بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21271
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام: جناب استاد در باره کشتی مطلا سوالی پرسیدم جواب نشنیدم ایمیلم هم خراب است استاد حتما سخنان و مقالات را در سایتها خوانده اید حال فحشها و توهینها در گروههای تلگرامی و اینستاگرامها بماند. آنچه مسئله پیچیده تر می کند حضور آیت الله جوادی در این مراسم است از ایشان انتظار می رفت به عنوان مفسر بزرگ نه تنها به این مراسم نمی رفت بلکه بر آن می شورید. راستی کشتی مطلا در این بحران اقتصادی چه نفعی دارد جز بدبینی به قرآن، علما و فحش و توهین به نظام تا جایی که کسی بنویسد مردم از فقر و درد و گرسنگی می میرد علمای ما کشتی مطلا می سازند این کار اگر خیانت نباشد حتما حماقت است. استاد نکند این کار آیت جوادی ریشه در قرابت فکری آیت الله جوادی با هاشمی دارد؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جهت حفظ حرمت آیت اللّه جوادی، به صورت خصوصی جواب داده شد و ملاحظه کردید که اولاً طلای مصرفی در کشتی مذکور 140 گرم آن‌هم جهت آب‌کاریِ طلا بر روی فلزات تشکیل‌دهنده‌ی بدنه‌ی کشتی بوده است که تمام قرآن را سازنده‌ی کشتی با خط خوش خود بر بدنه‌ی کشتی نوشته است، جهت هدیه به حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام». و تنها در آن مرکز به نمایش گذاشته شده است و تمام هزینه‌ی آن از امور شخصی سازنده‌ی آن بوده است. این موارد را می‌توان نوعی تجلیل به حساب آورد. نمی‌توان به طرف که تنها همین اندازه توان و وسع دارد تا هنر خود را تقدیم کند، بگوییم برود المیزان بخواند؟! موفق باشید

20077
متن پرسش
سلام علیکم استاد ارجمند بنده خانمی ۲۴ هستم که بتازگی متاهل شده ام. همیشه از نوجوانی در مورد تعلیم و تربیت و معلم شدن فکر کرده و هدف گزینی کرده ام که نتیجتا تصمیم گرفتم معلم فیزیک بشوم و در این لباس، سعی در تربیت صحیح و اصلاح الگوی زندگی دانش آموزان داشته باشم. اکنون ليسانس فیزیک دارم از دانشگاه سراسری در تهران. ولی با توجه به تجربیات مفصلی که در دانشگاه بدست آوردم و با دیدن جوّ موجود اساتید و دانشجویان و نیز با توجه به نزول فرهنگي نسل به نسل جامعه، بنظرم می رسد که تصمیمی که گرفته بودم الان موثر نیست و باید فکر اساسی تری بشود. در این راستا یه این فکر کردم که حضرت آقا چقدر در بحث تعلیم و تربیت دغدغه دارند و مطالب شان واقعا عمیق است. نمی شود از نظام معیوب و صهیونیستی آموزش و پرورش ما، نسلی نخبه و انقلابی و سالم از نظر روانی تحویل گرفت که مایه عزت روز افزون کشور باشند تربیت باید به فرهیختگان جامعه سپرده شود و نیز روش های جدید و منطبق بر آموزه های اسلام ناب تنها راه نجات است. نه اینکه صرفا معلمان دینی، آن هم با این کتابهای نوشته شده در عهد دقيانوس! بتوانند نوجوانی را که بشدت با نسل های قبل از خود متفاوت است - و مثلا امروز مساله ذهنی اش این است که آیا پسری که ازش باردار شده است بالاخره با او ازدواج مي کند یا نه!!! - هدایت کنند. در زمینه تحول در نظام آموزشی، صحبت های آقای پناهیان را خیلی می پسندم و ایرادات ایشان را به عینه و با تک تک سلول های بدنم در دوران تحصیل درک کرده ام با اینکه همواره خودم شاگرد منضبط و مودب و سخت کوشی بوده ام، امروز می بینم که هیچ تفاوتی بین این که کسی شاگرد خوبی در مدرسه بوده باشد یا نباشد عملا در جامعه وجود ندارد بلکه بسیاری از اوقات، کسانی که بی انضباط تر و درس نخوان هستند، در زندگی و کار و خلاقیت و نیز در جربزه داشتن برای چرخاندن زندگی موفق تر هستند و ما فقط ذهن خود را با محفوظات بدرد نخور پر کرده ایم! بگذریم. خلاصه استاد من بقدری از این نظام آموزشی گله مندم که حتی مدتی پس از اتمام تحصیلات خودم فوبياي مدرسه داشتم و حتی در نظر داشتم فرزندان خودم را از این فضای مهلک و انگیزه کش، دور نگهدارم و خودم در خانه مطالب بهتری به آنها یاد بدهم! که البته از این نظر هم به دلايلي منصرف شدم و بفکر افتادم که خودم باید کاری کنم برای تحول در نظام آموزشی کشورم. حتی اگر بی نتیجه بماند زحماتم. لااقل تلاشم را کرده باشم. اکنون نمی دانم چه راهی پیش بگیرم و چه رشته ای را ادامه بدهم برای ارشد و دکتری تا در این راستا بتوانم کمکی بکنم که سر کلاس های مدارس، محسوس باشد نه اینکه فقط نظریه بدهم و قانون و بخش نامه روی کاغذ ابلاغ کنم! می خواهم واقعا حتی اگر نمی توانم تاثیر کلان بر تمام مدارس ایران بگذارم، لااقل بچه های یک شهر یا نهایتا یک مدرسه را نجات دهم نگذارم از اول عمر، جامعه منحط و افکار ناقص و غربی و شرقي، طعم شیرین زندگی خدادادی را از آنها بگیرد. هر چه فکر می کنم می بینم با معلم شدن نمی توان به این مقصود رسید. چون اولا وقتی نظام و اصل ساختار دچار خلل های عمیق باشد، معلم هم مجبور است همان چیزی که به او دیکته شده است را پیاده کند. مادر خودم معلم بوده اند، می گویند در این سال های آخر تدریس، بقدری جوّ بچه ها عوض شده که دیگر حتی گوش شنوایی وجود ندارد تا کمی معلمی بتواند با بچه ها از مسائل مهم و کاربردی زندگی صحبت کند. من خودم هم در دانشگاه شاهد بودم که اگر استادی (ندرتا) پیدا مي شد که بخواهد کمی حرف حقیقت و معرفتی سر کلاس بزند به او اعتراض می شد که استاد لطفا وقت ما را نگیرید و فیزیک خودتان را درس بدهید و مثلا در مورد چیزی که تحصیلات و مدرک ندارید سخن نرانید! و نیز بطور کلی خیلی مورد توجه قرار نمی گرفت و ای بسا مورد تحقیر و خنده دانشجو ها هم واقع می شد. چون دانشجویان آمده بودند فقط مدرک بگیرند و واحد ها را پاس کنند بروند! و کسی به فکر این مملکت و بچه های معصوم نبود و نيست ثانیا بچه ای که در خانواده اش دچار درگیری های فاجعه آمیز مثل طلاق و دعوا و اعتیاد و فقر و... است هیچ چیز نمي خواهد جز آرامش و دیگر حتی حال شنیدن صدای معلم را ندارد. چه برسد به تحصیل و تهذیب و چه برسد به آرمان های امام بنده خدا! من اکنون که خودم لیسانس دارم هیچ ارزشی برای آن قائل نیستم و از بدو ورود به دانشگاه هم برایم دانشگاه مهم نبود و فقط بعنوان ابزار برای رسیدن به هدفم به آن نگاه می کردم و واقعا از دانشگاه لذتی نبردم کما اینکه از مدرسه نبردم چون اینها هیچ وقت هدف من نبودند حتی اگر خيييييييلي درسخوان مي بودم ولی الان می بینم برای رسیدن به هدفم و احقاق منویات آقا در مورد نظام آموزشی کشور باید اساسا کار دیگری انجام دهم ولی هنوز نقش خود را در نیافته ام. نمی دانم چه رشته ای بخوانم، چه کار می توانم بکنم؟ آیا روانشناسی تربیتی خوب است؟ یا مدیریت آموزشی؟ نمی خواهم باز گرفتار سردرگمی های موجود در دانشگاه بشوم و از اصل هدفم باز بمانم احساس می کنم تحصیلات دانشگاهی هم فقط وسیله ایست چون بدون مدرک در این مملکت نمی شود کاری کرد، متاسفانه. پس مدرک لازم است ولی آیا من خودم صلاحیت دارم که بخواهم کسی را تربیت کنم؟ من که خودم ضعف هایی قطعا دارم. نمي خواهم ناقص به سر کاری بروم من نباید در لباس تربیت کردن نسل آینده، به آنها خیانت کنم هر چند از نادانی و ضعفم باشد کاری که براحتی بعضی معلمان و اساس سیستم آموزشی کشور در مورد ما انجام دادند من حتی از اینکه بروم در مسجد و در بسیج محل و برای نوجوانان کلاس تربیتی دینی بگذارم با اینکه خیلی ازم درخواست می شد، خیلی ترس داشتم و آخر هم نرفتم. یکی از دلايلم این بود که هیچ وقت کسی با من رفتار با نوجوان و تربیت او را یاد نداده بود نمی خواستم ضررم بیش از منفعتم باشد و بقول آیت الله بهجت، وقتی کاری را نمي دانی احتیاط کن. همچنین شهید بزرگوار، چمران عزیزم که واقعا دوستش دارم، را هرگز فراموش نمی کنم وقتی نظرش اينست: «می گویند تقوا از تخصص لازم تر است، این را می پذیرم امام می گویم کسی که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد بی تقواست!» لذا لازم می بینم که خودم غیر از تحصیلات تکمیلی ام در هر رشته ای، مطالعات فرهنگی و تربیتی هم داشته باشم. البته با اینکه همسرم هم طلبه اند و مشوق من برای معلم شدن، هرگز نمی خواهم در این خیانت عظیم شرکت کنم و نادانسته ژست تربیت کردن نسل را بگيرم! بلکه می خواهم نظامش را تصحیح کنم و آنگاه معلم شوم خیلی عذر می خواهم بابت اطاله کلام. لطفا مرا راهنمایی نمایید که اولا از چه راه و رشته ای می توانم به مقصودم برسم؟ ثانیا در مورد مطالعات شخصی ام چه مطالبي را توصیه می فرمائید؟ خیلی ممنونم از زحمات شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دقت و حساسیت خوبی است ولی همان‌طور که متوجه‌اید ما گرفتار نظام آموزشیِ استعماری هستیم. بنده هم مدت‌ها فکر کردم، به همین جهت از کار اجرائی فاصله گرفتم تا با کار فرهنگی قدمی برای اصلاح امور برداشته شود. ظاهراً فرمانده‌ی جبهه‌ی فرهنگی ما در همین راستا فرمان «آتش به اختیار» داده است یعنی زمانه، زمانه‌ای است که چندان نمی‌توان به نهادهای فرهنگی امید داشت، ولی راه، بسته نیست، هرکس باید در هر حوزه‌ای که خدا در مقابل او قرار داده است هر اقدامی که می‌تواند انجام دهد. خداوند، راه‌گشاست، بیشتر باید توجه کرد. موفق باشید

18972
متن پرسش
نظریه خلق از عدم زمانی چه ناسازگاری با معارف عرفانی دارد؟ - با عرض سلام و تشکر فراوان – نظریه خلق از عدم زمانی که متکلمین ارائه داده اند چه ناسازگاری با معارف عرفانی دارد که ابن عربی آن را مردود می داند؟ اول اینکه انتظار می رود و از آراء متکلمین چنین فهمیده می شود که آنها خلق از عدم را ارائه دهند نه خلق از عدم زمانی را که یک نظریه پیشرفته و سازگار با مبانی فلسفی و عرفانی است. عرفا و فلاسفه صدرایی معتقدند عدم به وجود تبدیل نمی شود لذا کثرات از عدم نمی توانند خلق شوند و حتما قبلا در علم خدا موجود بوده اند (همان بحث عین ثابت) ولی متکلمین با خلق از عدم گمان کنم مشکلی ندارند؟ دوم اینکه خلق از عدم زمانی، اشاره دارد که کثرات - به عنوان نمونه انسان - در زمان خاصی وجود نداشته است. و وجود او را خارج از ظرف زمان منتفی نمی داند پس این نظریه با معارف عرفانی همخوانی دارد. چرا ابن عربی معترض آن شده؟ پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگذارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه‌اید، آن‌چه به عنوان مخلوق در صحنه است، تجلیات وجودی حضرت حق است و حضرت حق علت وجود آن مخلوق می‌باشد و متکلّمین از این جهت متشکل دارند که نسبت وجودی بین خالق و مخلوق که همان تجلی وجودی است را درست تصور نمی‌نمایند و معنای خلق از عدم به این معنایی که پدیده از نظر وجود به خدا متصل است چیزی نیست که فلسفه و عرفان متوجه نباشند. خلق از عدم به معنایی که رابطه‌ی وجودی بین خالق و مخلوق نیست چیز غیر قابل قبولی است. موفق باشید

18487
متن پرسش
سلام علیکم: حضرت استاد با توجه به جملات زیر از حضرت آقا، آیا ایشان خواسته اند وظیفه ی طلبه ها را نسبت به مدارک دانشگاهی روشن کنند یا اینکه صرفا این جملات مخصوص خودشان است و ربطی به سایر طلاب ندارد؟ یعنی الان امتحان دادن در دانشگاهها و گرفتن مدارک دکتری و .. که در بین طلاب مرسوم شده است با توجه به این صحبت رهبری حکم خاصی پیدا می کند؟ رهبر انقلاب اسلامی در یکی از دیدارها با مسئولان وزارت علوم در پاسخ به پیشنهاد اعطای دکتری افتخاری به ایشان گفتند: «مسئله‌ی دکتری افتخاری؛ خوب، البته این یک افتخار است که این دانشگاه این اظهار محبت را به ما بکند؛ لیکن من اهل دکتری نیستم؛ همان طلبگی ما کافی است. KHAMENEI.IR: اگر بتوانیم به میثاق طلبگی متعهد و پایبند بمانیم - که قولاً و فعلاً این میثاق را از دوران نوجوانی و جوانی با خدای متعال بستیم - اگر خداوند کمک کند و ما بتوانیم این میثاق را حفظ کنیم و در همین عالم طلبگی پیش برویم، من این را ترجیح می دهم. شما لطف کردید و این برای ما هم مایه‌ی مباهات است، لیکن من پیشنهاد شما را قبول نمی کنم.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طلبه باید سلوک طلبگی خود را اصیل بداند و از آن جهت اگر خودآگاهیِ تاریخی داشته باشد برکاتی در مسیر طلبگی برای او حاصل می‌شود که غیر قابل توصیف است. و برخورد رهبری عزیز با پیشنهاد دادن دکترای افتخاری، حاملِ این پیام است که در مسیر طلبگی چه احوالات متعالی برای انسان پیش می‌اید که هرگز در زیر سایه‌ی این نوع مدارک دانشگاهی پیدا نمی‌شود. موفق باشید  

15593

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: استاد عزیز بنده 4 ساله با آثار شما آشنا شده ام و یه دوره کامل آثار شما را مطاله و گوش داده ام با این وجود دو سوال داشتم: 1. بنده با اینکه نظامی هستم و لباس حفظ ارکان انقلاب به تن دارم چه پیشنهادی برای رشد علمی معنوی معرفتی بنده در این مقام دارید همانطور که برای طلاب ایراد فرموده اید 2. چه کنم و چطور شما را یاری کنم تا من هم جزیی از شما و گروه شما باشم البته اگر قابل بدانید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همه‌ی ما باید تلاش کنیم نسبت خود را با حق و حقیقت، هرچه بهتر شکل دهیم. پیشنهاد بنده آن است که سه جلد کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی را که بنده نیز شرح داده‌ام دنبال بفرمایید. صوت شرح کتاب مذکور را از جناب آقای مهندس نظری می‌توانید بگیرید. 2- همه‌ی ما در زیر سایه‌ی انقلاب اسلامی و ولایت فقیه، خود را یک گروه می‌دانیم. موفق باشید

15470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: به نظر شما موسیقی های متداول چه تاثیری بر روان آدمی می گذارد؟ آیا موسیقی های عرفانی یا اشعار عارفانه می تواند ما را به خدا نزدیک کند؟ تکلیف ما نسبت به موسیقی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون موسیقی‌هایی که عنوان عرفانی دارد در سیره‌ی ائمه نبوده است، نمی‌توان آن را تأیید کرد. موفق باشید

15366
متن پرسش
سلام: آیا می شود گفت که آوینی متاثر از هایدگر است؟ یا از ایشان عبور کرده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً از هایدگر عبور کرده است و به حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» رسیده است. ولی عبور از هایدگر به آن معنا نیست که دائم متذکر تذکرات او نباشد. هایدگر همواره معلم بزرگ سؤال از متافیزیک خواهد ماند. موفق باشید

15070

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: کتاب «شیعه ما» به عنوان کتابی که دستورالعمل سلوکی محسوب می شود کتاب بسیار خوبی بود. به خصوص همین سایز کوچک کتاب باعث می شه هر شخصی بتواند همیشه به آن مراجعه کند. می خواستم درخواست کنم حدیث «ای اباذر» هم که البته شرح آن توسط استاد به صورت جامع انجام شده ولی اگر همین حدیث ای اباذر به صورت خلاصه به سبک کتاب حدیث یابن جندب عرضه شود تا بتوان به صورت یک دستورالعمل سلوکی همیشه همراه داشت اقدام بسیار ارزشمندی است. توفیق روزافزون موسسه و استاد گرامی را از خداوند مسئلت می کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حدیث را به صورت کتاب کوچکی انتشارات «پیام آزادی» سال‌های قبل چاپ کرده است. در ضمن در نرم‌افزارهای «جامع احادیث» می‌توانید آن را بیابید. موفق باشید

13488
متن پرسش
سلام خسته نباشید: چند سوال: 1. عرفا فرمودند اعیان ثابته در صقع ذات سرنوشت خودشون رو در زندگی دنیایی خودشون انتخاب کردند آیا این انتخاب از روی اراده و اختیار و علم بوده؟ 2. این چطور ممکنه در حالی که برخی شقی و جنایتکار هستند مثل صدام آیا او هم در عین ثابت خودش این زندگی رو انتخاب کرده؟ 3. آیا تمام اتفاقات زندگی ما انتخاب ما در عین ثابت خودمون بوده یا فقط برخی؟ و نقش اختیار ما در دنیا چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث عین ثابته را باید به طور جامع دنبال بفرمایید تا إن‌شاءاللّه جواب این نوع سؤالات خودتان را بتوانید به‌دست آورید. در ضمن به جواب سؤال‌های 13252 و 13454 و 10966 و 9308 و 8637 و 8595 و 7067 می‌توانید رجوع فرمایید. موفق باشید

13468
متن پرسش
در دوره ي غيبت چه وظيفه اي داريم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطابق حرام و حلال الهی عمل کنید و از طریق خدمت به انقلاب اسلامی و نایب امام، زمینه‌ی ظهور آن حضرت را فراهم نمایید. موفق باشید

12924
متن پرسش
باسمه تعالی: سلام علیکم خدمت استاد گرامی: با عرض تشکر فراوان به جهت پاسخگویی به سؤال بنده (سؤال شماره 12894) خواستم عرض کنم خدمت حضرتعالی که سؤال بنده برخاسته از خلأیی است که به شدت در نهادهای حاکمیتی (خصوصا نهادهایی که مولود انقلاب هستند) و نیز تشکیلات مردمی (اعم از فرهنگی و غیر آن) و به طور کلی در جمهوری اسلامی احساس می شود. بنده همزمان هم در تشکیلات فرهنگی و هم در نهاد حاکمیتی انقلابی مشغول فعالیت هستم و حقیقتا می بینم که کارد این مشکل به استخوان آنها رسیده است. بحمدالله در راستای تولید روش طراحی نرم افزار، اقداماتی صورت گرفته است و طبیعتا حضرتعالی هم در جریان هستید (از جمله فرهنگستان علوم، مؤسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام مشهد و ....) و ما هم سعی می کنیم در حد فهم خود این روش ها را بفهمیم و با کمک پژوهشگران حوزوی از این روش ها استفاده کنیم. البته بنده از مباحث حضرتعالی متوجه شده ام که بیش و پیش از مهم بودن وجود روش و استفاده از آن، ایجاد خودآگاهی و دل آگاهی و عالَم سازی توحیدی برای خود و دیگران اهمیت دارد و همین امر است که منجر به منکشف شدن روش تولید نرم افزار و سخت افزار تمدن اسلامی می شود؛ به طوریکه در حالت ایده آل، ابتدا باید خواص جامعه با تعریف خود ذیل شخصیت ولیّ جامعه از اشراقاتی که بر قلب وی وارد می شود بهره مند گردند و سپس بر اساس آن اشراقات و در واقع آن تکوین، تشریع را طراحی و پیاده سازی کنند. طبعا روش طراحی تشریع هم در صورت حصول چنین شرایط ایده آلی به دست خواهد آمد. اما دردی که ما را بی طاقت می کند این است که به موازات ایجاد خودآگاهی و دل آگاهی و تمرین در مسیر انسان تراز انقلاب اسلامی، یک نهاد انقلابی یا یک تشکیلات فرهنگی نمی تواند فعالیت های خود را متوقف کند. بله حتما باید به عالَم سازی اصالت دهد و این خود، یک فعالیت است. اما بالاخره مأموریت های خود را نمی تواند واگذارد (خصوصا در مورد نهادهای حاکمیتی انقلابی). بنابراین، چگونه مأموریت های خود را انجام دهد تا دوران گذار به تمدن اسلامی را به سلامت طی کند؟ بالاخره برای این وضعیت ناچار است از نرم افزارهایی استفاده کند. آن هم نرم افزارهایی که نمی توان حتی با فرض أکل میته از دانش امروزین بشر به عاریت گرفت. تولید نرم افزار هم روش می خواهد. مثلا ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر برای تحقق هدف خود نیازمند یک طرح کلان است مبنی بر اینکه چگونه این فریضه را اقامه کند. خوب با چه روشی به این طرح برسد؟ به هرحال از حضرتعالی تقاضامندم که در این خصوص نیز با کتب، جزوات و یادداشت های خود ما را بهره مند فرمایید. این نکته را هم عرض کنم: بنده بحمدالله حدود 5 سال است که با کتب حضرتعالی مأنوس شده ام و البته الان افسوس می خورم ای کاش زودتر از اینها از چشمه های معرفتی - با زبان مناسب عصر و مناسب حجب کنونی – بهره مند می شدم. لذا از شما استاد گرانقدر بسیار تشکر و قدردانی می کنم. کتب، جزوات و یادداشت های شما هم به دلیل زلالی مبانی معرفتی توحیدی و هم به دلیل دارا بودن زبان مورد نیاز انقلاب اسلامی و البته اخلاص حضرتعالی، بحمدالله به شکل گسترده ای (حداقل در سطح تهران که بنده مطلع هستم) در بین جوانان و تشکل های فرهنگی نشر پیدا کرده و منجر به آماده سازی ورود آنان به تفکر توحیدی دوران گذار به تمدن اسلامی شده است. خداوند ان شاءالله حضرتعالی را مورد پسند امام زمان (عج) قرار داده و به ما هم توفیق حرکت در مسیر انسان تراز انقلاب اسلامی را بدهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که انقلاب اسلامی در این تاریخ افقی را در مقابل بشر امروز به‌خصوص در مقابل مسلمانان و بالأخص در مقابل شیعیان باز کرده که کافی است ما بتوانیم با درک صحیح انقلاب اسلامی آن افق را تفصیل دهیم. و این ممکن نیست مگر آن‌که حقیقت انقلاب در مظاهر خاص خودش به تفصیل در آید و آن مظاهر چیزی نیست جز از یک‌طرف حرکات و سکنات انقلابیون - مثل شهداء - و از طرف دیگر تاریخی که به عنوان یوم اللّه محلِ ظهور آن باشد، مثل هشت‌سال دفاع مقدس یا مواقعی که ملت بزرگ ایران در راستای عهد با انقلاب به صحنه می‌آیند. چنان‌چه تلاش کنیم روح انقلاب اسلامی را درست تبیین کنیم، انقلاب اسلامی در دو مظهر فوق ظهور لازم را به صحنه می‌آورد و از این به بعد است که دست‌ها و دل‌ها در راستای تحقق مدینه‌ی فاضله‌ی تمدن اسلامی جلو می‌رود. ما امروز در مرحله‌ی تحقق دو مظهر فوق هستیم. قسمت آخر کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» حرف‌هایی در این مورد دارد. موفق باشید

12755
متن پرسش
به اسم رب عادل: با عرض سلام و احترام محضر آقای استاد طاهرزاده: پیرو پرسش و پاسخ شماره 12731 فرموده اید هیچ نظامی برای نابودی خود قانون تصویب نمی کند. با پذیرش این سخن، می توان نتیجه گرفت که اگر یک نظام ولایی و دینی (که در حقانیت آن شکی نیست و قابل قبول قلب سلیم انسانی است) در ابتدای شکل گیری به آرای مردمش متکی است و بر اساس آراء مردم شکل بگیرد، بعد از شکل گیری به دلیل بد عمل کردن مسئولین و حکمرانان (نه خود اسلام یا برنامه حکومتی)، اگر با مقبولیت عمومی همراه نگردد ( مثلا در یک همه پرسی همگانی)، این حکومت دینی و الهی می تواند به اجبار به حکومت خود ادامه دهد زیرا که هیچ نظامی برای نابودی خود قانون تصویب نمی کند!!!!! اگر این برداشت بنده از چندین مکاتبه اخیر صحیح باشد، این امر چیزی به غیر از استبداد دینی نمی تواند باشد مگر اینکه دلیلی منطقی برای رد آن بیان فرمایید. و من الله توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم وقتی مسئولین نظام اسلامی تعمداً و با اراده‌ی خود خلاف اسلام عمل کنند دیگر آن نظام، اسلامی نیست و مردم متدین مثل همان کاری که با نظام شاهنشاهی کردند با آن نظام باید بکنند. ولی به قول کسروی، انگلستان نگذاشت مردم مزه‌ی نظام مشروطه را بچشند و لذا نسبت به آن بی‌تفاوت شدند در حالی‌که باید دستِ بیگانه را در صحنه می‌دیدند. در شرایط حاضر نیز باید بین ناکارآمدیِ نظام اسلامی و فتنه‌هایی که برای ناکارآمدیِ نظام اسلامی پیش می‌آورند، تفاوت قائل بود وگرنه به‌جای رفع مشکلات نظام، خود را در دامن دشمنان خود می‌اندازیم، کاری که بعضی سران فتنه بعد از شکست فتنه با پناه‌بردن به آمریکا و اروپا انجام دادند. موفق باشید

12745
متن پرسش
درباره كتاب احياء العلوم غزالي كه شما در كتابتان برخي مطالب را از آن جا آورده بوديد از يك مرجع تقيلد كه مقام معظم رهبري هم در آن سالي كه قم رفتند ديدارشان كردند پرسيدم. از ايشان پرسيدم: آيا كتاب احياء العلوم غزالي معتبر و مورد تائيد است؟ جواب دادند كه: مورد تأیید نمی باشد مملو از خرافات و ادعاهای نامعقول و عوام فریبی می باشد البته با ظاهری جذاب و فریبنده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم قبول یک‌جا و یا ردّ یک‌جای «احیاء العلوم» یک نوع تکفیری‌گری است. روش مرحوم مطهری درست است که با فرهنگ نورانی اهل‌البیت به آن کتاب می‌نگرند و در عین استفاده از نکات مثبت آن، مریدِ غزّالی هم نیستند. و روش مرحوم فیض کاشانی را در «محجة البيضاء» فراموش نکنید که به جای نفیِ احیاء العلوم غزّالی آن را احیاء کرد. موفق باشید

10910

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم اینجانب دانشجوی دکتری دانشگاه علوم پزشکی تهران به مدت بیش از سه سال است که با جناب استاد و تفکرات ایشان آشنا شده ام. قبلا به مدت نزدیک به 15 سال اعتقادات اسلامی را به صورت تخصصی کار کرده ام. الحمدالله در فرمایشات استاد راهکارهای عملی سلوک مشهود است. بنده بحمدالله مباحث معرفه النفس، برهان صدیقین، حرکت جوهری، معاد، فعلیت باورهای دینی و در نهایت در حال گوش دادن به سخنرانی مکارم الاخلاق جناب استاد هستم. در ارتباط با اثبات scientific نفس یا روح تحقیقات فراوانی کرده ام علاوه بر منابع موجود فارسی از منابع انگلیسی زبان نیز تحت عنوان soul یا consciousness استفاده نموده ام. اما حقیقتا پای عقل سخت چوبین بود! و قلب بایستی وارد میدان شود. بنده هنوز به مرحله یقین به وجود روح نرسیده ام و این موضوع مانع از سلوک بنده میشود. شما فرمودید مرتاضین در نهایت سیر زمانی یا مکانی دارند ولی عرفا علاوه بر سیر زمانی و مکانی سیر در عوالم وجودی قیامتی هم دارند. اینجانب اگر به خواست خدارند حداقل یک سیر زمانی (مثلا خواب صادقه برای آینده) داشته باشم حجت برای بنده تمام میشود و یا حتی اگر از اهلی شاهد کوچکترین سیر مکانی باشم باز نیز حجت بر بنده تمام میشود و وجود روح بر بنده اثبات تام و تمام میشود. جناب استاد چگونه میتوانم به یکی از این دو هدف دست پیدا کنم. با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که شما خود را احساس می‌کنید دلیل بر وجود روح است. بالاخره خودتان که همان روح‌تان است برایتان آشکار است و همواره خودتان، خودتان هستید، چه با بدن و چه بی بدن. چیز دیگری نیاز نیست. موفق باشید
9904
متن پرسش
سلام: قضا و قدر را می شود تغییر داد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قضا و قدر الهی قوانین و سنت‌های جاری در هستی هستند، ما نمی‌توانیم آن‌ها را تغییر دهیم ولی می‌توانیم خود را تغییر دهیم تا قضا و قدری که در راستای رحمت الهی است برای ما جاری شود. موفق باشید
9867
متن پرسش
سلام استاد: شهید مطهری در کتاب ختم نبوت در بحث مشخصات وابستگی و تطبیق اسلام با فطرت ذیل شماره سوم می فرمایند: «اسلام هرگز به شکل و صورت و ظاهر زندگی نپرداخته است . تعلیمات‏ اسلامی همه متوجه روح و معنی و راهی است که بشر را به آن هدفها و معانی‏ می‏رساند . اسلام هدفها و معانی و ارائه طریقه رسیدن به آن هدفها و معانی‏ را در قلمرو خود گرفته و بشر را در غیر این امر آزاد گذاشته است و به‏ این وسیله از هر گونه تصادمی با توسعه تمدن و فرهنگ پرهیز کرده است. در اسلام یک وسیله مادی و یک شکل ظاهری نمی‏توان یافت که جنبه «تقدس» داشته باشد و مسلمان وظیفه خود بداند که آن شکل و ظاهر را حفظ نماید، از این رو ، پرهیز از تصادم با مظاهر توسعه علم و تمدن یکی از جهاتی است که کار انطباق این دین را با مقتضیات زمان آسان کرده و مانع‏ بزرگ جاوید ماندن را از میان بر می‏دارد.» لطفا ضمن تبیین قسمت ابتدایی این سخن بفرمایید آیا این موضع ایشان با مباحث سبک زندگی ارائه شده توسط شما مغایر نیست؟ آیا این مصداق نشناختن صحیح تمدن غربی است که شما درباره استاد مطهری ذیل مباحث مدرنیته مطرح نموده اید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که مباحث سبک زندگی و تقابل تمدن غرب با تمدن اسلامی از موضوعات جدیدی است که بشر امروز با آن روبه‌رو شده. بحث شهید مطهری آن است که اسلام در ادوار مختلف می‌تواند به صورت‌های مختلف ظاهر شود و مثلاً اگر زمان رسول خدا«صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» برای روشن‌کردن خانه از شمع استفاده می‌کردیم نباید بگوییم ما باید به همان سبک زندگی خود را ادامه دهیم. موفق باشید
9237

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام 1. استاد بنده سیر معرفت نفس و توحید و معاد را کار کرده ام آیا وارد غرب شناسی شوم یا در مورد معرفت نفس و معاد و توحید از کتب آیت الله جوادی و علامه حسن زاده و دیگران استفاده کنم؟ در ضمن فعلا فرصت کار با المیزان را ندارم؟ 2. عمده اختلاف و نقدهایی که به شما می شود در باب غرب شناسی مربوط به چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ درعین رجوع به کتاب‌های عزیزان فوق‌الذکر خوب است که در این مرحله به مباحث معرفت نفس نیز ورود داشته ‌باشید. 2ـ چیز عمده ای نشنیده ام. موفق باشید
8985

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: رهبر انقلاب درباره گروه تکفیری می فرمایند: آن کسانی که بدون فهم، فهم حقیقت، بدون تقوا، جمعیت عظیمی از مسلمانان را از دین خارج می‌دانند، خارج می‌کنند، تکفیر می‌کنند این گروه‌های تکفیریِ نادان - حقیقتاً مناسب‌ترین صفت برای اینها نادانی است، اگرچه در آنها خباثت هم هست، اما جهالت مهمترین خصوصیت اینهاست - اینها را بایستی ما تا آنجایی که می‌توانیم، ارشاد کنیم؛ مردم را از اینها بترسانیم که مردمِ ما «و لتصغی الیه افئدة الذین لایؤمنون بالأخرة و لیرضوه و لیقترفوا ما هم مقترفون» بعضی‌ها به خاطر ضعف ایمان، به خاطر ضعف معرفت، مجذوب این حرفهای دشمنان می‌شوند. ما باید مراقبت کنیم. وظیفه‌ی علما، وظیفه‌ی سنگینی است. امروز وحدت دنیای اسلام، یک هدف اعلاست که اگر این وحدت حاصل شد، آن وقت دنیای اسلام حقیقتاً می‌تواند به عزت کامل و عمل به احکام اسلامی دست پیدا کند؛ می‌تواند این کار را هم بکند. هم دولتها باید کمک کنند، هم ملتها باید کمک کنند. سوال اینجاست که چرا رهبر انقلاب آنها را ارشاد می کنند؟ آیا معنی تکفیری ها این است که فقط دیگران را تکفیر می کنند و خود کافر نیستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کفر تکفیری ها که جای خود دارد عمده آن است که متوجه باشیم تکفیری‌ها بازی‌خورده‌‌های استکبار و صهیونیسم‌اند. باید تلاش کنیم این را به جهان اسلام بفهمانیم. موفق باشید
6414
متن پرسش
با سلام با توجه به اینکه واژه وحی هم در مورد پیامبر اکرم به کار رفته و هم در مورد زنبور اصل آیا میتوان نتیجه گرفت که هر دو وحی از یک سنخ هستند منتهی بسته به درجه وجودی پیامبر اکرم و زنبور عسل درجه این وحی تفاوت زیادی با هم میکند؟گفته اند منظور از وحی به زنبور همان غریضه اوست اما چرا خاصا واژه وحی به کار رفته؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وَحی یعنی آن نوع هدایت که جان موجود را در بر می‌گیرد و لذا همان‌طور که متوجه شدید آن دو نوع وَحی از یک سنخ‌اند با درجه‌ی مختلف و با هدفی متفاوت. موفق باشید
6384

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد گرامی ، استاد چرا مدتی است جواب سوالاتم را نمیدهید؟ ممنون میشوم اگر جوابم را بفرستید ! برای اصلاح اندیشه چه کنیم؟ تغییر فکر به چه کیفیت است ؟ در جایی شنیدم روزی 20 تا 30 هزار فکر به ذهن انسان می آید چگونه میشود افکار را کنترل کرد؟ برای نفی خواطر چه کنیم؟ اجرکم عند الله-یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در همین رابطه کمک می‌کند و این بهتر از آن است که در جواب سؤالاتی این‌چنین مهم چند سطر خدمت‌تان بنویسم. موفق باشید
3652

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خسته نباشید سوال اولم این بود که می خواستم بدونم سوالات توسط خود شما بررسی وپاسخ داده می شود .سوال دوم اینکه من علاقه مندم مباحث معرفتی را طی کنم اما گاهی نیمه راه باز می مانم شما لطفا مرا راهنمایی کنید. ضمنا چه شکلی می توان فکر کسی را از ذهن بیرون کرد. با تشکر از شما . لطفا فقط سوالم را از طریق ایمیل پاسخ بدهید . سپاسگذارم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سؤالات را تنها بنده جواب می‌دهم، اگر نقص و عیبی دارد مربوط به بنده یعنی طاهرزاده است 2- با سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست کار را شروع کنید و اگر می‌توانید در جلسات ساحت حضور نیز شرکت کنید. موفق باشید
1753

خودسازیبازدید:

متن پرسش
باسلام /آقای طاهرزاذه/ بسیارلطف می کنید اگر مرا راهنمایی کنید که بتوانم هم خودم را از دست خودم نجات بدهم هم بقیه را نمی دانم چطور از شر زبانم خودم ودیگران را نجات دهم چون نگرانم که مبادا با زبانم خودم را از عاقبت به خیری محروم کنم یا ازالطاف الهی و... آزار دادن دیگران چه با زبان یا هرچه برایم کوله بار سنگین حق الناس میگذارد که من اگربتوانم خودم راپیش ببرم خیلی خیلی هنر کرده ام چه رسدبخواهم حق الناس با خودم حمل کنم متاسفانه زیاد هم در اموری که مربوط به من نیست دخالت میکنم واصلا دلم نمیخواهد موجب لطمه به دیگران وزندگیشان باشم ولی متاسفانه بعضی وقتها هستم من آراسته به اخلاق پسندیده اصلا نیستم ولی به این وضعیت هم راضی و قانع نیستم /تحمل مثل خودم برایم بسیاردشوار یا ناممکن است اما نمیدانم چه کنم هیچ راه درستی را تابه حال یکسره پی گیری نکرده ام/ گاهی میبینم درعالم چه مسائل مهمی هست ومن خودم راتاچه حدگرفتارکرده ام وآگاهانه یا غافلانه خودم را بازی میدهم یا بازیچه کرده ام /من یک نفرم وکسی هم مثل ایت الله جوادی یک نفربنده ی خدا/اما من تاچه حد خوابم وبی خبر وایشان تاچه حد آگاه و آماده/مگر هردو در یک دنیا زندگی نکردیم... ایشان ذنیا را وسیله دیدند وبازیچه ومن وسیله وبازیچه ی دنیا شدم /من به فکرم غذایم وخوابم و...چه میشود و مردمانی به فکر دینشان وابدیتشان/ من سالها دردنیا ماندم اما فقط الطاف و نعمات و فرصتهایم را تباه کردم /کاش میشد یکسره این خودم درهم شکسته شود استاد شرمنده ام که حقیقتا شماراهم ازسرخودخواهی یا غفلت یاجهل اذیت میکنم میدانم که جز افسوس وشرمندگی چیزی در پیشگاه حضرت حق ندارم اما باهمه ی نداری هایم آرزوهای بسی بزرگ دارم ازخدامیخواهم شهادت نصیبم کند شهادتی که پشتوانه اش شرافت باشدشهادتی که نتیجه ی ایمان و آگاهی واستواری برای حضرت حق باشد/ چه کنم؟(محتاج دعای همه ی حق جویان و حق پویان هستم) ازنظرمن هم تاسرحدعصمت زیستن افسانه نیست -اما خودم چگونه اینگونه شوم؟ نمی دانم با این کارهایم روزی چگونه می خواهم جوابگوی ایثار وخدمات و زحمات بزرگوارانی چون حضرت عمار وسلمان وابوذر گرفته تاامام خمینی وشهدای عزیز ورهبری و...وازآن طرف انبیا وائمه و...باشم دغدغه هاوغصه های من کجاودغدغه هاوغصه های پیامبر وامام حسین وحضرت زینب و...کجا باسپاس از اینکه وقتتان رابرای ما میگذارید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام پیشنهاد می‌کنم دستورالعمل رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» به اباذر«رحمة‌الله‌علیه» را دنبال کنید. سی‌دی آن تحت عنوان «ای اباذر» در اختیار گروه فرهنگی المیزان است. موفق باشید
724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد اگر دل کسی از کسی خوشش بیاد یعنی دلش اسیر او بشه یعنی احساس بکنه که اون دل را برای دل او آفریدند آیا این دوتا دل می تونند به هم برسند یعنی شرایط ازدواج را فراهم کنند البته این ها فقط یک طرفه است از دل طرف ما خبری نداریم استاد نظر شما چیه ؟طرف از لحاظ ظاهری هم مناسبه یعنی چادری درضمن دختر سنگین ورنگینی. سنش هم از ما کمتر است .باتوجه به اینکه الان هم سن ازدواج من شده وشدیداً احساس نیاز به انس با جنس مخالف می کنم درضمن ما چند سالی هم با آثار شما مرتبط بودیم و تا الان هم نسبت به مسائل عاطفی کم توجه بودیم فقط کتاب می شناختیم ودرس و....اما الان دلم گرفته وشدیداًاحساس نیاز به ازدواج می کنم با توجه به اینکه 90درصد جمعیت کلاس هم دختر هستندوبا توجه به شخصیت مذهبی من نمی تونم زیاد توی کلاس شاد وشنگول باشم مخصوصاً که در مجموع دختر های کلاس ما هم از لحاظ اسلامی رعایت نمی کنند موسیقی های آنچنانی و.... استاد آیا باید از خانواده طرف هم تحقیقی بکنم ؟ استاد خواهشاً مرا به صورت عملی راهنمایی بفرمایید .آدم که نمی تونه فقط عقلی وخشک باشه آدم دلم می خواهد استاد نمی شه که توی هر کاری بشینیم یک ساعت فکر کنیم با این حالت هیچ وقت نمی تونیم عمل کنیم هی می گیم حالا هنوز زوده باید فکر کنیم به نظرم مرده شور باید این فکر را بشوره .نظر شما چیه ؟استاد خواهشاً جواب بدهید .خدا دل شما را برای شما حفظ کنه تا ما بتوانیم زیر سایه اون بهره مند بشیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام چه کسی گفته آدم نباید به دلش جواب بدهد و فقط عقلی و غیر عاطفی زندگی کند! مثل یک پسر خوب یک طوری موقعیت خودت را با طرف در میان می‌گذاری، یا می‌توانید با هم کنار بیایید که والسلام، و یا به هر دلیلی نمی‌توانید، در آن حال از این‌همه فکر آزاد می‌شوید و با یک نفر دیگر مسئله‌ی خود را در میان می‌گذارید. این‌همه فکر و خیال که نمی‌خواهد ،باید عمل کرد، دنیا آخر نمی‌شود. موفق باشید
22113

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: میشه که خداوند برای ازدواج کسی رو در تقدیر ما قرار داده باشه ولی ما با اشتباهات ناخواسته و یا گناه اون تقدیر رو تغییر بدیم و آیا میشه با توبه کردن اون رو برگردونیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وقتی با خدایی روبه‌رو هستیم که کریمانه با کوتاهی‌ها و غفلت‌های ما برخورد می‌کند، نمی‌توان گفت با گناهان بندگانش در این دنیا سرنوشت آن‌ها را به هم بزند. او مصالح ما را بهتر از ما می داند. موفق باشید

17070

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
محضر گرانقدر جناب طاهرزاده سلام علیکم: استاد عزیز متاسفانه بنده به ورود به سایت های سکسی عادت کرده ام و جوری برایم عادی شده که دیگر قبح آن را در درونم احساس نمی کنم در حالی که سابق وقتی وارد این سایت ها می شدم اعتراض درونی و عذاب وجدان داشتم. سوالی دارم که با جواب به آن امید دارم از این مسئله عبور کنم. سوال اول) در روایت است شخصی خدمت معصوم رسید و عرض کرد آیا اگر کسی همسر خود را برهنه کند و به او بنگرد اشکالی دارد معصوم در جواب فرموده بودند نه اشکالی ندارد و چه لذتی بالاتر از این؟ حال سوال من این است چه تفاوتی بین دیدن برهنه همسر و دیدن برهنه ای در سایت وجود دارد؟ ماهیت هر دو که یکی است چرا یکی حرام است و یکی حلال؟ برای من جوانی که امکان ازدواج ندارم چه اشکالی دارد از این سایت ها بازدید کنم و شهوت خود را تسکین دهم؟ سوال دوم) شما در جواب بعضی از دوستان راجع به همین مورد فرموده اید این کار مانع تجلی اسما و سلوک و... می شود بنده از این چیزها سر در نمی آورم لطف کنید از دیدگاه تجربی و اجتماعی بفرمایید در زندگی عادی چه مشکلاتی پیش می آورد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم و به اعتبار نظر فقها باید تکلیف خود را بدانیم. اگر توانستم خدمت عزیزی که در این رابطه صاحب‌نظر است برسم؛ موضوع را با ایشان در میان می‌گذارم. موفق باشید

نمایش چاپی