بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سوال : همانطور که شما فرمودید ، در روایت داریم که منظور از قبر همان برزخ است و نیز خود شما داستان سعد بن معاذ را بازگو کردید و فرمودید که اگر عذاب در همین قبر خاکی بود که همه می دیدند. حالا سوال اینجاست یکی از اهل علم فرمودند که بخشی از عذاب در همین قبر خاکی صورت می گرد و نیز گفتند که حتی نکیر و منکر هم در همین قبر خاکی سوال و جواب می کنند، ایشان در ادامه گفتند که بعد از مرگ روح تا نصفه، به بدن باز می گردد و ... من زمانی که داستان سعد بن معاذ را به منظور اشکال بر حرفشان مطرح کردم ایشان گفتند که در روایت آمده که آن جریان زمانی بوده که دیگر روی قبر پوشانده بوده ، برای همین هم کسی آن را نمی دیده. خلاصه ایشان معتقد بودن هم عذاب در قبر خاکی است و هم در برزخ. حال نظر شما چیست ، چنین چیزی درست است ؟ لطفا توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر علمایی مثل علامه‌ی طباطبایی و حضرت امام خمینی «رحمة‌اللّه‌علیهما» که در این مورد به صورت تخصصی کار کرده‌اند، همان بود که بنده عرض کردم و آن‌ها جایی برای این قبر خاکی قائل نیستند، مگر تعلقی که روح به بدن خاکی خود دارد، ولی تمام مراحل، بر روح انسان می‌گذرد. موفق باشید

21022
متن پرسش
با سلام خدمت استاد : در دوران و عصر ما بعضی از اشخاص یا فرقه هایی پیدا شده اند که دارای ادعاهایی هستند و برای اثبات ادعای خود به خواب متوسل می شوند. یعنی به شخصی که در حال جذب او هستند می گویند فلان کارها را انجام بده و بعد در خواب چنین اتفاقی برای تو می افتد. حال می خواستم نظر اسلام رو در مورد خواب و حجیت خواب بدونم؟ در اسلام خواب اصلا حجت هست؟ اگر نیست چگونه رد می شود؟ اگر حجت هست برای چه کسانی حجت هست؟ آیا علما اگر خوابی دیدند برای آنها حجت هست و ما می توانیم به خوابشان استناد کنیم در حالی که دیگران را از توجه به چنین خواب هایی نهی می کنیم؟ با تشکر. اگر مقدور است مفصلا جواب بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ده  نکته از معرفت نفس» نکاتی در این مورد عرض شده که عیناً خدمتتان ارسال می‌شود. موفق باشید

 در قرآن از خواب هايى نام برده است كه از رابطه اى بين آنچه شخص در خواب با آن روبه رو مى شود و بين عالَم خارج حكايت دارد. مثل خواب حضرت ابراهيم «عليه السلام» نسبت به ذبح فرزندشان (105/ صافات)، و يا رؤياى حضرت يوسف «عليه السلام»، و يا رؤياى دو رفيق هم زندانى حضرت يوسف «عليه السلام»، و يا رؤياى پادشاه مصر، و يا رؤياى رسول خدا «صلواة الله عليه وآله» در رابطه با فتح مكه (27/ فتح)؛ كه تمامى اين رؤياها چنانچه مستحضريد رابطه اى با عالَم خارج دارد و صرف خيالات افراد نيست.

با اين همه رؤيا؛ امرى است ادراكى كه قوه خيال در آن مؤثر است و اگر قوه خيال تحت تأثير شديد عالَم خارج باشد، آن خيالات در رؤيا دخالت هاى شديد مى كند. همچنان كه صفات روحى شخص مثل عداوت و عجب و تكبر و حرص و طمع در خيالاتش تأثير مى گذارد. لذا اكثر رؤياها؛ تحت تأثير تخيلات نفسانى است. تخيلات نفسانى نيز تحت تأثير همين عوامل طبيعى يا اخلاقى است كه نفس را به تصور آنها واداشته است. پس در حقيقت نفس همان تأثيرات را در خودش حكايت مى كند و حقيقت ديگرى ندارد. بنابراين هر رؤيايى، حقيقت نيست هرچند هر رؤيايى تعبيرى داردكه تعبير آن، عوامل طبيعى و يا عوامل اخلاقى هستند. ولى رؤياهايى هم هست كه با حوادث خارجى و حقايق عالَم وجود ارتباط دارند.

رؤياها، يا خواب هاى حق: عبارت است از ارتباط نفس با سبب غيبى حادثه اى كه بعداً در ظرف مكان و زمان خاص محقق مى شود. نفس به علت تجردش با وجود برزخى يا عقلى يك حادثه در خواب ارتباط پيدا مى كند و بعداً آن حادثه در عالَم ماده حادث مى شود. البته نفس پاره اى از حقايق آن عالَم را به مقدار استعدادش دريافت مى كند. حال اگر نفس، كامل باشد و گرفتار وَهميات و آرزوها نباشد، حقايق عالَم غيب را آنطور كه هست به طور كليت و نورانيت در خواب پيش رويش حاضر مى بيند، ولى اگر نفس كامل نبود آن حقايق را به نحو حكايت خيالى و در صورت هاى جزيى كه با آنها مأنوس است مى يابد. مثل اين كه وقتى با معنى «عظمت» در آن عالم، روبه رو مى شود، در خيالش صورت «كوه» ايجاد مى شود، و يا معنى «مكر» در خيالش صورت «روباه» به خود مى گيرد، چون عظمت را به كوه، و مكر را به روباه مى شناسد. يا معنى «افتخار» را به صورت «تاج» و «علم» را به صورت «نور» و «جهل» را به صورت «ظلمت» مى بيند. و يا مثلًا چون رابطه اى بين اذان صبح در ماه رمضان با شروع روزه هست، با ديدن معنى «مؤذن بودن» در آن عالم، صورت «مهركردن دهان» مردم براى خود مى سازد. كه البته اين موضوع؛ رقايق و ظرايفى مخصوص به خود دارد به طورى كه گاهى از يك معنى كه در خواب مى يابد صورت عكس آن را در خود مى سازد. مثل اين كه در بيدارى گاهى با شنيدن لغت ثروت به معنى فقر فقرا منتقل مى شود.

پس گاهى خواب «صريح و بدون تصرف» است و يا «متمثل معنايى است كه نفس با آن روبه رو شده، در عين تصرف نفس» و يا «انتقال به چيزى است مناسب آن معنى يا ضد آن معنى» و گاهى آنچنان با تصورات شخص مخلوط شده كه اصلًا نمى توان فهميد از كدام يك از مبانى مأنوس شخصِ خواب بيننده تأثير گرفته، كه در اين حالت به اين رؤياها «اضغاث احلام» گويند.

در رؤياهايى كه نفس با اصل موضوع روبه رو مى شود و به صورت مناسب آن منتقل مى شود، در واقع انسان به اصل موضوعات آگاه شده، به طورى كه اگر ملاحظه كرد در حال جمع كردن كثافت است، در واقع صورت به دست آوردن مال زياد دنيا را به او نشان مى دهند، در عين آگاهى دادن به او كه اين مال سرگين و كثافت است. و يا وقتى روبه رو مى شود بر اين كه بدنش ورم كرده است، با صورت به دست آوردن مال زياد روبه رو مى شود در عين آگاهى دادن به او كه بدان! آن چرك و آلودگى است. همچنان كه اگر در خواب ديد در زندان است، در واقع با صورت شهرت يابى اش روبه رو شده در عين آگاهى دادن به او كه اين شهرت زندان است، همچنان كه اگر ديد در زنجير است، با صورت خوشى و خوش گذرانى دنيايى اش روبه رو شده در عين آگاهى دادن به او كه آن گناه است و گرفتارى و زنجير.

در هر صورت با اين احوال نمى توان به رؤيا اعتماد كرد، چون در حال خواب؛ صورت خياليه نفس آن قدر جولان دارد كه با ميل خود صورت ها را تغيير مى دهد و از جايگاه خود خارج مى كند.

صاحب كتاب «تحف العقول» از قول پيامبر «صلواة الله عليه وآله» آورده كه حضرت فرمودند: اگر رؤيا از كسى برداشته شد نبايد نگران باشد زيرا وقتى كسى راسخ در علم شود، رؤيا از او برداشته مى شود.

اين كه دستور داده اند انسان دائم در حال طهارت باشد و نيز با وضو بخوابد، به سبب آن است كه اين طهارت موجب طهارت باطن و آزادشدن از خواب هاى بى خود و باطل مى گردد.

مرحوم محدث نورى در جلد 4 كتاب دارالسلام مى فرمايد: اگر انسان نسبت به خوراكش مواظبت داشته باشد و دقت كند كه چه چيز بخورد و چه مقدار بخورد، روح او قدرت سير در اكناف آسمان ها را مي يابد وگرنه برعكس، پرخوري موجب جولان شيطان در قلب و خيالش در خواب و بيداري مي شود.

قال رسول الله «صلواة الله عليه وآله»: «الرُّؤْيا ثَلاثٌ: مِنْها اهاويلُ الشَّيطان لِيحْزَنَ بِها ابْنَ ادَمَ وَ مِنْها ما يهُمُّ بِهِ الرَّجُلُ فى يقْظَتِهِ فَيراهُ فى مَنامِهِ وَ مِنْها جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَ ارْبَعينَ جُزْءً مِنَ النُّبُوَّةِ. يعنى خواب سه گونه است: يكى القائاتى كه شيطان مى كند تا فرزندان آدم را بترساند و نگران كند و يكى اين كه آنچه را در بيدارى مورد توجه قرار داده در خوابش آن را مى بيند (با تغييراتي از طريق صورت خياليه) و يكى هم خواب هايى است كه جزيى است از چهل و شش جزء نبوت.

امام صادق «عليه السلام» مى فرمايند: در مورد رؤيا فكر كن كه چگونه خداوند در مورد آنها تدبير به كار گرفته و راست و دروغ آن را به هم در آميخته، اگر همه رؤياها راست بود، مردم همه پيامبر بودند، و اگر همه دروغ بود، در رؤيا فايده اى نبود.

در فرمايش امام محمدباقر «عليه السلام» داريم كه: «رؤياى مؤمن بين زمين و آسمان در گردش است تا آن كه خودش آن را براى خود تعبير كند، يا ديگرى براى او تعبير نمايد، پس آنگاه كه تعبير كرد به زمين مى آيد و قطعى مى شود» (كافي ج 8 ص 336).

اين بود مختصري از بحث رؤيا كه شرح بيشتر آن را در بحث آيه 42 سوره زمر عرض كرده ايم و چون عموماً در حين بحث در مورد رؤياى صادقه سؤال مى شد، آن را در اين قسمت خدمت عزيزان عرضه كرديم.

 

20530
متن پرسش
سلام استاد عزیز: پیرو پاسختون به سوال اینجانب (20518) مساله برای من حل نشد. اگر ما انتخاب می کنیم تا شخصیتمان و فعلیت ما ظهور کند و از اونجا که خدا خیرخواه بشر هست، با تمامی اینها علم به سرنوشت نهایی انسان باعث ایجاد این پرسش میشه که اگر خدا میدونه قراره نهایت ما فعلیت و ظهور خوبی نداشته باشه با توجه به صفت خیرخواهی اش پس چرا خلق می کنه ما رو؟ خب خلق نکنه که دچار و درگیر نشیم و بقیه رو هم درگیر نکنیم! از طرفی هم علم خدا به همه چیز اگر چه در وهله اول جبر رو به ذهن متبادر نمیکنه اما وقتی من بدونم تمام انتخاب هام رو خدا از قبل میدونه اون حالت اختیاری که از قبل احساس می کردم رو دیگه احساس نمی کنم. چرا که اگر به راهی هم رفتم معنیش این میشه که اگرچه خدا نمی خواهد من این راه رو برم اما میدونست که من این راه رو میرم. از اولی که متولد شدم! و خدا با علم به این منو خلق کرد. در صورتی که میتونست خلق نکنه. اینطوری دیگه لذت عبادتی هم برده نمیشه. یعنی انگار همه چیز از قبل معلومه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا خوب است جزوه‌ی «جبر و اختیار» که بر روی سایت هست را مطالعه فرمایید تا روشن شود علم خدا نقشی در اختیار و انتخاب ما ندارد. دیگر این‌که حضرت حق طلبِ ذاتی هرکس را که طلبِ به‌وجودآمدن است می‌دهد، زیرا «امکان»، ذاتیِ انسان است و خدا «امکان» را وجود می‌دهد که در این مورد خوب است به کتاب «آشتی با خدا» در قسمت «خدا چرا ما را خلق کرد» رجوع فرمایید. موفق باشید

18318
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده وقتتون بخیر: از اینکه وقت میذارید و سوال های ما رو جواب میدید و راهنمایی می کنید خیلی ممنونم. استاد من یه جایی شنیده بودم یا شاید هم خونده بودم که شیطان نمیتونه خودش رو شبیه اهل بیت علیهم السلام در بیاره، آیا شیطان میتونه تو خواب ما خودش رو شبیه یکی از شهدا دربیاره یا اونی که ما تو خواب دیدیم واقعا خود شهید هستش و یا این که فقط تصورات ذهنی ما هستش (مثلا قبل خواب راجع به اون شهید فکر کردیم بعد خواب اون شهید رو دیدیم ولی درواقع این فقط تصور ذهنی ماست نه خود واقعی شهید). شما یه بار به من گفتید که علم تعبیر خواب ندارید اما من نفهمیدم این سوالم ربطی به علم تعبیر خواب داره یا نه، آخر سر هم سوالم رو از شما پرسیدم. موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در روایت هست که شیطان به صورت معصوم در نمی‌آید ولی به شرطی که معصوم را دیده باشیم. اما اگر ما معصوم را ندیده باشیم، می‌آید و می‌گوید من فلان امام هستم. با این‌همه اگر در خواب با امام و یا شهیدی روبه‌رو شدیم و آثاری از عبودیت در ما ایجاد کرد، می‌توان آن‌را حمل بر رؤیای صادقه نمود. موفق باشید

17899
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: من چند وقتی هست که مباحث معرفت النفس شما را دنبال می کنم شاید نزدیک به یک سال. با توجه به این نکته که نفس حاکم بر بدن است و دستور می‌دهد من در برخی مواقع نماز صبحم قضا می‌شود یعنی بیدار می‌شود ولی بلند نمی‌شوم. و حس می‌کنم که بدنم اطاعت نفس نمی‌کند یا اینکه شاید اطاعت می‌کند ولی این نفس است که نمی‌خواهد بلند شود. وقتی هم که صبح شد متوجه کارم می‌شوم به هم می‌ریزم و عصابم خورد می‌شود و از دست خودم عصبانی هستم. با این وجود که تا شب یا تا وعده نماز بعدی حالم بد است در بین این زمان نمی‌توانم کاری بکنم معمولا با عصاب خوردی ساعت ها در رخت خواب افتاده ام و از همین هم ناراحت هستم. و در چنین روز هایی معمولا به کلاس و درسم نمی‌رسم. لطفا کمک کنید که از این مشکل رها شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در کتاب «خویشتن پنهان» عرض شد؛ وقتی نفس گرفتار پرحرفی و کینه و تعلقات دنیایی باشد، در تدبیر بدن ضعیف می‌گردد. موفق باشید

17620
متن پرسش
سلام علیکم استاد. ببخشید جنابعالی چه روحانی و طلبه ای را روحانی تراز انقلاب اسلامی و تراز امروز می دانید؟ نظرتان در رابطه با استاد معمارمنتظرین و مباحث ایشان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روحانیِ تراز انقلاب یعنی طلبه‌ای که متوجه‌ی ظهور حقیقت در این تاریخ از طریق انقلاب اسلامی شده است و بنا دارد از این طریق جامعه‌ی خود را از ظلمات فرهنگ سکولاریته به سوی حقیقت راهنمایی کند و در این راستا هر طلبه‌ای بنا به موقعیت خود وقتی متذکر چنین امری بود، طلبه‌ی تراز انقلاب است و نباید انتظار داشت که همه به یک نحو در این میدان قدم بردارند. و از این جهت بنده معتقدم جناب استاد حجت‌الاسلام و المسلمین آقای معمارمنتظرین وظیفه‌ی خود را به‌خوبی تشخیص داده‌اند و بر اساس رسالتی که برای خود تعریف کرده‌اند همچون سربازِ پیشتازِ انقلاب اسلامی عمل می‌کنند بدون این‌که بخواهند برای ادای این وظیفه‌ی مهم، مخاطبان متفاوتی که به سوی ایشان رجوع دارند را به جهت گرایش‌های مختلف، پس بزنند. عمده آن است که متوجه باشید خروجیِ نهایی دروس ایشان، انسان‌های متدیّن و معتقد به انقلاب و رهبری عزیز و متنفر از استکبار هستند. آیا نباید از این موضوع خرسند بود که حاصل یکی از زحمات ایشان علاوه بر موضوعاتی که عرض شد؛ فاصله‌دادنِ متدیّنِ ساده‌اندیش است از جریان‌های شیعه‌ی انگلیسی؟! موفق باشید

15795
متن پرسش
سلام: خسته نباشید استاد 1. یکی از رفقای قدیمی ما که ده نکته و برهان صدیقین را کار کرده است و مقداری هم معاد کار کرده است (ولی طلبه نیست). ما تصمیم گرفتیم یک جمعی داشته باشیم و با هم مباحثی مطرح کنیم و صحبت کنیم که در اخلاق روزانه ما تاثیرات زیادی داشته باشد. این دوست ما گفت: مباحثی را کار کنیم که سبک زندگی (اخلاق و سبک زندگی) باشد. منظورشان این بود که از مباحث تئوریک عرفانی و اخلاقی خوشش نمی آید. مباحث عملی که روزانه بدرد می خورد را دورهم کار کنیم. بحمدلله بنده بیشتر مباحث را کار کرده ام. فقط نمی دانم الان در این جمع (بعد از تحکیم عقاید) چه مبحثی را کار کنم تا خواسته این دوست ما هم زمین نماند؟ اگر می شود سیری بفرمایید و بفرمایید که کتاب چگونگی فعلیت یافتن را چگونه و در کجای مباحث کار کنیم؟ ممنونم التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً یکی از کتاب‌هایی که می‌تواند باورهای دینی را به صحنه‌ی عمل بکشاند، کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» است. در ضمن کتاب «شرح جنود عقل و جهل» و کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» نیز در این مسیر کمک می‌کند. موفق باشید

15460
متن پرسش
سلام و اردادت: لطفا بفرمایید از این مکاتب فلسفی غربی کدامیک بهترین است؟ غربی ها بیشتر ییرو کدام مکتب هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه‌ی غرب در ذات خود یک‌نوع تعقل و فلسفه است و به راحتی نمی‌توان آن را خوب و بد کرد. با این‌همه، هگل و هایدگر برای این تاریخ حرف‌هایی دارند که البته مقدمه‌ی فهمِ هگل، کانت است. موفق باشید

9194
متن پرسش
با سلام: طاعات شما قبول. بنده طلبه ای هستم که قبل از طلبگی با کتب شما و شهید مطهری و شهیدآوینی و دکتر داوری اردکانی و امثالهم آشنا بودم و مطالعات خوبی در این زمینه ها داشتم خدا رو شکر. با دوستان مجله سوره اندیشه هم ارتباط نزدیکی داشته و دارم و شاگردی آنها را هم کرده ام. سخنان استاد پناهیان را هم به روز دنبال میکنم و گوش میدهم. با این اوصاف اکنون که وارد حوزه سفیران شده ام به دلایل زیادی از نظر ادبیات قوی نشدم هرچند که تجزیه ترکیب متوسطی بلد هستم اما در آن حد که واقعا بتوانم متن خوانی خوبی داشته باشم قوی نشده ام. دربعضی درسها مثل منطق و اصول با اینکه تمام مباحث را خوب میفهمم اما به دلیل آنکه در متن خوانی کمی ضعیف هستم نمره پایین تری گرفته ام. میخواستم بدانم نظر شما در مورد سفیران هدایت چیست؟؟ به نظر شما یک طلبه سفیرانی تا چه حد باید ادبیات بلد باشد با توجه به آنکه طلبه های سفیران برای تبلیغ تربیت میشوند. به نظر شما اگر طلبه ای فهم درس خوبی داشته باشد و بتواند آن را تدریس کند اما چون حفظ کردنی هایش ضعیف است یا به دلایل متنوعی سر امتحان نمره خوبی نتواند بگیرد باز هم میتوان به این طلبه بگوییم تنبل؟؟ خواهش میکنم جواب کافی بدهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در خواندن و فهم و تطبیق مباحث ادبیات عرب، فرقی بین این طلبه و آن طلبه نیست. طلبه چه بخواهد خود را در مسیر تبلیغ قرار دهد و چه بخواهد در مسیر تفسیر قرار بگیرد و چه بخواهد فقیه شود، بایستی زبان متون اصیل را بفهمد و بتواند منظور امام معصوم علیه السلام را از متن روایات برداشت کند. مگر می‌شود شخصی بخواهد تبلیغ دین کند ولی نتواند به متون دینی رجوع کند؟ به نظر می‌رسد هر چه سریع‌تر و با جدیت هرچه بیشتر به تقویت ادبیات خود بپردازید که فردا دیر است. موفق باشید
5621
متن پرسش
سلام.جایگاه امامت جمعه در نظام اسلامی در کجا قرار دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد موضوعاتی است که در فقه مورد بحث قرار می‌گیرد و در تخصص اینجانب نیست. موفق باشید
3055
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر 1- در باب «ذات داشتن انقلاب اسلامی و غیر اعتباری بودن آن» گفتارهایی از جنابعالی را شنیدم و نوشته هایی را ملاحظه کردم و توفیق گفتگو با شما را نیز داشتم. نکات ارزنده ای را به صورت پراکنده از جنابعالی ملاحظه کردم ولی در آثارتان بحث مفصلی در این زمینه مشاهده نکردم و عمدتاً اشارات گذرایی به این موضوع داشتید. تقاضا دارم بحث مدونی در باب استدلات عقلی و نقلی و همچنین مثالهایی برای فهم و درک بهترموضوع ارائه نمائید. 2- با توجه با ثابت بودن و غیر قابل تغییر بودن «ذات»،«پیشرونده بودن ذات» که در دیدارر رهبر معظم انقلاب با فرماندهان سپاه پاسداران در سال گذشته مطرح گردیده است چگونه تفسیر می گردد؟حرکت از اجمال به تفصیل انقلاب چگونه تفسیر می یابد؟ باسپاس فروان از بذل توجه شما
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: روش درست برای جواب‌دادن به این سؤال را این طور می‌دانم . مباحثی که در این رابطه عرض شده است مطالعه شود و سپس مبتنی بر آن مباحث سؤال شود. بنده پیشنهاد می‌کنم ابتدا کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» همراه با جزوات «جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و جریانات سیاسی در آینده» و «علت سقوط تمدن‌ها در المیزان» مطالعه شود و سپس بر مبنای آن مباحث سؤال بفرمایید وگرنه برای جوابگویی به این سؤال همه‌ی مباحث باید مطرح شود چه در موضوع ذات‌داشتن انقلاب و چه در رابطه با حرکت از اجمال به تفصیل. موفق باشید
2362
متن پرسش
استاد در بحث برهان صدیقین گفتیم که خفیف الوجودیاعالم ماده وجودش را ازشدیدالوجود میگیره وتجلی شدیدالوجوداست وشدیدالوجود هم که مجرد است وزمانمندومکانمندنیست حالا برای بنده سوال است که چگونه ازوجودی مجرد عالم ماده که زمانمند ومکانمند است وجود میشود.ازطرفی هم داریم که(فللله خلق .الامر)که گفتیم خلق همان ایجاد با زمان است وفکرکنم که عالم ماده به خلق خداارتباط پیدا کند.خواستم مراراهنمایی بفرمایید که عالم ماده چگونه بوجود می ایدو ارتباط این دو مطلبی را که گفتم را بفرمایید. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در کتاب روشن شد که وقتی وجود نازل شود محدود می‌شود و به صورت ماده در می‌آید و موجود از جنبه‌ی وجودی‌اش به خدا مربوط است و نه از جنبه‌ی نقص و مادی‌بودنش و این‌که می‌فرماید: «فللّه الأمر و الخلق» می‌خواهد بفهماند عالم امر و عالم خلق همه از نظر وجودی مربوط به خدا هستند. این سؤال قبلاً در قسمت برهان صدیقین با شرح بیشتر عرض شده، به آن‌جا رجوع فرمایید. موفق باشید
1538

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض می کنم آیا می شه گفت چون خداوند به تمام مراتب وجودی در هر لحظه جلوه گر هست پس در همه جا مرتبه ی نازله ی وجود یعنی ماده وجود داره پس برای جهان ماده پایانی نیست و طبیعتن خلا هم نباید داشته باشیم و به طور پیوسته ی ریاضی در همه جا ماده وجود داره و در نتیجه بعضی از استدلالات فیزیکی مبنی بر کوانتومی بودن یا جدا بودن و وجود خلا و نبود ماده اشتباهه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: مسلماً در موطن عالم ماده هستید، هر چقدر جلو بروید با ماده روبه‌روئید، و خلأ به معنای جایی که ماده نباشد، نداریم. آری اگر از مرتبه‌ی عالم ماده بالاتر رفتیم معلوم است که آن‌جا مادی نیست. مثل آن‌که روح شما در مرتبه‌ی بالاتری از بدن شما هست ولی نه این‌که روح شما در مکانی بالاتر از مکان بدن باشد، زیرا هرجا مکان هست، حتماً ماده هست. موفق باشید
20619

ثوابِ «آخ»بازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام استاد گرانقدرم: محرم که میشه هنوز به صفر نرسیده دلم تو حال و هوای پیاده روی اربعین و اینکه بنده توفیق حضور ندارم، مجردم و از طرف والدینم اجازه حضور پیدا نمی کنم، نمیدونم شایدم مشکل از این بنده گناهکار است که خدا رزقم نمیکنه، خلاصه تو این چند روزی که شما و اساتید دیگه و دوستان دیگه نیستن نزدیکه که ما جامونده ها دق کنیم اصلا دلم نمیخواد تلویزیون روشن کنم، معنی یوم الحسرت رو واقعا میچشم، میشه بفرمایید خدا با ما چه برخوردی میکنه و رزق ما چی میشه؟ ما چه نصیبی میتونم داشته باشیم؟ لطف کنید چند قدمی هم به نیابت این بنده حقیر بردارید. خیلی خیلی التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده و همه‌ی زوّار و خدّام دعاگوی امثال شما هستند. قضیه‌ی طرفی که دیر به نماز جماعت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را شنیده‌اید؛ که وقتی به مسجد رسید که دید نماز تمام شده و نمازگزاران در حالِ خارج‌شدن از مسجدند، یک‌مرتبه از عمق جانش ندا کرد: «آخ». یکی از نمازگزاران که اهل معنا بود گفت حاضرم ثواب نمازهایم از آنِ تو باشد و ثوابِ آخِ تو برای من. امیدوارم ثواب «آخ»ِ جنابعالی برای ما و شما باشد و ثواب پیاده‌روی ما نیز. موفق باشید 

20566
متن پرسش
سلام استاد: دو تا سوال از کتاب چه نیازی به نبی دارم: سوال اول: عقل الهی که مقابل عقل جزیی بشری قرار میدید مربوط به خود انسانها، یعنی عقل انسان در مقام درک دین و حقیقت عقل الهی نام می گیرد و در مقام درک مادیات عقل جزیی؟ سوال دوم: اینکه بعضی برنامه ریزی میکنن که پزشک شن و روزیشون از اون راه باشه ولی خدا برنامه ریزی میکنه که مثلا اون راننده شه چطور با بحث اختیار جمع میشه، یعنی خواست خدا همون اراده ماست یا مغایر با اراده ما؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عقل انسان متوجه است که در اموراتش، عقلی برتر است که به آن باید رجوع کند که همان حکمت الهی است و عقل انسان متوجه‌ی محدودیت خود می‌شود 2- اختیار انسان در راستای سنن و تقدیرات الهی است مثل آن‌که اعمال شما در راستای جاذبه‌ی زمین است نه آن‌که گمان کنیم بتوانیم با اختیار خود مقابل جاذبه‌ی زمین بایستیم، بلکه در متن همین تقدیر، اعمال خود را انجام می‌دهیم. موفق باشید

20474
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارم: خدا قوت. 1. در مورد تفسیر سوره حمد حضرت امام: تجلی ذات بر ذات را اگر می شود یک جمله موجز که وقتتان را نگیرد در توضیحش بفرمایید. احساس می کنم مشکل پیدا کردم، احساس می کنم این قسمت را نفهمیدم. (تجلی ذات بر ذات ، در مقابل تجلی ذات بر موجودات) 2. چند سال قبل حقیر خواب بودم، و برای نماز صبح بیدار شدم و وضو گرفتم و نمازم را خواندم، و خوابیدم، بعد دوستان طلبه مرا بیدار کردند که برای نماز صبح بیدار بشوم، من هم گفتم خواندم، صبح متوجه شدم که نماز خواندنی در کار نبوده، و خواب بوده اینها که دیدم. ولی بسیار واقعی بود. سوال اینجاست که این چه حالت از نفس است؟! التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  تجلی ذات بر ذات مبتنی است بر علم خدا بر خودش و این‌که خود را در خود و یا در اسماء به تماشا بنشیند و از این جهت همیشه آن‌چه در میان است تجلی ذات بر ذات است حتی آن‌جایی که مخلوقات را خلق می‌کند. به همین معنا جناب حافظ رازگشایی می‌کند و می‌فرماید: «نظری کرد که بیند به جهان صورت خویش / خیمه در آب و گل مزرعه آدم زد». 2- این نحوه‌ای از تجرد است و روبه‌روشدن با تجرد نفس، ارزشش آن است که انسان تجرد نفس خود را بهتر حس می‌کند. موفق باشید

20454

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با تمایل به جلب نظر جنس مخالف چه باید بکنیم؟ به عنوان مثال بنده پسری هستم مجرد که در دانشگاه تدریس انجام می دهم، این تمایل در من سر کلاسی که خانمها نیز هستند، به صورت تلاش مضاعف جهت ارائه بهتر درس و یا گفتن سخنان جالب ظاهر می شود و خود می دانم که خلوصی در آن نیست، ولو گناهی مثل نگاه حرام هم مرتکب نشوم. تکلیف چیست؟ آیا ترک تدریس و یا فعالیت های مشابه لازم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که متوجه‌اید اگر خلوص در کار نباشد، کارها بی‌برکت و بی‌آینده است؛ به خود نهیب می‌زنید که رضایت الهی را در سخنان و رفتار خود فراموش نکنید بدون آن‌که لازم باشد تدریس را ترک کنید. این امر به مرور، نورِ خدا را در حرکات و گفتار شما رشد می‌دهد. البته اگر شرایط تدریس برای برادران برایتان فراهم است با توجه به این‌که خانم‌ها می‌دانند جنابعالی مجرد هستید، مشکل کم‌تری خواهید داشت. موفق باشید

20073
متن پرسش
سلام استاد عزیز: شوهر من یکی از ارادتمندان شما است و برای همین من برای حل مشکلم دست به دامن شما شدم. استاد من دو دختر 6 و 7 ساله دارم که یکی از آن ها هم بسیار شیطان و پر جنب و جوش است و فقط خدا می داند که من چقدر از روز تولد این ها تا کنون زحمت کشیده ام. حالا مشکل این است که من و شوهرم دایما بر سر این دو بچه در خانه اختلاف پیدا می کنیم. شوهرم بسیار داد و بیداد می کند، خیلی سریع عصبانی می شود، خیلی به من و بچه ها حرف های زشت می زند، دایما می گوید که تو این ها را بد تربیت کرده ای و خیلی به من نیش می زند و توهین می کند. همه چیز را به از بین رفتن اقتدار خود نسبت می دهد و به شدت عصبانی می شود. مثلا اگر بچه ها دارند بازی می کنند و آن ها را برای کاری صدا بزند و جواب ندهند با لگد زیر وسایل آنها می زند، نقاشی آن ها را پاره می کند و دعوای شدیدی در می گیرد. من هم می گویم که ما باید صبر و حوصله داشته باشیم و با زبان مهر و محبت با آن ها رفتار کنیم و به آن ها فرصت دهیم تا کمی بزرگ شوند. البته قبول هم دارم که در تربیت سهل گیرم ولی دست خودم نیست. ولی ایشان می گوید بزرگ که شدند دیگر هیچ فایده ای ندارد. خلاصه می توان گفت بیشتر اوقات در خانه ما دعوا و درگیری است و من واقعا خسته شده ام. استاد خواهش می کنم پاسخی یفرمایید. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا به کودکان سخت بگیریم؟! مگر بازی کودکان به خودیِ خود نشانه‌ی نور خدا نیست؟!! به‌خصوص که دختر باشند. چرا با آن‌ها بازی نکنید؟ مگر ما در تربیت کودکان چه اندازه می‌توانیم نقش داشته باشیم که حالا همدیگر را بدهکار کنیم؟!!! آری! جنابعالی به عنوان مادر و احساس مسئولیت بیشتر، به کودکان خود به صورت جدّی آدابِ درست را تذکر دهید، ولی سرکوب‌شان نکنید. موفق باشید

18636
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز خداوند شما را حفظ بفرماید: جناب استاد جمله شما که هر کس برای منافع خودش بیشتر جوش بزند تا دیگران، اصلا در رحمت خدا وارد نشده است برایمان روشن نیست چرا که با این حساب جز تعداد بسیار قلیل عارفان بزرگ بقیه مومنین و متدینین از رحمت خدا دورند لطفا برایمان این اجمال را به تفصیل در آورید. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر جز این است که ما یک خودِ حقیقی داریم که فطرت ما نماینده‌ی آن است و با اُنس با خدا تغذیه می‌شود و یک خودِ غیر حقیقی داریم که نفس امّاره‌ی ما نماینده‌ی آن است؟ هرکس هر اندازه سعی کند مطابق گرایش‌های فطری‌اش عمل کند، بیشتر به خودِ حقیقی‌اش نزدیک می‌شود به همان معنایی که فرمود: «در زمین دیگران خانه مکن / کارِ خود کن، کارِ بیگانه مکن. کیست بیگانه، تنِ خاکی تو / کز برای اوست غمناکی تو»». موفق باشید

18599
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: ببخشید استاد یک شبهه ای برام پیش اومده که ذهنمو مشغول کرده. و اون اینکه تو یه سایتی چند ماه پیش خوندم که دانشمندان دارن روی این مساله کار می کنند که چه عواملی باعث پیری و سرانجام مرگ انسان می شوند و تلاش می کنند تا بتوانند یک روزی به این موفقیت برسند که با کنترل این عوامل در بدن انسان کاری کنند که او، پیر نشود و برای همیشه جوان بماند و یا حتی به طور کلی بتوانند جلوی مرگ انسان را بگیرند. استاد طاهرزاده وقتی این مطلب رو خوندم این سوال یا در اصطلاح شبهه برام پیش اومد که نکنه این انسان دو پا که همه کاری ازش برمیاد، بتونه یه روزی در برابر مرگ بایستد و یا حداقل عمری بسیار طولانی کند مثلا دو هزار سال. استاد حالا سوالم از شما اینست که بهم بگید که همچنین کاری از انسان بر میاد؟ نه اینکه نعوذ بالله خداوند ناتوان است که روح انسان را بگیرد بلکه چون خداوند بر اساس سبب و مسببات عمل می کند، میگم نکند یه وقت همچین کاری انسان بتونه بکنه!؟ ثانیا سوال دیگری نیز دارم و آن اینکه اگه ممکنه حدیث یا روایتی اگر سراغ دارید که تصریح کرده باشد که نمی توان در جلوی مرگ ایستاد و از آن فرار کرد و همه انسان ها می میرند را بهم بگید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بهترین جواب برای رسیدن به مطلبی که به دنبال آن هستیدع مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن است که هر دو بر روی سایت هست. در آن‌جا روشن می‌شود که قضیه‌ی مرگ از چه قرار است و چرا با علمِ تجربی نمی‌توان آن را فهمید. موفق باشید

17346

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد لطفا یه جواب مستدل برای اشکال زیر بفرمایید: آقا و هاشمی زد و بند دارن که هاشمی ساز مخالفت بزنه که مخالفین زیر سایه خود انقلابی ها باشن که از خطوط قرمز عبور نکنن و این فریب نیست به خاطر مصلحت های بالاتر مثالش هم نقل شده زمان مرجعیت عام آیت الله بروجردی یکی از رفقاش کلا علم مخالفت بلند کرد وقتی ازش پرسیدن همین جوابو داد، یا مثلا میگن حضرت علی علیه السلام حسنین علیهم السلام رو فرستاده بودن برای کمک به عثمان، و علاوه بر سوال در این مصداق مشخص یه سوال دیگه اینه که اصلا در سیاست اسلامی این کار اشکالی دارد یا نه؟ آیا این کار فریب مردم نیست؟ (هر چند به خاطر مصلحت بالاتری باشد)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است این نوع کارها جهت مصلحت جامعه اشکال نداشته باشد، ولی مشخص است که روش مقام معظم رهبری در رابطه با آقای هاشمی چنین نیست. ملاحظه کردید که ایشان در آن نماز جمعه‌ی بعد از فتنه‌ی 88 چگونه علناً اظهار فرمودند من در موارد متعدد با آقای هاشمی اختلاف نظر دارم. و یا در صحبت اخیرشان که با فرماندهان سپاه داشتند به طور مستقیم مقابل سخن آقای هاشمی که نیاز به نیروی نظامی را کم‌اهمیت جلوه داده بود؛ سخن خود را اظهار کردند.

17328

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار برای اینکه بتوانم از کتاب های «چه نیازی به نبی» و «فرزندم این چنین باید بود» و «چگونگی به فعلیت رساندن باورهای دینی» و «ادب خیال، قلب و عقل» و «زن آنگونه که باید باشد» همراه با صوت بهره ببریم از کدام صوت ها و از کدام قسمت سایت صوت ها را دانلود کنیم؟ پیشایش از راهنمایی تان کمال تشکر را دارم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی کتاب‌ها دارای فایل صوتی نیست و همه‌ی فایل‌های صوتی نیز بر روی سایت نمی‌باشد. شرح نامه‌ی 31 و «چگونگی به فعلیت‌رساندن باورها» دارای شرح صوتی است. اگر بر روی سایت نبود از جناب آقای نظری به شماره‌ی 09136032342  بخواهید تا برایتان پست کنند. موفق باشید

16077

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: لطفا تعین اول و تعین ثانی و احدیت و واحدیت و فیض اقدس و فیض مقدس را با هم تطبیق دهید که هر کدام با کدام یکی مطابق است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد خوب است مباحثی را که در شرح کتاب «مصباح الهدایه» شده است دنبال بفرمایید. صوت آن بر روی سایت هست. موفق باشید

15807

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: استاد می خواستم بپرسم با توجه به دنیای امروز و پیچیدگی هایش و با توجه به اینکه نمی توان از سیاست ها و خیلی حوادث سر در آورد برای انتخاب مرجع تقلیدم باید چه کارهایی انجام دهم؟ اصلا مرجع تقلیدم را باید چطور انتخاب کنم؟ لطفا راهنماییم کنید خیلی گیج شده ام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد اگر خودمان توانایی تشخیص اعلم‌بودنِ فقاهی که در مصدر مرجعیت اند، نداریم به کسانی که این توانایی را دارند و در دروس خارج آن‌ها شرکت می‌کنند و مقایسه می‌نمایند؛ رجوع می‌نماییم. موفق باشید

14595
متن پرسش
سلام استاد: وقتتون بخیر: یگ سری از کارها و حتی مشکلاتم تو زندگی دقیقه ی 90 و یا در وقت اضافه حل میشند. و نمیتونم کار دیگه ای انجام بدم و انگار اصلا دست من نیست. ناگفته نمونه که دست خدا رو می بینم و تو زندگیم حس می کنم و این رو که خیلی هوام را داره می بینم. یکی از این مشکلات ازدواجم که مطمئنم خدا نظر داره و حکمتی در دیرکردش هست. می خواستم بدونم راهی برای خارج شدن و حتی دلیل این تاخیرها از جمله ازدواجم چی میتونه باشه؟ با تشگر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند عموماً در امور، صبر ما را امتحان می‌کند. موفق باشید

نمایش چاپی