بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17658
متن پرسش
سلام استاد: برداشت شما از جمله «توقف در افراد حتی اگر معصوم باشند عین تحجر و عقب ماندگی است.» در متن زیر چیست؟ بر ما واضح است و باید خط را روشن کرد که توقف در افراد حتی اگر معصوم باشند عین تحجر و عقب ماندگی است. امروز باید روشن شود که آنانی که معتقد به کنشِ مسئولانه هستند، تسلیم شرایط و شرایط سازی نخواهند شد و مطالبات عدالت طلبان را رها نمی کنند، این کنش نه به انفعالی است که ماحصل ترس، عافیت طلبی است که نکند با عدم اقبال مواجه شوند و قدرتی که برای خود در ذهن منصورند را شکننده بیابند، از همین رو این افراد شخص پرستی و کاریزما یک نفر را تبدیل به پرچم و به جای گفتمان محوری به شخص محوری رو کرده اند. در کنش مسئولانه تصاحب قدرت هدف نیست، بلکه کنش مبتنی بر مسئولیت پذیری نسبت به گفتمان و قرار دادن آن به عنوان دال مرکزی مطرح است که در ادبیات بزرگانی همچو امام با عنوان مامور به انجام تکلیف یاد شده است. (هر چند که معنی آن عدم توجه به نتیجه نیست!) در کنشِ مسئولانه افرادند که باید به پای آرمان ها هزینه دهند نه آنکه آرمان ها را معطل شخص پرستی کرد! کنشِ مسئولانه برای قدرت و خدمت به مردم بر اساس آرمان ها برنامه دارد، نیرو تربیت می کند و معطل نمی ماند و قهر با قدرت نمی کند، بلکه کوشش می کند تا قدرت را همچو ابزار به کار گیرد. ولی برای کسب قدرت هرگز ارزش های خود را قربانی نمی کند، مردم را دلسرد و نا امید نمی کند و بنایش قدرت گرفتن شخص نیست. در کنشِ مسئولانه نمی توان نسبت به آینده مردم و توده ها بی اهمیت بود به بهانه منع یک شخص، کرکره توجه به اصلاح و تغییر را پایین کشید. کنشگران اگر احساس مسئولیت داشته باشند تا نفس می کشند تحت هیچ شرایطی وا نمی دهند و شرایط را به نفع خود تغییر می دهند! در کنشِ مسئولانه ما به خمینیسم ، خامنه ایسم (برای درک بهتر رجوع شود به صحیفه نور، کتاب ولایت فقیه و سخنان رهبری که اقبال مردم به خود را ناشی از گفتمان می دانند و در این باب مطالب متنوعی را بیان کردند) و احمدی نژادیسم که شخص پرستی تهی از درک معنا و تنها کاریزما محور است، نه قاطع می گویم و ارزش هایی همچو عدالت، عقلانیت، آزادی، معنویت، اخلاق، پیشرفت،انسانیت و … را ملاک قرار می دهیم. اگر بزرگ فرمانده مان را در جنگ به شهادت رساندند، عزاداری نمی کنیم و سپرمان را وارونه دست نمی گریم و سر تسلیم فرو نمی آوریم، بلکه سر و صورت را از خون فرمانده خضاب می کنیم و حتی با فرض شکست، بزرگ فرماندهی را جانشین و نبردمان را ادامه می دهیم! از جمله سر سلسله داران کنش مسئولانه مولایمان حسین (ع) است که برای احیا ارزش ها فارغ از اقبال یا عدم اقبال مردم، کنش داشته و نه تنها منتظر سپاه مردم کوفه نماندند بلکه مردم بصره را خود دعوت کرده، حال آنکه شرایط تقسیم قدرت برای هر کنش فعالانه ای از نگاه نتیجه گرایان سود محور مطلوب نبود! در آینده از کنشِ مسئولانه بیشتر می شنوید!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه به این سخنان دقت کردم در آن یک‌نوع آلودگی نهفته است که آن را زیر سایه‌ی حرکت سیدالشهداء«علیه‌السلام» پنهان نموده است. می‌خواهد تحت عنوان کنش مسئولانه که به خودی خود سخن مبهمی است، نظرها را به نمونه‌های متعالی حرکت بشریت یعنی امامان معصوم«علیهم‌السلام» که ماوراء زمان و مکان راه را نشان می‌دهند، نادیده بگیرد تا بتواند با عبور از امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و مقام معظم رهبری تحت عنوان کنش مسئولانه جوانان ما را گرفتار مشهوراتی کند که مدرنیته در این تاریخ حاکم کرده است وگرنه باید در کنش مسئولانه، ما را به رهنمودهای مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» دعوت می‌کرد که مسئولانه‌ترین کنش در این تاریخ است. امید است که متوجه ضعف خود باشد. موفق باشید

17184
متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد طاهرزاده عزیز: بنده تازه وارد حوزه علمیه شده ام، سخنی از قول حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله) شنیده ام که می فرمایند: «ما هرچه داریم از 6 ماه اول طلبگی مان است» می خواستم بپرسم که منظور استاد چیست؟! در این 6 ماه چه کار کردند که اینطور شکوفا شدند؟! ما باید در اول طلبیگی مان چیکار کنیم؟! ممنون و متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقا نمی دانم منظور آیت الله چیست. ولی اگر با همان عزمی که آمده اید نظم کارها را دنبال کنید و خود را به جز امور طلبگی به کارهای دیگری مشغول ننمایید مزه ی طلبگی به کام شما آنچنان شیرین می آید که تا آخر آن را حفظ می کنید. موفق باشید

17155
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: همانطور که می دانید انسان پنج قوه دارد حس خیال، وهم، عقل و فوق عقل، هر کدام از این قوا خوراکی مخصوص به خود دارند که می بایست تغذیه شوند البته باید حدود الهی را مراعات کرد تا جنبه فوق عقلانی و انسانی مان متوقف نشود. شما فرمودید حوزه‌ی فعالیت موسیقی تحریک خیال است و سالک إلی اللّه نمی‌خواهد در محدوده‌ی خیال متوقف شود و از این جهت است که اولیاء معصوم«علیهم‌السلام» ورودی به موسیقی نداشته‌اند این گفته شما در مورد بقیه قوا هم صادق است به فرض مطالب علمی و معقولات قوه عقل را تحریک می کنند آیا چون عقل تحریک می شود و ممکن است انسان را در محدوده عقل متوقف کند نباید سراغ معقولات رفت؟ هرکدام از محسوسات برای قوه حس نیز همین حکم را دارد من احساس می کنم موسیقی کار دیگری با روح و جان انسان می کند که معصومین علیهم السلام حتی سراغ غیر حرام آن هم نمی رفتند نیاز به توضیح بیشتری دارم لطفا راهنمایی کنید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که بعضی از قوای نفس ناطقه‌ی انسان به خودی خود اصالت دارند و بعضی به تبع می‌توانند مفید باشند. همان‌طور که مثلاً میل جنسی یک نیاز به تبع است که اگر بدان جواب داده نشود به حقیقت انسان لطمه‌ای وارد نمی‌شود؛ بعضی از ابعاد خیال نیز اصالت ندارند و این‌طور نیست که باید همه‌ی حوزه‌های خیال را جواب داد، به‌خصوص که اگر میدان خیال از طریق عقل و قلب کنترل نشوند به خودی خود حجاب عقل و قلب می‌شود. و در مورد عقل نیز باید مقدمه‌ای باشد برای رجوع انسان از طریق قلب به حضرت حق وگرنه خود عقل نیز یک حجاب نورانی است که باید از آن نیز به عنوان یک حجاب عبور کرد. موفق باشید

16750
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید: امیدوارم حالتون خوب باشه و از خدا سلامتی و طول عمر براتون مسالت دارم. استاد چه راهکاری وجود داره برای دائم الحضور بودن؟ چیکار کنیم که مراقبه همیشگی داشته باشیم و دچار غفلت نشیم؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به مرور، غیرِ حق را به چیزی نگیریم. از آن طرف، حضرت حق، ماوراء حجاب‌ها بر قلب انسان تجلی خواهد کرد و به مرور این حضور برای انسان بیشتر می‌شود و این، رازِ شدت‌بخشیدن به حضور قلب است. موفق باشید   

16398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در این روزهای مبارک امیدوارم ما را هم از دعای خیر خودتان محروم نسازید. بنده می خواستم در مورد قوم گرایی و زبان سوال کنم. چرا نباید در استان های ما زبان هر قومی تدریس شود؟ چرا باید زبان فارسی زبان واحد کشور ما شود؟ اگر قرار نیست قوم گرایی شود پس فارسی هم نباید زبان رسمی کشور می شد. آیا این حق قومیت ها را نباید مطالبه کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زبان فارسی زبان یک ملت است با هویت خاص، در وسعتی که تاجیک‌ها و بعضی از افغان‌ها را نیز شامل می‌شود. ولی این به این معنا نیست که ملت ما در زیر سایه‌ی زبان فارسی، زبان قومی خود را نداشته باشند و آن زبان در آن منطقه تدریس نشود. موفق باشید

15822

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود: استاد فاضل و ارجمند، چرا غربی ها در کاربردی کردن علوم انسانی قوی تر از مسلمانها بوده اند. اگر مسلمانان تنبلی کرده اند. چرا انگیزه غربی ها در کاربردی کردن علوم انسانی قوی تر از مسلمانان بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در برهه‌ای از تاریخ، عقلی که این علوم را به دنبال آورد در غرب ظهور کرد و مردم آن خطه آن را دنبال کردند به‌خصوص بعد از جنگ‌های صلیبی و ارتباط با مسلمانان به هوش آمدند. موفق باشید

15765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ارادت دارم. اینکه شیخ عباس قمی شاگرد آقای قاضی بوده کجا اومده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به یاد ندارم که کجا دیده‌ام. ولی همین‌قدر اطلاع دارم که مرحوم شیخ عباس قمی در جریان دستورات آیت اللّه قاضی بوده‌اند هرچند که جناب شیخ عباس، بیشتر با روایات به‌سر می‌بردند و ظاهراً خیلی به عرفا نزدیک نبودند. موفق باشید

15679

تفاوت فقهابازدید:

متن پرسش
آیا فقها که التفاتی به عرفان عملی ندارند می توانند انسان کامل باشند و یا فقط عرفا اینچنین اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم آن‌ها در جایگاه خود مورد قبول شریعت هستند، ولی همان طور که قرآن می‌فرماید: «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْض‏» که بعضی از پیامبران نسبت به بعضی دیگر برتری دارند، و این تفاوت به تعبیر علامه طباطبایی به جهت عمق متفاوت آن‌ها نسبت به «توحید» است. در مورد فقها نیز می‌توان این را مورد توجه قرار داد. موفق باشید     

14565
متن پرسش
سلام استاد: اگر هر چه هست وجود است و جز وجود نیست و وجود هم مشهود و شهودی است و نامتناهی، پس دیگر چیزی به اسم علم حصولی معنی پیدا نمی کند؟! علم به هرچیز می شود شهودی. درست گفتم یا دچار اشتباه شدم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علمِ به مفهوم وجود و علمِ به حقایق هم علم است و مقدمه‌ی اُنس با حقایق می‌شود. موفق باشید

14480
متن پرسش
سلام: 1. جلسه دوشنبه که دعای مکارم بود تمام شده است؟ تا آخر شرح فرمودید دعای مکارم را؟ 2. استاد این قسمت کمی برایم گنگ بود اگر می شود توضیح می دهید؟ ممنون: «مخاطبِ حافظ ساقی است و سخن را با او آغاز می‌کند زیرا اوست که «میّ» می‌دهد و مست می‌کند ولی نه «میّ انگوری» که نتواند مشکلات عالم را حل کند بلکه میّ‌ای که ساقی همچنان ادامه دهد و آن را بگرداند تا منقطع نشود، مثل حرکت دوری که بر عکس حرکت افقی و مستقیم که پایان‌ناپذیر است.» منظور از می و ساقی مستی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ بلی 2ـ در مسیر محبت، مبشّرِ رجوع به حق را «ساقی» گویند و شعفی که در مسیر محبت به حق ارائه می‌گردد «میّ» نامیده می‌شود. حضرت امام در این رابطه می‌فرمایند:

12656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات: نظر شما در مورد شخص آقای حسین الهی قمشه ای (فرزند قمشه ای معروف) چیست من در صحبت های شما تمجیداتی در مورد پدرشان شنیده ام ولی در مورد فرزندشان نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پدرشان که انسان فوق‌العاده‌ای بودند. صحبت‌های فرزندشان برای مردم معمولی خوب است، ولی نه آن‌که  سیر و سلوکی را در مقابل مخاطبانشان بگشایند. موفق باشید

10158
متن پرسش
سلام علیکم: استاد از وقت و حوصله ای که برای جواب دادن به سوالات ما می گذارید خیلی سپاسگزارم. در سوال قبل از صفت رضا سوالی پرسیدم، در توضیح سوالم باید بگم که: در حدیث جنود عقل و جهل آمده یکی از سپاهیان عقل، رضا است که ضد آن سخط است. اما نگفته این رضای بنده از خدا است یا رضای خدا از بنده. من برای پایان نامه ام 10 صفت از این حدیث را انتخاب کردم که تجلی آن را در واقعه عاشورا بررسی کنم، یکی از این صفات که جزء لشکر عقل است رضا است اما من نمی دانم این لشکر عقل، رضای بنده است یا رضای خدا یا هر دو؟ و آیا رضای خدا از بنده جزء صفات انسان می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که مستحضرید، سوره‌ی فجر، سوره‌ی حضرت سیدالشهدا(علیه‌السلام) است به اعتبار این که خداوند خطاب می‌کند «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعی‏ إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّهً» و این نشان می‌دهد بنده خدا تا جایی می‌تواند جلو برود که نه تنها او راضی است چنین خدایی دارد و این افتخار را هم دارد که خدا نیز از او راضی است. موفق باشید
8337

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.استاد در مباحث معرفتی و انسان شناسی بعد از کتاب های جوان و انتخاب بزرگ و آشتی با خدا،کتاب ده نکته از معرفت نفس و پیشنهاد میدید یا شرح ده نکته از معرفت نفس (خویشتن پنهان)؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: کتاب «ده نکته از معرفت نفس» با ده جلسه شرح صوتی آن و سپس کتاب معاد و شرح آن را دنبال بفرمایید بعداً سراغ کتاب «خویشتن پنهان» بروید. موفق باشید
7139
متن پرسش
باسلام حضرت استاد طاهرزاده ارتباط بین مکاتب مختلف غربی مانند پوزیتیویسم ، پلورالیسم و... با اومانیسم چیست ؟ درصورت انسجام این مکاتب ذیل اومانیسم چگونه رابطه بین این مکاتب با اومانیسم را می توان اثبات کرد ؟ 2- این نکته را بنده نمی فهمم که چگونه علوم مختلف انسانی مثل جامعه شناسی یا مدیریت و... اساس ساختارشان را بر مبنای فلسفه غرب پی ریزی می کنند در مطالعات مبنایی علوم حتی علوم کاربردی انها مملو از مکاتب فلسفی غرب است
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اومانیسم به معنای محوربودن انسان، ملاک هست و نیست را درک ذهنی انسان می‌داند. در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» ابعاد چنین نگاهی تا سوبژکتیویته تعیین شده، در چنین فضایی پوزیتیویسم ظهور می‌کند که انسان تا ساحت حسّ نزول می‌کند و درک محسوسات محور تفکر قرار می‌گیرد و معلوم است که با این نگاه هیچ‌چیزی حق نیست بلکه پلورالیسم به میدان می‌آید که هر درکی از هر انسانی قابل پذیرش است چون حقیقتی مدّ نظر اومانیسم غیر از آنچه انسان درک می‌کند نیست . در این فضای فکری حدّ جامعه‌شناسی و یا مدیریت، از درک انسان‌ها بالاتر نیست تا نظرها را به سنن جاری در هستی بیندازند. موفق باشید
6920
متن پرسش
باسلام با توجه به اینکه در قیامت به انسان گفته میشود که نامه عملت را بخوان که خودت کافی هستی چرا اعمال انسان را ملایکه هم می نویسند؟چه لزومی دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملائکه مظهر انوار و اسماء الهی هستند تا سنت الهی عالم مادون محقق شود و بدین لحاظ نور اسم حفیظ به صورت فرشتگان آنچه را انسان انجام داده در صحیفه‌ی نفس‌اش ثبت می‌کنند و حال وقتی انسان به‌خود آید و صحیفه‌ی نفس خود را بنگرد آثار حفیظ را می‌یابد. موفق باشید
6660

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم اگر امکان دارد جواب سوالی را که در مورد مثلث برمودا پرسیدم ، جامع تر توضیح دهید که مشکوک بودنش چیست؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور آن است که نمی‌توان به همه‌ی آن اخباری که در رابطه با مثلث برمودا رسیده است اعتماد کرد. موفق باشید
5603
متن پرسش
سلام . باتوجه به نظر جناب عالی پیرامون نفس . سوال من در مورد کسانی است که به اصطلاح انها را حرام زاده مینامند . عده ای به نظر من جاهل میگویند اینها با حلا زاده ها فرق دارند !!!! و هادیت ناپزیند !!!!! با توجه به جمله اقای رجب علی خیاط (تاثیر روزیِ حلال و حرام آن قدر زیاد است که ممکن است حلال زاده بخورد حرام زادهشود یا حرام زاده بخورد حلال زاده شود.) و خطا ناپذیری و ناقص نبودن نفس انسان میشود گفت تناه فرق حلال زادگی و حرام زادگی در افاضات هنگام بسته شدن نطفه است . که اگر از روی شهوت باشد حرام زاده و اگر از روی پاکی و محبت حلال زاده . نظر جناب عالی را پیرامون این بحث میخواستم برانم ....
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال چون انسان‌ها بدون استثنا دارای فطرت توحیدی هستند، پس هرکس می‌تواند تا قرب الهی پیش برود هرچند زمینه‌ی تعالی به عنوان علت مُعِدّه در انسان‌ها متفاوت است ولی علت حقیقی کمال برای هر انسانی، فطرت اوست. موفق باشید
3065
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم ورحمت الله. استاد عزیزتر ازجان. ازدیدگاه جامعه شناسی علت این بحران اقتصادی که گریبانگیر غرب شده است چیست.؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هیچ حرامی وفا نمی‌کند. این‌ها در بستر حرام‌خواری تلاش زیادی کردند و علم را نیز در مسیر اهداف اقتصادی حرام قرار دادند و به این روز افتادند و مردمشان روزگار را برای ان ها سیاه می کنند. موفق باشید
2364
متن پرسش
با سلام خدمت استاد استادچگونه الفاظ یا بهتر بگم حروف به وجود امده اند؟ما در بحث نهم ده نکته از معرفت النفس گفتیم الفاظ معنی دارند و این معنی ریشه اش در عالم عقل است و خب از لفظ هم فقط معنیش به درد می خورد(مثل اینکه از در خونه وارد شوم و بگم خداحافظ مادرم میفهمه که منظور من سلام بوده)و به کار میاد وما توسط معنی است که می توانیم ارتباط برقرار کنیم حالا سوال من اینکه توی هرزبانی حروف(الف ب پ و...)از کجا به وجود اومدن؟و بعد چه شد که اسم گل را گذاشتند گل ویا اسم درخت را با دال , ر ,خ ,ت ساختند؟ویا خداوند وقتی قران را به صورت لفظ به پیامبر نازل کردند این لفظ ها چگونه ساخته شد؟(صرف خود کلمه ها)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: جواب‌گویی به این‌ سؤال در حدّ تخصص بنده نیست. موفق باشید
1803
متن پرسش
سلام استاد درآیه 48سوره نمل خداوندمحل زندگی قوم صالح راباکلمه مدینه مشخص کرده است. مگرمدینه به جایی نمی گویند که ازلحاظ تقوای مردمان آن دیارآباد باشدپس چرادراین آیه از مدینه به جای قریه استفاده کرده است درحالی که قوم صالح افراد فاسدی بودند؟(طبق تفاسیر قریه به جایی می گویندکه مردمان آن دیار بی ایمان باشندهرچندآن شهر به لحاظ ظاهر آباد باشد؟یادرآی 67سوره حجر درباره قوم لوط نیز از واژه مدینه استفاده کرده است چرا؟ لطفا توضیح دهید ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام طبق همین آیات که ملاحظه می‌فرمایید، نمی‌توان این تعریف را برای مدینه تعمیم داد که همیشه به معنای محل که مدینه زندگی افراد با ایمان است. موفق باشید
1573

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد سوال بنده این است که اگر امام زمان در پایان دنیا به شهادت برسند که باز ظلم بر دنیا حاکم شده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: با حاکمیت امام معصوم عالم ارض به کمال خود می‌رسد و دوره‌ی زمین به پایان می‌رسد و با رفتن امام معصوم دنیا آخر می‌شود. موفق باشید
1198

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد گرامی : استاد بنده چند وقتی است که پی برده ام حواسم را در یک لحظه نمی توانم به چند موضوع متمرکز کنم (به خصوص در محیط کار) به عبارت دیگر وقتی تعداد کارها بیشتر از یک مورد می شود دیگر نمی توانم فکرم را متمرکز کنم وحواسم پرت می شود البته این را بگویم که در مورد کار های تک بعدی خیلی خوبم اما چند تایی نه لطفا" مرا راهنمایی کنید ؛همچنین با این مسئله هم مواجهم که اعتماد به نفس خودم را در هر زمبنه کار وتحصیل که بدست آورده ام زود از دست می دهم خواهشا" بنده را راهنمایی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: باید در کنار مطالعه‌ی امور تجربی به مطالعه‌ی امور عقلی نیز مبادرت کنید. موفق باشید
986

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی باعرض سلام می خواستم بدانم آیارشته ای هست که انسان رابه خدابرساند؟خودم رشته زبان و ادبیات عرب راخوانده ام وبااینکه می خواستم هدفم از خواندن صرف نمره نباشد ولی فکرنمی کنم آنچنان که بایدموفق شده باشم.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی باید خودتان برنامه‌ای بریزید که بتوانید به کمک تفسیر المیزان با قرآن مأنوس شوید. پیشنهاد می‌کنم شرح خطبه‌ی اول از نهج‌البلاغه را کار کنید. موفق باشید
21585

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت استاد. ۱. صوتهای آقای دیباج به دست حضرتعالی رسیدند یا اینکه بنده اشتباه فرستادم؟ ۲. بعضی روایات هستند که امام معصوم (ع) می فرمایند از کسی اگر خوشت آمد، آن شخص هم از تو خوشش می آید، یا کسی که به دلت نشست او انسان خوبی است. و آن روایت که می فرماید: ارواح مومنین با هم مرتبط است. این روایات را چگونه تفسیر می شود کرد؟ آیا آن شخص که روایت به او فرموده شده، شخص خاصی بوده؟ آخر دیده شده برخی با تمسک به این روایات، به ظن بد و گمان بد و قضاوت و بدبینی و خود بزرگ بینی مبتلا شده اند؟! 3. متن خوانی دکتر صافیان، که در مورد کتب هایدگر است، مورد اعتماد می باشد؟ در کانالشان به تازگی عضو شدم، ظاهرا کتب هایدگر را تدریس می کنند. ۴. در مورد سخنان اخیر دکتر داوری، بنده احساس می کنم، یک نوع قضاوت عجولانه و بدون تفکر ، راجع به صحبتهای ایشان شکل گرفت، و باعث شد این صحبتهای دکتر را عامدانه و غیر علمی توصیف کنند. بنده که قابل نیستم، ولی هر چه بدنبال حرف غیر منطقی در این گفتار بودم، پیدا نکردم. استاد، بنده در اشتباهم، یا درست فکر می کنم؟! 5. معرفت النفس عملی دقیقا به چه معناست؟ ۶. در کتب استاد زرشناس، و دکتر داوری که دقت می شود، کتب دکتر داوری نقد غرب دارند، ولی با شیوه ای که به کسی بر نخورد و کاملا هم حکیمانه. ولی در کتب آقای زرشناس، احساس می کنم: سیاهی غرب بیشتر است. اینکه غرب چیست و چقدر فرهنگش انحراف دارد را قبول داریم و می دانیم، منتها این تفاوت بیانی بین آقای زرشناس و دکتر داوری از چیست؟ آقای زرشناس خیلی سیاه می بینند، یا آقای داوری مسامحه می کنند؟! ۷. بحث عالَم داشتن و بحث های پیرامون آن را بعد از کتب شما در این مورد، در چه کتبی می توان یافت؟ یعنی در کدام کتب عرفانی صحبت از عالم داشتن شده است که رجوعی داشته باشیم؟ ۸. در مباحث جامعه شناسی، به چه استاد یا نویسنده و یا کتابهایی می شود اعتماد کرد؟ ۹. آیا اساسا، چیز به نام روانشناسی اسلامی، طب اسلامی و امثالهم می تواند موجود باشد؟ ۱۰. در خواندن طب اسلامی چه رویکردی باید داشته باشم که به مشکلات پیش رو نخورم؟! ۱۱. در خواندن روانشناسی، چه رویکردی موجب می شود که بنده، مرعوبِ قضاوتهای نادرست روانشناسان، و وحی منزل دانستن روانشناسی نشوم؟ چگونه ورود و خروجی به علم روانشناسی باید داشت؟ ممنونم، از محضر استاد پوزش می خواهم. التماس دعا. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- صوت‌های آقای دیباج رسید 2- به نظر می‌آید که در عین نگاه مثبت به آن روایات، مواظب خطورات شیطانی که موجب سوء ظن می‌شود، باید بود 3- کار خوبی را آقای دکتر صافیان شروع کرده‌اند 4- بنده هم همین‌طور فکر می‌کنم. در این مورد بد نیست به جواب سؤال شماره‌ی 21542 و بحثی که دیشب در جلسه‌ی تفسیر تحت عنوان «عدالت؛ شرط قوام و بقاء نظام اسلامی» رجوع فرمایید. 5- یعنی رعایت دستورات شرع با رویکردی که انسان نظر به حقیقت خود داشته باشد تا آن حقیقت ظهور کند 6- نگاه دکتر داوری همانند هایدگر بیشتر هستی‌شناسانه است 7- شاید با این عنوان بحثی نشده باشد، ولی روح سلوک برای انسان عالمِ خاص خود را می‌آورد 8- نمی‌دانم 9- بحث دیشب در این مورد شاید کمک کند 10- در طبّ اسلامی نظر به معرفت نفس، زیربنای آن طبّ است 11- در این مورد بد نیست به صحبت‌های 9 اسفند آقای دکتر داوری که سیمافکر آن را تهیه کرده، نگاهی بیندازید.  موفق باشید

20687
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد عزیز: طلبه پایه نهم هستم چند وقتی است دنبال نوشتن مقاله ای در باب تببین چیستی قوای نفس ناطقه بودم که به روایتی از امیر المومنین علیه السلام برخوردم که در جواب سوال کمیل (معرفت نفس) فرمودند: نفس چهار مرتبه دارد نامیه نباتیه، حسیه حیوانیه، ناطقه قدسیه، کلیه الهیه، برای هر نفس پنج قوه و دو اثر نقل می کنند، قوای نفس ناطقه را اینطور ذکر می کنند: علم، فکر، ذکر، حلم، نباهه. می خواستم کمی درباره این پنج قوه نفس ناطقه (علم،فکر، ذکر، حلم، نباهه) توضیح و راهنمایی بفرمایید و اینکه چرا فقط این پنج تا را بعنوان قوای نفس ناطقه نقل فرمودن؟ علت اینکه در باب معرفت نفس این نوع خاص تقسیم بندی از نظر حکما کمتر مطرح شده، چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکما بیشتر به جنبه‌ی وجودیِ نفس ناطقه نظر دارند ولی در روایات مثل روایت فوق، نظر به حالاتِ نفس ناطقه می‌شود و هر مرتبه از نفس ناطقه، یک نفس به حساب می‌آید. مثل آن‌که مرتبه‌ی نموّ آن را، نفسِ نامیه و مرتبه‌ی احساس آن را، نفس حیوانیه و مرتبه‌ی فطری آن را، قدسیه و مرتبه‌ی عقلانی آن را، کلیه می‌گویند. و مبتنی بر این تقسیم‌بندی، متذکر قوای آن می‌شوند. موفق باشید  

نمایش چاپی