باسمه تعالی: سلام علیکم: تازگیها شروع کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فلاسفه و عرفا روشن میکنند که هر مخلوقی در ذات خود ممکنالوجود است و امکان مربوط به خود مخلوق است و از این جهت هر مخلوقی طلب خلقشدن و موجودشدن بر اساس امکان خود دارد و خداوند این طلب را جواب داده. به همین جهت وقتی فرعون از حضرت موسی و هارون«علیهماالسلام» میپرسد که خدای شما چگونه خدایی است، جواب میدهند: «قالَ رَبُّنَا الَّذي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى (50)/طه) پروردگار ما آن کسی است که خلقتِ مخصوص هر موجودی را به او میدهد و پس از آنکه موجود شد، هدایتش میکند. ملاحظه فرمایید که میگویند: «خلقه»، یعنی خلقت ِ مخصوص آن موجود که در امکان ذاتی آن موجود بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم حکم سبّ رسول اللّه«صلیاللّهعلیهواله» قتل است ولی قواعد فقهی آن باید رعایت شود که متخصص آن بنده نیستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکنبودنِ ممکنات، ذاتیِ آنها است و حضرت حق به حکم جوابگویی به هر طالب فیضی، آنها را وجود میدهد، نه از آن جهت که نیاز به خلقت آنها دارد. عرایضی در این رابطه در چند جلسهی اول کتاب «آشتی با خدا» شده است. 2- وجود اهلالبیت به عنوان خلیفة اللّه و واسطهی فیض الهی، عامل وجود ما و کمال ما میباشد که در شرح کتاب «مصباح الهدایه» مباحثی در این رابطه مطرح شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقدمهی بسیار طولانی در معرفی روح کتاب، بسیار مهم است. در واقع این کتاب در راستای سلوک ذیل شخصیت حضرت امام، متذکر نحوهی ارتباطی است که باید با خودیها و غیر خودیها داشت تا در نتیجه، شخصیت انقلابی ما از جنبهی فرقهگرایی به سوی انسانی ترازِ انسان انقلاب اسلامی سیر کند. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل مطلب را در مورد واجبات و محرمات، رسالههای عملیه فرمودهاند. شاید دو جلد کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» که حضرت مولیالموحدین«علیهالسلام» در نامهی خود به فرزندشان متذکر وظایف و ظرائفی میشوند، جواب نیاز شما را بدهد. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روايت قدسى كه حضرت حق مى فرمايد:«كُنْتُ كَنْزاً مَخْفيّاً؛ فَاحبّبْتُ انْ اعْرَفَ، فَخَلَقْتُ الْخَلْقَ لِكَىْ اعْرَف»؛[1] من گنجى مخفى بودم، دوست داشتم كه شناخته شوم، پس خلق كردم تا شناخته شوم. این روایت روشن میکند حضرت حق از طریق مخلوقاتش شناخته میشود. زیرا خود او در مقام ذات، کنزِ مخفی است. با توجه به این امر میتوان گفت مخلوقات، مظاهرِ اسماء حسنای او هستند به همان معنایی که در سورهی اعراف میفرماید: «و لله الاسماء الحسنی فدعوه بها» خدای را اسماء حسنایی است پس او را بدان اسماء حسنا بخوانید. فلسفهی صدرایی کمک میکند که از طریق اصالت وجود و تشکیکیبودنِ آن متوجهی چنین حضوری برای حضرت حق در عالم باشیم. موفق باشید
[1] ( 1)- بحارالأنوار، ج 84، ص 199- شرح مقدمهى قيصرى، آشتيانى، ص 1225.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره نورِ حضرت در عالم هست و نزدیک است و همیشه هم آن ظهور غیر مطلق، به شکلهای مختلف ظهور دارد. مثل ظهور ایشان در حالِ حاضر، در شخصیت حضرت آیت اللّه خامنهای«حفظهاللّه». و احساس ظهوری که بزرگان دارند، عموماً به این معنا برمیگردد. ولی در مورد ظهور مطلق مولایمان؛ واللّه اعلم! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد اخلاق مسیر شرح «حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام و یا مسیر کتاب «جامعالسعاده» از مرحوم ملامهدی نراقی خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید این امید در ما باشد که همیشه با خدای کریمی روبهرو هستیم ولی با بزرگدانستنِ عمل خود، مُعجَب نباشیم حتی وقتی اثر عبادات خود را به لطف الهی در خود مییابیم. امیدوارانه به کار خود ادامه میدهیم، ولی بدانیم «هر عنایت که داری ای درویش / هدیهی حق بدان، نه کردهی خویش». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم اگر ابتدا از طریق معرفت نفس موضوعات را برای خود حلّ کنید و سپس با نگاهی فلسفی بخواهید بر آن موضوعات نگاه کنید بهتر است. در ضمن متوجه باشید که فلسفه یک علم است و مثل هر علمی باید از طریق استاد آن را دنبال کرد. حداقل باید از طریق شرح اساتید محترم مطالعهی «بدایة الحکمة» و «نهایة الحکمة» علامه را دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا خوب است عین سخن آقای روحانی که روزنامهی کیهان آوردهاند را با هم نگاه کنیم و به آن تفکر نماییم. آقای روحانی میگوید: «همه باید انتقاد بشوند استثنا نداریم، تمام مسئولین در کشور قابل نقد هستند، ما در کشور معصوم نداریم، اگر یک وقتی امام زمان ظهور کرد آنوقت هم میشود نقد کرد. پیامبر(ص) هم اجازه نقد میداد. دیگر بالاتر از پیامبر(ص) که در تاریخ نداریم. وقتی پیامبر(ص) یک صحبتی میکرد، طرف بلند میشد روبروی پیامبر(ص) و میگفت: «حرفی که داری میزنی نظر خودت است یا وحی است؟» اگر پیامبر(ص) میگفت: «نظر من است» انتقاد میکرد و میگفت: «من قبول ندارم». ما در زمان حکومت معصوم هم نقد داریم»!
ملاحظه میفرمایید که با کمی تفکر میتوان متوجه شد که از سخن آقای روحانی نفی عصمت امام زمان «عجلاللّهتعالیفرجهالشریف» و رسول خدا «صلواتاللّهعلیهواله» بر نمیآید، حتی آنجایی که میگوید طرف به سخن پیامبر انتقاد کرد، به معنای آن است که آن طرف رسول خدا را معصوم نمیدانسته است و تنها وَحی الهی را بیخطا میپذیرفته. و از این جمله بر نمیآید که آقای روحانی مثل او فکر میکرده، بلکه تأکید آقای روحانی آن است که ببینید رسول خدا چه فضایی را فراهم کردهاند که افراد میتوانستند نظر خود را و نقد خود را اظهار کنند. گلهی بنده آن است که چرا امثال آقای شریعتمداری در کیهان، امکان تفکر را به چنین جملاتی از خود و مخاطبان خود میگیرد؟ و اینجاست که میتوان گفت اگر تفکر در جامعه به حاشیه رود، چه کدورتهای بیجایی ظهور میکند. در ضمن آنچه که بعضی فقها در مورد «سهوالنبی» مطرح میکنند در رابطه با امور فردی است، مثل آنچه که آن فرد همراه حضرت موسی «علیهالسلام» در مسیر ملاقات حضرت خضر، فراموش کرد که به حضرت جریان آن ماهی را بگوید و گفت شیطان مرا به فراموشی کشاند. علامه طباطبایی میفرمایند با فرض آنکه آن شخص همراه حضرت موسی، جناب یوشعبننون باشد که پیامبر است و معصوم، چنین اموری با عصمت آن پیامبر منافات ندارد. بنابراین «سهوالنبی» مربوط به امور عادی زندگی است، نه آنکه کسی که معتقد به «سهوالنبی» باشد معتقد باشد به روایات غیر از قرآن نباید اعتماد کرد و از این جهت عصمت پیامبر برایش سؤال باشد. موفق باشید
