بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15936
متن پرسش
سلام استاد عزیز: با توجه به حدیث جنود عقل و جهل امام خمینی (ره)، فرق بین کبر و عجب در چیست؟ چون بعضی مواقع خود شخص هم متوجه نیست که دچار عجب شده است. برای رفع آنها چه باید کرد؟ لطفا به اختصار بیان بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «عجب» زیرمجموعه‌ی کبر است. اگر انسان متوجه نور توحید افعالی بشود، و همه‌چیز را از خدا بداند کمالی برای خودش به صورت استقلالی قائل نمی‌باشد و در همین رابطه، توفیقاتی را هم که به‌دست می‌آورد از خدا می‌‌داند و برای رهایی از «عجب» به خود می‌گوید: «هر عنایت که داری ای درویش / هدیه‌ی حق بدان، نه کرده‌ی خویش». موفق باشید

15659
متن پرسش
با این تناقض ها چه کنیم ما؟! سلام علیکم حضرت استاد: بنده فارغ التحصیل رشته ی مهندسی صنایع هستم. حضرت استاد ما بین مفاهیم دینی و دروسی که خوانده ایم تناقض مشاهده می کنیم، این علمی که ما می خوانیم در خدمت مدرنیته است، در خدمت سرمایه داران برای ترویج مصرف گرائی و رسیدن به سود بیش تر. حضرت استاد بسیاری از جوانان حزب اللهی که رشته های مهندسی را می خوانند میانه کار و یا انتهای تحصیل خود دلزده می شوند! چون تناقض می بینند بین اعتقادات خود و مفاهیم دورس خودشان. واقعا با این معضل چه کنیم ما؟ خیلی از بچه های مذهبی یا بعد از دروس تصمیم به حوزه رفتن می گیرند و یا با رفتن به شغل فرهنگی و نامربوط با رشته تحصیلی خود سعی بر حل این تناقض هستند. آیا نباید حکومت نسبت به این معضل پاسخی بدهد؟ نحوه مواجه ما با این علوم و حالت ایجاد شده در ما چگونه باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در دوره‌ی گذار هستیم. واقعیت آن است که نه می‌توانیم بیرون از تجدد زندگی کنیم و نه می‌توانیم به آن نوع زندگی که تجدد در مقابل ما قرار داده، دل بسپاریم. از این جهت است که باید با تعقل و بدون آرمان‌گراییِ افراطی، رشته‌های مناسب جامعه‌ی خود را به صحنه آوریم. ولی در حال حاضر نمی‌توان از سر بی‌مسئولیتی نسبت به امور مردم از طریق همین نوع فعالیت‌ها شانه خالی کرد. موفق باشید

14052
متن پرسش
سلام. 1-استاد بدایه و نهایه را میتوان گفت خلاصه ی اسفار است؟ 2-استاد پس از ج 8 و 9 اسفار که شما ترجمه فرمودید، میتوانم به شرح استاد صمدی از دروس معرفت النفس علامه رجوع کنم؟ یا چیز مفیدتری در زمینه معرفت النفس هست؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بحث کتاب «معاد» را با شرح صوتی آن و سپس کتاب «خویشتن پنهان» را کار کنید برای ابتدای کار ان‌شاءاللّه موفق خواهید شد. موفق باشید

13053
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: پیرو بحث برکات زیستن عالمانه نکات و سوالاتی به ذهنم رسید که مایل به دریافت پاسخ آقای طاهرزاده می باشم، لذا قسمت هایی که به سوالات بنده مرتبط است را انتخاب کرده و سوالاتم را مطرح می کنم. «فرق فقها با روشنفکران در رویارویی با غرب آن بود که روشنفکران مذهبی در صدد بودند غرب را بپذیرند ولی وجه غیر شرعی آن را نپذیرند، ولی فقها متوجه روح فرهنگ غرب بودند و با فقه اکبر خود یعنی معارف الهی مواظب بودند ایران، ترکیه‌ی آتاتورک نشود.» از آنجا که دغدغه ی کنونی برخی در فضای حوزه و دانشگاه ارائه ی سبک زندگی اسلامی ایرانی ست و در این وادی الگوهایی که سبک زندگی را متناسب با زمان و مکان اشخاص تعریف کرده باشند غیرقابل دسترس به نظر می آیند؛ لذا از این دریچه و از این فضا که چطور مناسبات خود را به خصوص در ارتباط با غرب تعریف کنیم یقینا راه را برای طرح موضوعات عمیق و ریشه دار بازتر می کند چرا که گاهی پذیرش مسئله ی غرب که جنابعالی فرمودید راه را چه بسا به انحرافی می کشاند که سالک هم متوجه انحراف خود نیست چنان که در زندگی های کنونی موارد متعددی از این سبک و سیاق به چشم می خورد. مایلم کمی راحت و بی تکلف از زمزمه های بسیاری در نگاه به غرب سخن بگویم. اینکه برخی معتقدند غرب و متعلقات آن از فرهنگ تا فناوری و آداب و قوانین مربوط به آن همگی حکم چاقویی را دارند که گاهی ابزار آسانی انسان را فراهم می کند و گاهی ابزار قتل و می شود آلت قتاله ... 1. به نظر شما چطور می توان بر اساس روحیه ی فقها و عالمان استدلال چاقو و امثال آن (بلندگو ...) را کنار زد؟ 2. اینکه برخی غرب را سراسر فناوری و تکنولوژی می دانند و ما را انسان هایی عقب مانده، آیا روح ِ تقل تقلید از غرب برای ساخت موشک های بالستیک) نشان از عقب ماندگی ما نیسید در پذیرش غرب (به طور مثال؟) 3. اصلا آیا پذیرش غرب حد و حدودی دارد و یا به طور مطلق تعیین می شود؟ 4. و به عنوان سوال آخر بنده؛ جناب سید جمال الدین اسد آبادی فرمودند: رفتم به غرب اسلام را دیدم ولی مسلمان ندیدم، برگشتم به شرق مسلمان دیدم اما اسلام ندیدم. لطفا بفرمایید این کدام غرب است که سید جمال الدین اسد آبادی اسلام را در آن می بیند؟ این نشان از پذیرش غرب است و یا نقدی دلسوزانه به اوضاع شرق؟ قبلا از پاسخگویی شما متشکرم. ان شاءالله با پاسخ های شما بنده جرأت و جسارت طرح سوالات بعدی خود را داشته باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در شرایط حاضر نمی‌توانید به‌کلّی این نوع فن‌آوری‌ها را زیر پا گذاشت. با خودآگاهیِ لازم باید روح غربی را شناخت و سعی در عبور از آن داشت. 2- ما در این تاریخ قرار داریم و در مقابل روحِ شیطانی غرب باید مجهز به تسلیحاتی شویم که تجاوز را دفع کند 3- در این مورد نظرها متفاوت است. بنده عرایضی را در کتاب «مدرنیته و توهّم» عرض کرده‌ام. در مورد سید جمال خوب است به جواب سؤال‌های 3491 و 6830 و 12047 رجوع فرمایید. موفق باشید

12893

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب: جناب استاد بنده پیشتر به خاطر نزدیکی به برخی جریان ها در مقام نقد شما متاسفانه بی محابا بودم و احیانا غیبت شما را و - خاک بر سرم - ناروا و تهمتی را به شما روا داشته ام. الان به جد پشیمانم و رضایت حضرت عالی برایم بسیار بسیار بسیار مهم است. بفرمایید چه کنم تا رضایت حضرت عالی کسب شود؟ هر چه باشد به گوشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان وقت هم که غیبت می‌کردید، به دنبال نقدِ بدی‌های بنده بودید و من راضی بودم چه برسد به حالا. موفق باشید

12389

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در حادثه ی کربلا اگر جناب حر علیه السلام راه را بر امام حسین علیه السلام برای ورود به ایران نمی بست آیا ماجرا متفاوت می شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری مسلّم اگر حرّ چنین اقدامی را نمی‌کرد ممکن بود شرایط دیگری به‌وجود آید. ولی این ظاهر قضیه است، گویا تقدیری که حضرت حق اراده کرده بود همان بود که می‌خواست با شهادت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» امویان را حذف کند. موفق باشید

10516
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی: در فلسفه بیان می شود فصل اخیر همان نوع است و تحصل دهنده نوع، از طرفی بیان می شود فعلیت مربوط به صورت است. در مورد بدن انسان که فعلیت دارد اگر ما بخواهیم فصل اخیر آن را مشخص کنیم یا به عبارت دیگر صورت آن را ،دو حالت دارد یا باید معتقد باشیم بدن به عنوان یک شی که فعلیت دارد فصلی غیر از نفس ناطقه دارد که در آن صورت باید گفت فصل اخیر آن چیست؟ یا باید قبول کنیم فصل اخیر یا صورت آن همان نفس ناطقه است اگر این را قبول کنیم باید معتقد شویم بدن همان تحصل و تعین نفس ناطقه در دنیاست یعنی نفس ناطقه که یک حقیقت مجرد است تعینش در عالم دنیا می شود بدن انسان؟ آیا این نتیجه گیری درست است؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچیزی فصل اخیر و صورت خود را دارد. نفس ناطقه به عنوان موجودی مجرد فصل اخیرش، آخرین کمالاتی است که در خود شکل داده و صورت آن همان فصل اخیرش است که در بدن برزخی‌اش هم اکنون ظهور دارد و در مورد بدن مادی به عنوان یک پدیده دارای حرکت فصل اخیرش همان فعلیت‌هایی است که با تبدیل قوه به فعل محقق شده که همان آخرین صورت آن است. موفق باشید
9603
متن پرسش
سلام علیکم و خدا قوت خدمت استاد گرامی: در مورد سیر مطالعاتی فرموده بودید که صوت کتاب ده نکته از معرفت نفس را گوش دهیم به همراه خواندن کتابش. بنده چون صوت این مجالس در روی سایت نبود فقط کتابش را خواندم. آیا کفایت می کند؟ اگر ممکن است صوت این جلسات را روی سایت قرار دهید. در جای دیگر فرموده بودید چاپ جدید جلد اول کتاب فرزندم اینچنین باید بود خوانده شود. بنده چاپ قدیم را تهیه و مطالعه کرده ام آیا چاپ قدیم و جدید خیلی فرق دارد؟ نیاز به مطالعه چاپ جدید هست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کتاب ده نکته متنی است که با شرح آن کامل می‌شود. با سایت تماس بگیرید که اگر نمی‌توانند روی سایت بگذارند، برایتان پست کنند یا با گروه فرهنگی المیزان تماس بگیرید تا برایتان پست کنند. تلفن حاج آقا نظری 09136032342). 2- چاپ جدید فرزندم با جنبه‌ی سلوکیِ دقیق‌تری تنظیم شده و خوب است دوستان با دقت مطالب آن را دنبال کنند. موفق باشید
9389
متن پرسش
سلام علیکم: شما در آثارتان وقتی که نحوه سلوک در عصر حاضر را تبیین می کنید به عنوان مصداق کامل به دفاع مقدس و شهدا توجه می کنید. ولی من هنوز متوجه نشدم که در زمان حاضر و الآن وظیفه ما چیست که به اون سلوک شهدا برسیم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این را بحمداللّه در جلسه‌ی پنجم جزوات «امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و تقدیر تاریخی زمانه» تا حدّی شرح داده‌ام مبنی بر این‌که اگر امروز با نظر به حقیقت انقلاب اسلامی و نظر به نور اشراقی آن از مقام معظم رهبری و نگاه او استفاده کنیم، حجاب‌هایی که بین ما و حضرت حق هست برطرف می‌شود زیرا صورت مشیت اراده‌ی الهی جهت هدایت بشر در این زمان در راستای شریعت اسلام، بر قلب حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» اشراق شد و آن روحی گشت در کالبد انقلاب اسلامی، مثل حضور نفس در بدن، و لذا در صورت اتحادی خاص با انقلاب اسلامی از طریق سلوک ذیل شخصیت امام خمینی، می‌توانیم با خداوند به صورتی حضوری مرتبط شویم و راه رجوع به خدا را در مقابل خود بگشاییم. این است آن سلوک إلی اللّه که امروز خداوند در مقابل شما گشوده است. تا ما با مشیت الهی در این دوران مرتبط نگردیم نمی‌توانیم از انس با خدا به معنای واقعی آن سخن بگوییم. راه‌های رسیدن به خدا به عدد انفاس خلایق است ولی همه‌ی این راه‌ها امروز از مسیر انقلاب اسلامی می‌گذرد که می‌خواهد دوران نسیان بشر از خدا را پشت سر گذارد. از این جهت تأکید می‌شود امروز رجوعِ به حق با انقلاب اسلامی ممکن است. وقتی انقلاب اسلامی را آینه‌ی گفتگوی خدا با بشرِ امروز دیدید - مشروط بر این‌که انقلاب را در نظام اجرایی محصور ندانید- به مشیت و اراده‌ای نظر کرده‌اید که در کالبد انقلاب اسلامی ظهور کرده و در معادلات جهانی در حال تعیّن بخشیدن خویش است، مثل نفخه‌ی روح در جسم و تعیّن آن روح در حرکات و سکنات انسان که در عین ظهوری محدود در حرکات بدن، نامحدودبودن خود را حفظ می‌کند و در عضوی محصور نمی‌شود، انقلاب اسلامی نیز در دولتی محصور نمی‌گردد بلکه زاینده‌ی همه‌ی آن‌ چیزی خواهد بود که بشر امروز به آن نیاز دارد. موفق باشید
8456

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام آیه ای که در آن می فرماید : فلا (انساب) بینهم یومیذ . و آیه ای که در آن می فرماید : والذین آمنوا واتبعتهم ذریتهم بایمان الحقنا بهم (ذریتهم ) چگونه قابل جمع است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ذرّیه در آیه‌ی مذکور معلوم نیست به معنای همسر و فرزند باشد بعضاً می‌فرمایند منظور نتایج اعمال باشد. از طرفی درست است که در قیامت این نوع نسبت‌ها از میان می‌رود ولی مؤمن هرچه را که خواست دارد. حال اگر به دلائل اُنس ایمانی طالب همسر و فرزندان خود بود آن‌ها را در کنار خود دارد. موفق باشید
6618
متن پرسش
با سلام. از محضر شما و مقام معظم رهبری بابت این پرسش عذر می خواهم. در جلسه ای که حضرتعالی در قم برگزار کردید این مسئله به طور حضوری برای بنده مرتفع گردید و متوجه جایگاه تاریخی مقام معظم رهبری شدم اما همیشه که ما در جلسه نیستیم که مطالب را حضوری بگیریم. سؤالم اینه که آیا واقعا اشتباه مقام معظم رهبری در عدم تذکر برای افزایش جمعیت همان طور که خود ایشان گفتند ، اشتباه تاریخی بوده است ؟ و نقش ایشان در این اشتباه چقدر بوده ؟ چون همان موقع که رهبری اعتراف به اشتباه کردند بعضی از دوستداران ولایت ، جملاتی از ایشان گفتند که ایشون از همان دهه ی 70 مخالفت خود با این سیاست را اعلام کردند اما نتیجه ای نداد و به در تنگنا بودن رهبری اشاره می کردند ، از طرفی عده ای دیگر از دوستداران ولایت ، می گفتند اگر ایشان در تنگنا بودند چرا از همان سالی که آقای احمدی نژاد بحث ازدیاد جمعیت را مطرح کردند ، آقا مطرح نکردند ؟ حقیر نمی دانم کدام حرف صحت دارد و میزان اشتباه ایشان چقدر بوده و چرا ایشان اشتباه خود را تاریخی توصیف کردند ؟؟ 2) اگر بله ، آیا امکان دارد که ایشان مجددا باعرض معضرت چنین اشتباهی را مرتکب شوند ؟؟ 3) آیا ناظر به جایگاه تاریخی مقام معظم رهبری ، می توانیم بگوییم این اشتباهات هم در جایگاه تاریخی ایشان ، جا دارد و از غیبت امام زمان عج است ولی در هر حال روی جایگاه تاریخی ایشان اثری ندارد و اگر نگاه ما به ایشون تاریخی باشد ماورای اشتباهات رهبری ، هم از قدیس کردن ایشان پرهیز کرده هم همه ی توجه ما به اشارات و راهنمایی های ایشان جلب می شود ؟؟؟ با تشکر فراوان از شما.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: زعمای دین اعم از زعمای بزرگی مثل شیخ عبدالکریم حائری یا آیت‌اللّه بروجردی و یا زعمایی مثل حضرت امام و مقام معظم رهبری، متوجه تقدیر الهی در زمان خود می‌شوند و به عنوان بنده‌ای که طالب است تا آنچه را خدا می‌خواهد عمل کند وارد وظیفه و رسالت تاریخی خود می‌شوند و چون متوجه تقدیر الهی در زمان خودشان شده‌اند کلیت کار را درست جلو می‌برند و در راستای تشخیص اراده‌ی کلی حضرت حق در مقایسه با هدفی که باید دنبال کنند متوجه ضعف‌های خود می‌شوند و این نیز از برکت بصیرت چنین عالمانی است. به همین جهت به آنان اطمینان می‌کنیم و حضرت رضا«علیه‌السلام» نیز در این رابطه می‌فرمایند: « «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ»اگر خداوند بنده‏اى از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب کرد، سینه‏ى او را گشاده مى‏گرداند. تا در مدیریت خود کوچک‏ترین لغزشى نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد.«فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِیهِ غَیْرَ صَوَابٍ»در نتیجه آنچنان توانا مى‏شود که در جواب‏گویى به هیچ نیازى در نمى‏ماند و غیر از صواب از او نخواهى یافت و به خوبى مصلحت مردم را در نظر مى‏گیرد.«فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَیَّدٌ» پس او در کار خود موفق و محکم و مورد تأیید الهى است..» جایگاه تاریخی حضرت امام و رهبری در رابطه با نگاه کلی است که به تاریخ خود دارند. مگر امام نفرمودند در انتصاب دولت موقت به ریاست آقای بازرگان اشتباه کردم. آیا آن اشتباه حضور تاریخی انقلاب اسلامی را مختل کرد؟ در همین راستا ما متوجه شعوری در رهبری می‌شویم که متوجه می‌شوند کنترل جمعیت نسبت به آن حضور تاریخی که ما باید در آن قرار گیریم، کار خطا و اشتباهی است و لذا این نوع اشتباهات نه‌تنها اعتماد ما را به زعیم دینی زمانه‌مان کم نمی‌کند بلکه امیدوار می‌شویم که خداوند با بصیرتی که به زعمای دین می‌دهد ما را تنها نمی‌گذارد که گرفتار خطاهایی شویم که از مقصد باز بمانیم. موفق باشید
6317
متن پرسش
سلام علیکم الف)صفاتی که برای بهشت در آیات مختلف قرآن بدانها اشاره شده نظیر عدن-رضوان-خلد-فردوس مراتب بهشت هستند یا هرکدام به صفتی از بهشت اشاره دارند؟ب)لفظ تسنیم که چشمه ای در بهشت است به چه معناست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حقیقت بهشت که مقام جامع اسماء الهی است جلوات مختلف دارد که هرکدام از این صفات یکی از کمالات آن را توصیف می‌کند 2- فعلاً نمی‌دانم. یادم رفته. آیت‌اللّه جوادی اول جلد اول تفسیرشان نکاتی فرموده‌اند. موفق باشید
6187
متن پرسش
سلام.آیا ائمه علیهم السلام نیز به خودشناسی و تفکر در خود و هستی می پرداختند؟می نشستند به طبیعت و عظمت هستی نگاه کنندو تعجب کنند؟یا در خودشان فرو میرفتند و حیرت کنند؟اساسا چیزی برای آن ها وجود داشت که بخواهند به آن بیندیشند و کشف کنند؟آیا ان ها از لذت و حیرت و عظمت شناختن بهره ای می برده اند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام حسین (ع) در دعای عرفه دارند: « ُ إِلَهِی تَرَدُّدِی فِی الْآثَارِ یُوجِبُ بُعْدَ الْمَزَار» خدایا نظر به آثار تو موجب می‌شود تا از توجه به ملاقات تو دور شوم. پس معلوم است آن‌ها نیز نظر به آیات الهی دارند و به بالاتر از آیات الهی، بدون حجاب به نور حق نیز نظر دارند. و یا در همان مقدمه‌ی دعای عرفه نشان می‌دهند چقدر متوجه ظرائف خلقت انسان می‌باشند. موفق باشید
5518
متن پرسش
سلام علیکم. یکی از دلایل وجود روح و بعدی غیر مادی ثابت بودن "من " میباشد. یکی از بحث های این است که سلول ها در طول سال ها عوض میشوند ولی ما خودمون هستیم و تغییر نکرده ایم. یکی از تناقضاتی که وجود دارد ژنتیک است. اگر سلول ها عوض میشوند پس ژن ها هم باید عوض شوند ولی مشاهده میکنیم ژن ما اصلا تغییر نمیکند. پس دلیل می اورند این اطلاعات حافظه هم مانند هر اطلاعات دیگری در ما حفظ میشود و ربطی به تبدیل سلول ها ندارد. این تناقض چگونه برطرف میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌کس در این شک ندارد که سلول‌ها عوض می‌شود ولی باز بدن ما همان بدن است چون روحی که بدن را تدبیر می‌کند ثابت است و در همان راستایی که بدن‌های بعدی همان بدن روح است باید ژن‌ها را به‌عنوان عامل ثبات بعضی از ابعاد بدن تعریف کرد وگرنه اتفاقاً تناقضی که می‌فرمایید برای طرف مقابل هست که این عامل ثبات که خودش تغییر می‌کند چگونه وسیله‌ی ثبات شخصیت می‌شود چون بالاخره ژن‌ها در متن سلول‌هایی است که تغییر کرده، مگر آن‌که متوجه شویم عامل ثبات سلول‌ها و ژن‌ها چیز بالاتری است که یک نحوه ثبات در آن هست و آن روح است. موفق باشید
4661
متن پرسش
در مناجات شعبانیه داریم که: «الهی لم‌یکن لی حولٌ فاَنتقِلَ به عن معصیتک إلا فی وقتٍ أیقَظتَنی لمحبَّتک». آیا منظور از «محبت» در این جمله، همان محبتی است که قلب به علم حضوری درک می‌کند؟ یعنی طبق این جمله یا طبق تجارب شخصی، آیا علم حضوری به حضور خداوند در هستی، باعث شرم از او و ترک معاصی می‌شود؟ یا منظور این است که خاطرة حصولیِ علم حضوری به حضور خداوند است که باعث ترک معاصی می‌شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان به طور فطری گرایش و محبت به کمال مطلق دارد لذا همین‌که توانست به آن محبت فطری نظرکند و محبّت به حضرت حق در او پرتو بیفشاند، دیگر از معصیت بدش می‌آید چون با تمام وجود احساس می‌کند چگونه معصیت موجب محروم‌شدن از آن محبت می‌شود. موفق باشید
3100
متن پرسش
با سلام و احترام به نظر شما چرا علما و مراجع نه تنها عکس العملی در برابر این پرسش بیمورد نمی کنند بلکه در جهت تائید آن متوسل به حدیث و روایت هم می شوند؟ این پرسش اینست: علت اینکه مردمان کافر در غرب از انواع نعمتهای خداوندی برخوردارند چیست ؟ مانند بارندگی فراوان در صورتی که نه سئوال کننده معنای کافر را می داند و نه مردمان غرب کافر هستند
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: علمای ما مثل علامه طباطبایی‌ها در رابطه با سنت استدراج که غرب گرفتار آن است سخن‌ها گفته‌اند و روشن نموده‌اند این راحتی و رفاه افراطی فرصتی است تا خداوند باطن آن‌ها را ظاهر کند تا به شدیدترین نحو عقوبت نماید. پیشنهاد می‌کنم حتی اگر در اینترنت «سنت استدراج» را جستجو کنید مطالب خوبی به‌دست ‌آورید. موفق باشید
1536

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد گرامی وقتی خبر شهادت کسانی چون شهید احمدی روشن و سیره ی زندگی اونها رو می شنوم و این که چقدر براشون تلاش شبانه روزی برای پیشرفت ایران مهم بوده این سوال برام پیش میاد که چرا؟ و رابطه ی بین پیشرفت ایران اسلامی و اسلام و جهاد در راه خدا برام حل نشده ! چه کار باید بکنم که برای من نوعی هم این ایمان و انگیزه و جدیت شکل بگیره؟ دانشجوی فیزیک هستم درسم رو در دانشگاه سر سری خوندم و بدون این که به فهم اون و موفق شدن در اون اهمیت بدم به این دلیل که با این علوم نمی تونم ارتباط برقرار کنم اما الان وقتی می بینم کسانی با گذاشتن زندگیشون در این علومی که مبنای الهی نداره به درجات اعلی می رسند دچار پوچی و تناقض می شم و از گذشته ی خودم پشیمان. موید باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: ما در شرایطی هستیم که باید فرهنگ غرب را پشت سر بگذاریم و در دو جبهه‌ی علمی و فرهنگی خودکفا باشیم. وقتی خداوند به کسی این توفیق را داد تا در جبهه‌ی علمی، کشور اسلامی را از وابستگی به غرب سلطه‌گر آزاد کند و در این راه سر از پا نشناخت به همان معنویتی می‌رسد که کسی بخواهد از طریق فعالیت‌های فرهنگی، روح معنویت را را به جامعه برگرداند. سعی کنید در همان جایی که هستید و خداوند شرایط خدمت به نظام اسلامی را برایتان فراهم کرده است کوتاهی نکنید. موفق باشید
1240

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خسته نباشید باتوجه به اینکه دربهشت این نوع خوردن ها وآشامیدن های دنیایی وجود ندارد صفت رزاق خداوند چگونه تفسیر می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: رزق منحصر به رزقِ مربوط به بدن مادی نیست، اهل بهشت از رزق‌های معنوی بهره‌مند می‌شوند، هرچند که رزق صفت فعل خدا است و نداشتن این صفت برای خدا نقص نیست، برعکس علم که صفت ذات است و نداشتن آن برای خدا نقص است. موفق باشید
1062

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام ... با توجه به اینکه واسطه ی فیض در زمان حضور پیامبر اسلام خود حضرت بوده اند و لذا فیض به جبرئیل هم از طریق ایشان می رسیده ، برای رساندن قرآن به وجود مادی ایشان چه نیازی به موجود دیگری به نام جبرئیل بوده است ؟ آیا نمی توان نتیجه گرفت که در واقع جبرئیل یا روح القدس ، خود مرتبه ای از حقیقت محمدیه صلوات الله علیه است؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی حضرت جبرائیل«علیه‌السلام» به مقام نفس ناطقه‌ی رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» نازل می‌شدند و مقام واسطه‌ی فیض حضرت، مقام اولُ ما خلق الله است و از این جهت حرف درستی است که می‌فرمایند حضرت جبرائیل«علیه‌السلام» مرتبه‌ای از حقیقت محمدیه«صلواه‌الله‌علیه‌وآله» است. شرح این مطلب در کتاب «حقیقت نوری اهل البیت«علیهم‌السلام» داده شده است. موفق باشید
1049

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا و با سلام آیا در حال حاضر مراکز فرهنگی و مساجد می توانند از کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شوند در برنامه ریزی های فرهنگی خد استفاده کنند ؟ یا هنوز شرایط جامعه فراهم نیست؟ در مورد مهندسی فرهنگی که رهبر انقلاب تاکید دارند ، آیا کانون های کوچک نیز باید این نقشه را برای خود تهیه کنند ، یا این وظیفه شورای عالی انقلاب فرهنگی است؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی همه باید از طریق طرح اندیشه‌ی بزرگان دین در احیاء تفکر دینی کوشش کنند. کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را برای آخرها بگذارید آن‌وقتی که افراد از طریق معرفت نفس و معاد، روح حضوری پیدا کرده باشند. موفق
22586
متن پرسش
سلام عليكم: بدليل حرمتی که برای شما قائل هستم دوست ندارم بحثی که تحت عنوان احمد الحسن راه افتاده را ادامه دهم ولی از طرف دیگر شبهه بزرگی با خواندن پاسخ های شما به آن دو نفر برایم پیش آمده. ظاهرا شما می فرمایید با توجه به انقلابی که در دست ماست همان کاری که قرار است با ظهور امام دوازدهم انجام بگیرد، با عنایات ایشان و از طریق انقلاب در حال انجام است و دیگر نیاز فیزیکی به ظهور امام وجود ندارد! درست فهمیدم استاد؟ اگر اینطور نیست (که نیست) پس حتما یک سلسله اتفاقاتی که منجر به ظهور خواهد شد انجام خواهد گرفت که مثلا خروج یمانی و بعضی اتفاقات دیگر از مقدمات آن اتفاق اصلی است و پس از آن وعده حتمی خدا اتفاق خواهد افتاد. درست است؟ خب حالا که بقیه احمق و کودن و نادان هستند، شما که استاد بزرگواری هستید بفرمایید آن سلسله اتفاقات در چه صورتی مورد قبول و حقیقی خواهند بود و افراد مدعی یزید و داعشی نیستند؟ بالاخره قرار هست افرادی تحت عنوان یمانی یا اصلا خود حضرت بیایند و خود را معرفی کنند یا نه؟ همین اتفاق دقیقا چگونه بوقوع خواهد پیوست؟ مثلا قرار است آنها خدمت رهبر عزیز، آقای خامنه ای برسند و خود را معرفی کنند و پس از تایید ایشان دعوت خود را آغاز کنند؟ خواهش می کنم دقیق جواب دهید و بحث کلی و انتزاعی را کنار بگذارید، بالاخره قرار است عده ای احمق و ابله هدایت شوند (به خواست خدا) و این امر با چند خط جواب کلی اتفاق نمی افتد! خواهش می کنم دقیق و سلسله وار جواب دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای مصطفی صادقی در کتاب «تحلیل تاریخی نشانه های ظهور» نکات محققانه‌ی دقیقی دارند: این کتاب پژوهشی است نقادانه درباره منابع و روایات مربوط به نشانه های ظهور امام زمان(عج). در مقدمه این کتاب آمده است: آمدن مهدی موعود به عنوان منجی بشریت در متون اسلامی با نشانه هایی قرین بوده است تا منتظران ظهور با دیدن آنها به حقانیت مدعی نجات بخش پی برده و با آمادگی به استقبال او بشتابند، اما در گذر زمان دسته ای از آدمیان به انگیزه های مذهبی و یا سودجویی سیاسی به نشانه سازی هایی دست زدند تا در پرتو آن حرکت خویش را زمینه ساز ظهور و یا خویشتن را به عنوان موعود آخر الزمان جای بزنند. این علائم به مرور زمان در اندیشه برخی امری مسلم تلقی و موجب رهزنی هایی شده است. این کتاب کوشیده است اخبار و روایات مجعول و غیر مجعول نشانه های ظهور را از هم تمییز دهد و آفات و آسیب های تحریف و جعل این قبیل اخبار و روایات را بررسی کند. 

مصطفی صادقی نگارنده این کتاب به تجزیه و تحلیل منابع اصلی مسئله غیبت و ظهور امام زمان پرداخته و ضمن مرور نشانه های ظهور به بررسی صحت و سقم مندرجات آنها پرداخته است. بررسی اخبار و روایات مربوط به قتل نفس زکیه، خروج سفیانی، قیام سید حسنی و سید خراسانی و روایاتی مانند طلوع خورشید از سمت مغرب از اصلی ترین پی گیری های این کتاب محسوب می شود. نگارنده این کتاب همچنین درصدد ارائه نظریه های جدید و ایجاد چشم اندازی نو در این عرصه بوده و از منابع مهم و کهن نیز سود برده است. 

«تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور» اثری تحلیلی تاریخی از «مصطفی صادقی» که در پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی آماده گردیده است، جزو معدود محموعه هایی است که به بررسی و نقد روایات نشانه های ظهور می‌پردازد. آمدن مهدی موعود (ع) به عنوان منجی بشر، در متون اسلامی با نشانه‌هایی قرین شده است تا منتظران ظهور با دیدن آن‌ها به حقانیت مدعی نجات‌بخشی پی برده و با آمادگی به استقبال او بشتابند؛ اما در گذر زمان، دسته ای از آدمیان به انگیزه‌های مذهبی یا سودجویی سیاسی، به نشانه‌سازی هایی دست زدند تا در پرتو آن، حرکت خویش را زمینه ساز ظهور یا خویشتن را به عنوان موعود آخرالزمان جای زنند. این علائم به مرور ایام در اندیشه برخی، امری مسلم تلقی، و موجب رهزنی هایی شده است و به جا می‌نماید این نشانه‌ها، با معیارهای علمی به ترازوی نقد گرفته شوند. کتاب تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور در پی چنین هدفی شکل گرفته و به بررسی نشانه‌های مشهوری می‌پردازد که در تاریخ اسلام رخ داده یا مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. از دیدگاه مؤلف برخی نشانه‌ها در حقیقت علامت ظهور به شمار نمی‌آیند. کتاب از انتشارات «پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی» در قم می‌باشد. موفق باشید

20969
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد گرامی مرز جهان ماده کجاست؟ با آنکه گفته می شود مجردات محدودیت ندارند ولی در جهان ماده نیز چه در بحث ابعاد نجومی و چه در بحث ابعاد اتمی انتهای آن مشخص نیست. منجمین با وجود اینکه با تخمین می‌توانند تا فاصله 9 میلیارد سال نوری، چیزهایی را تشخیص دهند، ولی هنوز هم نشانه‌ای از پایان جهان پیدا نکرده‌اند. در ابعاد اتمی نیز اگر طبق نظام علت و معلولی پیش برویم با توجه به دانش امروز بشر نهایتا به الکترون ها می رسیم که مشخص نیست خود آن ها از چه درست شده اند و عملا به بن بست می خوریم همانگونه که خداوند در خصوص آسمان ها می فرماید «ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَ هُوَ حَسِيرٌ» در خصوص اتم ها و ذرات تشکیل دهنده آن نیز همین حالت پیش می آید. آیا همانند پرتقالی که انسان در ذهن ایجاد می کند جهان ماده نیز خیالی بیش نیست؟ (البته کلمه خیال در مورد خداوند کلمه مناسبی نیست.) آیا همانگونه که گفته می شود در ذات خدا نباید تفکر نمود در این مورد نیز نباید فکر کرد؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا زمانی که در عالم ماده هم‌چنان سیر کنید، تنها با ماده روبه‌روئیم. این‌طور نیست که یک‌جایی ماده تمام شود و از آن به بعد مجرد باشد، زیرا همان‌جا هم باز ماده است. عالم مجردات در ساحت دیگری قرار دارد، نه در عرض عالم ماده. مثل نفس ناطقه‌ی شما که در ساحتی غیر از ساحت بدن شما مستقر است. در این مورد با مطالعه‌ی مباحث «معرفت نفس» می‌توانید بهتر این نکات را دنبال کنید. موفق باشید

17600
متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند: لازم به ذکر است که بنده از شاگردانتان نیستم و با میاحث شما آشناییتی ندارم و لطف می کنید اگر پاسخ مرا به صورت عمومی دهید: مهمترین سوال بنده اینست که رهبری در یک سری مسائل چرا قاطعانه و محکم وارد نمی شود زیاد شنیدم که می گویند باید مردم بخواهند و تا مردم به آن بصیرت نرسند رهبری نمی تواند کار کند یا جلوتر از مردم حرکت کند. ولی اصلا نمی توانم این پاسخ را هضم کنم و اصلا من مطمئنم اگر رهبری در یک سری مسائل وارد شوند مردم واقعا خوشحال می شوند که حداقل یک نفر در این جامعه به فکر مردم است و پشتشان است. مثلا در همین حقوق های نجومی درست است که صحبت کردند به مسئولین گفتند پیگیری کنید اینها را و... ولی وقتی مسئولین کوتاهی کردند رهبری آیا نباید کاری کند؟ مگر اینها پول بیت المالی نیست که امام علی (ع) اینقدر رویش حساس بود که به ایشان می گفتند حکومتت پایدار نمی ماند و جنگ و اینها می شود اگر بخواهی بیت المال را مساوی تقسیم کنی می فرمودند بشود. یا اینکه حضرت علی (ع) وقتی می فمند یکی از کارگزاران اقتصادی ایشان اختلاس و خیانتی کرده می گویند که سریع عزلش کنید، حبسش کنید و در نماز جمعه 35 ضربه شلاق بزنید. خب چرا رهبری اینقدر قاطع و محکم و سریع عمل نمی کنند و رهبری در سخنرانی اخیرشان با دانشجویان گفتند که البته اگر یک جایی حس شود که اصل نظام در خطر است رهبری مستقیما وارد می شود. سوال من این است مگر آرمان های نظام جزء اصل نطام نیست؟ مگر عدالت جزء آرمان های نظام نیست؟ چرا پس مستقیما وارد نمی شوند؟ من با سیاست های خارجی رهبری بسیار موافقم ولی آن قاطعیت در سیاست های خارجی ایشان را در سیاست داخلی شان نمی بینم. مگر در قانون اساسی نیامده که رهبری وظیفه نظارت بر سه قوه را دارند خب این چه نظارتی می شود که این همه مشکل در قوه ها وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم مقام معظم رهبری موضوعات را پیگیری نکنند، می‌ماند که ایشان در این شرایط متوجه‌ی مشکلاتِ زیرساختی و تاریخی ما هستند و برای برگرداندن امور، به مسیر اصلی، حکمت و حوصله‌ی لازم به به‌کار می‌برند تا تشنجی ایجاد نشود و برای آبادکردن دهی، شهری خراب نگردد. موفق باشید

17252

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید و سلامت در پناه خدا باشید: ببخشید استاد نظرتون در مورد آیت الله تحریری در زمینه عرفان چی هست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاعات خاص تخصصی در این مورد ندارم، فقط ذکر خیر ایشان را شنیدم. موفق باشید

17071
متن پرسش
سلام استاده عزیز: بنده مثلا گناهکار به احوالات خودم هم آگاه، چطور میشه مثلا تصمیم می گیرم برم جبهه و در این راه شهید هم میشم چطور میشه که یک دفعه به اون مقام عالی انسانی و شهادت و قرب به خدا می رسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند در إزای ورود در جبهه‌ی توحید، گناهان شخصی را می‌بخشد. لذا می‌فرماید: «وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ (سوره‌ی محمد/ 2) و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند و به آنچه بر محمد(ص) نازل شده - و همه حقّ است و از سوى پروردگارشان - نيز ايمان آوردند، خداوند گناهانشان را مى‏ بخشد و كارشان را اصلاح مى‏ كند! و حضور در جبهه‌ای که مقابله با توحید نظام اسلامی است، از همین جنس است که آیه‌ی فوق بدان متذکر است. موفق باشید

نمایش چاپی