بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14613
متن پرسش
سلام استاد شما در کتاب کربلا مبارزه با پوچی ها گفتید که باید از روند جامعه ی خود اگاه باشیم سوال من این است که از چه طریقی میشود اگاهی یافت ایا منبع موثقی شما سراغ دارید که معرفی کنید؟همچنین می خواستم در مورد مسائل منطقه تحلیل درستی داشته باشم اگه لطف کنید در این رابطه هم منابعی را معرفی نمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» برای شروع خوب است و در کنار آن رهنمودهای مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» را با دقت دنبال بفرمایید. موفق باشید

13939
متن پرسش
با سلام: معنای حیات جاودان در مورد حضرت خضر (ع) چیست، آیا حیات مادی منظور است؟ و در داستان حضرت سلیمان (ع) مورچه چطور حضرت سلیمان (ع) را شناخت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرن خضر«علیه‌السلام» از این دنیا رحلت نکرده‌اند و در این دنیا با حیات فعّالی که دارند خداوند مأموریت‌هایی به عهده‌شان گذاشته است 2- مورچه حضرت سلیمان«علیه‌السلام» را به عنوان فرمانده‌ی لشکر شناخت و موجودات عموماً چنین معرفت تکوینی را دارا می‌باشند. موفق باشید

12600

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: حضرتعالی در جواب سوال 12566 فرمودید «اُنس با حضرت حق برای هر مؤمنی گشوده است، حال چه اُنسی که موجب ارتباط قلبی با حضرت حق باشد و چه اُنسی که موجب گردد انواری از حضرت حق به عبد منتقل شود و عبد دارای ولایت تکوینی گردد». حضرت امام خمینی(ره) در کتاب ولایت فقیه فرموده اند: «عنوان ولایت در زمان غیبت برای فرد شان و مقام خاصی را پدید نمی آورد، بلکه منظور از ولایت اجرای احکام اسلامی می باشد که نوعی وظیفه است و در اجرای این وظیفه بین پیامبر(ص) امام علی(ع) و ولی فقیه تفاوتی وجود ندارد. در واقع مقام ولی فقیه با ائمه یکی نیست بلکه وظیفه آنها در حکومت و اجرای احکام یکی است. ولایت یک امر اعتباری عقلایی است و اعتباری جز جعل ندارد؛ مانند قیم برای صغار. ولایت تکوینی مقامات معنوی ائمه می باشد که سایر افراد جامعه از آن برخوردار نمی باشند. این مقامات معنوی قبل از بحث تشکیل حکومت برای ائمه وجود دارد و حتی حضرت زهرا (س) که نه قاضی بوده و نه حاکم از این ولایت تکوینی برخوردار می باشند.» چگونه می توان بین این دو مطلب جمع نمود. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دو، دو موضوع است در یک لفظ. یکی به معنای اُنس با حضرت حق است و قرارگرفتن در جایگاه ولایت تکوینی حق. و دیگری به معنای ولایت و حاکمیت است و قرارگرفتن در جایگاه ولایت تشریعی حضرت پروردگار. موفق باشید

10950
متن پرسش
سلام علیکم: استاد من دارم سیر مطالعاتی شما رو دنبال می کنم. من تفسیر المیزان ندارم ولی دارم مباحث قرآنی و تفسیر شما رو گوش میدم به نظرتون این گوش دادن کافیه یا حتما باید به تفسیر المیزان هم رجوع کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مدتی سعی کنید با تفسیر المیزان مأنوس شوید به روشی که در جزوه‌ی «چگونگی کار با المیزان» پیشنهاد شده. موفق باشید
9621

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من دختری ۱۵ ساله هستم و رشته تحصیلی ام ریاضی است. تشنه دین شناسی ام و دغدغه دین دارم و کمی نسبت به دروس خودم بی میل شدم. به نظر شما با توجه به شرایط سنی و موقعیت تحصیلی ام که باید تمام تلاشم برای کنکور باشد، چه مباحث و کتبی را مطالعه کنم تا تفکر صحیحی راجع به دین و عقایدم داشته باشم؟ و به نظر شما حوزه انتخاب مناسبی برای من هست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فعلاً اگر استعدادتان اجازه می‌دهد خوب درس‌تان را بخوانید و در کنار درس، مباحثی مثل «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیاز به نبی» را نیز دنبال کنید. ولی اگر مباحث ریاضیات برایتان مشکل است باید ادامه ندهید تا به‌کلّی استعدادتان فرسایش یابد. موفق باشید
8719
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز با عرض معذرت ایمیلم را دفعه قبلی اشتباه دادم و جوابی برایم نیامد لطفا مرحمت کنید و جواب بنده را بدهید. سوالی در مورد هیات های عزاداری مدتیست ذهن مرا مشغول کرده ما اعتقاد داریم که قیامت الان حاضر است چون زمان نیست بلکه عالم است و به همین ترتیب جهنم و بهشت هم موجود است و افراد بهشتی نشانه ها و رفتارهای اهل بهشت و افراد جهنمی نشانه ها و رفتارهای اهل جهنم را در دنیا دارند. حال اگر در باب گریه برای اباعبدالله الحسین (علیه السلام) داریم که کسی که گریه کند بهشت بر او واجب میشود، بر این اساس کسانی که در هیات های عزاداری شرکت میکنند اهل بهشت هستند؟ حال اینکه مشاهده میکنم معمولا افراد بعضی از هیات ها اصلا مشخصات و خصوصیات اهل بهشت را ندارند و بعضا با مبانی دینی هم مشکل دارند از طرفی وقتی برای آنها اهمیت این مبانی را هم بازگو میکنم پذیرش ندارند یعنی پذیرش حق ندارند و معمولا مسخره هم میکنند از طرفی بعضا با جمهوری اسلامی و مبانی حکومت دینی هم مشکل دارند حال سوال اینجاست که اگر به روایت نگاه کنیم میگوید بهشت واجب است بر گریه کن اباعبدالله(علیه السلام) و اگر اثار و نتایخ و خروجی این هیات ها را ببینیم خلاف جهت بهشت و بهشتیان را مشاهده میکنیم؟ کدام درست است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عنایت داشته باشید این نوع روایات با نظر به سایر مقتضیات مدّ نظر بوده است. یعنی اگر سایر شرایط فراهم بود آن گریه تا آن حدّ برای انسان کارساز خواهد بود. موفق باشید
7793
متن پرسش
سلام علیکم 1- چه امری و یا دلائلی سبب شده است که در یک خانواده پاک و شیعی و در این مکان ( اصفهان)و در زمان امام دوازدهم متولد شوم؟ 2- چه عواملی در میزان بندگی, ایمان و خلق و خوی اینجانب و شدت میل به خوبیها در تولدم موثر بوده است و برای رفع کاستیها و نیل به حقیقت وجودی خویش چه باید بکنم تا به مصداق حدیث نورانیت , آن نور الهی در دلم بتابد و از هدایت الهی برخوردار شوم( هدی للمتقین)؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- ما این‌ها را به عین ثابته‌ی فرد مرتبط می‌دانیم که خودش قبل از به‌دنیاآمدن چنین انتخابی را داشته 2- انسان با انتخاب‌هایش خود را می‌سازد و سرنوشت خود را مدیریت می‌کند و با قرارگرفتن در ذیل دستورات شریعت الهی زمینه‌ی تجلی نور الهی را بر قلبش فراهم می‌کند. موفق باشید
7481
متن پرسش
باسلام خدمت استاد بزرگوار اگرانسان درشرایط استجابت دعا قرار بگیرد ایا دران شرایط ازخدا طلب مقام یقین کردن می تواند بهترین دعاباشد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنیئاً لک؛ گوارایت باد. زیرا تنها با نور یقین است که هیچ حجابی بین عبد و ربّ باقی نمی‌ماند و خداوند برای برآوردن این دعا چه الطافی که به ما نخواهد کرد، از رفع دغدغه‌های دنیایی بگیر تا محبت به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» که عامل تحقق یقین عینی هستند. موفق باشید
6975
متن پرسش
باعرض سلام طبق ایه شریفه تطهیر اهل بیت علیهم السلام طهارت تکوینی خدا درمورد ایشان اراده کرده است بااین حال اشکال که به نظر میرسد بحث اختیار ایشان مطرح می شود که شما جواب اشکال را فرمودید حضرات اختیار در حفظ این عصمت و طهارت دارند بااین حال باتوجه به اینکه اراده تکوینی خدا اصلا امکان تخلف ندارد ودر تحقق اختیار شرط امکان انجام دوطرف باید لحاظ شود به نظر می رسد هنوز اشکال اختیار حضرات مطرح است علاوه براینکه در ایه تطهیر می فرماید یرید که استمرار خواستن خدا حتی در حفظ این طها رت رابه خدا نسبت داده است باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که عصمت پیامبران و طهارت تکوینی ائمه«علیهم‌السلام» موهبتی است، طهارت تکوینی ائمه به این معنا است که لطفی است از طرف خداوند، و با اختیار آن ذوات مقدس به‌دست نیامده. مثل آن‌که جنابعالی بعد از ماه رمضان به شعوری می‌رسید که به‌راحتی زشتی گناه را می‌فهمید و راحت می‌توانید بر گناه مسلط شوید، و در عین حال اختیار شما از حوزه‌ی شخصیت شما خارج نمی‌شود زیرا آن عصمت با برهان ربّ همراه است و نه با سلب اختیار و در همین رابطه خداوند نور عصمت حضرت یوسف«علیه‌السلام» و مخلَص‌بودن آن حضرت را تبیین کرد آن‌جا که فرمود: « لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ» -اگر برهان پروردگار را نمى‏دید- قصد وى مى‏نمود! اینچنین کردیم تا بدى و فحشا را از او دور سازیم؛ چرا که او از بندگان مخلص ما بود!. موفق باشید
3970
متن پرسش
با توجه به این که از طرفی می‌دانیم که کسی نمی‌تواند بدون نظر به این انقلاب و تلاش برای اعتلای آن به قرب حق برسد و عارف بشود، و با توجه به این که از طرف دیگر شما معتقدید هر کس بخواهد اشراقات این انقلاب را بگیرد، حتماً باید به حضرت امام نظرکند، آیا شما معتقد هستید که هر کس خواست به قرب برسد، باید نگاهش به شخصیت اشراقی حضرت امام باشد؟ یعنی اگر کسی از حضرت امام فقط چند گزارة حصولی گرفت و تماماً با یک استاد دیگر سلوک کرد، به نظر شما آیا این شخص اصلاً نمی‌تواند سلوک کند و اگر هم سلوک کرده سلوکش به خاطر نظر به حضرت امام بوده اگر چه خودش منکر باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز سلوکی که انسان بتواند در اثر آن به جامعیت لازم برسد بدون نظر به حقیقتی بنام سلوک حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» محقق نمی‌شود و دلایل آن را در جزوه‌ی «. وظیفه و نحوه‌ی سلوک طلبه‌ی عصر انقلاب» عرض کرده‌ام. موفق باشید
2999
متن پرسش
با عرض سلام خدمت حضرت استاد،با توجه به سوال 2780 اینکه جنابعالی فرمودید حضرت علی (ع) از قبل می دانست که ابن ملجم قاتل اوست(باتوجه به ویژگی خلقت ابن ملجم )آیا با این وجود ابن ملجم می توانست قاتل حضرت علی(ع) نباشد؟(چون در کتاب یکی از علما خواندم صرف علم داشتن موجب سلب اختیار نمی شود مثل اینکه من علم دارم 2 ساعت دیگر می خواهم به مغازه بروم اما میتوانم که در آن موقع نروم)با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین طور است که می‌فرمایید چون علم ائمه«علیهم‌السلام» علم به واقعه است آن طور که واقع می‌شود. یعنی چون ابن ملجم قاتل حضرت علی«علیه‌السلام» است، حضرت به آن واقعه علم دارند. در این مورد می‌توانید جزوه‌ی «جبر و اختیار» که در سایت هست را مطالعه فرمایید. موفق باشید
1547

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد ،خدا قوت انشاالله به لطف خدا قرار است که سیزدهم ماه بهمن به کربلا مشرف شوم اما نمیدانم چرابرای اینکه تا به حال کربلا نرفته ام یا به دلیل اینکه میترسم بدون معرفت و بدون استفاده از انجا به کربلا بروم و برگردم در درونم احساس می کنم بیشتر رغبت دارم به قم یا مشهد مشرف شده یا از این سفر فرار کنم تا به معرفت برسم اما به گفته اطرافیانم نمیشود منتظر ماند تا به معرفت رسید و بعد سفر کرد و به خاطر این حس احساس گناه میکنم چه کار کارکنم لطفا راهی را جلوی پایم بگذارید یا کتابی را معرفی کنید که خودم با عین رغبت میل به این سفر داشته باشم و هم استفاده کامل را از آنجا ببرم .خیلی ممنون خدا انشالله عاقبتتان را به خیر و رضای خودش ختم کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حرف اطرافیانتان درست است کسی خود را از قراردادن در ذیل نور امامان معصوم محروم نمی‌کند. جزوه‌ی «آداب دعا و زیارت» را مطالعه فرمایید، در قسمت دوم آن عرایضی دارم. موفق باشید
1386

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز در یکی از مباحث شما فرمودید که روایتی که می فرماید اصحاب پیامبر جبرئیل علیه السلام را دیدند به معنی این است که در مقام خیال آنها جبرئیل علیه السلام تمثل پیدا کردند می خواهم ببینم درست فهمیدم یا نه واصلا حقیقت مطلب به چه شکل است. بسیار ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: موطن ملائکه عالم ملکوت است که به تعبیر فلسفی به آن عالم مثال یا عالم خیال منفصل می‌گویند. رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» جبرائیل«علیه‌السلام» را در موطن ملکوت یا خیال منفصل ملاقات می‌کنند، حال چنانچه در نفس ناطقه‌ی اصحاب تصرف کنند ان‌ها نیز می‌توانند در آن موطن جبرائیل را ملاقات کنند و تنها آن‌هایی جبرائیل«علیه‌السلام» را می‌بینند که در نفس آن‌ها تصرف شده، البته این مانع از آن نیست که جبرائیل«علیه‌السلام» آنقدر نازل شود که در موطن عالم ارض ظهور یابد، در آن صورت هرکس می‌تواند او را ملاقات کند. در موضوع مورد بحث شرایط طوری بود که فقط تعدادی از اصحاب حضرت جبرائیل«علیه‌السلام» را می‌دیدند. موفق باشید
1254

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشیدخدمت استاد گرامی ببخشید استاد طبق آیه ی 12 و 13 سوره ی احزاب اگر مردی دو فرزند دختر و همسر و مادر و پدر داشته باشه یک ششم از ارث به هر یک از پدر و مادر و دو سوم به دخترها و یک هشتم به همسر میرسه اما وقتی اینا رو جمع میکنیم بیشتر از یک میشه 1/6+1/6+2/3+1/8 که بیشتر از یکه.وقتی من این سوالو میپرسم در جواب میگن که اول باید سهم همسر را داد بعد بقیه را تقسیم کرد در صورتی که در هیچ کدوم از این دو آیه اینو نگفته که اول باید سهم همسر رو داد و این کارو برای این میکنند که نمیشه طبق قران اونجوری تقسیم کرد و مسلما جواب قانع کننده ای هم نیست.خواهش میکنم جواب قانع کننده ای برای نحوه ی تقسیم ارث در این حالت به من بدید طبق اون چیزی که در قران گفته شده نه کاری که الان میکنند.ممنون میشم اگه بفرمایید. باتشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده در این امور تخصص ندارم، در تخصص علمایی است که در فقه کار کرده‌اند. موفق باشید
893

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بخشی از رساله ارشد حقیر به نقد درون دینی و برون دینی نظریه هایی مربوط است که در حقیقت و ماهیت ایمان و مقولات مرتبط با آن همچون معرفت، تصدیق، کفر، تکذیب، یقین و... ارائه شده؛ خواهشمندم در حیطه هر دو نقد راهی باز کنید تا در راستای آن به نقدهای پرثمر برسم. ممنون از حوصله و عنایت جنابعالی.
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: بنده بر همین اساس کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را نوشته‌ام و در حال شرح آن هستم. موفق باشید
722

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید. استاد ما معتقدیم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم معصوم هستند اما چرا در قرآن آیاتی آمده که خلاف این امر را به ذهن القا میکند مثلا گفته می شود " تو دلت داشت تمایل به حرفهای کفار پیدا میکرد و اگر این کار را کرده بودی تورا عذاب میکردیم" و ...تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام خداوند رسول خود را از هرگونه انحرافی حفظ می‌کند تا ما همیشه با الگوی تضمین‌شده‌ای روبه‌رو باشیم، ولی این به این معنی نیست که رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» از پیش خود معصوم هستند، بلکه به مدد حضرت پروردگار است که حفظ می‌شوند و لذا می‌فرماید: «وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاکَ لَقَدْ کِدتَّ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئًا قَلِیلاً»(سوره‌ی إسراء، آیه‌ی 74) اگر ما تورا ثابت قدم نمی‌ساختیم و تو را به خودت وامی‌گذاشتیم، مثل بقیه‌ی انسان‌ها نزدیک بود به آن‌ها گرایش پیدا کنی. پس معلوم است بدون مدد الهی هر انسانی گرفتار امیال انحرافی می‌شود و رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» نیز به مدد خاص الهی در مقام عصمت هستند. همان‌طور که در مورد حضرت یوسف«علیه‌السلام» می‌فرماید: «وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ کَذَلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ» و در حقیقت [آن زن] آهنگ وى کرد و [یوسف نیز] اگر برهان پروردگارش را ندیده بود آهنگ او مى‏کرد چنین [کردیم] تا بدى و زشتکارى را از او بازگردانیم چرا که او از بندگان مخلص ما بود (سوره‌ی یوسف، آیه‌ی 24). موفق باشید
30901
متن پرسش
سلام و عرض ارادت خدمت استاد عزیز آقای طاهرزاده: ببخشید استاد از اینکه سوالم در مورد موضوعی هست که به نوعی تکرار هست سوالم در مورد برنامه ی زندگی پس از زندگی هست. استاد این کاملا درسته و قبول داریم که این تجربه گران هنوز با حضرت عزرائیل روبه رو نشدن که به کلی از بدن و دنیا جدا بشن و وارد عالم برزخ بشن ولی چیزی که هست موارد عجیبی هست که مطرح میکنن مثلا یه تجربه گر به نام آقای گمرکی وقتی تجربه ی خودش رو بیان می کرد بجز مواردی که ذکر کردن و طبق شاهدهایی که وجود داشت گفته هاش حقیقت بود مثلا گفت وقتی داشتم تو تونل بالا می‌رفتم که احتمالا بلکل از بدن و دنیا جدا بشم یه آقای نورانی اومد دست به سینم گذاشت و گفت امیر باید برگرده چون مادرش خیلی دعا کرده و اون روزی که ایشون زنده میشن همزمان بوده با روز عاشورا و مادرش به شدت همون روز از امام حسین علیه‌السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها درخواست شفای پسرش رو میکنه. یا اینکه یه آقایی از رشت چون اخلاق بدی با همسرش داشته بعد از انقطاعی که از بدن پیدا میکنه با یه موجودی روبه رو میشه که از بس وحشتناک بوده هنوز بعد از ۵ سال از ترس اینکه اون موجود رو ببینه به آسمان نگاه نمیکنه و اونجا متوجهش کردن که این موجود وحشتناک صورت اعمال و غضب این مرد نسبت به همسرش هست و موقعی که میخواد برگرده به بدن اون موجود بهش میگه اجازه دادن که بزاریم برگردی به یک شرط که وقتی برگشتی بگی که دنیای دیگه و حسابرسی وجود داره این دو مورد مثال بود. استاد مثلا همه ی تجربه گران کل زندگی این دنیایی رو تا لحظه ی مرگ در کمتر از ثانیه دیدن یا استاد یکی دیگه از تجربه گران برگشتش رو اینطور می‌گفت که وقتی در تونل نور بالا می‌رفته امیرالمؤمنین فرموده که برشرگردونن چون وقتش نیست و می‌گفت لازم نبود کسی بهم حضرت رو معرفی کنه همونطوری که الان مطمئن هستم من یاسر هستم همونطور هم بهم اگه بشه اسمش رو بزاری مثل حالت تله پاتی بهم گفتن که این شخص امیرالمؤمنین هست. استاد نجات این اشخاص واقعا به دست حضرات معصومین علیهم السلام بوده یا اینکه اینها با خیال شون چنین تصوری کردن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع «زندگی پس از زندگی» نقش فطرت را در نشان‌دادن حق و باطل اعمال در آن حالت و نیز نقش فرشتگان و حتی ائمه «علیهم‌السلام» را نباید نادیده گرفت. عمده آن است که این نحوه حضور و آگاهی غیر از آن نحوه عبور از دنیا به سوی برزخ است که اولاً: با سکرات همراه است و ثانیاً: بحث ملکین نکیر و منکر در میان است. ولی در این نوع مرگ و حیات، این ساحات برای افراد پیش نمی‌آید تا آن را حضور در برزخ بنامیم. موفق باشید

25216

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱. یکی از عرفای شهرمان که صاحب کرامت و مقامات بود و چشم برزخی داشت خیلی وقته فوت کرده، برخی از همشهریان در موردش میگند که ایشون امام خمینی را قبول نداشت. اگه کسی ولایت فقیه را قبول نداشته باشه، اصولا امکان داره به مقامات و مکاشفه و چشم برزخی دست پیدا کنه؟ ۲. منظور دقیق از کل شی هالک الا وجهه چیست؟ ۳. همونطور که مجرداتی که در عالم دنیا هستند (روح انسانها و روح حیوانات)، باطنی دارند که در عالم برزخ و قیامت است، غیرمجردات (خاک، آب و غیره) هم باطنی در برزخ و قیامت دارند؟ ۴. احدی در صحنه حاضر است (حضرت حق)، و بقیه هر چه هست و هرچه به چشم سر می بینیم، ظهورات و تجلیات اوست. مثلا برگ درختان، جلوه ای از حیات حضرت حق است. یا مثلا زمین {به عنوان نمونه ای از ضعیف ترین وجودات (به خاطر اینکه عالم ماده، پایین ترین مرتبه وجودی را دارد)}، جلوه ای از حیات و علم و قدرت و سایر کمالات حضرت حق را متناسب با مرتبه وجودی اش داراست. سوالم این است که اگر در مسیر سیر و سلوک قرار گرفتیم، خداوند بر چه اساسی به ما توفیق می دهد که جلوات صفاتش را در عالم ماده مشاهده کنیم؟ مثلا عارفی توفیق می یابد که جلوه حیات حضرت حق را در درختان و گیاهان و زمین و آب و هر وجود دیگری در اطرافش هست ببیند، عارف دیگری توفیق می یابد که جلوه علم را آب ببیند و عارف دیگری توفیق می یابد هم جلوه قدرت و هم جلوه علم را در آب ببیند. ۶. اینکه گفته می شود سنگ و چوب و ... حقیقت ندارند، یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کرامات، غیر از بصیرت عرفانی است که با توحید حاصل می‌شود. مکتب امثال حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» توحید است و کرامات، عموماً با قوت نفس ناطقه حاصل می‌شود. ۲. تنها، «وجود» مربوط به حضرت حق است. ۳. نه ۴. «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت چون باید کرد» ۵. برای آن‌که در این مباحث، سرگردان نشوید پیشنهاد ما مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و مباحث «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آنان است. موفق باشید

22491

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: استاد می شود در مورد ذکر قلبی توضیحاتی فرمایید، یا کتابی معرفی کنید؟ و اینکه این ذکر آیا در ارتباط با همان بحث اسما الحسنی است و آیا در ماه ذی الحجه توفیق بیشتری برای ذکر قلبی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جلد اول کتاب «مقالات» از آیت اللّه محمد شجاعی در این مورد نکات خوبی دارد. اذکار ماه ذی‌الحجه، تماماً وسیله‌ای است تا قلب را به راه بیاوریم. موفق باشید

22021

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
طلبه ای که به تبلیغ علاقه داشته باشد و دغدغه ی تبلیغ را داشته باشد ولی قلباً دوست نداشته باشد از طریق منبر و نماز و تبلیغ، پولی از مردم بگیرد، زندگی اش را چطور باید تامین کند؟ با توجه به اینکه علاقه ای به تدریس در حوزه یا رفتن در ارگان خاصی را ندارم. آیا اشکالی دارد که در کنار تبلیغ، کار آزاد مثل کارگری و کشاورزی انجام دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به فرمایش آیت اللّه جوادی، شما از دست دین آن پول را می گیرید و مردم نیز افتخار می‌کنند که در راه دین هزینه می‌نمایند. هیچ جای دغدغه نیست به‌خصوص که اگر کار آزاد، شما را از تفکر و تفقه در دین عقب بیندازد. موفق باشید

20832
متن پرسش
با سلام: در یکی از سوال ها دیدم که روایتی از امام ابوالحسن الرضا (علیه السلام) برای توصیف زمامدار امت و ولی فقیه آورده اید که امام می فرماید : إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ» با یک جستجو دیدم که بعد از ولا يَحيرُ فيهِ عَنِ الصَّوابِ ، آورده است : فَهُوَ مَعصومٌ مُؤَيَّدٌ ، مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ ، قَد أمِنَ الخَطايا والزَّلَلَ والعِثارَ ، يَخُصُّهُ اللّه ُ بِذلِكَ لِيَكونَ حُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ ، وشاهِدَهُ عَلى خَلقِهِ ، و «ذلِكَ فَضلُ اللّه ِ يُؤتيهِ مَن يَشاءُ واللّه ُ ذُو الفَضلِ العظيمِ و در تحف العقول هم بعد از کلمه مُؤَيَّدٌ آورده است که : قد امن من الخطا و الزلل ، خصه بذلک لیکون ذلک حجه علی خلقه ، شاهدا علی عباده ، فهل یقدرون علی مثل هذا فیختارونه فیکون مختارهم بهذه الصفه ؟! . چند نکته به نظرم رسید: اول اینکه: این روایت در خصوص معرفی امام معصوم علیه السلام است که در کتاب تحف العقول آورده شده است. و در منابع دیگر ذکر شده است که آن زمامدار مَعصومٌ مُؤَيَّدٌ ، مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ است. دوم اینکه: در ادامه حدیث می فرماید که امام : قد امن من الخطا و الزلل : از هر اشتباه و لغزشی به دور است. سوم: امام رضا علیه السلام در معرفی امام معصوم می فرماید: يَخُصُّهُ اللّه ُ بِذلِكَ لِيَكونَ حُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ: خدا آن شخص که زمامدار امت و امام مردم است از خطا ایمن داشت تا حجتی بر آفریدگانش باشد. چهارم : در آخر حدیث اما رضا (ع) می فرمایند : فهل یقدرون علی مثل هذا فیختارونه فیکون مختارهم بهذه الصفه؟! . آیا بندگان توان این را دارند که چنین شخصی را با این ویژگی ها انتخاب کنند؟ (استفهام انکاری) بندگان خدا نمی توانند شخصی با این صفات را برای رهبری و امامت انتخاب کنند. و اینکار تنها در توان خداست. پس شما چرا یک حدیثی که آنقدر واضح در مورد معصومین (علیهم السلام) است را برای یک شخص غیرمعصوم که ولی فقیه باشد به کار می برید؟ حال آنکه ایشان خطا هم داشته است و اعتراف کرده. (مسأله کنترل جمعیت)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید مصداق اصلی آن روایت امام معصوم است. ولی در ابتدای حدیث حضرت متذکر می‌شوند «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ» و از این طریق زمینه‌ی توسعه‌یافتنِ روایت را به مخاطب می‌دهند. بدین معنا که خداوند هرکس را به همان اندازه که برای اداره‌ی امور بندگانش انتخاب کند، به همان اندازه مددهای فوق‌الذکر را به او ارزانی می‌دارد و در این رابطه است که ما به نایب ائمه رجوع می‌کنیم، در آن حدّ که حضرت صاحب الأمر «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در تأیید نوّاب خود می‌فرمایند: سخن آن‌ها سخن من است. زیرا ذیل الطافی که به امام می‌شود، آنان نیز مورد لطف الهی قرار می‌گیرند. در راستای چنین آموزه‌ای حضرت امام صادق (ع) مى ‏فرمايند: رسول خدا (ص) فرمودند: «يَحْمِلُ هَذَا الدِّينَ فِي كُلِّ قَرْنٍ‏ عُدُولٌ يَنْفُونَ عَنْهُ تَأْوِيلَ الْمُبْطِلِينَ وَ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ وَ انْتِحَالَ الْجَاهِلِينَ كَمَا يَنْفِي الْكِيرُ خَبَثَ الْحَدِيد»[1] در هر قرن انسان‏هاى متعادل و عدولى هستند كه اين دين را حمل نموده و هرگونه تأويلِ اهل باطل و تحريف افراطيون، و ادعاهاى جاهلين را از آن دور مى ‏گردانند، همان‏طور كه كوره‏ ى آهنگران پليدى و چركى آهن را پاك مى‏ كند. موفق باشید


[1] ( 2)- بحارالأنوار، ج 2، ص: 93.

20717

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: نظرتان درباره این حدیث چیست. آیا واقعا صحیح است؟ هنگامی که رسول خدا «ص»، از «جنگ تبوک» برمی گشت «سعد انصاری»، یکی از «کارگران مدینه» به استقبال آن حضرت آمد. وقتی پیامبر «ص»، با او دست داد «احساس کرد»، که «دستان وی زبر و خشن» است.! نبی مکرّم «ص» سؤال کردند؛ چرا دستان تو، این اندازه «زبر و خشن» است.!؟ عرضه داشت؛ یا رسول اللّه این «خشونت و زبری دستان من» بخاطر، کار کردن» با بیل و طناب است تا «مخارج خانواده ام» را تأمین کنم.! پیامبر«ص»؛ «دستان او را بوسید»، و فرمود: این «دستی است»، که «آتش جهنم» آن را لمس نخواهد کرد.!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا آن روایت درست نباشد؟ مگر جز این است که انسان با تلاش و دست و پنجه‌نرم‌کردن با طبیعت و بدون تخریب آن، استعدادهای خودش و طبیعت شکوفا می‌شود؟ موفق باشید

20104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده پرسشگر سوال 20097 هستم. یک قسمتی از سوالم را فکر کنم جواب ندادید. آن سوال را با عرض معذرت بار دیگر مطرح می کنم «چگونه می توانم در صورتی که از مرجعم تقلید می کنم، مسائلی را که در رساله ها نوشته نشده را بفهمم و به گناه مرتکب نشوم؟ (پرسیدن از دفتر مرجع تقلید در همه موارد و همه زمان ها امکان پذیر نیست و ممکن است برخی مسائل در لحظه پیدا شود که هم انجام دادنش را ندانم حرام باشد و هم احتیاط کردنش حرام باشد و بین دو راهی گیر کنم)» اگر امکانش هست بررسی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد شرایط الهی کلیات را در اختیار ما می‌گذارد تا ما نسبت خودمان را با آن کلیات به صورت جزیی مشخص کنیم و در همین رابطه در روایات داریم که ائمه می‌فرمایند: «علینا بالقاء الاصول و علیکم بالتفریع» یعنی ما اصول را برای شما مطرح می‌کنیم و خودتان آن را به صورت جزیی و فرع شکل دهید. آری! تکالیف جزئیه‌ی شرعیه را مراجع روشن می‌کنند. موفق باشید

19727
متن پرسش
سلام آقا: 1. نوجوان 17ساله ای هستم که از شهدا جامانده ام و مورد تایید کامل آقای عزیزم حجت بن الحسن نیستم، گاهی وقت ها قوای جنسی بر من روی می آورد و یک افکار بسیار بسیار بدی بر من می آید گاهی هم تلاش کردم برای فرار از این افکار ولی شما تصور کنید که اگر من میل جنسی شدیدی داشته باشم و فکرم را هم نتوانم مشغول کنم از شدت این میل چه کنم؟ آیا این افکار ناجور مرا از مسیر معنویت عقب می اندازد؟ چه کنم نجات پیدا کنم؟ گاهی وقت ها ناراحت می شوم که نکند من فردی مثل بزرگان اخلاق و عرفان و... نشوم چرا این افکار نمی گذارد. دعاکنید شهید شوم خاک بر سرم. این افکار دور کننده از مسیر هستند یا خیر؟ 2. قرار است که آثار شهید مطهری را مطالعه کنم آیا آثار شما را کامل کنار بگذارم یا هر دو را با هم بخوانم؟ شنیدیم که ذهن فقط می تواند از یک نفر اثر بگیرد و رنگ بپذیرد یا سخنی شبیه به این. نظر شما چیست در حالی که منش فکری شما با منش فکری استاد شهید متفاوت است؟ سوال را سر سایت قرار دهید. ممنون، ان شا الله شما هم شهید شوی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به فرمایش آیت اللّه بهجت، آمدنِ آن افکار در اختیار شما نیست، ولی ترتیبِ اثردادنِ آن‌ها مربوط به شماست و هر آن‌چه در مقابل آن افکار بیشتر مقاومت کنید، به توانایی‌های خود و صفایی که بین شما و خدا پیش می‌آید، بیشتر پی می‌برید 2- فکر می‌کنم در کنار آثار شهید مطهری مطالعه‌ی کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» که نامه‌ی امام علی«علیه‌السلام» به فرزندشان می‌باشد، مفید باشد. موفق باشید

18382
متن پرسش
سلام: استاد عزیز ان شاء الله که در سلامت کامل باشید. استاد چند تا سوال داشتم. 1. چرا تا قبل از حضرت امام رضوان الله علیه هیچ یک از علما (چون آیت الله بروجردی که قطعا در جامعه معروف تر از امام بود، آیت الله بهجت و و...) علیه نظام ظالم قیام نکردند؟ چرا قبل از امام کسی از ولایت فقیه و حکومت یک فقیه بر مردم سخن نگفت! 2. آیا آیت الله بهجت رحمه الله با حضرت امام ارتباط داشتند؟ اگر آری پس چرا اسمی از ایشان در جریان انقلاب نیست؟ خیلی ممنونم. التماس دعا یا علی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همه‌ی علماء به دنبال کاری بودند که حضرت امام شروع کردند. گذشتگان مثل آیت اللّه شیخ عبدالکریم حائری و آیت اللّه بروجردی زمینه‌ی آن کار را فراهم کردند و حضرت امام چون زمینه فراهم شد و دولت شاه مستقیماً لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی را به مجلس برد، امام فرصت را غنیمت شمردند و قیام خود را شروع کردند 2- آیت اللّه بهجت و حضرت امام ارتباطِ تنگاتنگی داشتند در آن حدّ که مکرراً حضرت امام از آیت اللّه بهجت می‌خواستند که مثلاً برای فلان امر، توسلات و نذورات داشته باشند. موفق باشید

نمایش چاپی