باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد ورود به این مباحث باید بین تکوین و تشریع تفاوت گذاشت. آری! از نظر تکوین همهچیز جنداللّه است، حتی شیطان لشکر خداست تا با وسوسهی خود انسانها بتوانند تکلیف خود را نسبت به وسوسهی شیطان تعیین کنند. ولی از نظر تشریع، این انسانها هستند که باید با اختیار خود نبست خود را با مخلوقات شکل دهند که مثلاً ما در رابطه با شیطان چه موضعگیری داشته باشیم تا با انتخاب خود شخصیت خود را شکل دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا نشد که وقتی در راه قرار گرفتیم انتظار داشته باشیم از همان ابتدا به انتها خواهیم رسید. بحمداللّه اولین قدم آن است که متوجه باشیم با آنکه اصل ذاتمان آسمانی است، سختْ خاکآلود و ناسوتی شدهایم و قدم دوم آن است که پای در راه گذاریم و قدمقدم با نفس امّاره تکلیفمان را روشن کنیم. نه باید مأیوس بود و نه مغرور. مولایمان علی «علیهالسلام» خطاب به فرزندشان امام حسن «علیهالسلام» آن را گفتند که مربوط به همهی جوانان است. نامهی آن حضرت به فرزندشان نقشهی راه است، بهخصوص در این دنیایی که سختْ ظلمانی است. در این رابطه پیشنهادم آن است که کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» را نهتنها بخوانید، که در جان خود «یافت» کنید. آفتاب طلوع خواهد کرد و چراغ را خاموش خواهیم نمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً جای نگرانی نیست. در بهترین شرایط که نظام اسلامی سخت در تعادل و استحکام است و بصیرت مردم در حدّ ارزشمندی است؛ این بچهبازیها انجام میشود تا دشمن با ذوقزدگی نسبت به آرزوهایی که آن را در بر گرفته است، به یأسِ تامّ و تمام برسد، «و ما یضلّون إلا انفسهم» اینها در مقابل حرکت توحیدی انقلاب اسلامی و در زیر سایهی رهبری حکیمانهی نایب امام زمان «عجلاللّهتعالیعلیه» تنها خود را به بیراهه میکشانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آرزوهای بلند دنیایی و پرحرفی، همت عمل به وظایف را کم میکند. در صورتیکه اگر در همین دوران جوانی بر مبنای معارف عالیه عبادت نکنیم و نور معارف را با عبادات به جانمان نچشانیم، بعد از چهل سالگی کم میآوریم و دیگر در اختیار خودمان نیستیم 2- زمینهی ایجاد یک زندگی که همراه با آرامش و صفا و محبت و امیدواری باشد؛ به عهدهی شماست. در کنار چنین فضایی سیر مطالعاتی را دنبال کنید. از صلهی رحم و ارتباط با مؤمنین غفلت نشود. بالاخره بعضی از برنامههای تلویزیون مثل برنامههای شبکهی افق میتواند مفید باشد ولی با انتخاب ما، و نه با انتخاب تلویزیون که همچنان بخواهیم برنامهها و سریالهای آن را دنبال کنیم! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم چند جلسهی اول کتاب «آشتی با خدا» که بحث «پوچی چرا» است را به میان میآورد و کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در این موارد کمک بکند. کتابها بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دو سؤال مذکور اینطور جواب داده شده بود:
باسمه تعالی: سلام علیکم: از جناب امام موسی صدر کتابی نمیشناسم و کتابهای مرحوم شهید آوینی همه یکی از یکی بهتر است. از هرجا شروع کنید، همانجا اولِ کار است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه که سعی کنیم معارف ما قلبی شود، راه رجوع ما به حقایق سهلتر میشود و سختی آن قابل تحمل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم است که هرگونه تجلی مقدمه میشود برای تجلیِ دیگر. و از این جهت ممکن است مفهوم هر دو یکی باشد، ولی احساسی که انسان به آن اولی دارد مقدمه میشود برای احساس بعدی که متفاوت با آن احساس است هرچند از نظر معنا و مفهوم یکی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در راستایِ به فعلیتدرآوردنِ بالقوههایمان مختاریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این صورتها که میفرمایید نیست. منتها نظام اسلامی سعی دارد در آن حد که فقدان پدر در یک خانواده مشکلاتی را ایجاد میکند، در حدّ بسیار کم جبران کند. مگر در زمان امیرالمؤمنین«علیهالسلام» حضرت برای شهداء از بیت المال مستمری تعیین نکرده بودند؟ حتماً در جریان این موضوع هستید که مرحوم شهید مطهری در کتاب «داستان راستان» آن را آورده.
بسم اللّه الرّحم الرّحیم: زن بيچاره، مشك آب را به دوش كشيده بود و نفس نفس زنان به سوى خانه اش مى رفت. مردى ناشناس به او برخورد و مشك را از او گرفت و خودش به دوش كشيد. كودكان خردسال زن، چشم به در دوخته منتظر آمدن مادر بودند. در خانه باز شد. كودكان معصوم ديدند مرد ناشناسى همراه مادرشان به خانه آمد و مشك آب را به عوض مادرشان به دوش گرفته است. مرد ناشناس مشك را به زمين گذاشت و از زن پرسيد: خوب معلوم است كه مردى ندارى كه خودت آبكشى مى كنى، چطور شده كه بى كس مانده اى ؟ شوهرم سرباز بود. على بن ابيطالب او را به يكى از مرزها فرستاد و در آنجا كشته شد. اكنون منم و چند طفل خردسال.
مرد ناشناس بيش از اين حرفى نزد. سر را به زير انداخت و خداحافظى كرد و رفت، ولى در آن روز آنى از فكر آن زن و بچه هايش بيرون نمى رفت. شب را نتوانست راحت بخوابد. صبح زود، زنبيلى برداشت و مقدارى آذوقه از گوشت و آرد و خرما در آن ريخت و يكسره به طرف خانه ديروزى رفت و در زد. كيستى؟ همان بنده خداى ديروزى هستم كه مشك آب را آوردم، حالا مقدارى غذا براى بچه ها آورده ام. خدا از تو راضى شود و بين ما و على بن ابيطالب هم خدا خودش حكم كند! در باز گشت و مرد ناشناس داخل خانه شد، بعد گفت: دلم مى خواهد ثوابى كرده باشم، اگر اجازه بدهى، خمير كردن و پختن نان، يا نگهدارى اطفال را من به عهده بگيرم. بسيار خوب! ولى من بهتر مى توانم خمير كنم و نان بپزم، تو بچه ها را نگاه دار تا من از پختن نان فارغ شوم. زن رفت دنبال خمير كردن. مرد ناشناس فورا مقدارى گوشت كه خود آورده بود كباب كرد و با خرما، با دست خود به بچه ها خورانيد. به دهان هركدام كه لقمه اى مى گذاشت مى گفت: فرزندم ! على بن ابيطالب را حلال كن، اگر در كار شما كوتاهى كرده است. خمير آماده شد. زن صدا زد: بنده خدا همان تنور را آتش كن. مرد ناشناس رفت و تنور را آتش كرد. شعله هاى آتش زبانه كشيد و چهره خويش را نزديك آتش آورد و با خود مى گفت: حرارت آتش را بچش، اين است كيفر آن كس كه در كار يتيمان و بيوه زنان كوتاهى مى كند. در همين حال بود كه زنى از همسايگان به آن خانه سر كشيد و مرد ناشناس را شناخت، به زن صاحب خانه گفت: واى به حالت! اين مرد را كه كمك گرفته اى نمى شناسى ؟! اين اميرالمؤمنين على بن ابيطالب است. زن بيچاره جلو آمد و گفت: اى هزار خجلت و شرمسارى از براى من، من از تو معذرت مى خواهم. نه، من از تو معذرت مى خواهم كه در كار تو كوتاهى كردم (بحارالانوار، ج ۷ (باب ۱۰۳) ص ۵۹۷). موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد دستورات اخلاقی که شریعت الهی در اختیار ما قرار داده، راههای مختلف برخورد را در مقابل ما قرار میدهد. پیشنهاد بنده آن است که سلسله مباحث شرح دعای «مکارم الاخلاق» را که در آرشیو صوت در سایت هست، دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «سلوک ذیل....» شواهدی آورده شده حاکی از آنکه مقام معظم رهبری بهخوبی حکمت متعالیه را کار کردهاند ولی بنا نداشتهاند به عنوان استاد فلسفه و عرفان مشهور شوند. جناب آقاى دكتر حداد عادل در رابطه با آشنائى رهبر انقلاب با فلسفه مى فرمايند: درباره ى آشنايى آيتالله خامنه اى با حوزه ى فلسفه - چه فلسفه ى غرب و چه فلسفه ى اسلامى - من يك جمع بندى اجمالى از جايگاه فلسفه در ذهن ايشان دارم. ايشان برخلاف اينكه از حوزه ى مشهد برخاسته اند، نظر رايج در حوزه ى مشهد نسبت به فلسفه ى رسمى را ندارند. در حوزه ى مشهد - نگاهى كه به مكتب تفكيك موسوم شده - با فلسفه بر سر لطف نيستند؛ البته به درجات گوناگون. آقاى خامنه اى هم به همان حوزه تعلق دارند و در آنجا نشو و نما كرده اند اما نظر منفى نسبت به فلسفه ى اسلامى پيدا نكرده اند؛ بلكه نظر مثبت دارند. ايشان در فلسفه، به اعتبارى، فرزند فكرى علامه ى طباطبايى هستند، نه فرزند آقاشيخ مجتبى قزوينى كه البته بسيار براى اين بزرگوار احترام قائل هستند. ايشان به من مى فرمودند ما در محضر آقاشيخ مجتبى دو تا درس مى خوانديم. ساعت اول ايشان فلسفه و منطق به ما درس مى داد؛ خيلى دقيق، درست و فنى. ساعت بعد همان حرفها را مطابق نظريه ى مكتب تفكيك رد مي كرد. بنابراين آقاى خامنه اى هر دو نگاه را در حوزه ى مشهد تجربه كرده است. ولى خطى كه ايشان دنبال كرده و نسبت به آن نظر دارد، خط يا مشرب فلسفى علامه ى طباطبايى و آقاى مطهرى است. ايشان بار اولى كه مي خواستند در سال 1360 رئيس جمهور شوند، در تلويزيون راجع به خودشان صحبت كردند. آنجا ايشان به نحوه ى استفاده خودشان از محضر علامه ى طباطبايى اشاره مى كنند. اصولًا يكى از جهاتى كه ايشان با آقاى مطهرى آن همه رفاقت، انس، همكارى و همفكرى داشتند، همين هم افقى و ديد مشترك نسبت به فلسفه ى اسلامى است. البته ايشان تا كنون اثر فلسفى اى ننوشته اند و درس فلسفه هم داير نكرده اند اما فلسفه ى اسلامى را خوب مي دانند. هنگامى كه ايشان رئيس جمهور بودند، گاهى ما در حضور ايشان جلساتى داشتيم تا مشخص كنيم در كتابهاى معارف اسلامى دانشگاه چه مطالبى بايد بيايد؟ و چگونه بايد اين كتابها را نوشت؟ بحثهاى كلى زياد بود. يك روز بحث به مسائل خاص، فنى و دقيق فلسفه كشيده شد. اشخاصى كه آنجا بودند - برخى دانشگاهى و برخى ديگر حوزوى - كسانى بودند كه بالفعل مشتغل به فلسفه بودند. آن زمان هم دوران سخت جنگ بود و مرتباً اخبار خوش و ناخوش جنگ حتى در ميانه ى جلسات اينچنينى به آقا مي رسيد. گاهى در ضمن جلسات پوشه اى به دست ايشان مي دادند و خبر مى رسيد كه مثلًا يك هواپيما سقوط كرده يا يك حمله اى عليه ما شروع شده است. ايشان اينگونه اشتغالات ذهنى بسيار داشتند اما به آن مباحثه ى فلسفى وارد شدند و من ديدم كه كاملًا حاضرالذهن هستند و با استدلال خوب و روشن ديدگاهشان را مطرح كردند. انگار كه هيچ كار ديگرى غير از آموزش فلسفه ندارند! اين براى من خيلى تعجب آور بود و نشان مى داد كه ايشان فلسفه ى اسلامى را خوب خوانده و فهميده اند و به آن اعتقاد دارند. از نشانه هاى ديگر اهميتى كه ايشان به فلسفه ى اسلامى مي دهد، تشويق طلاب است نسبت به جدى گرفتن فلسفه و كلام اسلامى و نيز كمك به مؤسساتى كه فلسفه ى اسلامى را آموزش مى دهند و يا در اين حوزه پژوهش مي كنند كه يكى از آنها «بنياد حكمت اسلامى صدرا» ست كه با حمايت ايشان تأسيس و فعال شده است. ايشان ضمن آنكه توجه دارند كه در مواجهه با تمدن غرب، صرفاً استناد به نقل كارساز نيست و بايد در اين ميدان چهره ى عقلانى و استدلالى تمدن اسلامى به ميدان بيايد، اعتقادشان به فلسفه ى اسلامى، صرفاً از باب محاجه و احتجاج و رفع شبهه نيست و نگاه ابزارى به فلسفه و ترويج آن ندارند ... (پايگاه اطلاع رسانى دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله خامنهاى 1/ 1/ 1388). موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره خداوند میفرماید: إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ . لذا اگر مردم نخواهند که اصلاح شوند، اگر علی مرتضی علیهالسلام هم بر آنها حکومت کنند، استفادهی لازم را نخواهند برد و شیطان بهانههایی جهت کارهای خلاف برای آنها میسازد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت اللّه سعادت پرور آثار ارزشمندی از خود بهجا گذاشتهاند که همه، متذکر اسلام اصیل و فقاهتی است 2- آیت اللّه جوادی بهواقع یک استاد عرفان از همه جهات میباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. قلبها در مسیر اُنس با حق همدیگر را احساس میکنند و محبت بردران ایمانی از این جنس است. البته احترام به بقیه، بر اساس وظیفهی شرعی، چیزِ دیگری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا میفرمایید که با شکست روبهرو شدهاید؟!! چه اشکال دارد که همهی آن عزیزان ذیل انقلاب اسلامی و ولایت، هرکدام به نحوی که دوست دارند عمل کنند و شما هم همهی آنها را از خود بدانید و باز در ادامهی مسیر در نشاندادنِ معارف معرفت النفسی و توجه به انقلاب اسلامی و حضرت امام کار خود را ادامه دهید؟ موفق باشید
