بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5248
متن پرسش
سلام استاد عزیزم طاعات و عبادات قبول.کتاب سلوک ذیل اندیشه رو با نوار تمام کردم .تا به حال اینقدر نکته در حضور رو نیافته بودم اما سوالی مشغولم کرده که ایا با این حضور و حیاتی نورانی که سالها منتظر بودم و با ذیل نور حضرت روح الله قرار گرفتن برایم ایجاد شده و قلبم را مدتی است به صحنه اورده بگونه ای که با این نگاه یعنی قلب سعی دارم عالم و ادم ها را بیابم ،حالا ایا من همانطور که توجه به حضرت حق و واسطه فیض دارم باید به حضرت روح الله را هم البته در طول این توجه را داشته باشم؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم از طریق کتاب متوجه شده‌اید چرا باید در ذیل نور حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» به حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» رجوع داشت تا در این دوران به تفصیل حضور اجمالی حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» رجوع داشته باشیم. موفق باشید
2863
متن پرسش
سلام علیکم ایا میشود خداوند امتحاناتی داشته باشند که ائمه معصومین (ع) نیز نتوانند سربلند و موفق از آنها بیرون بیایند ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: معنا نمی‌دهد که انسان‌های معصوم از امتحان الهی سربلند بیرون نیایند؟ آیا امتحانی به عظمت کربلا می‌توان تصور کرد؟
1692
متن پرسش
با استدلالی ساده می توان به این نتیجه رسید که وجود جهان آخرت به شدت در سایه ای از ابهام فرو می رود. لطفا به این شبهه پاسخ دهید. بیایید فکر کنیم که یا جهان آخرتی وجود دارد یا ندارد پس به این ترتیب فقط 50 درصد احتمال وجود جهان دیگری وجود دارد. حال بیایید روی این 50 درصد بحث کنیم. به نظر شما برای این 50 درصد چند حالت ممکن است وجود داشته باشد؟ از نظر ریاضی بینهایت حالت برای این 50 درصد می توان در نظر گرفت که فقط یکی از این بینهایت حالت همان حالتی است که اسلام می گوید پس به نظر شما احتمال این که جهان آخرت به همان شکلی که اسلام می گوید باشد، چقدر است؟ ریاضی برای این سوال جواب ساده ای دارد. تقسیم هر عددی بر بینهایت صفر می شود.لطفا اگر مبانی ریاضی این فرضیه اشتباه است روشن فرمایید. با سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام تعجب می‌کنم چرا می‌فرمایید 50 درصد احتمال وجود جهان آخرت هست. در حالی‌که برهان حرکت جوهری از یک طرف و برهان تجرد نفس ناطقه از طرف دیگر ثابت می‌کند که صد در صد جهان آخرت موجود است و انسان همین حالا بُعد مجردی دارد که با آن بعد در آن عالم حاضر است و ‌وقتی از بدن جدا شد بهتر خود را در آن عالم احساس می‌کند. مثل آن‌که شما در هنگام خواب که از بدن خود فاصله گرفتید خود را در جاهایی می‌یابید که بعداً در بیداری در آن‌جا خواهید بود . موفق باشید
790

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام من یه مدتی بود که درباره ی عرفان هند مطالعه و تفکر می کردم بعد از مدتی به نتیجه ای رسیدم که مایلم هم دلیلش رو بدونم و هم این مسیر رو برای کسانی که مثل خودم دچار کنجکاوی بی قید و شرط هستن روشن کرده باشم. بعد از مدتی مطالعه و تفکر در این باب متوجه شدم که قدرت کنترل کوچکترین احساساتم رو ندارم ! حالت عجیب و البته وحشتناکی بود مثل این بود که دیگه رو هیچ چیز خودم کنترل نداشته باشم و کاملا تسلیم خیالاتم بشم تا جایی که خیالات به من حکومت کرده و کاملا در رفتار من خودشون رو نشون می دادن. روز عید غدیر بود ، از شدت اضطرار و از هم گسیختگی به حضرت امام حسین (ع) توسل کردم و ایشان رو به حضرت علی اصغر قسم دادم که من رو از این اسارت عجیب نجات بدن ، باور نکردنی بود چون به سرعت میل به خضوع و خشوع در برابر خداوند پیدا کردم و به درگاهش خاشعانه گریستم و اون حالت اسارت و ازهم گسیختگی وحشتناک روحی از من رفع شد. و آرامش و اتحاد عظیمی توی وجودم حاکم شد . میخواستم شما دلیل عمیق این مساله رو برام بیان کنین و اگه کتاب یا سخنرانی در این باب دارین معرفی کنین تا شناخت بیش تری از این مشکلم پیداکنم. ممنون،التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: ائمه«علیهم‌السلام» نمونه‌ی کامل توحیدند و در زیارت جامعه به خداوند اظهار می‌دارید خداوند راضی شده آن‌ها «ارکاناً لتوحیده» ارکان توحید او باشند و راه توحیدی‌شدن را که منجر به نفی منیّت‌ها و حاکمیت خدا می‌شود در ما ایجاد کنند، شمّه‌ای از آن را به شما نشان دادند که بدانید جای دیگر خبری نیست و بیشتر در غیر فرهنگ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» قدرت نفس است و نه قدرت توحید الهی. کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و کتاب «حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» در این رابطه إن‌شاءالله مفید خواهد بود. موفق باشید
474

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم بر استاد عزیز با توجه به این که علوم جدید نتوانسته انسان را به سعادت برساند من که در رشته ی فیریک درس می خوانم آیا این تحصیلات را ادامه دهم ؟ و با چه رویکردی این کار را انجام دهم ؟
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی ما چاره‌ای نداریم که برای رسیدن به تمدن اسلامی اولا: باید قدرت‌مند شویم. ثانیاً: برای عبور از نگاه غربی به عالم و طبیعت ،باید بر علم غربی مسلط شد. پس اگر رویکرد خود را تصحیح بفرمایید می‌توان این علوم را مقدمه‌ی عبور از غرب قرار داد. در سؤالات قبلی از جهاتی دیگر این سؤال جواب داده شده، به آن‌ها نیز رجوع فرمایید. موفق باشید
16957
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: یک فعال فرهنگی بایستی با چه «انگیزه» و «هدفی» فعالیت نمایید تا ان شاءالله تعالی آن اوقاتی را که به این فعالیت اختصاص می دهد، موجب رضایت خدای بزرگ و حضرت ولی عصر روحی له الفدا قرار گیرد؟ و ثانیا موجب قرب الهی گردد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: نسبت ما با خدا در این تاریخ اگر مطابق حضوری شد که توسط حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» با خدا برقرار بود، انرژی لازم و شور کافی تحت عنوان رسالت تاریخی به ما برمی‌گردد و در چنین فضایی هرگونه حرکتی حتی شستن لباس بسیجیان، معنای حقیقی ما خواهد شد. عمده آن است که بتوانیم متوجه‌ی حضور تاریخی خود بگردیم تا فاصله‌ی کاملی از صاحبان ثروت و اشرافیتِ اموی و عباسی که در این تاریخ با فیش‌های حقوقی نجومی خود را گره زده‌اند و دولت‌مردانی که اشرافیت را شأن خود پنداشته‌اند؛ پیدا کنیم. و این فراهم نمی‌شود مگر آن‌که راهِ گشوده‌ی انقلاب اسلامی را واقعی‌ترین راه حیات این دوران بدانیم و خطر اشرافی‌شدنِ دولت را خطر هدم انقلاب اسلامی بدانیم. موفق باشید  

15342
متن پرسش
با سلام حضرت استاد در جواب سوال 15321 با عنوان این که مراقب باشیم بین مبانی فلسفی و عرفانی خلط نشود فلاسفه هم وقتی واژه وجود رو استعمال میکنن منظورشون حقیقت عینی وجود و مصداق وجود هست نه مفهوم وجود و باز اعتقاد دارن که مصداق وجود مطلق خداست و باز قائل هستن که اسماء و صفات خداوند که در الهیات اخص اثبات میشه تجلی میکنه و عالم خلق ایجاد میشه باز من سوالم اینجاست که فلاسفه که معتقد هستن صفات الهی تجلی میابد چطور این اسماء و صفات رو که اسم وجود روش میگذارن قائل به مادی بودنش در مرتبه مادون میشن، یعنی فلاسفه دچار یک نوع «تناقض گویی» هستن از طرفی قائل به وجود مادی هستن و از طرفی در بحث احکام سلبی مادیت رو از وجود نفی میکنن و از طرفی هم قائل به تجلی صفات و اسماء اون وجود مطلق هستن، مگه میشه اسماء و صفات الهی مادی بشه یا مثلا علم و حیات از شوون وجود هست به عبارتی عین وجوده چطور در مرتبه ماده وجود فاقد علم و حیات و ... میشه این یعنی وجود بخشی از خودش رو از دست بده در حالی که وجود متکثر نیست که بخشی از خودش رو از دست بده این ها رو من در کلام فلاسفه تناقض می بینم البته میدونم که اطلاعات من ضعیفه و سوء برداشت از منه ان شاءالله راهنمایی می فرمایید. اگر برداشت من از حرف فلاسفه درسته این تناقضات که بنده می بینم رو چطور جواب میدن چون بالاخره وقتی صحبت از وجود میکنن وجود خارجی منظورشون هست با تمام احکام خارجیت نه صرف مفهوم وجود...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساسا به کار بردن واژه‌ی «مادی» در مقابل واژه‌ی «مجرد» کاربرد دارد و این در فضای مقایسه‌ی دو ساحت از عالم وجود است ولی واژه‌ی «تجلی»، در ساحت دیگری مطرح است که بخواهیم ظاهر و مظهر را در رابطه با اسماء الهی به میان بکشیم و اگر هم در فلسفه به کار می‌رود، از آن جهت است که فیلسوف با نگاه عرفانی سخن می‌گوید مثل حکمت متعالیه که جمع بین عقل و قلب است. موفق باشد

14009

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد: 1. این جمله از آیت الله حسن زاده آملی را برایم شرح می دهید؟ در چهارده سالگی به فضل پروردگارم بارقه ی مشرقیه الهیه و شهاب قبسی به من رسید که به اقتضای عین ثابته ام مطلوب من بود. پس سر من به آنچه زبان وحی به آن ناطق است مترنم شد. 2. استاد من عاشق علامه هستم. می خواستم بدونم برای سیر و سلوک اگر بخوام کتابا و نظرات ایشون رو کار کنم به نتیجه می رسم؟ 3. برای اینکه بفهمم علامه منظورشون چیه کتب شما کمکم میکنه؟ 4. تو شاگرداشون کدومشون نظرات علامه رو خوب بیان کردند؟ عمق مطلب را؟ یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ لازمه‌ی شرح این جمله، مطالعه‌ی یک دوره عرفان نظری است و مخاطب حضرت استاد در این جمله، افرادی هستند که عرفان نظری را می‌شناسند. 2ـ اگر بتوانید با مباحث استاد حجت‌الاسلام و المسلمین آقای یزدان پناه جلو بروید که از شاگردان خاصّ ایشان هستند ان‌شاءالله نتایج لازم را می‌گیرید. موفق باشید

12773
متن پرسش
این که می گویند ولایت فقیه همان ولایت رسول الله (ص) است به چه معناست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که ولیّ فقیه از خود چیزی ندارد و تنها و تنها با تلاش و اجتهاد خود، حکم خدا و سخن رسول خدا را به صحنه می‌آورد، عملاً ولایت او به این معنا ولایت خدا و رسول خدا است و به همین جهت حکم او برای خود او نیز واجب و لازم‌الإجرا است در حالی‌که دیکتاتوران اجرای حکم خود را بر خودشان ضروری نمی‌دانند. موفق باشید

12098

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کاظمی مسوول بنیاد فرهنگی امامت شعبه اصفهان هستم. می خواستم با استاد ملاقاتی داشته باشم. چگونه موفق می شوم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد با جناب آقای توکلی علت ملاقات را در میان بگذارید تا بررسی کنند. شماره‌ی ایشان 09138780869 می‌باشد. موفق باشید

11842
متن پرسش
سلام: من در سن میان‌سالی‌ام و به ‌شدت درگیر گذشته‌ام و از این‌که تا این حد غافل و جاهل بوده و به خود و اطرافیانم ظلم کرده‌ام مخصوصا فرزندانم، نمی‌توانم که خودم را ببخشم چون من خیلی چیزها را از دست داده‌ام که دیگر باز نمی‌گردد. من سرمایه‌های وجودیم را، قلبم را، روحم را نابود کردم و پسرم را تربیت دینی درست نکردم. چون خودم شناخت درستی از انسان نداشتم و حال چطور می‌توانم در «حال» زندگی کنم درصورتی که آثار اعمال و انتخاب‌های گذشته‌ام زندگیم را و درونم را تحت تاثیر قرار داده و انگیزه هایم از دست رفته! ازاین‌که می‌بینم پسرم تا این حد دنیاطلب شده و حتی به زور نماز می‌خواند و نسبت به خدا بی‌تفاوت است؛ از خودم متنفر می‌شوم و مدام گذشته را مرور می‌کنم. الآن راه را شناخته‌ام اما کو «دل» و انگیزه‌ای که راهرو باشد؟! من در مقابل تمامی اعمال فرزندم مسئول هستم و حتی در برابر گمراهی فرزنداش. حال شما بزرگوار بفرمایید چطور می‌توانم در «حال» زندگی کنم و نه در «گذشته» یا «آینده»؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف‌ها یعنی چه؟! اگر گمراهی فرزندان ما به جهت ما باشد پس گمراهی همه‌ی فرزندان آدم به جهت حضرت آدم خواهد بود! ما در تربیت فرزند علت مُعِدِّه هستیم و اگر بخواهند خوب شوند در بستری که ما فراهم می‌کنیم انتخاب‌های آن‌ها بهتر عملی می‌شود، ولی هرکس خودش مسئول خوب‌بودن یا بدبودنِ خودش است. به تعبیر عارف سالک حضرت آیت اللّه حائری شیرازی«حفظه‌اللّه‌تعالی» ما وجه «ما فِی‌الشرایط» انسان هستیم و نه وجه «ما فی‌الضمیر» انسان. شما از همان موقعی که حق را شناختید مطابق شناخت خود عمل کنید تا همه‌ی ضعف‌های گذشته از بین برود زیرا قرآن می‌فرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» حسنات و خوبی‌ها، بدی‌ها را از بین می‌برد. موفق باشید

9857
متن پرسش
سلام حضرت استاد خسته نباشید: در مورد رابطه با دوستان، گاهی من 5 بار به آنها سر می زنم ولی آنها نمی آیند یا اگر به آنها سر نزنم می بینی 1 سال گذشت و نیامدند، احساس می کنم این رفتار من - دائم سراغشان را گرفتن - غلط است و باعث خواری من می شود و خواری خلل درونی می آورد و باعث حجاب می شود و... حد رابطه جیست؟ این کار من غلط است درست است استاد؟ این را از لابه لای دعای مکارم شما استنباط کرده ام. در مورد فامیل هم همین مشکل را دارم می شود جداگانه تعادل در هر کدام مشخص فرمایید. با شرط اینکه هدفمان هدایت نباشد صرفا دیدار باشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت طوری رفتار کنید که از طرف شما انقطاع نباشد، چه آن‌ها متقابلاً جبران بکنند یا نکنند. موفق باشید
9520

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد: آیا خبر زیر را شما تایید می کنید و خبر دارید و حضرات از شاگردان جناب عالی هستند؟ کارگاه «حضور» در این کارگاه ها، منابع تدوین شده توسط استاد اصغر طاهرزاده و گروه فرهنگی المیزان، توسط شاگردان ایشان (حجه الاسلام متقی، حجه الاسلام حسینی، حجه الاسلام موسویان، حجه الاسلام صالحی و .. ) به صورت فشرده و طی دو روز ارائه می شود. (http://sematt.ir/news/83-hozoor93.html) با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان فعالیت عزیزان «سمات» هستم و برایشان آرزوی موفقیت می‌کنم. موفق باشید
6293
متن پرسش
سلام .چطور و از کجا می تونم جواب سوالم بگیرم؟ لطفا راهنماییم کنین. ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از طریق ایمیلی که در قسمت آدرس پست الکترونیکی در بخش سوالات می‌نویسید. موفق باشید
3244

رفع حجاببازدید:

متن پرسش
برای رفع حجاب چه کارهایی باید کرد ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: کتاب «ادب عقل و خیال و قلب» شروع خوبی است. موفق باشید
2653

روان شناسیبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز بنده طلبه پایه 5 حوزه تهران هستم. لطفا نظر خود را درباره ادامه تحصیل در موسسه امام خمینی زیر نظر آیت الله مصباح را بفرمایید. در ضمن لطفا درباره رشته روانشناسی هم توضیح دهید. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ا- بنده در این امر صاحب‌نظر نیستم، رویهمرفته ادامه‌ی تحصیل در مؤسسه‌ی امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در کنار دروس حوزوی خوب است ولی از کسانی که این مسیر را تجربه کرده‌اند سؤال بفرمایید. 2- رفقایی که در رشته‌ی روان‌شناسی کار کرده‌اند معتقدند چیزی به‌دست نیاورده‌اند ولی اگر به این قصد باشد که در کنار نظر دانشمندان روان‌شناس، نظرات اسلامی کار شود و از طریق اسلام به مردم مشاوره داده شود خوب است. موفق باشید
2509
متن پرسش
با سلام درکتاب امامت در تکوین و تشریع فرموده اید برای اینکه جامعه اصلاح شود باید روح و زمان جامعه تغییر کند. به جای اینکه بخواهیم تک تک افراد را اصلاح کنیم. سوال من این است که چطور باید اکنون روح زمانه را تغییر دهیم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: چنانچه در بحث «وقت‌شناسی» ائمه«علیهم‌السلام» عرض شد ما در حدّ انجام وظایف شرعی عمل می‌کنیم و ذهن‌ها را متوجه ارزش‌های الهی می‌کنیم تا نسیمی از طرف پروردگار بوزد و روح‌های افراد را متوجه حقیقت بکند. موفق باشید
1334

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد گرامی. از خداوند متعال میخواهم روز به روز بر توفیقات شما بیفزاید. دعا میکنم این گامهایی را که درجهت پاسخگویی به مشکلات و سوالات مردم برمیدارید ذخیره قبر و قیامت شما قرار دهد. استاد گرامی بعضی افرد معتقدندخدا "کسی" نیست بلکه " چیزی" است. این کلام یعنی چه؟ خدا کسی است یا چیزی. لطفا توضیح جامع دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در توحید نباید گرفتار الفاظ شد؛‌به ما فرموده‌اند: «من عرف نفسه فقد عرف ربه» هر کس خودش را شناخت مسلّم پروردگار خود را می‌شناسد. شما در خود شناسی متوجه می‌شوید که یک «من» دارید و یک «تن» و حقیقت شما همان «من» شما است و من شما یک حقیقت معنوی و غیر مادی است که در سراسر بدن شما حاضر است. خداوند این‌گونه در عالم حضور دارد. موفق باشید
1225

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
- با عرض سلام خدمت استاد با توجه به تفسیر سوره قدر آیا ملائکه فقط در شب قدر به قلب نازل می‌شوند ویا در زمان‌های دیگر هم تجلی می‌کنند و اگر تجلی می کنند چه فرقی با این شب می‌کند که این‌همه تاکید شده است. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: عظمت شب قدر به جهت مقام توحیدی آن است که چگونه حقایق یک جا جمع می‌شوند آن هم حقایقی که در حالت عادی امکان جمع آن‌ها در هزار ماه هم فراهم نیست به همین جهت نزول ملائکه و روح به آن نحوی که در شب قدر محقق می‌شود غیر آن است که همیشه در سایر زمان‌ها تحقق می‌یابد. جزوه‌ی « ماه میهمانی در قلم اعلا و لوح محفوظ » موضوع را کمی باز کرده است. موفق باشید
1038

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ضمن عرض سلام و تشکر، در مورد کتاب تمدن زایی شیعه مطالبی به ذهن بنده می رسد که خواهشمند است پاسخ بفرمایید. آنچه از کتاب بر می آید این است که علوم پایه و از جمله فیزیک را بین تمام تمدن ها مشترک می دانید و معتقدید که صرفا باید سعی شود که میل الهی به این علوم مسلط شود. به عبارتی معتقدید که فیزیک کشف یک سری از قواعد و واقعیات عالم است که وقتی میل شیطانی و نفس اماره بر آنها حاکم شود به علوم مهندسی تبدیل می شود. به عنوان مثال در صفحه 227 می فرمایید: "پس علوم جدید و پیرو آن علوم پایه مربوطه از حهت حس و عقل منحصر به غرب نیست هرچند در تحلیل و جهت دهی به آن بر اساس فرهنگ ملتها متفاوت مطرح شود. از این به بعد است که به علومی مثل برق و مکانیک می رسیم. از اینجا به بعد کنار ریاضیات و یا کنار حسیات نقش دل و گرایش ملتها پیش می آید. آن علمی که عبارت است از "استعداد عقلی" به اضافه "میلهای شخصی" منجر به علم مکانیک می شود... مکانیک عبارت است از تفکر ریاضی به اضافه نگاهی خاص به قواعد طبیعت جهت تسخیر هرچه بیشتر آن" اما به نظر بنده بین این دو مرحله یعنی تفکر ریاضی به اضافه نگاهی خاص به قواعد طبیعت، مرحله دیگری نیز وجود دارد که نباید از آن غفلت کرد و آن این است که قبل از اینکه وارد بحث کاربرد و جهت گیری و میل دهی به قواعد فیزیک شویم باید این را هم در نظر بگیریم که فیزیک این واقعیت های تجربی را چگونه توجیه و تفسیر می نماید یا به عبارت بهتر برای توجیه این واقعیت های فیزیکی از چه مدلهایی استفاده می نماید یا به قول ایان باربر چه "تعبیراتی" وارد آن می نماید. مثلا آزمایش نشان می دهد که اگر یک سیم پیچ را در کنار یک آهنربا حرکت دهیم، برق تولید می شود. این یک حقیقت در عالم است. اما فیزیک تنها کشف این حقایق نیست بلکه توجیه اینکه چگونه این اتفاق رخ می دهد و ارتباط دادن آن با مدل اتمی و... مدلسازی و یا به قول ایان باربر "تعبیری" است که این "تعبیرات" نیز جزیی از علم فیزیک است که طبق نظر لرد کلوین ممکن است کاملا منطبق بر واقعیت نباشد. به نظر اینجانب این "تعبیرات" در مورد مبنایی ترین مباحث فیزیک نیز وجود دارد که نمی توان فیزیک را از این تعبیرات جدا دانست. به عنوان مثال اگر بخواهیم با دیدگاه نیوتنی حرکت یک جسم را بررسی نماییم - قبل از آنکه بحث جهت دهی به آن در جهت نفس اماره مطرح شود- باید اصول فیزیک نیوتنی را بپذیریم. یکی از اصول فیزیک نیوتن آن است که جسم تمایل دارد حالت قبلی خود را حفظ کند مگر آنکه عاملی باعث بر هم خوردن حالت قبلی آن شود. به عبارت بهتر اصالت را به حفظ حالت قبلی می دهد بر خلاف حرکت جوهری که اصالت را به حرکت می دهد. نیوتن با استفاده از همین اصل، مفاهیم جرم و نیرو را مطرح می کند. در فیزیک نیوتنی جرم، عاملی است که باعث می شود ماده در مقابل تغییر وضعیت مقاومت کند. بنابراین پذیرش فیزیک نیوتن به معنای نفی حرکت جوهری است خواه در جهت صحیح از آن استفاده کنیم یا در جهت تسلط نفس اماره بر طبیعت و همان طور که قبلا خدمتتان عرض نموده ام نیوتن شاگرد مکتب دکارت بوده است و در واقع فیزیک او همان توجیه عالم ماده است با زبان ریاضی دکارت. مثال دیگر در مورد وجود این "تعبیرات" در فیزیک جدید یا فیزیک کوانتوم مطرح است. بر خلاف نظر شما که در صفحه 221 می فرمایید: "در بحث احتمالات اصلا بحث وهم مطرح نیست بحث اطلاع از همه واقعیت مطرح است" به نظر حقیر، در فیزیک جدید یا ترمودینامیک آماری احتمال ذاتی پدیده هاست نه اینکه چون ما اطلاع از تمام جوانب نداریم احتمال را وارد می نماییم. به همین جهت است که انیشتین در جواب آنها می گوید من قبول ندارم که خداوند با تاس انداختن کار عالم پیش می برد. از جمله کاربردهای نظریه احتمال در ترمودینامیک، مبحث آنتروپی است. ظبق قانون دوم ترمودینامیک (قانون آنتروپی) فرایندهایی قابل انجام هستند که بی نظمی در آنها افزایش یابد یعنی از "احتمال بیشتر" به "احتمال کمتر" حرکت کنند. یا به عبارت فیزیکدانان جهان به سوی بی نظمی حرکت می کند. بنابراین در تکمیل بحث صفحه 327 که می فرمایید "نباید علم ترمودینامیک را بریده از این تمدن ارزیابی کرد و سوال نمود آیا علم ترمودینامیک شیطانی است یا الهی. ببینید با چه روحیه ای ایجاد شده است و به کجا منتهی می شود و چه انگیزه ای آن را مدیریت می کند" باید گفت که علاوه بر انگیزه و جهت دهی، لازم است "تعبیراتی" که علم ترمودینامیک با استفاده از آنها رفتار عالم را توجیه می کند بررسی نمود که به نظر اینجانب روحیه سکولاریسم در مبانی این علم نیز رسوخ دارد. با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بسیار بسیار مسرور شدم که با این دقت مباحث «تمدن‌زایی شیعه» را دنبال فرموده‌اید. بنده نیز تلاش کرده‌ام در جلسه‌ی هشتم و نهم مخاطب را به این برسانم که در علوم پایه هم نگاه تمدن غربی غیر از نگاهی است که یک انسان موحد می‌تواند داشته باشد و در مورد آمار یا باید گفت نظر شما درست است و از طرف بنده مسامحه شده و یا باید گفت در علم امار باید جنبه‌ی ریاضی‌بودن آن را از جنبه‌ای که ترمودینامیک مدّ نظر دارد جدا کنیم، ولی روح بحث همانی است که شما می‌فرمایید. موفق باشید
21770

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم دو سوال داشتم: ۱. چرا منصور دوانقی امام را به شهادت رساند و بعد در اثر حضور خاصی که امام داشتند به شدت گریه کرد ولی شمر پس از جدا کردن سر امام اون حضور رو حس نمی کرد؟ آیا بین شمر و منصور دوانقی فرق هست یا بین حضور امام صادق و امام حسین؟! ۲. بنده احساس می کنم نمی توانم مرز بین دیگری ها رو بصورت دقیق مشخص کنم مثلا چه زمانی با چه گروهی باید مذاکره کرد؟ مثلا چرا یک زمان با سران مجاهدین خلق مذاکره و خوش و بش کردند ولی حالا نمی شود؟ یا برای کدام گروه ها و کشور ها و تا چه حد مرز مشخص کنیم؟ چکار کنم تا متوجه شوم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در این مورد مباحث «رجوع به هویت شیعه در تاریخ اسلام» که در دو جزوه بر روی سایت هست، و در اعتکاف ماه رجب و رمضان در سال گذشته شرح داده شد؛ رجوع شود. عنایت داشته باشید منصور دوانقی از بنی‌العباس است و قریشی است و با امام صادق «علیه‌السلام» خویشاوند و به قول خودش پسر عموست، ولی شمر از خوارج است که کینه‌ی فرزندان علی «علیه‌السلام» را در خود دارد. موفق باشید

20998
متن پرسش
سلام استاد گرامی: از آیت الله سیستانی نقل است که گفته اند: امثال آیت الله بهاءالدینی را خیلی بزرگ کردند و غلو در موردشون شده. استاد واقعا روی آیت الله بهاءالدینی و عرفانشون غلو شده؟ نظر شما راجع به آیت الله بهاءالدینی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بحمداللّه مدتی در خدمت آیت اللّه بهاءالدینی بوده‌ام و خدا را از این بابت شکر می‌کنم. خود ایشان هیچ ادعایی نداشتند، ولی الطافی از طرف خدا به ایشان شده بود، بنده خودم هم مواردی را تجربه کردم. مسلّم آیت اللّه سیستانی چنین سخنی را نفرموده‌اند. زیرا اساساً شخصیت ایشان آن طور نیست که خودشان را در این موارد وارد کنند. موفق باشید

17205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده طلبه پایه سه حوزه هستم. احساس می کنم واقعا طلبه وار زندگی نمی کنم. خواستم استاد توصیه هایی برای امثال بنده داشته باشند. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قسمت نوشتارهای سایت قسمت جزوات جزوه‌ی «عالم طلبگی» إن‌شاء الله در این مورد راهنمایی‌های لازم را برای شما خواهد داشت. موفق باشید

16280

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر حضرت استاد طاهرزاده عزیز: بنده ماموریتی برای خودم تعیین کرده ام که قشر روشنفکر جامعه را با احساسات و استدلالات عقلی به سوی دین بکشانم و رفع سوء تفاهمات کنم. در این مسیر با دید دلسوزانه نسبت به جهل افراد آنها را از محبت خود آگاه می کنم و کار زشت شان را به حساب جهل شان می گذارم. ولو آنکه آن فرد به مقدسات توهین کرده باشد. آیا این روش صحیح است؟ و توصیه حضرتعالی در این باره چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما چنین وظیفه‌ای را در هر شرایطی که پیش بیاید، داریم به همان معنایی که مقام معظم رهبری اخیراً بحث وظیفه‌ی تبیین را مطرح کرده‌اند. البته باید مواظب باشیم کار به جدال و خصومت کشیده نشود. موفق باشید

16073
متن پرسش
سلام علیکم استاد طاهرزاده: بنده در کوچه و خیابان در حد ممکن سر به زیر راه می روم اما گاهی که سرم را بلند می کنم چشمم به نامحرم می افتد، ولی فورا سرم را به زیر می اندازم. می دانم که شاید از نظر فقهی گناهی بر بنده مترتب نباشد اما آیا به نظر شما همان یک نگاه اثر وضعی خود را بر نفس نخواهد گذاشت؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. اتفاقاً ثواب دنبال‌نکردنِ نگاه به نامحرم نصیب شما می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی