بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
3563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت شما استادگرامی من حدود یک ساله که ازدواج کردم و از دوره دانشجوییم هم حدود کمتراز دوسال دیگه باقی مانده . به درس خوندن خیلی علاقه دارم چون همیشه نیتم این بوده که از این طریق بتونم برای کشورم کاری بکنم. ازطرفی اینکه الان که ازدواج کردم باعث شده مثل دوران مجردی نتونم به کارای درسیم برسم از طرفی با مطالعاتی که داشتم به این رسیدم که وظیفه اصلی یه زن اینه به بهترین نحو همسرداری و بعد فرزندداری کنه.من واقعا بین دوگانگی موندم از اون طرف علاقه زیادی به فعالیت های دانشگاهی دارم و از این طرف همسرداری! و برای اینکه به هردوش برسم باید خیلی خودمم را تحت فشار بذارم!من چیکارکنم؟!!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: (برای خودش) هنر شما آن است که تولد جدید خود و فعالیت‌های دانشگاهی و زندگی با همسر را جمع کنید. معلوم است که اگر قابل جمع نبود، گمشده‌ی شما همسرداری و فرزندداری است. موفق باشید
22510
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: و با سلام به آن رفیقی که از جنابعالی «وداع» کرد؛ پیرو سؤال و جواب شماره 22474 خواستم نکاتی را در خطاب به ایشان عرض کنم. بنده آن روزهایی که کتاب «آشتی با خدا» و «ده نکته در معرفت نفس» را مطالعه کردم در این تصور بودم که همه‌ی آن‌چه باید به‌دست آورم را، خدا به من داده است. تا این‌که با برهان صدیقین و کتاب «خویشتن پنهان» و بحث‌های معاد شما روبرو شدم و دیدم عجب میدانی است میدان معارف اسلامی. تصورم این بود که دیگر بهتر و بالاتر از این نمی‌شود تا بالاخره با شرح شما در کتاب حبّ اهل البیت و کتاب «آنگاه فعالیتهای فرهنگی پوچ می‌شود» روبرو شدم. در پیش خود گفتم خدایا! آیا بشر بعد از چنین نگاهی به اهل البیت، جایِ دیگری هم می‌تواند برود و باز کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی» پیش آمد تا بفهمیم امروزه راه اهل البیت چگونه می‌تواند ادامه یابد. خدا می داند با مطالعه آن کتاب احساس کردم در مغز عالم قرار دارم و همه چشمه هایی که باید بر روی انسان گشوده شود از طریق «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام» پیش خواهد آمد و این علاوه بر مباحثی بود که شما در کتاب های مربوط به انقلاب اسلامی نمودید. همچنان با کتاب سلوک بسر می بردم و می برم که با مباحث «گوش سپردن به ندایِ بی صدای انقلاب اسلامی» روبرو شدم و متوجه گشتم در بستر سلوک ذیل شخصیت امام، راهی به سوی عالم معنا به صورتی گشوده می شود که دیگر می توان به چیزی گوش سپرد که آن قصه حقیقت این تاریخ است و در ساحتی می توان وارد شد که ثمره همه آن چیزی است که انقلاب اسلامی به بشر این تاریخ عطا کرده است. این سخنانی است که بنده از خود شما آموختم. سؤال من از آن رفیق عزیزی که بنا دارد با شما وداع کند آن است که (تو در آینه این تاریخ به کجا خواهی رهسپار شوی که در آن جا صدایی حقیقی تر از صدای انقلاب اسلامی به گوش می رسد). این سخن بنده بود با آن رفیق. نمی دانم می توان گفت نکند آن رفیق انتظار دارد شما با نظر به مشکلاتی که مردم را فرا گرفته است در امور جزئی وارد شوید. نظر شما چیست؟
متن پاسخ


22510-باسمه تعالی: سلام علیکم: البته این‌که انسان متوقف در شخص و شخصیتی نشود، چیزِ پسندیده‌ای است. عمده آن است که کمک کند و بگوید: «رهسپار چه میدانی است» تا بقیه را نیز به وسعتی که او بدان دست یافته است، وارد کند. هایدگر از استادش هوسرل در رابطه با پدیدارشناسی عبور کرد و نشان داد که پدیدارشناسی استادش هنوز در گردونه‌ی سوبژکتیویته است و با این کار، خدمت بزرگی به ما نمود تا بفهمیم که پدیدارشناسی اگزیستانسیالِ ما می‌باشد و برای ما شبکه‌‌ای از حضور با پدیده‌ها پیش می‌آورد. و چه خوب بود که در این شرایط تاریخیِ تفکر، گفتمانِ این نوع عبورها به میان آید تا هرچه بیشتر به صورت حضوری و وجودی با حقیقتِ دوران که انقلاب اسلامی است مرتبط باشند.

بنده هم نمی‌دانم که آیا چنین انتظاری از من هست که در امور جزئی و موسمی وارد شوم، در حالی‌که تجربه‌ی سه دوره‌ی مدیریت، بنده را متوجه کرد که اگر به صورت زیربنایی مسائل خود را حل نکنیم و معارف لازم را به میدان نیاوریم باید به گفته حافظ «چو بید بر سر ایمانِ خویش می‌لرزم» مصداق ما باشد. موفق باشید

 

20718
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: بنده چندین سال است از مباحث شما بهره می برم امسال اربعین که به کربلا مشرف شده بودم واقعا احساس می کردم در تمام راه می توان حضور حضرت سید الشهدا علیه السلام را دید حتی در روز آخر که شاید نمی شد در بین الحرمین یا حرمین باشم در بین راه در سر راه زوار حضرت نشستم و احساس می کردم می توان بهره ای را که در حرمین برد همین جا با دیدن همین زوار خسته و عاشق برد، استاد عزیز این حس و حالی که در اربعین انسان می یابد مافوق مطرح کردن است همانگونه که شما می فرمایید، ما با حضور در حضور تاریخی انقلاب به احساسی رسیده ایم که گویا همین امروز با قرار گرفتن ذیل ولایت فقیه تحت ولایت حضرت امام زمان قرار گرفته ایم، حتی این روزها که می بینیم احمدی نژاد اینگونه آب به آسیاب دشمن می ریزد چنان دلمان به درد می آید که یاد طلحه و زبیر می افتیم انگار تاریخ تکرار می شود، استاد این احساسی که ما به لطف خدا و به وسیله شما در این تاریخ پیدا کردیم احساس خوبی است و فکر می کنم با این حضور اگر ادامه دار باشد عاقبت بخیر هستیم، اما با اینهمه احساس خوب گناهان قدیم و خیالات تاریک و آنچه که می دانید دست بردارمان نیست، شما بارها گفتید که می روند اما چه کنیم که هربار بعد رفتن دوباره می آیند و توان هربار ما نسبت به قبل کمتر می شود، در برزخی گیر افتادیم. کدام این قوا عاقبت ما را رقم خواهد زد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز این حالت‌ها می‌آید و می‌رود و باز می‌آید و می‌رود تا آن‌جایی که به لطف خدا از ظلمات این دوران و از مکر لیل و نهار که اوج آن، وَهمی است که در این دوران به اوج خود رسیده است رها شوید. بحمداللّه فراموش نکنید که:

«عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد... از جا و مکان رستی، آنجات مبارک باد

از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور.... تا مُلک و مَلَک گویند، تنهات مبارک باد

ای پیشرو مردی، امروز تو برخوردی.... ای زاهد فردایی فردات مبارک باد

کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد.... حلوا شده ای کلی حلوات مبارک باد

در خانقه سینه غوغاست فقیران را.... ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد

این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد.... دریاش همی‌ گوید دریات مبارک باد

ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد.... ای طالب بالایی بالات مبارک باد

ای جان پسندیده جوییده و کوشیده.... پرهات بروییده پرهات مبارک باد

خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی.... کالای عجب بردی کالات مبارک باد

موفق باشید

20316

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: بعضی ها می گویند فضای علمی نهایه الحکمه حضرت علامه طباطبایی (ره) از اسفار بالاتر است. این حرف درست است؟ و اینکه حضرت علامه (ره) کتابی با موضوع عرفان نظری ندارد، ربطی به نهایه الحکمه ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خیر! این‌طور نیست، اسفار بالاخره چیز دیگری است 2- علامه عرفان خود را در لابه‌لایِ المیزان به صورتی ظریف مطرح کرده‌اند. موفق باشید

20047

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود خدا بر شما: آیت الله جوادی و علامه حسن زاده در مورد تکامل برزخی در کجاهای کتبشان بحثهای فلسفی این موضوع را آورده اند تحقیق جامعی در این زمینه را پیگیر هستم. در مورد تکامل برزخی اهل ضلالت و کفر در کتاب معاد شما فرموده اید ادامه داشتن راهشان بصورت تکاملی نیست و به سوی جهنم است و راهی به سوی آتش و عذاب لقای پروردگار در اسم غضب می شوند پس برزخ آنها بدون تکامل فقط در عذاب اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی به یاد ندارم که اساتیدِ فوق در رابطه با تکامل برزخی گفته باشند. آن‌چه مطرح است همان «الیوم یوم العمل و غداً یوم الحساب» است. می‌ماند که بعضی از گناهان در حدّ عذاب برزخی از شخص پاک می‌شود که این به یک معنا، تکاملِ برزخی است و آیت اللّه شجاعی در کتاب «معاد یا بازگشت به سوی خدا» در این مورد نکاتی داشته‌اند. موفق باشید

19275

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من راجع به نزول قرآن سوالی دارم از پیامبر (ص) هست که قرآن هر سال يك بار ‏بر من نازل مي‌شد و امسال كه آخرين سال عمر من است دو بار نازل شد. اگر این کلام صحیح باشد این نزول دفعی هست یا تدریجی و این نزول مربوط به عرضه کل قرآن است بر پیامبر یا در شب قدر هر سال آن ایاتی که باید در آن سال نازل می شده به یک باره بر قلب پیامبر نازل شده است؟ ما داریم که کل قرآن در شب قدر بر پیامبر نازل شده و بعد نوبت به نزول تدریجی به مدت بیست و سه سال رسیده اگر ما بپذیریم در شب قدر به صورت دفعی نازل شده است تکرار هر ساله آن و عرضه قرآن بر پیامبر چه معنایی می تواند داشته باشد و علت خاصی دارد که در سال آخر عمر حضرت دو بار قرآن نازل شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن روایت نظر به نزول همه‌ی قرآن به صورت دفعی دارد. مثل همان نزولی که شب قدر بر قلب آن حضرت نازل می‌شد. موفق باشید

17436
متن پرسش
با عرض سلام و احترام و تشکر بابت وقتی که برای پاسخ به سوالاتمان می گذارید. در رابطه با سوال 17419، با تشکر فراوان از پاسختون، متآسفانه پاسخ شما هیچ ارتباطی با سوال ندارد. دقیقا مثل سوال قبلی که در رابطه با زن پرسیده بودم. جوابتان بسیار راهگشاست ولی جسارتا بعضا ارتباطی به سوال حقیر ندارد. سوال من ناظر به «تصریح علنی رهبری» به این مسئله و تبعات آن بود. نه راجع به اصل نظر ایشان. اول سوال هم تصریح کردم که در محتوای حرف رهبری و حکمت آن هیچ بحثی ندارم بلکه سوال و بحث من ناظر به «طرح علنی» آن از سوی رهبر بود. متأسفانه نمی دانم چرا یکی دو سری است که پاسخ های بی ارتباط با سوالم دریافت می کنم. تو سوال 17419 از تبعات زدن این حرف توسط رهبری در درس خارج فقه پرسیدم. و ناظر به «تبعات بیان علنی» که به نظر حقیر می رسد شاید از اشتباهات قلیل رهبری باشد، این طور نیست؟ از جمله تبعات آن این است که رهبری با این حرفشان، به حرف های درگوشی که از قول ایشان زده می شود در عمل صحه گذاشتند بدون اینکه حتی خورده ی کوچکی بگیرند از کسانی که محتوای جلسات خصوصی رهبر را عمومی می کنند. علی رغم اینکه در سخنرانی شان قبلا فرموده بودن که شما کاری با حرف های درگوشی نداشته باشید و به سخنرانی های رهبری برای فهم موضعش کفایت کنید. در حالی که به ذهن هر آدم عاقلی می رسد اگر این حرفی که از آقا نقل می شد درست بود و آقا به آن تصریح کردن پس لابد همه ی نقل قول هایی که از طرف آقا ضد احمدی نژاد می شد در دوران قبل، هم می تواند درست باشد، یا اینکه حرفشان برای سوء استفاده کسانی مناسب است که بر طبل تقابل دکتر و آقا می کوبیدند. و خیلی موارد دیگر. فعلا به نظرم می رسد رهبری با این حرفشان در عمل موارد بسیاری از سخنرانی های خود را نقض کردند و به خلاف آن صحه گذاشتند و در مجموع اهرمی شد برای دشمن، نظر حضرتعالی چیست؟ آیا بهتر نبود رهبری به گفتن نظر و دلیلشان «به شخص آقای احمدی نژاد» بسنده می کردند؟ چه ضرورتی در علنی کردن آن بود؟ ضمن اینکه آقای احمدی نژاد هم در نامه شان تصریح می کنند که در همان جلسه ی خصوصی نظر آقا را پذیرفته بودند لذا نمی توان گفت علت علنی کردن آن، فشاری بوده بر اینکه احمدی نژاد وارد عرصه انتخابات نشود، حقیر هرچقدر فکر کردم همه ی احتمالاتی که علنی کردن این نظر می توانست مفید باشد، در نظرم صفر است. چه مصلحت و ضرورتی داشت گفتن این حرف؟ ببخشید در صورت امکان همان سوال 17419 نظرتان را ناظر به «تصریح آشکار و علنی این مسئله از سوی آقا» بفرمایید. اگر سوالم نامفهوم است ممنون می شوم تذکر بدهید. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید موضوعی که با مشورت به میان آمده است و بعداً به دلایلی علنی شده – که بحث آن باید در جای دیگر بشود به‌خصوص که از طرفِ طرفدارانِ افراطی آقای احمدی‌نژاد نحوه‌ای از انکار در میان آمد و از طرف شخص آقای احمدی‌نژاد نیز اقدام مناسب صورت نگرفت - غیر از موضوعاتی است که مقام معظم رهبری در بین دانشجویان فرمودند، من صحبت مخفی ندارم و نظرات من همان‌هایی است که به صورت علنی می‌گویم. از طرفی توجه داشته باشید که در بسیاری موارد بنده جواب‌هایی که به سؤال کاربران محترم می‌دهم به امید آن است که چشم‌اندازی را در مقابل آن‌ها بگشایم تا تفکر، ادامه یابد نه آن‌که بخواهم جوابی بدهم برای اطلاعِ بیشتر کاربر و توقفِ تفکر او در موضوعِ مورد بحث! موفق باشید

17288

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: از طلبه ای شنیدم که می گفت همسرش اهل دین و دیانت نبود، موسیقی حرام گوش می داد و در فاز دیگری بود... آن طلبه می گفت: من برای او موسیقی حرام می گذاشتم، با او همراهی می کردم. به نظر حضرتعالی این شیوه تربیتی درست است؟ و کلاً با اینطور افراد چگونه باید برخورد کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم با جواب‌دادن به نفس امّاره، نفس امّاره با شدت و حدّتِ بیشتر، میلِ خود را طلب می‌کند و لذا چنین روشی که می‌فرمایید هرگز نتیجه نخواهد داد. موفق باشید

17013
متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقت شریف بخیر. 1. برای خواندن تمهیدالقواعد و فصوص دانستن فلسفه تا چه مقدارلازم است؟ 2. در نزول دفعی قرآن همه هفتاد بطن با نظر به تشکیکی بودن آن بر قلب سالک نازل می شود؟ 3. در انواع کشف گاهی موطن دریافت و موطن ظهور یکی است یعنی هر دو قلب است مثل کشف الهامی و گاهی موطن دریافت و موطن ظهور متفاوت است یعنی موطن دریافت قلب و موطن ظهور قوای نفس ناطقه است؟ درست متوجه شده ام؟ 4. در تفاوت حدس و فکر می توان گفت حدس مقامی است که حقیقت پیش ماست و اتحاد دانایی و دارایی (بر حقایق به اجمال) است و اما در تفکر عادی باید حرکت کنیم و حقایق را به دست آوریم و لزوما دارایی نیست؟ 5. می توان گفت حجاب ناشی از توجه به مقامات گاهی حجاب ظلمانی است اگر منجر به تحقیر و تکبر شود مثل بلعم باعور یا سامری و گاهی حجاب نورانی است؟ 6. حجاب ناشی از توجه به ثواب و بهشت برای سالک تاجر و ترس از جهنم برای سالک برده چه نوع حجابی است؟ 7. آیا امکان دارد در مکاشفات کاذب مبدا القاءات خود نفس ناطقه باشد. مثلا در کشف صوری سماعی صدای خودمان را بشنویم مثل شنیدن صدای خیالاتمان در خواب؟ 8. مانع ظهور در برخی قوا چیست؟ درونی و مربوط به قصور سالک است یا عامل دیگری در این محرومیت نقش دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فلسفه‌ی حکمت متعالیه در این مورد بسیار مفید خواهد بود 2- حقایق، کثرت‌بردار نیستند هرچند دارای شدت و ضعف باشند و لذا همواره تمام بواطن قرآن در حقیقت قرآن حاضر است هرچند که آن حقیقت به تناسب محل تجلی آن دارای شدت و ضعف باشد 3- قلب از قوای نفس ناطقه جدا نیست، پس بنابراین همواره موطن دریافت حقایق به صورت حضوری، قلب است 4- در رابطه با تفاوت حدس و فکر، تعریفی که می‌فرمایید رویهمرفته قابل قبول است 5- بد نیست 6- حجاب‌های نورانی است 7- بسیاری موارد همین‌طور است 8- بعضاً خصلت‌های انسان مانع ظهور بعضی از انوار قوا است و بعضاً مصالح مقدّرشده توسط حضرت حق. موفق باشید

16617
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد و حکیم فاضل و گرانقدر، در حال تدوین مقاله تبلیغی در مورد حد زاد و ولد هستم. 1. چه تعداد اولاد کافی است؟ 2. تربیت فرزند زیاد وقت و پول و امکانات زیادی می خواهد بنابراین اولاد کم با تربیت خیلی بهتر از اولاد زیاد بی تربیت است، نظر حضرتعالی؟ 3. در شرایط فقر اقتصادی و تهاجم فرهنگی غرب، تربیت اسلامی مستلزم امکانات و شرایط خوب اقتصادی و...است، فردی که فقیر است، چطوری به درخواستهای اقتصادی و فرهنگی فرزندش از جمله سکونت در محله خوب، مدرسه خوب را اجابت کند؟ لطفا علاوه بر راهنمایی منبع هم معرفی شود. التماس دعای فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به رحمت حضرت حق امیدوار باشیم و او را رازق بدانیم، هر فرزندی دریچه‌ی افزایش رزق بیشتر خانواده خواهد شد، حتی بیشتر از رزقی که خودش نیاز دارد. از طرفی اگر با ملاک‌های بومی زندگی کنیم و نه با ملاک‌های غربی، همان محل زندگی ما بهترین محل و همان مدرسه‌ی نزدیک خانه‌ی ما بهترین مدرسه برای فرزندمان و برای پرورش او خواهد بود. اگر به جهت توهمات خود زندگی‌ها را گرفتار انواع مشکلات کرده‌ایم، این چه ربطی به تعداد فرزندان دارد؟! موفق باشید

15617

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقت شما بخیر. من دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی و همچنین دانشجوی حوزه دانشگاه هستم. مدتی است با افکار جدیدی مبنی بر جامع نبودن دستورات دینی و تناقض هایی بین دین و عقل آشنا شده ام و متاسفانه درگیر شک و شبهه درباره اصل دین شده ام و اینکه آیا ایمان فعلی من باب تلقین خانواده و اجتماع است یا به واقع انتخاب عقلی و شخصی بینده می باشد. این مسئله به شدت مرا سردرگم و بی انگیزه کرده است. پس از در میان گذاشتن این موضوع با یکی از اساتید حوزه دانشگاه، به من پیشنهاد دادند که راهکار این مشکل را از استاد طاهرزاده بپرسم. با سپاس از توجه شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سال گذشته در حوزه‌ی دانشگاه شریف بر همین مبنا عرایضی داشتم که چگونه نسبت به دین و تاریخی که در آن زندگی می‌کنیم، به خودآگاهیِ لازم برسیم. در این رابطه پیشنهاد می‌کنم سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست را دنبال فرمایید. إن‌شاءاللّه جواب خود را خواهید گرفت. موفق باشید

14799
متن پرسش
با سلام: من در مباحث اعتقادی با عقل و احساس به توحید و معاد و نبوت رسیدم، ولی پس از مدتی به وجود عقل و احساس و درستی تشخیصشان در مورد هر مسیله من جمله همین مباحث اعتقادی شک کردم لطفا در این زمینه راهنمایی کنید. و بفرمایید اگر بخواهم اصول دین را از پایه درست کنم چه راهی را پیشنهاد می کنید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شک نکرده‌اید. این لازمه‌ی سیر عقلی به سیر قلبی است. شما حکم عقل را در این موارد در جان خود کافی نمی‌دانید. زیرا در نسبت با عقاید، باید قلب به یقین برسد و لذا انسان در این مسیر وقتی هنوز به حیات قبلی نرسیده است خود را نسبت به باورهای عقلی قانع نمی‌یابد ولی با صبر و تقوا، باورهای عقلی به قلبی تبدیل می‌شود. موفق باشید

14487
متن پرسش
این سوال پیوست سوال درباره حرف هادی غفاری هستش، جناب استاد یجایی از سخنشون گفتند که «من ولایت فقیه رو قبول دارم اما با شخص ولی فقیه زمان مشکل دارم» استاد این حرف منطقیه؟ مگه میشه ایجوری؟ حرفهای آقای غفاری رو تقریبا نقل به مضمون گفتم، کاملش اینجاست http://vip.opload.ir/vipdl/94/7/marzi/hadi-ghafari-speech.mp3
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس مخالف اصل نظام است می‌تواند مخالفت خود را در زیر پوشش همین جمله اظهار کند. در حالی‌که نظام اسلامی در مجلس خبرگان، ولیّ فقیه را انتخاب می‌کند، پس عملاً این آقا اصل نظام را قبول ندارد. موفق باشید

13780
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: تحصیلات بنده در رشته مهندسی برق است و به مسایل فیزیک علاقه زیادی دارم از طرفی مشغول مطالعه فلسفه (نهایه الحکمه) هستم (به فلسفه نیز علاقه بسیار زیادی دارم)، خیلی تلاش دارم بین مباحث فیزیک و فلسفه ارتباط برقرار کنم، از طرفی اساتیدی که هم در فیزیک و هم فلسفه مبرز باشند را نمی شناسم، می خواستم ببینم حضرتعالی در این زمینه فعالیتی داشتید؟ (در لیست کتابها و جزوه های سایت مطلبی را ندیدم) یا اینکه اساتیدی را در این زمینه معرفی بفرمایید تا بتوان از ایشان بهره برد؟ خواهش می کنم راهنمایی بفرمایید. با تشکر از محضرتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز در دنیا آن اندازه که فیزیسین‌های بزرگ به دنبال الهیات هستند، کشیشان در آن حد به دنبال الهیات نمی‌باشند. نمونه‌ی آن در ایران جناب آقای دکتر گلشنی است و یا در غرب شخصیتی مثل «آیان‌باربر» و «وایتهد» را می‌توان نام برد. البته مسئله بسیار گسترده است و من در این مورد اطلاعات کمی دارم. موفق باشید

13749

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز آیا آن یار امام حسین (ع) که به امام زمان نماز ظهر را تذکر داد، نوعی بی ادبی کرد. چون که حضرت ابالفضل و علی اکبر علیه السلام هم آنجا بودند. و همچنین مگر می شود که امام نماز یادشون برود؟ پس شاید امام قصدش چیز دیگری در آن موقع بوده باشه؟ ایا نوعی سبقت گرفتن از امام می شود؟ و در حالی که امام به ایشان فرمود برات دعا می کنم با نماز گزاران محشور بشی این مثل نفرین نیست؟ چون نماز گزاری یکی از صفات امام حسین (ع) است و این محشوریت خیلی کم است. البته عزیزی هم این رو این گونه تعریف می کرد که این شخص می خواست برود برای جنگ و امام بهش گفتند که آخرین خواسته ات چه هست و گفت که الان زمان نماز ظهر است و پشت سر شما نمازی بخوانم. کدام تعریف صحیح است؟ لطفا راهنمایی بفرمایید مثلا امکان داشت اتفاقی مانند رد الشمس در کربلا رخ دهد و یا چیزی بالاتر که این درخواست از امام اجازه رخ دادن این اتفاق را نداد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مکالمه‌ی بین آن یار امام با حضرت در حینی است که هنوز وقت اذان نرسیده است و در حین مکالمه وقت اذان وارد می‌شود و او نه به عنوان آن‌که حضرت از وقت اذان غفلت دارند، بلکه به عنوان آن‌که می‌خواهد نماز را با امام بگذارد مسئله را با امام در میان می‌گذارد و امام نیز به جهت ادب او برای او دعا کردند. موفق باشید

13495
متن پرسش
سلام استاد: من وقتی وارد جامعه میشم می بینم به روحانیون مردم فحش میدن. به نظام بی احترامی میکنن. اعصابم خورد میشه. تا چند روز. این بخاطر چیه؟ بخاطر اینه که من مهذب نیستم؟ یا بخاطر چیز دیگس؟ مردم چرا اینجور شده اند؟ همه مسائل رو با هم قاطی میکنن. دلالت در فکرشون آسیب دیده. هر چیزی رو دلالتش رو قاطی می کنند. من نگرانم این انقلاب به مقصد نرسد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید ما گرفتار یک‌نوع بی‌فکری و به تعبیر جنابعالی گرفتار یک‌نوع بی‌دلیلی شده‌ایم. شما تنها با برخورد حکیمانه می‌توانید در فرصت مناسب متذکر غفلت مخاطب‌تان بشوید. ولی در هرحال مردم پس از مدتی به این نحوه ورود و خروج‌ها تجدید نظر می‌کنند. موفق باشید

11975
متن پرسش
با سلام خدمت جنابعالی: در برخی کتب شیعه آمده است هر کس ولایت ندارد از دین خارج شده محسوب می گردد. در خصوص اهل تسنن که نبوت را قبول دارند توضیح دهید آیا مسلمان هستند یا از دین خارج شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر بحث معاند در روایات مدّ نظر است یعنی کسی که بغض و کینه نسبت به انسان‌های معصوم داشته باشد که منظور بنی‌امیه است و مصداق امروزی آن تکفیری‌ها هستند. به همین جهت در روایات شیعه داریم بالاخره مسلمانان – اعم از شیعه و سنی - عاقبت به‌خیر می‌شوند. موفق باشید

8944
متن پرسش
سلام: میخواستم بپرسم ریشه روحی روانی تمایل به خودنمایی چیه؟ ازتون راهکار نمیخوام چون تو جزوه مرز های ارتباط گفتید ولی متاسفانه حل نمیشه. میخواستم بدونم چرا بعضیها اینقدر میل خودنماییشون قویه بعضی هام عین خیالشون نیست؟ باز هم تاکید میکنم راهکار نمیخوام. میخوام بدونم ریشه اون چیه؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان دوست دارد شکوفا شود و وسعت پیدا کند حال اگر این شکوفایی و وسعت را در محضر خدا انجام دهد، از خودنمایی در مقابل مردم مصون می‌ماند و نوع شکوفایی‌اش، شکوفایی مادی نخواهد بود. ولی اگر این شکوفایی و وسعت را در محضر مردم انجام دهد، گرفتار خودنمایی مذموم خواهد شد و نوع شکوفایی‌اش مادی خواهد شد. موفق باشید
7807
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم خلقت جنین در رحم آیا توسط ملائکه شکل می گیرد یا توسط نفس؟آیا می توان گفت جنین تا مدت 4 ماه توسط ملائکه صورتگری می شود و بعد از آن که نفس بر اساس حرکت جوهری ظهور می کند و بعد ماورائی انسان در ظرف بدن تجلی می کند،این تدبیر توسط نفس انجام می شود؟ چرا در آیه 6 سوره آل عمران - هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الأَرْحَامِ کَیْفَ یَشَاء لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ،این صورتگری را مستقیما به ذات خداوند با لفظ هو بیان کرده و از الفاظی نظیر انا نصورکم که نقش ملائکه را بیان کند در آیه نیامده است
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: هر حرکتی که در عالم صورت گیرد، حتی نزول یک قطره باران، با هدایت و مدیریت ملائکةالله انجام می‌شود هر چند صورت ظاهری آن را در عالم ماده با جاذبه‌ی زمین می‌یابید. مثل حرکات دست که باطن آن مربوط به نفس ناطقه‌ی انسان است هرچند صورت ظاهری آن با قبض و بسط ماهیچه‌ها و حرکات استخوان‌ها و سوخت و ساز داخلی ظاهر می‌شود. در مورد حرکات جنین نیز موضوع از همین قرار است که شما مدیریت ملائکه‌الله را در نفس ناطقه می‌یابید و در هر حال این ملائکه‌الله هستند که در حرکات نفس ناطقه صورت‌گری را به ظهور می‌رسانند، همان‌طور که در زندگی دنیایی نیز نفس ناطقه‌ی شما با الهامات ملائکه‌الله اراده‌های مختلف را دارا است این‌که در بعضی موارد خداوند اراده‌ها و افعال خود را به صورت فردی می‌آورد به جهت آن است که می‌خواهد ما را متوجه کند که در نهایت ماوراء نظام عالم این خداوند است که کارها به وسیله‌ی او انجام می‌گیرد. موفق باشید
6532
متن پرسش
باسلام برخی از بزرگان می گویند وقتی معجرهای اهل حرم علیهم السلام به غارت رفت ومعجر مجلله حضرت زینب سلام الله علیها هم همین طور.. نوری ایشان را احاطه کرده بود وکسی نمی توانست به ایشان نگاه کند، ایا این موضوع درست است؟ ایا این درمورد دیگر بانوان نزدیک به امام هم صدق می کند؟(بابت نو ع سوال عذر می خواهم مدتی است در ذهنم است و فردی رانمیابم تا پاسخ مناسب بدهد) امام باقر فرموده اند اگر نمی ترسیدیم برجان شیعیانمان ،برایتان روایت می کردیم درکربلا چه گذشت.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این وجهی را که می‌فرمایید نمی‌دانم ولی غم بی‌معجربودن عقیله‌ی بنی‌هاشم با آن‌همه معارف و حیا قرار و تحملی برای انسان نمی‌گذارد. حیرانم از این‌همه ظرفیتی که خداوند در زینب کبری«سلام‌اللّه‌علیها» دید که او را به چنین آینه‌ای تبدیل کرد و آینده معلوم می‌شود چه درخشندگی‌هایی از طریق این بانوی بزرگوار به بشریت می‌رسد. آیا آینده ظرفیت ظهور کربلا فراهم می‌شود؟ موفق باشید
6232
متن پرسش
سلام علیکم بنده در رشته کامپیوتر تحصیل می کنم با توجه به این که تکنولوژی غرب مانند سینما و تلویزیون از فرهنگ آن جدا نیست چگونه می توان مانند شهید آوینی که روح و جوهر سینما را تسخیر کرد، ما بتوانیم جوهر کامپیوتر را مسخر خویش کنیم با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی شهید آوینی انسان در این موارد باید به خودآگاهی برسد یعنی روح کامپیوتر را بشناسد تا در حال حاضر بر آن حکومت کند. شتابی که کامپیوتر برای ما آورده طمأنینه را گرفته و لذا دائماً با نظر به طمأنینه‌ای که باید در آن قرار داشته باشیم بر آن نظر می‌کنیم. موفق باشید
5643
متن پرسش
سلام علیکم .درمان اضطراب و ترس و افسردگی که با دارو درمان‌پذیر نیست چیست؟ اگر منشأ ترس و ناراحتی مادیات نباشد (چشم و هم چشمی‌نباشد) ، منشأ آن صدماتی باشد که بر انسان وارد شده و اتفاقات ناگواری که پیش آمده و چه بسا رنج‌هایی که انسان حتی برای هیچ کس نمی‌تواند بگوید چه رسد که حل بشود آیا با ذکر و دعا و توسل قابل درمان است؟ بسیار تلخ است که آدم آرمان‌های الهی مثل بنده داشته باشد از اطلاعات دینی هم کم و بیش بی نصیب نباشد روز و شب پای سجاده مفاتیح را دوره کرده باشد صدقه بدهد توبه در حد توان بکند ، زیارت برود اما آن قدر امتحانات الهی برای او سخت آمده که امید به زندگی نداشته باشد و دائم مضطرب باشد. خواهش می‌کنم راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌کنم توصیه‌ی حضرت مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» به فرزندشان را که بنده در دو جلد تحت عنوان «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» را مطالعه کنید تا در دنیایی که حضرت علی«علیه‌السلام» در مقابل ما می‌گشاید زندگی کنید. موفق باشید
5442
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز قبلا هم پرسیدم ولی در کتاب معاد هم جواب را نیافتم سوال این است که آیا هرکسی که میمیرد وارد برزخ و بعد هم قیامت میشود و با آن حقیقت روبرو میشود در حالیکه حیات زمینی انسانهای دیگر همچنان ادامه دارد و آن فرد متوفی وارد قیامتی میشود که در آن قیامت کل ابناء بشری حاضرند هرچند در واقع هنوز نمرد ه اند؟ یا نه این زندگی دنیا واقع در بستر زمان به پایان میرسد ؟ در نظر بگیرید که از نظر عقلی هردو فرض امکانپذیر است یعنی اینکه هر کس بمیرد مثلا (فقط مثال) نوار ضبط شده برزخ و قیامت برایش روشن میشود ولی زندگی دنیایی تا ابد باقیست واینکه فرموده کوهها متلاشی میگردد و فلان و فلان یعنی با مرگ هریک از انسانها آن انسان فوت شده دریاها برایش آتش میگیرند و فلان و فلان؟خواهش میکنم یک کلمه مطمین بگویید این نظر درست است یااشتباه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید که بنده کتاب معاد را تنظیم کردم تا زمینه‌‌ای باشد جهت شرح و بسط موضوعات، لذا انتظار دارم دوستان کتاب معاد را همراه با 70 جلسه شرح‌اش دنبال بفرمایند 2- هرکس می‌میرد وارد برزخ می‌شود ولی تا همه وارد برزخ نشوند قیامت کبری شروع نمی‌شود قیامت کبریی که قرآن در وصف آن می‌فرماید: «قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ× لَمَجْمُوعُونَ إِلَى مِیقَاتِ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ» از طرفی دلایل عقلی و ظاهر آیات حکایت از آن دارد که واقعاً این دنیا به‌کلی از این حالت خارج می‌شود و به درجه‌ی وجودی شدیدتری تبدیل می‌گردد، به این معنا که همین دنیا قیامت می‌شود و زمین به نور رب نورانی می‌گردد. موفق باشید
2468

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد ارجمند جناب طاهرزاده. استاد احساس میکنم نحوه ی ارتباط مجرد با مجرد در مراتب وجود فرق میکند آیا درست است؟ مثلا چرا در حال حاضر در عالم اسفل السافلین روح بنده بدون زبانی که از جنس گوشت است نمیتواند با روح جنابعالی صحبت کند ولی روح بنده ممکن است در عالم خواب با شما صحبت کند و حال آنکه فاقد زبان گوشتی است. احساس میکنم ارتباط ارواح در عالم برزخ و یا در قیامت از نوع القاء باشد یعنی شاید بتوان گفت روح یا مجردات آنقدر لطیف هستند که ارتباطشان از طریق القاء معانی است مثل اینکه به هم متصل باشند و چیزی که نفس بنده به آن فکر میکند از صفحه ی ضمیر انفس دیگر پنهان و مخفی نباشد و همه متوجه تمام افکاری که در نفس من هست میشوند چه فرشته ها و چه خدا وچه نفسهای دیگر انسانها که مانند بنده در برزخ یا قیامت وجود دارند.آیا این طرز فکر درست است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از جهت کلی حرف درستی است. برای تفصیل آن، مباحث معرفت نفس را دنبال کنید. موفق باشید
24013

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: لطفا درباره ی این مطلب کمی توضیح دهید منظور این بوده که علامه طباطبایی از اصل با انقلاب اسلامی مخالف بوده اند؟ ✅ از علامه طباطبائی پرسیدند چرا از انقلاب اسلامی دفاع نمی کنید!؟ ایشان گفت: این انقلاب یک شهید داشت آن هم اسلام بود!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً همسر و فرزند ایشان این را تکذیب کرده‌اند. مگر می‌شود کسی که این‌چنین در تفسیر المیزان سختْ دشمنِ کفر است، با انقلاب اسلامی که تنها جبهه‌ی مقابله با کفر می‌باشد مخالفت کند؟!! در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» در صفحه‌ی ۲۹۹ عرایضی تحت عنوان «تفاوت عالَم حضرت امام و علامه طباطبائي «رحمة‌الله‌عليهما» شده است. موفق باشید

نمایش چاپی