بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20871

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد با سلام: لطفا روشهای اثبات صفت حکمت خداوند را به صورت کامل بیان کنید، چه ارتباطی بین صفت حکمت و صداقت و علم خداوند وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در «برهان صدیقین» کار کنید تا ثابت شود چون خدا عین کمال است، عین حکمت و صداقت و علم و .... هست. موفق باشید

20303

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب: فرق آل محمد و اهل بیت چیست؟ با توجه به حدیث زیر: در ثواب الأعمال روایت نموده از عمار بن موسی که: بودم نزد حضرت ابی عبدالله (علیه السلام)، پس مردی گفت: اللّهمّ صلّ محمّد و أهل بیت محمّد پس حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: تنگ کردی بر ما، آیا نمی دانی أهل بیت پنج نفر آل عبا است؟ آن شخص عرض کرد، پس چه نحو بگوییم؟ فرمود: بگو اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد، تا آن که ما و شیعیان ما داخل شویم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از خود روایت برمی‌آید که در آن زمان اهل‌البیت«علیهم‌السلام» تنها به پنج تن آل عبا گفته می‌شده. ولی در حال حاضر با حاکمیت فرهنگ شیعه موضوع، فرق کرده. موفق باشید

19365
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد عرفان های حلقه رو تایید می کنید؟ توصیه حضرتعالی برای کسی که بخواد خودسازی کنه چیه استاد؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرفان‌های حلقه انسان‌ها را گرفتار یک توهّم می‌کند بدون آن‌که رجوع به حق در میان باشد. خودسازی واقعی، رعایت حرام و حلال الهی است و تلاش برای به‌دست‌آوردن معارفی که انسان را در مسیر إلی اللّه کمک کند. توصیه‌ی ما سیر مطالعاتی بر روی سایت است. موفق باشید

17625

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: بنده طلبه هستم. سوالم از محضرتان این است که برای اینکه مطالعاتمان در حافطه مان بماند چه باید بکنیم؟ چرا که بعضا مطالعاتی که داریم در زهنمان نمی مانند و فراموش می شوند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دو چیز در امر فوق کمک می‌کند؛ یکی یادداشت و خلاصه‌نویسی موضوع، و دیگر تکرارِ آن خلاصه. در آخر کتاب «امامت و رهبری» مرحوم شهید مطهری در این مورد نکاتی دارد. موفق باشید

14931
متن پرسش
سلام استاد بزرگ: این غمنامه‌ای است که نمی‌دانم چقدر حدیث نفس است و چقدر ریشه در حقیقت دارد لذا بر شما عرضه می‌کنم و نظر حضرتعالی را می‌خواهم. ببخشید که طولانی است، حجم آن را به نصف رساندم. درکی که از کلیت فضای اطراف خود دارم این است که آدم ها به لحاظ سطح فرهنگ و حداقل‌های زندگی اجتماعی، بعضا در سطح خیلی پایینی هستند. گاهی بی‌دلیل و گاهی نیز با دلایلی همچون خودبینی، حسادت، کینه یا ... دیگران را با زبانشان یا از طرق دیگر مورد آزار قرار می دهند یا ایجاد مزاحمت یا دخالت یا ..... می‌کنند. و همچون مار گزنده ای که از آنها می گریزی ولی اگر دستشان بهت برسد از نیششان در امان نیستی. اینکه مزاحمت ها و آزارهای خلق، همه در هستی جایگاه دارد و برای پاک شدن ما از رذایل و ظهور حلم است و همانطور که معصوم می فرمایند «ما رضای حق را در جفای خلق قرار دادیم»، یک موضوع است که از بحث حقیر خارج است. ولی اینکه چه می شود که آدم‌ها اینگونه می شوند و حتی گاهی بدون هیچ دلیلی خلق آزاری می کنند، موضوع دیگری است که برایم محل سوال و تأمل است. (تکمله: منظورم افرادی هستند که چنین رویه ای دارند وگرنه هیچ کس معصوم نیست). و اینکه چه اتفاقی می افتد که گاهی شخصیت خود را با خلق آزاری زیر سوال می برند و چه شده که از چنین درکی بازماندند که اگر رذیله ای دارند حداقل آن را بروز ندهد و در ظاهر آداب معاشرت و انسانیت را برای خاطر خودشان حداقل، حفظ کنند؟؟ اینکه پیامبر فرمودند مؤمن کسی است که دیگران از دست و زبان او در امان باشند، شاید بیشتر چنین تحلیلی بهم می‌داد که افراد مؤمن اینچنین نیستند (یعنی حرمت دیگران را حفظ می کنند) ولی مدتی است که مشاهدات تجربی ام غیر از این را می گوید. و ظاهرا بیشتر به فرهنگ تربیتی و خانوادگی آدم ها برمی گردد تا به ایمانشان. متأسفانه بعضا افرادی با سطح معرفتی خیلی قوی حرف هایی می زنند و برخوردهایی می کنند که می مانی به درک و شعور خودت از احترام به دیگران و از دین، شک کنی یا به «نوع» معارفی که خروجی اش پس از ده ها سال احترام به دیگران و عدم خلق آزاری نیست؟ نظرتون چیه؟ و آیا برای رساندن کتب معرفتی به افرادی که به خاطر فرهنگ و شخصیتشان خلق آزاری می کنند هم باید دغدغه داشت؟ آن وقت خروجی و ثمره ی این معارف دینی اجمالا غیر از حالات خوش معنوی برایشان چیست؟ وقتی به تجربه می بینیم چیزی به ایمان افراد به آن معنایی که معصوم فرمودند اضافه نمی شود و دیگران را از دست و زبان آنها ایمن نمی کند؟ یا باید به فکر چگونگی تغییر این رویه (رویه ی خلق آزاری) بود؟ (منظورم این نیست که در دل معارف چنین خاصیتی نیست و حرفم ناظر به خروجی عملی معارف است) اینها در حد سوال است و ابدا حرف نهایی برای این مسائل ندارم. آیا درکی که حقیر از انسانیت و ایمان دارم غلط است؟ نظر و تحلیل شما از این پدیده چیه؟ به نظرتان ضرورتی دارد به عنوان انسان مسلمان، الگوی احترام به دیگران و ادب در جهان باشیم با معنایی که شامل آنچه ذکر شد، باشد؟ از اساتیدی که در جلسات دانشگاه خیلی انسانی و حق مدارانه و بزرگوارانه تعامل می‌کردند نهایت تشکر را دارم، و با نظر به نگاهی که آن بزرگواران به ما آموختند، این غمنامه را به پایان می‌رسانم و منتظر نظرات راهگشای شما می‌مانم. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جنابعالی به نکته‌ی بسیار مهمی اشاره کرده‌اید و این مشکلی است که بیش از آن‌که فردی باشد، ریشه‌ی تاریخی دارد و بدین لحاظ چون معارف الهی در جایِ خود قرار نمی‌گیرند، تأثیر لازم را نیز نخواهند داشت. زیرا «تفکر» در جامعه حاکم نیست و عموماً افراد در فضای خصومت‌های ژورنالیستی به‌سر می‌برند. به همین جهت از سال‌ها قبل بنده به این نتیجه رسیدم که اگر «تفکر» به جامعه برنگردد و انسانیت انسان‌ها مدّ نظر قرار نگیرد، ما از دیانت خود بهره‌ی کافی نمی‌بریم، به همان معنایی که قرآن در ابتدایِ سوره‌ی بقره می فرماید: «این کتاب برای متقین، کتاب هدایت است». یعنی آن‌هایی که بنا دارند از کدورت‌ها و تنگ‌نظری‌ها آزاد شوند. کانون‌های دینی ما به‌جای آن‌که انسانیتِ دیگر انسان‌ها را درک کنند؛ غیرِ خود را با نگاه غیرِ حق می‌بینند و این تا آن‌جایی ریشه دارد که ما در تاریخ گذشته، اهل سنت را غیرِ خود می‌دانستیم و همین روحیه، از آن به بعد به نحوه دیگری وارد جامعه‌ی خودی یعنی شیعه شد، و هنوز با این‌که بنا است در بلوغِ آزادشدن از غیرِ خودی‌دیدنِ اهل تسنن رسیده باشیم، روحیه‌ی تحقیر دیگران در ما باقی مانده است. می‌فرمایید: «آیا درکی که از ایمان و انسانیت دارید، غلط است یا صحیح؟» کاملاً صحیح است. متأسفانه ما عادت کرده‌ایم رقیب‌سازی کنیم و لذا در تذکرات اخلاقی هم به‌جای آن‌که خود را متهم کنیم، رقیبِ ذهنی خود را متهم می‌کنیم که چرا رعایت اخلاقیات را نمی‌کند! و این‌جا است که حتی درس اخلاق، نتیجه‌ی ضدِ خود را می‌دهد. در کتاب «امام خمینی«رضوان‌الله‌‌تعالی‌علیه» و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» صفحه 351  عرض شده است: «ما هنوز گمان می‌کنیم با تحقق انقلاب اسلامی امری ساده به وقوع پیوسته که می‌توانیم در جزیره‌ای به نام ایران با آن به سر ببریم و به همین جهت نیازی نمی‌بینیم تا نسبت خود را با اطرافیانی که در یک گروه قرار داریم و با دیگر جریان‌ها باز تعریف کنیم. در این صورت باید بپذیریم ما با خیالات خود در این واقعه‌ی عظیم یعنی انقلاب اسلامی وارد شده‌ایم. و هرگز نباید برای خود امید پیروزی داشته باشیم زیرا نه خود را مجهز به سعه صدری کرده‌ایم که در آینده سخت به آن نیازمندیم و نه تلاش می‌کنیم جامعه را از دو قطبی بودن بین جناح‌هایی که به اهداف انقلاب معتقدند، خارج کنیم؛ همچنان اسیر جناح‌بندی‌های گذشته هستیم، زیرا معنای حضور در آینده‌ای را که در میان سایر ملت‌ها برای ما رقم خورده است متوجه نمی‌باشیم.» تا وسعت خود را و افراد جامعه را در این تاریخ وارد نکنیم، هنوز در تنگیِ فردانیت خود با افراد برخورد می‌کنیم. پیشنهاد بنده آن است که سعی کنیم حیطه‌ی انسان‌ها تغییر کند. وقتی افراد خود را به وسعت حضور در تمدن اسلامی احساس کردند، معنای خود را آن‌چنان تغییر می‌دهند که دیگر نه‌تنها به کسی بدی نخواهند کرد، از بدیِ دیگران نیز خواهند گذشت. موفق باشید   

 

14872
متن پرسش
سلام: در مورد هفت مرتبه انسان از طبع و نفس و قلب و روح و سر و خفی و اخفی آیا تمام این مراتب رو هر انسانی دارا هست یا در سیر تکاملی انسان به این مراتب میرسه؟ آیا با حرکت جوهری انسان میرسه اگر هم اکنون و بالفعل این مراتب رو نداره یا با عبادات، و ارتباط عبادات با حرکت جوهری چیه؟ چرا عبادت روحی حرکت مادی رو سریع میکنه اگه میکنه البته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکت جوهری مسیر تبدیل مابالقوه‌ی انسان است به مابالفعل، ولی جهت‌دادنِ آن با اختیار انسان است. اگر انسان نفس ناطقه‌ی خود را درست هدایت کند إن‌شاءاللّه تا مقام سرّ و خفی می‌تواند جلو رود. موفق باشید

14562

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد آیا شما شخصیت آیت الله صمدی را برای استفاده از مباحث ایشان تایید می فرمایید منظورم در مقام مقایسه با دیگر اساتید نیست بلکه خود ایشان را بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آثار ایشان را مفید و قابل استفاده می‌دانم. موفق باشید

13319
متن پرسش
سلام علیکم استاد: آیا ظهور حضرت صاحب نزدیک است؟ چگونه خودمون رو برای ظهور آماده کنیم؟ چه کنیم تا جزو یاران ایشون باشیم؟ چه کنیم تا در زمان ظهور منکر دین و آقا امام زمان نشویم؟ من الله توفیقا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به یک معنا با به‌صحنه‌آمدن انقلاب اسلامی نور حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» ظهور کرده است و با ارتباط قلبی نسبت به انقلاب و ارادت به رهبری انقلاب، عملاً وظیفه‌ی خود را نسبت به آن حضرت انجام داده‌ایم. آیا شما سخنان مقام معظم رهبری را حاصل کمک‌های حضرت صاحب‌الأمر«علیه‌السلام» به ایشان نمی‌دانید؟ موفق باشید

12133
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: من تلاش زیادی در جهت تهذیب نفس می کنم تا حدودی هم موفق بودم. از شما می خواهم برای تطهیر قوه خیال راه کار نشان دهید و یک توضیح اجمالی راجع به این قوه داشته باشید و دیگر اینکه می خواهم عصبانی نشوم و از کوره در نروم ولی همسرم هم غرغرو و عجول هست تا حدی که نه تنها من بلکه دیگران هم صداشون درآمده اگه یک داد بزنم و یک اعتراض محکم بهش کنم سرجاش میشینه و گرنه ادامه میده و همه رو کلافه میکنه من از اینکه از کوره درمیرم یک وقت صدام رو بلند می کنم خیلی ناراحتم آیا اینها باز دارنده اند و منو از خود سازی عقب می اندازه و اگر هم هیچ یک از این مقابله ها رو نکنم از درون داغون میشم و اعصابم بهم میریزه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه‌اید «غضب» فوق‌العاده انسان را عقب می‌اندازد. توصیه می‌کنم کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را از ابتدا تا انتها دنبال کنید. شرح صوتی اینجانب إن‌شاءاللّه کمک می‌کند. موفق باشید

11024
متن پرسش
سلام و عرض ادب: استاد گرامی، جلد 21 صحیفه را خواندم و در آن امام خمینی (ره) زیاد به مقدس نماها اهل تقدس و... بد و بیراه می گوید. خواستم بدونم که اهل تقدس یعنی منی که احکام و انجام دقیق آها برام مهمه را شامل میشه؟ اصلا این اصطلاحات چه معنایی را میخواد برسونه؟ 2- این قسمت پاسخها و پرسشها خودش یه کتابیه، کاشکی فایل یک جای آنها را برای دانلود می گذاشتید. سپاس بیکران.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ مقدس نمایی یعنی نفهمیدن جایگاه دستورات الهی که باید به کمک آن‌ها با استکبار جهانی مقابله کرد و توحید الهی را در جامعه حاکم نمود. 2ـ ان‌شاءالله در آینده این کار خواهد شد. موفق باشید
10741

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: و با تشکر از شما به خاطر پاسخگویی به سوالات. امام باقر ‌(ع) می‌فرماید: «سه سنگ وجود دارد که از بهشت به زمین آورده شده‌اند: مقام ابراهیم (سنگی که ابراهیم بر آن پا نهاد و کعبه را ساخت)، سنگ بنی اسرائیل (سنگی که به وسیله معجزه الهی، حضرت موسی (ع) بدان ضربه می زد و از آن برای بنی اسرائیل آب بیرون می آمد)، و حجر الأسود که خداوند آن‌را به ابراهیم داد در حالی‌که بسیار سفید و تابان بود و به جهت گناه انسان‌هایی که آن‌را لمس کرده بودند سیاه شد». سوال: یعنی چه از بهشت سنگ حجرالاسود آمده؟ و چه خاصیتی در این سنگ هست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور آن باشد که این سنگ‌ها مظهر انوار خاصی هستند که بهشت حقیقت آن انوار باشد و لذا آن سنگ‌ها مددهای خاصی که منجر به انتقال انسان‌ها به بهشت می‌شود را در بر دارند. موفق باشید
10423

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: منظور از شناخت خود چیست؟ با توجه به حدیث من عرف نفسه فقد عرف ربه.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. موفق باشید
9259
متن پرسش
سلام استاد: می خواستم ببینم این جمله ی حضرت امام که فرمودند: حفظ نظام اسلامی از حفظ یک نفر ولو امام عصر (عج) اهمیتش بیشتر است. را چگونه ارزیابی و تحلیل می فرمایید. خواهشا به تفصیل بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این حدّ جمله‌ی امام را در ذهن دارم که فرمودند: «حفظ نظام از اوجب واجبات است» چون می‌دانید تا نظام اسلامی محقق نشود، مقصد و هدف شریعت الهی که این‌همه پیامبر برای آن تلاش کردند و حتی سیدالشهداء«علیه‌السلام» جان مبارک خود را در راه آن فدا کردند، صورت عملی به خود نمی‌گیرد. در راستای حفظ نظام اسلامی بود که ما این‌همه شهید دادیم تا زمینه‌ی تحقق اهداف شریعت الهی فراهم شود. موفق باشید
8759

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. گاهی اوقات که به حضور مینشینم بعضی از اعضای بدنم تکان شدید میخورد و منقبض میشود و پس از اندکی به حالت اولیه و عادی باز میگردد. این عمل بار ها تکرار میشود تا اینکه از حالت حضور خارج شوم. ایا این تکان ها علت خاصی دارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: یک موضوع و تجربه‌ی عمومی نیست که بنده بتوانم در این مورد نظر داشته باشم. موفق باشید
5983
متن پرسش
سلام.حضرت استا دبیاناتی که در سوال5971 فرمودید بسیار عالی بود اما سوال بنده بیشتر معطوف به این قضیه است که چگونه باطن دار بودن واینکه این اعمال همانند نماز نازله ی یک حقیقت عظیم است رابیان کنم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این بحث دیگری است که باید در آن اولاً: متوجه بود آنچه از طرف خداوند صادر می شود و یا تشریع می گردد ریشه در نفس الأمر دارد زیرا از حق صادر شده است که حقیقت مطلق است. ثانیاً: قرآن می فرماید: وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُوم‏. و خزائن همه چیز، تنها نزد ماست؛ ولى ما جز به اندازه معیّن آن را نازل نمى‏کنیم!. موفق باشید
4662
متن پرسش
آیا علاوه بر مبادی عملی و نظری، علم حضوری (لااقل علم حضوری به خداوند) هم مبدأ دیگری است که مؤثر در اعمال ماست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مبادیِ مبادی‌ها علم فطری و حضوری به کمال مطلق است که یک وجه عقلی دارد و یک وجه عملی. وجه عقلی آن مبادیِ علم نظری است و وجه عملی آن نظر به انسان معصوم است. موفق باشید
4068
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد گرانقدر با توجه با اینکه فرمودید ده نکته یک اسکلت و مدخل است برای معرفت نفس آیا باید بعد از آن کتاب های دیگر را نیز از دیگر علما مثل آیت الله حسن زاده (حفظ ا..) مطالعه کرد و یا معرفت نفس شما با خواندن دیگر کتاب ها ی شما مثل معاد و ... تکمیل می شود .ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان مقدمه مباحث معرفت نفس، ده نکته و معاد و خویشتن پنهان یک نظم خوبی به ذهن می‌دهد و در کنار به‌دست‌آوردن انسجام ذهنی اگر مطالب دیگر علماء و بزرگان را دنبال کنید خوب است ولی از انسجام ذهنی غافل نباشید، بنابراین هرچیزی در این رابطه به ذهن تحمیل نکنید
2736

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . .نمیدونم دیگه با این نوع پیامای من لبخند میاد رو لباتون یا لعنت میکنید که باز این با این سوالات دربو داغونش اومد،استاد،توجه کردید 4 سوال پیاپی پشت سر هم در مورد علاقه به رهبری پرسیدم در فواصل زمانی کم،اولا تقصیر خودتون بود،ثانیا استاد خواستم تو اون سوال به زور عاقلانه حرف بزنم،اما مقدورم نیست استاد،علاقم بیداد میکنه،نمیخوام کسی در مورد آقا بد فکر کنه،ولی استاد منو میسوزونه،هنوزم داره میسوزونه،بخدا طوری نیست،میدونم تکرارش عذابتون میده ولی استاد بعد از اون عشقی که بدتر شد و شما جواب دادید،آقا مسئله اون شعرو مطرح کردن که هواستون باشه مثلا سیدی یا مولای منظور امام زمانه،دله ما هری ریخت،چپو راستم آقا خوششون میاد هی تاکید میکنن،چطور تو یه کوره شهرستان،یکی اینقدر علاقمند بشه،استاد یه مدت تو انوار بیاناتشون قرار میگیریم بهشون وابسته میشیم،باورتون نمیشه توی این سفری که رفتن بجنورد دلمون اونجا بود؛الان که مدتی هست نشونشون نمیده دلمون براشون به شدت تنگه. . .شاید خندتون بگیره،میریم زار زار گریه میکنیم سر قبر این شهدای گمنام که شما مارو شفا بدید،استاد اذیت میشیم،استاد چرا ائمه میفرمان درست کار کنید روزی حلال به دست بیارید منه نفهم گوش نمیدم،اونوقت این مرد یکم فرمودن مثلا فرهنگ رانندگی باورتون نمیشه رانندگی اصلاح شد،رانندگی،کار به حضور در فضای مجازی و دید سیاسی و تحلیل سیاسی و نگاه درستو، ورزش، مطالعه و سعی در حضور قلب در نمازو اینا نداریم که داریم عملیش میکنیم. . . جان هر کی دوست دارید این دل لامصب رو ورق بزنید ببینیم چشه. . .پایانش خیره یا داره به شر میره؟. . .استاد حلالم کنید اینقدر سوال بیمورد میپرسم. . .اینجا در خونه خودم و با خونوادم غریبم که اگر از این عشق بدونن،زنم که ولم میکنه،پدر مادرمم به شدت مسخرم میکنن البته سعی در ادای حقوقشون رو دارم نگران نباشید. . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ما موظف هستیم در ارتباط با بقیه بر اساس درک و فهم افراد با آن‌ها ارتباط داشته باشیم و با اُنس با همسر و خانواده تعادل خود را حفظ کنیم تا انسانی همه‌جانبه باشیم. موفق باشید
1647

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی.سلام علیکم.شما در سیر مطالعاتی ای که معرفی کرده اید سوره هایی از قرآن را به صورت پراکنده و البته طبق یک سیر خاص بیان کردید ولی در جزوه نحوه استفده از المیزان فرموده اید که تفسیر را از ابتدا و با حوصله شروع کنید و اگر نتوانستید قرآن را تمام کنید من به شما قول میدهم که در برزخ به شما تعلیم میدهند. حال سوالم این است که بالاخره ما تفسیر را از ابتدا شروع کنیم و یا طبق همان سیری که شما پیشنهاد کرده اید ادامه دهیم.با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اگر سیر مطالعاتی را کار می‌کنید مطابق همان که گفته شده عمل کنید ولی اگر بنا است تفسیر المیزان را شروع کنید باید از اول شروع کنید. پیشنهاد ما آن بود که تعدادی از سوره‌ها که بحث شده است را ابتدا کار کنید تا آمادگی لازم جهت ارتباط با المیزان در شما ایجاد شود. موفق باشید
925

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز. تشکر بابت جوابگویی به سوالات در صفحه 114 کتاب آشتی با خدا جمله زیر گفته شده:"هستی ما که همان نفس ماست، دارای خیال و خصوصیات عقلی و سایر قواست" سوال: نفسی که دارای یکسری لوازم و متعلقات از جمله خیال و خصوصیات عقلی است، آیا نمی توان چیستی آن یا چیستی متعلقات آن را مطرح کرد؟ در صفحه 110 همان کتاب گفته شده: "نفس، زن و مرد بودن برایش معنی ندارد" آیا این موضوع تضادی با مساله جنسیت انسانها در بهشت ندارد؟ اگر بهشت جسمانی نباشد، وجود زن و مرد در آنجا به این معنی است که نفس انسان زن و مرد بودن برایش معنا دارد(یا می توان گفت جسم مثالی زن و مرد بودن برایش معنی دارد، در اینصورت جنسیت منحصرا مربوط جسم فیزیکی دنیایی نیست). تنها در صورتی می توان پذیرفت که "نفس، زن و مرد بودن برایش معنی ندارد" که بهشت هم جسمانی باشد. چون وجود زن و مرد و مطرح بودن جنسیت در بهشت بنا بر آیات قرآن اثبات شده است.(و زوجناهم بحور عین، فِیهِنَّ خَیْرَاتٌ حِسَانٌ و ...) اگر کتب دیگری برای تکمیل یا ادامه مباحث کتاب "آشتی با خدا" وجود دارد، لطفا معرفی بفرمایید. التماس دعا. در راه حق و قرآن موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر مباحثی که در رابطه با سوره‌ی واقعه شده است را استماع فرمایید جواب سؤال‌تان داده شود. موفق باشید
788

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. چگونه می توانیم همزمان خواب کافی داشته باشیم تا اسیر قوه واهمه نشویم، شب زنده داری کنیم، کلاس صبحمان را خواب نباشیم، در طول روز اگر کلاس نیستیم درس بخوانیم و اصولا به خوابیدن در روز نمیرسیم؟؟ چگونه می توان هم زمان کم (منظور فقط به هنگام گرسنگی) خورد، در حالی که بین درس خواندمان در زمان استراحت کاری جز خوردن بلد نیستیم؟؟ چگونه می توان کم حرف زد و با دوستان ارتباط صمیمانه ای داشت، در حالی که من دوستم را که خیلی کم حرف می زند و هیچ وقت سراغ من را نمیگیرد ، دوست ندارم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: آنچه می‌خواهید نیاز به برنامه‌ی اخلاقی دارد که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل پایه‌های آن را ریخته‌اند و به انسان کمک می‌کند که قدرت جمع اضداد پیدا کند و مواردی که به ظاهر قابل جمع نیستند را جمع کند. موفق باشید
26892
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: از منظر اندیشه اسلامی آیا روح جدای از بدن و ما قبل بدن خلق شده یا روح از بدن و مقارن با خلق بدن، بوجود آمده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود هرکس قبل از بدن در علم خدا بوده است به همان معنایی که از قول امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» داریم: «إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْأَرْوَاحَ قَبْلَ اَلْأَبْدَانِ بِأَلْفَيْ عَامٍ» خداوند روح‌ها را دو هزارسال قبل از ابدان خلق کرد ولی همان روح، در صورتی برای بدن ظهور می‌کند و به عنوان شخص خاص، شکل می‌گیرد که جسم انسان مطابق حرکتِ جوهری‌اش آماده‌ی پذیرش تجلیات آن روح بشود به معنای «النّفس جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» که در حرکت جوهری مورد بحث قرار می‌گیرد. موفق باشید

18224
متن پرسش
سلام و خدا قوت: کلاس های متن خوانی کتاب «خرد سیاسی در زمانه توسعه نیافتگی» تمام شده؟ چرا دیگه فایل های صوتی بروزرسانی نمیشه؟ ما خیلی از این صوت ها استفاده کردیم و هم چنان منتظر فایل صوتی ادامه جلسات هستیم. ممنون - التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جلسات بحمداللّه با توجه به این‌که بنده اعتقاد دارم مباحث کتاب «خرد سیاسی در زمان توسعه‌نیافتگی» نیاز این زمانه است و موجب تفکر می‌گردد؛ شرح آن را با جدیت در حدّی که «متن» برای خواننده روشن شود؛ ادامه می‌دهم و رفقا در تلاش‌ کرده‌اند تا فایل‌های صوتی آن را در معرض استفاده‌ی کاربران قرار گیرد، و بحمداللّه این کار انجام شد. موفق باشید 

17511
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و عرض تسلیت ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین(ع): بنده از نوجوانی سعی کردم تا «به دلیل رضای خدا» دروغ نگویم و به تدریج طوری شد که اصلا نمی توانستم دروغ بگویم و از آن متنفر شدم، اما چندی پیش که صحبتهای شما در مورد نوع عبادت شیطان را شنیدم کمی تامل کردم در نحوه و نیت دروغ نگفتنم و متوجه شدم که اکنون علاوه بر نیت رضای خداوند، عزت نفسم اجازه نمی دهد دروغ بگویم، یعنی به خود می گویم که آن فرد یا آن چیز اصلا در حدی نیستند که تو بخواهی خود را آن قدر ضعیف ببینی که دروع بگویی و به خود می گویم تو عزتت خیلی بیشتر از آن است که به هر دلیلی دروغ بگویی! حال سوال بنده اینجاست که آیا من هم مانند شیطان در انجام این عمل خود را دیده ام و دیگر خدا در صحنه نیست و ارزشی در این عمل نیست؟ هر چند در ابتدا نیت خدا بود! با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عزت نفس غیر از تکبّر است. عزت نفس یعنی ما شأن خود را جهت سقوط نکردن در  امور دنیایی حفظ کنیم ولی تکبّر یعنی در مقابل حق و سخن حق خود را ترجیح دهیم. موفق باشید

17249

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: سوالی دارم که خیلی وقت ها باعث آزار و اذیت بنده می شود: 1. بعضی ها می گویند که ما چند سال پیش خود را به یاد نداریم یا به عنوان مثال یک کفش که مال پنج سال پیش است را دور می اندازیم و... چگونه می توان به تاریخ 1400 سال پیش اعتماد کرد و چگونه باید ثابت کرد که در این تاریخ ها تحریفی نشده و خود واقعیت هستند؟ لطفا کامل شرح دهید. 2. کتابی یا... برای معرفی از شما درخواست دارم که با شرح ساده بتواند ثابت کند که بین ادیان دین اسلام و شیعه جعفری حق است و امر بدیهی است اگر به عنوان مثال از فرد مسیحی که مقید به دینش است این پرسیده شود می گوید مسیحیت و یا هرکس در هر دینی. حال می خواستم به بنده منبعی معرفی کنید که به این حقیقت برسم. با تشکر. التماس دعا... یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کهنه‌شدن پدیده‌های مادی غیر از ثابت‌بودنِ حقایق است. به همان معنایی که هیچ‌وقت 2 به اضافه‌ی 2 از چهاربودن خارج نمی‌شود. از طرفی وقتی در تحقیق تاریخی متوجه‌ی استمرار یک موضوع در طول تاریخ می‌شویم این امر موجب اعتماد ما به آن موضوع می‌شود. مثل آن‌که ملاحظه می‌کنید قرآن‌هایی را که از صدر اسلام تا حال، همه ثابت و یگانه هستند 2- کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت هست می‌تواند در مورد اخیر کمک‌کار باشد. موفق باشید

نمایش چاپی