بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15732
متن پرسش
با سلام و درود فراوان: استاد محترم بنده در مبانی حکمت متعالیه چندی است که تحقیقاتی به لطف الهی دارم اما در مبنای اصالت وجود که آقای جوادی بیان میکنن ایشون ماهیات رو به طور کلی در خارج از ذهن نفی میکنن. چند تا از سوالات رو هم که پرسیده شده بود در سایت خوندم اما همچنان در یک شک و دودلی هستم. آیا ایشون ماهیات به معنای اشیائی که با حواس ظاهر دیده و درک میشه رو در خارج از ذهن نفی میکنن؟ چون حواس ظاهر ما فقط با ماهیات مرتبطه و دوم اینکه اگه قائل به این باشیم که هیچ مصداقی از مفاهیم ماهوی در خارج نیست، مثل شکل و رنگ و اندازه و ... پس جهان خارج از ذهن ما مجرد هست چون خواص ماده رو نداره کما اینکه ماده هم خودش از سنخ ماهیت هست، آیا اینطور قائل هستید و یا هستند؟ و سوال سوم آیا در عرفان همونطور که خدا مجرد هست جلوه اون هم مجرد هست و تمام تشکیکی که در هویت این جلوه قائل هستن همه مجرده یا این جلوه مرتبه عقل و مثال و ماده هم درش مطرحه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی نظر به «وجود» باشد، ماهیاتْ حدّ وجود خواهند بود و نه چیزی مستقل. و حضرت استاد متأله، ما را متوجه این امر می‌کنند. 3- در نگاه عرفانی «یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد» لذا در آن نگاه بحث مجرد و ماده مطرح نیست این واژه‌ها مربوط به تفکر فلسفی است. موفق باشید

15074

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام آقا جان: من یه سواله که خیلی وقته زهنم رو مشغول کرده. این که چرا از امام زمان (عج) خیلی کم در تلویزیون گفته میشه، از شرایط ظهور و چجوری خودمون رو برای امام زمان (عج) آماده کنیم؟ تلویزیون وسیله ای است که همه دسترسی بهش دارن، با زدن یه شبکه برای امام زمان (عج) یا اهل بیت (ع) آیا برای این نظام بهتر نیست که نظام طرف صاحب اصلیش بره نه طرف غیر از اسلام؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم مردِ این کار که بتواند به زبان این تاریخ و ذیل نگاه حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» موضوع را طرح کند؛ نداشته باشند. موفق باشید

13127

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار‌: اینجانب کارگری هستم ۴۳ ساله. ۲۳سال است در تهران ساکنم. ۲۰ سال هم بیمه دارم. پسرم هم طلبه است. مقصود اینکه: از روزی که به تهران آمده ام آرامش ذهنی و فکری ندارم. روحیه ام با این محیط شهری و به اصطلاح مدرن نمی خورد، هر چه تلقین کردم هم نشد. ما روستایی داریم که علاقه دارم در آن زندگی کنم ولی آنجا هم کار و شغل کم و محدود است. حال مانده ام چه کنم. اینجا هم برایم قابل تحمل نیست. نمی دانم بروم و به تشویش در دینداری ام خاتمه بدهم یا بمانم اینجا. چون در شهرستان دینم راحت تر می ماند. راهنمایی لطفا بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال باید عاقلانه عمل کرد و نه احساساتی. اگر با رفتن در روستا زندگی‌تان مختل نشود خوب است که به محل بومی خود بروید وگرنه سعی کنید با حضور در جمعه و جماعت و ارائه‌ی اخلاق حسنه، برای خودتان جهنمِ شهر را به بهشت تبدیل کنید. موفق باشید

13028
متن پرسش
با سلام: اولا آدرس الکترونیکی را الکی زدم چون نداشتم، عفوکنید. اما سوال: بنده ادعا می کنم که از راه های کوناگون چه در خواب و چه در بیداری صوت می شنوم و مطالبی به من گفته می شود مثلا به من گفته می شود که انسانها را باید خدا بزرگ کنه یا اینکه می گویند که ولایت مال رسول الله است و نظریه ولایت فقیه را که من مطرح می کردم را زیر سوال می برند. یا اینکه گفته می شود که صداقت مال بزرگترهاست یا شما گفتید که آیت الله جوادی رشد خوبی کردند تفاوت بین رشد خوب و بزرگ کردن انسان توسط خدا چیست؟ مطالبی را خدمتتان عرض کردم رو چگونه با هم دیگه جمع کنم؟ با تشکر موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید مواظب بود خود را در اختیار این نوع اصوات و خطورات قرار ندهیم وگرنه شیطان از این طریقه وارد می‌شود و به صورت‌های مختلف و انواع شبهه‌ها ما را بیچاره می‌کند. ملاک ما در فهم و تعقل، قرآن و روایت و نظر علماء باید باشد نه خطوراتی که به سراغ ما می‌آید. موفق باشید

11937

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر شما: سوال:1. آیا بدیهیات انسان ذهنی است و یا قلبی؟ 2. اینکه ما بدیهیات را به وضوح درک می کنیم آیا در نفس است یا اضافه بر نفس؟ 3. آیا بدیهیات را حضورا درک می کنیم یا حصولی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال شماره‌ی 11934 عرایضی داشتم لذا وقتی بدیهیات عین وجود ما است و ما وجود خود را حضوری درک می‌کنیم، بدیهیات را هم در همان فضا، وجودی درک می‌کنیم. موفق باشید

11770

فایل سوالاتبازدید:

متن پرسش
با سلام: خواهش دارم فایل سوالات همراه با جواب رو برای دانلود و مطالعه آف لاین بزارین ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی

سلام علیکم

فایل سوالات بصورت یک فایل اکسل اماده شده است ولی بدلیل اینکه استفاده از آن به سختی انجام میگرفت وبراحتی برای کاربرانقابل استفاده نبود تصمیم برآن شد که  طراحی فرمت آن تغییرکند که انشاالله درصورت آماده شدن در اختیارعزیزان قرار خواهد گرفت.مدیریت سایت

9500
متن پرسش
با سلام: 1. آیت الله جوادی می فرمودند ما دراصول بدنبال استادی بودیم که بین اعتباریات و حقیقت جدایی قایل باشد فلذا سراغ امام رفتیم چون ایشان می فرمودند دست امور اعتباری از حقیقت بسته است، یا در سخنان علما داریم که این علوم اعتباری است، حال سوال این است که مگر این اعتباریات ریشه در تکوینیات ندارد و مگر علم فقه و اصول و ... ریشه در تکوینیات ندارد؟ 2. منظور از علم که در روایات آمده چیست آیا فقط همان توحید و اخلاق و فقه است یا فیزیک و شیمی هم هست چون آیت الله جوادی می فرمودند همه عالم فعل خداست پس همه علوم دینی است؟ 3. در کتاب معاد آیه ای آورده اید: او قادر است که مردگان را زنده کند و میفرمایید صحبت از زنده کردن خود مردگان است نه امثال آنان، و حال اینکه ما قایلیم نفس و خود انسان هیچ وقت نمی میرد پس چرا اینجا فرمودید خود آنها را زنده می کنند خود انسان که نمی میرد؟ 4. در کتاب گزینش تکنولوژی می فرمایید باید گزینش کنیم بعد می فرمایید فرهنگ خاص دارد پشت این ابزار، سوال این است پس اگر فرهنگ خاص دارد و ضرر دارد نباید استفاده کنیم بطور مطلق نه اینکه گزینش کنیم؟ 5. نظر شما درباره استاد قراملکی و آثار ایشان چیست؟
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حقیقتاً ما باید در بحث اصول فقه بین امور اعتباری و حقیقی تفکیک کنیم و قواعدی که مربوط به امور حقیقی است را به امور اعتباری سرایت ندهیم، هرچند آن اعتبار از طریق شریعت الهی باشد و ریشه در تکوینیات داشته باشد، بالاخره فعلاً به عنوان یک اعتبار مورد توجه است و حکم اعتبار دارد 2- عموماً علومی مثل فیزیک و شیمی را با واژه‌ی فضل و دانش نام می‌برند با این‌همه باید از خود جمله متوجه شد منظور از علم در آن جمله یا روایات کدام نوع علم است. در ضمن باید دقت کرد عالَم فعل خدا است ولی علم ما به عالم عموماً با پیش‌فرض‌هایی همراه است و لذا نمی‌توان گفت علم ما به طبیعت عین علم به فعل خدا است. جناب اَیان باربر در کتاب «علم و دین» این نکته را به‌خوبی روشن کرده است 3- شاید از آن جهت که بدن ما همیشه بدن ما است هرچند تغییر کند، وقتی گفته شده خودتان را زنده می‌کنیم یعنی خودتان را با بدن خودتان زنده می‌کنیم 4- همین طور است که می‌فرمایید برای همین هم اگر با خوآگاهیِ لازم تکنولوژی را گزینش کنیم زهر آن را کم می کنیم ولی کار نهایی آن است که ما با نگاه توحیدی خودمان تکنولوژی مناسب اهداف خودمان را شکل دهیم 5- با آثار ایشان به طور جدّی آشنایی ندارم خیلی گذرا رد شده‌ام. موفق باشید
8706

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خسته نباشید. من شدیدا دچار افسردگی شده ام مدام خودم را مقایسه میکنم با دیگران و احساس کمبود میکنم. همیشه خودم را پایین تر از دیگران میبینم و تمام زندگیم تمام وقتم به این افکار میگذره خسته شدم از خودم متنفر میشم واقعا کمکم کنید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این سایت در این موارد حرفی برای گفتن ندارد. شاید سه جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» تذکری در این مورد باشد در ضمن به جواب شماره8698 نظری بیندازید. موفق باشید
8052
متن پرسش
سلام استاد،خسته نباشید.چراورزش در درمان افسردگی و اضطراب اینقدر موثر است؟این بیماریها یعنی زیادی به خیالات میدان داده شده ولی کار کردن با به نیت ورزش ورزش کردن دو تاثیر متفاوت دارند وکار جای ورزش را نمی گیرد،باوجود اینکه در هر دو تا اراده روح بر بدن تثبیت می شود ولی ورزش تاثیر عجیبی دارددر دفع خیالاتوکار نمی تواند جایگزین ورزش شودومن به دنبال تاثیر ورزش در دفع خیالاتم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده در این مورد در قسمت سوم کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» تحت عنوان تأثیر روح بر حرکات ورزشی عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
5509
متن پرسش
بسنه تعالی سلام وقت بخیر به نظر شما تحصیل در رشته پزشکی برای یک خانم جایز است ؟ از این جهت عرض میکنم که این رشته ارتباط زیادی با نامحرم دارد و حیا جایگاه کمرنگی در این رشته دارد . و اگر جایز نیست پس اگر هیچ خانمی در این رشته تحصیل نکند بر اساس فتوای مراجع تقلید که تا می توانید خانم به پزشک خانم مراجعه کند , چه می شود ؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین دلیل که باید خانم‌ها به پزشک خانم رجوع کنند پس لازم است خانم‌ها در عین رعایت حیا رشته‌ی پزشکی را ترک نکنند. موفق باشید
841

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی استاد نحوه ی برخورد ما با خانواده چه طور باید باشد؟ در بعضی موارد که مسائل دینی را رعایت نمی کنند؟ آیا باید خود را از محیط دور کرد یا تذکر داد؟ آیا ما از نظر هدایت افراد خانواده به سمت دین مسئولیم؟ گاهی من خیلی از این نظر اذیت می شوم که نه تنها مرا به دین نمی خوانند که مرا هم به خاطر رعایت مسائل دینی ناراحت می کنند . یا اگر کار اشتباهی (برخلاف همه ی تلاشی که میکنم تا درست رفتار کنم) انجام دهم فوری می گویند تو چه مسلمانی هستی که.... .نمی دانم چه طور رفتار کنم که حق آنها را ادا کرده باشم یعنی خدای ناکرده توهینی نکرده باشم و اگر وظیفه ای در زمینه ی هدایتشان به دین دارم انجام دهم.آیا تذکر بدهم؟ با خواهر و برادر کوچکتر از خودم که به نظرم نیاز به این مسائل دارند چگونه رفتار کنم ؟؟ و چه وظیفه ای دارم؟ استاد سوال دیگر ی هم در زمینه ی سیاسی داشتم یک سری این شبهه را ایجاد کرده اند که امام در زمینه ی اعدام های بعد انقلاب تندروی کرده اند و یا اینکه امام را فریب داده اند در این زمینه که اینقدر اعدام ها گسترده بوده/ چه طور می شود به این افراد پاسخ داد؟ از لطفتان کمال تشکر را دارم.خدا خیرتان دهد
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: شما با خوش‌رفتاری در وظایف فردی خود کوتاه نیایید، در هدایت بقیه اگر زمینه بود تذکر بدهید، ولی در هرحال رفاقت خود را با آن‌ها حفظ کنید تا امر به‌معروف را به صورت عملی انجام داده باشید. در فقه اسلامی هست که هرکس به هر نحو قصد مقابله با نظام اسلامی را دارد و به فکر براندازی است حکمش قتل است. همان‌طور که رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» دستور دادند مسجد ضرار را با ساکنان داخل آن آتش بزنند - حالا ساکنان آن فرار کردند بحث دیگری است – حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» طبق حکم الهی عمل کردند و موضوع روشن‌تر از آن بود که کسی بخواهد ایشان را فریب دهد. موفق باشید
814

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. خسته نباشید. استاد گرامی، در فرمایشات امام علی علیه السلام در نهج البلاغه آمده است که برخی صفات برای مردان عیب و برای زنان چسندیده است مثل بخل و تکبر و ترس. استاد سوال من این است که آیا این تکبر برای زنان نسبت به همدیگر رواست؟ من خودم کسانی را میشناختم که آنقدر مرا اذیت کردند از بس به حسب و نسب خود افتخار میکردند که ما چنین هستیم و چنان هستیم و با اینکه بنده به لطف خدا از جانب پدر و مادر سید هستم و به لطف خدا نسب شریفی است (اگرچه خداوند این نعمت را از راه الطاف واسعه خود به ما داده وگرنه ما هرگز لایق نبودیم )اما ایشان آنقدر خاندان خود را بر سر من کوبیدند که حد و حساب نداشت و فقط بحث خاندانشان نبود تحصیلات خانواده شان را آنقدر به رخ می کشیدند(اگرچه بنده خداها تا لیسانس معمولا تحصیل کرده بودند و حتی هم اینگونه نبود که حالا خیلی تا مقاطع بالا ادامه داده باشند = منظور اینکه این چیزها به نظر خودشان خیلی مهم و عجیب و عامل بزرگی و فخر بود وگرنه آنقدرها هم بلحاظ ظاهری بالانبودند که فکر میکردند. گرچه اصالت به این چیزها(خاندان و تحصیلات و پروت و ...) نیست و این توهماتی بیش نیست. اما استاد یعنی کارهای و تکبرات این افراد گناه نبوده - چون امام علی داشتن تکبر را برای خانمها خوب قلمداد میکنند - و آیا من که سعی کردم متکبر نباشم دارم خلاف خواسته امام علی علیه السلام رفتار میکنم؟ لطفا راهنمایی فرمایید. تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: منظور حضرت آن است که زنان با مردان نامحرم قاطی نشوند و از آن‌ها فاصله بگیرند و در اموال شوهر خود بذل و بخشش راه بیندازد و بی‌پروا هر جایی نروند، نه این‌که در امور اخلاقی تکبر کنند، تکبر در امور اخلاقی بر هر زن و مرد مسلمان ناروا است. موفق باشید
20589
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: ایا ما کوفه زمان مسلم را باید در عراق عرب بجوییم؟ آیا رای 24 میلیونی ایران در این زمان به جریان مقابل رهبری چیزی جز جمعیت زیاد قبل از نماز مسلم پشت سرش و صف خالی بعد از نماز مسلم نیست؟ آیا عجیب نیست که بی حرمتی به حجاج و حقوقهای نجومی و رد درخواست دولت از مردم بابت نخواستن یارانه و جواب عجیب مردم به دولت و کرسنت و ترور دانشمندان و عقب افتادگی علمی و زمانه موشک بودن یا نبودن و فوت به موقع خیلی از استخوانهای در گلو و برجام نافرجام و بیکاری و تحریم و .... نشانه کوفه بودن و کوفی بودن ایران و ایرانی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که همواره باید از گذشته عبرت گرفت؛ حرفی نیست. ولی در حال حاضر در شرایطی نیستیم که گمان کنیم آن 24 میلیون رأی، رأیِ بی‌توجهی به رهبری است. و از این جهت نباید تصور کرد کشور ما گرفتار دوقطبی شده، بلکه بیشتر دو سلیقه است که اکثراً نسبت به اهداف انقلاب و رهبری نظر مثبت دارند. این نوع تحلیل جنابعالی بسیار برای تفکر نسبت به آن‌چه ما در آن قرار داریم، مضرّ است و همه‌ی تلاش ما باید این باشد از این نوع تحلیل‌ها که حجابِ تفکر است، خود را آزاد کنیم و البته این کاری است مشکل و درازمدت. موفق باشید  

19759
متن پرسش
سلام: با توجه به روایاتی که می فرمایند: هر قیام و پرچمی قبل از خروج سفیانی برچم ضلالت و پرچمدار آن طاغوت است. و اینکه هر کس تقیه را قبل از قیام امام زمان (عج) ترک کند از ما اهل بیت (ع) نیست. و اینکه شیعیان باید جان خود را در عصر غیبت حفظ کنند و خود را به کشتن و شهادت ندهند. و با توجه اینکه (تا آنجا که خبر داریم) هیچ مرجع تقلیدی آن هم بزرگان آن زمان نگفتند اسلام در خطر است جز امام خمینی که هنوز هم مرجع به آن صورت نشده بود. چرا قیام کردیم؟ که با توجه به روایات هیچ قیامی شکل نمی گیرد مگر اینکه بر رنج و ناخوشی اهل بیت (ع) و شیعیان می افزاید. (و مردم به این اقرار دارند که وضع بدتر شد.) به علاوه اینکه الان عقاید مردم هم بیش از پیش متزلزل شده و به دستورات اسلام و روحانیون دهن کجی می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اگر انقلاب اسلامی در این تاریخ به صحنه نمی‌آمد، در تاریخی که فرهنگ سکولاریته‌ی غربی همه‌ی عالم را فرا گرفته است، تزلزل عقیده که چه عرض کنم، اصلاً چیزی از اسلام نمی‌ماند.

تازه، مگر اطلاع ندارید که بعد از رحلت آیت اللّه بروجردی اکثر فضلای قم مردم را به امام ارجاع می‌دادند و ایشان در سال‌های 41 و 42 یکی از مراجع مطرح جهان تشیع بودند.

امر به معروف و نهی از منکر در هیچ تاریخی تعطیل‌بردار نیست و مگر انقلاب اسلامی جز تذکر به این معروف بزرگ است که حاکمیت جامعه‌ی اسلامی باید بر اساس احکام اسلامی باشد؟

مگر بعد از حاکمیت تشیع در زمان صفویه هنوز هم باید شبیه حاکمیت منصور دوانقی که دستور به تقیّه داده بودند، تقیّه کنیم؟! موفق باشید  

17638

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. با سلام: لطفا نقش و معنا و جایگاه روزهای هفته که به نام اهل بیت (ع) نام گذاری شده است را تبیین بفرمایید. به عبارت دیگر اینکه فلسفه نام گذاری ایام هفته به نام مقدس اهل بیت (ع) چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مربوط به روایاتی است که به ما رسیده، و کار زیبایی است که هفته را با سلام بر پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» شروع کنیم و با سلام بر مولایمان مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» به اتمام برسانیم. اصل بحث را می‌توانید در کتاب «جمال الاسبوع» از جناب سیدبن طاووس دنبال کنید. موفق باشید

16485
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: می خواستم بدانم سیر معنوی شهید با سایر انسان ها چه تفاوتی دارد؟ یعنی اگر انسان در دنیا مراحل سیر و سلوک را بگذراند و موانع را بر طرف کند با یک شهید نحوه سیر او چه تفاوتی دارد؟ من دارم روی سیر معنوی انسان کار می کنم و بحث شهادت برایم مسئله شده. لطفا در هر دو زمینه کتاب مناسب و مفید معرفی فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر به سوی خدا با نفی انّیت و أنانیّت شروع می‌شود تا آن‌جا که انسان به حق باقی و از خود فانی شود. این چیزی است که شهدا به خوبی در فرصتی که پیش آمد نشان دادند و امروز نیز یاران انقلاب با پذیرش همه‌ی سختی‌هایی که انقلاب در پی آورده‌است، در صحنه‌اند. جزوه‌ی «روحیه‌ی تمدن سازی و عرفان اسلامی» که در قسمت «نوشتاری» سایت هست، نکاتی در این مورد دارد. موفق باشید

16283

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد یک راهنمایی از شما می خواستم. با توجه به اینکه به ماه رمضان نزدیک شدیم، برای جلسه قرآن محله که معمولا خانمهایی با سطح معلومات مختلفی حضور دارند از تحصیلات ابتدایی تا دانشگاهی ولی خانم های بسیار مشتاقی هستند. در طی سالهای گذشته موضوعات مختلفی گفته شده براشون. اما امسال بیشتر می خواستیم از کتاب ها و مباحث شما استفاده کنیم، شما چه پیشنهادی از میان کتاب های خودتون دارید. من فکر کردم شاید مباحث شما در شرح حدیث ای اباذر مفید باشد. لطفا پاسخ به ایمیل فقط ارسال شود.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از تذکر اجمالی نسبت به معرفت نفس تا نکته‌ی هشتم، خوب است با توجه به نکاتی که در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» مطرح است، نکاتی را با آن مخاطبان در میان بگذارید. موفق باشید

15755
متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: با توجه به اینکه همیشه تاکید دارید که همه این اعمال ماه ها روی حساب هستند اذکاری مثل استغفار وقتی حواسم به شمارش اینها باشد فکر می کنم دیگر آن حضور معنا را حس نمی کنم در واقع نمی‌توانم فکرم را جمع کنم و ارتباطم را حفظ کنم، بیشتر اوقات از تعدادش عبور می کنم و دوست دارم ادامه بدهم می خواستم بپرسم واقعا تعداد انکارها معنا دارند و مهم اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید به معنای جمعِ کثرت‌ها است در وحدت، و به همین جهت باید رعایت تعداد اذکاری که از طرف معصوم به ما رسیده است را بکنیم. در عین حال توجه خود را به اشارات آن اذکار از دست ندهیم. موفق باشید

15433

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: روش استخراج حقایق از نظر جنابعالی اگر رجوع به قرآن و احادیث باشد، چه روشی برای فقاهت در نظر شماست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیه‌ی اجتهادی که سرمایه‌ی هزارساله‌ی ما است باید در قرآن و احادیث نیز رعایت شود تا از سطحی‌نگری نجات یابیم. موفق باشید

15017
متن پرسش
با سلام: 1. با توجه به این که انسان در عهد الست در مقام جمعیت بوده و در واقع آن مقام جمعیت هیچ یک از تعینات نازله نیست چطور انسان آن پیمان و موطن را به یاد خواهد آورد؟ آیا باید بگیم انسان به اعتبار باطن و ابعاد برتر خودش در اون موطن حاضره به حضور جمعی و این مرتبه نازله با اون مرتبه حقیقی یک حقیقت هستند به شدت و ضعف؟ 2. فرمودین در جلسات حرکت جوهری که انسان با رسیدن به مقام جمعیت، محیط به زمان و مکان میشه و میتونه در آینده تصرف کنه؟ آیا چنین انسانی قابلیت تصرف در گذشته رو هم داره مثل حدیثی که گفته شده امام علی (ع) در کشتی نوح حاضر شد و آن شیطانی که قصد خراب کردن کشتی داشت را راند؟ 3. اگه جواب شما به سوال بالا مثبته این با مساله «لا تکرار فی التجلی» چطور جمع میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در توحید، کثرات در وحدت فانی هستند و هرکس در آن مقام خود را احساس کند، احساسی به وسعت آن مقام دارد 2- مولای ما در مقام ولایی خود، در همه‌ی زمان‌ها حاضر بوده‌اند و در واقع صاحب اصلی ولایت آدم و نوح و ابراهیم«علیهم‌السلام»‌اند و این موضوع ربطی به تکرار در تجلّی ندارد. موفق باشید

13824
متن پرسش
بسمه تعالی استاد طاهرزاده عزیز سلام علیکم: استاد از وقتی بحث معرفت نفس را گرفته ام به حقیقت بحث نفس مغرور گردیده ام و حالات عجیبی برایم حادث شده است... 1. یکی اینکه بعضی توانایی های نفسم ظهور پیدا کرده است که نمي دانم اتفاق خوبی هست يا نه؟ 2. من قوه متصوره بنظر خودم فوق العاده ای دارم یعنی تصویر حرف ها و گفته و نوشته ها را به عينه می بینم حتی این زمان که مشغول نوشتن این پیام هستم جمال حضرتعالی در پيش چشمم هست و... و اين موضوع برايم آزار دهنده شده است طوری که نمی توانم بین حقایق قلبم و تصوراتم تمیز بدهم، چه کنم؟ همین امر مشکلات زیادی برایم ایجاد کرده و وقتی موضوع حضور در معرفت نفس مطرح می شود حضور یافتن بسیار سخت شده طوری که می دانم که ماسوالله اصلا وجود ندارد ولی تصاویر برایم ایجاد تکثر کرده است، طوری که نه خدا را می بینم و نه غیر خدا برایم مهم است... در برزخی عجیب گیر افتاده ام! ببخشید بابت پرحرفي همیشگی ام. خدا عاقبت ما و شما را ختم بخیر بگرداند. یا علی مدد
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب «هدف خیال و عقل و قلب» عرض شد این صورت‌ها به خودی خود چیز بدی نیستند. إن‌شاءاللّه عکس مه‌رویان بستان خدا می‌باشند. مهم آن است که از طریق این کثرات با همه‌ی زیبایی‌های قدسی‌اش ما آینه‌ای بسازیم جهت نظر به آن حقیقت وَحدانی. موفق باشید  

12933
متن پرسش
سلام: می خواستم ترتیب این وقایع را بدونم: ظهور امام زمان (عج) - قیامت - به ارث بردن زمین توسط صالحان که تو قرآن گفته شده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون حضرت ظهور کنند متقین به معنای واقعی از برکات زمین در راستای تعالی انسان استفاده می‌کنند و خلقت زمین به هدف اصلی‌اش نزدیک می‌شود و زمینه‌ی تحقق قیامت کبری فراهم می‌شود. موفق باشید

12906

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نمی خواهم مزاحم شوم ولی در شرح کتاب ده نکته در نکته ی چهار و پنج از قول خودتان می گویید که وقتی امام (ره) رحلت کردند با یک روح برخی ارتباط برقرار کردم. راه این کار چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده احضار روح نکرده‌ام و این کار را هم قبول ندارم. موضوع آن جلسه از این نوع کارها نبود، بلکه آن روح برزخی بنا به مأموریتی که برایش تعیین کرده بودند، مأمور بود تذکراتی از طریق زبان آن جوان به جمع برساند و بنده نیز در آن جلسه دعوت شده بودم. و این‌طور نیست که راه‌کار خاصی برای این امور در میان باشد. موفق باشید

8969
متن پرسش
سلام علیکم. رهبری در جایی در مورد اینترنت نکاتی میفرمایند و در ادامه این آیه قرآن رو ذکر میکنند: «بَدَّلوا نِعمَتَ اللهِ کُفراً» بدین مضمون که اینترنت نعمت الهی است و نباید از آن در جهت ناصحیح استفاده کرد. نظر شما چیست؟ متن سخنرانی مقام معظم رهبری: http://shiayan.ir/3949/آیت-الله-خامنه‌ای-ما-افتخارمان-به-این/
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم رفته در یک نگاه کلی همین طور است که روح غربی از دست آوردهایش در جهت منفی استفاده می کند و مقام معظم رهبری نیز متذکر آن هستند. این غیر از آن است که بررسی شود آیا فرهنگ های الهی مسیرشان به پدیدآوردن اینترنت ختم می شود و یا با ارتباط های قدسی این نوع نیازها را به صورتی طبیعی برطرف می کنند. موفق باشید
7554

تشکیک وجودبازدید:

متن پرسش
با سلام آیا میتوان ارتباط روح ثابت آدمی با جسم لطیف قیامتی را دهر تعریف کرد؟اینطور که تحقیق کردم میرداماد ارتباط موجودات ثابت را با موجودات متغیر شامل دهر میداند.(همانطور که ارتباط موجوادت این جهان با یکدیگر شامل تقدم و تاخر میشود و همان را زمان میدانیم)
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در آن دستگاه حرف همان است که جناب میردامادی می‌زند. ولی اگر بحث اصالت وجود به میان آید و موجود متغیر به عنوان مرتبه‌ای از وجود مدّ نظر قرار گیرد که در ذات خود متغیر است بحث ارتباط ثابت با متغیر در میان نخواهد بود بلکه تشکیک وجود در میان است و در آن صورت رابطه‌ی وجود نازله با وجود بالاتر مطرح است که در حرکت جوهری به‌خوبی به آن پرداخته شده است. موفق باشید
نمایش چاپی