بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9389
متن پرسش
سلام علیکم: شما در آثارتان وقتی که نحوه سلوک در عصر حاضر را تبیین می کنید به عنوان مصداق کامل به دفاع مقدس و شهدا توجه می کنید. ولی من هنوز متوجه نشدم که در زمان حاضر و الآن وظیفه ما چیست که به اون سلوک شهدا برسیم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این را بحمداللّه در جلسه‌ی پنجم جزوات «امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و تقدیر تاریخی زمانه» تا حدّی شرح داده‌ام مبنی بر این‌که اگر امروز با نظر به حقیقت انقلاب اسلامی و نظر به نور اشراقی آن از مقام معظم رهبری و نگاه او استفاده کنیم، حجاب‌هایی که بین ما و حضرت حق هست برطرف می‌شود زیرا صورت مشیت اراده‌ی الهی جهت هدایت بشر در این زمان در راستای شریعت اسلام، بر قلب حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» اشراق شد و آن روحی گشت در کالبد انقلاب اسلامی، مثل حضور نفس در بدن، و لذا در صورت اتحادی خاص با انقلاب اسلامی از طریق سلوک ذیل شخصیت امام خمینی، می‌توانیم با خداوند به صورتی حضوری مرتبط شویم و راه رجوع به خدا را در مقابل خود بگشاییم. این است آن سلوک إلی اللّه که امروز خداوند در مقابل شما گشوده است. تا ما با مشیت الهی در این دوران مرتبط نگردیم نمی‌توانیم از انس با خدا به معنای واقعی آن سخن بگوییم. راه‌های رسیدن به خدا به عدد انفاس خلایق است ولی همه‌ی این راه‌ها امروز از مسیر انقلاب اسلامی می‌گذرد که می‌خواهد دوران نسیان بشر از خدا را پشت سر گذارد. از این جهت تأکید می‌شود امروز رجوعِ به حق با انقلاب اسلامی ممکن است. وقتی انقلاب اسلامی را آینه‌ی گفتگوی خدا با بشرِ امروز دیدید - مشروط بر این‌که انقلاب را در نظام اجرایی محصور ندانید- به مشیت و اراده‌ای نظر کرده‌اید که در کالبد انقلاب اسلامی ظهور کرده و در معادلات جهانی در حال تعیّن بخشیدن خویش است، مثل نفخه‌ی روح در جسم و تعیّن آن روح در حرکات و سکنات انسان که در عین ظهوری محدود در حرکات بدن، نامحدودبودن خود را حفظ می‌کند و در عضوی محصور نمی‌شود، انقلاب اسلامی نیز در دولتی محصور نمی‌گردد بلکه زاینده‌ی همه‌ی آن‌ چیزی خواهد بود که بشر امروز به آن نیاز دارد. موفق باشید
8989
متن پرسش
بنام خدا و با سلام حضور استاد عزیز و گرامی: از روزی که پاسخ به سوالات را منحصر به سایت کرده اید و آقای توکلی به ما گفتند تماس تلفنی را قطع کنید بعضی از سوالات ما بی پاسخ مانده است. از جواب بعضی از سوالات متوجه می شویم اصلا شما منظور ما را درست نگرفته اید و یا بعضی از سوالات را نمی توانیم به خوبی بنویسیم و منظورمان را منتقل کنیم و از همه مهمتر اینکه جواب دادن شما مختصر شده در حالی که نیاز به توضیح بیشتر است. این مساله تنها حرف بنده نیست بعضی از دوستان هم همین حرف را میزدند و تایید می کردند. لطفا چاره ای بیندیشید. وفقکم الله
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکال دارد جنابعالی و سایر دوستان مباحث مدّ نظرتان را محدود به یک سؤال نکنید و در مقابل جواب بنده دوباره سؤال بفرمایید و یا اشکال کنید تا باز بنده جواب دهم و در مجموع مطالب قابل استفاده‌ای که برای سایرین نیز مفید است باقی بماند؟ سعی بفرمایید با حوصله وارد چنین مرحله‌ای شویم. موفق باشید
8110
متن پرسش
با سلام. بنده حدودا 4 سال است که در تهران و با دانش آموزان دبیرستانی کار تربیتی و آموزشی میکردم. یکی از کلاس هایی که با بچه ها داریم خیمه معرفت است. میخواستم بدونم شما سیری را برای مطرح کردن با دانش آموز دبیرستانی از مباحث خودتان پیشنهاد میفرمایید؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بحث‌های معرفت نفسی به صورت ساده در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» کمک می‌کند و کتاب «چه نیاز به نبی» نیز کمک‌شان می‌کند. چهار جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» نیز قابل درک است تا برسید به «ده نکته در معرفت نفس» و از نظر اخلاقی مباحث کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود» خوب است. موفق باشید
7588
متن پرسش
سلام خداقوت برای بررسی معلومات به نظرتان خود بهتر است چه نظام فکری ای داشته باشیم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بهترین نظام فکری را از قرآن و به کمک تفاسیر باید گرفت. رجوع به کتاب علماء نیز از آن جهت است که متذکر قرآن‌اند. موفق باشید
7293
متن پرسش
با سلام وتبریک ولادت حضرت ابا المهدی امام عسکری .بسیار شرمنده لطف شما هستم که در بین سیل انبوه سوالات فلسفی وسطح بالایی که از شما پرسیده میشود حضرت عالی به سوالات بنده حقیر نیز پاسخ میدهید .از شما برنامه ای عملی ویا دعا وذکر خاص برای آمرزش گناهان وهم چنین ترک گناه می خواستم . تصمیم جدی برای ترک گناه میگیرم مثلا بعد از ده روز قول وقرار وتوبه ام شکسته میشود وباز میشوم یک عهد شکن با خدا خواهش میکنم راهنمایی بفرمائید .اجرکم عند الله
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده ذکرو دعا غیر از همین‌هایی که ائمه«علیهم‌السلام» فرموده‌اند، ندارم. بالاخره جنگی است که باید ادامه داد، یک روز شیطان پیروز می‌شود و یک روز شما با توبه روبه‌روی او می‌ایستید و او را مأیوس می‌کنید و باز او از در دیگر وارد می‌شود. مهم آن است که عزم خود را جزم کنید که تنها راه سعادت راهی است که ما را به خدا برساند و از طریق عبادات شرعیه و رعایت دستورات حضرت حق این کار عملی می‌شود. حضور در جلسات دینی و جمعه و جماعت و مطالعه‌ی کتب معرفتی و خوش‌خلقی با ارحام، کار ازش می‌آید. موفق باشید
6358
متن پرسش
سلام لطفااگرجای سوال من اینجانیست بفرمایید.2ماه ست سوال مطرح میکنم جواب نمیگیرم 1_پدرهمسرمن رعایت تمیزی را نمیکندارتباط بااوبرای من خیلی سخت است.امامدام همسرم را تشویق به ارتباط با اومیکنم واحسان به والدین را یاداوریش میکنم.اما خودم خیلی دیربه دیررفت وامدمیکنم.یا درظاهرنشان میدهم بهش علاقه مندم واحترام میگذارم وسعی میکنم با حرفهام شادش کنم ولی ازدرون ازرفتارهاشان بیزارم.ایااین تنفردرونی دربرزخ من تاثیرمنفی دارد؟؟ 2_ارحامی که بارهادردسروناراحتی ایجادمیکنندوکارهاشان باعث میشوند ادم ناخواسته غیبتشان راکندوخودشان هم ابرازمیکنندکه علاقه به ارتباط ندارندمنهم بارها تلاشم را ومحبتم رابهشان نشان دادم.اما بارهابابهانه های مختلف ناراحت میشوندوقطع رابطه میکنند.منهم دارم توانم را درین قضیه ازدست میدهم.قهرهم نکردم.فقط تاحدممکن عقب نشستم .تاجایی که بتوانم ترجیح میدهم ارتباط نباشد.البته این با ابراز خودشان است که نمیخواهندارتباط داشته باشند.ازطرفی پس ازمدتی دوباره وجدانم ناراحت میشودومیگویم نکندخداراضی نباشد ومن بایداصراربه رابطه کنم.نه دلم برایشان تنگ میشودنه دیگرعلاقه ای دارم.فقط با این شرایط تکلیفم را دررابط با خدانمیدانم.خیلی ازطرف اینهااذیت شدم.چه کنم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه ایمیلی ندادید که از طریق ایمیل عرض کنم. ما می‌توانیم سؤالاتی را جواب دهیم که در موضوع کلی وارد شده و این خود افرادند که باید خود را با آن نظر کلی تطبیق دهند. موفق باشید
6198
متن پرسش
با عرض سلام چرا درآیه 3 سوره مائده الیوم اکملت لکم دینکم صدر و ذیلش در مورد خوراکیها صحبت میکنه و مابینش آیه ولایت اومده؟ با تشکر -لطفا جوابم رو زود بدین استاد- التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این را در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تحت عنوان «وضع خاص آیات مربوط به اهل‌البیت در قرآن صفحه142 » دنبال بفرمایید. علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» نکات ظریفی فرموده‌اند و بنده در آن کتاب آن را عرض کرده‌ام. موفق باشید
2096

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد گرامی1- اینکه گفته میشود مباحث معرفت نفس چنین جایگاهی دارد که انسان متوجه میشود هرچه میبیند در نفس اوست یعنی چه؟ 2-اینکه انسان هرچه خیال میکند و میبیند خودش است و از خودش خارج نیست یعنی چه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1ـ یعنی می‌تواند در خودش تجربه کند. 2ـ تجربه کنید ببینید این‌طور هست یا نه. موفق باشید.
1580

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام به خدمت استاد عزیز استاد شما در مباحث مطالعه می فرمودید که همه مطالعات خود را یادداشت کنید حالا باتوجه به وقت گیر بودن نوشتن در مورد همه مطالعات ما که می خواهیم یک سیر مطالعاتی از کتب بزرگان مثل شهید مطهری وآیت الله جوادی وامام وعلامه طباطبایی وطهرانی وکتب شما داشته باشیم آیا اگر بخواهیم برای همه این مطالعات خود یادداشت برداریم مطالعه کتب این بزرگان زمان خیلی زیادی طول می کشد تا اینکه بخواهیم فقط مطالعه کنیم وبه قول شما از همان پرورش فکر استفاده کنیم. کدام روش درست تر است؟ با تشکر بسیار التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اگر نکات اصلی را یادداشت کنید، آن نوشته‌ها سرمایه‌ی فکری شما می‌شود و هرچه جلوتر بروید با عمق بیشتری مطالب را می‌گیرید و از مطالعات خود می‌توانید بهره‌برداری کنید. موفق باشید
1165

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم همانطور که مستحضرهستید درزمان غیبت صغری حضرت ولی عصر(عج)افرادی ادعای نیابت یا وکالت ازجانب حضرت نمودندومدعی ا رتباط باایشان شدند که برای معلوم الحال شدن ادعای کذب وضلالت انها عالمان شیعه و بخصوص نواب اربعه هرکدام در زمان خود ایشان را نفی وملعون نمودند وحضرت نیزدرباره تعدادی ازان مدعیان نیابت توقیعاتی صادرفرموده وموردلعنشان قراردادندازجمله این مدعیان نیابت وارتباط باحضرت ولی عصر منصورحلاج است که شرح حال او در ج51 ص397 بحارالانواربیان شده به طوری که علی بن بابویه والد شیخ صدوق به شدت اوراترد ومورد لعنت قراردادولی با این حال شرح حال وذکر ومدح او سالهاست که در کتاب ادبیات سال اخرتحصیلات متوسطه (درس شانزدهم ) بیان شده وحد اقل برباطل بودن روش وطریقه او هم حتی تاکید نشده بلکه برعکس ازمحتوای درس مدح او و ضم مخالفان او برداشت می شودو متاسفانه عقاید وافکار فرزندان و دانش اموزان را در معرض انحراف ویاتردید قرار داده است وخود حقیر که سالها قبل این درس را درکتاب خود میخواندیم برایم سوال بود که بالاخره این قبیل افراد مورد تایید اهل بیت وقران بوده اند یا خیرکه البته الان که مطالعات خودراعمیقترکرده ام راه حق را یافته ام و انهایی که مطالعات دقیق یا مبنای اعتقادی مستحکمی ندارند احتمالا عقاید صوفیه یا طریقه سلوکی افرادی مثل فرد مزبور را راه وروش دین به حساب می اورندبرای بنده سوال است دلیل این همه کم توجهی در کشوری که به نام مذهب اهل بیت نامیده میشود .ازانجا که مدتی است با این سایت در ارتباط میباشم از جنابعالی خواهش میکنم این موضوع را مورد بررسی وتذکر قراردهید ودرصورتی که بنده دراین مورداشتباه میکنم لطفا بنده را روشن فرمایید .به هرحال برایم روشن شده که انهاییکه درزمینه تالیف کتب درسی فعالیت میکنند خواسته یا ناخواسته این قبیل اشتباهات رامرتکب شده اند وازقبیل این عقاید نادرست زمینه اموزش وتربیت قرار داده شده است وصرف اینکه عطارنیشابوری یکی ازشاعران مورد توجه است ایا عقاید وهمه نوشته های اوهم مورد قبول وتاییداهل بیت است و همین که در مدح شخص یا اشخاصی دست به قلم برده ما هم باید روش اورا دنبال کنیم .
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی حلاج از آن جهت مورد توجه است که عارفی است مسلمان و در مسیر توحید قدم‌ها برداشته و در همین رابطه حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» در غزل معروف خود از او یاد می‌برند و میفرمایند: «فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم.... همچو منصور خریدار سر دار شدم». موفق باشید
1062

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام ... با توجه به اینکه واسطه ی فیض در زمان حضور پیامبر اسلام خود حضرت بوده اند و لذا فیض به جبرئیل هم از طریق ایشان می رسیده ، برای رساندن قرآن به وجود مادی ایشان چه نیازی به موجود دیگری به نام جبرئیل بوده است ؟ آیا نمی توان نتیجه گرفت که در واقع جبرئیل یا روح القدس ، خود مرتبه ای از حقیقت محمدیه صلوات الله علیه است؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی حضرت جبرائیل«علیه‌السلام» به مقام نفس ناطقه‌ی رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» نازل می‌شدند و مقام واسطه‌ی فیض حضرت، مقام اولُ ما خلق الله است و از این جهت حرف درستی است که می‌فرمایند حضرت جبرائیل«علیه‌السلام» مرتبه‌ای از حقیقت محمدیه«صلواه‌الله‌علیه‌وآله» است. شرح این مطلب در کتاب «حقیقت نوری اهل البیت«علیهم‌السلام» داده شده است. موفق باشید
921

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم؛ تذکر:ظاهرا مباحث"ناتونی عقل در رؤیت حقایق" و "طهارت تکوینی اهل‌البیت" و "طهارت اهل‌البیت، منشأ طهارت سایر اسان‌ها"، در صفحات 212 و 214 و 215، در کتب آنگاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود، شرح داده نشده است.
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: سعی بفرمایید مباحثی که کتاب را شرح داد تا آخر دنبال کنید. موفق باشید
24013

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: لطفا درباره ی این مطلب کمی توضیح دهید منظور این بوده که علامه طباطبایی از اصل با انقلاب اسلامی مخالف بوده اند؟ ✅ از علامه طباطبائی پرسیدند چرا از انقلاب اسلامی دفاع نمی کنید!؟ ایشان گفت: این انقلاب یک شهید داشت آن هم اسلام بود!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً همسر و فرزند ایشان این را تکذیب کرده‌اند. مگر می‌شود کسی که این‌چنین در تفسیر المیزان سختْ دشمنِ کفر است، با انقلاب اسلامی که تنها جبهه‌ی مقابله با کفر می‌باشد مخالفت کند؟!! در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» در صفحه‌ی ۲۹۹ عرایضی تحت عنوان «تفاوت عالَم حضرت امام و علامه طباطبائي «رحمة‌الله‌عليهما» شده است. موفق باشید

22283
متن پرسش
به نام حضرت حق با سلام خدمت استاد عزیز: در رابطه با چند حدیث شریف در نهج الفصاحه سوالاتی مطرح می کنم: 1. آیا احادیث این کتاب فقط از منابع اهل سنت است؟ 2. حضرت می فرماید اگر مردم از تنهایی آنچه من می دانستم بدانند هرگز شب هنگام سواری به تنهایی راه نمی سپرد. منظور حدیث چیست؟ 3. حضرت می فرماید اگر زن نبود مرد به بهشت می رفت و یا اگر زنان نبودند خدا چنانچه شایسته بود پرستیده می شد. راستی زن اینقدر بد است و مگر نیستند افرادی که زن نگرفتند و از زنان اعلام بیزاری کردند ولی گمراه شدند مثل ابوالعلا معری با نوشته ای که معروف است که گفته روی سنگ قبرش بنویسند؟ که من زن نگرفتم و جنایتی که پدرم در حق من کرد درحق هیچ کسی انجام ندادم. 4. حضرت می فرمایند هر که بلا را نعمت نداند ایمانش کامل نیست. پس چرا امامان علیه السلام در دعاهای خویش از بلا به خدا پناه می بردند مثلا در دعای شریف عالیه المضامین بعد از زیارت معصوم که انسان عمیق ترین حوایجش را می خواهد دستور داده اند بخوانید «و تصوننی فی هذه الدنیا من العاهات و الا فات واامراض ا لشدیده و الاسقام المزمنه و جمیع انواع البلاء و الحوادث. ...و تغلق ابواب المحن عنی . تکیه بر جمیع انواع البلاء و االبلاء» خصوصا کلمه جمیع بسیار روشن است. حال چطور می شود از طرفی بلا ء نعمت باشد و از طرفی اینچنین شدید از آن فرار کنیم؟ با تشکر و التماس دعا. لطفا جواب در سایت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده هم این‌طور فکر می‌کنم  2- نمی‌دانم، شاید منظور آن باشد که در آن حالت هم باید با خدا بود 3- عرایضی در این رابطه در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» با نظر به آیات و روایات مربوطه شده است مبنی بر آن‌که در این روایات منظور از زن، شهوت است و نه صِرف جنس زن 4- «بلا» به معنای عسر و سختی که دروازه‌ی آسانی است مورد توجه اولیاء الهی بوده است به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «إنّ مع العسر یسرا» ولی به معنای آن‌چه مانعِ کمال است، هرگز مورد توجه و طلب نبوده است. مثل بلای بنی‌امیه برای اسلام. موفق باشید

20510

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کتاب ورود به عالم بقیت اللهی را مطالعه می کنم. استاد اگر فردی در توحید قوی شود ادامه مسیر برای او چیست؟ آیا چنین فردی باید به دنبال استادی باشد تا در ظهور و تجلیات او را جلو ببرد؟ یا صرف معرفت و توحید که با روح و قلب دریافت می کند کافیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که به جزوه‌ی «شرح مختصر دستورالعمل سلوکی آیت اللّه بهجت» به آدرسhttp://lobolmizan.ir/leaflet/1361/ که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

20440
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی سلام علیکم: جناب استاد رنه گنون بر چه مبناهایی می گوید تمدن شرق اشراق مطلق و تمدن غرب حسی مطلق است و این تنها خاورمیانه است که ظرفیت جمع اشراق و حس با هم را دارد؟ بنده نمی توانم بی دلیل و برهان این کلام رنه گنون را بپذیرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید بعضی از معارف در آینه‌ی تاریخ و در آینه‌ی طبیعت در مقابل ما قرار می‌گیرد. مثل آن‌که قرآن در آيه ‏ى 46 سوره ‏ى حج مى‏ فرمايد: «أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ‏ يَعْقِلُونَ‏ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا» آيا منكران حقيقتِ نبوى در زمين سير نكرده‏ اند و سرنوشت منكران نبوت را ملاحظه نكرده ‏اند تا در اثر آن سير، قلب‏هايى پيدا كنند كه به كمك آن قلب، تعقل كنند و گوش‏هايى به‏ دست آورند كه به كمك آن‏ها حق را بشنوند؟ همه ‏جانبه ‏بودن يك فكر به اين معنا است كه آن فكر با خودِ حقيقت مرتبط است و نه با مفهوم آن. گاهى با رفيق خود در مورد موضوعى بحث مى‏ كنيد، از يك طرف قبول داريد مطلبى كه او مى ‏گويد درست است ولى از طرف ديگر احساس مى ‏كنيد نمى ‏توانيد به طور كامل آن مطلب را قبول كنيد. اگر موضوع را درست تحليل كنيد متوجه مى‏ شويد رفيق شما مطلب را از يك زاويه مى‏ نگرد و مطرح مى‏ كند و شما نياز داريد مطلب را به صورت جامع و از جنبه‏ ى وجودى و اشراقى‏ اش بنگريد و لذا با همه ‏ى ابعادتان جواب خود را در رابطه با آن موضوع نمى‏ گيريد. شما وقتى با سخنان اهل البيت (عليهم السلام) روبه‏ رو مى ‏شويد ملاحظه مى ‏كنيد مطلب به شكل جامع بروز مى‏ كند. اهل البيت (عليهم السلام) در عين آن‏كه عقل رياضى و عقل فلسفى دارند ولى با ما از طريق عقل رياضى و يا عقل فلسفى سخن نمى ‏گويند تا با موضوعِ مطرح‏ شده از يك زاويه و يا دو زاويه آشنا شويم، عقل اشراقى آن‏ها ما را با حقيقتِ مطلب آشنا مى‏ كند. عقل اشراقى عقلى است كه از قلب جدا نيست، قرآن در توصيف چنين عقلى پاى قلب را به ميان مى‏ كشد و مى ‏فرمايد: انسان مى ‏تواند به جايى برسد كه قلب او تعقل كند و تعقل او از نور قلبى او جدا نباشد. موفق باشید

17600
متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند: لازم به ذکر است که بنده از شاگردانتان نیستم و با میاحث شما آشناییتی ندارم و لطف می کنید اگر پاسخ مرا به صورت عمومی دهید: مهمترین سوال بنده اینست که رهبری در یک سری مسائل چرا قاطعانه و محکم وارد نمی شود زیاد شنیدم که می گویند باید مردم بخواهند و تا مردم به آن بصیرت نرسند رهبری نمی تواند کار کند یا جلوتر از مردم حرکت کند. ولی اصلا نمی توانم این پاسخ را هضم کنم و اصلا من مطمئنم اگر رهبری در یک سری مسائل وارد شوند مردم واقعا خوشحال می شوند که حداقل یک نفر در این جامعه به فکر مردم است و پشتشان است. مثلا در همین حقوق های نجومی درست است که صحبت کردند به مسئولین گفتند پیگیری کنید اینها را و... ولی وقتی مسئولین کوتاهی کردند رهبری آیا نباید کاری کند؟ مگر اینها پول بیت المالی نیست که امام علی (ع) اینقدر رویش حساس بود که به ایشان می گفتند حکومتت پایدار نمی ماند و جنگ و اینها می شود اگر بخواهی بیت المال را مساوی تقسیم کنی می فرمودند بشود. یا اینکه حضرت علی (ع) وقتی می فمند یکی از کارگزاران اقتصادی ایشان اختلاس و خیانتی کرده می گویند که سریع عزلش کنید، حبسش کنید و در نماز جمعه 35 ضربه شلاق بزنید. خب چرا رهبری اینقدر قاطع و محکم و سریع عمل نمی کنند و رهبری در سخنرانی اخیرشان با دانشجویان گفتند که البته اگر یک جایی حس شود که اصل نظام در خطر است رهبری مستقیما وارد می شود. سوال من این است مگر آرمان های نظام جزء اصل نطام نیست؟ مگر عدالت جزء آرمان های نظام نیست؟ چرا پس مستقیما وارد نمی شوند؟ من با سیاست های خارجی رهبری بسیار موافقم ولی آن قاطعیت در سیاست های خارجی ایشان را در سیاست داخلی شان نمی بینم. مگر در قانون اساسی نیامده که رهبری وظیفه نظارت بر سه قوه را دارند خب این چه نظارتی می شود که این همه مشکل در قوه ها وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم مقام معظم رهبری موضوعات را پیگیری نکنند، می‌ماند که ایشان در این شرایط متوجه‌ی مشکلاتِ زیرساختی و تاریخی ما هستند و برای برگرداندن امور، به مسیر اصلی، حکمت و حوصله‌ی لازم به به‌کار می‌برند تا تشنجی ایجاد نشود و برای آبادکردن دهی، شهری خراب نگردد. موفق باشید

17526
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: احتراماً به اطلاع می رساند در صورت توفیق الهی برای اینجانب از اول صفر تا اربعین به مدت 20 روز خادم زائرین اربعین حسینی در نزدیکی های کربلا خواهم بود، درخواست بنده این است که در صورت صلاحدید لطفاً به آدرس ایمیل بنده جملاتی در حد یک پاراگراف در خصوص اربعین ارسال فرمایید: بنا بر این است که جملات شما در خصوص اربعین به دو زبان عربی و انگلیسی ترجمه شود و در حدود 10000 عدد به صورت بسته فرهنگی بین زائرین توزیع شود. در صورتی که از انجام این کار رضایت داشتید بدلیل اینکه ما قدری در انجام کار محدودیت زمانی داریم خوشحال می شویم که زودتر از فرمایشات شما بهره مند شویم. لازم به ذکر است هیچگونه نامی از شما و یا هیچ کس دیگری در این کار برده نمی شود و فقط نیت این است که گروه ما در حماسه اربعین بتوانیم خادم خوبی باشیم . ان شاء ا... با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شايد بتوانيد از اين جملات، نكاتي را برگيريد: 1- زائر اربعینی حسین «علیه‌السلام» به انسان مصلحی تبدیل می‌شود که عزم تغییر تاریخ را در خود می‌یابد.

2- اربعین در این تاریخ، زمانِ سست‌شدن عهد انسان با فرهنگ سکولاریته است.

3- با حضور در رخدادِ اربعین، راهِ آینده‌ی جهان در مقابل ما گشوده می‌شود.

4- در پاسداشتِ اربعین روشن می‌کنیم هر حرکت توحیدی پس از اربعینِ خاص خود، تازه شکوفا می‌شود.

5- بدون درک زمانه هیچ قدمی به سوی آینده‌ی خود نمی‌توان برداشت و رخدادِ اربعین در این تاریخ، آن زمان و زمانه‌ای است که  با قرارگرفتن در آن و خودآگاهی نسبت به آن، می‌توانیم سرنوشت خود را از بند غرب آزاد کنیم.

6- راز اصلی تحقق کربلا آن طور که اصحاب حضرت اباعبداللّه«علیه‌السلام» نسبت به امام‌شان عمل کردند در حُبّ نهفته است. اگر بخواهیم صحنه‌ای را نشان دهیم که توصیه‌ی قرآنیِ «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏»[1] از طریق اصحاب امام به خوبی عمل شد، کربلا بود و اگر بخواهیم صحنه‌ای را نشان دهیم که برکات این توصیه به نمایش آمد، آن صحنه، صحنه‌ی کربلا است. از طریق این حُبّ بود که اصحاب امام حسین«علیه‌السلام» توانستند از صراط دنیا که ظهور صراط آخرت است بگذرند، به همان معنایی که رسول خدا«صلی‌اللّه‌علیه‌وآله»  فرمودند: «مَعرِفَةُ آلِ مُحَمَّدٍ«صلی‌اللّه‌علیه‌واله»: بَراءَةٌ مِنَ النّارِ، وَ حُبُّ‏ آلِ مُحَمَّدٍ«صلی‌اللّه‌علیه‌واله» جَوازٌ عَلَى الصِّراطِ، وَ الوِلايَةُ لِآلِ مُحَمَّدٍ«صلی‌اللّه‌علیه‌واله»: أمانٌ مِنَ العَذابِ».

اگر بخواهیم به لایه‌ای نهادین از لایه‌های کربلا آگاهی پیدا کنیم باید آن لایه نهادین را در حُبّی پیدا کرد که اصحاب حضرت اباعبداللّه«علیه‌السلام» نسبت به آن حضرت به‌دست آورده بودند، در آن حدّ که مبادی میل محبوب خود را به مبادی میل خوب ترجیح می‌دادند به همان معنایی که در محضر مبارک آن امام اظهار می‌داشتند: «إنّی سِلمٌ لِمَن سالَمکم وَ حربٌ لِمَن حارَبکُم». این شعار به این معنا است که ما شما خانواده را ماوراء آن‌چه خودمان از خود سراغ داریم، پذیرفته‌ایم و از حرکات و تلاش‌های کسانی که امروز در رخداد اربعینی این تاریخ شرکت می‌کنند معلوم می‌شود که همه در جستجوی آن نوع ارتباطی هستند که اصحاب امام با امام‌شان برقرار کرده بودند زیرا اینان نیز متوجه شده‌اند عصر و زمان امروزشان همان عصر و زمان امام حسین«علیه‌السلام» و اصحاب آن حضرت است و لذا زائران آن حضرت و خدمه‌ی محترم آن حضرت در نهایت ایثار نسبت به همدیگر قرار گرفته‌اند. زیرا همه متوجه‌اند در کربلا به دنبال رسالتی می باشند که در این تاریخ به دوش‌شان گذاشته شده و این با حُبّ امام حسین«علیه‌السلام» و وابستگانِ به آن حضرت به نتیجه می‌رسد.

راز کششی که شیعه به کربلا دارد و تلاش دارد کربلا را کشف کند، در حُبّ به امام«علیه‌السلام» نهفته است. امامی که در کربلا به جای همه‌ی بشریت به صحنه آمده تا انسان، حقیقت خود را گُم نکند.

برای کشف کربلا، آری برای کشف کربلا باید به شعوری دست یافت که تنها با حُبّ ظهور می‌کند. امام حسین«علیه‌السلام» برای طلوع آن حُبّ هر آن‌چه از دست‌شان برمی‌آمد انجام دادند تا ما در کربلا به تماشای تابلوی ایثار و محبت بنشینیم تا حقیقتاً وارد منزل دینداری شده باشیم به همان معنایی که حضرت باقر«علیه‌السلام» مى‏ فرمايند: «هَلِ‏ الدِّينُ‏ إِلَّا الْحُبُّ» مگر دين جز محبّت چيز ديگرى هست؟ تا آن‏جا كه مى‏ فرمايند : «الدِّينُ هُوَ الْحُبُّ وَ الْحُبُّ هُوَ الدِّين» ؛[2] دين محبّت است و محبّت همان دين مى ‏باشد.

کربلا به معنی زندگی در مرزهای دلنواز عشق به حسین (ع) و تنفر از طاغوت است تنفر از طاغوت در هر جلوه‌ای و در هر زمانی که می‌خواهد باشد، این یعنی زندگی و زندگی‌کردن و کربلا را از خود دانستن و در کربلا امر سرمدی را به تماشا نشستن و امر الهی را به شفاف‌ترین شکل در قول و فعل امام دیدن، تا در هیچ زمانی یزید مدار حق و باطل نباشد.  موفق باشید    


[1] - سوره‌ی شوری، آیه‌ی 23

[2] - بحارالأنوار، ج 66، ص 238.

17061
متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوار چند تا سوال از محضرتان داشتم: 1. موضع شاه در مقابل مسئله نقد غرب چه بود؟ اینکه گفته می شود شاه با این مسئله مشکلی نداشت درست است؟ اگر درست است علت آن چه بود؟ 2. چرا عمده کسانی که در مسیر غرب شناسی فردیدی قرار می گیرند از انقلاب و فضای حماسی آن دور می شوند و به نوعی روشنفکری منفعل و البته منتقد تبدیل می شوند؟ آیا این دستگاه غرب شناسی مشکل دارد یا مشکل از جای دیگری است؟ 3. چه خصوصیتی در غرب شناسی فلسفی نهفته است که هر کس که به آن دل می دهد از درون دچار یک حرارت و شوریدگی عجیبی شده و وجودش دچار تلاطم و بی قراری می شود؟ 4. آیا امکان دارد به لحاظ ثبوتی حرف های اندیشمندان غربی مطابق با حقیقت باشد؟ آیا در عالم اثبات واقع هم شده است؟ با توجه به اینکه برخی قائلند کفار و غیر شیعه هیچ گاه حرف حقی ندارند و اگر هم حرف حقی بر زبانشان جاری می شود از شیعه به عاریت رفته است. ممنون.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «تو پای به راه در نِهْ و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت چون باید کرد». از نوع سؤالاتتان برمی‌آید که چندان در جریان غرب‌شناسی آن‌طور که باید و شاید نیستید. پیشنهاد اولیه‌ی بنده آن است که از طریق کتاب‌های مرحوم شهید آوینی، معنای درست و رویکردِ صحیحی که ما در نسبت انقلاب اسلامی باید در غرب‌شناسی داشته باشیم، به‌دست آورید و سپس باز به سؤالات خود بنگرید، در آن صورت موضوع فرق خواهد کرد. آن‌هایی که می‌گویند نیاز نیست به غیرِ شیعه رجوع کرد؛ باید متذکر این سخن علی«علیه‌السلام» باشند که حضرت می‌فرمایند: «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّینِ وَ هُوَ عِلْمُ مَعْرِفَةِ النَّفْسِ وَ فِیهِ مَعْرِفَةُ الرَّبِّ عَزَّ وَ جَل» در این حدیث حضرت می فرمایند مراد از علمی که باید در چین به دنبال آن بود علم معرفت النفس است که سبب معرفت خداوند عزوجل می شود. "من عرف نفسه عرف ربه". مراد از چین احتمالا کنایه از دوری باشد. موفق باشید

15602
متن پرسش
سلام: چگونه می توان معضل گسست بین علم و عمل را که از نشانه های عصر ماست حل کرد؟ الان خیلی چیزها را می دانیم برای حیات ابدی ما خطر آفرین است اما به ترس عملی نمی رسد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع بسیار حساس و عمیقی است و ریشه در تنگنایِ تاریخی ما دارد. و تنها با جدّی‌گرفتنِ اهداف انقلاب اسلامی و عبور از غرب‌زدگی به تاریخ ما برمی‌گردد. فریادها و دلسوزی‌های جناب آقای دکتر رضا داوری اردکانی در کتاب «خرد سیاسی در زمان توسعه‌نیافتگی» برای عبور از این مشکل تاریخی است. موفق باشید

14665

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حقیر صنعت گر هستم و از دانش آکادمیک و دینی برخوردار هستم اما سعی خودم را کرده ام. درباره الله شناسی و امام شناسی برداشتهایی دارم که نمی دانم درست است یا خیر خواستم با شما مطرح کنم و شما تصحیح بفرمایید و بینش مرا در این موضوع بالا ببرید ان شا الله. مطالب زیر در بر دارنده برداشت حقیراست که به حضرت عالی اراییه می دهم لطفا تصحیح بفرمایید ذات: قابل تصور نیست نه اسم دارد و نه صفت دارد. ذات باید بوسیله تجلی اش شناخته شود الله: تجلی ذات است و مخلوق است منتهی حسب آنکه تجلی ذات است مشخصات ذات را دارد و الله مانند جسم و صورت است برای روح انسان. یعنی همانطور که ما برای سخن گفتن با برادران و خواهرانمان رو به سوی صورت و چهره ی آنها می کنیم حال آن که می دانیم این سیما و صورت ظاهری یک وسیله ای است برای ارتباط با آن روح نادیدنی لذا ذات نیز برای آنکه شناخته شود نیاز به تجلیگاه دارد لذا اگرچه الله که جمع صفات و اسما است مخلوق است منتهی ما گریزی نداریم جز آن که رو به سوی صورت و تجلی ذات کنیم اگرچه الله خود ذات نیست همانطور که عکس ما در آیینه خود ما نیست! و نام این تجلی و صورت که قبله ما را به سوی ذات مشخص می کند الله است. و از آنجا که الله تجلی ذات است قاعدتا باید مشخصات صاحب تجلی در تجلیگاه یافت شود همانطور که اگر من فردی نامرعی باشم وقتی جلوی آیینه که تجلیگاه من است بایستم انوار نامرعی من در آیینه منعکس می شود اگرچه با چشم دیده نشود یعنی تجلی من در آیینه قطعا با مشخصات خود من مناسبت دارد اگرچه آن تصویر داخل آیینه خود من نیستم! پس به تبع ذات؛ در الله نیز هیچ اسمی و صفتی به طور مشخص و مجزا قابل رویت و تحقیق نیست اگرچه الله جمع اسما و صفت است اما اسما و صفات در الله در وحدت هستند و واحدند و به طور مجزا خلقیت ندارند (همانطور که در نور سفید نه نارنجی دیده می شود و نه سبز و نه قرمز و نه هیچ رنگ دیگری اما وقتی متکثر شوند تازه خلق می شوند) صفات: یک مرتبه نازل تر از الله (وحدت صفات) ما با تکثر صفات و مخلوق روبرو هستیم. الله هم مخلوق ذات است هم خالق صفات؛ و صفات نیز حسب شدت و قوتشان مخلوقات و نفوس فردی را خلق می کنند پس هم خالقند هم مخلوق. و انسان از میان همه مخلوقات مستعد است که به جمع صفات (الله و یا انسان کامل) نائل آید. و الله، نفس کل و نفس واحد است و انسانهای کامل که به معرفت به الله رسیده اند به نفس واحده معرفت یافته اند یعنی وصل به الله (نفس واحده) هستند ضمن آنکه هر نفس، فردیت خود را هم حسب صفت و یا صفاتی که در خود به فعلیت رسانده اند در عین فنای فی الله حفظ می کند یعنی انسان کامل از یک سو به نفس کل وصل است و فانی در آن است و از یک سو فردیت خود را هم دارد و بسته به آنکه چه صفاتی در او شدت بیشتری یافته و فعلیت یافته است در عالم تصرف دارد و شفاعت می کند. در واقع نوفس فردی تکامل یافته مانند انشعابات نفس کل و دست و بازوی او عمل می کنند یعنی فعل و قول این نوفس مقدسه فعل و قول نفس کل (الله جل وجلاله) است. پس اگرچه از یک سو اولیای الهی به یک نفس واحد متصلند از دیگر سو دارای صفات و فعلیت های مختلفند (کما اینکه توسل به علی (ع) با توسل به امام حسین (ع) کیفیات و شرایط متفاوت در سالک ایجاب می کند و انوار این نفوس مقدسه متفاوت است. در هر حال هر یک از نفوس مقدسه یک ریسمان و بازو و دریچه برای رسیدن به الله محسوب می شوند چه از طریق توسل چه از طریق پیروی از خلق و خوی و صفات اولیای الهی و استاد کامل! و هر کس بنا بر استعدادش باید اول از صفاتی که مستعدش است شروع کند و در هر صفتی که قوت بگیرد باب معرفت و اتصال به نفس کل بر او گشوده شود زیرا هر صفتی از صفات الله دیگر صفات را نیز در خود دارد منتهی یکی از آن صفات شدت و قوت بیشتری گرفته و تظاهر یافته است پس با تکامل فرد در یکی از صفات به جمع صفات و اسماء معرفت حاصل کند و فانی در الله شود اگرچه فردیت او را همان صفاتی تعریف می شود که در دنیا در خود پرورش داده است و در او شدت و قوت و تظاهر بیشتری یافته است (و یا آن صفات و اسمایی که ممکن است خداوند بعد از دنیا به او عنایت کرده باشد ) در پایان از طولانی شدن این متن عذر می خواهم البته خیلی سوالات نیز باقی مانده است امیدوارم این درک ضعیف و دست و پا شکسته حقیر باعث خنده شما نشده باشد واقعا نیاز دارم کسانی مثل شما کمکم کنند. منتظر پاسخ شما خواهم بود با تشکر/ سید مهدی میری/
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه معارف خوبی در منظر خود دارید. در ضمن عنایت فرماید که موضوع نبون نبیّ به معنای بشیر و نذیربودن در کنار انسانِ کامل‌بودن ایشان باید مدّ نظر باشد. موفق باشید

13971
متن پرسش
سلام: حضرت آقا در مورد راهپیمایی کربلا صحبت فرمودند. بعد این شعر را خواندند: گرچه دوریم، به یاد تو سخن می گوییم / بعد منزل نبود در سفر روحانی معنی این چیست؟ احساس می کنم آقا یک حرف بزرگی می خواهند بگویند، ولی نمی دانم چه... راهنمایی ام کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دل کسی در صحنه‌ای از صحنه‌های عالَم وجود حاضر باشد همه‌ی حقیقت او در آن صحنه حاضر است و از بهره‌های معنوی خاص آن صحنه برخوردار می‌شود به همان معنایی که گفته شده: «گردر یمنی چو با منی پیش منی/ گرپیش منی چو بی منی در یمنی». موفق باشید

12085

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا محيا يكي از صفات خداوند است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مُحیی به معنای حیات‌بخش، یکی از از اسماء الهی است. موفق باشید

11957
متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد گرامی: رهبر در لغت به چه معنا است؟ به چه کسی رهبر می گویند؟ رئیس در لغت به چه معنا است؟ به چه کسی رئیس می گویند؟ تفاوت رهبر با رئیس چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به کتاب لغت رجوع فرمایید. سؤالاتی هست که اگر مشغول این نوع سؤالات شوم، از جواب آن‌ها باز می‌مانم. موفق باشید

10516
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی: در فلسفه بیان می شود فصل اخیر همان نوع است و تحصل دهنده نوع، از طرفی بیان می شود فعلیت مربوط به صورت است. در مورد بدن انسان که فعلیت دارد اگر ما بخواهیم فصل اخیر آن را مشخص کنیم یا به عبارت دیگر صورت آن را ،دو حالت دارد یا باید معتقد باشیم بدن به عنوان یک شی که فعلیت دارد فصلی غیر از نفس ناطقه دارد که در آن صورت باید گفت فصل اخیر آن چیست؟ یا باید قبول کنیم فصل اخیر یا صورت آن همان نفس ناطقه است اگر این را قبول کنیم باید معتقد شویم بدن همان تحصل و تعین نفس ناطقه در دنیاست یعنی نفس ناطقه که یک حقیقت مجرد است تعینش در عالم دنیا می شود بدن انسان؟ آیا این نتیجه گیری درست است؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچیزی فصل اخیر و صورت خود را دارد. نفس ناطقه به عنوان موجودی مجرد فصل اخیرش، آخرین کمالاتی است که در خود شکل داده و صورت آن همان فصل اخیرش است که در بدن برزخی‌اش هم اکنون ظهور دارد و در مورد بدن مادی به عنوان یک پدیده دارای حرکت فصل اخیرش همان فعلیت‌هایی است که با تبدیل قوه به فعل محقق شده که همان آخرین صورت آن است. موفق باشید
نمایش چاپی