بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15430
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: بحثی داشتیم با بعضی از دوستان در باب حقیقت ایمان. بنده آنجا استدلال کردم که ایمان حقیقی ذات بینی است چه این ذات بینی خودآگاهانه باشد و صورت علم حصولی داشته باشد چه به علم حضوری و بدون آگاهی تفصیلی به علم حصولی. می خواستم آنچه می دانم و نوشتم را به نظر حضرت عالی برسانم تا مطمئن شوم در فهم بنده از حقیقت ایمان خللی وارد نیست! تمام اون چه ما نشانه های ایمان می دانیم مثل عقیده، نماز، روزه و ... علت حقیقی ایمان (به معنای حقیقی اش) نیستند! بلکه علل معد هستند! معنای این حرف این است که کسی می تواند نماز و روزه بگیرد اما به ایمان حقیقی نرسد. برای همین هم در اسلام می خواهیم که عبادات ما مقبول درگاه حق شود. لذا است که در قیامت بسیاری از کسانی که در عمرشان عبادت کرده اند و به زعم خودشان به خدا اعتقاد داشته اند کر و کور و کافر محشور می شوند و ... البته آنچه که از معنای حقیقی ایمان گفتم اخص از سعادت است! چون انسان می تواند ایمان حقیقی نیز داشته باشد اما به خاطر گناه های بزرگ ایمانش حبط شود و در نهایت به شقاوت دچار شود. یعنی غیر از ایمان قلبی اعمال و اخلاق نیز مهم است. یعنی حکم ایمان باید به اخلاق و اعمال سرایت کند. اما بر عکس، اگر کسی اخلاق و اعمال خوبی داشته باشد ضرورتا مؤمن نیست و ضرورتا به حقیقت ایمان نمی رسد. این فرد در قیامت از مواهب اخلاق و اعمال خوب خود برخودار می شود اما چون حقیقت ایمان را درک نکرده به بهشت ایمان که بالاترین بهشت است وارد نمی شود. بهشت ایمان نیز بسته به مقداری از حقیقت که فرد از ذات پدیده ها ادراک کرده مراتب مختلف دارد. عرفا می گویند که مثلا ادراک عقلی و قلبی حقیقت توحید و معاد چه از طریق برهان و چه از طریق عرفان خود درهای خاصی از بهشت را به روی انسان باز می کند. لذا کسانی که حقیقت و ذات بعضی از اشیاء را نشناخته اند به همان میزان از نعمات خاص آن حقیقت محروم می شوند!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه‌اید ایمان حقیقی یعنی آن‌که قلب، متوجه‌ی حقیقت یعنی ذاتِ اسماء الهی شود، به همان معنایی که قرآن به اعراب به جهت آن‌که فقط تسلیم احکام الهی شده‌اند، می‌فرماید: «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإيمانُ في‏ قُلُوبِكُمْ وَ إِنْ تُطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (14)/ حجرات) ملاحظه می‌کنید که بحث ایمان را به قلبْ مرتبط می‌کند، یعنی به محلی که انسان با حقیقت اُنس وجودی می‌گیرد. آری! آخر آیه می‌فرماید که اگر از خدا و رسول تبعیت کنید، اعمال‌تان بی‌جواب نمی‌ماند ولی موضوعِ ایمان که با اُنسِ قلبی پیش می‌آید، چیز دیگری است. موفق باشید

15031
متن پرسش
سلام: فرمودین مولای ما در مقام ولایی خود در تمام زمان ها حاضر بوده اند مساله بر من مشتبه شد. آیا منظورتون اینه که نفس ناطقه حضرت رسول (ص) یا مولا علی (ع) در اتحاد با اون مقام عالیه... ساری در همه مواطن حتی گدشته و آینده میشه؟ یا اون مقام رو فقط منظورتون هست که در همه زمان ها حاضره بدون اینکه نفس ناطقه معصومین هم در همه زمان ها حاضر باشه و آیا انسان های دیگر هم میتونن در اتحاد با اون مقام به این درجه برسن؟ که حاضر در ازمنه و امکنه بشن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صاحب اصلی مقام ولایت و نبوت، رسول خدا و علی مرتضی«علیماالسلام» هستند و حتی انبیاء، مقام ولایت و نبوت خود را از خزینه‌ی نبوت و ولایت آن دو بزرگوار دارند. عنایت داشته باشید نفس ناطقه‌ی آن دو که از مادرشان شروع شده است، مظهر کامل حقیقتِ ولایت و نبوت است. مفصلِ این بحث را محی‌الدین با دلایل بسیار خوبی در فصوص مطرح کرده است. موفق باشید

14934
متن پرسش
سلام علیکم: تو جلسه دوشنبه فرمودید بی باکی در جایی بی عقلی و در جایی عقل محسوب میشه از کجا میشه فهمید کاری که کسی انجام داده بی عقلی بوده یا نه و آیا ممکنه کاری برای کسی بی عقلی و برای کسی عین عقل باشه؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بی‌باکی وقتی مطابق شرع باشد و عقل، انتهای آن را درست بررسی کرده باشد شجاعت محسوب می‌شود. ولی وقتی برای خودنمایی باشد و به انتهای آن فکر نشود، «جُربزه» نامیده می‌شود و یک عملِ غیر عقلانی است. موفق باشید

13884
متن پرسش
با سلام: در یک مراسم شنیدم که حضرت عیسی (ع) در آسمان سوم زندگی می کند ولی طبق نکته دهم معرفت نفس تضاد دارند، چون به عالم بالاتر رفتند و تجرد دارند دیگر در جایی نباید باشد؟ و اینکه عالم ماده از هفت آسمان و کرسی و عرش است، حال در حدیثی داریم باران از عرش نازل می شود چطور می شود، این عرش مادی است یا باطن عرش؟ یعنی عالم عرش و کرسی و ماده که گفته می شود باطن عالم ماده کرسی است و باطن کرسی عرش است و اینکه ملائکه حامل عرش اند این عرش مادیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آسمان سوم یعنی باطنِ باطنِ باطنِ عالَم ارض که شدیداً مجرد است و هویت حضرت عیسی (ع) با تجرد کامل در آن آسمان هستند و وقتی روایت می‌فرماید باران از عرش نازل می‌شود یعنی جنبه‌ی معنوی باران با نور اسماء عرشی به صحنه می‌آید. موفق باشید

13459
متن پرسش
سلام: در صوت دستورالعملهای آیت الله بهجت (ره) فرمودید: تبلیغ باید عمل باشد نه حرافی. مرز بین تبلیغ عملی و مبتلا به ریا شدن چیست؟ بعضا من می خواهم تبلیغ کنم با عملم ولی احساس می کنم که ریا می شود. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ریا یعنی برای جلب نظر افراد به خود، حرکات دینی انجام دهیم؛ در حالی‌که معتقد به آن‌ها نباشیم. ولی این‌که شما طبق وظیفه‌ی شرعی خود عمل کنید تا افراد نیز متوجه شوند، که ریا نیست! موفق باشید 

12639
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. می خواستم یه سوال ازتون بپرسم مدت هاست است که دوست دارم با معارف الهی آشنا بشوم و معنایی عمیق و واقعی به زندگی ام بدهم و اینکه انسانی یک بعدی نباشم. مثلا دوست داشتم و دارم که حوزه و دانشگاه را با هم بخوانم اما به طولانی بودن مسیر که نگاه می کنم و اینکه اصلا آیا این کار مرا به هدف می رساند یا دل سرد می شوم. بعد گفتم پس تابستان ها مطالعاتم را شروع می کنم تا حداقل از مرتبه پرت نباشم اما وقتی می روم که برنامه ریزی کنم به شدت از هدف خودم دلسرد می شوم و گاهی پراکنده اگر کتابی بخوانم مثلا آزادی معنوی ولی عمق و منظور نویسنده را با عمق وجودم نفهمم باز از ادامه ی مطالعه دلسرم می شوم واقعا نمی دانم باید چه کار کنم؟ الان تقریبا یک ماه امتحاناتم تموم شده اما هیچ کاری از پیش نبردم مهم ترین دلیلش هم فکر می کنم سرد شدن مدام است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دین همچون نور است که از هرجا شروع کنید به یک نحوی با همه‌ی آن ارتباط دارید. پیشنهاد می‌کنم سیر مطالعاتی روی سایت را دنبال کنید. موفق باشید

12581

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد سوالی درباره ی کتاب «نظام اقتصادی اسلام» شهید مطهری داشتم. آیا این کتاب چاپی داشته است که غیر از این کتاب فعلی در دسترس است که حضرت امام دستور لغو چاپش را داده باشد و ممانعت از چاپ آن کرده باشند؟ و اگر چنین عملی انجام داده اند به چه دلیل بوده است مگر نه اینکه مطهری حاصل عمر امام رحمت الله علیه بودند. سپاس از توجه شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که بنده اطلاع دارم بعضی از علماء نسبت به بعضی از نظرات مرحوم شهید مطهری در آن کتاب اشکال داشته‌اند و معتقد بودند آن‌ها یادداشت‌های شهید مطهری است و نه نظرات مرحومِ ایشان، و به این دلیل از نشر آن جلوگیری شد. فکر نمی‌کنم موضوع دستور امام وسط بود. موفق باشید

8729

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام فراوان دانشجوی تاریخ اسلام هستم برای دوره ی کارشناسی یک پروژه علمی تحقیقاتی 4 واحدی برای ما در نظر گرفته اند که باید انجام دهیم برای موضوع آن از شما راهنمایی میخواستم که چند موضوع را که ضروری و مفید میدانید معرفی کنید و اگر منبع مفید یا راهنمایی و نکته خاصی را لازم میدانید بهره مندمان کنید. استاد ببخشید دوباره میپرسم آیا امکان هست حضوری با شما صحبت کنم؟ با سپاس فراوان و همیشگی و آرزوی سرشاری و بهره وری روزافزو نتان
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده در مورد موضوعات پایان‌نامه زمانی هم که در دانشگاه تدریس می‌کردم، هیچ آمادگی فکری نداشتم و تنها از طریق همین سایت می‌توانم در خدمت سؤالات رفقا باشم و از ملاقات حضوری معذور هستم. موفق باشید
7750
متن پرسش
با سلام فرموده اید:جنبه ثبات هرچیزی جنبه امری آن است.در عالم ماده همه چیز در حال تغییر است غیر از اصل وجود هرچیزی که البته میتواند شدت و ضعف پیدا کند.میتوان گفت جنبه وجودی هر چیزی در عالم ماده همان جنبه امری و ملکوتی آن است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور است. به شرطی که بتوانیم بین وجود و ماهیت فرق بگذاریم و ماهیت شیئ را وجود آن ندانیم. موفق باشید
6950

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم لطفاکمی درمورد برزخ شارون بفرمایید باشدکه مرحمی باشدبر زخم جگرمان و کمی نیشمان شل شود هلاکتش مبارکتان ومبارکمان باشد.التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عدالت خدا آن‌چنان است که عذاب همه‌ی ظلم‌هایی که آن دیو خونخوار انجام داده است را، یک‌جا و برای همیشه به او می‌رساند و فریادهایش روح اطرافیانش که از او متنفر نیستند را نیز آزار می‌دهد، درست برعکس آن طوری که عذاب او جان ما را خنک می‌کند. لعنت خدا بر همه‌ی آن‌هایی که در مراسم دفن آن ملعون شرکت می‌کنند. موفق باشید
4151
متن پرسش
سلام علیکم خدا قوت ، استاد گرامی چند وقت است که دچار یک حالت روحی خاصی شده ام که علت ان را نمی دانم بیشتر اوقات در یک حالت گریه و بغض الودگی هستم بدون اینکه مشکل خاصی داشته باشم ، مدام احساس خسران می کنم و این باعث می شود دچار گرفتگی شوم ، وقتی در تلویزیون یا حتی در جای دیگری از ائمه سخنی می شنوم اشکم سرازیر می شود با این که سخن کاملا امید بخش است گاهی به خودم طعنه می زنم که ذکر خدا در قلبم جاری نیست که ارام نیستم ، دنبال چیزی می گردم ، دنبال گمشده ای ، به کاری که میکنم مطمئن نیستم و فکر می کنم کار بهتری را باید انجام دهم »، علت چیست ؟ لطفا کوتاه جواب ندهید سپاس گرارم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب بلند بنده یک کلمه است؛ دلت هوای نور حضرت حق از طریق صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» کرده است با معارف حضرت روح‌الله خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» دلت را آشنا کن تا به طریق صحیح آن را تغذیه کنی. کتاب «اسماء حسنی، دریچه‌های نظر به حق» به عنوان پلی که بتوانیم با آثار حضرت امام آشنا شویم نوشته شده. موفق باشید
24067
متن پرسش
استاد گرامی سلام: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَ لَا خُلَّةٌ وَ لَا شَفَاعَةٌ وَ الْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿البقرة: ٢٥٤﴾ «ای اهل ایمان! از آنچه به شما روزی کرده ایم انفاق کنید، پیش از آنکه روزی بیاید که در آن نه داد و ستدی است و نه دوستی و نه شفاعتی؛ و تنها کافران ستمکارند.» استاد گرامی مرتبه تازه ای که این آیه را شنیدم واقعا لرزیدم از این انذار خداوند. ۱. اینکه یک آیه با اینکه قبلا بارها شنیده ای ولی ناگهان اعماق وجودت را می لرزاند علتش چیست؟ ۲. در خصوص عبادات که انفاق و صدقه هم یکی از آنهاست برداشت من اینست که اینها از جنس مجرداتند بنابر این تشکیکی هستند و نمی توان حدی برای آن ها مشخص نمود حال سوالم اینست که در مورد مقدار انفاق باید چه کنیم؟ به نظر شما من اگر مثلا ۲ میلیون تومان درآمد ماهانه دارم روزانه چقدر صدقه بدهم؟ ۳. با توجه به آماری که رسانه ها اعلام می کنند که فلان مبلغ خط فقر است و کسانی که زیر آن مبلغ درآمد دارند زیر خط فقر زندگی می کنند آیا این افراد از پرداخت صدقه و انفاق معافند؟ التماس دعا و آرزوی توفیق روز افزون برای جنابعالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خداوند را نفحاتی است که بعضاً بر بندگان خود می‌وزاند. ۲. به هر حال باید به این سخن شاعر فکر کرد که می‌فرماید:

چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش

چون رنده ز کارِ خویش، بیگانه مباش

تعلیم ز ارّه گیر در راهِ معاش

گاهی سوی خود می‌کش و گاهی می‌پاش

موفق باشید

21062

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: در رابطه با سوال 21038 این را هم اضافه بفرمائید هر چه می کشیم از عالمانی است که از بانیان و متفکران نئولیبرال اینچنین حمایت می کنند. استاد مقاله آقای جوادی را درباره هاشمی می خوانیم فکر می کنیم دارد امیرالمومنین را وصف می کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا رحمت کند آیت اللّه خزعلی را که فرموده بودند: «ای کاش آیت الله خزعلی که دم مرگش همگان را به پرهیز از هاشمی دعوت کرد و فرمود اگر هاشمی دوباره بیاید خدا کند من نباشم» نگران نباشید. عرایضی در جواب سؤالات شماره‌ی 21057 و 21065 در این مورد شده است. بد نیست سری به آن جواب‌ها بزنید. موفق باشید

20409
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در عجبم از کار خدا. پیامبری از جنس نور برای هدایت خلق می فرستد بعد از 23 سال فداکاری دینش پا می گیرد یک مرتبه پیامبر رحلت می کند و انحراف شروع می شود و 1400 سال کشتار و ظلم و ستم در اوج آن عاشورا. خوب خدا جان تو که می توانستی بیست سال دیگه به عمر پیامبری اضافه می کردی تا اولی و دومی و اونایی که به خلافت طمع داشتن بمیرن بعدش با خیال راحت امام علی (ع) امامت رو به دست می گرفت و بشریت سرنوشتی غیر از این پیدا می کرد. حالا یه انقلابی بعد از 1400 سال توسط یه مرد آسمونی پا می گیره مردم هم از همه چیز مایه میزان درست بعد از جنگ و موقعی که وقت پایه گذاری اقتصاد و فرهنگ اسلامه امام رو می بره و بعد دوباره انحراف و لیبرالیسم و غرب گرایی و نتیجه فقر و فساد و تبعیض و فاجعه ای که الان می بینیم. خوب خدا جون امام رو نگه می داشتی یا به جای شهید بهشتی، مطهری، یا حداقل رجایی، هاشمی رو می کشتی و یکی اونا رو نگه می داشتی تا با اون نفوذ و قدرتش هر کاری می خواد نکنه تا اینچنین بعد از امام نگه مانور تجمل بدید نگه رشوه ها هدیه است و هزاران انحراف دیگه، که دل آدم از گفتنش ریش می شه مردم بیچاره ام که نمی دونستن اون داره تو اقتصاد و فرهنگ چیکار می کنه درست اومدی همون رو باقی گذاشتی که تفکرات توسعه اون در تضاد با حقیقت انقلاب بود تا جایی که فقیه انقلابی آیت الله خزعلی در اواخر عمرش بگه اگه هاشمی دو باره بیاد رو کار من بمیرم و نباشم ببینم، شما هاشمی رو نمی شناسید!! راستی استاد چرا این‌جوریه چرا؟ قربان شما برم. ایمیلم خرابه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «دوست دارد یار این آشفتگی». اگر با چشم خدا عالَم را نگاه کنیم می‌یابیم چه حساب‌ها در کار است! راستی، اگر علی«علیه‌السلام» با آن جبهه روبه‌رو نشده بود و کار، همچنان جلو می‌رفت، در کجا ما با چنین درخششی  از آن حضرت روبه‌رو می‌شدیم؟! و اگر حسین«علیه‌السلام» در تاریخی بدون یزید در صحنه بود، این‌همه سرمایه‌ی عاطفه و حماسه و حکمت، کجا در مقابل چشمِ بشر قرار می‌گرفت؟!! از این جهت است که باید با چشم الهی و نگاه حضرت ربّ که او هادی بشریت است، به عالَم نگریست. موفق باشید    

19512

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز سوالی در مورد بخشی از آیه اول سوره نسا داشتم آنجا که خداوند می فرمایند: «خلق منها زوجها» آیا می توان اینگونه برداشت کرد که همسر مناسب هر کسی فقط یک نفر است در طول زندگی که با خلق هر فردی همسر او نیز متناسب با او خلق شده است و اگر اینگونه است هر کسی چگونه باید آن همسر را بشناسد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث سوره‌ی نساء عرایضی در رابطه با این آیه شد. بعید است بتوان چنین برداشتی کرد زیرا آیات بعدی نحوه‌ی ازدواج بیش از یک همسر را مشخص می‌کند. موفق باشید

19416
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت. استاد نمیدونم اینا درد دل هست یا انتقاد. به هر حال دوست دارم با شخص شما مطرح کنم. تا ان شاءلله فرجی بشه. استاد گرامی بنده حدود سه سال است که با افکار شما آشنا شدم که از این بابت خدا را بسیار شاکرم. بیشترین چیزی که در شخصیت شما من را جذب کرد. تواضع و خوش خلقی شما بود. اما استاد متأسفانه این تواضع و خونگرمی و گشاده رویی را در بعضی از شاگردهاتون ندیدم. اولین باری که به مدرسه حضرت خدیجه (س) اومدم حس می کردم باید بوی بهشت را استشمام کنم چون تفکر دینی در اونجا وجود داشت اما متاسفانه بوی غریبگی به مشامم خورد. هیچ کس با گشاده رویی از من تازه وارد استقبال نکرد تا من جذب شوم. حس کردم بچه ها نمیخان کسی را به جمع خودشون جذب کنن و حتی با برخوردهای سردشون دور خودشون حصار کشیده بودن. در صورتیکه در همون ایام دقیقا در جو ادبی و مذهبی تازه وارد شده بودم (زیاد ادعای مذهب و دینشون نمی شد اما فوق العاده گرم من را در جمعشون پذیرفتند و همه را جذب خوش خلقیشون می کردند. همشون پیشتاز در سلام کردن بودند. روی گشاده و تواضع درشون موج می زد. حقیقتش خشکی رفتاری (البته منظورم در برخورد اول) را در بقیه مراکز مذهبی هم می بینم. مثلا در بسیج. یا در بین بقیه افراد که به مذهبی شناخته میشن. مثلا دو سال پیش با جمعی از دختران محجبه بسیجی به تهران رفتیم برای بازدید از خانه امام و‌... وقتی از ترمینال جنوب توی مترو نشستیم مترو خالی بود و همه مون تونستیم که بشینیم. در ایستگاه‌های بعدی خانم های بد حجاب هم سوار میشدن متاسفانه پچ پچ های محجبه ها زیر چادر شروع شد خنده های یواشکی و تمسخر و اشاره به بدحجابها. هیچ کدوم از چادریها نخواستن جذبی اتفاق بیفته. (در صورتیکه رهبر انقلاب خیلی به جذب قشر خاکستری اصرار دارند.) هیچ کسی از روی صندلیش پا نشد که مثلا زن بدحجابی که معلوم بود خیلی خسته است جاش بشینه. البته خودم این کار را کردم تا شاید کمی تصورشون از چادری ها مثبت بشه. من دوستان بد حجاب زیادی دارم. بدحجاب اما با دلهای پاک و معصوم. میگن که چرا چادری ها فکر می کنید فقط خدا مال اونهاست. چرا فکر می کنند و یا جوری برخورد می کنند که انگار اونا بهشتی اند و ما جهنمی. خیلی دوست دارم یکی از دوستام را همراه خودم به جلسات کتابخونه مرکزی بیارم اما از نگاه بد بهش می ترسم. می ترسم بیام ثواب کنم کباب بشه. به یکی از فرماندهان بسیج گفتم چرا شما فقط چادری ها و بسیجی‌ها را به مراکز مذهبی خانه امام و... می یارید. چرا جوری برخورد جذاب نداشتید که بدحجابها هم جذب دین بشند. گفت اونا اینجور جاها نمیان! یعنی فقط ما دنبال حقیقتیم؟ البته خدا رو شکر توی اردوی راهیان جنوب داره این اتفاق می افته که خیلی خوشحالم. استاد چرا نباید دیوار مدرسه حضرت خدیجه کبری (س) مزین به اشعار زیبای حافظ با خط خوش باشه تا تاره واردها را بیشتر جذب کنه. یا دوسه تا گلدان و گل طبیعی توی راهرو و کلاسها باشه (شایدم باشه ولی من چند باری اومدم ندیدم.) استاد یک بار برای یک مساله ای به دفتر یا همونجای که کتابخونه مدرسه هست گذرم افتاد واقعا دافعه داشت برام. میز پر از خاک. لیوانهای نصفه چایی. کاغذهای پر و پخش روی میز. بدتر از همه من که عاشق کتاب هستم و از دیدن یه کتابخونه بخصوص کتابهای مرجع و مذهبی به وجد میام، این بار فقط غصه خورم مثلا سراغ کتاب اصول کافی رفتم و می خواستم پر بکشم اما جلد پر از خاکش پر پروازم را شکوند. خلاصه اینکه کاش همه مذهبی ها مثل شهید آوینی و سایر شهدا جذاب بودند. تا این همه مردم خاکستری جذب ظواهر جذاب باطل نمی شدند. و این قدر غصه نمی خوردم که چرا یک نامزد انقلابی مومن نتونست آرای حداکثری جذب کنه و مجبوریم دوباره دولت اسلامی را دست نااهلش بسپاریم‌. من حس می کنم قشر مذهبی کوتاهی می کنند. حس می کنم خیلی جدی تر، هنرمندانه تر و سریع تر باید سرباز مهدوی جذب کنیم‌. خسته ام از غیبت حضرت مهدی (عج)، به امید فرج حضرتش. خدا به عمر شما و راه شما برکت عنایت کند. عاقبتتان بخیر و سایه تان بر سر ما مستدام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  همان‌طور که می‌دانید بالاخره شیطان قسم خورده در صراطی که به خدا ختم می‌شود، قرار گیرد و تا آن‌جا که ممکن است مانع سیر کسانی شود که در این مسیر هستند. از موانعی که شیطان در مقابل ما ایجاد می‌کند بدخلقی و عجب و بی‌انظباطی است که شما در امثال ما می‌بینید. امید است هرچه زودتر متوجه شویم اگر طالب آن هستیم که مسیر خود را به نتیجه برسانیم، از تلاش برای رفع چنین ضعف‌هایی کوتاهی نکنیم. آری! راه خدا بدون شیطان نیست. موفق باشید

19206
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد عزیزم: استاد من امام خمینی (ره) را عجیب دوست دارم و میدونم که معرفت خاصی نسبت به ایشون ندارم. اما قلبا می فهمم که امام راه بزرگی را جلوی پای انسانیت قرار داده، اما همچین حسی را نسبت به آقای خامنه ای ندارم و نمیدونم که ناشی از حرفای مسمومیه که می شنوم یا اینکه کاری که امام کردن را ایشون نمیکنن. ممنون میشم راهنمایی بفرمائید و کتابی در راستای این موضوع معرفی کنید. خدا شما رو حفظ کنه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که منوّر به محبت به حضرت امام شده‌اید را غنیمت بشمارید. ولی فراموش نکنید که مقام معظم رهبری در راهی که حضرت امام گشودند، آغازی را شکل دادند که آن دفعِ خطر انحراف انقلاب اسلامی بود. اگر سعه‌ی صدر و آزادمنشیِ رهبری انقلاب نبود، انقلاب اسلامی یا به‌دست متحجرانِ تنگ‌نظر از بین می‌رفت و یا گرفتار روشنفکران سکولار می‌شد. موفق باشید 

18527

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر: 1. نظر جنابتان راجع به مباحث آقای صمدی آملی چیست؟ 2. برای تهذیب نفس سالهاست به این در و آن در میزنم ولی همیشه مدتی داغ و دوباره سرد می شوم و در خواب غفلت بسر می برم، راه و روش سلوک، ترک گناه و یا سیر دقیقی که بتواند روح را اغنا کند که دوباره به سراغ گناه و یا حتی فکر گناه نرود، سیر مطالعاتی یا صوتی وجود دارد؟ اصلا آیا می توان نکته ای را به عنوان شاه کلید تهذیب معرفی کرد که انسان را از مهلکه نجات دهد و یا خیر؟ 3. راه خرید اینترنتی سی دی ها و یا مراجعه حضوری برای خرید سی دی ها ی جلسات شما در تهران به چه صورت است؟ مراکز خریدی که در تهران معرفی شده عموما کتب شما را دارند. دانشجوی فلسفه دانشگاه تهران با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بحمداللّه مباحث جناب استاد آقای صمدی آملی نکات ارزشمندی را در مقابل شما می‌گشاید 2- شاه کلید تهذیب، معرفت نفس است که عرایضی در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن بر روی سایت هست. در مورد نحوه‌ی ارسال کتاب‌ها و مباحث‌ صوتی و این‌که در تهران چه مراکزی در این مورد هستند با جناب آقای مهندس نظری به شماره‌ی 09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید

18523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم: طبق سفارشتون سیر مطالعاتی ای که تو سایت هست را شروع کردم فقط دو مدل سیر نوشته شده تو سایت هست یا من درست متوجه نشدم. یکیش به صورت اعداد 123456 که هرکدوم بخش بندی داره (سير مباحث و چگونگي پيگيري آن‌ها) و دومی به صورت الف ب ج د ......و مسایل ...(ترتيب پیشنهادی مطالعه جزوات و كتاب‌هاي استاد طاهرزاده) کتاب اول در هر دو جوان و انتخاب بزرگه. اما کتاب دوم تو لیست اول آشتی با خدا هست و در لیست دوم چه نیازی به نبی. کدومشو انجام بدم؟ و اینکه چون من تنها شروع کردم فردی نیست برا مباحثه، مشکلی نیس؟ میتونم سوالی داشتم از مباحث از همین طریق بفرستم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این قسمت را دنبال بفرمائید که می گوید:‌ سير مباحث و چگونگي پيگيري آن‌ها

 1- مقدمات اولیه

    الف – کتاب «جوان و انتخاب بزرگ»

    ب- كتاب «آشتي با خدا » همراه با مباحثه و بدون عجله.

    ج- کتاب «ده نكته از معرفت ‌نفس» همراه با سی‌دیِ شرح آن و در صورت امكان، مباحثه با همديگر.

    د- کتاب «از برهان تا عرفان» (برهان صدیقین) همراه با سی‌دی

آن قسمت که می فرمائید ربطی به سیر مطالعاتی ندارد بلکه مربوط به ترتيب پیشنهادی مطالعه جزوات است موفق باشید

18331
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز اینکه فرمودید علم خداوند به آنچه واقع می شود، است و چون علم او اشتباه نمی شود پس آن حتما واقع می شود و بر اساس حکمت و علم خود تقدیر ما را می داند و ترتیب می دهد برای رسیدن به بهترین سرنوشت، پس در اینجا گویی افعال من تقدیر مرا رقم می زند، پس اینکه شما می فرمایید تقدیر ثابت است آیا می توانیم بگوییم که چون افعال ما ثابت و شخصیت درون من که افعالم از آن سر می زند ثابت است پس تقدیری ثابت داریم؟ یا فقط سر قدر است که ثابت و تقدیر ما با عوض شدن افعالمان عوض می شود؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد انسان با توجه به اختیاری که دارد، هیچ‌چیز ثابت نیست، حتی سرِّ قَدَر او که انتخابِ بنیادین او می‌باشد و شخصیت خود را آن‌گونه برای خود انتخاب کرده است، باز جای تغییر هست. آن‌چه ثابت است سنت‌های الهی است که ما نمی‌توانیم تغییر دهیم. سرّ قَدَر به این معنا قابل تغییر نمی‌باشد. موفق باشید

17731

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد در رابطه با سوال 17726 آخر یک طلبه دنبال یک کاری به غیر همین کار طلبگی برود یا نه محکم درس خودش را بخواند. آیت الله جوادی می گویند در ایام طلبگی مثلا چنین انفاق هایی برایم رخ داده یا مثلا آیت الله حسن زاده همچنین گفته هایی دارند. بنده به عنوان یک طلبه قبول دارم که خوب باید درس خواند ولی همینطور خشک و خالی هم که نمی شود. لطفا راهنمایی کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل کار طلبگی باید ممحض‌شدن به دروس رسمی حوزوی باشد به‌خصوص تا مطالعه‌ی رسائل و مکاسب. و در دلِ همین نوع زندگی است که الطاف الهی سراغ طلبه می‌آید. موفق باشید

17323
متن پرسش
سلام و وقت بخیر: می خواستم بدونم انسان با اختیار خودش می تونه رزقی که براش در نظر گرفته شده رو تغییر بده یا نه؟ مثلا خیلی ها بودند که وضع مناسبی از نظر ظاهری نداشتند متدین هم نبودند ولی ناگهان با افراد مومن ازدواج کردند و زندگیشون خیلی تغییر کرده گاهی به مقایسه می افتم که چرا خیلی ها که خیلی از لحاظ دیانت بالاتر هستند چنین همسری نصیبشون نشد ولی اون گروهی که عرض کردم خوشبخت شدند؟ می دونم که در کار خدا نباید چرا و چگونه آورد ولی این سوالات خیلی اذیتم می کنه. گاهی آدم احساس می کنه هرچه تلاش هم بکنه اون چیزی که میخواد نمیشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان‌ها با اختیار خود می‌توانند رزق مقسوم خود را وسعت بخشند و یا تنگ نمایند. بدین‌معنا که آن رزق مقسوم به سختی به دست آن‌ها برسد. و در این موارد هم که می‌فرمایید در هر حالت، هرکس نان اخلاق و عقایدش را می‌خورد. موفق باشید

17245

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوارم: ببخشید راجع به چگونگی رفتار با کسانی از فامیل که حجاب ندارند وظیفه ما چیست؟ شما در پاسخ سوال 12140 می فرمایید ارتباط خود را با آنها قطع کنید و یا در پاسخی دیگر می فرمایید بی توجهی به هنجار شکنان، ولی در جواب 7572 می فرمایید ارتباط را قطع نکنید و خوش رفتار هم باشید. می خواستم بدانم تفاوت این موارد در چیست؟ متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان رحم نمی‌توان به طور کلّی با آن‌ها قطع رابطه کرد. ولی در عین عدم بی احترامی، نباید گرم گرفت. موفق باشید

16602

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در داستان دیدار حضرت موسی (ع) و خضر نبی (ع) که محل سکونت خضر نبی مجمع البحرین ذکر شده، منظور از مجمع البحرین چیست؟ و اینکه آیا تاویلی دارد؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد تأویلی در میان باشد و مجمع‌البحرین محل جمع دو بحرِ معرفت ظاهر موسوی و باطن خضری باشد. موفق باشید

16229

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: از شما بسیار متشکرم که سعی بر انس هرچه بیشتر ما با قرآن این کتاب عظیم و پر برکت آسمانی دارید. به اذن خدا در مورد آیه مبارکه ۲۴ سوره نسا من تفسیر المیزان را مطالعه کرده ام. در آنجا و آیه قبل ازدواج با اشخاصی مثل مادر و عمه و خاله و... را منع می کند لطفا در مورد تفسیر آیه 24 و ابتدای آیه که می فرماید و زنان شوهردار مگر کنیزانی از شما که شوهر دارند، ازدواج با آنان حرام است. لطفا کمی توضیحی بفرمایید. منظور از کنیزان شوهردار چیست؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مباحث «آیات الاحکام» که مربوط به فقها است، بنده تخصص ندارم و علامه‌ی طباطبایی نیز در همان ابتدای المیزان می‌فرمایند که در این آیات، ورود نمی‌کنند زیرا این آیات باید ذیل روایات فقهی معنای خود را ظهور دهد و نه در یک بحثِ تفسیری صِرف. موفق باشید

نمایش چاپی