بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9412

مثنویبازدید:

متن پرسش
با سلام: من می خواستم بر روی مثنوی معنوی کار کنم می خواستم ببینم شرح آقای زمانی مناسب است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح آقای زمانی جهت فهم نکات ادبیاتی مثنوی شرح خوبی است، ولی فهم روح مثنوی با فهم افق عرفانی مولوی ممکن است. موفق باشید
7333
متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار چند وقتی است که این سوال بد جوری فکر مرا مشغول کرده که چرا در این نظام هر کسی که حقوق و مزایای بیشتری برایش در نظرگرفته شده و همه امکانات برایش مهیا است ناراضی تر است و مداوم ساز مخالف می زنند. کارمندان فرهنگیان کمتر کسی را می بینی که راضی باشد . یک عده بسیج را هم وسیه ای می دانند که با ان در اینده بتوانند استخدام شوند. لطفا برای همه ما دعا و طلب خیر کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه این یک قاعده است که هرکس به اندازه‌ای که خدا دارد احساس رضایت می‌کند چون سرمایه‌ی اصلی جان هر انسانی فقط اُنس با خدا است. موفق باشید
5532
متن پرسش
سلام استاد عزیز در کلیات وجود اثبات میشود که وجود جزء ندارد اما در بحث تشکیک، ترکیب وجود و ماهیت و ترکیب وجود و عدم پذیرفته می شود. پس حداقل باید به نحوه ای از ترکیب و جزء داشتن در ذات وجود - حداقل مراتب پایین آن - قائل شد، درست است؟ چون اگر این را نپذیریم تشکیک دیگر معنی پیدا نمی کند و صرفا باید به یک وجود واحد بسیط که در کمال شدت است و هیچ ترکیبی - اعم از مقداری، ذهنی و یا ترکیب به نحو نقصان -- در آن راه ندارد قائل شد و مخلوقات را نفی کرد. با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در تشکیک وجود معتقدیم ذات وجود عین تشکیک است و لذا یک وجود مطرح است که دارای تشکیک و شدت و ضعف می‌باشد پس دیگر جزء معنا ندارد. مگر در تشکیک کسی معتقد است آن بالایی وجود است و پایینی‌ها قسمتی از آن هستند؟ به علاوه مگر ماهیت یا عدم چیزی است که با وجود ترکیب شود؟ ماهیت در ذات خود عدم است، ترکیب عدم و وجود معنا ندارد یک وجود است که در ذات خود مشکک است. البته بحث وحدت وجود فرق می کند چون در آن حالت تشکیکی در کار نیست .موفق باشید
4809
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز یک جا میفرمایید اهل بیت ع با حضرت رسول در یک مقامند وهمه ذات الهی بدون واسطه فیض میگیرند یکجا میفرمایید مقام محمدی ص خورشید است و اهل بیت ع قمر از علمای دیگر هم شنیده ایم اهل بیت ع و بقیه پیامبران در حجاب مقام حضرت رسولند کدام درست هست خدا حفظتان کند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو سخن در جای خود درست است. رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آن صاحب مقام‌اند و به سوی عرش و ملکوت راه گشوده‌اند و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به نور محمد«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در آن راه قرار می‌گیرند و از نور خداوند منور می‌شوند هرچند آن راه ابتداء به نور خورشید محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» گشوده شده و از این جهت همه را نور محمدی در برگرفته و هروقت خواستید به یکی از آن ذوات مقدس نظر کنید ابتدا با نور محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» روبه‌رو می‌شوید به همین جهت در زیارت آن بزرگواران ابتدا به رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» سلام می‌دهید و می‌گویید: «السلام علیک یا رسول الله» نمی‌گویید: «السلام علی رسول الله». موفق باشید
22407

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالي: سوالی داشتم اینکه نظر شما در مورد حجامت چیه؟ و اینکه این کار جای خودش رو به خون دادن بده چون اینطور به نظر می رسه که زمانی که پیامبر حجامت رو مطرح کردن قصد این بوده که خون از بدن خارج بشه و عمل تصفیه و پاکسازی و خونسازي مجدد صورت بگیره که در آن زمان امکان انتقال خون نبوده الان هم این امکانات هست هم همون عمل خون گرفتن انجام میشه هم به داد یه نفر که به این خون احتیاج داره رسیده میشه شما بین این دو کدام را انتخاب مي کنيد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در همان زمان هم امکان خون‌گرفتن بوده است، ولی تأکید بر حجامت به جهت دیگری است. موفق باشید

18216

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرامی بنده همه مسائل عبادی را انجام می دهم در کلاس های معارف شرکت می کنم و مطالعات مذهبی و معرفتی هم به اندازه کامل دارم ولی. به یقین کاملی که دلم را آرام و مطمئن کند نرسیدم. می خواهم حظور در نماز داشته باشم ولی نمی دانم ذهنم را کجا متمرکز کنم در رابطه با امام زمان هم همین مشکل را دارم. می ترسم همه ی عبادتهایم تخیلی و وهمی باشد. خیلی با خودم درگیرم. می ترسم بمیرم و ضللت عن دینی بمیرم. چکار کنم یقینم و توحیدم کامل بشود؟ اجرتان با سید الشهدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذیل ائمه«علیهم‌السلام» و راهی که آن‌ها نشان می‌دهند، اگر حرکت کنید خودشان کمک می‌کنند. پیشنهاد بنده آن است که اگر می‌توانید کتاب «آداب الصلواة» حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را مطالعه فرمایید. بنده نیز آن کتاب را در حدّ وسع خود شرح کرده‌ام. موفق باشید

16409
متن پرسش
سلام خدمت استاد: 1. اگر مقدور هست با یک مثال معرفت نفسی بحث امکان ذاتی شی در علم خدا را روشن فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امکانِ ذاتی، مثل ذهن انسان که قبل از داشتن صور ذهنی، صرفاً در حدّ امکان است و در ذات خود می‌تواند صورت‌های مختلف را بپذیرد و از قوه به فعل درآید. موفق باشید

16245

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حضرت امام در کتاب آداب الصلات درباره قرآن کریم می فرمایند: «و ديگر از مقاصد و مطالب آن (قرآن)، دعوت به تهذيب نفوس و تطهير بواطن از ارجاس طبيعت و تحصيل سعادت، و بالجمله، كيفيّت سير و سلوك الى اللَّه [است‏]. و اين مطلب شريف به دو شعبه مهمّه منقسم است: يكى تقوا به جميع مراتب آن، كه مندرج در آن است تقوى از غير حق و اعراض مطلق از ما سوى اللَّه. و ديگر، ايمان به تمام مراتب و شئون، كه در آن مندرج است اقبال به حق و رجوع و انابه به آن ذات مقدّس.» بر این اساس آیا این صحیح است که بگوییم: «شرط تقرب و ادراک افاضات بلاانقطاع حق تعالی دو مطلب است: اول رفع تعلقات نفس از غیر حق و دوم ایجاد ظرفیت بالفعل در نفس که اولی ثمره مبارزه با هوای نفس و دومی ثمره ذکر قلبی و عبادات حقه است»؟ بخصوص عبارت «ایجاد ظرفیت بالفعل در نفس» مطلب صحیحی است؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده حرف درستی است. موفق باشید

15459
متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید: با این که حضرت آقا و سایر علما و خطابه های ایران و جهان اسلام از آینده ی بسیار متعالی انقلاب اسلامی صحبت می کنند، در جامعه متاستفانه ما چیزهای دیگری می بینیم مثل دین گریزی و... این دو تضاد را چگونه می توان تفسیر کرد؟ خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دین‌گریزی ریشه در تبلیغات غرب دارد. غربی که در حال حاضر به‌شدت در بحران است و روز به روز بحران آن شدیدتر می‌شود و لذا چیزی نمی‌گذرد که از هیبت و آبرو می‌افتد و با حضور انقلاب اسلامی، تغییر اساسی پیش می‌آید. عمده صبر و مقاومت و تقوای نیروهای انقلاب است که کار را به ثمر می‌رساند. موفق باشید  

15248
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و خسته نباشید سوالی داشتم: خداوند در آیه 78 سوره نسا خداوند می فرمایند: «أَيْنَمَا تَكُونُواْ يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُّشَيَّدَةٍ وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِ اللّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلًّ مِّنْ عِندِ اللّهِ فَمَا لِهَؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا ﴿۷۸﴾» یعنی: هر كجا باشيد شما را مرگ درمى ‏يابد هر چند در برجهاى استوار باشيد و اگر [پيشامد] خوبى به آنان برسد مى‏ گويند اين از جانب خداست و چون صدمه ‏اى به ايشان برسد مى‏ گويند اين از طرف توست بگو همه از جانب خداست [آخر] اين قوم را چه شده است كه نمى‏ خواهند سخنى را [درست] دريابند (۷۸) ولی خداوند در آیه 79 همین سوره می فرمایند: «مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا ﴿۷۹﴾» یعنی: هر چه از خوبي ها به تو مى ‏رسد از جانب خداست و آنچه از بدى به تو مى‏ رسد از خود توست و تو را به پيامبرى براى مردم فرستاديم و گواه بودن خدا بس است. (۷۹) چرا خداوند در آیه 78 خوب و بد را از جانب خودش می داند ولی در آیه 79 خوبی را از خودش و بدی را از نفس بد خود انسان می داند علت تفاوت در چیست. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند با دو نگاه تکوینی و تشریعی با ما سخن می‌گوید. در نگاه تکوینی می‌فرماید: هرچه در عالم واقع می‌شود چه آن‌چه شما مایل باشید و چه مایل نباشید، همه از طرف خدا است. ولی در آیه‌ی 79 ما را متوجه‌ی حقیقت تشریعی حضرت رب‌العالمین می‌کند که اگر منوّر به اعمال نیک شدید، به جهت رعایت دستورات خداوند است که چنین توفیقی را یافتید و اگر آلوده به گناه گردیدید، به جهت دوری از دستورات الهی و پیروی از امیال خودتان است. موفق باشید

15194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من یک جوان مجرد هستم که در زندگی مشکلاتی برایم پیش آمده و با تفکر متوجه شده ام که ریشه اکثر مشکلاتم گناههای خودم بوده و یک راه حل که به فکر خودم رسیده که باعث ترک گناهانم میشه ازدواج است ولی الان اثرات همون گناههای گذشته و مشکلات پیش آمده مانع ازدواجم هستن و فعلا نمیتونم ازدواج کنم، به نظر شما چیکار کنم که مشکلات حل بشه و بتونم ازدواج کنم تا یک زندگی با آرامش و بدون گناه داشته باشم و بتونم به خدا نزدیک بشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با رعایت دستورات شریعت و مقاومت بر آن‌هاست که إن‌شاءاللّه گشایش‌ها ظهور می‌کند. موفق باشید

14183

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: با توجه به پاسخی که شما به بنده فرمودید (که ادبیات و بدایه) را بخوانم تا بیشتر احساس آمادگی کنم، بنده تصمیم گرفتم اول بدایه را با شرح آقای صمدی با عمق بخوانم. ادبیات عرب را هم قوی کنم و یک دوره از کتب اول شما داشته باشم. حال سوال داشتم که: رساله الولایه را هم بخوانم یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصمیم خوبی گرفته‌اید. در مورد «رسالة الولایه» به یک‌بار خواندن و مباحث شرح آن را دنبال‌کردن قانع نشوید. فعلاً سعی کنید با دقت تمام مطالب آن را بگیرید، ولی در سال‌های آتی باز به آن رجوع فرمایید. موفق باشید

14006
متن پرسش
سلام: استاد بنده نمی دانم چگونه از سخنرانی های آقا استفاده کنم؟ فقط گوش کنم؟ نموداری کنم؟ همه کلماتش را تک تک بنویسم؟ خلاصه نویسی کنم و.... نمی دانم کدام راه بهتر است هم برای خودم هم برای استفاده کردن در منبر برای مردم. راهنمایی ام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نکات اصلی صحبت ایشان را همراه با تاریخی که صحبت کرده‌اند یادداشت می‌کنم و نگه می‌دارم؛ شاید این کار برای سال‌های بعد مفید باشد. در ضمن، قدرت تمرکز روی سخنان ایشان را بیشتر می‌کند. موفق باشید

13989

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل من طلبه هستم. در سفرهای تبلیغی خود در روستاها می خواهم یکی از کتابهایتان را تدریس کنم. شما چه کتابی را معرفی می کنید. به شاگردان کدام کتابتان را معرفی کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای جوانان کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» خوب است و برای مردم، یک بحث اخلاقی بکنید مثل روایت «ای اباذر» و یا روایت «یابن‌الجندب». بحث نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه نیز بصیرت خوبی به مخاطبین می‌دهد. موفق باشید

13734
متن پرسش
بسمه تعالی استاد طاهرزاده عزیز سلام علیکم: بنده حقیر مدتيست که بحمدالله قصد توبه نموده و ان شاءالله توبه کرده ام و به سلک شاگردی شما درآمده ام و باب جدیدی از زندگی ام باز شده است که شدیداً ملتمس دعای جنابتان هستم... سه سوال دارم از حضور شریف: 1. در طریقت حقیقی الی الله تزکیه بر تعلیم مقدم است یا تعلیم بر تزکیه؟ ۲. در هنگام تزکیه چگونه باید گوشزدهای فطرت و ملائکه الله را از امیال و اوامر نفس تفکیک نمود؟ ۳. چگونه باید فهمید که ضعف نفس کجاست و از آن ناحیه به تزکیه پرداخت؟ خدا عاقبت ما و شما را به خیر گرداند. یا علی مدد
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نظر جنابعالی را به جواب سؤال شماره‌ی 13639 جلب می‌نمایم 2- همین‌که انسان خود را در مسیر تعالیم الهی قرار دهد و فهم خود را با شریعت الهی تطبیق دهد، از نفس امّاره به سوی فطرت سیر کرده 3- وقتی انسان کار را شروع کرد، یکی‌یکی ضعف‌های او جهت رفع آن ضعف‌ها ظهور می‌کند. موفق باشید

13691

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد یک سردر گمی برایم پیش آمده در مطالعه آثارتان. الان نمی دانم اول کدامیک ازینها را که الان عرض می کنم بخوانم: «مقالات» ، «شرح سوره حمد» ، «جلد 8 و نه اسفار». یا وارد مباحث اهل بیت شوم. لطفا راهنمایی فرمایید و اگر هم جزوه ای لازم می دانید بخوانم بفرمایید. چون ترتیب خواندن جزوات را اصلا نمی دانم. خوب میشد اگر موسسه المیزان به لطف خدا یک سیر مطالعاتی برای جزوات تنظیم می کرد با مشورت شما. تا بیشتر و بهتر ان شاءالله استفاده کنیم. التماس دعای فراوان از استاد عزیز داریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر فرصت مناسب دارید بعد از ده‌نکته و برهان صدیقین و معاد - همراه با شرح صوتی آن‌ها - شرح سوره‌ی حمد را شروع کنید و بعد از جلد اول «مقالات» همراه با شرح صوتی آن، به جلد 8 و 9 اسفار بپردازید. موفق باشید

13265
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: سوال من در مورد وسوسه والقائات شیطان است چون این القائات و وسوسه ها برای هر کس به فراخور نفس انسانی از نظر نوع متنوع و گوناگون بوده ولی می خواستم ببینم استاد دستور العملی را که برای رهایی از این موضوع مطرح شده را به صورت کلی تجویز می نمایند؟ با تشکر از سایت بسیار عالی لب المیزان و تمامی زحمت کشان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دستورالعمل اولیاء معصوم به طور همه‌جانبه کارساز است. بنده دستورالعمل حضرت صادق«علیه‌السلام» به عبداللّه بن جندب را که در تحف‌العقول به‌طور کامل آمده، توصیه می‌کنم. عرایضی در شرح آن شده، می‌توانید به صوت آن رجوع کنید. موفق باشید

13151
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام و عرض خسته نباشید در پاسخ به سوال 13112 جایگاه کتاب ها را در هندسه فکری مشخص فرمودید. حقیر با استفاده از این بحث و مطالبی که در سایت وجود داشت به سیری که در ادامه می آید رسیدم می خواستم بدانم آیا مقصود شما را درست دریافت کردم؟ و اگر کتابی پس و پیش است جاگاه درست آن کجاست ؟ با تشکر. خواهشمندم راهنمایی بفرمایید. عناوین کلی: مباحث معرفت نفس، مباحث سلوکی و اخلاقی، رجوع به حق و نظربه اسماءالهی، اهل بیت (ع) مظهر کامل اسماء الهی و رجوع به حضرت مهدی (عج)، انقلاب اسلامی و نفی تمدن غرب نفس: «معرفت نفس و حشر» «خویشتن پنهان» «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی» «آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین» «ده نکته از معرفت نفس» مباحث سلوکی و اخلاقی: «ادب خيال، عقل و قلب» «هنر مُردن» «جایگاه رزق انسان در هستی» «فرزندم این‌چنین باید بود/ جلد 1 و 2» «روزه؛ دریچه‌ای به عالم معنا» «رمضان؛ دریچه‌ی رؤیت» «ماه رجب؛ ماه یگانه ‌شدن با خدا» «صلوات بر پيامبر(صلی الله علیه وآله)؛ عامل قدسي ‌شدن روح») رجوع به حق و نظر به اسماءالهی: «از برهان تا عرفان» «آن‌گاه که فعاليت‌هاي فرهنگي پوچ مي‌شود» و «اسماء حسنا؛ دريچه‌ها‌ي نظر به حق» اهل بیت (ع) مظهر کامل اسماءالهی و رجوع به حضرت مهدی (عج): «مباني نظري و روش‌هاي عملي حبّ اهل‌البيت (علیهم السلام)» «حقیقت نوری اهل البیت (علیهم السلام)» «امام و مقام تعلیم به ملائکه» «امام و امامت در تکوین و تشریع» «فاطمه سلام الله علیها مظهر عبوديت» «مقام ليلة‌القدري حضرت فاطمه (سلام الله علیها)» «مباني معرفتي مهدويت» و «جايگاه واسطه‌ي فيض در هستي» و «بصيرت و انتظار فرج» و «عوامل ورود به عالم بقيت اللهي» و «آخرالزمان، شرايط ظهور باطني‌ترين بُعد هستي» «دعای ندبه؛ زندگی در فردایی نورانی» «زیارت آل یس، نظر به مقصد جان هر انسان» «فلسفه‌ی حضور تاریخی حضرت حجت عج الله تعالی فرجه») انقلاب اسلامی و نفی تمدن غرب «گزينش تکنولوژي از دريچه‌ي بينش توحيدي» «فرهنگ مدرنيته و توهم» و و «علل تزلزل تمدن غرب» «تمدن‌زايي شيعه» «خطر مادی‌شدن دین» «عالَم انسان ديني» «کربلا؛ مبارزه با پوچي‌ها» و «زن؛ آن‌گونه که بايد باشد» «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (رضوان‌الله‌تعالی‌‌علیه)» «امام خمینی(رضوان‌الله‌تعالی‌‌علیه) و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» «انقلاب اسلامی؛ بازگشت به عهد قدسی» «جایگاه إشراقی انقلاب اسلامی در فضای مدرنیسم» «امام‌خميني(رضوان‌الله‌تعالی‌‌علیه) و خودآگاهي تاريخي» «انقلاب اسلامی؛ برون‌رفت از عالَم غربی» نتوانستم جایگاه این کتاب ها را پیدا کنم: «هدف حيات زميني آدم» «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی»، همراه با سی‌دی کتاب «جایگاه جنّ، شیطان و جادوگر در عالم» «معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» همراه با سی‌دی «زيارت عاشورا؛ اتحادي روحاني با امام‌حسين (سلام الله علیه)» «بصیرت حضرت فاطمه (سلام الله علیها)» «راز شادی امام حسین سلام الله علیه در قتلگاه» «جایگاه تاریخی حادثه‌ها و هنر اصحاب کربلا در فهم آن» «جوان و انتخاب بزرگ»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی کرده‌اید ولی در هر حال اولاً بعضی کتاب‌ها مثلاً برای ماه رمضان باید رجوع شود و یا بعضی از آن‌ها یک دستورالعمل روحی درازمدت است. مثل نامه‌ی 31 که باید بعد از معرفتی مختصر به توحید و معاد دست به دامن آن زد و در مدتی طولانی با آن مأنوس بود و از همه مهم‌تر مباحث قرآنی است که یک روحانیت فعّال و به روز را در ما شکل می‌دهد. موفق باشید

5727
متن پرسش
«ملت ایران به فضل خدا و هدایت معنوى ولى الله الاعظم خواهد توانست تمدن اسلامى را بار دیگر در عالم سربلند کند. این،آینده قطعى شماست. جوانان،خود را براى این حرکت عظیم آماده کنند. رهبرانقلاب 76.5.29 »استاد این اینده کدام اینده است که رهبری از آن سخن می گویند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: در جواب سؤال 5716 متذکر آن شدم. ما در آینده در تاریخی قرار خواهیم گرفت که با نگاه تفکر مدرنیته به عالم نمی‌نگریم باید از همین امروز در آن افق زندگی خود را شکل دهیم. رهبر عزیز تقدیری را که خداوند مقدر فرموده برای امروز تاریخ ما می‌فهمند. شاید کتاب سلوک متذکر باشد.موفق باشید
1172

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی ببخشید استاد من در حیطه ی وظایف سیاسی ام دچار مشکل شدم یعنی اصلا نمیدونم به عنوان دانشجوی دختر از لحاظ سیاسی چه وظیفه ای دارم و چه طور متوجه بشم که کی باید چه کاری رو انجام بدم؟ از طرفی از سیاست بدم میاد و دچار سیاست زدگی شدم چون قبلا بیشتر درگیر بودم اما الان دیگه خسته شدم .از طرف دیگه هم میترسم که مبادا دچار غفلت بشم و جایی که وظیفه داشتم وارد نشم خواهش میکنم من رو راهنمایی بفرمایید باتشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بحمد الهس با وجود مقام معظم رهبری «حفظه‌الهز» جهت گیری لازم در امور اجتماعی مشخص می‌شود و انشاءالهض غفلتی پیش نمی‌آید. موفق باشید
1087

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام، استاد طاهرزاده در برخورد با دوست نمی دانم چگونه باشم من می خواهم با او یکی شوم که حتی او و من همچون یک تن باشیم و به همدیگر کمک کنیم،آیا این بد است یا خوب؟ اگر خوب است چه کارهایی بکنم اگر بد است باز چکار کنم. ببخشید همه از جان خود می گویند و از ابدیت ولی من هنوز اندر خم یک کوچه هم نیستم... التماس دعا
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی انسان نسبت به دوست خود باید وَهم خود را کنترل کند تا تمام فکر و ذکر او دوستش نباشد. مثل پایه‌های یک معبد ، نه آنچنان کنار هم باشید که نتوانید سقف آن را نگه دارید و نه آنچنان دور باشید که به کار نگه‌داری سقف نیایید. برای خود شخصیت تنهایی داشته باشید و آنچنان نباشید که تنهایی‌های خود را با ارتباط با دوست خود پر کنید. موفق باشید
979

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد چرا شما سوالای منو جواب نمیدین؟ تا حالا چندتا سوال پرسیدم ولی جواب نگرفتم.البته بعضیاشم جواب دادین ممنون. استاد واقعا در معقوله ی خواب سر در گمم. آیا میشه خوابی که آدم در مورد خودش می بینه و معبر معتبر (مثل آقای صدیقین) هم اونو در مورد خودش تعبیر می کنه ، در مورد یکی از نزدیکان آدم تعبیر بشه نه برای خودش؟خواهش می کنم راهنماییم کنید . و کلا تا چه حد به رویای صادقه می توان اطمینان کرد.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی عرض شد که عموماً انسان در خواب احوالات خود را تجربه می‌کند و ظاهراً نمی‌شود خوابی که می‌بیند و خودش را در آن خواب در جایگاهی می‌بیند جایگاه کس دیگری باشد ولی همین‌طور که می‌دانید این‌قدر موضوع خواب گسترده است که به‌راحتی نمی‌توان نظر قاطع داد. موفق باشید
25726

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: دو سوال دارم که فکر کنم به گونه ای با هم ارتباط دارند اول اینکه در قرآن سه گونه اندیشدن داریم تفکر، تعقل، تدبر. تفاوت هر یک در چیست؟ (همه را به اندیشیدن ترجمه کرده اند)؟ و سوال دوم اینکه تفاوت قلب، صدر، فواد، چیست؟ استاد عزیز برای سوال خودم پاسخی دارم که در ذیل می آورم منت می گذارید اگر صلاح بدانید تصحیح بفرمایید. تفکر اندیشیدن بدون تزکیه نفس ولی تعقل اندیشدن همراه با تزکیه نفس است انسان در ابتدا با فطرت پاکش می اندیشد و می فهمد با تزکیه از عقل اش بهتر بهره می برد و اینگونه اندیشیدن در قرآن شاید تعقل نامیده می شود. حدیثی از امام علی (ع) که می فرماید: «من لم یهذب نفسه لم ینتفع بالعقل» یعنی هرکس خود را تزکیه نکند از عقل اش بهره نمی برد. تزکیه سبب حضور قلب و ارتباط با عوالم عالیه می شود و از این طریق عقل نوری می گیرد که بهتر می فهمد پس یک رابطه ای بین عقل و قلب که با تزکیه بدست می آید وجود دارد که آن درست فهمیدن و درست اندیشیدن از طریق قلب مطرح می شود و شاید قلوب یعقلون (قلوبی که با آن بیندیشند) در آیه ۴۶ حج معنا پیدا می کند. عقل مثل ماشین حساب می ماند که سازنده بمب اتمی در محاسباتش برای کشتن مردم از آن استفاده می کند یا برای ساخت وسیله مفید برای نیازمندان نیز بکار می رود. اگر عقل را در راستای دنیا طلبی صرف بکار ببریم در همان راستا اندیشه می کند ولی اگر به قلب هم میدان بدهیم می توانیم با عقل مفاهیم معنوی را خوب استدلال کرده و بفهمیم. اما قلب کار مهم دیگری نیز می کند که از عهده عقل ساخته نیست و آن درک و رسیدن به آن مفاهیم است و شما در کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود بخوبی تشریح کردید مثلا بوی گل که اصلا با عقل نمی توان فهمید یا شادی که عقل نمی فهمد ولی قلب توان درک آن را دارد یعنی از خدا دانی به خداداری رسیدن است. به‌عبارتی با تفکر به اسلام می رسیم و با تعقل به ایمان. و تدبر یعنی باطن هرچیزی را با اندیشه پی بردن است. اما هر یک از تعابیر دل ویژگی قلب را بیان می کند دل را از این لحاظ قلب گویند که دائم در حال دگرگونی و تقلب است. فواد گفته می شود که محل حب، بغض، خوف، رجا، اظطراب است. صدر گفته می شود که شاید مهمترین بعد وجودی نفس است یعنی قلب در صدر ابعاد وجودی نفس است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه بسیار خوبی در این نوشتار مطرح فرموده‌اید. با این‌همه عنایت داشته باشید که بعضاً از خود جمله یا آیه و روایت می‌توان فهمید با به‌کاربردنِ هر کدام از این واژه‌ها، گوینده به کجا اشاره دارد. بعضاً حتی «تفکر» بالاتر از «تعقل» به‌کار می‌آید آن‌جایی که به پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرماید: «لتبیّن للنّاس ما نُزل الیهم لعلهم یتفکرون» تفکر در این‌جا یعنی توجه به ابعاد روحانی که خداوند در جان افراد نازل کرده. در هر حال نکات خوبی را مطرح کرده‌اید. موفق باشید

22273
متن پرسش
با سلام: آیا آیه تطهیر تنها سند قرآن در معصومیت امام است؟ منظور از اراده خدا در آیه تطهیر تشریعی است و یا تکوینی و به چه دلیل؟ آیا بدون استفاده از احادیث می توان این آیه را مختص به 5 تن دانست؟ با استناد به حدیث کسا که مربوط به 3 امام اول است عصمت باقی امامان چگونه دریافت می شود؟ با توجه به اینکه آیه تطهیر نصف دوم یک آیه است چگونه همسران پیامبر که در قسمت اول آیه مورد خطاب قرار گرفته اند در گروه قرار نمی گیرند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثی در این رابطه در کتاب «دعاى ندبه، زندگى در فردايى نورانى» ص: 41

مطالبی عرض شده که عیناً خدمتتان ارسال می‌شود:

درباره خاندان آن حضرت فرمودى فقط خداوند اراده كرده تا شما اهل بيت را از هرگونه رجس و ناپاكى دور سازد و آن هم پاك‏بودنى خاص.

اين قسمت حاوى نكات مهم معرفتى است و اشاره دارد به قرآن كه مى‏ فرمايد: «... انَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا ...»[1] اى اهل البيت! فقط و فقط خداوند خواسته تا شما را از هرگونه پليدى بزدايد و اعتقاد باطل و اثر عمل زشت را از شما پاك كند و شما را به موهبت عصمت اختصاص دهد.

با دقت در آيه‏ تطهير نكات زير مورد توجه قرار مى‏ گيرد.

1- «رِجْس» از نظر لغت چون با «ال» آمده، به معنى هرگونه پليدى جسمى و روحى است.

2- بيش از 70 حديث كه بيشتر از اهل سنت است اقرار دارد كه «اهل البيت» شامل، رسول خدا (ص) و حضرت‏ على (ع) و فاطمه ‏زهرا (س) و امام‏ حسن و امام ‏حسين «عليهم االسلام» مى ‏باشد.[2]

3- امّه ‏سلمه مى ‏گويد: بعد از آمدن آيه تطهير، رسول خدا (ص) عباى خود را بر سر حضرت على و همسر او و حسنين «عليهماالسلام» انداختند و بعد گفتند: بارالها! اين‏ها آل محمداند. من گوشه عبا را بالا زدم كه وارد شوم، حضرت آن را از دست من كشيدند و گفتند: تو بر خير هستى،[3] (يعنى؛ تو زن خوبى هستى ولى جايت اين‏جا نيست).

سؤال: چرا آيه شامل زنان پيامبر نمى‏ باشد؟

جواب: اولًا: هیچ کس تا به حال قائل به عصمت زنان پيامبر نشده است، در حالى كه آيه خبر از عصمت «اهل البيت» مى ‏دهد و از جريان مباهله هم روشن مى ‏شود كه زنان پيامبر (ص) معصوم نيستند و لذا در كنار اهل البيت پيامبر (ص) جهت مباهله يك نفر از آن‏ها هم وارد مباهله نشده است.[4]

ثانياً: همه روايات از سنى و شيعه پنج تن مذكور را به عنوان اهل البيت معرفى كرده ‏اند.

ثالثاً: اگر آيه مربوط به زنان پيامبر بود از ضمير «عَنْكُنَّ» كه قبل از آيه به صورت جمع مؤنث بود، بايد استفاده مى ‏شد و نه اين‏كه بفرمايد «عَنْكُمْ» يعنى ضمير را عوض كند.

4- بنا به روايات و هم‏چنين با توجه به سياق آيه، جاى اصلى آيه اين‏جا نبوده و با وَحى جبرائيل به دستور پيامبر (ص) بعد از نزول، به اين صورت تنظيم شده است، و اين روش در كليه آيات مربوط به اهل‏ البيت (عليهم السلام) هست كه در بحث مستقلى بايد به آن پرداخته شود.

5- از همه مهم‏تر چون اراده براى تطهير را در آيه منحصر به اهل‏ البيت (عليهم السلام) كرده و گفته است «انَّما»، اولًا: اين تطهير، آن تطهير عمومى كه خداوند براى همه مسلمين اراده كرده است نمى‏ باشد، و اگر همان تطهير بود كه براى عموم مردم اراده كرده، ديگر مقام خاصى براى اهل‏ البيت (عليهم السلام) محسوب نمى‏ شد. ثانياً: چون خداوند تشريعاً طهارت و تزكيه را براى همه خواسته است، پس اين طهارت، طهارت تشريعى نبوده، بلكه طهارت تكوينى مى ‏باشد. يعنى طهارت و عصمتى است موهبتى كه در اثر آن، نيروى فوق العاده باطنى عصمت در آن‏ها ايجاد شده است، تا آن‏ها نمونه كامل زندگى صحيح براى بشريت باشند.

6- خداوند در قرآن فرمود: «انَّهُ لَقُرْانٌ كَريم* في كِتابٍ مَكْنُونٍ* لا يَمَسُّهُ الّا الْمُطَهَّرُون»[5] فقط مطهرون مقامشان، مقام تماس با قرآنى است كه در كتاب مكنون است كه همان مقام غيبى قرآن است. از طرفى در آيه تطهير فرمود: فقط شما اهل‏ البيت به تمام معنى مطهريد، پس در واقع فقط اهل‏ البيت‏ مترجمان واقعى قرآن‏ اند و بقيه بايد قرآن را از آن‏ها ياد بگيرند. از طرفى فرمود: آن قرآن كريم را كه در كتاب مكنون است غير مطهرون نمى ‏توانند «مَسّ» كنند، و متوجه هستيد كه نفرمود: غير مطهرون نمى‏ توانند بدانند، بلكه فرمود: غير مطهرون نمى ‏توانند با آن حقيقت غيبى قرآن تماس بگيرند. اين نشان مى‏ دهد كه حقيقت قرآن يك امر وجودى و واقعى است و نه اعتبارى، و شرط تماس با آن حقيقت مطلق، داشتن طهارت مطلق است، و بقيه به اندازه ‏اى كه از نظر طهارت به اهل‏ البيت نزديك باشند از قرآن بهره دارند. البته لازم است عزيزان متوجه باشند كه فرهنگ اهل‏ البيت، فرهنگ طهارت است و از طريق طهارت مى ‏توان با قرآن ارتباط داشت. يعنى علمشان را با حفظ طهارت تكوينى خود پايدار نگه مى‏ دارند و فلسفه وجود آن همه عباداتى كه ما در سيره پيامبر و اهل بيت (عليهم السلام) مى‏ بينيم براى حفظ همين طهارت تكوينى است. موفق باشید

 


[1] ( 1)- سوره احزاب، آيه 33.

[2] ( 2)- به كتاب امام شناسى، ج 3، از آيت‏ الله سيد محمد حسين حسينى تهرانى رجوع شود.

[3] ( 1)- امام شناسى، ج 3، ص 144، نقل از غايةالمرام، ص 287.

[4] ( 2)- ابن جرير و طبرانى آورده ‏اند كه رسول خدا فرمود: « انْزِلَتْ هذِهِ الْايةُ فى خَمْسَةٍ: فِى وَ فى عَلِى وَ الْحسن وَ الْحسين وَ فاطِمه» يعنى فرمودند: اين آيه در مورد پنج كس نازل شده (در زمان نزول) كه عبارتند از من و على و حسن و حسين و فاطمه (عليهم السلام). از طرفى در سوره تحريم خداوند دو تا از زنان پيامبر را به باد انتقاد مى‏ گيرد و مفسرين عامه آن را عايشه و حفصه معرفى مى ‏كنند. حال چطور مى‏ توان چنين تطهيرى را به زنان پيامبر نسبت داد. در ضمن اصل روايت كِساء به نقل از احمد حنبل همان پنج تن را به عنوان اهل‏ البيت معرفى كرده است.

[5] ( 1)- سوره واقعه، آيات 77 تا 79.

21951
متن پرسش
استاد سلام: استاد میخوام در این مورد که حالا تعریف از کشورهای غیر دینی مثل آلمان و ژاپن و... توسط افراد زیادی از مثلا روشنفکرا گرفته تا عادی ها زیاد شده و آن ها را الگوی خود می دانند، آیا فلسفه ی این سبک زندگی آنها صرفا ایدئولوژی آنهاست. و مثلا مطالعه می کردم که در مدارس ژاپن یا چین از کودکی در مدارسشون تواضع و انسان دوستی را آموزش میدن. استاد آیا این کارهای آنها که قطع از آسمان و ریشه های دینی و خدایی است ارزشی هم دارد؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌ها با عقلِ معاش، زندگی دنیایی خود را مدیریت می‌کنند ولی به گفته‌ی پروفسور کربن، نسبت به مرگ و معنویت سخت، شکننده‌اند و به همین جهت به‌کلی در پوچی به‌سر می‌برند. می‌ماند که ما چرا عقلِ معاش و عقلِ معاد را مطابق فرهنگ دینی خود به‌کار نمی‌گیریم! موفق باشید

نمایش چاپی