بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22122
متن پرسش
سلام و تحیت جناب استاد: نظر شما در مورد مدارس غیرانتفاعی خاص که پول بیشتری دریافت می‌کنند و برنامه های ویژه و ظاهرا مذهبی‌تر و درسی‌تری هم دارند، چیست؟ آیا این نوع مدارس، تا به حال راهگشا بوده اند؟ یک حسی به من می‌گوید مدرسه‌های غیر انتفاعی (به معنای «آیت الله هاشمیِ» کلمه) خودش یک پدیده مضرّ است و اگر ظواهر و مناسک مذهبی را هم به سر و روی آن بمالیم، چیزی عوض نمی‌شود. به نظرم من با توده زیستن ما را بهتر به‌ عمل می ‌آورد. نظر شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «جانا سخن از زبان ما می‌گویی» وقتی می‌نویسی «به نظرم من با توده زیستن ما را بهتر به‌عمل می ‌آورد». موفق باشید

21253
متن پرسش
سلام علیکم: چرا رهبری انقلاب و مراجع تقلید از بی عدالتی در جامعه جلوگیری نمی کنند و فقط به تذکر دادن و بیانیه اکتفا می کنند؟ از زنجان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر نظام اسلامی به عنوان زعیم یک جامعه تلاش دارد مردم را به آن نوع آگاهی برساند که خودشان دوست‌دار عدالت باشند، به جای این‌که برای هرکس پلیسی قرار دهند. باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که قرآن قیام به قسط و عدالت را در زیر دستورات الهی به عهده‌ی مردم گذاشته است. در سوره‌ی حدید آیه‌ی 25 می‏ فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ». به راستى پيامبران خود را با بیّنات روانه كرديم و با آن‌ها كتاب و میزان را فرود آورديم تا مردم به قسط برخيزند و حدید را كه در آن سختی زیاد و سودهایی برای مردم است نازل کردیم تا خدا معلوم بدارد چه كسى او و پيامبرانش را به غیب يارى مى‏ كند، آرى خدا نيرومندِ شكست ناپذير است. می ‏فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا» یعنی ارسال رسول با تدبیر الهی بوده و می‏ گوید «ما» فرستادیم تا نظر را متوجه خداوند و کارگزاران الهی کند. اینان رسولان را فرستادند تا آن‌ها به جای خدای نامحدود بتوانند عمل کنند. «بِالْبَيِّنَاتِ» با چیزی رسولان را فرستادیم که هم خودش روشن است و هم روشنی‏ بخش و روشنگر است و طرف مقابل هم از این سخنان بهره می ‏برد زیرا تنها برای خودِ رسول روشن نبوده، قدرت روشنگری هم دارد و طرف مقابل که با آن بیّنات روبه‌رو شود مطالب زیادی برایش روشن می ‏شود - حتی معجزات هم نمونه‏ هایی از بیّنات‌اند- و این شیوه عمومی کسانی است که صاحب رسالت‏ اند، چه انبیاء یا جانشینان آن‏ها و شیوه‏ هایی که این بزرگان از آن استفاده می ‏کنند امور بیّن ‏اند و از همه راه‏های بیّن استفاده می‏ کردند.   

گویی پیامبران وارد فضای تاریکی شده ‏اند که انسان‏ها در آن فضا خودشان را هم نمی ‏بینند و نمی ‏شناسند و پیامبران آمده ‏اند تا با بیّناتِ خود، تعریف جدیدی از خود بیابند تا شرایط تغییر کند و از تاریخ جاهلیت که نه در آن ابدیت برای انسان مطرح بود و نه استعداد رسیدن به قرب الهی برای انسان معنا داشت، به تاریخ دیگری وارد شوند که دستور عمل‏ های خاص خود را دارد لذا می‏ فرماید: «أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ» با پیامبران کتاب و میزان نازل کردیم تا آن‏هایی که در کنار پیامبران قرار می‏ گیرند از آن بهره ‏مند شوند. بحث «اِنزال» را به میان می ‏آورد که پایین‌آوردن است نه یاددادن به پیامبر، زیرا این دستورات، باطنی معنوی دارند و نازل شده ‏اند تا برای مردم قابل فهم باشد. «میزان»، آن قدرت تشخیصی است که چگونه از کتاب و دستورات الهی استفاده کنیم و این هم با پیامبران نازل می‏ شود و در رابطه با میزان، انسان‌ها وزن هر دستوری را تشخیص می‌دهند تا آن‌جا که اگر دو دستور معارضِ همدیگر شدند می‏ فهمند وزن و اهمیت هرکدام چه قدر است و کدام را باید بر کدام حاکم کرد. چنین تشخیصی با پیامبران نازل می‏ شود و هر آن کس که در کنار پیامبران قرار گیرد از چنین توانایی بهره ‏مند می‏ شود و گرفتار تحجر نمی ‏گردد.[1]  در ادامه می‌فرماید: «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» برای آن که مردم جهت اقامه‌ی قسط به‌پا خیزند. هدف اولِ ارسال رسولان قیام به قسط است تا مردم خودشان به‌پا خیزند نه آن‌که پیامبران به هر قیمتی اقامه‌ی قسط کنند، اگر مردم خواستند خودشان قیام کنند و درگیر موضوع شوند تا اولاً: جبهه مقابل خود را بشناسند. ثانیاً: بدانند برای اقامه قسط باید خود هزینه کنند و پیامبران شرایط چنین انتخابی را فراهم نمودند و آن‏ها را از انتخاب‏های خطا آزاد کردند و موفقیت در این امر مربوط به مردم است که اقدام بکنند یا نکنند. پس وقتی در روایت داریم: «ارتَّد الناس بعد رسول الله الا ثلاثه»[2] بعد از رسول خدا (ص) همه به نحوی منحرف شدند مگر سه نفر، باید بگوییم مردم کوتاهی کردند یا رسول خدا؟ در حالی‌که رساندن کتاب و میزان به عهده‌ی پیامبران بود و قیام به قسط به عهده‌ی مردم می‌باشد.

مردم باید تلاش کنند خود را در تاریخی که شروع شده شکل دهند و این جا است که مافوق عدالت، آزادی به میان می‏ آید و نباید با هر شیوه‏ای به اهداف خود رسید و آزادی انسان‏ها را زیر پا گذاشت و به همین جهت علی (ع) حاضر نیستند مثل معاویه با زیر پاگذاردن آزادی مردم، عمل کنند و به هر قیمتی به اهداف خود برسند.

در معنای «قسط» باید متوجه ضد آن یعنی «جُور» شد که به معنای دادن حقِ یکی به دیگری است هر چند خودش هم راضی باشد[3] پس قسط یعنی حق کسی را دادن و دین آمده تا حقوق در همه جا و در همه چیز رعایت شود. هدف در حرکت انبیاء آن است که مردم به شعوری برسند که حقوق هر چیزی و هر کسی رعایت شود و در این راستا به پا خیزند تا مقسِط شوند و قاسط مقابل این هدف قرار دارد و تلاش دارد این اتفاق نیفتد - مثل معاویه -. در ادامه می‌فرماید: «وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ» و حدید را فرو فرستادیم که در آن سختی زیادی هست و منافعی برای مردم دارد.  در چنین شرایطی که مقسطین یک طرف ایستاده‏ اند و قاسطین در طرف دیگر، دستوراتی با شدّت و حِدّتی خاص نازل شده که منجر به قتال و مبارزه می ‏شود[4] که در آن سختی شدیدی هست. بعد از آمدن بیّنات، در مقابل آدم‏هایی که حق برای‏شان روشن شده و جلو فهم خود ایستاده، برخوردهای شدید در میان می ‏آید. نمونه نزول برخورد شدید دستوری است که می‌فرماید: «جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقينَ» که به رسول خدا (ص) دستور داده با کفار و منافقین مقابله کند، این به معنای آن نبود که حضرت با منافقین جنگ کنند، بلکه به معنای همان برخورد سختی است که حضرت با آن‏ها داشتند و این شدت و حدّت نیز نازل شده و ریشه‌ی الهی دارد.

اگر آن برخوردهای سخت انجام شود، منافعی نیز برای مردم دارد و مردم در انتخاب خود گرفتار راهی نیستند که دشمنان دین در مقابل آن‏ها شکل داده ‏اند و نمی ‏گذارند مردم به آنچه فهمیدند و اعتقاد دارند عمل کنند.

هدف از ارسال رسولان را یکی قیام مردم به قسط مطرح کرد و دیگر «وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيز» با توجه به واژه‌ی «عَلِمَ» که هم به معنای دانستن است و هم به معنای نشانه‏ گذاری، می‏ توان در معنای آیه گفت: رسولان را با آن لوازم فرستادیم تا خداوند نشانه بگذارد که چه کسی او و رسولان‏اش را بالغیب یاری می کند، یعنی وقتی رسول در صحنه نیست و با رحلت خود غایب شده است، اینان آن مؤمنین واقعی هستند که به شخصیت‏ها حتی به شخصیت رسول هم بند نیستند و در غیبت رسول هم او را با پیروی از سنت ‏اش یاری می‏ کنند. اینان آن‏هایی‏ اند که خداوند نشانه‏ های خاصی برایشان قائل است و تأکید بر اهمیت مؤمنین آخرالزمان نیز در این راستا می‏ تواند باشد و این که فرمود خدا را یاری کنید از جهت ضعف خداوند نیست زیرا که او قوی و عزیز است، بلکه برای آن است که بندگان زندگی را با آزادی برای خود شکل دهند.

خلفا و جانشینان واقعی رسولان همان شأنی را دارا می ‏باشند که رسولان دارا هستند و در این رابطه وقتی به حضرت صادق (ع) بنگریم می ‏بینیم که چگونه وظیفه خود می ‏دانسته ‏اند به هر شیوه ممکن و در زوایای مختلف ارائه بیّنات کنند و شما با امامی روبروئید که می‏ خواهد مردم را از تاریکی‏ ها نجات دهد و با کودتا در مقابل حاکمان این مشکل حل نمی‏ شود بلکه با تربیت شاگردان و گسیل آن‏ها به اقصا نقاط جهان اسلام این ممکن محقق می‌گردد. موفق باشید  


[1] - در این مورد به کتاب «درس‏هایی از انقلاب» از مرحوم صفایی حائری رجوع شود.

[2] - رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار، ج‏3، ص: 121

[3] - بعضی از یاران علی (ع) در ابتدای حاکمیت آن حضرت از حضرت خواستند حقوق آن‏ها را به امثال مروان حکم بدهند تا از فتنه دست بردارند و حضرت فرمود آیا نصرت و پیروزی را با جور به دست آورم؟

[4] - هر چیزی که دارای شدت و حِّدت است، حدید می‏ گویند.

 

21133

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب و احترام خدمت استاد: می بخشید استاد سوالم خیلی پیش پا افتاده هست و از ساحت شما به دور شرمنده کس دیگری نیست به سوالات من پاسخ دهد. استاد من اصلا خودم رو باور ندارم و قبول ندارم اگه کسی تاییدم کرد منم به خود باوری می رسم و گرنه نه. کتاب «آشتی با خدا» و ده نکته از معرفتم خوندم ولی نشد که نشد چیکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی خوب است که انسان متوجه باشد کسی نیست. زیرا به ما گفته‌اند: «هر عنایت که داری ای درویش / هدیه‌ی حق بدان نه کرده‌ی خویش». پیشنهاد بنده آن است که با نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه که توصیه‌های حضرت است به فرزندشان مأنوس باشید تحت عنوان «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» در دو جلد شرح داده شده است و بر روی سایت هست. موفق باشید

21090
متن پرسش
سلام استاد: آقا ما داریم کتاب مقالات را میخونیم آروم آروم در طی خوندن کتاب روزه هم میگیرم و ..... ورزش و ترک گناه و... می کنم اما سوای همه اینها اوقاتی مثل بعد مطالعه کتاب و بعد افطار بسیار دچار تشویشات ذهنی و وسوسه و ... میشم این خطورات را حس می کنم، تشخیص می دهم که از جانب عاملی خارجی مثل شیطان باشه چی کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. بالاخره بنا به فرمایش آیت الله بهجت آن خطورات بدون اختیار شما می‌آید، هنر شما آن است که آن‌ها را دنبال نکنید تا إن‌شاءالله مزه‌ی عبور از آن خطورات شیطانی را  در این مرحله بچشید. موفق باشید

18658

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: نظر جنابعالی راجب مقتدی صدر و سیاست او چیست؟ خدا حفظتان کند برای این انقلاب. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته بنده چندان در این مورد صاحب‌نظر نیستم و نتوانسته‌ام دلسوزی ایشان را با حکمتی که برای احیای عراق نیاز است؛ همراه ببینم. موفق باشید

17348
متن پرسش
با سلام در جواب نامه 17324 و 17339 شما بزرگوار این چنین فرموده اید: باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اختیار یعنی انجام فعل و ترک آن؛ و این در ذات انسان است. یعنی بنیادِ انسان با اختیار شکل می‌گیرد و عرشی و فرشی‌بودنِ آن در متن اختیار او نهفته است. و این است که به شخصیت انسان شکل می‌دهد. و وجوهی که در اختیار انسان نیست، مثل زن و مردبودن، ربطی به شخصیت او ندارد. موفق باشید عنایت داشته باشید که این جواب سنگین بود و برداشت ها ی مبهمی می توان برداشت حال برای فهم بهتر آن را بر روی یک انسان معیوب مثل دزد یا دروغگو مثال بزنید و شرح کامل این انسان که سرونشت مختارگونه و دزذ دانه ای دارد را از زمانی که از اهدنا صراط مستقیم خارج می شود همراه با چگونگی خارج شدن و با دلیل شرح دهید. تا شاید بتوانم جواب سوالم را پیدا کنم. با تشکر از وقتی که ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانی که مبادرت به دزدی هم می‌کند با فطرت خود می‌فهمد که دزدی یعنی زیرپاگذاردنِ حقوق دیگران و آن یک کار ناپسند است و لذا با اختیار خود می‌تواند بین پیام فطرت و گرایشِ نفس امّاره، یکی را انتخاب کند و از این جهت مسئول عمل خود می‌باشد، زیرا مجبور به هیچ‌کدام از طرفین نبود. موفق با...

15179

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: تشکر از استاد بخاطر کتب خوب و سخنرانی های پر محتواشون. بنده میخوام تمام اعتقادات خودم رو کاملا عقلی و با استدلالت قوی (مثل بالاتر از برهان نظم و ... ) اثبات کنم اگر می شود سیر اثبات یا کتابی خوب در این زمینه معرفی بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که سعی بنده آن است که عقلِ مخاطبان را مدّ نظر قرار دهم، فکر می‌کنم سیر مطالعاتیِ روی سایت، جواب‌گوی جنابعالی باشد. موفق باشید 

13496
متن پرسش
با سلام: در خصوص سوال 13441: اینکه حضرتعالی می فرمایید که بعد از اینکه دنیا به اتمام رسید مدتی طول می کشد تا با نفخه ی دوم قیامت ظهور کند، با توجه به اینکه دیگر بحث زمان مطرح نیست جگونه می توان این مدتی طول می کشد که در دل خود بحث زمان را دارد توجیه کرد؟ آیا می توان اینطور تصور کرد که برزخ جایی است که شرایط ورود به مراحل بعدی برای شخص فراهم می شود و مرحله ای است که پیش نیاز مرحله ی بالاتر است؟ اگر اینطور بتوان برزخ را تعریف کرد می توان گفت که شرایط دنیا در زمان حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف و دوران رجعت به نوعی برزخ عالم ماده است برای قیامتی شد و این اشکالی ایجاد نمی کند؟ شما می فرمایید در رجعت همه ی انبیا و اولیا رجعت می فرمایند ولی بعضی روایات می فرمایند همه ی معصومین رجعت نمی کنند به نظر شما این دو با هم تناقضی ندارند و اینکه همه ی حضرات معصومین علیهم السلام رجعت کنند را عقل بیشتر تایید می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز تأکید می‌کنم چون در برزخ باید نسبتی که ما با دنیا و عالم ماده و ابزارهای عالم ماده داشته‌ایم، تغییر کند بعد از رجعت و حضور حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» برزخی باید در میان باشد. زیرا در رجعت هنوز ما در دنیا هستیم هرچند که شدت مادی‌بودن آن کم شده است 2- در این‌که چه کسانی خودشان رجعت می‌کنند و چه کسانی سیرشان به تاریخ برمی‌گردد و به یک معنا رجعت می‌کنند؛ بحث است و نمی‌توان به یک نظر قاطع رسید. موفق باشید

7185
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم. ببخشید استاد در ایین اسلام به چه کسانی میتوان توهین کرد و تا چه حد.......؟؟؟ مثلا آیا اگر کسی به اباما حرف رکیک بزند(مثلا فحش خانوادگی) حرام مرتکب شده است؟؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» حتی به صدام و کارتر (رئیس جمهور پیشین آمریکا) هم می‌فرمودند: آقای صدام و آقای کارتر. موفق باشید
7101

کشف قلببازدید:

متن پرسش
باعرض سلام حضرت امام خمینی درکتاب شرح جنود عقل وجهل درقسمت ایمان میفرمایند باید قلب رامثل طفلی درنظر گرفت و معارف در دهانش گذاشت شما استاد درشرح این قسمت می فرمایید قدم اول این است که ماقلب داشته باشیم و فرمودید بامراقبه می توان قلبدار شد سوا ل بنده این است چه طور می توان فهمید قلبدار شده ایم ودر ثانی این قلب که باید تلقینش کنیم چیست ثالثا درتعا رض قلب باعقل چه کنیم به عنوان نمونه بنده برهان صدیقین علامه طباطبایی را خیلی خوب یاد گرفتم ولی وقتی که میخواهم روی برهان فکر کنم روی مقدمه اول که می گوید کافی است سوفیست نباشیم باصطلاح قفل می کنم ویک حسی می گوید شاید حق باسوفیست باشد لطفا اگر کتابی هم مدنظر دارید بیان فرمائید باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه قدم‌هایی در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در جهت کشف قلب می‌توانید بردارید. با ادامه‌ی مطالعه به‌خصوص در مباحث معرفت نفس عبور از سوفیست راحت‌تر می‌شود. موفق باشید
6597
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر پیرامون سوال6512منظورم این بود که چه رابطه ای بین قسمهای سه گانه آیات 1تا3 و جواب قسم در آیه 4یعنی لقد خلقنا الانسان فی کبد هست؟(با عرض پوزش شما فقط قسمها را توضیح دادید)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌فرماید وقتی نور نبی‌اللّه در شهری جلوه‌گر است آن شهر مقدس است و جای قسم‌خوردن به آن شهر هست چرا که در آن شهر نیز سیره‌ی ابراهیم و اسماعیل«علیهماالسلام» به عنوان (والد و ولد) جاری است و این شهر انسان را که در سختی‌‌ها متولد می‌شود، به تکالیفی وا می‌دارد که از هرزه‌گی در امان است. در آیه‌ی 5 و آیه‌ی بعد می‌فرماید: انسان اشتباه محاسباتی دارد که گمان می‌کند هرکاری می‌تواند بکند و در آن راستا ادعا و افتخار می‌کند که ریخت و پاش‌های زیادی دارد. موفق باشید
3218
متن پرسش
ما برای اثبات لزوم وجود پیامبر و امام، استدلال عقلی داریم. این استدلالِ عقلی‌ای که لزوم وجود پیامبر و امام را ثابت می‌کند، آیا لزوم وجود پیامبر یا امامی که باید زنده باشد را ثابت می‌کند؟ یا ثابت می‌کند باید امام و پیامبری بیایند اعم از این که الآن هم مصداق زنده‌اش لازم است باشد، یا این که لازم نبوده و همان پیامبر یا امام هزار سال قبل هم کافی است و ما می‌توانیم به سیرة همان موقع از او تمسک کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: حجت خدا به اعتبار آن که حجت خداوند است باید همیشه باشد ولی سیره‌ی امام و نبی بدون آن‌که لازم باشد خودشان زنده باشند در تاریخ جاری است. مثل آن‌که شما در مبادی فقه به سنت رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» استناد می‌کنید در حالی‌که رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌و‌آله» در حال حاضر رحلت کرده‌اند. موفق باشید
1798
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام خدمت استاد محترم و تشکر از وقتی که در اختیار بنده قرار میدهید: سوال:آیا امکان دارد در مدرسه علمیه مدینه العلم شهر قم که قریب به 200 طلبه دانشجو دارد جلسه ای داشته باشید؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: علیک السلام: متأسفانه برایم مقدور نیست. موفق باشید
1513

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا باسلام خدمت استاد عزیز من پس از کمی تفکر راجع به صفت جبار بودن خداوند که به معنای جبران کننده ی نقص ها و عیب ها و کم کاری هاست برداشت های زیر را داشته ام حال از استاد عزیز می خواهم که راجع به درستی ونادرستی هر یک از اینها اظهار نظر کنند ودر صورت نادرستی فرم درست آنهارا تبیین کنند: 1)کسیکه اکثر عمر یا نصف آنرا دور از بندگی خدا بوده است یا کم و بطور ناشایست بندگی کرده است مثلا از 80 سال عمر خود 20 سال را از دست داده است ولی در ادامه بیدار شده و به قول معروف سفت وسخت بندگی کند خداوندتاثیرمنفی آن20سال کم کاری را جبران می کند و مانند این می شود که آن 20سال را هم بطور کامل بندگی کرده است .(هم چنین باتوجه به مطالب گفته شده سوالی در ذهن متجلی می شد : مطابق با احادیث و آیات قرآن کسی که از گناه خویش توبه واقعی کند گناه او بطور کامل بخشیده شده و حتی تبدیل به ثواب میشود حال سوال اییجاست که این چگونه ممکن است پس از توبه ی ازگناه نکبت وبدی آن کاملا از بین رفته و شخص مانند کسی شود که گناهی انجام نداده است بلاخره یک نوع کم کاری و تفاوت باید بین فرد خطا کاری که توبه کرده با فردی که اصلا گناهی نکرده باشد آیاکمی تناقض با قواعد عقلانی و سنن الهی دیده نمیشود؟لطفا توجیه کنید) 2)صفت جبار بودن الهی شامل اعمال غیر عبادی مثل درس وتحصیل و کار و کسب روزی هم می شود مثلا: کسی برای قبولی در دانشگاه از اوایل تابستان با نیت الهی شروع به درس خواندن میکند اما نا صحیح (از لحاظ کنکوری) حال 5 ماه مانده به کنکور بیدار شده و نهایت سعی وتلاشش را می کند و چون خداوند جبار است آن 3یا 6 ماه از دست رفته را به نحوی برای وی جبران می کند و او در دانشگاه با رتبه ی تک رقمی قبول می شود .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- برداشت شما در مورد جبّاربودن و جابربودن خداوند درست است. آری چون انسان با توجه به خداوند،جهت‌گیری‌اش عوض می‌شود و دیگر آن شخص قبلی نیست معنا نمی‌دهد که گناهان گذشته‌ی او به دنبالش باشد 2- همین‌طور است که می‌فرمایید، اگر زمینه‌ی تجلی نور اسم جبّار فراهم شود، ما طوری عمل می‌کنیم که ضعف‌های گذشته جبران می‌گردد. موفق باشید
23234
متن پرسش
بسم رب المهدی با سلام خدمت استاد عزیز: شما در مقاله ی پاسداشت آزادی بیان کردید، بشر کنونی خواستار آزادای است حتی اگر بروز های آن در جامعه در سطح آزادی قدسی نباشد و به همین جهت، دشمن از این خواستگاه آزادی سوءاستفاده کرد و ضد آزادی را به عنوان آزادی نمایش داد. از طرفی جامعه روز به روز دین گریز تر شده و به عبارتی زبان دین متناسب با جامعه ی کنونی نیست؛ هنوز هم همان تعبیر ها و همان روش های 30-40 سال پیش برای بیان دین از سوی تعریف کنندگان دین به گوش می رسد. حال چگونه می شود که دین را با آزادی بیان کرد؟ چگونه یا حداقل تحت چه موضوعی می توان طلب آزادی همراه با دین را در مردم زنده کرد؟ چه موضوعی حول مفهوم درست آزادی و زبان دین(زبانی که بیانگر حال امروز جامعه باشد، زبانی که جامعه پذیرای آن باشد که از نظر بنده چیزی جز آزادی نیست اما چگونه در جامعه ای که آزادی واقعی برایش تعریف نشده، دین و آزادی را با هم بیان کنیم؟) اشتراک زبان دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد در این تاریخ مصداق آزادی همان آزاداندیشی است که حضرت امام و رهبری بر آن تأکید دارند تا جایگاه سایر اندیشه‌ها و سلائق دیده شود. در همین جلسه‌ی اخیر روز چهارشنبه عرایضی در معنای درک آزادی در تاریخ پیش آمد. عنوان جلسه «باتلاق آرمان‌های کوتاه و غفلت از جریان تاریخی انقلاب اسلامی» هست. موفق باشید

22915

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت قلبی عروقی: نگرانی بی بی سی بابت اربعین بسادگی قابل درک، اما خوب نظر شما میتونه راهگشای شکاکان و دلسوزان انقلاب و اربعین و ظهور. قسمتهایی از مقاله بی بی سی که امروز 14 آبان منتشر شده. سپاس «این مراسم در خلال سالیان گذشته بدون شک آثار مثبت اجتماعی در جوامع شیعی داشته است. از جمله آن که زمینه نزدیکی شیعیان ایران و عراق را فراهم آورده و زنگار دهه‌ها جدایی و هشت سال جنگ ایران و عراق را تا اندازه زیادی زدوده و با افزایش تعاملات و مراودات اجتماعی دوستانه بین دو ملت آنها را به هم نزدیک ساخته است. به علاوه، میزان وسیع همبستگی اجتماعی از خلال میزبانی از زایران و محبت متبادل بین آنها آثار اجتماعی قابل توجهی در تحکیم روابط اجتماعی بین گروه‌های مختلف جوامع شیعی دارد. با این همه شیوه اجرای مراسم و حواشی آن، آثار زیانباری بر جامعه عراق دارد؛ جامعه‌ای که خود گریبانگیر مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی فراوان است و این مراسم به تشدید آنها می‌افزاید. در نگاهی کلی، مراسم پیاده‌روی از آفات زیانبار زیر برخوردار است: ۱. تضعیف حرکت کار و تولید در کشور عراق: همان‌گونه که آیت‌الله حیدری اشاره کرده‌اند، انجام مراسم پیاده‌روی اربعین به تعطیلی درازمدت کشور تا حدود سه ماه می‌انجامد. طی مسافت‌های دراز از جنوب و غرب عراق به سمت کربلا به همراه مقدمات و ملحقات آن، سبب اتلاف بخش عظیمی از انرژی نیروی کار عراق می‌کردد. این در حالی است که کشور عراق در وضع کنونی خود بیش از هر وقت دیگر نیازمند افزایش نیروی کار و تولید مضاعف برای بهبود وضع فعلی خود دارد. ۲. اتلاف منابع مالی هنگفت: مسیر پیاده‌روی تا کربلا به طور انبوه توسط ساکنان محلی هر منطقه تجهیز می‌شود تا از زایران استقبال و میزبانی رایگان شود. امکانات مختلف از محل خواب، انواع خوراکی‌ها، پوشاک، وسایل بهداشتی و حتی وسایل تفریحی و تجملی احیانا مانند ماساژ پا و بدن و غیره تجهیز می‌شود. میزبانان حتی در صورت نداشتن امکانات مادی مناسب به خود فشار وارد آورده و سعی می‌کنند بهترین کیفیت خدمات را به طور رایگان به زایران اختصاص دهند. در نتیجه، این مراسم زمینه اتلاف حجم وسیعی از منابع مالی را فراهم آورد؛ منابعی که باید صرف تولید مشاغل کوچک و پیشرفت اقتصادی کشور و مبارزه با موج وسیع بیکاری و غیره گردد. ۳. ظاهرگرایی: این مراسم با نگاهی ظاهرگرایانه به حرکت امام حسین، زمینه خالی کردن این جریان از معانی عمیق دینی آن شده و آن را به یک کارناوال سیاحتی تبدیل می‌کند. کارناوالی که خیلی‌ها با هدف تفریح و گذر وقت و به مثل معروف فارسی "هم زیارت است و هم سیاحت" به آن می‌پردازند. این مراسم در واقع تأثیر مشخصی بر بهبود سطح فرهنگی و یا حتی دینی افراد شرکت‌کننده در آن نداشته و نوعی اثر تخدیری در آنها می‌افریند. به نحوی که پس از اتمام آن احساس انجام کاری عظیمی به آنها دست می‌دهد اما در حقیقت تغییر مشخصی نه در سطح فردی و نه در سطح اجتماعی در وضع عراق ایجاد نمی‌کند. ۴. نگرانی‌های فرقه‌گرایانه: انجام این کارناوال نه به صورت کاملا مردمی، و بلکه با پشتیبانی ویژه و فراگیر از سوی دولت و مراکز حکومتی صورت می‌گیرد. نیروهای امنیتی از جمله ارتش و پلیس و غیره برای حمایت از شرکت‌کنندگان به طور آماده‌باش کامل در می‌آیند. مؤسسات دیگر دولتی از جمله بیمارستان‌ها و مراکز رسانه‌ای دولت و غیره نیز به طور کامل در اختیار این کارناوال قرار می‌گیرد. این در حالی است که عراق کشوری دارای مذاهب و ادیان و اقوام مختلف است. در نتیجه بکارگیری منابع دولتی برای مراسم مذهبی یک فرقه به طور طبیعی حساسیت فرق دیگر را بر می‌انگیزد. این در حالی است که وکلا و سخنگویان آیت‌الله سیستانی در گذشته بارها از استفاده از منابع دولتی در مراسم مذهبی منع کرده و دولت و منابع آن را متعلق به همه عراقی‌ها دانسته‌اند. اما آن چه که عملا توسط هر دو حکومت ایران و عراق صورت می‌گیرد، استفاده انبوه از منابع دولتی در این مراسم است. مشکلات این مراسم تا اندازه‌ای چشمگیر شده که حتی برخی از روحانیون اصلاح‌طلب نیز به انتقاد آن پرداختند. آیت‌الله کمال حیدری در یکی از جلسات درس اخیر خود در قم، تعطیلی دو تا سه ماه مملکت به بهانه پیاده‌روی اربعین را نادرست و از عوامل عقب‌ماندگی جوامع مشارکت کننده در آن دانست. وی این مراسم را بر خلاف اهداف مقدس نهضت امام حسین شمرد و از مراجع خواست که مقلدان خود را ارشاد کنند که وقت کمتری به این مراسم اختصاص داده و افراد وقت خود را به تولید و کار مفید اختصاص دهند.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم پیاده‌روی اربعین چهره‌ای و هویتی از عراق به صحنه می‌اورد که هزار برابر نتیجه‌ی آن بیشتر از هزاران مانور پر خرجی است که ارتش آن کشور برای تجهیز خود نیاز دارد. از طرفی، 18 میلیون از 20 میلیون زائر، مردمِ خود عراق هستند که با مسافرت خود، تحرک اقتصادی خوبی برای عراق ایجاد می‌کنند. کافی است که آن روزها سری به بازارهای کربلا و نجف بزنیم تا این تحرک را ملاحظه کنیم. مطمئناً کسی که متوجه‌ی چنین حرکتی نباشد نمی‌فهمد چه جریانی در حال وقوع است برای آن‌که کشور عراق را به کشوری تراز اول تبدیل کند و به همین جهت دولت عراق این‌همه از این جریان استقبال می‌کند. تازه از کجا گفته می‌شود کارها در چند ماه تعطیل می‌گردد؟!! هرگز چنین نیست. موفق باشید 

21502
متن پرسش
با سلام محضر عبدالله طاهرزاده: در سوال 21498 فرمودید شاید هم تذکر فرشته باشد تا با عمق بیشتری دین را دنبال کنید. سوالی که پیش می آید اینست که ملاکی هست که بدانیم تردیدها منشا رحمانی دارند یا شیطانی و اگر فهمیدیم منشا شیطانی دارد باید بی اعتنایی کرد یا به دنبال تحقیق بیشتر رفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک تشخیص خطورات شیطانی از خطورات رحمانی، عبودیت است. چنان‌چه آن خطورات، ما را به عبودیت بیشتر راغب کرد، رحمانی است. موفق باشید

20913

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به سوال 20801 به نظر می رسد خطبه های جناب مولوی را کامل گوش ندادید، متاسفانه در کلیپی که از فرمایشات ایشان ساخته شده است شیطنتی صورت گرفته و به گونه ای وانمود شد که ایشان فقط مردم کرمانشاه را گناهکار می دانند در حالی که اگر به مشروح سخنان ایشان رجوع شود ایشان گناه را مختص کرمانشاه ندانسته حتی از مردم زاهدان هم می خواهند توبه کنند و نیز سراسر کشور. و این زلزله را هشداری برای همه مردم می دانند و می گویند عذاب الهی که بیاید تر و خشک با هم مبتلا می شوند با توجه به اینکه قطعا برخی از مردم کرمانشاه گناهکار بوده و اگر سراسر کشور را در نظر بگیریم که گناه بیداد می کند چه ایرادی به سخنان مولوی می توان وارد نمود با روایات متعددی که علت زلزله را گناه می داند چه می کنید؟ مرحوم مجتهدی نیز دیدم به این روایات اشاره می نمودند وقتی آیه می فرماید «و لو انّ اهل القری امنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم برکات من السّماء و الأرض» خوب از آسمان که می بینیم باران چندانی نمی آید از زمین هم بلا برمی خیزد مسلم است که ایمان و تقوای مردم تضعیف شده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در چنین مواردی که به افرادی مصیبت وارد می‌شود باید مواظب بود طوری سخن نگوییم که علت آن مصیبت، گناهِ آن افراد باشد چون ما نمی‌دانیم قضیه چیست؟! آری! به صورت کلی باید گفت علت مصائب مثل قحطی و خشکسالی و زلزله، گناهانِ مردم است. موفق باشید

20563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: 1.حمایت مرحوم فردید از رژیم پهلوی و حزب رستاخیر تا چه حد صحت دارد؟ 2. دسترسی به صوت یا فیلم از ایشان چگونه میسر است در اینترنت فقط یکی دو تا فیلم از ایشان بدست آوردم حضرتعالی نوار یا صوتی از ایشان دارید؟ اگر آری میسرست در اختیار قرار دهید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جایی که بنده اطلاع دارم ایشان با حضور در حزب رستاخیز، حرف‌های خودشان را زدند. و یکی از مشهورترین سخنان ایشان که توانست به گوش بقیه برسد، در روزنامه‌ی حزب رستاخیز بود، بیش از این را از شاگردهای ایشان باید پرسید. موفق باشید

17977
متن پرسش
سلام: پس اگر مقدر شده باشد من چهل سالگی ازدواج کنم دعای من محقق نخواهد شد تا وقتش برسد و حتی اگر دعا هم نکنم همان چهل سالگی ازدواج من محقق خواهد شد پس علنا دعا کارگشا نیست!؟ در صورتی که ازدواج سریع تر من باعث عذاب نکشیدن من و حفظ بهتر دین من خواهد بود حال مهربانی و مدرکی و کرم خداوند در این وضعیت کجاست؟ پس آن توجهی که خدا می گوید اگر دعایتان نبود به شما چه توجهی داشتم چگونه توجهی است؟ لطفا یاریم کنین که درک نکردن این موضوع باعث بریدنم از خداوند شده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به‌جز تقدیرات اصلی که در عین ثابته‌ی انسان هست، هرگونه تقدیری با دعا تغییر می‌کند. آری! دعا موجب نمی‌شود که یک مرد، زن شود ولی موجب می‌شود که مرد کاملی گردد. موفق باشید

17642

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: 1. آیا مطلب زیر صحیح است؟ اگر شخصیتهای ظهور و حکومت های نزدیک به ظهور طبق روایات درست تطبیق شوند مصداق فهم نشانه های ظهورند که هدف روایات همین است. 2. آیا ما که دانشجو و اهل مطالعه هستیم نیز می توانیم مثلا فلان شخص یا حکومت را مصداق فلان دسته از روایات بنامیم و تطبیق بدهیم؟ یا قضاوت کردن و گناه شمرده نمی شود؟ 3. آیا هنوز نیز سؤالات را خود استاد اصغر طاهرزاده جواب می دهند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شاید بتوان این کار را کرد 2- باید احتیاط کرد، زیرا عموماً روایات مربوط به آخرالزمان، حالت تأویلی و اشاره‌ای دارد 3- بله خودم که طاهرزاده هستم، جواب سؤالات را می‌دهم. موفق باشید

17314

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من مشکلم این است که حس معنوی ام در بازه های خاصی خوب است اما در بازه هایی از بین می رود و من از نداشتنش واقعا حس بدی دارم. من حدود دو سال پیش بود که با خودم عهد بستم شیوه زندگیم را تغییر دهم. در خانواده مذهبی بودم اما خودم زیاد مذهبی نبودم. از دو سال پیش خیلی عوض شدم اما ثبات ندارد و من در مواقعی که مثلا نمازم دیر یا قضا می شود حس می کنم نکند من تمام کارهایم بدون شناخت است؟ و نمی دانم چطور از دنیا دل بکنم. واقعا خسته شده ام استاد. از یک طرف دلم عاشق خوب بودن است از یک طرف این علاقه منجر به تلاش بیشترمن نمی شود. حس می کنم همه دعا و نماز و مطالعه مذهبی و کلاس بسیج و هر چه که می روم بی فایده و بدون شناخت و از روی عادت است. گاهی از برخی چیزها خوشم میاید که می گویم این نشانه ی عمقی نبودن ایمان من و لقلقه زبان بودنش است. حوصله عبادتم هم کم شده. کاش راهی بود که اخلاصمان بیشتر باشد. توصیه شماچیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر با نامه‌ی امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» به فرزندشان مرتبط شوید، تمام ابعاد یک نوع زندگیِ خوب و قابل دسترس را در جلوی خود می‌یابید. کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» در همین رابطه تدوین و تنظیم شده است. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

16927

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: حاج آقا بنده هفته پیش یه پیام فرستادم و قرار شد حضوری خدمتتان برسم. آقای طاهرزاده لطفا بفرمایید که چه موقع و کچا مزاحم حضرتعالی شوم. آیا شما نماز ظهر و مغرب و عشا را به غیر از روزهایی که جلسه دارید در مسجد می خوانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از دست شما چه کار کنم که سؤال می‌کنید و بنده هم جواب می‌دهم ولی ایمیل خود را یا نمی‌بینید، یا طوری است که جواب‌های ما به ایمیل شما وارد نمی‌شود؟!! بنده این‌طور جواب دادم: ((باسمه تعالی: سلام علیکم: ده دقیقه که سهل است؛ بگو یک روز تمام، بنده در خدمت هستم. این هفته جلساتی در گلپایگان دارم. برای جلسه‌ی چهارشنبه إن‌شاءاللّه برمی‌گردم. از صبح 5 شنبه بعد از نماز صبح، هر روز که خواستید به‌جز صبح یکشنبه؛ می‌توانم در خدمت باشم. موفق باشید)). هنوز ما بر سرِ قول خود هستیم. موفق باشید

13555

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: از عرفای بزرگ به کرات بحث رجوع به استاد کامل مطرح شده است. آیا رسیدن به کمال به معنای خاص آن در عرفان (سفرهای چهارگانه) در عضر حاضر بدون رجوع به استاد کامل میسر است؟ از بزرگان پس از سید علی قاضی (ره) (گو اینکه در کمال ایشان اختلافی نیست) کدام یک از ایشان به این مرتبه نایل آمده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوه‌ی «روش سلوکی حضرت آیت اللّه بهجت» شده است. و تأکید ایشان بر این‌که می‌فرمایند در حال حاضر علمِ تو استاد توست، در آن‌جا مورد بررسی قرار گرفته است. جزوه بر روی سایت هست. موفق باشید

12063
متن پرسش
با سلام: آیا خداوند در آفرینش عالم و بقای آن، وجود متعال خودش را به کار گرفته است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عالم، تجلیات اسماء و صفات وجود مطلق یعنی خداوند است صرف نظر از نقص‌هایی که مربوط به محدودیت پدیده‌ها است، همه‌ی عالم از نظر کمال، مظاهر انوار الهی است. موفق باشید

نمایش چاپی