بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
4296
متن پرسش
سلام خدمت استاد سلام عرض میکنم می خواستم بدانم نظر شما نسبت به نظریه نسبیت چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر منظورتان نظریه‌ی نسبیت انیشتین است که یک حرف علمی است و در جای خود درست است و هیچ تضادی با مبانی فلسفی ما ندارد که مرحوم «حسنعلی راشد» نظریه‌ی حرکت جوهری ملاصدرا و نظریه‌ی نسبیت را در کتاب «دو فیلسوف شرق و غرب» مقایسه کرده‌اند. موفق باشید
2655

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا باسلام بنده دارای مشکلات زیر هستم شمارابه خدا کمکم کنید. 1-من بعد از بیرون آمدن ازدستشویی چند قطره ادرار بدون اراده ازمن خارج میشود استبرا هم میکنم ولی فایده ندارد لطفا مرا راهنمایی کنید 2- گاهی اوقات بدون دلیل ازمن منی خارج میشود لطفا مرا راهنمایی کنید 3-گاهی اوقات بدون اراده ازمن به مقدار کم باد خارج میشودلطفا مرا راهنمایی کنید باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- این را از دفتر مرجع‌تان از طریق سایت‌شان سؤال کنید تا تکلیف فردِ شما را روشن کنند 2- در رساله مطالعه کنید این را منی نمی‌گویند و اگر استبراء کرده باشید نجس نیست 3- هر سه سؤال را باید از دفتر مرجع‌تان سؤال کنید. موفق باشید
2510

وهابیتبازدید:

متن پرسش
با سلام به نظر حضرت استاد وهابیت در اسلام چه جایگاهی دارد و چه هدفی را دنبال می کند
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر در مورد تاریخچه‌ی وهابیت مطالعه فرمایید به این نتیجه می‌رسید که این اندیشه یک جریان شیطانی است که شیطان در درون جهان اسلام – اعم از شیعه و سنی – قرار داده و إن‌شاءالله با خودآگاهی جهان اسلام، مسلمانان از این تفکر به ظاهر اسلامی و در باطن شیطانی عبور می‌کند. موفق باشید
1307

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت جناب استاد طاهرزاده سوالی که من از خدمتتان دارم مربوط به شاخه های درج شده نیست. سوال من راجع به ازدواج است.دختری 23 ساله هستم که تحصیلات خود را در رشته مهندسی به پایان رسانده ام.از قبل از ورود به دانشگاه دغدغه ی فراوانی برای خدمت به خلق خدا داشتم.و نیتم از ورود به دانشگاه این بود که به جایی برسمتا بتوانم دستی از محرومین بگیرم.این خواسته را در ذهن خودم در قالب تاسیس یک مجتمع آموزشی رفاهی فرهنگی برای کودکان محروم و بی سرپرست و پروراندن آنها تا سن جوانی و دانشجویی ،طراحی کرده بودم. و بانیت واقعا خالص از خداوند خواسته بودم که کسی را همراه و شریک زندگیم سازد که مرا در رساندن به این مقصود یاری رساند.در دوران دانشجویی هم برای توجه و ارضای همین دغدغه در مسافرت های جهادی شرکت می کردم و الان به حالتی رسیده ام که جهادی بودن همسرم برای من یک ملاک شده است.اما مواردی که پیش می آید آنهایی نیستند که ... یا در آن حد که میخواهم مذهبی نیستند یا طرفداران جان برکف نظام و آقا نیستند یا دغدغه های مرا ندارند.بنظر شما به اینطور دغدغه ها نباید توجه داشته باشم؟بنظر شما من که از صبح تا شب در کل لحظات بیداری و یا شاید در خواب هم ،مدام به جهاد و جهادی و خاطرات جهادی های گذشته و کارهایی که در آینده می توان کرد فکر میکنم ،می توانم با یک انسان معمولی که این دغدغه ها را ندارد زندگی کنم؟آیا خداوند من را که آرزوی خدمت به خلق را دارم و تمام معنای زندگیم را در ادای این حق میبینم و اگر جهادی نبود نمیدانم چطور باید زندگی می کردم ،نباید به مقصودم برساند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام شما در پایداری بر همین نیّت اگر خواستگاری برایتان آمد که علاوه بر ایمان لازم معتقد به انقلاب و ولایت فقیه بود نباید ردّ کنید منتها شرط بگذارید که اگر زندگی در کنار ایشان امکان کار جهادی به آن صورت که می‌فرمایید را دارد، مانع نشود ولی شما بیش از هرچیز مقید و متعهد به آن زندگی باشید که خداوند در کنار همسرتان به عهده‌ی شما گذارده تا بیشترین نتیجه‌ی معنوی را نصیب خود کرده باشید. موفق باشید
1265

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید.می خواستم بدانم چگونه میشه دروس دانشگاهی(مقطع ارشد) راگذارند که نه تنهاموجب تظعیف تفکر ونگاه به آدم وعالم از طریق نظر به اسمائ حسنای نشود بلکه خود مقدمات شکوفایی را فراهم کند بطور مثال مطالعه دروس دانشگاه ذهن را بیشتر وبهتر آمده پذیرش علم النفس نماید.با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اگر دل را تماماً به خدا بیندازیم به آنچه حجاب حق می‌باشد آگاهی پیدا می‌کند و دیگر حجاب محسوب نمی‌شود. موفق باشید
1200

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد ؛من در جزوه ی شما دیدم که شما خواندن را تحف العقول پیشنهاد کرده بودید خواستم توضیح دهید که کدام شرح یا ترجمه اش برای ما ساده وروان است ضمن آنکه از چه مباحثی از این کتاب شریف شروع وبه کجا ختم کنیم که روال ساده به سخت داشته باشد .متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: مهم اصل کتاب است که مدّ نظرتان باشد، بهتر است از ابتدا تا انتهای آن را جزء موضوعات مطالعاتی خود قرار دهید. موفق باشید
24815
متن پرسش
سلام علیکم: بنده طلبه هستم و برادری دارم که حدود دوازده سال از خودم کوچکتر است. ایشان به موسیقی علاقمند شده و به کلاس گیتار می رود. بنده به شدت با او مخالفت می نمایم و اگر جایی ساز بزند آن محل را ترک می کنم یا در را می بندم و... دیگر این که او را به وصف «مطرب» خطاب می کنم و... استاد بزرگوار بفرمایید که چگونه می توانم او را قانع کنم که دست از این راه بردارد؟ لطفا پاسخ سوال را فقط به ایمیل بنده ارسال فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون ذات موسیقی حرام نیست، نباید با برادرتان آن‌طور برخورد می‌کردید. عملاً به ایشان تهمت زده‌اید. نهایتاً می‌توانید متذکر شوید که کار او بعضاً لغو است و در سلوک إلی اللّه چندان به کار نمی‌آید. اخیراً کتابی تحت عنوان «غنا» از مجموعه‌ی سخنان مقام معظم رهبری در این مورد تهیه شده است خوب است که آن کتاب را به برادرتان معرفی کنید تا در کار خود جهت‌گیری مناسبی را شکل دهد. موفق باشید

20861

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله سلام بر آقای طاهرزاده: تعریف حضرتعالی از معرفت چیست و پاسختان به مساله گتیه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع گتیه را در سایت‌های مربوطه دنبال فرمایید. معرفت، حالتی است که در نسبت انسان با نفس‌الأمر برایش پیش می‌آید و دانا به واقعیت می‌شود. موفق باشید

20621
متن پرسش
سلام علیکم استاد: داشتم از یک منبعی شرح غزلیات حافظ را می خواندم که دیدم هر کدام از غزلیات حافظ متناسب با دستگاه خلافت آن زمان بوده و هر کدام از ابیات آن را دقیقا مطابق با اتفاقات آن زمان شرح می داد و در شرح هیچ کدام از غزل ها اصلا خبری از عشق و مطالب عرفانی نبود. مثلا جایی که دارد از دوری معشوق حرف می زند منظورش دوری از شاه آن زمان بوده. (عشق به خدا کیلویی چند!) حال سوال من اینجاست که اگر حافظ متناسب با دستگاه خلافت آن زمان صحبت می کرده پس ببخشید ما سر کاریم بیاییم از اشعار حافظ برداشت عرفانی کنیم؟ در حالی اصلا مقصود حافظ این نبوده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حافظ در زمانه‌ای به صحنه آمد که تحجر و سطحی‌نگری، اسلام را گرفتار زاهدانِ تنگ‌نظر کرده بود و بدین لحاظ سعی در مبارزه با آن‌ها را شروع کرد و بدین لحاظ آنان نیز مقابله با او را با انواع تهمت‌ها و تحریف‌ها به‌خصوص به دستِ نویسندگان درباریِ دیروز و روشنفکرانِ سطحی امروز بر او نثار کردند در آن حدّ که که در این اواخر در زمان شاه پهلوی شایع کردند بیت اولِ غزل اولِ دیوانِ او که می‌گوید: «الا یا ایّها الساقی، ادرکأساً و ناولها» از یزید است. علامه قزوینی می‌فرماید تمام اشعاری که مربوط به یزید بود حتی آن‌هایی که منسوب به یزید بود را بررسی کردم، ابداً چنین بیتی در آن‌ها یافت نشد. بهترین نگاه به حافظ مربوط به کسانی است که زبان عرفانی او را درک می‌کنند مثل نگاه به مولوی و سایر عرفا. موفق باشید

20206
متن پرسش
سلام علیکم: سوال مشاوره ای نیست. می خواهم روحیه ام را با معارف الهی تقویت کنم. در امتحانی که این چند روز برایم پیش آمد نمره بندگیم زیر صفر شد. رابطه ام با خدا خراب شده. نمیتونم راضی باشم به این شرایط.چه کنم؟ چرا خدا اینطور با من می کند؟ هدفش چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر فراموش کرده‌اید سخن مولوی را که فرمود: «ای برادر عقلْ یک‌دم با خود آر / دم به دم در تو خزان است و بهار»؟! مگر می‌شود زیبایی بهار را بدون خزان لمس نمود؟! مگر می‌شود یوسف داشت و فراقِ یعقوبی در میان نباشد؟! بگذار خدا، خدایی‌اش را بکند و تو، بندگی‌ات را، هرچه می‌خواهد باشد خوش آید. موفق باشید

19740
متن پرسش
5. نقش قاعده امکان فقری در برگشت علیت به تشأن و تجلی - با عرض سلام و تشکر فراوان – به عقیده یک گروه از پیروان صدرا، وی از نظریه وحدت تشکیکی گذر کرده و به وحدت شخصی رسید. از آنجا فلسفه به وجود حقیقی نیاز دارد ولی وحدت شخصی کثرات را نمود می داند نه وجود، لذا برای اینکه ساختار حکمتش را مطابق این نظریه وجودشناسی جدید (وحدت شخصی)، بازسازی کند، نظام علت و معلولی را به نظریه تجلی عرفانی تغییر داد. آیا در این میان از قاعده امکان فقری استفاده کرد تا علیت را به تجلی تفسیر کرد؟ - پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی است که جناب صدرا در کتاب «ایقاظ النائمین» به وحدت شخصیه وجود نظر دارد و معلوم است که در این‌جا دیگر بحث علت و معلول در میان نیست، هرچند که امکانِ فقری در حکمت و عرفان، هر دو قابل فهم است. موفق باشید

18482

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد طاهرزاده چگونه می توان به روح زمانه رسید و با آن آشنا شد؟ ای کاش می شد حضورا از شما سوال کنم. ما باید بتوانیم روح زنانه را درک کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح صوتی مقدمه‌ی کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» که بر روی سایت مربوط به جلسات چهارشنبه هست، می‌تواند در این مورد کمک کند. موفق باشید

18411
متن پرسش
با سلام و عرض وقت به خیر: اینجانب در مسیر پیاده روی اربعین امسال با شما استاد گران قدر صحبت کردم. راجع به استاد اخلاق و ادامه تحصیل در حوزه و البته در حال حاضر هیئت علمی دانشگاه در رشته مهندسی کامپیوتر هوش مصنوعی هستم. متاسفانه در حوزه که ترم اول بودم علی رغم توانایی های زیادی که داشتم اجازه ندادند ادامه بدهم چون با کلاس های دانشکاه تداخل ذاشت. البته من خیلی پیگیر مباحث شما هستم چون نور واقعی را در آنها دیدم حتی بیش تر از حوزه که الان تقریبا مثل دانشگاه شده است. قصد دارم مباحث شما را ادامه بدهم و کار کنم. الان در قسمت های آخر حرکت جوهری هستم و مباحث مربوط به تمدن غرب و جامعه شناسی و... شما را هم دنبال می کنم. استاد شما خیلی در زندگی من نقش داشتید (البته با اراده الهی). سوال من دو قسمت است اگر لطف کنید و پاسخ دهید. ۱. من خیلی با مباحث ارتباط برقرار کردم اما در عمل به آن ها هنوز خیلی مشکل دارم. چه کنم؟‌ مشتاقم ولی درگیر ماده. ۲. از بچگی طبع شعری داشتم و الان در موسسه سها شعر کار می گنیم. کتاب ادب خبال عقل و قلب را خوانده ام. شرح غزلیات شما را هم می خوانم. دوست دارم شعرم جهت پیدا کند. چه کسی بهتر از شما می تواند من را راهنمایی کند؟ می دانم خیال ام باید ادب شود ولی استاد: که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها ۳. استاد! من الان در مرتبه مربی در دانشگاه هستم. از طرفی باید دکتری بگیرم از طرفی نفس ام به هوش مصنوعی و سیستم ها هوشمند که (ذاتا حاصل تمدن و فلسفه غرب است و من قبولش ندارم) دیگر کششی ندارد. البته چون در دانشگاه شریف خواندم فکر نمی کنم در دکتری ایران چیز بیشتری نصیبم شود و البته مشکلات خارج را هم می دانم. البته خیلی مهم است که من یک زن هستم از جهت وظایف نه حقیقت وجودی. وظایف مادری و همسری و فرزندی ام مهم تر از همه است و فکر می کنم حتما هم نباید دکتری بگیرم باید خودم باشم. زن وقتی شعر می نویسم خودم ترم! به خوذم نزدیک ترم... یا شاید به حقیقت ام. استاد من کی ام؟ کدام اونها منم؟ این همه علایق و ابعاد... و در عین حال هیج کدام وه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم کی ببینم مرا چنان که منم گفتی اسرار در میان آور کو میان اندر این میان که منم کی شود این روان من ساکن این چنین ساکن روان که منم بحر من غرقه گشت هم در خویش بوالعجب بحر بی‌کران که منم این جهان و آن جهان مرا مطلب کاین دو گم شد در آن جهان که منم فارغ از سودم و زیان چو عدم طرفه بی‌سود و بی‌زیان که منم گفتم ای جان تو عین مایی گفت عین چه بود در این عیان که منم گفتم آنی بگفت‌های خموش در زبان نامده‌ست آن که منم گفتم اندر زبان چو درنامد اینت گویای بی‌زبان که منم می شدم در فنا چو مه بی‌پا اینت بی‌پای پادوان که منم بانگ آمد چه می دوی بنگر در چنین ظاهر نهان که منم شمس تبریز را چو دیدم من نادره بحر و گنج و کان که منم التماس دعا سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این یک امر طبیعی است که انسان بعد از آشناشدن با حقایق عالم، باید به مرور افقِ عمل به آن را در زندگی ظهور دهد 2- «گر خون نکنی دیده و دل پنجاه سال / از قال تو را ره ننمایند به حال»، صبر و پایداری را برای همین جاها گذاشته‌اند 3- به نظرم انسان این تاریخ، وسعت آن را دارد که طوری بین سنت و تجدد جمع کند که نه تجدد هرطور خواست خر خود را براند و نه ما به اسم فرار از تجدد بخواهیم به گذشته برگردیم. این نکته‌ای است که هایدگر در بحث بسیار دقیق خود تحت عنوان «گَشتْ» به ما تذکر می‌دهد. موفق باشید

18343
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد چه خوب است تحلیلی درباره پیام رهبری درباره فوت مرحوم هاشمی (ره) بفرماید عده ای معتقدند پیام بسیار عمیق و زیرکانه بوده است و در عین تعریف و تمجید از زحمات مرحوم هاشمی (ره) مطالبی که بیشتر در قالب ذم شبیه به مدح است نیز آورده شده است براستی چه می شود که رهبری می فرماید دشمنان نتوانستند از محبت او به من کم کنند به طور طبیعی باید برعکس آورده شود. یا در شمردن زحمات ایشان از شکنجه های قبل از انقلاب از دوران جنگ از رئیس مجلس می گوید ولی یک مرتبه بدون ذکری از تاثیر گذارترین قسمت مسئولیتهای مرحوم هاشمی (ره) یعنی دوران ریاست جمهوری او سراغ مجمع تشخیص می رود اساسا آیادر پیام تسلیت سخن از محاسبه خدا گفتن مرسوم و معمول است؟ و چه می شود در پیام تسلیت آیت الله مهدوی کنی (ره) حضرت آقا طلب علو درجات می کنند ولی در پیام مرحوم هاشمی طلب عفو. و چرا رهبری در نماز آیت الله کنی سه بار عبارت اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا را می خواند ولی برای ایشان اصلا نمی خواند؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها که همه روشن است که قضیه از چه قرار است. معلوم است که برای آقای هاشمی طلب عفو می کنند ولی مگر می‌شود بگویند: «اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا»؟ آیا همین روش حضرت آقا نباید برای ما حجت باشد که در عین انتقادها، تنفرها در میان نیاید و از قبولِ یک جا و ردّ یک‌جا که روش عوام است، عبور کنیم؟! موفق باشید

17460

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خدا قوت خدمت استاد گرامی: بنده تا حدی با کتب و نوشته های شما در زمینه ی تمدن اسلامی و غرب شناسی آشنا هستم و به نظرم متفاوت با بقیه بود. در حال حاضر دانشجوی ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران می باشم و علاقمندم پایان نامه خود را در موضوع تمدن اسلامی با نقشه ی راه قرآن کار کنم. دوست داشتم در زمینه ی ریز کردن موضوعم و همچنین انتخاب عنوانی که با آن بشود مباحث تمدنی را کاربردی تر نمود و در واقع آن ها را به شکل موثرتری وارد اجتماع انسانی کرد راهنماییم کنید. ای کاش امکان تماس تلفنی بود... با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه در این مورد کاری نمی‌توانیم بکنیم إلاّ این‌که با تورق کتاب‌هایی مثل «تمدن‌زایی شیعه» و «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» و کتابی که در دست چاپ است به نام «اربعین؛ امکان حضور در تاریخی دیگر» بتوانید ایده‌هایی را به‌دست آورید. موفق باشید

17452

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدایی که در این تاریخ درکش نمی کنیم چطوری می توانیم به خاطر رضایش ترک معصیت کنیم تقوا داشته باشیم و بندگی اش کنیم؟ چیزی که بنده به ذهنم خطور کرد این است که ما می توانیم خدای ذهنی بسازیم و به خاطرش ترک معصیت کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شریعت ماوراء هر تاریخی از طرف حضرت رب‌العالمین به صحنه می‌آید تا هرکس در هر تاریخی با رجوع به آن در خودآگاهیِ تاریخی خود حاضر شود. عمده آن است که رویکرد ما به آیات و روایات، رویکردی برای درک زمانه‌ی خود باشد تا جواب لازم را از قرآن و روایات بگیریم. موفق باشید

16291

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز: شما در جلسه ی 15 شرح منازل السائرین (دقیقه 28) فرمودید: «در خبر حضرت دارند که از نسل حضرت یوسف (ع) آینده بشر نورانی می شود، از نسل حضرت یوسف (ع) است که حضرت موسی (ع) آمد، حضرت عیسی (ع) آمد» در حالی که در حدیثی که در اصول کافی آمده است از نسل حضرت یوسف (ع) پیامبری متولد نشده است. می شود توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت اخیر قابل اعتماد نیست. معتقدند احتمالاً از اسرائیلیات است. موفق باشید

15759
متن پرسش
به نام خدا خدمت استاد عزیز سلام: لطف بفرمایید این حدیث شریف را توضیح دهید اذا احب الله عبدا لم یضره ذنب (پیامبر اکرم ص)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خداوند بنده‌ای را به جهت نیّت‌های پاک و جهت‌گیری کلّی‌اش دوست داشت، حال اگر یک لغزش و گناهی از او سر بزند، آن گناه به او آن‌چنان ضرر نمی‌زند که از ادامه‌ی راه و رحمت الهی مأیوس شود. زیرا عموماً شیطان برای چنین انسان‌هایی از این نوع نقشه‌ها می‌کشد تا آن‌ها را مأیوس کند. روایت فوق شبیه همان روایتی است که رسول خدا (ص) مى‏ فرمايند: «حُبُ‏ عَلِيٍ‏ حَسَنَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُ عَلِيٍّ سَيِّئَةٌ لَا يَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة»[1] دوستى على حسنه‏ اى است كه با داشتن آن، سيئه زيانى نمى‏ رساند و دشمنى على سيئه‏ اى است كه با وجود آن، حسنه سودى ندارد. موفق باشید

 


[1] ( 2)- نهج الحق و كشف الصدق، ص 259. كنوز الحقائق، طبع بولاق مصر، ص 53، 57، 67، ينابيع المودة، ص 19.

15062

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده در مورد نیّت دچار مشکلی شدم‌. مثلا قبلا که می خواستم کتاب ده نکته را بخوانم به طور مثال. نیت می کردم که بخوانم که بتوانم خود را اصلاح کنم و خود را به او نزدیک کنم. بعد می خواندم و نتیجه هم می گرفتم (دو، سه سال پیش). الان با توجه به وظیفه سنگین طلبگی که وارد تبلیغ هم شدیم و یواش یواش پا به عرصع تبلیغ گذاشتیم. الان کمی فرق کرده نیتم. و همین باعث شده اعصابم بهم بریزد و ناراحت بشوم. الان اینگونه شده که وقتی مثلا ده نکته را می خواهم بخوانم می گویم: بخوانم ان شاءالله جوری هم بخوانم که بتوانم تبیین کنم برای مردم... بعضا این نیت را اختیارا نمی کنم ولی وسط کارم دوباره به ذهنم می آید و اذیتم می کند. و این قضیه باعث شده وسواس پیدا کنم در این مورد. کمی کمک کنید. «استاد خیلی سخت است که هم مبلغ باشی و هم خودت را از گناه و رذیله نگه داری و هم نیتت را در همه موارد رو به سوی او نگاه داری» التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این خیلی خوب است که بخواهید مردم را به وظایف دینی‌شان آگاه کنید و دین حضرت محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را به گوش آن‌ها برسانید و از این طریق خود را به محمد و آل محمد«صلوات‌اللّه‌علیهم» بدون هیچ دغدغه‌ای نزدیک فرمایید. موفق باشید

14656
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام خدمت استاد دوباره مزاحم شدم. می بخشید استاد مردم (آنهایی که زمان شاه ملعون را درک کرده اند می پرسند با آمدن انقلاب اسلامی اتفاق جدیدی رخ نداد آنها که مسلمان بودند مسلمانند و آنها که نبودند نیستند. چرا اینقدر سنگ انقلاب را به سینه می زنید. ما هیچ جوابی نداریم که بدهیم چون نمی دانیم زمان شاه چه گذشته که الآن برای آنها مقایسه کنیم ما فقط این را می دانیم که حکومت باید به دست ولی فقیه باشد و به خاطر همین هم از انقلاب و امام خامنه ای دفاع می کنیم اگر می شود ما را روشن کنید چون اینگونه سؤالات ذهن ما را هم مشغول می کند. یکبار دیگر هم به محضرتان رساندم که کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت» به عهد قذسی را هم خوانده ام. سوال دیگر استاد شما در ابتدای این کتاب علت اینکه کسی نظریه ولایت فقیه را و حاکمیت ایشان را نداده و دنبال نکرده وضعیت اجتماعی می دانید که آن زمان ها به علت حاکمیت محدود پادشاهان نیازی به حاکمیت ولی فقیه نبوده اما در سایت امام خامنه ای (حفظه الله) خواندم که مردم زمینه پذیرش این مسأله را نداشته اند لذا امام خمینی (ره) ابتدا خیلی مجمل در این باره بحث می کردند. بعدها که این روحیه پذیرش را پیدا کردند به طور مفصل این را شرح دادند. این دو با هم متناقض است؟ راستش را بخواهید آن توضیح شما را نتوانستم درک کتم که فرق مثلا زمان شاه عباس که نیازی به حاکمیت ولی فقیه نبوده با زمان شاه ملعون که این نیاز بوده را درک کنم؟ و اگر اینطور است که در سایت حضرت آقا آمده چه اتفاقی افتاده که مردم این را فهمیدند و این زمینه در آنها دیده شد. باز هم ببخشید که وقت شریفتون گرفته شد. امیدوارم این سوالات مصداق آن سوالی که از حضرت علی (علیه السلام) شد که موهای سر من چنتاست نباشه و مایه مزاحمت برای شما. التماس دعا خیلی زیاد. اگه لایق میدونید ما کار برای سایتتون رو تو قنوت نمازشبتون یاد کنید. اگر توقع زیادی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید که انقلاب اسلامی بستری را فراهم می‌کند تا زمینه‌ی انتخاب متعالی مردم با حاکمیت طاغوتیان فاسدی مثل شاه و خواهر بسیار منحرفش از بین نرود. از طرفی واقعاً این اندازه فقر که امروز در جامعه‌ی ما متأسفانه به چشم می‌خورد با آن فقر بسیار وحشتناکی که خان‌های رژیم شاه بر مردم روستاها تحمیل کرده بودند؛ قابل مقایسه است؟! آیا همین یارانه برای آن‌چنان مردمی راه امیدی برای ادامه‌ی گرسنه‌نماندن نیست؟ 2- این دو موضوع هر دو قابل جمع است. آری! نظریه‌ی ولایت فقیه به عنوان ورود در حاکمیت، یک موضوع است ولی روحیه‌ی مردم که عموماً امور خود را با روحانیت به همان معنای پذیرفتنِ حکم خدا در زندگی حل می‌کردند، موضوع دیگری است. موفق باشید

14366
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: با دوستان در مسجد جلسات کتاب خوانی «کربلا مبارزه با پوچی ها» را شروع کرده ایم. در مطالعه جلسه سوم کتاب با مبحث ترس از مرگ، سوالی در جلسه از سوی دوستان مطرح شد که جواب خوبی نتوانستیم به آن پیدا کنیم. سوال این بود که اگر فرهنگ حسین علیه السلام فرهنگ نترسیدن از مرگ است. این نترسیدن از مرگ با نترسیدن از مرگ که بیان می شود در گروه های تروریستی مانند داعش هم مشاهده می شود چه تفاوتی دارد؟ و آیا در حقیقت آنها هم از مرگ نمی ترسند؟ خواهشمندیم با بیان خود پاسخ دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک‌وقت انسانی مثل حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» در مقابل دشمن مشخصی مثل یزید و عبیداللّه که می‌خواهند او را مجبور به تسلیم کنند؛ تا پای جان می‌ایستد و از مرگ نمی‌هراسد. و یک‌وقت افراد انتحاریِ تکفیری به جهت توهّماتی که از طرف مقابل دارد و به بهشتی خیالی دلگرم است، مقابله با دشمنِ خیالی خود می‌کند. این دومی گرفتار خیالات و وَهم است و از این جهت، این نترسیدن با آن نترسیدنِ حکیمانه تفاوت دارد. موفق باشید

13867

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد من مدتی به کتاب «آنگاه که فعالیت های فرهنگی ‍‍پوچ می شود» شما علاقمند شدم و مقداری از آن را مطالعه کردم و به جایی رسیدم که دیگر برایم نامفهوم بود و وقتی از شاگردانتان علت را پرسیدم گفتند ابتدا باید «معرفت النفس» و «برهان صدیقین» را کار می کردی و بعد سراغ این کتاب می رفتی. اما بنده اکنون در شرایط خاصی هستم که نمی توانم روی کتب شما وقت بگذارم و از طرفی نگران عمر و جوانی خودم هستم که نکنه به پوچی بگذره هر صبح که از خواب پا میشم و در هر لحظه از خودم می پرسم آیا من در مسیری که معبود می خواد هستم یا «یعلمون ظاهره من حیات الدنیا و هم عن الاخرتهم غافلون» هستم من این چند سال اخیر تو بحران هویت اسلامی ایرانی بودم و به لطف خدا از این مرحله عبور کردم و می خوهام سیر الی الله رو به عنایت خود تبارک و تعالی شروع کنم اما همیشه نگران هستم که آیا اعمالم درسته و آیا دارم به وظایفم خوب عمل می کنم یا نه؟ سوالم از محضر شریف اینه که اگه من بخوام از همین امروز کاری کنم که آخر عمر مانند خیلی از پیران جامعه سرخورده و نادم نباشم چه باید بکنم و چه رویکردی باید داشته باشم؟ صبحم رو چگونه و با چه رویکردی آغاز و اون رو ادامه بدم که شرمنده جوانیم نشم و چه کنم مکر لیل و نهار به رویکرد متعالیم ضربه نزنه. استدعا دارم منو به کتاب و جزوه و صوت رجوع ندید چون باور کنید شرایط زندگی به نحویه که اصلا نمیتونم رو مطالعه تحقیقی دینی وقت بگذارم
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال با رجوع به معارف معرفت النفسی راهی به سوی حق برای شما گشوده می‌شود. فایل صوتی «ده نکته از معرفت نفس» که بر روی سایت هست، کارساز است. موفق باشید

13834
متن پرسش
سلام علیکم: جنابعالی در صحبت ها و کتاب های مربوط به غرب شناسی مرتب مسیله ی نابودی و هلاکت تمدن غرب را گوشزد می کنید و این تمدن را بی دوام و از بین رفتنی می دانید. ۱. آیا منظورتان از هلاکت بی ثمر و پوچ بودن این تمدن است یا هلاکتی از جنس قوم ثمود و عاد؟ بالاخره این تمدن مدت طولانی دوام آورده و در طول آن یک عده آمدند و خوردند و بردند... و هیچ اتفاقی هم برایشان نیفتاد نه به هلاکت افتادند و عشق و حالشون رو هم کردند (از منظر خودشان). 2. آیا این مهلت دادن سنت خداست و اگر هست که هست می شود برایش زمان و یا قاعده و قانونی فهمید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید بین انحطاط یک تمدن و سقوط آن باید تفکیک کرد. همه‌چیز حکایت از آن دارد که تمدن غربی گرفتار انحطاط است، حال آیا چگونه این انحطاط به سقوط می‌انجامد، موضوعی است که حضرت حق روشن می‌کند. خداوند می‌فرماید: «وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ × وَ أُمْلي‏ لَهُمْ إِنَّ كَيْدي مَتينٌ» (183 و 182 اعراف) آن‌هایی که آیات ما را تکذیب می‌کنند به تدریج به سوی سرنوشت هلاکت‌باری می‌کشانیمشان که خودشان هم متوجه نمی‌شوند. به آن‌ها فرصت می‌دهیم و نقشه‌های ما بسیار متین و بی‌سر و صدا است. موفق باشید

13340
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز بنده سوال ندارم که نیاز به پاسخ داشته باشم بلکه مرضی عجیب در وجودم هست که نیاز دارم شما آن را معالجه کنید و در واقع طبیب جان من باشید چرا که از این سوال و جواب های حصولی مرا هیچ چیز عاید نشد. استاد عزیز اگر می بینید که جوانان امروز دچار اکنون زدگی هستند و عمرشان را با لهو لعب و گناه سر می کنند یکی از علل آن این است که هویت اسلامی ایرانی خود را درک نکرده اند و نمی دانند برای چه متولد شده اند. اما برای بنده مشکل اساسی این است که روی این مسئله که از کجا آمده ام آمدنم بحر چه بود خیلی تفکر و تحقیق کرده ام و می دانم که آمده ام تا بندگی حق را بکنم. می دانم آمده ام تا با این زندگی محدود دنیایی زندگی به وسعت ابدیت خود را بسازم. می دانم باید خود را در ذیل نور امامان معصوم قرار دهم و انقلاب اسلامی بهترین شرایط را برای ظهور جلوه های وجودی انسان فراهم می کند. خلاصه عرض کنم من جایگاه خود را در این دنیا خوب درک کرده ام و هویت اصیل اسلامی ایرانی خود را شناخته ام اما نمی دانم چرا نمی توانم بر این اساس یک حیات طیبه برای خود شکل دهم. آنقدر اوضاعم خراب است که نماز صبح هایم را هم به زور می خوانم و خیلی اوقات قضا می شود با اینکه می دانم به عنوان جوان مسلمان شیعه باید با قرآن و سیره اهل بیت (ع) مانوس باشم و حتی کتاب های خوبی هم برای آن تهیه کرده ام اما نمی دانم چرا آن شور و شوق و حال برای مطالعه در من وجود ندارد. چه کنم استاد؟ به نظر شما این مشکل از کجا آب می خورد که با آن که من جایگاه خود را به خوبی درک کرده ام اما آن همت و اراده و شور و شوق برای انس با طریق حق در من وجود ندارد و عمرم با روزمرگی ها در حال سپری شدن است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره از مکر لیلُ و نهار غافل نباشید از آن جهت که فضا را طوری شکل می‌دهند که انسان نمی‌تواند مافی‌ضمیر خود را در بستر زندگی پیاده کند. راه‌کار، مقاومت و صبر است یعنی «آن‌قدر ای دل که توانی بکوش». و پایداری بر عزمی که دارید به خودی خود به مرور موانع عملی کار را رفع می‌کند. موفق باشید

12692

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من فارغ التحصیل مهندسی مواد در مقطع کارشناسی هستم. تصمیم گرفتم وارد حوزه شوم اما مادرم و خانواده ام خیلی اصرار دارند که من ارشد مهندسی را ادامه دهم البته با اصرار زیاد من زبانی گفتند که هر طور خودت مایل هستی ولی می دونم قلبا راضی نیستند و ترجیح می دهند که من ارشد بخونم. حالا من می ترسم با وارد شدن به حوزه بدون رضایت آنها مرتکب گناه بشم. این که پدر و مادرم زبانا اجازه دادند که به حوزه برم کافیه یا حتما باید قلبا راضی باشند؟ با تشکر خدا قوت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که زباناً آن‌ها راضی شده‌اند که جنابعالی وارد حوزه شوید، غنیمت است زیرا در این موارد مخالفت صریح با والدین نداشتن کافی است، چون عقلاً و شرعاً حوزه‌ها نیاز به طلبه‌ی فعّال دارد. موفق باشید

نمایش چاپی