باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن کتاب ذکر و اشاره به همهی ابعاد و حقایق عالم است و با تمام وجوه انسان اعم از قلب و عقل و خیال و روح حرف دارد. در حالیکه در یک نظم منطقی آنچه در میان است مفاهیمی است که عقلِ ما را مورد خطاب قرار میدهد یعنی موضوع، عملاً محدود به حوزهی عقل میشود و به همین جهت مثنویِ مولوی نیز در یک نظم عقلیِ رسمی قرار نمیگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از نظر سیر مطالعاتی، سیر مطالعاتی روی سایت کمک میکند 2- در ضمن سری به جواب سؤال شمارهی 16818 بزنید 3- در مورد سوریه نیز اگر احساس میکنید که روحتان به چنین حضوری نیاز دارید، خوب است که نسبت به آن فکر کنید. بالاخره حضور در آن جبهه، راهِ گشودهای است که افراد وجود برتر خود را در آن جستجو میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجهاید ایمان حقیقی یعنی آنکه قلب، متوجهی حقیقت یعنی ذاتِ اسماء الهی شود، به همان معنایی که قرآن به اعراب به جهت آنکه فقط تسلیم احکام الهی شدهاند، میفرماید: «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإيمانُ في قُلُوبِكُمْ وَ إِنْ تُطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (14)/ حجرات) ملاحظه میکنید که بحث ایمان را به قلبْ مرتبط میکند، یعنی به محلی که انسان با حقیقت اُنس وجودی میگیرد. آری! آخر آیه میفرماید که اگر از خدا و رسول تبعیت کنید، اعمالتان بیجواب نمیماند ولی موضوعِ ایمان که با اُنسِ قلبی پیش میآید، چیز دیگری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤالهای شمارهی 10958 و 12594 عرض شده، واقعاً نمیتوانم که حقایق عالم را به صورت گزینشی و موضوعی بنگرم. زیرا لازمهی این کار، نظر به کثرت است در وحدت، که توان بنده در این حدّ نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد دو جلد کتاب «فرزندم؛ این چنین باید بود» موضوعات خوبی را با مخاطب در میان میگذارد. چه اشکال دارد که بعضی از قسمتهای کتاب را روی منبر برای مردم بخوانید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر در جبههی مقابله با باطل باید به این چیزها فکر کرد؟!! اگر حضرت امام اینطور فکر میکردند که امروز صدام در کشور ما حکومت میکرد!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر اینطور فرض کنیم که انسان تماماً آگاهی است و هر آنچه از بیرون میشناسد معلوم بالعرضِ اوست و معلومِ بالذات او همان آگاهی نسبت به حقیقت است، این خوب است. ولی اگر اینطور فرض شود که واقعیتی در بیرون نیست و آگاهی ما ساختهی ذهن ما است همان سوفسطاییگری است که جنابعالی متذکر آن هستید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما به حکم وظیفه عمل کنید و خداوند هم از شما فعلاً همین را میخواهد و این راه را به سوی شما گشوده است 2- فعلاً درس 3- فعلاً درس. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سوالات را از من نباید بپرسید؛ احاطهی بنده در این موارد نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که میفرمایید و در جواب 12471 عرض شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت نگاه و سلیقهی ایرانی به اسلام یک نگاه خاصی است با تمدن و رویکردهای خاص که مخصوص روح ایرانی میباشد زیرا از طرف ائمهی اطهار«علیهمالسلام» به ما توصیه شده: «علینا بإلقاء الاصول و علیکم بالتفریع» بر ما است ارائهی اصول و بر شما است که آن را به صورت خاص شکل دهید و این شکلدادن به سلیقهی ایرانی چیز زیبایی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این امر واجب است و سکوت در این موارد موجب ضرر و زیان به نظام اسلامی میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه انسان وسعتی بیابد و خود را تا ابدیت احساس کند، احساسی بس مبارک و ارزشمند است. ولی با اینهمه باید با دوستان و خانواده رابطهی عادی خود را حفظ کنید. باید آنها را رعایت کرد و انتظار زیاد از آنها نداشت. به این روایت فکر کنید که مولایمان علی «علیهالسلام» در حکمت ۳۳۳ در تعریف مؤمن فرمودند: الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِی وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِی قَلْبِهِ- أَوْسَعُ شَیْءٍ صَدْراً وَ أَذَلُّ شَیْءٍ نَفْساً- یَکْرَهُ الرِّفْعَهَ وَ یَشْنَأُ السُّمْعَهَ- طَوِیلٌ غَمُّهُ بَعِیدٌ هَمُّهُ- کَثِیرٌ صَمْتُهُ مَشْغُولٌ وَقْتُهُ- شَکُورٌ صَبُورٌ- مَغْمُورٌ بِفِکْرَتِهِ ضَنِینٌ بِخَلَّتِهِ- سَهْلُ الْخَلِیقَهِ لَیِّنُ الْعَرِیکَهِ- نَفْسُهُ أَصْلَبُ مِنَ الصَّلْدِ- وَ هُوَ أَذَلُّ مِنَ الْعَبْدِ« شادمانى مؤمن در چهره و غم وى در دل است، سعه صدرش از هر چیز بیشتر، و نفسش از هر چیز خوارتر است، از گردنفرازى بیزار است و خودنمایى را دشمن مى دارد. غمش طولانى، همتّش والا، خاموشى اش بسیار، و تمام وقتش مشغول است سپاسگزار، و بسى بردبار و در اندیشه فرو رفته است، در دوستى با دیگران امساک مى ورزد، خلق و خویش نرم و طبعش رام است. اراده اش از سنگ سخت محکمتر است با این که از برده اى متواضع تر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خود بنده این موضوع را در سایت مرکز اسناد انقلاب دیدم که امام فرموده بودند این برنامهی آقای دکتر سروش تعطیل شود. بد نیست در آن سایت، مطلب را دنبال کنید 2- دكتر فرديد در همان سالهاى اول انقلاب در همين رابطه مى گويد: ... من پيام كوچكى به امام خمينى دارم، اين انقلاب را عبدالكريم سروش خراب مى كند ...[1] ربط بين سخنان سروش و سوبژكتيويته و تقابل با حقيقت، در ابتداى انقلاب كار مشكلى بود، ممكن بود انسان در فضاى سوبژكتيويته از انقلاب اسلامى طرفدارى كند ولى با همان هدفى كه به كليسا رجوع مى كند، اين نوع رجوع، رجوع پايدارى نيست چون مقصد و مقصود رجوع كنندگان، رجوع به مجاز است و نه به حقيقت. به قول هايدگر: «هر جا سوبژكتيويته و ابژكتيويته باشد سخن از خدا نيست»[2] کافی است در این مورد نقدی که آیت اللّه صادق لاریجانی و آقای دکتر غفاری به ایشان داشتهاند را مطالعه فرمایید و نقد آقای دکتر عبدالکریمی نسبت به رؤیای رسولان ایشان، هم خوب است نگاه شود 3- در شبی که بنده در منزل آقای میرزایی – معاون سیاسی استانداری اسبق همدان – دعوت داشتم و آقای سروش هم از سفر انگلستان برگشته بودند و در آن جلسه دعوت داشتند، آقای میرزایی فرمودند دکتر سروش گفت: سروش حرکت جوهری مُرد. در حالیکه بنده در ابتدای انقلاب با بعضی از رفقا 7 روز به مدت 8 ساعت در روز با ایشان در رابطه با حرکت جوهری کار میکردیم و بعداً در جمعبندی متوجه شدم که ایشان طوری تحت تأثیر کانت میباشند که عملاً کارشان به سوبژکتیویته کشیده شد. بنده در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» در این رابطه عرایضی داشتهام. موفق باشید
[1] ( 1)- محمد مددپور، ديدار فرهى و فتوحات آخرالزمان، ص 168.
[2] ( 2)- سيد موسى ديباج، آراء و عقايد فرديد، ص 46. جملهى فوق را دكتر فرديد از قول هايدگر نقل كرده است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوعِ کاملاً عقلی است از آن جهت که ولیّ فقیه متخصص کشف حکم خدا و رسول خدا است. با سخن او از آن جهت که سخن خدا و رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» را به میان میآورد باید مثل سخن رسول خدا برخورد نمود زیرا آن سخن و آن دستور، سخن و دستورِ خود ولیّ فقیه نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بنده صاحبنظر نیستم. اگر سؤال معرفتی دارید در خدمت میباشم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- دردمند واقعی کسی است که همچون پیامبران در این موارد متوجه باشد مشکلات بشر ریشه در ضعف ایمان و نقص توکل و عدم قناعت دارد. لذا است که اگر به گرسنهای نان میدهد که باید بدهد، سعی میکند به او کشاورزی یاد دهد که چگونه گندم بکارد. و این با ایجاد روحیهی ایمان و قناعت ممکن است و دردمندی آن است که سعی کنیم این نقیصهها را برطرف کنیم تا طرف خود را از شهر و روستا آوارهی تهران و شهرهای بزرگ نکند 2- کسی که قیمت خود را دانست در مقابل دنیا بهراحتی خود را خوار نمیکند. اميرمؤمنان على عليه السلام فرمودند: «انّه ليس لاَنفُسكم ثَمنٌ الاّ الجّنة فلاتَبيعوها الاّ بها» (نهج البلاغه، حکمت 456)
بدانيد كه جان شما هيچ بهايى جز بهشت ندارد پس آن را به كمتر از بهشت نفروشيد. و نیز میفرمایند: «و لبئس المتجر اَن تَرَى الدّنيا لنفسك ثمناً» (خطبه 32) و چه تجارت زشتى است كه انسان دنيا را بهاى خويشتن بنگرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد انسان با توجه به اختیاری که دارد، هیچچیز ثابت نیست، حتی سرِّ قَدَر او که انتخابِ بنیادین او میباشد و شخصیت خود را آنگونه برای خود انتخاب کرده است، باز جای تغییر هست. آنچه ثابت است سنتهای الهی است که ما نمیتوانیم تغییر دهیم. سرّ قَدَر به این معنا قابل تغییر نمیباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این احتمال همیشه هست. به همین جهت باید در این امور، ملاک حقّانیت کار عرفا را، شهود و سیرهی معصوم در نظر گرفت. موفق باشید
