بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8100
متن پرسش
سلام علیکم شما در کتاب جایگاه جن،جادوگر صفحه 23 ذکر کرده اید که اگر انسان بخواهد با جنیان ارتباط برقرار کند باید پایین بیاید(از نظر درجه وجودی) و همین طور اینکه پیامبر (صلی الله علیه وآله)با جنیان رابطه مستقیم نداشتند اما پیشتر که می رویم جنابعالی از رابطه حضرت سلیمان و حتی امامان معصوم با جنیان سخن به میان آورده اید . 1.مگر نفرمودید رابطه با جن درجه پایین می خواهد؟ 2.چطور پیامبر (صلی الله علیه وآله) با جن رابطه نداشتند اما معصومین ارتباط داشتند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: رجوع به جنّیان خوب نیست ولی غلبه بر آن‌ها چیز دیگری است و این‌که جنّیان مسلمان خدمت رسول خدا و یا ائمه«علیهم‌السلام» می‌رسیدند، مرتبه‌ی بالای معصومین در این ارتباط حفظ می‌شد. حرف این است که ما نباید طالب ارتباط با جنّیان باشیم و سطح روحانیت خود را از این طریق از بین ببریم. موفق باشید
7268
متن پرسش
به نام خداوند متعال سلام علیکم به نظرم برای جلوگیری از پرسشهای تکراری و با توجه به اینکه بسیاری از پرسش و پاسخ نیاز روز جامعه و جوانان است.و در عین حال جامع و خوب هستند اگه گروه فرهنگی شما هم این پرسش و پاسخ ها را مثل کتب دیگر چاپ کنند یا فایلشو در اختیار بزارند. خوبه. در ضمن استاد بنده به تازگی دچار اختلال حواس شده ام. تمرکز بر روی درسم ندارم . احساس میکنم نسبت به دوره های قبلی تحصیلیم خیلی چیزها به خاطرم نمیمونه. چکار کنم؟ همچنین بنده کلاسهای مختلف رفتم که متناسب با علایقم بوده مثل نقد فمینیسم، مهدویت و فرق انحرافی و جریان شناسی سیاسی و تحلیل دوره های مختلف تاریخی و...قبلا میتونستم جواب دوستانمو بدم. ولی الان احساس میکنم ذهنم طبقه بندی لازم از مباحثو نداره. نقطه آغاز و چگونگی پایان بردنشو نمیدونم. چون خیلی دلم میخاد هنگام طرح مباحث ذهن مخاطبم دچار برخی شبهه ها نشه. خیلی حاشیه میرم. در حالی که به نظر دوستانم در هر جلسه ای بوده اطلاعات تاریخی و سیاسی از گروهها و... را خوب جواب میدم. استرس زیاد دارم وقتی میخام برای کسی چیزی ارایه بدهم با اینکه تقریبا تسلط لازم را دارم. جایی شنیدم که اعتماد به نفس از نظر آیه الله جوادی آملی مفهومی غیر دینی است. بگید اعتمماد به خدا. چطور این اعتمادو بدست بیارم؟ چطور تو عرصه های مختلف بتونم اون چیزی که میخام بیان کنم؟ خیلی وقتها تو بسیج و جاهای دیگه کنار کشیدم ولی دیدم و میبینم مباحثی که مطرح میشه یه جور سکولاریسمه کردن مباحثه. برخی اوقاتم موضع گیری کردم. خیلی سرزنش میشم که چرا نمیای؟ چرا نمیگی؟ چرا فکر میکنی نمیتونی؟ ولی نمیدونم چرا هی به خودم میگم بزار اینها بگند شاید من فقط ادعاشو داشته باشم اینها اعتقادشو با اینکه حواسشون نیست چی دارن خورد جامعه میدن. ببخشید سوالم طولانی شد ولی عاجزانه میخام کمکم کنید. راهنماییم کنید. افکار وسوسه گونه اذیتم میکنند. بی اعتقادی، توکل نداشتن و خیلی چیزهای دیگه هم اذیتم میکنند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا سعی بفرمایید از نظر اعتقادی مبانی خوبی برای خود شکل دهید که فکر می‌کنم مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین خوب باشد و بعد از آن با داشتن استناداتی از آیات و روایات و سخن حضرت امام و رهبری«حفظه‌اللّه‌« فقط به حکم وظیفه‌ی شرعی آن‌جا که زمینه‌ی پذیرش سخنانتان هست آنچه باید بگویید، بدون هیچ‌گونه اضطرابی بگویید زیرا همین اضطراب موجب می‌شود ذهنتان تمرکز لازم را نداشته باشد ولی اگر دستگاه فکری داشته باشید نه نگران فراموشی مطالب هستید و نه اضطراب خواهید داشت. موفق باشید
7054
متن پرسش
سلام علیکم استاد.تو مشهد وهابیت داره گسترش پیدا میکنه . تبلیغ در خصوص فاطمیه و وجریان سقیفه تا چه حد لازمه ؟ به نظر شما موجب اختلاف بین اهل سنت وشیعه نمیشه ؟ میخوام تو مسجد مباحثی پیرامون کتاب بصیرت حضرت فاطمه را انجام بدهم اما میترسم بین شیعه و اهل سنت اختلاف بیفته .ولی با توجه به اینکه تو مشهد داره وهابیت گسترش پیدا میکنه . دانش آموزان اول دبستان در مشهد امسال طبق آمار آموزش پرورش پنجاه درصد اهل سنت بوده اند و این وحشتناکه . از طرفی هم رهبری گفتند وحدت حفظ شود . استاد چه کنیم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در مسجد شیعه و سنی با هم هستند فعلاً باید از نقاط مشترک صحبت کرد ولی در مسجدی که مسجد شیعیان است و شیعیان تشریف دارند بدون مباحث افراطی ،بازخوانی تاریخی که در صدر اسلام گذشت آن هم بنا به اسنادی که مربوط به اهل سنت است موجب روشن شدن راه شعیان می شود. موفق باشید
6584

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ﺳﻠﺎﻡ ﻋﻠﻴﻜﻢ. ﻧﻆﺮ ﺟﻨﺎﺏ ﻋﺎﻟﻲ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﺸﺮﻳﻪ ﻫﺎﺑﻴﻞ ﺟﻴﺴﺖ?
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌توان در مورد نشریه‌ای که افراد مختلف مقاله و نظر در آن دارند، نظر کلی داد، هرچند جهت‌گیری کلی آن ﻧﺸﺮﻳﻪ مثبت است. موفق باشید
5583
متن پرسش
باسلام. 1.ما در سه جمله از سه بزرگوار گیر کرده ایم:1.امام خمینی:والله همه اسلام سیاست است.2.آیت الله مدرس:سیاست ما عین دیانت ماست.3.آیت الله مصباح یزدی: سیاست جزءدیانت ماست، آن در یک برهه ای از زمان بود که سیاست عین دیانت بود؟این ها چگونه جمع می شوند؟ 2.چندین هفته است یکشنبه ها به شما زنگ می زنیم ولی جوابگویی تلفنی ندارید آیا این کار را لغو کردید یا به زمان دیگر موکول کرده اید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از بابت یکشنبه‌ها عذرخواهی می‌کنم که نمی‌توانم تلفنی خدمت عزیزان باشم ولی از طریق سؤال و جواب‌های سایت خدمت عزیزان هستم. اما عنایت داشته باشید هرکدام از این سخنان نظر به وجهی دارد. بعد از آن‌که امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را در سال 1342 آزاد کردند، روزنامه‌های رژیم شاه اعلام کردند آیت‌اللّه قول داده‌اند در سیاست دخالت نکنند. حضرت امام در جواب این تهمت فرمودند: «به ما گفته‌اند شما به کار دیانت بپردازید و کاری به سیاست نداشته باشید. در این رابطه فرمودند مگر سیاست از دیانت جدا است؟ واللّه همه‌ی اسلام، سیاست است. یعنی نمی‌توان اسلام را به دیانت و سیاست تقسیم کرد و این همان سخن مرحوم مدرس است که می‌فرماید: سیاست ما عین دیانت ما است. یعنی ما سیاست خود را با دیانت خود جلو می‌بریم و تعریف می‌کنیم و چون بعضی خواستند این جمله را طوری معنا کنند که عبادات در حاشیه قرار گیرند. حضرت آیت‌اللّه مصباح تأکید می‌کنند سیاست جزء دیانت ما است نه این‌که دیانت به حاشیه رود هرچند وقتی شرایط طوری است که به اقتضای وظیفه‌ی دینی باید وارد معرکه‌ی سیاست شد آن سیاست عین دیانت است. موفق باشید
2873

تجرد اجنهبازدید:

متن پرسش
با سلام آیا اجنه مجردند - تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: تجردشان در حدّ تجرد مثالی است و نه تجرد عقلی. موفق باشید
910

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم خدمت استاد سلام علیکم، آدم عصبانی مزاجی نیستم اما تنها در مورد همسرم خیلی پیش می آید که از دستشان عصبانی شده و این عصبانیت هم بسیار آثار فردی بدی برایم به دنبال می آورد؛ چه کنم
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: این از فعالیّت‌های دشمن اصلی شما یعنی شیطان است. باید به کمک راهنمایی‌های اهل بیت(علیهم‌السلام) در اصلاح نفس خود بکوشید. کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل از حضرت امام خمینی(رضوان‌الله‌علیه) مفید است به خصوص قسمت غضب آن. موفق باشید.
604

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام در کتابی خواندم که به یکی از اولیاء خدا در خواب گفته شده بود که شهداء در این عالم هم در حال سیر تکاملی هستند.اگر امکان دارد در توضیحی دهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: تکامل به آن معنی که اراده‌ی جدید و عمل جدید انجام دهند، چنین نیست و به فرمایش امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) «الیوم یوم العمل و غداً یوم الحساب» این دنیا روز عمل است و فردا روز حساب است. ولی تکامل به معنی رفع حجاب وهر روز با چهره‌ی کامل‌تری از حاصل اعمال روبرو شدن، حرف درستی است و قرآن نیز خبر می‌دهد که شهداء «عند ربهم یرزقون» هستند و از تجلیات انوار الهی بره‌های فوق العاده‌‌ای می‌برند.
22257

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر استاد گرامی ممکنه در مورد حجاب در مقابل هم جنس کمی توضیح بدهید؟ بحث حجاب در مقابل غیر همجنس که همچنان چالش برانگیز هست، اما من در مورد این می پرسم که آیا در سیر و سلوک تاثیر می گذاره؟ یا اینکه واقعا به عنوان گناه محسوب میشه در جمع هم جنس راحت بودن. یا اینکه به خود فرد بستگی داره و مواظب احساسات و حالات بودن که قصد خود نمایی و فخر فروشی و مُد بودن نباشه. باز هم تشکر می کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم: مسلّم در آن حد که نحوه‌ای از فخر فروشی یا خود نمایی به روش اهل دنیا باشد برای سیر روحانی انسان زحمت به وجود می‌آورد ولی نه آن‌چنان که تصور کنید از حالت عادی و فعالیت‌های عرفی به اسم سلوک خود را محروم کنید. موفق باشید

22062

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: عضویت دکتر سید حسین نصر در فرقه مریمیه چقدر مستند است؟ آیا این فرقه یک فرقه انحرافی است؟ در کتاب آقای شهبازی به عضویت آقای دکتر اعوانی در این فرقه هم اشاره شده است. با توجه به مشکوک بودن سیر اتفاقات در زندگی دکتر نصر و البته چنین شواهدی ایشان چقدر قابل استفاده اند؟ بنده قبلا کتاب های ایشان را با دقت خاصی دنبال می کردم، مخصوصا مباحث غرب شناسی ایشان را اما اخیرا با مطالعه کتاب مریمیه از آقای شهبازی دچار شک و تردید های جدی درباره ایشان شده ام. استاد لطفا راهنمایی بفرمایید. طاعاتتون قبول. یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در جریان آن‌چه تحت عنوان فرقه‌ی مریمیه گفته‌اند هستم. ولی در هر حال نمی‌توان از آثار فکری و قلمیِ دکتر نصر و فریتیوف شوان در ارتقای تفکری که بشر امروز نیاز دارد چشم‌پوشی کرد. سوابق جریان حکمت «خالده» نشان می‌دهد انسان‌هایی بوده‌اند که نسبت به حقیقت، حساسیت نشان داده‌اند. موفق باشید

20517
متن پرسش
درود محضر استاد حاج اصغر طاهرزاده: من مدتها شکاک بودم و پس از آن متمایل به حکمای سوفسطایی اعلی الله مقامهم شدم چندی پیش به سوفسطایی گری مطلق در حیطه عقل عملی و هم اکنون در حیطه عقل نظری گرایش یافتم دو سوال از محضر حضرتعالی دارم امید به هر دو پاسخ دهید: 1. اگر از پس امروز فردایی باشد وضعیت من در برزخ و قیامت چگونه است آیا در آنجا هم سوفسطایی خواهم بود و دچار شک و تردید می باشم؟ 2. از نظر ثواب و عقاب در چه وضعیتی خواهم بود برداشت من با توجه به حدیثی که در مفاتیح الحیاه آقای جوادی دیدم این است که از مستضعفین فکری رفع قلم شده و ما سوفسطاییان هر آنچه معصیت کنیم دچار عذاب نخواهیم شد و حسب روایات دیگری که حضرت حق به فقرا و معلولین از بابت اینکه درین عالم بدانها کم داده است در آخرت جبران کرده و مورد تفضل قرار می دهد مستضعفین فکری نیز مورد تفضل او خواهند بود ولو هزاران گناه کرده باشند. (چون مستقلات عقلی برایم ثابت نیست منظور از گناه هر گناهی است کالقتل والتجاوز بالعنف)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان از کثرات به سوی وحدت سیر کند و چهره‌ی حقیقت بیشتر ظاهر شود، متوجه می‌شود چه اندازه در غفلت بوده. و چون سعی نکرده آن حقیقت یگانه که همه‌ی عالم، مظاهرِ اوست را بیابد، در برزخ و قیامت از هیچ نور و گشایش و راهی بهره ندارد زیرا نور یگانه‌ی عالم را ندیده به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «وَمَنْ کَانَ فِی هَذِهِ أَعْمَی فَهُوَ فِی الآَخِرَةِ أَعْمَی وَأَضَلُّ سَبِیلاً» اگر چنان‌چه کسی در این دنیا کور باشد و حقیقت را ننگرد، در قیامت نیز کور است و هیچ راهی در مقابل خود ندارد. موفق باشید

20368

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد چند کتاب هم از خودتان و هم از دیگران با توجه به حالاتم به من معرفی کنید. چون اکثر آثار شما را خوانده ام از دیگران بیشتر معرفی کنید. لطفا یک کتاب مثل سفینه الصادقین هم به من معرفی کنید و کتابی هم مثل داستان های شگفت شهید دستغیب. لطفا تعداد زیاد معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های آقای مرحوم علی صفایی رویهمرفته با شما حرف می‌زند و حرف‌های خوب می‌زند. کتاب «پایی که جا ماند» آدم را به فکر فرو می‌برد که چگونه حضور در انقلاب اسلامی، این‌همه توانایی و مقاومت در یک انسانی که اسیر دشمن است، ایجاد می‌کند. موفق باشید

20158

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: 1. حضرتعالی کتاب اوپانیشدها را طبق کدام ترجمه مطالعه نمودید؟ 2. آیا از شروح و تفاسیری در این زمینه استفاده نمودید؟ 3. اگر میسر است با توجه به نکات عمیقی که در این کتاب است چند جلسه ای به شرح آن کتاب اختصاص دهید. خداوند بر توفیقات حضرتعالی بیفزاید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چنان در اختیارداشتم مربوط به قبل از انقلاب بود. احتمالاً در حال حاضر ترجمه‌ها و شروح بهتری به میان آمده است. به نظر بنده اگر ما عرفانِ خود را دنبال کنیم و بعد به اُپانیشادها رجوع نماییم متوجه می‌شویم نوعی هم‌زبانی بین ما و آن‌ها هست. موفق باشید

20127

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خسته نباشید. جناب آقای ابوالقاسم فنایی در کتاب دین در ترازوی عقل آورده اند که اساسا اخلاق بر دین مقدم است یا بهتر بگویم ما قائل به اخلاق سکولار هستیم. ایشان اخلاق را اینگونه می بینند و به اخلاق دینی می تازند! استاد نطر شما درباره ی شخص ایشان و این نگاه ایشان چیست؟ گرچه ایشان از دوستان و شاگردان آقای ملکیان می باشند و برخی هم می گویند دین در ترازوی اخلاق همان قبض و بسط است اما این بار در قالب اخلاق و نوع نگاه همان نوع نگاه است. استاد اخلاقی که این ها ازش دم می زنند همان اخلاقی است که فیلسوفش کانت است؟ اساسا اخلاق اسلامی در نظر شما چه تعریفی دارد؟ آیا شما به اخلاق فرادینی قائل هستید اگر هستید به چه معنا هستید؟ گلوگاهی که اینچین اساتید اینچنینی مثل آقایان فنایی و ملکیان را در خود فرو برده است کجاست؟ و چه می شود که ایچنین اصالت را از دست می دهند و در آشفتگی آرا و نطرات غوطه ور می شوند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد مبنای آقای فنایی با آقای ملکیان متفاوت باشد. سخنان آقای فنایی را گوش داده‌ام، از جهتی قابل تأمل است و شبیه آن چیزی است که ما در موضوعات حسن و قبح ذاتی و عقلی می‌گوییم که موضوعاتِ فراشرعی است. موفق باشید

19677
متن پرسش
سلام علیکم: در مصاحبه حضرت عالی با آقای یاسر عرب با موضوع وطن فکری، سه مطلب فرمودید که اگر اصل این مطالب را در اختیار حقیر بگذارید، متشکر می شوم: 1. از فرمایشات امام صادق علیه السلام به منصور دوانقی (بنی العباس): خدا می داند ما قصد بر اندازی شما را نداریم. 2. از بیانات آقا با این مضمون: اگر مردم ولی فقیه را نخواهند، ولایت و حکم او مشروعیت ندارد. 3. از بیانات آقا با این مضمون: جهوریت یعنی اسلام و اسلام یعنی جمهوریت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید سر فرصت مطلب را جستجو کنم. آن‌چه به عنوان نمونه می‌توان فعلا ارائه داد سخن حضرت امام کاظم علیه السلام در مقابل هارون است که مدعی است حضرت خراج می‌گیرند تا حکومت تشکیل دهند، حضرت فرمودند: « ُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ مَا حَمَلَ إِلَيَّ أَحَدٌ دِرْهَماً وَ لَا دِينَاراً مِنْ طَرِيقِ الْخَرَاجِ»[1] یعنی ای امیرالمومنین به خدایی که محمد را به پیامبری مبعوث نمود قسم می‌خورم که هیچ درهم و دیناری به عنوان خراج به مانداده است...»    2- این مطلب را چندسال پیش در یکی از سخنرانی‌هاشان فرموده‌اند نمی‌دانم چطور آدرس بدهم. بد نیست که به این خبر سایت «خبر آنلاین» رجوع فرمایید با عنوان «  خطبه صریح رهبرمعظم انقلاب در باره مشروعیت یافتن حکومت اسلامی با رای مردم » به آدرس http://www.khabaronline.ir/detail/677962/Politics/leader

می‌فرمایند: رهبرمعظم انقلاب در یکی از خطبه های نمازجمعه تهران، بحث مهمی در باره نقش رای مردم بیان کردند.

این بخش از اظهارات حضرت آیت الله خامنه ای را می‌خوانید:در اسلام به نظر مردم اعتبار داده شده؛ رأی مردم در انتخاب حاکم و در کاری که حاکم انجام میدهد، مورد قبول و پذیرش قرار گرفته. لذا شما می‌بینید که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) با اینکه خود را از لحاظ واقع منسوب پیغمبر و صاحب حق واقعی برای زمامداری میداند، آنوقتی که کار به رأی مردم و انتخاب مردم میکشد، روی نظر مردم و رأی مردم تکیه میکند. یعنی آن را معتبر میشمارد و بیعت در نظام اسلامی یک شرط برای حقانیت زمامداریِ زمامدار است.

اگر یک زمامداری بود که مردم با او بیعت نکردند، یعنی آن را قبول نکردند، آن زمامدار خانه‌نشین خواهد شد و مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است یا بگوئیم فعلیت زمامداری و حکومت به بیعت مردم وابسته است. آنوقتی که بعد از قتل عثمان مردم آمدند اطراف خانه‌ی امیرالمؤمنین را گرفتند، امیرالمؤمنین خطاب به مردم نفرمود که شما چه کاره‌اید؟ رأی شما چه تأثیری دارد؟ فرمود: «دعونی و التمسوا غیری»؛ وقتی میخواست استنکاف کند از قبول خلافت و زمامداری، به مردم گفت من را رها کنید، به سراغ دیگری بروید. یعنی اراده‌ی شما، خواست شما، انتخاب شماست که تعیین کننده است؛ پس از من منصرف بشوید، به سراغ دیگری بروید.

در مکاتباتی که امیرالمؤمنین با معاویه در پیش از جنگ صفین داشتند و استدلال میکردند؛ هر کدام یک دلیلی، استدلالی در نامه‌ی خود می‌آوردند - هم معاویه به یک چیزهائی استدلال میکرد تا روش سیاسی خودش را توجیه کند، هم امیرالمؤمنین استدلالهائی میکردند - آنجا یکی از جملاتی که امیرالمؤمنین به کار برده و احتمال میدهم بیش از یک بار هم امیرالمؤمنین این را به کار برده این است که: «انّه بایعنی القوم الّذین بایعوا ابابکر و عمر»؛ یعنی تو چرا در مقابل من می‌ایستی و تسلیم نمیشوی، در حالی که همان مردمی که با ابوبکر و عمر بیعت کرده بودند و تو به خاطر بیعت آن مردم خلافت آنها را قبول داری، همان مردم با من هم بیعت کردند.

یعنی مشروعیت دادن به رأی مردم و بیعت مردم؛ این یک اصل اسلامی است. لذا بیعت یکی از چیزهای اصلی بود. اگر کسی به عنوان خلیفه انتخاب میشد، مردم اگر بیعت نمیکردند، هیچ الزامی نبود که دیگران او را خلیفه بدانند. حتی آن زمانهائی که خلافت جنبه‌ی صوری هم به خودش گرفته بود، یعنی در دوران بنی‌امیه و بنی‌عباس، آن روز هم باز بیعت گرفتن از مردم را لازم میدانستند. حالا وقتی که یک حکومت قلدرمابانه و جبارانه بر مردم بخواهد حکومت کند، بیعت گرفتن را هم اجباری میکند یا در بیعت هم تقلب میکند. مثل اینکه در انتخابات، انتخابات صوری و تشریفاتی، فرمایشی در دوران رژیم گذشته تقلب میکردند. اصل بیعت، یک اصل پذیرفته شده است. البته وقتی همه‌ی مردم، اکثریت مردم با کسی بیعت کردند و در حقیقت او را به زمامداری پذیرفتند، دیگران باید تسلیم او بشوند. شاید بیعت در این صورت هم اجباری نباشد. خطبه نمازجمعه 22 خرداد1366

 3- مکرراً این موضوع را فرموده‌اند. متأسفانه رفقا متوجه‌ی اهمیت آن نیستند. بنده هم بنا نداشته‌ام همه‌ی آن سخنان را جمع‌آوری کنم. به عنوان نمونه چند مورد را به عرض می‌رسانم:

1- جمهوریت ما، از اسلام گرفته شده نه از جای دیگر، ضمن آنکه اسلام به ما اجازه نمی دهد مردم سالاری نداشته باشیم. ۱۳۸۲/۱۱/۲۴

2- اسلامیت و جمهوریت دو عنصر جدا نیستند که به یکدیگر وصل شده باشند و یک حقیقت را به وجود آورده باشند؛ در دل اسلامیت، جمهوریت هست. در دل اتکاء به حکم الهی، تکیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی به مردم و احترام به خواست و رأی مردم هست. جمهوری اسلامی یک حقیقت واحد است که هدیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی انقلاب اسلامی به ملت ایران است. این، آن چیزی است که در این سی سال، امتحان کارآمدىِ خود را به بهترین وجهی داده است. ۱۳۸۸/۰۵/۱۲

3- بستر مردم‌سالاری اسلامی و حضور مردم را انقلاب به ما داد. ما باید روی این زمینه تکیه کنیم. البته از طرف کسانی سعی شده که بین جمهوریت نظام و اسلامیت، رقابتی به وجود بیاورند. یکجا بعضیها بگویند روی اسلامیت تکیه شد، جمهوریت تضعیف شد؛ یک عده هم بگویند روی جمهوریت تکیه شد، اسلامیت تضعیف شد. این‌طوری نیست. در کشور ما جمهوریت از اسلامیت جدا نیست. ۱۳۸۴/۰۵/۱۰. موفق باشید 

 


[1] -    بحار الأنوار ، ج‏48، ص: 122

19560
متن پرسش
سلام: شما در قسمتی از بحث معاد فرمودید کسانی که به توحید قائلند حتی کسانی که برای خدا فرزند قائلند در نهایت هرچند عذاب های زیادی را تحمل کنند ولی عاقبت بهشتی اند. اگر اینگونه باشد که همه انسانها که فطرتا توحید می خواهند و بالاخره باید یک زمانی از آتش خلاص شوند و به بهشت روند. مثلا شمر که ۱۶ بار به حج رفته و آنگونه با خدا مناجات می کرده قائل به توحید نبوده است؟ پس شمر هم باید در نهایت بهشتی باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم: «النّار لا تأكل محلّ‏ الايمان‏». یعنی اگر کسی حقیقتاً به خدا ایمان دارد، آتش به صورت ابدی جان او را که محل ایمان بوده است، نمی‌سوزاند. کسی مثل شمر که کوچک‌ترین اثری از ایمان در جان خود ندارد، هرگز مصداق چنین روایتی نخواهد بود. موفق باشید

18841

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: 1. اگر بنده مسئول جلسه بچه های کلاس سوم، چهارم، پنجم باشم چه کتابی از شما بخوانم؟ 2. هدف ما چه باید باشد در امر تربیتی؟ 3. چه مسائلی را باید بدانند از کجا شروع کنیم؟ 4. چرا حضرت علامه حسن زاده خبری ازشان نیست مگر نه عارف باید هم در جامعه باشد هم در سیاست؟ 5. گاهی پدر و مادر نهی می کنند و اگر ما از این نهی شان سر پیچی کنیم و متوجه نشوند حرام نیست؟ حال سوال این است که از نظر اخلاقی بهتر این نیست که انجام ندهیم آیا در مستحبات این چنین است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا خوب است کتاب‌هایی مثل «جوان و انتخاب بزرگ» و «ده نکته در معرفت نفس» و «آشتی با خدا» و «چه نیازی به نبی» را خودتان مطالعه کنید و سپس با زبان قابلِ فهم برای جوانان، ان‌ها را مطرح نمایید. در آن کتاب‌ها روشن می‌شود چه مسائلی را باید با آن‌ها در میان گذاشت و از کجا شروع کرد 2- آیت اللّه حسن‌زاده به جهت کهولت سن و ناتوانایی‌هایی که در این سن برایشان پیش آمده است در منزل فرزندشان در تهران ساکن شده‌اند 3- به ما فرموده‌اند با والدین‌مان مدارا کنیم، ولی جایی که عقل و شرع تکلیف‌مان را روشن کرده است، باید کار خودمان را بکنیم در عین مدارا با والدین. موفق باشید

18764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت إستاد گرانقدر: مدتي پيش مشغول خواندن گزارشي راجع به خانمي بودم كه در هنگام عمل به هوش آمده بود بخشي إز گزارش به شرح زير است: «من آن‌جا دراز کشیده بودم و فکر می‌کردم: «حالا واقعا توی دردسر افتاده‌ام». من تا همان‌جا در ذهنم با خانواده‌ام خداحافظی کرده بودم چون فکر نمی‌کردم نجات پیدا کنم. حالا نمی‌توانستم نفس بکشم. صدای پرستار را می‌شنیدم که سرم داد می‌کشید. او یک طرف بود و می‌گفت: «نفس بکش دانا، نفس بکش». اما هیچ کاری نمی‌توانستم بکنم. همان طور که او مدام به من می‌گفت نفس بکشم، شگفت‌آورترین چیز اتفاق افتاد. من یک تجربه خروج از بدن داشتم و بدنم را ترک کردم. من مسیحی هستم و نمی‌توانم بگویم که به بهشت رفتم، اما روی زمین هم نبودم. می‌دانستم که جای دیگری هستم. آن جا ساکت بود. صدای اتاق عمل در پس‌زمینه بود، من هنوز می‌توانستم صدای‌شان را بشنوم. اما مثل این بود که آن‌ها خیلی خیلی دور هستند. ترس از بین رفته بود، درد از بین رفته بود. احساس گرما می‌کردم، احساس آرامش می‌کردم، احساس امنیت می‌کردم. و به طور غریزی می‌دانستم که تنها نیستم. حضوری با من بود. همیشه می‌گویم آن خدا بود که با من بود چون هیچ شکی در ذهن من نبود که او در کنار من است. و بعد صدایی را شنیدم که می‌گفت: «هر اتفاقی رخ بدهد، مشکلی برای تو پیش نمی‌آید». در این مرحله می‌دانستم چه زنده بمانم و چه بمیرم، همه چیز خوب خواهد بود. در تمام مدت این ماجرا در حال عبادت بودم تا ذهنم را مشغول کنم، برای خودم آواز می‌خواندم و به شوهر و فرزندانم فکر می‌کردم. اما وقتی این حضور با من بود، فکر کردم: لطفا بگذار من بمیرم چون نمی‌توانم بیشتر از این ادامه بدهم. اما به همان سرعتی که به آن جا رفتم، برگشتم. به چشم بر هم زدنی دوباره به بدنم در اتاق عمل برگشته بودم. هنوز می‌توانستم صدای کار کردن آن‌ها را روی خودم بشنوم و صدای پرستار را که فریاد می‌زد: «نفس بکش دانا». حال مي خواستم إز جنابعالي سؤال كنم با توجه به مباحث موجود در اسلام إز لحاظ اين كه اين افراد مسيحي هستند و در حال پيروي از ديني اند كه در آن انحراف إيجاد شده چگونه چنين تجربياتي دارند و اصلا چه اتفاقي هنگام مرگ رخ مي دهد؟ با تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 18754 شد خوب است به آن رجوع شود. عنایت داشته باشید که مردم معمولی که با اعتقاد دینی به دینِ خود رجوع دارند، با مسئولان آن دین که زمینه‌ی تحقیق و مقایسه بین دین مسیح و دین اسلام برای آن‌ها هست، فرق می‌کند. آن‌ها مسئول عدم هدایت جامعه‌ی خود به کامل‌ترین دین نیستند. موفق باشید

18586

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در مورد کار از طرفی داریم که هر کسی را بهر کاری ساختند و اگر کاری ما را ارضاء از لحاظ روحی نکرد سراغ کار دیگری برویم و از طرفی در حدیث عنوان بصری داریم که «لایدبر العبد لنفسه تدبیرا» عبد از خود هیچ تدبیری ندارد پس با توجه به این حدیث می شود گفت هر کاری را که خدا برای ما پیش آورده باید انجام بدهیم و این با امر قبلی در تضاد هست. کمی توضیح می فرمایید که باید چه بکنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برداشت خودتان خوب است. خیلی نباید به این در و آن در بزنیم. موفق باشید

18194
متن پرسش
سلام استاد: استاد نزدیک ترین به من هم بر اساس شدته؟ یعنی من به خودم نزدیکترم یا خدا به من؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که وجود خدا شدیدترین وجود است و در نتیجه شدیدترین حضور را دارد، انسان ابتدا به صورت تکوینی وجود خدا را حس می‌کند و بعد وجود خود را. ولی عموماً مردم، علم به این علم ندارند تا آن‌که عوامل غفلت را کم کنند و در دیدنِ هرچیز حتی در دیدن خود، خدا را بیابند به همان معنایی که حضرت علی«علیه‌السلام» فرمودند: «ما رأیت شیئاّ الا و رأیت اللّه قبله و معه و بعده». موفق باشید

17146
متن پرسش
با سلام: من دختری 17 ساله هستم. 1. می خواستم بدانم که چگونه حال معنوی را در خود تثبیت کنم؟ مثلا من در ماه رمضان با اشتیاق زیادی اعمال را انجام می دادم اما متاسفانه بعد از آن کم کم اون رو از دست دادم و یا اینکه به خاطر درس ها و کنکور دقت لازم را ندارم و احساس می کنم که از آن حال فاصله گرفتم. 2. چگونه خودم را برای نماز شب آماده کنم زیرا واقعا مشتاقم که با خدا در آرامش و بدون دغدغه صحبت کنم؟ 3. وقتی که گناه می کنم واقعا زجر می کشم. چگونه چله گناه بگیرم چون می خوام خودم را برای ماه محرم آماده کنم. با تشکر. ببخشید که وقتتون را گرفتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با رجوع به معارف الهی مثل معرفت نفس، پشتوانه‌ی عبادات خود را تقویت کنید 2- در روز مواظب باشید فضای رقابت و مقابله و کینه برای خود ایجاد ننمایید. در شامگاهان غذای سنگین نخورید و زود بخوابید 3- سعی کنید در موقعیت‌هایی که احتمال زمینه‌ی گناه می‌دهید وارد نشوید. موفق باشید

16461
متن پرسش
با سلام و تحیت: ببخشید 1. آیا به نظر شما اقای بهجت (ره)، به تجلیات ذاتی رسیده بودند؟ 2. نظر شما درباره ملاصدرا چیست؟ یعنی آیا ایشان به این درجه رسیده اند یا خیر؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دوی این بزرگواران به کمالات لازم رسیده‌اند، ولی «و ما ادریک ما الملاصدرا»؟ ملاصدرا چیز فوق‌العاده‌ای است. به تعبیر حضرت امام، او صدر الحكماء المتألهين و شيخ العرفاء الكاملين است. موفق باشید

13268

بدن قیامتیبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و احترام: از آنجایی که جسم قیامتی انسانها متفاوت از جسم دنیوی و برزخی آنها می باشد. آیا این امر برای جنیان و ملائکه نیز صادق است؟ به عبارتی گروه جنیان و گروه ملائکه نیز بعد از صیحه دوم و زنده شدنشان دارای بدن های قیامتی متفاوتی با بدن قبلی خود خواهند داشت؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدن قیامتی مطابق اراده و شخصیت موجوداتی است که دارای انتخاب و اختیارند و این تنها شامل جنّ و انس می‌شود و نه فرشتگان. موفق باشید

12848

معاد جسمانیبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت جنابعالي: در مورد معاد جسماني بنده تعجب مي كنم چرا عده اي اين بدن عنصري دنيوي برايشان اصالت دارد چون فهم اين مطلب سخت نيست كه نفس انسان در هر موطني تعيني دارد كه به آن جسم يا بدن گفته مي شود، در دنيا بدن دنيوي در خواب بدن متناسب با آن موطن، در برزخ همينطور در قيامت هم بايد بدني متناسب با ان موطن داشته باشد. وقتي حقيقت انسان روح انسان است و نفس بدون تعين معني ندارد مشخص است در هر موطني بدن متناسب با آن را داشته باشد الان نفوس در برزخ دارند زندگي مي كنند متنعم هستند يا معذب و هيچ نيازي هم به بدن دنيوي ندارند چرا بايد فكر كنيم در قيامت كه از شدت وجودي بيشتري برخوردار است بايد روح به همين بدن دنيوي بازگردد. بدن دنيوي كه فوق العاده داراي محدوديت است. بعضي آيات هم كه از آنها احيا بدن دنيوي برداشت مي شود بايد در نظر داشت در پاسخ كساني است كه حقيقت انسان را بدن او در نظر مي‌گیرند و مي گفتند اين بدن وقتي پوسيد چگونه احيا مي شود خدا هم در پاسخ مي گويد همان كه اول بار خلق كرد يعني بايد در اين سوالها توجه داشت سوال كننده همه حقيقت را در اين بدن دنيوي سوال مي كرد او اگر اعتقاد داشت نفس فارغ از بدن زنده است خود به خود او را مرده تصور نمي كرد كه از احيا ان سوال كند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل همان است که شما متذکر شدید یعنی موضوع شدت وجودی برای قیامت را نمی‌توانند بپذیرند و قیامت را دنیایِ دیگری می‌دانند با همین خصوصیات. موفق باشید 

12186
متن پرسش
سلام استاد: اینطور که من میدونم دکتر فردید، دکتر داوری، شهید آوینی و شما رویکرد تفکریتان آنتلوژی(وجود بینانه) است، ولی تفاوتی در نگاه دکتر داوری هست که در نگاه بقیه نیست - ما می بینیم وقتی مثلا صحبت از غرب شناسی می شود شما سه عزیز مثلا با واژه هایی مثل نفسانیت، انانیت، شیطانی بودن عالم غرب و... سخن تفکرتان را بیان می کنید ولی دیوان واژگان تفکری دکتر داوری اینگونه نیست و از این جهت شبیه به هایدگر می باشد. اما سوال بنده این است که آیا این نحوه ی مواجهه تفکری شما و دکتر فردید و شهید آوینی دچار سوء تفاهم اخلاقی به جای فهم تفکری نمی شود؟ مثلا وقتی دکتر فردید در مورد تفکر غرب لقب شیطانیت و یا حاکمیت نفس اماره را می دهد آیا اخلاق به جای تفکر به ذهن تبادر نمی کند؟ آیا این نحوه مواجهه موجب محدودیت تفکری نمی شود؟ یا آیا مخاطب گرفتار ایدئولوژی و تیولوژی بدون این که قصدش را داشته باشید نمی شود؟ مثلا ما می بینیم حافظ میدان حضورش در بشریت به جهت عمومیت تفکرش نسبت به مولانا بیشتر است چون که مولانا در اشعارش با قید و مستقیم گو هست در حالی که حافظ اینگونه نیست. یا آیا باید گفت هر کسی وظیفه ای دارد مثلا آوینی شما و... وظیفیه تان تبین درون گفتمانی مثلا انقلاب است ولی رسالت دکتر داوری جای دیگری ست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این نکته را می‌پذیرم که تفکر در میدان جبهه‌گیری‌های ایدئولوژیک در حجاب می‌رود و همه‌ی دغدغه‌ی بنده آن است که اگر بخواهیم تفکر را به جامعه‌ی خود برگردانیم ابتدا باید از روح قبیله‌گرایی و گرایش‌های حزبی عبور کنیم. ولی آنچه نباید فراموش کرد بین تفکر فلسفی با تفکر دینی است. در تفکر دینی از عاملی مثل نفس امّاره به صورت یک موضوع وجودی نمی‌توان غفلت کرد زیرا در تفکر دینی «تفکر رفتن از باطل سوی حق است» و لذا باید به موانع این تفکر نظر داشت و در این رابطه هر اندازه قرب بیشتر باشد، تفکر به معنای خاص آن شکوفاتر می‌شود و از این جهت نمی‌توان به نفسانیت نظر نداشت. حال ملاحظه کنید چقدر کار حساس است که از یک طرف متوجه باشیم که نگاه ایدئولوژیک به‌کلّی تفکر را دفن می‌کند و از این جهت آقای دکتر داوری موفق و متوجه‌اند و از طرف دیگر آن تفکر اصلی طلوع نمی‌کند مگر با عبور از نفسانیت. و چون بعضی از متفکران فنومنولوگ متوجه این موضوع نیستند در عین نفی غرب نتوانستند به تفکر دینی برسند تا با معنای حقیقی تفکر روبه‌رو شوند. موفق باشید     

نمایش چاپی