جناب ابنعربی میفرماید: استاد اصلیاش خانم بوده با فوقالعادگیِ خاص. ظاهراً خانمها با تلاشهای فرهنگی نرم و چراغ خاموش، مردانی را تربیت میکردند که آنها بیشتر در صحنه ظاهر شوند ولی به گفتهی ابنعربی، استعداد عرفانی زنان بیشتر از مردان است. امروز زنان واقعیِ سلوک، مادران و همسران شهداء هستند که به خوبی تاریخ خود را که تاریخ ظهور خدا در صحنه است درک میکنند و در عین عاطفه و اشک، هوشیارانه و قهرمانانه مقاومت مینمایند. ملاحظه کنید که جناب سردار سلیمانی عزیز به مناسبت رحلت مادر شهید عماد مغنیه میگوید: «آن مادر بزرگوار که باید از ایشان به عنوان «مادر حزبالله» یاد کرد، منبع فیض و رحمت الهی بود». در این مورد خوب است سری به کتاب «زن در آینهی جلال و جمال» از استاد آیت اللّه جوادی بزنید تا معلوم شود زن بنا است در عین جمال، در جلالِ خود و در مقامی که بیشتر مقام پنهانی است؛ آشکار باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثی در این رابطه در کتاب «دعاى ندبه، زندگى در فردايى نورانى» ص: 41
مطالبی عرض شده که عیناً خدمتتان ارسال میشود:
درباره خاندان آن حضرت فرمودى فقط خداوند اراده كرده تا شما اهل بيت را از هرگونه رجس و ناپاكى دور سازد و آن هم پاكبودنى خاص.
اين قسمت حاوى نكات مهم معرفتى است و اشاره دارد به قرآن كه مى فرمايد: «... انَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا ...»[1] اى اهل البيت! فقط و فقط خداوند خواسته تا شما را از هرگونه پليدى بزدايد و اعتقاد باطل و اثر عمل زشت را از شما پاك كند و شما را به موهبت عصمت اختصاص دهد.
با دقت در آيه تطهير نكات زير مورد توجه قرار مى گيرد.
1- «رِجْس» از نظر لغت چون با «ال» آمده، به معنى هرگونه پليدى جسمى و روحى است.
2- بيش از 70 حديث كه بيشتر از اهل سنت است اقرار دارد كه «اهل البيت» شامل، رسول خدا (ص) و حضرت على (ع) و فاطمه زهرا (س) و امام حسن و امام حسين «عليهم االسلام» مى باشد.[2]
3- امّه سلمه مى گويد: بعد از آمدن آيه تطهير، رسول خدا (ص) عباى خود را بر سر حضرت على و همسر او و حسنين «عليهماالسلام» انداختند و بعد گفتند: بارالها! اينها آل محمداند. من گوشه عبا را بالا زدم كه وارد شوم، حضرت آن را از دست من كشيدند و گفتند: تو بر خير هستى،[3] (يعنى؛ تو زن خوبى هستى ولى جايت اينجا نيست).
سؤال: چرا آيه شامل زنان پيامبر نمى باشد؟
جواب: اولًا: هیچ کس تا به حال قائل به عصمت زنان پيامبر نشده است، در حالى كه آيه خبر از عصمت «اهل البيت» مى دهد و از جريان مباهله هم روشن مى شود كه زنان پيامبر (ص) معصوم نيستند و لذا در كنار اهل البيت پيامبر (ص) جهت مباهله يك نفر از آنها هم وارد مباهله نشده است.[4]
ثانياً: همه روايات از سنى و شيعه پنج تن مذكور را به عنوان اهل البيت معرفى كرده اند.
ثالثاً: اگر آيه مربوط به زنان پيامبر بود از ضمير «عَنْكُنَّ» كه قبل از آيه به صورت جمع مؤنث بود، بايد استفاده مى شد و نه اينكه بفرمايد «عَنْكُمْ» يعنى ضمير را عوض كند.
4- بنا به روايات و همچنين با توجه به سياق آيه، جاى اصلى آيه اينجا نبوده و با وَحى جبرائيل به دستور پيامبر (ص) بعد از نزول، به اين صورت تنظيم شده است، و اين روش در كليه آيات مربوط به اهل البيت (عليهم السلام) هست كه در بحث مستقلى بايد به آن پرداخته شود.
5- از همه مهمتر چون اراده براى تطهير را در آيه منحصر به اهل البيت (عليهم السلام) كرده و گفته است «انَّما»، اولًا: اين تطهير، آن تطهير عمومى كه خداوند براى همه مسلمين اراده كرده است نمى باشد، و اگر همان تطهير بود كه براى عموم مردم اراده كرده، ديگر مقام خاصى براى اهل البيت (عليهم السلام) محسوب نمى شد. ثانياً: چون خداوند تشريعاً طهارت و تزكيه را براى همه خواسته است، پس اين طهارت، طهارت تشريعى نبوده، بلكه طهارت تكوينى مى باشد. يعنى طهارت و عصمتى است موهبتى كه در اثر آن، نيروى فوق العاده باطنى عصمت در آنها ايجاد شده است، تا آنها نمونه كامل زندگى صحيح براى بشريت باشند.
6- خداوند در قرآن فرمود: «انَّهُ لَقُرْانٌ كَريم* في كِتابٍ مَكْنُونٍ* لا يَمَسُّهُ الّا الْمُطَهَّرُون»[5] فقط مطهرون مقامشان، مقام تماس با قرآنى است كه در كتاب مكنون است كه همان مقام غيبى قرآن است. از طرفى در آيه تطهير فرمود: فقط شما اهل البيت به تمام معنى مطهريد، پس در واقع فقط اهل البيت مترجمان واقعى قرآن اند و بقيه بايد قرآن را از آنها ياد بگيرند. از طرفى فرمود: آن قرآن كريم را كه در كتاب مكنون است غير مطهرون نمى توانند «مَسّ» كنند، و متوجه هستيد كه نفرمود: غير مطهرون نمى توانند بدانند، بلكه فرمود: غير مطهرون نمى توانند با آن حقيقت غيبى قرآن تماس بگيرند. اين نشان مى دهد كه حقيقت قرآن يك امر وجودى و واقعى است و نه اعتبارى، و شرط تماس با آن حقيقت مطلق، داشتن طهارت مطلق است، و بقيه به اندازه اى كه از نظر طهارت به اهل البيت نزديك باشند از قرآن بهره دارند. البته لازم است عزيزان متوجه باشند كه فرهنگ اهل البيت، فرهنگ طهارت است و از طريق طهارت مى توان با قرآن ارتباط داشت. يعنى علمشان را با حفظ طهارت تكوينى خود پايدار نگه مى دارند و فلسفه وجود آن همه عباداتى كه ما در سيره پيامبر و اهل بيت (عليهم السلام) مى بينيم براى حفظ همين طهارت تكوينى است. موفق باشید
[1] ( 1)- سوره احزاب، آيه 33.
[2] ( 2)- به كتاب امام شناسى، ج 3، از آيت الله سيد محمد حسين حسينى تهرانى رجوع شود.
[3] ( 1)- امام شناسى، ج 3، ص 144، نقل از غايةالمرام، ص 287.
[4] ( 2)- ابن جرير و طبرانى آورده اند كه رسول خدا فرمود: « انْزِلَتْ هذِهِ الْايةُ فى خَمْسَةٍ: فِى وَ فى عَلِى وَ الْحسن وَ الْحسين وَ فاطِمه» يعنى فرمودند: اين آيه در مورد پنج كس نازل شده (در زمان نزول) كه عبارتند از من و على و حسن و حسين و فاطمه (عليهم السلام). از طرفى در سوره تحريم خداوند دو تا از زنان پيامبر را به باد انتقاد مى گيرد و مفسرين عامه آن را عايشه و حفصه معرفى مى كنند. حال چطور مى توان چنين تطهيرى را به زنان پيامبر نسبت داد. در ضمن اصل روايت كِساء به نقل از احمد حنبل همان پنج تن را به عنوان اهل البيت معرفى كرده است.
[5] ( 1)- سوره واقعه، آيات 77 تا 79.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در جریان نظر آن بزرگان نیستم 2- سخن بر سر آن است که اگر نظام اسلامی موظف است که در جامعهی اسلامی به مردم کمک شود تا گرفتار انحرافهای منجر به اختلالِ نظام اجتماعی نشوند، اگر بیحجابی به راحتی در جامعه جریان یابد، عملاً اجتماع به مشکل میافتد و انواع فسادها و ویرانشدنِ خانواده به میان میاید، در آن حدّ که به گفتهی کارشناسانِ صاحبنظر نسبت به فرهنگ غرب، اساساً ما هم مثل غرب دیگر چیزی به نام خانواده و فهم عواطف خانوادگی نخواهیم داشت. در این مورد نوشتههای آقای صادق طباطبایی در رابطه با ازهمپاشیدگیِ خانواده در آلمان، میتواند مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شریعت ماوراء هر تاریخی از طرف حضرت ربالعالمین به صحنه میآید تا هرکس در هر تاریخی با رجوع به آن در خودآگاهیِ تاریخی خود حاضر شود. عمده آن است که رویکرد ما به آیات و روایات، رویکردی برای درک زمانهی خود باشد تا جواب لازم را از قرآن و روایات بگیریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مباحث «آیات الاحکام» که مربوط به فقها است، بنده تخصص ندارم و علامهی طباطبایی نیز در همان ابتدای المیزان میفرمایند که در این آیات، ورود نمیکنند زیرا این آیات باید ذیل روایات فقهی معنای خود را ظهور دهد و نه در یک بحثِ تفسیری صِرف. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا قرن دهم هجری، سلسلهی دراویش از بزرگان جامعهی دینی بودند و همه بین ظاهر شریعت و باطن آن را در خود به طور جمع داشتند. از آن به بعد بود که استعمار در آنها نفوذ کرد و یکنوع إباحهگری و بیقیدی را در بین آنها رواج داد. امید است که با یک بازخوانیِ تاریخی بتوانیم سلسلهی دراویش اصیل را که نهتنها نسبتی با استعمار نداشته باشند، بلکه در اوج معنویت باطنی، در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده است، توحیدی به صحنه آید که مقابل با استکبار از طریق کسانی که جمعِ باطن و ظاهر میکنند، شکل بگیرد. تا قبل از سال 1332 حضرت امام خمینی به آقا روح اللّه صوفی مشهور بودند. یعنی تا این حدّ در متون عرفانی، خود را ممحّض کرده بودند و چنین انسانی توانست با چنین فکر و فرهنگی مقابل استکبار بایستد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مؤمن کسی است که در بستر شریعت قلب خود را با حقایق عالم آشنا نماید و در راستای ارتباط با حق، وظایف خود را نسبت به خلق به عالیترین شکل به انجام برساند 2- ایمان، مراحلی دارد. مسلّم کسی که رعایت شریعت را کرده باشد از نظر شرع، مؤمن محسوب میشود ولی این سیر تا اُنس با حقایق جلو میرود، حال اگر در دنیا موفق به این سیر نشد بقیه را در برزخ بهدست میآورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که «علم» نور است. از هرجا شروع کنیم بقیهی آن نیز نزد ما است. آری! در بحث «ده نکته در معرفت نفس» بحث نبوت به طور مستقیم مطرح نیست. ولی در امثال بحث معرفتالنفس، انسان آنچنان میشود که از درون خود، نبوت را هم میفهمد و افقی جلوی او گشوده میشود که به دنبال تفصیل فهم اجمالی خود میرود. این در مورد هر موضوع دینی صدق میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گروهی که مربوط به بنده باشند، در کار نیست. همهی حرف ما این است که در این تاریخ به حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» و معارفی که آن مرد بزرگ به صحنه آورده است و امروزه مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» متذکر آن هستند؛ متصل باید شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جوهر؛ اساساً واقعیتی ندارد بلکه عقل برای تفسیر پدیدهای که صورتهای مختلف را به خود میگیرد، چنین چیزی را فرض میکند ولی «وجود»، یک حقیقت است که قلب میتواند با تربیت لازم آن را درک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این روایت در جوامع روایی ما مطرح است و به نظر بنده نیز همینطور است که میفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید بین انحطاط یک تمدن و سقوط آن باید تفکیک کرد. همهچیز حکایت از آن دارد که تمدن غربی گرفتار انحطاط است، حال آیا چگونه این انحطاط به سقوط میانجامد، موضوعی است که حضرت حق روشن میکند. خداوند میفرماید: «وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ × وَ أُمْلي لَهُمْ إِنَّ كَيْدي مَتينٌ» (183 و 182 اعراف) آنهایی که آیات ما را تکذیب میکنند به تدریج به سوی سرنوشت هلاکتباری میکشانیمشان که خودشان هم متوجه نمیشوند. به آنها فرصت میدهیم و نقشههای ما بسیار متین و بیسر و صدا است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید با برنامهریزی لازم مقدمات کار را فراهم کنید. شبها زود بخوابید، غذای سنگین نخورید، در روز پرحرفی نداشته باشید، آرزوهای بلند دنیایی ذهن شما را از آرامش خارج نکند، به لطف الهی زمینهی یک نماز شب 20 دقیقهای که 8 رکعت اول آن فقط به حمد اکتفا شود، فراهم میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار که میخواهید انجام دهید کار بسیار خوبی است، زیرا باید معدّات را در نفس بررسی کنید و جایگاه حقیقی نفس را با جایگاه عواملی که زمینه برای نفس است تبیین نمایید. باید دست و آستین را بالا بزنید و مجموعهای از کتابهایی که مربوط به معرفت نفس است مطالعه کنید تا آنجایی که به قول مرحوم قیصری در شرح فصوصالحکم در فصّ یوسفی میگوید: زیبایی ظاهری حضرت یوسف«علیهالسلام» ریشه در خیال زلال آن حضرت دارد، خیالی که آنقدر لطیف بود که آنچه را در خواب دید پس از سالها آن را یافت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای شعر روشن است. آری! در مسیر رسیدن به حقیقت، سنتی باید در مقابل ما باشد، انگیزهی رجوع به حضرت حق کافی نیست. لذا با نظر به سنت اولیاء الهی که تعیّن سیر إلی اللّه هستند، میتوان مسیر رجوع به حق را به درستی طی کرد. موفق باشید
