باسمه تعالی: سلام علیکم: باید از خود مأیوس بود وقتی هنوز با عباداتمان، روحِ استکباری به روح تواضع و بندگی تبدیل نشود و در مقابل فرمان خدا که فرمود به آدم سجده کنیم، بگوییم ما بهتر از آنیم وگرنه اگر خودِ بندگی در محضر پروردگار برایمان زیبا باشد، چرا نباید به رحمت پروردگار امیدوار بود؟ 2- خداوند نظامی را ایجاد کرده است که انسانها در بستر آن نظام میتوانند خود را معنا ببخشند و یا گرفتار پوچی و بیمعنایی شوند و اساساً اختیار به معنای آنکه ما نظام عالَم را بهوجود آوریم، مطرح نیست، ما در نظام الهی هستیم و نه بر نظام عالم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید دولتی تشکیل شود تا زیرساختهای یک تمدن در امورات مختلف شکل بگیرد. تمدن اسلامی که یک امر انتزاعی نیست. آری! این یک امر بدیهی است که تا دولتی تشکیل نشود، تمدنی شروع نمیشود؛ آیه و روایت نمیخواهد. 2- چرا که نه! بالاخره قلب حضرت امام«رضواناللّهتعالیعلیه» در این تاریخ محلّ تجلیات خاص انوار الهی است. هر اندازه با سیرهی ایشان منطبق شویم، قلب ما منوّر به انوار الهی خاص میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این که واژهی «احمقانه» را تند میدانید توصیه و تذکر به جایی است به بنده ولی در مورد جشن تولد برای خودمان یا سفره ی هفت سین انداختن بحث در این است که تا میتوانیم نباید کاری کرد که از یک طرف لغو است و مومنین «عن اللغو معرضون» هستند زیرا با مشغول شدن در امور لغو از کار های اصلی باز میمانند. از طرفی دیگر سنّتهای حسنه اشاره ای به این نوع اعمال ندارد. جشن تولد ائمه «علیهمالسلام» به جهت توجه به روزی است که اولیاءالهی متولد میشوند و عبادات خاص آن روز موجب گشودگی راه بین انسان و پروردگارش میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تعجب میکنم که با فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» که تأکید داشتند نیروهای متدین از فضای مجازی پیام انقلاب را به جهانیان اظهار داشتند، چگونه جنابعالی این حرفها را میزنید؟!! حالا اگر تلگرام از آنِ صهیونیستها است و آنها میتوانند از این نوع بحثها با خبر شوند چیز بدی است؟ و اطلاعاتی از ما دزدیدهاند؟ از طرف دیگر شرایط تلگرام طوری شده است که کارشناسان معتقدند نیروهای انقلابی آن را به نفع خود تصرف کردهاند، حتی خبرها از آن حکایت دارد که بناست سِروِرِ آن به نحوی از مسیری که به سوی اسرائیل میرود و برمیگردد، تغییر کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید موضوعی که با مشورت به میان آمده است و بعداً به دلایلی علنی شده – که بحث آن باید در جای دیگر بشود بهخصوص که از طرفِ طرفدارانِ افراطی آقای احمدینژاد نحوهای از انکار در میان آمد و از طرف شخص آقای احمدینژاد نیز اقدام مناسب صورت نگرفت - غیر از موضوعاتی است که مقام معظم رهبری در بین دانشجویان فرمودند، من صحبت مخفی ندارم و نظرات من همانهایی است که به صورت علنی میگویم. از طرفی توجه داشته باشید که در بسیاری موارد بنده جوابهایی که به سؤال کاربران محترم میدهم به امید آن است که چشماندازی را در مقابل آنها بگشایم تا تفکر، ادامه یابد نه آنکه بخواهم جوابی بدهم برای اطلاعِ بیشتر کاربر و توقفِ تفکر او در موضوعِ مورد بحث! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب استاد معظم حجت الاسلام و المسلمین سید محمد مهدی میرباقری از شخصیتهای بسیار ارزشمند و مفید برای همهی اقشار جامعه میباشند. بنده عموماً با دقت کامل سخنان ایشان را دنبال میکنم و استفاده مینمایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این شرایط یکی از نمونههای ظلمات آخرالزمانی است که جوانان ما با کوتاهیهای امثال ما گرفتار آن شدهاند. خداوند شرایط تکوینی عالم را مطابق دستوراتی که داده فراهم نموده ولی ما مردم آنطور که باید عمل نمیکنیم، هرچند امثال شما با عفتی که خرج میکنید، نتایج فراوانی میگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شک نکردهاید. این لازمهی سیر عقلی به سیر قلبی است. شما حکم عقل را در این موارد در جان خود کافی نمیدانید. زیرا در نسبت با عقاید، باید قلب به یقین برسد و لذا انسان در این مسیر وقتی هنوز به حیات قبلی نرسیده است خود را نسبت به باورهای عقلی قانع نمییابد ولی با صبر و تقوا، باورهای عقلی به قلبی تبدیل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید «مقالات» آیت اللّه شجاعی«رحمةاللّهعلیه» در این مورد کمک کند. شرح «منازلالسائرین» استاد یزدانپناه هم کارساز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: لایهی اصیل انسان فطرت انسان است و فطرت تنها با اُنس با خدا زنده میماند. لذا این نوع افراد که میفرمایید ممکن است به جهت مشغلههای دنیایی، آگاهیِ روشن و ملموسی به پوچی خود نداشته باشند، ولی در عمق جان که از آنها جدا نیست در جانِ خود غمِ بیخدایی را دارند. حال چه در این دنیا و چه در آن دنیا وقتی این مشغلهها فرو افتد با چنین غم جانکاهی روبهرو خواهند شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید ما گرفتار یکنوع بیفکری و به تعبیر جنابعالی گرفتار یکنوع بیدلیلی شدهایم. شما تنها با برخورد حکیمانه میتوانید در فرصت مناسب متذکر غفلت مخاطبتان بشوید. ولی در هرحال مردم پس از مدتی به این نحوه ورود و خروجها تجدید نظر میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو نگاه شما را ارزشمند میبینم. همینطور است که میفرمایید. آری! در این مسیر انسان میبیند نهتنها بقیهی راهها تنگ، بلکه پوچ و بیراهه است تنها رجوع به حضرت حق، راهِ گشاده و حقیقی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ده نکته از معرفت نفس» نکاتی در این مورد عرض شده که عیناً خدمتتان ارسال میشود. موفق باشید
در قرآن از خواب هايى نام برده است كه از رابطه اى بين آنچه شخص در خواب با آن روبه رو مى شود و بين عالَم خارج حكايت دارد. مثل خواب حضرت ابراهيم «عليه السلام» نسبت به ذبح فرزندشان (105/ صافات)، و يا رؤياى حضرت يوسف «عليه السلام»، و يا رؤياى دو رفيق هم زندانى حضرت يوسف «عليه السلام»، و يا رؤياى پادشاه مصر، و يا رؤياى رسول خدا «صلواة الله عليه وآله» در رابطه با فتح مكه (27/ فتح)؛ كه تمامى اين رؤياها چنانچه مستحضريد رابطه اى با عالَم خارج دارد و صرف خيالات افراد نيست.
با اين همه رؤيا؛ امرى است ادراكى كه قوه خيال در آن مؤثر است و اگر قوه خيال تحت تأثير شديد عالَم خارج باشد، آن خيالات در رؤيا دخالت هاى شديد مى كند. همچنان كه صفات روحى شخص مثل عداوت و عجب و تكبر و حرص و طمع در خيالاتش تأثير مى گذارد. لذا اكثر رؤياها؛ تحت تأثير تخيلات نفسانى است. تخيلات نفسانى نيز تحت تأثير همين عوامل طبيعى يا اخلاقى است كه نفس را به تصور آنها واداشته است. پس در حقيقت نفس همان تأثيرات را در خودش حكايت مى كند و حقيقت ديگرى ندارد. بنابراين هر رؤيايى، حقيقت نيست هرچند هر رؤيايى تعبيرى داردكه تعبير آن، عوامل طبيعى و يا عوامل اخلاقى هستند. ولى رؤياهايى هم هست كه با حوادث خارجى و حقايق عالَم وجود ارتباط دارند.
رؤياها، يا خواب هاى حق: عبارت است از ارتباط نفس با سبب غيبى حادثه اى كه بعداً در ظرف مكان و زمان خاص محقق مى شود. نفس به علت تجردش با وجود برزخى يا عقلى يك حادثه در خواب ارتباط پيدا مى كند و بعداً آن حادثه در عالَم ماده حادث مى شود. البته نفس پاره اى از حقايق آن عالَم را به مقدار استعدادش دريافت مى كند. حال اگر نفس، كامل باشد و گرفتار وَهميات و آرزوها نباشد، حقايق عالَم غيب را آنطور كه هست به طور كليت و نورانيت در خواب پيش رويش حاضر مى بيند، ولى اگر نفس كامل نبود آن حقايق را به نحو حكايت خيالى و در صورت هاى جزيى كه با آنها مأنوس است مى يابد. مثل اين كه وقتى با معنى «عظمت» در آن عالم، روبه رو مى شود، در خيالش صورت «كوه» ايجاد مى شود، و يا معنى «مكر» در خيالش صورت «روباه» به خود مى گيرد، چون عظمت را به كوه، و مكر را به روباه مى شناسد. يا معنى «افتخار» را به صورت «تاج» و «علم» را به صورت «نور» و «جهل» را به صورت «ظلمت» مى بيند. و يا مثلًا چون رابطه اى بين اذان صبح در ماه رمضان با شروع روزه هست، با ديدن معنى «مؤذن بودن» در آن عالم، صورت «مهركردن دهان» مردم براى خود مى سازد. كه البته اين موضوع؛ رقايق و ظرايفى مخصوص به خود دارد به طورى كه گاهى از يك معنى كه در خواب مى يابد صورت عكس آن را در خود مى سازد. مثل اين كه در بيدارى گاهى با شنيدن لغت ثروت به معنى فقر فقرا منتقل مى شود.
پس گاهى خواب «صريح و بدون تصرف» است و يا «متمثل معنايى است كه نفس با آن روبه رو شده، در عين تصرف نفس» و يا «انتقال به چيزى است مناسب آن معنى يا ضد آن معنى» و گاهى آنچنان با تصورات شخص مخلوط شده كه اصلًا نمى توان فهميد از كدام يك از مبانى مأنوس شخصِ خواب بيننده تأثير گرفته، كه در اين حالت به اين رؤياها «اضغاث احلام» گويند.
در رؤياهايى كه نفس با اصل موضوع روبه رو مى شود و به صورت مناسب آن منتقل مى شود، در واقع انسان به اصل موضوعات آگاه شده، به طورى كه اگر ملاحظه كرد در حال جمع كردن كثافت است، در واقع صورت به دست آوردن مال زياد دنيا را به او نشان مى دهند، در عين آگاهى دادن به او كه اين مال سرگين و كثافت است. و يا وقتى روبه رو مى شود بر اين كه بدنش ورم كرده است، با صورت به دست آوردن مال زياد روبه رو مى شود در عين آگاهى دادن به او كه بدان! آن چرك و آلودگى است. همچنان كه اگر در خواب ديد در زندان است، در واقع با صورت شهرت يابى اش روبه رو شده در عين آگاهى دادن به او كه اين شهرت زندان است، همچنان كه اگر ديد در زنجير است، با صورت خوشى و خوش گذرانى دنيايى اش روبه رو شده در عين آگاهى دادن به او كه آن گناه است و گرفتارى و زنجير.
در هر صورت با اين احوال نمى توان به رؤيا اعتماد كرد، چون در حال خواب؛ صورت خياليه نفس آن قدر جولان دارد كه با ميل خود صورت ها را تغيير مى دهد و از جايگاه خود خارج مى كند.
صاحب كتاب «تحف العقول» از قول پيامبر «صلواة الله عليه وآله» آورده كه حضرت فرمودند: اگر رؤيا از كسى برداشته شد نبايد نگران باشد زيرا وقتى كسى راسخ در علم شود، رؤيا از او برداشته مى شود.
اين كه دستور داده اند انسان دائم در حال طهارت باشد و نيز با وضو بخوابد، به سبب آن است كه اين طهارت موجب طهارت باطن و آزادشدن از خواب هاى بى خود و باطل مى گردد.
مرحوم محدث نورى در جلد 4 كتاب دارالسلام مى فرمايد: اگر انسان نسبت به خوراكش مواظبت داشته باشد و دقت كند كه چه چيز بخورد و چه مقدار بخورد، روح او قدرت سير در اكناف آسمان ها را مي يابد وگرنه برعكس، پرخوري موجب جولان شيطان در قلب و خيالش در خواب و بيداري مي شود.
قال رسول الله «صلواة الله عليه وآله»: «الرُّؤْيا ثَلاثٌ: مِنْها اهاويلُ الشَّيطان لِيحْزَنَ بِها ابْنَ ادَمَ وَ مِنْها ما يهُمُّ بِهِ الرَّجُلُ فى يقْظَتِهِ فَيراهُ فى مَنامِهِ وَ مِنْها جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَ ارْبَعينَ جُزْءً مِنَ النُّبُوَّةِ. يعنى خواب سه گونه است: يكى القائاتى كه شيطان مى كند تا فرزندان آدم را بترساند و نگران كند و يكى اين كه آنچه را در بيدارى مورد توجه قرار داده در خوابش آن را مى بيند (با تغييراتي از طريق صورت خياليه) و يكى هم خواب هايى است كه جزيى است از چهل و شش جزء نبوت.
امام صادق «عليه السلام» مى فرمايند: در مورد رؤيا فكر كن كه چگونه خداوند در مورد آنها تدبير به كار گرفته و راست و دروغ آن را به هم در آميخته، اگر همه رؤياها راست بود، مردم همه پيامبر بودند، و اگر همه دروغ بود، در رؤيا فايده اى نبود.
در فرمايش امام محمدباقر «عليه السلام» داريم كه: «رؤياى مؤمن بين زمين و آسمان در گردش است تا آن كه خودش آن را براى خود تعبير كند، يا ديگرى براى او تعبير نمايد، پس آنگاه كه تعبير كرد به زمين مى آيد و قطعى مى شود» (كافي ج 8 ص 336).
اين بود مختصري از بحث رؤيا كه شرح بيشتر آن را در بحث آيه 42 سوره زمر عرض كرده ايم و چون عموماً در حين بحث در مورد رؤياى صادقه سؤال مى شد، آن را در اين قسمت خدمت عزيزان عرضه كرديم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر تحصیل علم خوب است تا انسان میتواند نسبت به ازدواج عجله نکند، مگر آنکه خطر به گناهافتادن در او باشد یا طوری بتواند زندگی خود را تأمین کند که از تحصیل علم عقب نیفتد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مرتدّ بالفطره مثل کسروی و سلمان رشدی، موضوع با تبادلِ نظر علمی فرق میکند. در اینجا بحث توطئه برای زیر سؤالبردنِ اصل اسلام است در قرآن داریم که: یهود برای ضربهزدن به اسلام، بعضیها مأمور میشدند که صبح اعلام کنند ما مسلمان شدهایم و بعد عصرهنگام بگویند تحقیق کردیم متوجه شدیم اسلام دین حقیقی نیست و دروغ است. و قرآن دستور داده است با این توطئهگران که در مقابل حق و حقیقت نقشه میکشند، برخورد شود. چون اینها دشمن حقیقتاند. در حالیکه اگر صِرف تحقیق بود خداوند در سورهی توبه میفرماید: «به آنها اجازه دهید وارد جامعهی اسلامی شوند، تحقیق کنند و بعد در حفاظت مسلمین برگردند به قبیلهی خود و هرطور خواستند تصمیم بگیرند». در مورد سؤال شما نیز قضیه از این قرار است که واقعاً اگر کسی در نظام اسلامی متولد شده است و اهل تحقیق است و در مورد اسلام تحقیق کرده است، جایی برای آن میماند که اعلام کند اسلام دروغ است و بخواهد به دین دیگری گرایش پیدا کند؟ یا عملاً این یک توطئه است در زیر پوشش تحقیق. و این غیر از آن است که بنده و جنابعالی بدون آنکه نسبت به اسلام کافر شویم، در رابطه با بقیهی ادیان تحقیق نماییم. در این رابطه خوب است به جواب سؤالهای شمارهی 8622 و 11671 و 13674 رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر لباسی ریشه در فرهنگی دارد و روحی را با خود ظهور میدهد. زیِ طلبگی حامل روحی است که لباسهای خاصی آن را ظهور میدهد. در همین رابطه از پیامبر«صلواتاللّهعلیهوآله» داریم که من برای امتم از لباس و غذای غیر مسلمانان نگرانم. زیرا هر دوی اینها روحی را به همراه میآورند که مطابق روح اسلامی نیست. مگر همین کت و شلواری که بنده و امثال بنده میپوشیم خوب است؟ امید است که بتوانیم از این نوع لباسها که لباسهای روح و روحیهی ما نیست و تشبه به فرهنگ کفر است، آزاد شویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه با مطالعهی «برهان صدیقین» و شرح صوتی آن این مسائل برایتان حل میشود، بهخصوص آنوقتی که از تشکیک در وجود به تشکیک در ظهور برسید. موفق باشید
