگویید بر آیین ابراهیم بوده است و آیین حضرت موسی و عیسی تحریف شده بوده مگر پیامبر نمیتوانستنددر آن زمان به مسیحیت و تورات اصیل و الهی دست پیدا کنند؟ سوال پنجم :‌پیامبر قبل از بعثت به حقیقت نوری خود واقف بودند یا خیر ؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضرت حق از آن‌جایی که عین وجود است به هر مخلوقی وجود می‌دهد، ولی شما انسانیت را باید از عینُ الإنسان بگیرید 2- باید مخاطب شما آماده باشد وگرنه نمی‌تواند بین مقام امام و شخص امام تفکیک کند و گمان می‌کند همین جسم گوشتی واسطه‌ی فیض است 3- حقیقت ائمه«علیهم‌السلام» اَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَّه‏ است که در هر زمانی از طریق حجت آن زمان مثل انبیاء و اولیاء گذشته فیض به اهل زمین می‌رسیده 4- رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» از ابتدا تحت تربیت مقرب‌ترین ملک، بر دین توحید بوده‌اند 5- چون حضرت، مصطفی و انتخاب‌شده بودند از ابتدا تحت تأثیر نور وجود خود هستند. موفق باشید
4293
متن پرسش
سلام علیکم.اینکه بهاییت با قرآن دلیل می آورند که خداوند پیامبر را خاتم با فتحه یعنی نگین نامیده نه خاتم با کسره یعنی ختم کننده ،صحیح است؟چگونه با آن مبارزه کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در رابطه با خاتمیت رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» روی خاتَم و خاتِم‌بودن نیست. صریح قرآن است که می‌فرماید ای رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» از طریق تو «وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً ‏» کلمات پروردگار تو در حالی‌که همراه با صدق و عدل است تمام شد. دیده‌ام در سایت‌هایی که مسئولیت جواب‌دادن به این شبهات را دارند، مفصلاً به این شبهات جواب داده شده. لابد بهائیت می‌خواهد ملکه‌ی انگلستان را خاتم پیامبران بدانند که محل ریزش فیض کران به این فرقه است. این فرقه نگاهی به شناسنامه‌شان بیندازند ببینند متولد کجایند، نمی‌خواهد به دنبال پیامبر باشند . در ضمن می توانید به جواب سؤال شماره4299 مراجعه کنید. موفق باشید
3997
متن پرسش
سلام اگر نفس پیامبر همه جا و همشه حاضر است پس معراج رفتنشان چگونه است؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور همه‌جایی رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» در مکان غیر از حضور در مراتب عالی‌تر عالم است که با معراج محقق شد. موفق باشید
3056
متن پرسش
باعرض سلام اینجانب در دبیرستان پسرانه معاون پرورشی هستم چندسالی است وزارتخانه جهت اهمیت دادن به نماز 20دقیقه از وقت آموزشی مدرسه را به زنگ نماز اختصاص داده اندبنده و معاونین آموزشی دانش آموزان را وادار می کنیم به نماز خانه بروند و تا پایان وقت رسمی در مدرسه بمانند ولی متاسفانه آنگونه که باید اهمیت نمی دهند به نظر حضرتعالی وظیفه ما چیست؟آیا نماز جماعت اختیاری شود بهتر است یا با وجود دانش آموزان بی اطلاع و بی اعتقاد به کار خود ادامه دهیم وزحمتی که برای دانش آموزان معتقد ایجاد می کنند را تحمل کنیم.البته درصبحگاه و نمازخانه از اهمیت نماز و اسرار نماز دائما می گوییم و نماز خانه مجهز هم آماده کرده ایم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: علماء تعلیم و تربیت هم معتقدند برای آن که انسان‌ها بتوانند اعمال مذهبی خود را انجام دهند باید در دوران نوجوانی عادت کنند به آن کارها تا در موقع مناسب اگر آن اعمال را انتخاب کردند توان انجام آن را داشته باشد. به نظر می‌رسد باید شرایطی فراهم کرد که همه‌ی دانش‌آموزان در نماز شرکت کنند و خیلی نمی توان آزاد گذاشت و در عین حال فضا را طوری شکل داد که از حالت عبادت خارج نشود. موفق باشید
2848
متن پرسش
سلام علیکم! در دوره و زمانه فعلی اگر کسی بخواهد به مقاماتی برسد و مثلا بشود آیت الله بهجت ره یا بشود امام خمینی ره یا بشود آقا سید علی آقا قاضی ره باید کارهائی بکند و احتیاط هائی بکند که اگر خودش نیز قصد داشته باشد این احتیاط ها را بکند محیط و شرایط به او اجازه نمی دهد. مگر اینکه طرف برود در غار زندگی کند یا برود در خانه و خود را در خانه حبس کند. حال در این شرایط فعلی تکلیف چیست!؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حدّ که ممکن است باید احتیاط لازم را کرد و از مسئولیت هایی که نسبت به خانواده و جامعه داریم استقبال کنیم خداوند خودش لطف خاص خود را دریغ نمی کند. موفق باشید
1840

توطئه‌ غرببازدید:

متن پرسش
سلام علیکم بنده دانشجوهستم.برای نشریه دانشگاه قراراست مطلبی بنویسم باعنوان توهم توطئه یاتوطئه توهم.نوشته ای ازاستادمصباح دراین مورد دیدم .همچنین بانظرات مخالف ایشان هم آشناییت پیداکردم.مشکلم این است که چگونه میتوان بازبان ساده این رابه قشردانشجوتزریق کرد؟لطفاراهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام به نظرم اگر بتوانید از توطئه‌هایی که بعد از انقلاب دشمنان انقلاب انجام داده‌اند خوب نمونه بیاورید و روشن کنید حقیقتاً ذات غرب با انقلاب اسلامی در تضاد است و غرب نمی‌تواند توطئه نکند، معلوم می‌شود این هم که گفته می‌شود توطئه‌ای نیست بلکه توهم توطئه است یکی از توطئه‌های غرب است تا ما از دشمن اصلی خود غافل شویم و به جان همدیگر بیفتیم. موفق باشید
1479

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام قبلاً در موقع نماز خواندن سعی می کردم توجهم به آیات و آنچه خوانده می شود باشد و حال خوبی هم بود اگر توجه می داشتم . ولی الان اگر توجهم به نماز باشد لذت نمی برم نمی گم حواسم پرت نمی شود می شود ولی توجه به ذکر ها دیگر مثل قبل برایم نیست توجه و حضور خداوند چگونه است توضیح دهید ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: با تعمق در معارف الهی و مطالعه بر روی اسماء الهی زمینه‌ی تجلی نور اسماء را بر جان خود فراهم کنید. موفق باشید
19829
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به جمله زیر که از ابن عربی در فصوص ذیل فص داوودیه ذکر شده، نظر شما راجع به مذهب ایشان چیست؟ ابن عربی به صراحت می گوید که پیامبر (صلی الله علیه وآله) وفات نمود و هیچ کس را به عنوان جانشین بعد از خود انتخاب نکرد: «و لهذا مات رسول الله (صلی الله علیه وآله) و ما نصّ بخلافته عنه الی احد ولاعیّنه…» «رسول خدا (صلی الله علیه وآله) رحلت کرد و به خلافت احدی تصریح نکرد و برای خود خلیفه تعیین نفرمود»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: محی‌الدین از این نظر در بستر اهل سنت تفکر می‌کند و به همین جهت حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در جواب او می‌فرمایند به جان دوست قسم خداوند برای ادامه‌ی دین خود، ولیّ الهی را انتخاب کرد و محی‌الدین را مورد نقد قرار می‌دهند. موفق باشید

19695
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیزم: سوال خیلی مهمی که امروزه اقشار آسیب دیده مثل فقرا و بیماران و معلولان و ناتوانان جسمی از ما مذهبی ها می پرسند و ما جواب قانع کننده ای برایشان نداریم این است که می گویند خدای شما که می گویید این همه مهربان است، چرا ما را ناقص آفریده؛ یا زلزله زدگان می گویند چرا خدا باید برای ما زلزله ایجاد کند و ما را بی خانمان کند. یا فقیران می گویند مگر شما نمی گویید خدا رزاق است، پس کجاست روزی من؟ خواهشا جوابی عوام فهم بدهید. زیرا آن بدبخت بی چاره ها، سیر مطالعاتی شما را مطالعه نکرده اند. ممنون می شوم اگر راهنمایی کنید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شهید مطهری در این مورد یک کتاب کامل نوشته‌اند و ابعاد مختلف این موضوعات را بررسی نموده‌اند. بنده هم در شرح صوتی «عدل الهی» عرایضی داشته‌ام. آن‌چه هست باید متوجه بود این نقص‌ها و فقرها، ریشه در بخل خدای حکیمِ قادرِ بی‌نیاز ندارد. باید مشکل را در جای دیگر بررسی نمود مثل امتحانی که افراد باید بشوند یا کوتاهی‌هایی که کرده‌اند و یا ظلمی که به آن‌ها شده است. با این‌همه، راه کمال حقیقی که رجوع به خدا است به بهترین شکل در مقابل آن‌ها گشوده‌ است. به گفته‌ی آیت اللّه حائری شیرازی هرکه داراتر است مسئول‌تر است و به همان اندازه وظایف بیشتری جهت جلب رضایت خدا بر دوش دارد. موفق باشید

17275
متن پرسش
حضرت استاد سلام: گاهی ضعف شخصیتی چنان بر ما غلبه می کند که تا مرز گناهانی سنگین و غیربخشودنی می رویم. این لحظات که شیطان بر ما مسلط می شود را چه کنیم و کلا علت این اتفاق چیست؟ اگر امکان دارد هر دو سوال پاسخ داده شود ممنون می شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نگذارید روزمرّه‌گی‌ها و بحث و جدل‌ها و کار در امورِ بی‌ثمر، خوفِ خدا را در شما ضعیف کند 2- در چنین مواردی سریعاً موقعیت خود را تغییر دهید. مثلاً سری به دوستان خوب خود بزنید. موفق باشید

13506
متن پرسش
با سلام: در بحث کتاب معاد، نفخه صور اول گفته شده است که «خداوند با اسم قابض در مظهر اسرافیلی ظهور می کند و وجود دنیایی را از موجودات می ستاند»، در حالی که قبلا گفته شده بود که مظهر اسم قبض الهی حضرت عزرائیل است. آیا قبض در موارد مختلف ظهورات مختلف دارد یا مسئله دیگری وجود دارد؟ آیا نباید جامع مظهر اسم قبض حضرت عزرائیل باشد؟ لطفا روشن بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً نور قبض عزرائیلی باید مربوط به انسان و قبض اسرافیلی، مربوط به دنیا. موفق باشید

9437
متن پرسش
سلام علیکم: بعضی ها در مورد کتاب سیاحت غرب اینگونه استدلال میکنند که: ایشان (آیت الله قوچانی) خود در مقدمه کتاب سیاحت غرب، تصریح کرده اند که این مضامین را با توجه به آیات و روایات، ترسیم و تجسم کرده اند؛ نه این که به آن عالم رفته و از آن جا خبر آورده باشند. یعنی ایشان مطالبی را که از آیات و روایات در مورد حیات پس از مرگ، استفاده کرده است، در قالب بیانی خاصی تبیین کرده است و مطالب آن عمدتا مستند به آیات و روایات است هر چند در ترسیم و تبیین آن هم در قالب بیانی همچون نمایشنامه و فیلمنامه، جزئیاتی را افزوده اند. نظر شما چیست؟ آیا آیت الله قوچانی مکاشفه را در مقدمه کتاب تکذیب کرده اند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک حضور است که برای ایشان پیش آمده که نمونه‌هایی از آن برایشان در سیاحت شرق هم هست. بنده یک جزوه‌ای در شرح کتاب سیاحت غرب دارم، شاید روشن کند که موضوع از چه قرار است. موفق باشید
7516

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز شاید سوال نامربوطی باشه ولی لطفا جواب بدید ایا کنکور ارزش داره که یه سال پشتش بمونیم برای دانشگاه بهتر؟؟ینی ازرش یه سال معطلی رو داره؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مربوط به خود شخص و رشته‌ای است که باید دنبال کند. موفق باشید
7459
متن پرسش
باسلام خدمت استاد سوال من از شما این است که استاد شما در جواب بعض از خانم ها که در مورد نوع پوشش خود سوال میکنند جواب داده بودید که چه اشکال دارد که دختران ما به گونه ای لباس بپوشند و از رنگ هایی استفاده کنندکه بقیه ببیند که دختران مذهبی هم خوش سلیقه اند ومثلا در ازدواج به طرف مقابل کمک شود تا بتواند راحت انتخاب کنند ایا این جواب درمورد خواهران طلبه هم صدق میکند ؟ایا اگر یک طلبه از لباس یا روسری روشن و یا مدل دار استفاده کند تا به بقیه در انتخاب اش کمک کند این اشکال ندارد ؟ایا شانیت او حفظ شده است ؟ استاد شما در تفسیر سوره فرقان ذیل ایه 7 اگر اشتباه نکنم فرموده بودین که اینکه پیامبران می خورند و ازدواج می کنند وبه طور کلی مثل بقیه انسانها زندگی میکنند و حتی خودتان در مثالهای خود فرمودید که مثلا فلان روحانی کباب می خورد واین با روحاینت ومعنوی بودن اش سازگار است خب سوال من این است پس این شانیت که مطرح می کنند چیست ؟مثلا خوب نیست یک روحانی به پارک ویا گردش برود به همراه خانواده اش ویا اینکه به بازار رود مردم او را در حال خرید ببینند و..
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه را عرف مؤمنین برای یک کس نپذیرند شأن او نیست که انجام دهد، ولی یک وقت به اسم عدم شأنیت خود را از یک حیات فعّال و زیبا خارج می‌کنیم. بنده فکر می‌کنم لباس‌های روشن که جلف نباشد از شأن خواهران طلبه کم نمی‌کند، همچنان‌که امروز خواهران محجبه با رعایت حجاب کامل رانندگی می‌کنند و خود را از حیات فعّال خارج نمی‌نمایند. پوشش هم باید نشان دهد که زنان ما در عین رعایت حجاب در نشاط کامل هستند ولی نه به صورت افراطی. موفق باشید
6852
متن پرسش
با سلام، ببخشید سوال 6741 ناظر به تعیین جایگاه آقای هاشمی و روحانی از منظر وجودشناسانه است و خلطی صورت نگرفته است. و جمله ای که در سؤال آمده از پاسخ شما به یکی از سوالات سیاسی سایت حوالی انتخابات کپی پیس شده است با این مضمون که فرمودید ناظر به تفکر اصالت وجودی و آن هم وجود از آن جهت که تشکیکی است ، جایگاه تاریخی افراد در نظام اسلامی رو باید شناخت و در سوال به جای افراد آقایان هاشمی و روحانی قرار داده شدن. با تشکر فراوان . التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کلیت یک فکر را می‌توان نسبت به جایگاه تاریخی که در آن هستیم بفهمیم. شاید از آن جهت عرایضی داشته‌ام و در همین رابطه می‌توانم بگویم به‌طور کلی تکنوکرات‌ها بسط فرهنگ غرب در کشورهای دیگر هستند در حالی‌که در نگاه اصالت وجودی روح فرهنگ غربی نظر به وَهم دارد و به هیچ حقیقتی اشاره نمی‌کند تا بتواند سرگشتگی خود را درمان کنند. موفق باشید
5052
متن پرسش
سلام استاد عزیز 1- هنگامی که آثار فیلسوفان الهی مثل ملاصدرا (ره) را مطالعه میکنم حالت وجد و سروری در درون خود احساس میکنم انگار که نور علم است که به قلبم میتابد. البته مطالب همان مطالب قبلی است ولی تذکر مجدد آن ها باز باعث سرور میشود. منتها هر دفعه بعد از مدتی آن حالت از دست می رود و هیچ گاه حالت پایدار پیدا نمیکند. چگونه میتوان این حالت اتحاد را تقویت و حفظ کرد. آیا بهتر است که مدتی خلوت گزینیم و از زندگی دنیایی کاملا فارغ شویم و با کتب مأنوس شویم تا آن حالت حضور برای همیشه حفظ شود؟ این چه قدر طول میکشد؟ آیا توصیه میکنید که پیگیری اخبار و مسائل سیاسی و اجتماعی را قطع کنیم تا وحدت فکری و عقلی مان تثبیت شود و بعد مجددا به جامعه برگردیم؟ متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید اشاره‌ حکمت متعالیه به نکات و مطالب عرشی است ولی در قالب مفاهیمی که به آن مطالب عرشی اشاره دارد باید سعی بفرمایید با تزکیه‌ی لازم آن مفاهیم از حالت مفهومی به حالت وجودی تبدیل شود که بعد از فهم آن مطالب، با عبور از مفاهیم و نظر به« وجود حقایق» عملی می‌شود. شاید کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» کمک کند. نیاز نیست مطلقاً خلوت‌گزینی کنید ولی سعی کنید خیلی با مردم مخلوط نشوید و در امور سیاسی هم فقط ذیل نور رهبری حرکت کنید. موفق باشید
4748
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدا قوّت. استاد عزیز: اولا سایت شما خیلی بروز و جالب به لطف خداست حتی سایتون صفحه اصلی و اول کامپیوتر بنده است چون هر دو هفته متن ها روی صفحه طبق مناسبتها عوض میشه و اطلاع رسانی الحمدلله عالیست. خواستم چند نکته بگم 1- فایل صوتی شما متاسفانه صداها ضعیفه ما با گوشی یا با اسپیکر استفاده میکنیم من فایل صوتی را به همکارهایم دادم که گوش کنن گفتند که تن صدا ضعیفه ولی شناخت ندارند قدرشو نمیدونن و به کیفیت پایین صدا بهانه میگیرن. 2- برنامه های فایل صوتی با پسوند wma درسایت شما بارگزاری شده بعد از دانلوذ فقط به درد رایانه میخوره اگر تو فلش بریزیم در ضبط ماشین و تلویزیون فلش خور اجرا نمیشه ولی فایل mp3 الحمد لله همه حتی از موبایل هم استفاده هست. لطفا اگر براتون امکان داره به mp3 تبدیل کنین. با تشکر اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت ملاحظه فرمایند.
4289
متن پرسش
بسمه تعالی.سلام.اینکه خدا گناه های انسان را ببخشد و با صفت جبار خود آن ها را جبران کند و یا آن ها را با حسنات تعویض کند در برزخ به چه صورتی خود را نشان می دهد.اینکه در برزخ به صورت فیلمی تمام ریز به ریز اعمال خودمون رو در مدت عمر خودمون میبینیم و برای گناهان عذاب می کشیم آن قسمت های جبران شده یا با حسنات جبران شده به چه صورتی خواهد بود؟آیا به طور کلی محو شدن؟با تشکر از شما.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از طرفی با کلیت شخص برخورد می‌شود که در مجموع در کدام جایگاه قرار می‌گیرد، هرچند در روایات بعضاً داریم که مثلاً این عذاب به جهت سخن‌چینی یا خوردن مال حرام است و یا این رحمت به جهت آن عمل خیر است. موفق باشید
3640
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم مدتی است ذهنم درگیر این مساله شده که تا چه اندازه باید به مهمانها رسیدگی کرد در خانواده ای هستم که همیشه سفره رنگینی از غذا برایمان پهن می کنن و 2 الی 3 نوع غذا برایمان تدارک می بینند و از انواع میوه ها برایمان می خرند و خلاصه مهمان را خیلی تکریم می کنند من احساس می کنم این تکلف باشد حالا می خواهم ببینم وظیفه من در برابر آنها چیست من هم باید 2 الی 3 نوع غذا تهیه کنم و به سبک آنها از آنها پذیرایی کنم؟در ضمن فکر می کنم اگر یک نوع غذا در سفره بگذارم این کار را بی احترامی نسبت به خود فرض کنند تکلیفم چیست؟ با مهمان باید مثل خودش رفتار کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما وظیفه داریم که خودمان را گرفتار تجمل و سفره‌های رنگین نکنیم بدون آن‌که بخواهیم به میهمان بی‌احترامی کنیم. آری حق آن است که یک نوع غذا در سفره باشد و یا یک خورش. موفق باشید
1841
متن پرسش
شیطان یکی از دستورات خدا را انجام نداد و خدا تمامی اعمال اورا نابود کرد. ولی ما انسان ها خیلی از تکالیف را انجام نمی دهیم و عباداتمان از بین نمی رود. این با عدالت خدا چگونه سازگار است?
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام من و شما اگر بعضی از دستورات خدا را انجام نمی‌دهیم نمی‌گوییم ما بهتر از خدا می‌دانیم ولی شیطان در مقابل خدا گفت: «أنا خیرٌ منه» ای خدا من بهتر از آدم هستم و عملاً نه‌تنها خود را در عرض خدا قلمداد کرد بلکه خواست بگوید من بهتر از خدا می‌دانم و خدا نمی‌داند. موفق باشید
1599

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: 1-در ایه 102 سوره بقره اجمالا وجود سحر و تاثیر ان مطرح می شود و اینکه با سحر عده ای از یهودیان بین زن و مرد اختلاف می انداختند اما حالا این سوال است که تاثیر سحر با عدالت خدا سازگار است که مثلا یک خانواده بخاطر سحر دیگری بینشان اختلاف بیفتد بدون اینکه هیچ کاری این خانواده با فرد سحر کننده نداشته باشند؟ 2-چرا در سوال 1515 در مورد تقویت اراده فرد را به مراکز مشاوره ارجاع می دهید و در برخی سوالات دیگر هم این رویه دیده می شود سوال من از حضرت استاد این است که مگر شما که در بحث نفس این همه کار کرده اید اسلام هیچ پیشنهادی ندارد که باید افراد به این نوع مراکز ارجاع داده شوند که خود می دانید که عمدتا نظرات غربیان در انها استفاده می شود هر چند که ظاهر اسلامی هم به خود بدهند. واقعا از شما استاد بزرگوار توقع داریم که در این نوع مسائل زندگی که افراد درگیر می شوند راه کارهای اسلامی را معرفی نمایید تا مگر اینکه زمینه ای باشد برای استفاده دین در صحنه عمل. باتشکر از شما و التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- در وسط آیه‌ی 102 سوره‌ی بقره می‌فرماید: « وَمَا هُم بِضَآرِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ» یعنی این‌طور نیست که ساحران بتوانند هرکس را خواستند سحر کنند، بلکه آن‌هایی که خداوند بنا بر حکمت بالغه‌اش می‌خواهد تنبیه کند،یکی از راه‌های تنبیه خداوند سحر ساحران است که به صورتی تقریباً مفصل در کتاب «جایگاه سحر و شیطان و جادوگر» عرایضی داشته‌ام 2- آن مرکزی که معرفی کردم طلاب عزیز بر اساس مبانی معرفت نفس و روایات ائمه‌ی معصومین«علیهم‌السلام» کار خود را انجام می‌دهند. موفق باشید
1392

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی درخصوص مرحوم اقا نجفی اصفهانی در کتاب سیاحت شرق مطالبی نقل شده که از انها استنباط می گردد ان مرحوم بار علمی چندان نداشته است و کلاس او کلاس درس نبوده و مرحوم اقا نجفی قوچانی بیان می کند پول و ریاست از برادران نجفی بود و علم و فضل از مرحوم درچه ای.چون احتمال دادم ان کتاب را مطالعه فرموده اید مطالب را نیاوردم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: مرحوم آقا نجفی قوچانی«رحمة‌الله‌علیه» در بعضی از قضاوت‌هایشان از جمله در مورد آیت‌الله اصطهباناتی صائب نیستند. موفق باشید
1344

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی حدود یک ماه از سال تحصیلی دانشگاه می گذرد ما دوباره اومدیم به دانشگاه با اون همه فضای بدش درس داشتن با اساتیدی که آدم مجبور میشه فقط برای پاس کردن درس بخونه فارغ از اون که هدف از دانشگاه اومدن چیز دیگه ای بود ومی خواستم یه مهندس مسلمان واقعی خوب توی رشته ام بشم چون تصور می کردم مهندس برق الکترونیکی که درد دین داشته باشن کمه وشاید پول چیز مهمی برای بعضی هاشون باشه ولی برای من کم ارزش ترینه ویا شاید در رده اولویت هام در رده آخر باشه فضای بد حجابی دختر و پسر که دیگه گفتن نداره و... خلاصه استاد عزیزم درد دل زیاد است خیلی از این ها شاید از ایمان کمم باشه ولی همیشه دوست داشتم یک مهندس مسلمان شیعه واقعی باشم منتظرم برای رسیدن به این هدف که به امید خدا محقق شود و برای رشد دینی معنوی در این فضاکه با ظهور حضرت (عج) بتونم از سربازان واقعی حضرت باشم نصایح و توصیه های شما رو بشنوم وعمل کنم منتظرم استاد برام دعا کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: توصیه می‌کنم کتاب «بصیرت و انتظار فرج» را مطالعه نمایید به امید آن‌که چون سربازی سلحشور ماوراء ظلمات زمانه، در فرهنگ انتظار شکوفا شوید، تنها فرهنگی که در حال حاضر انسان را شکوفا و بصیر می‌کند فرهنگ انتظار است. موفق باشید
34756

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: خسته نباشید استاد عزیز. در این ماه عزیز و ایام مبارک آتیه خاضعانه از شما التماس دعا داریم. استاد حضرت امام (ره) در مورد آیه شریفه «إنا عرضنا الأمانة على السماوات والأرض والجبال فأبين أن يحملنها وأشفقن منها وحملها الإنسان إنه كان ظلوما جهولا» می فرمایند: این بالاترین وصفی است که برای انسان گفته شده است ظلوم یعنی همه بت ها را شکسته همه چیز را شکسته جهول یعنی به هیچ چیز توجه ندارد هیچ چیز را متوجه به آن نیست. سخن ایشان را توضیح می دهید یعنی فضل انسان در فهمیدن ظلوم و جهول بودن انسان است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام خمينى «رحمةالله ‏عليه» در همين رابطه مى‏ فرمايند:

آن كه بشكست همه قيد، ظلوم است و جهول‏

وآن‏كه از خويش‏ وهمه كون‏ ومكان غافل بود

آن علمى كه مانع تجلى انوار الهى است، حجاب سالك است، و درست است كه در عرف جامعه هر دانايى را علم مى‌‏گويند ولى نظر به اين‏كه اين دانايى ‏ها مانع ارتباط ما با خدا باشد، حجاب به حساب مى ‏آيد و در راستاى جاهل‏ شدن به اين دانايى ‏ها است، كه گفت:

در بر دل‏شدگان علم، حجاب است حجاب‏

از حجاب آن‏كه برون رفت به ‏حق جاهل بود

اين نوع جهلِ به ماسِوَى الله، و تمام نظر را به حق انداختن، موجب مى ‏شود تا انسان شايسته پذيرش امانت الهى شود كه گفت:«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ‏ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا»[1] ما امانات را بر آسمان‏ها و زمين و كوه‏ ها عرضه كرديم و همه از پذيرفتن سر باز زدند و از تحمل آن در زحمت افتادند، ولى انسان آن را حمل نمود، كه او ظلوم و جهول بود. از يك جهت اگر كسى از علم خارج شود جاهل است و از طرفى علم حجاب است، در نتيجه درست است كه اگر كسى از علم خارج شد، جاهل محسوب مى‏‌شود، ولى اگر هم در حجاب علم بود، از رؤيت حقيقت محروم است. خداوند در قرآن مى‏ فرمايد: ما امانت خودمان را بر آسمان‏ها و زمين و كوه‏ ها عرضه كرديم، ولى هيچ كدام نتوانستند آن را تحمل كنند و بپذيرند. ولى انسان پذيرفت، چون ظالم و جاهل بود.

زنده باد اين ظلم و جهل كه موجب شد انسان امانت‏دار الهى شود! آن هم امانتى كه هيچ يك از اعضاى هستى نتوانستند آن را بپذيرند. پس معلوم است كه ظلوم و جهول بودن انسان كه موجب پذيرش امانت الهى شود، يك نوع كمال است و آيه در صدد مدح انسان به جهت آن كمال است. در ابتدا ممكن است اين طور به ذهن آيد كه ظلوم و جهول نبايد صفت خوبى باشد، ولى از سياق آيه معلوم است كه در اين‏جا به عنوان دو صفت خوب مطرح است، به طورى كه مى‏ فرمايد؛ همين صفات موجب شده تا انسان امانت الهى را بپذيرد. لذا در تفسير آن مى ‏گويند: انسان نسبت به نفس امّاره خود ظلوم است، و نسبت به همه چيز غير از خدا جهول، پس چون خود را نديد توانست حق را ببيند و پذيراى انوار الهى باشد و به آن نوع علم كه موجب خودبينى مى‏ شود جاهل بود و گرنه همان علم حجاب بين او و انوار امانات الهى مى‏ شد. اگر خودش را حمل كرده بود كه نمى‏ توانست امانت الهى را حمل كند، پس معلوم است اگر بخواهد امانت الهى را حمل كند خودش را بايد زير پا بگذارد. حال اگر بخواهد خودش را زير پا بگذارد، نسبت به خود ظلوم مى‏‌شود، حال چه‏ چيزى را بايد ببيند كه خود را نبيند؟ خدا را فقط بايد ببيند، پس نسبت به ديدن غير خدا جهول است، از طرفى جهل مقابل علم است پس معلوم است يك علمى است كه مانع رؤيت حق است و لذا در مورد آن مى‏ فرمايند: «العلمُ هُو الحجابُ الْاكبر»[2] علم همان حجاب اكبر و حجاب بزرگى است كه مانع ارتباط انسان با حقيقت مى‏ شود، كدام علم است كه مطلوب نيست؟ علمى كه نگذارد من خدا را ببينم، آن علمى كه مرا به خودش مشغول كند، آن علمى كه مفاهيم حقيقت باشد و نه خود حقيقت، حال آن علم، چه علم به مفاهيم معنوى باشد و چه علم به مفاهيم غير معنوى، وقتى كه با آن علم، محبوب من در حجاب مى ‏رود، ديگر به چه كار من مى‏ آيد؟ لذا است كه حضرت امام خمينى «رحمةالله‏ عليه» مى‏ فرمايند:

آن‏كه بشكست همه قيد، ظلوم است و جهول‏

وآن‏كه ازخويش‏ وهمه كون و مكان غافل ‏بود

چرا ظلوم و جهول آن كسى است كه از همه كون و مكان بايد غافل باشد؟ چون؛

در بر دل شدگان علم حجاب است حجاب‏

از حجاب آن كه برون رفت به‏ حق جاهل بود

چون از حجابِ علم در آمده پس جهول است و از طرفى چون از حجاب در آمده به حقيقت رسيده. پس:

عاشق از شوق به درياى فنا غوطه ‏ور است‏

بى‏ خبر آن كه به ظلمتكده ساحل بود

وقتى از حجاب عقل و علم خارج شد، آن چنان به درياى فنا غوطه‏ ور مى‏ شود كه اصلًا اهل عقل و هوشيارى كه در ظلمتكده ساحل ايستاده‏ اند، نمى‏ توانند آن حالت را دريابند، چون به قول مولوى؛

عقل گويد شش جهت حدّ است و ديگر راه نيست‏

عشق گويد راه هست و رفته‏ ايم ما بارها

حال با تمام اين حرف‏ها اولين مشكلى كه براى شما پيش مى‏ آيد همين «جهول» بودن است كه بايد نسبت به رسم زمانه و عادت‏هاى فكرى جاهل باشيم و اين خلاف عادت زمانه است و با قدم گذاشتن در خلاف عادت زمانه است كه بصيرت حقيقى شروع مى‌‏شود، به گفته حافظ:

از خلاف آمد عادت بطلب كام، كه من‏

كسب جمعيت از آن زلف پريشان كردم‏

بشر امروز به علمى عادت كرده كه نمى‌‏تواند بفهمد اين علم حجاب حقيقت است و علمى بالاتر از اين علم ‏ها هست كه اساساً رويكردش با اين علوم متفاوت است، ولى به راحتى حاضر نيست وارد آن رويكرد بشود. براى اين كه آن علم و آن رويكرد خلاف عادت او است، براى اين كه آن چه را علم مى ‏داند، آن چه را قرآن مى ‏داند، آن چه را دين مى‏ داند، آن چه را كه فكر مى‏ داند، همه و همه مفاهيمى بيش نيستند، مفاهيم كجا و حقايق كجا! وقتى عادت نداشتيم قرآن را دريچه ارتباط با حقايقِ نورى بگيريم چگونه مى توانيم به مقام يگانگى با حقايق برسيم و به گفته حافظ «كسب جمعيت» كنيم و به يگانگى با حقايق نايل شويم. شرط ارتباط با هر مرتبه از قرآن، طهارت است، از مقام كريم و مكنون قرآن كه با قلب مطهرون مرتبط است گرفته، تا مرتبه لفظ قرآن كه بايد با دست با وضو با آن تماس گرفت، وگرنه آداب و ادب ارتباط با قرآن رعايت نشده است. و عزيزان عنايت داشته باشند، اگر نظر به مرتبه عاليه قرآن مى‏ شود و ادب و آدابِ ارتباط با آن مرتبه مورد بررسى قرار مى ‏گيرد، بدين معنى نيست كه آداب و ادب ارتباط با مرتبه نازله قرآن مورد غفلت قرار گيرد، و البته در مورد هر حقيقتى مسئله از همين قرار است، و لذا نبايد تصور شود قراردادن فقه و اصول در رديف اعتباريات، موجب كاهش ارزش آن مى ‏شود، چون اين نوع اعتباريات كه ريشه در حكم الهى دارد خود تعيين‏ كننده بسيارى از خط مشى ‏هاى حقيقى است و همين بايد و نبايدهاى فقهى، خود مشخص كننده حقايق است. حرف ما اين است كه مواظب باشيم نظرمان نسبت به حقايق منحرف نشود و اين ممكن نيست مگر اين‏كه از طريق فقه و اصول عمليه سير خود را مديريت كنيم. موفق باشید

 

[1] ( 1)- سوره احزاب، آيه 72.

[2] ( 1)- محمد بن حمزه فنارى« مصباح الانس»، ص 180.

نمایش چاپی