بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15340
متن پرسش
سوال شما: سلام و درود، استاد فاضل و ارجمند فرموده ایددر مسایل سیاسی نحوه برخورد شهید منتظری با شهید بهشتی با مخالفین تفاوت داشت. آیا موافقید طرز برخورد سلمان با ابوذر در مسایل سیاسی متفاوت بوده است؟ آیا موافقید طرز برخورد ابوذر با مخالفین همانند شهید منتظری بوده است و نحوه برخورد سلمان با مخالفین همانند شهید بهشتی (قدس سره) بوده است؟ پاسخ: باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌‌رسد مقایسه‌ی خوبی است. موفق باشید. سلام و ارادت؛ استاد گرانقدر با توجه به پاسخ شما به سوال فوق؛ آیا موافقید در مسائل سیاسی و طرز برخورد با مخالفین، در هر زمان علاوه بر سلمان ها، به ابوذرها هم نیاز داریم؟ البته سلمان ها بهتر از ابوذرها هستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این همه، حتما ملاحظه کرده‌اید که در روایات ما در مقایسه‌ی بین جناب سلمان و جناب ابوذر ارزش‌ بیشتر را به جناب سلمان می‌دهند در حدّی که می‌فرمایند اگر ایمان را ده قسم کنیم، هر ده قسم از ایمان را سلمان دارد و یا می‌فرمایند اگر اباذر می‌دانست چه بر قلب سلمان می‌گذرد می‌گفت «خدا رحمت کند کسی را که سلمان را به قتل برساند». از این جهت در دوران‌های فتنه، حکمت سلمانی از شور اباذری بیشتر کار ساز است. موفق باشید

15271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: خواستم بپرسم نظر جنابعالی در مورد اظهارنظرهای حاج آقای نقویان در باب مسئله ی نحوه ی تبعیت از رهبری چیست؟ اگر در جریان باشید، (به نظر بنده) مخلص کلام ایشون این بود که نباید بدون اندیشه و بررسی کردن، از بیانات ایشون تبعیت کنیم و اونهایی رو که میگن باید بدون چون و چرا سخنان ایشون رو بپذیریم، دروغ گویانی سودجو دانست که از این روش، بهره ها برده اند. نظر ایشون این بود که ما فقط از 14 معصوم میتونیم بدون چون و چرا پیروی کنیم. جالب اینه که کلیپ مربوط به سخنرانی ایشون رو، سایت رهبری نشر داده بود. با تشکر از صبر و حوصله ی شما استاد بزرگوار.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وجهِ مثبت این سخن می‌تواند این باشد که با تعقل و تفکر بر روی سخنان مقام معظم رهبری، جامعه به رشد و شکوفایی می‌رسد. در حالی‌که اگر تبعیت بدون تعقل باشد، آن رشد و شکوفایی حاصل نمی‌شود. موفق باشید

14554

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کتابهایی از شخصی به نام استاد عبدالله مستحسن چاپ شده است که در مباحث تفسیری نگاه خاص دارد به طور کلی نظر شما در مورد کتب و روش ایشان در برداشت از قران چه می باشد؟ آبا توجه به اینکه عرفان و حکمت خوانده ام و درس خارج می خوانم و مباحث تفسیری کار می کنم لطفا سوال را دقیق پاسخ دهید و اگر ممکنه برایم ایمیل بفرمایید. با تشکر فراوان و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده رویهم‌رفته کتاب‌های جناب آقای مستحسن را مطالعه کرده‌ام و مطالب خوبی را در آن دیدم، إلاّ این‌که باید در معارف اسلامی و حقایق ولایی حضور تاریخی امروز ما مدّ نظر قرار بگیرد. موفق باشید

12188
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد: بنده دنبال یک راهکار عملی برای کنترل خیال هستم. چون خیلی گرفتارش هستم و اصلا تمرکز ندارم. تا متوجه میشم باز خیال دیگه ای سراغم میاد. سپاسگزارم از راهنماییتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر کتاب «ادب خیال و عقل و قلب»، جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» در این مورد خوب است. سعی کنید با تمرکز بر روی متون معرفتی و دینی کار را جلو ببرید.اساساً وقتی که انسان حرکت سلوکی خود را شروع کند با انواع خیالات روبه‌رو می‌شود و به گفته‌ی مولوی: «آب گل خواهد که در دریا رود / گل گرفته پای او را می‌کشد» اگر کسی قصد عبور از کثرت به دریای وحدت نداشته باشد که متوجه‌ی این‌همه خیالات که در درون او بود نمی‌شود! به گفته‌ی مولوی باید رنج‌ها و بلاها کشید و خون دل‌ها خورد تا روح، از این کثرات آزاد شود. گفت: «بس بلا و رنج بایست و وقوف / تا رهد این روحِ صافی زین حروف. این حروف واسطه ای یارِ غار / پیش سالک خار باشد خارِ خار» . موفق باشید

11292

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم،با تشکر از زحمات شما استاد عزیز بابت تمام روشنگری ها. بنده خانمی 33 ساله هستم یک ازدواج ناموفق هم داشتم تقریبا 8 سالی هست که جدا شدم از لحاظ خانوادگی و ظاهر هم موقعیت متوسط و خوبی دارم خواستگار هم کم نیست ولی هیچکدام به سرانجام نمیرسد و شرایط جور در نمی آید.برادری هم دارم 29 ساله که برای ایشون هم به خواستگاری میرویم ولی اون هم جور در نمیاد اهل سختگیری هم نیستیم سه ملاک داریم ایمان در حد انجام واجبات،اخلاق خوب و بحث ولایت فقیه.استاد مادر بنده خیلی بی تابی میکنن و ناامید شدن میگن چرا هیچی جور در نمیاد این سوال رو داشتیم که ممکنه بالاخره انسان در طول عمر خود دچار غیبت شده باشه که قطعا هم شده یا عمدی یا غیر عمدی شماتت هم کرده باشه که الان هم یادش نیاد دقیقا چه موردی بوده میخواستن بدونن که در این مورد چکار باید کرد صرف توبه و دعا در حق آنها کافیه؟ یا اثر وضعی اون اعمال ممکنه دامنگیر بشه؟ و اینکه این تاخیر در ازدواجها و جور نشدن امور از چی ناشی شده؟محاسبه عمر کردیم آیا دوباره اینکارو بکنیم؟البته جبران رو کم کم میشه انجام داد.ببخشید که طولانی شد. دعا بفرمایید. متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: (شخصی) با خوش‌رویی با خلق و صله‌ی رحم و صدقه و رضایت به تقدیر الهی موانع را برطرف کنید. موفق باشید
5583
متن پرسش
باسلام. 1.ما در سه جمله از سه بزرگوار گیر کرده ایم:1.امام خمینی:والله همه اسلام سیاست است.2.آیت الله مدرس:سیاست ما عین دیانت ماست.3.آیت الله مصباح یزدی: سیاست جزءدیانت ماست، آن در یک برهه ای از زمان بود که سیاست عین دیانت بود؟این ها چگونه جمع می شوند؟ 2.چندین هفته است یکشنبه ها به شما زنگ می زنیم ولی جوابگویی تلفنی ندارید آیا این کار را لغو کردید یا به زمان دیگر موکول کرده اید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از بابت یکشنبه‌ها عذرخواهی می‌کنم که نمی‌توانم تلفنی خدمت عزیزان باشم ولی از طریق سؤال و جواب‌های سایت خدمت عزیزان هستم. اما عنایت داشته باشید هرکدام از این سخنان نظر به وجهی دارد. بعد از آن‌که امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را در سال 1342 آزاد کردند، روزنامه‌های رژیم شاه اعلام کردند آیت‌اللّه قول داده‌اند در سیاست دخالت نکنند. حضرت امام در جواب این تهمت فرمودند: «به ما گفته‌اند شما به کار دیانت بپردازید و کاری به سیاست نداشته باشید. در این رابطه فرمودند مگر سیاست از دیانت جدا است؟ واللّه همه‌ی اسلام، سیاست است. یعنی نمی‌توان اسلام را به دیانت و سیاست تقسیم کرد و این همان سخن مرحوم مدرس است که می‌فرماید: سیاست ما عین دیانت ما است. یعنی ما سیاست خود را با دیانت خود جلو می‌بریم و تعریف می‌کنیم و چون بعضی خواستند این جمله را طوری معنا کنند که عبادات در حاشیه قرار گیرند. حضرت آیت‌اللّه مصباح تأکید می‌کنند سیاست جزء دیانت ما است نه این‌که دیانت به حاشیه رود هرچند وقتی شرایط طوری است که به اقتضای وظیفه‌ی دینی باید وارد معرکه‌ی سیاست شد آن سیاست عین دیانت است. موفق باشید
3579
متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی میخواستم منابعی در زمینه اسماء و صفات الهی و کیفیت تجلی این اسماء در قلب عارف و این که چگونه عارف مظهر اسماء الهی می شود به حقیر معرفی کنید. با تشکر فراوان و التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شاید کتاب «اسماء الهی، دریچه‌ی انس با خدا» که روی سایت هست کمک کند. موفق باشید
2319
متن پرسش
سلام استاد چطور متوجه وظیفه خود در آینده شویم ؟ چه مقدماتی نیاز دارد که باید بدانیم و چه کارهایی باید انجام دهیم تا خدا بتواند و اراده کند که وظیفه مارا به ما بنمایاند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: تو هرچه امروز باید انجام دهی را انجام بده خداوند آنچه را فردا باید انجام دهی را در مقابلت قرار می‌دهد. موفق باشید
1383

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمام همکاران در سایت لب المیزان که این طور معارف استاد عزیز را پخش و نشر می دهند . اجرتان با آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف . با عرض سلام و ارض ادب خدمت استاد عزیز و گرامی اینجانب سوالی از محضر شریف پرسیدم به این مضمون که اگر بخواهم جلسه ای برای مخاطبان دبیرستان به بالا داشته باشم چه پیشنهادی در رابطه با مباحثی که قراره مطرح بشه دارید ؟ در جواب فرمودید : مباحث را از کتاب جوان و انتخاب بزرگ بخش من کو شروع کنید و بعد به سرغ بخش اول بروید. حالا سه سوال دیگر خدمتتان داشتم : 1 : آیا بعد از مبحث من کو به سراغ آشتی با خدا بخش چهارم بروم و از جلسه ی 4 تا 8 را کار کنیم برای عمق کار و بعد به جلسه ی اول و سوم جوان و انتخاب بزرگ و 3 جلسه ی اول آشتی با خدا برگردم یا اینکه در کتاب جوان و انتخاب بزرگ بعد از بخش دوم به سراغ بخش اول بیایم و بعد به آشتی با خدا رجوع کنم ؟ 2 : مبنای شما چیست در اداره ی جلسات طلاب و دانشجو و دبیرستان به بالا ؟ و کلا چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید در آغاز جلسه و چه نکات و پیشنهادات و نظرات ارزشمندی دارید که ما بتوانیم در آغاز کار استفاده ی لازم را ببریم ؟ 3 : بنده ی حقیر در حال حاضر در حال مطالعه ی سیر شما هستم اما به مشکلی برخورد کردم و آن اینکه : در سیر مطالعاتی بعد از چهار کتاب اول به سراغ مباحث تفسیر رفته اید در حالی که در پاورقی بعضی از 4 کتب اول فرموده اید : برای عمیق کردن این بحث رجوع کنید به فلان کتاب حال وظیفه چیست ؟ اینکه مباحث معرفت النفس را اول به طور کامل عمیق کار کنم با کتابهای مختلف شما در این ضمینه یا اینکه طبق سیر جلو بروم و بعد از چهار کتاب اول سراغ مباحث قرآنی و نهج البلاغه بروم ؟ با تشکر فراوان . در ضمن اگه مسئولان عزیز سایت بتوانند پاسخ ای سوال را برایم ایمیل کنند ممنون می شوم با نهایت تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- بعد از بحث «من کو» سراغ جلسه‌ی اول و سوم بروید و اگر آماده بودند به کتاب «ده نکته از معرفت نفس» بپردازید و بعداً به جلسه‌ی 4 تا 8 کتاب «آشتی با خدا» رجوع فرمایید. 2- مبنای ما معرفت نفس است و فکر می‌کنم اگر بتوانید مباحث معرفت نفس را بعد از ده نکته و بعد از کتاب «از برهان تا عرفان» با کتاب «خویشتن پنهان» دنبال کنید و سپس به بحث «معاد؛ جدی‌ترین زندگی» رجوع شود معارف خوبی نصیب مخاطب می‌شود. 3- بستگی به آمادگی خودتان دارد؛ اولا: آنچه در پاورقی می‌آید برای آن است که اگر خواننده لازم می‌بیند در خصوص آن موضوع بیشتر کار کند باید به آن کتاب رجوع کند. ثانیاً: ما باید در همه‌ی مراحل به نحوی با نور قرآن مرتبط باشیم فکر می‌کنم بعد از طی مقدمات خوب است که اُنس شما با مباحث قرآنی شروع شود و در کنار آن مباحث معرفت نفس را با عمق بیشتر دنبال بفرمایید. موفق باشید
1178

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیزم، حضرتعالی درجایی می فرمایید خداشناسی زحمت می خواهد و فراغت می طلبد و واجب ترین امر است و میزان برای قبولی اعمل معرفت به حقایق عالیه که رأس آن خداست می باشد، واز طرف دیگر می فرمایید ائمه علیهم السلام نه فیلسوف بودند و نه متکلم بلکه با رعایت دقیق موازین شرعی خدا بر قلب آن ها تجلی نمود، پس می شود اینگونه نتیجه گرفت که نیازی به به مباحث معرفتی در حد وسیع کلامی و فلسفی نخواهد بود و یک شناخت جزئی در حد اغنای عقل کافی است و کافی است ما نیز رعایت موازین شرعی را داشته باشیم تا خدا بر قلب ما نیز تجلی کند از طرف دیگر می بینیم که مردم برای شناخت این حقایق وقتی نمی گذارند و دارای اعتقادات ضعیفی می باشند آیا این عدم شناخت برای ما درد سر خواهد شد؟ با تشکر و التماس دعای خیر در این شب های عزیز
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی ائمه «علیهم‌السلام» به عنوان معلمان توحید توسط خداوند پروریده شده‌اند ولی ما با تدبر در سخنان آن‌ها به توحید نزدیک می‌شویم و اعمال دینی‌مان ما را به نتیجه‌ی بیشتر می‌رساند. مسلم هر کس به اندازه‌ی بصیرتی که در توحید دارد از پل صراط دنیا می‌تواند بدون درد سر عبور کند. موفق باشید
21947

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم.سلام علیکم. قسمتی از کتاب «با مخاطب های آشنا» از دکتر شریعتی رو خدمتتان می آورم لطفا نظرتان رو بفرمایید که با چه نگاهی می توان به این گفته ها نگاه کرد. صفحه 8: «همانطور که دکتر مصدق تز اقتصاد منهای نفت را مطرح کرد ...الحمد لله تز اسلام منهای آخوند در جامعه تحقق پیدا کرده است و این موفقیت موجب شده که اسلام از چهارچوب تنگ قرون وسطایی و اسارت در کلیساهای کشیشی و بینش متحجر و طرز فکر منحط و بینش خرافی آزاد شده است»، ....«من گاندی آتش پرست را بیشتر لایق شیعه بودن می دانم تا آیت الله بهبهانی و بدتر از او علامه مجلسی را»، بعد از احمد حنبل تعریف می کند و بعد به پدرش می گوید: «که شما تشیعی که هلاکو و شاه عباس و شاه سلطان حسین بعنوان صله در قبال عبودیت و سجود خواجه نصیر و تملق های مستانه مجلسی در مقدمه زاد المعاد و به عنوان بغضی علیه خلیفه بغداد عطا کرد نمی توانید بنام یک مسلمان که شاگرد محمد و علی و قرآن و حسین است و معتقد به توحید و تقوی و حریت و عدالت قبول داشته باشید.» با توجه به فضای کتاب در می آید که دنبال اسلام ناب انقلابی و حتی بدون تقیه می گردد ولی اینکه با این لحن علما رو زیر سوال می برد چگونه این سخنان را می توان توجیه کرد. در صورت امکان عمومی پاسخ دهید ایمیل خراب است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخنان مربوط به دورانی از زندگی دکتر شریعتی است که سختْ تحت تأثیر دکتر مصدق و جبهه‌ی ملی است. ولی بعداً تغییر اساسی پیدا می‌کند در حدّی که به شدت ارادتمند حضرت امام می‌شود و در این راستا است که رهبر انقلاب از شریعتی دفاع می‌نمایند و جنابعالی می‌توانید در فضای مجازی نظرات رهبری را در این مورد جستجو کنید. موفق باشید

21255

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد سوالم از خدمتتان این است که من این تفاوت شدت توحید انبیا الهی و تفاوت در عصمتشان را با مطالعه کتب متوجه نمی شوم. اگر لطف بفرمایید و کمی توضیح بفرمایید ممنون می شوم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن می‌فرماید: «تلک الرسل فضّلنا بعضهم علی بعض» به گفته‌ی علامه‌ی طباطبایی این شدت و ضعف، در توحید است. زیرا توحید، تشکیکی است. ولی از نظر عصمت به معنای دستورات خدا، همه‌ی آن‌ها معصوم‌اند. موفق باشید

20368

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد چند کتاب هم از خودتان و هم از دیگران با توجه به حالاتم به من معرفی کنید. چون اکثر آثار شما را خوانده ام از دیگران بیشتر معرفی کنید. لطفا یک کتاب مثل سفینه الصادقین هم به من معرفی کنید و کتابی هم مثل داستان های شگفت شهید دستغیب. لطفا تعداد زیاد معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های آقای مرحوم علی صفایی رویهمرفته با شما حرف می‌زند و حرف‌های خوب می‌زند. کتاب «پایی که جا ماند» آدم را به فکر فرو می‌برد که چگونه حضور در انقلاب اسلامی، این‌همه توانایی و مقاومت در یک انسانی که اسیر دشمن است، ایجاد می‌کند. موفق باشید

19042
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: خواستم با شما مشورتی داشته باشم در مورد موضوعی. من سال پیش وارد رشته سینما شدم هم بخاطر علاقه ای که داشتم و هم بخاطر اینکه سینما و رسانه رو بستر بسیار مناسبی برای خدمت در راه خدا میدونستم و متاسفانه سینمای امروز ما راهی کاملا اشتباه رو پیش گرفته و خواستم ان شاءا... قدمی الهی بردارم وقتی به تهران رفتم بعد از مدتی مقصد اصلی تبدیل به فرع شد و ضربه ای عجیب از این خوردم و دچار پوچی و اضطراب شدیدی شدم که اون به لطف خدا باعث شد تا مقصد اصلی انسان به من یاداوری بشه و وجودم را آرام کنم. من قبل از ورود به دانشگاه می خواستم حوزه و دانشگاه رو با هم بخونم تا ان شاءا... همیشه در محور اصلی خود بمانم اما فکر کردم که نمی شود هر دو را با هم خواند و اینجور شد که نرفتم و پشیمونم اما چند روزی است دوباره به حوزه فکر می کنم چون برای سینما محتوا بسیار حیاتیست فکر کردم محتوای دقیق و درست را از طریق حوزه به دست بیارم و چون فضای سینما فضای مطلوبی نیست خواستم در بستر مناسبی باشم تا خدایی نکرده این فضای بد تاثیری روی من نگذارد. سینما اصلا به خودی خود برایم مهم نیست دین من محور اصلی است. نظر شما در مورد رفتن به حوزه و دانشگاه همزمان چیست چون من دوستانی در دیگر رشته ها دارم که هر دو را با هم دارند؟ در مورد محتوایی که احتیاج است فقط حوزه می تواند کمکم کند؟ تصمیم گرفتم که به جای تهران دانشگاه رو در اصفهان ادامه بدم چون اونجا رو تجربه کردم و لزومی به ادامه دانشگاه در تهران با آن خرج و مخارج و مشکلات رو ندیدم. استاد تنها چیزی که بین این تصمیم گیری ها ارومم میکنه اینکه توکلم تنها به خداست. ممنون از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید صِرفاً در حوزه وارد شوید نتیجه‌ی بیشتری می‌گیرید، وگرنه در دانشگاه هم قسمت حوزه‌ی دانشجویی نحوه‌ای از نزدیکی به حوزه را فراهم می‌آورد. موفق باشید

18764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت إستاد گرانقدر: مدتي پيش مشغول خواندن گزارشي راجع به خانمي بودم كه در هنگام عمل به هوش آمده بود بخشي إز گزارش به شرح زير است: «من آن‌جا دراز کشیده بودم و فکر می‌کردم: «حالا واقعا توی دردسر افتاده‌ام». من تا همان‌جا در ذهنم با خانواده‌ام خداحافظی کرده بودم چون فکر نمی‌کردم نجات پیدا کنم. حالا نمی‌توانستم نفس بکشم. صدای پرستار را می‌شنیدم که سرم داد می‌کشید. او یک طرف بود و می‌گفت: «نفس بکش دانا، نفس بکش». اما هیچ کاری نمی‌توانستم بکنم. همان طور که او مدام به من می‌گفت نفس بکشم، شگفت‌آورترین چیز اتفاق افتاد. من یک تجربه خروج از بدن داشتم و بدنم را ترک کردم. من مسیحی هستم و نمی‌توانم بگویم که به بهشت رفتم، اما روی زمین هم نبودم. می‌دانستم که جای دیگری هستم. آن جا ساکت بود. صدای اتاق عمل در پس‌زمینه بود، من هنوز می‌توانستم صدای‌شان را بشنوم. اما مثل این بود که آن‌ها خیلی خیلی دور هستند. ترس از بین رفته بود، درد از بین رفته بود. احساس گرما می‌کردم، احساس آرامش می‌کردم، احساس امنیت می‌کردم. و به طور غریزی می‌دانستم که تنها نیستم. حضوری با من بود. همیشه می‌گویم آن خدا بود که با من بود چون هیچ شکی در ذهن من نبود که او در کنار من است. و بعد صدایی را شنیدم که می‌گفت: «هر اتفاقی رخ بدهد، مشکلی برای تو پیش نمی‌آید». در این مرحله می‌دانستم چه زنده بمانم و چه بمیرم، همه چیز خوب خواهد بود. در تمام مدت این ماجرا در حال عبادت بودم تا ذهنم را مشغول کنم، برای خودم آواز می‌خواندم و به شوهر و فرزندانم فکر می‌کردم. اما وقتی این حضور با من بود، فکر کردم: لطفا بگذار من بمیرم چون نمی‌توانم بیشتر از این ادامه بدهم. اما به همان سرعتی که به آن جا رفتم، برگشتم. به چشم بر هم زدنی دوباره به بدنم در اتاق عمل برگشته بودم. هنوز می‌توانستم صدای کار کردن آن‌ها را روی خودم بشنوم و صدای پرستار را که فریاد می‌زد: «نفس بکش دانا». حال مي خواستم إز جنابعالي سؤال كنم با توجه به مباحث موجود در اسلام إز لحاظ اين كه اين افراد مسيحي هستند و در حال پيروي از ديني اند كه در آن انحراف إيجاد شده چگونه چنين تجربياتي دارند و اصلا چه اتفاقي هنگام مرگ رخ مي دهد؟ با تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 18754 شد خوب است به آن رجوع شود. عنایت داشته باشید که مردم معمولی که با اعتقاد دینی به دینِ خود رجوع دارند، با مسئولان آن دین که زمینه‌ی تحقیق و مقایسه بین دین مسیح و دین اسلام برای آن‌ها هست، فرق می‌کند. آن‌ها مسئول عدم هدایت جامعه‌ی خود به کامل‌ترین دین نیستند. موفق باشید

18206
متن پرسش
سلام علیکم: عرفای بزرگوار قائلند که مسیر با معرفت النفس طی می شود و کسی که جاهل به خود باشد به همه چیز جاهل است، حال استاد میرباقری کلا قائل به معرفت الامام هستند و این را محوری می دانند ولی باز بنظر این حرف درست نباشد چون اگر معرفت نفس نباشد ما به معرفت الامام هم جاهل هستیم، و از آن طرف هم می بینیم که عرفا می گویند به هرجا رسیدیم از در ائمه اطهار بوده، خلاصه کدام حرف درست است؟ کدام مسیر اولویت دارد و جمع آن ها چطور است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم هرجا رسیدیم به نور وجود مقدس ائمه‌ی اطهار«علیهم‌السلام» بوده است و امروز، حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه»اند که به خلایق مدد می‌رسانند و معرفت نفس برای فهم این مطلب است که بهتر بتوانیم حضور امام را درک کنیم. موفق باشید

17569
متن پرسش
باسمه تعالی با عرض سلام و احترام: بنده بعد از گوش کردن به سخنرانیهای معرفت النفس، برهان صدیقین، حرکت جوهری، در حال گوش کردن به شرح سوره حمد حضرت امام (ره) می باشم. سوالم این هست که هنوز بنده با تمام وجود فرم نازله معنایی برایم حل نشده هست. برای این منظور جنابعالی دو مثال زده اید، اولی مثال نور است و دومی مثال روح، عقل و خیال. هر چند به نظر بنده مثال دوم بسیار گویا تر هست اما به هر حال نفس بنده با نفس علی یا تقی فرق می کند. چگونه می شود هم قایل به وحدت وجود بود هم قایل به تفاوت نفس بین مثلا دو انسان یا بین یک روح حیوان یا روح یک نبات بود. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه با ادامه‌ی کار و با نظر به عین ثابته‌ی هر مخلوق و امکانِ ذاتی آن‌ها متوجه خواهید شد تفاوت مخلوقات، مربوط به امکانِ ذاتی خودشان است و از این جهت از تشکیک وجود که بحثِ نازله‌‌بودنِ وجود را پیش می‌کشد؛ عبور خواهید کرد و تشکیک در ظهور مطرح می شود. موفق باشید

17128
متن پرسش
سلام استاد عزیز: اولین بار است که با حضرتعالی مکاتبه می کنم. در پاسخ به سوال شماره 17115 ، به آن عزیز پرسشگر فرمودید که «...اگر راه نوری اُنس خدا را در پیش گیرید و با حضرت حق مأنوس شوید، این چراها همه، چون گردی بر هوا می‌رود...» ؛ حال سوال حقیر این است که این «راه نوری انس با خدا» چیست و چگونه است؟ خواهشا شرحی مفصل عنایت بفرمایید. تشکر و سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح مفصل نمی‌خواهد! اولیاء الهی«علیهم‌السلام» این راه را با حدیث «من عرف نفسه فقد عرفه ربّه» در مقابل ما گشوده‌اند و بنده در همین رابطه کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و 10 جلسه شرح صوتی آن که هر دو بر روی سایت هست را، خدمتتان پیشنهاد می‌کنم. موفق باشید

16711

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: بنده ارسال کننده ی سوال 16670 هستم. ممنون از راهنمایی و پاسختون، کتابتون رو فبلا مطالعه کردم و بهره مند شدم، اما بجز تغییر اسم سوالات دیگه ای هم در ذهنم بود، مثل جمع اعداد و نسبت ستاره ی افراد با هم. می خواستم جایگاه اختیار انسان رو بدونم و گرنه این صحبت هایی که برخی به دنبالش هستند رو چرا علما انجام نمی دادند؟ مثلا عالمی که می خواست ازدواج کنه می دید ستاره ی اون فرد باهاش جفت هست یا نه!! باعث تاسفه که بگم این روزها هستند افراد زیادی که به عینه دیدم برای تشخیص جفت بودن ستاره به افرادی مراجعه می کنند و آن قدر اعتقاد دارند به اینطور چیزا و این آدم ها که تنها به همین دلیل از ازدواج منصرف می شوند. خداوند عاقبت همه رو ختم بخیر کند ان شاالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها چیزهایی نیست که بتوان به آن اعتماد کرد یا مشغول‌شان شد! موفق باشید

16078

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام‌: بنده اینک فکر می کنم به عنوان پدر بشریت باید باشم، یعنی همان نقش حضرت حجت و اکنون نوبت تربیت مهدوی رسیده و بر این اساس با پوشاندن گناهان افرادی که جاهلانه عمل کردند حتی به ساحت ائمه جسارت کردند مثل نامجو خواننده ایرانی سعی کنم چو یک پدر دلسوز آنها را نسبت به برداشت غلطشان و سوءتفاهم پیش آمده آگاه کنم. البته این مسئله به جز افرادی است که آگاهانه و با از روی غرض علیه دین عمل می کنند که البته تعدادشان بسیار محدود است در سراسر دنیا. حال این نوع تربیت درست است؟ و گر بله که آسیب های احتمالی اش کدامند؟ و چه روشی صحیح تر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در محدوه‌ی میدانی که در مقابل‌مان قرار دارد، وظیفه‌های شرعی خود را إعمال می‌کنیم و لذا نه از «معروف» باید غفلت کرد و نه از «منکر». موفق باشید

15884

مراتب تقوابازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید: تشکر از راهنمایی های مفیدتون و وقتی و زحمتی که متقبل میشین. ببخشید اینکه گفته میشه که مرحله اولیه تقوی، ترک محرمات و انجام واجبات است، میشه بفرمایید مراحل بعدی اون چی هست و منابعی هم در این مورد به بنده معرفی کنین؟ ممنون از لطفتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر ترک محرمات و انجام واجبات، احوالات خاصی نصیب انسان می‌شود که در این مرحله، تقوا عبارت است از آن‌که آن احوالات معنوی را از خدا ببینیم تا گرفتار عجب و تکبر نشویم و تا آخر با یاد مواظب چنین امری بود. موفق باشید

15409
متن پرسش
سلام استاد: سوال من در مورد عصمت از خطا و گناه ائمه (ع) هستش. چرا بعضی از فرماندارانی که حضرت علی (ع) انتخاب می کنند برای سرزمین های مختلف باید اشتباه داشته باشند؟ مگر حضرت آگاهی از اون ها نداشتند؟ این آیا خطا برای حضرت حساب می شود؟ (چند جا در نهج البلاغه در نامه ها این تذکرات به فرمانداران دیده شده) (من در جایی دیگر شنیدم که حضرت یکی شون رو در شهر به خاطر بی کفایتی می چرخونند)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت ائمه«علیهم‌السلام» در این موارد در عین آگاهی از باطن امور، مأمور به عمل بر اساس ظواهر هستند تا چهره‌ی چنین افرادی مشخص شود. نمونه‌ی آن‌ را در روش حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌‌علیه» داشتیم که فرمودند: من از اول با روی کارآمدنِ آقای بازرگان مخالف بودم. ولی چون شورای انقلاب او را پیشنهاد کرده بودند، حضرت امام مخالفت خود را اظهار نکردند و همین موجب شد برای ملت روشن شود اگر میدان به لیبرال‌ها داده شود، انقلاب را یک‌شبه به دشمن تسلیم می‌کنند. موفق باشید

15215

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد وحدت وجود یعنی چه و نظر مرحوم ملاصدرا چه بوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «عرفان نظری» از حجت‌الاسلام استاد یزدان‌پناه در این مورد راهنمایی‌های خوبی دارد. موفق باشید

14938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز و گرامی: خداوند ان شاء الله شما را برای ما حفظ کند. ما را ببخشید که اذیتتان می کنیم. سوالم در مورد این کتب بود: جایگاهشان چیست و کی باید خوانده شوند: ۱. شوارق الالهام. لاهیجی ۲. نهایت الدرایه. کمپانی ۳. رساله وجود رابط آقا علی حکیم ۴. کشف المراد ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با بودن کتاب‌هایی مثل «بدایة الحکمه» و «نهایة الحکمه» و کتاب «شرح مبسوط منظومه» شهید مطهری، نیاز نیست به طور مستقیم به آن کتاب‌ها رجوع شود مگر برای یک تحقیق خاصّ. موفق باشید

14091
متن پرسش
سلام استاد: شرمنده قول داده بودم به این زودی ها مزاحمتان نشوم. همان طلبه ای هستم که راجع به رفتن به سوریه از شما مشورت خواستم. راستش دیشب خوابی دیدم عجیب، نمی دانم آیا چون به جنگ و این چیزها فکر می کردم این خواب را دیدم یا خوابم معنای خاصی دارد، گفتم به شما بگویم شاید شما به نکته ای از این خواب من پی ببرید. خواب دیدم در همین حجره ای که در حوزه دارم، با یکی از هم حجره ای هایم مشغول تیر اندازی به طرف دشمن هستیم، دوستم یک تفنگ داشت و من هم یک تفنگ و دقیقا در حجره ی خودمان بودیم ولی روبرو دشمن بود و یادم هست که من به یک هواپیمای نظامی شلیک کردم و هواپیما سقوط کرد و پس از اینکه هواپیما سقوط کرد دوستم اسلحه ی خودش و مرا گرفت و به کسی یا جایی تحویل داد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده علم تعبیر خواب ندارم. موفق باشید

نمایش چاپی