بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
4963
متن پرسش
یک بحثی دوستانه با یکی از دوستان داشتیم که آن را مکتوب اورده ام شما در موردش نظر بدهید که کدام حق است و اگر ذیل هر عبارت که اشتباه بود توضیح دهید ما را از سرگردانی نجات دادید خواهش می کنم راهنمایی فرمایید نام دو شخص را با الف و ب مشخص کرده ام: الف:التوحید ان لاتتوهمه ب:و کمال التوحید نفی الصفات عنه الف: این و کمال التوحید مربوط به وحدت شخصی وجود است ب:نه، یعنی وحدت حقه وجود الف: در وحدت شخصی هم عارف چیزی جز خدا نمی بیند و صفات را هم دیگر نمی بیند به عبارتی خداوند تجلی ذاتی می کند ب: نفی صفات یعنی اینکه صفات مستقل از خدا نیستند خدا عین صفات است عارفی که صفات عینیه را نبیند عارف نیست جاهل است و قاصر ثانیا تنها عارفی که در شهود محجوب است سجده تجلی گاه تام اوست عارف حقیقی را سجده و قیام فرقی نیست؟ الف:قسمت ثانیا را قبول ندارم و در مورد قسمت اول جوابت:صفات همه فانی در خدایند و عارف بجایی می رسد که از کثرت صفات به وحدت ذاتی می رسد این در برهان صدیقین به اثبات رسید؟ ب:اشتباه نشود اگر بحث از فنا می شود راجع به مقام انسانی است اگر قائل شویم در صفات فنا هست هیچ حرف از وحدت نیست صفات فقط عینیت دارند نه فنا. الف:اسم در مسمی فانی است. ب: خیر،لا اسم و لا رسم لواحدالقهار الف: این در مرتبه واحد قهار است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره من نفهیدیم مشکل و سؤال اساسی شما چیست؟ حرف‌های خوبی است که هر کدام در جای خودش درست است. صریحا موضوع را مشخص بفرمایید؛ اگر بتوانم در خدمتتان هستم. موفق باشید
3186

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید. لطفاً نظر لایبنیتس و علامه در باره اصالت نفس را با هم مقایسه بفرمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این کار من نیست. موفق باشید
1632

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام .من وقتی به آثار شما وخود شما نگاهی جدا از نگاههای سیاسی می اندازم اینن گونه میبینم که شما هم مثل همه انسانها در جستجوی جواب دادن به ابعاد فطری و اصیل خود که در تنهایی ها نمی توانید منکر آن شوید هستید جوان امروز که نمونه بارزش من هستم از بازی خوردن های خیالاتم سرخورده ام شمامیگویید که درمان در قران واز اهل البیت است مشکل نیافتن راهی محکم به این دوریسمان است .راهنمایی کنید.> سوال من حالت طلبکارانه دارد می دانم که این از درس هایی که ما توی دانشگاه خونده ایم یادگرفته ایم> ازنظر شما دانشگاه واقعی حوزه های ماست یا دانشگاه های ما؟تکلیف ما با این سیستم چه می شود؟>
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فکر می‌کنم با مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» تا حدّی جواب قسمت اول سؤال‌تان را بگیرید. ولی در مورد قسمت دوم سؤال‌تان باید عرض کنم حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» در کتاب‌های خود میراث ارزنده‌ای در موضوعات فلسفی و عرفانی و اخلاقی برای ما گذارده‌اند که حوزه و دانشگاه باید به آن رجوع کنند و در آن فضا دانشگاه می‌تواند به وظایف خود در موضوعات علوم تجربی بپردازد و حوزه نیز در آن فضا در موضوعات فقهی و قضایی و اقتصادی تلاش کند ولی اگر از نگاه حضرت امام محروم شویم نه دانشگاه موفق خواهد بود و نه حوزه. موفق باشید
1272

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام جواب پام قبلی قانع کننده نبو اصلن موضوعی که شما دادید در قالب پایان نامه قابل بررسی نیست لطفن چند موضوع مربوط به رشته شیعه شناسی که جای کار دارد رامعرفی کنید لطفن خود استاد جواب دهند
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده در حدّ سؤال از موضوعات کلامی می‌توانم خدمت عزیزان باشم. جواب این‌گونه سوالات در حدّ اطلاعات من نیست. موفق باشید
1262

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تبریک عید سعید فطر می خواستم بدانم که چگونه ترس ناشی از وهم را از ترس ناشی از عقل تمییز دهیم مثلا شخصی به خاطر ناامنی هایی که در جامعه اتفاق می افتد از رفتن به جامعه احساس خطر می کند و گوشه نشینی اختیار می کند قطعا این ترس ترس ناشی از وهم است ولی یک سری مواردی پیش می آید که واقعا شخص نمی تواند تشخیص دهد ترس عقلی است یا وهمی لطفا راهنمایی بفرمایید با تشکر التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: به نظرم با عقل شریعت و با نظر به وظایفی که دین بر عهده‌ی ما گذاشته بتوان جلو رفت و در امور احتمالی هم به خدا توکل کنیم و به طور طبیعی زندگی نماییم و عقلای قوم را ملاک اعمال خود قرار دهیم. موفق باشید
845

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی در جلسه تفسیر فرمودید سیر افرادی مانند مولوی و محی الدین علیهم رحمه بر اساس توحید ابراهیمی نیست چون از (حجاب ظلمانی )خلفا عبور نکرده اند . با عنایت به اینکه ظاهرا مولوی و محی الدین وارد در عالم توحید الهی بوده اند و خداوند سیر در اسماء خود را نصیب انها فرموده است و از جمله افرادی بوده اند که عالم را به شواهد مطالبی که بیان کرده اند در قبضه حق می دیده اند و برای غیر خدا اثری استقلالی قائل نبوده اند و از دریچه حضرت حق به عالم نگاه می کرده اند چطور می توان انگونه بیان نمود؟ اگر چنین است پس سیر خیلی از عرفای شیعه هم مانند مرحوم میرزا جواد اقا و علامه طباطبایی و اقای قاضی می تواند توحیدی نباشد چون انها هم بر علیه کفر زمان خود اقدام عملی انجام نداده اند.؟ از طرفی می بینیم مرحوم قاضی علیه رحمه به فرزند خود می گوید به مصر نرو چون ولایت دارند و لی تبری ندارند و لی ایشان به بعضی از شاگردان خود می گوید مثنوی بخوانید اگر واقعا بویی از محبت به خلفا در ان استشمام می کرد چگونه امر می فرمود.؟ وقتی ما مثنوی می خوانیم حقیقتا روحیه حماسی را در ان بالا می بینیم فردی مانند اقبال لاهوری که یک مصلح اجتماعی است و گرایش عرفانی دارد به افرادی مانند حافظ خرده ها می گیرد و انها را دور از مسائل اجتماعی می پندارد و لی با مثنوی مانوس است و امام علیه رحمه در یکی از سخنرانیهای خود اول انقللاب این بیت مولوی را با حالات حماسی بیان نمود انکه مرگ پیش چشمش تهلکه است نهی لاتلقوا بگیرد او بدست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: حتماً مستحضر هستید که بنده عرض کردم جناب مولوی و محی‌الدین حاکمیت غیر معصوم را پذیرفته‌اند و گله‌ای در این مورد از آن نوع حاکمیت ندارند. در حالی‌که توحید ابراهیمی هیچ‌گونه استقلالی را در هیچ مرتبه‌ای، اعم از عالم تشریع و تکوین نمی‌پذیرد و بر اساس آن نگاه نمی‌توان پذیرفت غیر از معصوم حاکمیت تشریعی جامعه را به عهده بگیرد وگرنه نه‌تنها منکر مقامات توحیدی آن بزرگان نیستم، احیاء فرهنگ عرفانی آن‌ها را جهت تحقق تمدن اسلامی و برگشت به عهد قلبی با خدا لازم می‌دانم. موفق باشید
23258
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: در صورتی که یک بودایی یا مسیحی و یا پیروان ادیان دیگر به دین خود پایبند باشند و مسلمان نشوند (یا به دلیل نداشتن اطلاعات کافی از دین اسلام یا به دلیل به حق دانستن دین خودشان) ولی از خیلی از مسلمانان شناسنامه ای انسانیت بیشتری داشته باشند باید با توجه به فرمایشات جنابعالی پس از مرگ به ضلالت ابدی بروند و هیچ وقت از دوزخ خود خارج نشوند ولی کسی که در شناسنامه اش مسلمان است و آن طور که خودش می خواهد اسلام را در زندگی خاکی اش اجرا می کند فقط به دلیل اینکه پدر و مادرش مسلمان بوده اند، پس از مرگ بعد از گذراندن جهنم معادل گناهانش، به جرگه ما بقی مسلمانان می پیوندد. آیا این موضوع به نحوه انتخابش در زمان قبل از به دنیا آمدن دارد یعنی این شخص مسلمان شناسنامه ای قبل از به دنیا آمدن، خودش خواسته است که از ازدواج و رابطه یک زن و مرد مسلمان پا به این دنیا بگذارد و این نحوه انتخاب قبل از به دنیا آمدن به چه صورت است؟ یا اگر این طور نیست آیا اجبارا هر کس در یک خانواده پا به دنیای خاکی می گذارد؟ اگر انتخابی نباشد، با این شرایط زندگی کاملا متفاوت و این اجباری بودن چرا باید عذاب ببیند. لطفا مرا راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هیچ‌وجه نمی‌توان گفت آن بودائی و یا آن مسیحی در این زمانه انسانی است دوزخی! به اندازه‌ای که به دنبال حقیقت باشد، با حقیقت روبه‌رو می‌شود و تا ابد با آن زندگی می‌کند. آری! آن نوع تولد و زندگی را خودش انتخاب کرده و می‌خواهد در همان بستر با حقیقت روبه‌رو شود. موفق باشید

22510
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: و با سلام به آن رفیقی که از جنابعالی «وداع» کرد؛ پیرو سؤال و جواب شماره 22474 خواستم نکاتی را در خطاب به ایشان عرض کنم. بنده آن روزهایی که کتاب «آشتی با خدا» و «ده نکته در معرفت نفس» را مطالعه کردم در این تصور بودم که همه‌ی آن‌چه باید به‌دست آورم را، خدا به من داده است. تا این‌که با برهان صدیقین و کتاب «خویشتن پنهان» و بحث‌های معاد شما روبرو شدم و دیدم عجب میدانی است میدان معارف اسلامی. تصورم این بود که دیگر بهتر و بالاتر از این نمی‌شود تا بالاخره با شرح شما در کتاب حبّ اهل البیت و کتاب «آنگاه فعالیتهای فرهنگی پوچ می‌شود» روبرو شدم. در پیش خود گفتم خدایا! آیا بشر بعد از چنین نگاهی به اهل البیت، جایِ دیگری هم می‌تواند برود و باز کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی» پیش آمد تا بفهمیم امروزه راه اهل البیت چگونه می‌تواند ادامه یابد. خدا می داند با مطالعه آن کتاب احساس کردم در مغز عالم قرار دارم و همه چشمه هایی که باید بر روی انسان گشوده شود از طریق «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام» پیش خواهد آمد و این علاوه بر مباحثی بود که شما در کتاب های مربوط به انقلاب اسلامی نمودید. همچنان با کتاب سلوک بسر می بردم و می برم که با مباحث «گوش سپردن به ندایِ بی صدای انقلاب اسلامی» روبرو شدم و متوجه گشتم در بستر سلوک ذیل شخصیت امام، راهی به سوی عالم معنا به صورتی گشوده می شود که دیگر می توان به چیزی گوش سپرد که آن قصه حقیقت این تاریخ است و در ساحتی می توان وارد شد که ثمره همه آن چیزی است که انقلاب اسلامی به بشر این تاریخ عطا کرده است. این سخنانی است که بنده از خود شما آموختم. سؤال من از آن رفیق عزیزی که بنا دارد با شما وداع کند آن است که (تو در آینه این تاریخ به کجا خواهی رهسپار شوی که در آن جا صدایی حقیقی تر از صدای انقلاب اسلامی به گوش می رسد). این سخن بنده بود با آن رفیق. نمی دانم می توان گفت نکند آن رفیق انتظار دارد شما با نظر به مشکلاتی که مردم را فرا گرفته است در امور جزئی وارد شوید. نظر شما چیست؟
متن پاسخ


22510-باسمه تعالی: سلام علیکم: البته این‌که انسان متوقف در شخص و شخصیتی نشود، چیزِ پسندیده‌ای است. عمده آن است که کمک کند و بگوید: «رهسپار چه میدانی است» تا بقیه را نیز به وسعتی که او بدان دست یافته است، وارد کند. هایدگر از استادش هوسرل در رابطه با پدیدارشناسی عبور کرد و نشان داد که پدیدارشناسی استادش هنوز در گردونه‌ی سوبژکتیویته است و با این کار، خدمت بزرگی به ما نمود تا بفهمیم که پدیدارشناسی اگزیستانسیالِ ما می‌باشد و برای ما شبکه‌‌ای از حضور با پدیده‌ها پیش می‌آورد. و چه خوب بود که در این شرایط تاریخیِ تفکر، گفتمانِ این نوع عبورها به میان آید تا هرچه بیشتر به صورت حضوری و وجودی با حقیقتِ دوران که انقلاب اسلامی است مرتبط باشند.

بنده هم نمی‌دانم که آیا چنین انتظاری از من هست که در امور جزئی و موسمی وارد شوم، در حالی‌که تجربه‌ی سه دوره‌ی مدیریت، بنده را متوجه کرد که اگر به صورت زیربنایی مسائل خود را حل نکنیم و معارف لازم را به میدان نیاوریم باید به گفته حافظ «چو بید بر سر ایمانِ خویش می‌لرزم» مصداق ما باشد. موفق باشید

 

20316

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: بعضی ها می گویند فضای علمی نهایه الحکمه حضرت علامه طباطبایی (ره) از اسفار بالاتر است. این حرف درست است؟ و اینکه حضرت علامه (ره) کتابی با موضوع عرفان نظری ندارد، ربطی به نهایه الحکمه ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خیر! این‌طور نیست، اسفار بالاخره چیز دیگری است 2- علامه عرفان خود را در لابه‌لایِ المیزان به صورتی ظریف مطرح کرده‌اند. موفق باشید

19662

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: روایتی در المیزان هست مبنی بر اینکه تمامی هفتاد و یک فرقه یهود و هفتاد و دو فرقه نصارا و هفتاد و سه فرقه مسلمانان در هلاکتند مگر یکی. و هلاکت هم که یعنی بی نتیجه شدن همه اعمال و در نتیجه بی نتیجه شدن زندگی و این روایت با آن حدیث که می فرماید «لا تاکل النار محل الایمان» همخوانی ندارد چرا که در این حدیث خیلی از افراد این فرقه ها در نهایت بهشتی می شوند. لطفا توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً روایت اول، نظر به مکاتب مطرح در دنیا دارد که تنها یک فرقه از آن مکاتب، فرقه‌ی ناجیه هستند و در دنیا به نتایج لازم می‌رسند. ولی روایت بعدی، نظر به قیامت و نهایت سرنوشت کسانی دارد که به نحوی از نور توحید حتی توحید حدّاقلی برخوردار باشند. موفق باشید

19477

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در کتاب اسلام و حکمت خالده نوشته رنه گنون ص 30 آمده است که هر دینی صدفی دارد و گوهری ... منظور از این دو واژه چیست؟ ممنون اگه جواب بدید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید که گوهر هر دینی، عبودیت است و تفاوتی از این جهت بین ادیان نیست. موفق باشید

19296
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت روز استاد رو هم بهتون تبریک میگم، ایشالا هدیه‌تونو از امام زمان (عج) بگیرید. ۱. کتاب معاد رو باید با شرح پیش رفت؟ ۲. بحث جسمانیه الحدوث ...،برام گنگه، قسمت حدوثش رو هنوز درک نکردم، یعنی دمیدن، اینجا به چه معنیه؟ ۳. برهان حرکت جوهری رو قبل از معاد میشه خوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بلی! زیرا اساساً کتاب مذکور برای شرحی که داده شده است، تنظیم گشته 2- وقتی متوجه حرکت جوهری در نطفه باشیم، متوجه می‌گردیم در مسیر تبدیل «قوه» به «فعل» از طریق تجلیات عالم معنا، نطفه به مرحله‌ای می‌رسد که زمینه‌ی تجلی نفس ناطقه در آن فراهم می‌شود که در این شرایط گفته می‌شود: «النفس جسمانیة الحدوث و روحانیت البقاء» 3- بله. موفق باشید

18145
متن پرسش
با سلام و احترام: می بخشید استاد! دوره ای برای عفاف و حجاب گذاشته بودند که گروهی رو آموزش بدند برای چگونه برخورد کردن با بی حجاب ها! زیر نظر حوزه و بسیج حوزه. یکی از مباحثی که در این کلاس ها بیان شد کار کرد مغز بود. از ناحیه ای از مغز به نام آمیگدال صحبت کردند که می گفت این نقطه از مغز احساسات رو درک می کنه و رفتار هیجانی از این قسمت ناشی می شه و اثری که یک مرد از دیدن یک خانم بی حجاب در این ناحیه از مغزش میگذاره رو می گفت از هیپو کامپ و ... صحبت می کرد که هر کدوم از اینها با بخشی از رفتار و و یا قدرت تصمیم گیری ؟ اون خانمی که این مباحث و بیان می کرد نورولوژیست بود و می گفت این تحقیق در آمریکا انجام شده و نوشته شده است. سوال اینه که مغز به عنوان یک موجود مادی چطوری میتونه عوامل احساسی رو درک کنه؟ یادمه یکی از جوابهایی که آیه الله مصباح به ماتریالیستها می داد همین بود که موجود کاملا مادی نمیتونه منشأ احساسات و عواطف باشه. و اگه این مطالبی که بیان شد درسته چگونه با تجرد روح قابل جمعند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علوم تجربی از جمله نورولوژی تنها عکس‌العمل‌های مادی را می‌توانند تجربه کنند و باید متوجه باشند که منشأ این عکس‌العمل‌ها نفس ناطقه‌ی انسان است. آری! همان‌طور که چشمْ محلِ ظهور بیناییِ نفس ناطقه است،. موفق باشید

16016
متن پرسش
با سلام: شما در کتاب جوان و انتخاب بزرگ فرموده بودید که چون روح زیبا و متعادل است اگر شرایط مناسب باشد جسم نیز زیبا خواهد بود در حالی که خیلی از علما و عرفا شاید ظاهر خیلی مناسب نداشته باشند؟ به عکس خیلی از کفار که بویی از انسانیت نیز ندارد شاید ظاهر خیلی زیبایی داشته باشند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی دارد که ما شرایط ظهور زیبایی روح را با غذاهای مناسب و فعالیت‌های درست در بدن خود ظاهر کنیم. متأسفانه ما نسبت به این کار تلاش لازم را نداریم تا بدن خود را آراسته و روح خود را وارسته نماییم. یا به این طرف می‌افتیم، یا به آن طرف.  موفق باشید 

15323
متن پرسش
سلام علیک استاد: خسته نباشید. می خواستم بدانم اگر شخصی مثل آقای مصباح نباشد چه می شود؟ ایشان سیر مباحثشان به نظر نمی رسد که به گونه ای باشد که یک جوان انقلابی با این مباحث بتواند تشنگی معرفتی خویش را سیراب کند. امثال مباحثی که آیت الله جوادی دارند ایشان به نظر می رسد که آنطور که استاد خسروپناه در جایی گفته بودند خوب نبود. استاد مصباح در مباحث سیاسی اینگونه وارد می شدند رسالت ایشان مباحث علوم بود و اگر به اینصورت وارد نمی شدند از لحاظ علمی خیلی می توانستد مطرح تر باشند و کار کنند در صورتی که الان می بینیم ایشان از لحاظ علمی آنچنن ملموس نیستند و کار جدیدی انجام ندادند و کار جدید علمی از ایشان دیگر صورت نیافته است با اینکه می بینیم آیت الله جوادی با اینکه مرجع هم می باشند و دروسی هم دارن ولی باز هر روز کارهای علمی و سیاسی ایشان پیش می رود و مسایل سیاسی خویش را هم دارند؟ و در آخر این را هم بگویم که بنده به همه ی این عزیزان ارادت ویژه دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان دولت اصلاحات و خطر به‌حجاب‌بردنِ انقلاب اسلامی توسط آن دولت، آیت اللّه مصباح در سخنان قبل از خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران نقش بسیار مهمی را ایفاء کردند و اساساً هوشیاری ایشان در شناخت خط انحراف، مورد نیاز جامعه می‌باشد به‌خصوص وقتی مردم خط انحراف را از زبان کسی می‌شنوند که می‌دانند از نظر علمی و عرفانی در مرتبه‌ی بالایی قرار دارند. موفق باشید

13780
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: تحصیلات بنده در رشته مهندسی برق است و به مسایل فیزیک علاقه زیادی دارم از طرفی مشغول مطالعه فلسفه (نهایه الحکمه) هستم (به فلسفه نیز علاقه بسیار زیادی دارم)، خیلی تلاش دارم بین مباحث فیزیک و فلسفه ارتباط برقرار کنم، از طرفی اساتیدی که هم در فیزیک و هم فلسفه مبرز باشند را نمی شناسم، می خواستم ببینم حضرتعالی در این زمینه فعالیتی داشتید؟ (در لیست کتابها و جزوه های سایت مطلبی را ندیدم) یا اینکه اساتیدی را در این زمینه معرفی بفرمایید تا بتوان از ایشان بهره برد؟ خواهش می کنم راهنمایی بفرمایید. با تشکر از محضرتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز در دنیا آن اندازه که فیزیسین‌های بزرگ به دنبال الهیات هستند، کشیشان در آن حد به دنبال الهیات نمی‌باشند. نمونه‌ی آن در ایران جناب آقای دکتر گلشنی است و یا در غرب شخصیتی مثل «آیان‌باربر» و «وایتهد» را می‌توان نام برد. البته مسئله بسیار گسترده است و من در این مورد اطلاعات کمی دارم. موفق باشید

13437
متن پرسش
با سلام: لطفا برای موضوع دین و سیاست منابعی معرفی کنید. اجرتان با خدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ما با آیات و روایات مأنوس باشیم، پس از مدتی نگاه سیاسی لازم را به‌دست خواهیم آورد. موفق باشید

13237
متن پرسش
به نظر شما آيا امام زمان (عج) از روند فعلي حكومت ما راضي است؟ آيا با اين روند حكومت به آن اهداف والاي انقلاب و اسلام مي رسيم؟
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم در کلیّات نظام نظر مبارک حضرت حجت«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» است که نظام اسلامی جلو می‌رود و این بدین معنا نیست که در امور جزیی، حضرت از کارهای افراد عقده‌ای که نفوذ کرده‌اند در بعضی از قسمت‌های نظام، راضی باشند. مگر نایب او راضی است؟ که ایشان راضی باشند؟! همان‌طور که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در آخرین سخنانشان که اخیراً با خبرگان داشتند فرمودند:

«نیروهای مؤمن ما در سرتاسر کشور بدانند که حرکت، به‌سمت اهداف و آرمانهای اسلامی است؛ در این هیچ تردیدی نیست. و همه خودشان را آماده نگه بدارند، همه آماده باشند؛ نیروهای مؤمن، نیروهای اصیل و معتقد در سرتاسر کشور -که بحمدالله اکثریّت قاطع این کشور را هم تشکیل میدهند- آماده‌به‌کار باشند. آماده‌به‌کار به معنای آماده‌ی جنگ نیست؛ یعنی هم آماده‌ی کار اقتصادی باشند، هم آماده‌ی کار فرهنگی باشند، هم آماده‌ی کار سیاسی باشند، هم آماده‌ی حضور در میدانها و عرصه‌های مختلف باشند؛ آماده باشند، ما همه باید آماده باشیم. در مقابل این جهت‌گیری‌های دشمنان -که دشمنان ما شب و روز نمی‌شناسند- ما هم بایستی شب و روز نشناسیم و همه آماده باشیم. و وعده‌ی الهی هم راست است؛ خدای متعال وعده‌اش راست است، ما سوءظنّ به وعده‌ی الهی نباید داشته باشیم‌. یک‌بار من اینجا عرض کردم که باید به خدا پناه ببریم و سوءظنّ به وعده‌ی الهی نداشته باشیم‌. خدای متعال لعنت کرده؛ الظّآنّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَیهِم دآئِرَةُ السَّوءِ وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَ لَعَنَهُم وَ اَعَدَّ لَهُم جَهَنَّمَ وَ سآءَت مَصیرًا یعنی خدا لعنت کرده کسانی را که به خدا سوءظن داشته باشند. حُسن ظنّ به خدا این است که وقتی می گوید که «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم»،این را باور کن؛ این حسن ظنّ به خدا است؛ وقتی می فرماید: لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه، این را باور کنیم. اگر حقیقتاً نیّت ما نصرت دین الهی است - معنای نصرت خدا همین است - بدانیم که خدای متعال نصرت خواهد کرد و تردیدی در این زمینه نداشته باشیم؛ وقتی انسان با این روحیّه حرکت کرد، آن‌وقت آن سکینه‌ای که عرض کردیم بر دلهای ما ان‌شاءالله نازل خواهد شد.[1] موفق باشید

 


[1] - همان.

13226
متن پرسش
با عرض سلام: نسبت به استاد گرانقدر وقتی نظرات دکتر داوری را می خواندم برخی نظرات ایشان برایم تردیدهایی ایجاد کرد و برخی دیگر از نظرات ایشان را درک می کنم. هدفم از این چند سطر تایید یا رد صد در صد نیست چون که نمی خواهم با نگاه تقابلی و یک بعدی به این چند مقاله اخیر ایشان نگاه کنم «به نظرم در دوره ای زندگی می کنیم که مسائل و حوادث دارای ابعاد گوناگون می باشد و مسائل را باید با عقل دیگری فهمید» اما حضرت استاد می خواهم جمله ای بنویسم ولی قبل از آن این را بگویم که از تفکر ایدئولوژی زده فراری ام یا بهتر بگویم در حال تمرین دور شدن از نگاه ایدئولوژی زده هستم. اما حضرت استاد هر چه می خوانم هر چه می اندیشم نمی توانم پشت پا بزنم به حضرت روح الله. نمی توانم خامنه ای عزیز را نبینم. بالاخره نظرات این دو بسیار صریح و شفاف موجود است. البته قصد این که برخی جملات دکتر داوری را بیاورم و در تقابل با نگاه امام و رهبری هم قرار بدهم ندارم، چون هدف تقابل نیست مگر نه می شود برخی جملات امام را در مقابل برخی دیگر از جملات خودشان قرار داد و به تقابل و دعوا پرداخت و از آنجایی که باید محکمات و متشابهات کلام حکیم به درستی فهم شود تا مقصود به  درستی فهمیده شود. از شما درخواست دارم قدری این موضوع را توضیح دهید شاید ابهامات این مساله کمتر شود. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده سخت معتقدم عقل این دوران، عقلی است که حضرت روح اللّه امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و حضرت امام خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» در این تاریخ، متذکر آن هستند. و متفکرانی همچون دکتر داوری تلاش دارند که رنج بی‌فکری این تاریخ را متذکر شوند و اگر ما با دقت حرف ایشان را دنبال کنیم، متوجه می‌شویم چگونه داروی درد امروز ما، درست‌فهمیدن جایگاه عقلی است که با سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به صحنه آمده است. نمی‌دانم کدام جمله‌ی دکتر داوری را مقابل سخنان آن اولیاء الهی تشخیص داده‌اید تا در مورد آن بحث شود؟ موفق باشید

9932
متن پرسش
سلام: از بین ترجمه های موجود کدام یک مورد تایید جنابعالی هستند؟ کدام یک از شرح های مثنوی را پیشنهاد می کنید؟شرح علامه جعفری، ملاهادی سبزواری و... و آیا مطالعه این شرح ها رو لازم می دانید؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از شرح‌ها حُسن خود را دارد. به عنوان مقدمه شرح آقای کریم زمانی خوب است تا ابتدا کلیّات مثنوی را به‌دست آورید. موفق باشید
9540
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدمت استاد بزرگوار: در کتاب معرفت النفس و الحشر صفحه ی 28 فرموده اید مفهوم وجود (وجود ذهنی) تشکیک بردار نیست اما خود وجود (وجود خارجی) تشکیک بردار است. دلیلتان برای این فرمایش چیست؟ آیا مفهوم وجود و خود وجود انفکاک و غیریت با هم دارند؟ آیا این گونه نیست که اگر مفهوم وجود (وجود ذهنی) و خود وجود (وجود خارجی) غیریت داشته باشند به نوعی سوفسطی گری دچار میشویم؟ مگر نه این است که "خود وجود" یا " وجود خارجی" هم نزد ما مفهوم دارند؟ به نظر می رسد اگر کسی بخواهد از سوفسطایی گری برهد باید عینیت و نه غیریت ما بین وجود بما هو ذهنی و وجود بما هو خارجی برقرار کند و از وجود بما هو موجود اعم و لابشرط از ذهن و خارج سخن بگوید. آیا نمی توانیم بگوییم در فهم معنای وجود نوعی حرکت وجود دارد و فهم ما از وجود تشکیک بردار است؟ اگر این سخن را بپذیریم قاعدتا مفهوم وجود هم تشکیک بردار خواهد بود و بر خلاف مفاهیم ماهوی در مورد مفهوم وجود و خود وجود غیریت، کمرنگ، و یگانگی، برقرار خواهد شد. گویا اصالت وجود می خواهد به ما همین امر را بفهماند. از طرف دیگر گویا صدرا به این قائل است که در مفاهیم بما هو مفهوم حرکت جوهری برقرار است و در صورت پذیرش این حرف هم نمی توان پذیرفت که مفهوم وجود تشکیک بردار نیست. از طرف دیگر اگر بپذیریم که علم از سنخ وجود است اولا و وجود تشکیک بردار است ثانیا در این صورت مگر نه این است که علم هم تشکیک بردار خواهد بود و در این صورت مگر نه این است که مراتب علم از جمله علم تصوری هم تشکیک بردار خواهد بود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مشکک‌بودنِ وجود همین اندازه کافی است که بدانیم غیر از وجود در خارج نیست و لذا تفاوت عالم عقل و عالم مثال و عالم ماده تنها در درجه‌ی وجود آن‌ها است. اشکال این که می‌فرمایند در فهم معنای وجود نوعی حرکت هست و این را به معنای تشکیک ِ وجود می‌گیرد را باید در کتاب‌هایی مثل بدایة الحکمة و نهایه الحکمة دنبال کنید و نیز بحث عینیت وجود ذهنی با وجود خارجی مربوط به حمل اولی ذات است که باز باید در کتاب‌های مذکور و با شرح استادهای مربوطه دنبال بفرمایید. موفق باشید
7354

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم احادیث طینت در چه مورد است؟در مورد عالم ذر است؟کدام کتاب روایی به این گونه احادیث اشاره دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث طینت غیر از موضوعی است که تحت عنوان عالم ذر از آن بحث می‌شود. در اصول کافی جلد دوم . باب طینت روایات آن هست. موفق باشید
6779
متن پرسش
On another call bimatoprost 0.03 Director of Pharmacotherapy Education ± SR-AHEC where to buy celebrex THE EFT TRANSACTIONS WILL BE INITIATED ON WEDNESDAYS AND DUE TO NORMAL BANKING monobenzone benoquin to override DUR conflict online pharmacy buspar 4267240 00904391660 5.000 BZ12345K NICHOLS05/15/07 07267-000000614-0-1 50.000.00 DENY 00162
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که برای این سایت تنها امکان ارتباط با زبان فارسی فراهم است. موفق باشید
5643
متن پرسش
سلام علیکم .درمان اضطراب و ترس و افسردگی که با دارو درمان‌پذیر نیست چیست؟ اگر منشأ ترس و ناراحتی مادیات نباشد (چشم و هم چشمی‌نباشد) ، منشأ آن صدماتی باشد که بر انسان وارد شده و اتفاقات ناگواری که پیش آمده و چه بسا رنج‌هایی که انسان حتی برای هیچ کس نمی‌تواند بگوید چه رسد که حل بشود آیا با ذکر و دعا و توسل قابل درمان است؟ بسیار تلخ است که آدم آرمان‌های الهی مثل بنده داشته باشد از اطلاعات دینی هم کم و بیش بی نصیب نباشد روز و شب پای سجاده مفاتیح را دوره کرده باشد صدقه بدهد توبه در حد توان بکند ، زیارت برود اما آن قدر امتحانات الهی برای او سخت آمده که امید به زندگی نداشته باشد و دائم مضطرب باشد. خواهش می‌کنم راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌کنم توصیه‌ی حضرت مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» به فرزندشان را که بنده در دو جلد تحت عنوان «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» را مطالعه کنید تا در دنیایی که حضرت علی«علیه‌السلام» در مقابل ما می‌گشاید زندگی کنید. موفق باشید
5627

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد چهار نکته پیرو سوالات قبلی، قابل عرض است که در ضمنش یک سوال مهم از شما پرسیده ام. اول این که خیلی برای آدم هایی متأسفم که برای قضاوت درباره زن دوم، همه چیز را لحاظ می کنند جز شرایط و روحیات زن اول را. و عمیقا بعد از نمازهای یومیه ام دعا می کنم خدا سر مردهایی که به زن دوم در شرایط امروز - توجه بفرمایید گفتم در شرایط امروزی - معتقداند همان بلایی رو بیاره که بهش اعتقاد دارن. یعنی توجه زن های اون ها رو به مرد دیگری از راهی حلال جلب کنه. شاید ابتدا تصور بشه راه حلالی وجود نداره ، اما یک راه اینه که مثلا یک مردی شدیدا عاشق زن اون ها بشه . در این صورت زن که گناهی نکرده که یک مردی عاشقش شده. و عشق اون مرد به زن ، زندگی زن و شوهر رو به هم بریزه که : از ماست که بر ماست. دوم : خیلی حرف مسخره ای است که بگن به خاطر حسادت زن هست که زن دیگری رو کنار خودش تحمل نمی کنه. این که گفته بشه به خاطر طبع زنانه است می تواند حرف درستی باشد. اما این که از روی حسادت باشد یک حرف مزخرف است که زن ها می دونن واقعیت نداره. البته من نمی گم که هیچ زنی نیست که به خاطر حسادت با زن دوم مخالف باشه. شاید زن هایی باشن که حسادتشان موجب این امر شده. اما خاستگاه مخالفت با زن دوم به هیچ وجه حسادت نیست و این از بدیهیات است. سوم : کسانی که به راحتی انگ ضدولایت فقیه یا ضد مراجع یا ... به افراد می زنن عاقبت خوشی ندارن و بدونن تا زمانی که نمرده اند خداوند بهشون چنین انگی خواهد زد!. من به کسانی لعنت می کنم که بدون زمان شناسی حکم خدا رو جا به جا کنند نه به مراجع زمان شناس. پس اگر مراجع امروزی زمان شناس باشن این لعنت ازشون برداشته می شه. چهارم : استاد یک سوالی ازتون داشتم . سوال مهمی که دارم این است که چرا در بین احکام فقهی که مراجع تقلید امروزی می دهند ، حکم شرعی ای وجود داره که با طبع زن معاصر سازگار نیست اما حکم شرعی وجود ندارد که با طبع مرد معاصر سازگار نباشد؟؟؟ چون انجام هیچ کدام از احکام شرعی برای من که با طبعم زندگی می کنم سخت نمیاد ولی مورد زن دوم را حتی اعتقاد ندارم بهش . پس فقط همین مسئله است که با طبع بنده ناسازگاره. اما چرا برای مرد هایی که با طبعشان دینداری می کنند ، حکم شرعی خلاف طبعشان وجود ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیه‌ی بنده آن است که مطلب را کِش ندهید چون ممکن است کار به مراء بکشد ولی نمی‌دانم چرا می‌فرمایید دستورات دین تماماً مطابق طبع مردان است؟ مگر ندیده‌اید مردانی که مسئولیت خانواده را به جهت آن‌که آن دستورات مطابق طبع‌شان نیست به عهده نمی‌گیرند؟ موفق باشید
نمایش چاپی