باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا بر روی این موضوع فکر نکنیم که فتنهی جدید نقشههای داخلی و خارجی است تا مردم را از کارآمدیِ انقلاب اسلامی مأیوس کند. در حالیکه به لطف الهی با توجه به عمق حضور تاریخی انقلاب اسلامی از یک طرف و ناتوانی استکبار از طرف دیگر، انقلاب اسلامی از این فتنهها میگذرد و برای همیشه جریان استکباری که فعلاً ذوقزده دارد این حرکات کودکانه را رصد میکند، مأیوس میشود. آری! فتنهی جدید برای مأیوسکردن مردم نسبت به کارآمدی انقلاب پیش آمده، ولی مردم بهخوبی آگاهاند که این ناکارآمدی به جهت روح غربزدگیِ ما و گرفتار توسعهنیافتگی و توسعهیافتگیشدنها است و از طریق آزادشدن از این گرفتاری، ناکارآمدیها به توانایی تبدیل میشود به همان معنایی که در افق انقلاب اسلامی اقتصاد مقاومتی معنا یافته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد نهتنها صاحبنظر نیستم، حتی استعدادی که به موسیقی جذب شوم نیز، در من نیست. ولی میدانم که حقیقتاً موسیقی قدرت عجیبی در میانآوردنِ ابعادی از انسان را دارد در آن حدّ که جناب فارابی با نوعی از موسیقی در یک جلسه، همه را به خندیدنِ بیقرار میکشاند و در همان جلسه با نوع دیگری از موسیقی همه را به خواب میبرد. آیا واقعاً ملت ما چنین مبنایی را برای متأثرشدن از موسیقی دارا هستند یا نه، نمیدانم؟! شاید چیزی مثل شعر جای موسیقی را تا حدّی گرفته است و شاید آرامآرام روح توحیدی انقلاب اسلامی نوعی از موسیقی را به صحنه آورد که انسان تحت تأثیر آن، رازهای نهفته در انقلاب را که زبانِ دیگری نمیتواند ظاهر کند، به میان آورد. میگویند سمفونیهای بتهون چنین تواناییهایی دارد و هگل در تقسیم هنر نسبت به ظهور بواطن عالم، کمترین ارزش را برای معماری و بالاترین ارزش را برای نقاشی و موسیقی میگذارد. واللّه اعلم. در مورد نگاه فقهی به این موضوع، مطابق آنچه اخیراً بعضی از فضلای حوزه مطرح میکنند، احتمالاً باید حوزهی موسیقی و زیباشناسی را در موضوعات حُسن و قبح عقلی و ذاتی قرار داد و نه در موضوعاتِ مربوط به فقه. و مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» شاید با توجه به این امر، نظرات خود را به میان آوردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! باید روحی به صحنه آید که اشرافیت را برای خود و آیندهی خود مضرّ بداند و تذکرات اخیر مقام معظم رهبری با مردم قم، نکات بسیار خوبی را در مقابل ما میگشاید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نفس از جهت آنکه بالفعل نیست، بدنی را در دورهی جنینی برای خود انتخاب میکند تا با تدبیر آن بدن در زندگی، از مابالقوه به مابالفعل برسد. 2- در روز الست، حقیقتِ انسان در صحنه است که به یک معنا، همان فطرت انسانی است. ولی جسمانیةالحدوثبودنِ روح مربوط به نفسِ یک شخص است که چگونه آن نفس، در بسترِ بدن شکل میگیرد، حال آن نفس، حاملِ همان فطرت انسانی میباشد 3- این صفات و ملکات موجب ظهوری در جسم انسان و جایگاه انسان در برزخ و قیامت میباشد 4- یعنی جایگاه وجودی 5- در فلسفه، واقعیت مرتبهی محسوسِ حقیقت است 6- مجاز، یعنی آنچه بشر اعتبار کرده است 7- سبب، همیشه به معنای علت است.
باید تلاش بفرمایید این نوع سؤالات را از طریق مطالعه در متون اصلی برای خود حل کنید، در فضای سؤال و جواب ممکن نیست زیرا مشکل حل نمیشود. پیشنهاد بنده آن است که با حوصله، اولاً: پس از «ده نکته» بحثِ برهان صدیقین را همراه با شرح آن و سپس کتاب «خویشتن پنهان» را و بعد از آن مطالعهی آرشیو سؤالات در رابطه با معرفت نفس و در نهایت مطالعهی کتاب «معرفتِ نفس و حشر» را دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر بحث ده نکته کار نشده حتماً به نحوی رفقا آن بحث را کار کنند 2- وقتی بحث کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» را با ایشان در میان بگذارید و از قسمت دوم آن شروع کنید یعنی از قسمت «من کو؟»، خود به خود وسعت خود را در نظر خواهد داشت و عملاً به اموری که او را محدود به دنیا کند تن نمیدهد 3- از زندگی شهداء بهخصوص شهدای منطقه و شهید برونسی که اهل مشهد بوده است برایشان بگویید 4- کتاب «چه نیازی به نبی؟» و قسمت دوم کتاب در مورد «فلسفهی تقلید» نکاتی دارد 5- یک طوری نشان دهید دوستشان میدارید 6- اگر رسیدید به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» سری بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در خطبهی همام آمده است، امیرالمومنین علیه السلام مومن را اینچنین توصیف فرمودهاند: «يَا هَمَّامُ المومن .... بِشْرُهُ فِي وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِي قَلْبِهِ أَوْسَعُ شَيْءٍ صَدْراً وَ أَذَلُّ شَيْءٍ نَفْسا...» شادمانى مؤمن در رخسار اوست و اندوه وى در دلش. سينه او هرچه فراختر است و نفس وى هرچه خوارتر. باید سعی کرد چنین حالتی در ما ایجاد شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن مى فرمايد: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا»[1] خدا آن گاه كه بنى آدم در پشت پدرانشان بودند از آنها اقرار به ربوبيتش گرفت و آنها تصديق كردند و بلى گفتند. بديهى است كه اين رويارويى و اخذ پيمان دلالت بر وجود انسان و ادراك او در نشئه هاى قبل از دنيا دارد. بنابراین هرکس با فطرت خود میتواند متوجه باشد چه کاری حق است و چه کاری باطل است و در واقع پیامبران متذکر همان چیزی هستند که فطرت انسانها بر اساس آن سرشته شده است. قرآن در تذكرى بسيار عميق و عالمانه مى فرمايد: «فَاقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لَا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللهِ ذلِكَ الدّينُ الْقَيّمُ وَ لَكِنَّ اكْثَرَ النَاسِ لَايَعْلَمُونَ»[2] پس به پا خيز و جهت خود را در جهت دينِ حنيف قرار ده كه آن همان سرشت و فطرتى است كه خداوند انسانها را بر اساس آن خلق نموده، اين فطرت در بين انسانها يكسان است، اين دين و راه پايدارى است ولى اكثر مردم متوجه اين موضوع نيستند. درنتيجه به زندگى خيالى و كارهاى ناپايدار خود را مشغول مى كنند و با پوچى و بى ثمرى زندگى روبه رو مى شوند. انسان بايد به پا خيزد و جهتش را جهت پيامبران بزرگ قرار دهد. چون جهت آنها بر اساس دين خدايى است كه سرشت آدميان را نيز بر آن اساس سرشته اند. اينكه مى گويد سرشت انسانى به دست خدا سرشته شده يعنى گرايش «جان» انسان به سوى خداست. به عبارت ديگر بنيان «جانِ» انسانها الهى است. پس كسى كه به خدا رجوع كند به بنيان جان خودش رجوع كرده است و كسى كه از خدا دور شود از «جانِ» خودش دور شده است. موفق باشید
[1] ( 1)- سوره ى اعراف، آيه ى 172.
[2] ( 1)- سوره روم، آيه 30.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید لااقل از طریق حوزه، ادبیات عرب و تا حدّی فقه را دنبال کنید و سپس به حکمت و عرفان و قرآن و حدیث بپردازید؛ بهتر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی؛ مشهورترین آنها اکهارت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که ابتدا کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» را با دقت مطالعه بفرمایید تا از نظر کلامی محکم و پا برجا باشید و سپس به کتاب «عالَم بقیةاللّهی» رجوع کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ابتدای کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در رابطه با این موضوع به نحو رسایی بحث شده است. کتاب بر روی سایت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که متوجه شدهاید. وقتی افراد متوجه حقیقتی نباشند که باید به آن حقیقت رسید، از نظر معرفت گرفتار چنین پلورالیسمی میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آن روایت که حضرت کاظم«علیهالسلام» میفرمایند مردی از قم مردم را به حق دعوت میکند که افراد پیرامون او قلبهایشان همچون پارههای آهن است، شاید بتوان حضرت امام«رضواناللّهتعالیعلیه» را مصداق واژهی «روح اللّه» که در روایت فوق آمده است دانست. البته تا زمانی که شخصی به این نام در صحنهی تاریخ اثر گذار نبود روح اللّه را به رحمت خدا معنا میکردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم شکستن هیمنهی آمریکا است از آن جهت که نمیتواند با این برخورد، ابرقدرتیِ خود را ادامه دهد. قصّه، قصّهی تخریب یک پادگان از آمریکا نیست، قصّه از این قرار است که بحمداللّه ما او را در شرایطی قرار دادهایم که نمیتواند عکسالعمل نشان دهد و خداوند با تدبیر خود کاری کرد که اسرائیل یعنی فرزندِ ناخلف و دردانهی استکبار در تیررس موشکهای ما باشد و ما اعلام کردیم اگر جواب موشکهای ما را که به «عین الاسد» خورده است بدهد، اسرائیل را با خاک یکسان میکنیم. آیا زمینهای از آن بهتر، برای زمینگیرشدنِ ابرقدرتیِ آمریکا تصور میشد؟! و مطمئن باشید شرایطی را خون آن شهید بزرگوار فراهم کرد که افول آمریکا به سرعتی بیش از آنکه ما فکر میکردیم در حالِ تحقق است. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: رفیق! مشکل ایمیل خودتان است. تا حال دوبار فرستادهام. موفق باشید
