باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید مشکل ما نداشتن معارفی است که نظر به حقایق عالم دارد؛ لذا ابتدا باید متوجهی حقایق شد و اینکه ما در نسبت با آن حقایق چه جایگاهی میتوانیم داشتهباشیم. پیشنهاد من در این رابطه مطالعهی موضوعات زیر است:1ـ معرفت نفس. 2ـ کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی». 3ـ برهان صدیقین. 4ـ سلوک ذیل شخصیت امام خمینی. در مورد اخلاق، خوب است که به شرح دعای مکارم الاخلاق فکر کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: من در آن جواب، خواستم متذکر امر مهمی نسبت به انقلاب اسلامی باشم تا انقلاب، تنها در آینهی نگاهی که در گذشته به آن داشتیم، نگاه نشود. چرا که آینهی دیگری ظهور کرده که اگر ادامهی دیروزمان هست، که هست، از امروزمان خبر میدهد که چه در پیش داریم.
نمیدانم چرا در عین احساس همزبانی و همدلی و اینکه میفهمم به کجا اشاره داری، با طاهرزادهای که در مرحلهی سوم حضورِ تاریخی انقلاب بهسر میبرد، همراهی نمیکنی؟![1]
نمیدانم روشن است که به کدام انقلاب دعوت میکنم یا نه؟! و نمیدانم شما هم در این غوغایِ مدعیان دروغین طرفدارِ انقلاب، مواظب هستید آن انقلاب در حجاب نرود؟! انقلابی که امثال حججیها در افق تاریخ یافتند و تا مرز شهادت پای آن ایستادگی نمودند و تشییعکنندگان پیکر بیسرِ او آن حقیقت تاریخی را در بنیادینترین بُعدِ خود حس کردند، در عین آنکه روزمرّگیها آنها را اشغال کرده بود که این نیز عرض عریضی دارد که چگونه انسانهایی با اینهمه روزمرّگیزدگی، باز حججی را از خود میدانند!
چرا ما علیرغم اینهمه دروغ در این حضور تاریخی آن دورهایی که در متن انقلاب اسلامی خداوند برای ما تقدیر کرده است، نظر نمیافکنیم تا دروغگویان را به چیزی نگیریم؟! اینان مگسهایی هستند که میخواهند فیل را نادیده بگیرند.
گفتی زبانی را به میان آورم که مستقیماً قاتل دروغ باشد؛ این تقاضا با نظر به روحیه و روحِ جوان شما تقاضای منطقی است ولی به این فکر کن که گویا سیرهی اولیاء الهی بیشتر در نمایاندنِ «صدق» بود ،تا «دروغ» خود به خود رسوا شود و برای تحقق یک تمدن، تمدنی که نمیخواهد یک حزب سیاسی باشد. به این فکر کن که چرا بعد از شهادت حضرت سیدالشهدا«علیهالسلام» سعیِ ائمه«علیهمالسلام» آن است که جبههی مقابلهای با خلفا شکل ندهند و در درون جامعهی اسلامی تا آن راهِ زلالی که مأمور ظهور آن هستند، به میان آید.
آری! در مورد کوفه عرض شد اگر کوفیان در عین تفاوتِ نگاه، آن نگاهها به خصومت منجر نشده بود، علی«علیهالسلام» توان مقابله با استکبارِ امویِ معاویهای را داشت. چه کنم که نه میتوانم این نحوه حضوری که شما متذکر آنید را نادیده بگیرم! و نه میتوانم نسبت به روشی که برای تحقق تمدن اسلامی به آن اعتقاد دارم؛ چشمپوشی کنم!! آنچه برای بنده شیرین است «سرِ پیری جوانبودن» است که این جمعالجمعی است طاقتفرسا. موفق باشید
[1] - در یک مرحله، سخن در این بود که این انقلاب ریشه در تاریخِ ما دارد و از «غدیر» تا اینجاها آمده است و در مرحلهی دوم بحث «سلوکِ تاریخی ذیل شخصیت حضرت روح اللّه» بود و در مرحلهی سوم سخن از آن است که اگر به عمیقترین لایههای وجودی خود رجوع کنیم، مییابیم که انقلاب اسلامی به عنوان نفحهای تاریخی تمام جان ما را در بر گرفته است که البته این سخن سخنی است که در فضای مدرنیته «خلافآمدِ عادت» است و نمیدانم گوش شنوایی برایش هست یا نه؟! عرایضی را در این رابطه در گلپایگان تحت عنوان «انقلاب اسلامی و حضور تاریخیِ ما» شروع کردم. عمری باقی باشد حرفهایی دارم.
باسمه تعالی سلام علیکم: گفت: : اگر که یار نداری چرا طلب نکنی / اگر به یار رسیدی چرا طرب نکنی
ما در تاریخی زندگی میکنیم که قصهی انتحار روشنفکران قرن نوزده سخن بزرگی با ما در میان گذاشته است. بنده از کتاب «فرجام نیچه» اثر «هارتموت لانگه» این را فهمیدم که چون هوشیارانی مثل نیچه یا حساسیتهایی که گوتهی جوان در آثار خود پیش میآورد، دیگر نمیشود آدمهای هوشیار را دعوت به زندگی کرد که عملاً نفسکشیدن است و بس. لذا یا باید آن حساسیت نورانی را به جایی برد که آنجا روشنیگاهی است در ظلماتِ دوران. و اگر از آن مأیوس شویم از آنجایی که نظام مدرن چنین انسانهایی را از هرگونه زندگی محروم میکند، یا باید تصمیم به جنون گرفت چون نیچه و هولدرلین، و یا باید به آن نوع خودکشیها دست زد که عدهای با آثار گوته دست زدند. امروز روشنیگاهِ ما با فلسفههای معمولی در مقابل ما خود را نمیگشاید. من هنوز حیران راهی هستم که شهدا در مقابل ما گشودند. خدا کند که این راه، معنیِ تاریخی خود را بنمایاند. آیا امثال شما میتوانند برای آنکه از غصه نمیرند، زبانِ راهی باشند که شهداء گشودند؟! میدانم که واژهی «راهِ شهداء» کمی حالت متافیزیکی و مُرده پیدا کرده است ولی واقعیتِ قضیه بهشدت زنده است، به همان معنایی که آن پیر فرزانه فرمود: «خدا می داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست و این ملت ها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود.
همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.». چه کسی است که باید نشان دهد راه و رسمِ شهادت، کورشدنی نیست؟ راستی را حکیمانه خون دل خوردن و حجابهای این راهِ گشوده را متذکرشدن همان، «مداد العلماء افضلُ من دماء شهداء» نیست؟
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جوانان آخرالزمان در بین اهل قیامت چون گوهری درخشان میدرخشند از آن جهت که توانستهاند در آن شرایط ظلمانی ایمان خود را حفظ کنند. در حالیکه نگهداشتن ایمان در آن شرایط از نگهداشتن آتش در کف دست سختتر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید مطابق دستور عمل کنید تا نتیجه حاصل شود لذا راهکارِ دوم منطقی است که نماز عصر و عشاء با نیت قضا بخوانید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر نوع عصیانی در مقابل حضرت حق که به معنای پشتکردن به دستورات اوست، موجب پشتکردن به انوار الهی است که باید از طرف حضرت حق به قلب انسان برسد، و این همان حجاب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در مباحث حوزه و دانشگاه عرض شده، علاوه بر استعداد لازم باید طلبه نسبت به شرایط تاریخی خود احساس مسئولیت کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب ارزشمند «آداب الصلواة» با مبانی معرفتی ارزشمندی روبهرو میشویم که که در پذیرش مباحث کتاب «شرح جنود عقل و جهل» به شما کمک میکند 2- رزق بنده و امثال بنده به پای میهمانان مباحث ما بسته است. آنچه خداوند برای مخاطبان اراده کرده است، به ما لطف میشود. روسیاهیِ بنده آن است که نمیتوانم آزاد از منیّتهایم آنها را ارائه دهم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که ابتدا کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» را با دقت مطالعه بفرمایید تا از نظر کلامی محکم و پا برجا باشید و سپس به کتاب «عالَم بقیةاللّهی» رجوع کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابیاتی اینچنین را باید در متن غزل معنا کرد که آنهم کار میبرد و به جهت کثرت سؤالات، امکان چنین کاری برای بنده نیست، هرچند بنا دارم إنشاءاللّه هر هفته شرح یک غزل جناب حافظ را در اختیار کاربرانِ محترم قرار دهم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه غرب بهخصوص آمریکا نگران حضور انقلاب اسلامی بهعنوان روشی بیرون از فرهنگ غربی است، سعی دارد به بهانهی رعایت برجام، فرهنگ خود را اصالت دهد و دقت مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» بر همین مبنا است و راه مقابله با این نفوذ، درک درست جایگاه انقلاب اسلامی است بهعنوان تمدنی بیرون از اهدافی که فرهنگ غربی برای بشر تنظیم کرده است و خواص باید مبانی انسانشناسیِ اسلامی را در مقابل نگاه اومانیستی غرب تبیین کنند وگرنه همان بلایی که اُمویان غربزده با نفوذشان در صدر اسلام در جامعهی اسلامی ایجاد کردند و عملاً روح جامعهی اسلامی به سستی گرایید؛ پیش خواهد آمد. مردم باید با خودآگاهی کامل متوجه جایگاه انقلاب اسلامی بشوند و در راستای چنین جایگاهی عزم عبور از فرهنگ غربی را که بیش از 200 سال است در این کشور نفوذ داشته، در خود ایجاد کنند و در این شرایط است که میتوانند از انواع معضلاتی که جامعهی غربزده بدان گرفتار است، رهایی یابند و تذکرات مقام معظم رهبری بهعنوان عالِمی آگاه به زمانه میتواند در عبور از فرهنگ غربی بسیار راهگشا باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ابتدای کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در رابطه با این موضوع به نحو رسایی بحث شده است. کتاب بر روی سایت است. موفق باشید
