بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21882
متن پرسش
سلام استاد: می خواستم درباره استاد سروش ببینم که برخی می‌گویند که رفتار حکومت با ایشان رفتار خوبی نشد و این رفتار بد سیاسی حکومتی بود که باعث شد ایشان بروند یا اینکه می گویند باید برخورد علمی می شد نه سیاسی وگرنه ایشان نمی رفتند. این سوال رو از شما پرسیدیم چون شما هم با ایشان در ارتباط بودید و از ایشان اطلاع دارید و هم با مبانی و اصول تفکر ایشان آشنایید. با تشکر التماس دعا دارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که بنده اطلاع دارم آقای سروش خودشان از کشور خارج شدند. ولی از آن‌جایی که نگاه‌شان به وحی الهی با طرح بحث «تجربه‌ی نبوی» و از آن بدتر، با طرح بحث «رؤیای رسولان» سخنانی گفتند که حتی رفقای ایشان اذعان دارند با مبانی دین نمی‌خواند؛ طبیعی بود که نظام اسلامی زمینه‌ی در اختیارقراردادنِ نسل جوان را در دانشگاه‌ها در اختیار ایشان قرار ندهد. موفق باشید

بد نیست به جواب شماره    20464 رجوع شود

     

 

21095

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت خدمت استاد عزیز: در رابطه با سوال 21082 و جواب جنابعالی چند سوال: 1. اکثر رای آقای رئیسی را مردم روستا ها و شهرهای کوچک تشکیل می داد آیا تمدن نوینی که ماوراء مدرنیته شکل می گیرد از روستا ها و شهر های کوچک شکل می گیرد؟ 2. چرا عکس آن یعنی 15 ملیون رای نداده و 24 ملیون به تفکر غرب رای داده را نمی نگرید آیا استاد عزیز ما فکر نمی کند همچنان که مدرنیته شهرهای بزرگ ما را در نوردیده کم کم روستاها و شهرهای کوچک را نیز تحت سیطره خود در خواهد آورد؟ شواهد موجود که این را طبیعی تر نشان می دهد. 3. براستی استاد عزیز ما چه چیزی را در جامعه فعلی مشاهده می کند که تا این اندازه امیدوار است؟ آری ما شهید حججی ها را داریم اما در مقایسه بسیار کم می آوریم و در جهان امروز اقلیت نمی تواند به زور، اکثریت را برای همیشه تابع خود کند چنانچه در مورد حجاب به خوبی نمایان است. 4. یک سوال دیگر آیا از جناب استاد نوشته ای برای تنویر آقای جوادی به عرصه خواهد آمد؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بحث زیاد است. آن‌چه را نباید فراموش کرد تقویت وجهِ یمینیِ مردم است، یعنی همان وجهی که 99 در صد مردم به جمهوری اسلامی رأی دادند. در این راستا باید تلاش نمود تا مردم به معارف عالیه دست یابند تا وجهِ یمینی آن‌ها به میدان آید و نه وجهِ نفس امّاره‌ی آن‌ها. در رابطه با نوشته‌ای که می‌فرمایید، خیر. اساساً جایگاهی برای بنده در این رابطه‌ها نیست که کسی بخواهد به حرف‌های من توجهی بکند. موفق باشید

20611
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: این مطلب تأمل برانگیز از کانال بسیار وزین اقتصاد سیاسی، در مورد شرایط اقتصادی و سیاسی کشور را گفتم با حضرت عالی و کاربران سایت در میان بگذارم. از زاویه نگاه حکمی تاریخی ما دلالت های جالبی دارد! چیزی به نام انقلاب یا معجزه ای که در آن زندگی می کنیم و متوجه نیستیم! [Forwarded from اقتصاد سياسى] ديگ زودپز كشور ايران تقريبا ركورد دار بيشترين نسبت زيان انتظاري در ترازنامه بانك ها به توليد ناخالص ملي است. نمونه هاي هم رده تقريبا همه با تغيير يا تنش در حاكميت مواجه بوده اند. اما هنوز حدود اين بحران از مطالبات موسسات غير مجاز بيشتر نشده!! باز دستكم در ده سال گذشته كانال هاي انتقال ارز هيچ كشوري با آن شدتي كه كانال هاي انتقال ارز ايران از زمستان ٩٥ تا كنون تخريب شده، مورد هجمه قرار نگرفته است، اما با اين وجود هنوز هم حد افزايش نرخ ارز زياد نيست!! باز در هيچ كشور نفتي اي حدود بدهي دولت تا اين حد زياد نيست. تازه دولتي كه دسترسي درست و درماني هم به پول نفت ندارد. بودجه دولت ٦٠ هزار ميليارد تومان كسري واضح دارد اما ورشكسته نيست!! چه چيزي اين همه عامل ريسك مهيب را سر جاي خود نگه داشته و مانع از انفجار شده؟ چه عاملي اين حد از عوامل بي ثبات ساز اقتصادي را كنترل كرده و مانع از نابودي همه چيز شده؟ چه بسيار دولت ها كه با يكي از اين بحران ها يا تغيير حاكميت داده اند يا تغيير جغرافيا يا ناچار از دادن امتيازهاي بسيار بزرگ شده اند. وضع ما درست مثل آب در حال غليان با دماي بالاي صد درجه است كه داخل ديگ زودپز به هم مي پيچد ولي از بيرون قوت ديگ زودپز مانع از انفجار است. دماي آب دهها درجه هم بالاتر برود شايد ديگ زودپز بتواند مانع انفجار شود. من اسم اين ديگ زودپز را state مي گذارم. چنان كه ديگراني هم پيش از من چنين كرده اند. هر چيزي كه باعث روائي ولو نسبي حكمراني رييس جمهور از پاستور بر مرز سيستان مي شود، هر چيزي كه باعث مي شود من تهراني و ترك تبريز و بلوچ زابل با تقريب خوبي خود را ايراني محسوب كنيم state است. State يعني آن سپاهي كه جانش را گذاشت تا داعش به صحن علني مجلس نرسد. State يعني آن مدير عالي رتبه بانك مركزي كه ٥ سال است مرخصي نرفته و روي سيستمي كه خودش خلق كرده قوز كرده تا نرخ ارز از دست نرود و تجربه ٩١ تكرار نشود. State يعني آن مدير وزارت نفت كه در ايام تحريم واقعا له شد تا فروش نفت از آستانه ٨٠٠ هزار تا پايين تر نيايد و حالا هيچ كس حتي اسمش را نمي داند. State يعني آن ايراني كه حاضر است در حلب بجنگد تا صحنه هجوم هزاران داعشي از جلولا به سمت مرز ايران تكرار نشود. كاتسا state را هدف گرفته. اين بار نوبت قطره هاي آب است كه از ديگ زودپز دفاع كنند. شدني است؟ شايد! لينك كانال اقتصاد سياسي https://telegram.me/eghtesadsiasi
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین‌طور است که روحی و عزمی در مردم ما هست جهت حفظ اسلام، که معادلات اقتصادی و مشکلات آن هرچند آزاردهند است، ولی به این منجر نمی‌شود که دشمن به اهداف خود برسد. شاید إن‌شاءاللّه با روحی که در متن انقلاب اسلامی نهفته است، ما بتوانیم اساساً در فضای اقتصادیِ دیگری که مناسب اهداف انقلاب اسلامی است، وارد شویم. موفق باشید  

19526
متن پرسش
با سلام: استاد ببخشید مزاحمتان می شوم. استاد چگونه می توانیم رابطه خودمان را با معصومین (علیهم السلام) بهتر کنیم و چگونه توسل های خودمان را بهتر کنیم و چگونه می توان نتیجه بهتری از توسل به معصومین گرفت؟ ممنون می شوم اگر پاسخ بنده را بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امامان در مقام عصمت‌اند یعنی به هیچ گناهی نزدیک نمی‌شوند. در نتیجه اگر ما به همان اندازه که تکلیف‌مان را با گناهان روشن کنیم و با عمقِ جان واجبات را انجام دهیم و از محرمات دوری کنیم، از جهتی با آن‌ها هم‌سنخ می‌شویم و جان خود را حقیقت آن‌ها می‌یابیم. و در همین رابطه در روایت از ائمه داریم که شیعیان ما در قیامت در کنار ما هستند و دو انگشت سبابه‌ی خود را به هم نزدیک کردند و فرمودند: «کهاتین»، مانند این دو انگشت. فکر می‌کنم در این رابطه کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت» همراه با شرح 70 ساعاتی آن در این امر راه‌گشا باشد. موفق باشید  

18279
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: احتراما در پاسخ پرسش 18240 فرموده بودید در قیامت هم در نهایت، انسان‌های مؤمن از یادِ گناهان می‌روند. آیا رمزی در این نوع بیان نهفته است؟ زیرا قاعدتا باید می فرمودید گناهان از یاد انسان های مومن می روند. همچنین در خصوص سوال کاربری که موجب ناراحتی جنابعالی گردیدند (سوال 18251) باید به عرض برسانم برای بنده نیز یکبار همین مشکل پیش آمده چون جوابهایی که به ایمیل ارسال می شود در قسمت spam قرار می گیرد و من در قسمت inbox را جستجو می کردم لذا پیشنهاد می شود چنانچه پاسخ سوالی به ایمیل ارسال می شود در قسمت سوال و جواب سایت مراتب به پرسشگر اطلاع داده شود. در پایان ضمن تشکر از جنابعالی و سایر دست اندر کاران قسمت پرسش و پاسخ خواهشمند است به این کار پر خیر و برکت خود ادامه دهید و با سعه صدر این در رحمت خداوند را به روی افراد نیازمند دانستن نبندید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- منظور خاصی در میان نبوده. عمده آن است که به لطف الهی انسان‌های مؤمن در بهشت پس از طری مراحلی آن‌چنان مشعوفِ توجه به حضرت حق می‌شوند که ابداً هیچ توجهی به گناهان خود ندارند 2- پیشنهاد خوبی است که رفقا جهت دنبال‌کردنِ ایمیل‌های خود به قسمت spam رجوع فرمایند. موفق باشید

 

17893
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز، مسئله برده داری و مطالعه در این قضیه مرا وارد به پرسشی سخت نمود، اینکه خداوند با چه ملاکی، عده ای را چنان سیاه آفرید و رنج هایی به آن سنگینی که واقعا تصورش هم برای آدم سخت است بر دوش آنان نهاد؟ و از طرفی عده ای دیگر را سفید، تقدیر نمود و در ناز و نعمت و بر تخت سروی آفرید؟ ملاک خدا چه بود؟ ملاک قدر های الهی چیست؟ اگر بگویید اعیان ثابته آنان از خدا چنین طلبی داشتند می پرسم، آنها با چه ملاکی و با چه سطحی از آگاهی و چرا رنج می خواهند و عده ای دیگر ناز و نعمت می خواهند؟ آیا به اختیار می خواهند یا به اجبار می خواهند؟ لطفا پاسخ مشروح بفرمایید و حتی الامکان، به منبعی ارجاعم ندهید چون به خاطر شرایطم، وقت خواندن کتاب های قطور را ندارم. به خاطر جسارتم مرا ببخشید. التماس دعا. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظام ارزشیِ حضرت حق، سیاه و سفید معنا ندارد. قرآن در این رابطه می‌فرماید: «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ» (13)/حجرات) در نتیجه فرقی بین سیاه و سفید نگذاشته. مشکل امروز تاریخ جهان، مشکل سیطره‌ی ارزش‌های غربی است. در حالی‌که در اسلام مقداد و بلالِ سیاه‌پوست با سلمان سفیدپوست، همه در یک ارزش از درجه‌ی انسانی هستند. می‌ماند که شرایط جغرافیایی خصوصیات خاصی به بدن‌های اقلیم‌های مختلف می‌دهد که این ربطی به وجه انسانی آن‌ها ندارد. موفق باشید

17649

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
یک مسئله ای هست که چندین ساله آزارم میده و حرکت من رو متوقف کرده. خلاصه اش رو بگم؛ بنده مهندسی میخونم اما بدلیل ورود به زمینه های فرهنگی به فراخور استعدادها و علایق و احساس تکلیف، به این وادی هم تعلق پیدا کردم و این باعث شد نسبت به درسم انگیزه و اهداف سابق کمرنگ تر بشند. در واقع الان در یک تحیّر به سر می برم و وقت هم به اندازه در این تحیر هدر شده. که بالاخره باید کدوم راه رو انتخاب کنم؟ ورود تخصصی و علمی و همه جانبه به کار از جنس فرهنگی یا ماندن در میدان علمی و جهاد در راستای تحقق تمدن مادی. هر دو میدان جذابیت های خاص خودش رو داره. از اون مهمتر در هر دو میدان احساس نیاز جامعه و ندای بلند تکلیف، آدمی رو بسمت خودش میکشه. اما من مستاصل مونده ام که به کدامشون لبیک بگم؟ و این توقف از من زمان های با ارزشی رو تلف کرده و من رو از کسب تخصص و عمق پیدا کردن در هر دو زمینه باز داشته. تابحال مسئولیت های فرهنگی در مسجد و دانشگاه رو هم بعهده داشته ام و خیلی از اطرافیان بنده رو تشویق به این کار میکنن. در حالی که به رشته تحصیلیم هم علاقه مندم و با اینکه این توقفم به درسم لطمه زد اما اساتید و خانواده طبق سوابقی که داشتم من رو به ماندن در این راه تشویق می کنند. گروهی هم می گویند که هر دو را داشته باش. یعنی فعالیت علمی را بصورت اصل پی گیری کن و در کنارش کار فرهنگی انجام بده. در ضمن بفکر روزی هم باش. واقعا این امر من رو آزار داده تابحال. نمی دونم باید چه چیزی رو ملاک قرار بدم. یک روز به اهمیت کار اقتصادی و علمی می رسم و یک روز دغدغه ی فرهنگ آرومم نمی گذاره. و می ترسم نکنه راهی رو انتخاب کنم که پس از چند سال احساس پشیمانی داشته باشم از طی اون و اینکه چرا آن استعداد یا آن تکلیف رو پی نگرفتم در حالی که می تونستم بسیار موفق بشم توش. باید چه کرد؟ معیار چیه؟ تکلیف یا علاقه یا استعداد یا ضرورت؟ حتی برهه ای به فکر حوزه افتادم و اینکه طلبه بشم و زندگی علمی رو آغاز کنم. دنبال چی باید باشم؟ لطفا راهنماییم بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توانید در هر دو موضوع به خوبی جلو بروید ولی از آن‌جایی که کم‌اند افرادی که با فضای دانشگاهی علاقه‌مند به حضور در حوزه باشند؛ اگر بتوانید دل خود را یک‌دله کنید و با جدیّت به حوزه رجوع نمایید با توجه به روحیه‌ی دانشگاهی که دارید، بیشتر مؤثر خواهید بود. موفق باشید

17593

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام: دکتر داوری دو عقل عملی و نظری را به یک عقل باز گرداندند این چه اشارتی و کارکردی دارد؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که به شرح فصل پنجم کتاب رجوع شود که دکتر نظرها را متوجه عقل تکنیکی این دوران می‌کند. موفق باشید

17531

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد دو موضوع رو می خواستم مطرح کنم: اول آنکه در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» یک جمله از امام خمینی (ره) بود با این مضمون که علم کودک به عروسک و علم اولیا الهی هر دو علم تلقی می شوند پس بنابراین می توان گفت اگر ما هر علمی رو یاد بگیریم مثلا برای شغل و... اون ثوابی رو که در احادیث نوشته شده رو می بریم، و دوم آنکه آیا شما با مباحث الگوی پیشرفت آشنایی دارید و با شورای راهبردی پیشرفت با دبیری آقای کشوری و یا پژوهشکده های دیگر مانند پژوهشکده آقای میرباقری فعالیت دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- علم به معنای آگاهی از آن‌چه خارج از ذهن ما است برای یک کودک و ولیّ الهی فرق ندارد. ولی موضوع علم در این دو متفاوت است، یکی علم به خدا دارد و یکی علم به عروسک 2- نه. موفق باشید

17461
متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند: در کتبی که راجع به موفقیت و راه های رسیدن به موفقیت (منظور موفقیت دنیایی است) همواره گفته می شود که انسان در رسیدن به اهداف دنیایی اش هیچ محدودیتی ندارد و ارده ی انسان کاملا بدونه محدودیت است، کافی است برنامه داشته باشد و در راستای برنامه اش تلاش کرده و از موانع پیش رویش گذر کند تا به اهداف خود برسد حتی اگر هزار بار شکست خورد بدونه آنکه از هدف خویش منصرف شود باز ادامه بدهد تا بالاخره موفق شود. حال با توجه به معارف اسلامی و دینی ما جایگاه این تفکر چیست؟ و آیا واقعا خداوند انسان ها و به خصوص مومنان را در رسیدن به اهداف دنیایی آزاد و مختار گذارده است تا به هر مقدار از دنیا که خواستند دست یابند یا که بر اساس مقدرات خداوند مانند رزق محدودیتد هایی در اراده و اختیار انسان در مقام ها و موفقیت های دنیایی وجود دارد و سرنوشت دنیایی (میزان مال و ثروت) انسان ها و بخصوص مومنین کاملا بدست آنها نیست و بر اساس خیر و صلاح اخروی آنها سرنوشت دنیایی برای آنها مقدر گردیده است (مثلا شخصی که کارمند دولت می شود و حقوق بگیر است سرنوشت دنیایی او کلا چنین بوده و تلاش و برنامه ریزی و پشتکار و بکارگیری هوش و استعداد و زحمت نمی توانند از او فرد ثروتمند تری بسازد چون خداوند نمی خواهد ثروت و مال دنیا هر چند که از طریق حلال و با زحمت بدست می آید مانع سعادت اخروی او شود و بدین سبب موانع بسیاری در سر راهش قرار می دهد که منصرف گردد و تلاش بیهوده نکرده و به همان مقدار از مال دنیا که دارد قناعت کند و بدین سبب است که عده ایی همواره تلاش و تکاپوی کسب بیشترین مال از دنیا ناکامند)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «جایگاه رزق در هستی» روایاتی در مقابل شما قرار می‌گیرد که متوجه می‌شوید اساساً ما نباید به حرص خود دامن بزنیم وگرنه دنیا و آخرت خود را از دست می‌دهیم. خوب است که سری به آن کتاب بزنید. موفق باشید

17446

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: منظور از اسم مستأثر چیست؟ لطفاً در صورت امکان منبعی در این زمینه معرفی کنید. در حکمت 294 نهج البلاغه آنجا که شخصی از امام می پرسد فاصله مشرق و مغرب چه قدر است و امام در جواب می گویند به اندازه حرکت یک روز خورشید. با توجه به مسائل علمی منظور امام علیه السلام از این پاسخ چه بوده است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد اسم مستأثر، شرح مرحوم آیت اللّه محمد گیلانی از «مناجات شعبانیه» نکاتی دارد. ولی با این حال، اسم مستأثر، اسمی است که خدا برای خود انتخاب کرده است لذا ظهوری در عالم خارج ندارد. 2- از کدام نهج‌البلاغه می‌فرمایید؟ متن عربی آن را مرقوم فرمایید، زیرا ترجمه‌ها عموماً رسا نیستند. موفق باشید

17386
متن پرسش
سلام علیکم: مگر عالم قیامت، فوق عالم ماده نیست و مگر این طور نیست که آن عالم محدود به زمان و مکان نیست؟ پس این که در قرآن و روایات به زمان و مکان داشتن قیامت و بعد از اتمام دوره دنیا بودن آن تصریح شده چه می شود ؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در برزخ با توجه به این‌که متوفی آن‌چه در دنیا می‌گذرد را در حدّ کلی می‌فهمد و شب و روز دنیا را روی هم رفته درک می‌کند، به یک معنا زمان مطرح است. در مورد حيات بين زندگى دنيا و عالَم قيامت قرآن مى ‏فرمايد: «وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُالْعَذابِ، النّارُ يعْرَضُونَ عَلَيها غُدُوّاً وَ عَشِياً وَ يوْمَ تَقُومُ‏السّاعَةُ ادْخِلُوا آلَ فِرْعَونَ اشَدَّ الْعَذابِ»[1] عذاب ناراحت كننده آتش، فرعونيان را احاطه كرد، هر بامداد و شامگاه بر آن آتش عرضه مى‏ شوند و آن‏گاه كه قيامت به‏ پا شود (گفته مى‏ شود) فرعونيان را در شديدترين عذاب داخل نماييد. اين آيه كريمه دو نوع عذاب براى فرعونيان ذكر مى‏ كند، يكى قبل از قيامت كه از آن به «سوءالعذاب» تعبير شده است و آن اين است كه روزى دو بار بر آتش عرضه شوند، بدون آن‏كه وارد آن گردند، دوم عذاب بعد از قيامت كه از آن به «اشدالعذاب» تعبير شده است كه فرمان مى‏ رسد آن‏ها را داخل آتش نماييد. پس معلوم است هم اكنون كه فرعونيان هر بامداد و شامگاه در عذاب قرار مى‏ گيرند، بايد نشئه ‏اى باشد كه اين عذاب هم‏ اكنون واقع مى ‏شود و آن نشئه همان برزخ است. ولی در قیامت که خورشید و زمین از میان می‌رود، دیگر این نوع زمان که از طریق گردش زمین به دور خود و به دور خورشید پیش می‌اید، وجود ندارد هرچند موضوع تقدم و تأخر اعمال و مقامات، باز مطرح است.  موفق باشید

 


[1] ( 3)- سوره مؤمن، آيات 45 و 46.

16806

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: کسی شبهه ای مطرح می کرد که مذهبی ها انگار تعهد کرده اند کارهایشان را چه درست و چه غلط به پای خدا بگذارند! کشته می شوند می گویند شهید در راه حق. زندان می روند می گویند چونان یونس برای پروریده شدن. فقیر می شوند می گویند چونان شعب ابیطالب. تبعید می شوند میگویند مهاجر الی الله. از زیبا رویان طرد می شوند می گویند راه و رسم یوسف. قطع عضو می شوند می گویند چونان جانباز دشت کربلا. بیمار می شوند می گویند چونان ایوب باید صبر کرد. آبرویشان در معرض گفتگوی سر بازار قرار می گیرد می گویند چونان رهبر که از آبرو هم دریغ ندارد و..... اما همین اتفاقها برای غیر مذهبی ها پیش می آید می گویند به درک واصل شد و زندان حقش بود و مالش بی برکت بود و اخراج شد و .....جواب چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها همه بستگی دارد به رویکرد و نیّت افراد. اگر کسی حقیقتاً در سبیل الهی قدم زد و کشته شد، شهید است. ولی اگر چنین ورودی نداشت، مسلّم شهید نیست. آری! تفاوت در رویکردها است و افراد مذهبی با توجه به رویکردها قضاوت می‌کنند. موفق باشید

16711

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: بنده ارسال کننده ی سوال 16670 هستم. ممنون از راهنمایی و پاسختون، کتابتون رو فبلا مطالعه کردم و بهره مند شدم، اما بجز تغییر اسم سوالات دیگه ای هم در ذهنم بود، مثل جمع اعداد و نسبت ستاره ی افراد با هم. می خواستم جایگاه اختیار انسان رو بدونم و گرنه این صحبت هایی که برخی به دنبالش هستند رو چرا علما انجام نمی دادند؟ مثلا عالمی که می خواست ازدواج کنه می دید ستاره ی اون فرد باهاش جفت هست یا نه!! باعث تاسفه که بگم این روزها هستند افراد زیادی که به عینه دیدم برای تشخیص جفت بودن ستاره به افرادی مراجعه می کنند و آن قدر اعتقاد دارند به اینطور چیزا و این آدم ها که تنها به همین دلیل از ازدواج منصرف می شوند. خداوند عاقبت همه رو ختم بخیر کند ان شاالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها چیزهایی نیست که بتوان به آن اعتماد کرد یا مشغول‌شان شد! موفق باشید

16122
متن پرسش
سلام علیکم: 1. جمعی مشتمل بر ۱۵ نفر طلبه هستیم که بر روی اندیشه های حضرت امام می خواهیم کار کنیم، پیام منشور روحانیت امام رو بحث می کنیم و رو به پایان است، بعد از این پیام به نظر حضرتعالی کتاب شرح جنود عقل و جهل را بحث کنیم یا آداب الصلوات و یا چیز دیگری؟ ۲. برای اینکه اندیشه امام دست ما بیاد باید چیکار کنیم، آیا صرف صحیفه خواندن اکتفا می کند یا نه؟ فقط ما می دانیم امام واقعا یک پدیده عظیمی است که حتی خود را محدود به اندیشه های او نکنیم به نظر شما چکار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظر بنده کتاب «آداب الصلواة» مبانی معرفتی خوبی را با شما در میان می‌گذارد. شرحی که بنده نیز در رابطه با این کتاب داشته‌ام شاید کمک‌کار باشد 2- در رابطه با شناخت جایگاه شخصیت امام، کتاب‌های «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» و کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» کمک می‌کند. موفق باشید

16074
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: با توجه به یادداشت ویژه «هشدار که ماه شعبان آمد» 1. روزه گرفتن و انجام اعمال عبادی ماه شعبان چگونه باعث فهمیدن رسالت نبوی و یاری کردن پیامبر (ص) و رسیدن به شفاعت آن حضرت می شود؟ 2. چگونه از این ماه می توان نهایت استفاده را برد؟ 3. اینکه مولا علی فرمودند: از آن وقت که سخن منادیِ رسول خدا «ص» را که فرمود شعبان ماه من است، شنیدم تا کنون روزه آن ماه از من فوت نشده و إن‌شاءالله تا آخر عمر هم فوت نخواهد شد. چه نوع نگاهی هست؟ و آن حضرت متوجه چه هستند و طالب چه مقام و جایگاه هستند؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت دستورات ماه شعبان یک نوع هم‌سنخی با رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» برای انسان پیش می‌آورد و مولای موحدین«علیه‌السلام» که در عطش زندگی در افق رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» خود را پرورانده است، سختْ در رعایتِ اعمال ماه شعبان کوشا می‌مانند. موفق باشید

15073
متن پرسش
سلام استاد عزیز: این که انسان گاها قصد می کند تا با خداوند مهربان یا معصومین سلام الله علیهم صحبت کند یا به اعتباری درد و دل کند اما حرف به زبان جاری نمی شود به تعبیری حرف به زبان نمی چرخد یا گاها الفاظی بر زبان جاری می شود اما آن حس «معنوی» یا «قرب الهی» برای انسان حاصل نمی شود علت آن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بعضاً با اشعار یا احوالات شهداء ورود خود را انجام می‌دهم و زیارت را بعداً شروع می‌کنم. موفق باشید

14374
متن پرسش
سلام و احترام: استاد فرزانه آیا اهل بیت (ع) در جوانی یا ابتدای جوانی هنگام مواجه با آزار و اذیت دیگران اذیت و دچار درد چسمی و روحی می شدند؟ آیا امام حسین (ع) در کربلا اذیت شدند هنگام شهادت عزیزانشان؟ آیا رسول خدا هنگام آزار جسمی توسط دشمنان اذیت می شدند؟ آیا رسول خدا در سال آخر زندگی به چنان کمالی رسیدند که اذیت نمی شدند؟ آیا موافقید رسول خدا در جوانی اذیت می شدند ولی در سال آخر عمرشان به علت قدرت روحی بالا اذیت نمی شدند؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قلب انسان‌هایی مثل اولیاء معصوم منوّر به درک حقیقت شد، جایگاه هرچیزی را می‌یابند و در عین عاطفی‌بودن آن عاطفه را ذیل درکِ حقیقت احساس می‌کنند از این جهت به یک معنا اذیت می‌شوند که عزیزی مثل جناب عباس را شهید می‌بینند ولی از جهت دیگر در مقام اُنس با حقیقت در استحکام کامل هستند. موفق باشید

14033
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز شما در جواب سوال یکی از دوستان که درباره شک به عالم خارج پرسیده بود فرموده بودید بنا نیست ما به ادراکات خود شک کنیم. دلیل شما بر این امر چیست؟ مگر نه اینکه شما معتقدید ادراکات حسی خطا می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خطای ادرکات حسی را هم خود انسان می‌فهمد پس عملاً نفس ناطقه‌ی انسان به صورت بدیهی متوجه‌ی واقعیات هست. موفق باشید

13979

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید به محضر استاد محترم: استاد من آشنایی دارم که اهل زاهدانه و سنی مذهب است شبهات زیادی براش مطرح شده و دید مثبی هم به شیعه دارد اما نمی دانم چطور بهش کمک کنم تا جواب درست سوال هایش را بیابد خودش هم راغب است که حقیقت را بفهمد شما می توانید راه حلی را پیش روی ما بگذارید؟ از مساعدت شما خیلی ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به جواب سؤال 13978 کتاب «آن‌گاه هدایت شدم» در ابتدای کار می‌تواند طرف مقابل را متذکر شود. موفق باشید

13832
متن پرسش
سلام: از زمانی که به من ظلمی شد که توان گرفتن حقم را نداشتم و دعای که اجابت نشده رغبتی به دعا ندارم، رغبتی به خوب بودن ندارم لطفا راه کار ارائه بفرماید اینطور پیش برم از دین برمی گردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم ظلمی که یزید به امام کرد از ظلمی که به شما شد، بیشتر بود. ولی امام متوجه بودند خداوند چگونه از طریق شهادت آن حضرت ظلم یزید را پاپیچِ جریان اُموی می‌کند، شما نیز به خدا اعتماد کنید زیرا بعضاً خداوند از طریق عکس‌العمل ما نسبت به مسائل و مصائب، کارهای بزرگی انجام می‌دهند. موفق باشید  

13433
متن پرسش
سلام استاد گرامی: ببخشید وقت شریفتون رو می گیرم. سوال من اینه، فرض بگیرید جوانی رو که اصول دینش رو با تحقیق قبول کرده و اعتقادی بدون شک در دل دارد و در مسایل حرام و حلال الهی هم در حد وسعش رعایت میکنه و همچنین در تزکیه نفس تلاش داره و در حد وسعش به فضایل اخلاقی مزین و از رذایل تخلیه میکنه خودش رو و همچین دلداده اهل بیت علیهم السلام می باشد و متوسل به ایشان و با قرآن مانوس و از خرمن معارف قرآن و اهل بیت از طریق علمای ربانی استفاده میکنه و همه اعمال ظاهری و باطنی رو با اخلاص انجام میده و هدفش از عبودیت رضای حق تعالی و خوشنودی و در رکاب بودن با اهل بیت است و به دنبال کشف و کرامت هم نیست با این اوصاف آیا این جوان به مسایل معرفت نفس به طریقی که شما دنبال می کنید آیا نیازمند هست یا نه؟ منظورم اینه که معرفت نفس اون به اینصورت باشه که خودش رو اینجور شناخته بر اساس قرآن و روایات که مخلوق خداست که چند صباحی با این بدن خاکی که شرافتش به روحشه در دنیا مورد آزمایش الهی قرار میگیره و تنها راه سعادت دنیوی و اخروی رو در اطاعت عاشقانه از خداوند میدونه که اوامر خداوند رو هم از طریق قرآن و اهل بیت علیهم السلام دریافت میکنه که البته حلقه کامل کننده این اتصال علمای ربانی هستند؟ با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنین فردی که توصیف می‌فرمایید بحمداللّه می‌تواند با اُنس با خدا به همه‌چیز برسد. مباحث معرفت نفس مقدمه است برای معرفت بیشتر به خدا و اُنس بیشتر با حضرت رب‌العالمین. این‌طور نیست که حتماً به روشی که امثال بنده، مباحث معرفت نفس را مطرح می‌کنیم باید کار جلو رود! مسیرهای رسیدن به خدا به عدد انفاس خلایق است. موفق باشید

10615
متن پرسش
سلام علیکم: ما وقتی به نفی مدرنیته و غرب زدگی می پردازیم و فلسفه بسیاری از تکنولوژی های امروز را رد می کنیم یا نوع دیگری از آن را مقبول تمدن اسلامی می دانیم (مثل بسیاری از مواردی که در کتاب تمدن زایی نام برده اید مثل تیغ و آپارتمان و...) باید جایگزینی برای آن که مقبول سبک زندگی اسلامی است داشته و نام ببریم وگرنه ذهن از سردرگمی خارج نمی شود. مثلا ذهن نمی تواند بفهمد که اگر تمدن اسلامی دارد می گوید جمعیت را افزایش دهید و از آنطرف آپارتمان را قبول ندارد و و همان خانه های ویلایی قدیم را می پسندد چگونه این همه جمعیت را در این مقدار زمینِ موجود جا بدهیم. شما در کتاب گفته اید اگر از من بپرسید در تمدن اسلامی چه وسایلی موجود است می گویم نمی دانم! ولی ذهن سردرگم است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به کارآیی یک تمدن شک کردیم، تمدنی که قرن‌ها جلو آمده و همه‌ی زندگی ما را در بر گرفته، برای عبور از آن ده‌ها سال باید فکر کرد و آرام‌آرام زمینه‌ی کاربردی‌کردن تمدنی که در فکر به آن رسیده‌ایم فراهم کنیم و ما فعلاً در مرحله‌ی شک و فکر هستیم و باید در این قسمت درست عمل کنیم و این سرگردانی نیست، این لازمه‌ی مرحله‌ی عبور است. موفق باشید
9263

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا و با سلام خدمت استاد گرامی: چقدر نیاز به فراگیری علوم قرآنی داریم؟ آیا در فهم عمیق قرآن موثرند؟ (مانند تجوید، دانش قرائات قرآنی، شان نزول آیات قرآن، بلاغت آیات قرآن، تاریخ‌گذاری قرآن)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بخواهیم جدّی‌تر وارد قرآن شویم نباید از این علوم بیگانه باشیم به‌خصوص که مفسران محترم بعضاً با توجه به این علوم نظر خود را مطرح می‌کنند. موفق باشید
9171
متن پرسش
سلام خدمت شما استاد محترم: من دانشجو هستم. من کتاب «معرفه النفس» و «آشتی با خدا» را خواندم بعد نشستم فکر کردم دیدم که من درس میخوانم تا بیکار نباشم. اگر درس نخوانم کار نیس که بکنم، وقتم پر نمیشه. وقتی هم مدرک گرفتم میخوام برم سر کار تا توی خانه بیکار نباشم. من دچار پوچی هستم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس در این دنیا در پوچی و هبوط است مگر آن‌که شرایط اُنس با خدا را در زندگی زمینی‌اش فراهم کند. موفق باشید
نمایش چاپی