باسمه تعالی: سلام علیکم: مستحضر هستید که آیتاللّه محمد شجاعی رحلت کردهاند ولی به نظر بنده آثار ایشان تا اندازهی زیادی برای یک سلوک، راهگشا است 2- در جزوهی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست، عرض شده که چرا مرحوم آیت اللّه بهجت میفرمایند در این تاریخ علمِ تو استاد توست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذیل ائمه«علیهمالسلام» و راهی که آنها نشان میدهند، اگر حرکت کنید خودشان کمک میکنند. پیشنهاد بنده آن است که اگر میتوانید کتاب «آداب الصلواة» حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» را مطالعه فرمایید. بنده نیز آن کتاب را در حدّ وسع خود شرح کردهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. این مربوط به سخن کانت است و از طرفی مشکل کلیسا و مسیحیت است که در «برهان نظم» متوقفاند. در حالیکه در فلسفهی اسلامی با طرح برهان «امکان و وجوب» و «برهان صدیقین» بهخوبی میتوان وجود خدا را اثبات نمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فعلاً که نباید کار خاصی انجام داد. شاید با حاکمیت ولایت فقیه عملاً تفکیک قوا به آن معنا که هر قوهای بدون مسئولیتداشتن نسبت به قوهی دیگر مرتفع شده باشد و همه ذیل ولایت فقیه در جهت اهداف کلّی نظام عمل کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت روح اللّه را باید در آینهی ائمه«علیهمالسلام» دید تا تعارض مذکور پیش نیاید 2- حضرت مولیالموحدین«علیهالسلام» میفرمایند: «العلم نقطة كثرها الجاهلون» علم ، تنها يک نقطه است که نادان ها آن را زياد کرده اند. از این جهت در مسیر علمیابی باید سعی شود به آن نقطهی جامع رسید که در عین اجمالیبودن، در مقام کشف تفصیلی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بر مبنای وحدت وجود، همهی موجودات از نظر عین ثابته، بالحق و فیالحق هستند. لذا هر اندازه انسان به توحید شدیدتری نایل شود، بالحقبودنِ ماهیات را که همان صورت اعیان ثابته به آنها در علم الهی است، درستتر درک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقهی هر انسانی صراط اوست تا از «طبع» به سوی «فطرت» حرکت کند و سالک إلی اللّه با نظر به چنین حقیقتی، بهراحتی طبعِ حیوانی خود را زیر پا میگذارد تا بتواند به حقیقت خود که همان فطرت الهی است، برسد. 2- از جهت دیگر امام، صراط است زیرا مسیر درسترفتن به سوی حقیقت را با شخصیت و سیرهی خود مینمایاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا تا حدّی کارهایی را شروع کردهاند. إنشاءاللّه به نتیجه خواهند رسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه در بدایة الحکمه خواهید خواند که مخلوقات، ممکنِ بالذات و واجبِ بالغیرند و لذا تناقضی پیش نمیآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نظر جنابعالی را به جواب سؤال شمارهی 13639 جلب مینمایم 2- همینکه انسان خود را در مسیر تعالیم الهی قرار دهد و فهم خود را با شریعت الهی تطبیق دهد، از نفس امّاره به سوی فطرت سیر کرده 3- وقتی انسان کار را شروع کرد، یکییکی ضعفهای او جهت رفع آن ضعفها ظهور میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا میداند من نگران حضور انقلابی هستم که باید توسط نخبگان جامعه پشتیبانی شود. بنده تنها نظر آقای دکتر صافیان که از شاگردان آقای دکتر داوری است و سخت به انقلاب اسلامی علاقه دارند را؛ برای شما میفرستم تا ببینید چرا انسانی که علاقه به این انقلاب و حضور تاریخی آن دارد، باید از دست امثال آقای دکتر عباسی خون گریه کند. موفق باشید
اما درد و دلِ آقای دکتر صافیان در مورد عرایض بنده:
برادر بزرگوارم استاد طاهر زاده عزیز
شوی حمله به معلم تفکر دکتر داوری را دیدم. بر این شخص که اوصافش معلوم اهل نظر است حرجی نیست. به فضایی می اندیشم که امثال او را قدر می نهد و بر صدر می نشاند. به این باید اندیشید که چه شده است که در بین ما عده ای هرچه بی پروا سخن گویند مأجور ترند و میدان دار تر. مگر مثل دکتر داوری در تاریخ معاصرمان چند تن داریم که چنین قربانی اش می کنیم. مگر واقعا از فیلسوف و متفکر انتظار داریم که نظر خود را با ما تنظیم کند. فیلسوف ما باید از عباسی ها بپرسد که چگونه فکر کند و چه نظر بدهد؟ از آن بالاتر آیا متفکر باید نظر فکری و فلسفی خود را از رهبر دینی و سیاسی بپرسد؟ در این صورت به چه معنا متفکر خواهد بود؟ در مذهبی که تفکر ساعة خیر من سبعین سنه عباده شمرده می شود چگونه می توان بنام همان مذهب بزرگترین و بهترین سرمایه های فکری را به باد تکفیر و ناسزا گرفت؟ نتیجه این حملات شنیع و ناشی از تهی مغزی جز بسط بی فکری و نیست انگاری و اشاعه جو شخص پرستی و اطاعت کورکورانه چه خواهد بود؟ تفکر هرچه عمیق تر باشد همواره غریب بوده و خواهد بود. اما جامعه ای که نتواند دوست را از دشمن تمییز دهد و بویژه بنام دین همه را با تیغ تهمت و انگهای جاهلانه براند بر چه چیز تکیه خواهد کرد؟
سخنان سخیف این شخص چنانکه به درستی اشاره کرده اید قابلیت پاسخ گویی ندارد اما نگرانی از مجالی است که برای چنین رویه های ناصوابی ایحاد شده است. به نظرم باید بر چرایی آن اندیشید.
توفیق حضرت عالی مستدام باد.
و بد نیست باز نظر یکی از کاربران را نسبت به سخنان آقای عباسی و عرایض بنده بدانید که میفرماید:
۱. استاد سلام راستش من در عین اینکه نقدهای جدی به آقای عباسی دارم ایشون را بیرون از جبهه انقلاب نمی بینم. ۲. بعضی نقد های ایشون را مفید می دانم. ۳. اما به نظر من راه عبور از چنین فکری سکوت در مقابل اینها می باشد و علی بن یقطین وار در جبهه انقلاب کار کردن.
متاسفانه گوش بچه های حزب اللهی برای شنیدن این نوع ادبیات آماده تر است تا شنیدن سخنان جنابعالی ما باید بدون درگیر شدن صحبت خودمان را مطرح کنیم و طرح صحبت های خود ما نوعی جدل هم محسوب می شود به نظر می آید اگر ما درست طرح موضوع کنیم و چشم انداز بهتری را جلوی پای جوانان حزب اللهی قرار بدهیم بدون درگیری از این نوع نگاه ها عبور می کنیم. ۴. اگر بدانیم که همین تفکرات کمر دولت نهم و دهم را شکست (البته آقای احمدی نژاد هم ضعف هایی داشت) و قدرت اینها را فهم کنیم شاید به صورت مستقیم هیچگاه به مصاف این دوستان نمی رویم. ۵. شاید گفتن این نکته هم خالی از لطف نباشد که علامه فرمود مشروطه خواهی اگر هیچ نکته مثبتی نداشت حداقل عارف کشی و صوفی کشی را متوقف کرد همین را در مورد دولت شیخ حسن روحانی می توان گفت و این که این دولت هرچقدر پر عیب و پرنقص بود اما با آمدنش زهر چنین تفکراتی را گرفت و ما با دولت شیخ حسن از نهادینه شدن نوعی تکفیر در جامعه عبور کردیم. شاید علت این که رهبری با تمام نقص ها همچنان بر ماندن این دولت اصرار دارند را این می بینم که بسیاری از گروههایی که به اسم انقلاب در حال تکفیر بودن، قدرت اجتماعی آنها یا از بین رفت یا به شدت ضعیف شدند و نتوانستند به اصل انقلاب ضربه به زنند. (اگر آزادی را اصل انقلاب بدانیم آزادیی که نه تنها با اسلام مخالفت ندارد بلکه آن نوع از آزادی همان اسلام است).
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر علمایی مثل علامهی طباطبایی و حضرت امام خمینی «رحمةاللّهعلیهما» که در این مورد به صورت تخصصی کار کردهاند، همان بود که بنده عرض کردم و آنها جایی برای این قبر خاکی قائل نیستند، مگر تعلقی که روح به بدن خاکی خود دارد، ولی تمام مراحل، بر روح انسان میگذرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر تدبیر نفس توسط بدن، آن مثال، مثال خوبی است با این تفاوت که تدبیر امام زمان «عجلاللّهتعالیفرجه» در عالم در عین رعایت اختیار انسانها انجام میگیرد. مثل آنکه وقتی خداوند عالم را تدبیر میکند اختیار ما را وامیگذارد تا نشان دهیم چگونه انسانی هستیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عقل انسان متوجه است که در اموراتش، عقلی برتر است که به آن باید رجوع کند که همان حکمت الهی است و عقل انسان متوجهی محدودیت خود میشود 2- اختیار انسان در راستای سنن و تقدیرات الهی است مثل آنکه اعمال شما در راستای جاذبهی زمین است نه آنکه گمان کنیم بتوانیم با اختیار خود مقابل جاذبهی زمین بایستیم، بلکه در متن همین تقدیر، اعمال خود را انجام میدهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا خوب است جزوهی «جبر و اختیار» که بر روی سایت هست را مطالعه فرمایید تا روشن شود علم خدا نقشی در اختیار و انتخاب ما ندارد. دیگر اینکه حضرت حق طلبِ ذاتی هرکس را که طلبِ بهوجودآمدن است میدهد، زیرا «امکان»، ذاتیِ انسان است و خدا «امکان» را وجود میدهد که در این مورد خوب است به کتاب «آشتی با خدا» در قسمت «خدا چرا ما را خلق کرد» رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه متوجهاید اگر خلوص در کار نباشد، کارها بیبرکت و بیآینده است؛ به خود نهیب میزنید که رضایت الهی را در سخنان و رفتار خود فراموش نکنید بدون آنکه لازم باشد تدریس را ترک کنید. این امر به مرور، نورِ خدا را در حرکات و گفتار شما رشد میدهد. البته اگر شرایط تدریس برای برادران برایتان فراهم است با توجه به اینکه خانمها میدانند جنابعالی مجرد هستید، مشکل کمتری خواهید داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- رهبر معظم انقلاب از طریق رهنمودهایشان ما را متوجه میکنند در چه جهانی زندگی میکنیم 2- آری! انسانها با نیّاتشان محشور میشوند. یعنی حضرت حق به اندازهی نیّات آنها به آنها اجر و جزا میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. اساساً روحی بر دولت موجود حاکم است که متوجه نیست باید تمام مناسبات اجتماعی جامعهی ما با رجوع به اسلام شکل بگیرد. و در همین رابطه حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» میفرمایند: «ما جمهورى اسلامىِ لفظى نخواستيم؛ اينكه ما دائماً راجع به اين معنا سفارش مى كنيم كه بايد حالا كه رژيم، رژيم اسلامى شده است محتوا محتواى اسلامى باشد، براى اين است كه يك مملكتى مدعى است من مُسْلم هستم، افرادش ادعا مى كنند كه ما مُسْلم هستيم لكن در بسيارى جاها ديده مى شود كه پايبند احكام اسلام نيستند. بسيارى از اشخاص ادعاى اسلام مى كنند، همان ادعاست؛ ديگر در عمل وقتى كه مشاهده بكنيد مى بينيد كه خبرى از اسلام نيست. ما كه مى گوييم حكومت همان طور كه اسلامى است، محتوايش هم اسلامى باشد، يعنى هرجا كه شما برويد، در هر وزارتخانه كه شما برويد، در هر اداره كه شما برويد، در هر كوچه و برزن كه شما برويد، در هر بازار كه شما برويد، در هر مدرسه و دانشگاه كه شما برويد، آنجا اسلام را ببينيد؛ احكام اسلام را ببينيد. اين براى اين است كه ما حكومت اسلامى خواستيم. ما جمهورى اسلامىِ لفظى نخواستيم. ما خواستيم كه حكومت اللَّه در مملكتمان - و ان شاء اللَّه در ساير ممالك هم - اجرا بشود.»[1]موفق باشید.
[1] - صحيفهي امام، ج8، ص 282.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ماهیات مثل میز و ساختمان مربوط به ذهن ما است ولی همینها به اعتبار مادهبودن، پایینترین مرتبهی وجودند. با ادامهی مباحث، این نکات بیشتر برایتان روشن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روحانیِ تراز انقلاب یعنی طلبهای که متوجهی ظهور حقیقت در این تاریخ از طریق انقلاب اسلامی شده است و بنا دارد از این طریق جامعهی خود را از ظلمات فرهنگ سکولاریته به سوی حقیقت راهنمایی کند و در این راستا هر طلبهای بنا به موقعیت خود وقتی متذکر چنین امری بود، طلبهی تراز انقلاب است و نباید انتظار داشت که همه به یک نحو در این میدان قدم بردارند. و از این جهت بنده معتقدم جناب استاد حجتالاسلام و المسلمین آقای معمارمنتظرین وظیفهی خود را بهخوبی تشخیص دادهاند و بر اساس رسالتی که برای خود تعریف کردهاند همچون سربازِ پیشتازِ انقلاب اسلامی عمل میکنند بدون اینکه بخواهند برای ادای این وظیفهی مهم، مخاطبان متفاوتی که به سوی ایشان رجوع دارند را به جهت گرایشهای مختلف، پس بزنند. عمده آن است که متوجه باشید خروجیِ نهایی دروس ایشان، انسانهای متدیّن و معتقد به انقلاب و رهبری عزیز و متنفر از استکبار هستند. آیا نباید از این موضوع خرسند بود که حاصل یکی از زحمات ایشان علاوه بر موضوعاتی که عرض شد؛ فاصلهدادنِ متدیّنِ سادهاندیش است از جریانهای شیعهی انگلیسی؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن، سخن بسیار مهمی است. آری! مفسر واقعی کسی است که به ما کمک کند تا بهجای علم و اطلاعات، روحِ بندگی و تقوا در ما رشد کند زیرا مقصد قرآن جز این نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم عالَم ظرفیتهای مختلفی دارد. مثل آنکه اگر پنجاهمین قوه به فعل تبدیل شد، فیض بعدی برای تبدیل پنجاهمین است به شصتمین، و این فیض مثل فیض قبلی نیست. قسمت اول سؤال را متوجه نشدم، شاید اگر مباحث معاد را کار کنید، ابهامات برطرف شود. موفق باشید
