بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14795
متن پرسش
با سلام: در مورد فرق اصالت نور سهروردی و اصالت وجود ملاصدرا که فرمودید در نور سهروردی به ظلمت وجود داده می شود ولی در وجود و عدم ملاصدرا ظلمت عدم است و نیست؟ آیا بدی هایی و زشتی های کرداری که ما درک می کنیم و رذایل اخلاقی، مثل جریان حضرت موسی (ع) و حضرت خضر (ع) در اصل اینها بدی نیستند و با داشتن علم لدنی مسئله را بهتر هضم می کنیم یا نه؟ آیا من در موقع انجام بدی در چه موقعیتی هستم در حالی که باید بسوی کمال روم اینکه می توانم بدی انجام دهم علتش چیست؟ لطفا کمی توضیح دهید. ممنون.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در نگاه فلسفی و از نظر وجودی، ظلمتْ عدم است ولی از جهت معرفت‌النفسی؛ بدی‌ها عدمِ ملکه است. یعنی جایی که باید خوبی باشد، خوبی نیست. و این تازه غیر از تفاوت نظام تکوین و تشریع است. بدین‌معنا که کارِ حضرت خضر«علیه‌السلام» در نظام تشریعِ موسوی، خلاف است ولی در نظام تکوین خضری، یک اراده‌ی الهی است برای خداوندی که در مُلک خود تصرف کرده است. موفق باشید

14514

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: اگر می شود جواب سوال 14476 و سوال 14503 را کمی تفصیلی جواب دهید خیلی کوتاه و اجمالی بود. هر دو سوال به یک چیز اشاره می کرد ولی جواب حضرتعالی دو جور بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرقی نمی‌کند. همین نکته باز در جواب سؤال 14507 مدّ نظر کاربران عزیز قرار گرفته است که معبود ما غیر از مظاهرِ حضرت حق است. این خطری است که ممکن است برای بعضی پیش بیاید به بهانه‌ی حضور حق در مظاهر، معبود خود را که حضرت حق است گم کنند. موفق باشید

14143
متن پرسش
سلام: آیا در تمدن های سابق در بخش آموزش چیزی به نام امتحان که دارای نمره باشد وجود داشته است؟ آیا نظام نمره ای مربوط به تمدن جدید که به جهان نگاه کمی دارد است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم به این شکل که عموماً شایستگی‌ها در حدّ امتحان و نمره باشد، مطرح نبوده است. ولی فضای ظهور شایستگی‌ها به طور همه‌جانبه و حکیمانه مطرح بوده است. موفق باشید

14078

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم سلام: می خواستم نظر آقای طاهرزاده رو راجع به آقای رائفی پور و سخنرانیهایشان بپرسم. روحانی پایگاه ما که تا حدودی با تفکرات شما آشنایی دارد به من گفت که ایشون صاحب تفکر نیستند. ممنون میشم اگه منو در این زمینه هم راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است جناب آقای رائفی‌پور صاحب‌نظر در مسائل اسلامی نباشند ولی زحماتی در راستای اهداف انقلاب کشیده‌اند و برای جوانان مفید بوده‌اند و آنان را از بعضی از ورطه‌های شیطانی نجات داده‌اند. موفق باشید

13850
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به جلسه اول کتاب «آشتی با خدا»، به صورت کلی و یک قاعده عمومی بیان می کنید که پوچی عامل کفر است و کفر به یاس می گراید، این در حالی است که افراد بسیاری وجود دارند که هیچ بهره ای از ایمان به خدا ندارند ولی به پوچی و یاس نرسیده اند (جزو حالتی که خودشان پوچیشان را درک نمی کنند نیستند). این مسئله را با آن قانون کلی چگونه می شود جمع کرد؟ و آیا هر زندگی غیر الهی به پوچی می رسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لایه‌ی اصیل انسان فطرت انسان است و فطرت تنها با اُنس با خدا زنده می‌ماند. لذا این نوع افراد که می‌فرمایید ممکن است به جهت مشغله‌های دنیایی، آگاهیِ روشن و ملموسی به پوچی خود نداشته باشند، ولی در عمق جان که از آن‌ها جدا نیست در جانِ خود غمِ بی‌خدایی را دارند. حال چه در این دنیا و چه در آن دنیا وقتی این مشغله‌ها فرو افتد با چنین غم جانکاهی روبه‌رو خواهند شد. موفق باشید 

13736
متن پرسش
با سلام: استاد آخرش ما نفهمیدیم تمدن اسلامی قبل از ظهور تشکیل می شود یا بعد از آن که خود امام آمدند؟ آیا نظرات متفاوت هست بین بزرگان؟ نظر حضرت عالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا تمدن اسلامی را چطور معنا کنیم. آن‌چه مدّ نظر بنده است آن نظامی است که قبل از ظهور مقدس حضرت باید شکل دهیم، وگرنه با ظهور حضرت و تغییراتی که در عالم تکوین به‌وجود می‌آید، با تصور دیگری موضوع شکل می‌گیرد. موفق باشید

11333
متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: استاد چرا بعد این همه سال خشکسالی کسی از علما بفکر نماز بارون خوندن نیست؟ این همه تو این کتا بهاشون از عرفان و این چیزا مینویسن پس در عمل کو؟ چرا نماز بارون نمیخونن مگه نمیگن همه چیز از خداست پس کو در عمل؟ چرا رهبری هیچ اشاره ای تو این چند سال به نماز بارون نمیکنن؟ مگه رهبر جامعه شیعی نباید امت رو متوجه معنویات کنه ؟ پس چیشد اون همه شعار تمدن اسلامی و مکتب فلسفیش که حکمت متعالیه باشه و اینکه همه چیز عین ربط به خداست و باید درهمه چیز به اون رجوع کرد؟ پس کو این همه دلیل و استدلال برای اینکه ولی خدا باید حاکم باشه تا جامعه به اسمون وصل بشه ؟ پس چرا ولایت فقیه اونطور که باید عمل نمیکنه؟ من واقعا موندم بین این همه تئوری سازی تو کتابها و پیاده نشدنش!!! دیگه از این جوابها خسته شدم که مصلحت نیست یا نمیدونم تقدیر و از این حرفا پس در عمل کو؟ موفق باشد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم مانده‌ام که خداوند با این‌همه اسرافی که ما در مصرف آب داریم چگونه دعای ما را در نزول باران مستجاب کند!! امیدوارم مردم از طریق این کم‌بارانی کمی به سر عقل بیایند و فکری برای این اسراف‌ها بکنند. موفق باشید

11308
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی استاد آیا کسی که حق الناس به گردنش است این حق الناس مانع از رسیدن شخص به مقامات عالیه می شود یا خیر؟(اکثر آن هم برای دوران شیطنت پیش از بلاغت است و جزئی)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری حق‌النّاس مانع سیر به سوی نور الهی است و در حدّ توان باید آن را جبران نمود و اگر صاحبان حق در دسترس نیستند در حدّ توان از طرف آن‌ها صدقه بدهید یا برایشان استغفار کنید تا از شما راضی شوند. موفق باشید
9932
متن پرسش
سلام: از بین ترجمه های موجود کدام یک مورد تایید جنابعالی هستند؟ کدام یک از شرح های مثنوی را پیشنهاد می کنید؟شرح علامه جعفری، ملاهادی سبزواری و... و آیا مطالعه این شرح ها رو لازم می دانید؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از شرح‌ها حُسن خود را دارد. به عنوان مقدمه شرح آقای کریم زمانی خوب است تا ابتدا کلیّات مثنوی را به‌دست آورید. موفق باشید
8596
متن پرسش
سلام علیکم. آیا تمام علوم جدید مانند فیزیک و شیمی کشف رابطه هاست؟ آیا درست است که شهید آوینی گفتند که علم جدید اصلا انسان را به حقیقت عالم نزدیک نمی کند و متدولوِِژی است و با غایت تصرف و تمتع بیش تر در طبیعت بوجود آمده است؟ و آیا درست است که اگر انسان جدید از این غایت (تصرف در طبیعت) دست بردارد این علوم هم ارزش خود را از دست خواهند داد و به یک جمله خبری صرف که بی فایده است تبدیل خواهند شد. نظرتان چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حرف بسیار درستی است ولی باید با نظر به مقدمات لازم آن را فهمید تا از فردا تصمیم نگیریم دیگر فیزیک و شیمی را کنار بگذاریم و از این موضوع غافل شویم که امروز ما در دل همین نسبت‌ها زندگی می‌کنیم. هنر ما خودآگاهی باید باشد و از افقی بالاتر غافل نباشیم. شاید کتاب «گزینش تکنولوژی» کمک کند. موفق باشید
8127
متن پرسش
سلام علیکم . استاد گاهی نفس انسان حالت قبض شدیدی بر او عارض میشود بطوریکه حوصله هیچ کاری را ندارد . حتی دل نمیتواند یک خط دعا بخواند . در این حالات باید چکارکرد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین است رفیق! دلت هوای بی‌غیرتی‌های قبل را کرده و شما هم به آن محل نمی‌گذارید و حالا قهر کرده. به او بفهمان اگر صد روز هم قهر کنی من آن نیستم که تو را به بطالت‌های قبلی برگردانم. در این حال همچنان قبض را بپذیر و تنها به واجبات اکتفا کن. فرمودند: «برای قلوب اقبال و ادبار هست ». موفق باشید
6825
متن پرسش
پرسش: ما چند جوان دانشجو هستیم که نسبت به مسئله امر به معروف و نهی از منکر دغدغه داریم با علم به شرایط و مراحل امر به معروف و نهی از منکر پنج شنبه و جمعه های اخر هفته چند نفری به پارک روبروی خوابگاه میرویم و نسبت به حجاب زنان نهی از منکر میکنیم به این صورت: لطفا حجابتون رو رعایت کنید یا اگر مردی همراه اون خانم بود میگوییم :به خانم بگویید حجابشون رو رعایت کنن سوال: 1- اینکه میرویم تا نهی از منکر کنیم که قاعدتا یعنی میدانم اینجا گناه میشود میروم اگر دیدم گناهی را نهی از منکر کنم، این رفتن درست است؟ 2- ایا بر مرد جوان مجرد واجب است که خانم بد حجابی را نهی از منکر کند؟ یا باید فقط توسط خانم ها انجام گیرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلَم در هیچ شرایطی نباید امر به معروف و نهی از منکر تعطیل شود منتها باید شرایط تذکر و تأثیر آن فراهم باشد و اگر شرایط فراهم نیست باید ما تلاش های فرهنگی آن شرایط را فراهم نمود تا افراد بدانند ما از سر دلسوزی به آن ها تذکر می دهیم و به سعادت آن ها فکر می کنیم و گمان نکنند می خواهیم چیزی به آن ها تحمیل کنیم. موفق باشید
6779
متن پرسش
On another call bimatoprost 0.03 Director of Pharmacotherapy Education ± SR-AHEC where to buy celebrex THE EFT TRANSACTIONS WILL BE INITIATED ON WEDNESDAYS AND DUE TO NORMAL BANKING monobenzone benoquin to override DUR conflict online pharmacy buspar 4267240 00904391660 5.000 BZ12345K NICHOLS05/15/07 07267-000000614-0-1 50.000.00 DENY 00162
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که برای این سایت تنها امکان ارتباط با زبان فارسی فراهم است. موفق باشید
3710

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
شما در صفحة 42 علت این که امام‌حسین اصحاب‌شان را مجبور به نبرد نمی‌کردند را این می‌دانید که حضرت می‌خواستند «وقت حضور» حاکم شود. آیا «مجبور به نبرد کردن» منافات با «حاکمیت حق» دارد؟ آیا برای «حاکمیت حق» حتماً باید امام سکوت کند تا هر کس هر وقت خواست به جبهه برود؟ یا شرایط کربلا شرایط خاصی بود؟ چرا امیرالمؤمنین مردم کوفه را مجبور به نبرد با معاویه کرد؟ «مجبور» نه به این معنی که شمشیر بالای سرشان گرفت، ولی به این معنی که تا هر کس هر وقت خواست به میدان برود. بلکه حضرت حتی بازماندگان از نبر جمل را سرزنش کردند، حتی «سلیمان بن صُرَد خزاعی» -که از اصحاب پیامبر بود- را ملامت کردند و وقتی که او عذر خواست و وعدة یاری در فتنه‌های آینده را داد، حضرت سکوت کردند! تا آنجا که «سلیمان» به امام حسن مجتبی گفت: «از ملامت امام تعجب نمی‌کنی؟!» و امام حسن او را دلداری دادند. و مسلماً در چنین شرایطی خیلی از کوفیان خجالت کشیدند و به خاطر حفظ آبروی خود با امام رهسپار صفین شدند، و همینها هم بودند که از جنگ خسته شدند و گول حیلة عمروعاص را خوردند!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کربلا باید همه آماده‌ی شهادت می‌شدند و چیز خاصی از این طریق در تاریخ می‌ماند و لذا حضرت اصحاب را کاملاً آزاد گذاشتند تا فرهنگ کربلا که مخصوص به خودش است و با بقیه‌ی جنگ‌ها فرق می‌کرد، محقق شود. موفق باشید
3563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت شما استادگرامی من حدود یک ساله که ازدواج کردم و از دوره دانشجوییم هم حدود کمتراز دوسال دیگه باقی مانده . به درس خوندن خیلی علاقه دارم چون همیشه نیتم این بوده که از این طریق بتونم برای کشورم کاری بکنم. ازطرفی اینکه الان که ازدواج کردم باعث شده مثل دوران مجردی نتونم به کارای درسیم برسم از طرفی با مطالعاتی که داشتم به این رسیدم که وظیفه اصلی یه زن اینه به بهترین نحو همسرداری و بعد فرزندداری کنه.من واقعا بین دوگانگی موندم از اون طرف علاقه زیادی به فعالیت های دانشگاهی دارم و از این طرف همسرداری! و برای اینکه به هردوش برسم باید خیلی خودمم را تحت فشار بذارم!من چیکارکنم؟!!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: (برای خودش) هنر شما آن است که تولد جدید خود و فعالیت‌های دانشگاهی و زندگی با همسر را جمع کنید. معلوم است که اگر قابل جمع نبود، گمشده‌ی شما همسرداری و فرزندداری است. موفق باشید
2374
متن پرسش
با سلام وعرض ادب خدمت استاد شما در جواب سوال 2301 فرمودید دانشگاه وحوزه باید چه کار کنند ولی من می خواهم بدانم که وظیفه یک طلبه ودانشجو در قبال دستور ولی زمان که فرمودند در قبال این حوادث بی تفاوت نباشید چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: فرق نمی‌کند عمده آن است که شرایط تاریخی خود را بشناسیم تا در موقعی که وظیفه‌ای پیش آمد کوتاهی نکنیم. مثل آنچه برای شهدا پیش آمد وقتی با حمله‌ی عراق روبرو شدند. موفق باشید
1591

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام در موردحفظ کرامت انسانی ونقش آن درمعناداری زندگی درحال نوشتن مقاله ای هستم.لطفاراهنماییهای لازم برای بهترنوشتن مقاله که مدنظرتون هست رابیان فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: کتاب «کرامت انسان» از آیت‌الله جوادی آملی«حفظه‌الله» مطالب ارزنده‌ای دارد. از طریق همان کتاب می‌توانید جهت تفسیر آیاتی که آقا اشاره می‌کنند به المیزان رجوع کنید. موفق باشید
23518
متن پرسش
با سلام: نظر جنابعالی در رابطه با این موضوع مهم یعنی رخدادهای ۲۲ بهمن‌ این سال‌ها که هر سال به شکلی خاص و با پیامی جدید به صحنه می‌آید، چیست؟ گویا انقلاب چیزهایی در درون دارد که هرسال، شمّه‌ای از آن را در ۲۲ بهمن‌ها رو می‌کند. بنده حیرانم که از یک طرف، همه‌چیز به ظاهر حکایت از آن می‌کند که مردم از دست انقلاب عصبانی‌اند و از طرف دیگر می‌بینیم ماورای سختی‌ها و حتی خیانت‌ها، نگاه دیگری به انقلاب دارند و به قول خودشان انقلاب‌شان را دوست دارند و برای حفظ آن حاضرند جان بدهند. استاد: قضیه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذهنم هست که میشل‌فوکو آن فیلسوفِ پست‌مدرن گفته بود انقلاب اسلامی بزرگ‌ترین نقدِ ایده‌ی جامعه‌شناسی کلاسیک است که معتقد است فرهنگ‌ها در حالِ سکولارشدن هستند و «دین» در حالِ خارج‌شدن از تاریخ است.

به این فکر کنید که انقلاب اسلامی به مثابه‌ی رویدادی تاریخی از مسیر تاریخی و تقدیری دیگر روایت می‌کند که در کشاکش با مدرنیته، نگاهی دیگر را در تاریخ ما وارد کرد. ماهیت انقلاب اسلامی موجب رویداد نظریه‌ای شد که هنوز که هنوز است متفکران دنیای مدرن نسبت به آن سرگردانند.

انقلاب اسلامی نشان داد ما در عین آن‌که از جهتی ذیل تاریخ غربی هستیم، تاریخ متفاوتی را مدّ نظر داریم. ما با انقلاب اسلامی، خود را پیدا کردیم و از آن به بعد مسیری را ادامه می‌دهیم که بر خلاف مسیر تفکر کلیشه‌ای روشنفکران تحت تأثیر فرهنگ مدرنیته است.

انقلاب اسلامی به تفکر ما سر و سامان داد در حدّی که از معضله‌ی بی‌هویتی و بحران هویت، بیرون آمدیم. راهپیمایی‌های مکرر ۲۲ بهمن را شما در کدام انقلاب‌ها به این صورت دیده‌اید تا بنده از سخن خود منصرف شوم که می‌گویم انقلاب اسلامی، قدرت هویت‌بخشی دارد؟!

انقلاب اسلامی به اعتبار گشتِ تمدنی و نجات از انحطاط تاریخی که ما را گرفتار کرده بود، انقلاب کبیر این دوران است و بیشترین تراکم اجتماعی را دارا می‌باشد. رستاخیزی است جمعی، در پاسخِ به مسائل جامعه‌ی ایران به لحاظ این‌که مردم وضع جدیدی را فهم کرده‌اند. چرا روشنفکرانِ کلیشه‌ای هنوز متوجه‌ی نظریه‌ی شکست‌خورده‌ی خود نیستند و معتقدند ما داریم سکولار می‌شویم؟! نمی‌بینند اگر هنوز ظاهر بعضی افراد سکولار است، قلب‌ها چگونه به سوی ایمان رجوع نموده است.

مردم ما در انقلاب اسلامی، امکان غرب‌شناسی برایشان فراهم شد و فهمیدیم که غرب، چیزی است که در هر حال با ما فاصله دارد. انقلاب اسلامی با داد و ستد با غرب شکل گرفت، ولی از درونِ نحوه‌ای از تفکر پست‌مدرنیسم امکان اثبات حرکتی به ظهور آمد که باید برای زندگی، خدا را به مناسبات برگرداند و در بستر فرهنگ بومی خود با دنیای جدید و امکانات آن به داد و ستد نشست. موفق باشید 

21321
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: لطفا در مورد موارد زیر توضیح بفرمایید: 1. در خصوص داستان قابیل در آیات قرآن کریم بعد از فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ و فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ هیچ اشاره ای به امکان توبه برای وی نشده است و در طول تاریخ انسان های زیادی بعد از گمراهی دچار عذاب وجدان شدید شده اند و از درد ناچاری خودکشی نموده اند. آیا فقط گناهانی در حد خوردن میوه درخت ممنوعه آن هم بعد از 40 سال گریه و زاری در ظاهر بخشیده می شود؟ می گویم در ظاهر چون به رغم اینکه گفته می شود بخشیده شدند به جایگاه قبلی برنگشتند. دیگر اینکه انسان هرقدر تلاش کند خداشناس تر و عابدتر از شیطان نمی تواند بشود که آن هم مطرود شد. با این اوصاف چرا نباید مایوس بود؟ 2. در خصوص موضوع جبر و انتخاب بعنوان مثال وقتی برای خرید جنسی به مغازه می رویم چند مدل نشان می دهد و ما مجبوریم از مدل های موجود یکی را انتخاب کنیم در ظاهر حق انتخاب داریم ولی در باطن مجبوریم. در خصوص انتخاب حق و باطل توسط انسان نیز وضع به همین گونه است انسان هنگامی می توانست انتخاب گر محض باشد که در خصوص بودن یا نبودنش در هستی هم امکان انتخاب داشت. اینکه می گویند انسان خودش خواسته که باشد را اصلا درک نمی کنم حتی شعر معروف - ما نبودیم و تقاضامان نبود .... لطف تو ناگفته ما می شنود – را طوری معنی می کنند که انسان خود خواسته که باشد در صورتیکه در مصرع اول می گوید ما تقاضامان نبود. وقتی تقاضایی نبوده چرا می گویند بوده. با این حال فرض می کنیم که خود انسان خواسته که باشد اگر چنین است باید حالا نیز در خصوص بودن یا نبودنش (منظورم جسم نیست) هم مختار باشد ولی می بینیم که اینطور نیست و خودکشی فقط جسم را از بین می برد و هیچ کاری در خصوص روحش نمی تواند انجام دهد و محکوم است که باشد. خلاصه اینکه از مجموع شواهد و قرائن مشخص می شود که فقط جبر محض بطور پنهان حکمفرماست. با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: باید از خود مأیوس بود وقتی هنوز با عبادات‌مان، روحِ استکباری به روح تواضع و بندگی تبدیل نشود و در مقابل فرمان خدا که فرمود به آدم سجده کنیم، بگوییم ما بهتر از آنیم وگرنه اگر خودِ بندگی در محضر پروردگار برایمان زیبا باشد، چرا نباید به رحمت پروردگار امیدوار بود؟ 2- خداوند نظامی را ایجاد کرده است که انسان‌ها در بستر آن نظام می‌توانند خود را معنا ببخشند و یا گرفتار پوچی و بی‌معنایی شوند و اساساً اختیار به معنای آن‌که ما نظام عالَم را به‌وجود آوریم، مطرح نیست، ما در نظام الهی هستیم و نه بر نظام عالم. موفق باشید

19580
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد عزیز: در ده نکته از معرفت نفس فهمیدیم که حقیقت انسان من اوست و تن ابزار ، و چیستی من همان هست اوست و مجرد زمان و مکان ندارد و من نظر به تن دارد و در برهان صدیقین فهمیدیم که یک وجود در صحنه هست آن هم خداست و هر چه هست تجلی عین وجود است که تجلی کرده و این عالم هم پایین ترین مرتبه وجود است از همان تجلی. و خدا گفته شد که همه جا هست و به تمامه هست مثل من در بدن که همه جاست و گاهی در بینایی گاهی در شنوایی و غیره ظهور و تجلی می کند و باز روشن شد که خدا همه جا حضور دارد و ظهورات متفاوت دارد مثل همان من. سوال من این است که از آنجایی که تمام هستی تجلی حضرت حق است و بود ما و هستی همان ربطمان به خداست و همان طور که خدا اراده کرده و این هستی را تجلی کرده و مرتب فیض می رساند و اگر اراده کند فیض قطع شود تمام این ممکن الوجودات نیست می شوند مطلب اینجاست که آیا کل این عوالم از مجردات گرفته تا این پایین ترین مرتبه عالم ماده فعلی، همه در اراده خدا اتفاق می افتد؟ یا مطلب بطور دیگریست چون خدا تجرد شدید دارد و دانستیم که خدا شبیه هیچ چیزی نیست مثل من انسان که فقط هست حال اگر ما ارداده چیزی کنیم بدون نیاز به جا در ذهنمان محیاست آن هم به اراده خدا ولی خدا چگونه تجلی می کند در اراده خودش آخر خودش که ثابت است و حرکت ندارد این عوالم نیاز به حرکت دارند تا به ثبات برسند خلاصه این مطلب چگونه جمع می گردد این هستی در چه حالتی اتفاق می افتد آیا جز در اراده خداست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید متوجه‌ی نسبت وجود عالم با خدا شد و این‌که وجود عالم، عین ربط به حضرت حق است و بودن عالم همان ربط به حق‌بودن است. در این حالت است که این فرض مطرح می‌شود که اگر رابطه قطع شود، بودنِ عالم یعنی وجود آن دیگر محقق نیست. حال آیا عالم در وضعیتی قرار می‌گیرد که از طرف حضرت حق و بر اساس سنن ثابت او اراده‌ی دیگری محقق شود یا نه، واللّه اعلم. موفق باشید

19439
متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد عزیز و آرزوی قبولی طاعات جنابعالی: سوالی از بنده شد که چرا باید در مقابل عقیده مخالف ترور کنند خب با عقیده پردازی و تئوری جواب دهند، و ایشان اشاره کرد به ماجرای احمد کسروی و شهید نواب که چرا ایشان کسروی را ترور کرد این چه منطقی است که نمی توانند جواب دهند و بعد می کشند یا عمل هایی شبیه به این ها ... اگر لطف کنید پاسخی عنایت فرمایید ممنون می شوم. التماس دعا ی ویژه در این ماه مبارک دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مرتدّ بالفطره مثل کسروی و سلمان رشدی، موضوع با تبادلِ نظر علمی فرق می‌کند. در این‌جا بحث توطئه برای زیر سؤال‌بردنِ اصل اسلام است در قرآن داریم که: یهود برای ضربه‌زدن به اسلام، بعضی‌ها مأمور می‌شدند که صبح اعلام کنند ما مسلمان شده‌ایم و بعد عصرهنگام بگویند تحقیق کردیم متوجه شدیم اسلام دین حقیقی نیست و دروغ است. و قرآن دستور داده است با این توطئه‌گران که در مقابل حق و حقیقت نقشه می‌کشند، برخورد شود. چون این‌ها دشمن حقیقت‌اند. در حالی‌که اگر صِرف تحقیق بود خداوند در سوره‌ی توبه می‌فرماید: «به آن‌ها اجازه دهید وارد جامعه‌ی اسلامی شوند، تحقیق کنند و بعد در حفاظت مسلمین برگردند به قبیله‌ی خود و هرطور خواستند تصمیم بگیرند». در مورد سؤال شما نیز قضیه از این قرار است که واقعاً اگر کسی در نظام اسلامی متولد شده است و اهل تحقیق است و در مورد اسلام تحقیق کرده است، جایی برای آن می‌ماند که اعلام کند اسلام دروغ است و بخواهد به دین دیگری گرایش پیدا کند؟ یا عملاً این یک توطئه است در زیر پوشش تحقیق. و این غیر از آن است که بنده و جنابعالی بدون آن‌که نسبت به اسلام کافر شویم، در رابطه با بقیه‌ی ادیان تحقیق نماییم. در این رابطه خوب است به جواب سؤال‌های شماره‌ی 8622 و 11671 و 13674 رجوع فرمایید. موفق باشید   

18178
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار خسته نباشید. بنده یه نوجون هستم و یه سری مشکلاتی دارم و واقعا نمیدونم چطوری باید حلشون کنم! اگر لطف کنید یه پاسخ جامع و ساده و با توضیحات کامل بهم بدید ممنون میشم! خانواده من افرادی هستن که نماز میخونن روزه میگیرن و عزاداری های ماه محرم هم میرن و در همین حد هستن! هر جه قدر من راجع ب خمس و زکات احادیث و امر به معروف و نهی از منکر و ... میگم اصلا اینا رو قبول ندارن. با ولایت فقیه مشکل دارن و از این جور ادمان. خودم دیگه کلافه شدم. منو مسخره میکنن چون به یه اصولی پایبندم و پافشاری دارم بر اونا. اصرار دارن ته من از بعضی عاقایدم دست بردارم و مثل خودشون دین رو خیلی ساده و سطحی بگیرم و کاری به کار کسی نداشته باشم و تمایلم به غرب باشه و در مجالس اهل بیت شرکت نکنم. هر بار که من بخوام برم هیات روضه و... والدینم ناراحت و عصبانی میشن و من مجبورم از تمام مومن ها عقب باشم و خودمو توی خونه خودمون و خونه مادربزرگ و پدر بزرگ زندانی کنم، نمیزاره با دوستام به هیات برم. اما میزاره باهاشون اخر هفته برم کافی شاپ و بازار و... میگه مجالس اهل بیت همش من در اورده و برای تقویت انقلاب و همش به نفع اونایی که از دین نون میخورن و تو بچه ای حالیت نیس! اما نمیدونه اون مجلس غیبت و چرت و پرت و لغو خودشون هست که گمراه کننده است و مجلس اهل بیت محل ارامشه! پدرم میگه فقط درس! در کنارش نماز هم بخون! امسال سال خوبیه بنده سال سوم تجربی هستم و امسال امتحانات نهایی کشوری با ماه رمضان مقارن شده! و جلوجلو مادرم میگه نمیخواد روزه بری! حاضرن امر خدا رو به خاطر یه چیز مسخره ای به اسم کنکور و نمره و... تعطیل کنن! اغلب اوقات میریم خونه پدر بزرگم و اونجا با من بحث (خصوصا سیاسی و راجب علما و احکام) میکنن و من مجبورم سکوت کنم و تا حالا فکر نکنم بیش از 30% متوجه انقلابی بودن من شده باشن و می ترسم که اینو اعلام کنم! و می ترسم حرفی بهشون بزنم! مثلا یه بار بحث کردیم اون هی تعریف کار های رضا شاه داد و گفت راه اهن آورد امنیت آورد و کشف حجاب کرد کار خوبی کرد! منم جواب داشتم اما حرف نزدم البته اولش یه جیزهایی گفتم ولی بعدش نه! و همون شب نماز شبم قضا شد! بعد از بحث ها روحیه معنویمو از دست میدم نمیدونم چرا و اینم یکی از دلیل هایی هست که سکوت می کنم و می ترسم اینجوری از اهل قعود بشم. دوست ندارن با پسر های مذهبی دوست باشم اما مشکلی با یه پسر مشروب خوری که دنبال دختر ها و پسر(!) های مردم هست دوست باشم. طرف دار علما و روحانی ها هستم اما هر وقت ابراز می کنم یا مثلا جملاتی رو ازشون میگم خیلی خوردم میکنن و میگم به قول معروف جمع کن بساطتو! واقعا نمیدونم دیگه باید چیکار کنم! بار ها به خودشون از سر شوخی یا طعنه گفتم لحظه شماری می کنم برای رفتن به دانشگاه تا که ازتون دور بشم و بتونم به همه چیزم برسم! نمیزاره نماز جمعه هم برم! میگم بابا واحبه میگه نه! خب خودشون اینا رو قبول ندارن من چی کنم! اگر سر خود رفتم نماز جمعه و برگشتم باهام بد اخلاق میشن و هزار تا حرف بارم میکنن. استاد یه راهنمایی بکنید لطفا و لطفا نگید باهاشون بساز و تحمل کن و مهربانی و.... اینا رو هم انجام بدم روی اونا اثر نداره و توجه کنید منم یه آدمم و دل دارم! جطوری میتونم ببینم تمام دوستام میرم با هم هیات و... و من باید شب جمعه تو گوشه اتاقم باشم و برای وضعیت خودم گریه کنم! واقعا خستم.... امیدوارم اول درکم کنید استاد بعد پاسخ بدید! شدیدا به کمکتون نیاز دارم. ممنون واقعا یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر جناب مولوی نفرمود: «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب». فعلاً جان تشنه‌ی خود را سیراب کن و ابداً مشغول اشکال و جواب با چنین افرادی نباش که موجب کدورت روح و قلب می‌شود. و مگر خداوند نفرمود: «ثم ذرهم فی خوضهم یلعبون»  ایشان را واگذار تا در خوض و تفکرات بیهوده‌ی خود مشغول بازی باشند. خداوند از طریق دیگر برکاتی که به رفقایتان می‌رسد را به شما می‌رساند و نتیجه‌ی این نوع درگیرنشدن را با انسان‌های جاهل بعداً خواهید دید. موفق باشید

17288

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: از طلبه ای شنیدم که می گفت همسرش اهل دین و دیانت نبود، موسیقی حرام گوش می داد و در فاز دیگری بود... آن طلبه می گفت: من برای او موسیقی حرام می گذاشتم، با او همراهی می کردم. به نظر حضرتعالی این شیوه تربیتی درست است؟ و کلاً با اینطور افراد چگونه باید برخورد کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم با جواب‌دادن به نفس امّاره، نفس امّاره با شدت و حدّتِ بیشتر، میلِ خود را طلب می‌کند و لذا چنین روشی که می‌فرمایید هرگز نتیجه نخواهد داد. موفق باشید

16996
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: یکی از اساتید گمنام و مخفی عرفان به یکی از شاگردانش گفته از این به بعد اگر می خواهی به مراحل بالاتر بروی باید از غذای زن حائض نخوری حال دو سوال 1. آیا این دستور از دین و اهل البیت (ع) است یا من در آوری است 2. اگر دستور درستی است پس خود زنها که در این حال قرار می گیرند چقدر ضرر می کنند؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف‌های بی‌پایه و عوامانه‌ای است که متأسفانه در شرح حال آقای شیخ جعفر مجتهدی در کتاب لاله ای از ملکوت نیز این موضوع مطرح شده است، چرا باید در معارف الهی از یک انسانِ عامی که به جهت ارادت به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» مورد عنایت آن حضرات قرار گرفته‌اند، اسوه‌ی معرفتی ما باشند؟ مگر چنین اعمالی در سیره‌ی اولیاء معصوم بوده است که ما به آن‌ها عمل کنیم؟ موفق باشید

15919
متن پرسش
سلام استاد حکیم: 1. می شود گفت کسانی که بوسیله عبادات هنوز نتوانسته اند برای خود وجودی بالفعل بسازند ولو در حد کم؛ قلب ندارند چون قلب یعنی وجود بالفعل؛ و لذا نمی توانند حضور قلب داشته باشند و اصلا نمی توانند در حال زندگی کنند چون درگیر وجود متحرک خود که وابسته به بدن است می باشند؟ آیا حضور قلب همان حضور اسمء خداوند در نفس انسان بصورت بالفعل است؛ و توجه به این اسماء را حضور قلب می گویند؟ اگر اینگونه باشد می توان گفت کسی که هنوز با معرفت و عمل خود را در معرض اسماء خداوند قرار نداده و به قول معروف هنوز بسط اسماء در او شروع نشده اصلا قلب ندارد و محال است حضور و نشاط در عبادات را بفهمد؟ انسان از کجا می تواند بفهمد قلب دارد و اسماء خداوند در او در حال تجلی است؟ از کجا می تواند بفهمد در حال سیر به جلو است یا در حال عقب گرد؟ این را پرسیدم چون گاهی انسان با خیال احوالات معنویی که قبلا داشته زندگی می کند و خود را با الفاظ عارفان مشغول می کند در حالی که در استدراج است و درحال عقب گرد، چگونه بفهمیم در حال سیر الی الله بشکل حقیقی هستیم؟ ۲. اگر کسی بعد از مدتی شور عملی خود را از دست بدهد هرچند شعور علمی برای کسب معارف دارد و واقعا در حال مطالعه و تفکر در معارف است؛ ولی شور عملی او به حدی کاسته شده که نه تنها نماز شب بلکه نماز صبح هم نمی خواد البته نه از روی عمد؛ قلبا عاشق عبادت هست ولی مثلا برای نماز شب بیدار می شود اما نمی داند چرا باید بلند شود؛ خلاصه که نمی دانم چطور این حالت را توضیح بدهم ان شاءالله که استاد متوجه این حالت هستند و جوابی عرض می کنند. گاهی آنقدر عمل کردن برایم مبهم می شود و می گویم چرا باید فلان عبادت را انجام داد و بدنم اصلا دیگر فرمان بردار نیست؛ با اینکه از نظر علمی مبادی عبادت و چرایی آن برایم حل شده ولی موقع عمل مثلا نماز صبح؛ یک حال بهت و گنگی برایم پیش می آید که نمی دانم چرا باید نماز بخوانم؛ شاید بخاطر این باشد که چندین سالست دم از سلوک می زنیم و چون خبری نشده و نمی دانیم چه باید بشود یک یاس مخفی در عمل پیدا کرده ایم. به هر حال امیدوارم متوجه احوال حقیر شده باشید چون نمی دانم چگونه توضیح دهم. تشکر از زحمات وافرتان؛ اجرکم عندالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- قلب به صورت بالقوه در همه‌ی انسان‌ها هست و همان وجهِ باطنی انسان است که چنان‌چه با نیّت قرب الهی، عبادات را انجام دهد آرام‌آرام ظهور می‌کند 2- وقتی انسان به آن‌چه می‌داند عمل کند، زمینه برای اعمال برتر با رجوع بهتر به قلب او چشانده می‌شود. مدتی با زندگی‌نامه‌ی عرفا مأنوس باشید خوب است. در ضمن کتاب «تذکرة الالیاء» عطار را نیز مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید

نمایش چاپی