بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18024

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: نظرتون راجع به متن دکتر داوری چیست؟ نقد دکتر داوری اردکانی به شهید آوینی وقتي انسان انقلاب را مي بيند، فكر مي كند در انقلاب كارها آسان مي شود. من هم در آن زمان مثل شهيد آويني فكر مي كردم كه غلبه بر جهان نهيليست، زمان غلبه بر نهيليست به زودي فرا مي رسد. ولي تجربه نشان مي دهد اين جهان با اين كه در پايان راه است، چندان قدرت دارد كه به آساني از پاي درنمي آيد و با مسائلي كه خودش ساخته و خودش سلطان آن مسائل است از پاي درنمي آيد. جهان تكنيك با وسايل تكنيك از پاي درنمي آيد. يعني هيچ قدرتي نمي تواند جهان تكنيك را با وسايل تكنيك (كه وسايل تكنيك با جهان تكنيك فرق دارد) در هم بشكند. انقلاب روحي و معنوي چيز ديگري است. حالا اگر انقلاب روحي و معنوي در جهان چنان بسط پيدا كند كه مردمان ديگري شويم، آزاد از تكنيك و آزاد از سلطه تكنيك، در اين صورت، انقلاب بسط مي يابد. اين جهان از پاي درمي آيد. با سياست مي شود با آمريكا و اسراييل مبارزه كرد. مي شود با امپرياليسم و استعمار مبارزه كرد، اما با سياست نمي شود نهيليسم و نيست انگاري را مغلوب كرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شهید آوینی که در نگاه به غرب شاگرد دکتر داوری است، همان سخن دکتر داوری را مدّ نظر دارد و اگر در حال حاضر در قید حیات بود، به همان معنایی که دکتر داوری متذکر این تاریخ است، متذکر می‌شد. موفق باشید

17960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: شما فرمودید که دعا باعث این می شود که تقدیرات، بهتر و آسان تر به انسان برسد و تقدیرات در حالت کلی تغییری نمی کند ولی در پاسخ دیگری به سوالات فرمودید که دعا باعث می شود که انسان به تقدیری برتر دست یابد لطف می کنید در مورد این توضیح کوتاهی بفرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت نمی‌کند. در هر حال به اندازه‌ای که انسان‌ها رجوع به حق داشته باشند، به ساحات برتر عالمِ وجود وارد می‌شوند. هم به معنای رسیدنِ بهتر به تقدیری که دارند، و هم رسیدن به تقدیری متعالی‌تر، مگر آن تقدیراتی که عینِ عین ثابته‌ی آن‌ها است. موفق باشید

17889

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام من عادتی درون وجودمه که خیلی تلاش کردم ترکش کنم گاهی تا یکی دوهفته ترکش می کنم ولی باز میاد سراغم، نمیدونم چیکار کنم. افکار مزاحم دارم. تخیل منظورمه و دوس دارم بهشون فکر کنم به اون خیالات و بعد از مدتی پشیمون میشم. دوباره هی عهد می بندم نذر می کنم ولی باز می زنم زیرش هرچی هم به به اون دنیا و نذر و عهدم فکر می کنم تو اون لحظه هیچ فایده ای نداره میگم مگه گناهه؟ یا کلا میزنم زیرش. کتاب ادب خیالتون و محبت اهل بیت رو هم خوندم چند روزی خیلی روم تاثیرگذاشت ولی بعدش باز رفتم سرخونه اول. نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره همان‌طور که در آن کتاب عرض شد باید «ذهن» را با افکار و اعمال خوب مشغول کرد تا «ذهن» ما ، ما را مشغول امیال خود نکند. موفق باشید

17122

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خوب هستید؟ چه کنیم در محیط کار شرکتی که روحیات و خلقیات آنها اصلا شباهتی با ما ندارد و روح ما در عذاب هست ولی مجبور هست که کار کند بتوانیم سیر و سلوک داشته باشیم و شوق لقا الله را داشته باشیم؟ (در این گونه محیط ها به راحتی غیبت و موسیقی حرام و الفاظ بی روح و... زده می شود و هر چه قدر هم که دوری شود باز اسیر این گونه خلقیات می شوی و گرد آنها به تو می رسد و نمی توانی کار بکنی در نتیجه روح کدر می شود و نمی تواند سیر کند و چه بسا تنزل هم پیدا کند) خواهش می کنم راهکار مناسب ارائه دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنان‌چه در موقعیتی هستید که شرایط هجرت از آن محیط برایتان نیست، امیدوار باشید إن‌شاءاللّه خداوند شرایطی را در روح و روان‌تان ایجاد می‌کند که نه‌تنها تحت تأثیر آن محیط قرار نمی‌گیرید، بلکه عامل تذکر و توجه همکاران‌تان به حقایق نیز می‌شوید. موفق باشید

16109
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام.جناب استاد: چرا اینقدر در روایات روی علایم ظهور مانور داده شده؟ اگر نباید به تاریخ ظهور فکر کنیم و فقط همیشه آماده باشیم و بدانیم هر لحظه می تواند ظهور اتفاق بیافتد پس چرا دیگر این ظهور سفیانی و یمانی و سید خراسانی و.... ..شرح و وصف شده اند قطعا هدف طرح معما و چیستان و بازی با افکار عموم نبوده. ینده فکر می کنم با عقل ناقص خودم بسیاری این روایات از این دست نیاز به مرور و تامل و بازبینی دارد. وقتی می گوییم سفیانی ناخود آگاه حواس ها و افکار معطوف می شود به یک فرد عرب از خود مسلمانان. در صورتیکه ظهور سفیانی در کار نیست، بیشتر ظهور آمریکا و صهیونیست جهانی و استکبار عالم است سفیانی کجا بود؟ اگر مخرج مشترک تمام علایم ظهور را بگیریم چه بسا به نقطه ای می رسیم که محال عقلی و ریاضی و .....است. مثلا باید هم جمعه باشد هم نوروز باشد هم کلی شاخص دیگر نجومی، خوب این علامات شاید هر صد سال هم براحتی با هم جمع زمانی نشوند یا مثلا علامت های فساد آخر زمان که حتی انسان حالش بهم می خورد این فساد ها و گناهان را حتی تصور کند چطور ذهن معصوم (ع) این ها را تصور فرموده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای مصطفی صادقی در کتاب «تحلیل تاریخی نشانه‌ی ظهور» از انتشارات «پژوهش‌گاه علوم فرهنگ اسلامی» نکاتی را مطرح می‌کنند که با عقیده‌ی شما نزدیک است. تا آن‌جا که می‌فرمایند بعضی از این روایات را بنی‌العباس ساخته‌اند تا مهدی عباسی را به عنوان مهدی امت «علیه‌السلام» معرفی کنند. موفق باشید

16024

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و ادب: همانگونه که مستحضرید رساله توضیح المسائل به شکل کنونی سابقه ای حدودا 100 ساله دارد (از زمان آسید ابوالحسن اصفهانی) و پیش از آن از ابتدای عصر غیبت تا پایان قرن 12 اینگونه نبوده است. (این همه وجوه مختلف یک حرکت فقهی مورد بررسی قرار نمی گرفت و بجای آن سایر امور دین همچون اخلاقیات، مسائل اجتماع، سیاست، عقاید و ... همه با هم ارائه می گردیده است.) به همان نسبت مرجع تقلید به شیوه کنونی و به صورت مرجع عام مرسوم و متداول نبوده و بزرگانی چون آخوند خراسانی، شیخ انصاری و پیش از آن فقهایی چون علامه حلی، محقق کرکی، مقدس اردبیلی مرجع تقلید بیشتر به امور علمی و تدریس و تالیف و تربیت شاگردان پرداخته و مردم هر بلاد از مجتهدین همان بلاد به صورت پراکنده تقلید می نمودند. آیا این تغییر رویه دلیل و هدف خاصی داشته است یا اتفاقی بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید ضرورت اجتماعی منجر به این شکل از کار شد. ولی در هر حال همان‌طور که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در جلسه‌ی اخیری که با علمای تهران داشتند، باید روحانیت در سه حوزه‌ی عقاید و اخلاق و احکام فعالیت خود را شکل دهند. موفق باشید

15272

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: در دوران ما داشتن سیر مطالعات اعتقادی برای جوانان لازم است؟ چرا و تا چه حدی؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: دوران، دورانی است که محسوسات بر ذهن‌‌ها غلبه دارد و اگر با رشد عقلی، عقل‌ها متوجه‌ی حقایق ماوراء محسوسات نشود، عملاً در انتخاب‌های خود، سعادت خود را دنبال نمی‌کند. موفق باشید

14664
متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد عزیز: عده ای طلبه هستیم که چندین سال پیش اقدام به فعالیت فرهنگی و خاصه کار دانش آموزی در محل زندگی خودمان کردیم و بعد از 6 سال کار مستمر به فضل الهی تعداد 14 نفر طلبه و حدود 50 نفر نیروی حزب اللهی آماده به کار و بالغ بر 600 نفر نقطه ی تربیتی خروجی داشتیم. اما متاسفانه بدلیل ناپختگی و تجربه کم مان این مجموعه کوچک با شکست روبرو شد و طلاب عزیز هر کدام بیرقی بنام هیئت بپا کردند اما با سلایق و عقاید مختلف. فی الحال در یک منطقه کوچک متاسفانه چندین هیئت وجود دارد که کارشان شده جذب دانش آموزان و هیئتی کردن آنها بدور از عقلانیت و خودسازی، با یک الگوی ناقص... بنده و چند نفر از دوستان برای زدودن غبار غفلت از اذهان و ارائه سبک درست کار فرهنگی و تزریق معنویت در دوستانی که مشغول فعالیت هستند دنبال یک ایده و شیوه نامه صحیح هستیم. لطفا راهنماییمان بفرمایید. ضمنا پیگیر مباحث شما هستیم و در حد توان، مطالعاتی در آثارتان داشتیم و داریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا می‌فرمایید که با شکست روبه‌رو شده‌اید؟!! چه اشکال دارد که همه‌ی آن عزیزان ذیل انقلاب اسلامی و ولایت، هرکدام به نحوی که دوست دارند عمل کنند و شما هم همه‌ی آن‌ها را از خود بدانید و باز در ادامه‌ی مسیر در نشان‌دادنِ معارف معرفت النفسی و توجه به انقلاب اسلامی و حضرت امام کار خود را ادامه دهید؟ موفق باشید

14118
متن پرسش
سلام عليکم: استاد گرامى شما مى فرماييد خداوند از همین حالا می‌داند ما چه سرنوشتی داریم. مگر سراسر زندگى و اعمال ما و استفاده از ابزارها براى رسيدن به هدف نهايى زندگى نيست؟ پس وقتى از الان معلوم است که ما به آن هدف مى رسيم يا نه و همچنين با چه کيفيتى مى رسيم پس در نتيجه زندگى کردن ما در اين دنيا بيهوده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای آن است که ما بالقوه‌های خود را به بالفعل تبدیل کنیم و آن بشویم که باید بشویم و در آن صورت است که خدا مطابق اراده‌های ما که به فعلیت رسیده است، پاداش و جواب ما را می‌دهد. موفق باشید

13743
متن پرسش
با سلام و احترام: اعدام هاي دسته جمعي اوايل انقلاب، بدون برگزاري دادگاه چگونه توجيه پذير است؟ در حالي كه ممكن است فرد اعدام شده بگويد در حاكميت قبل من به وظيفه ام عمل مي كردم و در انقلاب هم به وظيفه ام كه خدمت به حكومت جديد است عمل مي كنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که بنده اطلاع دارم و با توجه به این‌که در شرایط اولیه‌ی انقلاب نسبت به جریان‌ها بیگانه نبوده‌ام؛ چنین چیزی نبوده. حتی رئیس ساواک یعنی نصیری را هم، نظام اسلامی محاکمه کرد. موفق باشید

13067

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: مزاحم همیشگی شما دوباره مزاحم شد. عذر خواهم. چون ما توفیق نزدیکی به شما رو نداریم مجبوریم اینطوری مزاحم شما بشیم. ازین مساله واقعا معذرت می خواهم. دیروز صحبت حضرت آقا را گوش می دادم. وسط بحث چیزی قریب به این مضمون فرمودند: این انقلاب باعث یقظه در دنیا شده و بیداری اسلامی ایجاد شده. آیا این یقظه همان یقظه ای است که در عرفان از آن یاد می شود؟ یا ایشون صرف کلمه عربی فرمودند؟ یعنی این انقلاب نوری ایجاد کرده که یقظه ای که قبلا لازم بود استاد دید تا فراهم شود به سرعت در جهان در حال انتشار است؟ ۲. خود رهبر شریف هم در سیر و سلوک هستند؟ ایشان را می توان از عرفای نادر این زمان دانست؟ آخر جملات علامه حسن زاده راجع به ایشان بسیار اعجاب انگیز است. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم منظور مقام معظم رهبری در این سخنرانی «یقظه» به معنای عرفی آن باشد و نه به معنای عرفانی آن 2- همه‌ی شواهد خبر از آن می‌دهد که بحمداللّه رهبری عزیز از انوار خاص الهی بهره‌مندند. موفق باشید

10963

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در سوالی که در مورد مخلوق دیگری چون انسان در کرات دیگر شده شما فرمودید نمی دانم. معلوم است که محکم باید می فرمودید خیر. چون مگر قرار است این مخلوق در جایی غیر از زمین چه کند؟ در اینکه ما جن هم داریم شکی نیست اما مگر قرار است چقدر تنوع در صحنه باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید از هفت طبقه‌ی آسمان تمام زمین و کرات دیگر همه یک طبقه حساب می‌شوند و رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به عنوان واسطه‌‌‌های فیض، بر همه‌ی مخلوقات ولایت دارند و نمی‌توان گفت مخلوقات دیگری در سایر کرات نباشند و آن ذوات مقدس بر آن‌ها ولایت نداشته باشند. موفق باشید
9912
متن پرسش
سلام علیکم: نظر جناب عالی در مورد سخنان زیر که آقای وحید جلیلی فرمودند و مربوط به یک نوع غرب زدگی منتها از نوع متفاوتش است، چیست؟ «کار ژورنالیست فقط این نیست که حرف بزند و بگوید من رسالتم را انجام دادم، بلکه باید پیگیر سوژه‌اش باشد تا سوژه محقق و تبدیل به خبر شود. نیروهای فرهنگی ما در شناخت اولویت‌ها دچار مشکل شده‌اند و از ظرفیت فرهنگی خودمان غافل مانده‌اند. امروز مشکل ما این شده است که همه می‌خواهیم آسیب‌شناسی کنیم، ولی پای کار که می‌رسد هیچ کس حاضر نیست کوچک‌ترین قدمی بردارد. امروز نیروی فرهنگی ما در فلان روستا، تمام فرقه‌های شیطان پرستی را حفظ است، اما شهدای روستایشان را نمی‌شناسد. اولویت‌ها را اشتباه گرفته‌ایم. اگر شما پیرو رهبری هستید و رهبری اولویت‌ها را مشخص می‌کند، رهبری کجا فرموده‌اند دنبال شیطان پرستی باشید؟ همین رهبری با آن همه مشغله چقدر مطالعه دارند و چقدر کتاب می‌خوانند، حالا از نیروی فرهنگی ما بپرسید سالی چند عنوان کتاب می‌خواند؟ ما دچار غرب زدگی حزب اللهی شده‌ایم؛ غرب زده حزب اللهی هم رو به غرب ایستاده است؛ فقط تفاوتش در این است که به جای تحسین کردن، به غرب فحش می‌دهد و نقطه اشتراکشان در این است که از ظرفیت‌های فرهنگی خودمان روبرگردانده‌اند. حل مشکل فرهنگی کشور، مسئله‌ای زمان بر نیست بلکه نیاز به تحولی کیفی داریم. عرصه‌های فراوانی برای تولید محتوا داریم و نیاز به یک نهضت فراگیر تولید محتوا داریم. تا زمانی که فعالان فرهنگی ما به این ظرفیت‌ها نگاه نداشته باشند و متوجه استطاعت فرهنگی خودمان نباشند، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف بسیار ارزشمندی است. حقیقتاً ما هنوز در عالَم انقلاب اسلامی زندگی نمی‌کنیم و حساسیت‌هایی که باید در راستای تحقق اهداف انقلاب اسلامی داشته باشیم را برجسته نکرده‌ایم. هنوز باورهایی مطابق فرهنگ حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در جامعه‌ی خود پدید نیاورده‌ایم. هنوز جایگاه قدسی انقلاب اسلامی را نمی‌شناسیم. هنوز به تمدن اسلامی فکر نکرده‌ایم. همین‌طور که آن عزیز می‌فرماید: «عرصه‌های فراوانی برای تولید محتوا داریم». بنده روش «معرفت نفس» را اساسی می‌دانم. موفق باشید
9876
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد: سوالی فرستادم جواب را نفرمودید لذا با عرض پوزش مجددا ارسال می کنم: پیرو سوالات مدیریتی به لطف راهنمایی ها و پاسخ های حکیمانه حضرتعالی تحقیق ما با موضوع «مقایسه مبانی مدیریت غربی با مدیریت اسلامی» به پایان رسید لذا خواهشمندم در خصوص موارد ذیل نیز ما را بهره مند فرمایید: 1- به نظر شما ما چه پیشنهادهایی برای جامعه علمی و دانشگاهی کشور داشته باشیم؟ 2- به نظر شما تحقیقات تکمیلی در این خصوص چه باید باشد؟ اگر پیشنهاد یا راهنمایی دارید به عنوان حسن ختام مطرح فرمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ما با توجه به این‌که سخن دیگری را بنا است در مدیریت اسلامی ارائه دهیم به جامعه‌ی علمی و دانشگاهی پیشنهاد داریم انسانی را که اسلام مدّ نظر دارد را، از نظر دور ندارند و از لایه‌هایی که در ظاهر از نگاه دنیای جدید پنهان است و در مدیریت مدّ نظر قرار نمی‌دهد غافل نباشند 2- ما در تحقیقات تکمیلی خود نیاز داریم انسانی را که عارفان می‌شناسند بشناسیم تا به راز مدیریتی که حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در جهان امروز از خود نشان دادند پی ببریم. حضرت امام در مردم چیزی می‌دیدند که سایرین ندیدند و لذا یک ملت را با حرکت انگشتان خود به جلو می‌بردند. موفق باشید (قبلاً در سؤال 9816 ، جواب داده شده بود)
8531
متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد گرامی. قبلا فرمودید که در کل در موقع خواب دیدن از جمله دیدن رویاهایی که صادقه هستند و بعدا در عالم واقعی به تحقق می پیوندند انسان با جسم مثالی اش حضور دارد. همه تجربه کرده ایم که در آن رویاها ما اشیای طبیعی و ساخته دست بشر را که هیچ گونه جنبه تجرد ندارند با روح و جسم مثالی مان میبینیم، حال سوال اینجاست که مگر موجودات بدون هیچ گونه تجرد به عالم مثالی (که به نظر میرسد در آنجا شرائط حضور ماده مهیا نیست ) راه دارند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: صورت های اشیاء ساخته‌ی دست بشر در ذهن انسان به جنس همان صورت‌ ذهنی حضور دارند و انسان در خواب با همان ذهن و با همان صورت‌ها خواب می‌بیند. موفق باشید
8247
متن پرسش
باسمه تعالی: جناب آقای طاهرزاده در سایت بسیج مدرسه معصومیه، مقاله‌ی زیر در معرض طلاب قرار گرفته. آیا این نوع ورود و خروج را نسبت به دولت صلاح می‌دانید؟ اشرافیتِ دولتی بر علیه جمهوریت دینی دولتی که یاد آورد اشرافیت مسلکی را مردم به اشرافیت رأی ندادند سجاد چاره دان؛پژوهشگر علوم اسلامی رابطه اشرافیت و اسرافکاری یکی از رذایل اخلاقی که فرد و جامعه را به سوی تباهی و مشکلات عدیده می کشاند اسراف است. اسراف عبارت از تجاوز از حدود الهی و گذشتن از خطوط قرمزی است که احکام الهی آنها را تعیین کرده اند. در اینجا بطور اجمال به رابطه اشرافیت و اسرافکاری اشاراتی می کنیم . ● اشرافیت خاستگاه اسراف به نظر می رسد که نوعی رابطه تنگاتنگ میان اشرافیت (ملا و سرمایه داری اترافی) و اسرافکاری وجود دارد . به این معنا که اشرافیگری منش و خصلت اسرافکاری را پدید می آورد و آدمی را از رفتارهای هنجاری به سوی نابهنجاری می کشاند بلکه چنان که قرآن در تعریف اسراف بیان می کند، اشرافیت، آدمی را به سوی فساد سوق داده و از اصلاحیات و اصلاح گری باز می دارد. بر این اساس کسانی که به خوی اشرافیت مبتلا و دچار می شوند، انسان های ضد اصلاحی و مفسدانی هستند که با هرگونه کمال یابی آفرید ه های زمینی از انسان و غیر انسان مخالفت می کنند. رفتارهای ایشان جز فساد و تباهی برای زمین و زمینی ها چیزی به ارمغان نمی آورد و خود و دیگری را به سوی نیستی و هلاکت سوق می دهند. تحلیل قرآن از ایجاد بسیاری از پدیده های زیانبار در زمین این است که این امور دستاوردهای بشری است که عامل مهم چنین رفتار و کردار زیانبار را می بایست در خلق و خوی زشت بشر یافت که برخاسته از کفر وشرک و نفاق است و در رفتارهای فردی و جمعی به شکل خود برتربینی و غرور و تکبر و یا استکبار و اسراف و مانند آن ظهور و بروز می کند. اشرافیت به سبب آن که خود عاملی مهم در ایجاد غرور و تکبر است و چنان که قرآن بیان می دارد آدمی هرگاه استغنا و خود را بی نیاز جست طغیان می ورزد و از حد اعتدال و مرزهای قانونی و فطری بیرون می رود، می توان گفت که اشرافیت استغنایی چیزی جز فساد و تباهی و مخالفت و در نهایت مبارزه با اصلاحات و اصلاح گری به دنبال ندارد. قرآن به مومنان سفارش می کند که از کار و روش و فرمان مسرفان پیروی نکنند ؛ زیرا مسرفان کسانی هستند که در زمین فساد می کنند و اصلاحاتی را انجام نمی دهند. (شعراء آیات ۱۵۱ و۱۵۲) هر چند که در این آیه ریشه اسراف و خاستگاه آن بیان نشده است ولی هرگاه به مطالعه و تحلیل قرآن از زمینه های اسراف توجه شود، دانسته می شود که ریشه و خاستگاه هرگونه اسراف و تجاوز و تعدی و مانند آن را می بایست در اموری چون رفاه دانست که در دست اشرافیت متکبر و مغرور است. خداوند در آیه ۱۲یونس در تحلیل ریشه ها و خاستگاه اسراف گری می فرماید: زمانی که خداوند هرگونه امور ضروری و زیانبار را از کسی بردارد و او را در رفاه و آسایش قرار دهد او رفتار اسرافی در پیش می گیرد و خدا و رستاخیز را فراموش می کند. تحلیل آیه از خاستگاه پدیده اسراف کاری در انسان، این است که انسان در هنگام نیاز و وجود ضرر و زیان به خداوند پناه می برد و فشارها و تنگناهای مختلف او را وادار می سازد که به سوی خدا رفته و دست نیاز به سوی آن بی نیاز دراز کند ولی هرگاه خود را از فشار و تنگناها و گرفتاری ها رها شده یافت، خدا را فراموش می کند و از سر بی نیازی و افزایش آسایش و رفاه، دست به اسراف می زند و این گونه است که اعمال اسرافی مسرفان برای ایشان به عنوان کارهای پسندیده زینت داده می شود و در دام استدراج می افتند. ● موارد اسراف اسراف در اصطلاح قرآنی برخلاف آن چه در فرهنگ ایرانی معنا یافته محدود و منحصر به امور خوردنی ها و نوشیدنی ها نیست و به سخن دیگر منحصر در امور اقتصادی نمی باشد، بلکه از دایره گسترده ای برخودار می باشد و همه امور زندگی بشر در حوزه های اعتقادی و فرهنگی و رفتارهای اقتصادی و سیاسی و نظامی و امور دیگر را در بر می گیرد. اما چه چیزی سبب شده که در فرهنگ ایرانی اسراف تنها در حوزه اقتصادی شناخته و تعریف و محدود شود ، شاید بتوان تکرار آیه: کلوا و اشربوا و لا تسرفوا (اعراف آیه ۳۱) باشد که ورد زبان توده مردم است و در هر کوی و برزنی به سبب ساختار زیبا و کوتاه و روان و شعرگونه اش مصطلح شده و بر زبان رانده می شود. با این همه می بایست توجه داشت که اسراف در کاربردها و فرهنگ قرآنی شامل امور بینشی و اعتقادی و اخلاقی و فرهنگی و سیاسی و رفتاری و نگرشی می شود. از این روست که خداوند ادعای دروغین نبوت (غافر آیه ۲۸)، تکذیب پیامبران (یس آیه ۱۴ و۱۹)، تکذیب قرآن (زخرف آیه ۵)، شرک (غافر آیه ۴۲ و ۴۳)، خودکامگی و استبداد (یونس آیه ۸۳ و دخان آیه ۳۰ و ۳۱)، زیاده روی در آشامیدنی ها، خوردنی ها، زینت ها (اعراف ۳۱) وقصاص (اسراء آیه ۳۳) و حتی در انفاق و بخشش اموال در راه خدا (انعام آیه ۱۴۱ و اسراء آیه ۲۹) و رفتارهای نابهنجار جنسی (ذاریات آیه ۳۲ و۳۴) را از مصادیق و موارد بارز و آشکار اسراف بر می شمارد و از انجام آن باز می دارد و مرتکبان این گونه اعمال را تهدید به عذاب سخت و خواری در دنیا و آخرت می کند. بر این اساس می توان گفت که اشرافیت رفاه زده و مترف به سبب خاستگاه و زمینه های اقتضایی پدیداری اسراف در ایشان، کسانی هستند که به این گونه بینش و نگرش و رفتارهای زشت و فساد انگیز گرایش دارند ودر نهایت اشرافیت، موجبات تباهی خود و دیگران را فراهم می آورد. به سخن دیگر اشرافیت و رفاه زدگی اترافی موجب اسراف می شود و آنان نه تنها نسبت به اصول عقلی و عقلایی (اخلاق ها و آداب و سنت های هنجاری) بی اعتنا بوده و از آن تجاوز و تعدی می کنند بلکه انسان هایی هستند که نسبت به آموزه های وحیانی بی اعتنایی کرده و یا به تکذیب و حتی مبارزه و مخالفت با آن می پردازند و در رفتارهای عملی در زندگی فردی و اجتماعی خویش در خوراک و پوشاک و امور جنسی و مانند آن اسراف را پیشه خویش می سازند و راه اتراف و تبذیر را در زندگی خویش هموار می کنند و حقوق فردی و اجتماعی دیگران را زیر پا می گذارند و حتی دست به قتل و کشتار کسانی می زنند که منادی ایشان به سوی حق و حقیقت و توحید و آموزه های اخلاقی و وحیانی می شوند.(غافر آیه ۲۸) اینان به سبب همین اشرافیت و استغناجویی و احساس خطرناک بی نیازی از خدا و دیگران، انسان های با منش خودپسندی و تکبر و تفاخر هستند و کارهایشان برایشان زیبا و پسندیده جلوه می کند و حتی اطرافیان آنها رفتارهای زشت شان را رفتاری پسندیده جلوه می دهند و رفتارها و کردارهای ناپسند و نابهنجار ایشان را توجیه می کنند. (یونس آیه ۱۲) خود برتربینی و بی نیازی آنان را به خودکامگی و استبداد می کشاند و در زندگی اجتماعی به دیگران ظلم و ستم روا می دارند و خود را برهمگان برتر می شمارند.(یونس آیه ۸۳ و دخان آیات ۳۰ و ۳۱) به هر حال اسراف که در فرهنگ قرآنی به معنای هرگونه تجاوز از حدود و مرزها و خطوط تعادلی در هر کاری است (مفردات راغب اصفهانی ذیل واژه سرف) دارای خاستگاهی چون اشرافیت و آسایش اترافی و رفاه زدگی است. انسان های رفاه زده و اشراف بی نیاز از خدا، در هرکاری از کارهای خویش چون امور اقتصادی و فرهنگی وسیاسی و حتی بینشی و نگرشی و اعتقادی راه اسراف را می پیمایند و به سبب غرور و بی نیازی خویش خدا را بنده نیستند و در زمین فساد می کنند و آن را گسترش می دهند و جلوی اصلاحات را نیز می گیرند. (یونس آیه ۱۲) ● ویژگی های اشراف چنان که گفته شد مراد از اشراف و اشرافیت در این نوشتار، مترفان و ملا هستند؛ هر چند در ادبیات و فرهنگ عربی اشراف جمع شریف به معنای بزرگ قدر و اصیل و پاک نژاد و مانند آن می باشد (لغت نامه دهخدا) ولی در فرهنگ ایرانی مفهوم خاصی از اشرافیت فهمیده می شود که با واژگان عربی ملا و مترف و مانند آن هم معنا و مفهوم می باشند. در این نوشتار منظور از اشراف کسانی هستند که به سبب توانایی اقتصادی و سرمایه زیاد و شگفت انگیز و نیز قدرت و امکانات مادی فراوان دارای رفتاری اسراف گونه هستند. از نظر قرآن اشرافیت به معنای پیش گفته (ملا و مترف) انسان های مرتجع و واپس گرا در برابر اصلاحات سازنده (زخرف آیه ۲۳)، افراطی و اسرافکار (کهف آیه ۲۸)، بدخلق و درشت خوی (قلم آیه ۱۰ تا ۱۴)، کراهت از حق و حقیقت (مومنون آیه ۶۴ و ۷۰) استکبار در رفتارهای اجتماعی و سیاسی (یونس آیه ۷۵ و مومنون آیه ۴۵ و ۴۶) افسادگری (اعراف آیه ۱۰۳) تهمت (اعراف آیه ۱۰۸ و ۱۰۹ و ۱۲۷) ظلم و ستم (اعراف آیه ۱۰۳) جرم گرایی (هود آیات ۲۵ تا ۳۵) افراط کاری (کهف آیه ۲۸)، جاه طلبی (بقره آیه ۲۴۶ و ۲۴۷) غرور و تفاخر (کهف و انکار حق (اعراف آیه ۶۶ تا ۹۰) کوردلی (اعراف آیه ۵۹ و ۶۴) هستند. نتیجه چنین منش و خلق و خوی چیزی جز ارزش گذاری های نادرست و غلط (بقره آیه ۲۴۶ و۲۴۷) امتیاز طلبی و زیاده خواهی (زخرف آیه ۳۱) حسادت نسبت به دیگران (ص آیه ۶ و ۸) تهدید نسبت به اصلاح گران و اصلاح طلبان (اعراف آیه ۸۸) فریبکاری و توطئه نسبت به مردم و جامعه (مومنون آیه ۲۳ و ۳۴) واسراف گری و هر چیزی که در حوزه تجاوز و تعدی و ظلم و ستم می باشد ، نخواهد بود. از این روست که می توان گفت اشرافیت به معنای پیش گفته خاستگاه و سر منشاء بسیاری از فسادها و تباهی ها و مشکلات فردی و اجتماعی است که به بخشی از آن در این جا اشاره شده است، یکی از مهم ترین خاستگاه های اسراف (به مفهوم قرآنی) همین اشرافیت پیش گفته است. اشرافیت و جمهوریت تقابل ناهمگون انقلابی که می بینید هست حاصل پرپرشدن لاله های سرخ انقلاب روح الله است.حاصل یا رب یارب مقربان کوی لقای الهی است. خاطره ای از امام خمینی-رضوان الله تعالی علیه- بگویم: دو خاطره از ساده زیستی امام خمینی(ره) آیت الله مسلم ملکوتی از شاگردان قدیمی حضرت امام بودند که توفیق درک محضر ایشان را در ایران و نجف داشته اند. ایشان که از نزدیک با بیت حضرت امام در نجف مرتبط بوده، درباره خانه امام در نجف و ساده زیستی ایشان دو خاطره خواندنی تعریف نموده است: «این منزل در شارع الرّسول قرار داشت و آقای شیخ نصر الله [خلخالی] آن را اجاره و تهیه کرده بود. این منزل دو طبقه داشت و در هر طبقه دو اتاق که مساحت هر کدام دوازده متر بود، وجود داشت. یکی از اتاق ها مخروبه بود و قابل استفاده نبود و چون آشپزخانه اش کوچک بود، ظروف و چراغ غذا را در حیاط می گذاشتند. هنگام ورود امام به نجف، یکی از اطاق ها برای امام اختصاص یافت. ... حضرت امام به مدت 15 سال در این خانه اجاره ای مانند سایر طلاب معمولی زندگی کرد. بارها نزدیکان خواستند یک کولر بر یکی از اتاق ها نصب کنند، اما امام با لحن شدید فرمود: "شما دست به یکی کردید تا مرا جهنمی کنید." و مانع از این کار شد. تا اینکه پس از چند سال، دیگر به اصرار زیاد برخی اعاظم قبول کردند یک پنکه در آن گذاشته شود. اتاق بیرونی حضرت امام با زیلوهای فرسوده پوشیده شده بود. یک وقت برخی نزدیکان عرض می کنند: "این ها مناسب منزل شما نیست اجازه بدهید آنها را تعویض کنیم." امام در جواب می فرماید: "مگر منزل صدر اعظم است؟!" و اجازه تعویض نمی دهد.» (خاطرات آیت الله مسلم ملکوتی، چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صفحه 185) در زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبری ایشان غذای بسیار ساده می خوردند و عنوان می کردند گوشت ‏گرم تابحال از بازار نخریده‌ام و مانند مردم گوشت یخی با کالابرگ تهیه می‌کنم ضمن اینکه فرش ‏دستباف موجود هم جهیزیه خانم من است که البته نخ‌نما شده است.(آیت الله مصباح یزدی) نمی شود در کلامتان امام گفت و در عملتان امام را از صفحه برنامه هایتان حذف کرد...نمی شود امام را از عینک اشرافیت تحلیل نمود...نمی شود ساده زیستی امام امت را در کوچه های سیاه و سرد اشرافیت از یادها و خاطره ها زدود...امام را امامی دیگر ظهور نموده است...ساده زیستی روح الله میراثی بود حضرت سید علی ماه خامنه ای یمان به ارث برده است...در خیابان فلسطین تهران بوی سادگی و بی پیرایشی «ولیّ» به مشام جمهوریت می آید.اشرافیتی که در دولت دیده می شود ظهور سازندگی بدون در نظر گرفتن مستضعفین است... کاخ سعدآباد را می گویم،آنجایی که جمهوریت به فراموشی سپرده می شود...آنجایی که یاد نمی آورد مادر شهید را...آنجایی که «کیشی» دیگر است اما در دل تهران مدرنیته معمار...کاخی که بوی خدا نمی دهد برای جمهوریت دینی...کاخی در برابر حسینه روح الله است...کاخی که دیپلماسی خمینی را نادیده گرفت...کاخ که می رفت و می رود که «جغرافیای معرفتی روح الله» را در کوچه پس کوچه های انفعال دیپلماسی با اندکی لبخند پیران و کفتاران خارجه غرب به مزایده گذارد...آری کاخ یاد می اورد پلمب هسته ای را...یاد می آورد ظهور دیپلماسی انفعالی را....یاد می آورد 2 سال عقبگرد هسته ای را...یاد می آورد خشنودی صهیونی را...نمی شود از امام گفت و به کلام و آرمان امام پشت کرد... پاس می داریم خون شهدا را...پاس می داریم کلام روح الله را...پاس می داریم دیپلماسی سید علی را...پاس می داریم عدالت مهدوی را...پاس می داریم قلم فرسایی آوینی را...پاس می داریم یتیم های محلی را...خزانه امنیت خالی است...خزانه اقتصادی خالی است...خزانه فرهنگی خالی است...خزانه امریکا سرشار از دلارهای زیبایست!!! اشرافیت قاتل جمهوریت دینی است...اشرافیت یعنی ماشین های لوکس...اشرافیت یعنی شوی دختران بزک کرده در کاخ سعدآباد...اشرافیت یعنی با ادب دانست مستر اوباما...اشرافیت یعنی خوشگذرانی در کیش...در منطقه آزاد...آزادِ آزادِ آزاد...آزادی از «ساده زیستی ولیّ»...آزادی از درد جمهوریت...آزادی از همه چیز حتی خدا... منبع:سایت بسیج مدرسه معصومیه
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که رهبری عزیز در سخنان اول فروردین از کانون‌ها و نیروهای متعهد به انقلاب خواستند بدون تخریب دولت انتقاد‌های خود را داشته باشند و این تذکر رهبری حاکی از آن است که حداقل در بدنه‌ی دولت جریان‌هایی نفوذ دارند که نمی‌توان گفت نسبت به اصل نظام اسلامی تعهدی دارند، وظیفه‌ی هرکسی هست که با تذکرات و انتقادات اجازه ندهد سخنان آن افراد فضای انقلاب اسلامی را برای جوانان مکدّر کند و لذا انتقاد وقتی در راستای نکته‌ی فوق‌الذکر باشد نه‌تنها لازم بلکه واجب است. فراموش نکنید که از زهرای مرضیه«سلام‌اللّه‌علیها» بگیرید و زحمات آن انسان متعهد تا تحمل سختی‌های آنچنانی علی مرتضی«علیه‌السلام» و خون‌های ریخته‌شده‌ی شهداء و آه و سوز همسران و مادران شهداء همه برای آن است که این انقلاب در مسیر اهداف الهی خود جلو برود و نمی‌توان ناظر بعضی از سخنان افرادی بود که گویا تا حدّ مستعمره‌شدن ایران اسلامی در ذیل کثیف‌ترین تمدن تاریخ راضی هستند. حدّاقل نتیجه‌ی این نوع انتقادات آن است که دولت محترم نسبت خود را با این‌گونه افکار و افراد مشخص می‌کند وگرنه همه‌ی ما سخت باید مواظب باشیم دولت اسلامی تضعیف نشود. و دولت نیز باید مواظب باشد در جاده‌ای قرارش ندهند که آن جاده به آرمان‌های انقلاب اسلامی منتهی نشود. موفق باشید
6421
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر الف)عالم برزخ عالمیست که به ماننند عالم خواب شکل و صورت در آن وجود دارد آیا عالم قیامت که عالمی مافوق برزخ هم هست شکل و صورتی هست یا شبیه درک عقلی است که فقط صور کلیه موجود است که شکل و اندازه هم ندارد؟اگر این مطلب صحیح است پس توصیفاتی که از بهشت در قیامت داده شده یا صورت محشور شدن انسانها به صورت حیوانات چه میشود؟تفاوت آن بهشتها با مقام عند ملیک مقتدر که صورتی ندارد چیست؟ ب)آیا ملائکه ای هستند که حد وجود آنها قیامتی نباشد یا چون عالم قیامت عالم عقل است و ملائکه هم عقل محضند نمیشود حد وجودآنها برزخ باشد اما میتوانند جلوه برزخی و حتی دنیایی هم داشته باشند؟ ج)تجرد ملائکه ای که هر قطره باران به تجلی آنها نازل میشود با تجرد جبرئیل تفاوت دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عالم قیامت مراتب مختلف دارد بدین معنا که در یک مرتبه صورت‌های متعالی هست که در عین آن‌که مانند برزخ صورت در میان است ولی صورت‌هایی بسی زلال‌تر و شدیدتر از صورت‌های برزخی، چه برای اهل بهشت و چه برای اهل جهنم، ولی مقامات بالاتر از صورت که همان مقامات عقلی باشد نیز در قیامت هست که مؤمنین در یک لحظه در عین آن‌که در بهشت هستند در عوالم بالاتر نیز بدون هرگونه حجابی حاضرند که همان مقام «عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِر» است. ملائکه‌ی برزخی همان نکیر و منکرند و یا اعمال حسنه‌ی شما که به صورت ملک در برزخ به سراغ شما می‌آیند. پس ملائکه؛ جلوه‌ی برزخی دارند و دنیا نیز مظاهری دارد که ملائکه از آن مظاهر ظاهر می‌شوند مثل قوه‌ی بینایی شما که در چشم ظاهر می‌شود ملائکه در حرم ائمه«علیهم‌السلام» ظاهر می‌شوند. آری تجرد ملائکه شدت و ضعف دارد. موفق باشید
5454
متن پرسش
با سلام نظر شما راجع به اقای دکتر حسن عباسی چیست هم چنین مقام فلسفی ایت الله مصباح بیش تر است یا ایت الله جوادی هم چنین می خواستم راجع به مبانی ولایت فقیه و رابطه بین سیاست و دیانت قوی شوم چه کتابی را بخوانم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مقایسه‌ی افراد چیزی نیست که نیاز باشد وارد آن شوید سعی کنید از هرکس در آن حدّی که شما را به حضرت حق نزدیک می‌کند استفاده کنید 2- بنده عرایضی در شرح سخنان حضرت رضا«علیه‌السلام» در کتاب « امام و امامت در تکوین و تشریع.» داشته‌ام، إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود و در مورد ولایت فقیه کتاب‌های زیادی هست کتاب «ولایت در قرآن» از آیت‌اللّه جوادی خوب است. آیت اللّه مصباح نیز مطالب خوبی در این مورد دارند. موفق باشید
3011
متن پرسش
با سلام من میخواهم تا اخر صفر لباس سیاه بپوشم ولی بعضی ها از این کار من ناراحت می شوند. من چه کار کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر اطرافیان اذیت می‌شوند لازم نیست این کار بشود ولی اگر به نیت عزاداری و همدردی با آل‌الله«علیهم‌السلام» این کار را بکنید إن‌شاءالله اجرش را می‌برید. موفق باشید
2352
متن پرسش
سلام استاد.به نظر شما این صحبت آقا یک بحث تئوریک درباره ی علم نیست؟در ضمن میشه این سوال رو ازتون بپرسم که آیا کدوم کتاباتون رو تا حالا به آقا دادید؟ "بله، علم در مرحله‌ى کشف حقایق، بى‌طرف است؛ دانش وقتى میخواهد یک حقیقتى از حقایق عالم هستى را، چه حقایق مادى، چه حقایق غیرمادى را کشف کند، طبعاً با پیشداورى نمیتواند؛ باید برود و کشف کند؛ اینجا علم بى‌طرف است؛ اما علم وقتى میخواهد در خدمت یک جهتگیرى قرار بگیرد، به هیچ وجه بى‌طرف نیست."
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: حرف درستی می‌فرمایید و فرمایش رهبری هم همین است . به طور مستقیم کتاب‌های «تمدن‌زایی شیعه» و «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» و کتاب‌های مربوط به انقلاب را خدمت رهبری«حفظه‌الله» تقدیم کردم و غیر مستقیم نیز کتاب‌هایی تقدیم ایشان شده. موفق باشید
2334
متن پرسش
سلام.از منظر فلسفی ماده ماهیتی دارای سه بعد است و نیز محدود و مشهود.سوالی که دارم این است که آیا این جهان مادی که به گفته ی دانشمندان هر روز دارد بزرگتر می شود،حدی دارد؟اصلا میوشد تصور کرد این جهان مادی با این همه وسعت و کهکشان جایی تمام میشود؟مثلا ته ان دیوار کشیده اند؟!!!اگر تمام نشود باید بگوییم ماده حد ندارد و عالم مادی بینهایت است و این یک تناقض است.خواهش می کنم جواب توجیهی ندهید.این عالم جسمانی مادی پر از کهکشان یا حد دارد یا ندارد.فقط بگویید دارد یا ندارد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: تا شما در مرتبه‌ و محدوده‌ی ماده هستید هرچقدر هم جلو بروید از ماده خارج نمی‌شوید چون در جهان ماده هستید چه در این کهکشان باشید و چه در کهکشان دیگر. این که می‌گویند ماده دارای سه بُعدِ طول و عرض و ارتفاع است در مقابل مجرد است که طول و عرض و ارتفاع برایش معنی نمی‌دهد و شما نمی‌توانید بگویید عقل من چند متر است ولی ذو ابعادبودن ماده به این معنا نیست که جهان مادی یک‌جا تمام می‌شود و بعد از آن مجرد است. موفق باشید
2110

فلسفه خلقتبازدید:

متن پرسش
باسلام واحترام خدمت شما استاد گرامی سوال بنده این است که خداوند متعال چرا نفس آدمی را آفرید که به تبع آن نیز موجودات دیگر ونیز جهان را آفرید؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به کتاب «آشتی با خدا» مبحث «چرا خدا ما را خلق کرد؟» رجوع فرمایید. موفق باشید
972

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
مشکل من تو دانشگاه از اون جایی شروع شد که نتونستم یه سؤالو جواب بدم. هست کسی که تو دانشگاهی که ما هستیم شیطان پرسته، بهش می گی مگه خدا رو قبول نداری، می گه بهم ثابت کن که هست ولی بودنه این که بگی تو کجایی قرآن اومده یا این که دور خودتو ببین اینا کار خداست. منظورش اینه که مثل آدم خدا رو اثبات کن که هست ولی زیر آبی نرو؟ خوب اگه بگی تو کجایه قزآن اومده، خوب می گه من خدا رو قبول ندارم، حرفاشو قبول داشته باشم. حالا از شما می خوام به قول دوستم بدونه زیر آبی ثابت کنی که خدا هست
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی کافی است که انسان عقل خود را تعطیل نکند در آن صورت به نظر بنده «برهان صدیقین» به‌خوبی عقل را در اثبات خدا قانع می‌کند و حتی قلب را جهت اُنس با او آماده می‌سازد. این شخص شیطان‌پرست چگونه ثابت کرده است شیطان هست؟ موفق باشید
24129

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی حضور شریف استاد سلام علیکم: اگر بر این باوریم که پیامبران الهی نظریه پردازان سنن الهی هستند و ۱۲ امام هم مدیران و مجریان این سنن بر روی زمین هستند و نقش پیامبر و امام در کنار هم مکمل احیای حکومت الهی روی زمین است. سوال بنده این است چرا بعد از حضور هر پیامبر اولولعزم ما چندین امام معصوم برای تحقق وحی و تفکر آن پیامبر نداشته ایم و حضور امام تنها پس از آخرین پیامبر معنا پیدا می کند؟ حال ممکن است بفرمایید ما بعد از پیامبران تشریعی تعداد قابل توجهی پیامبر تبلیغی داشته ایم ولی پیامبران تبلیغی هم در نهایت نظریه پرداز بوده اند و نقشی که امام می تواند ایفا کند را نمی توانستند ایفا کنند. چرا هر پیامبر تشریعی پس از خود مستقلا نیاز به چندین امام معصوم برای عملی کردن وحی خود نداشته است و این تنها مختص پیامبر اسلام است؟ با تشکر. (ما برآنیم که لطافت مکتب لائوتسه در شرق و نظم مکتب هایدگر در غرب را با عقل محمدی مکتب صدرا پیوند زنیم و جهان را برای حضور منجی الهی آماده سازیم و این است رسالت ما سربازان لشکر آوینی)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره این دین آخرین پیامبر است که باید در پرتو حضور دین او تا قیامت به وسیله‌ی کسانی که آنان قلب‌شان مطابق قرآن است، بشریت متوجه‌ی مسیر هدایت شود. چنین شرایطی برای پیامبران قبلی نبوده است تا انتظاری این‌چنینی برای دین آن‌ها باشد. همان اندازه که آنان نوّابی برای ادامه‌ی دین و رساندن دین به پیامبر بعدی داشته‌اند، کافی بوده است. ۲. کار بسیار خوبی است وقتی متوجه‌ی حضور تاریخی خود در بستر انقلاب اسلامی باشیم و بدانیم هدف همه‌ی دانایی‌ها و معارف، رجوعِ بهتر به حضرت حق و به محتوای بیشتررساندنِ عبادات است. نکند بخواهیم با نگاه هایدگر، دین را ارزیابی کنیم. در حالی‌که با حقّانیتِ دین و سیره‌ی اولیاء الهی باید بقیه‌ی اندیشه‌ها را اندازه‌گیری کرد و استفاده نمود. آری! سفر به سرزمین‌های فکری بیگانه برای رجوع به وطن کار خوبی است. موفق باشید

21463
متن پرسش
سلام: یک سوال راجع بہ سورہ کوثر و معنای کوثر یک نکتہ چندین سال است در زھن بندہ است کہ کوثر بمعنای کثرت وجودی باشد زائد بر زات نباشد چون فاطمہ بضعہ منی یعنی من نور واحد و از نور رسالت است و نور رسالت را کثرت می دھد. یعنی فاطمہ کثرت در ذات رسول است و خداوند در اصل رسول را سعہ وجودی عطا فرمودہ است. آیا این درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. بگو! فاطمه «سلام‌اللّه‌علیها» تفصیلِ جان رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است و این تفصیل را در ظهور ائمه «علیهم‌السلام» می‌یابیم. موفق باشید

نمایش چاپی