بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18085
متن پرسش
سلام استاد: شما اگر همسرتان دچار کسالتی شوند مثلا دل درد شوند آیا به دکتر مراجعه می کنید؟ چون کسی را می شناسم که معتقد است دکترها چیزی نمی فهمند و ما باید زجر بکشیم و خود درمانی کنیم. بحث پول دکتر هم هست که می گوید گران است و ما باید پول در بیاریم دو دستی بدیم به دکتر ها. استاد راهنمایی بفرمایید چه کار کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره در این زمان و در این نوع زندگی‌ها، بیماری‌هایی پیش می‌آید که دنیایِ جدید آن را ایجاد کرده و طبّ جدید آن را می‌شناسد و نمی‌توان به چنین طبیبانی رجوع ننمود. آری! در این که متأسفانه هزینه‌ی پزشکی گران است، بحث دیگری است. موفق باشید

18078
متن پرسش
سلام علیکم: آیا حقیقاً دین مبین اسلام و مذهب حقه تشیع با اصل فلسفه و فراگیری آن در این دو مورد یعنی مباحث اعتقادی و غیر اعتقادی‌ مخالف شدید بوده و آن را به شدت تحریم کرده و اینکه ما در روایاتمان داریم که فلسفه و اهلش را در حد کفر و ضلالت برده و اینکه عده از اعاظم فقهای فقید و حال حاضر نسبت به آن موضع گیری منفی و علی الخصوص موضع گیری خشم آلودی نسبت به فلسفه صدرایی و مسائل وحدت وجودش دارند؟ (لطفاً توضیح دهید)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایات مربوط به تقبیح فلسفه مربوط به زمانی است که معتزلیان مدعی فلسفه بوده‌اند و آموزه‌های اسلامی را با نگاه فلسفه‌ی یونانی بررسی می‌کردند و این غیر از روش فیلسوفان بزرگی است که از فارابی تا ملاصدرا به صحنه آمدند. این فیلسوفان سعی بر آن دارند که عقاید حقه‌ی الهی را عقلانی کنند که امروزه ما در کار بزرگانی مثل علامه‌ی طباطبایی و مرحوم شهید مطهری ملاحظه می‌کنیم. اینان حتی اگر آموزه‌ای از دین را در حدّ درک عقل فلسفی نیافتند، ضعف را از فلسفه می‌دانند و نه از دین. و این درست بر عکسِ روش معتزلیان است. موفق باشید   

18006
متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد همچنان که خود حضرتعالی در یکی از صوت های جلسات فرمودید که هنگام نماز «مکروه» است که چشم را ببندیم، بلکه بایستی چشم را باز نگه داریم تا حضرت حق و تجلیلت الهی را ببینیم لذا بنده سعی کردم این حکم را رعایت نمایم اما گاها جهت امتحان چه در نماز و غیر نماز که چشمم را می بندم، بهتر حضور خدا را حس می کنم. اولا بفرمایید این حس وهمی است یا قلبی و حضوری؟ ثانیا خوب است که ما هنگام نماز چشم بسته نماز بخوانیم؟ در حالی که مکروه می باشد!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به مراتب انسان‌ها دارد. آری! در مراتبِ بالای سلوک، انسان بهتر است که چشم خود را نبندد تا با نگاه قلبی و ماورای آن‌چه در مقابل چشمش هست، با حضرت ربّ مرتبط شود ولی فرموده‌اند در ابتدایِ راه و در میانه‌ی آن، جهت تمرکز بیشتر، اشکال ندارد که چشم خود را ببندد. و این ربطی به غلبه‌ی وَهم ندارد. موفق باشید

17600
متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند: لازم به ذکر است که بنده از شاگردانتان نیستم و با میاحث شما آشناییتی ندارم و لطف می کنید اگر پاسخ مرا به صورت عمومی دهید: مهمترین سوال بنده اینست که رهبری در یک سری مسائل چرا قاطعانه و محکم وارد نمی شود زیاد شنیدم که می گویند باید مردم بخواهند و تا مردم به آن بصیرت نرسند رهبری نمی تواند کار کند یا جلوتر از مردم حرکت کند. ولی اصلا نمی توانم این پاسخ را هضم کنم و اصلا من مطمئنم اگر رهبری در یک سری مسائل وارد شوند مردم واقعا خوشحال می شوند که حداقل یک نفر در این جامعه به فکر مردم است و پشتشان است. مثلا در همین حقوق های نجومی درست است که صحبت کردند به مسئولین گفتند پیگیری کنید اینها را و... ولی وقتی مسئولین کوتاهی کردند رهبری آیا نباید کاری کند؟ مگر اینها پول بیت المالی نیست که امام علی (ع) اینقدر رویش حساس بود که به ایشان می گفتند حکومتت پایدار نمی ماند و جنگ و اینها می شود اگر بخواهی بیت المال را مساوی تقسیم کنی می فرمودند بشود. یا اینکه حضرت علی (ع) وقتی می فمند یکی از کارگزاران اقتصادی ایشان اختلاس و خیانتی کرده می گویند که سریع عزلش کنید، حبسش کنید و در نماز جمعه 35 ضربه شلاق بزنید. خب چرا رهبری اینقدر قاطع و محکم و سریع عمل نمی کنند و رهبری در سخنرانی اخیرشان با دانشجویان گفتند که البته اگر یک جایی حس شود که اصل نظام در خطر است رهبری مستقیما وارد می شود. سوال من این است مگر آرمان های نظام جزء اصل نطام نیست؟ مگر عدالت جزء آرمان های نظام نیست؟ چرا پس مستقیما وارد نمی شوند؟ من با سیاست های خارجی رهبری بسیار موافقم ولی آن قاطعیت در سیاست های خارجی ایشان را در سیاست داخلی شان نمی بینم. مگر در قانون اساسی نیامده که رهبری وظیفه نظارت بر سه قوه را دارند خب این چه نظارتی می شود که این همه مشکل در قوه ها وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم مقام معظم رهبری موضوعات را پیگیری نکنند، می‌ماند که ایشان در این شرایط متوجه‌ی مشکلاتِ زیرساختی و تاریخی ما هستند و برای برگرداندن امور، به مسیر اصلی، حکمت و حوصله‌ی لازم به به‌کار می‌برند تا تشنجی ایجاد نشود و برای آبادکردن دهی، شهری خراب نگردد. موفق باشید

16059
متن پرسش
بسم الله النور سلام علیکم: و اما بعد، بنده به چند سایت و وبلاگ که آدرس آنها در ذیل می آید و دیدن آن برای استحضار و درک مطلب لازم است را چندی پیش رویت نمودم. درک بنده این بود که این آموزه ها دارای بار منفی و ملحدانه بعضا می باشد. چرا که اولا یک نوع اصالت برای این نیروها در روح مطالب آن مفروض شده و از طرفی ذوقیات ضاله که هیچ ما به ازای خارجی ندارد مطروح شده و چه بسا اگر هم ما به ازای خارجی داشته باشد این ما به ازا در برابر روش باطل مثل کهانت و سحر بدست می آید. بنده در تذکری به گردانندگان آن معروض داشته: (بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم مع الاسف و العجب بارگذاری مطالب ضاله و بعضا شهوانی و ترویج عقائد الحادی مکاتب ضاله چون هندویسم، چون سونامی فساد و فحشاء جامعه را به بلیات شیطانی مبتلا می سازد. که البته شکی نیست قدرت تخیل و تمرکز و تفال نیک مثل سایر نیروهای موجود در گیتی یک امر مبرهن است لکن باید دیگران را بدین اعتقاد حقه رهنمون کرد که تمامی این نیروها به اذن الهی متنفذ می شود در حالی که روح برخی این خاطرات داستانی، اصالت دادن به این نیروها مفاهمه می شود. و این بزرگترین خطر یا همان فرموله کردن عقائد الحادی و تفکرات ضاله می باشد که اظهر من الشمس است که این قبیل پایگاهها برای تخدیر اعتقادات و اخلاقییات جوامع اسلامی کفایت کرده و می تواند دریچه ی نفوذ استکبار جهانی و ایادی آن را تسریع کرده و جامعه ی ما را به زخارف شیطانی و ملغمه های الحادی آلوده کند. و درگاهی که شاکله اش بر اساس تباهی باشد یقینا تالی مفاسدی چون انهدام کانون مصفای خانواده و التهابات فردی - اجتماعی را رقم زده و ام القرای جامعه ی اسلامی را به گرداب ضلالت و تباهی و فرو ریختن ارکان هدایت سوق می دهد و جامعه را به سرنوشت آندلس و عواقب شوم آن منتهی می کند. و حقیقتا این عملکرد واهی، قبح منکرات اخلاقی را شکسته و از طرفی اباحه گری اخلاقی و اعتقادی را ترویج می کنند همان رویه ی باطل شیطانی که در قرآن مجید مذمت شده و رهیافت آن را انکار معاد و سایر اعتقدات صحیحه می داند. ( بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ ﴿٥﴾ يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ: بلکه انسان مي خواهد [با دست و پا زدن در شک و ترديد] فرارويش را [از اعتقاد به قيامت که بازدارنده اي قوي است] باز کند [تا براي ارتکاب هر گناهي آزاد باشد!] ( 5 ) [با حالتي آميخته با ترديد] مي پرسد: روز قيامت چه وقت است؟ سوره : القيامة آیه : 6 و7 و در آخر شما را به خشیت در برابر اوامر عالیه ی الهی دعوت نموده و از نشر و تسهیل مبادی فساد و فحشاء بجد بر حذر داشته لذا بایسته است به چارچوبهای مدون در نظام مقدس اسلامی پایبند بوده و از این گناه دخیل درسرنوشتتان، خود و دیگران را رهایی بخشید. و مبادا اینکه به سهولت خود را در دام کبائر محرمه بیاندازید که تاوان دنیوی و اخروی آن بسی سخت و سهمگین خواهد بود و نور فطرت و عظمت روحانی آدمی را مضمحل می کند. :(قَوْله تَعَالَى: { مَنْ يَشْفَع شَفَاعَة حَسَنَة يَكُنْ لَهُ نَصِيب مِنْهَا وَمَنْ يَشْفَع شَفَاعَةسَيِّئَة يَكُنْ لَهُ كِفْل مِنْهَا } هر كس وساطت پسنديده‏ اى (در هر امر خيرى در نزد خدا يا مخلوق) انجام دهد او را بهره‏ اى از آن (پاداشى در دنيا يا آخرت) خواهد بود، و هر كس وساطت ناروايى (در هر امر باطلى يا در حق شخص ناشايسته ‏اى) انجام دهد او را نيز نصيبى از (گناه و وبال) آن خواهد بود، و خداوند همواره بر هر چيزى توانا و نگهبان است.) حال سوال اساسی اینجاست به نظر حضرت استاد این درک بنده از جریانات مذکور درست و حق است یا اینکه این طیف در دایره ی ضلالت نیستند؟ لطفا جواب مکفی داده و برخی خلأ های احتمالی را متذکر شوید. با تشکر و امتنان فراوان والسلام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد باید با دقت نظر و با نظر به رویکرد نهایی هر سایتی با آن برخورد نمود. آری! آن نوع سایتی که همان‌طور که شما می‌فرمایید عمل می‌کند، بدیهی است که باید به همان شکل جواب داد. ولی اگر سایتی صِرفاً به عنوان سرگرمی و تفنن کارهای خود را جلو می‌برد، نمی‌توان آن را متهم به دریچه‌ی نفوذ استکبار نمود. موفق باشید

15976

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز، می دانیم که علم و وجود مساوق هستند، حال سوالم این است که اراده و خواست یک فرد، چه نسبتی با علم او دارد؟ آیا این حرف درست است که علم که مساوق با وجود است، ذاتی است و علم و وجود او با اراده انسان تجلی می یابد؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چندان معنا نمی‌دهد بگوییم علم و وجود مساوق هم هستند. بلکه آن‌چه می‌توان گفت مساوقتِ وجود با وحدت است. آری! وجود مطلق که عین کمال است، عین علم و حیات نیز هست از آن جهت که علم و حیات، کمال است. و موضوع رابطه‌ی علم و اراده موضوع دیگری است که هر اراده‌ای مسبوق به علم است تا ما تصور علمیِ چیزی را نداشته باشیم، اراده‌ای نسبت به آن نمی‌کنیم. موفق باشید

15200
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: خدمت جناب استاد عزیزم عرض درود و خسته نباشید به خاطر تمام زحماتتون عرض می کنم. بنده مدتهاست با دروس حکمی آشنایی دارم اما اصوات شما برای من نقطه عطفی بود خداوند به شما خیر فراوان عنایت کند. سوال 1: در مورد رویت حق در مخلوقات باید عرص کنم که بنده با نگاه به مناظر ممکنات به اسماء الهی منتقل می شوم اما در حد ارتباط عقلی و فکری و در اثر تفکر قلبا هم با وجود این ممکنات انس می گیرم. یعنی وقتی حیات و اراده و زیبایی رو درک می کنم در این مناظر با این اسماء انس هم برقرار می کنم الحمدلله. اما این سوال برایم پیش اومده که آیا این صفات کمال خود اسم جامع الله به اعتبار مقام واحدیت هست؟ یا جلوه و نمودی محدود از اون اسم اللهی است که در مقام واحدیت است اما چون این جلوه فانی در اون مقام هست در واقع خود اون مقام هست که در صحنه است؟ از فرمایشاتتون بنده بین این دو مطلب حیران شدم اما گمان می کنم مطلب دوم منظورتون باشه. سوال 2: آیا ماهیات، اسم جامع الله رو به قدر خودشون نمایش می دهند با این بیان که اون اسم شدت و ضعف نداره و ماهیات هست که هر کدوم به محدوده ای اون اسم جامع الله رو ظاهر میکنه، یا اسم الله وقتی به تجلی و ظهور در صحنه میاد یعنی تجلی برون صقعی میکنه اون تجلی و ظهور شدید و ضعیف میشه من حیث هوهو و با قطع نظر از ماهیات.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با پیگیری مباحثی که در شرح سوره‌ی حمد حضرت امام و کتاب «مصباح الهدایه» شد، طبق وحدت شخصیِ وجود و تشکیک در ظهور، روشن می‌شود آن‌چه در همه حال در صحنه است، حضرت حق است و ما به اندازه‌ی تقوی و تزکیه‌ی خود و رفع اَنانیت از خود، او را می‌یابیم. موفق باشید

14862
متن پرسش
بسمه تعالی سلام: چگونه باید متوجه شویم وظیفه مان در این برهه تاریخی چیست؟ برای یک خانم متاهل تشخیص این وظیفه راحت تر است اول همسرداری، دوم تربیت فرزند و بعد چیزهای دیگر،اما دختران مجرد چه؟ استاد می خواهم در تاریخ زمانم باشم، می خواهم در راستای جریان سازی تمدن نوین اسلامی گامی برداشته باشم اما نمی دانم چگونه و با انجام چه کاری؟ بنده 24 ساله مجرد هستم، لیسانس روانشناسی گرفتم اما خواندن آن درسها اذیتم می کرد احساس می کردم دارم بیهوده انرژیم را تلف می کنم، خودم را مشغول مباحث شما (جلسات و کتب شما) کرده ام، دانشجوی حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان دانشگاه اصفهان هستم، از جلسات اساتیدی همچون حاج آقا ...و ... استفاده می کنم، می خواستم به حوزه بروم که با مخالفت خانواده رو به رو بودم، ان شاء الله تا جایی که بشود اهل اتلاف وقت نیستم، زیاد از حد نمی خوابم، تلویزیون را خیلی محدود تماشا می کنم، با انجام همین کارها و مراقبت از نفس در تاریخ زمانه ام هستم؟ بنده بر خلاف جو اطرافم با انقلاب و رهبری شهدا انس دارم به لطف و هبه الهی (خصوصی) التماس دعای زیاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نحوه‌ی حضور در این تاریخ در ابتدا آن است که زمانه‌ی خود را درست درک کنیم و در فضایی که در آن افراط و تفریط نیست، آن‌چه به عنوان وظیفه پیش آمد، عمل نماییم. در متن انجام چنین وظیفه‌ای خداوند آن‌چه را مصلحت دید در مقابل ما می‌گشاید. عمده خوب‌عمل‌کردن به وظیفه است حتی اگر وظیفه‌ی امثال شما فعلاً، عمیق‌عمل‌کردن باشد. موفق باشید

14372

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در شعر: مرغ بر بالا پران و سایه اش / می دود...... آیا مولوی قصد این را هم داشته که علاوه بر اشاره کردن به تن و نفس به منشا سایه هم اشاره کند؟ یعنی سایه ای که از مرغ افتاده است اصل آن نیست ولی اگر خورشید نوری نمی داد سایه ای هم نبود. این نکته را هم می توانم برداشت کنم؟ التماس دعا استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین‌طور است که می‌فرمایید. موفق باشید

9605
متن پرسش
سلام علیکم: استاد خسته نباشید. سوالی در خصوص یقین داشتم. جایی در دروس تان مثالی در باب یقین زده بودید که اگر خاطرتان باشد داستان عارفی بود که گاوی را پیدا می کند و می کشد و می خورد و هنگامی که صاحب گاو پیدا می شود کار به محکمه ی داوود نبی (ع) می رسد و .... و داستان دیگری در خصوص اینکه به رسول الله (ص) فرمودند حواریون بر آب راه می رفتند و رسول الله فرمودند اگر یقین بیشتری هم داشتند در هوا راه می رفتند. حدیثی هم آیت الله جوادی آملی نقل کردند که وقتی جناب ابوذر در حال تبعید بودند به حضرت امیر (ع) عرض کردند من عقیده ای دارم و آن این است که اگر من در جایی باشم که زمین اش از مس باشد و هیچ گیاهی نروید و از آسمان هیچ آبی نبارد خداوند روزی بنده اش را می رساند که سپس حضرت امیر (ع) او را تحسین می کنند (البته متن دقیق حدیث یادم نیست). خب این نشان از درجه ی یقین عارف می دهد. حال بنده دنبال مثالهایی اینگونه هستم اما فقط در خصوص اهل البیت (ع). مثلا تا به حال شده که امام بر اساس یقین خود کاری را انجام داده باشند و صحبتی از مأمور به ظاهر بودن و بحث عقل نباشد چون اگر دقت کرده باشید هر جا صحبت از یقین و مراتب آن می آید به قول عرفا پای استدلالیان چوبین بود. یا اینکه عقل گوید جز این شش جهت هیچ راه نیست / عشق گوید که راه هست و ما رفته ایم بارها. البته منظور بنده کشف و مکاشفه و کرامت نبود. چون فرق اهل کرامت و اهل توحید را متوجه هستم. فقط دنبال حدیث یا نقلی از امام می گردم که امام (ع) با توجه به یقین خود حرفی را زده باشد یا حکمی کرده باشد و یا بر اساس یقین خود کاری را انجام داده باشد. می دانید آخر برای خودم از این قضایا تا حدود کمی اتفاق افتاده. مثلا مسأله ای رخ داده است. عقل با هزار تا استدلال می گوید اینطوری کن یا اونطوری کن. اما در همین حین قلب که به لطف الهی کمی به نور یقین منّور شده است چیزی می گوید که از زمین تا آسمان با استدلالهای عقل متفاوت است و وقتی به حرف قلب گوش می کنم همیشه نتیجه داده است و حتی حس خوبی از حضور هم گاهی حاصل میشود. یا مثلا مشکلی پیش می آید که احساس می کنم حضور و توجه بنده را نسبت به حضرت احدیت رو به نزول می برد از آن طرف هم عقل مدام استدلال می کند و به این تنزّل حضور بنده کمک می کند در همان حال وقتی به ندای قلب گوش می کنم هم دوباره احساس حضور می کنم و هم گوئی گره ای بزرگ را از قلب بنده باز کرده اند. البته این ندای قلب منظور قلبی است که تا حدودی به فضل الهی به درجات پایین یقین رسیده است و با احساس و هیجان و... تفاوت دارد. از طرفی هم بنده چون چنین حالاتی را تا به حال در احادیث نخوانده بودم می خواستم ببینم شما می توانید کمکم کنید. این را هم می دانم که اهل البیت (ع) مأمور به ظاهر بودند تا بتوانند دین را بطور جامع و عمومی بیان کنند ولی گاهی اوقات با اصحاب خاص چیزهایی را در میان می گذاشتند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم چگونه شده که با مواردی روبه‌روئید که عقل و قلب در یک راستا نیستند. مثلاً قلب تصدیق می‌کند که خدا مردم غزه را - اگر با مقاومت به خدا اعتماد کنند- تنها نمی‌گذارد و عقل هم می‌فهمد این یک تصدیق درستی است یا عقل می‌گوید نظام عالَم اَحسن است و هیچ‌چیزی لغو نیست و قلب هم در این موارد با هزاران شاهد آن را تصدیق می‌کند و قرآن هم در این مورد می‌فرماید: «لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها» آن‌ها را قلبی است که به کمک آن تعقل می‌کنند. عرض بنده آن است که باید مواظب باشید عقل و قلب در دو مسیر نروند. مقام معظم رهبری فرمودند شاخصه‌ی مکتب حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عقلانیت و معنویت است. موفق باشید
6623

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام وخداقوت دختر9ساله ای که امسال به سن تکلیف رسیده است درنمازش کاهلی میکندومانمیدانیم که جه برخوردی کنیم که نسبت به نمازدل زده نشودلطفاراهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را از مشاوران رادیو معارف سؤال بفرمایید که عموماً در این موارد کار کرده‌اند. موفق باشید
1684

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نیاشید شوهرمن به شدت شمارو قبول داره و دائما مشغول مطالعه کتابها و گوش دادن به سخنرانی های شماس منم چنتا از کتب شمارو مطالعه کرد اما شوهرم بعد از مطالعه این کتابها به شدت ادم تک بعدی شده و اصلا به مسایل زندگی توجه نداره جوریکه بیشتر کارهای عروسیمونو خودم به تنهایی انحام دادم جتی کارهایی که وظیفه ایشون بود ادمهایی رو که از لحاظ دینداری زیاد قوی نیستند رو اصلا قبول نداره و همه چیزشون رو زیر سوال میبره حتی اخلاق و برخورد خوبشون رو در صورتی که خودش با ابن همه مطالعه هنوز نتونسته به یه خوش اخلاقی نسبی هم برسه من واقعا رنح میبرم ازین موضوع هر جایی که باهاش میرم همش تنو جونم میلرزه که نکنه الانم یه یکی یه چیزی بگه یا بار شروع کنه یه کوبیدن مزدم و اوقاتمون تلخ بشه ایشون فقط دیش میخاد در م.رد مسایل دینی صحبت کنه جتی وقتی من در مورد مسائل روزمره هم باهاش صحبت میکنم یاشه حرقی نمیزنه یا میگه اینا همش وهمه و ازین حرقا واقعا عذاب مبکشم ایا دین یه همچین رفتاری رو تایید میکنه؟ من خودم ادمی اجتماعی هستم که باهمه برخورد خوبی دارم حتی کسایی که ضعف اعتقادی دارن البته تا حایی که به عقایدم توهین نشه کدوم رفتار درسته؟ ایا ایشون درست رفتار میکنن که من هیچ لذتی از زندگی با شوهرم نمیبرم و بیشتر دوس دارم وقتمو با دوستام بگذرونم؟وحتی نسبت به کنابها و شخص شما بسیار بدبین شدم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام به او نصیحت کنید که هم او سعی ‌کند شما را درک کند و هم شما سعی کنید در اموری که شریعت الهی رخصت داده است، او را درک کنید. بنا نیست کسی با مطالعه‌ی کتاب‌های بنده خود را از اُنس با همسر و لذت حلال محروم کند. بنده این موضوع را در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» عرض کرده‌ام و در بحثی هم در سوره‌ی روم داشتم. برای همدیگر از بعضی خواسته‌هایتان کوتاه بیایید. در ضمن به همسرتان بگویید: همه‌جانبه حرکت کنید، عجله نکنند، برای آبادکردن جان خود اطراف را هم بپایید. موفق باشید
1316

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیزم استاد باتوجه به هجمه شدید غرب و وهمی شدن زندگی ها و فشار آن برروی زندگی ها و به خصوص خانوم ها حتی مذهبی هایشان چطور می توانیم یک زندگی همراه باسلوک دینی و دور از درد سر و آشوب داشته باشیم لطفا در صورت امکان کتاب و یا مبحثی را به بنده برای داشتن زندگی بهتر معرفی کنید بنده با همسرم در نوع داشتن امکانات و وسایل زندگی تفاهم نداریم و ایشان این نوع زندگی را تجملی نمی داند با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده در همین رابطه کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» را تنظیم کرده‌ام. باید حوصله کنید تا پس از جهت‌گیری صحیح، عهد ما با زندگی غربی به عهد ما به زندگی اسلامی تبدیل شود. در ضمن بنا نیست همسر شما تنها با سلیقه‌ی شما زندگی کند. چقدر خوب است که خانم‌های مذهبی در عین جهت‌گیری اسلامی در اوج خوش‌سلیقگی و وارستگی زندگی گنند و به خانه و کاشانه‌ی خود گرمی و امید ببخشند. تا آن‌جا که ممکن است و گرفتار زندگی غربی نمی‌شوید، همسرتان را در تنظیم خانه و وسایل آن آزاد بگذارید. موفق باشید
1216

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم در دعای افتتاح با این جمله برای امام زمان دعا می کنیم(ابدله من بعد خوفه امنا یعبدک لا یشرک بک شیئا)، منظور از این دو فقره دعا چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی» می‌فرمایند: پدرم به من وصیت کرد از این کوه و آن دره بروم تا کشته نشوم. معلوم می‌شود شرایط هنوز برای امنیت حضرت فراهم نیست و شما دعا می‌کنید تا فراهم شود و شرایطی را خداوند فراهم کند که حضرت مجبور نباشند به هیچ قدرتی غیر از خدا تکیه کنند. موفق باشید
1157

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام با عرض خسته نباشید خدمت استاد جناب طاهرزاده و آرزوی توفیق روز افزون برای جنابعالی اینجانب قصد مشورت در باب موضوعی را با جنابعالی دارم بنده دانشجوی سال آخر فوق لیسانس مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی می باشم چند سالی است با کتابها و سخنرانی های شما مانوس هستم و همین انس دغدغه تهذیب نفس را در بنده ایجاد کرده است . در حال حاضر یک سالی است علاوه بر درس در شرکتی مشغول به کار هستم (مهندس مکانیک) و اکنون که این نامه را خدمت جنابعالی می نویسم قسمت عمده روحم در این یکسال با مسایل کاری گره خورده به صورتی که آن آرامش معنوی لازم را از زندگیم گرفته است ودچار روزمرگیم کرده با وجودی که هنوز ازدواج نکرده و با مسایل زیادی روبرو نیستم. حال مسیله ای که قصد مشورت در باب آن را با جنابعالی دارم این است که کاری که بنده قصد انجام آن را به منظور بازیابی آرامش معنوی خویش دارم این است که کار شرکتی را تعطیل کنم تا زمان بیشتری داشته باشم (البته مطمین نیستم که مشکلم نداشتن زمان کافی باشد) و برای حل مسیله مذکور چاره ای بیاندیشم اما چیزی که از اتفاق افتادن آن بیم دارم این است که با توجه به شناختی که از خود دارم احتمالا پس از ترک کار گرفتار نفس شده و موفق به امر فوق نمی شوم ودلیل این حرف وجود نداشتن بستری مناسب و نداشتن برنامه ای برای بازیافتن آرامش معنوی است لذا خواهشمندم در این باب اینجانب را راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی چه اشکال دارد که با مدیریتی که در زندگی خود ایجاد می‌کنید هم کار خود را ادامه دهید و هم در جهت سیر علمی و روحانی خود برنامه‌ریزی کنید. احتمالاً پس از مدتی که بر کار خود مسلط شدید بهتر می‌توانید برنامه‌ریزی کنید. موفق باشید
23510
متن پرسش
سلام استاد بزرگوارم: رهبر فرزانه انقلاب در بیاناتی می فرمایند: «روضه‏ خوانى و سینه‏ زنى راه انداختن، مخصوص امام حسین است؛ حداکثر مربوط به بعضى از ائمه است؛ آن هم نه به این وسعت. مثلاً در شب و روز تاسوعا و عاشورا بخصوص، در شب و روز بیست ‏و یکم ماه رمضان، سینه‏ زنى و عزادارى و برپایى جلسات خوب است؛ ولى مثلاً در مورد حضرت موسى‏ بن جعفر (علیه ‏السّلام) - با این‏که وفات آن بزرگوار از وفاتهاى داراى روضه‏ خوانى است - من لزومى نمى ‏بینم که سینه ‏زنى بشود؛ یا مثلاً در سالگرد شهادت حضرت زهرا (سلام‏ اللَّه‏ علیها) مناسبتى ندارد که ما بیاییم نوحه‏ خوانى و سینه‏ زنى کنیم؛ بهتر این است که در آن موارد، شرح مصایبشان گفته بشود. شرح مصایب، گریه‏ آور است» استاد جان چرا باید اینگونه باشد و ما برای همه ائمه نوحه خوانی و سینه زنی نکنیم؟ خود رهبری که برای حضرت زهرا جلسه نوحه و سینه زنی راه می اندازند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکات حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» وجه حماسیِ خاصی دارد که باید با دسته و سینه‌زنی، برجسته بماند. ولی حرکات سایر ائمه «علیهم‌السلام» بیشتر باید با نظر به شرایط تاریخی و معرفی معارف لازم مدّ نظر قرار گیرد وگرنه با دسته و سینه‌زنی برای آن عزیزان، از روحِ حرکات خاصّ آن‌ها غفلت می‌شود و به ظاهر متوقف می‌شویم. در حالی‌که ظاهر حرکات سیدالشهداء«علیه‌السلام» به خودی خود، هزاران پیام را به بشریت منتقل می‌کند. موفق باشید   

23471
متن پرسش
سلام: یک روحانی بالای منبر گفت برادر آیت الله سیستانی توانسته ۹۹ اسم الهی که در قرآن می باشد رو در بیاورد و جمع آوری کند کاری که آیت الله طباطبائی در المیزان نتوانست انجام دهد. و تصمیم گرفت آن را منتشر کند که پیرمردی از مشهد آمد و فرمود امام رضا در خواب به وی گفته آن اسماء سر الهی هستند و نباید منتشر شود که نشد. حال سوال بنده این این است که این اسماء چه اسمائی است که نباید منتشر شود و اگر قرار نیست شخصی متوجه شود چرا در قرآن امده؟
متن پاسخ

تعالی: سلام علیکم: بی‌خیال این بحث‌ها باش!!! المیزان را بچسب. خواب و ماب را ول کن!!! موفق باشید

19544
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: اینکه می فرمایید نباید غافل شد از نظم ذیل عقل تکنیکی آیا این همان حرف معروف نیست که می گویند خوب غرب را بگیر بدش را رها کن که امثال دکتر داوری و شما نقد می کردید غرب یک تکه و واحد است و نمی توان گفت خوبش را بگیر و بدش را رها کن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقتاً غرب یک کلّ واحد است به این معنا که اگر خودآگاهیِ لازم نسبت به این امر نداشته باشیم با اتخاذ هر جزیی از آن، بقیه‌ی آن را عملاً گرفته‌ایم و از این جهت، غرب وارد زندگی ما شده است. با این‌همه آیا می‌توان گفت که آن عقل تکنیکی در جای خود توانایی‌هایی ندارد؟ مسلّم چنین نیست که کسی منکر آن توانایی‌ها باشد، بحث بر سر آن است که اگر ملتی شیفته‌ی آن نظم و فرهنگ شد، باید بپذیرد که روح سکولاریته‌ی آن او را در بر می‌گیرد. و این‌جا است که به قول شهید آوینی، می‌توان با خودآگاهی به گزینش نسبت به غرب اقدام کرد. موفق باشید

18408
متن پرسش
سلام استاد: مرز تفکیک بین حب دنیا و لذت درست از اون چیه؟ مثلا من یه لباس میخرم، یه تفریح میرم، یه خونه میخرم و همه اینا، یه شادی به من میده، مثلا دریا یا کوه یه فرح میده، حالا از کجا بدونم این لذت برای من ضرر داره و حب دنیا میاره یا نه؟ و اینکه ملاک لذت از زندگی باید چی باشه تا بدونیم کجا داریم دنیایی میشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک، عبودیت است. چیزی که مانع عبودیت ما نشود که شریعت معین کرده است، مباح است. موفق باشید

17216

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بنده 22 سال دارم، در سن 15 سالگی آقای مکارم را به عنوان مرجع تقلید انتخاب کردم; اما انتخاب بنده بر اساس نظر دو نفر عادل عالم نبود و تنها از میان لیست ارائه شده حوزه علمیه بدون آگاهی ایشان را انتخاب کردم. یک نفر عالم عادل به پیشنهاد دادند که می توانم از آقای سیستانی یا خراسانی تقلید کنم و ایشان را اعلم می دانستند. در ویدئوهای منتشر شده از آقای خراسانی و صحبت های آقای سیستانی نیز بسیار بهره و لذت بردم و به دلم نشست. سوالی که دارم این است که آیا آقایان را برای تقلید اعلم می دانید؟ نظر شما برای بنده می تواند کمک دهنده باشد، چرا که بسیار از سخنرانی های شما بهره برده ام. اگر ضرورتی ندارد این مطلب را در سایت منتشر نکنید، چون بیشتر سوال بنده شخصی است. با تشکر فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه امروز فقهای اعلم جامع الشرایط از جمله همان عزیزانی که نام بردید، کم نداریم. بنده از آن جهت که نیز مرجع تقلید باید عالم به زمانه‌ی خویش باشد؛ حضرت آیت اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» را انتخاب کرده‌ام که در فقه و فقاهت بنا به تشخیص فضای ترازِ اول حوزه، هیچ کمبودی نسبت به بقیه‌ی اعاظم ندارم؛ و از جهت بصیرت سیاسی، اعلم علماء هستند. موفق باشید

16913

معرفت النفسبازدید:

متن پرسش
با سلام: بنده با مطالعه کتاب«شرح ده نکته از معرفت نفس» در آن قسمت که خواب را دلیلی بر جدا بودن نفس انسان از تن او دانستید با سوالی مواجه شدم. دانشمندان با تحقیقات به این نتیجه رسیده اند که افرادی که به صورت مادر زاد نابینا هستند به شکل افراد سالم خواب نمی بینند بلکه خواب دیدن آنها به صورت شنیدن صدا می باشد و چون تصویری در طول عمر خود مشاهده نکردند خواب تصویری هم نمی بینند. ولی با توضیحات کتاب چون در موقع خواب نفس ناطقه به طور کامل از بدن جدا می شود و تمام ادراکات ما توسط نفس ناطقه است باید صحنه ها را مشاهده کنند هر چند جسم آنها (چشم) معیوب است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌جا که ملاک، تحقیقات دانشمندان در مورد نابینایانِ مادر زاد نیست! ملاک، خودِ آن نابینایان‌اند که در ذهن خود صورت‌هایی مطابق آن‌چه حس کرده‌اند، می‌سازند. و در خواب نیز، نفس ناطقه‌ی آن‌ها مثل بقیه‌ی انسان‌ها، معانیِ به‌دست‌آورده را در ذهن خود به کمک قوه‌ی واهمه تبدیل به صورت می‌کنند. موفق باشید

16400
متن پرسش
سلام: مگر نمی گویند سیر کمالی انسان حد یقف ندارد، پس مرحله ی توحید که خواجه عبدالله انصاری آن را آخرین مرحله کمال می داند یا تقسیم بندی دیگر عرفا چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید، مرز نیست. توحید یعنی فنایِ عبد در ربّ. و این حدّ یقف ندارد. موفق باشید

15952
متن پرسش
سلام: نوشتن ها با کاغذ و قلم باشد یا با سیستم های الکترونیک؟ به طور واضح تر اینکه در جزوه نویسی ها از کاغذ و قلم استفاده شود و یا در سیستم و رایانه جزوه نویسی شود؟ با توجه به دو نکته: اولا اینکه روح نوشتن در استفاده از قلم و کاغذ بیشتر است و ذیل همین هم از علامه طباطبایی نقل شده که با نی می نوشتند و از استفاده از خودکار های آهنی اجتناب می ورزیدند. و ثانیا با توجه به امکاناتی که در سیستم های رایانه ای فراهم آمده و تسریعی که در آن ها وجود دارد و میزان قابل استفاده بودن آن و امکاناتی که برای نوشتن در اختیار ما می گذارد و امکاناتی که در ویرایش ها و اضافه کردن ها وجود دارد. و همچنین امکان توزیع بسیار زیادی که در استفاده از این گونه وسایل وجود دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر این امکانات نبود که عدم استفاده از آن‌ها حکم عقب‌ماندن ما را نسبت به وضع موجود ظاهر نمی‌کرد، بهترین حالت آن بود که خودمان بنویسیم و در نوشته‌ی خود، خود را به بهترین شکل به تماشا بنشینیم. ولی امروز شرایط طوری است که نمی‌توانیم در آن فضا بمانیم و عملاً از وظایفی که در این تاریخ به عهده داریم، باز می‌مانیم. موفق باشید

14650
متن پرسش
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی که در حال مطالعه و سمع درس معاد است کار را اینطور پیش ببرد که من، که خواهی نخواهی به برزخ خواهم رفت، چرا درس را با منظر فردایی دیدن برزخ ببینم بیایم و درس را صرفا در امروزی که زنده هستم مصداقهایش را بیابم مثلا وقتی سخن از طی کردن برازخ می شود من نگاه به خود کنم در کنار گذاشتن عقاید و اخلاق و اعمال باطل و این را گذر حساب کنم یا در تجلی خداوند با اسامی خاصش در لحظات خاص در درونم البته به شرط درست فهمیدن تجلیات و نه توهم ان تجلیات را رفع پرده های حجاب بنگرم. چطور است؟ آیا شما مصداقی برای درست دیدن برزخ در امروز لطف می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار درستی است. برزخ یعنی داشتن احساسی از خود که در آن هیچ نسبتی از نسبت‌های دنیا در آن نیست. حال هراندازه ما نیز نسبت‌های اعتباری دنیایی را، اعتباری و غیر اصیل ببینیم؛ به همان اندازه به احساسِ برزخی خود نزدیک می‌شویم. موفق باشید

13594
متن پرسش
آقای دکتر داوری در کتاب «درباره غرب» گفتگوی تمدن ها را به چالش می کشند و نقد می کنند ولی در کتاب «عقل و زمانه» در صفحه 209 می گویند: گفتگوی تمدن ها نقطه پایان بر دویست سال داعیه غرب است. این را شما چگونه تحلیل می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفتگوی تمدنی به یک معنا وقتی تمدنی مثل غرب، امکان تفکر را از بین برده است، معنا نمی‌دهد و به قول دکتر داوری روح تمدن غربی، جدال و مراء است. ولی گفتگوی تمدن به یک معنا که بتوانیم تفکر تمدنی اسلامی را در عرصه‌ی جهان ارائه دهیم، کار لازمی است. موفق باشید

نمایش چاپی