بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21274
متن پرسش
با سلام: از اینکه باز مصدع اوقات می شوم عذر می خواهم. به نظر می رسد پاسختان به سوال 21263 بسیار کلی بود تقریبا هیچ یک از مفاد سوال به طور روشن پاسخ داده نشد مسلم است که پاسخ شما ادعای هر دینی است شما در سوال 20757 فرمودید هرکس به اندازه‌ی توحیدی که دارد، رستگار می‌شود. خوب به زعم ما توحید در ادیان شرق بسی بیشتر است. در اسلام «لا اله الا الله» مطرح است و مثلا لا موجود الا الله مطرح نیست اله مربوط به توحید در عبادتست و یا مثلا توحید ذات بگیریم اما ازین شعار کلیدی وحدت وجود برنمی آید بله بعدها عرفا مطرح کردند ربطی به اسلام ندارد. هر فرد در بررسی ادیان نمی تواند برود اقوال و آرا تمام متفکران آن دین را بررسی کند. متون مقدس مشخص اند ما در بررسی اجمالی و نگاه گذرا متوجه می شویم مثلا تورات و انجیل در برابر قرآن معارف کمتری دارد و مطالبی درآن آمده که معلوم نیست دانستنش چه فائده ای دارد مثلا نسب نامه یوسف نجار آمده که مشخص نیست چه ربطی به عیسی دارد با این مقایسه اجمالی متوجه برتری قرآن در ایجاز می شویم اما وقتی همین قرآن را با متون مقدس هند مقایسه می کنیم به نظر می رسد می توان به راحتی متوجه برتری متون هند شد و این بررسی اجمالی به نظر کافی می آید و الا امکان دستیابی به دین حق میسر نیست. مثلا همان معاد جسمانی را در نظر بگیرید آیه «أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ «3» بَلى‌ قادِرِينَ عَلى‌ أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ» در نگاه اول برای دین پژوه و هرکس دیگر ظهور در معاد جسمانی عنصری دارد و چون عقل پذیرای چنین معادی نیست یا باید گفت دین اسلام باطل است یا اینکه گفت معاد مورد نظر اسلام معاد صدرا است که 900 سال پس از ظهور اسلام آمده و مبتنی بر حدود 11 مقدمه است مثلا اثبات تجرد تخیل (که بعید می دانم تجرد خیال در متون اسلام آمده باشد تجرد نفسش مورد اتفاق نیست چه برسد به خیال) معادی که روزی حوزه ها نشده حتی بزرگانی که عمری در صدرا غور کردند چون مدرس زنونی و رفیعی هم به درکش نائل نیامدند خوب اگر ما اینگونه بخواهیم بحث کنیم تمام ایراداتی هم که شما به مسیحیت مثلا می گیرید را هم باید رفت تمام الهیات مسیحیت و آرا متفکرانشان را دید تا بتوان به فهم مسیحیت نائل آمد و پس از آن به بطلانش حکم نمود مطمئنا این شیوه عاقلانه نیست و عملا برای فردی که به دنبال دین حق است کارا نیست پس راه، بررسی اجمالی ادیان به ویژه در مبحث مبدا و منتها است در مبدا همانطور که گفتید بررسی توحید مهم است. ادیان هند توحید بالاتری دارند والا چرا شما به جای قرآن برای کسب توحید به محضر اپانیشدها رفتید؟ از طرفی معاد غیر عادلانه است و تناسخ بهتر مساله عدالت را تبیین می کند و جمع بین توحید و تناسخ را من در مکتبی جز دین سیک نیافتم و با توجه به اینکه فرمودید دین حق، دینی است که همه‌ی ابعاد انسان را در نسبت با حق و خلق و خود به فعلیت برساند ظاهرا آموزه های گرانت صاحب را با قرآن و ... مقایسه کردید و به این نتیجه رسیدید که اسلام برتر است اگر لطف کنید نتایجتان را عرضه کنید نیز ممنون می شوم چون می ترسم در این انتخابی که کردم دچار اشتباه شده باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالبی که فرمودید، مطالبی نیست که در سؤال و جواب در این فضا بتوانید نتیجه بگیرید. پیشنهاد بنده آن است که ابتدا باید در آن بستر دینی و فرهنگی که هستید، تحقیق کاملی داشته باشید تا در رجوع به فرهنگ و دین بعدی دچار بحران و بی‌پایگی نگردید. مثلاً معاد جسمانی که در دین اسلام است را درست بررسی نکرده‌اید و خیلی سطحی از آن گذشته‌اید. به عنوان نمونه در این مورد می‌توانید سری به جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات بدن اُخروی» که بر روی سایت هست، بزنید.

در مورد توحید هم عمده جمع بین تنزیه و تشبیه است. یعنی نظر به احدی که صمد هم می‌باشد. از طرفی در احدیت خود جایی برای غیر نمی‌گذارد و با صمدیت خود راه را به سوی حقیقتش می‌گشاید. در روایت داریم: حضرت سجاد (ع) مى‏ فرمايند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ‏ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْآيَاتِ مِنْ سُورَةِ الْحَدِيدِ إِلَى قَوْلِهِ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُور»[1] خداوند مى‏ دانست در آخرالزمان اقوام متعمّقى مى ‏آيند كه براى آن‏ها سوره توحيد و شش آيه اول سوره حديد را نازل كرد. اين خبر نشان مى ‏دهد براى فهم سوره‏ ى توحيد و شش آيه‏ ى اول سوره‏ ى حديد نياز به روح آخرالزمانى است. نتيجه اين‏كه واژه‏ ها هر اندازه هم كه مقدس باشند تنها در گرو تفكرى كه به آن‏ها رجوع مى‏ شود بزرگى و قداست خود را مى‏ نمایاند.

بنده تا حدّی اُپانیشادها و مکتب یوگا را مطالعه کرده‌ام. نظر خودم آن است که توحید اسلام، جامع‌تر است به‌خصوص توحیدی که حضرت در نهج‌البلاغه از آن گزارش می‌دهند

آن نوع توحید بیشتر با جنبه‌های شخصیِ دین سر و کار دارد و نسخه‌ی عالمگیر تجویز نمی‌کند و لذا آثار و نتایجش عمومی نبوده و تحت عنوان «تجربه‌ی دینی» امروز مشهور است. هایدگر در این مورد آخرین مرحله‌ی دوره‌ی مدرن را غیاب خدایان و یا فروبستگیِ ساحت قدس می‌داند و معتقد است حاصل این غیاب، آن است که ما نسبت‌مان با خدایان در حدّ تجربه‌ی دینی فرو کاسته می‌شود و معتقد است مسیحیت با فردی‌کردنِ دین نقش مؤثری در این مورد داشته است و عملاً راه را برای تمدنِ سکولار باز گذاشته است. موفق باشید

 


[1] ( 1)- الكافى، ج 1، ص 91.

20980
متن پرسش
عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد گرامی: شما در بحث مبانی معرفتی امام زمان می فرمایید مثل امام زمان در هستی مثل من است در تن، يعني همان طور كه من تن را اداره مي كند و تن هر کاری که انجام می دهد با اذن و اجازه من است، هیچ اتفاقی در هستی بدون اجازه امام زمان رخ نمي دهد و هر حرکت در تن با اذن من است پس هر حرکت و اتفاقی در عالم با اذن و اجازه امام زمان است، حال آیا بدی ها، ظلم ها و گناه ها هم با اذن و اجازه امام زمان رخ مي دهد؟ آیا همان طور كه من در همه جای تن حضور دارد امام زمان هم در همه جای هستی حتی در جایی که گناه و ظلم هست هم حضور دارند؟ ممنون از وقتی که می گذارید. سپاسگزارم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر تدبیر نفس توسط بدن، آن مثال، مثال خوبی است با این تفاوت که تدبیر امام زمان «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در عالم در عین رعایت اختیار انسان‌ها انجام می‌گیرد. مثل آن‌که وقتی خداوند عالم را تدبیر می‌کند اختیار ما را وامی‌گذارد تا نشان دهیم چگونه انسانی هستیم. موفق باشید

20619

ثوابِ «آخ»بازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام استاد گرانقدرم: محرم که میشه هنوز به صفر نرسیده دلم تو حال و هوای پیاده روی اربعین و اینکه بنده توفیق حضور ندارم، مجردم و از طرف والدینم اجازه حضور پیدا نمی کنم، نمیدونم شایدم مشکل از این بنده گناهکار است که خدا رزقم نمیکنه، خلاصه تو این چند روزی که شما و اساتید دیگه و دوستان دیگه نیستن نزدیکه که ما جامونده ها دق کنیم اصلا دلم نمیخواد تلویزیون روشن کنم، معنی یوم الحسرت رو واقعا میچشم، میشه بفرمایید خدا با ما چه برخوردی میکنه و رزق ما چی میشه؟ ما چه نصیبی میتونم داشته باشیم؟ لطف کنید چند قدمی هم به نیابت این بنده حقیر بردارید. خیلی خیلی التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده و همه‌ی زوّار و خدّام دعاگوی امثال شما هستند. قضیه‌ی طرفی که دیر به نماز جماعت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را شنیده‌اید؛ که وقتی به مسجد رسید که دید نماز تمام شده و نمازگزاران در حالِ خارج‌شدن از مسجدند، یک‌مرتبه از عمق جانش ندا کرد: «آخ». یکی از نمازگزاران که اهل معنا بود گفت حاضرم ثواب نمازهایم از آنِ تو باشد و ثوابِ آخِ تو برای من. امیدوارم ثواب «آخ»ِ جنابعالی برای ما و شما باشد و ثواب پیاده‌روی ما نیز. موفق باشید 

18599
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: ببخشید استاد یک شبهه ای برام پیش اومده که ذهنمو مشغول کرده. و اون اینکه تو یه سایتی چند ماه پیش خوندم که دانشمندان دارن روی این مساله کار می کنند که چه عواملی باعث پیری و سرانجام مرگ انسان می شوند و تلاش می کنند تا بتوانند یک روزی به این موفقیت برسند که با کنترل این عوامل در بدن انسان کاری کنند که او، پیر نشود و برای همیشه جوان بماند و یا حتی به طور کلی بتوانند جلوی مرگ انسان را بگیرند. استاد طاهرزاده وقتی این مطلب رو خوندم این سوال یا در اصطلاح شبهه برام پیش اومد که نکنه این انسان دو پا که همه کاری ازش برمیاد، بتونه یه روزی در برابر مرگ بایستد و یا حداقل عمری بسیار طولانی کند مثلا دو هزار سال. استاد حالا سوالم از شما اینست که بهم بگید که همچنین کاری از انسان بر میاد؟ نه اینکه نعوذ بالله خداوند ناتوان است که روح انسان را بگیرد بلکه چون خداوند بر اساس سبب و مسببات عمل می کند، میگم نکند یه وقت همچین کاری انسان بتونه بکنه!؟ ثانیا سوال دیگری نیز دارم و آن اینکه اگه ممکنه حدیث یا روایتی اگر سراغ دارید که تصریح کرده باشد که نمی توان در جلوی مرگ ایستاد و از آن فرار کرد و همه انسان ها می میرند را بهم بگید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بهترین جواب برای رسیدن به مطلبی که به دنبال آن هستیدع مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن است که هر دو بر روی سایت هست. در آن‌جا روشن می‌شود که قضیه‌ی مرگ از چه قرار است و چرا با علمِ تجربی نمی‌توان آن را فهمید. موفق باشید

17794

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. محضر مبارک استاد طاهرزاده سلام علیکم: نظر جنابعالی در مورد کتاب نگرشی بر فلسفه و عرفان نوشته آیت ا... صافی گلپایگانی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان در آن کتاب طوری سخن می‌گویند که اهل فن در فلسفه و عرفان متوجه می‌شوند دقت کامل در فهمِ مقصد اصلی فلاسفه و عرفا نشده است و شاید در همین رابطه حضرت امام در نصایحی که به مرحوم احمدآقا دارند توصیه می‌کنند اگر سخن اهل عرفان را متوجه نمی‌شود، لااقل انکار نکند. موفق باشید

17714
متن پرسش

استاد گرامی سلام: ما جامانده های از سفر کربلا در اربعین: ۱. آیا گناهی مرتکب شدیم که از این سفر پر فیض محروم شدیم؟ ۲. چطور از بیشترین فیض زیارت اربعین در عین عدم سفر به کربلا بهره ببریم؟ با سپاس

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- راضی به رضای الهی شوید 2- شنیده‌ام بناست در روز اربعین در شهر مقدس قم یک پیاده‌روی از حرم تا حرم به همان سبک انجام شود. خوب است که در آن شرکت کنید. موفق باشید

17328

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار برای اینکه بتوانم از کتاب های «چه نیازی به نبی» و «فرزندم این چنین باید بود» و «چگونگی به فعلیت رساندن باورهای دینی» و «ادب خیال، قلب و عقل» و «زن آنگونه که باید باشد» همراه با صوت بهره ببریم از کدام صوت ها و از کدام قسمت سایت صوت ها را دانلود کنیم؟ پیشایش از راهنمایی تان کمال تشکر را دارم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی کتاب‌ها دارای فایل صوتی نیست و همه‌ی فایل‌های صوتی نیز بر روی سایت نمی‌باشد. شرح نامه‌ی 31 و «چگونگی به فعلیت‌رساندن باورها» دارای شرح صوتی است. اگر بر روی سایت نبود از جناب آقای نظری به شماره‌ی 09136032342  بخواهید تا برایتان پست کنند. موفق باشید

16764
متن پرسش
سلام استاد عزیز: 1. اگه ممکنه رابطه ذات حق و جلوه الله رو با مثالی از معرفت النفس توضیح بدید. 2. می شود گفت در برزخ زمانی متناسب با آن عالم باشد؟ اگر نباشد مجرد محض می شود که لا حد است و شکلی ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نسبت ذات به صفات، مثل نسبت ذات نفس ناطقه است نسبت به قوای نفس 2- عالم برزخ مجرد است و صور برزخی نیز مجرد می‌باشند و لازم نمی‌آید که موجودِ مجرد، شکل نداشته باشد، بلکه مکان‌مندی و زمان‌مندی به آن صورت که پدیده‌های مادی را شامل می‌شود، در آن‌ها نیست. عرایضی در شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» در این مورد شده است. موفق باشید

16677
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: 1. شرط محقق شدن نابودی اسراییل پیش از 25 سال چیست؟ 2. این جمله مقام معظم رهبری حفظه الله در عین حال که امیدواری زاییدالوصفی در دل ایجاد می کند در عین حال یک ناامیدی هم برای لحظاتی هر چند کوتاه در قلب ایجاد می کند که تا 25 سال دیگر چقدر دیگر شاهد جنایت این نوادگان شمر لعین باشیم؟ 3. جدای از کشف غیبی و مشاهده حقایق در پس پرده تقوای زیاد حضرتشان طبق چه مبناهایی این پیش بینی را کردند؟ به نظر می آید ضعف قاطبه مسلمین از نظر بی غیرتی و عدم اتحاد این افق 25 ساله را خیلی دورتر می نماید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد عوامل زیادی در صحنه‌ی تاریخ معاصر در حال وقوع است که امکان ادامه اسرائیل را سخت کرده، از جمله روحی که در غرب پیش آمده که دیگر وجود اسرائیل در خاور میانه برایشان امر استراتژیک نیست و دیگر بحران‌هایی است که در خود اسرائیل در حال وقوع است. و این علاوه بر توانایی‌هایی است که در جبهه‌ی مقابل اسرائیل در حال شکل‌گیری است. موفق باشید

15459
متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید: با این که حضرت آقا و سایر علما و خطابه های ایران و جهان اسلام از آینده ی بسیار متعالی انقلاب اسلامی صحبت می کنند، در جامعه متاستفانه ما چیزهای دیگری می بینیم مثل دین گریزی و... این دو تضاد را چگونه می توان تفسیر کرد؟ خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دین‌گریزی ریشه در تبلیغات غرب دارد. غربی که در حال حاضر به‌شدت در بحران است و روز به روز بحران آن شدیدتر می‌شود و لذا چیزی نمی‌گذرد که از هیبت و آبرو می‌افتد و با حضور انقلاب اسلامی، تغییر اساسی پیش می‌آید. عمده صبر و مقاومت و تقوای نیروهای انقلاب است که کار را به ثمر می‌رساند. موفق باشید  

14595
متن پرسش
سلام استاد: وقتتون بخیر: یگ سری از کارها و حتی مشکلاتم تو زندگی دقیقه ی 90 و یا در وقت اضافه حل میشند. و نمیتونم کار دیگه ای انجام بدم و انگار اصلا دست من نیست. ناگفته نمونه که دست خدا رو می بینم و تو زندگیم حس می کنم و این رو که خیلی هوام را داره می بینم. یکی از این مشکلات ازدواجم که مطمئنم خدا نظر داره و حکمتی در دیرکردش هست. می خواستم بدونم راهی برای خارج شدن و حتی دلیل این تاخیرها از جمله ازدواجم چی میتونه باشه؟ با تشگر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند عموماً در امور، صبر ما را امتحان می‌کند. موفق باشید

14501

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد: 1. چگونه باید ما به عقل بالفعل برسیم؟ 2. آیا خواندن کتب شما همراه با کتب امام مشکل دارد؟ 3. خواندن تفسیر المیزان الان که ما کتاب چه نیازی به نبی را می خوانیم مشکلی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین مسیرها با مجهزشدن به عقاید حقه و اخلاق فاضله کار جلو می‌رود. تفسیر المیزان را بعد از مباحثی مثل «ده نکته در معرفت نفس » و «برهان صدیقین» و کتاب «معاد» شروع کنید. موفق باشید

14496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اگر بخواهم مباحث صوتهای قرآن شما را گوش کنم از کدام سوره شروع کنم و بعد از آن چه سوره ای کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توانید با سوره‌ی یس شروع کنید و سپس سوره‌های زمر و شوری و روم و اعراف را ادامه دهید. موفق باشید

8583

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: تفاوت تعبیر «فلما ذاقا الشجره» با آیه «فاکلا منها» به چه دلیل است و گویای چه مطلبی است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ظاهراً این دو واژه به یک معنا در این دو آیه به کار رفته است. چون چشیدن هم یک نوع خوردن است و لذا می‌خواهد بگوید وقتی خوردنشان در حدّ چشیدن هم بود، عیوبشان ظاهر شد زیرا رویکردشان دنیایی گشت. موفق باشید.
4307
متن پرسش
باسلام استاد گرامی چرا سوالات بنده را پاسخ نمی گویید؟، بی صبرانه منتظر آراء جنابتان هستم با تشکر 1392/1/24
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدون استثناء سؤالات عزیزان را جواب می‌دهم. یا ایمیل شما مشکل دارد یا حوصله‌ی دنبال‌کردن سؤالات را در لیست سؤالات ندارید. تنها سؤالاتی را جواب نمی‌دهم که در آن توهین هست و یا منجر به تأیید سخنی می‌شود که در حقانیت آن شک دارم. موفق باشید
1383

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمام همکاران در سایت لب المیزان که این طور معارف استاد عزیز را پخش و نشر می دهند . اجرتان با آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف . با عرض سلام و ارض ادب خدمت استاد عزیز و گرامی اینجانب سوالی از محضر شریف پرسیدم به این مضمون که اگر بخواهم جلسه ای برای مخاطبان دبیرستان به بالا داشته باشم چه پیشنهادی در رابطه با مباحثی که قراره مطرح بشه دارید ؟ در جواب فرمودید : مباحث را از کتاب جوان و انتخاب بزرگ بخش من کو شروع کنید و بعد به سرغ بخش اول بروید. حالا سه سوال دیگر خدمتتان داشتم : 1 : آیا بعد از مبحث من کو به سراغ آشتی با خدا بخش چهارم بروم و از جلسه ی 4 تا 8 را کار کنیم برای عمق کار و بعد به جلسه ی اول و سوم جوان و انتخاب بزرگ و 3 جلسه ی اول آشتی با خدا برگردم یا اینکه در کتاب جوان و انتخاب بزرگ بعد از بخش دوم به سراغ بخش اول بیایم و بعد به آشتی با خدا رجوع کنم ؟ 2 : مبنای شما چیست در اداره ی جلسات طلاب و دانشجو و دبیرستان به بالا ؟ و کلا چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید در آغاز جلسه و چه نکات و پیشنهادات و نظرات ارزشمندی دارید که ما بتوانیم در آغاز کار استفاده ی لازم را ببریم ؟ 3 : بنده ی حقیر در حال حاضر در حال مطالعه ی سیر شما هستم اما به مشکلی برخورد کردم و آن اینکه : در سیر مطالعاتی بعد از چهار کتاب اول به سراغ مباحث تفسیر رفته اید در حالی که در پاورقی بعضی از 4 کتب اول فرموده اید : برای عمیق کردن این بحث رجوع کنید به فلان کتاب حال وظیفه چیست ؟ اینکه مباحث معرفت النفس را اول به طور کامل عمیق کار کنم با کتابهای مختلف شما در این ضمینه یا اینکه طبق سیر جلو بروم و بعد از چهار کتاب اول سراغ مباحث قرآنی و نهج البلاغه بروم ؟ با تشکر فراوان . در ضمن اگه مسئولان عزیز سایت بتوانند پاسخ ای سوال را برایم ایمیل کنند ممنون می شوم با نهایت تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- بعد از بحث «من کو» سراغ جلسه‌ی اول و سوم بروید و اگر آماده بودند به کتاب «ده نکته از معرفت نفس» بپردازید و بعداً به جلسه‌ی 4 تا 8 کتاب «آشتی با خدا» رجوع فرمایید. 2- مبنای ما معرفت نفس است و فکر می‌کنم اگر بتوانید مباحث معرفت نفس را بعد از ده نکته و بعد از کتاب «از برهان تا عرفان» با کتاب «خویشتن پنهان» دنبال کنید و سپس به بحث «معاد؛ جدی‌ترین زندگی» رجوع شود معارف خوبی نصیب مخاطب می‌شود. 3- بستگی به آمادگی خودتان دارد؛ اولا: آنچه در پاورقی می‌آید برای آن است که اگر خواننده لازم می‌بیند در خصوص آن موضوع بیشتر کار کند باید به آن کتاب رجوع کند. ثانیاً: ما باید در همه‌ی مراحل به نحوی با نور قرآن مرتبط باشیم فکر می‌کنم بعد از طی مقدمات خوب است که اُنس شما با مباحث قرآنی شروع شود و در کنار آن مباحث معرفت نفس را با عمق بیشتر دنبال بفرمایید. موفق باشید
1363

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وتشکر از این طرحتون که سوال ها را در سایت جواب میدید این طوری ما هم از سوالات بقیه استفاده میکنیم.در سوال 1343حد اسراف را فرموده بودید که تا زمانیکه این لباس به عزت مومن ضرری نرسونه باید استفاده بشود ودور اتداختن اون لباس اسراف است پس این طوری باشیک بودن جور در نمیاد چون مثلا لباسم کمی فرسوده شده وتو فامیل هم انگشت نما نمیشم که بپوشم ولی شیک هم نیستم منظورم از شیک یعنی به تنوع طلبی مثبتم به عنوان جوان جواب ندادم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: شیک‌بودن اگر به معنی فخر به دیگران باشد بسیار خطرناک است و در روایت داریم اگر کسی ذره‌ای فخر بر دیگران بکند هرگز بوی بهشت به مشامش نمی‌خورد. ولی اگر شیک‌بودن به معنی عزتمندبودن است معلوم است که اشکال ندارد، با این‌همه خیلی نباید ذهن خود را مشغول تنوع‌طلبی کنیم، چه اشکال دارد اگر لباس خوبی داریم سال‌ها از آن استفاده کنیم؟ موفق باشید
1286

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. استاد سوالی از محضرتان داشتم: در سوره صافات وقتی صحبت ازپیامبران می شود بعد به ایشان سلام داده می شود، در بخشی ازآن نیز صحبت از الیاس پیامبر شده و بلافاصله بعد می گوید سلام علی الیاسین. چرا ما در تفاسیر این را آل یس و در واقع آل پیامبر معرفی می کنیم در حالی که روال آیات این را نشان نمی دهد. چون در واقع در آیات قبل حرف از حضرت الیاس بود و شاید الیاسین متعلقین به راه حضرت الیاس را منظور باشد. ممنون می شوم توضیح دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام ‌ امام رضا در جلسه ای که ما مون با علماء اهل سنت ترتیب داده بود، می‌فرمایند: معاندان چون این آیه نازل شد که می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً»،سؤال کردند یا رسول الله ما سلام بر تو را دانستیم ولی چگونه صلوات بر تو فرستیم؟ فرمود بگوئید «خدایا رحمت فرست بر محمد و آل محمد چنانچه رحمت فرستادی بر ابراهیم و آل ابراهیم به راستی تو حمید و مجیدی». سپس حضرت پرسیدند آیا ای گروه مردم! میان شما در این اختلافی است؟ گفتند نه. مأمون گفت در آن خلافی نیست و مورد اجماع است. آیا نزد تو در باره «آل» چیزی واضح‏تر از این در قرآن هست ای أبو الحسن؟ حضرت فرمودند آری. سپس حضرت پرسیدند؛ به من خبر دهید از قول خدای که می‌فرماید: «یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلی‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ» مقصود از«یس» کیست؟ علماء گفتند مقصود از آن محمد است و کسی در آن شک ندارد. امام رضا فرمودند پس خدا به محمد و آل محمد فضلی داده که احدی به کنه آن نرسد و این برای آن است که خدا بر کسی سلام نداده جز به پیغمبران و فرموده است «سلام بر نوح در عالمیان» و فرمود «سلام بر ابراهیم» و «سلام بر موسی و هرون». و نفرموده «سلام بر آل نوح» و «سلام بر آل موسی» و «بر آل ابراهیم»، ولی فرمود «سلام بر آل یاسین» یعنی آل محمد - پس معلوم است که برای آل محمد فضیلتی در نظر گرفته که برای آل هیچ پیامبری در نظر نگرفته - مأمون گفت دانستم که در معدن نبوت شرح و بیان آن موجود است.( «أمالی الصدوق»، المجلس التاسع و السبعون‏، ص530.) در روایت فوق حضرت امام رضا علاوه بر استناد به روایت مربوطه در رابطه با این‌که صلوات بر پیامبر باید همراه با صلوات بر آل او باشد، به آیه قرآن استناد می‌کنند که در کنار «یس» یعنی محمد، آل او را آورده و بر هر دو سلام فرستاده، زیرا بین آن‌ها، دوگانگی نیست. موفق باشید
1087

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام، استاد طاهرزاده در برخورد با دوست نمی دانم چگونه باشم من می خواهم با او یکی شوم که حتی او و من همچون یک تن باشیم و به همدیگر کمک کنیم،آیا این بد است یا خوب؟ اگر خوب است چه کارهایی بکنم اگر بد است باز چکار کنم. ببخشید همه از جان خود می گویند و از ابدیت ولی من هنوز اندر خم یک کوچه هم نیستم... التماس دعا
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی انسان نسبت به دوست خود باید وَهم خود را کنترل کند تا تمام فکر و ذکر او دوستش نباشد. مثل پایه‌های یک معبد ، نه آنچنان کنار هم باشید که نتوانید سقف آن را نگه دارید و نه آنچنان دور باشید که به کار نگه‌داری سقف نیایید. برای خود شخصیت تنهایی داشته باشید و آنچنان نباشید که تنهایی‌های خود را با ارتباط با دوست خود پر کنید. موفق باشید
1061

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام برای اینکه در عبادات و زندگی دچار عادت نشویم چه باید بکنیم ممنون
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اکثر آنچه به عنوان عادت گفته می‌شود، بیشتر ملکات است. نهایتاً سعی کنید خشم و کینه و حرص و حسد را از خود دور کنید و با حضور قلب بیشتر در صحنه‌ی عبادات حاضر شوید. (جزوه‌ی شرح دستورالعمل آیت‌الله بهجت«رحمة‌الله‌علیه» بر روی سایت هست مطالعه کنید). موفق باشید
23553
متن پرسش
سلام علیکم می خواستم با فرمایشتان در مورد آقای عباسی همدلی کنم. در یک سخنرانی دیگر ایشان در آستانه ۲۲ بهمن که مقام رهبری دعوت به حفظ وحدت کردند به رئیس جمهور و رئیس مجلس و نایب رئیس و رئیس خارجه می گویند: شما اگر میان مردم بیایید مردم به صورت شما تف می اندازند! نقایص و تقصیرات جدی این چهار نفر به جای خود اما آخر این طرز حرف زدن است؟ آیا این منجر به ترویج کینه و نفرت در بین گروه های سیاسی و ادامه اتهام تندروی که هیچ بی اخلاقی و خرابکاری به جناح انقلابی نمی شود؟ اگر فردا یکی از این آقایان به یک جلسه ای رفت و یکی از مردم برگشت به جای نقد و تبیین یک توهینی به ایشان کرد آن را به پای آقای عباسی و حامیان ایشان نمی نویسند؟ نمی دانم فکر که می کنم می گویم شاید حامیان ایشان بگویند خسارتی که این چهار نفر به کشور طی این ۶ سال زدن آنان را لایق چنین ادبیاتی می کند. ولی به این فکر کنند اگر همین ادبیات در کشور باب شود چه خواهد شد؟ http://www.entekhab.ir/fa/news/458515/%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%87%D9%86%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D9%81-%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا می‌داند من نگران حضور انقلابی هستم که باید توسط نخبگان جامعه پشتیبانی شود. بنده تنها نظر آقای دکتر صافیان که از شاگردان آقای دکتر داوری است و سخت به انقلاب اسلامی علاقه دارند را؛ برای شما می‌فرستم تا ببینید چرا انسانی که علاقه به این انقلاب و حضور تاریخی آن دارد، باید از دست امثال آقای دکتر عباسی خون گریه کند. موفق باشید

 اما درد و دلِ آقای دکتر صافیان در مورد عرایض بنده:

برادر بزرگوارم استاد طاهر زاده عزیز

شوی حمله به  معلم تفکر دکتر داوری را دیدم. بر این شخص که اوصافش معلوم اهل نظر است حرجی نیست.‌ به فضایی می اندیشم که امثال او را قدر می نهد و بر صدر می نشاند. به این باید اندیشید که چه شده است که در بین ما عده ای هرچه بی پروا سخن گویند مأجور ترند و میدان دار تر. مگر مثل دکتر داوری در تاریخ معاصرمان چند تن داریم که چنین قربانی اش می کنیم. مگر واقعا از فیلسوف و متفکر انتظار داریم که نظر خود را با ما تنظیم کند. فیلسوف ما باید از عباسی ها بپرسد که چگونه فکر کند و چه نظر بدهد؟ از آن بالاتر آیا متفکر باید نظر فکری و فلسفی خود را از رهبر دینی و سیاسی بپرسد؟ در این صورت به چه معنا متفکر خواهد بود؟ در مذهبی که تفکر ساعة خیر من سبعین سنه عباده شمرده می شود چگونه می توان بنام همان مذهب بزرگترین و بهترین سرمایه های فکری را به باد تکفیر و ناسزا گرفت؟ نتیجه این حملات شنیع و ناشی از تهی مغزی جز بسط بی فکری و نیست انگاری و اشاعه جو شخص پرستی و اطاعت کورکورانه چه خواهد بود؟ تفکر هرچه عمیق تر باشد همواره غریب بوده و خواهد بود. اما جامعه ای که نتواند دوست را از دشمن تمییز دهد و بویژه بنام دین همه را با تیغ تهمت و انگهای جاهلانه براند بر چه چیز تکیه خواهد کرد؟

سخنان سخیف این شخص چنانکه به درستی اشاره کرده اید قابلیت پاسخ گویی ندارد اما نگرانی از مجالی است که برای چنین رویه های ناصوابی ایحاد شده است. به نظرم باید بر چرایی آن اندیشید.

توفیق حضرت عالی مستدام باد. 

و بد نیست باز نظر یکی از کاربران را نسبت به سخنان آقای عباسی و عرایض بنده بدانید که می‌فرماید:

۱. استاد سلام راستش من در عین اینکه نقدهای جدی به آقای عباسی دارم ایشون را بیرون از جبهه انقلاب نمی بینم. ۲. بعضی نقد های ایشون را مفید می دانم. ۳. اما به نظر من راه عبور از چنین فکری سکوت در مقابل اینها می باشد و علی بن یقطین وار در جبهه انقلاب کار کردن. 

متاسفانه گوش بچه های حزب اللهی برای شنیدن این نوع ادبیات آماده تر است تا شنیدن سخنان جنابعالی ما باید بدون درگیر شدن صحبت خودمان را مطرح کنیم و طرح صحبت های خود ما نوعی جدل هم محسوب می شود به نظر می آید اگر ما درست طرح موضوع کنیم و چشم انداز بهتری را جلوی پای جوانان حزب اللهی قرار بدهیم بدون درگیری از این نوع نگاه ها عبور می کنیم. ۴. اگر بدانیم که همین تفکرات کمر دولت نهم و دهم را شکست (البته آقای احمدی نژاد هم ضعف هایی داشت) و قدرت اینها را فهم کنیم شاید به صورت مستقیم هیچگاه به مصاف این دوستان نمی رویم. ۵. شاید گفتن این نکته هم خالی از لطف نباشد که علامه فرمود مشروطه خواهی اگر هیچ نکته مثبتی نداشت حداقل عارف کشی و صوفی کشی را متوقف کرد همین را در مورد دولت شیخ حسن روحانی می توان گفت و این که این دولت هرچقدر پر عیب و پرنقص بود اما با آمدنش زهر چنین تفکراتی را گرفت و ما با دولت شیخ حسن از نهادینه شدن نوعی تکفیر در جامعه عبور کردیم. شاید علت این که رهبری با تمام نقص ها همچنان بر ماندن این دولت اصرار دارند را این می بینم که بسیاری از گروههایی که به اسم انقلاب در حال تکفیر بودن، قدرت اجتماعی آنها یا از بین رفت یا به شدت ضعیف شدند و نتوانستند به اصل انقلاب ضربه به زنند. (اگر آزادی را اصل انقلاب بدانیم آزادیی که نه تنها با اسلام مخالفت ندارد بلکه آن نوع از آزادی همان اسلام است).

20972
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: در رابطه با یکی از موضوعات بعد از مطالعاتی و تأملاتی، یک جمع بندی مختصری خدمت تان عرضه می داریم، امید است نکات لازم در این رابطه را از ما دریغ ندارید و چنانچه صلاح ندانستید بر روی سایت قرار ندهید و خصوصی برایم ارسال نمایید: « قاعده ای هست به نام تشکیک. از طرفی می گویند انسانیت یا آدمیت یک مقوله مشکک است. یعنی دارای شدت و ضعف است. خب اگر اینگونه است و عین الانسان چهارده معصوم هستند، پس یقینا انسان هایی در ذیل انسانیت معصومین باید در حاقّ هستی و در عالَم وجود حضور داشته باشند. و همان طور که ما بعد از تعقل در مورد جایگاه عین الانسان و معصومین در هستی، در بیرون به دنبال مصادیق خارجی عین الانسان می گردیم و آن ها را می یابیم، طبق همان قاعده، باید بعد از تعقل در وجود چنین انسان هایی در غیب عالم، به دنبال مصادیق خارجی چنین انسان هایی هم که در ذیل عین الانسان هستند هم بگردیم و پیدا کنیم. حالا در همین رابطه روایاتی هست که خود معصومین به ما کمک کرده اند تا ما به چنین انسان هایی نظر کنیم. مثلا فرمودند: فی کل قرن عدول... یا فرمودند: انهم حجتی علیکم... یا فرموده اند: ان العبد اذا اختاره الله فی امور عباده شرح صدره... اگر به این روایات با نگاه «وجودی» نظر کنیم و نه با نگاه کانتی - دکارتی، به این معنا که امام معصوم که گوینده ی چنین روایاتی است، چون در درجه وجودی و مرتبه ی بالاتری از چنین انسان هایی قرار دارد و انسان هایی که در مرتبه ی بعدی هستند تجلی وجود معصومین هستند، پس این نوع روایات گزارشی از وضع خارجی و سنت ثابتی است که در عالم هستی هست، که امامان دارند به ما از چنین وجودات متعالی ای خبر می دهند، متوجه جایگاه وجودی چنین انسان هایی در ذیل معصومین می شویم. البته این بدین معنا نیست که ما این چنین انسان هایی را با معصومین مقایسه کنیم، هرگز، چون فرمودند: «لا یقاس بآل محمد احدا... احدی را با آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین قیاس نکنید» و همان طور که امامان که اولین تجلی حضرت حق هستند را با اینکه تمام کمالات حق را به نازله دارند با خدا مقایسه نمی کنیم، این انسان هایی را هم که اولین تجلی از عین الانسان هستند را هم با معصومین مقایسه نمی کنیم. و شاید فاصله اینها از معصومین به اندازه فاصله معصومین تا خدا باشد.» البته این پایان تفکر بر روی این موضوعات نیست. ببخشید که مصدع وقت شریف تان شدم. یا حق.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال وقتی حقیقت انسان یعنی انسانیت، تشکیکی باشد و هر مقوله به تشکیکی وجهِ تامّی برایش محقق باشد؛ وجوهِ نازله در ذیل آن در میان خواهد بود و آن مراتب نازله‌ی انسانیت نیز در جای خود ارزش دارد. البته این غیر از وجهی است که در آیاتی مثل آیه‌ی 113 سوره‌ی نساء مطرح است که به رسول خود به جهت کاری که بر عهده‌اش گذاشته، می‌فرماید: اگر فضل و رحمت الهی نبود نقشه‌های دشمنان تو را گمراه می‌کرد. ذیل رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» هر زعیمی که در راستای تحقق نظام اسلامی عمل کند از آن توفیقات خاص جهت امورات مردم برخوردار خواهد بود و مردم اگر به آن زعیم اعتماد کنند از رحمت خدا جهت زندگی اجتماعی و فردی بهره‌مند خواهند شد. موفق باشید

19355
متن پرسش
سلام استاد: 1. آیا حضرت یوسف در مقابل حضرت یعقوب از اسب پایین نیامد؟ 2. آیا پیامبری از نسل حضرت یوسف گرفته شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف‌ها ساخته‌ی بنی‌اسرائیل است و قرآن می‌فرماید حضرت یوسف«علیه‌السلام» والدین خود را بر تخت نشاند و چون برگشت، آن‌ها در مقابل یوسف«علیه‌السلام» به صورت احترام‌آمیزی از تخت فرود آمدند و حضرت در آن‌جا به پدر بزرگوارشان عرض کردند این است تأویل رؤیای من. که خورشید و ماه و ستارگان در مقابل‌شان به سجده افتادند. در سورة يوسف آية 100 كه مي‎فرمايد: «ورفع ابويه علي العرش و خرّوا له سجّدا»  سجده در لغت به معناي تواضع، فروتني و افتادگي است . اين سجده، براي عبادت يوسف نبوده است چرا كه در ميان سجده كنندگان، شخصي كه فرستادة خدا و از مخلصين بوده است یعنی حضرت يعقوب، وجود دارد و سجدة پدر و مادر حضرت يوسف براي پروردگار و به شكرانة نعمت لقاي حضرت يوسف بوده است و روايات متعددي نيز از اهل بيت - عليهم السلام - نقل شده است كه گواه بر اين تفسير است، و به عنوان نمونه به يكي از آنها اشارت مي‎رود. امام صادق (علیه السلام) در تفسير آية شريفه مي‎فرمايد: «كان سجودهم ذلك عبادة لله: سجده آنها بعنوان عبادت براي پرورگار بود» (نورالثقلين جلد2 صفحه 486). موفق باشید

18099

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد گرامی: آیا می‌توان رابطه‌ی ملت و امت را رابطه‌ی فرد و خانواده در نظر گرفت و بدین‌ترتیب هر دو را دارای اصالت و حقانیت دانست بدین ترتیب که همانگونه که هر فردی توأمان نسبت به خود و خانواده‌اش مسئول است و از سود و زیانی که به هر کدام برسد متقابل خواهد بود در مورد ملت و امت هم چنین است؟ بنده ملت را شامل جماعتی دارای باورهای بنیادین جزئی مشترک (مثل آداب و روسم، زبان، فرهنگ و تاریخ) ترجمه کرده و امت را ملت‌هایی دارای باورهای بنیادین کلی مشترک (مثل دین و اهدافی نظیر عدالتخواهی) می‌دانم آیا این درست است؟ تکلیف ملت‌ها و کشورها پس از ظهور چیست و اگر هنوزم رسمیت خواهند داشت ملاک تشکیل دولت - ملت چه خواهد بود؟ با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر زمانی حتی در زمان ظهور، انتخاب و اختیار انسان‌ها محفوظ است و هرکس می‌تواند نسبت به حاکمیت با آن‌همه حقانیتی که پیش آمده است، انتخاب درست یا غلط داشته باشد. موفق باشید

17569
متن پرسش
باسمه تعالی با عرض سلام و احترام: بنده بعد از گوش کردن به سخنرانیهای معرفت النفس، برهان صدیقین، حرکت جوهری، در حال گوش کردن به شرح سوره حمد حضرت امام (ره) می باشم. سوالم این هست که هنوز بنده با تمام وجود فرم نازله معنایی برایم حل نشده هست. برای این منظور جنابعالی دو مثال زده اید، اولی مثال نور است و دومی مثال روح، عقل و خیال. هر چند به نظر بنده مثال دوم بسیار گویا تر هست اما به هر حال نفس بنده با نفس علی یا تقی فرق می کند. چگونه می شود هم قایل به وحدت وجود بود هم قایل به تفاوت نفس بین مثلا دو انسان یا بین یک روح حیوان یا روح یک نبات بود. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه با ادامه‌ی کار و با نظر به عین ثابته‌ی هر مخلوق و امکانِ ذاتی آن‌ها متوجه خواهید شد تفاوت مخلوقات، مربوط به امکانِ ذاتی خودشان است و از این جهت از تشکیک وجود که بحثِ نازله‌‌بودنِ وجود را پیش می‌کشد؛ عبور خواهید کرد و تشکیک در ظهور مطرح می شود. موفق باشید

نمایش چاپی