بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5680
متن پرسش
سلام علیکم. با آرزوی توفیق درخواست دارم در صورت صلاحدید ، به صورت مبسوط دیدگاه جناب هاشمی و طیف ایشان نسبت به جبهه مقاومت (حزب الله لبنان ، سوریه و ...) را بیان نمایید. توضیح اینکه در این سالها دیدگاههای ایشان نسبت به انقلاب و مسائل داخلی ایران تا حدودی برای نیروهای انقلاب آشکار شده ولی به موضوع دیدگاه ایشان نسبت به جبهه مقاومت کمتر پرداخته شده است. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: اجازه دهید فعلاً وارد این مسائل نشویم به امید آن‌که در ذیل توصیه‌های رهبر عزیز هرچه بیشتر در راستای وحدت ملی جلو برویم و إن‌شاءاللّه در شرایط جدید جریان‌های غرب‌گرای انقلاب مواضع خود را بازخوانی کنند و بیشتر به امکانات درون نظام اعتماد نمایند. تلاش رهبر عزیز«حفظه‌اللّه‌تعالی» آن است که جریان‌های غرب‌گرای اسلامی هرچه بیشتر از اعتماد به غرب فاصله بگیرند. باید تلاش کرد زمینه‌ی تحقق هدف رهبری فراهم گردد. موفق باشید
3929
متن پرسش
سلام استاد جان. در صلح نامه امام حسن علیه السلام از «تسلیم امر» حرف به میان آمده است. وقتی که «امر » به معاویه تسلیم می شود در واقع همان مساله ای که در قرآن به نام «اولی الأمر» هست؛ برای معاویه مطرح می شود در واقع «ولی امر» مسلمین بنابر صلح نامه، به معاویه تفویض شد و معاویه ولی امر مسلمین شد و طبق نص قرآن کریم واجب الاطاعه. استاد در یک چینش منطقی ما به همین نتیجه می رسیم. مگر امامت و ولایت امر قابل تسلیم کردن بود؟مگر این حق امامان شیعه نیست؟چرا از لفظ«تسلیم امر» استفاده شد؟بیچاره شیعیان زمان امام حسن علیه السلام چقدر گیج شده اند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن فضا شیعیان از تسلیم به امر چنین برداشتی نکردند و همه می‌دانستند این به معنای دادن مسئولیت کشور به معاویه است با آن شرایطی که در سایر بندهای صلح‌نامه مطرح بوده که حق ندارد حکمی خلاف شریعت اظهار کند و یا شیعیان را آزار و اذیت نماید و مانع تلاش شیعیان گردد. موفق باشید
2732

دحو الرضبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در بحث دحو الرض که می گوییم زمین از زیر کعبه گسترانیده شد با نظریه آلفرد وگنر جور در می آید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: فکر نمی کنم قابل تطبیق باشد. زیرا در موضوع دحو الارض ظهور ماده از عالم غیب است و نه تقسیم قاره ها. موفق باشید
2541

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی بنده حقیر چند سالیست در ارگانی مشغول به کار هستم ولی از ابتدا به کارهای دولتی علاقه نداشتم ولی شرایط به نحوی شد که مجبور شدم ولی طبق قائده هر که را بهر کاری ساختند میل ان در دلش انداختند تنها علاقه بنده به تعلیم و تعلم است و نظر این است که در این کار دولتی در حال تلف شدن هستم و تنها راه حل خود را رفتن به حوزه میدانم منتهی چند مشکل سر راه وجود دارد : 1- از لحاظ سنی حدود 35 سال سن دارم و اگر حوزه روم باید از ابتدا شروع کنم و ظاهرا دیر شده است 2- چون متاهل هستم از لحاظ معیشتی نگران هستم که به مشکل زیاد گرفتار شوم و ان فراغ لازم را برای تحصیل نداشته باشم البته خانم هم به لحاظ مشکلات معیشتی که ممکن است پیش اید موافق نیست 3- از همه مهمتر نمیدانم چقدر در این راه میتوان موفق باشم جواب را فقط به ایمیل ارسال نمایید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر در خودتان آمادگی فکری جهت فهم دروس حوزوی – به‌خصوص ادبیات عرب با قواعد صرف و نحواش- را می‌یابید و از نظر معیشتی به زحمت نمی‌افتید تصمیم خوبی است وگرنه کسب در آمد حلال برای گذران زندگی و تربیت فرزندان صالح در حکم جهاد فی سبیل الله است و إن‌شاءالله از این طریق به همان معنویتی که به دنبالش هستید می‌رسید.
1294

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
من طلبه ای هستم که به سال دوم میروم.راستش نمیدانم باید چه طور از وقتهای آزادم استفاده کنم.حداقل این سوالات خیلی اذیتم میکند. 1-چه قدر باید در حوزه ادبیات خواند؟ 2-کنار قرآن چه تفسیری باید خواند؟تفسیر نمونه من را ارضا نمی کند.تفسیر المیزان را هم اساتید میگویند زود است .بدون استاد متن عربی آن را هم خوب نمی فهمم .نظر شما چیست؟ چه طوری باید به لغت مراجعه کرد مثلا خواندن التحقیق؟ 3-وقت آزاد طلبه باید چه طوری پر شود ؟کتابهای شهید مطهری در اول راه کنار کتابهای تخصصی یا بعد از تخصص خواندن کتابهای ایشان یا آثار متفکرین دیگر یا ... . 4-شما چه قدر با کار فرهنگی انجام دادن طلبه در اول راه موافقید؟اینکه میگویند فهم روایات مبتنی بر حضور در جامعه است موافقید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- یک طلبه باید کاملاً ادبیات را مسلط باشد و به موارد نادر هم در ادبیات باید توجه داشته باشد. 2- به نظرم باید المیزان را بخوانید ولی عجله نکنید فعلاً موضوعات معرفت‌ نفسی را دنبال کنید تا ادبیاتتان در حدّی بشود که متن عربی المیزان را مطالعه کنید 3- مطالعه‌ی کتاب‌های شهید مطهری«رحمة‌الله‌علیه» در ابتدای کار طلبگی از بهترین کتاب‌ها جهت وقت آزاد طلبه است 4- طلبه باید طوری با متون درسی برخورد کند که تمام فکر و ذکرش را به آن‌ها بسپارد و در حدّی باید به حواشی و یا کار فرهنگی بپردازد که ذهن او در درس و بحث متون درسی مشغول کار دیگری نباشد. موفق باشید
1162

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی ببخشید استاد بحث انتخاب خریدن لوازم زندگی از جمله همین ماشین لباسشویی یک سوالی ذهن من رو درگیر کرده و اینه که در صورتی که خانمی بخواد کارکنه و به وظایف همسری و مادری هم برسه در این شرایط داشتن ماشین لباسشویی باعث ایجاد وقت آزاد میشه که باعث میشه کار کردن مانع انجام وظایف اصلیش نشه به دلیل همون وقتی که ایجاد شده .حال نکته ای که مطرح میشه اینه که خانم باید کارش را رها کند و به این وظایف مثل لباس شستن و اینا برسد که نیازی به خریدن اینجور لوازم نباشه یا این که این شرایطی است که خریدن این لوازم مشکلی ایجاد نمیکنه و کارش را هم ادامه بده؟ با تشکر از لطفتون
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی در حال حاضر آیا از استفاده از وسایلی مثل لباسشویی گریزی هست؟ موفق باشید
1137

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جوانی ۲۸ ساله هستم در دوران دبیرستان با معنویت وسیروسلوک آشنا شدم ولی در یک لح ظه پایم لیز خورد وگناهی مرتکب شدم بعر ازآن همیشه احساساتم با خدا در دوران بود گاهی خوب گاهی بد وناامید می شدم تا اینکه شبی بیدار شدم دیدم هیج حسی به خدا ومعنویت ندارم هیچ بلکه نوعی بغض وکینه نسبت به این مسایل دارم از خدا می ترسیدم انگار باری به انداره صد تن برروی دوشم بود همیشه خودم را نوعی پیر حشس می کردم که توانائی انجام هیچ کاری را ندارم از اینکه این حس را داشتم پریشان بودم به اعضای خانواده هم بد بودم ذره ذره نسبت به معنویت دور می شدم از قرار گرفتن در جمع های مذهبی بیزار بودم در موقع شنیدن روضه احساس سرور می کردم نوعی حق به دشمنان خدا می دادم این حالت در من بود تا چند ماه پس از چند ماه وضعم بهتر شد ولی نوعی سنگینی را حس می کردم نمی توانستم سمت خدا برم اگرحس معنوی خوبی به من دست می داد سریع بیخیال می شدم انگار قلبم گنجایش نداشت همیشه می خواستم چیزی در قلبم باشد که آرام شوم همیشه دننبال عشق زمینی بودم که در تمامی موارد شکست خوردم حدود سه سال پیش دختری دیدم که فکر کردم به خواسته ام رسیدم روز به روز خودم را در زیراشعه او میدیدم فکر جدائی و دوست نداشتن او برایم مساوی مرگ بود وهست با اینکه ما رابطه ای نداشتیم ولی این علاقه ولذت در من بود با این که حدود یکسال است که ندیدمش ولی مهرش از دلم بیرون نرفته مهر اورا با هیچ چیز عوض نمی کنم وانگار پرده ای روی قلبم کشیدن نمی زارن به چیز دیگه ای فکر کنم خودم هم ناامید شدم از اینکه بتوانم بیخیال شم می گم چون من مهر اورا به همه چیز ترجیح دادم خدا مرا تنبیه می کنه برخی اوقات چنان منو مسحور میکنه که انگار قفل شدم دیگه هیچ علاقه ای به عبادات ندارم از خودم ناامیدم وبر همین اسا دست به هر کار ی می زنم ولی بعد پشیمان می شوم من در مانده ام کسی نیست مرایاری کند چون توسل نمی توانم بکنم نسبت به همه ناامیدم وهمش دنیال راه فرارم ولی متاسفانه راهی نیست این مزه ای که از علاقه به آن شخص بردم زیر زبانم مانده ونمی توانم دست بکشم همیشه تا به سختی می فتم به سراغ افکار می روم انگار یکی مرا به سوی آتش هل می ده میگین کسی که از سلوک برگشته چاره نداره تمام بد بختی من اینه که به نظرم نتونستم جای اونو تو قلبم پرکنم ومدام از پی همه چیز می روم
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی کتاب «چگونگی ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه کنید. متن کتاب روی سایت لب المیزان هست. إن‌شاءالله وقتی خیال خود را مدیریت کردید، عهد قلبی شما به خدا برمی‌گردد. موفق باشید
27994
متن پرسش
سلام علیکم حضرت استاد: نظرتان در مورد مناظره آقای وکیلی و آقای عبدالکریمی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سعه‌ی صدر خوبی از طرف جناب آقای وکیلی به ظهور آمد و آقای عبدالکریمی بر خلاف ادعاهای‌شان بیشتر گرفتار مفهومات خود بودند که هیچ گشایشی را بر نمی‌تابیدند، لذا ملاحظه کردید در آخر مناظره، جناب آقای وکیلی را متهم کردند که متوقف در منطق ارسطوی‌اند؛ که البته این نوعی فرار از مطلب است. جناب آقای وکیلی از ایشان خواستند مبانی خود را در انتقاد به متفکران مشخص کنید، و ایشان عملاً گفته و یا ناگفته خواستند بگویند مبانی خود من هستم. اگر غیر از این است باز جنابعالی آن مناظره را استماع فرمایید. بنده از جناب آقای وکیلی که قهرمانانه وارد این میدان شدند، تشکر می‌کنم. البته بنده با توجه به صحبت‌هایی که آقای عبدالکریمی می‌کنند و بعضاً هم دلسوزانه است؛ آن‌چنان گرفتار مفاهیم و محفوظات خود هستند که هیچ چیز و هیچ‌کس را نمی‌توانند ببینند. و نمی‌دانم نیهیلیسم جز این است؟! و آیا آن‌هایی که در گردونه‌ی تفکر آقای عبدالکریمی گرفتار شدند تا از نیهیلیسم فرار کنند، به عمیق‌ترین شکلِ آن گرفتارنشدند؟ به طوری که انسان در گرداب پوچی و بی‌ثمری و بریدن از همه‌چیز فرو می‌افتد، هرچند که ممکن است آقای عبدالکریمی نادانسته پای در این راه گذاشته باشند. این را از آن جهت عرض می‌کنم که بعضاً جسته و گریخته در بعضی از صحبت‌هایشان بویی از غمِ غربت بشر می‌آید. ولی به قول مولوی:

آه زندانی این دام بسی بشنیدیم       حال مرغی که رهیده است از این دام بگو

 آقای عبدالکریمی چرا جوانان را به سوی تاریخی رهنمون نمی‌باشند که حاج قاسم‌ها پروریده است؟ امید است آن مناظره هشدارباشی باشد که با مناظره کاری حل نمی‌شود باید در بستری از تاریخ قدسیِ انقلاب اسلامی همه تلاش کنیم برای رسیدن به راهی که خداوند امروز به ما عطا فرموده است.

اهمیت نگاه هایدگر آن است که اگزیستانس طرف مقابل را خطاب قرار می‌دهد که انسان در چشم‌اندازی وجودی، حضوری را که در جهان دارد احساس کند و نوعی همسخنی ظهور کند و هر کدام آینه‌ی دیگری شوند، و این در مناظره‌ به چشم نمی‌خورد. در حالی‌که جناب آقای وکیلی چنین تلاشی داشتند.

آقای عبدالکریمی بعضاً در جاهای دیگر ورودهای خوبی داشتند، مثل انتقادی که به آقایان دکتر ملکیان و دکتر عبدالکریم سروش داشتند، و یا صحبتی که در رابطه با فلسفه‌ی اسلامی در دانشگاه اصفهان انجام دادند، ولی مسئله‌ی اصلی جوانانِ ما حضور تاریخی مهمی است که امثال دکتر فردید متوجه‌ی آن شد و انقلاب اسلامی راهی جهت آن حضور یافت تا انسان‌ها در معرض عطایای الهی قرار گیرند، و سخنان سال گذشته‌ی آقای عبدالکریمی در دانشگاه تبریز در مقایسه بین انقلاب فرانسه و روسیه و ایران به شدت از این نحوه بصیرت خالی بود.

بنده نمی‌دانم آقای دکتر عبدالکریمی بالاخره بنا دارند چه کمکی به مخاطبان خود بکنند؟ مثلاً در نظر بگیرید جلسات اخیر ایشان تحت عنوان «ایران به منزله‌ی یک پرابلماتیک» با همه‌ی مسائل رنگارنگی که تحت عنوان مسائل ما مطرح می‌کنند، آیا کوچک‌ترین راهکاری برای مخاطبان ارائه می‌دهند؟ آیا همان انتقاداتی که به روشنفکران دارند، که انتقادات به‌جایی است؛ در مورد خود ایشان صادق نیست؟ از آن جهت که هیچ راه‌کارِ بومی که با خِردِ قومی و فرهنگ دینی ما همراه باشد، در کلمات ایشان یافت نمی‌شود؟ ای کاش آن‌هایی که به سخن ایشان گوش فرا می دهند، دائم از خود بپرسند پس باید چه‌کار کرد؟ این‌جاست که بنده معتقدم اگر این‌همه انرژی صرف نمایاندن راهی بود که حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به میان آوردند و آوینی‌ها آن‌ را گزارش کردند؛ می‌شد مخاطبان ایشان از سرگردانی‌ها که گرفتارش هستند و بعضاً به قول خودشان در پوچیِ دوران می‌سوزند، نجات می‌یافتند.

 موفق باشید   

22227
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: ببخشید وقتتون رو می گیرم. استاد من چند وقتیه نمیدونم چرا خیلی برام شبهه به وجود میاد! بعد از این همه سال زندگی تو اوج جوونی که دوست دارم مثل شهدا سیر کنم و به خدا برسم تازگی دائم برام شبهه به وجود میاد. درباره همه چیز مثلا درباره جایگاه زنان در عالم و اینکه خداوند مردان رو از زنان بیشتر دوست داره چون تو این دنیا همه چیز به نفع مردان هست مثلا قدرت داشتن و اینکه خانم ها تو همه چیز باید از همسرشون اجازه بگیرن و اینکه در هر موقعی که مردان تقاضا داشته باشن خانم ها باید گوش کنند حتی اگر روی شتر باشند. آخه واقعا چرا؟ یا مثلا تو خطبه ۸۰ نهج البلاغه حضرت علی گفته اند که خانم ها از نظر ایمان و بهره خرد کم دارند مثلا از نظر ایمان کم دارند چون عادت ماهانه می شوند و نمی توانند نماز و روزه بخوانند و واقعا هم همینطور است. مثلا خانم ها وقتی عادت ماهانه می شوند در ماه رمضان نمیتونند کامل کسب فیض کنند و محروم میشن. استاد این شبهات واقعا داره اذیتم میکنه. درباره همه چیز برام شبهه به وجود میاد. میشه لطفا یک راهکار به من بدید تا من خودمو اصلاح کنم و دیگه برام شبهه به وجود نیاد؟ می خواهم بچه دار شوم اما با این شبهات می ترسم بچه دار شوم. می ترسم بچه بی ایمانی تربیت کنم. خیلی خیلی دعا می کنم که درست بشم اما نمیدونم چرا اثر نمیکنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عمده آن است که متوجه‌ی جایگاه زن در عالَم از دیدگاه معارف الهی باشیم تا در دلِ چنین جایگاهی به دستورات دین نسبت به زن، فهم کنیم و ببینیم هدف ربّ العالمین بیشتر آن بوده که طرف خانم‌ها به عنوان عنصر تربیتیِ انسان‌ها بگیرد؟ یا طرف مردها را؟ 2- در مورد خطبه‌ی 80 نهج‌البلاغه در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» سؤال و جوابی مطرح شده که عیناً خدمتتان ارسال می‌شود:

سؤال: گاه شبهاتى راجع به جايگاه زن در اسلام مطرح مى ‏شود و به آياتى از قبيل 5 و 6 سوره مؤمنون، 24 سوره نساء و 14 سوره آل عمران و آياتى كه مضمونى به ظاهر مردسالار دارد استناد شده و مى‏ گويند در خطبه‏ 80 نهج ‏البلاغه زنان افرادى كم عقل خوانده شده ‏اند يا به علت‏ عادت ماهيانه كه امرى غير ارادى است براى آنها نقص در ايمان قائل شده‏ اند. لطفاً راجع به خطبه حضرت و آيات نامبرده توضيح بفرماييد.

جواب: در مورد خطبه 80 نهج ‏البلاغه كه سيد رضى صراحت دارد كه پس از جنگ جمل ايراد شده و با توجه به اين‏كه روش سيد رضى تقطيع‏ كردن خطبه‏ هاى حضرت بوده و قسمت‏هايى را مى ‏آورده كه جنبه‏ ى بلاغت آن زياد بوده معلوم مى‏ شود عايشه مورد خطاب است. به گفته‏ ى آيت‏ اللّه‏ جوادى اين خطبه هيچ پايگاهى ندارد، چون برهان‏ هايى مى‏ آورد كه خود را نقض مى‏ كند، لذا به اهلش وا مى‏ گذاريم. براى آن‏كه فرهنگ قرآن را در مورد زنان بدانيم بايد آيات زيادى را مدّ نظر قرار دهيم، در ضمن در رابطه با موضوع كنيزان كه در جنگ اسير مى‏ شدند و به عنوان غنائم جنگى خريد و فروش مى ‏شدند، لازم است مفصلًا بحث شود، همين قدر بدانيد كه اسلام با ورود آن‏ها در خانواده‏ ى يك مرد مسلمان نه ‏تنها پناهى براى او ايجاد مى‏ كرد و جلوى فحشاء گرفته مى‏ شد، زمينه‏ ى مادر شدن او پيش مى‏ آمد و جهت شخصيت او تغيير مى ‏كرد كه البته شرح آن احتياج به بحث طولانى دارد. اما در مورد شخصيت زن در اسلام، عنايت داشته باشيد ابتدا بايد آيات صريح را كه موضوع را روشن مى‏ كند مورد توجه قرار داد و سپس بقيه‏ ى آيات را بر مبناى آن‏ها تحليل نمود. موفق باشید   

21364
متن پرسش
سلام محضر استاد طاهرزاده: با توجه به مطالبی که از مرحوم جلال آشتیانی و حسن زاده خواندم بزرگان بعد از ملاصدرا تاسیس اصلی نداشتند و برخی که ابتکاراتی داشتند در حد تفریع فروع از اصول بوده است حال چند سوال دارم: 1. با توجه به اینکه معارف حضرت حق لایتناهی است و آنچه صدرا بیان کرده اند قطره ای از دریا، چرا این طلب در جان افرادی چون علامه حسن زاده نیفتاد که معارفی بیش از صدرا بیاورند؟ از مطالعه زندگینامه حسن زاده این احساس را دارم که طلبی که از ابتدا در جانشان شکل گرفت آموختن علم بود نه گسترش علم. 2. حضرتعالی موفق به تاسیس اصلی شده اید؟ 3. آیا بزرگانی را سراغ دارید که تاسیس اصلی کرده باشند؟ 4. آیا می توان برخی از آرای فیاضی یا اصالت ملکوت غرویان را مصداقی از تاسیس اصل دانست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معنا ندارد مسیر فلسفه‌ای که به اصالت وجود رسیده‌ است، از نظر فلسفی به جایی بالاتر برود زیرا بالاتر از «وجود» چیزی نیست. می‌ماند که در کنار این نگاه دو نگاه دیگر باید در میان آید: یکی در بستر اصالت وجود نظر انداختن به انسان است که علامه طباطبایی در «رسالة الولایه» باب آن را باز کرده‌اند؛ و دیگر نگاه هایدگر به انسان است به اعتبار اگزیستانسِ انسان که همان «دازاین» است. و متأسفانه اهل فلسفه‌ی صدرایی به این نکته نظر نکرده‌اند و به همان اندازه در نظر به پدیدارها با کمبود روبه‌روییم وگرنه از جهت اصالت‌دادن به وجود و نگاه فلسفی، چیزی کم نداریم. موفق باشید

21024
متن پرسش
استاد گرامی سلام: اخیرا در قسمت پرسش و پاسخ پرسش های زیادی در خصوص رهبری می شود و این بخاطر افزایش فشار و مشکلات فرهنگی و اقتصادی است که برای مردم پیش آمده است. درست است که رهبری قصد دخالت مستقیم در امور قوا را ندارند و سیاست های کلی را گوشزد می کنند ولی مردم به این مقدار قانع نیستند و از ایشان به عنوان نایب ولی عصر (عج) و رهبر نظام اسلامی که این نظام می بایست در همه زمینه ها الگوی جهانیان باشد انتظار بیشتری دارند. وقتی به کسانی که به روحانی رای داده اند و مشکلات اقتصادی آنها بیشتر شده می گویم شما دیگر نباید منتقد دولتی که به آن رای دادید باشید می گویند همه کسانی که در راس هستند مثل هم هستند. به هر کس دیگر هم رای می دادیم همین وضعیت بود. بدترین چیز برای یک نظام بی اعتمادی مردم به مسئولین است و حفظ یک انقلاب هزاران بار سخت تر از وقوع انقلاب است. شایسته است رهبری خود را از شمول این بی اعتمادی عمومی و اجتماعی خارج نمایند و عملا وارد صحنه شوند. بنظر می رسد دشمنان از طریق عوامل داخلی قصد دارند با فشار اقتصادی بر مردم چهره اسلام و رهبری را مخدوش نمایند. یکی از مواردی که مورد انتقاد بنده است عملکرد صدا و سیما در الگوسازی است. در برنامه های زیادی از به اصطلاح هنرمندان تئاتر و تلویزیون به عنوان مهمان برنامه دعوت و از آن ها تجلیل می شود. متاسفانه در تصاویری که از این هنرمندان در فضای مجازی مشاهده می شود بنظر می رسد بویی از مسلمانی نبرده اند چه از نظر حجاب، سگ بازی و ... و نوعی نفاق در رفتار آنها مشاهده می شود. همه می دانیم که سگ نجس است. اخیرا کلیپی از یکی از این هنرمندان که برادر شهید نیز می باشد و در فیلم های دفاع مقدس هم بازی می کند پخش شده که در حال گفتگو با یک سگ خانگی است و سگ در حال لیس زدن صورت وی. متاسفانه این مشاهیر هنری یا به قول خودشان سلبریتی مواظب اعمال و رفتارشان نیستند و به راحتی خون شهدا را پایمال می کنند و بدتر از آنها کسانی که اینگونه افراد را برجسته می نمایند. در روایات آمده که در زمان ظهور مردم تصور می نمایند که حضرت (عج) دین جدیدی آورده اند. بنده با این روند فرهنگی که مشاهده می نمایم در خصوص این روایت به یقین رسیده ام و مشاهده می نمایم که قبح بسیاری از محرمات و مکروهات از بین رفته و یا در حال از بین رفتن است. استاد گرامی چه باید کرد؟ نظر جنابعالی؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌دانید چنین موضوعی نیاز به بحث مفصل دارد. در صدر اسلام هم عده‌ای منکر نبوت نبیّ و وَحیِ الهی نبودند ولی مدیریت پیامبر را نمی‌پذیرفتند و قرآن متذکر چنین امری است. آن‌جا که می‌فرماید: « رَأَيْتَ الْمُنافِقينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً» (61)/نساء) پیامبر ملاحظه می‌کنی که جریان نفاق تلاش دارد نگاه‌ها را از تو برگرداند. یعنی حال که نمی‌توانند اصل وحی را یا اصل انقلاب را منکر شوند، رهبری را نشانه می‌گیرند. آن‌چه مهم است تذکر به این امر می‌باشد که باید آرام‌آرام با تغییر ساختارهای غربی مشکل را حل کرد و رهبری نظام در صدد عبور از ساختارهای غربی است که نمونه‌اش طرح اقتصاد مقاومتی می‌باشد. و البته هنوز متأسفانه مردم و دولتمردان آماده‌ی چنین رویکردی نیستند. موفق باشید

20026
متن پرسش
با تقدیم سلام: در تکمیل بحث عین ثابته گاهی ریشه سوالات به نوع نگاه ما برمی گردد همه می پرسیم چطور ممکن است عین ثابته ی کسی فقر را انتخاب کند اما کسی نمی پرسد چطور عین ثابته کسی ثروتی را انتخاب کرده که منجر به کفرش شده، با تعجب بسیار می پرسیم چطور عین ثابته ی کسی رحم زناکار را انتخاب کرده اما نمی پرسیم چطور رحم غیبت کننده را انتخاب کرده غیبتی که از ۳۶ بار زنا بدتر است و اعجاب ما باید چند برابر باشد. اگر معیار، حقیر بودن است که رحم دومی حقیرتر باید باشد گاهی زنا و فقر و صورت نازیبا و غصه ای جسمی را بد می دانیم چون جامعه اینها را بد می داند و اگر وارد جامعه ای شویم که اینها را نه تنها بد که نعمت می داند این سوالات هم منتفی می شوند ثانیا طبع انسان نارضایتی و اعتراض است ما به نعمتها هم اعتراض داریم اوائل خوشحالیم ولی در ادامه کار به انکار می کشد یعنی نارضایتی ثالثا شاید جواب این سوال که چرا برخی از ما همسران با ایمان یا خانواده بزرگان را انتخاب نکردیم یا چرا نجفی قوچانی در خانه ی قاضی به دنیا نیامد این باشد که اتفاقا گاهی چون ایمان را انتخاب کرده ایم باید کنار همسر بد و در خانواده ی بد باشیم چون اگر با این شخصیت و ضعفها در خانه بزرگان بودیم شاید خوبیهایی داشتیم اما چون تقلیدی بود ارزش کمی داشت ولی در خانواده معمولی این شخصیت خودش را مجبور به جستجو و تعمق می بیند و به عالی ترین درجات می رسد البته نگاههای دقیق تری در این میان هست. درست است جناب استاد؟ ۲. عین ثابته در عین یک سری اختیارها اما قدر و اندازه اش معلول اختیارش نبوده درست است؟ عین ثابته یعنی شخصیتی با این میزان هوش و یا ظرفیت حافظه و خیال و... این را خدا بدون اختیار ما خلق کرده. یعنی اختیار تام نداریم درست است حضرت استاد؟ سپاس بسیار
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خوب است 2- همین‌طور که عرض شد عین ثابته‌ی هر شخص، حدّ ذاتیِ امکان آن است و از این جهت تنها وجود علمی دارد و در علم خداوند است و خداوند آن وجودِ علمی را با خطابِ «کن» یعنی باش، وجود می‌دهد. پیشنهاد می‌شود در این مورد علاوه بر مقاله‌ی «عین ثابته»، مباحثی که در شرح سوره‌ی حمد حضرت امام و شرح کتاب «مصباح الهدایه» ایشان شد را دنبال فرمایید. موفق باشید

19778
متن پرسش
با سلام و تشکر از شما استاد عزیز: می بخشید پاسخم را به ایمیلم ارسال فرموده بودید مطالعه کردم ولی متاسفانه متوجه نشدم به پاسخ سوال دیگری نیز بنده را ارجاع دادید که بر روی سایت نبود. سوالم در مورد عالم ذر بود حالا اگر صلاح می دانید فقط بفرمایید ما در عالم ذر اختیار داشته ایم یا نه؟ بسیار ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که قرآن می‌فرماید خداوند از همه‌ی فرزندان آدم پرسید «الست بربّکم؟» و آن‌ها جواب دادند: «بلی شهدنا»؛ خبر از آن می‌دهد که انسان در آن عالم مختار بوده است. موفق باشید 

17748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت فراوان: استاد فلسفه علوم انسانی ما درکلاس گفت: اسلامی شدن علوم انسانی حداقل دو قرن زمان نیاز دارد. نظر حضرتعالی چیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظورشان آن بوده که خیلی طول می‌کشد تا به آن قله‌ای برسیم که تمام نگاه‌های ما به جایگاه انسان، نگاه‌های صحیحی باشد. ولی به هرحال اگر با تصوری درست نسبت به انسان جلو برویم، هر قدمی که برمی‌داریم به همان اندازه جلو رفته‌ایم. البته بنده فکر می‌کنم دنیا در حال عبور از سکولاریسم است و عرایضی در این مورد در قسمت سوم کتاب «اربعین حسینی» شده است. موفق باشید

17108
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده: با توجه به نزدیک بودن عید غدیر خم و لزوم تبلیغ غدیر و فرهنگ غدیر و با توجه به شرایط فعلی، به نظر شما، ما چگونه می توانیم در این راستا قدمی برداریم؟ آیا با مهمانی خانوادگی تشکیل دادن و ناهار دادن تبلیغ غدیر بکنیم، یا با تشکیل هیئت و برگزاری جشن و سرور، یا کاری غیر از این ها را باید برنامه ریزی کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در برزگ‌داشت روز غدیر توجه‌ها را به ولایت امام و حاکمیت حکم خدا جلب کرد. حال با هر بهانه‌ای، چه به قول شما با میهمانی‌دادن و جشن و سرور، یا هر کار دیگر. مباحثی در رابطه با «غدیر» بر روی سایت هست، إن‌شاءاللّه متذکر این موضوع خواهد شد. موفق باشید

15228

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در جواب سئوال: چگونه به منظومه‌ی فکری امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» برسیم؟ می گویید: امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه»؛ یک سیره است. باید نظر به سیره‌ی او کنیم. می شود شناخت منظومه امام و مکتب امام و سیره امام و چگونگی آن رو بیشتر توضیح دهید؟ خداحفظتون کنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی نسبتاً مبسوط در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شده است. خوب است در کنار کتاب و صوت‌هایی که با این عنوان مطرح شده است، مطلب را دنبال فرمایید. موفق باشید

14665

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حقیر صنعت گر هستم و از دانش آکادمیک و دینی برخوردار هستم اما سعی خودم را کرده ام. درباره الله شناسی و امام شناسی برداشتهایی دارم که نمی دانم درست است یا خیر خواستم با شما مطرح کنم و شما تصحیح بفرمایید و بینش مرا در این موضوع بالا ببرید ان شا الله. مطالب زیر در بر دارنده برداشت حقیراست که به حضرت عالی اراییه می دهم لطفا تصحیح بفرمایید ذات: قابل تصور نیست نه اسم دارد و نه صفت دارد. ذات باید بوسیله تجلی اش شناخته شود الله: تجلی ذات است و مخلوق است منتهی حسب آنکه تجلی ذات است مشخصات ذات را دارد و الله مانند جسم و صورت است برای روح انسان. یعنی همانطور که ما برای سخن گفتن با برادران و خواهرانمان رو به سوی صورت و چهره ی آنها می کنیم حال آن که می دانیم این سیما و صورت ظاهری یک وسیله ای است برای ارتباط با آن روح نادیدنی لذا ذات نیز برای آنکه شناخته شود نیاز به تجلیگاه دارد لذا اگرچه الله که جمع صفات و اسما است مخلوق است منتهی ما گریزی نداریم جز آن که رو به سوی صورت و تجلی ذات کنیم اگرچه الله خود ذات نیست همانطور که عکس ما در آیینه خود ما نیست! و نام این تجلی و صورت که قبله ما را به سوی ذات مشخص می کند الله است. و از آنجا که الله تجلی ذات است قاعدتا باید مشخصات صاحب تجلی در تجلیگاه یافت شود همانطور که اگر من فردی نامرعی باشم وقتی جلوی آیینه که تجلیگاه من است بایستم انوار نامرعی من در آیینه منعکس می شود اگرچه با چشم دیده نشود یعنی تجلی من در آیینه قطعا با مشخصات خود من مناسبت دارد اگرچه آن تصویر داخل آیینه خود من نیستم! پس به تبع ذات؛ در الله نیز هیچ اسمی و صفتی به طور مشخص و مجزا قابل رویت و تحقیق نیست اگرچه الله جمع اسما و صفت است اما اسما و صفات در الله در وحدت هستند و واحدند و به طور مجزا خلقیت ندارند (همانطور که در نور سفید نه نارنجی دیده می شود و نه سبز و نه قرمز و نه هیچ رنگ دیگری اما وقتی متکثر شوند تازه خلق می شوند) صفات: یک مرتبه نازل تر از الله (وحدت صفات) ما با تکثر صفات و مخلوق روبرو هستیم. الله هم مخلوق ذات است هم خالق صفات؛ و صفات نیز حسب شدت و قوتشان مخلوقات و نفوس فردی را خلق می کنند پس هم خالقند هم مخلوق. و انسان از میان همه مخلوقات مستعد است که به جمع صفات (الله و یا انسان کامل) نائل آید. و الله، نفس کل و نفس واحد است و انسانهای کامل که به معرفت به الله رسیده اند به نفس واحده معرفت یافته اند یعنی وصل به الله (نفس واحده) هستند ضمن آنکه هر نفس، فردیت خود را هم حسب صفت و یا صفاتی که در خود به فعلیت رسانده اند در عین فنای فی الله حفظ می کند یعنی انسان کامل از یک سو به نفس کل وصل است و فانی در آن است و از یک سو فردیت خود را هم دارد و بسته به آنکه چه صفاتی در او شدت بیشتری یافته و فعلیت یافته است در عالم تصرف دارد و شفاعت می کند. در واقع نوفس فردی تکامل یافته مانند انشعابات نفس کل و دست و بازوی او عمل می کنند یعنی فعل و قول این نوفس مقدسه فعل و قول نفس کل (الله جل وجلاله) است. پس اگرچه از یک سو اولیای الهی به یک نفس واحد متصلند از دیگر سو دارای صفات و فعلیت های مختلفند (کما اینکه توسل به علی (ع) با توسل به امام حسین (ع) کیفیات و شرایط متفاوت در سالک ایجاب می کند و انوار این نفوس مقدسه متفاوت است. در هر حال هر یک از نفوس مقدسه یک ریسمان و بازو و دریچه برای رسیدن به الله محسوب می شوند چه از طریق توسل چه از طریق پیروی از خلق و خوی و صفات اولیای الهی و استاد کامل! و هر کس بنا بر استعدادش باید اول از صفاتی که مستعدش است شروع کند و در هر صفتی که قوت بگیرد باب معرفت و اتصال به نفس کل بر او گشوده شود زیرا هر صفتی از صفات الله دیگر صفات را نیز در خود دارد منتهی یکی از آن صفات شدت و قوت بیشتری گرفته و تظاهر یافته است پس با تکامل فرد در یکی از صفات به جمع صفات و اسماء معرفت حاصل کند و فانی در الله شود اگرچه فردیت او را همان صفاتی تعریف می شود که در دنیا در خود پرورش داده است و در او شدت و قوت و تظاهر بیشتری یافته است (و یا آن صفات و اسمایی که ممکن است خداوند بعد از دنیا به او عنایت کرده باشد ) در پایان از طولانی شدن این متن عذر می خواهم البته خیلی سوالات نیز باقی مانده است امیدوارم این درک ضعیف و دست و پا شکسته حقیر باعث خنده شما نشده باشد واقعا نیاز دارم کسانی مثل شما کمکم کنند. منتظر پاسخ شما خواهم بود با تشکر/ سید مهدی میری/
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه معارف خوبی در منظر خود دارید. در ضمن عنایت فرماید که موضوع نبون نبیّ به معنای بشیر و نذیربودن در کنار انسانِ کامل‌بودن ایشان باید مدّ نظر باشد. موفق باشید

13956
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت به استاد بزرگوار: بنده طلبه ای هستم که خیلی دغدغه دارم کارم رو به بهترین نحو انجام بدم. در حال حاضر هم موضوعی من رو مشغول خودش کرده و اون امر به معروف در جامعه کنونی هست به خانمها. می بینید که حتی در فصل زمستان هم پوشش همچنان به همون نحو هست. این قضیه من رو خیلی آزار میده اما نمیدونم چرا نمیتونم امر به معروف کنم. شاید از ترس باشه، البته ترس از داد زدن و آبرو ریزی یا حتی به طور مثال چاقو خوردن و... نیست. با اینکه همسر و فرزند دارم اما آرزوی شهادت دارم اما ترس از اینکه طرف مقابل حرفی بزنه و من نتونم جوابی قانع کننده براش داشته باشم. گرچه به گفته اطرافیان از نظر اطلاعاتی در حدی معقول هستم اما نمیدونم شاید چون تابحال جلو نرفتم این ترس رو دارم. اصلا این کار الان که نزدیک به هفتاد تا هشتاد درصد خانمهای بالاخص اصفهان گرفتارش هستند، تاثیری داره؟ اصلا به بنده واجب عینی هست که برم جلو یا این عذاب وجدان رو از خودم بردارم؟ و من الله التوفیق، التماس دعای فرج و شهادت برای حقیر. سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع امر به معروف در این زمان و در این تاریخ حوزه‌ی بسیار گسترده‌ای پیدا کرده است که غیر از حوزه‌ای است که 400 سال پیش در آن قرار داشتیم. پیشنهاد می‌کنم به جواب سؤال‌های 11643 و 12834 و 13569 و 13387 رجوع فرمایید. موفق باشید

13401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: سوالاتی دارم ممنون می شوم که جوابهایی هر چند مختصر بفرمایید. 1. خداوند از حضرت ابراهیم (ع) حمایت های زیادی کرده (مثل گلستان کردن آتش) چرا انسانهایی دیگر یا امامانی که در مقابل طاغوت ایستادگی کردند و شهید شدند این چنین مورد حمایت خدا قرار نگرفتند؟ 2. خداوند می فرماید ما مکه را شهری امن و امان ساختیم. منظور از این امنیت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاکِ حضرت حق، نفوذ توحید در جامعه‌ی بشری است از طریق انبیاء و اولیاءاش. حال یک‌وقت با حفظ حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» از آتش، توحید حفظ می‌شود و یک‌وقت با شهادت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» این کار عملی است. و به همین جهت حضرت امام حسین«علیه‌السلام» در آخرین جملاتشان، رضایت خود را اعلام می‌کنند و متوجه‌ی توفیق الهی در انجام مأموریت خود هستند که بنده عرایضی در کتاب «راز شادی امام حسین«علیه‌السلام» در قتلگاه» داشته‌ام. موفق باشید

13213
متن پرسش
باسمه تعالي سلام: استاد شما در جواب سوال 13125 فرموديد كه گویا فراموش کرده‌اید که یک تمدن به صورت یک فرایند و در طول زمانی طولانی آرام‌آرام خود را جایگزین تمدن ظلمانی قبلی می‌کند. الان كه حدود 35 سال از عمر اين حكومت مي گذرد مي بينيم كه عموم مردم دارند رو به ظلمت مي روند نه رو به سوي نور. اين فساد و اين دختران بي حيا كه مادرهاي بي حياي نسل آينده مي شوند و اين بي قيدي نسبت به ظواهر شرع! استاد چيزي كه در جامعه مي بينيم، گسترش روز افزون فساد و گناه و بي احترامي نسبت به احكام الهي و نسبت به روحانيت است آن وقت شما مي گویيد ما داريم به سوي تمدني نوراني حركت مي كنيم؟ اين جامعه ظلماني كه رفته رفته به اين ظلمت و گناه كشيده شده پيش رفتن به سمت و سوي نور است يا پيش روي در ظلمت و تاريكي؟ اگر هم چنان معتقديد كه حرفتان درست است براي ما هم روشن كنيد حقيقت مطلب را. با تشكر البته كاري به رو به سوي ظهور داشتن جامعه بشري و تشنه ي منجي و امام زمان (عج) شدن نداشته باشيد كه مردم هر وقت تشنه ي آمدنش شدند او مي آيد، بلكه بحث ما صرفا بر روي ناكارآمدي اين حكومت است براي تحقق اين هدف يعني نزديك كردن مردم به خدا و تقرب هرچه بيش تر به امام زمانشان (عج) از طريق پياده سازي احكام اسلام كه متاسفانه ناركامد و ناموفق بوده است. (مگر هدف اين نظام و انقلاب غير از اين است؟) مردم تا كي بايد اين بي كفايتي مسئولين را در اداره ي كشور تحمل كنند؟ سال به سال دريغ از پارسال، هر دم از اين باغ بري (خبر اختلاسي) مي رسد. لطفا كامل و با بيان ساده و قابل فهم يك جوان دانشجو جواب دهيد كه شما چه جوابي به عرايض اين بنده حقير داريد؟ در برنامه اي از صدا سيما از مسئولي پرسيدند چرا با اين اختلاس ها برخورد نمي شود: با صداي آهسته اي گفت : چون - اين دزد ها - حمايت مي شوند. والسلام
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی نسبتاً مفصل در کتاب «امام خمینی و تقدیر تاریخی زمانه» شده است. این‌که می‌فرمایید، ظاهرِ قضیه است و آثار همان تمدنی است که در حال افول است، و این مسئله‌ی بسیار مهمی است. ملاحظه کنید که چگونه در دل همین بحران‌ها جریانی در حال شکل‌گیری است که به همه‌ی این مظاهر، «نه» می‌گوید. و به قول ابن‌خلدون همیشه تمدن‌ها در متن همین «نه»گفتن‌ها به تمدن قبلی که در نهایت نمایش خود بوده است؛ شکل گرفته. موفق باشید

11303

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: چنانچه برایتان مقدور است لطف نموده و ترجمه ای خوب و روان از تفسیر المیزان معرفی بفرمایید. متشکرم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین ترجمه‌ای که از آقای موسوی همدانی در بازار هست خوب است. موفق باشید
10885

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من دانشجوی مقطع دکتری حکمت متعالیه هستم می خواهم موضوع رساله انتخاب کنم بدنبال موضوعی هستم که نه عمرم به بطالت رفته باشد و هم برای جامعه مفید باشد. اگر لطف کنید در این زمینه من را راهنمایی کنید ممنون می شوم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً بنده در این موارد ورودی نداشته‌ام که نسبت به موضوع پایان‌نامه‌ها فکر کنم، لازمه‌ی این کار یک روحیه‌ی خاصی است که بنده از ابتدا وارد آن نشده‌ام. موفق باشید
9984
متن پرسش
سلام: مطمئنا یکی از اصلی ترین دلایل رشد شخصیت و اعتماد به نفس فرزند، در خانواده است. حال اگر ما به هر دلیلی دچار کمبود محبت هستیم و همیشه نیازمند تعریف و توجه دیگران هستیم، برای رفع این نقیصه و بی نیازی مطلق نسبت به غیر خدا چه کنیم. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این خطورات تا وقتی است که انسان وارد حوزه‌ی دین‌داری نشده، ولی وقتی وارد حوزه‌ی دین‌داری و معارف دینی شدید به‌کلّی این‌گونه نگاه‌ها از میان می‌رود. یکی از معانی این‌که می‌فرماید: وقتی دین‌دار شدند، «لَکَفَّرْنا عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ» آن سیئه و محدودیت‌های فکری از آن‌ها پاک می‌شود؛ همین است. موفق باشید
9742
متن پرسش
با سلام و تهیت خدمت عالم عزیز مکرم بنده نواز: جسارتا بنده بعد از شنیدن ماجرای سحر شدن بدن پیامبر (ص) توسط یک یهودی کمی متعجب شدم. فکر می کردم با توجه به این که جسم پیامبر کاملا تحت تدبیر روح قدسی ایشان است امکان نفوذ سحر و جادو در بدن ایشان هم نباشد. اما بعد از کمی تأمل دریافتم که با توجه به این که سحر و جادو با تکیه بر منابع شرور مثل اجنه و شیطان و نقایص ذاتی نشئه دنیا بر موجودات تأثیر می گذارند و از آن جا که بدن انسان و پیامبر (ص) نیز از همین نشئه خاکی و قهرا متصف به نقایص آن است پس بدن معصوم و غیر معصوم در امکان تأثر از سحر و جادو و دیگر شرور یکسان باشد. البته از طرف دیگر هم می دانیم که جسم انسان تحت تدبیر روح است و روح قدسی معصوم می تواند بدن ایشان را نیز از بسیاری از آفات حفظ کند هر چند این اطلاق ندارد چون به هر حال تعلق جسم به روح موقت و دارای شدت و ضعف است حتی برای معصومین. پس آیا می توان نتیجه گرفت که به علت همین نقیصه ذاتی است که سحر و جادو می تواند در بدن حتی معصومین نفوذ کند چه آن که بیماری و دیگر شرور دنیایی نیز بر بدن شریف ایشان تأثیر می گذارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن نوع بیماری ها که به جهت عدم تعادل روح باشد در معصومین«علیهم السلام» نمی تواند وجود داشته باشد. ولی آن نوع بیماری که به جهت عوامل خارجی یا ناتوانی جسم باشد می توانند بدن معصومین را نیز تحت تأثیر قرار دهند و ساحر چون از طریق متأثرکردن خیال کار خود را انجام می دهند از آن جایی که خیال معصومین سراسر پاک و نورانی است، هرگز تحت تأثیر ساحران قرار نمی گیرد تا آن ها بتوانند معصومین را از این طریق بیمار کنند لذا روایاتی که بحث مسحورشدن اولیاء معصوم را به میان می کشد قابل اعتناء نیست. موفق باشید
8989
متن پرسش
بنام خدا و با سلام حضور استاد عزیز و گرامی: از روزی که پاسخ به سوالات را منحصر به سایت کرده اید و آقای توکلی به ما گفتند تماس تلفنی را قطع کنید بعضی از سوالات ما بی پاسخ مانده است. از جواب بعضی از سوالات متوجه می شویم اصلا شما منظور ما را درست نگرفته اید و یا بعضی از سوالات را نمی توانیم به خوبی بنویسیم و منظورمان را منتقل کنیم و از همه مهمتر اینکه جواب دادن شما مختصر شده در حالی که نیاز به توضیح بیشتر است. این مساله تنها حرف بنده نیست بعضی از دوستان هم همین حرف را میزدند و تایید می کردند. لطفا چاره ای بیندیشید. وفقکم الله
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکال دارد جنابعالی و سایر دوستان مباحث مدّ نظرتان را محدود به یک سؤال نکنید و در مقابل جواب بنده دوباره سؤال بفرمایید و یا اشکال کنید تا باز بنده جواب دهم و در مجموع مطالب قابل استفاده‌ای که برای سایرین نیز مفید است باقی بماند؟ سعی بفرمایید با حوصله وارد چنین مرحله‌ای شویم. موفق باشید
نمایش چاپی