بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2308
متن پرسش
باسلام نظرشمادر رابطه با روشن فکری دینی چیست.اگر ریشه ای توضیح دهیدممنون شما هستم.باتشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از مباحث خوب جناب آقای حسن‌پور ازغدی استفاده کنید که تحت همین عنوان بحث کرده‌اند. موفق باشید
1905
متن پرسش
عرض سلام و ادب دوستی پرسید که چرا در جنگ تحمیلی برخی افراد را که در خدمت سربازی بودند و رضایت نداشتند که در جنگ شرکت کنند، بالاجبار باید در جنگ شرکت می کردند و اگر شرکت نمی کردند مجرم محسوب می شدند و ....؟ این با فرار کردن از معرکه جنگ فرق می کند، چرا که اینها از همان ابتدا تمایل شرکت در جنگ را نداشته اند. بعد دوستم پرسید که آیا سنت پیامبر صل الله علیه و آله و امیر مومنان علیه السلام نیز همینگونه بود؟ البته شکی نیست که این گونه افراد کم بودند و اکثر رزمنده ها مخلص نو متعهد اما خب منکر این گونه موارد هم نمی توان شد. در جواب چه باید گفت؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حضور در جبهه ها در رابطه با حفظ نظام اسلامی واجب شرعی مطرح است و اجباری نیست ولی در رابطه با حفظ ثعور کشور قانون آن است که هرکس در سن خاصی رسید باید وظیفه‌ی قانونی خود را در دفع دشمن به عهده بگیرد و خدمت سربازی از نوع دوم است. موفق باشید
1308

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: ما با دوستان شرکتی خصوصی تاسیس کرده و به لطف خدا با همدیگر مشغول کار هستیم. مدت 2 سال بدون تعیین حد و مرز دقیقی از نظر میزان فعالیت، ساعات حضور، وظایف و ... با تعیین حقوق یکسانی برای تمام اعضاء (با وجود تفاوت در مدرک تحصیلی، رشته، گرایش و با رضایت کامل تمام افراد) بدون مشکل کار می کردیم و همه از این شکل کار راضی بودیم و شخصی وجود نداشت که از این سیستم کاری بخواهد سوء استفاده ای بکند. اخیرا پیشنهادی داده شد مبنی بر اینکه مبنای پرداخت حقوق افراد، میزان ساعت حضور آنها باشد. ما معتقدیم به اینکه ساعت حضور نمی تواند مبنای درستی برای پرداخت حقوق افراد باشد، زیرا هم توانایی های افراد مختلف است(و میزان این تفاوت دقیقا مشخص نیست تا در نرخ ساعت کاری آنها این تفاوت اعمال شود)، هم کیفیت کاری هر شخص در طول سال(یا حتی ماه) متغیر است، جدای از آن سیستم پرداخت حقوق مبتنی بر ساعت حضور، انسان را تشویق به حضور بیشتر و بی کیفیت تر می کند تا حضور کمتر و با کیفیت بیشتر. مساله کنترل ساعات خالص حضور، و حذف ساعات بیکاری یا اشتغال به کار شخصی در محل کار هم ، فشارهایی را به اعضاء وارد می کند. سوال این است که آیا در اسلام الگوی تعریف شده و کاملی برای کارهای مشارکتی که جزییات را هم مشخص کرده باشد، و مبتنی بر ساعت حضور هم نباشد، ارائه نشده است؟ آیا الگوی بهتری برای رفع مشکلات روشهای متداول وجود ندارد؟ آنچه شعار اصلی ما در ابتدای تاسیس شرکت بوده این است که هر فرد شرکت را متعلق به خود بداند و به گونه ای کار کند که انگار به تنهایی مغازه شخصی اش را اداره می کند و مشخص است که اگر شخصی به تنهایی بخواهد مغازه ای را اداره کند، دیگر محاسبه ساعات حضور مبنای پرداخت نیست و ضرورتی هم ندارد. با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اسلام اصول کلی را در امور مطرح می‌کند ولی امور جزیی بر مبنای اصول کلی به عهده‌ی افراد است که نسبت به موقعیت خود برنامه‌ریزی و تصمیم بگیرند. آری اگر افراد شرکت کاملاً به همدیگر اعتماد داشته باشند و واقعاً شرکت را از خود می‌دانند خوب است که نسبت به تفاوت توانایی‌های همدیگر گذشت کنند، همچنان که اگر افراد متعهدی هستند اشکال ندارد نسبت به ساعت حضور بیشتر امتیاز بیشتری داده شود و نسبت به ارزش تفاوت حضور افراد گذشت شود. در هر صورت دو شرط تعهد و اعتماد از یک طرف و گذشت از طریق دیگر لازم است. موفق باشید
1225

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
- با عرض سلام خدمت استاد با توجه به تفسیر سوره قدر آیا ملائکه فقط در شب قدر به قلب نازل می‌شوند ویا در زمان‌های دیگر هم تجلی می‌کنند و اگر تجلی می کنند چه فرقی با این شب می‌کند که این‌همه تاکید شده است. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: عظمت شب قدر به جهت مقام توحیدی آن است که چگونه حقایق یک جا جمع می‌شوند آن هم حقایقی که در حالت عادی امکان جمع آن‌ها در هزار ماه هم فراهم نیست به همین جهت نزول ملائکه و روح به آن نحوی که در شب قدر محقق می‌شود غیر آن است که همیشه در سایر زمان‌ها تحقق می‌یابد. جزوه‌ی « ماه میهمانی در قلم اعلا و لوح محفوظ » موضوع را کمی باز کرده است. موفق باشید
1080

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و تبریک در خصوص میلاد مبارک حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها. استاد سوالی از محضرتان داشتم: من مباحث معاد شما را گوش دادم و به نظرم بسیار جالب بود و بسیاری از معماهای لاینحل در امر معاد را حل میکرد اما سوالی که دارم این است که از بیانات شما من برداشت کردم که انسان در قیامت جسمی متناسب با قیامت را دارد و آن جسم با جسم انسان در این دنیا فرق دارد و معاد جسمانی با جسم قیامتی رخ می دهد اما استاد چرا در قرآن در بحث معاد اشاره می شود ما استخوانهای شما و حتی سرانگشتان شما را مانند روز اول ...از این گونه آیات برداشت می شود که همین انگشتان و همین استخوانها قرار است بازگردد. و یا چرا در زمانی که حضرت ابراهیم در مورد معاد جسمانی و زنده شدن پس از مرگ سوال کردند خداوند از او خواست پرندگان را بکوبد و ... بعد صدایشان کند و آنها هرکدام آمدند آن آمدن که با پیکر برزخی و یا قیامتی نبود بلکه همین تن و بدن کوبیده شده متصل شد و ظاهر شد. خب اگر آنگونه که شما فرمودید تن قیامتی انسان در جهان دیگر ظاهر می شود چرا خداوند مثال دیگری را مطرح نکرد؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی جزوه‌ای در سایت هست تحت عنوان «حیات بدن اُخروی» در آن جزوه این سؤالات جواب داده شده، به آن جزوه رجوع فرمایید. موفق باشید
23520
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد طاهرزاده عزیز باز هم بنده مزاحمتمون میشم. در مورد حرفهای دکتر عباسی. ایشان در یک کلیپی با نام «مسیحیان امت پیامبر» که اخیرا منتشر کرده اند صحبت هایی در مورد دکتر داوری می کنند که بسیار جای تعجب بنده شد. اتهامات موجود در این کلیپ به قدری زیاد است که فقط خواهش می کنم خودتان ببنید. استاد خواهش می کنم وقت گذاشته و این کلیپ را ببنید. با توجه به اینکه عده ای از جوانان انقلابی از ایشان درس می گیرند خواهش می کنم نظر خود را در مورد حرف های ایشان بیان کنید. سوای تهمت هایی که به دکتر داوری زده شده به طور کلی ایشان قائل به نظریه ای به نام علوم تثلیثی هستند که با چماق این نظریه بر سر هر اندیشمندی که بخواهند می کوبند. اگر صلاح میدانید در مورد این نظریه هم یادداشتی مرقوم بفرمایید. لینک کلیپ میسحیان امت پیامبر مدت پخش کلیپ ۹ دقیقه و ۴۵ ثانیه https://www.aparat.com/v/spGYR
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: البته این سخنرانی در تاریخ ۱۶ آذر سال ۹۲ بوده است. تأسف بیشتر ما به جهت روحیه‌ی تکفیری آقای عباسی است، وگرنه اگر موضوع انتقاد به افراد باشد که اشکال ندارد. هرچه ضربه خورده‌ایم از همین روحیه‌های تکفیری ضربه می‌خوریم. می‌فرمایند هرجا تثلیث هست، پای مسیحیت در کار است و به شاگردان‌شان فرموده‌اند بروید کتاب‌های کانت را پیدا کنید که چندین و چند نکته‌ی تثلیثی در آن هست. فکر می‌کنم اگر کمتر به خود زحمت داده بودند و به روایات و آیات ما رجوع می‌کردند، راحت‌تر می‌توانستند پیامبر خدا را نیز مسیحی بدانند که «اللّه اکبر» می‌گوید، ولی تثلیثی فکر می‌کند. به عنوان نمونه به این چند روایت نظر بفرمایید که: رسول الله«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة..» و یا می‌فرمایند: «اَلْقَلبُ ثَلاثَةُ اَنْوَاعٍ: قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالدُّنْیا وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْعُقْبَی وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْمَوْلَی» همچنان که در جای دیگر فرموده‌اند: «ثلاثةٌ اَخافُهُنَّ علی امّتی من بعدی: الضَّلالةُ بَعْدَ المَعْرِفَةِ و مُضِلاّتُ الفِتَنِ و شَهْوَةُ البَطْنِ و الفَرْج». تأسف بیشتر از آن‌جا است که در جاهایی پا می‌گذارند که اساساً نمی‌توانند جای پای خود را محکم کنند. در مورد آیت اللّه جوادی می‌گویند: «به آقای جوادی یک نفر بگوید در جامعه اثرش چه بوده است؟!» و در جایی دیگر می گویند: «حضرت امام در آخر از فلسفه‌ی صدرایی عبور کرده‌اند». ای کاش فراموش نمی‌کردند امام در آخر عمر در نامه‌ای که به گورباچف نوشتند در آن‌جا از جناب ملاصدرا و ابن‌عربی برای دعوت گورباچف سخن راندند.

اگر لااقل آقای عباسی یک فصل از آخرین کتاب‌های آقای دکتر داوری مثل کتاب «خرد سیاسی در جهان توسعه‌نیافتگی» را خوانده بودند و کسی به ایشان کمک می‌کرد که جایگاه علوم انسانی در فرهنگ مدرن را در آن کتاب می‌فهمیدند، عرق شرم بر پیشانی ایشان می‌نشست که اساساً آن‌چه جناب آقای دکتر داوری، این چهره‌ی ماندگارِ این مرز و بوم در رابطه با علوم انسانیِ معروف در دنیا می‌گوید؛ زمین تا آسمان با علوم انسانیِ مورد نظر رهبری فاصله دارد و سخنان جناب آقای دکتر داوری، این اندیشمند دلسوز و فرهیخته‌ی جهانی تذکر به این امر است که مواظب باشیم علوم انسانیِ موجود یعنی اقتصاد و جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اساساً در بستر فرهنگ غربی برای رفع مشکلات آن فرهنگ است و بدین معنا ما اساساً علوم انسانی بدین معنا نداریم، زیرا مسائل ما، مسائل غربی نیست که با آن اقتصاد و آن روان‌شناسی و آن جامعه‌شناسی بخواهیم رفع کنیم. لاأقل نظری به سخنان دکتر کچوئیان جامعه‌شناسِ مشهور کشور خودمان می‌انداختند که می‌فرماید: «علوم انسانی و جامعه‌شناسی، زبان انسان مدرن است و با آن، جهانِ مدرن و انسان مدرن تفسیر می‌شود و انسانِ مدرن با جامعه‌شناسی، زبان پیدا کرد». دکتر کچوئیان می‌فرماید: «انقلاب اسلامی بزرگ‌ترین نقد ایده‌ی جامعه‌شناسی کلاسیک است». و حال آقای دکتر عباسی بدون توجه به جایگاه سخن آن‌هایی که می‌فرمایند ما علوم انسانی نداریم؛ حقیقتاً متحجرانه سخن رهبری را مقابل این سخنان قرار می‌دهد و این ضربه‌ی بزرگی است که به رهبری می‌زنند.

آری! هرچه ضربه می‌خوریم از امثال روحیه‌هایی است که آقای دکتر عباسی بدان دامن می‌زنند و بنده قبلا این سخنان را نشنیده بودم در حال حاضر از دفاعیاتی که قبلاً از ایشان کرده‌ام، پشیمانم چون فکر می کنم ایشان با این روحیه جوانان ما را از مواریثِ فکری و فرهنگی مان جدا می‌کنند. دیگر چه فرقی می‌کند داعشی‌های وهّابی داشته باشیم و یا داعشی‌های شیعه؟!! عمده آن است که بتوانیم فهمِ اندیشه‌ی اندیشمندان را به مخاطبان‌مان عطا کنیم به جای آن‌که غبار در چشم حقیقت بیفشانیم. تصور بنده آن است که آقای عباسی در این سخنرانی از اوّلیات اخلاقی نیز، سختْ سقوط کرده است، اگر اقلاً مباحث دینی آقای دکتر داوری را که بعضاً در رجوع به سخنان مولایمان امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» در بعضی از کتب ایشان به صورت پراکنده می‌دید؛ به خود چنین جرأتی نمی‌داد. موفق باشید

21115
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و گرامی: استاد یک سوالی خیلی وقتها ذهن بنده را به خود مشغول کرده و آن هم این که رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالی) بسیار علاقمند به مطالعه رمان های ارزشمند هستند چه خارجی مثل بینوایان و چه داخلی و در مورد شهدا و به جوانان نیز توصیه هایی در مورد مطالعه این آثار می کنند. می خواهیم بدانم خواندن این ها وقت تلف کردن نیست؟ البته بنده به آیت الله خامنه ای عزیز اعتماد و اطمینان کامل دارم ولی بعضی از مسایل را شنیدم که مثلا بعضی (مثل شیخ رجبعلی خیاط) می خواهند مثنوی بخوانند ولی یک ندای غیبی به ایشان می گوید که این کار را نکند البته عمده بحث بنده این است که کلا خواندن رمان و داستان های مشهور و ارزشمند است نظر اخلاقی چه رمان های خارجی چه داخلی وقت تلف نیست؟ با تشکر و عرض پوزش از گرفتن وقت ارزشمند شما. والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رُمان‌های بزرگی مثل بینوایان و یا برادران کارامازوف، قصه نیست تذکر به روحی است که در آن جامعه جاری بوده است و نویسنده راه حل‌های عبور از آن را متذکر می‌شود. آری! اگر با این رویکردها رُمان‌ها خوانده شود، مفید خواهد بود و خواندن خاطرات شهداء نیز، قصه‌ی عزمی است که خداوند در این مردم ایجاد کرده و در شهداء به عالی‌ترین شکل به ظهور آمده. موفق باشید

19551
متن پرسش
دیر رسیدم به انقلاب. شاید هم انقلاب به ما دیر رسید. نسبت ما با انقلاب چه بود؟ ما بدهکار انقلابیم یا طلبکار آن؟ امام ِ دهه ی پنجاه و شصت پاسخ دهه ی نود هم هست؟ جوان دهه ی شصت با امام جای خود را در جبهه پیدا کرد. من با امام جای خودم را کجا پیدا کنم؟ تو به من بگو جای امام کجای جان ماست؟ آیا کسی برای فطرت و حریت و صدق ، اعتباری قائل است؟ دیروز فطرتم مرا به انقلاب آورد و همان فطرتم امروز در انقلاب حالش خراب است ... فطرت دیروز ِمن در تحلیل و برانداز کردن ها معتبر بود اما وقتی که گفتم حالم در انقلاب خوب نیست از اعتبار ساقط شد؟! آدمهای الکی خوش! آنها که با چهار تا تحلیل حالشان خوب است و به انقلاب امیدوار می شوند و با چهار تا تحلیل و اتفاق کار انقلاب را تمام شده می بینند! من دیر رسیدم. انقلاب حالا دیدنی نیست. امروز ِ انقلاب گیچ و سرگردان تر از همیشه است. توقع ما از انقلاب زیاد بود؟! اینکه ما دلمان به چهار تا روضه و کتاب و سخنرانی خوش نباشد انتظار زیادی از انقلاب است؟! امروز کدام جوان شبیه ما خودش را با امام پیدا کرد و با امام حرکت کرد؟! ما چوب چه را می خوریم؟ اینکه امروز می گوییم انقلاب جواب ِ ما نیست؟! انقلابی که سر ِ حرکتم را به سمت دروغ ببرد، اسمش چیست؟ انقلاب همراه دروغین می خواهد؟ انقلاب تایید دروغین می خواهد؟! انقلابی که فطرت مرا ، ساده ترین را ، سر راست ترین را نبیند ، انقلاب است؟ انقلابی که صدق را نفهمد انقلاب است؟ انقلابی که در آن نفسهای صادقان تنگ شود انقلاب است؟! این انقلاب راستگوهاست یا دروغگوها؟! پس چرا ما امروز با راست ترینِ انقلاب ، با امام مان ارتباط نگرفتیم؟! چون صحیفه را از اول تا آخر ده بار نخوانده ایم؟! انقلاب دستش آنقدر خالی شده که همه چیز را می خواهد بگذارد پای گناه ِ ما؟! چطور گذشته ها وقتی گناهکارتر از حالا بودیم فطرت مان حالی اش می شد که این راه غلط است و حالا که آمدیم سمت نور ِ انقلاب باز هم همان فطرت می گوید من حالم خوب نیست ، نه عین قبل ولی حالم از جنس دیگری بد است. آنوقت این جور موقع ها آقایان جوابشان این است که تو گناه کردی و بصیر نیستی که نمی فهمی انقلاب جواب توست! کدام جواب؟! سوال ما چه بود که این شد جواب مان!؟ انقلاب عزیزتر از جان ماست حالا از من می خواهند به عزیزترینم دروغ بگویم؟ اینها دلشان به چه خوش است؟! چرا آنقدر حالشان الکی خوب است؟ چرا آویزان تر از همیشه ی تاریخ هستند؟! یکی آویزان رهبری ، آن یکی آویزان امام. یکی داوری اردکانی را برند کرد ، بغل دستی اش محمد مهدی میر باقری را چسبید. یک سری هم این وسط سنتی تر هنوز دروبرو مراجع می پلکند. نکند انقلاب قرار بود یک مشت آدم آویزان تربیت کند؟! آدمهایی که با هر کدام حرف زدی به جای جواب برایت کتاب خواندند. آنها که کوک شده بودند برای پاسخ و بی آنکه بدانند با آویزان شدن به اندیشه ی دیگران راهی برای فرار از رو برو شدن با خود برای خودشان دست و پا کرده بودند. این همان انقلاب بود؟! ته جواب هم محض خالی نماندن عریضه ، آرمان ، تمدن اسلامی و مدرنیته گذاشتند بغل دستش تا چیزی از قلم نیفتاده باشد اما آن کسی که از قلم افتاد ما بد قواره ها بودیم ، فطرت مان بود ، حریت و صدق هم. برنامه های آقایان انگار این ریختی ست که کتاب و تحلیل می خوانند در همین حین به انتظار یک اتفاق ِخاصی می نشینند مثلا انتخابات ، برجام و ... بعد باران ِ تحلیل است که از آسمان می بارد. آنوقت کم کم سرد می شوند و جَوَش می خوابد دوباره می روند کتاب می خوانند تا حادثه و رویداد بعد. من ِتازه به دوران رسیده از این مرزهای قاتی پاتی ِ انقلاب خسته َم. من ِتازه به دوران رسیده از این سرگشتگی ، حیرانی و بی همزبانی و تنهایی خسته َم. واقعیت این است که ما نسل سوخته ایم. نسل ِدر حسرت سوخته. حسرت فهم و لمس ِتجلی آن نور در حق ترین ِ جبهه ها و ایکاش سهمی از جبهه ها برای ما غایبان ِسوخته ی آینده کنار می گذاشتند تا در کنار امام می چشیدیم آن اصالت را و مجبور نبودیم در این بُهت ِزمان توهم ِمتشخص به خورد دلمان بدهیم. انگار برای ما زودتر از هر روز دیر شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این سخنان را سخنانِ هوشیارانه‌ی کسی می‌بینم که می‌خواهد یک قدم از همه‌ی آن‌چه در اطراف او ست، جلوتر بگذارد تا شاید گشایشی زنده او را در برگیرد. سخنان کسی که نمی‌خواهد خود را با مفاهیم بلند قانع کند، ولی از حضوری متعالی جا بماند. مانده‌ام که چگونه با شما در این واژه‌های بس طوفانی قدم بزنم و از کجا شروع کنم؟!

می‌گویی من با امام، خودم را در کجا پیدا کنم؟ می‌دانم که می‌دانی خواهم گفت: در حضور در مقابل استکبار، با روحی جستجوگر که می‌خواهد در این تقابل، خدا را ملاقات کند به همان معنایی که شهداء شروع کردند.

می‌گویی ما چوبِ چه می‌خوریم که این‌همه تاریکی؟! و باز خواهم گفت چوبِ غفلت از حضور تاریخی انقلاب اسلامی. اما نه به آن معنا که در فکر خود مطلب را دنبال کنی، بلکه این یک احساس عارفانه است که در لحظه‌لحظه‌های انقلاب اسلامی می‌توان با آن زندگی کرد.

نه! نه! هرگز انقلاب همراهِ دروغ و تأییدهای دروغین و اندیشه‌های سطحی نمی‌خواهد. این‌ها قاتل انقلاب‌اند. انقلاب اسلامی حقیقتی است که بر جانِ هوشیارانِ این تاریخ مستقر شده است و تمام آن چیزی است که فطرت ما به دنبال آن است.

می‌گویی انقلاب اسلامی، فطرت‌ها و صدق‌ها را نمی‌فهمد! در حالی‌که خدا می‌داند تنها در بستر نور انقلاب اسلامی است که درستی‌ها و صدق‌ها و کذب‌ها و دورویی‌ها و ریاها، هرکدام نمایان می‌شوند.

من از تو نمی‌پذیرم که رجوع به افرادی که نام بردی آویزان‌شدن به آن‌ها است. نه! انقلاب اسلامی مظاهری دارد که رجوع به آن‌ها، رجوع به زاویه‌های مختلف منشوری است که هر صفحه‌ی آن وجهی از خود را نشان می‌دهد.

خوب متوجه‌ای که نه با مطالعه‌ی کتاب و نه با مباحث تمدن اسلامی و نقد مدرنیته، به آن افقی که در عهد با انقلاب اسلامی به دنبال آن هستیم نخواهیم رسید. و باید آن افق را در همان کند و کاوِ فطرت و حریّت و صدق جستجو کرد.

اگر به کتاب رجوع می‌شود قصّه‌ی ما قصّه‌ی آن است که گفت:

  ما جامه نمازی به سر خم کردیم

 از خاک خرابات تیمم کردیم

  شاید که در این میکده ما دریابیم

 آن عمر که در مدرسه ها گم کردیم

پس قضیه، کتاب‌خوانی و یافتنِ تحلیلی برای دل‌خوش‌کردن نیست؛ قضیه، دربه‌در به دنبال تذکری است که راهِ گشوده‌شده را فراموش نکنیم.

فرق نمی‌کند، هم شمایِ تازه به دوران‌رسیده از سرگشتگی و تنهایی و بی‌هم‌زبانیِ در زمانه‌ی فترت خسته شده‌اید، و هم این پیرمردی که دوران‌های گذشته را دیده است. و اگر جوان بودم به جای قدم‌قدم‌زدن‌های امروزی، به سوی آینده‌ای که روشنی‌گاهِ این تاریخ است مثل شما گریبان پاره می‌کردم و کفش از پا در می‌آوردم و می‌دویدم.

شما نسل سوخته‌ای نیستید، نسلی هستید که بویِ میّ تاریخیِ انقلاب اسلامی به مشام‌تان خورده است و طالب مستیِ دوران نسلی هستید که شهیدان آن را نشان داده‌اند و شما مانده‌اید که مستی شما چگونه باید باشد. و ماندن در دورانِ فترت، از همین جنس است. چه سخت است اسیر قبض و بسطی باشیم که نه می‌توانیم به وضع موجود که باز، سیاهیِ دورانِ غرب‌زدگی است راضی باشیم و نه راه آزادشدن از ریسمان غرب‌زدگی به راحتی به عنوان یک سبک، نمایان شده است.

تنها و تنها وقتی در باور رهبری انقلاب جستجو می‌کنیم و با او به تاریخ خود می‌نگریم می‌بینیم شرری از دور و قاصدکی پیام‌آور، از پشت ابرها و در پشت کوه‌ها – کوه‌های تاریک بی‌روح سرد دنیای مدرن – بسی نمایان است.  مائیم و همچنان پایداری و پایداری، زیرا آن شرر خبر از آینده‌ای می‌دهد که رهبری انقلاب، گزارش‌گر آن است وقتی که گفت: قطعاً آینده‌ی شما بهتر از امروز است؛ دروغ نمی‌گوید. باید در باور او نشست تا آن آینده را احساس کرد و با گرمی تمام، زندگی را معنا بخشید. موفق باشید

17541
متن پرسش
سلام به استاد عزیزم: خیلی ممنونم از سعه صدر شما و تحمل حرف های مخالف. من جواب شما ناظر به سوال 17483 «تعجب می‌کنم که با فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» که تأکید داشتند نیروهای متدین از فضای مجازی پیام انقلاب را به جهانیان اظهار داشتند، چگونه جنابعالی این حرف‌ها را می‌زنید؟!! حالا اگر تلگرام از آنِ صهیونیست‌ها است و آن‌ها می‌توانند از این نوع بحث‌ها با خبر شوند چیز بدی است؟ و اطلاعاتی از ما دزدیده‌اند؟ از طرف دیگر شرایط تلگرام طوری شده است که کارشناسان معتقدند نیروهای انقلابی آن را به نفع خود تصرف کرده‌اند، حتی خبرها از آن حکایت دارد که بناست سِروِرِ آن به نحوی از مسیری که به سوی اسرائیل می‌رود و برمی‌گردد، تغییر کند. موفق باشید» را به گروهی از کارشناسان فضای مجازی دادم و آن ها پاسخ دادند. سلام، سرور اين نرم افزار هنوز داخل ايران نيست و پاول دورف مديرعامل نرم افزار تلگرام اين خبر را رد كرده است. دوم اينكه ما با استفاده از اين نرم افزار هم ارز از كشور خارج مي كنيم و هم اطلاعاتي كه امروزه ارزش آنها بر هيچ كسي پوشيده نيست. سوم اينكه 80 درصد از كاربران اين نرم افزار ايراني هسند و 20 درصد بقيه كشورها، و شما فقط با هم كيشان خود در ارتباط هستيد نه با جهانيان به علاوه اينكه محتواي اين نرم افزارها فيلترينگ حبابي مي شود و آنها هر مطلبي را كه بخواهند فراگير مي كنند نه هر مطلبي كه شما بخواهيد. آنها مي گويند: «مهم نيست چند نفر يك حرف را مي زنند، مهم اين است يك حرف را چند نفر گوش مي دهند» يعني اينكه ممكن است شما يك حرف راست را در اين نرم افزار ها بگوييد ولي كسي آن را نبيند (يعني توسط صاحبان اين نرم افزار فيلتر مي شود.) چهارم، رهبري مي فرمايند: «حمايت از توليد داخلي» رهبري مي فرمايند: «مواجهه فعال و مبتكرانه با فضاي مجازي» سايت آموزش سواد فضاي مجازي: www.24on.ir رهبري مي فرمايند: «در زمين دشمن بازي نبايد كرد چون چه ببريم، چه ببازيم به نفع اوست.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که مقام معظم رهبری اگر در این شرایط می‌فرمایند در فضای مجازی باید فعّال بود، به خوبی می‌دانند که فعلاً حتی ما یک موتور جستجوگرِ ملی نداریم. آیا اگر بخواهیم آن جمله‌ی رهبری عزیز را که در مورد استفاده از تولیدات داخلی تأکید دارند، در این‌جا سرایت دهیم، دیگر استفاده از فضای مجازی اعم از اینترنت و سایر کانال‌ها برای ما می‌ماند؟ موفق باشید

17503

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض تسلیت ایام محرم حسینی قهرمانی که (به قول مرحوم شریعتی تشنه لبیک بود تا آب و درد دین داشت تا زخم تیر و نیزه) حیف برای ما فقط مقاتل را حفظ می کنند و یک عمر است می خوانند. سوالم در رابطه با همین مساله است که با توجه به حفظی بودن و غیر مفهومی بودن اغلب آموزش ها در سیستم های ما به خصوص در آموزش پرورش و در زمینه دین و معرفت چطور می توان این اصل مهم و کلیدی اسلام و ایمان که هیچ چیز مستقل از خدا نیست و همه چیز از جزیی تا کلی زندگیمان دست خداست را در عمق وجود بچه ها بیدار کنیم چون می فرمایید همه در جان خود دارند. اما بچه ها واژه توحید را فقط حفظ کرده اند و حتی مفهومش را. مثلا بچه های سن 11 می پرسند چطور گردش خون ما دست خداست خب ما بدنمان خودش کار می کند و همین طور بیشتر مسایل علمی دنیا. یا وقتی اثبات می شود اگر خدا دو تا شد نظم جهان به هم می ریزد می گوییند پس چرا ما دو نفر با هم مبصر کلاس بودیم و همکاری کردیم و کارها بهتر پیش می رود و.... لطفا راهنمایی ام کنید که مدیون بچه ها نباشم آیا باید از راه فلسفی اثبات کرد یا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را از یک طرف و بحث «صفات خدا» در جزوه‌ی «کلام 1» را از طرف دیگر کار کنید، می‌توانید جواب سؤال‌های خود را بگیرید زیرا این نوع مباحث، مباحثی نیست که با سؤال و جواب حل شود. موفق باشید

15975
متن پرسش
با عرض سلام: 1. آیا همه انبیا از مخلَصین بودند؟ 2. آیا شهدای انقلاب اسلامی بعد از شهادت در برزخ به کمال می رسند؟ 3. چه کنیم وظیفه مان را نسبت به رهبری عزیز ایفا کنیم؟ 4. در سوالات پاسخ داده شده اینطور برداشت کردم که فرموده اید نهایت ترقی و کمال و رشد انسان رسیدن به مقام احدیت است؟ آیا برداشت من درست است؟ پس مقام احدیت ذاتیه که در بعضی کتب نوشته شده برای کیست؟ مثلا انبیا ممکن است به آن برسند یا خیر؟ لطفا توضیح بدهید. همچنین از شما تشکر می کنم که با جواب گویی به سوالات و برگزاری جلسات و نوشتن کتاب ها برای رشد سطح معارف جوانان وقت می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نهایت مقام انسان، فنای فی اللّه است که در آن مقام، اراده‌ی انسان در اراده‌ی الهی فانی می‌شود. شاید واژه‌ی احدیت ذات واژه‌ی مناسبی جهت این مقام نباشد و مطلب را در ابهام ببرد. زیرا احدیت ذات مقام حضرت حق است. موفق باشید

15652
متن پرسش
سلام: در مورد مقام حضرت زینب (سلام الله علیها) سوال داشتم. بارها در سخنرانی های مختلف از بزرگان شنیدیم که مقام ایشان بسیار بالاست و حتی اگه اشتباه نکنم حاج آقا پناهیان تو یه سخنرانی میگفتن که از قتلگاه تا خیمه که ایشان راز امامت را برای امام سجاد (علیه السلام) می اوردن امام بودن، حالا نه اینکه مقام امامت داشتن ولی کلا از شان بالای ایشان میگفتن حالا اینجا برای من سوال شده که حدیثی مستند از پیامبر (سلام الله علیه و آله) دیدم که فرمودن برترین زنان بهشت خدیجه، فاطمه، آسیه و مریم هستن!!! فکر کنم سوالم رو فهمیدین، ممنون میشم پاسخ بدید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زینب کبری«سلام‌اللّه‌علیها» به دلیل توصیفی که حضرت سجاد«علیه‌السلام» در موردشان فرمودند که: «عالمه‌ی غیر معلَّمه» هستند که حکایت از علم لدنّی و قلبی و شهودی آن حضرت دارد و با توجه به مدیریت فوق‌العاده‌ی ایشان در کربلا و کوفه و شام، نشان می‌دهد حقیقت مدیریت آسمانی امام حسین«علیه‌السلام» را درک کردند. ولی آن‌که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در آن زمان به ایشان اشاره نکرده‌اند، به جهت آن است که آن حدیث وقتی گفته شده که یا حضرت متولد نشده بودند و یا کودک بودند. موفق باشید

15342
متن پرسش
با سلام حضرت استاد در جواب سوال 15321 با عنوان این که مراقب باشیم بین مبانی فلسفی و عرفانی خلط نشود فلاسفه هم وقتی واژه وجود رو استعمال میکنن منظورشون حقیقت عینی وجود و مصداق وجود هست نه مفهوم وجود و باز اعتقاد دارن که مصداق وجود مطلق خداست و باز قائل هستن که اسماء و صفات خداوند که در الهیات اخص اثبات میشه تجلی میکنه و عالم خلق ایجاد میشه باز من سوالم اینجاست که فلاسفه که معتقد هستن صفات الهی تجلی میابد چطور این اسماء و صفات رو که اسم وجود روش میگذارن قائل به مادی بودنش در مرتبه مادون میشن، یعنی فلاسفه دچار یک نوع «تناقض گویی» هستن از طرفی قائل به وجود مادی هستن و از طرفی در بحث احکام سلبی مادیت رو از وجود نفی میکنن و از طرفی هم قائل به تجلی صفات و اسماء اون وجود مطلق هستن، مگه میشه اسماء و صفات الهی مادی بشه یا مثلا علم و حیات از شوون وجود هست به عبارتی عین وجوده چطور در مرتبه ماده وجود فاقد علم و حیات و ... میشه این یعنی وجود بخشی از خودش رو از دست بده در حالی که وجود متکثر نیست که بخشی از خودش رو از دست بده این ها رو من در کلام فلاسفه تناقض می بینم البته میدونم که اطلاعات من ضعیفه و سوء برداشت از منه ان شاءالله راهنمایی می فرمایید. اگر برداشت من از حرف فلاسفه درسته این تناقضات که بنده می بینم رو چطور جواب میدن چون بالاخره وقتی صحبت از وجود میکنن وجود خارجی منظورشون هست با تمام احکام خارجیت نه صرف مفهوم وجود...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساسا به کار بردن واژه‌ی «مادی» در مقابل واژه‌ی «مجرد» کاربرد دارد و این در فضای مقایسه‌ی دو ساحت از عالم وجود است ولی واژه‌ی «تجلی»، در ساحت دیگری مطرح است که بخواهیم ظاهر و مظهر را در رابطه با اسماء الهی به میان بکشیم و اگر هم در فلسفه به کار می‌رود، از آن جهت است که فیلسوف با نگاه عرفانی سخن می‌گوید مثل حکمت متعالیه که جمع بین عقل و قلب است. موفق باشد

14762
متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده پایه 4 حوزه هستم و وقتی به طور خود جوش درس می خوانم در مقایسه با اینکه سر کلاس می روم، هم شوق علمی بیشتری دارم هم راحت تر درس را متوجه می شوم و هم با آرامش و معنویت بهتری جلو می رویم (حضورمون بیش تر و خودمون را بیشتر داریم) ولی وقتی سر کلاس می رویم پارازیت روی قلبمان زیاد است و درس را متوجه نمی شویم البته استاد بحثمان را داریم و در آینده (همین مطالبی که بدون کلاس و با نوار و شرح و پرسش بیرون کلاس از استاد، یاد گرفتیم) را درس می دهیم. 1. لطفا نظرتان را در این مورد بفرمایید؟ 2. چه کار کنیم این پارازیت ها کم شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در سر کلاس یک‌نوع شخصیت دیگری به شما می‌دهد که بعداً به آن نیاز دارید. باید بدانید در جمع دوستان این نوع مباحث چگونه جریان دارد. با تمرکز و یادداشت‌کردن سخنان استاد خطورات کم می‌شود. موفق باشید

12098

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کاظمی مسوول بنیاد فرهنگی امامت شعبه اصفهان هستم. می خواستم با استاد ملاقاتی داشته باشم. چگونه موفق می شوم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد با جناب آقای توکلی علت ملاقات را در میان بگذارید تا بررسی کنند. شماره‌ی ایشان 09138780869 می‌باشد. موفق باشید

11842
متن پرسش
سلام: من در سن میان‌سالی‌ام و به ‌شدت درگیر گذشته‌ام و از این‌که تا این حد غافل و جاهل بوده و به خود و اطرافیانم ظلم کرده‌ام مخصوصا فرزندانم، نمی‌توانم که خودم را ببخشم چون من خیلی چیزها را از دست داده‌ام که دیگر باز نمی‌گردد. من سرمایه‌های وجودیم را، قلبم را، روحم را نابود کردم و پسرم را تربیت دینی درست نکردم. چون خودم شناخت درستی از انسان نداشتم و حال چطور می‌توانم در «حال» زندگی کنم درصورتی که آثار اعمال و انتخاب‌های گذشته‌ام زندگیم را و درونم را تحت تاثیر قرار داده و انگیزه هایم از دست رفته! ازاین‌که می‌بینم پسرم تا این حد دنیاطلب شده و حتی به زور نماز می‌خواند و نسبت به خدا بی‌تفاوت است؛ از خودم متنفر می‌شوم و مدام گذشته را مرور می‌کنم. الآن راه را شناخته‌ام اما کو «دل» و انگیزه‌ای که راهرو باشد؟! من در مقابل تمامی اعمال فرزندم مسئول هستم و حتی در برابر گمراهی فرزنداش. حال شما بزرگوار بفرمایید چطور می‌توانم در «حال» زندگی کنم و نه در «گذشته» یا «آینده»؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف‌ها یعنی چه؟! اگر گمراهی فرزندان ما به جهت ما باشد پس گمراهی همه‌ی فرزندان آدم به جهت حضرت آدم خواهد بود! ما در تربیت فرزند علت مُعِدِّه هستیم و اگر بخواهند خوب شوند در بستری که ما فراهم می‌کنیم انتخاب‌های آن‌ها بهتر عملی می‌شود، ولی هرکس خودش مسئول خوب‌بودن یا بدبودنِ خودش است. به تعبیر عارف سالک حضرت آیت اللّه حائری شیرازی«حفظه‌اللّه‌تعالی» ما وجه «ما فِی‌الشرایط» انسان هستیم و نه وجه «ما فی‌الضمیر» انسان. شما از همان موقعی که حق را شناختید مطابق شناخت خود عمل کنید تا همه‌ی ضعف‌های گذشته از بین برود زیرا قرآن می‌فرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» حسنات و خوبی‌ها، بدی‌ها را از بین می‌برد. موفق باشید

7841

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد از نظر جهان بینی شما و اسلام حقیقی اگر کسی به اندازه ی ایمانش به یک حکم عمل کند ایا می شود او را مواخذه کرد که چرا به اصل حکم عمل نکردی به عنوان مثال اگر در تاکسی نشسته باشیم و راننده اهنگ مبتذل گذاشته و من نوعی هم چون ممکنه با گفتن این که اقا خاموشش کن ضایع بشم و در کل سختم باشد که بگم خاموش کن از گفتن این حرف خودداری کنم ونهی از منکر نکنم ایا به من نوعی ایرادی وارد است ؟اخه ایمان من در این حد است که خودم با اختیار خودم به اهنگ مبتذل گوش ندهم و ایمانم بیشتر از این نیست
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: به طور مسلّم اگر مطمئن باشید که این آهنگ حرام است و شرایط نهی از منکر فراهم است، واجب است تذکر دهید ولی عنایت داشته‌باشید نمی‌توان هر آهنگی را حمل بر حرمت کرد و حتی اگر شک هم داشته‌باشید که حرام است یا نه، حمل بر حلیت کنید. موفق باشید
7549
متن پرسش
با سلام در عالم دنیا قبل و بعدیت(تقدم و تاخر) را زمان می نامیم.در قیامت که عالم بقاست چگونه است که زمان وجود ندارد اما در روایات و احادیث قبل و بعدیت مشخص شده است؟مثلا مستضعفینی که بر اعراف هستند و با دیدن جهنمیان از خداوند میخواهند به جهنم نروند و با دیدن بهشتیان امید به بهشت رفتن دارند،بعد از طی مراحلی به بهشت خواهند رفت.این طی مراحل و مواقف قیامت و رفع حجابها و قبل و بعد بودن در آنها را نمی توانیم زمان بدانیم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این مثل توجهاتی است که به احوالات خودتان دارید، در عین آن‌که همه در پیش شما است، می‌توانید نسبت به همدیگر مقایسه کنید، در حالی‌که وقتی زمان مطرح است «بعد» هنوز نیامده و «قبل» هم دیگر در صحنه نیست، یعنی قبل و بعد در صحنه نیست. موفق باشید
6084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.آیا با وجود پیامبر خاتم و امامان علیهم السلام،نیازی به رجوع و توسل به دیگر پیامبران(حداقل آنانی که ذکرشان در قرآن رفته)هست؟یا آنها دیگر موضوعیتی برای من مسلمان شیعه ندارند؟یا سوالم را اینطور بیان کنم که برای ظهور بعضی اسما که هر پیامبری در زمان خویش مظهر اکمل آن بوده و ّبا آن شناخته می شود،می توان به ایشان رجوع کرد؟مثلا قدرت و سلطه و سیطره سلیمان نبی یا شافی بودن عیسی بن مریم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذیل اسلام و نور نبی اللّه«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» خوب است به نحو خاص به نور آن پیامبری که با قلبتان نسبت به او احساس آشنایی می‌کنید مرتبط شوید. موفق باشید
5265
متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز اینکه در ایه قران داریم :خداوملائکه صلوات بر پیامبر میفرستند به چه معناست؟ جنس ونوع صلوات خدا وملائکه به چه شکلی است؟ باتشکر از شما.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم. بنده عرایضی در کتاب «صلوات عامل قدسی شدن روح» داشته ام. کتاب روی سایت هست،‌ می‌توانید بارگیری کنید و مطالعه نمایید. موفق باشید.
5248
متن پرسش
سلام استاد عزیزم طاعات و عبادات قبول.کتاب سلوک ذیل اندیشه رو با نوار تمام کردم .تا به حال اینقدر نکته در حضور رو نیافته بودم اما سوالی مشغولم کرده که ایا با این حضور و حیاتی نورانی که سالها منتظر بودم و با ذیل نور حضرت روح الله قرار گرفتن برایم ایجاد شده و قلبم را مدتی است به صحنه اورده بگونه ای که با این نگاه یعنی قلب سعی دارم عالم و ادم ها را بیابم ،حالا ایا من همانطور که توجه به حضرت حق و واسطه فیض دارم باید به حضرت روح الله را هم البته در طول این توجه را داشته باشم؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم از طریق کتاب متوجه شده‌اید چرا باید در ذیل نور حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» به حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» رجوع داشت تا در این دوران به تفصیل حضور اجمالی حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» رجوع داشته باشیم. موفق باشید
3207

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا سلام من تازه با شما و نوشته هاتون آشنا شدم خیلی دنبال اینم که بصیرتی که اقا گفتند تو خودم پرورش بدم اما نمی دونم چرا بعضی وقتا در حد0کار می کنم من واقعا نیاز به یک نفر دارم که راهنماییم کنه نمی خوام از قافله مهدی جا بمونم میشه این سوالو جایی نذارین و لطف کنید راهنماییتونو برام ایمیل کنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی» شروع خوبی می‌تواند باشد. موفق باشید
3176

جسم شیطانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم،جن جسمی لطیف است، یعنی چه؟ آخر جسم است و یا مجرد؟ و چگونه است زندگی آنان...؟ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مثل صورت‌های ذهنی که در عین جسم‌داشتن، جرم مادی ندارد. موفق باشید
2463

انسان شناسیبازدید:

متن پرسش
چرا هرانسانی مسیر سلوک مخصوص به خود دارد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هرکس در ذیل شریعت الهی و نور انسان‌های کامل یعنی معصومین می‌تواند بر اساس وجود خود که تجلی نور الهی است به آن شخص راه قرب به خدا را انتخاب کند زیرا وجود هرکس مسیر آن کس است به خدا. موفق باشید
2231

سلوک فردیبازدید:

متن پرسش
ضمن عرض سلام و خداقوت به استاد عزیزم. استاد در احوالات بعضی از عزیزان شنیده میشود که حتی شماره هایی مانند شناسنامه یا تلفن یا مواردی دیگر را اصلا به خاطر نمیسپارند علت این امر از نظر حضرتعالی چه میتواند باشد؟لطفا توضیح بفرمایین.با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: فکر نمی‌کنم اگر چنین استعدادی را دارند کار درستی باشد. انسان‌ها در جمع زندگی می‌کنند و باید لوازم زندگی در جمع انسان‌ها را در خود ایجاد کنند مگر این‌که مثل بنده چنین استعدادی را نداشته‌باشند. موفق باشید.
نمایش چاپی