باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب خواجه عبداللّه انصاری میگوید: «حال» از جلوات شهود الهی است در دیدن حقایق، و راهِ باقیماندن آن «شهودُ الحقيقةِ لا كسباً، و رفضُ الدَعْوَى لا علماً، و البقاءُ مع نورِ اليقظةِ لا تَحَفُّظاً.»
استقامت احوال، استقامت در شهود حقیقی است که کسباً بهدست نیامده و سعی کند آن شهود و آن برق بماند و یا لااقل زود نرود و نیز در استقامت احوال ادعا را بردارد ولی نه به صورت علمی. طوری شود که از حالش بجوشد که ادعا نکند و به حسب حال رفض ادعا کند و نیز در استقامت احوال بر نور یقظه باقی باشد ولی نه از سر تکلّف بلکه به اقتضای همان حال. رویکرد سالک باید در این مرتبه چنین باشد که حال را که شهود حقیقت است و به سراغ او آمده حفظ کند، و در ادامهی این استقامت در آن حالِ خوش معنوی، نظر به خود نداشته باشد تا دعوی نقشداشتن در این امر بکند و این غیر از آن است که از نظر علمی خود را متذکر کند که همهچیز از آن خدا است و من هیچکارهام. در حضوری قرار گیرد که «إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّه»(آلعمران/154) و در ادامه باقی بماند به آن نور یقظه که در ابتدا بدان منور شد و از این طریق خود را از هر غفلتی محفوظ بدارد. البته به وقتش این موضوعات بیشتر روشن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر زمینه لازم جهت متذکرشدن تمدن اسلامی باشد، لازم است عزیزان در چنین میدانی که جمع بین سیاست و دیانت است حاضر شوند. موفق باشید
- باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک بحث طولانی و بسیار مهم است و در مورد آن کتابهایی تحت عنوان «بردهداری در اسلام» نوشته شده و علامه طباطبایی نیز در المیزان نکات بسیار ارزشمندی را در راستای فهم شرایطی تاریخی مطرح میکنند. از جمله میتوانید به سایتهایی مثل «http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa1121 » و « http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa1121 و « http://bardeeeee.blogsky.com/ و « http://www.hawzah.net/fa/Article/View/88262 و « http://www.hawzah.net/fa/Article/View/88262 » رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در این تاریخ علم ما استاد ما شد پس معلمهایی چون علامه طباطبایی و حضرت امام«رحمةاللّهعلیهما» و شاگردان آنها تا آخر استاد ما خواهند بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموم این نوع اذکار که اذکار عمومی است مؤثر است. مثل آنکه حضرت علی«علیهالسلام» میفرمایند با ذکر استغفار روزی خود را نازل کنید، و یا میفرمایند با خوشرویی و صلهی رحم رزق خود را وسعت دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم نیست ما در احساس بدیهیِ خود مثل یک مفهوم ذهنی نظر کنیم تا گرفتار این سؤالات شویم. همانطور که در جواب سؤال شمارهی 11934 عرض شد همینکه ما وجودی داریم که دارای حیات و علم است این نوع ادراکات را داریم و به تعبیر فلاسفه اتحادی بین ذات ما و وجود این ادراکات در ما هست زیرا به وجود ما ربط دارد همانطور که صفات خداوند عین وجود خداوند است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم که « الشّقيّ شقيّ في بطن امّه و السّعيد سعيد في بطن أمّه. » و عرفا در بحث عین ثابته مفصلاً در مورد این بحث کردهاند که انسان قبل از خلقت خودش شخصیت خود را انتخاب میکند و همچنان میتواند آن انتخاب را ادامه دهد، ولی این ربطی به جسم او و یا مغز او ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «ای لقاء تو جواب هر سؤال/ مشکل از تو حل شود بیقیل و قال». واقعاً نهتنها از طریق وجود مقدس امام زمان«عجلاللّهتعالیفرجه» همهی مشکلات بشر حلّ میشود، حتی با وجود نایب آن حضرت نیز چنین بهرهای به جامعه میرسد. آری همانطور که در جواب سؤال شمارهی 11818 عرض شد وقتی در جامعه گرفتار سیاستزدگی باشیم تفکرکردن بر روی موضوعات به حاشیه میرود و تنها یا باید طرفدار این طرف باشید یا طرفدار آن طرف، گویا نمیشود فکر کرد و گفت جایگاه تاریخی آن بیانیه یک بحث است، و محتوای آن بحث دیگر، و تقابل عمل استکبار با آن بیانیه بحث سوم. که رهبری عزیز در دو موضوع دوم و سوم راهنماییهای ارزشمندی کردند در حدّی که گویا خود ایشان هم صلاح ندیدند به عقبنشینی غرب نسبت به مواضع بر حق ما نیز اشاره کنند، در حالیکه این مواضع بر حق مربوط به دولت خاصی نیست که نظر به آنها صرفاً موجب طرفداری از دولت به حساب آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن سؤال را اینطور جواب دادم: باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم منظور همین است که شما در آخر میفرمایید. باید منظور او را در آن زمان و در آن منطقهی عربی متوجه باشیم که منطقه حالت خاصی داشته است. موفق باشید
در ضمن بنده کتاب مذکور را کتاب قابل اعتمادی میدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. انسان با اختیار خود میتواند ارادهی خود را در معرض ارادهی الهی قرار دهد و میتواند این کار را نکند
۲. با توجه به روایت جابر که از رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» نقل میکند حضرت در معراج نام ۱۲ جانشین خود را یافتهاند، و لذا نمیشود کس دیگری امام گردد. و آنچه در مورد جناب سید محمد میگویند باید به این معنا باشد که عظمت او در حدّ امام بوده، نه آنکه بنا بوده ایشان امام باشند.
۳. در زیارت، جانِ خود را در معرض نسیم ایمانی امام قرار میدهیم تا خودشان با نوری که دارند بر جان ما وزیدن آغاز کنند. به همین جهت در روایت داریم که: ای بندهی خدا بعد از زیارت، گناهانت بخشیده شد، زندگی را از نو شروع کن. در زیارت اولیاء معصوم به تماشای صفای نورانی انسانهایی میرویم که عین ایمان به حضرت معبود هستند. جان ما به تماشای چنین انواری میرود مثل آنکه زیبایی و بوی خوش یک گل را زیارت میکند و به تماشا مینشیند. آیا از گل پرسش باید کرد، یا باید آن را تماشا نمود و آماده شد بوی خوش آن به مشام ما برسد؟ موفق باشید
