بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14207
متن پرسش
با عرض سلام و ادب: هشدار مقام معظم رهبری نسبت به بحث نفوذ، در سخنرانی های اخیرشان کاملا مشهود بوده است. لذا دغدغه ما بر این است که با طرح و بررسی این موضوع (نفوذ) قدمی در راه گفتمان سازی این مهم برداریم. سولات زیر محورهایی است که به ذهن حقیر رسیده. اگه بررسی پاسخ بفرمایید. ممنون می شم دلیل مطرح شدن موضوع خطرناک نفوذ از طرف مقام معظم رهبری در این برهه چه بوده است؟ چرا دشمنان به دنبال نفوذ به کشور هستند؟ فرهنگ نفوذی یا نفوذ فرهنگی؛ نظر شما در ارتباط این عبارت چیست؟ چگونه می توان جامعه را نسبت به نفوذ فرهنگی واکسینه کرد؟ خواص و افراد تاثیر گذار چه نقش و اهمیتی در زمینه نفوذ می توانند داشته باشند؟ در تاریخ چه مصداق هایی از نفوذ در جوامع اسلامی می توان یافت؟ در صدر اسلام، آیا افرادی به عنوان افراد نفوذ پذیر حضور داشتند؟ این افراد نفوذ پذیر چه ویژگی ها و شاخص هایی داشتند؟ کمی درباره مصداق های امروزی اینگونه افراد توضیح دهید؟ مردم نسبت به نفوذ چه وظیفه و خواص و مسئولین چه وظیفه ای دارند؟ آیا می توان بحث نفوذ را به عنوان آخرین حربه و دسیسه نظام استکباری و مستکبران معرفی کرد؟ نفوذ در دستگاه های تصمیم گیر و تصمیم ساز به فرموده مقام معظم رهبری، چه قدر حائز اهمیت است؟ نقش دولت، دستگاه قضایی و قوه مقننه در موضوع نفوذ چگونه می تواند باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  با توجه به این‌که غرب به‌خصوص آمریکا نگران حضور انقلاب اسلامی به‌عنوان روشی بیرون از فرهنگ غربی است، سعی دارد به بهانه‌ی رعایت برجام، فرهنگ خود را اصالت دهد و دقت مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» بر همین مبنا است و راه مقابله با این نفوذ، درک درست جایگاه انقلاب اسلامی است به‌عنوان تمدنی بیرون از اهدافی که فرهنگ غربی برای بشر تنظیم کرده است و خواص باید مبانی انسان‌شناسیِ اسلامی را در مقابل نگاه اومانیستی غرب تبیین کنند وگرنه همان بلایی که اُمویان غرب‌زده با نفوذشان در صدر اسلام در جامعه‌ی اسلامی ایجاد کردند و عملاً روح جامعه‌ی اسلامی به سستی گرایید؛ پیش خواهد آمد. مردم باید با خودآگاهی کامل متوجه جایگاه انقلاب اسلامی بشوند و در راستای چنین جایگاهی عزم عبور از فرهنگ غربی را که بیش از 200 سال است در این کشور نفوذ داشته، در خود ایجاد کنند و در این شرایط است که می‌توانند از انواع معضلاتی که جامعه‌ی غرب‌زده بدان گرفتار است، رهایی یابند و تذکرات مقام معظم رهبری به‌عنوان عالِمی آگاه به زمانه می‌تواند در عبور از فرهنگ غربی بسیار راه‌گشا باشد. موفق باشید  

14060
متن پرسش
سلام استاد عزیز: خدا قوت 1. ان شاءالله کی شرح کتاب معرفت النفس و الحشر را شروع می فرمایید؟ به امید خدا. 2. در این بیت (هر که را جامه ز عشقی چاک شد / او ز حرص و عیب کلی پاک شد) منظور این است: هر کس که عشقی را تجربه کرده باشد ولو عشق وهمی این دنیایی، کم شدن حرص به دنیا را می چشد و عیب های کلی او از بین می رود. (عیب کلی هم مقابل عیب جزئی است؟) درست معنی کردم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- إن‌شاءاللّه به توفیق الهی و در صورت وجود عمر 2- حرف خوبی است ولی متوجه باشید که مقصد اصلی مولوی و حافظ، عشق الهی است و تمام فلسفه‌ی حیات را آن عشق می‌دانند. موفق باشید

13997
متن پرسش
سلام: استاد من ... هستم. من هر گناهی که فکرشو بکنید کردم. هرگناهی. چون کسی منو نمیشناسه بگم چند نمونه: زنا و امثالهم هم انجام دادم. سن پایین تر که بودم دزدی هم کردم از کتابخونه .و یه عالمه گناهای دیگه. من الان پشیمونم. بطور عادی هم پشیمون نیستم. علاوه بر اینکه پشیمونم. دوست دارم به توحید برسم به مقام جمع برسم. مثل آقای ... بشم. . مثل استاد جوادی املی بشم. ولی بعضی وقتا یه صدایی تو ذهنم میاد میگه با اینهمه گناه تو به ابلیسم نمیرسی چه برسه به توحید. توقع زیاد داری. خیلی پررویی. تو هیچ وقت به کشف و شهود نخواهی رسید. تو هیچ وقت مثل عرفا نمیشی. استاد توروخدا راهنماییم کنید. میشه یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «تو پای به راه در نه و هیچ مپرس/ خود راه بگویدت که چون باید کرد» شما شروع کنید، خداوند بر اساس وعده‌ای که داده‌است موانع را بر طرف می‌کند؛ فرمود «انّ الحسنات یذهبن السیئات» اعمال نیک آثار اعمال بد را از بین می‌برد و بدی‌ها را به مرور از جان شما می‌زداید. موفق باشید

13464
متن پرسش
سلام علیکم: در یکی از سخنرانی ها فرمودید مومن کسی است که قلبش با خدا آشناست. 1. آیا این درست که مومن الزاما به کسی که عادل است (گناه کبیره نمی کند و بر صغیره اصرار نمی ورزد) محصور نمی شود؟ شخصی می گفت در حدیث داریم شخصی که فلان گناه را می کند از ایمان خارج است این یعنی مومن هنگام گناه کلا از مومن بودن جداست یا منظور این است که از آن قرب به خدا دور می شود؟ 2. اگر مومنی گناه کبیره ای کرد و در توبه اش تاخیر ایجاد کرد آن لحظاتی که توبه نکرده عنوان مومن ندارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور اجمال در همه‌ی موارد فوق فرد مورد نظر جهت قضاوت ما یک فرد مؤمن است هرچند که گناه کرده باشد. ولی مطابق روایات نسبت قلبی او با خدا در هنگام گناه به شرطی که بداند آن گناه مقابله با خدا است، به هم می‌خورد و تا توبه نکرده است از الطاف الهی محروم است. ولی این ربطی به رابطه‌ی ما با او ندارد مضافاً که معلوم نیست تصور او از آن گناه، مقابله و تمرّد با حضرت حق باشد. موفق باشید

13341
متن پرسش
با عرض سلام و تحیت خدمت استاد: اشکالی مطرح شده است که قرار بر این شد با حضرتعالی مطرح گردد: 1. آیا در مجردات تکامل و تغییر وجود دارد؟ (مثال عالم برزخ : سیر و تکامل (رشدی) - من یا نفس - وجود دارد یا خیر؟ یا صرفا فقط متنعم یا معذب شدن می باشد) اگر بگوییم در برزخ پرده ها و حجاب کنار می رود تغییر به وجود می آید پس لازمه تغییر حرکت و پیدا کردن زمان و مکان می باشد. 2. بحث یادگیری قرآن توسط حضرت جبرئیل در زمان ابلاغ به پیامبر. آیا به معنای تبدیل بالقوه به بالفعل نمی باشد زیرا چیزی نمی دانسته و بعدا یاد گرفته پس تغییر وجود دارد. پس همه مجردات تجردشان غیر الله نسبی است. پس زمان و مکان متناسب با آن عالم بر آنها حکم فرماست. حضرتعالی چگونه این موضوع را تفسیر می کنید؟ 3. از حضرتعالی خواستارم با دعای ویژه خود نزد حضرت ربوبیت و امام عصر (روحی فداک) ما را در پیش برد اهداف امامان حضرت حجت (روحی فداک) کمک بفرمایید. والسلام
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هر صورت به ما فرموده‌اند «الیوم یوم العمل و غداً یوم الحساب و سؤال»، بر این مبنا تنها برای انسان در برزخ و قیامت رفع حجاب می‌ماند. بدین معنا که در نفس انسان مرحله‌ای مقدمه‌ی مرحله‌ی بعدی می‌شود که نسبت به مرحله‌ی قبل، جامع‌تر است 2- مسلّم تغییر برای فرشتگان به معنای تبدیل قوه به فعل نیست. شاید این نوع روایات مثل مطلبی باشد که قرآن در مورد خدا می‌گوید که: «إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا» (140/آل‌عمران) اگر به شما نیز ضربه‌ای وارد شد مثل آن ضربه به دشمنانتان وارد شد، و این ایّام در بین مردم می‌گردد و برای آن است که خداوند مؤمنین را بشناسد. که این علمِ فعلی است برای خداوند، در حالی‌که تغییری برای خدا از نظر علمی پیش نمی‌آید، بلکه این، ظهورِ علم خدا است در عالَم فعل. و بحث آن را باید در مباحث عرفانی دنبال کنید. به نظر بنده حتی مباحث کلامی در تبین این موضوع ناتوان است. 3- بنده دعاگوی عزیزان هستم، به امید این‌که مولایمان دستگیرتان باشد. موفق باشید

13171
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز 1. آیا گناه مرد در دوران بارداری همسرش روی جنین تاثیر می گذارد؟ و یا ممکن هست که تبعات گناه پدر گریبان جنین را بگیرد؟ مثلا باعث ایجاد ایراد در سلامت جنین در دوران بارداری و یا مستعد بودن بیشتر فرزند بعد تولد برای انحراف مخصوصا در آن زمینه ای که پدر در دوران بارداری مادر به آن مبتلا بوده؟ آیا فقط اخلاق و اعمال و رفتار مادر روی جنین تاثیر می گذارد؟ 2. آیا می توان در دوران بارداری دعا کرد و نماز مستحبی خواند و در کل اعمال مستحبی انجام داد و ثوابش را هدیه کرد به فرزند و یا از خدا خواست که قسمتی از ثواب را برای فرزند ذخیره کند و یا از طرف فرزند (جنین) نماز بخوانیم و اعمال مستحبی انجام دهیم و ثوابش را از طرف فرزند (جنین) هدیه کنیم به امام زمان (عج)؟ 3. برای اینکه فرزندمان بعد از تولد متمایل شود به سمت دین و علوم دینی و در نهایت حوزه چه باید کرد؟ 4. آیا گذاشتن اسم های ایرانی مانند پارسا و سپهر برای پسر شایسته است؟ آیا شایسته است اسم ترکیبی مانند محمد پارسا و.... برای فرزند انتخاب کرد؟ چگونه اسمی برای فرزند شیعه مناسب و شایسته است؟ با سپاس فراوان التماس دعا صلوات
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تمام موارد نقش پدر و مادر زمینه است که در اصطلاح به آن «علت معدّه» می‌گویند و به تعبیر حضرت آیت اللّه حائری شیرازی در کتاب ارزشمند «تعلیم و تربیت اسلامی» همه‌ی این‌ها مافِی‌الشَّرایط است و اگر آن فرد بخواهد خوبی‌ها را انتخاب کند، مقدماتی که والدین از نظر اخلاقی و روحی فراهم می‌کنند، کمک او می‌کند. 2- شاید بتوان در اعمال مستحبی از خدا خواست ثواب آن را برای فرزند ذخیره کند 3- با رعایت دستورات دین توسط والدین، چون انسان‌ها فطرت متمایل به توحید دارند رویهم‌رفته فرزند را متمایل به دین می‌کند. 4- به نظر بنده بهترین اسامی برای فرزندان اسامی اهل‌البیت می‌باشد. موفق باشید

12162
متن پرسش
سلام بنده مطالبی که در سایت شما هست را طبق یک برنامه ریزی مشخصی دنبال می کنم و بعضی مطالب را در سایتی درس می دهم یعنی با توجه به صوت سخنرانی شما مطالبی که به ذهنم می رسه را در آن سایت شرح می دم. الان مدتی هست که دیگه خانواده اجازه نمی دهن کلاس هایی که در خانه انقلاب توسط بعضی شاگردان شما اداره می شه را شرکت کنم و کلا از فضای کلاس دور شدم و کسی کنارم نیست که مدام سوالاتم را بپرسم و مطالب مطمئنی را در سایت به عنوان درس بنویسم. شما می فرمایید چه کار کنم؟ از طرفی این درس دادن ها در روحیه و فکر خودم خیلی موثر بوده و واقعا منو به فکر وامیداره از طرفی نمی خوام مطالب مشکوک و تصحیح نشده بنویسم و راه پرسش هم بر من بسته شده دوست داشتم ارتباطم مثل قبل با اساتید آزاد بود که کوچکترین تردیدی در مطالبی که می نویسم وجود نداشته باشه. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید اگر مباحث روز دوشنبه را که شرح دعای مکارم الاخلاق است دنبال کنید و توصیه‌های حضرت سجاد«علیه‌السلام» را به جامعه برسانید، زمینه‌ی تحقق تمدن اسلامی را فراهم کرده باشید، تمدنی که رابطه‌ی انسان‌ها با همدیگر در آن باید به صورتی باشد که حضرت سجاد«علیه‌السلام» مدّ نظر قرار می‌دهند. موفق باشید

12105

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: 1- جنس اطلاعات و تفکرات در نفس چیست که برخی نفوس قوی می توانند ذهن و تفکر نفس دیگر را بخوانند و بفهمند در ذهن و فکر شخص چه می گذرد؟ آیا نفس قوی به صورت غیر محسوس بر نفس ضعیف تر احاطه پیدا می کند که متوجه آن تفکرات و اطلاعات می شود و یا نه چیز دیگری هست؟ لطفا توضیح دهید. 2- حال که بدن علت معده و ابزار نفس می باشد و خاطرات و تفکرات ما در نفس جای دارد پس چرا وقتی شخصی تصادف می کند و سرش ضربه می خورد حافظه اش را از دست می دهد؟ مگر حافظه مربوط به نفس نیست چس چرا خاطرات یادش نمی آید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جنس اطلاعات و تفکر از جنس علم است و واقعیتی است مجرد، حال اگر نفسی بتواند یا به جهت هدایت الهی مثل ائمه، یا به جهت قوت نفس مثل مرتاض‌ها یا با خبری که جنّیان به او می‌دهند مثل جادوگرها متوجه اطلاعات درونی نفس دیگری شود باید مشخص شود از چه پایگاهی استفاده کرده 2- خاطرات در نفس است ولی وقتی نظام عصبی انسان به هم بخورد ابزار استفاده و ارائه‌ی آن خاطرات را ندارد و به همین جهت اگر نظام عصبی او ترمیم شود می‌توان آن خاطرات را به کمک نفس خود اظهار کند. موفق باشید

11979

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب «ده گفتار» علامه مطهری در خصوص تقلید می گویند: از این علما نمی توان تقلید کرد :1. آنکه اعمال خلاف دارد. 2. آنکه تعصب شدید دارد. 3. تزاحم دنیا دارد. 4. طرفداری از طرفداران خود هر چند ناصالح باشند. 5. کوبیدن مخالفان خود هر چند مستحق احسان و نیکی باشند. اگر این اعمال را در آنها حس کنند و باز هم چشم خود را ببندند و از آنها پیروی کنند مانند همان عوام یهودند و مورد مذمت و ملامت هستند. چرا آقای وحید خراسانی اعلام برائت از شبکه های معاند با رهبری ولایت و نظام نمی کنند؟ تکلیف ما که عمری مقلد ایشان بوده ایم چه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم آیت اللّه وحید طرفدار شبکه‌های معاند نیستند و معتقدند مقام معظم رهبری موجب عزّت اسلام‌اند. بهتر است خود را وارد این مواردی که بیشتر شایعه است نکنیم. موفق باشید

11243

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حاج آقا: خدا به شما عمر با برکت بده. حاج آقا لطف کنید یک کتاب در مورد زندگی یکی از بزرگان عرفان معرفی کنید تا بنده مطالعه کنم و تذکری بر این قلب رمیده باشه.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «روح مجرد» از آیت‌اللّه طهرانی، کتاب عالمانه‌ای است. موفق باشید
11002

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: بنده مقلد یکی از مراجع هستم ولی حب مقام معظم رهبری روز به روز در قلبم بیشتر می شود لطفا در این باب بنده را راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسئله‌ی تقلید در امور فردی، نظر آن مجتهدی که اعلم می‌دانید دنبال کنید و در حکم حکومتی، همه تابع حکم رهبری هستیم. بنده در عین احترام وافر به همه‌ی مراجعی که جامعه‌ی مدرسین مورد تأیید قرار داده‌اند در جمع‌بندی مرجع تقلید خود را آیت‌اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» انتخاب کرده‌ام. موفق باشید
10952
متن پرسش
سلام علیکم: دلیل اصرار شما بر ندادن سیر اعمال عبادی چیست؟ آیا نگران عمل زدگی و محدود شدن فضای فکری هستید و یا شاید سیر اعمال عبادی فقط مخصوص افراد خاصی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خودم فکر می‌کنم اگر معرفت دینی ما عمیق شود همین دستوراتی که برای عموم هست – اعم از واجب و مستحب – کافی است. موفق باشید
10395
متن پرسش
سلام علیکم: 1. حتما به من بگویید همین طور است و لطفا نگویید نه این طور نیست تا جان از بدنم خارج نشود. یک روز یا یک لحظه از خواب بیدار می شویم و می بینیم الحمد لله خبری از فاجعه کربلا نیست خبری از معجر و انگشت و انگشتر و خار مغیلان و صورت نیلی و خرابه شام و چوب خیزران و تشت و 6 ماهه و دست بریده و جمله الهی لا معبد سواک یا غیاث المستغیثین نیست. منتظر آری گفتن شما هستم و با نه گفتنتان جانمان را نخراشید. ترا به امام زمان بگویید اری همین طور است. 2. اگر تمام ماه محرم و صفر مشکی ببوشیم اشکالی دارد؟ 3. اگر جوابتان در سوال 1 خیر است اعلام کنید این خدا کیست که حسین (ع) برایش چنین می کند؟ 4. اگر خدا را به چه قسم دهیم جان کثیفم را درپی شنیدن خبر کربلا می گیرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر کربلا را درست بنگریم می‌بینیم اگر از یک طرف خباثث دشمن اسلام به اوج رسیده و شما طاقت شنیدن آن را ندارید، از طرف دیگر زیبایی‌های حرکت اباعبداللّه«علیه‌السلام» نیز به اوج رسیده و لذا در سجده‌ی زیارت عاشورا می‌گویی: «اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاکِرِینَ لَکَ عَلَى مُصَابِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِیمِ رَزِیَّتِی‏» و خدا را به جهت ظهور زیبایی‌های کربلا حمد می‌کنی. در مقاله‌ی «کربلا و افقی که باید در پیش رو قرار دهیم» که روی سایت است در این مورد عرایضی داشته‌ام. 2- شاید لازم نباشد تمام ماه محرم و صفر را لباس مشکی بپوشیم. موفق باشید
9925
متن پرسش
سلام علیکم: با عرض ادب. بنده طلبه ام پایه دو برای اعتقادات چه کتابی مناسب است که شسته رفته باشد و بیشتر نیاز به تفکر داشته باشد. برای ایجاد اخلاص در برنامه چه کار توصیه می فرمایید.؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه کتاب‌های «آشتی با خدا» و «ده نکته در معرفت نفس» کمک می‌کند. وقتی برایمان روشن شد حقیقت همه‌چیز حضرت حق و اسماء حسنای اوست، برای رسیدن به خدا و انوار او باید برای هیچ جریانی استقلال قائل نباشیم و اگر این را در عمل پیاده کردیم به وادی اخلاص وارد شده‌ایم. إن‌شاءاللّه. موفق باشید
9293
متن پرسش
سلام علیکم: روایاتی که خبر از پیشرفت صنایع و تسهیل امور در زمان حکومت حضرت حجت (عج) می دهد را برخی از محققان به ظهور تکنولوژی های فوق پیشرفته تعبیر می کنند. آیا چنین نظری می تواند درست باشد و در زمان حکومت حضرت که تنها زمان برقرار جامعه توحیدی و تمدن شیعی است انسانها بیش از پیش به تکنولوژی وابسته شوند و در عالم محسوسات گرفتار و یا این که انسانها با عالم توحیدی که پیدا می کنند به وسیله نفس مجرد خود امور دنیایی را انجام میدهند (چون این گونه امور در آن زمان عادی می شود) می خواهم نظر حضرتعالی را در این مورد بدانم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً آن علم و آن پیشرفت با ارتباط با استعدادهای معنوی عالم ظهور می‌کند. مثل آن‌که در روایات داریم زمین زیر پای یاران مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» می‌پیچد، که همان طیّ الأرض می‌باشد. موفق باشید
9121
متن پرسش
سلام علیکم. آیا شما هم معتقد هستید طب پزشکی مدرن نگاه مکانیکی به انسان دارد؟ بنده در تمام موارد درست نمیدانم. ولی بعضی مواقع خیلی برام این نظریه پررنگ میشود و نمیدانم درست است یا نه. مثلا یکی از روش های درمان گذاشتن باتری در قلب است. یا اینکه در معالجه دیسک کمر با دریل استوان را تراش میدهند و مهره جابگزین را قرار میدهند و پیچ میکنند. یا استفاده از پلاتین و... نمیدانم چند درصد از اینها از نوع نگاه مکانیکی ناشی میشود! شاید بنده خیلی بدبین باشم. اگر بنده را راهنمایی بفرمایید ممنون میشوم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرایط طبیعی باید تلاش کنیم تا روح خودش بیماری‌ها را درمان کند ولی وقتی دنیای امروز مکانیکی شده و انسان‌ها گرفتار انواع سرعت‌ها و انواع سموم شده‌اند مقابل مشکلاتی که این‌چنین به وجود می‌آید همین کار‌هایی است که می‌کنند. موفق باشید
7724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و ادب خدمت استاد ابتدا از حضرتعالی در خصوص ارسال بایسته های اقدام کلان فرهنگی تشکر می کنم و چند سوال مهم : بنده بعد از اتمام دانشگاه وارد بر حوزه شدم و در حالی پایه اول را سپری می کنم که کمتر بهره ای از این بخش نصیبم گشته است. از آن شور و حالی که 5 سال پیش از مباحث معرفت نفس گرفتم و حس حضوری که درک کردم در اینجا خبری نبود. هر چه خودم نگاه می کنم متوجه می شوم طریق من روش داشمندی نیست که انبار اطلاعات باشم بلکه آنچه روح مرا ارضا می کند روش اندیشمندی و طهارت باطن است که با درک حضور حضرت رب العالمین جلا و علا حاصل می گردد. و در این بین ازدواج را بسیار برای خود لازم می یابم چرا که اقتضای شرایط سنی ام (28 سال) و آنچه که در این بین از انس نصیبم می شود را موثر در تمرکز و جمع حواس می دانم . بر این اساس در خصوص معرفت نفس و ازدواج برنامه جدی دارم. بنده با یک هدف بسیار متعالی وارد بر حوزه شده ام اما متاسفانه تا کنون شاید 10 درصد آن محقق نشده باشد و شور و رغبت را از من در مطالعه جدی و مباحثه ربوده است. گویی نوعی افسردگی برای من ایجاد شده و قلب من محبوب خود را گم کرده و لذا در جستجوی این محبوب به همسری صالح و معرفت حضوری پروردگار می اندیشم. در نظر دارم در تابستان امسال برخی دروس را ارتقائی بخوانم تا در سال تحصیلی جدید فرصت بیشتری برای پیگیری آنچه تشنه آنم داشته باشم. نظر حضرت عالی در این خصوص چیست؟! بنده در مسیر ورود به حوزه فشار زیادی را تحمل می کنم و لذا نمی توانم خود را با بی ثمری مواجه ببینم. از اینکه بنده را راهنمایی می فرمائید سپاسگزارم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این‌که می‌فرمایید می‌خواهید بعضی دروس را ارتقائی بخوانید اشکالی ندارد، ولی در مورد ادبیات عرب کوتاهی نکنید و نیزانتظار نداشته باشید در ادبیات عرب هم مثل معرفت نفس در حال حضور باشید. ادبیات عرب جنبه‌ی «راه» را دارد برای رسیدن به مقصد. راه؛ مقصد نیست که انتظار حال حضور از آن دارید. در موضوع ازدواج هم بنده دعا می‌کنم به بهترین نحو موفق باشید. موفق باشید
6354
متن پرسش
سلام.با توجه به این که زمان مربوطبه عالم ماده می باشد وبعد از مرگ ودربرزخ زمان موجود نیست وهرکس هم با توجه به امیال وتعلقاتی که به عالم برزخ داشته درآن می ماند ومثلا برخی 70هزارسال یا بیشتر.با این مقدمات حضرات معصومین(ع)بعداز شهادتشان به برزخ می روند ودرآنجا توقفی دارند ویا یک سره به قیامت می روند ویا فوق این حرفها می باشند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «اَلآنَ قیامتی قائم» و همین حالا آن حضرت از برزخ گذشته‌اند، می‌توان گفت حضرات معصومین به یک معنا خودشان صاحب قیامت‌اند که در سوره‌ی اعراف تعبیر «وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجال‏» را کرده که امام صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند: مائیم آن‌هایی که بر اعراف‌اند. زیرا رجالی که بر اعراف‌اند اذن می‌دهند چه کسی به بهشت برود و چه کسی به بهشت نرود. موفق باشید
5410
متن پرسش
ایامیتوان ازشخصی که یکسری ذکر میدهد وبه بعضی اعمال مثلا رفتن به قبرستان قبل از طلوع افتاب درروزهای دوشنبه وپنج شنبه ویا مثلا گرفتن روزه درایام رجب وشعبان یا سایر اعمال دیگربعنوان استادنگاه کرد واز او تبعیت نمود . ایا همین کفایت میکند . البته ایشان هیچ عالمی را درک نکرده وفقط درمحضر یک فردی بوده که خود ان فرد هم استاد ویا عالمی را درک نکرده وظاهرا براثر بغضی اعمال وعبادتها ریاضتها چیزهایی داشته است. لطفا راهنمایی بفرمایید که ایا میتوان به چنین افرادی اطمینان کرد یا باید رها نمود ؟ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در ابتدای ماه رمضان امسال در تاریخ 23/4/92 فرمودند: ((اگر از محرّمات اجتناب کردیم و واجبات را انجام دادیم، این همان پرواز مورد نظر را براى من و شما ممکن و فراهم میکند؛ چیز بیشترى لازم نیست. بعضى‌ها دنبال برخى از خصوصیاتند؛ کسى را پیدا کنند، از او ذکرى بگیرند، از او ریاضتى فرا بگیرند. اینها لازم نیست؛ ریاضت شرعى، مشخص است. اگر همین نمازها را بخوانیم، درست بخوانیم، بوقت بخوانیم، ارکانش را درست به‌جا بیاوریم، با توجه بخوانیم، یا روزه را درست بگیریم - همین واجبات و فرائضى که در اختیار ما است - همینها انسان را پرواز میدهد. و من به شما عرض بکنم؛ ما اگر چنانچه همین مقدار را انجام دهیم، خود این زمینه‌اى خواهد شد براى جذب انوار الهى به میزان زیاد. یعنى این حداقلى که براى ما لازم است، هنرش فقط این نیست که ما را قادر خواهد کرد بر این که این راه را طى کنیم؛ بلکه هنر دیگرش این است که زمینه‌ى ما را براى جذب بیشتر نور الهى و تفضل الهى فراهم خواهد کرد. وقتى انسان نماز فریضه را خوب بخواند، به طور طبیعى میل به نوافل پیدا خواهد کرد. وقتى انسان از دروغ، از غیبت، از قول به غیر علم، از تهمت، از افساد، از مال مردم خورى، از خیانت در امانت پرهیز کند، خود این، دل انسان را آماده‌ى تلقى هدایت الهى و معرفت الهى خواهد کرد؛ ما را پیش خواهد برد)). بنابراین طبق فرمایش ایشان نیاز نیست دنبال این افراد راه بیفتید. به دنبال عالمانی باشید که حرام و حلال الهی را به ما متذکر می‌شوند. موفق باشید
4800
متن پرسش
سلام علیکم در ایه اخیر مورى بحث در جلسه تفسیر ((وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَی أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَی شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِینَ )) اتحاد ما با حقایق بالاتر در آیه خزینه ای ((وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ))بحث شد. حالا سوال اینست که آیا در همه عوالم از مقام ((وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَی أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَی شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِینَ ))که شما به اتحاد با مقامات مثل مقام امیر امومنین هست تا تا همین بدن خاکی بیان فرمودید . آیا باز تشخص ما انسان ها باز به همین نحو حفظ می شود به عبارت دیگر آیا تشخص ما در همه عوالم حتی متحد شدن با مقامات معصومین حفظ میشود ؟چگونگی آن را بیان بفرمایید . التماس دعا .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی دارد ما چه اندازه خود را در آن عالم که عالم فطرت است نگه داریم، به همان اندازه تحت تجلیّات انوار معصومین«علیهم‌السلام» بر قلب خود می‌شویم. موفق باشید
3624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
(برای حفظ آبرو، لطفا جواب را روی سایت قرار ندهید و صرفا به ایمیلم بفرستید)خدمت استاد گرانقدر سلام عرض میکنم. مسئله ای ماه هاست که بنده را آزار میدهد و اکنون نیاز دارم که سریعاً پاسخ آن را بدانم. استاد بنده دختری 28 ساله هستم و حدود دو سال قبل خواستگاری داشتم که علی رغم توافق دخترو پسر برای ازدواج، خانواده ها با یک جلسه یک ساعته صحبت با هم به این نتیجه رسیدند که همطراز نیستند!!! (لازم به ذکر است که بنا به دلایلی در این جلسه ی آشنایی، عمه و والدین پدر من هم حضور داشتند). بعد از این مدت دومرتبه دخترو پسر تصمیم گرفتیم بار دیگر به ازدواج با یکدیگر فکر کنیم که باز با مخالفت خانواده ی آقا پسر مواجه شدیم. خانواده های درجه ی اول ما (پدرو مادر و خواهر و برادر) به نظر نمیرسد که خیلی زیاد با هم از نظر سطح اعتقادی و تحصیلاتی متفاوت باشند (البته نمی گویم که هیچ تفاوتی نیست)، ولی مشکل سر اینست که خانواده ی آقا پسر معتقدند فامیل های دورتر من (عمو و عمه و خاله و..) با آنها هم کفو نیستند!( از نظر سطح اجتماعی و فرهنگی و پست و مقام های دنیایی و آداب و رسوم خانوداگی و نیز اعتقادات مذهبی). دراین مدت بارها از خودم پرسیده ام که اگر رسول الله (ص) بین ما بودند و از ایشان راهنمایی می خواستیم ایشان به خاطر تفاوت خانواده های ما، ما را از انجام این ازدواج نهی می فرمودند؟! مگر ملاک هم کفوی دختر و پسر برای ازدواج، هم کفوی اعتقادی و در یک راستا بودن مسیر آنها در رجوع الی الله نیست؟ من نمی خواهم که ما بدون رضایت خانواده ی آقا پسر با هم ازدواج کنیم چون مطمئنم همین مسئله میتواند در آینده ی زندگی ما مشکل ایجاد کرده و ما را از بهره گیری درست از هدف امر مقدس ازدواج دور کند.1- لطفا بفرمایید که ما داریم اشتباه میکنیم یا خانواده های ما؟ چه کنیم استاد؟ 2- استاد بحث سرکتاب باز کردن برای گشودن گره از امر ازدواج با سلوک الی الله تغایر دارد؟ من این مدت خیلی دعا و نذر و نیاز کردم و از خاندان لطف و کرم (ع) کمک خواستم ولی گشایشی ( به چشم کور من) حاصل نشده! لطفا پاسخ من را زود ارسال بفرمایید، ضرورت دارد. خدا خیرتان دهد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم است که آن‌ها اشتباه می‌کنند ولی مسئله را باید با تدبیر و حوصله حل کنید. سرکتاب‌بازکردن کاری از پیش نمی‌برد. موفق باشید
2797
متن پرسش
سلام.مساله ای برای من پیش آمده که تقاضامندم جواب بفرمایید.چند وقت قبل یکی از افراد آشنا و بسیار مومن خواب خانم آشنایی را دیده بود که چندی است به رحمت خدا رفته است.این خانم گفته بودن اون روز که فلانی(من) داشت از خیابون رد می شد و دستش خورد به بازوی یه جوون و اون جوون برگشت و سلام داد و اون(من)متوجه نشد و نشناخت،اون جوون خود آقا(امام) بودن.استاد خواهش می کنم بگووید این یعنی چی...؟واقعی بوده؟یعنی میشه...؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شیطان می‌خواسته سر به سر شما بگذارد، به کارتان برسید و به آشنایان بگویید خیر ببنید برای من خواب نبینید. موفق باشید
25502
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: با عرض پوزش ترجیحا بدون مقدمه وارد اصل مطلب میشوم خدمت شما عارضم من امام خمینی را قبول دارم ولی منتقدشان هستم و همچنین آیت الله خامنه ای را هم قبول دارم ولی به بعضی از رفتارهای ایشان نقد جدی دارم و شاید هم خلاف امرشان رفتار کنم و جسارتا شما را هم قبول دارم و بسیار به شما ارداتمندم و عشق می ورزم اما منتقد شما نیز هستم آیا این به منزله انحراف من هستش؟ و دیگر شما مرا نمی پذیرید؟ و یا کلا من از خط انقلاب اسلامی و اهدافش خارج شدم؟ آیا فقها معصوم هستند؟ ایا ایت الله مکارم شیرازی یا ایت الله نوری و غیره با آن فقاهت خطا ندارند؟ آیا آیت الله جوادی آملی از حدتعادل گاهی سخنانش خارج نشده است؟ ( فرمایش صریح شما در خصوص از تعادل خارج شدن سخن آیت الله جوادی در خصوص رحلت اقای رفسنجانی — بخاطر خلاصه کردن موضوع را بیان نمی کنم) و بسیاری از فقهای ما - پس عقل و تفکر من در انتخاب راه چه نقشی دارد؟ هرچند اطاعت از فقها را در جای خویش لازم می بینم و قطعا اطاعت می کنم آیا در تاریخ و راویات نداریم شخصی با امام صادق (ع) جهت سفری مشورت کردند و امام ایشان را نهی کردند ولی آن شخص به سفر رفت هر چند از لحاظ معنوی ضرر کردند اما آیا رفتار آن شخص به منزله این بود که از خط امام صادق (ع) خارج شده است؟ اصلاً فقیهان به کنار فرض که دوران امام علی (ع) است و ایشان مالک اشتر را منصوب فرموده است مگر در خود نهج‌البلاغه در نامه به مردم مصر پس از کلی تعریف و تمجید و تأیید مالک تذکر نداده‌اند که به‌شرطی اطاعتش کنید که مطابق حق فرمان دهد؟ چرا فکر می‌کنید مردم امکان شناخت حق را ندارند و باید هرچه ولی فقیه گفت را بپذیرند حال آنکه حتی امام علی (ع) چنین رابطه‌ای میان خود و مردم قائل نبود؟ این توجیهاتی که دربارهٔ عدم امکان اشتباه رهبری در برخی افکار وجود دارد براستی تفاوت چندانی با نظریهٔ باب شیخ احمد احسایی که از دلش بابیت و بهاییت درآمد ندارد با این تفاوت که این بار باب مفروض، فقها و مشخصاً ولی فقیه است و با این طبقهٔ اجتماعی سر دشمنی ندارد که هیچ دوست توجیه‌گر هم هست! شاید اگر شیخ احمد و شاگردانش هم به‌جای مقابله با فقیهان، تأییدشان می‌کردند و می‌گفتند باب یکی از فقیهان زمان است که از همه عالم‌تر و عادل‌تر و شجاع‌تر است کارشان به سرکوب و اعدام و تبعید نمی‌کشید! خیلی تصادفی صحبت شما را درخصوص خارج شدن جناب احمدی نژاد از خط ولایت را شنیدم با وجود اینکه به برخی از رفتارهای ایشان منتقدم با این حال ایشون را ولایی تر از دولت موجود و بقیه دولتها می دانم و صد البته مردمی تر اما این به این معنا نیست که بطور مطلق قبولش دارم و برخلاف نظر شما رفتار ایشون را درخصوص انتخابات ۹۶ خلاف ولایت نمی دانم ایشون صرفا مشورت کردند همانطور که هر انسانی مشورت می کند ولی قرار نیست با نظر مشاور مسئله ای را به خودمان تحمیل کنیم حتی اگر آن مشاور رهبر باشد. وقتی بخشی از جامعه پیرو تفکری است چرا نباید نمایندهٔ آن تفکر حق حضور در انتخابات را داشته باشد؟ مگر غیر این است که امام علی به‌ صراحت می‌فرماید چون خیل جمعیت حجت را بر من تمام کرد خلافت را پذیرفتم؟ حتی امام علی (ع) که حکومت حق مسلمش بود و غصب شده بود وقتی تن به آن داد که مطمئن شد اکثریت مردم او را می‌خواهند. اگر کسی معتقد است حق را شناخته و خود نماد بارز آن است پس حتماً خوب هم بلد است آن را عرضه و تبلیغ کند و اگر واقعاً حق است و اگر به لطف جمهوری اسلامی طاغوت که حجاب حق است برچیده شده است چرا باید از شنیدن صدای مخالف و به رأی گذاشته شدن نظرش بترسد؟ ۴۰ سال حماقت صغیر تصور کردن مردم و تحمیل نظارت استصوابی به آنان که از دلش انتخاباتی بین بد و بدتر و مجلس و دولت‌هایی هریک بی کفایت تراز قبلی کافی نیست؟ هرچند از نظر رهبری این دولت بهترین است و مهم نیست مردم هرروز دارند بیشتر از دیروز له می‌شوند مهم امنیت و حفظ نظام است (نظریهٔ اصالت دولت (نظام) و در خدمت نظام بودن همهٔ مردم که اگر قدری افراطی‌تر شود می‌شود همان فاشیسم!) هرچند از نظر ایشان امنیت فقط نبود جنگ و ترور است وگرنه باقی عناصر امنیت به فنا رفته است. شما اگر در شرایط کنونی چیزی از امنیت روانی، اقتصادی و حتی سیاسی سراغ دارید بفرمایید بماند که در روایات داریم فقر از هر دری بیاید ایمان از در دیگر می‌رود. بی‌شک اینکه رهبری به خود اجازه دهد تعیین تکلیف کند چه کسی در انتخابات شرکت کند یا نکند عین طاغوت و صغیر فرض کردن مردم است. بیایید با خودمان صادق باشیم اگر جمهوری اسلامی است و اگر این حکومت همان حکومت است که امام خمینی انتظار داشت مردم حق داشتند که رهبرش را استیضاح کنند و امثال بهشتی از آزادی بیان و اظهار عقیده حتی در وسط جنگ می‌گفتند پس «من صلاح نمی‌دانم» و «من این را می‌گویم» را بریزیم در سطل آشغال! رهبری هم باید به مردم پاسخگو باشد رهبری هم فقط باید نظرش را بگوید و تحمیلی در کار نیست رهبری هم باید در مقابل هر دستوری که می‌دهد برای مردم دلیل کافی بیاورد و اگر مردم نپذیرفتند کوتاه بیاید مگر آنکه خودش را از امام علی هم بالاتر بداند که در آن صورت بهتر آن است که به عقیدهٔ آیت‌الله مصباح تن دهیم و نام جمهوری را حذف کنند. مگر استاد عزیز نظر علامه طباطبایی دربارهٔ آیهٔ دوازدهم سورهٔ مدنی تغابن این نیست که حتی اگر مسلمانان نافرمانی کردند پیامبر وظیفه‌ای جز تذکر دادن ندارد؟ (در تفسیر المیزان در توضیح این آیه آمده است: «و معناي‌ جمله‌ ‌اين است‌: ‌که‌ ‌اگر‌ ‌شما‌ ‌از‌ اطاعت‌ ‌خدا‌ ‌در‌ آنچه‌ ‌از‌ دين‌ تشريع‌ كرده‌، و ‌يا ‌از‌ اطاعت‌ ‌رسول‌ بدان‌ جهت‌ ‌که‌ ولي‌ امر ‌شما‌ ‌است‌ ‌در‌ آنچه‌ ‌به‌ ‌شما‌ دستور مي‌دهد اعراض‌ كنيد، ‌رسول‌ ‌ما نمي‌تواند ‌شما‌ ‌را‌ مجبور ‌بر‌ اطاعت‌ كند، ‌براي‌ اينكه‌ ‌او‌ مامور ‌به‌ ‌اين رفتار نشده‌ بلكه‌ تنها مامور ‌شده‌ ‌که‌ رسالت‌ ‌خدا‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌شما‌ برساند، ‌که‌ رسانيد») صراحت این آیه و توضیحات علامه و تأکید قرآن بر عدم تسلط پیامبر بر مردم یعنی حکومت اسلامی توسط خود مردم پیاده می‌شود و مردم باید بخواهند فلان مسئله طبق نظر شرع پیش برود و هیچ جبری بر آنان نیست حتی اگر پدرانشان در ۴۰ سال قبل چنین جبر طاغوت‌واری را پذیرفته باشند. مطمئن هستم شما اهل مطالعهٔ تاریخ هستید و خوب می‌دانید بسیاری از توجیهات امروز را زمانی بنی‌امیه و بنی‌عباس بهتر و دقیق‌تر و مستندترش را می‌ساختند تا صدای مخالفت مردم در برابر خلیفه را خفه کنند. پس لطفا اجازه ندهید تفکر از دیگران گرفته شود و چشم بسته همه مسائل را به رهبری وصل کنیم و بگوییم چون زعیم ماست خداوند کمکشان می کند و ایشون اشتباه نمی گویند و یا اشتباه رفتار نمی کنند که نمونه هایی مبنی بر اشتباه رفتن مسیر در طی رهبری ایشان وجود داشته است که حتی خود رهبری گاها به ان موارد اشاره کرده است (یه نمونه از چند نمونه را عرض می کنم در خصوص کاهش جمعیت ایران که بعدها رهبری گفتند که حمایتش از این طرح اشتباه بوده هرچند شما این را اشتباه ندانید ولی تاثیر سوء آن در مردم دیده شد) حتی نمونه های اعترافی امام خمینی مبنی بر بعضی از تصمیمات اشتباهش در تاریخ وجود دارد. باید پذیرفت وقتی یک غیر معصوم را در حد معصوم بالا ببریم و مقدس پنداری می کنیم و تمام رفتارهایش را از روی حکمت و حکیم بودنش می دانیم در واقع چشمان واقعیت را بسته ایم و تعقل را تعطیل کردیم و اشتباهات را توجیه می کنیم چه آن شخص من نوعی باشم و یا آقای احمدی نژاد و چه رهبری و یا هر شخص دیگری باشد به نظر بنده باید حد تعادل را نگه داشت و امکان خطا را در زمانی که معصوم حضور ندارد برای همه در نظر داشت حتی ولی فقیه و توجیه نکنیم که اشتباهات آنها فاحش نیست چرا چنین جواز ناچیز بودن اشتباه را فقط برای ولی فقیه جایز می دانیم؟ بدانیم تنها کسی که از خطا عاریست فقط امام معصوم است و این عقیده ایست که شما به ما شاگردان خود آموخته اید ببخشید که با این صراحت نظر دادم و انتقاد کردم امیدوارم چنین انتقادی به معنای این نباشد که از خط ولایت خارج شده ام یا ارداتم به شما کاسته شده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه جامعه‌ی ما به آن‌چنان بلوغی رسیده است که از دوره‌ی «فراروایت» عبور کرده است. به این معنا که افراد، چراغ خرد خاموش کنند و بدون فکر از کسی تقلید نمایند. آری! بسترِ گشوده‌ای است به نام اسلام و انقلاب، که خود به خود میدانِ تفکر است و تفاوتِ فهم‌ها نسبت به اسلام و انقلاب، نشانه‌ی سعه‌ی ملکوتیِ اسلام و انقلاب است و ما را از انجمادِ فکری نجات می‌دهد. از سخنان شما چنین برداشت کردم که نمی‌خواهید در انجمادِ فکری، خود را متوقف و راضی کنید و همین امر موجبِ ارادت بنده به امثال شماست. حقیقتاً در این تاریخ، باید در بسیاری از برداشت‌ها و فهم‌های خود تجدید نظر کنیم و آن‌ها را بازخوانی نماییم، هرچند که در بعضی نکات به نظر خودم عجله کرده‌اید. مثل آن‌که گمان فرموده‌اید علت مخالفت بنده با آقای احمدی‌نژاد مربوط به سال ۹۶ و عدول ایشان از مشورتی است که با مقام معظم رهبری داشت. چنین نیست؛ ولی فعلاً هم مهم نیست. مهم آن است که شما در موضوعات فکر می‌کنید و حتی برای مقام معظم رهبری، جایگاهِ عصمت قائل نیستید. از آن طرف انتظار بنده آن است که اهل تفکر به سخن متفکران از جمله متفکری مثل آقای خامنه‌ای فکر کند و در مقایسه با سخن مخالفانِ ایشان آن‌چه بهترین است را دنبال نماید. بنده به هیچ‌وجه نگاهِ شخصیت‌هایی امثال شما را، نه‌تنها نگاهِ مغرضانه نمی‌دانم، بلکه چشم‌اندازی می‌بینم برای آینده‌ای که سختْ بدان امیدوارم. همان‌طور که اشاره دارید بحث در حکمِ حکومتی رهبری است که در آن‌جا نه به اعتبار آن‌که آن سخن و آن حکم، بی‌عیب است بلکه از آن جهت که باید بالاخره به گفته‌ی افلاطون، یک کسی حرف آخر را بر مبنایِ معارف تعریف‌شده بزند تا امورِ شهر و کشور جلو برود.

اجازه بدهید به تک‌تکِ اشکالاتی که فرمودید پرداخته نشود؛ ولی در جمع‌بندی معتقدم «عقل» و «حکمت» اقتضاء می‌کند نظام ما آن‌چنان بی‌هویت و بی‌اصالت نشده است که به براندازی نسبت به آن فکر کنیم؛ بلکه برعکس، شاید بگویم از بی‌نظیر نظام‌هایی است که اگر دلسوزانه و بی‌سر و صدا در رفع مشکلات آن قدم برداریم، حتماً به نتیجه خواهیم رسید. بنده بر اساسِ تجربیات گذشته‌ی خود در این وادی قدم برمی‌دارم و سختْ امید به رحمتِ الهی دارم و سخنان مقام معظم رهبری را نه از آن جهت که «باب اللّه» است بلکه به اعتبار این‌که گویا خدا بنا دارد از طریق سخنان ایشان، هدایتی به این ملت عطا کند؛ ارج می‌نهم در آن حدّ که گاهی به این فکر می‌افتم چقدر خوب است این سخنان را مثل یک متن ارزشمند در جمع دوستان مورد بحث و بررسی قرار دهیم، به نظر بنده ارزش این کار را دارد. موفق باشید

20627
متن پرسش
با سلام: فرمودید خواب حجت نیست. پس چرا ائمه به ما دستور العمل برای دیدن خوابشان را داده اند؟ مگر نه این است که ارتباط با عالم غیب ابتدا از طریق خواب و سپس از طریق شهود است؟ اگر امیدوار به رد و بدل اطلاعات با عالم غیب نباشیم دینداری خسته کننده می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در كتاب «شرح ده ‏نكته از معرفت‏ نفس» و نيز در تفسير آيه 42 سوره زمر بحث شده است، اگر به آن مباحث رجوع بفرماييد ملاحظه مى‏ كنيد اساساً نبايد براى خواب زاويه‏ اى اساسى در زندگى و در تجزيه و تحليل‏ هاى خود باز كنيد. قصّه‏ اى خدمتتان عرض كنم شايد تا حدّى به جواب سؤالتان نزديك شويد: متوكّل عباسى، تعبيركنندگان خواب و كاهن‏ هاى دربار را جمع كرده بود و با تهديد گفته بود بايد بگوييد: «من چند سال ديگر حكومت مى‏ كنم؟» اين بيچاره ‏ها از كجا بدانند؟! يكى از آنها با اطمينان كامل گفته بود: قربان! 33 سال ديگر حكومت مى ‏كنيد. متوكّل از او مى‏ پرسد از كجا مى‏ گويى؟ گفته بود: چون شما امشب 33 دُرّ را در خواب مى ‏بينيد. همه معبّرين از جواب قاطع او خيلى تعجب كردند كه چطور مى‏ شود با توجّه به علم تعبير خواب، چنين چيزى گفت. فردا صبح كه متوكل از خواب بيدار شده ‏بود به آن شخص گفته ‏بود: بارك‏ الله! تو راست گفتى من 33 دُرّ را خواب ديدم، پس حتماً 33 سال ديگر حكومت مى‏ كنم. بعداً معبّرين از همكار خود پرسيدند: از كجا گفتى؟ گفت: من به او القا كردم كه 33 دُرّ خواب مى ‏بينى، روحش 33 دُرّ را در حالت خواب در خيال خود ايجاد كرد، و هيچ‏ خبرى هم از ادامه حكومت 33 ساله او نيست. به همين ترتيب اگر كسى خيلى به خودش القا كند كه امام زمان (ع) را در خواب مى‏ بيند، ممكن است واقعاً در خواب ببيند. امّا چه كسى را در خواب ديده ‏است؟ آن امام زمان ساخته ذهن خودش را كه در بيدارى تصور مى‏ كرد و دوست مى‏ داشت كه در خواب هم ببيند.

بر روى چگونگى «خواب‏» وقت بگذاريد، اين همه روايت داريم كه خواب‏ حجّت‏ نيست. نمى‏ خواهم بگويم كه ممكن نيست درِ غيب در خواب به روى شما باز شود، آرى؛ گاهى ممكن است در منظر صورت خياليه شما، يك نور بَصَرى از امام (ع) براى شما ظاهر شود، ولى مى ‏خواهم بگويم: خود امام به ما ياد داده ‏اند كه خواب حجت‏ نيست. و شما حق نداريد براى خوابتان در تصميم‏ گيرى‏ هايتان زاويه بازكنيد. بايد متوجه باشيد كه خيالات رهزن است و ما را بازى مى ‏دهد، به طورى كه واقعاً خيالاتمان را مى ‏شنويم و فكر مى‏ كنيم از خارج صدايى شنيده ‏ايم و يا خيالاتمان را مى ‏بينيم و فكر مى ‏كنيم در بيرون داريم مى‏ بينيم، چون اگر كسى خود را در اين وادى‏ ها انداخت و مسير طبيعى را رها كرد، خيالاتش‏ آنقدر قوى مى‏ شود كه نمى‏ تواند بين بيرون و درون را تفكيك كند، حتى براى عزيزانى كه در صدق و صفا هستند چنين خطر و اشتباهاتى هست.

در مقدمه كتاب «آيةالحق» مرحوم حسين غفارى از قول حاج شيخ عباس قوچانى (وصى مرحوم سيد على ‏آقا قاضى (ره)) نقل مى ‏كنند كه يكى از افراد مشهور به كرامت به در منزل مرحوم قاضى آمد و گفت: من حالى داشتم كه تمام گياهان، خواص و آثار خود را به من نشان مى‏ دادند، مدتى است حجابى حاصل شده و ديگر به من نمى ‏نمايانند، از شما تقاضا دارم كه عنايتى بفرماييد تا آن حال به من بازگردد. مرحوم قاضى (ره) به او فرمود: دست من خالى است. او رفت و پس از زيارت عتبات، به نجف برگشت، يك روز كه جميع شاگردان نزد مرحوم قاضى گرد آمده بودند، در منزل ايشان آمد و از بيرون در، سرش را داخل نموده، گفت: آنچه را كه از شما مى‏ خواستم و به من نداديد، از حضرت صاحب‏ الأمر گرفتم و حضرت فرمود: به قاضى بگو بيايد نزد من، با او كارى دارم. مرحوم قاضى سر خود را بلند كرد و گفت: بگو قاضى نمى ‏آيد.

نويسنده در ادامه مى‏ گويد: اوّلًا ميان راه توحيد و طريق معرفت نفس كه روش تربيتى عرفاى بالله است با راه تقويت نفس كه شيوه ارباب رياضات و اصحاب مكاشفات و كرامات است، فرق هست. وقتى گفته مى ‏شود كه اصحاب كرامات و مكاشفات و رياضات به دنبال تقويت نفس هستند و نه عبور از آن، چه بسا به ذهن افرادِ خام، از كلمه تقويت نفس، خداى ناكرده اشتغال به امور لهو و لعب متبادر شده و از اين جهت انتساب بسيارى از بزرگانِ صاحب كرامت و دعاوى باطنى را به اين طريقه، غيرقابل قبول بشمارند، ولى خوب نظر كن كه فرد مذكور يكى از اصحاب مكاشفه بوده و در چاره ‏گشايى امور مادى و معنوى خلايق اشتهار داشته و حتى در اين سال‏هاى اخير، بعضى وى را در زمره عرفاى عظام شمرده، و عبرت بگير كه چنين شخصى غايت خواسته ‏اش كه عمر گرانبها را صرف آن كرده و از اين شهر به آن شهر و از اين امام به آن امام و از مرحوم قاضى تا صاحب‏ الأمر را مورد سؤال قرار داده، بازگشت حالى است از حالات نفس و قوايى از قواى باطن كه مثلًا بتواند كشف خواص دارويى گياهان بكند. و بدان كه لذّت بهره ‏مندى از اين قواى نفسانى و لذت استفاده و بروز كرامات، گاه آنچنان قوى است كه صدها برابر لذّات ظاهرى حسّى است و شخص واجد اين حالات ابداً نمى‏ تواند از آن‏ها عبور نمايد و البته با محمل‏ هاى كمك به خلق و دستگيرى و غيره، آن‏ها را براى خود توجيه مى ‏كند، ولى مهم اين است كه همه اين‏ها كمالات و آثار نفس است و هدف عرفان، فناى تمامى آثار و شوائب نفسانى از پايين ‏ترين درجات تا بالاترين مراحل آن، كه با نورانيت بسيار شديد توأم است.

ثانياً؛ بنگر به كلام قاضى كه به آسانى و سردى مى‏ گويد: دست ما خالى است، آرى نه دست او كه دل و جان او از هر گونه خواست و قواى منتسب به انّيَت نفس خالى است. ثالثاً؛ بنگر به گفتار آن شخص در اخذ خواست خود از امام زمان (ع) و پيام معاتبه ‏آميز از جانب حضرت به مرحوم قاضى كه به قاضى بگو: بيايد با او كار دارم، كه حكايت دارد كه آن شخص به زعم خود به شرف ملاقات امام عصر (ع) نائل شده و حضرت خواسته او را برآورده ساخته ‏اند و گفته‏ اند به قاضى هم بگو بيايد. و ديدى كه قاضى هم گفت: بگو قاضى نمى‏ آيد! كه اين جواب قاضى، نشان تشخيص قاضى است از سستى توهمات و دعاوى كثيره مدعيان ملاقات با امام زمان (ع). اين پاسخ قاضى يعنى امامِ زمان مورد ادعاى شما، چيزى جز امر خيالى و نفسانى و توهّمى و ساخته نفس شما يا شيطان نيست.

در ادامه مى‏ فرمايد: در محضر آيت‏الله‏ طهرانى (ره) به مناسبتى سخن از همين دعاوى مربوط به رؤيت حضرت صاحب‏ الأمر (ع) شد. ايشان از قول حضرت آقاى هاشم حدّاد مستقلًا يا از ايشان به نقل از حضرت آقاى قاضى (قدس‏سرهما). فرمودند كه «غالب اين ادعاهاى رؤيت در طول تاريخ به جز چند موردِ محدود و معدود، امور خيالى و نفسانى بوده و حداكثر از قبيل مكاشفات روحيه است كه صاحب آن‏ها آن را امر عينى و حقيقى مى‏ پندارد. مؤلف محترم از قول مرحوم آيت‏ الله قاضى نقل مى ‏كند كه شيخ احمد احسايى روزى به شاگردان خود گفت: من هر وقت به حرم مشرف مى ‏شوم به حضرت سلام مى‏ كنم، حضرت بلند جواب مى‏ دهند، به طورى ‏كه اگر شما هم آنجا باشيد مى‏ شنويد، يك‏ مرتبه با من بياييد تا بفهميد. روزى شاگردان وى به حرم مشرف شدند، شيخ سلام كرد، بعد رو كرد به شاگردان و گفت: جواب شنيديد؟ گفتند: نه! دومرتبه سلام كرد و گفت: شنيديد؟ گفتند: نه! پس شاگردان و خود او دانستند كه شيخ در اين موضوع اشتباه كرده است (صدايى را كه نفس خودش ايجاد كرده است، مى‏ شنيده و تصور مى ‏كرده آن صدا از خارج است)» نقل از كتاب آيةالحق، تأليف سيد محمد حسن قاضى، صفحات 100- 102. موفق باشید

19166

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: می خواستم بدانم از نظر شما جایگاه دانشگاه (علی الخصوص دانشگاه هایی که بیشتر آموختن یک حرفه مثل پزشکی، مهندسی یا هنر را به عهده دارند) در وضعیت تاریخ کنونی با توجه به نظریاتتان در خصوص تفاوت حکمت و دانش مدرن و همچنین رسالت دانشگاه که به گفته ی شهید آوینی تربیت شهروندان مناسب دنیای مدرن و ... می باشد که از نظامات دنیای مدرن پیروی می کند و روح دنیای مدرن در تضاد با روح اسلام می باشد، چیست؟ نحوه ی برخورد صحیح ما با این آکادمی چه باید باشد؟ تسخیر یا دوری؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما فعلاً با همین نهادهای آموزشی روبه‌روئیم. لذا باید با خودآگاهی نسبت به این نقص‌ها سعی کنیم در همین بسترها بشری تربیت شود تا به مرور هدف اصلی آموزش در نظام اسلامی شکل گیرد. موفق باشید

نمایش چاپی