بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21542
متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. متن زیر از جناب دکتر داوری است. لطف می کنید فرمایش خود رو در این باره مرقوم فرمایید. ⚡️بحث علم دینی 30 سال است به نتیجه نرسیده و بجایی نخواهد رسید. ⚡️وقتی مطلب سیاسی با مساله علمی خلط شود بجایی نمی رسد. ✔️رضا داوری اردکانی
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جواب آقای دکتر پورحسن به نامه‌ی مذکور، جواب عالمانه‌ای بود. از جواب منتقدین این‌طور برداشت می‌شود که هنوز نگاه ایدئولوژیک بر نگاه تفکرآمیز غلبه دارد. شاید با مقایسه‌ی نگاه منتقدین به سخن دکتر داوری و فهمی که برای آن سخن نیاز هست به این نتیجه برسیم ما هنوز به تاریخی که انقلاب اسلامی نیاز به آن دارد، نرسیده‌ایم. هنوز تفکر در میان نیست. نامه‌ی آقای دکتر پورحسن این است:

مدت هاست شیوه تفکر را از دست داده ایم

یادداشت دکتر قاسم پورحسن درباره انتقادهای عجولانه به نوشته دکتر داوری در مورد علم دینی و علوم انسانی اسلامی:

۱. غلبه نگاه های غیر علمی به مسائل علمی سبب شده است تا تفکر ورزی را فراموش کنیم. مسئله علوم انسانی به طورکلی یک مسئله اندیشه ای و علمی است، در حالیکه در سی سال اخیر منظور ایدئولوژیک در این باب داشتیم به همین دلیل دستاوردهای علمی نداشتیم، علم منطق خاص خود را دارد، علم در یک فرآیند طبیعی و طولانی و نه با تجویز یا تمنا ظهور می کند، تا زمانی که به این نکته التفات نکنیم نمی توانیم تحولی در علم به طور عام و  علوم انسانی به طور خاص شکل دهیم. متفکران مغرب زمین به این مسئله بنیادین، تفطن پیدا کردند و قادر شدند وضع جدید و دانش جدید را ظهور بدهند. می توانیم از تجربه عقل جمعی بشر، بهره مند شده و با پیروی از الگوی مبتنی بر دانش، تحولی را در علوم انسانی بوجود می آوریم.

۲. داوری ها نسبت به نوشته دکتر داوری ایدئولوژیک و شتابزده بود. گفتار داوری حاوی سه بخش اساسی است:

الف) بررسی شرایط امتناع علم دینی و علوم انسانی اسلامی در ایران در سی سال اخیر

ب) تبیین منطق خاص علم

ج)بررسی شرایط امکان علوم انسانی اسلامی و علم دینی

پیش از توضیح سه پاره فوق متذکر می شویم، رویکرد دکتر داوری در این نوشتار کاملاً علمی و به دور از نگاه های ارزشدارانه بوده است در حالیکه منتقدان و مخالفان ارجمند به آن بی توجه بوده اند.

مدت هاست در برابر یک نظریه علمی، مواجهه ی شتابزده و ایدئولوژیک اتخاذ می کنیم. دکتر داوری یک فیلسوف برجسته و متفکری با بصیرت های بنیادین است، او ار نمی توان به هیچ روی فیلسوف حکومتی پنداشت. رویه و مشی فلسفی او این نکته را عیان می سازد که در تمام نوشته هایش، سیاست زدکی را کنار گذاشته و منطبق با دانش به بررسی انتقادی و تحلیلی مسئله پرداخته است.

فرض کنیم دکتر داوری در گذشته دیدگاهی متفاوت درباره علم، علم دینی و علوم انسانی اسلامی داشته و حال با مطالعه دقیق تر و اتخاذ روش علمی تر دریافته است که می توان در آن نظر پیشین خود، تحولی ایجاد کرد یا حتی از آن گذار نمود. ویژگی فیلسوف و متفکر دینی است که با دریافت نادرستی دیدگاه آنرا اصلاح کند یا کنار بگذارد و دیدگاه درست یا درست تر ار در پیش بگیرد، این چه ایرادی بر اساس منطق علم دارد؟

همه متفکران بزرگ با گذار از اندیشه های پیشین شان بود که نظریه ای جدید عرضه کرده اند و به همین دلیل امروزه از اندیشمندان برجسته بواسطه تحول یا گذار از دوران یک، دو و سه آن ها حسب اندیشه هایشان سخن می گوییم. نگارنده اعتقاد ندارد دکتر داوری علم دینی با روایت و فهم متعارف و غالب در جامعه، را هیچگاه پذیرفته باشد تا حال بگوییم آب پاکی را بر روی دست علاقه مندان و دلدادگان ریخته باشد.

۳. حقیقت این است بخش نخست گفتار دکتر داوری نیازمند بررسی تفصیل و دقیق است،  دو فهم می توان از تلاش سی ساله متفکران ایرانی در باب علم دینی و علوم انسانی اسلامی به دست داد:

فهم نخست آن است که پس از انقلاب اسلامی، متفکران ایرانی به سبب هیجانات حاصل از انقلاب، در صدد کنار زدن غرب و دانش غربی بودند و دوره دوم غرب ستیزی را سامان دادند، اما نتیجه آن مطلوب نبود، فهم دوم این است که به سبب آگاهی از منطق و ماهیت علم، روی به اسلامی کردن علوم آورده و خواهان شکل دادن دانش متناسب با پرسش ها، اقتضائات و نیازهای جامعه بودند، در این رویکرد تلاش صحیحی در دریافت سرشت علم و دین و جامعه مدرن و امروزی بعمل آوردند و کوشیدند با سهیم شدن در علم، مرزهای دانش را بسط داده و دانش منطبق با نیازی ایران را سامان دهند.

نقد دکتر دواری متوجه فهم نخست است، فهم نخست در این سی سال غلبه پیدا کرده و مانع فهم صحیح سرشت علم، دوره مدرن و منطق ظهور علم شده است. همین فهم نادرست از علم، غرب و علوم انسانی سبب شده تا به انسداد معرفتی در این باب برسیم و اگر همین روش را ادامه بدهیم هیچگاه دستاوردی نخواهیم داشت.

دکتر داوری در حدود بیان این شرایط امتناع با خوانش نخست که فهمی ایدئولوژیک و غیر علمی است، می باشد. به نظر می رسد عدم فهم درست این مسئله سبب شده تا منتقدان این چنین شتابزده به مخالفت با گفتارهای دکتر دواری روی بیاورند.

۴. بخش دوم نوشتار دکتر داوری از اهمیت بسیار برخوردار است. آیا تاکنون موفق به فهم دوره جدید شده ایم؟ چه مطالعاتی درباره اسباب ظهور دوره جدید صورت داده ایم؟ آیا غرب می توانست بدون روش آگاهی و گسست معرفتی از منظر پیشین خود نسبت به انسان، جامعه، علم و قدرت دست به ظهور چنین تحولاتی بزند؟

 متاسفانه غلبه نگاه های غیر علمی سبب شده است تا برخلاف فیلسوفان اسلامی همچون فاربی و ابن سینا عمل نماییم. می خواهیم بدون خواندن و فهمیدن بنیادهای غرب، از آن گذر نمائیم و بنیادی دیگر فراهم سازیم، در حالی که آگاهی درستی از سرشت علم نداریم.

فارابی و این سینا به درستی یونان و دانش یونانی خوانده، تبیین کرده، نقد نموده و دانش جدید را ظهور دادند. این منطق بنیادین علم است. ما متاسفانه فرصت چهل ساله را برای فهم غرب، دانش های برآمده از عقل جمعی دوره مدرن و بنیادهای آن را از دست داده و نتوانستیم ماهیت و منطق علم را فهم کنیم. بدون فهم دقیق این شالود ها نمی توان ادعایی در خلا داشت. ظهور علم نه اتفاقی است و نه تابع امیال و پندارهاست. علم منطق خاص خود را دارد،  پس باید این منطق را بیاموزیم، بدون آن نمی توان علمی را ظهور داد. سخن دکتر داوری بیان این حقیقت است. همچنان در علم دینی و علوم انسانی اسلامی به این مسئله بی التفات هستیم.

۵. هیچ متفکری نمی تواند حکم به امتناع ظهور اندیشه ای بدهد. دکتر داوری یک فیلسوف است. او نه جزم اندیش است و نه ایدئولوگ است. نگاه داوری فرانگرانه و عملی است، کمی بیندیشیم سپس نقد کنیم. او منکر تلاش علمی باسم ایرانی در وجه درست و منطقی نیست. چگونه می توان شرایط امکان ظهور یک علم را فراهم ساخت؟ با دستور و تجویز و کنار زدن عقل جمعی و دانش بشری نمی توان به آن دست یافت. با مشارکت و سهیم شدن در دانش بشری است که می توان علم را گسترش داد. تا زمانی که در دانش بشری شراکت نکنیم و مرزهای علم را گسترش ندهیم شرایط امکان فراهم نخواهیم کرد و داشتن ادعا در اینصورت سراب است.

دکتر داوری به ما هشدار می دهد در صورتی که در جست و جوی دانش جدیدی هستیم باید شراکت در دانش داشته و آن را بسط دهیم. بدون ظهور منطقی و نظام مند دانش چگونه می توانیم دانش های موجود را انکار کرده و علم جدید بوجود آوریم. علم دینی در درجه اول تابع منطق ظهور علم است.

معتقدم هنوز بنیان های علم دینی و علوم انسانی اسلامی روشن نشده و تبیین صحیح از آن به دست نداده ایم. ابتدا باید سرشت علم را فهم کنیم سپس زمینه های اجتماعی و تحولات در جوزه جامعه را مورد مداقه قرار داده و نسبت حقیقی علم و جامعه را بررسی نماییم، آنگاه بر اساس منطق علم، مطابق با نیازهای جامعه، دانش را می توان ظهور داد. این یک فرآیند طبیعی ظهور علم است که دکتر داوری در بخش سوم بدان تذکر می دهد.

بیان یک نظریه و نقد روشمند و علمی آن، می تواند یک فرصت پرغنیمت باشد. نقد بر اساس رویکرد صحیح  سبب ایضاح مسئله می شود، همگان را دعوت کنیم به دور از حب و بغض نوشته دکتر داوری را به طور دقیق مطالعه کرده و با نقدهای منصفانه به بسط تفکر کمک رسانند.

20235
متن پرسش
سلام و وقت بخیر: سوال من در خصوص بند اول از زیارت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می باشد «يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً» شما قبلا در این خصوص یک یک جا در مورد گسترش اسلام و رسیدن آن به دروازه های ایران و روم و رحلت حضرت نبی اکرم صلی الله علیه توضیحاتی دادید و اینکه بعد از آن گسترش اسلام متوقف گردید. در جای دیگر در خصوص حقیقت نوری حضرت فاطمه (س) احادیثی را بیان و توضیحاتی دادید ولی دو بیان را بهم متصل نکردید. امتحان قبل از خلقت به چه معناست؟ و ارتباط این امتحان و امتحان بیان شده در بند اول زیارت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع تا حدّی در کتاب «بصیرت حضرت فاطمه «سلام‌اللّه‌علیها» مورد بحث قرار گرفت. به این معنا که می‌گوییم: سلام بر تو اى بانويى كه خالق تو قبل از اين‏كه تو را خلق كند، تو را امتحان كرد و تو را نسبت به آن امتحان، صابر و بردبارديد. لذا يا بايد خداوند آن شعور را به حضرت زهرا عليهاالسلام نمى ‏داد تا نفهمد اسلام بزرگ چگونه با حذف على عليه السلام به چنين خطر بزرگى گرفتار مى ‏شود و يا بايد صبر او را قبل از خلقت مى‏ آزمود، چون چنين شعورى، بدون صبرى بزرگ، فاطمه عليهاالسلام را از پا درمى ‏آورد.

سوز فاطمه عليهاالسلام از آن بود كه چگونه اين‏ همه خوبى را ناديده مى‏ گيرند و عملًا به اسلام پشت مى‏ كنند، ولى شكيبايى او نيز بدان جهت بود كه مى‏ دانست آن‏ها به هدفى كه دارند نمى‏ رسند. اگر ديروز خليفه سخنان فاطمه عليهاالسلام را به هيچ گرفت، فاطمه عليهاالسلام خوب مى‏ دانست كه با ايراد اين خطبه، عملًا در آينده تاريخ ايستاده است و به ملّت‏ها نهيب مى‏ زند كه مواظب باشيد ميل‏هايتان آنچنان سرگردان نگردد كه به حكومتى غير از حكومت حق و عدل قانع شويد. موفق باشید

20014

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: چه کنیم از دست خدای شکل و صورت دار آزاد شویم؟ مباحث معرفتی را طبق فرمایش حضرتعالی دنبال می کنم. ۲. چطور می توان به جایی رسید که در همان عالم کشف صحت کشف را بسنجیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر معرفت نفس این مشکل حلّ می‌شود و خود انسان متوجه‌ی حقّانیت و نورایت کشف خود می‌گردد. کتاب «مقالات» از آیت اللّه شجاعی در این مورد کارساز است. موفق باشید

19539

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: چند سئوال از محضر مبارک دارم: 1. استاد چرا آنقدر مقام معظم رهبری نسبت به مواضع و روش ها و گفتار دشمنان تأکید دارد، منظورم این است که چرا آنها را با مردم در میان می گذارد، این عملکرد و رویکرد مقام معظم رهبری چه پیامی را منعکس می کند؟ 2. آن انسانی که «طالب» بهترین معنویات و توحید هست اما هنوز به آن نائل نشده اما در این حین ملک الموت روح او را قبض کند آیا در قبر و قیامت آن خواهش ها و طلب ها را به آن فرد می دهند یا خیر همان احوالاتی که در حین مردن داشته را به او خواهند داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  1- رهبر معظم انقلاب از طریق رهنمودهایشان ما را متوجه می‌کنند در چه جهانی زندگی می‌کنیم 2- آری! انسان‌ها با نیّات‌شان محشور می‌شوند. یعنی حضرت حق به اندازه‌ی نیّات آن‌ها به آن‌ها اجر و جزا می‌دهد. موفق باشید

19435
متن پرسش
باسمه تعالی با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات: آنچه امام دانای ما طرح موضوع نمودند بگونه ای یادآوری قاعده نفی سبیل بود اصالتا. ملاحظه فرمایید «این سند ۲۰۳۰ سازمان ملل و یونسکو و این حرفها، اینها چیزهایی نیست که جمهوری اسلامی بتواند شانه‌اش را زیر بار اینها بدهد و تسلیم اینها بشود. به چه مناسبت یک مجموعه‌ی به‌اصطلاح بین‌المللی‌ای - که قطعاً تحت نفوذ قدرت‌های بزرگ دنیا است - این حق را داشته باشد که برای کشورهای مختلف، برای ملّت‌های گوناگون، با تمدّن‌های مختلف، با سوابق تاریخی و فرهنگی گوناگون، تکلیف معیّن کند که شما باید این‌جوری عمل کنید؟ اصل کار، غلط است. (۱۳۹۶/۰۲/۱۷) به نظر می رسد که تقلیل دستورالعمل 2030 به صرف برابری جنسیتی یا همجنس بازی صحیح نباشد. تایید می فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. اساساً روحی بر دولت موجود حاکم است که متوجه نیست باید تمام مناسبات اجتماعی جامعه‌ی ما با رجوع به اسلام شکل بگیرد. و در همین رابطه حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» می‌فرمایند: «ما جمهورى اسلامىِ لفظى نخواستيم؛ اينكه ما دائماً راجع به اين معنا سفارش مى ‏كنيم كه بايد حالا كه رژيم، رژيم اسلامى شده است محتوا محتواى اسلامى باشد، براى اين است كه يك مملكتى مدعى است من مُسْلم هستم، افرادش ادعا مى ‏كنند كه ما مُسْلم هستيم لكن در بسيارى جاها ديده مى‏ شود كه پايبند احكام اسلام نيستند. بسيارى از اشخاص ادعاى اسلام مى‏ كنند، همان ادعاست؛ ديگر در عمل وقتى كه مشاهده بكنيد مى ‏بينيد كه خبرى از اسلام نيست. ما كه مى ‏گوييم حكومت همان طور كه اسلامى است، محتوايش هم اسلامى باشد، يعنى هرجا كه شما برويد، در هر وزارتخانه كه شما برويد، در هر اداره كه شما برويد، در هر كوچه و برزن كه شما برويد، در هر بازار كه شما برويد، در هر مدرسه و دانشگاه كه شما برويد، آنجا اسلام را ببينيد؛ احكام اسلام را ببينيد. اين براى اين است كه ما حكومت اسلامى خواستيم. ما جمهورى اسلامىِ لفظى نخواستيم. ما خواستيم كه حكومت اللَّه در مملكتمان - و ان شاء اللَّه در ساير ممالك هم - اجرا بشود.»[1]موفق باشید.

 


[1] - صحيفه‌ي امام، ج‏8، ص 282.

18995
متن پرسش
بسم الله الر حمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز و فرزانه خفظه الله تعالی 1. جناب استاد با توجه به متنی که از آیت الله جوادی حفظه الله در شرح غزل 24 آوردید که «اطلبو الخیر عند حسان الوجوه» آیا این که انسان زیبا روی مومن از دیدن خویش در آیینه لذت می برد و سعی در آراسته کردن و زیبا نمودن خود می کند البته در حد دستورات شرعی، نیز از همین دست و نیکو است؟ و اینکه یک زیباروی مومن دوست دارد جمالش دیده شود البته نه به قصد تفاخر و یا تحقیر و جلب توجه منفی دیگران باز مثل آن است که یک خطاط دوست دارد اثرش رویت شود؟ 2. براستی اگر کسی به جایی برسد که بتواند نامحرمان را بدون شهوت حیوانی و از باب حسان الوجوه نگاه کند مانع سلوک و صعودش نیست و حتی یاریش می کند و حقیقتا مرز آن کجاست؟ 3. یکی از عرفا در کتابش نوشته (عارف حقیقت جانش را نه به سمت آسمانها و زمین بلکه به طرف الله نور السموات و الارض سوق می دهد و لذا هرگز از غیر خدا نمی ترسد از جهنم هراسی ندارد) شرح مراتب طهارت ص206 قسمت آخر سخن ایشان برایمان روشن نیست. عارف و حتی امامان علیهم السلام چنانچه از ادعیه آنها چون دعای کمیل، دعای عرفه و دیگر ادعیه برمی آید از جهنم به شدت هراس داشته اند. امام حسین علیه السلام در اواخر دعای عرفه با چشمان اشکبار نجات خویش را از نار می خواهد و حتی در قرآن نیز آمده که «قل انی اخاف ان عصیت ربی عذاب یوم عظیم» آری درست است عبادات ایشان به طمع بهشت و ترس از جهنم نیست ولی نه این که از آتش قهر خدا هراسی نداشته باشند. جناب استاد آیا سخن آن عارف تمام و دقیق نیست یا نکته ای وجود دارد که ان شاءالله استاد عزیز ما را راهنمایی می فرمایند. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چون زیبایی برای همه‌ی انسان‌ها دوست‌داشتنی است حتماً برای خودِ زیبارویان هم زیبایی‌شان دوست‌داشتنی است. منتها همین‌طور که می‌فرمایید نباید منجر به فخرفروشی شود 2- نگاه به نامحرم از آن جهت که نامحرم است، مانع سیر به سوی انوار الهی می‌شود. 3- آری! چون انسان باید از غیر خدا نترسد و این یک کمال واقعی است؛ از این‌که سالک گرفتار چنین روحیه‌ای شود و از غیر خدا بترسد، در مقابل حضرت حق لابه و زاری می‌کند و ادعیه‌ی ما همه برای آن است که به خود متذکر شویم اگر از غیر خدا ترسیدیم گرفتار جهنم می‌شویم، پس خدایا! با ایجاد خوف خودت در ما، ما را از جهنم دور بگردان. موفق باشید

18293

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیک خدا قوت: در نوشته نحله نجف از مرحوم شجاعی یاد کردید بنده از همین مطلب استفاده می کنم و سؤالی که علی الظاهر مقدر است خدمتتان عنوان می کنم شاید زاویه ای از بحث بر جای مانده روشن شود: سؤال 1 : آیا به محضر مرحوم شجاعی رفتن (مثلا) و تحت عنایت ایشان و با دستورات ایشان و امثال ایشان طی طریق و سلوک کردن صحیح است در این تاریخ؟ سؤال 2 : آقایانی که خود را شایسته استادی در وادی سلوک می دانند در این زمان چه کنند؟ در ضمن از صحبت های شما در مورد امام یاد زندگینامه عبد القاهر جرجانی افتادم (از یک حیث) که گفته هذا قدمی علی راس کل ولی. توفیقاتتان روز افزون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مستحضر هستید که آیت‌اللّه محمد شجاعی رحلت کرده‌اند ولی به نظر بنده آثار ایشان تا اندازه‌ی زیادی برای یک سلوک، راه‌گشا است 2- در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست، عرض شده که چرا مرحوم آیت اللّه بهجت می‌فرمایند در این تاریخ علمِ تو استاد توست. موفق باشید

17968
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: چگونه می توان به معرفتی دست یافت که در آن شک نرود؟ اثبات های خداشناسی بر بدیهی ترین اصول فلسفی بنا می شوند. اما اگر شک کنیم در این که آیا این گزاره های بدیهی واقعا حقیقت دارند یا نه، تکلیف چیست؟ آیا می توان به نوعی معرفت دست یافت که شکی به آن نرود؟ در صورت امکان، آیا سالها وقت برای رسیدن به این معرفت وقت نیاز است؟ در این صورت انسانی که در اضطراب شک است تکلیفش چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر عقلی، عقل به خوبی متوجه بدیهی و روشن‌بودن مبانی براهین خداشناسی هست. و از نظر عقلی مشکلی پیش نمی‌اید. ولی در مسیر خداشناسی بعد از عقل، این قلب است که باید حضور خدا را به پشتوانه‌ی براهین عقلی احساس کند وگرنه در عین یقین عقلی از نظر قلبی در شک می‌ماند و با رعایت دستورات الهی، قلب نیز منوّر به احساس حق می‌گردد. موفق باشید 

17889

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام من عادتی درون وجودمه که خیلی تلاش کردم ترکش کنم گاهی تا یکی دوهفته ترکش می کنم ولی باز میاد سراغم، نمیدونم چیکار کنم. افکار مزاحم دارم. تخیل منظورمه و دوس دارم بهشون فکر کنم به اون خیالات و بعد از مدتی پشیمون میشم. دوباره هی عهد می بندم نذر می کنم ولی باز می زنم زیرش هرچی هم به به اون دنیا و نذر و عهدم فکر می کنم تو اون لحظه هیچ فایده ای نداره میگم مگه گناهه؟ یا کلا میزنم زیرش. کتاب ادب خیالتون و محبت اهل بیت رو هم خوندم چند روزی خیلی روم تاثیرگذاشت ولی بعدش باز رفتم سرخونه اول. نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره همان‌طور که در آن کتاب عرض شد باید «ذهن» را با افکار و اعمال خوب مشغول کرد تا «ذهن» ما ، ما را مشغول امیال خود نکند. موفق باشید

17826

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد احتمالا واقف هستید که شکل حکومت کشور ما با تأسی از نظریه ی منتسکیو که تحت عنوان تفکیک قوای سه گانه هست کار خود را آغاز نموده و تا الان ادامه داده، خواستم نظر مبارک حضرتعالی را در خصوص آن جویا بشم؟ آیا برچیده شدن این شکل از حکومت در راستای نظام سازی شدنی می باشد؟ آیا اساسا نیاز هست که چنین تغییر وسیع و عظیمی صورت بگیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فعلاً که نباید کار خاصی انجام داد. شاید با حاکمیت ولایت فقیه عملاً تفکیک قوا به آن معنا که هر قوه‌ای بدون مسئولیت‌داشتن نسبت به قوه‌ی دیگر مرتفع شده باشد و همه ذیل ولایت فقیه در جهت اهداف کلّی نظام عمل کنند. موفق باشید

17577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: سوالی دارم در خصوص فرمان آقا در بحث اقتصاد مقاومتی، بنده انسان ثروتمندی هستم و نیازی به کار کردن ندارم. می توانم برم سراغ بحث و درس و یا بروم به دنبال تاسیس شرکت دانش بنیان و تولید ملی، بیم آن دارم که وقت عزیز را در این راه گذاشته و ناخودآگاه آلوده به رشوه و فسادهای بازار شوم. می توانم شروع به درس و بحث شوم و مالهایم را انفاق کنم و زندگی راحت تر و بی دردسرتری داشته باشم. هنوز عزم جدی برای فعالیت ندارم چون از نظر مبنایی نمی دانم کدام راه درست است و فعلا زندگی آرام و بی دغدغه دارم و الحمدلله. چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به روحیه‌ی خودتان بستگی دارد که در کدام راه مستعدتر می‌باشید. لذا اگر روحیه‌ی شما فعالیت اقتصادی است، با رعایت تقوا مسلماً نتیجه‌ی کامل را خواهید گرفت. موفق باشید

17473
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده: علامه طباطبایی در شرح آیه 264 بقره می فرمایند: يا ايها الذين آمنوا لا تبطلوا صدقاتكم ... «اين آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه آزار و منت بعد از صدقه اجر آن را حبط كرده و از بين مى برد، و بعضى با اين آيه استدلال كرده اند بر اينكه هر معصيت و يا حداقل هر گناه كبيره باعث از بين رفتن و بى اجر شدن اطاعت هاى قبل از آن معصيت مى شود، و ليكن ما چنين دلالتى در آيه نمى بينيم، و دلالت آيه تنها در بى اجر شدن صدقه به وسيله خصوص منت و اذيت است، كه گفتار مفصل اين بحث در مبحث حبط گذش.» مبحث علامه طباطبایی درباره حبط آرایش خوبی به ذهن من داده است و ایشان فرمودند موارد حبط در قرآن مشخص شده است و هر عمل اجر خود و گناه عقاب خود دارد و شما هم این موضوع را تایید کردید ولی جایی به شخصی فرمودید صدقه شامل اعمال خیر دیگر می شود و با اذیت و منت باطل می شود. با توجه به اینکه نظرات جنابعالی با تفسیر المیزان منطبق است این نظر شما باعث شد آرایش ذهنی ما به هم بریزد. از طرفی چون پاسخ و نظر علامه طباطبایی کاملا روشن است و کاملا صراحت دارد جسارتا با نظر حضرتعالی قابل جمع نیست و حضرتعالی هم چون حق را بیان می فرمایید منتظر رفع این ابهام هستم. اگه کسی صدقه را با نیت خیر می دهد و می داند بعد دچار منت و اذیت هم می شود. ایا با توبه اجر صدقه بر می گردد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به معنای صدقه که عبارت است از عملی که موجب تصدیق وعده‌ی الهی می‌باشد نمی‌توان صدقه را منحصر به موضوعات اقتصادی نمود و در نتیجه معنای«لا تبطلوا صدقاتکم» تا آن‌جا وسعت می‌یابد که مواظب باشید اعمال دینی شما که نشانه‌ی تصدیق وعده‌های الهی است باطل نگردد. چرا که مثلا در ورایت داریم: «المتکبر مع المتکبر الصدقه» یعنی این‌که انسان در مقابل شخص متکبر تواضع نداشته باشد نیز یک نوع تصدیق حکم خدا است که فرموده‌ است مؤمن باید عزت خود را حفظ کند. پس اگر خدمت فرهنگی هم با تکبر همراه باشد، عملاً آن خدمت بی‌نتیجه خواهد بود به همان معنایی که در روایت داریم انسان متکبر، بوی بهشت هم به مشامش نمی‌رسد، یعنی عمل او قبول نمی‌شود 2- إن‌شاءاللّه با توبه آن مشکل حل می‌شود. موفق باشید

17408

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: به دنبال اینم که زندگی ام معنا داشته باشد، معنا، چه باید بکنم؟ (از نقطه صفر و شاید کمتر) یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه کتاب «آشتی با خدا» برای شروع مؤثر خواهد بود. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

17172

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: آیا غربی ها نظم در جامعه شان محقق شده است؟ آیا ما دنبال نظم غربی هستیم؟ مثلا با میلیونها جریمه کردن عامل منظم شدن در جامعه می شوند. آیا این نظم کشورهای اروپایی را قبول دارید؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلم نظم غربی نظم معاویه ای است و نظمی که مورد نظر اسلام است نظم محمدی(ص) است که با رعایت حقوق انسان ها رویکرد الهی را مد نظر دارند. موفق باشید

16495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: در ماه مبارک، علنا حرمت می شکنند اما تذکر لسانی چه سودی دارد وقتی ما از اساس تبیین اعتقادی نداشتیم و وقتی از بالا، مسئولین وضع ولنگاری بدی دارند، خب در این شرایط تذکر لسانی چه سودی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تذکر لسانی می‌فهمانید که روح اجتماعی با کارشان مخالف است هر چند که طرف اعتقادی به دستورات دین نداشته‌باشد. موفق باشید

16091
متن پرسش
سلام: وقتی شهید آوینی می گوید که دنیای امروز دنیای روش ها و ابزار است 1. آیا منظور ایشان اصالت روش ها و ابزارِ تصرف در طبیعت است یا ذات اصالت روش و ابزار مد نظر ایشان است؟ 2. آیا در تمدن نوین اسلامی اصالت باید به روش و ابزار معاشقه با طبیعت داده شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فرق نمی‌کند. فرهنگ غربی در هر حال اصالت را به روش و ابزار می‌دهد، نه به خصلتِ رجوع به حقیقت 2- در تمدن اسلامی، اصالت به حقیقت داده می‌شود و در حدّی که رابطه‌ی انسان با حقّ به هم نخورد، از ابزارها استفاده می‌گردد و در نتیجه معاشقه‌ی انسان با طبیعت محفوظ می‌ماند در حالی‌که انسان غربی معنای خود را در مصرف محصولات تکنولوژی شکل داده است، آن‌هم به هر قیمتی که باشد. موفق باشید

15415
متن پرسش
با سلام این جمله امام خمینی (ره) به چه معناست: «مفسر وقتى مقصد از نزول را بما فهماند مفسر است، نه سبب نزول به آن طور كه در تفاسير وارد است»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن، سخن بسیار مهمی است. آری! مفسر واقعی کسی است که به ما کمک کند تا به‌جای علم و اطلاعات، روحِ بندگی و تقوا در ما رشد کند زیرا مقصد قرآن جز این نیست. موفق باشید

15410

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: نظر شما در مورد ارتباط آیت الله خامنه ای با امام زمان چی هستش؟ نظرتون در مورد اشتباه کردن رهبر چی هستش؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» مسلّم به نایب خود کمک لازم را می‌کنند، ولی نه به معنای آن‌که اختیار آیت اللّه خامنه‌ای را در اختیار بگیرند و به همین جهت رهبری، معصوم نیستند ولی به اصطلاح فقها در نسبت با سایر مردم، قلیل الاشتباهند، بر عکس معصوم که اصلاً اشتباهی ندارند. موفق باشید

14993
متن پرسش
با سلام: 1. آیا طبق عقیده تشکیک در ماهیت و مثل افلاطون صرف نظر از درست یا غلط بودن تشکیک و مثل .. آیا ایشان معتقد بودند که همین افراد جزئیه بشر مثل علی و رضا و فاطمه و.. دارای فردی برتر در عالم مثل هستند به این معنا که هر انسانی قبل از ورود به دنیا دارای ماهیتی برتر بود که با جمیع انسان ها متحد بود و خلاصه یک زندگی و حیات جمعی در عالم مافوق داشت؟ 2. برخی دوستان که اهل فکر هم هستند گاهی به گفته خودشان احساس می کنند در عالمی قبل از دنیا بوده اند و دارای حیات و شعور بوده اند و اظهار دلتنگی برای بازگشت می کنند .. اما طبق جسمانیه الحدوث بودن نفس، زندگی قبلی در عالمی دیگر وجود نداشته آیا این نوع احساسات باطل است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مُثُل افلاطونی، معرفتِ مهمی است شبیه آن‌چه که ملاصدرا تحت عنوان «بسیط الحقیقه کلّ الاشیاء و لیس بشئٍ منها» مطرح می‌کند و ملاصدرا در جلد 8 اسفار تا حدّی به آن پرداخته است. می‌توانید در این مورد به ابتدایِ کتاب «معرفتِ نفس و حشر» رجوع فرمایید. 2- افراد با یاد فطرت و عهد الستی خود در چنین حالاتی که می‌فرمایید قرار می‌گیرند. موفق باشید

14628

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده علاقه زیادی به بحث معاد دارم کتابهای معادشناسی علامه طهرانی؛ کتاب معاد و شرح آن؛ معاد آیه الله شجاعی را مطالعه کرده ام. لطفا منابع جهت مطالعه بیشتر معرفی نمایید. (اگر سیر مطالعاتی در این زمینه بفرمایید که چه بهتر چون بنا دارم حالا حالا ها معاد کار کنم) با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می کنم اگر کتاب «معاد ، بازگشت به جدی ترین زندگی» را همراه با 75 جلسه شرح صوتی آن دنبال بفرمایید تا حدّی با عمق نگاه معاد صدرایی آشنا می شوید. متن کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

14584

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا در بین عرفا مطالعه بر روی زندگی حضرت امام (ره) بیشتر اهمیت ندارد؟ به جهت اینکه امام شخصیت اشراقی و بی نظیری دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام در جای خود دریچه‌ای به سوی حقیقت‌اند. موفق باشید

14524

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر اصغر طاهرزاده: شاید قبلا کسی گفته نمی دونم شایدم اینکارو کرده باشید تا حالا اما... پیشنهاد می کنم حتما حتما کتابچه ای از سوالات و پاسخ ها تهیه شود باور بفرمایید از بعضی کتابهایتان بهتر میشه مثلا پاسخی که اخیرا به اون بنده خدای طلبه عجول داده بودین هزار احسنت داشت هرچند اگر خلاصه تر نوشته بودین بهتر بود!! بهرحال چه شود اگر منتخبی از سوالات سایت بصورت پی دی اف در اختیار جوانان قرار گیرد و بصورت چاپی نیز یک کتاب خوشکل و مفید. این پاسخ ها حاصل عمری تدبر و یجورایی چکیده کتابهای استاد طاهرزاده و دیگر هیچ موافقید؟ سید محسنم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا تا حدّی کارهایی را شروع کرده‌اند. إن‌شاءاللّه به نتیجه خواهند رسید. موفق باشید

13691

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد یک سردر گمی برایم پیش آمده در مطالعه آثارتان. الان نمی دانم اول کدامیک ازینها را که الان عرض می کنم بخوانم: «مقالات» ، «شرح سوره حمد» ، «جلد 8 و نه اسفار». یا وارد مباحث اهل بیت شوم. لطفا راهنمایی فرمایید و اگر هم جزوه ای لازم می دانید بخوانم بفرمایید. چون ترتیب خواندن جزوات را اصلا نمی دانم. خوب میشد اگر موسسه المیزان به لطف خدا یک سیر مطالعاتی برای جزوات تنظیم می کرد با مشورت شما. تا بیشتر و بهتر ان شاءالله استفاده کنیم. التماس دعای فراوان از استاد عزیز داریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر فرصت مناسب دارید بعد از ده‌نکته و برهان صدیقین و معاد - همراه با شرح صوتی آن‌ها - شرح سوره‌ی حمد را شروع کنید و بعد از جلد اول «مقالات» همراه با شرح صوتی آن، به جلد 8 و 9 اسفار بپردازید. موفق باشید

10065
متن پرسش
با سلام: نظر به پاسخ به سوال 10042 شما، بنده برایم سوالی پیش آمده. مگر نه اینکه بعضی از بزرگان دین ما در کل زندگی همواره بخشنده بودند یا همین مثال آقای قاضی را که در مباحث می زنید. آیا این نیاز به یقین دارد؟ به طور مثال بنده خودم حس بخشش و کمک به هم نوع را خیلی دوست دارم و تا حد زیادی عمل می کنم یعنی می بینم که کسی نیاز مند است به خاطر رضای خدا اگر مقدور باشد نیازش را برآورده می کنم و احساس می کنم خدا آن شخص را سر راه بنده قرار داده تا وسیله گردم. بنده علت زیادی از مشکلات و دور شدن از هم را همین می دانم که در حد توانمان هست کاری کنیم اما از هم گریزانیم. حال آیا می شود این کار را منتهی به یقین دانست؟ با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار درستی می‌کنید ولی حتماً مواظب هستید که کاری نکنید که آنچنان دستتان خالی شود که دیگر توفیق بخشش را از دست بدهید و آیه‌ی مذکور همین را می‌گوید. موفق باشید
6899

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم.سلام علیکم.برای بعضی ها که حدیث میخوانم میگن خیلی حدیث ها جعلی هستن و همه در بحارالانوار جمعن و یا در شرایط خاصی برای فردی خاص گفته شدن یا مثلا حدیث طبی رو میگن مال اون سرزمین بوده و...در جواب باید چی گفت؟آیا میشه گفت علمای ربانیه ما فارق از علم رجال همان طور که بعضی چشم باطن بین داشتند و مثلا جمعی رو حیوان می دیدند میتونن باطن احادیث رو هم ببینن و جعلی بودن اونو تشخیص بدن؟با تشکر از شما.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر آن‌که صحت سلسله سند روایات در صحیح‌بودن آن کمک می‌کند، سیاق روایت اگر با مبانی قرآنی تطبیق کرد می‌تواند قابل اعتماد باشد. از طرفی وقتی بتوانیم احادیث را درست مطرح کنیم حتماً انسان‌های منصف و حق‌طلب تصدیق می‌کنند. موفق باشید
نمایش چاپی