بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13698
متن پرسش
سلامی از اعماق جانم بر استاد عزیزم: خیلی خیلی عذر میخوام آقای طاهرزاده موقعی که مورد سرزنش افراد خانواده قرار می گرفتم این حالات برایم اندکی پیش می آمد. الان هم به لطف الهی حالی بسیار خوش دارم این حالات اکثرا در شب ها هنگامی که بر روی پشت بام ستارگان آسمان و ماه را می بینم برایم پیش می آید. چون هنگام دیدن اینها یاد این شعر می افتم. یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد خواهش می کنم بگویید چه کنم که این حال عمیق معنوی از بین نرود و در طول روز هم باشد نه فقط شب ها چون پارسال بعد از مدتی این حال رفت و ما قدر نشناختیم و بعد از آن بسیار حسرت خوردیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب خواجه عبداللّه انصاری می‌گوید: «حال» از جلوات شهود الهی است در دیدن حقایق، و راهِ باقی‌ماندن آن «شهودُ الحقيقةِ لا كسباً، و رفضُ الدَعْوَى لا علماً، و البقاءُ مع نورِ اليقظةِ لا تَحَفُّظاً.»

استقامت احوال، استقامت در شهود حقیقی است که کسباً به‌دست نیامده و سعی کند آن شهود و آن برق بماند و یا لااقل زود نرود و نیز در استقامت احوال ادعا را بردارد ولی نه به صورت علمی. طوری شود که از حالش بجوشد که ادعا نکند و به حسب حال رفض ادعا کند و نیز در استقامت احوال بر نور یقظه باقی باشد ولی نه از سر تکلّف بلکه به اقتضای همان حال. رویکرد سالک باید در این مرتبه چنین باشد که حال را که شهود حقیقت است و به سراغ او آمده حفظ کند، و در ادامه‌ی این استقامت در آن حالِ خوش معنوی، نظر به خود نداشته باشد تا دعوی نقش‌داشتن در این امر بکند و این غیر از آن است که از نظر علمی خود را متذکر کند که همه‌چیز از آن خدا است و من هیچ‌کاره‌ام. در حضوری قرار گیرد که «إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّه»(آل‌عمران/154) و در ادامه باقی بماند به آن نور یقظه که در ابتدا بدان منور شد و از این طریق خود را از هر غفلتی محفوظ بدارد. البته به وقتش این موضوعات بیشتر روشن می‌شود. موفق باشید

12964

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: نظر جنابعالی درباره ی شاخصه های یک نماینده ی تراز انقلاب اسلامی چیست آیا ورود دوستانی که مباحث شما را کار می کنند به عرصه ی انتخابات مجلس را با توجه به اینکه توانمندی هایی نیز دارند را تا چه حد لازم و ضروری می دانید؟ با تشکر از لطف شما
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر زمینه لازم جهت متذکرشدن تمدن اسلامی باشد، لازم است عزیزان در چنین میدانی که جمع بین سیاست و دیانت است حاضر شوند. موفق باشید

12643

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب طاهر زاده: من در اول سوره مومنون به یه آیه ای برخوردم, تو آیه های ابتدایی گفته شده فقط همسرانتان بر شما حالال هستند و کنیزان!!! من میگم یعنی مسلمونا میتونن حمله کنن به کافرا و راحت به زنانشون تجاوز کنند، بدون صیقه و بزور؟!! بزور؟ خب اون زن هم آدمه. چجور اجازه داده شده که مومن یه انسان رو در اختیار بگیره، خب اون زن شخصیت داره، میخاد زندگی کنه، اما میشه راحت به بردگی گرفتتش! اصلا چرا برای برقراری رابطه اجازه زن بیچاره لازم نیست. اصلا کلا اینکه قرآن برده داری رو منع نکرده برام خیلی عجیبه، برده داری ظلم نیست؟ چرا یه انسانی که پول داره میتونه از انسانی که پول نداره فضیلت داشته باشه و بهش دستور بده یا حتی هر موقع و هر جال که خواست تجاوز کنه؟ حالا یه سری ها هم میگن اون ماله اون موقع ها بوده و ... خب مگه قرآن برای تمام زمان ها نیس؟ پس نباید یه آیه اش فقط برای اون زمان صدق کنه، بدجوری برام شبهه ایجاد کرده، خیلی امیدوارم که شما برطرفش کنید. ممنون
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک بحث طولانی و بسیار مهم است و در مورد آن کتاب‌هایی تحت عنوان «برده‌داری در اسلام» نوشته شده و علامه طباطبایی نیز در المیزان نکات بسیار ارزشمندی را در راستای فهم شرایطی تاریخی مطرح می‌کنند. از جمله می‌توانید به سایت‌هایی مثل «http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa1121 » و « http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa1121 و « http://bardeeeee.blogsky.com/  و « http://www.hawzah.net/fa/Article/View/88262 و « http://www.hawzah.net/fa/Article/View/88262 » رجوع فرمایید. موفق باشید

12238
متن پرسش
سلام: بنده جزوه روش سلوکی آیت الله بهجت را که شما راجع به آن سخنرانی فرموده بودید گوش داده ام، ولی یک سوال برایم پیش آمده که آیا تا کجا می توان بی استاد پیش رفت؟ تا آخر؟ یا در منزلی به بعد راهنمایی استادی راه دیده حتما لازم است؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در این تاریخ علم ما استاد ما شد پس معلم‌هایی چون علامه طباطبایی و حضرت امام«رحمة‌اللّه‌علیهما» و شاگردان آن‌ها تا آخر استاد ما خواهند بود. موفق باشید

12036
متن پرسش
سلام: جناب استاد، دعاها و ذکرهای بسیار زیادی مثلا در مورد افزایش رزق و روزی وجود دارد، حال اگر کسی بخواهد یکی از آنها را انجام دهد بر اساس چه معیاری باید انتخاب کند، آیا باید استادی بگوید چه ذکری بگو یا تصادفی انتخاب گردد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموم این نوع اذکار که اذکار عمومی است مؤثر است. مثل آن‌که حضرت علی«علیه‌السلام» می‌فرمایند با ذکر استغفار روزی خود را نازل کنید، و یا می‌فرمایند با خوش‌رویی و صله‌ی رحم رزق خود را وسعت دهید. موفق باشید

11938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: 1) آیا عقل منبع شناخت است یا ابزار شناخت است؟ 2) اصل بدیهی اجتماع نقیضین محال است در کدام قوه نفس قرار دارد و چگونه در نفس به وجود آمده که ما به آن یقین داریم؟ آیا قضیه ای ذهنی است و یا فوق ذهن است؟ 3) آیا می توان گفت قضایای بدیهی دارای روح حقیقی و وجودند و نوعی موجود مستقل در عالم معنی و مجردات است که این قضایا در اوست و با نفس انسان از طریق عقل مرتبط است و این بدیهیات را به انسان افاضه می کند؟ 4) آیا قضایای بدیهی را خداوند به انسان افاضه کرده و نوعی نور الهی هستند که بر عقل هر انسانی می تابند تا راه خطا از ثواب تشخیص داده شود و چون دائما در حال موجود شدن هستیم دائما این نور الهی بر نفس افاضه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم نیست ما در احساس بدیهیِ خود مثل یک مفهوم ذهنی نظر کنیم تا گرفتار این سؤالات شویم. همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 11934 عرض شد همین‌که ما وجودی داریم که دارای حیات و علم است این نوع ادراکات را داریم و به تعبیر فلاسفه اتحادی بین ذات ما و وجود این ادراکات در ما هست زیرا به وجود ما ربط دارد همان‌طور که صفات خداوند عین وجود خداوند است. موفق باشید

11912

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: در یک برنامه تلویزیونی به مناسبت روز مادر جناب آقای راشد یزدی فرمودند سعادت و شقاوت یک فرد به مغز او بستگی دارد که در بطن مادر شکل می گیرد این مطلب تا چه حد می تواند درست باشد؟ یعنی تفاوت فرد سعید با فرد شقی در مغز آنهاست؟ یعنی این تفاوت مغزها سبب انتخابهای درست یا نادرست افراد می شود. با کمال تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم که « الشّقيّ شقيّ في بطن امّه و السّعيد سعيد في بطن أمّه. » و عرفا در بحث عین ثابته مفصلاً در مورد این بحث کرده‌اند که انسان قبل از خلقت خودش شخصیت خود را انتخاب می‌کند و همچنان می‌تواند آن انتخاب را ادامه دهد، ولی این ربطی به جسم او و یا مغز او ندارد. موفق باشید

11841
متن پرسش
سلام علیکم: استاد جواب 11807 را مشاهده نمودیم. خیلی لذت از پاسخ شما به پرسش حقیر بردم ولی هنوز چند ابهام دارم: حضرت آقا در دیدار با مداحان خیلی طرف منتقدین را گرفتند و حتی فرمودند جلسه ای با اینها گرفته شود، امثال شریعتمداری ها اول حرف آقایان را شنیدند بعد نقدها را گفتند که در جمع مداحان دیدیم که آقا هم این دغدغه ها را داشتند، بنده هم نقدهایی به آقایان شریعتمداری ها دارم و دفاع بیجا نمی کنم ولی فکر نمی کنم اینان دلسوز دولت نباشند بلکه دارند روشنگری می کنند. 2. استاد اگراجازه بفرمایید نظرم را بگویم. احساس می کنم شما بطوری از دولت حمایت می فرمایید که حق هم همین است ولی نقد شما به حجاب رفته تا جایی که اسم شما در رسانه های وایبری جزو تاییدکنندگان بیانیه - نه توافق - رفت. ای کاش نقد هم می نمودید که حتی آقا هم اشاره هایی نمودند و دلمان شاد گشت. خدا می داند وقتی سخنان رهبری عزیز را می دیدم بارها بلند شدم و از خوشحالی از شیشه تلویزیون ایشان را می بوسیدم و در ادامه هم از خوشحالی گریه شوق نمودم هر چه جلوتر می روم انسم به ایشان زیاد می شود. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «ای لقاء تو جواب هر سؤال/ مشکل از تو حل شود بی‌قیل و قال». واقعاً نه‌تنها از طریق وجود مقدس امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» همه‌ی مشکلات بشر حلّ می‌شود، حتی با وجود نایب آن حضرت نیز چنین بهره‌ای به جامعه می‌رسد. آری همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 11818 عرض شد وقتی در جامعه گرفتار سیاست‌زدگی باشیم تفکرکردن بر روی موضوعات به حاشیه می‌رود و تنها یا باید طرفدار این طرف باشید یا طرفدار آن طرف، گویا نمی‌شود فکر کرد و گفت جایگاه تاریخی آن بیانیه یک بحث است، و محتوای آن بحث دیگر، و تقابل عمل استکبار با آن بیانیه بحث سوم. که رهبری عزیز در دو موضوع دوم و سوم راهنمایی‌های ارزشمندی کردند در حدّی که گویا خود ایشان هم صلاح ندیدند به عقب‌نشینی غرب نسبت به مواضع بر حق ما نیز اشاره کنند، در حالی‌که این مواضع بر حق مربوط به دولت خاصی نیست که نظر به آن‌ها صرفاً موجب طرفداری از دولت به حساب آید. موفق باشید

9472
متن پرسش
سلام و عرض ارادت: در احادیث یکی از نشانه های قطعی و بداء ناپذیر ظهور امام زمان (عج)، ندای آسمانی در شب بیست و سوم ماه رمضان سال ظهور عنوان شده است. با توجه به اینکه بقیه علائم قطعی دیگر، دارای زمان مشخصی نیستند، آیا میشود با اطمینان گفت که اگر ندای آسمانی شب بیست و سوم در یک سال محقق نشد، تا سال آینده ظهور اتفاق نخواهد افتاد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای ندای آسمانی قابل تأویل است که به چه معنایی می‌تواند باشد، آیا به همان معنایی است که مؤمنین در شب قدر تقاضای حضور حضرت را باید بکنند و قلب آن‌ها متذکر این امر باشد؟ موفق باشید
7562
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز و ارجمند ، با توجه به آیه " انه عمل غیر صالح" و ارتباط خویشاوندان نسبی ، در صورت إمکان تبین بفرمایید . ١- بعضا مشاهده می شود ، أفرادی از یک خانواده ، مخالف نظام اسلامی ،ترک انجام واجبات ، همراهی با غرب ،خصوصا با امریکا و اسراًئیل و همراهی با فتنه ٨٨ ، چگونه بأید ارتباط داشت که ، صله رحم حفظ شود و موجب گمراهی مان از توحید ناب که همان ولایت أهل بیت علیهم السلام است، نشویم ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: از آن جهت که محارب نیستند نباید قطع رحم کرد. ولی باید نشان داد نظر شما با آن‌ها متفاوت است و اگر زمینه هم بود آن‌ها را متذکر نمود. ولی به جهت موضع‌گیری‌های غیر الهی‌شان باید آن‌ها را عمل غیر صالح بدانیم و فکر نکنیم چون خویشاوند هستند اعمال غیر الهی آن‌ها برای ما قابل پذیرش است. موفق باشید
6171
متن پرسش
سلام.معنی این حدیث عجیب که پیامبر در اواخر عمر می فرمودند "اللهم ارنی الاشیاء کما هی "چیست؟غیر از این است که پیامبر هم در مرتبه ای اسیر بنیاد گرایی و ذهنی نگری و تقدم پیش فرض ها بر مشاهده بوده اند؟بالاخره ایشان هم یک تفسیری از جهان داشته اند دیگر نمیشود بگوییم ایشان ذهن نداشته اند که.یک انسان ذهن دارد ذهن هم یعنی تفسیر، یعنی بردن آن چه واقع است به درون و دیدن آن با شاکله و شخصیت خویش.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رؤیت قلبی و علم حضوری هر اندازه انسان حجاب بین خود و حقیقت را رقیق‌تر کند حقیقت که در مقام خود تشکیکی است با شدت بیشتر ظهور می‌کند و حضرت در این دعا نظر به شدیدترین مرتبه‌ی حقیقت را دارند پس بحث در ادق و دقیق است و نه خطا و صحیح. موفق باشید
6125
متن پرسش
به نام خدا با سلام ایا صور فعلیت یافته در برزخ در معرض زوال یا تغییرند ؟ اگر ثا بت اند چرا عذاب بعضی پس از مدتی رفع می شود و اگر زوال پذیرند می پر سیم مگر مجرد محض قوه هم دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر؛ ولی در مسیر« إلیه راجعون» همواره از مؤمنین متوسط رفع حجاب می‌شود که در کتاب معاد بحث آن شده است. موفق باشید
5611
متن پرسش
با عارض سلام خدمت استاد بزرگوارمان در شرح حال حضرت امام است که ایشان یک بار چون در یک سخنرانی احساس کردن نفسشان از سخنوری خوشش آمده تا سه سال سخنرانی را تعطیل کردند اما اگر ما بخواهیم این جوری رفتار کنیم باید گوشه ی خانه بنشینیم امام چه می کردند که هم این رفتار را انجام می دادند و هم کار و زندگی را تعطیل نمی کردند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این را که می‌فرمایید نشنیده‌ام ولی در هرحال در هر کاری ما موظف هستیم بر اساس میل نفس امّاره‌ی خود عمل نکنیم، به حکم وظیفه‌ی شرعی عمل کنیم و اگر تا حدّی هم میل نفس در میان است نظر ما در راستای برآوردن آن میل نباشد. موفق باشید
5090

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام من یه مشکل بزرگی دارم که بسیار پریشانم کرده آن هم مشاجره های لفظی والدینم هست هیچ کاری ازم ساخته نیست با اینکه سعی میکنم هر کاری که پدر و مادرم میخواهند انجام دهم و در خیلی از امور همراهشان باشم و مسئولیت بپذیرم تا شاید کمتر به خاطر مسائل دنیایی بحث کنند اما فایده ای ندارد بسیار کلافه هستم خیلی بد است که یک جوان از خانه خودبیزار باشد کاملا نا امید شدم واقعا نمیدونم چه کنم البته دوست دارم راه چاره را فقط از اسلام بیابم هر دستور دینی در این زمینه بدانم تسلیم میشوم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما هرگز نمی‌توانید پدر و مادر خود را عوض کنید، وظیفه هم ندارید، بدون درگیری با آن‌ها به کار خودتان برسید. موفق باشید
4596
متن پرسش
باسلام.همسرم نمیتواند نگاهش راکنترل کند وبه زنان ودختران فامیل وغریبه ها نگاه میکند.درصورتی که به من اهمیت نمیدهد. من خواسته هایش را عملی میکند ولی او همچنان هوسرانست.در ضمن او پایبند به نماز وقران است ولی اعمالش قبیح وآزادانه است جوری که بانامحرمان صمیمی وخودمانی رفتار میکند.راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد چیز به‌خصوصی جز همان دستوراتی که شرع مقدس در مورد رعایت حلال و حرام الهی دارد، نمی‌دانم. موفق باشید
3249

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و خداقوت ، مدتهاست که به دنبال کتاب " معرفة النفس والحشر " شما می گردم ولی پیدا نمی کنم، من ساکن تهرانم . لطفا من را راهنمایی کنید. درضمن به شدت علاقمند به مطالعه کتاب های فلسفی با زبان ساده شده ام ، مثل " از برهان تا عرفان " یا خویشتن پنهان" ، لطفا به من کتاب های دیگری معرفی کنید . با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: باشماره‌ی 7854814 تماس بگیرید. موفق باشید
2217
متن پرسش
سلام وعرض ادب خدمت استاد گرامی هنگامی که معانی آیات قران کریم را می خوانم این سوال پیش می آید که چرا خداوند متعال این داستان ها را نقل کرده یابعضی آیات برای ما کاربردی ندارند؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر با برنامه‌ ریزی دقیق‌تری در قرآن تدبّر کنید متوجه می‌شوید حادثه‌هایی که قرآن متذکر آن است آینه‌ی نمایش سنّت الهی است که همواره در عالم جاری است و موجب عبرت ما می‌شود. قرآن در راستای دعوت ما به تعقّل در این داستان‌ها می‌فرماید «تِلْکَ الأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یَعْقِلُها إِلاَّ الْعالِمُون‏‏» این مثال‌ها را برای مردم زدیم ولی متوجه نمی‌شوند مگر عالمان و از این طریق ما را دعوت می‌کنند که در آن مثال‌ها تعقّل کنیم. موفق باشید.
1563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. استاد لطفا بفرمایید تفاوت عزت و تکبر همچنین تفاوت ذلت و تواضع در چیست و چگونه میتوان این مرزها را تشخیص داد. و باید چه کرد که عزیز بود و مغرور نه. متواضع بود و ذلیل نه. سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: تکبر آن است که انسان خود را برتر از دیگران بداند – در حالی‌که همه بنده‌ی خدا هستیم – ولی عزّت آن است که انسان خود را به جهت امور دنیا خوار نکند. در همین رابطه تواضع در مقابل تکبر است و با عزّت قابل جمع است. چون در تواضع انسان خود را برتر از دیگران نمی‌داند و در مقابل سخن حق، از هرکس باشد تسلیم است، و ذلّت مقابل عزّت است، به آن معنا که به جهت امور دنیایی انسان خود را کوچک کند، در حالی‌که فقط در مقابل خدا و هر آن کس که خدایی است، برای خدا، انسان حق دارد تسلیم باشد. موفق باشید
1343

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وخدا قوت .ملاک اسراف چیست؟مثلا کسی که سر زانوهای لباسش سفید شده باشد ولی از طرفی این لباس را تازه گرفته آیا اگر دیگر از این لباس استفاده نکنداسراف است؟ واینکه ملاک شان خانم های طلبه در لباس پوشیدن ومهمانی دادنها چیه ؟لطفا یک ملاکهای روشنی بیان کنید که واقعا تو بعضی موارد میمونم که آیا اسرافه یا نه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در امور شخصی هر وسیله‌ای را که می‌توان از آن استفاده کرد نباید بی‌دلیل رها کرد، در مورد لباس در امور اجتماعی موضوع عزّت هم مطرح است. اگر لباس، عزّت مؤمن را از بین می‌برد و می‌تواند لباس بهتری تهیه کند باید لباس بهتر را تهیه کند همان‌طور که اگر لباسی تهیه کند که موجب فخر ‌شود باید شدیداً از آن اجتناب نماید. در هرحال بعضی از این موارد به عرف بستگی دارد ممکن است یک لباس برای کسی یا در شهری فخر محسوب شود و در جایی دیگر فخر به حساب نیاید. موفق باشید
930

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد طاهرزاده 1-آیا کتاب یا جزوه ای از شما به انگلیسی چاپ شده است؟ 2-آیا شرایط کنونی یا عصر حاضر ظرفیت آن را دارد که ظهور امام زمان در آن واقع شود ؟ 3- نحوه برخورد با احادیث و روایات آخرالزمانی چگونه باید باشد مثلا شما با این مصداق یابیهای که برخی از گروهها یا اشخاص انجام میدهند مثلا مقام معظم رهبری را سید خراسانی میخوانند (هر چند که میگویند فقط احتمالات را بررسی میکنند)
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: 1- خیر 2- زمان به‌حمدالهر فوق‌العاده آماده است و لذا ملاحظه می‌کنید که چگونه نور حضرت بر قلب مردم تجلی کرده 3- نباید مصداق تعیین کرد. موفق باشید
892

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی ببخشید استاد چند تا سوال داشتم که خواهشمندم راهنماییم کنید. من مدتها قبل با آثار شما آشنا شدم اما بدون توجه به سیر مطالعاتی شما هر زمان که احساس می کردم به موضوع خاص نیاز دارم با توجه به این احساس مقداری از کتاب شما یا سخنرانی شما را گوش میدادم.حال فکر می کنم اینکارم اشتباه بوده و نیاز به سیر مطالعاتی منسجم تر و مشخص تری دارم . بنابراین با توجه به اینکه من آثار شمارا تا حدودی خواندم آیا از دوباره و از ابتدا شروع کنم سیر مطالعاتی را یا سیر فرد دیگری را پیشنهاد می کنید؟ چه طور میتوان سیر و سلوک عرفانی را شروع کرد؟ 2-مشکل دیگر من اینست که متوجه نمیشوم چه زمانی دارم حرف لغو میزنم.یعنی از کجا میشه فهمید که نباید حرف زد مثلا وقتی با مادرم دارم حرف میزنم یا بادوستام احساس میکنم با حرف زدن بهشون نزدیک میشم و گاهی شادشون میکنم و از طرفی هم حس می کنم حرف لغو هست.یا اینکه وقتی بحث های سیاسی میشه.اگر امکانش هست یک میزان سنجش معرفی بفرمایید که من متوجه بشم. 3- مدتهاست سوالی برایم پیش آمده گاهی هنگامی که تازه میخوابم درحالتی که نه خواب هستم و نه بیدار یعنی محیط اطرافم را میبینم اما احساس می کنم ناظر بر بدنم هستم یعنی گویا بدنم را هم میبنم و احساسی دارم مثل اینکه روحم در حال خروج از بدنم است اما بعد از چندین با ر که به دستم فرمان میدهم حرکت میکند و گویا روح به بدن من برمیگردد که مرا اذیت می کند و گاهی حتی حالتی از هوشیاری را دارم که میخواهم سعی کنم مثلا بدون حرکت بدنم وسیله ای را که اطرافم هست حرکت دهم .نمیدانم دلیلش چیست و اینکه چه طور میتوان رها شد از اینحالت؟ ازاینکه وقت ارزشمندتان را در اختیار بنده ی حقیر گذاشتید متشکرم.التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: سیر مطالعاتی که در روی سایت هست را ملاحظه کنید هرکدام از مباحث را که کار نکرده‌اید کار کنید 2- همین مثال که زدید مثال خوبی است که وقتی هدف شما از حرف‌زدن ایجاد نزدیکی بیشتر است پس لغو نیست در هر مورد باید هدف ارزشمندی مدّ نظر شما باشد و نه مطرح‌کردن خود یا تحقیر رقیب. در امور سیاسی هر سخنی که منجر به تقویت نظام اسلامی و ولایت فقیه می‌شود لغو نیست. 3- اصل کار بد نیست و توجه به جنبه‌ی تجرد خودتان است ولی اولاً: مواظب باشید بدن خود را ضعیف نگه ندارید که موجب تقویت واهمه می‌شود. ثانیاً: خودتان را مشغول این احوالات نکنید، اگر خودش پیش آمد اشکال ندارد بعد از مدتی می‌رود. موفق باشید
779

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام خدمت استادطاهر زاده بنده دانشجویی 21ساله هستم حدود3سال است به این نتیجه رسیده ام که هیچ یک از اصول دین و اعتقاداتم ریشه وبنیه نداردواعمال عبادی وترک محرمات که بنده انجام میدهم از روی عادت ویا به خاطرحفظ ابرو می باشدودراین3سال به لحاظ روحی بسیار اذیت شدم ازاستاد خواهشمندم اینجانب راراهنمایی کرده وهمچنین سیر مطالعاتی را به بنده معرفی کرده تابتوانم اصول اعتقاداتم رابرای خود اثبات کرده وهمچنین انهاراعمل نمایم وهمچنین راه وروشی جهت برون رفت ازحالت روحی افسرده وضعیف وبی هدف باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: بنده همان سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست را پیشنهاد می‌کنم. امیدوارم از آن طریق هم بنیه‌ی اعتقادی شما محکم شود و هم افسردگی روحی‌تان رفع گردد چون هر دو موضوعی که می‌فرمایید در آن مباحث مورد توجه بوده است. موفق باشید
717

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرضسلام اینکه در جواب یکی از سوالها فرموده بودید که برای سیر وسلوک از کتابهای علامه حسن زاده استفاده کنید یعنی نمیشود از کتابهای آیت الله جوادی آملی برای این راه استفاده کرد ومباحث شما وآقای جوادی با مباحث علامه در حزئیات فرقی نمیکند
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام منظور بنده این است که روح سلوکی کتاب‌های حضرت استاد حسن‌زاده قوی‌تر است. در حالی که اگر کسی به دنبال حکمت باشد از کتاب‌های حضرت استاد جوادی بهتر می‌تواند بهره بگیرد. موفق باشید
23817

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: به خدا سوالی (سوال ۲۳۷۵۸) رو که پرسیدم علت داره. منظور بدی ندارم یا خدایی نکرده قصد تخطئه شخص بزرگی مثل علامه طهرانی را ندارم. علتش اینه که این کتاب به طور کلی از حیث اینکه یک عالمِ مجتهدِ عارف و قابل وثوق به نام علامه طهرانی نوشته از نظر عقلی قابل اعتماد هست نسبت به سایر کتابهایی که دیگران بدون سند می نویسند و اصلا قابل اعتماد نیستند. ولی وقتی بعضی از مطالبش را می خوانیم خیلی اغراق گونه بیان شده است، مثل همان مثالی که عرض کردم. من فقط می خواهم ببینم که این کتاب از نظر صدق قابل اعتماد هست یا نه؟ اصلا مطالبش قابل توجیه هست؟ حداقل آن مثال را برایم توجیه کنید؟ خواهش می کنم این بار جوابم را بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن سؤال را این‌طور جواب دادم: باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم منظور همین است که شما در آخر می‌فرمایید. باید منظور او را در آن زمان و در آن منطقه‌ی عربی متوجه باشیم که منطقه حالت خاصی داشته است. موفق باشید

در ضمن بنده کتاب مذکور را کتاب قابل اعتمادی می‌دانم. موفق باشید

22911
متن پرسش
سلام علیکم: از طرفی بیان می شود که اراده ما و خواست خداوند هم سو با هم است، از طرفی می گویند امامان به گونه ای بوده اند که طوری عمل کرده اند که باعث نهایت ظهور خداوند بشوند و در شرایط مختلف یک نور بوده است که جایی امام علی علیه السلام شده و در جایی امام حسین علیه السلام و امکان داشته که شخص دیگری امام می‌شده است مانند امکانی که در مورد سید محمد بلد علیه السلام می گویند. از طرفی می گویند تفاوت ما با معصومین و در اینجا منظور امامان این است که آنها عصمت داشته اند و آن را حفظ کرده اند و ما نداریم و باید برای رسیدن به آن تلاش کنیم. ما وقتی به زیارت می رویم در اصل داریم به چه اصلی می رسیم به اینکه در حرکتی باشیم که به این گونه تفکرات ایمان داشته باشیم و در تاریخی قرار بگیریم که یقینا این تاریخ نهایت ایمان و هدف بندگیست. استاد افکارم در این موارد پریشان شده چطوری میتونم جمعش کنم و به نتیجه ای واحد برسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. انسان با اختیار خود می‌تواند اراده‌ی خود را در معرض اراده‌ی الهی قرار دهد و می‌تواند این کار را نکند

۲. با توجه به روایت جابر که از رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نقل می‌کند حضرت در معراج نام ۱۲ جانشین خود را یافته‌اند، و لذا نمی‌شود کس دیگری امام گردد. و آن‌چه در مورد جناب سید محمد می‌گویند باید به این معنا باشد که عظمت او در حدّ امام بوده، نه آن‌که بنا بوده ایشان امام باشند.

۳. در زیارت، جانِ خود را در معرض نسیم ایمانی امام قرار می‌دهیم تا خودشان با نوری که دارند بر جان ما وزیدن آغاز کنند. به همین جهت در روایت داریم که: ای بنده‌ی خدا بعد از زیارت، گناهانت بخشیده شد، زندگی را از نو شروع کن. در زیارت اولیاء معصوم به تماشای صفای نورانی انسان‌هایی می‌رویم که عین ایمان به حضرت معبود هستند. جان ما به تماشای چنین انواری می‌رود مثل آن‌که زیبایی و بوی خوش یک گل را زیارت می‌کند و به تماشا می‌نشیند. آیا از گل پرسش باید کرد، یا باید آن را تماشا نمود و آماده شد بوی خوش آن به مشام ما برسد؟ موفق باشید 

نمایش چاپی