باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق مبنای امام، میزان رأی مردم است ولی در بستر شریعت الهی و حکومت اللّه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فقه از باید و نبایدهای شریعت سخن میگوید و فلسفه نظر به هستها و بایدها دارد و از این جهت میشود که یک فقیه باید و نبایدهای شریعت را اخذ کند بدون آنکه فلسفه بداند 2- به نظر میرسد که امروزه وسعت کار یک طلبه به او اجازهی کار در بیرون از طلبگی ندهد، هرچند باید از مسائل اجتماعی و جهت اقتصادی جامعه آگاهی کامل را داشته باشد که البته در درس مکاسب تا اندازهای وارد این مسائل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از راهنمایی شما. به طور اجمال سایت مذکور را نگاه کردم، فکر کنم بتوانم از آن استفاده نمایم 2- شعر مذکور از نظر محتوا خوب است و نگاه عرفانی به مسائل دارد ولی از نظر آهنگ شعری، هنوز کار دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سربازی امام زمان«عجلاللّهتعالی فرجه» در هرجایی ممکن است 2- باید متوجهی حضور انقلاب اسلامی به عنوان مسیر ظهور حضرت بود و نسبت به انقلاب اسلامی و رهبری انقلاب، صادقانه عمل کرد 3- کتاب را مسلّم کتابفروشیها و بهخصوص مرکز نشر آثار امام دارند. تلفنی هم به جناب آقای نظری بزنید بد نیست. شمارهی ایشان 09136032342 میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «عجب» زیرمجموعهی کبر است. اگر انسان متوجه نور توحید افعالی بشود، و همهچیز را از خدا بداند کمالی برای خودش به صورت استقلالی قائل نمیباشد و در همین رابطه، توفیقاتی را هم که بهدست میآورد از خدا میداند و برای رهایی از «عجب» به خود میگوید: «هر عنایت که داری ای درویش / هدیهی حق بدان، نه کردهی خویش». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عالم ماده از جهت مرتبهی وجودی که دارد درک مخصوص خود را از خود دارد و از این جهت هم خود را درک میکند و هم خالق خود را و بدین معنا یک نحوه تجرد دارد. و از جهت مقایسه با مراتب بالاترِ وجود، به آن ماده میگویند. ولی در رابطه با اصالت وجود، دیگر بحث ماده و مجرد در میان نیست بلکه وجود است با مراتب مختلف. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در دورهی گذار هستیم. واقعیت آن است که نه میتوانیم بیرون از تجدد زندگی کنیم و نه میتوانیم به آن نوع زندگی که تجدد در مقابل ما قرار داده، دل بسپاریم. از این جهت است که باید با تعقل و بدون آرمانگراییِ افراطی، رشتههای مناسب جامعهی خود را به صحنه آوریم. ولی در حال حاضر نمیتوان از سر بیمسئولیتی نسبت به امور مردم از طریق همین نوع فعالیتها شانه خالی کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همانطور که میدانید قوهی واهمه قوهای است که معانی را صورت میدهد 2- وقتی نفس ناطقه در عین حفظ قوهی واهمه، به عالم معنا سیر کند صورت آن معانی در قوهی واهمه ظهور میکند که صورتهای ارزشمندی است. ولی در مورد عقل عملی تنها میتوان گفت که عقل وقتی به معنای افعالی که باید انجام دهد نظر داشته باشد و انسان موانع ارادهی آن اعمال را برطرف کرده باشد، منوّر به عقل عملی است. حال آیا این دو در بعضی موارد شبیه همدیگر عمل میکنند ظاهراً همینطور است وقتی که تصور عملی را قوهی واهمه داشته باشد و عقل عملی نیز موانع اراده به آن عمل را برطرف کرده باشد، این دو در کنار همدیگرند 3- همینطور است که میفرمایید که نفس در این موارد از نفس امّاره پیروی میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. خود بنده هم نظر به « و آله الطاهرین» دارم. موفق
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همینطور است. اولیاء معصوم«علیهمالسلام» با سعهای که دارند از هر طریقی که بتوان به آنها نظر کرد، آنها نور خود را مینمایانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میدانید چنین موضوعی نیاز به بحث مفصل دارد. در صدر اسلام هم عدهای منکر نبوت نبیّ و وَحیِ الهی نبودند ولی مدیریت پیامبر را نمیپذیرفتند و قرآن متذکر چنین امری است. آنجا که میفرماید: « رَأَيْتَ الْمُنافِقينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً» (61)/نساء) پیامبر ملاحظه میکنی که جریان نفاق تلاش دارد نگاهها را از تو برگرداند. یعنی حال که نمیتوانند اصل وحی را یا اصل انقلاب را منکر شوند، رهبری را نشانه میگیرند. آنچه مهم است تذکر به این امر میباشد که باید آرامآرام با تغییر ساختارهای غربی مشکل را حل کرد و رهبری نظام در صدد عبور از ساختارهای غربی است که نمونهاش طرح اقتصاد مقاومتی میباشد. و البته هنوز متأسفانه مردم و دولتمردان آمادهی چنین رویکردی نیستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم به طور خاص در این مورد صحبتی کرده باشم. میماند که در روایات ما بحث «اشارات» را ماوراء «عبارات» به میان میآورد تا متذکر شوند چگونه میشود از متون دینی به عنوان یک نماد استفاده کرد. از حضرت صادق داريم که ميفرمايند: «كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ- عَلَى الْعِبَارَةِ وَ الْإِشَارَةِ وَ اللَّطَائِفِ وَ الْحَقَائِقِ- فَالْعِبَارَةُ لِلْعَوَامِّ وَ الْإِشَارَةُ لِلْخَوَاصِّ- وَ اللَّطَائِفُ لِلْأَوْلِيَاءِ وَ الْحَقَائِقُ لِلْأَنْبِيَاء»[1] كتاب خدا به چهار صورت است. «عبارت» و «اشاره» و «لطايف» و «حقايق»، عبارت مخصوص عوام است و اشاره مربوط به خواص است و لطائف مخصوص اولياء است و حقايق مخصوص انبياء. و يا از بزرگان اهل عرفان هست: «العاقل یکفيه الاشاره» براي عاقل يک اشاره کافي است تا متوجه موضوع شود. موفق باشید
[1] - بحار الانوار، ج75، ص278.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد که اصل این مباحث را باید در «بدایةالحکمه» دنبال کنید چون آنجا روشن میشود وجود ذهنی تأثیر وجودیِ خود را دارد که آن، ایجادِ علم است و از این جهت با وجود خارجی متفاوت است. در حالیکه از نظر صورت و ماهیت هر دو یکی است. پس تأثیر، از وجود است و نه از ماهیت. موفق باشید
