بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
4792
متن پرسش
سلام.استاد .بنده با مطالعه آثار شما به عرفان علاقه مند شده ام وقصد دارم به صورت جدی وتمرکر بیشتر مطالعه متون عرفانی راشروع کنم.اما این مسیر بسیار دشوار است وهمان طور که می دانید به دلیل عدم پرداخت گسترده در جامعه دورنمای وسیعی پیش روی بنده نیست از این که ابتدا از چه مباحثی شروع کنم چه مطالبی را بخوانم چه سیری را دنبال کنم که دچار سردر گمی نشوم وبی هدف هم مطالعه نکنم.خودم کم وبیش آنچه که از آثار شما دستگیرم شد شروع به مطالعه بر روی اسما وصفات شدم کردم تادر این موضوع عمیق تر شوم.خواهشمند شما مرا یاری کنید ویک سیر کلاسیک برای مطالعه متون عرفانی به من پیشنهاد کنید. درضمن یک سیر در راستای مطالعه کتب امام خمینی نیز می خواهم.التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست بتواند کمک کند از آن جهت که با معرفت نفس شروع می‌شود. موفق باشید
3071
متن پرسش
1.کسی که ازاینده ترس داردوسو ظن دارد ودلهره. باید چی کار بکند وایا سو ظن های قبلی موثر است وایا اتفاق بدقبلی بخاطر سوظن بوده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر انسان عقاید و باور خود را نسبت به ربوبیت خداوند تقویت کند متوجه می‌شود همان خدایی که تا حالا مواظب او بوده از این به بعد نیز مواظب اوست. باید کاری نکرد که خداوند ما را به خودمان واگذارد. موفق باشید
1703
متن پرسش
به نام آفریننده زیبایی ها.با سلام خدمت استاد.من به تازگی با شما و آثارتان آشنا شده ام نمیدانم چگونه و از کجا شروع کنم؟؟اما...با یاد او شروع می کنم.استاد من جوانی 21 ساله و دانشجو هستم.مدتی است در زندگی دچار بحران شده ام... من هم زمانی در غفلت کامل و در پی دنیا و خواسته های نفسانی خودم روزگارم رو می گذروندم.همه زندگی من در کنکور خلاصه شده بود و هدف مثلا خیلی بزرگم یعنی پزشکی.به طوری که اصلا کنکور نقطه ی تمام امال و آرزوهای من بود و حتی لحظه ای بعد از کنکور رو برای خودم تصور نمی کردم.رسیدن به هدفم یعنی موفقیت من در کنکور.و حالا فهمیدم که این طرز تفکر چقدر برایم گران تمام شد.حالا من ترم 5 دانشجوی پزشکی ام اما بدون هیچ هویتی....منی که همه ی امالم کنکور بود و وقتی که رسیدم و دیدم با این هدف اشباع نمی شم به شدت دچار سرگردانی و ناامیدی شدم. با این حال روزگارم و می گذروندم و زندگی برام سخت تر و سخت تر می شد... تا این که از طرف دانشگاه به اردوی زیارتی راهبان نور قدم گذاشتم...و این بود آغاز تحولی شگرف درمن.....گفتن آنچه بر من گذشت از حوصله بحث خارجه اما حالا که من این جا در محضر شما مشغول نوشتن هستم می خواستم سوال هایی که در ذهنم دارم و از شما بپرسم...من الان احساس می کنم توی نقطه شروع موندم. یعنی به یک یقینی رسیدم که شروع کنم تا خودم و بسازم و نهایت باید برسم به خدا.اما الان در جهل و وهم خودم گرفتارم...نمی دونم چطوری راهمو تشخیص بدم...هیچ چیز برایم خوشایند نیست...نه تفریح.نه سفر.نه معاشرت.نه درس خوندن.من گم شدم .توی نفسم و تکبر و غرور و کینه و حسد خودم گم شدم.مثل آدمی می مونم که دنبال راهه اما فقط رو یه نقطه دور خودش تاب می خوره و فکر می کنه در حال حرکته و اما دچار سرگیجه می شه و می فته.من کتاب جوانی و انتخاب بزرگ شما رو خوندم...واقعیتش همه چرف هایی که گفتین و با تک تک سلول هام حس می کنم اما من راه کار می خوام..حالا چی کار کنم...من تو شناخت خودم.شناخت خدا.شناخت دینم در جهل کاملم و گم کرده راهم...به کمک شما خیلی احتیاج دارم.لطفا کمکم کنید.با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام عزیز من! به جهت همین دغدغه‌ها بوده که بنده بعد از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» کتاب «آشتی با خدا» را پیشنهاد کردم و در ادامه عرض کردم کتاب «ده نکته از معرفت نفس» را با سی‌دی‌هایش دنبال کنید تا بعد از مطالعه برهان صدیقین به مباحث معاد برسید و احساس کنید همین حالا در ابدیت هستید و از سایه‌ی سنگین گذشته و آینده آزاد شوید. موفق باشید
986

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی باعرض سلام می خواستم بدانم آیارشته ای هست که انسان رابه خدابرساند؟خودم رشته زبان و ادبیات عرب راخوانده ام وبااینکه می خواستم هدفم از خواندن صرف نمره نباشد ولی فکرنمی کنم آنچنان که بایدموفق شده باشم.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی باید خودتان برنامه‌ای بریزید که بتوانید به کمک تفسیر المیزان با قرآن مأنوس شوید. پیشنهاد می‌کنم شرح خطبه‌ی اول از نهج‌البلاغه را کار کنید. موفق باشید
912

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد ، درس اصول مدیریت ما خیلی غربی است . بچه های سر کلاس هم چه از نظر فکری چه از نظر ظاهری غربی هستن. استاد ، به نظرتون وقتی سر کلاس بچه ها نظر می دهند لزومی داره که ما هم نظر بدهیم ؟ چون به هر حال هم استاد ، هم پسرهای کلاس نامحرم هستن . استاد ، نظر دادن مهم تره تو این وقتا یا این که خودمون رو از حرف زدن حفظ کنیم با شرایطی که بهتون گفتم؟ . استاد به رئیس جمهور عزیزمون تو نظرات توهین می شه.شایدم توهین نباشه. استاد ، تخصص مهمتره یا تعهد؟ استادمون میگن "بسته به شرایط داره 90 درصد تخصص." شما نظرتون چیه و چرا ؟ ای خدااا...
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: 1- اگر شرایط طوری است که می‌توانید نظر اسلام را خوب ارائه دهید و زمینه‌ی توجه به آن فراهم است سخن‌گفتن بهتر از سکوت است، ولی اگر بنای نپذیرفتن دارند و با موضوع به صورت علمی برخورد نمی‌کنند سکوت بهتره 2- اساس هرکاری تعهد است ولی انسان متعهد در هرکاری که به عهده می‌گیرد باید متخصص باشد و شرعاً نباید در کاری که تخصص لازم را ندارد وارد شود. موفق باشید
35858
متن پرسش

سلام استاد عزیز: بنده توفیق در مباحث نورایتان را داشتم و دارم، نه تنها شما بلکه دیگر اساتید دیگر، عالمی که از آن سخن می‌گوید همیشه برایم زنده و سرشار از حضور است اما، دیگر از خودم خسته شدم دیگر از این بودن خسته شدم و دلم تنها مرگ می‌خواهد تا از تمام ترس و احساس گناه و نگرانی و انتظار و درد رها شوم، از آدم ها رها شوم، و مهم تر از آن از خودم، خودی که هیچ برکتی و اثری بر این کره خاکی نداشته و تنها رفتن جواب گوست. احساس تنهایی عمیق که هیچ کس و هیچ چیز و هیچ عمل نداری و خودت را باری بر دوش همه می‌بینی، از عممق جان خواهشمندم از شما استاد عزیزم که این قلب بیمار را دعا کنید که هر بار عهدی بسته می‌شود گناه و فاجعه بدتری رخ می‌دهد و سیاهی های ته نشین شده سر ریز می‌شود و دیگر تحمل خود را ندارم. بریده‌ام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگو هستم چاره کار همین است که به گفته جناب مولوی: «همچو چَه کن خاک می کن گر کسی / زین تنِ خاکی ، که در آبی رسی». اگر واقعاَ کسی هستیم، مانندِ چاه کن از این تنِ خاکی، خاک باید بکنی تا به آب معنویت برسیم. یعنی اگر واقعاً آدمی با کلنگِ ریاضت از این جسمِ خاکی، اوصاف پلید را بکند و جدا کند؛ به آبِ لطیف حقیقت می‌رسد.
کار می‌کن تو به گوش آن مباش  ** اندک اندک خاک چَه را می‌تراش
هر که رنجی دید گنجی شد پدید  ** هر که جدی کرد در جدی رسید
موفق باشید

21152

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت خدمت استاد ارجمند: استاد می خواستم از حضورتون خواهش کنم چنانچه خود حضرتعالی تالیفاتی در خصوص عرفان نظری دارید معرفی بفرمایید و چند کتاب مفید دیگر و البته مناسب با سطح بنده که در این امر نوسفرم! توصیه بفرمایید. بی نهایت سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوه‌ی «عرفان نظری» که به آدرس http://lobolmizan.ir/leaflet/1344 بر روی سایت هست و کتاب «عرفان نظری» آقای یزدان‌پناه هر دو خوب است به شرطی که ابتدا کتاب‌های «ده نکته در معرفت نفس» و «خویشتن پنهان» و «معاد» را همراه با شرح صوتی آن‌هایی که شرح دارد مطالعه فرمایید. موفق باشید

20139

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سوالی از استاد بزرگوار داشتم، ممنون میشوم انتقال دهید: سوال: جان و عفت و آبروی خانمی شیعه در خطر جدی است. فرد شیعه دیگری که از این موضوع مطلع است، در حوزه های زیر، برای کمک و رهایی این خانم، از نگاه ولایت الهی تا چه حدی وظیفه دارد هزینه کند؟ ۱. تا چه حدی از لحاظ مالی هزینه کند برای رهایی ایشان؟ ۲. تا چه حدی از لحاظ آبرو و اعتبار هزینه کند برای ایشان؟ ۳. تا چه حدی جانش را به خطر بیاندازد برای نجات ایشان؟ ۴. اگر والدین این فرد و یا همسرش و یا اطرافیانش بواسطه این کمک و هزینه طردش کنند، باید به کمک به رهایی ایشان ادامه بدهد یا منصرف شود؟ نکته اینکه ملاک این سوال ها کسب رضایت الهی هست و میزان هزینه کردها اهمیت چندانی ندارد. سوال اصلی این است که تا چه حد در این امور هزینه شود رضایت الهی را در پی خواهد داشت که اگر هزینه نشود وظیفه بندگی و حق مسلمانی و شیعه بودن به تمامه به انجام نرسیده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفه‌ی شما در آن حدّ است که زندگی شما و اعتبار و آبروی شما حفظ شود. بنا نیست برای آبادکردن دهی، شهری را خراب کنید. موفق باشید

20125

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: چرا جواب سوالات م ارو نمیدید؟ سوالات 20105-20064-20065-20061-20067
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤال‌ها به صورت شخصی جواب داده شده است. احتمالاً مشکلی در ایمیل‌تان هست و یا در قسمت spam ذخیره شده است. موفق باشید

19765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز! حقیر طلبه هستم و چند سالی است که در حوزه هستم و با روحانیت حشر و نشر دارم. به جرأت می توانم بگویم که بزرگترین مشکل روحانیت فعلی، این است که با جامعه انس ندارد، با جوانان و نوجوانان انس ندارد. بزرگترین ضربه را زمانی خوردیم که بین مردم و روحانیت فاصله ایجاد شد. جسارت مرا ببخشید ولی این اشکال خیلی از بزرگان حوزوی هم هست که با جامعه انس ندارند. استاد! به داد اسلام برسید! به داد جوانان برسید! که دشمن دارد آنها را به خودش جذب می کند. مردم تا زمانی که روحانیت را یک تافته ی جدا بافته بپندارند، حاضر نیستند به روحانیت رجوع کنند. حقیر در این رابطه از شما دو سوال دارم. 1. بفرمائید که در نگاه تربیتی و اجتماعی چگونه با مردم و مخصوصا جوانان، ارتباط بگیریم و آنها را جذب اسلام کنیم؟ به راستی این معضلی بسیار عظیم است که مردم و جوانان به خاطر خیلی از این مقدس نما ها از دین فراری شده اند. به راستی چرا جامعه کنونی از روحانیت و از اسلام زده شده اند؟ اشکال در کجاست؟ در خودشان یا در ما مذهبی ها و ما آخوندها. 2. شما در پاسخ بسیاری از سوالات طلبه ها در خصوص معمم شدن، فرموده بودید که اوایل درس خارج. حقیر پایه چهارمم را به اتمام رسانده ام. استاد من خودم را می شناسم! اگر معمم بشوم ان شاءالله هم از لحاظ تقوایی بهتر می شوم و هم از لحاظ درسی. خودم هم قلبا دوست دارم که زودتر ملبس بشوم. آیا شما صلاح می دانید که حالا که در اوایل پایه پنجم هستم، دائما معمم شوم. اگر نظرتان مثبت است خواهشا یک نصیحت جامع و کاملی بکنید که چه کنم که به آبروی اسلام و آبروی اهل بیت علیهم السلام و روحانیت ضربه نزنم و برای تاریخی که در آن قرار گرفته ام مفید باشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مشکل اصلی تبلیغات فرهنگ سکولارِ غربی است که مردم را در کلّ جهان از دیانت فاصله داده تا آن‌که به روحانیت رجوع نکنند. البته که ضعف‌هایی در روحانیت هست، ولی بیشتر وظیفه‌ی همه‌ی مردم است که برای حفظ دیداری خود به روحانیت رجوع کنند 2- چه اشکال دارد اگر احساس می‌کنید با معمم‌شدن بهتر می‌توانید بهتر کار کنید، معمم شوید به شرطی که بیشترین فرصت را جهت دروس حوزوی صرف کنید و تقوا و تواضع را ملکه‌ی خود نمایید. موفق باشید

18373
متن پرسش
سلام علیکم استاد: با توجه به اینکه دلایل فراوان و مستدلی در رابطه با وحدت شخصی وجود در آثار بزرگان بیان شده (از جمله آن براهین: الف. وجود مساوق وجوب بالذات است. ب. وجوب بالذات مساوق وحدت است. وجود مساوق وحدت است) چطور بزرگانی مانند آیت الله مصباح و علامه جعفری آن را قبول ندارند و پذیرش آن را مستلزم نادیده گرفتن و انکار بدیهیات می دانند؟ آیا آنان نسبت به این براهین اطلاعی نداشتند یا اشکالات منطقی به براهین دارند؟ اشکالات چیست؟ ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید تصور آن‌هایی که وحدت شخصی وجود را نپذیرفتند آن باشد که پذیرفتن آن نفیِ مخلوقیتِ مخلوق است. در حالی‌که این با بحث ایجاد اعیان ثابته و تشکیکی‌بودنِ ظهور وجود حل می‌شود. موفق باشید

15918

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من چندی از کتابهای شما و بخشی از تفسیر المیزان را مطالعه کرده ام. آیا منظور از اینکه ملائکه اعمال ما را می نویسند، ملکه شدن اعمال برای ماست؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی خوبی است. با این تأکید که ملکات به شکل حضوری، شخصیت انسان را در بر می‌گیرد. موفق باشید

15816
متن پرسش
سلام و ارادت: برخی از مخالفین فلسفه اعلام می کنند، امام خمینی و علامه طباطبایی در اواخر عمرشان از علاقه به فلسفه و عرفان اظهار ندامت کرده اند. در جواب آنها چه بگوییم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه همین‌طورند که در سلوک عرفانی خود سعی می‌کنند فلسفه را بدانند ولی  در آن متوقف نشوند و نه آن‌که فلسفه را زیر پا بگذارند. به همین دلیل حضرت امام در اواخر عمرشان در نامه به گورباچف بر روی فلسفه‌ی صدرایی تأکید کردند. موفق باشید

15765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ارادت دارم. اینکه شیخ عباس قمی شاگرد آقای قاضی بوده کجا اومده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به یاد ندارم که کجا دیده‌ام. ولی همین‌قدر اطلاع دارم که مرحوم شیخ عباس قمی در جریان دستورات آیت اللّه قاضی بوده‌اند هرچند که جناب شیخ عباس، بیشتر با روایات به‌سر می‌بردند و ظاهراً خیلی به عرفا نزدیک نبودند. موفق باشید

15099

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام: آیا با توجه به این که 14 معصوم همه یک مقامند اگر شهید نمی شدند و عمر طبیعی می کردند همگی در یک سن به مرگ طبیعی از دنیا می رفتند یعنی در حفظ عصمت کامل می شودند و از دنیا می رفتند یا ظرفیت آنها با هم فرق می کند مثلا یک امام در 40 و دیگری در 50 سالگی از دنیا می رفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً تقدیرات الهی را هم باید در این مورد در نظر گرفت. همان‌طور که بر اساس تقدیرات الهی، جسم و شکل ِ آن ذوات مقدس متفاوت است. موفق باشید

14518
متن پرسش
سلام استاد: دو سوال داشتم اگر لطف کنید و راهنماییم کنید ممنون می شوم. 1- آیا برداشت من درست است؟ حضرت حق وجود مطلق است، شعور مطلق است که از طریق من، شما و سایر موجودات خودش را بروز داده است، به بیان دیگر ما همه یک شعور هستیم که در فرم های مختلف نمایان شدیم. یعنی خدا جایی بیرون از من نیست، بلکه همین پس زمینه ای است که همه ی موجودات (از جمله من) در آن ادراک می شوند. 2. استاد بنده متوجه شدم که خود واقعی من فقط شاهد و ناظر این عالم است، یعنی خود واقعی من فقط مدرک است و بقیه ی افعال، افکار و اتفاقات در درون این آگاهی رخ می دهد. سوال بنده این است که نقش اختیار در اینجا چیست؟ افکار با اختیار من ایجاد نمی شوند، بلکه در میدان آگاهی من ایجاد می شوند. آیا منظور عرفا از نداشتن اختیار همین موضوع نبود؟ در پس آینه طوطی صفتم داشته اند آنچه استاد از گفت بگو می گویم با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خدا به عنوان یک موجود در کنار سایر موجودات نیست، بلکه وجودی یگانه و برتر است که همه‌ی موجودات را در عین یگانگی در بر دارد. نمی‌دانم واژه‌ی زمینه برای حضور خدا مناسب است یا نه. 2- همین آگاهی که «من» را تشکیل می‌دهد به خودی خود طالب مرتبه‌ی برتری از خود است و این جز همان اختیار برای او نیست. آری! سالک به جایی و درجه‌ای می‌رسد که با اختیار خود، اختیار خود را محو اختیار حق می‌کند و در این حالت است که می‌گوید: «در پسِ آینه طوی‌صفتم داشته‌اند». موفق باشید  

13709

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: در حدیثی از حضرت امیر المومنین (ع) آمده است با این مضمون که با دشمن دوستت دوستی نکن. سوالم این است که در اینجا چه دشمنی مد نظر است؟ و چه نوع دوستی را با آن دشمن نباید کرد؟ برای مثال دوست من با فردی مشکل و خصومت شخصی دارد (اختلاف عقیده ای نیست) آیا من مجازم با آن شخص دوستی کنم؟ این کار خیانت به دوست اولی محسوب نمی شود؟ تشکر از خدمت استاد گرامی
متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم. توصیه‌ی حضرت، یک نوع وفاداری به دوست را نشان می‌دهد؛ البته نه به معنای آن که انسان حرکات باطل دوست خود را تأیید کند. موفق باشید
 

13401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: سوالاتی دارم ممنون می شوم که جوابهایی هر چند مختصر بفرمایید. 1. خداوند از حضرت ابراهیم (ع) حمایت های زیادی کرده (مثل گلستان کردن آتش) چرا انسانهایی دیگر یا امامانی که در مقابل طاغوت ایستادگی کردند و شهید شدند این چنین مورد حمایت خدا قرار نگرفتند؟ 2. خداوند می فرماید ما مکه را شهری امن و امان ساختیم. منظور از این امنیت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاکِ حضرت حق، نفوذ توحید در جامعه‌ی بشری است از طریق انبیاء و اولیاءاش. حال یک‌وقت با حفظ حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» از آتش، توحید حفظ می‌شود و یک‌وقت با شهادت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» این کار عملی است. و به همین جهت حضرت امام حسین«علیه‌السلام» در آخرین جملاتشان، رضایت خود را اعلام می‌کنند و متوجه‌ی توفیق الهی در انجام مأموریت خود هستند که بنده عرایضی در کتاب «راز شادی امام حسین«علیه‌السلام» در قتلگاه» داشته‌ام. موفق باشید

12656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات: نظر شما در مورد شخص آقای حسین الهی قمشه ای (فرزند قمشه ای معروف) چیست من در صحبت های شما تمجیداتی در مورد پدرشان شنیده ام ولی در مورد فرزندشان نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پدرشان که انسان فوق‌العاده‌ای بودند. صحبت‌های فرزندشان برای مردم معمولی خوب است، ولی نه آن‌که  سیر و سلوکی را در مقابل مخاطبانشان بگشایند. موفق باشید

12340

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليكم: آيا بانك داري مي تواند اسلامي باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعاً موضوع مشکلی است. از طرفی در این شرایط چاره‌ای نداریم که بانک داشته باشیم و تکلیف پول‌های سرگردان را تعیین کنیم و هزاران تبعات منفی آن را بپذیریم. و از طرف دیگر آیا نباید زندگی‌ها طوری باشد که پولی در میان نماند تا بخواهیم آن را به‌جای مصرف در مسیر صحیح در بانک قرار دهیم؟ موضوع از عقل بنده بیرون است چون در هر صورت به‌جایی نمی‌رسد. موفق باشید

8720
متن پرسش
استاد سلام علیکم، عرض ارادت. به نظر شما آیا برای مشکلاتی که هم اکنون پیش روی جوانان ماست باید از روش ها و نسخه های ارایه شده ی گذشته بهره برد؟ در ثانی روش های ارایه شده در حال حاضر عمدتأ برای پیشگیری اند نه درمان... به نظر حضرت عالی چه باید کرد؟ مرحمت عالی زیاد
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این نیاز به بحث مفصل دارد. تا ما افق تمدن اسلامی را با تعریفی درست مدّ نظرها قرار ندهیم، حرکتی مناسب عبور از وضع موجود ظهور نمی‌کند و عبور از فرهنگ غرب معنای خود را آشکار نمی‌نماید. موفق باشید
8613
متن پرسش
باسلام: پیروی سوال8556 ما بالاخره نفهمیدیم نحوه ارسال و ارجاع سوالات چگونه است. یک بار میفرمایید مستقیم است یک بار اینگونه شرح میدهید: " روش کار ما در جواب‌دادن به سؤال‌ها این‌طور است که ابتدا سؤالات از روی سایت کپی می‌شود و روی برگه‌ی سفید پیرینت شده به بنده می‌دهند تا جواب‌ها را بنویسم و بعداً از آن‌که جواب‌ها را تایپ کردند، بنده بازخوانی می‌کنم و روی سایت می‌فرستیم". چه شد آخر؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: برای این‌که تصور نشود سؤالات دست‌کاری یا گزینش می‌شود؛ عرض کردم بنده مستقیماً خودم وارد کار هستم و تنها همسر بنده در این امر کمک می‌کند و مراحلی که در جواب به سؤالات و ارسال به کاربران از ابتدا تا انتها طی می‌شود به همین شکل است و در همین رابطه عرض کردم مستقیماً خودم وارد می‌گردم. آری در مراحل بعدی جهت موضوع‌بندی سؤالات مسئول محترم سایت مطالب را دنبال می‌کنند. لذا بیایید حملِ بر صحت نمایید که گاهی مطالب را به صورت اجمال عرض می‌کنیم و گاهی به صورت تفصیل. موفق باشید
6731
متن پرسش
بنام خدا و با سلام 1- منظور از بزاق (تف) انداختن شیطان به روی کافر چیست؟ 2- حضرت یحیی از اولیاء خدا بوده و قبل از فوت به اراده خود مرده بوده پس چرا مرگ اینچنین برایش پر حرارت و سخت بوده است؟ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام ثُمّ یَسُلُّ نَفْسَهُ ( ای الْکَافِرُ ) سَلّاً عَنِیفاً ثُمَّ یُوَکِّلُ بِرُوحِهِ ثَلَاثَمِائَةِ شَیْطَانٍ کُلُّهُمْ یَبْزُقُ فِی وَجْهِهِ وَ یَتَأَذَّى بِرُوحِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ إِنَّ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ جَاءَ إِلَى قَبْرِ یَحْیَى بْنِ زَکَرِیَّا وَ کَانَ سَأَلَ رَبَّهُ أَنْ یُحْیِیَهُ لَهُ فَدَعَاهُ فَأَجَابَهُ وَ خَرَجَ إِلَیْهِ مِنَ الْقَبْرِ فَقَالَ لَهُ مَا تُرِیدُ مِنِّی فَقَالَ لَهُ أُرِیدُ أَنْ تُؤْنِسَنِی کَمَا کُنْتَ فِی الدُّنْیَا فَقَالَ لَهُ یَا عِیسَى مَا سَکَنَتْ عَنِّی حَرَارَةُ الْمَوْتِ وَ أَنْتَ تُرِیدُ أَنْ تُعِیدَنِی إِلَى الدُّنْیَا وَ تَعُودَ عَلَیَّ حَرَارَةُ الْمَوْتِ فَتَرَکَهُ فَعَادَ إِلَى قَبْرِهِ
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شاید منظور از این‌که می‌فر ماید سیصد شیطان بر صورت او آب دهان پرتاب می‌کنند، حکایت تأثیرات تحقیرآمیزی باشد که جلوات شیطانی در دنیا او را تحت تاثیر قرار می‌دادند و حالا ظهور کرده 2- در هر سلوکی که انسان بخواهد از عالمی به عالم دیگر منتقل شود اگر سالک واقعی باشد و عزم سیر از مادون به مافوق در او شدید باشد، با فشاری روبه‌رو می‌شود که ناگریز است آن فشار را تحمل کند تا از گذشته‌ی خود کنده شود و در عالم بالاتر حاضر گردد و از این جهت حضرت یحیی«علیه‌السلام» که از گردنه‌ی مرگ از دنیا و سیر به عقبی گذشته‌اند، به حضرت عیسی«علیه‌السلام» می‌گویند مایل نیستم به دنیا برگردم. موفق باشید
6500
متن پرسش
سلام استاد گرامی با مطالعه پیش گویی های دقیق آلبرت پایک فریماسون معروف امریکایی قرن نوزدهم و همپنین پروتکل های دانشوران صهیون که تحولات عمده یک قرن اخیر را با دقت زیادی پیش بینی و در واقع طراحی کرده اند و پس از تأمل در این که تمام این پیش گویی ها و برنامه ریزی ها غیر از وقوع انقلاب اسلامی با دقت عجیبی تحقق پیدا کرده یک سوال فلسفی به ذهنم متبادر شد. میدانیم که سرنوشت انسان در این دنیا در جدال بین عقل و وهم، و القائات رحمانی و شیطانی شکل می گیرد. همچنین متناظر با این دو قوه، دو طایفه از بشریت داریم: انبیاء (ائمه حق) و ائمه کفر. انبیاء نیز خبر از آینده می دادند. و شاهد هستیم که ائمه کفر (در این جا رهبران فراماسونری و صهیونیزم) نیز با دقت زیادی تحولات آینده را پیش گویی و برنامه ریزی کرده اند. اما با توجه به این که شیاطین انس و ائمه کفر به عالم عقل دسترسی ندارند آیا میتوانیم این گونه نتیجه بگیریم که علت تحقق بسیاری از پیش بینی های آن ها این است که آن ها توانسته اند سرنوشت بشریت را تحت حاکمیت جنود وهم و جهل رقم بزنند و مادامی که بشریت تحت تأثیر وهم است نمی تواند از توطئه های آن ها بگریزد؟ جالب این جا است که علی رغم این که در یک قرن اخیر محققین غربی بسیاری بوده اند که از این توطئه آگاه شده اند منتها هیچ کس در غرب تا حالا نتوانسته جلوی موفقیت توطئه های آن ها را بگیرند و تنها انقلاب اسلامی موفق به چنین مهمی شد. نتیجه این که از این منظر تاریخی نیز این حقیقت اثبات می شود که انقلاب اسلامی به وسیله عقل قدسی هدایت شده و به وجود آمده و از آن جا که این شیاطین به عالم عقل دسترسی ندارند نتوانسته اند وقوع این پدیده مبارک و شیطان شکن را پیش بینی کنند. متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خارج ازآن‌که بپذیریم پیش‌بینی‌های اصحاب شیطان درست است یا نه ، مبنای سخن شما و نتیجه‌ای که گرفته‌اید یک مبنای کلیدی و یک نتیجه‌گیری ارزنده‌ای است که هرکس هرچوبی می‌خورد چه از شیطان و چه از ظالمان، چوب وَهم خود را می‌خورد. موفق باشید
2131

جوهربازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی در خصوص جوهر بنده به این نتیجه رسیده ام که جوهر کلا غیر مادیست یعنی در عالم ماده عوارض مادی سوارند بر جوهر های غیر مادی . و همانطور که بیان میکنند جوهر فقط از طریق عقل قابل کشف است و در فیزیک نظری هم عده ای معتقدند حقیقت ماده غیر مادیست و چون منظور انها از موجودات مادی همان عوارض است پس طبق حرف انها جوهر غیر مادی میشود؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آن‌چه در عالم وجود دارد، تنها «وجود» است بامراتب مختلف،‌که یکی از مراتب وجود، عالم ماده است. وجود در مرتبه‌ی مادی‌اش عین حرکت است که عقل متوجه آن می‌شود منتها آن وجود در آن مرتبه به اعتبار انتزاع ذهن جوهری است عین حرکت، نه این‌که جوهر خودش یک واقعیتی داشته‌باشد غیر مادی، بلکه جوهر انتزاع عقل است از وجودی که در پایین ترین درجه‌اش عین حرکت است. پس نمی‌توان نتیجه گرفت اگر چیزی به کمک عقل درک شد حتما آن چیز باید غیر مادی باشد بلکه ممکن است انتزاع ذهن باشد. موفق باشید
نمایش چاپی