بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
12051
متن پرسش
با سلام و ادب خدمت شما استاد بزرگوار: استاد ببخشید شما در کتاب «آشتی با خدا» ص 141 فرموده اید که احتمال دارد که مثلا بیماری های خطرناک مثل سکته قلبی در خواب ناشی از تاثیر من بر تن باشد لطف می فرماید بیشتر در این مورد توضیح دهید. بر این گفته داستان یا روایت اگر موجود است ممنون دارتان می شوم بیان فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع روشنی است که وقتی بپذیریم بدن توسط روح تدبیر می‌شود پس وقتی روح در اضطراب قرار گیرد بدن را به طور طبیعی تدبیر نمی‌کند و لذا شما با انواع بیماری‌های بدن روبه‌رو می‌شوید چنان‌چه در روایات داریم اگر بیماری در جامعه زیاد شد باید به مردم توصیه شود از گناهان خود توبه کنند زیرا گناه موجب خارج‌کردنِ روح از تعادل می‌گردد و در نتیجه روح، بدن را درست تدبیر نمی‌کند. این نوع بیماری‌ها غیر از آن بیماری‌هایی است که از طریق عوامل خارجی اعم از میکروب و یا سموم و یا عوامل دیگر موجب بیماری بدن می‌شود. موفق باشید

10601
متن پرسش
سلام: چرا در هیچ یک از مباحث دینی مطلبی از خودشناسی گفته نمی شود؟ چرا در حوزه های علمیه درسی به نام روانشناسی نیست؟ در صورتی که علمای ما اولین سخنانشان باید از خودشناسی باشد اما کمتر کسی من دیدم که خودشناسی مطالعه کرده باشند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: روانشناسی یک علم تجربی است که عکس‌العمل‌های روان را در رابطه با بدن بررسی می‌کند، ولی خودشناسی مربوط به ابعاد مجرد نفس است که در فلسفه و عرفان اسلامی مورد بررسی قرار می‌گیرد. موفق باشید
10406
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در عوامل نحوی در قسمت حروف جر ما یک حرف (الی) داریم و یک حرف (حتّی). که هر دو حرف به معنای انتهای غایت می باشد. یعنی انتهای مسافت. اما در حرف (الی) معلوم نیست که خود مقصد را هم شامل می شود یا خیر. مثلا وقتی گفته می شود. (سرت من البصره الی الکوفه) یعنی اینکه از بصره به سمت کوفه رفتم. اما معلوم نیست که داخل خود کوفه شد یا نشد. ولی وقتی گفته می شود (اکلت سمکت حتّی رأسها) یعنی ماهی را خوردم حتی سرش را. یعنی ما بعد حتی را هم شامل می شود. حال در آیه ی انالله و اناالیه راجعون. الی در این آیه اگر به معنای انتهای غایت باشد (با توجه به احکام الی که در شرح عوامل جرجانی گفته می شود) توحید ذاتی چگونه توجیه می شود؟ من اینگونه برداشت کردم که شاید انسان در لقای الهی به توحید اسمائی و افعالی و صفاتی برسد اما چون (ه) در الیه به الله برمی گردد و از طرفی هم (الی ) آمده است و (حتّی) نیامده است و با توجه به احکام (الی) در شرح عوامل جرجانی برداشت کردم که انسان نمی تواند به الله (منظورم همان مقام ذات است چون الله اسم ذات است) برسد پس اگر حتّی می آمد توحید ذاتی و رسیدن به الله یعنی همان مقام ذات را می شد توجیه کرد ولی با آمدن حرف الی نمی توان این برداشت را کرد. این برداشت بنده بود و می دانم که ممکن هم هست که اشتباه باشد، چون علما و عرفای بزرگی توحید ذاتی را تبیین کردند. از همین حیث از جنابعالی خواستم برای بنده توضیح دهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی خوبی را مطرح فرموده‌اید. علاوه بر آن عنایت داشته باشید حضرت حق به یک معنا چیزی نیست که رسیدن به او معنا داشته باشد در آن حدّ که رسول خدا«صلوات‌علیه‌وآله» عرضه می‌دارند: «مَا عَبَدْنَاکَ حَقَّ عِبَادَتِکَ وَ مَا عَرَفْنَاکَ حَقَّ مَعْرِفَتِک‏» پس همواره همه تا ابد به سوی خدا در حرکت‌اند و هیچ‌وقت رسیدن به معنای دست‌یابی به انتها معنا ندارد. موفق باشید
9154
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار و قبولی طاعات و عبادات: سئوال من در خصوص خطبه یک نهج البلاغه امیر المونین (ع) هست آنجا که اشاره می کنند به «وَ یُثیرُوا لَهُمْ دَفائِنَ العُقُولِ» اولاً: این عبارت بطور مشخص اشاره به چه چیز دارد؟ ثانیاً: این اثاره چگونه صورت می گیرد؟ و اگر جهت تحقیق بیشتر منابعی معرفی کنید ممنون می باشم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» در توصیف نقش انبیاء در تاریخ می‌فرمایند: انبیاء عقل‌های دفن‌شده‌ی بشری را برمی‌انگیزانند، به آن صورت که انسان‌ها را متوجه حقایق قدسی می‌نمایند و از پیرایه‌ها و خرافاتی که اطراف خود تنیده‌اند آزاد می‌گردانند. منابعی در این مورد در نظرم نیست. موفق باشید
8999

عین ثابتهبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا حضرت علمی که در عرفان مطرح میشود همان عین ثابته است یا با هم فرق دارند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم حضرت حق در علم خود همان اعیان ثابته‌ی مخلوقات است. موفق باشید
3640
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم مدتی است ذهنم درگیر این مساله شده که تا چه اندازه باید به مهمانها رسیدگی کرد در خانواده ای هستم که همیشه سفره رنگینی از غذا برایمان پهن می کنن و 2 الی 3 نوع غذا برایمان تدارک می بینند و از انواع میوه ها برایمان می خرند و خلاصه مهمان را خیلی تکریم می کنند من احساس می کنم این تکلف باشد حالا می خواهم ببینم وظیفه من در برابر آنها چیست من هم باید 2 الی 3 نوع غذا تهیه کنم و به سبک آنها از آنها پذیرایی کنم؟در ضمن فکر می کنم اگر یک نوع غذا در سفره بگذارم این کار را بی احترامی نسبت به خود فرض کنند تکلیفم چیست؟ با مهمان باید مثل خودش رفتار کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما وظیفه داریم که خودمان را گرفتار تجمل و سفره‌های رنگین نکنیم بدون آن‌که بخواهیم به میهمان بی‌احترامی کنیم. آری حق آن است که یک نوع غذا در سفره باشد و یا یک خورش. موفق باشید
1993
متن پرسش
با سلام استاد عزیز آیا مگر برهان صدقین از خدا پی به خدا نمی برد ولی وقتی اول در خصوص وجودات دیگر بحث می کند و اثبات می کند که آنها عین وجود نیستند و بعد با آن به اثبات عین وجود می پردازد یعنی از وجود دیگر موجودات پی بوجود خدا می بریم آن را از حالت صدیقین خارج نمی کند . تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: صدیقین در فرهنگ دین کسانی هستند که از خدا متوجه خدا می‌شوند و اظهار می‌دارند «بِکَ عرفتُک» و در فلسفه هر برهانی که برای اثبات خداوند کم‌ترین واسطه را داشته باشد برهان صدیقین می‌گویند و چون برهان ملاصدرا از وجود متوجه وجود مطلق می‌شود و از این جهت به واسطه‌هایی مثل ابطال دور و تسلسل که در برهان امکان و وجوب بوعلی نیاز هست، نیاز نداریم. موفق باشید
1486

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام اگر کسی بتواند خودش را از وهمیات آزاد کند در ابتدا خیلی اذیت میشود چون نه در دنیا بند است و نه توانسته با حقایق ارتباط بر قرار کند آیا اذیت شدنش تا حدی است که حواس پرت میشود ، پرخاشگر میشود ، با همه دعوا میکند ، سر همه داد میزند ، و بعد از مدتی اقرار میکند که کارش اشتباه بوده اما این عذر خواهیش در حد چند دقیقه بیشتر نیست و دوباره نمیتواند خودش را کنترل کند و همه تندیهایش تکرار میشود و این رفت و برگشتها ادامه دارد و هیچ جوری بهتر نمیشود ؟ یا اینکه این حالات را باید جور دیگری معنا کرد و گفت که سیستم فیزیولوژیکی بدنش دچار اختلال شده ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بعید نیست نظام فیزیولوژیک آن فرد به مشکل افتاده باشد. سعی شود با اُسوه قراردادن عالمان وارسته خود را در اخلاق متعادل کنیم. موفق باشید
20124

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: پسری هستم ۱۸سالم است تازه وارد حوزه شدم فضای حوزه اکثرا غفلت آور است از ابتدای ابتدا و صفر می خواهم شروع کنم به کار کردن عرفان عملی سوالات من: ۱. برای شروع کردن به عرفان عملی از صفر چه کنم؟ ۲. برنامه ریزی دقیق عملی و دائم چیست و سیری منظم به سوی خدا چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا و در اصل، باید تماماً مشغول دروس حوزه بشوید و اگر فرصتی پیدا شد کتاب‌های شهید مطهری را دنبال کنید. موفق باشید

16622
متن پرسش
مهدی مجیدی: سلام علیکم: طاعات قبول خدا قوت. تشکر ویژه بابت نشر معارف حقه مکتب تشیع. سوالم این است که در نظر استاد این قرآنی که هر سال در ماه مبارک نازل می شود حقیقتش چیست و با این قرآن مکتوب در اختیار ما چه تفاوتی دارد؟ معارف این قرآن نازل شده در هر شب قدری با آن قرآن نازل شده بر حضرت ختمی مرتبت چه تفاوتی دارد؟ و حقیقت این قرآن نازل شده با تقدیر و تفریق کل امر حکیم چه ارتباطی دارد؟ با توجه به این نکته که طبق روایات محل نزول ملائکه جهت انزال آن حقیقت و تقدیرات عالم، قلب توحیدی قطب عالم امکان حضرت صاحب الامر هستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «رمضان؛ دریچه‌ی رؤیت» عرایضی در این مورد شده است مبنی بر آن‌که نزول دفعی قرآن به صورت حقیقت «امری» و «معنایی» و «وجودی» است و نزول تدریجی قرآن به صورت «خلقی» و «لفظی» است در عین اتصال به حقیقت نوری و امری‌اش. موفق باشید

15733

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: در سوره الرحمن آیه «وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ» ﴿۴۶﴾ منظور از این دو بهشت چیست؟ می توان گفت یکی از بهشت ها برای قلب و ملکات انسانی است و دیگری مربوط به تامین قوه خیال آدمی است (مثل فاکهه و....) یا معنای ملکوتی دیگری دارد. لطفا کمی از اسرار معرفتی این آیه را بیان کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف شما حرف خوبی است. بعضی فرموده‌اند منظور، بهشت برزخی و بهشت قیامتی است. و یا فرموده‌اند منظور، بهشت اعمال و بهشت عقاید است. موفق باشید

15703

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: اگر بخواهید یک کتاب در زمینه معرفت شناسی، خداشناسی و هستی شناسی معرفی کنید چه کتابی رو معرفی می کنید؟ با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌قدر مطالب در این مورد گسترده است که شاید نتوان کتاب خاصی را معرفی نمود. کتب آیت اللّه حسینی تهرانی و آیت اللّه محمد شجاعی چشم‌اندازهای خوبی در اختیار شما می‌گذارد موفق باشید

13676
متن پرسش
با سلام: به نظر شما بعد از اینکه کتابهای حرکت جوهری و برهان صدیقین را خواندیم لازم هست که فلسفه اسلامی را در یک حدی بخوانیم که با فضای فکری فلاسفه اسلامی آشنا شویم یا حداقل جلد 1 تا 8 اسفار ملاصدرا که نظرات فلاسفه قبلی هست رو خوب هست مطالعه کنیم؟ من واقعا نمی دونم که این کار لازم هست یا اینکه باعث صرف وقت و مشغولیت ذهنی می شه از طرفی هم احساس می کنم اگر این کار رو نکنم یک نقصی در دریافت نظرات ملاصدرا پیدا می کنم و ممکنه منظور ایشون را به طور واقعی نفهمم. مثلا شرح منظومه رو خوب هست بخونیم یا نه. با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت متعالیه‌ی صدرالمتألهین هرچه عمیق‌تر بررسی شود ما را بیشتر به حقایق جاری عالم و به نسبت هرچه بیشتر به خدا می‌رساند. عمده آن است که بتوانیم در عین داشتن مقدمات و فهم متون به زبان عربی و استادی حاذق، کار را جلو ببریم. شرح منظومه بعد از فهم اسفار، جمع‌بندی خوبی است. موفق باشید

13299
متن پرسش
سلام: من سوالی دارم. آیا شما دینداری ملت براتون مهم تره یا انقلابی بودن و طرفداری از رهبری عزیر چه رسد به رئیس جمهور و.... رسول الله مهمتره یا خامنه ای؟ جواب من ندین والله تمام اسلام سیاست است که جوابتون میدم ظرفیت ملت را مراتبی ست قلب ها برای پذیرش رسول خدا آماده اما برای خمینی کبیر نه خیلی گاهی. این پر واضحه بعد که طرف محب دین اسلام شد جایگاه انقلاب را میفهمه حداقل از شدت دشمنیش کم میشه. چندبار دیگه من بهتون گفتم کاربران دیگر هم تذکر میدن زشته مای جوجه به عارف و حکیمی چون شما تذکر بدیم. خودتون را خرج هیچ جناحی نکنید ترا قرآن قدرخودتون را بدونید. کاری که ایت ا.. مصباح کرد نکنید که بنده ای که قبل از سال 85 و... می گفتم من حاضرم با دین مصباح یزدی بمیرم الان دیگه اصلا ایشون را نمی پسندم خداوند همه ما را عاقبت بخیر کند. جوابی دارید بهم بدین منتها شخصی با ایمیل، منتشر نشود ابدا این مطلب. استاد سفارشی برای من دعا کنید. یا علی
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: سید محسن عزیز! بنده توصیه‌ی دلسوزانه‌ی شما را با تمام جان درک می‌کنم و همین‌طور که  همه‌مان معتقدیم حتماً اسلام مهم‌تر از انقلاب است و امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» خاک پای رسول‌اللّه«صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» حساب نمی‌کند و همین طور که می‌فرمایید دینداری فردی به مزاق مردم بیشتر نزدیک است تا دینداریِ اجتماعی. ولی دینداری واقعی وقتی به صحنه می‌آید که خدا ملاقات شود و خداوند طبق آیه‌ی «کلّ یومٍ هو فی شأن» در هر روز و تاریخی مطابق نور خاص و اسماء خاصی ظهور می‌کند که ظرف امروزین این ظهور، انقلاب اسلامی است در جمال حضرت امام و مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» است. از این جهت اگر بخواهیم مردم را به جای اُنس با خدایِ ذهنی، با خدای واقعی مأنوس کنیم چاره‌ای جز این نداریم همان‌طور که خودتان متوجه‌اید در نهایت ذهن‌ها و قلب‌ها را به سوی رهبری و امام معطوف داریم. موفق باشید

در ضمن قسمت‌های اولیه‌ی سؤال‌تان را از روی سایت حذف کردم و تنها از آن‌جایی که می‌فرمایید «من سؤالی دارم» را در اختیار کاربران قرار دادیم.

12776
متن پرسش
با سلام: در رابطه با جوابی که به سوال ۱۲۷۳۵ فرموده بودید پرسش دیگری برایم مطرح شد: فرمودید کلیسا باید با نور حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) مردم را تغذیه و با غفلت از اسلام از زمانه عقب افتاد و نتوانست. وقتی می گوییم کلیسا منظور دستگاه کلیسا و تشکیلات روحانیت است یا می توان به طور خاص به عالمان برجسته ای چون توماس آکوئیناس اشاره کرد؟ سوال دوم: به نقل تاریخ داریم که کلیسایی که از التقاط مسیحیت با فرقه های نو به وحشت می افتاد و دادگاه های تفتیش برپا می کرد نه تنها از التقاط مسیحیت با فلسفه یونانی به وحشت نیفتاد بلکه فلسفه اسکولاستیک را فلسفه رسمی کلیسا کرد - که حالا دلیلش رو نمیدونم - و توانست بسیاری از مشکلات را حل کند. اگر ممکن است قدری راجع به نقش آکوئناس در بازسازی مسیحیت توضیح دهید. آیا قایل به بازسازی مسیحیت توسط آکوئیناس می باشید یا برعکس؟ آیا صحیح است که فلسفه وی را از نظر موقعیت شبیه به فلسفه ملاصدرا بدانیم؟ یا اینکه به نظر حقیر مشکل غفلت از اسلام و... اتفاقا مربوط به عالمانی چون آکوئیناس و ندیدن و نفهمیدن یکسری از مسایل می باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نتوانیم بین دستگاه کلیسا و تشکیلات روحانیت پاپی فرق گذاشت ولی می‌توان گفت در عین آن‌که باید احترام لازم را برای جناب آکوئیناس قائل بود و فلسفه‌ی تومیسم را در مقایسه با بقیه‌ی جریان‌های موجود در مسیحیت نزدیک‌ترین جریان به آموزه‌های حضرت عیسی«علیه‌السلام» دانست، ولی فراموش نکنیم که جناب قدیس آکوئیناس با هرچه بیشتر ارسطویی و سینوی‌کردنِ مسیحیت، مسحیت را از حالت قدسی درآورد و همین زمینه‌ی رنسانس گشت. بنده تا حدّی در جزوه‌ی «تاریخ فلسفه‌ی غرب» عرایضی نسبت به شخصیت آکوئیناس داشته‌ام و به راحتی شاید نتوان او را با جناب ملاصدرا مقایسه کرد به‌خصوص که جناب ملاصدرا با رجوع به انسان‌های قدسیِ اهل عصمت و طهارت یعنی اهل‌البیت فلسفه‌ی خود را شکل دهند ولی آکوئیناس نتوانست این خلأ را پر کند زیرا مسیحیت به طور کلّی از این خلأ رنج می‌بُرد و می‌بَرد. موفق باشید

11097
متن پرسش
عرض سلام: دوست داشتم نظر استاد را در مورد مقاله اخیر استاد داوری در ماهنامه سوره با «عنوان سیاست های افراطی در همه جای جهان طرفدارانی دارد» بدانم. اینجانب از دور در محافل فکری در مسجد خود، کتب استاد طاهر زاده از جمله کربلا مبارزه با پوچی ها را کار کردیم اما آیا مقاله اخیر استاد داوری نیازی به نوع نگاه ایشان به این مقاله برایم اهمیت دارد. تا اینجانب را از سردرگمی حرف های استاد داوری در این مقاله به خصوص ورود ایشان به حوزه افراطی گری که با شعار مرگ بر آمریکا عنوان می کنند خارج کنند و الا مجبورم از دیگران که می دانم به خوبی استاد روشنگری نمی کنند. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ای بابا! بنده به جهت اهمیت مقاله‌ی آقای دکتر داوری شرحی بر آن نوشتم که در شماره‌ی 77- 76 مجله‌ی سوره چاپ شد و جناب دکتر داوری اظهار لطف فرموده بودند و آن مقاله هم‌اکنون بر روی سایت «لُبّ المیزان» تحت عنوان «راز “بی‌تاریخی ما” در نگاه دکتر رضا داوری اردکانی » در قسمت یادداشت ویژه هست و فکر می‌کنم رفقا باید وقت بگذارند و حداقل عرایض بنده در شرح آن مقاله را با دقت کافی بحث کنند. موفق باشید
10842

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز و بزرگوار: واقعا ممنون از لطفتون که سوالا رو جواب میدید سوال: بحث ظهور صغری رو که علامه حسن زاده و آیت الله مکارم ازش صحبت کردن رو میشه یه خورده توضیح بدید؟ و اینکه نظر شما راجع به این نظریه چیست؟ البته بنده از شنیدن ای حرف خیلی خوشحال شدم. یا مهدی دستتون درد نکنه ایمیل کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم منظورتان از ظهور صغروی چه موضوعی است؟ موفق باشید
9959
متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقتتان بخیر. چرا گاهی یک نفر 100 درصد مظلوم واقع می شود برای سالها آثار ظلم دامنگیرش هست تازه در مظلومیت سعی می کند از حریم حدود الهی هم خارج نشود ولی ظالم جوابش را دیر می گیرد؟ این آدم سیر به حق ندارد و این بالاترین عذاب است ولی دوستان من می گویند پس کوجواب ظلم به ما؟ ظالم که حالش خیلی خوب است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این ظاهر قضیه است. شاه و صدام در یک شرایط بر خر مراد سوار بودند و می‌تازاندند، ولی آخرش چه؟ اگر ما معتقد به عدالت خدا هستیم باید مواظب خودمان باشیم که ظلم نکنیم و مطمئن هستیم ظالم عاقبت به خیر نمی‌شود. موفق باشید
8313

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام اینکه مرحوم قاضی فرمودند اگر کسی نمازش را اول وقت بخواند و به مدارج عالیه نرسد مرا لعن کند، شامل حال کسانی که نماز ظهر و عصر (یا مغرب و عشا) را با هم بخواند (نه در نوبت های مجزا) نیز می شود؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: منظورشان همین‌طوری است که علماء شیعه به ما فرموده‌اند که جمع هم می توانیم بخوانیم. موفق باشید
7784
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز میدانیم که هر چه در راستای قوس صعود بالا رویم کثرت ها کم می شود تا این که همگی در ذات احدی فانی شوند. با این حساب پس باید تمام انسان ها در سیر معادی خود به نقطه ای برسند که همگی کاملا در ذات خدا فانی شوند و تعین و تشخص خود را کاملا از دست دهند به طوری که جنبه مخلوقیت آن ها نیز کاملا از بین برود و جز ذات احدی چیزی نماند گرچه فیض دائم خدای متعال منجر به خلق جدیدی شود. آیا این نظر درست است؟ بر همین مبنا میتوان گفت احتمالا بی نهایت خلق جدید و معاد در گذشته و آینده وجود داشته و دارد؟ سوال دیگر این که در انجیل خواندم که یکی از حواریون میگوید که عیسی کلمه خدا بوده که قبل از دنیا وجود داشته. آیا این مشابه همان چیزی که ما در مورد وجود نوری حضرت خاتم (ص) میگوییم نیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- قوس صعود در تکوین غیر از قوس صعود در تشریع و در رابطه با اختیار انسان است. در مسیر برگشت انسان به سوی خدا انسان در عین آن‌ها در عالم وحدانی قرار می‌گیرد و می‌یابد که همه‌کاره‌ی عالم خدا است با انتخاب‌های خودش روبه‌رو است و با نسبت آن انتخاب‌ها با توحیدی که آن‌جا ظهور می‌کند ولذا اگر آن انتخاب‌ها مطابق توحید الهی نباشد در عین آن‌که در نظامی است که در قبضه‌ی خدا است ، از حضور در محضر رحمت حق مطرود است 2- در مورد بی‌نهایت خلق جدید و معاد، در بحث حرکت جوهری عرایضی شده 3- در مورد کلمه‌ی خدابودن حضرت عیسی«علیه‌السلام» باید فضای فرهنگی این سخن را در مسیحیت بررسی کرد شاید نظر به فرزندبودن آن حضرت داشته باشد که این خلاف حکمت است. موفق باشید
6958

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم 1- لطفا نظرتون را درمورد علامه محمد کاظم عصار و مقالات ایشان بفرمایید. (مخصوصا رساله بداء) 2- درمورد مسأله بداء آیا علمایی به صورت تفصیلی کتابی منتشر کرده اند که بتوانیم از آن استفاده بکنیم. 3- یک مقدار درمورد مساله بداء بنده رو راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای محمدکاظم عصار از اساتید ارزشمند و دانشمند معاصر هستند و تا آن‌جا که یادم هست رساله‌ی بداء را در نقد آخوند خراسانی نوشتند و نکات دقیقی را مبتنی بر اصالت وجود مطرح کردند 2- محاضرات استاد سید محسن خزاری در این مورد نکات خوبی دارد . ملا صدرا در اسفار مفصلا بحث کرده.3- اگر پس از مطالعه‌ی مباحث بداء سؤالی دارید بفرمایید، ولی اصل بحث نیاز به مقدماتی دارد که در سؤال و جواب نمی‌گنجد. موفق باشید
6852
متن پرسش
با سلام، ببخشید سوال 6741 ناظر به تعیین جایگاه آقای هاشمی و روحانی از منظر وجودشناسانه است و خلطی صورت نگرفته است. و جمله ای که در سؤال آمده از پاسخ شما به یکی از سوالات سیاسی سایت حوالی انتخابات کپی پیس شده است با این مضمون که فرمودید ناظر به تفکر اصالت وجودی و آن هم وجود از آن جهت که تشکیکی است ، جایگاه تاریخی افراد در نظام اسلامی رو باید شناخت و در سوال به جای افراد آقایان هاشمی و روحانی قرار داده شدن. با تشکر فراوان . التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کلیت یک فکر را می‌توان نسبت به جایگاه تاریخی که در آن هستیم بفهمیم. شاید از آن جهت عرایضی داشته‌ام و در همین رابطه می‌توانم بگویم به‌طور کلی تکنوکرات‌ها بسط فرهنگ غرب در کشورهای دیگر هستند در حالی‌که در نگاه اصالت وجودی روح فرهنگ غربی نظر به وَهم دارد و به هیچ حقیقتی اشاره نمی‌کند تا بتواند سرگشتگی خود را درمان کنند. موفق باشید
5952
متن پرسش
سلام علیکم. یکی از دوستان نقدی وارد کرده بود به این مضمون که آیت الله جوادی اسلام را خیلی خوب فهمیده است ولی در مبحث غرب شناسی ضعیف هستند ولی آیت الله مصباح غرب را خیلی خوب فهمیده است ولی در مباحث داخلی نظام و اسلام منطبق با ان (تمدن اسلام و...) زیاد قوی نیستند و درک واقع بینانه ای ندارند. لطفا اگر ممکن است نظر خود را در مورد نظرات بالا اعلام بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: به نظرم این مقایسه‌ها خیلی مفید نیست. هرکدام از این بزرگان مظهری از حقیقت اسلام‌اند که بنا به وظیفه‌ی خود قلب‌شان محل تجلی انوار الهی شده و مطابق نوری که از خدا دریافت کرده‌اند مخاطب خود را هدایت می‌کنند. موفق باشید
5249

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت حضرت استاد عزیز و بزرگوارم چرا شماره ی سوال ها این قدر آدم را سر درگم میکند در جواب برخی سوالها به جواب سوال دیکری با شماره ای خاص ارجاع داده شده که آدم نمیداند چطور آن شماره را بیابد این مشکل خیلی وقته در سایت هست خواهشا برای آن یا راهنمای مناسبی در سایت گذاشته شود یا نحوه ی شماره گذاری مناسب تر باشد ویا اصلا جستجوی عددی برای شماره ی سوال در نظر گرفته شود با تشکر فراوان و التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای قدوسی حقیقتاً این مشکل کار کاربران را مشکل کرده، فکری بکنید حتی اگر مسئول مربوطه نمی‌تواند این مشکل را حل کند به یک کارشناس دیگری رجوع بفرمائید. موفق باشید
5152
متن پرسش
سلام بنده به تازگی کتاب غربزدگی جلال آل احمد رو مطالعه کردم شما چقدر این کتابو قابل استفاده میدونید؟ مباجث قابل استفاده ای داشت ولی یه شبهه هایی مینداخت که خیلی سنگین بود مثه اینکه رواج تشیع تو ایران کار غرب بوده برای تقابل با عثمانی و از زمان تیمور شروع شده و در صفویه به نتیجه رسیده یا اینکه (نعوذبالله) حتی اعتقاد ما به رومی بودن مادر امام زمان تحت تاثیر غرب زدگیه و...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم جلال در همان حدّی که موضوع غرب‌زدگی را طرح کرده و یا متوجه نقش تاریخی روشن‌فکری در ایران شده ارزش دارد نه این‌که باید همه‌ی تحلیل‌های ایشان را نیز قبول کنیم. هرگز این‌طور نیست که رواج تشیع در ایران کار غرب بوده، برعکس، چون روح ایرانی از همان ابتدا با نحوه‌ی برخورد علی«علیه‌السلام» در رابطه با مَوالی متوجه عظمت علی«علیه‌السلام» شد به حضرت گرایش داشتند در اولین فرصت که فشار عثمانیان کم شد آن گرایش ظهور کرد و صفویه نیز از آن گرایش استفاده کرد و هزاران عوامل دیگر که بحث آن این‌جا نیست. همچنان که موضوع سوابق حضور جناب نرگس‌خاتون چیزی نیست که بتوان آن را از تاریخ نفی کرد. موفق باشید
نمایش چاپی