بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21756

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: منظور ابن عربی از این جمله چیه؟ ابن عربی خود را یگانه حجت بی نظیر الهی در تمام عالم و در تمام دوران ها و بالاتر از امامِ هر زمان می داند! «و منهم رضی الله عنهم الختم و هو واحد لا فی کل زمان بل هو واحد فی العالم یختم الله به الولایه المحمدیه فلایکون فی الاولیا المحمدیین اکبر منه...فی کل عصر واحد یسمو به/ و انا لباقی العصر ذاک الواحد» ✍️ترجمه: «و از جمله ایشان «ختم» می باشد که او تنها یک نفر است نه در هر زمانی بلکه در تمام جهان و کل عالم که خدواند ولایت محمدیه را به او خاتمه دهد و در اولیای محمدی بزرگتر از او وجود ندارد... (بیتی که بر در راهرو ورودی قبر محیی الدین به سرداب نوشته و از خود اوست:) و برای هر عصر یک نفر هست که آن عصر به سبب وجود او عظمت می یابد و من برای باقی عصرها همان یک نفرم» (فتوحات/۹/۲ و کتاب روح مجرد) مخالفان فلسفه میگن ابن عربی خودشو از امام زمان هم بالاتر میدونه. آیا درسته؟ یا منظورش در این عبارت چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بحث‌های مفصلی شده است. آیت اللّه جوادی در شرح «فصوص الحکم» می‌فرمودند این سخن محی‌الدین به معنای ختم ولایت جزئیه است زیرا خود او، حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» را خاتم ولایت می‌داند و ولایت جزئی به این معنا است که در ظهور عرفان نظری، ایشان یگانه است، به همین دلیل هم بعد از او همه به او تأسی جسته‌اند، حتی حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه». واللّه اعلم! موفق باشید

20832
متن پرسش
با سلام: در یکی از سوال ها دیدم که روایتی از امام ابوالحسن الرضا (علیه السلام) برای توصیف زمامدار امت و ولی فقیه آورده اید که امام می فرماید : إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ» با یک جستجو دیدم که بعد از ولا يَحيرُ فيهِ عَنِ الصَّوابِ ، آورده است : فَهُوَ مَعصومٌ مُؤَيَّدٌ ، مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ ، قَد أمِنَ الخَطايا والزَّلَلَ والعِثارَ ، يَخُصُّهُ اللّه ُ بِذلِكَ لِيَكونَ حُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ ، وشاهِدَهُ عَلى خَلقِهِ ، و «ذلِكَ فَضلُ اللّه ِ يُؤتيهِ مَن يَشاءُ واللّه ُ ذُو الفَضلِ العظيمِ و در تحف العقول هم بعد از کلمه مُؤَيَّدٌ آورده است که : قد امن من الخطا و الزلل ، خصه بذلک لیکون ذلک حجه علی خلقه ، شاهدا علی عباده ، فهل یقدرون علی مثل هذا فیختارونه فیکون مختارهم بهذه الصفه ؟! . چند نکته به نظرم رسید: اول اینکه: این روایت در خصوص معرفی امام معصوم علیه السلام است که در کتاب تحف العقول آورده شده است. و در منابع دیگر ذکر شده است که آن زمامدار مَعصومٌ مُؤَيَّدٌ ، مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ است. دوم اینکه: در ادامه حدیث می فرماید که امام : قد امن من الخطا و الزلل : از هر اشتباه و لغزشی به دور است. سوم: امام رضا علیه السلام در معرفی امام معصوم می فرماید: يَخُصُّهُ اللّه ُ بِذلِكَ لِيَكونَ حُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ: خدا آن شخص که زمامدار امت و امام مردم است از خطا ایمن داشت تا حجتی بر آفریدگانش باشد. چهارم : در آخر حدیث اما رضا (ع) می فرمایند : فهل یقدرون علی مثل هذا فیختارونه فیکون مختارهم بهذه الصفه؟! . آیا بندگان توان این را دارند که چنین شخصی را با این ویژگی ها انتخاب کنند؟ (استفهام انکاری) بندگان خدا نمی توانند شخصی با این صفات را برای رهبری و امامت انتخاب کنند. و اینکار تنها در توان خداست. پس شما چرا یک حدیثی که آنقدر واضح در مورد معصومین (علیهم السلام) است را برای یک شخص غیرمعصوم که ولی فقیه باشد به کار می برید؟ حال آنکه ایشان خطا هم داشته است و اعتراف کرده. (مسأله کنترل جمعیت)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید مصداق اصلی آن روایت امام معصوم است. ولی در ابتدای حدیث حضرت متذکر می‌شوند «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ» و از این طریق زمینه‌ی توسعه‌یافتنِ روایت را به مخاطب می‌دهند. بدین معنا که خداوند هرکس را به همان اندازه که برای اداره‌ی امور بندگانش انتخاب کند، به همان اندازه مددهای فوق‌الذکر را به او ارزانی می‌دارد و در این رابطه است که ما به نایب ائمه رجوع می‌کنیم، در آن حدّ که حضرت صاحب الأمر «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در تأیید نوّاب خود می‌فرمایند: سخن آن‌ها سخن من است. زیرا ذیل الطافی که به امام می‌شود، آنان نیز مورد لطف الهی قرار می‌گیرند. در راستای چنین آموزه‌ای حضرت امام صادق (ع) مى ‏فرمايند: رسول خدا (ص) فرمودند: «يَحْمِلُ هَذَا الدِّينَ فِي كُلِّ قَرْنٍ‏ عُدُولٌ يَنْفُونَ عَنْهُ تَأْوِيلَ الْمُبْطِلِينَ وَ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ وَ انْتِحَالَ الْجَاهِلِينَ كَمَا يَنْفِي الْكِيرُ خَبَثَ الْحَدِيد»[1] در هر قرن انسان‏هاى متعادل و عدولى هستند كه اين دين را حمل نموده و هرگونه تأويلِ اهل باطل و تحريف افراطيون، و ادعاهاى جاهلين را از آن دور مى ‏گردانند، همان‏طور كه كوره‏ ى آهنگران پليدى و چركى آهن را پاك مى‏ كند. موفق باشید


[1] ( 2)- بحارالأنوار، ج 2، ص: 93.

20387
متن پرسش
با سلام: نظر دکتر گرانقدر را در ارتباط با علم عباس دزفول می خواستم؟ واقعاً مهم است؟ آیا مطلب ذیل سندیت دارد؟ حدود ۲۵۰ سال پیش خرمن‌های گندم یک کشاورز خود به خود برکت پیدا می‌کند و موقع جدا کردن کاه از گندم متوجه می‌شود که یک شی نسبتا سنگین طلایی و براق به زمین می‌افتد که نمی‌داند چیست. به هر صورت آن را به همراه گندم‌ها به خانه می‌آورد و در انبار می‌گذارد. وی افزود: صاحب گندم‌ها فردا که می‌خواهد به انبار برود می‌بیند مقداری از گندم‌ها از روی دیوار به بیرون ریخته است. تصور می‌کند دزد به انبار زده ولی می‌بیند درها همه قفل هستند و انبار از فرط زیادی گندم سرریز کرده است. پیش خود فکر می‌کند که شاید وجود این فلز براق باعث برکت گندم‌ها شده است. بنابراین آن را به افراد بزرگ شهر و به چند زرگر از جمله شخصی به نام مرحوم حاج محمود زرگر نشان می‌دهد. پس از این که فلز را بررسی می‌کنند معلوم می‌شود که این فلز براق تیکه‌ای از کلاه خود حضرت عباس (ع) بوده که پس از جنگ کربلا توسط یکی از سپاهیان عمرسعد به غنیمت برده شده است. مورث نوری ادامه داد: پس از جنگ کربلا یزید آن شخص را به پستی در نواحی جندی شاپور (دزفول کنونی) منصوب می‌کند. وی در حالی که به محل تصدی پست خود از کوفه به جندی شاپور راهی می‌شود و در حالی که قسمتی از کلاه خود حضرت عباس را همراه خود دارد در نزدیکی جندی شاپور از اسب به زمین می‌افتد و همان جا فوت می‌کند. از آن به بعد برای آن علمک و پنجه‌ای می‌سازند و تیکه کلاه را روی آن نصب می‌کنند و در محفظه مزین و مشبکی در آن محل نگه‌داری می‌شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد نه قابل تحقیق و اثبات است و نه نیاز است که ما آن بزرگان را از این زاویه بنگریم. آن‌ها راهِ زندگی را برای ما گشودند و به همین جهت چون این موارد ما را نسبت به آن هدف غافل می‌کند، باید به این موارد اعتماد نداشت. موفق باشید

19677
متن پرسش
سلام علیکم: در مصاحبه حضرت عالی با آقای یاسر عرب با موضوع وطن فکری، سه مطلب فرمودید که اگر اصل این مطالب را در اختیار حقیر بگذارید، متشکر می شوم: 1. از فرمایشات امام صادق علیه السلام به منصور دوانقی (بنی العباس): خدا می داند ما قصد بر اندازی شما را نداریم. 2. از بیانات آقا با این مضمون: اگر مردم ولی فقیه را نخواهند، ولایت و حکم او مشروعیت ندارد. 3. از بیانات آقا با این مضمون: جهوریت یعنی اسلام و اسلام یعنی جمهوریت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید سر فرصت مطلب را جستجو کنم. آن‌چه به عنوان نمونه می‌توان فعلا ارائه داد سخن حضرت امام کاظم علیه السلام در مقابل هارون است که مدعی است حضرت خراج می‌گیرند تا حکومت تشکیل دهند، حضرت فرمودند: « ُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ مَا حَمَلَ إِلَيَّ أَحَدٌ دِرْهَماً وَ لَا دِينَاراً مِنْ طَرِيقِ الْخَرَاجِ»[1] یعنی ای امیرالمومنین به خدایی که محمد را به پیامبری مبعوث نمود قسم می‌خورم که هیچ درهم و دیناری به عنوان خراج به مانداده است...»    2- این مطلب را چندسال پیش در یکی از سخنرانی‌هاشان فرموده‌اند نمی‌دانم چطور آدرس بدهم. بد نیست که به این خبر سایت «خبر آنلاین» رجوع فرمایید با عنوان «  خطبه صریح رهبرمعظم انقلاب در باره مشروعیت یافتن حکومت اسلامی با رای مردم » به آدرس http://www.khabaronline.ir/detail/677962/Politics/leader

می‌فرمایند: رهبرمعظم انقلاب در یکی از خطبه های نمازجمعه تهران، بحث مهمی در باره نقش رای مردم بیان کردند.

این بخش از اظهارات حضرت آیت الله خامنه ای را می‌خوانید:در اسلام به نظر مردم اعتبار داده شده؛ رأی مردم در انتخاب حاکم و در کاری که حاکم انجام میدهد، مورد قبول و پذیرش قرار گرفته. لذا شما می‌بینید که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) با اینکه خود را از لحاظ واقع منسوب پیغمبر و صاحب حق واقعی برای زمامداری میداند، آنوقتی که کار به رأی مردم و انتخاب مردم میکشد، روی نظر مردم و رأی مردم تکیه میکند. یعنی آن را معتبر میشمارد و بیعت در نظام اسلامی یک شرط برای حقانیت زمامداریِ زمامدار است.

اگر یک زمامداری بود که مردم با او بیعت نکردند، یعنی آن را قبول نکردند، آن زمامدار خانه‌نشین خواهد شد و مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است یا بگوئیم فعلیت زمامداری و حکومت به بیعت مردم وابسته است. آنوقتی که بعد از قتل عثمان مردم آمدند اطراف خانه‌ی امیرالمؤمنین را گرفتند، امیرالمؤمنین خطاب به مردم نفرمود که شما چه کاره‌اید؟ رأی شما چه تأثیری دارد؟ فرمود: «دعونی و التمسوا غیری»؛ وقتی میخواست استنکاف کند از قبول خلافت و زمامداری، به مردم گفت من را رها کنید، به سراغ دیگری بروید. یعنی اراده‌ی شما، خواست شما، انتخاب شماست که تعیین کننده است؛ پس از من منصرف بشوید، به سراغ دیگری بروید.

در مکاتباتی که امیرالمؤمنین با معاویه در پیش از جنگ صفین داشتند و استدلال میکردند؛ هر کدام یک دلیلی، استدلالی در نامه‌ی خود می‌آوردند - هم معاویه به یک چیزهائی استدلال میکرد تا روش سیاسی خودش را توجیه کند، هم امیرالمؤمنین استدلالهائی میکردند - آنجا یکی از جملاتی که امیرالمؤمنین به کار برده و احتمال میدهم بیش از یک بار هم امیرالمؤمنین این را به کار برده این است که: «انّه بایعنی القوم الّذین بایعوا ابابکر و عمر»؛ یعنی تو چرا در مقابل من می‌ایستی و تسلیم نمیشوی، در حالی که همان مردمی که با ابوبکر و عمر بیعت کرده بودند و تو به خاطر بیعت آن مردم خلافت آنها را قبول داری، همان مردم با من هم بیعت کردند.

یعنی مشروعیت دادن به رأی مردم و بیعت مردم؛ این یک اصل اسلامی است. لذا بیعت یکی از چیزهای اصلی بود. اگر کسی به عنوان خلیفه انتخاب میشد، مردم اگر بیعت نمیکردند، هیچ الزامی نبود که دیگران او را خلیفه بدانند. حتی آن زمانهائی که خلافت جنبه‌ی صوری هم به خودش گرفته بود، یعنی در دوران بنی‌امیه و بنی‌عباس، آن روز هم باز بیعت گرفتن از مردم را لازم میدانستند. حالا وقتی که یک حکومت قلدرمابانه و جبارانه بر مردم بخواهد حکومت کند، بیعت گرفتن را هم اجباری میکند یا در بیعت هم تقلب میکند. مثل اینکه در انتخابات، انتخابات صوری و تشریفاتی، فرمایشی در دوران رژیم گذشته تقلب میکردند. اصل بیعت، یک اصل پذیرفته شده است. البته وقتی همه‌ی مردم، اکثریت مردم با کسی بیعت کردند و در حقیقت او را به زمامداری پذیرفتند، دیگران باید تسلیم او بشوند. شاید بیعت در این صورت هم اجباری نباشد. خطبه نمازجمعه 22 خرداد1366

 3- مکرراً این موضوع را فرموده‌اند. متأسفانه رفقا متوجه‌ی اهمیت آن نیستند. بنده هم بنا نداشته‌ام همه‌ی آن سخنان را جمع‌آوری کنم. به عنوان نمونه چند مورد را به عرض می‌رسانم:

1- جمهوریت ما، از اسلام گرفته شده نه از جای دیگر، ضمن آنکه اسلام به ما اجازه نمی دهد مردم سالاری نداشته باشیم. ۱۳۸۲/۱۱/۲۴

2- اسلامیت و جمهوریت دو عنصر جدا نیستند که به یکدیگر وصل شده باشند و یک حقیقت را به وجود آورده باشند؛ در دل اسلامیت، جمهوریت هست. در دل اتکاء به حکم الهی، تکیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی به مردم و احترام به خواست و رأی مردم هست. جمهوری اسلامی یک حقیقت واحد است که هدیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی انقلاب اسلامی به ملت ایران است. این، آن چیزی است که در این سی سال، امتحان کارآمدىِ خود را به بهترین وجهی داده است. ۱۳۸۸/۰۵/۱۲

3- بستر مردم‌سالاری اسلامی و حضور مردم را انقلاب به ما داد. ما باید روی این زمینه تکیه کنیم. البته از طرف کسانی سعی شده که بین جمهوریت نظام و اسلامیت، رقابتی به وجود بیاورند. یکجا بعضیها بگویند روی اسلامیت تکیه شد، جمهوریت تضعیف شد؛ یک عده هم بگویند روی جمهوریت تکیه شد، اسلامیت تضعیف شد. این‌طوری نیست. در کشور ما جمهوریت از اسلامیت جدا نیست. ۱۳۸۴/۰۵/۱۰. موفق باشید 

 


[1] -    بحار الأنوار ، ج‏48، ص: 122

19520
متن پرسش
سلام علیکم: در بحث دعا و توسل یک مطلبی بر سر زبان ها هست که اگه فلانی را که مرتکب ظلمی شده به حضرت عباس بسپاری خیلی زود جزاشو می بینه. داستان های زیادی هم در این زمینه وجود داره که قطعا همه آنها ساختگی نیست. توجیهی هم که پشت این ادعا هست اینه که صبر خدا زیاده لذا ظالم حالا حالا ها مجازات نمیشه اما حضرت عباس علیه السلام صبر خدایی نداره و خیلی سریع ظالم را مجازات می کنه. خوب حالا این یه تناقضی ایجاد می شه و آن اینکه بالاخره ما چه کنیم؟ کارها را به خدا بسپاریم یا حضرت عباس؟ به عبارت دیگه اگه کارها را به حضرت عباس بسپاریم این شائبه هست که کارها با حکمت الهی پیش نمیره و هر چند ظالم زود به سزایش میرسه و دلمون تا حدودی خنک میشه اما نتیجه حکیمانه ای (در حد حکمت الهی) از این توسل گیرمان نمی آید. تو را به حضرت عباس یه جواب روشنی به ما بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در فرهنگ دینی خداوند می‌فرماید: «وللّه الاسماء الحسنی فادعوه بها» خدای را اسماء حسنایی هست، پس او را با آن اسماء حسنا بخوانید. لذا همان‌طور که اگر خدای حکیم را با اسم «یا سریع الإجابه» بخوانید، اگر حکمت او اقتضاء کند با همان اسم به صحنه می‌آید و تقاضای ما را سریعاً جواب می‌دهد؛ می‌توان گفت جناب عباس«علیه‌السلام» به یک معنا مظهر اسم سریع‌الإجابه‌ی حضرت حق‌اند و اگر حکمت الهی اقتضاء کند، ایشان به نور آن اسم به صحنه می‌آیند. موفق باشید  

18586

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در مورد کار از طرفی داریم که هر کسی را بهر کاری ساختند و اگر کاری ما را ارضاء از لحاظ روحی نکرد سراغ کار دیگری برویم و از طرفی در حدیث عنوان بصری داریم که «لایدبر العبد لنفسه تدبیرا» عبد از خود هیچ تدبیری ندارد پس با توجه به این حدیث می شود گفت هر کاری را که خدا برای ما پیش آورده باید انجام بدهیم و این با امر قبلی در تضاد هست. کمی توضیح می فرمایید که باید چه بکنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برداشت خودتان خوب است. خیلی نباید به این در و آن در بزنیم. موفق باشید

18063
متن پرسش
استاد سلام: انسان در عوالم، چه تن و چه برزخ و چه قیامت و حتی بهشت یا دوزخ نظر میکنه؟ من اینجوری فهمیدم که چون من هستی هستم فقط پس هستی مکان دار نیست، پس نمیتونه حضور جاگیر داشته باشه، حالا حضورش در قیامت و بهشت هم نظر کردنه؟ يعني حضور بدون جاگیر بودن همون نظره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بودن انسان در قیامت از جهتی به جهت بُعد مجردی که دارد در عالم بیکرانه حاضر می‌شود، منتها با بعد مثالی‌اش با صُور بهشتی مرتبط است. موفق باشید

17489

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
حضرت استاد سلام علیکم: حضرت استاد دوستی دو سال پیش بر اثر توفیقاتی از جانب پروردگار عالم صاحب علمی بیکران شد. از آن پس او را عجب گرفت و سقوط کرد.حال او در رفع این معضل ناتوان است، هر چند می داند آن علم از سوی خداوند است. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره هرکس باید خودش بداند که دارایی واقعی، بندگی و خشیّت است و این دو، انسان را هرگز به عُجب نمی‌رساند. موفق باشید

16736
متن پرسش
سلام علیکم استاد: طبق جلساتی که با برخی دوستان داشته ایم به نظر می رسد در انقلاب اسلامی ما اصل تبری مغفول مانده، متن زیر خلاصه جلسات دوستان است. لطفا نظرتان و راهکار جهت اجرانمودن آن را بیان فرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم تبری آغاز اسلام با جمله (اشهد ان لا اله الا الله) می باشد؛ یعنی برائت از خدایان واهی. یکی از دلایل قیام امام حسین(علیه السلام) برائت از دشمنان خدا است. تبری یکی از فروع دین ماست. یعنی یک فرع مهم در کنار نماز و روزه و جهاد و همسنگ آن. در 6 آیه قرآن کریم؛ به صراحت، شیطان را دشمن آدمیان معرفی می نماید و حتی در یک آیه به صراحت می خواهد تا انسان ها او را دشمن خویش بدانند. از سوی دیگر؛ آیات متعدد قرآن کریم و احادیث درباره شیطان؛ راه ها و روشهای (استراتژی های) شیطان را بیان می دارد که بیانگر اهمیت تبری از دیدگاه دین مبین اسلام است. مصداق دشمنان خداوند در زمان ما؛ که ما باید از آنان برائت جوئیم چه کسانی هستند؟ شناخت مصادیق دشمنان خدا که باید از آنان برائت جست مستلزم بصیرت است و بصیرت از آگاهی سرچشمه می گیرد و حال سؤال مهم خود را نشان می دهد: ما و انقلاب اسلامی مان برای ایجاد این آگاهی (دشمن شناسی) در جامعه و بویژه برای جوانان و نسل جوان کشورمان و سایر جوانان و ملت های جهان چه کاری انجام داده ایم؟ دشمنان ایران اسلامی در سخنان امام خمینی و مقام معظم رهبری عبارتند از: 1. آمریکا 2. اسرائیل صهیونیستی 3. انگلیس آمریکا از سال 1367 با اتمام جنگ تا کنون، با گذشت 28 سال؛ متولدین آن سال به بعد که بیش از 30% جامعه ما ـ یعنی نسل جوان ما ـ را تشکیل می دهند می پرسند: چرا ما باید آمریکا را دشمن خویش بدانیم و شعار (مرگ بر آمریکا) سر دهیم؟ اکنون با توجه به این که جوانان ما تحت بمباران تبلیغات پیچیده و گسترده غرب ـ از ماهواره تا اینترنت و تلفن همراه ـ قرار دارند که چهره بزک شده آمریکا را به نمایش می گذارند ؛ چه بدی از آمریکا و اسرائیل دیده اند که حالا باید از آمریکا و اسرائیل برائت جویند؟ اکنون مغالطه ای اذهان جهانیان را مشغول خویش ساخته است: آمریکا اکنون سمبل پیشرفت در تمامی زمینه های مادی تمدن بشری است اکنون بهترین دانشگاه ها، بهترین هواپیماها؛ بهترین اتومبیل ها؛ بهترین داروها؛ بهترین رایانه ها ؛ بهترین فیلم ها و ..... ؛ و در یک کلمه بهترین هر چیز را باید در آمریکا از آن سراغ گرفت. و حتی برخی پا را فراتر گذارده و در مدح آمریکا آن را (پایان تاریخ) نامیدند و پیشبینی کرده اند که حتی عقل نوع بشر در آینده نیز به چیزی فراتر از آن نمی رسد و تمام کشورها و ملت ها باید آمریکا را سرمشق تمام امور خویش نمایند. و اکنون مغالطه خود را نمایان می سازد: (آمریکا بهترین است چون مرکز همه بهترین ها است) اکنون با گذشت 28 سال از اتمام جنگ حتی برخی از مسئولین نیز فراموش کرده اند آمریکا با نقشه های خویش چگونه برای ملت ما انواع مشکلات را پدید آورد و به فرموده مقام معظم رهبری مشغول بزک کردن چهره آمریکا شده اند. پیشنهاد: 1. در کلیه پایه های تحصیلی از اول ابتدایی ـ و حتی پیش دبستانی ـ تا پیش دانشگاهی درسی با موضوع دشمن شناسی ـ متناسب با سطح معلومات دانش آموز؛ مثلاً برای نوآموزان در غالب داستان نمادین ـ تحت عنوان دشمن شناسی (تبری) ـ جهت شناخت آمریکا، اسرائیل صهیونیستی و انگلیس ـ در دروس تعلیمات دینی، تاریخ و یا علوم اجتماعی به صورت مستند ـ کتاب و نرم افزار و حتی کارتون و امکانات صوتی تصویری جهت کلاس های ابتدایی ـ طراحی شود تا بیش از 14 میلیون دانش آموزان کشور در دروس خویش با چهره دیگر آمریکا و اسراییل صهیونیستی آشنا گردند. 2. کلیه دانشجویان در همه رشته ها باید درسی تحت عنوان شناخت آمریکا و اسرائیل و انگلیس بصورت اجباری به میزان 2 واحد بگذرانند. برای تدریس نیز کتاب و نرم افزار با امکانات صوتی تصویری گسترده طراحی گردد. نکته بسیار مهم آنکه: محورها و عرصههای دشمنی در تمام ابعاد آن و استراتژی های مختلف بکارگیری توسط دشمن در هر محور و تاریخچه و بکارگیری هر مورد حتی در قبال کشورهای دیگر باید مطرح گردد: 1. محورهای اصلی: 1.فرهنگی 2.اقتصادی 3.سیاسی 4.نظامی 5. علمی 6. اجتماعی 7. مدیریتی و حتی زیر فصل های مهمی مانند: 1. سبک زندگی 2. تغذیه 3. کشاورزی و..... به تفصیل بیان گردد. 2. و به ازای محور و استراتژی اتخاذ شده توسط دشمن؛ استراتژی و روش های مقابله با هر یک بصورت پدافند غیرعامل ارائه گردد. 3. با شناخت عمیق دشمن، نقاط ضعف و فریبکاری دشمن نمایان می گردد و در نتیجه عرصه های تهاجم به دشمن و چگونگی رسواسازی، خلع سلاح و تسلط بر دشمن به نسل جوان آموخته می شود. 3. در کلیه حوزه های علمیه، همانگونه که کتاب طهارت، صلاه، صوم، زکات و .... تدریس می شود کتاب تبری؛ با موضوع دشمن شناسی در سطوح طبقه بندی شده؛ به همراه نرم افزار با امکانات صوتی تصویری گسترده؛ برای طلاب تدریس شود تا این عزیزان در برنامه های تبلیغی خویش؛ سرفصلهای دشمن شناسی را فراخور مستمعان در سراسر کشور ـ و حتی خارج از کشور ـ بیان نمایند تا طی یک برنامه هماهنگ و منسجم در مناسبات مختلف مذهبی؛ کلیه اقشار کشور؛ دشمنان واقعی کشور را با دلایل و شواهد متعدد بشناسند. 4. متون و نرم افزار های تدوین شده به زبان های زنده جهان (انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، روسی، اسپانیولی، پرتقالی، چینی، هندی) و زبان های جهان اسلام (عربی، اردو، اندونزیایی، مالایی و ترکی) ترجمه گردد و به جوانان سایر ملتهای جهان ارائه گردد. و از این لحاظ یکی از ارکان انقلاب (تبری) به جهانیان صادر می گردد. به عنوان مثال پیشنهاد می شود سر فصل های شناخت آمریکا دارای محور های زیر باشد: 1. چگونگی ساخته شدن آمریکا به عنوان مثال: 1. طبق اسناد مورخین غربی بیش از 70.000.000 ؛ ـ هفتاد میلیون ـ سرخپوست در فتح قاره آمریکا قتل عام شدند. آیا سرخ پوستان انسان نبوده و از حقوق بشر برخوردار نبوده اند؟ آیا هولوکاست ادعایی غرب با این جنایت عظیم تاریخی؛ اصلاً قابل مقایسه است؟ 2. طبق اسناد مورخین غربی برای ساختن آمریکا بیش از 120.000.000 سیاهپوست آفریقایی بعنوان برده؛ به این قاره منتقل شدند که تنها بیش از 40.000.000 میلیون آنان در شرایط سخت انتقال به آمریکا جان باختند. آیا سیاه پوستان انسان نبوده و از حقوق بشر برخوردار نبوده اند؟ آیا هولوکاست ادعایی غرب با این جنایت عظیم تاریخی؛ اصلاً قابل مقایسه است؟ 3. برخورد آمریکا با سایر کشورها و جنایات تاریخی در سایر نقاط جهان به عنوان مثال: 1. ویتنام 2. السالوادور 3. فیلیپین 4ـ برخورد آمریکا با کشور های خاورمیانه 1. افغانستان 2. عراق 3. سوریه 5ـ برخورد آمریکا با کشور و ملت ایران 1. کودتای 28 مرداد 2. اصلاحات اراضی و عواقب آن در فروپاشی نظام کشاورزی خودکفا و مقاوم ایران 3. کاپیتولاسیون 4. اخذ حق توحش 5. ترور شخصیت های انقلابی و علمی 6. کودتاها 7. واقعه طبس 8. جنگ تحمیلی 9. بمباران و موشک باران مناطق مسکونی 10.ساقط نمودن هواپیمای مسافربری ایران 11. تهاجم فرهنگی و اَشکال و انواع مختلف آن در عرصه های مختلف زندگی 12. تحریم های ظالمانه بر ضد ملت ایران 6. سرانجام نوکری آمریکا به عنوان مثال: 1. یکی از شخصیتهای جهان عرب گفته: ایرانیان اکنون بیش از 30 سال است که از زیر بار نوکری آمریکا بیرون رفته اند و در این مدت ماهواره خود را ساخته و اورانیوم غنی کرده اند حال آنکه در این 30 سال باید سراغ شاهزادگان عرب را در کازینو ها و کاباره های غرب گرفت و در این مدت اعراب مشغول غنی سازی تنباکوی قلیان خود بوده اند. 2. یکی از اساتید دانشگاه سینه چاک غرب؛ چندی پیش در جلسه مناظره؛ نبوغ خویش را بکار می گیرد تا نتیجه دست کشیدن دشمنی با آمریکا را بیان نماید: «ایران اجازه می یابد نفت کشور آذربایجان و گاز ترکمنستان را از طریق سرزمین خود به خلیج فارس منتقل کرده و صادر نماید.» یعنی در یک کلمه ایران اجازه می یابد تا نقش یک (حمّال) بین المللی را ایفا کند. این در حالی است که با اضافه شدن نفت و گاز این دو کشور به بازارهای جهانی از سوی دیگر شاهد کاهش بیش از پیش قیمت این دو کالای استراتژیک در بازار های جهان بوده و در نتیجه کاهش درآمد کشورمان را نیز درپی خواهد داشت. (یعنی نوکری بی جیره و مواجب) این در حالی است که گفتمان انقلاب اسلامی در پی تحقق آقایی ایران اسلامی است. با پای فشاری بر گفتمان انقلاب اسلامی است که ایران توانست اورانیوم غنی سازی کرده؛ ماهواره به فضا ارسال نماید و ..... و در یک کلام در مرزهای دانش حرکت کند و گام بسوی آقایی بردارد. و این حاصل نگاه بلند امام خمینی (ره) در آغاز حرکت الهی خویش است: امام خمینی (ره) در سال 43 و طی مخالفت با کاپیتولاسیوم آمریکایی؛ و در سخنرانی 12 بهمن 57 در بهشت زهرا نهیب زدند که: «آقای ارتشبد، آقای سرلشکر تو نمی خواهی آقا باشی؟ می خواهی نوکر باشی؟» و این راهی است که توسط مقام معظم رهبری به انحاء مختلف توصیه شده است. و من الله التوفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کار خوبی را شروع کرده‌اید و نه‌تنها یک ضرورتِ دینی، بلکه یک نحوه تعقلِ تاریخی است، به همان معنایی که مقام معظم رهبری در سخنان اخیر خود فرمودند آن‌هایی که متوجه‌ی دشمنیِ فرهنگ استکباری نیستند، گرفتار کمبود عقلی هستند. ما از همین طریقه‌ها می‌توانیم عقلانیت و تفکر را به جامعه‌ی خود برگردانیم، در حدّی که به تعبیر امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه»؛ حسین فهمیده‌ها و عقلِ آن‌چنانی، راهنمایِ جامعه‌ی ما شوند. موفق باشید

16078

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام‌: بنده اینک فکر می کنم به عنوان پدر بشریت باید باشم، یعنی همان نقش حضرت حجت و اکنون نوبت تربیت مهدوی رسیده و بر این اساس با پوشاندن گناهان افرادی که جاهلانه عمل کردند حتی به ساحت ائمه جسارت کردند مثل نامجو خواننده ایرانی سعی کنم چو یک پدر دلسوز آنها را نسبت به برداشت غلطشان و سوءتفاهم پیش آمده آگاه کنم. البته این مسئله به جز افرادی است که آگاهانه و با از روی غرض علیه دین عمل می کنند که البته تعدادشان بسیار محدود است در سراسر دنیا. حال این نوع تربیت درست است؟ و گر بله که آسیب های احتمالی اش کدامند؟ و چه روشی صحیح تر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در محدوه‌ی میدانی که در مقابل‌مان قرار دارد، وظیفه‌های شرعی خود را إعمال می‌کنیم و لذا نه از «معروف» باید غفلت کرد و نه از «منکر». موفق باشید

15556

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در فقه غنی شیعه داریم که امام جماعت باید عادل باشد. حالا آیا امام جماعتی که زندگیش از حد معمول بالاتر است و ماشینی که سوار می شود از ماشین های گرانقیمت است و این باعث شده عده ای به روحانیت و اسلام بدبین شوند آیا این عامل تزلزل عقیده دیگران شده گناه نیست و امام جماعت را از عدالت خارج نمی کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعاً قضاوت با این فرضی که شما می‌کنید، بسیار مشکل است. با این‌که ما باید تا آن‌جا که ممکن است فرض را بر برائت بگذاریم، آدم نمی‌داند در این موارد چه بگوید و چه بکند؟!! حضرت امام مکرراً برای روحانیت، ساده‌زیستی و ذیّ طلبگی را تأکید می‌کردند. موفق باشید

15340
متن پرسش
سوال شما: سلام و درود، استاد فاضل و ارجمند فرموده ایددر مسایل سیاسی نحوه برخورد شهید منتظری با شهید بهشتی با مخالفین تفاوت داشت. آیا موافقید طرز برخورد سلمان با ابوذر در مسایل سیاسی متفاوت بوده است؟ آیا موافقید طرز برخورد ابوذر با مخالفین همانند شهید منتظری بوده است و نحوه برخورد سلمان با مخالفین همانند شهید بهشتی (قدس سره) بوده است؟ پاسخ: باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌‌رسد مقایسه‌ی خوبی است. موفق باشید. سلام و ارادت؛ استاد گرانقدر با توجه به پاسخ شما به سوال فوق؛ آیا موافقید در مسائل سیاسی و طرز برخورد با مخالفین، در هر زمان علاوه بر سلمان ها، به ابوذرها هم نیاز داریم؟ البته سلمان ها بهتر از ابوذرها هستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این همه، حتما ملاحظه کرده‌اید که در روایات ما در مقایسه‌ی بین جناب سلمان و جناب ابوذر ارزش‌ بیشتر را به جناب سلمان می‌دهند در حدّی که می‌فرمایند اگر ایمان را ده قسم کنیم، هر ده قسم از ایمان را سلمان دارد و یا می‌فرمایند اگر اباذر می‌دانست چه بر قلب سلمان می‌گذرد می‌گفت «خدا رحمت کند کسی را که سلمان را به قتل برساند». از این جهت در دوران‌های فتنه، حکمت سلمانی از شور اباذری بیشتر کار ساز است. موفق باشید

14945
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و گرانقدر لطفا مطالبی به صورت مختصر و مفید در مورد دفع رذایل اخلاقی و غضب و داشتن حلم بیان کنید. تا آن را همیشه همراه داشته باشیم و عمل کنیم. سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» به طور کلّی و به‌خصوص در مورد غضب و رفع آن نکات ارزشمندی دارد. بنده‌ی حقیر نیز شرحی در رابطه با آن کتاب داشته‌ام. موفق باشید

14788
متن پرسش
سلام محضر شما: در رابطه با سوال 14772 که پاسخ داده بودین، بنده پیش از خواندن مطالب ذکر شده، «برهان صدیقین» و «معرفت النفس» و «آشتی با خدا» و «خویشتن پنهان» را مطالعه کرده ام اما با وجود اینکه خودم دوست دارم خدایی برای پرستیدن داشته باشم این فکر که خدا در این دنیا رنج بسیاری به من داده و در آخرت نیز قرار است متحمل عذابی دردناک شوم هر چند کم یا زیاد، مرا آزرده می کند، ببخشید صریح صحبت می کنم. آیا این خدا که بنده اش رو دوست داره با انسان این کار را می کند؟ همان کاری که ما با اسباب بازی ها و عروسک های خود می کنیم. آیا این خدا به من که بنده ی اویم ظلم نمی کند؟ لطفا راهنمایی کنید و از حرف های بنده آزرده نشوید چرا که شما بزرگوارترید. با سپاس بیکران
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا نیست خداوند هوس‌های ما را برآورده کند! بنا است به عنوان ربّ ما، استعدادهای پنهان ما را به فعلیت برساند تا موجودی شویم سخت‌پسندیده، در آن حدّ که وقتی پرده‌های اوهامِ دنیایی‌مان عقب رفت، نخواهیم از «خود» فرار کنیم و در این رابطه قرآن می‌فرماید: «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعيداً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ» آل‌عمران/30) روزى كه هر كس، آنچه را از كار نيك انجام داده، حاضر مى ‏بيند؛ و آرزو مى‏ كند ميان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانىِ زيادى باشد. خداوند شما را از (نافرمانى) خودش، بر حذر مى‏ دارد؛ و(در عين حال،) خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است.» موفق باشید   

14373
متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقت شما بخیر. در پاسخ به سوال 14353، اینکه عقل می تواند همه مقامات را به صورت مفهوم بفهمد پیش شرط فهم یک سری از این مفاهیم صفای دل نیست؟ یعنی یک مسلمان نابغه ای که چندان مقید به شریعت نیست می تواند آنچه را ابن سینا درک کرده بفهمد؟ مقصود ملاصدر از فکر لطیف این نیست که فهم برخی مفاهیم توسط عقل فقط از راه قلب ممکن است؟ سپاس بسیار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر عقل انسان به خودی خود بخواهد نظر به حقایق اندازد حتی به صورت مفهومی، نیاز به صفای دل دارد. ولی اگر کسی آن مفاهیم را با انسان در میان بگذارد لازم نیست که صفای دل در او باشد ولی در این صورت به دانایی خود مقیّد نیست، تنها نمی‌داند که چنین حقایقی هست ولی تحت تأثیر آن دانایی قرار نمی‌گیرد. موفق باشید

13753
متن پرسش
به نام خدای محمد، با عرض سلام خدمت استاد محترم: با عنایت به دستگاه فکری و مطالعاتی حضرتعالی که ما را به حقیقت خود متذکر می شود و از طرفی هم نیل به این مهم لوازم و الزاماتی دارد که بالفرض در گفتار چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی به کم گویی و کم گوش دادن و.... اشاره شده است که ذیلا به سوالات اینجانب جواب دهید: 1. چگونه ممکن است کسی سیر و سلوک الی الله را در دستور کار قرار دهد و در کنار آن در عرصه سیاست حضوری فعال داشته و مسولیت های خطیر هم داشته باشد؟ 2. آیا یک سیاست ورز بایستی با یک ژست خاصی در آن وارد گردد؟ در انتها خواهش دارم از شما استاد عزیز که اگر امکان دارد کتابی با عنوان عالم سیاست و سیر و سلوک الله که پاسخ تمام کسانی که می خواهند سیر الی الله کنند و هم وارد عرصه سیاست شوند مرقوم نماید. با سپاس ویژه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عرایضی در جزوه‌ی «طلبه‌ی عصر انقلاب» و جزوه‌ی «نحله‌ی نجف» و کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شده است که فکر می‌کنم بتوانیم متوجه شویم در این تاریخ چگونه از طریق مسائل سیاسی انقلاب اسلامی قرب خود را با مولایمان حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» بیشتر کنیم. 2- سیاست‌ورزِ واقعی در امروز، رهبری انقلاب است که ژست او حساسیت نسبت به سرنوشت این ملت و این انقلاب است. موفق باشید

13618
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام: استاد بنده پرسشگر سوال 13605 هستم ممنون از پاسختون. اما می خواستم بپرسم خوب پسران این خانواده هم با دختران علما و افرادی که حسابی دستشون به دهانشون می رسد ازدواج می کنند؟ سوالی هم در مورد خودم دارم خیلی دوست دارم همسر یه انسان حقیقتا مومن شوم حال آیا این آرزو محسوب میشه؟ و نباید طلب انسان باشه؟ اصلا می تونم تو دعاهام از خدا بخوام؟ این با رسیدن به مقام رضا و اینکه هر چی را خدا برایت بخواهد بخواهی منافات داره؟ اگر نه چطور دعا کنم؟ و چه دعایی بخوانم؟ اصلا صلاح است خواست من؟ و با سلوک الی الله در تضاد نیست؟ خیلی دلتنگم به عنوان پدری مهربان برام دعا کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توان گفت این طلب، طلب زمینه برای سیر بهتر است و منافاتی با مقام رضا ندارد، منتها بعد از آن باید نسبت به آن‌چه پیش می‌آید راضی بود زیرا خداوند می‌داند که در دلِ چه دانه‌ای چه درختی را ظهور دهد و ما باید به او اعتماد کنیم. موفق باشید

13194
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: با توجه به اینکه ازدواج با محارم حرام است و اولین انسان هم حضرت آدم و حوا بوده اند، در آن زمان ازدواج فرزندان آدم را با توجه به این حکم شرعی چگونه بررسی کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی می‌فرمایند: تشریع عدم ازدواج با خواهر بعداً مطرح شده است. همان‌طور که حضرت یعقوب با خواهر همسرشان در عین زنده‌بودن همسرشان، ازدواج کرده بودند و بعداً حرمت این‌کار تشریع شد. موفق باشید

12959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد عزیز آیا عهد الست در علم الهی صورت گرفته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. موفق باشید

12847
متن پرسش
با عرض سلام و خداقوت خدمت جنابعالي حجت الاسلام شيخ علي بهجت از قول مرحوم آيت الله بهجت نقل مي كنند: «ایشون برای وقت خیلی ارزش قائل بود. من می خواستم "تیتر" روزنامه ها را ببینم ایشون به من می فرمود: اینقدر وقت اضافه آوردی که داری صرف روزنامه می کنی؟! ما دیدیم افرادی را که با روزنامه ها و رادیو و تلویزیون مشغول می شدند، اما از اخبار یک ماه پیش خبر نداشتند و یادشان می رفت؛ ولی کسانی را دیدیم که به عمرشان نه به روزنامه و نه رادیو و تلویزیون و... مشغول نمی شدند، اما از یک ماه آینده خبر داشتند.» arefane.blog.ir :منبع لطفا نظر خود را پيرامون اين مطلب آيت الله بهجت بيان فرماييد؟ با تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بزرگانی که وظیفه‌ی خود را نظر به سنن الهی و حقایق کلی معطوف دارند در نظر به امور جزئی چندان بهره‌ای نمی‌برند ولی آن‌هایی که در عین  نظر به سنن الهی مأموریتی در اصلاح امور جزئی مثل حضرت امام و مقام معظم رهبری به عهده دارند، حتی ریزترین اخبار را پیگیری می‌کنند. موفق باشید

10615
متن پرسش
سلام علیکم: ما وقتی به نفی مدرنیته و غرب زدگی می پردازیم و فلسفه بسیاری از تکنولوژی های امروز را رد می کنیم یا نوع دیگری از آن را مقبول تمدن اسلامی می دانیم (مثل بسیاری از مواردی که در کتاب تمدن زایی نام برده اید مثل تیغ و آپارتمان و...) باید جایگزینی برای آن که مقبول سبک زندگی اسلامی است داشته و نام ببریم وگرنه ذهن از سردرگمی خارج نمی شود. مثلا ذهن نمی تواند بفهمد که اگر تمدن اسلامی دارد می گوید جمعیت را افزایش دهید و از آنطرف آپارتمان را قبول ندارد و و همان خانه های ویلایی قدیم را می پسندد چگونه این همه جمعیت را در این مقدار زمینِ موجود جا بدهیم. شما در کتاب گفته اید اگر از من بپرسید در تمدن اسلامی چه وسایلی موجود است می گویم نمی دانم! ولی ذهن سردرگم است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به کارآیی یک تمدن شک کردیم، تمدنی که قرن‌ها جلو آمده و همه‌ی زندگی ما را در بر گرفته، برای عبور از آن ده‌ها سال باید فکر کرد و آرام‌آرام زمینه‌ی کاربردی‌کردن تمدنی که در فکر به آن رسیده‌ایم فراهم کنیم و ما فعلاً در مرحله‌ی شک و فکر هستیم و باید در این قسمت درست عمل کنیم و این سرگردانی نیست، این لازمه‌ی مرحله‌ی عبور است. موفق باشید
8100
متن پرسش
سلام علیکم شما در کتاب جایگاه جن،جادوگر صفحه 23 ذکر کرده اید که اگر انسان بخواهد با جنیان ارتباط برقرار کند باید پایین بیاید(از نظر درجه وجودی) و همین طور اینکه پیامبر (صلی الله علیه وآله)با جنیان رابطه مستقیم نداشتند اما پیشتر که می رویم جنابعالی از رابطه حضرت سلیمان و حتی امامان معصوم با جنیان سخن به میان آورده اید . 1.مگر نفرمودید رابطه با جن درجه پایین می خواهد؟ 2.چطور پیامبر (صلی الله علیه وآله) با جن رابطه نداشتند اما معصومین ارتباط داشتند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: رجوع به جنّیان خوب نیست ولی غلبه بر آن‌ها چیز دیگری است و این‌که جنّیان مسلمان خدمت رسول خدا و یا ائمه«علیهم‌السلام» می‌رسیدند، مرتبه‌ی بالای معصومین در این ارتباط حفظ می‌شد. حرف این است که ما نباید طالب ارتباط با جنّیان باشیم و سطح روحانیت خود را از این طریق از بین ببریم. موفق باشید
5764
متن پرسش
بسمه تعالی.سلام علیکم.نظر شما درباره ی کتاب ها و تفاسیر قران آقای عبدالله مستحسن چیست؟باتشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: بنده تعدادی از آن کتاب‌های ایشان را خواندم نکات ظریفی را مطرح می‌کنند که ارزشمند است. موفق باشید
5608
متن پرسش
سلام و عرض ارادت. مطلبی از زبان حضرت امام خمینی خواندم که گفتم شاید برای شما هم جالب باشد : غرب دارد دنیا را به صورت یک جنگنده، به صورت یک وحشی بار می‏آورد. تربیت غرب انسان را از انسانیت خودش خلع کرده؛ به جای او یک حیوان آدمکش گذاشته است! لآن شما در هر جای دنیا که ملاحظه می‏کنید، الآن هم که یک آرامشی فرض کنید در دنیا هست و جنگهای عمومی نیست، در هر مملکتی که می‏بینید، با دخالت همین امریکا و با دخالت همین شوروی آدمکشی هست. افغانستان الآن آدمکشی است به دخالت شوروی، در بسیاری از جاها. لبنان هم آدمکشی است به دخالت امریکا. غرب حیوان بار می‏آورد. آنهم نه حیوان آرام، یک حیوان وحشی! آدمکش! آدمخوار! پیشرفت، پیشرفت انسانی نیست. پیشرفت حیوانی است. تربیت انسانی نیست. در غربتربیت حیوانی است. حکومتها را می‏گویم؛ ملتها را نمی‏گویم. حکومتها و پرورشهایی که در حکومتها هست حکومتهای انسانی نیست. غرب پیشرفت کرده، پیشرفت کرده در اینکه حیوان تربیت کرده! آلات قتاله درست کرده. در روزنامه دیشب پریشب بود که یک[بمبی]درست کرده‏اند که پنج مرتبه بالاتر از آنی است که در آن جنگ روی ژاپن ریختند، پنج مرتبه از آن بالاتر. کار غرب این است! یک چیزی درست کند برای آدمکشی. و این افتخاری است که پنج مرتبه بالاتر از آن است که دویست هزار نفر را در یک شهری، یک بمب کشت! این «پیشرفت». ما باورمان آمده است که همه چیزها در غرب است. خیر، آن چیزی که در غرب است تربیت حیوان درنده است، حیوان درنده دارند درست می‏کنند. آلاتی هم که درست می‏کنند همان چنگ و دندان حیوان درنده است؛ منتها به صدها هزار مرتبه بالاتر. لینک کامل : http://farsi.khamenei.ir/sahifeh-content?id=14575
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از لطف شما متشکرم امید دارم کار بران محترم بتوانند استفاده نمایند. موفق باشید
1691
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی (لطفا به طور خصوصی پاسخ دهید) در مورد کارهای فرهنگی سوالی داشتم که اگر ما می خواهیم کار فرهنگی کنیم باید بدانیم کار فرهنگی یعنی گسترش معنویت؛ گسترش گزاره های دینی، تبدیل گزاره های دینی به رفتار دینی که این امر در مسجد اتفاق می افتد و با مدرنیته در تناقض اند اما جوانان ما عمدتا از اوقات فراغت استفاده درستی نمی کنند و زندگی روزمره آنها با مدرنیته گره خورده و عمدتا اوقات فراغت آنهابه بطالت گذرانده می شود؛ چگونه می توان آنها را به سمت مسجد ترغیب کرد؟ آیا استفاده از ابزار مدرن ،جشن ها،اردوها و فیلم و ... برای جذب قابل استفاده اند؟ روشی که شما برای جذب ،سامان دهی و ماندگار کردن جوانان و نوجوانان پیشنهاد میکنید چیست؟ آیا باید از همان ابتدا از سیر های معرفتی استفاده کرد یا باید این سیر ها به صورت تدریج وارد کار شوند؟ با کسانی که علاقهایبه سیر ها ندارند چکار کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اگر جهت‌گیری به سوی عبور از غرب باشد و نظر به معاد و حاکمیت اسلام باشد و نه حاکمیت ارزش‌های غربی، استفاده از ابزارهای مدرن خوب است. ولی قصه‌ی آن آقایی نشود که رفت آب بیاورده، آب بردش. روش بنده معرفت نفس است با رویکرد به معاد، مثل کاری که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» انجام شده. موفق باشید
نمایش چاپی