بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
1735
متن پرسش
با عرض سلام- خداوند که حکیم است و کار عبث نمی کند هدفش از آفرینش انسان به عنوان اشرف مخوقات چیزی ورای خور و خواب و خشم و شهوت بوده،بفرمایید از دیدگاه شما هدف خدا از آفرینش انسان چه بوده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده درمقالات اول در کتاب «آشتی با خدا» نظر خود را عرض کرده‌ام. موفق باشید
1429

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام.به نظر شما لزومی دارد که بانووان درکلاسهای اخلاق شرکت کند؟آیا به نظر شما استاد اخلاق خانم که مورد تایید شما باشنددر کشور وجوددارد؟ لطفا در صورت امکان مرا راهنمایی کنید؟چون احساس میکنم بسیار نیاز به یک استاد اخلاق دارم ولی اکثرا من را از انتخاب استاد منع می کنند یا به من توصیه میکنند استاد آقا انتخاب کنم.نیاز این حقیر هم به داشتن یک استاد به گونه ای است که اگر در دورافتاده ترین نقطه هم باشد این مسیر را طی می کنم.یا در صورت امکان کتابی را به من معرفی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده اولاً: توصیه می‌کنم جزوه‌ی روش سلوکی آیت‌الله بهجت«رحمة‌الله‌علیه» - که در سایت موجود است – را مطالعه فرمایید. ثانیاً: دستورات کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام را با جدّیت تمام دنبال کنید، إن‌شاءالله به مقصد می‌رسید. موفق باشید
22815
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما استاد گرامی: همیشه برایم سوال است که چرا ابدال اولیا خدا و عرفا همه مرد هستند و اگر هم در بین ایشان زن باشد خیلی موارد کم و انگشت شماری هستند. آیا زنان ذاتا استعداد کمتری برای پیشرفت معنوی دارند؟ اگر جواب مثبت است علت آن چیست و اگر جواب منفی است و به نظر شما زنان و مردان امکان رشد یکسانی از نظر ایمانی و پیشرفت معنوی دارند پس چرا در عمل و آن چه ما در طول تاریخ دیده ایم به گونه دیگری است و علت را در کجا باید جستجو کرد؟ از لطف شما و پاسخگویی شما بسیار ممنونم.
متن پاسخ

جناب ابن‌عربی می‌فرماید: استاد اصلی‌اش خانم بوده با فوق‌العادگیِ خاص. ظاهراً خانم‌ها با تلاش‌های فرهنگی نرم و چراغ خاموش، مردانی را تربیت می‌کردند که آن‌ها بیشتر در صحنه ظاهر شوند ولی به گفته‌ی ابن‌عربی، استعداد عرفانی زنان بیشتر از مردان است. امروز زنان واقعیِ سلوک، مادران و همسران شهداء هستند که به خوبی تاریخ خود را که تاریخ ظهور خدا در صحنه است درک می‌کنند و در عین عاطفه و اشک، هوشیارانه و قهرمانانه مقاومت می‌نمایند. ملاحظه کنید که جناب سردار سلیمانی عزیز به مناسبت رحلت مادر شهید عماد مغنیه می‌گوید: «آن مادر بزرگوار که باید از ایشان به عنوان «مادر حزب‌الله» یاد کرد، منبع فیض و رحمت الهی بود». در این مورد خوب است سری به کتاب «زن در آینه‌ی جلال و جمال» از استاد آیت اللّه جوادی بزنید تا معلوم شود زن بنا است در عین جمال، در جلالِ خود و در مقامی که بیشتر مقام پنهانی است؛ آشکار باشد. موفق باشید  

21912
متن پرسش
سلام استاد گرامی: موضوع من این هست که: در این مورد که اعتقادی به نفرین «زبانی» داشته باشم اصلا چنین نیست. من اما باور دارم اگر خدای ناکرده از کسی ناراحت باشم این خود چیزی هست که نام دیگرش نفرین است. جناب استاد، هم اکنون بشدت دچار عذاب وجدانم که از کسی دلگیرم و به یاد پول یا وسیله ای می افتم که نیاز دارم و کسی از من ضایع کرده و در ردّ امانت کوتاهی کرده و عمدا منو اذیت می کند و هر بار دلگیری ام تازه میشه و دلم میخواد نفسم را حبس کنم تا مبادا یک نفسی از روی رنجوری کشیده باشم. ولی چه کنم، دلم با این برخوردها می شکند! در یک جایی می خواندم که مولانا می گویند: اگر در پی انتقام از دیگران باشیم دچار مکافات خواهیم شد. می بینم که در این حد نیستم که کسی عمدا آزارم بدهد، کسی که به قول خودش شعور اجتماعی دارد و دانشگاه تدریس می کند و من به زحت بیفتم و بتوانم ناراحت نشوم. آیا اینکه از دانستن عدل خدای دو عالم دلم آرام می گیره و یا اینکه با یاد طرف مقابل نفس در سینه سرد بشود، یا بغضم بشکند، این همان چیزی است که مولانا می گوید انتقام؟ چون باور دارم که اخلاقا هیچ راهی برای انتقام ظاهری نیست و بدترین انتقام این هست که در درگاه حضور الهی از کسی غصه ای در دل بیاوریم. آیا این نوع دلگیری قابل کنترل هست؟ آیا شکستن دل، همان محدود بودن ظرف من است که با صبر و گسترش بزرگواری میشه بجای آن راه حل بهتری برای اصلاح بین طرفین رسید؟ امیدوارم بتوانم از این موضوع برای رشد روحی ام بهره مند گردم و در این جایگاه که هستم توقف نکنم. با عرض پوزش از این همه صحبت مکتوب.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت آن نحوه انتقام‌گیری که حضرت مولا «علیه‌السلام» به این نحوه باشد که انسان کوچک‌ترین ملکه‌ی گذشت را در خود رشد نداده باشد. ولی این‌که انسان به جهت ظلمی که به او شده است، ناراحت باشد؛ مشکلی پیش نمی‌آورد، می‌ماند تا آن‌جا که ممکن است باید با روحیه‌ی گذشت، خود را از این افکار راحت کنیم زیرا «در سینه‌ی پر کینه اسرار نمی‌گنجد». موفق باشید

21478
متن پرسش
به نام خدا استاد عزیز سلام علیکم: با توجه به پاسخی که به سوال ۲۱۴۵۱ فرمودید و اینکه انسان ها در اصل خلقت و مرتبه وجودی یکسان هستند. پس خلقت ائمه معصومین (ع) و انبیا (حضرت مسیح (ع) و ... ) که از بدو تولد (و حتی قبل آن) به گونه ای دیگر می باشند و نیز ولدالزنا که داریم حتی بهشتشان از دیگران جداست (بر فرض بهشتی بودن) و نیز انسانهای دیوانه، چگونه توجیه می شود. درست است که پیامبر (ص) بشری مثل ماست ولی آیا مرتبه وجودی او هم با ما یکی است؟ مگر غیر این است که ما هر قدر هم پاک و پاکیزه باشیم به پیامبر (ص) نخواهیم توانست رسید. (البته از ما هم این را نخواسته اند) عقل ناقص بنده این را از این موضوع برداشت می کند که هر موجودی باید به کمال مرتبه وجودی خودش برسد تا موجود کامل (انسان کامل) شود و ۹ هیچ گاه به ۱۰ و ۱۰ هیچ گاه به ۱۰۰۰ نخواهد رسید و.... [یوم الله ۲۲ بهمن را نیز تبریک عرض می کنم]
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که انسان‌ها از نظر فطرت یکسان‌اند و همچنان که عرض شد آیه‌ی 30 سوره‌ی روم می‌فرماید: «لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ» یعنی از نظر فطری، تفاوتی بین انسان‌ها نیست. آیه‌ی مذکور چنین است: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» می‌ماند که هرکس باید نسبت خود را با اختیار خود با فطرت الهیه‌ی خود روشن کند. و البته این غیر از مقامِ خاص انبیاء و اولیاء معصوم است که در جهت هدایت مردم به آنان موهباتِ خاص شده است. موفق باشید

19644
متن پرسش
با سلام محضر استاد عزیز: دو سئوال دارم: 1. نظر مبارک جنابعالی پیرامون فعالیت های فرهنگی که به تعبیر بنده مقطعی و سطحی و شاید کم بازده هستند و شاید به تعبیر حضرتعالی شبه قدسی (کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود خواندم) هستند مثل اکران فیلم های انقلابی، مراسم ترویج مفهوم شهید و شهدا،...چیست؟ واقعا چقدر باید برای این اقدامات وقت و قوت هزینه کرد؟ 2. استاد نظرتون در مورد برخی از آزادی های اجتماعی چیست؟ مثل حضور بانوان در ورزشگاه ها، کنسرت ها،... با توجه به این که حضرتعالی تاکید دارید بر نگاه تاریخی، بهتر نیست این آزادی های اجتماعی را مانع نشیم و بیشتر دنبال تقویت زیرساخت ها باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هر صورت فعالیت‌های فرهنگی در متن کارهای هنری مثل فیلم‌هایی که حقایق دفاع مقدس را نشان می‌دهد، بسیار نتیجه‌بخش است، می‌ماند که باید سعی کنیم عمق موضوع به مخاطب منتقل شود 2- در هرحال تا آن‌جایی که گناهی صورت نگیرد، نظام اسلامی موظف است آزادی افراد را پاس بدارد تا مردم احساس نکنند ما با سلیقه‌ی خودمان و به نام اسلام مانع آزادی‌های آن‌ها می‌شویم. موفق باشید

18612

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام دو سؤال داشتم: ۱. نظر شما در مورد مسابقه دادن با دوستان در امور خیر چیست؟ (مثل خواندن نماز اول وقت) آیا خطراتی مثل عجب، حسادت، غرور یا حتی تغییر نیت وجود ندارد؟ ۲. در بحث انتخاب معلم اخلاق و تعارض ارشادات (مثلا خواندن نماز شب که یک نفر می گوید ۲ رکعت خوب است یک نفر می گوید کامل بخوانید...) یا خواندن کتب اساتید با توجه به سیر مطالعاتی شان، ملاک ما باید چه باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فکر نمی‌کنم اشکالی داشته باشد زیرا خود قرآن می‌فرماید: «فاستبقوا بالخیرات» یعنی در امور خیر با همدیگر مسابقه بگذارید و از هم سبقت بگیرید 2- ملاک، آموزه‌های شریعت است به اضافه‌ی ذوق خودتان که با کدام‌یک همخوانی دارید. از نامه‌ی 31 امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» به فرزندشان غفلت نکنید. شرح آن نامه تحت عنوان کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» بر روی سایت هست. موفق باشید

17833
متن پرسش
سلام و ارادت؛ استاد گرانقدر 1. لطفا یک منبع از آثارتان برای اثبات ضرورت مطالعات فلسفی بیان فرمایید؟ 2- لطفا یک منبع از آثارتان جهت ضرورت مطالعات عرفانی ذکر کنید؟ 3- در مورد این دو سوال لطفا توضیحاتی هم بفرمایید. 4- لطفا سولات دوستان از شما مختصر و مفید باشد که وقت گرانبهای شما کمتر گرفته شود. دعا کنید مرا زیاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم جواب هر دو سؤال را در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» می‌شود پیدا کنید. جناب آقای دکتر مهدی امامی‌جمعه در سلسله بحث‌های خود در 15 جلسه تحت عنوان «سیر تاریخی الهیات اسلامی» به‌خوبی به این موضوع پرداخته‌اند. متن صوتی آن را از مرکز فرهنگی «سُها» از جناب آقای تیموری به آدرس hrteimouri@gmail.com می‌توانید تهیه کنید. بنده دعاگو بوده و هستم. موفق باشید

17304
متن پرسش
سلام استاد: خیلی ببخشید که وقت شما را به خاطر سوالات بچگانه ام می گیرم آخه فقط میتونم مزاحم شما بشم! قبل از سوالم بگم که من یه دختر ۱۵_۱۶ ساله ام که قسمت هایی از کتاب های شما مثل جوان و انتخاب بزرگ و آشتی با خدا رو خوندم. استاد حدود یکی دو ماهی ست که من شدیدا به فیلم های عاشقانه کره ای علاقه پیدا کردم البته من از سه سال پیش با این فیلما آشنا بودم و علاقه مند هم بودم ولی به خاطر اهل بیت و از اینکه اونا تو رو می بینند خیییلی راحت گذاشتم شون کنار و علاوه بر این دوستام هم نهی می کردم و سلسله سخنرانی براشون می گذاشتم که وقت طلای خودتون رو پای این چیزای بیخودی از دست ندین! اما نمیدونم چه اتفاقی افتاده برام که با این که ده بار توبه با اشک و آه کردم ولی بازم میرم می‌بینم و لذت هم می برم نه از اون لذت های تحریک دار نه، فقط خیلی خوشم میاد. خب دلیل این علاقه چیه؟ آیا این نشون دهنده اینه که الان وقت ازدواج منه؟ با توجه به اینکه منی که از دیدن فیلمای صدا و سیمای خودمون به خاطر احترام به وقتم دوری می کردم الان ساعت ها می شینم تو اینترنت پای این فیلما و تا کلی وقت هم درموردشون فکر می کنم! اصلا بگین دیدن فیلم های عاشقانه (البته غیر مستهجن) ایرادی داره؟ 2. چیکار کنیم که نه تنها به خاطر مخالفت با نفس این فیلما رو نبینیم بلکه بهشون علاقه مند هم نباشم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دیدن این نوع فیلم‌ها گناه محسوب نشود، مسلّم لغو است و مؤمن از لغو اعراض و دوری می‌کند. حداقلِ ضرر آن‌ها آن است که قوه‌ی واهمه‌ی انسان را تقویت می‌کند و از رجوع به حقایق، باز می‌ماند. آن وقتی که نیاز به سیر به سوی حق داریم – چه در این دنیا و چه در آن دنیا - دست‌مان خالی خواهد بود. لذا وقتی متوجه‌ی این امر شدیم، وقتی قوه‌ی واهمه طلبِ چنین مطالبی را کرد، خود را به امور دیگر مشغول می‌کنیم تا قدرت قوه‌ی واهمه به مرور ضعیف شود و ما نیز از دست این امیال راحت گردیم. موفق باشید.

16774

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: آیا این درست است که کسی به فهم عمیق دین می رسد که فلسفه ملاصدرا و عرفان تسلط داشته باشد؟ آیا راهی دیگر برای فهم حقیقت دین نیست؟ مثلا غور کردن در احادیث و آیات و انس با آنها؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این بستگی به روحیه و ذوق افراد دارد که با مباحث حِکمی راه سلوک را طی کنند و از آن طریق به روایات رجوع نمایند، و یا این‌که مستقیماً خود را با روایات مأنوس کنند. موفق باشید

16198

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: خسته نباشید. استاد شما در علم شریف هیئت و نجوم هم کار کرده اید یا خیر؟ حضرت علامه حسن زاده آملی دو جلد کتاب در علم شریف هیئت تدوین کرده اند. آیا درس گرفتن این دو جلد کتاب بهتر است یا اینکه سیر درسی علم هیئت که در حوزه ی قدیم درس گرفته می شد را برویم درس بگیریم؟ در حوزه ی قدیم در علم هیئت (تشریح الافلاک - فارسی هیئت قوشچی - شرح چغمینی - واکر مانالائوس و اکر سائوذوسیوس و مجسطی و ...) را درس می گرفتند. دو جلد کتاب هیئت و نجوم حضرت علامه جایگزین کدام یک از این کتاب ها می تواند باشد؟ اگر خودتان نمی دانید کسی را می شناسید که این سوال را بتوانم اینترنتی بپرسم؟ بنده طلبه مشهد هستم و کسی در مشهد یافت نمی شود معمولا که این طور مباحث را کار کرده باشد و اگر هم باشند معمولا کسی آنها را نمی شناسد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش نه خودم در این مورد کار کرده‌ام و نه صاحب‌نظری را می‌شناسم که شما بتوانید به آن رجوع کنید، مگر علمایی مثل آیت اللّه جوادی و آیت اللّه حسن‌زاده. موفق باشید

15940
متن پرسش
با سلام و تبریک اعیاد شعبانیه: تصویری که از دراویش در جامعه وجود دارد تصویری منفی است؛ آنها به «انزوا»، «ژولیدگی» و «عدم پایبندی به دستورات دین» چون نماز و روزه شناخته می شوند. بنده مدتی قبل با گروهی از دراویش اصفهان آشنا شدم و در طی ماهها رفت و آمد اتفاقی متوجه شدم دیده های من با شنیده ها تفاوت داشت. آنها از فرقه های مختلف قادریه و ... بودند. مثل دیگر مردم کارمند، مغازه دار، استاد دانشگاه، ورزشکار و ... بودند. تلاش می کردند نماز را به جماعت برگزار کنند. حضور در انتخابات را واجب شرعی دانسته در دوره دفاع مقدس بعضا در جبهه شرکت کرده بودند. به بزرگانی چون آیت ا... ناصری و مقام معظم رهبری ارادت خاص دارند. بسیار ساده زیست بودند. کمک به مردم را بر خود واجب می دانند، به گفته خود ریاضت های شرعی می کشند و.... بنده بدون آنکه جذب ایشان بشوم این سوال برایم مطرح شد که در مورد دراویش چرا تاکنون به ما خلاف گفته می شد و همه آنها با یک چوب رانده می شدند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا قرن دهم هجری، سلسله‌ی دراویش از بزرگان جامعه‌ی دینی بودند و همه بین ظاهر شریعت و باطن آن را در خود به طور جمع داشتند. از آن به بعد بود که استعمار در آن‌ها نفوذ کرد و یک‌نوع إباحه‌گری و بی‌قیدی را در بین آن‌ها رواج داد. امید است که با یک بازخوانیِ تاریخی بتوانیم سلسله‌ی دراویش اصیل را که نه‌تنها نسبتی با استعمار نداشته باشند، بلکه در اوج معنویت باطنی، در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده است، توحیدی به صحنه آید که مقابل با استکبار از طریق کسانی که جمعِ باطن و ظاهر می‌کنند، شکل بگیرد. تا قبل از سال 1332 حضرت امام خمینی به آقا روح اللّه صوفی مشهور بودند. یعنی تا این حدّ در متون عرفانی، خود را ممحّض کرده بودند و چنین انسانی توانست با چنین فکر و فرهنگی مقابل استکبار بایستد. موفق باشید 

15892

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: ۱. برنامه اسلام برای شادی و مجالس عروسی بدون گناه و معصیت چیست؟ چون بالاخره باید مجلس عروسی همراه با شادی باشد ولی باید چگونه شادی و به چه نحوی باشد؟ ۲. اصلا نیاز به گرفتن عروسی می باشد؟ (راهکار جنابعالی برای نحوه عروسی گرفتن چیست؟) لطفا کمی توضیح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای شروع یک زندگی چنان‌چه با شادی اطرافیان همراه باشد، سیره و سنت پسندیده‌ای است به طوری‌که استفاده از وسایل شادی را نیز بسیاری اجازه داده‌اند. حتی بعضاً رقص مرد برای مرد و یا زن برای زن را جایز می‌دانند. البته هرکس در این مورد باید با نظر مرجع تقلید خود عمل کند. موفق باشید

14838
متن پرسش
با سلام: حضرت استاد در مباحث حرکت جوهری به این موضوع برخوردم که جوهر اشیاء قابل ابصار نیست فقط عقل اون رو درک میکنه ... آیا وجود هم همین حکم رو داره البته منظورم در عرفان نیست منظورم فلسفه هست. به این معنا که ما در ابصار ماهیت رو رویت می کنیم با چشم و وجود رو رویت نمی کنیم فقط به درک عقلی باید درک کرد وجود این ماهیت خاص رو؟؟ مثلا ما فقط ماهیت انسان رو رویت میکنیم با چشم و با حس و وجودش رو عقلا درک میکنیم آیا اینطوره توی مبانی فلسفی تشکیک وجود.؟؟ و یا اینکه وجود انسان رو میبینیم،؟؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جوهر؛ اساساً واقعیتی ندارد بلکه عقل برای تفسیر پدیده‌ای که صورت‌های مختلف را به خود می‌گیرد، چنین چیزی را فرض می‌کند ولی «وجود»، یک حقیقت است که قلب می‌تواند با تربیت لازم آن را درک کند. موفق باشید

13789
متن پرسش
با سلام: می خواستم خواهش کنم اگه امکان داره در مورد کیفیت ارتباط نفس جزئی پیامبر یعنی نفس ناطقه ایشون و حقیقت نوری ایشون در دو قوس صعود و نزول توضیح بدید ممنون. آیا نفس ناطقه ایشون در قوس صعود چون مظهر کامل صادر اول میشه در اثر تکامل نفس صادر اول رو حقیقت محمدیه میگن یا در قوس نزول هم این رابطه معنا داره و اگه آره کیفیت این رابطه در قوس نزول چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت محمدیه«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به عنوان «اول ما خلق اللّه» فوق قوس نزول و صعود است و با نزول آن حقیقت، همه‌ی عالم ظهور کرد و شخص ایشان با آن حقیقت در همه‌ی عالم حاضر است. موفق باشید

13715
متن پرسش
با عرض سلام و ادب: استاد محترم چند وقتی است که با توجه به مطالبی که در معرفت نفس مطالعه کردم و آنچه از اطراف می بینم دچار احساس بدی به خود شده ام هر چه نگاه می کنم می بینم هیچ توشه ای در اعمالم برای مرگم ندارم نه در اخلاق نه عبادات و نه سیر معنوی. به زندگی اولیا و شهدا نگاه می کنم می بینم من چه کردم؟ هیچ. هرچه فکر می کنم می بینم چه فاصلۀ عمیقی وجود دارد میان امروز من و آن مکان متعالی. آنقدر فاصله با امام زمان علیه السلام حس می کنم که خودم را لایق نمی دانم با ایشان صحبت کنم. این حال برایم سودی ندارد و حرکتی ایجاد نمی کند فقط به هر بهانه ای بر حال خودم اشک می ریزم و افسوس می خورم. اما نمی توانم از آن رها شوم چون هر چه نگاه می کنم می بینم این همه فاصله حقیقت است و با توجه نکردن به وضعیتم خودم را فریب می دهم. چطور از این فضا عبور کنم؟ محتاج دعایتان
متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم. گفت «تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست» ما به حکم وظیفه باید عمل کنیم و به امید رحمت الهی کار را ادامه دهیم؛ عمده صبر و استقامت در رعایت واجب و حرام و تکالیف الهی است که مس وجود انسان را پس از مدتی به کیمیا تبدیل می‌کند. موفق باشید

13210

نمی‌دانمبازدید:

متن پرسش
سلام: فلسفه کرامت چیست؟ مگر کرامت چیز بدرد بخوری است که خداوند آن را به بعضی از اولیا خود می دهند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. موفق باشید

12942
متن پرسش
سلام: جناب استاد چگونه می توان از شر صفت رزیله چشم چرانی و چشم پلشتی و زنای چشم که به نظر بنده کارسازترین تیر شیطان است برای نابود کردن دنیا و آخرت انسان، خلاص شد و برای همیشه این صفت رزیله را ریشه کن کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرایضی در این مورد شده است که چگونه انسان از طریق این‌گونه رذیله‌ها از سیر به سوی حق و حقیقت عقب می‌افتد. لذا وقتی همین موضوع را مدّ نظر قرار دهیم شوق چنین گناهانی در ما ضعیف شده و جای آن را شوق رجوع الی اللّه می‌گیرد. موفق باشید

12901

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده با وجود اینکه می دانم سحرخیزی سیره امامنم بوده و طبیعت و باطن آدمی نیز بر سحرخیزی استوار است اما با هر تدابیری که می اندیشم و تلاش هایی که می کنم صبح پس از نماز صبح دوباره می خوابم و در واقع در طول روز همتم به سحرخیزی و عذاب وجدان از عدم سحر خیزی است اما سحرها آن قدر میل خواب دارم که همه تدابیرم برای سحرخیزی از کار می افتد، حال بفرمایید برای بشری که مدرنیته او را به سمتی برده که شب ها نمی تواند زود به خواب برود و از طرفی می ترسد با عدم سحرخیزی از سیر انسانی خود عقب بیفتد چه باید بکند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید با برنامه‌ریزی لازم مقدمات کار را فراهم کنید. شب‌ها زود بخوابید، غذای سنگین نخورید، در روز پرحرفی نداشته باشید، آرزوهای بلند دنیایی ذهن شما را از آرامش خارج نکند، به لطف الهی زمینه‌ی یک نماز شب 20 دقیقه‌ای که 8 رکعت اول آن فقط به حمد اکتفا شود، فراهم می‌شود. موفق باشید

12216

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی با سلام و عرض احترام خدمت استاد: موضوع پایان نامه ارشد حقیر پیرامون راهکار های تاثیر گذاری ظاهر انسان اعم از رفتار، محیط، مزاج و طبع بدنی انسان بر باطن او (ایجاد، تقویت یا ترمیم شاکله اخلاقی) اوست. این بحث ابتداً نیازمند تبیین مبانی ای است. اینکه چه فرایندی در نفس انسانی اتفاق می افتد که تغییر ظاهر انسان با بکارگیری راهکارهایی چون تلقین قولی و فعلی، تکلف و واداشت نفس، تحمیل بر نفس، تکرار، مراقبه، تغییر موقعیت و... در ترمیم یا تقویت یا ایجاد شاکله اخلاقی (ملکات) موثر واقع می شود؟ اصولا چه خصیصه ای در نفس آدمی این تاثیر و تاثر بین ظاهر و باطن را رقم می زند؟ از استاد محترم تقاضا دارم با نورانیت فکر و قلب خویش حقیر را در این تبیین با ارجاعات علمی خویش چون گذشته ممنون بذل خویش فرمایند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار که می‌خواهید انجام دهید کار بسیار خوبی است، زیرا باید معدّات را در نفس بررسی کنید و جایگاه حقیقی نفس را با جایگاه عواملی که زمینه برای نفس است تبیین نمایید. باید دست و آستین را بالا بزنید و مجموعه‌ای از کتاب‌هایی که مربوط به معرفت نفس است مطالعه کنید تا آن‌جایی که به قول مرحوم قیصری در شرح فصوص‌الحکم در فصّ یوسفی می‌گوید: زیبایی ظاهری حضرت یوسف«علیه‌السلام» ریشه در خیال زلال آن حضرت دارد، خیالی که آن‌قدر لطیف بود که آن‌چه را در خواب دید پس از سال‌ها آن را یافت. موفق باشید  

12111
متن پرسش
با سلام استاد: شما در جواب سوال 12097 فرمودید که (بنده به‌جای آن‌که بگویم «بدیهیات جبری است»، عرض می‌کنم «بدیهیات ذاتی وجود انسان است».) خب مگر نه اینکه تا وجود مطرح است بدیهیات هم هستند چون حیات دارند و بدیهیات از مبانی وجودند پس جبری هستند و در اختیار ما نیستند، البته جبری که عین لطف است و تا باشه از این جبرها.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واژه‌ی جبر در مقابل اختیار به‌کار می‌رود و نه در مورد ذاتیات. هیچ‌وقت نمی‌گوییم آب جبراً تر است. موفق باشید

10313

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم حالا که سوالات خانوادگی را پاسخگو نیستید لطفا یک مشاور متدین و امین معرفی بفرمایید و ما را از این همه بی کسی و سردر گمی در جامعه ی به ظاهر اسلامی ولی کاملا با مناسبات سکولار نجات دهید. خواهش می کنم.زندگی ام به خاطر اذیت های متعدد خانواده ی شوهرم در حال پاشیدن است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: (اخوی حاج حسین راهنمایی لازم را بفرمایید. چه پیشنهادی دارید؟)
10235
متن پرسش
با سلام: این حدیث یعنی چه؟ «آیات القران و خزائن فکلما فتحت خزانه ینبغى لک ان تنظر ما فیها.»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت سجاد«علیه‌السلام» می‌فرمایند: آیه‌های قرآن گنجینه‌هایی هستند که هر وقت در یکی از آن گنجینه‌ها را گشودی شایسته است که به آن نظر کنی و در آن تفکر نمایی. البته مشروط به آن است که هر آیه را در کلّ سوره مورد توجه قرار دهید زیرا در آن صورت است که آیات حرف‌های اصلی خود را روشن می‌کند. موفق باشید
10020
متن پرسش
با عرض سلام: می خواستم بپرسم مخاطب یا مخاطبین در سلام آخر نماز یعنی (السلام علیکم و رحمه الله و برکاته) کیستند و ما به چه کسانی سلام می دهیم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نماز معراج مؤمن است، چون مؤمن از بین مردم به سوی حضرت حق عروج کرد پس از برگشت به آن‌ها سلام می‌دهد و مصافحه می‌کند که همان دست‌دادن باشد. موفق باشید
9274
متن پرسش
سلام استاد: طاعات قبول. استاد شما فرمودید که انسان با نظر به گذشته و آینده به چیست ها نظر میکند و از هست خودش و هستی مطلق که عین اتصال و ربط به اوست باز میماند. حال سوال اینجاست که: وقتی انسان دارد لذت حرام یا حلال میبرد و به چیستی خودش نظر دارد، در حال به سر میبرد نه گذشته و آینده، در حالیکه شما میگویید با رهایی از گذشته و آینده به حضور میرسیم؟ گویا این فرمول شما فقط معطوف به توجه خیالی و اعتبار به دنیاست و توجه و حب دنیا حین عمل را در بر نمیگیرد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث این بود که انسان اگر با رویکرد وجودی ،خود را از گذشته و آینده آزاد کند با هستی مطلق روبه‌رو می‌شود، ولی اگر به واهمه میدان بدهد در عین آن‌که از گذشته و آینده آزاد می‌شود به عنوان انسانی که اَلکی‌خوش است به ناکجاآباد نظر دارد و قضیه‌ی لذّات حرام از این مقوله است. موفق باشید
نمایش چاپی