باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه در توحید رشد کنیم و همهی امور را در زیر سایهی انجام وظایف شرعی به خدا واگذار نماییم، حجابهای بین ما و حضرت حق، رفع میگردد. پیشنهاد میکنم اگر مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را مطالعه کردهاید، سه جلد کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی را همراه با شرح صوتی که بنده عرض کردهام؛ دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ به صرف اینکه خداوند روحیهی مادر بودن را در صاحب فرزندی ایجاد کرد، نوری به او خواهد داد که آن نور فرزند را تا بهشت جلو میبرد. 2ـ در زمان ظهور مولایمان شرایط خوب شدن بیشتر فراهم است ولی مسئولیتها در آن نظام بیشتر است و به همین جهت ثواب آن دو چندان است مثل عبور از چراغ خطر در نظام جمهوری اسلامی که نه تنها خلاف قانون است بلکه گناه محسوب میشود و همین محدودیت چنانچه رعایت شود ثواب جدای از خلاف نکردن برای او به شمار میآید. 3ـ وقتی انسان آرام آرام خود را کنترل کرد و از عادات خلاف عقل و اخلاق فاصله گرفت، بهرههای غیر قابل تصوری برایش محقق میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- إنشاءاللّه 2- دعا کنید خداوند توفیق تشکیل محافلی را به بنده بدهد که در آن علاوه بر تبیین اشارات کتاب «مصباح الهدایه» به اشارات کتاب «معرفتِ نفس و حشر» نیز بپردازیم. «شکر بسیار که ما عاشق این انجمنیم». موفق باشید
باسمه تعالی. سلام علیکم. 1ـ حضرت امام بنا دارند که ما را از خود آزاد کنند و به خدا برسانند و این غیر آن است که بخواهیم برای خود بهشت و ریحان داشتهباشیم؛ آن هم بد نیست ولی این سلوک، آن سلوک نیست. باید به عزم خود نگاه کنید که آیا برای لذات نفس عبادت میکنید تا آن دنیا از آن لذات بهرهمند شوید یا ما وراء اینها خود انس با خدا برای شما مطلوب است. 2ـ البته برای مردم معمولی نباید با زبان فلسفه و عرفان حرف زد ولی اگر کسی به مبانی فلسفی و عرفانی آگاهی داشتهباشد، بر آن مبنا سخنهای دقیق و متینی را با مردم در میان میگذارد که نمونهی آن را در حضرت امام ملاحظه کردید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خانم محترم، مگر با فرزند نوزاد بهسربردن و از انواری که حضرت حق در دل زلال او متجلی میکند، غافلید؟! آنوقتی که آن را در بغل دارید، انوار الهی نهتنها بر او که بر شما نیز سرازیر میشود و در همین رابطه فرمودهاند تا هنگامی که مادر به فرزندش شیر میدهد، گناهی بر او نوشته نمیشود چون دل او آنچنان نورانی است که اصلاً گناه در آن جای نمیگیرد. تصور بنده آن است که چون شما این کار را کم میدانیدکشیک نفس برای بهرهمندشدن از الطاف این کار نمیکشید. آری! با اصلگرفتنِ تربیت فرزند و خانهداری و همسرداری، اگر فرصتی شد صوت مباحث قرآنی را دنبال کنید و هرگز نخواهید مثل قبل باشید بلکه سکوی تعالی را در همینجایی که هستید بیابید و بالا روید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح مدبّر بدن است بدون آنکه بدن را آفریده باشد، ولی جهان از تجلیات وجودی وجود مطلق است و رابطهی آن عین ربط با خالق است که آنرا در برهان صدیقین باید دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع روشنی است که وقتی بپذیریم بدن توسط روح تدبیر میشود پس وقتی روح در اضطراب قرار گیرد بدن را به طور طبیعی تدبیر نمیکند و لذا شما با انواع بیماریهای بدن روبهرو میشوید چنانچه در روایات داریم اگر بیماری در جامعه زیاد شد باید به مردم توصیه شود از گناهان خود توبه کنند زیرا گناه موجب خارجکردنِ روح از تعادل میگردد و در نتیجه روح، بدن را درست تدبیر نمیکند. این نوع بیماریها غیر از آن بیماریهایی است که از طریق عوامل خارجی اعم از میکروب و یا سموم و یا عوامل دیگر موجب بیماری بدن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتهی حافظ:
«چه عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها»
ابتدا خداوند آن افق را نشان میدهد تا ما بفهمیم اگر مسیر شریعت الهی را با معرفت و تزکیهی لازم طی کنیم در نهایت به کجاها میرسیم. سیر مطالعاتی روی سایت إنشاءاللّه کمک میکند. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم استاد معظم. اخیرا جناب دکتر دینانی در مصاحبه با شبکه ی عمانی مطالبی گفتند از جمله: «ابن عربی بعضی حرف های ظاهرا کفر آمیز دارد که ظاهرش کفر و باطنش توحیدست، ابن عربی میگوید اولین موحد خداوند است، دومین موحد ابلیس ست چون به غیر خدا سجده نکرد و غیرت داشت و سومی حضرت محمد. ما میگوییم ابلیس لعین اطاعت نکرد استکبار کرد اما تاویل باطنی قرآن این نیست. این غیرتِ توحیدست. تکوین با ظاهر فرق دارد، قرآن و حدیث ظاهرست، باطن این حرف ها همین ابن عربیست. دیانت را تاویلی نکنیم دچار مشکل میشویم، شرع و ظاهر برای عوام ست. متکلمین نمیفهمند، فلاسفه و ملاصدرا میفهمند. صوفی ها خوب فهمیدند» سوالم اینست: قبلا بحث تحریف و اضافه شدن برخی مطالب به مطالب ابن عربی را مطرح کرده اید، همچنین موضوع استبصار او را طرح کرده بودید، این مطالبی که جناب دینانی گفته اند از کدام بخش است؟ تحریفات؟ یا مطالب قبل از استبصار؟ و یا مطلبی همچون تفسیر ذیل که مشابه آن در آثار ابن عربی بسیار زیادست: ابن عربي در ذيل آيه «خَتَمَ الله عَلي قُلُوبِهِمْ وَ عَلي سَمْعِهِمْ وَ عَلي أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيم» ميگويد: «خلاصه مفهوم اين آيه چنين است: يا محمد، اينان كه محبّت مرا در دل پنهان داشتند (كافران)، برايشان تفاوتي ندارد. چه آنان را به وعيد خود بيم دهي و چه بيم ندهي به سخن تو ايمان نميآورند؛ زيرا اينان جز مرا نميبينند و درك نميكنند. چگونه به تو ايمان آوردند در حالي كه بر دلهايشان مهر (محبّت خود) زدهام. تا جايي براي چشمهايشان پوششي از بهاء و عظمت خود افكندهام تا ديگري را هرگز نبينند. اگر توجّهشان را از سوي خود به تو معطوف دارم، به رنج و اندوه ميافتند. در حالي كه محو جمال والاي من گشتهاند و مبهوت، به اين منظر تابناك مينگرند. پس چگونه اينان را از خود بازدارم و متوجّه بيم دادنهاي تو كنم!» پذیرش این مطالب با مبنای باطنی ها (تضاد باطن و ظاهر به خلاف ارتباط بطن با ظاهر) چه مشابهت و چه تفاوتی دارد؟ ارتباط این مطالب با مطالب عین القضات همدانی و منصور حلاج چیست که میگفتند: «هر کس در این معنی راه نبرد، ابلیس داعی است در راه، و لیکن دعوت میکند ازو، و مصطفی دعوت میکند بدو. ابلیس را به دربانی حضرت عزّت فروداشتند و گفتند: تو عاشق مایی، غیرت بر درگاه ما و بیگانگان از حضرت ما بازدار.» «ای دریغا گناه ابلیس عشق او آمد با خدا و گناه مصطفی دانی که چه آمد؟ عشق خدا آمد با او» سیر این افکار و عقاید چه ارتباطی با تصوف دارد؟ از تصوفی که در زمان ائمه میزیستند تا به حال؟ منظور جناب دینانی از تاویلی کردن دین چیست؟ همان چیزی که در احادیث متوار تحت عنوان تفسیر به رای معرفی شده؟ متشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نکتهای که آیت الله محی الدین الهی قمشهای در این رابطه با عدم سجده شیطان به آدم فرمودهاند بسیار کارساز است. آنجا که میفرمایند:
جرمش آن بود که در آینه روی تو ندید ورنه بر بوالبشری ترک سجود این همه نیست
همه حرف جناب ابن عربی آن است که حضرت حق در جلوه اسمای حسنایش در میان است و به اسماء حسنایش هست. و این راز بزرگی است در مکتب ابن عربی که چگونه ما او را از طریق اسماء حسنایش آن هم در آینه و مظاهر اسماء حسنایش بنگریم، وگرنه اگر به او نظر کنیم بدون اسماءاش، موحد هم که باشیم، شیطانیم. و ابن عربی به صورتهای مختلف میخواهد این نکته را متذکر شود. و این درست مقابل این کلام الهی است که میفرماید: «له الاسماء الحسنی فدعوه بها». آری! رجوع به او به همان معنای «فدعوه بها» از طریق اسماء حسنا میباشد، آن هم از طریق مظاهرِ اسماء حسنا، که به گفته حضرت صادق آل محمد «صلواتاللهعلیهوآله»: «نحن والله الاسماء الحسنى التي لا يقبل الله من العباد عملا إلا بمعرفتنا» . و درک این موضوع از ظرائف توحید است و بحث آن بسی حساس و دقیق میباشد به همان معنای مرز کفر و ایمان. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی«رحمتاللّهعلیه» بنا به گفتهی آیت اللّه جوادی«حفظهاللّه» بسیاری نظرات و سخنان خود را در همان سورههای اولیه گفتهاند و به همین جهت شما اگر بخواهید مثلاً سورهی حدید را در المیزان دنبال کنید وقتی نتیجهی کامل میگیرید که از ابتدای المیزان شروع کرده باشید و به سورهی حدید برسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا و در اصل، باید تماماً مشغول دروس حوزه بشوید و اگر فرصتی پیدا شد کتابهای شهید مطهری را دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اینگونه نسبتها که در این دنیا انسانها با خانوادههایشان دارند، بعد از شهادت و رحلت آنها دیگر در میان نیست. ولی شهدا به اعتبار «عند ربّهم یرزقون» بهرههای خاصی بعد از شهادت دارند، مضافاً آنکه به اعتبار «وَیسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُون» میتوانند به بازماندگان خود که در جبههی آنها قرار دارند و به رفقایشان بشارت دهند که این مسیر، چه برکاتی برای آنها دارد 2- قرائت قرآن و سلام به آن حضرت و دعای عهد خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه در روایات داریم علاوه بر حجت ظاهری که شریعت الهی و ائمهی معصومیناند، حجت باطنی داریم که همان عقل است و اگر ما عقلِ مقتضی فهم روایات و آیات را بهکار نگیریم و فقط تنها به ظاهر روایات و آیات بسنده کنیم، چنین مشکلاتی که متذکر شدهاید پیش میآید. امثال حضرت امام خمینی و علامه طباطبایی در بهکارگیری عقل در فهمِ آیات و روایات، موفقتر از کسانیاند که به ظاهر آیات و روایات بسنده کردهاند. جناب آقای دکتر مهدی امامیجمعه در سلسله بحثهای خود در 15 جلسه تحت عنوان «سیر تاریخی الهیات اسلامی» بهخوبی به این موضوع پرداختهاند. متن صوتی آن را از مرکز فرهنگی «سُها» از جناب آقای تیموری به آدرس hrteimouri@gmail.com میتوانید تهیه کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید از وسائلی که عقل بشر برای اصلاح اموراتش شکل داده است، استفاده کرد و به قول معروف: «با توکل زانوی اشتر ببند». لذا هم باید موتور را قفل کرد و هم باید متوجه بود آن خداوند است که موتور را از دستبرد دزد حفظ میکند و نه قفلکردن آن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در این مورد صاحبنظر نیستم. به طور پراکنده مطالعاتی داشتهام. به همین جهت هم عرض کردم در سیرهی اهلالبیت«علیهمالسلام» چنین کاری وجود نداشته است 2- اگر جایگاه سخن حضرت آقا گفته شود، احتمالاً به این نتیجه خواهیم رسید که نظر به نکتهی خاصی دارند زیرا خودِ ایشان منکر این بودند که با موسیقی، مرتبط بودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده چیزی جدای از آنچه اساتید اخلاق میفرمایند، ندارم مبنی بر آنکه هر روز نباید غذای گوشتی بخوریم و رویهمرفته غذایمان ساده باشد و دو نوع غذا در سفره نداشته باشیم و بین دو غذا، تنقلاتخور نباشیم و حتیالامکان سه روز در هر ماه را روزه بگیریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت متعالیهی صدرالمتألهین هرچه عمیقتر بررسی شود ما را بیشتر به حقایق جاری عالم و به نسبت هرچه بیشتر به خدا میرساند. عمده آن است که بتوانیم در عین داشتن مقدمات و فهم متون به زبان عربی و استادی حاذق، کار را جلو ببریم. شرح منظومه بعد از فهم اسفار، جمعبندی خوبی است. موفق باشید
