بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
1580

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام به خدمت استاد عزیز استاد شما در مباحث مطالعه می فرمودید که همه مطالعات خود را یادداشت کنید حالا باتوجه به وقت گیر بودن نوشتن در مورد همه مطالعات ما که می خواهیم یک سیر مطالعاتی از کتب بزرگان مثل شهید مطهری وآیت الله جوادی وامام وعلامه طباطبایی وطهرانی وکتب شما داشته باشیم آیا اگر بخواهیم برای همه این مطالعات خود یادداشت برداریم مطالعه کتب این بزرگان زمان خیلی زیادی طول می کشد تا اینکه بخواهیم فقط مطالعه کنیم وبه قول شما از همان پرورش فکر استفاده کنیم. کدام روش درست تر است؟ با تشکر بسیار التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اگر نکات اصلی را یادداشت کنید، آن نوشته‌ها سرمایه‌ی فکری شما می‌شود و هرچه جلوتر بروید با عمق بیشتری مطالب را می‌گیرید و از مطالعات خود می‌توانید بهره‌برداری کنید. موفق باشید
1515

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی پیشنهاد شما در رابطه با تقویت اراده و دوری از تنبلی وبی برنامگی چیست؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: پیشنهاد ما آن است که مشکل خود را با یک مرکز مشاوره و استعدادیابی که با مبانی اسلامی کار می‌کنند در میان بگذارید. بنده مرکز مشاوره‌ی «إنشاء» را پیشنهاد می‌کنم. واقع در خیابان شریعتی، حدّ فاصل چهار راه پلیس و چهار راه محتشم، طبقه‌ی سومِ مسجد امام حسن عسگری - تلفن 6260205
1216

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم در دعای افتتاح با این جمله برای امام زمان دعا می کنیم(ابدله من بعد خوفه امنا یعبدک لا یشرک بک شیئا)، منظور از این دو فقره دعا چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی» می‌فرمایند: پدرم به من وصیت کرد از این کوه و آن دره بروم تا کشته نشوم. معلوم می‌شود شرایط هنوز برای امنیت حضرت فراهم نیست و شما دعا می‌کنید تا فراهم شود و شرایطی را خداوند فراهم کند که حضرت مجبور نباشند به هیچ قدرتی غیر از خدا تکیه کنند. موفق باشید
1165

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم همانطور که مستحضرهستید درزمان غیبت صغری حضرت ولی عصر(عج)افرادی ادعای نیابت یا وکالت ازجانب حضرت نمودندومدعی ا رتباط باایشان شدند که برای معلوم الحال شدن ادعای کذب وضلالت انها عالمان شیعه و بخصوص نواب اربعه هرکدام در زمان خود ایشان را نفی وملعون نمودند وحضرت نیزدرباره تعدادی ازان مدعیان نیابت توقیعاتی صادرفرموده وموردلعنشان قراردادندازجمله این مدعیان نیابت وارتباط باحضرت ولی عصر منصورحلاج است که شرح حال او در ج51 ص397 بحارالانواربیان شده به طوری که علی بن بابویه والد شیخ صدوق به شدت اوراترد ومورد لعنت قراردادولی با این حال شرح حال وذکر ومدح او سالهاست که در کتاب ادبیات سال اخرتحصیلات متوسطه (درس شانزدهم ) بیان شده وحد اقل برباطل بودن روش وطریقه او هم حتی تاکید نشده بلکه برعکس ازمحتوای درس مدح او و ضم مخالفان او برداشت می شودو متاسفانه عقاید وافکار فرزندان و دانش اموزان را در معرض انحراف ویاتردید قرار داده است وخود حقیر که سالها قبل این درس را درکتاب خود میخواندیم برایم سوال بود که بالاخره این قبیل افراد مورد تایید اهل بیت وقران بوده اند یا خیرکه البته الان که مطالعات خودراعمیقترکرده ام راه حق را یافته ام و انهایی که مطالعات دقیق یا مبنای اعتقادی مستحکمی ندارند احتمالا عقاید صوفیه یا طریقه سلوکی افرادی مثل فرد مزبور را راه وروش دین به حساب می اورندبرای بنده سوال است دلیل این همه کم توجهی در کشوری که به نام مذهب اهل بیت نامیده میشود .ازانجا که مدتی است با این سایت در ارتباط میباشم از جنابعالی خواهش میکنم این موضوع را مورد بررسی وتذکر قراردهید ودرصورتی که بنده دراین مورداشتباه میکنم لطفا بنده را روشن فرمایید .به هرحال برایم روشن شده که انهاییکه درزمینه تالیف کتب درسی فعالیت میکنند خواسته یا ناخواسته این قبیل اشتباهات رامرتکب شده اند وازقبیل این عقاید نادرست زمینه اموزش وتربیت قرار داده شده است وصرف اینکه عطارنیشابوری یکی ازشاعران مورد توجه است ایا عقاید وهمه نوشته های اوهم مورد قبول وتاییداهل بیت است و همین که در مدح شخص یا اشخاصی دست به قلم برده ما هم باید روش اورا دنبال کنیم .
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی حلاج از آن جهت مورد توجه است که عارفی است مسلمان و در مسیر توحید قدم‌ها برداشته و در همین رابطه حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» در غزل معروف خود از او یاد می‌برند و میفرمایند: «فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم.... همچو منصور خریدار سر دار شدم». موفق باشید
23510
متن پرسش
سلام استاد بزرگوارم: رهبر فرزانه انقلاب در بیاناتی می فرمایند: «روضه‏ خوانى و سینه‏ زنى راه انداختن، مخصوص امام حسین است؛ حداکثر مربوط به بعضى از ائمه است؛ آن هم نه به این وسعت. مثلاً در شب و روز تاسوعا و عاشورا بخصوص، در شب و روز بیست ‏و یکم ماه رمضان، سینه‏ زنى و عزادارى و برپایى جلسات خوب است؛ ولى مثلاً در مورد حضرت موسى‏ بن جعفر (علیه ‏السّلام) - با این‏که وفات آن بزرگوار از وفاتهاى داراى روضه‏ خوانى است - من لزومى نمى ‏بینم که سینه ‏زنى بشود؛ یا مثلاً در سالگرد شهادت حضرت زهرا (سلام‏ اللَّه‏ علیها) مناسبتى ندارد که ما بیاییم نوحه‏ خوانى و سینه‏ زنى کنیم؛ بهتر این است که در آن موارد، شرح مصایبشان گفته بشود. شرح مصایب، گریه‏ آور است» استاد جان چرا باید اینگونه باشد و ما برای همه ائمه نوحه خوانی و سینه زنی نکنیم؟ خود رهبری که برای حضرت زهرا جلسه نوحه و سینه زنی راه می اندازند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکات حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» وجه حماسیِ خاصی دارد که باید با دسته و سینه‌زنی، برجسته بماند. ولی حرکات سایر ائمه «علیهم‌السلام» بیشتر باید با نظر به شرایط تاریخی و معرفی معارف لازم مدّ نظر قرار گیرد وگرنه با دسته و سینه‌زنی برای آن عزیزان، از روحِ حرکات خاصّ آن‌ها غفلت می‌شود و به ظاهر متوقف می‌شویم. در حالی‌که ظاهر حرکات سیدالشهداء«علیه‌السلام» به خودی خود، هزاران پیام را به بشریت منتقل می‌کند. موفق باشید   

17661

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت حضرت استاد طاهرزاده: بابت متنی که پیرامون کتاب جامعه شناسی متعالیه لطف فرمودید حقیقتا بسیار ممنون هستم بنده همواره از موضوعات و رویکردهای ارزشمند شما در موضوعات مختلف بهره برده ام و تایید کلی حضرت عالی از رویکرد این کتاب پشتوانه مهمی برای ادامه کار بنده است. اما جناب استاد فارغ از اینکه این پروسه علمی از تایید کلی حضرت عالی بهره مند شد و فارغ از فضای رسانه ای کتاب، مطلبی بود که می خواستم خدمتتان عرض کنم و نظرتان را پیرامون آن بپرسم. بنده از دوره راهنمایی تا هم اکنون از مطالب ارزشمند شما بهره برده ام. حضرت عالی فارغ از فضای استدلالی و خشک مباحث فلسفی نحوه کارآمدی آن در فهم عمیق معارف دینی را در روشی تبیینی به مخاطبین خود ارائه فرموده اید و همین امر سبب شده است که گاه مخاطبین شما بدون درگیر شدن با مباحث پیچیده استدلالی روح حقایق فلسفی مانند اصالت و جود و ... را حتی بهتر از اهل تخصص این رشته دریابند. اما در عین حال تاکید حضرت عالی بر عدم پرداختن به تبیین استدلالی و فنی این مباحث باعث شده است که دامنه اشاعه مطالب شما محدود شود و بنده بعینه مشاهده کرده ام که برخی دانشجویان و اهل فن با این مباحث ارتباط نمی گیرند و نهایتا آنها را ذوقیات تصور می نمایند. به همین دلیل بنده که دانشجوی فلسفه و کلام اسلامی بودم و با مباحث استدلالی فلسفه آشنایی داشته ام تلاش کرده ام تا در این کتاب و سایر تحقیقات علمی خود همین افق از حقایق دینی را که در مباحث حضرت عالی دنبال می شود با روش استدلالی تر در حد توانم ارائه نمایم و در غالب ادبیاتی فنی تر مبانی و لوازم این گونه مباحث را پیگیری کنم تا دامنه اشاعه این معارف وسیع تر شود. در حقیقت بنده در عین ارزشمند دانستن روش جناب عالی و اثر گذاری بسیار آن، ارائه مباحث فنی تر در این حوزه را مکمل آن و لازمه تقرر همه جانبه این موضوعات در فضای علمی کشور می دانم. ار این حیث اولا نظر حضرت عالی را پیرامون این رویکرد اصلی می خواستم بدانم و ثانیا در صورتی که بعدا فرصت فرمودید و بخش هایی از کتاب را تفصیلی تر مطالعه فرمودید اگر راجع به محتوا و نحوه ورود و خروج مباحث و روش استدلالی آن نظری داشتید ارائه آن موجب مزید امتنان و استفاده فراوان بنده است. همچنین به طور خاص بنده بیش از سه سال است که بر روی مسئله هبوط با محوریت تفسیر المیزان کار می کنم و به نتایج قابل توجهی رسیده ام که بعضا با مطالب ارائه شده در کتاب حضرت عالی متفاوت است در فصل اول کتاب به این ابعاد جدید ماجرای هبوط اشاره شده است و اگر نظری در این رابطه داشتید بنده استفاده می کنم. البته اگر مجال مطالعه نبود بنده با کمال میل حاضرم خدمتتان برسم و هر جای بحث را که مایل بودید به طور شفاهی ارائه کنم. با تشکر فراوان و معذرت خواهی بابت اطاله کلام
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در این‌که باید مباحث فنی را در مراکز علمی و با اهل فن به صورت فنی مطرح کرد؛ حرف به‌جایی است. ولی آن‌چه بنده برای خود در این زمان وظیفه دیدم، آوردن مباحث عمیق علمی در سطح جوانانی است که عقلِ فهمِ آن مباحث را دارند ولی اصطلاحات علمی را نمی‌شناسند. زیرا امروز این مردم‌اند که تاریخ‌ساز شده‌اند و باید تفکر به جامعه برگردد. 2- بنده دقت شما را به عنوان طرح مباحث علمی با آن ورود و خروج خوب دیدم. 3- اگر لطف کنید و تفاوت موضوع هبوط را در نسبت با آن‌چه بنده در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» و در تبیین این موضوع، در سوره‌ی اعراف را عرض کردم را بفرمایید، حتماً استفاده خواهم کرد. موفق باشید

17061
متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوار چند تا سوال از محضرتان داشتم: 1. موضع شاه در مقابل مسئله نقد غرب چه بود؟ اینکه گفته می شود شاه با این مسئله مشکلی نداشت درست است؟ اگر درست است علت آن چه بود؟ 2. چرا عمده کسانی که در مسیر غرب شناسی فردیدی قرار می گیرند از انقلاب و فضای حماسی آن دور می شوند و به نوعی روشنفکری منفعل و البته منتقد تبدیل می شوند؟ آیا این دستگاه غرب شناسی مشکل دارد یا مشکل از جای دیگری است؟ 3. چه خصوصیتی در غرب شناسی فلسفی نهفته است که هر کس که به آن دل می دهد از درون دچار یک حرارت و شوریدگی عجیبی شده و وجودش دچار تلاطم و بی قراری می شود؟ 4. آیا امکان دارد به لحاظ ثبوتی حرف های اندیشمندان غربی مطابق با حقیقت باشد؟ آیا در عالم اثبات واقع هم شده است؟ با توجه به اینکه برخی قائلند کفار و غیر شیعه هیچ گاه حرف حقی ندارند و اگر هم حرف حقی بر زبانشان جاری می شود از شیعه به عاریت رفته است. ممنون.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «تو پای به راه در نِهْ و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت چون باید کرد». از نوع سؤالاتتان برمی‌آید که چندان در جریان غرب‌شناسی آن‌طور که باید و شاید نیستید. پیشنهاد اولیه‌ی بنده آن است که از طریق کتاب‌های مرحوم شهید آوینی، معنای درست و رویکردِ صحیحی که ما در نسبت انقلاب اسلامی باید در غرب‌شناسی داشته باشیم، به‌دست آورید و سپس باز به سؤالات خود بنگرید، در آن صورت موضوع فرق خواهد کرد. آن‌هایی که می‌گویند نیاز نیست به غیرِ شیعه رجوع کرد؛ باید متذکر این سخن علی«علیه‌السلام» باشند که حضرت می‌فرمایند: «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّینِ وَ هُوَ عِلْمُ مَعْرِفَةِ النَّفْسِ وَ فِیهِ مَعْرِفَةُ الرَّبِّ عَزَّ وَ جَل» در این حدیث حضرت می فرمایند مراد از علمی که باید در چین به دنبال آن بود علم معرفت النفس است که سبب معرفت خداوند عزوجل می شود. "من عرف نفسه عرف ربه". مراد از چین احتمالا کنایه از دوری باشد. موفق باشید

15959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چطور خدا رو در جلوه کسی ببینم که نسبت به من ظلم زیادی می کند و از این لحاظ نمی توانم حقش را ادا کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند را باید ماوراء حجاب‌های دنیایی با چشم قلب و حقیقتِ ایمان به تماشا نشست. سایر پدیده‌ها، وسایل امتحان ما هستند. موفق باشید

15825
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و ارجمند، شنیده ام علامه طباطبایی فرموده اند: مشکل اساسی ما با اهل تسنن در توحید است، یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:همین‌طور است. زیرا هر اندازه توحید به معنای واقعی آن خوب‌تر معنا شود، جایگاه اولیاء معصوم«علیهم‌السلام» که حقیقت قرآن به قلب آن‌ها اشراق می‌شده، معلوم می‌گردد، و لذا اسلام را در محدوده‌ی فقه متوقف نمی‌کردند. موفق باشید

15757
متن پرسش
با سلام: حضرت استاد در مورد روایاتی که در مورد حضور امام علی (ع) در برهه های مختلف تاریخ مانند زمان حضرت نوح (ع) گفته شده یا صحبت از خالقیت امام هست. آیا میتونیم تحلیل زیر رو داشته باشیم؟ در مبانی عرفان در صحنه ی واقع حق است و ظهور حق و صحبتی از ماده و مثال و عقل نیست به این معنا که بودی در خارج داشته باشن. پیامبر اکرم (ص)مظهر اتم ذات و صفات و افعال الهی هست و حق تعالی فوق زمان است. چون صحبت از ماده در صحنه واقع نیست پس زمان هم در واقع دارای بودی نیست چون زمان به تبع ماده هست. با داشتن این مقدمات میشه به این نتیجه رسید که امام علی (ع) اگر در خطبه البیان یا مواقع دیگر صحبت از مقامات خود کرده صحبت از اتحاد با اسم جامع الله و صحبت از مقام فنای در ذات و صفات الهی است و البته نفس امام وقتی به فنای در ذات و صفات الهی میرسه در واقع قدرت تصرف در تمام عالم و ظهور خودش در تمام برهه های تاریخی پیدا میکنه چون در متن واقع ماده و زمانی به معنای فلسفی اون وجود نداره تمام صحنه های گذشته و حال و آینده با هم جمع هست و امام در اثر فنای در ذاتی حق حاضر در تمام ازل و ابد عالم هست و قادر به حضور در زمان ابراهیم علیه السلام و یا انبیاء دیگر می باشند. البته وقتی صحبت از ازل و ابد و زمان میشه از روی ناچاری و نداشتن لفظ هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن روایاتی که مدّ نظر دارید، بحث حقیقت ولایت الهیه مطرح است که مظهر آن، حضرت علی«علیه‌السلام» می‌باشند و از این جهت در روایات داریم: «يَا عَلِي! كُنْتَ مَعَ الْانْبِيَاءِ سِرّاً وَ مَعِيَ جَهْراً»؛[1] اى على! تو با بقيه انبياء در باطن و سرّ آن‏ها بودى و براى من در ظاهر هستى و در كنار من، و يا مى‏ فرمايند: «لِكُلِّ نَبِيٍّ صَاحِبُ سِرٍّ وَ صَاحِبُ سِرّي عَلِيِ‏ بْنِ‏ ابي طالِب»؛[2] براى هر پيامبرى صاحب سرّى است و صاحب سرّ من على‏ بن‏ ابى‏ طالب است‏.  در این رابطه عرایضی در کتاب «حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» شده است و مفصل‌تر آن را محی‌الدین در فصّ شیثیّه‌ی فصوص‌الحکم بحث می‌کند. موفق باشید

 


[1] ( 2)- القطره من بحار مناقب النبى و العتره، ج 1 ص 188.

[2] ( 3)- ينابيع الموده، ص 235.

15362

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد گرامی: چگونه است حال کسی که تعقیبات نمازش معصیت خداوند است؟!
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در حدّ ممکن، این خطورات را دنبال نکرد تا شیطان مأیوس گردد. موفق باشید

12085

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا محيا يكي از صفات خداوند است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مُحیی به معنای حیات‌بخش، یکی از از اسماء الهی است. موفق باشید

11957
متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد گرامی: رهبر در لغت به چه معنا است؟ به چه کسی رهبر می گویند؟ رئیس در لغت به چه معنا است؟ به چه کسی رئیس می گویند؟ تفاوت رهبر با رئیس چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به کتاب لغت رجوع فرمایید. سؤالاتی هست که اگر مشغول این نوع سؤالات شوم، از جواب آن‌ها باز می‌مانم. موفق باشید

5947

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. در سوال قبلی در مورد ادبیات عرب سوالی پرسیده بودم که فرمودید با توجه با سی دی اساتید موجود و... دیگر فکر نکنم مشکلی باشد. واقعا اگر اینقدر این سی دی ها فراوان هستم به بنده معرفی کنید تا تهیه کنم. چون بنده چیز خاصی جز چند کتاب پیدا نکردم که ان هم با توجه به شرایط دانشجویی نیمه کار میماند. اگر مقدور است به بنده سی دی یا فایل های آموزشی را معرفی کنید. سوال دیگرم این است شما در سایت دو سیر مطالعاتی ( الف و ب) پیشنهاد کرده اید. دانشجویانی که رشته شان مهندسی است و وقت کمتری دارند کدام سیر را پیشنهاد میکنید؟ الف یا ب؟ در پناه حق.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: 1- تا آن‌جا که اطلاع دارم طلاّبی که در قم هستند از وجود این نوع سی‌دی‌ها اطلاع دارند 2- فکر می‌کنم با همان سیر مطالعاتی «ب» تا حدّی به کلیّت مباحث دست پیدا کنید. موفق باشید
3713

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1- فلسفه و عرفان نظری، جزء کدامیک از «شریعت» و «طریقت» و «حقیقت» است؟ 2- یک شخص بی‌سواد، در فلسفه و عرفان نظری چگونه می‌تواند به متخصصِ این رشته‌ها رجوع کند؟
متن پاسخ
فلباسمه تعالی: سلام علیکم: شریعت و طریقت و حقیقت مراتب رجوع به حضرت حق است و فلسفه و عرفان نظری یکی از راه‌های رجوع به حق می‌باشد، لذا یک بی‌سواد می‌تواند بدون فلسفه و عرفان با قلبی پاک به حق رجوع داشته باشد. موفق باشید
2997

حجاببازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید حجاب در زمان پیامبر گرامی اسلام و حضرت علی علیهما سلام چگونه بوده است؟ آیا اجباری بوده است؟ نحوه برخورد به چه صورتی بوده است؟ متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی حکم حجاب آمد برای جامعه‌ی اسلامی اجباری شد. موفق باشید
2050
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید آیا نفس مولود را نفس ابوین ایجاد میکند ؟چرا؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: خیر. ابوین زمینه‌ی جسمانی را ایجاد می‌کنند تا نفس جنین در دوره‌ی جنینی بر جسم او دمیده شود. قرآن می‌فرماید: « فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی‏ » چون جسم او را آماده کردیم و از روح خود بر او دمیدیم. موفق باشید
1033

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی من دانشجوی یکی از رشته های فنی هستم با وجود شرایطی که در دانشگاهها هست اعم از بی حجابی -بی اخلاقی و...از شما می خواستم برنامه ای جهت سیر و سلوک عرفانی و همچنین عقب نماندن از درس هایم به من معرفی کنید؟با اساتیدی که ظاهرا عقایدشان تحت تاثیر غرب قرار گرفته چه کنم؟برای همه ی ما دانشجویان دعا کنیدو...هر نکته ای که فکر می کنید برای مادانشجویان لازم است که بدنیم لطفا بفرمایید. اللهم عجل لولیک الفرج
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی با آرزوی توفیق برای جنابعالی و همه‌ی دانشجویان عزیز که سعی دارند با سربازی در ذیل پرچم حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» زندگی خود را معنا ببخشند. بنده همان سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست را پیشنهاد می‌کنم. موفق باشید
23471
متن پرسش
سلام: یک روحانی بالای منبر گفت برادر آیت الله سیستانی توانسته ۹۹ اسم الهی که در قرآن می باشد رو در بیاورد و جمع آوری کند کاری که آیت الله طباطبائی در المیزان نتوانست انجام دهد. و تصمیم گرفت آن را منتشر کند که پیرمردی از مشهد آمد و فرمود امام رضا در خواب به وی گفته آن اسماء سر الهی هستند و نباید منتشر شود که نشد. حال سوال بنده این این است که این اسماء چه اسمائی است که نباید منتشر شود و اگر قرار نیست شخصی متوجه شود چرا در قرآن امده؟
متن پاسخ

تعالی: سلام علیکم: بی‌خیال این بحث‌ها باش!!! المیزان را بچسب. خواب و ماب را ول کن!!! موفق باشید

21836

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: چندی پیش با یکی از دوستان درباره تاریخ شیعه صحبت می کردیم! ایشان ادعایی کردند و من نتونستم آن را رد کنم. ایشان گفتند که چطور شما شیعه هستی در حالی که تاریخ مذهبت را اهل سنت نوشته اند. از ایشان دلیل خواستم و او گفت که حنبلی واقعه غدیر خم را نقل کرده است در حالی که از علمای اهل سنت می باشد! سوال اینجاست که آیا واقعا تاریخ شیعه توسط سنی ها نوشته شده است؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور نیست. شیعه به جهت آن‌که می‌خواهد حقانیت خود را از زبانِ دیگران اثبات کند، نظر دیگران را می‌آورد و اساساً تاریخ‌نگارها خیلی شیعه و سنی‌بودن‌ برایشان مطرح نیست، به طوری که اکثراً یعقوبی صاحب تاریخ مشهور را شیعه می‌دانند بدون این‌که خودش این موضوع را اظهار کند، وگرنه اهل سنت از رجوع به تاریخ او سر باز می‌زدند و عیناً این موضوع برای صاحب تاریخ «مروج الذّهب» هم صدق می‌کند. موفق باشید

21501

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: استاد ، برای کسی که می خواهد وارد مبحث طب اسلامی شود و به نام اهل بیت (ع) با درمان مردم سرو کار خواهد داشت ، بفرمایید برای شروع و قبل از وارد شدن به طب چه کتاب یا کتاب هایی را مطالعه کنند که انسان را بهتر بشناسند؟ با سپاس از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد تخصصی ندارم. ولی می‌دانم جناب ابن‌سینا، مقدمه‌ی طبّ را معرفت نفس می‌داند. موفق باشید

17526
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: احتراماً به اطلاع می رساند در صورت توفیق الهی برای اینجانب از اول صفر تا اربعین به مدت 20 روز خادم زائرین اربعین حسینی در نزدیکی های کربلا خواهم بود، درخواست بنده این است که در صورت صلاحدید لطفاً به آدرس ایمیل بنده جملاتی در حد یک پاراگراف در خصوص اربعین ارسال فرمایید: بنا بر این است که جملات شما در خصوص اربعین به دو زبان عربی و انگلیسی ترجمه شود و در حدود 10000 عدد به صورت بسته فرهنگی بین زائرین توزیع شود. در صورتی که از انجام این کار رضایت داشتید بدلیل اینکه ما قدری در انجام کار محدودیت زمانی داریم خوشحال می شویم که زودتر از فرمایشات شما بهره مند شویم. لازم به ذکر است هیچگونه نامی از شما و یا هیچ کس دیگری در این کار برده نمی شود و فقط نیت این است که گروه ما در حماسه اربعین بتوانیم خادم خوبی باشیم . ان شاء ا... با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شايد بتوانيد از اين جملات، نكاتي را برگيريد: 1- زائر اربعینی حسین «علیه‌السلام» به انسان مصلحی تبدیل می‌شود که عزم تغییر تاریخ را در خود می‌یابد.

2- اربعین در این تاریخ، زمانِ سست‌شدن عهد انسان با فرهنگ سکولاریته است.

3- با حضور در رخدادِ اربعین، راهِ آینده‌ی جهان در مقابل ما گشوده می‌شود.

4- در پاسداشتِ اربعین روشن می‌کنیم هر حرکت توحیدی پس از اربعینِ خاص خود، تازه شکوفا می‌شود.

5- بدون درک زمانه هیچ قدمی به سوی آینده‌ی خود نمی‌توان برداشت و رخدادِ اربعین در این تاریخ، آن زمان و زمانه‌ای است که  با قرارگرفتن در آن و خودآگاهی نسبت به آن، می‌توانیم سرنوشت خود را از بند غرب آزاد کنیم.

6- راز اصلی تحقق کربلا آن طور که اصحاب حضرت اباعبداللّه«علیه‌السلام» نسبت به امام‌شان عمل کردند در حُبّ نهفته است. اگر بخواهیم صحنه‌ای را نشان دهیم که توصیه‌ی قرآنیِ «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏»[1] از طریق اصحاب امام به خوبی عمل شد، کربلا بود و اگر بخواهیم صحنه‌ای را نشان دهیم که برکات این توصیه به نمایش آمد، آن صحنه، صحنه‌ی کربلا است. از طریق این حُبّ بود که اصحاب امام حسین«علیه‌السلام» توانستند از صراط دنیا که ظهور صراط آخرت است بگذرند، به همان معنایی که رسول خدا«صلی‌اللّه‌علیه‌وآله»  فرمودند: «مَعرِفَةُ آلِ مُحَمَّدٍ«صلی‌اللّه‌علیه‌واله»: بَراءَةٌ مِنَ النّارِ، وَ حُبُّ‏ آلِ مُحَمَّدٍ«صلی‌اللّه‌علیه‌واله» جَوازٌ عَلَى الصِّراطِ، وَ الوِلايَةُ لِآلِ مُحَمَّدٍ«صلی‌اللّه‌علیه‌واله»: أمانٌ مِنَ العَذابِ».

اگر بخواهیم به لایه‌ای نهادین از لایه‌های کربلا آگاهی پیدا کنیم باید آن لایه نهادین را در حُبّی پیدا کرد که اصحاب حضرت اباعبداللّه«علیه‌السلام» نسبت به آن حضرت به‌دست آورده بودند، در آن حدّ که مبادی میل محبوب خود را به مبادی میل خوب ترجیح می‌دادند به همان معنایی که در محضر مبارک آن امام اظهار می‌داشتند: «إنّی سِلمٌ لِمَن سالَمکم وَ حربٌ لِمَن حارَبکُم». این شعار به این معنا است که ما شما خانواده را ماوراء آن‌چه خودمان از خود سراغ داریم، پذیرفته‌ایم و از حرکات و تلاش‌های کسانی که امروز در رخداد اربعینی این تاریخ شرکت می‌کنند معلوم می‌شود که همه در جستجوی آن نوع ارتباطی هستند که اصحاب امام با امام‌شان برقرار کرده بودند زیرا اینان نیز متوجه شده‌اند عصر و زمان امروزشان همان عصر و زمان امام حسین«علیه‌السلام» و اصحاب آن حضرت است و لذا زائران آن حضرت و خدمه‌ی محترم آن حضرت در نهایت ایثار نسبت به همدیگر قرار گرفته‌اند. زیرا همه متوجه‌اند در کربلا به دنبال رسالتی می باشند که در این تاریخ به دوش‌شان گذاشته شده و این با حُبّ امام حسین«علیه‌السلام» و وابستگانِ به آن حضرت به نتیجه می‌رسد.

راز کششی که شیعه به کربلا دارد و تلاش دارد کربلا را کشف کند، در حُبّ به امام«علیه‌السلام» نهفته است. امامی که در کربلا به جای همه‌ی بشریت به صحنه آمده تا انسان، حقیقت خود را گُم نکند.

برای کشف کربلا، آری برای کشف کربلا باید به شعوری دست یافت که تنها با حُبّ ظهور می‌کند. امام حسین«علیه‌السلام» برای طلوع آن حُبّ هر آن‌چه از دست‌شان برمی‌آمد انجام دادند تا ما در کربلا به تماشای تابلوی ایثار و محبت بنشینیم تا حقیقتاً وارد منزل دینداری شده باشیم به همان معنایی که حضرت باقر«علیه‌السلام» مى‏ فرمايند: «هَلِ‏ الدِّينُ‏ إِلَّا الْحُبُّ» مگر دين جز محبّت چيز ديگرى هست؟ تا آن‏جا كه مى‏ فرمايند : «الدِّينُ هُوَ الْحُبُّ وَ الْحُبُّ هُوَ الدِّين» ؛[2] دين محبّت است و محبّت همان دين مى ‏باشد.

کربلا به معنی زندگی در مرزهای دلنواز عشق به حسین (ع) و تنفر از طاغوت است تنفر از طاغوت در هر جلوه‌ای و در هر زمانی که می‌خواهد باشد، این یعنی زندگی و زندگی‌کردن و کربلا را از خود دانستن و در کربلا امر سرمدی را به تماشا نشستن و امر الهی را به شفاف‌ترین شکل در قول و فعل امام دیدن، تا در هیچ زمانی یزید مدار حق و باطل نباشد.  موفق باشید    


[1] - سوره‌ی شوری، آیه‌ی 23

[2] - بحارالأنوار، ج 66، ص 238.

15877
متن پرسش
با سلام: پیشاپیش فرا رسیدن عید مبعث را خدمت شما تبریک عرض می کنم. 1. به صورت مشخص کلیدواژه «اسلام فقاهتی» از چه زمانی، توسط چه کسانی و با چه اهدافی منتشر و بر آن تاکید شد؟ 2. منزوی کردن عارف شهیر علامه قاضی در نجف اشرف توسط چه تفکری و با چه هدفی صورت می گرفت؟ این تفکر در جامعه کنونی با چه مشخصاتی وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاعی ندارم که واژه‌ی «اسلام فقاهتی» از چه زمانی و توسط چه کسی مطرح شد. ولی اسلام به یک معنا، سراسر اسلامِ فقاهتی است از آن جهت که روحیه‌ی تعمق در دین را مورد تأکید قرار می دهد و حضرت امام نیز بر همین اساس بر اسلام فقاهتی تأکید دارند 2- مقابله با امثال علامه‌ی قاضی، عموماً ریشه در خلاصه‌کردن اسلام در فقه است و یا یک نوع سطحی‌نگری در کار است. و امروز متأسفانه جریان تفکیکی‌ها به این مشکل گرفتارند. موفق باشید

14783
متن پرسش
با سلام: این قسمت از کتاب از برهان تا عرفان شما را نمی فهمم اگر امکان دارد توضیح بفرمایید: «خاصیت اشیا به تبع وجود اشیا است. پس وقتی وجود اشیا از خداست به تبع آن خاصیت اشیا هم از خداست. خاصیت اشیا مستقیما از خدا صادر نمی شود خدا اگر خواست خاصیتی ایجاد کند یا معدوم کند در وجودی که مربوط به آن خاصیت است تصرف می کند.» یعنی چی خداوند فقط وجود را می دهد شوری نمک را اینجا نفهمیدم. آیا ربطی با اینکه خداوند امور مربوط به هر آسمان را در آن اسمان ایجاد کرده دارد؟ این امور مربط به هر آسمان چیست؟ این که خداوند آسمان را چند روز و زمین را هم در چند روز خلق کردند به چه معناست؟ ممنون.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: تأثیر هر موجودی به جهت وجود آن است ولی محدودیت و نقص آن مربوط به خودش می‌باشد. این‌که آتشِ بیرونی و نمکِ خارج از ذهن، می‌سوزاند و شور می‌کند به جهت وجود آن‌ها در خارج است و به همین جهت آتش و نمکِ ذهنی، آن تأثیر را ندارد زیرا آن نحوه وجود خارجی را ندارد. البته مباحث «اصالت وجود» اگر دنبال شود این موضوعات بهتر روشن می‌گردد. علامه طباطبایی در ابتدای «بدایة‌الحکمه» نکات ارزنده‌ای را طرح کرده‌اند. موفق باشید  نقش «وجود» در تأثیر اشیاء

14605
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد ارزشمند شنیده ام کتاب «معراج السعاده» چون بر اساس اصول ارسطو نوشته شده کارآیی ندارد. این مطلب صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضاً مرحوم ملا احمد نراقی در موضوع «عدل» به تقسیم‌بندی ارسطویی استناد می‌کنند که ما نباید به این قسمت‌های کتاب کاری داشته باشیم ولی وجوه دیگر آن که به کمک روایات مباحث خود را مطرح می‌کنند، نکات ارزشمندی دارد. موفق باشید

نمایش چاپی