بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: مقام معطم رهبری در دیدار با خانواده یکی از شهدا این جمله را فرمودند: «به مجرد این که شهید روی زمین افتاد، قبل از آن‌که به آن دنیا برود، ملائکه به استقبالش می‌آیند و به او مژده می‌دهند. او همه اینها را با همین چشم مادی می‌بیند. خدا هم همه گناهانش را می‌بخشد.» سوال بنده در رابطه با دیده شدن ملائکه با چشم مادی است. لطفا تشریح بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظورشان با چشم نفس ناطقه است وگرنه باید سایرین هم که اطراف او هستند ببینند. موفق باشید
8222

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد ارجمندم جناب آقای اصغر طاهرزاده. چندی پیش مطلبی را فردی به نام «م.م» که دکترای الهیات و علوم قرآنی و حدیث دارد درباره روضه حضرت زهرا (س) برایم کامنت گذاشتند که بعد از خواندن آن سوالاتی برایم مطرح شد که خواستم جواب آن را از شما بپرسم. ابتدا سخن ایشان را برایتان مستقیم بیان می کنم: انبوهی از کتابهای قدیم شیعه و سنی تصریح دارند که گروهی از حامیان خلافت ابوبکر ، از جمله عمر بن خطاب پس از وفات پیامبر(ص) به خانه علی(ع) حمله ور شدند و تهدید کردند که علی(ع) باید از خانه بیرون آمده ، برای بیعت با ابوبکر بشتابد وگرنه خانه ی ایشان را با ساکنانش به آتش خواهند کشید! در آنجا شخصی گفت: در این خانه دختر پیامبر (ص) نیز حضور دارد. اما عمر پاسخ داد: «حتی اگر فاطمه (س) در این خانه باشد فرقی نمی کند». روایات اشاره دارند که مهاجمان هیزم و آتش آوردند تا جدی بودن تهدید خود را نشان دهند. در قریب به اتفاق روایات ، گفته نشده که «آتش زدن در خانه امیرالمؤمنین(ع)» در مقام عمل نیز تحقق یافته بلکه آنچه قطعی است اینست که مهاجمان «تهدید به آتش زدن» را بر زبان آورده ، آتش را نیز حاضر کرده اند تا جایی که گویا دود به درون خانه امیرالمومنین(ع) راه یافته است. درباره چگونگی پایان یافتن ماجرا نیز روایتهای متفاوت و متعارضی وجود دارد. برخی از روایات می گویند از میان کسانی که در خانه تحصن سیاسی کرده بودند ، زبیر بیرون آمد و با مهاجمان درگیر شد که شمشیرش را به سنگ زدند و شکستند. اینکه شخص امیرالمؤمنین (ع) نیز دست به شمشیر دراز کرده باشند صرفا در چند روایت ضعیف نقل شده و اثبات آن دشوار است. جزئیات درگیری ها و بگومگوها بین دو طرف بسیار متعارض و متنوع نقل شده ولی اکثر این روایات دلالت دارند که مهاجمان در نهایت علی(ع) را با خود برده اند. قاعدتا بردن امیرالمؤمنین(ع) با وضع توهین آمیزی بوده و با ایشان همانند یک متهم رفتار کرده اند اما وقوع درگیری مسلحانه بین ایشان و مهاجمان در هیچ روایت معتبری ذکر نشده است. گویا ایشان نیز مثل هر مخالف سیاسی که نیروهای امنیتی برای دستگیری او به خانه اش هجوم می برند با آنان رفته اند و مقاومت جدی نشان داده اند. با این حال دستگیری توهین آمیز امیرالمؤمنین(ع) ، در نهایت سودی برای مهاجمان نداشت زیرا علی(ع) زیر فشار تهدید و در اثر حمله مهاجمان با کسی بیعت نکردند. تا اینجا مسأله هجوم به خانه فاطمه(س) و تهدید به آتش زدن خانه همراه با ساکنانش و دستگیر کردن توهین آمیز امیرالمؤمنین (ع) از اموری است که علمای شیعه از آغاز تاکنون درباره اش اتفاق نظر داشته و دارند و حتی در منابع اهل سنت نیز جسته و گریخته مورد اشاره یا تصریح قرار گرفته است و جای تردید ندارد. بی تردید توهین به امیرمؤمنان علیه الصلاة و السلام و تهدید به آتش زدن خانه ی اهل بیت پیامبر(ص) کاری نیست که بتوان آن را توجیه کرد یا سرپوشی بر آن گذاشت. همه ما به عنوان شیعیان امیرالمؤمنین(ع) بطور طبیعی در هر عرصه ای که آن حضرت در یک جبهه و دیگران در جبهه دیگری قرار گیرند در کنار مولایمان قرار می گیریم و بی تردید از آن حضرت دفاع می کنیم. دسته دوم روایات روایاتی در منابع قدیم وجود دارد که می گوید در اثر ضربه یا لگد قنفذ یا مغیره به بازو یا بدن حضرت زهرا(ع) ، آن حضرت آسیب دیده اند و حضرت محسن سقط شده است. این روایات گرچه در منابع هزار سال پیش نیز یافت می شود اما علمای ما در همان زمان نیز درباره میزان صحت این روایتها اختلاف نظر داشتند. برخی از علمای قرن 4 و 5 مثل ثقة الاسلام کلینی (صاحب کتاب مشهور کافی) و شیخ مفید (دانشمند برجسته شیعه) اعتقادی به صحت این روایات نداشتند. از سوی دیگر بزرگانی مانند شیخ صدوق و ابن قولویه قمی که هر دو از علمای قرن 4 هستند ، صحت روایت مربوط به شهادت حضرت محسن و حضرت زهرا (س) را محتمل می دانستند و دو روایت را درباره این موضوع –البته با سند ضعیف- نقل کرده اند. بنابراین علمای بزرگ حدیث و کلام شیعه تا حدود سال 500 هـ درباره این روایت که حضرت زهرا(س) مورد ضرب و جرح بدنی قرار گرفته اند و به همین علت شهید شده اند اختلاف نظر داشتند. در قرنهای بعدی به تدریج در اثر عوامل مختلف تاریخی و اجتماعی – از جمله غلبه رویکرد اخباری بر علمای شیعه در عصر صفوی - علما به این سمت گرایش پیدا کردند که ماجرای ضرب و جرح بدنی حضرت زهرا(س) را قطعی تلقی کنند. به نظر می رسد سید بن طاوس در قرن هفتم در تثبیت و تقویت این دیدگاه نقش بارزی داشته و پس از ایشان نیز این روند ادامه یافت تا در عصر صفوی که با غلبه رویکرد اخباری در محافل علمی و حدیثی ، تقریبا اجماع بر صحت این روایات تحقق یافت. » ایشان همچنین قضیه میخ در «مسمار» که به سینه حضرت اصابت می کنند را کاملا ساختگی می دانند و معتقدند این روضه صد سال است که درست شده. خواستم بپرسم که آیا واقعا مرحوم کلینی درباره روایات مذکور اظهار تردید کرده اند و حقیقتا ماجرا در و دیوار و قرار گرفتن حضرت در آن وضعیت و مصیبتهای وارد بر حضرت (س) قطعی تاریخی نیست و اینها از زمان ابن طاووس وارد روضه ها شده است؟ ممنون می شوم که بنده را از این شبهه بیرون بیاورید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این یک سخن تحقیقی و عالمانه است و بنده با این حساسیت مطالب را دنبال نکرده‌ام. آنچه در کتاب «بصیرت فاطمه«سلام‌اللّه‌علیها» پس از بررسی روایات آورده‌ام، اثبات اصل ماجرا است. ولی وقتی ابن‌ابی‌الحدید معتزلی، محسن را نیز به عنوان یکی از فرزندان علی«علیه‌السلام» نام می‌برد که به آن صورت سقط شده و با توجه به روحیه‌ی ابن‌ابی‌الحدید که در آوردن سخن دقت دارد باید موضوع را منتفی ندانست. عنایت داشته باشید ما در شرایط تاریخى سخت آن زمان انتظار نداریم مورخینِ اهل سنت آنچه را که نسبت به فاطمه علیهاالسلام واقع شده بالصراحه بنویسند، ولى به همان اندازه ناقص هم که اشاره کرده‏اند خواننده را متوجه اصل قضیه مى‏نماید. به عنوان مثال: ابن‏ابى‏الحدید در ج 1 ص 134 و ج 2 ص 19 شرح نهج‏البلاغه پس از ذکر سند مى‏گوید: ابابکر به دنبال على فرستاد و از او بیعت خواست و على بیعت نکرد، و با عمر شعله‏اى از آتش بود، فاطمه عمر را در درب خانه خود دید و گفت: «یَابْنَ‏الْخَطّاب! اتُراکَ مُحَرِّقاً عَلى بابى؟ قالَ نعم، و ذلک اقوى فیما جاءَ بِهِ ابُوکَ وَ جاءَ عَلِى فَبایَعَ» یعنى؛ اى پسر خطّاب! مى‏بینم که مى‏خواهى خانه مرا آتش بزنى؟ گفت: و این آتش‏زدن در آنچه پدر تو آورده استوارتر است، و على آمد و بیعت کرد. و نیز ابراهیم بن‏سعید ثقفى با طرح سند روایت مى‏گوید: «واللهِ مَا بایِعَ عَلِى حَتّى رَآى الدُّخانَ‏ قَدْ دَخَلَ بَیْتِه» یعنى؛ به خدا سوگند على بیعت نکرد مگر این‏که دید دود داخل خانه شد (امام‏شناسى از آیت‏الله‏حسینى تهرانى ج 10 ص 395). و نیز عبدالفتّاح عبدالمقصود در ج 1 کتاب امام على علیه السلام ص 343 مى‏نویسد: فاطمه به سلمى گفت: «بستر مرا در وسط خانه بگستران» و در ادامه گفت: «در این ساعت روح از بدنم مفارقت مى‏کند، شستشو کرده‏ام، دیگر کسى بازوى مرا برهنه نسازد». موفق باشید
7357
متن پرسش
باسلام استاد گرامی علی الظاهر مقدار و وضعیت و نوع غذاهای الان نسبت به گذشته (مثلاصدر اسلام) خیلی تفاوت دارد. آیا نوع غذاها حالا نمیگویم افراط آنها مثل مرغ بریان ها و کوبیده ها و ... نه ، همین عادات غذاییِ امروزه به برنج ها و خورشت ها و ... مناسب سلوک است؟چون ما از غذاهای ساده مثل ماست و خیار و ... فاصله گرفته ایم .قبلا که باشما صحبت کردم فرمودید امام صادق ع فرموده اند(به این مضمون که) ما همه چیز میخوریم ولی به مقدارش.آیا همه چیز نظر حضرت با همه چیز ما خیلی فرق ندارد؟ آیا این طب امروز زیادی ماها رو نترسونده که باعث شده از سادگی در غذا فاصله بگیریم؟یا نه باتوجه به تغییر زمانه ما نیاز به همین نوع غذاهای متداول داریم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً امروزه مرغ بریان و کباب کوبیده تداعی یک نوع زندگی اشرافی را نمی‌کند و شاید چندان مزاحم سلوک نشود، ولی در هرحال سادگی در غذاخوردن روح را برای پرواز به عالم ملکوت کمک می‌کند و هیچ ضرری هم به سلامت ما نمی‌زند. موفق باشید
6922
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر با توجه به اینکه ملایکه مجردند و همه جا هستند معنای اینکه هر قطره بارانی را یک ملک می آورد چیست؟گویا ادامه روایت هم اینست که هر قطره را یک فرشته می آورد که دیگر هیچ قطره بارانی را نمی آورد اگر درست است ادامه روایت به چه معناست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام عالم با حضور اسماء الهی مدیریت می‌شوند، همان‌طور که حیات دست شما با حضور اسم حیّ ظهور می‌یابد و فرشتگان مظهر آن اسماء هستند. حال اسم رحمان و اسم ساقی و اسم لطیف که توسط فرشتگان به صحنه می‌آیند موجب ریزش قطرات باران هستند و هر قطره‌ای مظهر تجلی اسمی است از اسماء الهی و مسلّم اگر قطره‌ای دیگر در صحنه آید تجلی دیگری در میان است مثل آن‌که لامپ اطاق پشت سر هم نور تشعشع می‌کند که نور بعدی غیر از نور قبلی است. موفق باشید
6139
متن پرسش
باعرض سلام وخسته نباشیدخدمت استادمعظم درادامه سیرودربخش تاثیرروح برحرکات ورزشی ا زکتاب جوان وانتخاب بزرگ عبارت"اگرروح بربدنش حکومت نکندروح اواسیربدن است ومیلهای بدن تکلیف روح را تعیین می کنند"سوالی که برای بنده پیش امداین است که اگرمابه ابزاربودن جسم قائل هستیم وازطرفی امیال انسان را دونوع می دانیم یکی امیال غریزی ودیگری امیال فطری که منشاءهردورا من واقعی وروح میدانیم ومثلا دربحث شهوت جنسی بدن ابزاربروز این میل را که الات واحوالات جنسی است داردواصل میل ازروح است لذابرای شناخت بهترموضوع ومعرفت النفس این ابهام راکه فرمودیدمیلهای بدن تکلیف ...توضیح فرماییدودرادامه با عرض پوزش سوال دیگری دارم که ازناحیه دوستی مطرح شدبرای رفع شبه جواب فرماییدوان اینکه مطالعه مبحث وجودوفصولی از اسفاراربعه حکیم متالهه ملاصدرابرای ما مبتدیان چهل ساله بقول دوستم مثل خواندن تانژانت وکتانژانت مثلثات است برای بچه ابتدایی ومطلب ثقیل است بایستی ازاول پله پله شروع کردیاسیردیگری را پیمودایا این ایرادرا قبول داریدتوضیح بفرمایید(حساسیت بنده راببخشیدچون می خواهم سیری را شروع کنم که به نتیجه اش امیدوارباشم دست کوتاه است وخرما برنخیل)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بدن ابزار است تا ما در آن تصرف کنیم و به کمال برسیم حال اگر تصرف لازم را در بدن خود نکنیم به این معنا است که عملاً بدن و امیال آن بر ما حکومت می‌کند 2- به نظرم اگر با معرفت نفس شروع کنید خوب است و به مرور معنای وجود را از طریق درک حضوری خود احساس می‌کنید. موفق باشید
3492
متن پرسش
با سلام.ایا درست است که هفته ی وحدت را اقای منتظری پیشنهاد داده اند؟ایا حضرت امام موافق بودند؟(لطفا با سند).نظر جنابعالی را در مورد شبکه ی امام حسین که این هفته را هفته ی برایت نامیده اند چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: روح نهضت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» روح اتحاد اسلامی است و در این فضا هرکس اقدامی می‌کرد. مقام معظم رهبری قبل از انقلاب در همین فضا در ایرانشهر و شهرهای سنی‌نشین شرق ایران با برادران اهل سنت ارتباط د داشتند و بعد از انقلاب نیز در همین فضا آقای منتظری پیشنهاد هفته‌ی وحدت را کردند. اساساً فضا این بود و لذا نباید کسی در این فضا به دنبال سهم‌خواهی باشد. موفق باشید
3197
متن پرسش
با سلام ببخشید یه سوال برای پیش اومده. در حال حاضر برخی ها بر این معتقدند که مقام معظم رهبری در جایگاه نائب امام زمان هستند و ما با پیروی از ایشان تمرین ولایت پذیری میکنیم. و بدین گونه اعتقاد دارند که باید مطیع اوامر رهبری بود. در عین حال خود مقام معظم رهبری در سخنرانی های خود جوانان و مردم را به آزاداندیشی و تفکر دعوت میکنند و مخالفت با نظرات خاص رهبری را ضدولایت فقیه نمیدانند. حال من سوال دارم که با توجه به دو موضوع گفته شده و اینکه مقام معظم رهبری معصوم نیستند و مانند هر انسان دیگری امکان خطا دارند آیا ما باید مطیع بدون چون و چرای رهبری باشیم؟حال اگر با توجه به تاکید آقا بر آزاداندیشی در یک مسئله و یا مسائلی به نظری مغایر با حرف ایشان رسیدیم وظیفه ما چیست؟ در مورد مسائل حکومتی چگونه؟ به عنوان مثال برخی معتقدند در مسائل مربوط به جهان و مسلمانان جهان فقط نباید به محکوم کردن بسنده کرد و ... . و من خودم برایم این سوال پیش امده که اگر اقا امام زمان بودن ایا از عملکرد ما در قبال مردم مسلمان جهان راضی بودند؟ایا راضی هستند که مردمی تحت ظلم باشند و ما در برنامه ریزی برای بهبود و پیشرفت خودمان برای الگو دهی به مردم جهان؟ تا کی باید منتظر ماند تا همه الگو بگیرند؟ و در این حین بسیاری جان دهند؟ لطفا مرا راهنمایی کنید تا از حق منحرف نشوم. تا حد امکان با استدلال به قرآن و احادیث.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنا به روایات صادر شده از ائمه‌ی معصومین«علیهم‌السلام» در زمان غیبت امام معصوم وظیفه‌ی ما است به کسانی رجوع کنیم که از طریق قرآن و روایات اهل البیت«علیهم‌السلام» کارشناس فهم حکم خدا از آن متون هستند و در همین راستا خداوند و رسول خدا«صلواه‌الله‌علیه‌ؤآله» و ائمه‌ی هدی«علیهم‌السلام» به عهده‌ی عالمان دین گذاشته‌ که شرایط اجرای حکم خدا را در جامعه‌ی اسلامی فراهم کنند و لذا اگر یکی از آن‌ها در خود این توانایی را دید که برای اجرای حکم الهی در امور اجتماعی، سیاسی به میدان بیاید بر سایر علماء فرض است او را پشتیبانی کنند و از حکم حکومتی او پیروی کنند. در هر صورت چه خود آن شخص احساس وظیفه کند و به میدان بیاید و یا توسط سایر علماء انتخاب شود مثل رهبر معظم انقلاب، این شخص در عین آن‌که معصوم نیست ولی شایسته‌ترین شخص در اجرای حکم الهی در امور اجتماع مسلمین تشخیص داده شده. مثل این‌که شما در اصول عملیه از مرجع تقلید خود پیروی می‌کنید. آری چون ولیّ فقیه معصوم نیست اگر نظر کارشناسی دارید می‌توانید اظهار کنید ولی وقتی او پس از بررسی‌های لازم حکم داد همه باید از حکم او تبعیت کنند. آن‌چه ما تشخیص می‌دهیم این است که ایشان به مدد الهی و هدایت ربّانی حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» کار می‌کنند ولی این به معنای معصوم‌بودن رهبری نیست، به معنای مورد اعتمادبودن ایشان در زمان غیبت است و نمی‌دانیم اگر حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» تشریف بیاورند چه می‌کنند، آن‌چه می‌دانیم همه‌چیز گواه بر آن است که خداوند به ملت ما مدد کرده و چنین رهبری را برای ما مقدر نموده و خداوند به ملت توفیق دهد که از رهبرشان به خوبی تبعیت کنند. موفق باشید
1580

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام به خدمت استاد عزیز استاد شما در مباحث مطالعه می فرمودید که همه مطالعات خود را یادداشت کنید حالا باتوجه به وقت گیر بودن نوشتن در مورد همه مطالعات ما که می خواهیم یک سیر مطالعاتی از کتب بزرگان مثل شهید مطهری وآیت الله جوادی وامام وعلامه طباطبایی وطهرانی وکتب شما داشته باشیم آیا اگر بخواهیم برای همه این مطالعات خود یادداشت برداریم مطالعه کتب این بزرگان زمان خیلی زیادی طول می کشد تا اینکه بخواهیم فقط مطالعه کنیم وبه قول شما از همان پرورش فکر استفاده کنیم. کدام روش درست تر است؟ با تشکر بسیار التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اگر نکات اصلی را یادداشت کنید، آن نوشته‌ها سرمایه‌ی فکری شما می‌شود و هرچه جلوتر بروید با عمق بیشتری مطالب را می‌گیرید و از مطالعات خود می‌توانید بهره‌برداری کنید. موفق باشید
1536

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد گرامی وقتی خبر شهادت کسانی چون شهید احمدی روشن و سیره ی زندگی اونها رو می شنوم و این که چقدر براشون تلاش شبانه روزی برای پیشرفت ایران مهم بوده این سوال برام پیش میاد که چرا؟ و رابطه ی بین پیشرفت ایران اسلامی و اسلام و جهاد در راه خدا برام حل نشده ! چه کار باید بکنم که برای من نوعی هم این ایمان و انگیزه و جدیت شکل بگیره؟ دانشجوی فیزیک هستم درسم رو در دانشگاه سر سری خوندم و بدون این که به فهم اون و موفق شدن در اون اهمیت بدم به این دلیل که با این علوم نمی تونم ارتباط برقرار کنم اما الان وقتی می بینم کسانی با گذاشتن زندگیشون در این علومی که مبنای الهی نداره به درجات اعلی می رسند دچار پوچی و تناقض می شم و از گذشته ی خودم پشیمان. موید باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: ما در شرایطی هستیم که باید فرهنگ غرب را پشت سر بگذاریم و در دو جبهه‌ی علمی و فرهنگی خودکفا باشیم. وقتی خداوند به کسی این توفیق را داد تا در جبهه‌ی علمی، کشور اسلامی را از وابستگی به غرب سلطه‌گر آزاد کند و در این راه سر از پا نشناخت به همان معنویتی می‌رسد که کسی بخواهد از طریق فعالیت‌های فرهنگی، روح معنویت را را به جامعه برگرداند. سعی کنید در همان جایی که هستید و خداوند شرایط خدمت به نظام اسلامی را برایتان فراهم کرده است کوتاهی نکنید. موفق باشید
1427

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1 . با سلام خدمت استاد گرامی : استاد حد یقف آیه « مستطعتم من قوه » تا کجاست ؟ آیا ما باید به غرب برسیم تا از ما بترسند ؟ 2. طبق آیه انفال / 72 « ان الذین ءامنوا و هاجروا و جهدوا بامولهم و انفسهم فى سبیل الله و الذى آووا و نصروا اولئک بعضهم اولیاء بعض و الذین ءامنوا و لم یهاجروا ما لکم من ولیتهم من شى ء حتى یهاجروا و ان استنصروکم فى الدین فعلیکم النصر الا على قوم بینکم و بینهم میثاق و الله بما تعملون بصیر » کارهای عربستان و دیگر کشورها قابل توجیه است چون با غرب هم پیمان هستند . نظر شما چیست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- توانایی جهت ترسان دشمنان خود و خدا و مأیوس شدن آن‌ها از این‌که بخواهند به جامعه ما تجاوز کنند مقصد است حال به هرشکل که ممکن است یکی از راه‌های آن توانایی نظامی است. 2- کارهای عربستان از آن جهت که مقابل مقاصد نظام اسلامی است قابل توجیه نیست، هنر ما آن است که تعاملی با آن داشته باشیم که از یک طرف آن کشور در جهان اسلام به حاشیه رود و از طرف دیگر سایر مسلمانان عربستان که وهابی نیستند اعم از شیعه و سنی به میدان بیایند و کشور خود را از دست آل سعود و وَهابی‌ها نجات دهند. موفق باشید
1062

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام ... با توجه به اینکه واسطه ی فیض در زمان حضور پیامبر اسلام خود حضرت بوده اند و لذا فیض به جبرئیل هم از طریق ایشان می رسیده ، برای رساندن قرآن به وجود مادی ایشان چه نیازی به موجود دیگری به نام جبرئیل بوده است ؟ آیا نمی توان نتیجه گرفت که در واقع جبرئیل یا روح القدس ، خود مرتبه ای از حقیقت محمدیه صلوات الله علیه است؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی حضرت جبرائیل«علیه‌السلام» به مقام نفس ناطقه‌ی رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» نازل می‌شدند و مقام واسطه‌ی فیض حضرت، مقام اولُ ما خلق الله است و از این جهت حرف درستی است که می‌فرمایند حضرت جبرائیل«علیه‌السلام» مرتبه‌ای از حقیقت محمدیه«صلواه‌الله‌علیه‌وآله» است. شرح این مطلب در کتاب «حقیقت نوری اهل البیت«علیهم‌السلام» داده شده است. موفق باشید
1041

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام من توسط یکی از شاگردهایتان با شما اشنا شدم و اما سوال من همه مباحث اعتقادی را قبول دارم ولی ته دلم حس انکار دارم یعنی انکار میکنم مشکل من چیست و از شما می خواهم سیر مطالعاتی به من بدهید تا درست هم خدا را بشناسم و هم امامانم را با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی فکر می‌کنم اگر از طریق معرفت نفس جلو بروید از آن انکار که به نظر بنده در جای خودش خوب هم هست به سوی باوری می‌روید که دیگر آن مشکل را ندارید. سیر مطالعاتی که در روی سایت هست إن‌شاءالله کمک‌تان می‌کند. موفق باشید
1015

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ما چگونه باید جوانی خود را بگذرانیم که در آینده به فکر جوانی کردن نباشیم یا حسرتش را نخوریم؟ چه تفریحاتی داشته باشیم؟(بجز ورزش). سفر چگونه باید باشد؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی به نظرم کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» راهنماهای خوبی است. موفق باشید
683

جایگاه رزقبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام وخسته نباشید من دانشجوی جوان 23ساله هستم والان درمسئله مهمی گیرکردم که اگرلطف بفرمایید باپاسخ به آن وبیان سندقرآنی وحدیث آن مرااز این مسئله رهایی دهید ممنون میشوم .اینجانب مباحث معرفت النفس وازبرهان تا عرفان و مباحث مدرنیته وتوهم وتمدن زایی شیعه و... راکارنمودم ولی به یک سوال اساسی خوردم .یکی ازمباحثی که در کشور ما درمقابله با جنگ نرم و عبور از فرهنگ مدرنیته به فرهنگ مهدویت وبسترمناسب برای ظهور ولی عصر(عج) باید اعمال شودمباحث فرهنگی است.اما متاسفانه با توجه به این مباحث بنده مانده ام شخص من که اتفقا پیشنهادهای خوب وسازنده ای در این مباحث دارم چگونه می توانم مشکلات شخصی خودم ازقبیل مشکلات مادی وروزی زندگیم راحل نمایم . چون همانطور میدانید مباحث فرهنگی در کشور ما اهمیت مالی به آن نمی دهند.البته بنده این سوالها را به علت فشارهای جامعه وخانواده از شما میپرسم .آیا ایمان به غیب مشکل ماراحل مینماید؟ البته ما به رزاق بودن خداوند متعال ومسبب الاسباب بودن اوشک نداریم.اگرچه واضح است ایمانمان کم است وفعالیت وکار بیشتری را دراین زمینه میطلبداما سوال بنده وشک بنده برای این است بتوانم برای خودم ودیگران توجیه وجواب روایی وقرآنی داشته باشیم تا قلبا به کاری که میکنیم ایمان داشته باشیم ودچار لغزش در بین راه نشویم.ضمن تشکرفراوان ازشماومباحث سازنده تان امیدواریم بتوانیم در آینده ازکسانی باشیم که زمینه ساز ظهور حضرت ولی عصر(عج) هستند وشهدای راه ایشان باشیم .انشاالله
متن پاسخ
بسمه تعالی: علیک السلام: بحمدالله همان دینی که وظایف فکری و فرهنگی را به عهده‌ی ما گذاشته است از زبان قرآن و روایات مسئله‌ی چگونگی برخورد با رزق را روشن فرموده تا انسان با آگاهی تمام و تحلیل درست موضوع را دنبال کند، که سعی شده در کتاب «جایگاه رزق در هستی» مسئله روشن شود. موفق باشید
619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ba salam khedmate ostad taherzade soale man in ast keh dar sharayete konoony vazifeheye man be onvane yek dokhtare mosalman chist? aya tahsil dar yek reshteye mohandesi dar sharayete feliye daneshgahha ,manye bandegie maneh? ba tashakor .eltemase doa...
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی هدف اصلی حیات زمینی ما بندگی خداوند است تا راهی به حقیقت محض و کمال مطلق بر جان خود بگشاییم، منتها بستر بندگی برای هرکس فرق می‌کند. ببینید خداوند چه چیزی پیش می‌آورد، اگر بندگی در بستر خانه‌داری و همسرداری را پیش آورد، از آن استقبال کنید و اگر بندگی در بستر فعالیت‌های دانشگاهی را پیش آورد، از آن استقبال کنید. در هر حال: «در تمام کارها چندین مکوش ..... جز به کاری که بُوَد در دین مکوش» موفق باشید
20510

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کتاب ورود به عالم بقیت اللهی را مطالعه می کنم. استاد اگر فردی در توحید قوی شود ادامه مسیر برای او چیست؟ آیا چنین فردی باید به دنبال استادی باشد تا در ظهور و تجلیات او را جلو ببرد؟ یا صرف معرفت و توحید که با روح و قلب دریافت می کند کافیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که به جزوه‌ی «شرح مختصر دستورالعمل سلوکی آیت اللّه بهجت» به آدرسhttp://lobolmizan.ir/leaflet/1361/ که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

17661

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت حضرت استاد طاهرزاده: بابت متنی که پیرامون کتاب جامعه شناسی متعالیه لطف فرمودید حقیقتا بسیار ممنون هستم بنده همواره از موضوعات و رویکردهای ارزشمند شما در موضوعات مختلف بهره برده ام و تایید کلی حضرت عالی از رویکرد این کتاب پشتوانه مهمی برای ادامه کار بنده است. اما جناب استاد فارغ از اینکه این پروسه علمی از تایید کلی حضرت عالی بهره مند شد و فارغ از فضای رسانه ای کتاب، مطلبی بود که می خواستم خدمتتان عرض کنم و نظرتان را پیرامون آن بپرسم. بنده از دوره راهنمایی تا هم اکنون از مطالب ارزشمند شما بهره برده ام. حضرت عالی فارغ از فضای استدلالی و خشک مباحث فلسفی نحوه کارآمدی آن در فهم عمیق معارف دینی را در روشی تبیینی به مخاطبین خود ارائه فرموده اید و همین امر سبب شده است که گاه مخاطبین شما بدون درگیر شدن با مباحث پیچیده استدلالی روح حقایق فلسفی مانند اصالت و جود و ... را حتی بهتر از اهل تخصص این رشته دریابند. اما در عین حال تاکید حضرت عالی بر عدم پرداختن به تبیین استدلالی و فنی این مباحث باعث شده است که دامنه اشاعه مطالب شما محدود شود و بنده بعینه مشاهده کرده ام که برخی دانشجویان و اهل فن با این مباحث ارتباط نمی گیرند و نهایتا آنها را ذوقیات تصور می نمایند. به همین دلیل بنده که دانشجوی فلسفه و کلام اسلامی بودم و با مباحث استدلالی فلسفه آشنایی داشته ام تلاش کرده ام تا در این کتاب و سایر تحقیقات علمی خود همین افق از حقایق دینی را که در مباحث حضرت عالی دنبال می شود با روش استدلالی تر در حد توانم ارائه نمایم و در غالب ادبیاتی فنی تر مبانی و لوازم این گونه مباحث را پیگیری کنم تا دامنه اشاعه این معارف وسیع تر شود. در حقیقت بنده در عین ارزشمند دانستن روش جناب عالی و اثر گذاری بسیار آن، ارائه مباحث فنی تر در این حوزه را مکمل آن و لازمه تقرر همه جانبه این موضوعات در فضای علمی کشور می دانم. ار این حیث اولا نظر حضرت عالی را پیرامون این رویکرد اصلی می خواستم بدانم و ثانیا در صورتی که بعدا فرصت فرمودید و بخش هایی از کتاب را تفصیلی تر مطالعه فرمودید اگر راجع به محتوا و نحوه ورود و خروج مباحث و روش استدلالی آن نظری داشتید ارائه آن موجب مزید امتنان و استفاده فراوان بنده است. همچنین به طور خاص بنده بیش از سه سال است که بر روی مسئله هبوط با محوریت تفسیر المیزان کار می کنم و به نتایج قابل توجهی رسیده ام که بعضا با مطالب ارائه شده در کتاب حضرت عالی متفاوت است در فصل اول کتاب به این ابعاد جدید ماجرای هبوط اشاره شده است و اگر نظری در این رابطه داشتید بنده استفاده می کنم. البته اگر مجال مطالعه نبود بنده با کمال میل حاضرم خدمتتان برسم و هر جای بحث را که مایل بودید به طور شفاهی ارائه کنم. با تشکر فراوان و معذرت خواهی بابت اطاله کلام
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در این‌که باید مباحث فنی را در مراکز علمی و با اهل فن به صورت فنی مطرح کرد؛ حرف به‌جایی است. ولی آن‌چه بنده برای خود در این زمان وظیفه دیدم، آوردن مباحث عمیق علمی در سطح جوانانی است که عقلِ فهمِ آن مباحث را دارند ولی اصطلاحات علمی را نمی‌شناسند. زیرا امروز این مردم‌اند که تاریخ‌ساز شده‌اند و باید تفکر به جامعه برگردد. 2- بنده دقت شما را به عنوان طرح مباحث علمی با آن ورود و خروج خوب دیدم. 3- اگر لطف کنید و تفاوت موضوع هبوط را در نسبت با آن‌چه بنده در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» و در تبیین این موضوع، در سوره‌ی اعراف را عرض کردم را بفرمایید، حتماً استفاده خواهم کرد. موفق باشید

16508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: ضمن آرزوی قبولی طاعات و عباداتتان یک تحقیق در مورد علت ایجاد خانه های مجردی در شهرهای بزرگ دارم. لطفا در صورت امکان ضمن راهنمایی، منبع از آثارتان معرفی کنید؟ ارشد رشته مشاوره دارم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به صورت خاص بحثی نداشته‌ام. همیشه عرض بنده آن بوده که اگر انسان از مسیر شریعت فاصله بگیرد، گرفتار امیال غیرطبیعی خواهد شد که از جمله‌ی آن‌ها چنین مواردی است که مشاهده می‌کنید. موفق باشید

16208
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: ببخشید آقای طاهر زاده به نظر شما الان کجا میشه برای یادگیری و آموختن فصوص و فتوحات رفت؟ آیا اطلاع دارید کجا این درس ها رو میگن؟ ببخشید خود شما فتوحات و فصوص رو چطور خوندید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر پس از سیر مطالعاتیِ سایت، با کتاب «آداب الصلواة» - بنده حدود 100 جلسه شرح صوتی بر آن داشته‌ام – و با شرح حمد امام و کتاب «مصباح‌الهدایه» شروع کنید، خداوند بقیه‌ی راه را در مقابل شما می‌گشاید. موفق باشید 

15757
متن پرسش
با سلام: حضرت استاد در مورد روایاتی که در مورد حضور امام علی (ع) در برهه های مختلف تاریخ مانند زمان حضرت نوح (ع) گفته شده یا صحبت از خالقیت امام هست. آیا میتونیم تحلیل زیر رو داشته باشیم؟ در مبانی عرفان در صحنه ی واقع حق است و ظهور حق و صحبتی از ماده و مثال و عقل نیست به این معنا که بودی در خارج داشته باشن. پیامبر اکرم (ص)مظهر اتم ذات و صفات و افعال الهی هست و حق تعالی فوق زمان است. چون صحبت از ماده در صحنه واقع نیست پس زمان هم در واقع دارای بودی نیست چون زمان به تبع ماده هست. با داشتن این مقدمات میشه به این نتیجه رسید که امام علی (ع) اگر در خطبه البیان یا مواقع دیگر صحبت از مقامات خود کرده صحبت از اتحاد با اسم جامع الله و صحبت از مقام فنای در ذات و صفات الهی است و البته نفس امام وقتی به فنای در ذات و صفات الهی میرسه در واقع قدرت تصرف در تمام عالم و ظهور خودش در تمام برهه های تاریخی پیدا میکنه چون در متن واقع ماده و زمانی به معنای فلسفی اون وجود نداره تمام صحنه های گذشته و حال و آینده با هم جمع هست و امام در اثر فنای در ذاتی حق حاضر در تمام ازل و ابد عالم هست و قادر به حضور در زمان ابراهیم علیه السلام و یا انبیاء دیگر می باشند. البته وقتی صحبت از ازل و ابد و زمان میشه از روی ناچاری و نداشتن لفظ هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن روایاتی که مدّ نظر دارید، بحث حقیقت ولایت الهیه مطرح است که مظهر آن، حضرت علی«علیه‌السلام» می‌باشند و از این جهت در روایات داریم: «يَا عَلِي! كُنْتَ مَعَ الْانْبِيَاءِ سِرّاً وَ مَعِيَ جَهْراً»؛[1] اى على! تو با بقيه انبياء در باطن و سرّ آن‏ها بودى و براى من در ظاهر هستى و در كنار من، و يا مى‏ فرمايند: «لِكُلِّ نَبِيٍّ صَاحِبُ سِرٍّ وَ صَاحِبُ سِرّي عَلِيِ‏ بْنِ‏ ابي طالِب»؛[2] براى هر پيامبرى صاحب سرّى است و صاحب سرّ من على‏ بن‏ ابى‏ طالب است‏.  در این رابطه عرایضی در کتاب «حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» شده است و مفصل‌تر آن را محی‌الدین در فصّ شیثیّه‌ی فصوص‌الحکم بحث می‌کند. موفق باشید

 


[1] ( 2)- القطره من بحار مناقب النبى و العتره، ج 1 ص 188.

[2] ( 3)- ينابيع الموده، ص 235.

15362

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد گرامی: چگونه است حال کسی که تعقیبات نمازش معصیت خداوند است؟!
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در حدّ ممکن، این خطورات را دنبال نکرد تا شیطان مأیوس گردد. موفق باشید

14672

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم : آیا شیطان از جاه و جلال خدا نترسید که نافرمانی کرد و با کمال پرویی سوگند خورد که آدم و فرزندان آدم را وسوسه و گمراه کنه وقتی خداوند سوگند یاد می کنه او و پیروانش رو در جهنم ابدی بیندازد. جالب اینجاست که او قبول دارد که خداوند رب اوست لطفا برای بنده شرح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی شیطان نظر به خود دارد و خود را مهم می‌داند عظمت حضرت حق برایش جلوه نمی‌کند تا خود را پیرو حضرت حق قرار دهد. موفق باشید

14610
متن پرسش
سلام: هر چه انسان بیشتر روی گناهان و رذایل دقت می کند و مطالعه می کند به همان قدر در خودش و دیگران بهتر آنها را می یابد. خودمان که هیچ، در دیگران وقتی برخی گناهان و رذایل را می یابیم منافاتی با خوشبین بودن نسبت به شخص ندارد؟ مثلا می بینیم که حسود است و به ادله مختلف مطمئنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما نباید مشغول عیب دیگران شویم. آن‌ها هم مثل شما سعی دارند رذائل خود را از خود دور کنند و مثل من و شما هنوز گرفتار آن هستند، پس باید طوری به آن‌ها نگاه کرد که از آن رذائل رسته‌اند. موفق باشید

13971
متن پرسش
سلام: حضرت آقا در مورد راهپیمایی کربلا صحبت فرمودند. بعد این شعر را خواندند: گرچه دوریم، به یاد تو سخن می گوییم / بعد منزل نبود در سفر روحانی معنی این چیست؟ احساس می کنم آقا یک حرف بزرگی می خواهند بگویند، ولی نمی دانم چه... راهنمایی ام کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دل کسی در صحنه‌ای از صحنه‌های عالَم وجود حاضر باشد همه‌ی حقیقت او در آن صحنه حاضر است و از بهره‌های معنوی خاص آن صحنه برخوردار می‌شود به همان معنایی که گفته شده: «گردر یمنی چو با منی پیش منی/ گرپیش منی چو بی منی در یمنی». موفق باشید

12973

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت: دختر بچه ای 5 ساله دارم از همین الان بفکر مد و تیپ زدنه، می ترسم از آینده اش. خواهش می کنم کمک کنید چطوری تربیتش کنم؟ از این وضع جامعه می ترسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین این‌که به نظر می‌رسد نباید چندان سخت‌گیری کنید، و روح زن‌بودنِ آن را از او بگیرید؛ در این مورد به سایت «مزرعه‌ی ایمانی» از حجت‌الاسلام آقای اشترانی که در این رابطه تلاش می‌کنند، رجوع فرمایید. ایشان جلساتی در اصفهان و قم دارند. از طریق همان سایت دنبال کنید. موفق باشید

نمایش چاپی