باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بحثهای مفصلی شده است. آیت اللّه جوادی در شرح «فصوص الحکم» میفرمودند این سخن محیالدین به معنای ختم ولایت جزئیه است زیرا خود او، حضرت مهدی«عجلاللّهتعالیفرجه» را خاتم ولایت میداند و ولایت جزئی به این معنا است که در ظهور عرفان نظری، ایشان یگانه است، به همین دلیل هم بعد از او همه به او تأسی جستهاند، حتی حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه». واللّه اعلم! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه شدهاید مصداق اصلی آن روایت امام معصوم است. ولی در ابتدای حدیث حضرت متذکر میشوند «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ» و از این طریق زمینهی توسعهیافتنِ روایت را به مخاطب میدهند. بدین معنا که خداوند هرکس را به همان اندازه که برای ادارهی امور بندگانش انتخاب کند، به همان اندازه مددهای فوقالذکر را به او ارزانی میدارد و در این رابطه است که ما به نایب ائمه رجوع میکنیم، در آن حدّ که حضرت صاحب الأمر «عجلاللّهتعالیفرجه» در تأیید نوّاب خود میفرمایند: سخن آنها سخن من است. زیرا ذیل الطافی که به امام میشود، آنان نیز مورد لطف الهی قرار میگیرند. در راستای چنین آموزهای حضرت امام صادق (ع) مى فرمايند: رسول خدا (ص) فرمودند: «يَحْمِلُ هَذَا الدِّينَ فِي كُلِّ قَرْنٍ عُدُولٌ يَنْفُونَ عَنْهُ تَأْوِيلَ الْمُبْطِلِينَ وَ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ وَ انْتِحَالَ الْجَاهِلِينَ كَمَا يَنْفِي الْكِيرُ خَبَثَ الْحَدِيد»[1] در هر قرن انسانهاى متعادل و عدولى هستند كه اين دين را حمل نموده و هرگونه تأويلِ اهل باطل و تحريف افراطيون، و ادعاهاى جاهلين را از آن دور مى گردانند، همانطور كه كوره ى آهنگران پليدى و چركى آهن را پاك مى كند. موفق باشید
[1] ( 2)- بحارالأنوار، ج 2، ص: 93.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد نه قابل تحقیق و اثبات است و نه نیاز است که ما آن بزرگان را از این زاویه بنگریم. آنها راهِ زندگی را برای ما گشودند و به همین جهت چون این موارد ما را نسبت به آن هدف غافل میکند، باید به این موارد اعتماد نداشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید سر فرصت مطلب را جستجو کنم. آنچه به عنوان نمونه میتوان فعلا ارائه داد سخن حضرت امام کاظم علیه السلام در مقابل هارون است که مدعی است حضرت خراج میگیرند تا حکومت تشکیل دهند، حضرت فرمودند: « ُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ مَا حَمَلَ إِلَيَّ أَحَدٌ دِرْهَماً وَ لَا دِينَاراً مِنْ طَرِيقِ الْخَرَاجِ»[1] یعنی ای امیرالمومنین به خدایی که محمد را به پیامبری مبعوث نمود قسم میخورم که هیچ درهم و دیناری به عنوان خراج به مانداده است...» 2- این مطلب را چندسال پیش در یکی از سخنرانیهاشان فرمودهاند نمیدانم چطور آدرس بدهم. بد نیست که به این خبر سایت «خبر آنلاین» رجوع فرمایید با عنوان « خطبه صریح رهبرمعظم انقلاب در باره مشروعیت یافتن حکومت اسلامی با رای مردم » به آدرس http://www.khabaronline.ir/detail/677962/Politics/leader
میفرمایند: رهبرمعظم انقلاب در یکی از خطبه های نمازجمعه تهران، بحث مهمی در باره نقش رای مردم بیان کردند.
این بخش از اظهارات حضرت آیت الله خامنه ای را میخوانید:در اسلام به نظر مردم اعتبار داده شده؛ رأی مردم در انتخاب حاکم و در کاری که حاکم انجام میدهد، مورد قبول و پذیرش قرار گرفته. لذا شما میبینید که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) با اینکه خود را از لحاظ واقع منسوب پیغمبر و صاحب حق واقعی برای زمامداری میداند، آنوقتی که کار به رأی مردم و انتخاب مردم میکشد، روی نظر مردم و رأی مردم تکیه میکند. یعنی آن را معتبر میشمارد و بیعت در نظام اسلامی یک شرط برای حقانیت زمامداریِ زمامدار است.
اگر یک زمامداری بود که مردم با او بیعت نکردند، یعنی آن را قبول نکردند، آن زمامدار خانهنشین خواهد شد و مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است یا بگوئیم فعلیت زمامداری و حکومت به بیعت مردم وابسته است. آنوقتی که بعد از قتل عثمان مردم آمدند اطراف خانهی امیرالمؤمنین را گرفتند، امیرالمؤمنین خطاب به مردم نفرمود که شما چه کارهاید؟ رأی شما چه تأثیری دارد؟ فرمود: «دعونی و التمسوا غیری»؛ وقتی میخواست استنکاف کند از قبول خلافت و زمامداری، به مردم گفت من را رها کنید، به سراغ دیگری بروید. یعنی ارادهی شما، خواست شما، انتخاب شماست که تعیین کننده است؛ پس از من منصرف بشوید، به سراغ دیگری بروید.
در مکاتباتی که امیرالمؤمنین با معاویه در پیش از جنگ صفین داشتند و استدلال میکردند؛ هر کدام یک دلیلی، استدلالی در نامهی خود میآوردند - هم معاویه به یک چیزهائی استدلال میکرد تا روش سیاسی خودش را توجیه کند، هم امیرالمؤمنین استدلالهائی میکردند - آنجا یکی از جملاتی که امیرالمؤمنین به کار برده و احتمال میدهم بیش از یک بار هم امیرالمؤمنین این را به کار برده این است که: «انّه بایعنی القوم الّذین بایعوا ابابکر و عمر»؛ یعنی تو چرا در مقابل من میایستی و تسلیم نمیشوی، در حالی که همان مردمی که با ابوبکر و عمر بیعت کرده بودند و تو به خاطر بیعت آن مردم خلافت آنها را قبول داری، همان مردم با من هم بیعت کردند.
یعنی مشروعیت دادن به رأی مردم و بیعت مردم؛ این یک اصل اسلامی است. لذا بیعت یکی از چیزهای اصلی بود. اگر کسی به عنوان خلیفه انتخاب میشد، مردم اگر بیعت نمیکردند، هیچ الزامی نبود که دیگران او را خلیفه بدانند. حتی آن زمانهائی که خلافت جنبهی صوری هم به خودش گرفته بود، یعنی در دوران بنیامیه و بنیعباس، آن روز هم باز بیعت گرفتن از مردم را لازم میدانستند. حالا وقتی که یک حکومت قلدرمابانه و جبارانه بر مردم بخواهد حکومت کند، بیعت گرفتن را هم اجباری میکند یا در بیعت هم تقلب میکند. مثل اینکه در انتخابات، انتخابات صوری و تشریفاتی، فرمایشی در دوران رژیم گذشته تقلب میکردند. اصل بیعت، یک اصل پذیرفته شده است. البته وقتی همهی مردم، اکثریت مردم با کسی بیعت کردند و در حقیقت او را به زمامداری پذیرفتند، دیگران باید تسلیم او بشوند. شاید بیعت در این صورت هم اجباری نباشد. خطبه نمازجمعه 22 خرداد1366
3- مکرراً این موضوع را فرمودهاند. متأسفانه رفقا متوجهی اهمیت آن نیستند. بنده هم بنا نداشتهام همهی آن سخنان را جمعآوری کنم. به عنوان نمونه چند مورد را به عرض میرسانم:
1- جمهوریت ما، از اسلام گرفته شده نه از جای دیگر، ضمن آنکه اسلام به ما اجازه نمی دهد مردم سالاری نداشته باشیم. ۱۳۸۲/۱۱/۲۴
2- اسلامیت و جمهوریت دو عنصر جدا نیستند که به یکدیگر وصل شده باشند و یک حقیقت را به وجود آورده باشند؛ در دل اسلامیت، جمهوریت هست. در دل اتکاء به حکم الهی، تکیهی به مردم و احترام به خواست و رأی مردم هست. جمهوری اسلامی یک حقیقت واحد است که هدیهی انقلاب اسلامی به ملت ایران است. این، آن چیزی است که در این سی سال، امتحان کارآمدىِ خود را به بهترین وجهی داده است. ۱۳۸۸/۰۵/۱۲
3- بستر مردمسالاری اسلامی و حضور مردم را انقلاب به ما داد. ما باید روی این زمینه تکیه کنیم. البته از طرف کسانی سعی شده که بین جمهوریت نظام و اسلامیت، رقابتی به وجود بیاورند. یکجا بعضیها بگویند روی اسلامیت تکیه شد، جمهوریت تضعیف شد؛ یک عده هم بگویند روی جمهوریت تکیه شد، اسلامیت تضعیف شد. اینطوری نیست. در کشور ما جمهوریت از اسلامیت جدا نیست. ۱۳۸۴/۰۵/۱۰. موفق باشید
[1] - بحار الأنوار ، ج48، ص: 122
باسمه تعالی: سلام علیکم: در فرهنگ دینی خداوند میفرماید: «وللّه الاسماء الحسنی فادعوه بها» خدای را اسماء حسنایی هست، پس او را با آن اسماء حسنا بخوانید. لذا همانطور که اگر خدای حکیم را با اسم «یا سریع الإجابه» بخوانید، اگر حکمت او اقتضاء کند با همان اسم به صحنه میآید و تقاضای ما را سریعاً جواب میدهد؛ میتوان گفت جناب عباس«علیهالسلام» به یک معنا مظهر اسم سریعالإجابهی حضرت حقاند و اگر حکمت الهی اقتضاء کند، ایشان به نور آن اسم به صحنه میآیند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برداشت خودتان خوب است. خیلی نباید به این در و آن در بزنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بودن انسان در قیامت از جهتی به جهت بُعد مجردی که دارد در عالم بیکرانه حاضر میشود، منتها با بعد مثالیاش با صُور بهشتی مرتبط است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره هرکس باید خودش بداند که دارایی واقعی، بندگی و خشیّت است و این دو، انسان را هرگز به عُجب نمیرساند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کار خوبی را شروع کردهاید و نهتنها یک ضرورتِ دینی، بلکه یک نحوه تعقلِ تاریخی است، به همان معنایی که مقام معظم رهبری در سخنان اخیر خود فرمودند آنهایی که متوجهی دشمنیِ فرهنگ استکباری نیستند، گرفتار کمبود عقلی هستند. ما از همین طریقهها میتوانیم عقلانیت و تفکر را به جامعهی خود برگردانیم، در حدّی که به تعبیر امام «رضواناللّهتعالیعلیه»؛ حسین فهمیدهها و عقلِ آنچنانی، راهنمایِ جامعهی ما شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در محدوهی میدانی که در مقابلمان قرار دارد، وظیفههای شرعی خود را إعمال میکنیم و لذا نه از «معروف» باید غفلت کرد و نه از «منکر». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعاً قضاوت با این فرضی که شما میکنید، بسیار مشکل است. با اینکه ما باید تا آنجا که ممکن است فرض را بر برائت بگذاریم، آدم نمیداند در این موارد چه بگوید و چه بکند؟!! حضرت امام مکرراً برای روحانیت، سادهزیستی و ذیّ طلبگی را تأکید میکردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با این همه، حتما ملاحظه کردهاید که در روایات ما در مقایسهی بین جناب سلمان و جناب ابوذر ارزش بیشتر را به جناب سلمان میدهند در حدّی که میفرمایند اگر ایمان را ده قسم کنیم، هر ده قسم از ایمان را سلمان دارد و یا میفرمایند اگر اباذر میدانست چه بر قلب سلمان میگذرد میگفت «خدا رحمت کند کسی را که سلمان را به قتل برساند». از این جهت در دورانهای فتنه، حکمت سلمانی از شور اباذری بیشتر کار ساز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» به طور کلّی و بهخصوص در مورد غضب و رفع آن نکات ارزشمندی دارد. بندهی حقیر نیز شرحی در رابطه با آن کتاب داشتهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا نیست خداوند هوسهای ما را برآورده کند! بنا است به عنوان ربّ ما، استعدادهای پنهان ما را به فعلیت برساند تا موجودی شویم سختپسندیده، در آن حدّ که وقتی پردههای اوهامِ دنیاییمان عقب رفت، نخواهیم از «خود» فرار کنیم و در این رابطه قرآن میفرماید: «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعيداً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ» آلعمران/30) روزى كه هر كس، آنچه را از كار نيك انجام داده، حاضر مى بيند؛ و آرزو مى كند ميان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانىِ زيادى باشد. خداوند شما را از (نافرمانى) خودش، بر حذر مى دارد؛ و(در عين حال،) خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است.» موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر عقل انسان به خودی خود بخواهد نظر به حقایق اندازد حتی به صورت مفهومی، نیاز به صفای دل دارد. ولی اگر کسی آن مفاهیم را با انسان در میان بگذارد لازم نیست که صفای دل در او باشد ولی در این صورت به دانایی خود مقیّد نیست، تنها نمیداند که چنین حقایقی هست ولی تحت تأثیر آن دانایی قرار نمیگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عرایضی در جزوهی «طلبهی عصر انقلاب» و جزوهی «نحلهی نجف» و کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» شده است که فکر میکنم بتوانیم متوجه شویم در این تاریخ چگونه از طریق مسائل سیاسی انقلاب اسلامی قرب خود را با مولایمان حضرت صاحبالأمر«عجلاللّهتعالیفرجه» بیشتر کنیم. 2- سیاستورزِ واقعی در امروز، رهبری انقلاب است که ژست او حساسیت نسبت به سرنوشت این ملت و این انقلاب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: میتوان گفت این طلب، طلب زمینه برای سیر بهتر است و منافاتی با مقام رضا ندارد، منتها بعد از آن باید نسبت به آنچه پیش میآید راضی بود زیرا خداوند میداند که در دلِ چه دانهای چه درختی را ظهور دهد و ما باید به او اعتماد کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی میفرمایند: تشریع عدم ازدواج با خواهر بعداً مطرح شده است. همانطور که حضرت یعقوب با خواهر همسرشان در عین زندهبودن همسرشان، ازدواج کرده بودند و بعداً حرمت اینکار تشریع شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بزرگانی که وظیفهی خود را نظر به سنن الهی و حقایق کلی معطوف دارند در نظر به امور جزئی چندان بهرهای نمیبرند ولی آنهایی که در عین نظر به سنن الهی مأموریتی در اصلاح امور جزئی مثل حضرت امام و مقام معظم رهبری به عهده دارند، حتی ریزترین اخبار را پیگیری میکنند. موفق باشید
