بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26052
متن پرسش
سلام استاد عزیز: من احساس می کنم دیگه مثل قبل نیستم. حدود ۲۰ سالگی. اون وقتا به صرف شنیدن یک نکته فورا اراده می کردم و اون رو تو زندگیم پیاده می کردم. ولی الان نمیتونم. انقدر ضعف اراده و بی نشاطی دارم که اکثر نماز صبحام یا قضا میشه یا نزدیک طلوع خونده میشه. الان ۲۷ سالمه. به دادم برسید استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان به اندازه‌ای که راهی بزرگ و متعالی در مقابل خود بیابد، به همان اندازه همّتِ رفتن در آن راه و قدم گذاشتن برای رسیدن به مقصد در او رشد می‌کند. راه امروز ما انقلاب اسلامی است و عبادات ما و رعایت دستورات شرعی و اخلاقی برای آن است که در این راه باقی بمانیم و به سوی اهداف عالیه‌ی آن قدم بزنیم. نظری به سیره‌ی شهدای عزیز در این رابطه بسیار کمک‌کار است. کتاب «گلستان یازدهم» و «خداحافظ سالار» و امثال آن نشان می‌دهد که این عزیزان چگونه از طریق رعایت احکام الهی به حقیقتِ دورانِ خود نزدیک شدند تا سر حدّ فدایِ جان، خود را خرج این حقیقت کردند. موفق باشید

26051
متن پرسش
سلام استاد گرامی: استاد من چند سالی که با آثار عرفا آشنا شدم خیلی اهل سکوت شده ام. در مهمانی با اقوام حرفی برای گفتن ندارم کسی هم حتی دوستان مسجدی هم با من دوستی نمی کنند مگر این که حرفهای لغو دنیایی بزنی استاد در شهری دور از خانواده زندگی می کنم نه دوست هم روحیه ای دارم نه دوست دارم با زدن حرف های بیهوده حتی با مذهبی ها عادت به سکوتم را از دست بدهم. ۱. به نظرتون این رویه من درست است؟ البته من نمی خوام منزوی باشم اما شرایطم این شده. ۲. آیا خدا این تنهایی رو که هر چه سعی می کنم ازش در بیام نمیشه برای رشد من خواسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آرام‌آرام با به ظهورآمدنِ معارف حقّه زبان‌تان باز می‌شود. ۲. اولِ کار خوب است. موفق باشید

26050
متن پرسش
سلام علیکم: سوالی داشتم استاد عزیز. شما در تفاوت اهل کرامت با اهل توحید در پاسخ به سوال ۲۵۳۳۵ فرمودید اهل کرامت با ریاضت‌های خود، نفس ناطقه‌ی خود را قوت می‌بخشند ولی اهل توحید، با نفیِ خود همراه با معارف عالیه، توحید را به صحنه می‌آورند. مطلبی خواندم با این عنوان (عالم نفس يكى از مراحل مهم راه است و آن قدر وسيع است كه وقتى انسان وارد اين عالم مى شود فكر مى كند كه هرگز به پايان آن نخواهد رسيد، امّا اگر به لطف خداى متعال و عنايت حضرت بقية الله - عجل الله فرجه الشريف - از اين مرحله رد شود وارد عالم قلب خواهد شد و البته آن را وسيع تر از عالم نفس خواهد يافت. و سرانجام با عبور از عالم قلب وارد عالم روح شده كه آنجا ديگر سيرش بى انتها مى شود و تا ابد در ترقى خواهد بود. سفینة الصادقین، مبحث درخواست تشرف. حاج سید حسین یعقوبی قائنی) ۱. پس در بین اهل کرامت تعداد کمی ممکنه وارد عالم قلب و روح شوند ولی اهل توحید با کسب معارف عالیه هر سه مرحله را طی میکنن مثل امام خمینی (ره) آیا این برداشت صحیح است؟ ۲. لطفا کمی توضیح در رابطه با این سه مرحله نفس و قلب و روح بفرمایید؟ ۳. آیا ممکنه کسی با سیر مطالعاتی شما هر سه مرحله طی کند؟ ۴. شهود قلبی چیست و چه فرقی با شهودی که از طریق نفس ایجاد می شود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب خواجه عبداللّه انصاری در مقدمه‌ی «منازل السائرین» در این رابطه نکاتی فرموده‌اند که جناب عبدالرّزاق کاشانی آن را شرح داده‌اند و بنده نیز در شرح آن متن، عرایضی داشته‌ام که به صورت صوت می‌باشد. پس از برگشت از سفر مشهد، آدرس پیام‌رسان‌تان را بفرمایید تا متن را خدمتتان ارسال کنم. موفق باشید

26049
متن پرسش
سلام استاد: استاد شما چرا انقدر به انقلاب اسلامی امیدوار هستید؟! بهتر است بگم شما چرا نمی فرمایید امکان دارد نعمت انقلاب اسلامی از کفمان برود و خدا یک قومی دیگر را پرچم دار انقلاب بکند که هم خدا دوستشان دارد و هم آن ها خدا را. اصلا به قول رهبر: اگر نیروی انسانی ما وابسته اندیشید، وابسته حرکت کرد، از وابستگی خوشش آمد، قدر استقلال را ندانست، قدر اسلام و ارزشهای اسلامی را ندانست، به خودش بی‌اعتماد بود -اگر این‌جور بود- آن‌وقت ما وارد یک دالان تاریک طولانی دیگری خواهیم شد، مثل همین دورانی که در زیرسلطه‌ی غرب از اندکی قبل از مشروطه تا قبل از انقلاب قرار داشتیم که با زحمت زیاد و با تلاش زیاد، توانستیم خودمان را به یک نحوی نجات بدهیم؛ باز وارد همان فرآیند تلخ دشوار گذشته خواهیم بود. این بستگی دارد به اینکه شما امروز این دانشجو را چه‌جوری پرورش بدهید. بنابراین پرورش دانشجو به نظر من خیلی مهم است (سایت khamenei.ir). استاد نگرانم خدا نکنه که انقلاب را از دست بدهیم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انقلاب اسلامی یک راهِ الهی در این تاریخ است در مسیر مقابله با استکبار. آن‌چه می‌ماند این راه است و خداوند آن را حفظ می‌کند. مردم هستند که باید خودشان را با قراردادن ذیل انقلاب اسلامی حفظ کنند وگرنه از دست می‌روند و خداوند جوانانی را می‌آورد تا این انقلاب از طریق آن‌ها محفوظ بماند و در همین رابطه عرض شد نه‌تنها باکری‌ها و خرازی‌ها رجعت خواهند کرد، حتی جوانانی به صحنه می‌آیند که از باکری‌ها و خرازی‌ها نیز جلوترند و همین حالا انسان با بعضی از آن جوانان اعم از دختر و پسر روبه‌روست. موفق باشید

26046
متن پرسش
بنام خدا سلام: مساله اول: چندی پیش کلیپ یکی از مخالفان فلسفه و عرفان را دیدم که می گفتند حافظ، مولوی، غزالی، و... فاسد و بچه باز بودند البته در مورد ملاصدرا می گفتند مروج بچه بازی هستند و ظاهرا کلیپ یا مستندی از فساد ایشان دردستشان نیست جناب استاد مستندات این عزیزان چیست آیا واقعا چیز تاریخی وجود دارد که باعث سوء تفاهم این عزیزان شده است و اینکه این عزیزان چرا اینقدر زندگی برکام ما تلخ کرده اند؟ دوم کتاب جدال با مدعی در سایت شما نیست و قیمت آن هم در بعضی سایتها بالاست. لطفا خلاصه اش را در ساییتون بیاورید. یا بفرمایید از کجا آن را تهیه کنیم. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «جدال با مدعی» از جناب آقای دکتر غفاری است و باید از طریق انتشارات حکمت تهیه شود. کتاب «سیر تحول مکتب فلسفی اصفهان از ابن سینا تا ملاصدرا» نکات خوبی در دفعِ آن شبهات در اختیار خواننده می‌گذارد. موفق باشید

26045
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: سوال اول: همانطورکه می دانید نفس و جان ما بعد از خواندن آراء مختلف یا خوردن غذای مسموم روحی دچار مسمومیت می شود گویی که این افکار در عمق ذهن ما لانه می کند و هر چقدر تلاش می کنیم خارج کنیم سخت است چه راهکاری برای درمان و اعتدال مزاج روحی و روانی ما پیشنعاد می کنید که از این حال و هوا در بیاییم و به زندگی طبیعی «قل انما انابشر مثلکم» دربیاییم؟ سوال دوم: چرا مخالفان فلسفه یا حتی عرفان بعضی از آنها شاگردان حضرت آیت الله جوادی مثل احمدی یا شاگردان آیت الله حسن زاده هستند. مگر در کلاس درس چه نحوی به آنها تدریس می شود که این عزیزان که ماشاء الله خیل کثیری هم از آنها یا علامه هستند یا آیت الله و بحث خارج و گویا لقب علامه در این روزگار شبه نقل و نبات شده است سوای اینکه شاگردان علامه حسن زاده با علامه جوادی آملی باشند، این اتفاق میمونی در حوزه نیست و باعث گمراهی نسل جوان می شوند!؟ سوال سوم: شناخت پروردگار اثبات اصل وجود خدا یقینی است یا ظنی، اگر علم کلام را ملاک قرار دهیم که هنوز در حدوثش و قدمش درمانده است اگر فلسفه را ملاک قرار دهیم که بر برهان علیتش و ضرورت علی و معلولی اش هزاران شبهه وارد کردند اگر عرفان را ملاک قرار دهیم که شهود و قابل اقامه برهان نیست. با این حساب ما بیچاره ها چه کنیم؟ شناخت ما یقینی است یاظنی؟ و ایمانی که بر اساس ظن است چه ایمانی از آب درمی آید؟ سوال چهارم: اثبات خداوند برای جنابعالی یقینی برهانی است یا ظنی؟ سایر اعتقادات چی؟البته منظورم تفتیش عقاید نیست می خواهم بدانم در این شلم و شوربایی که مخالفین فلاسفه و عرفان و مادیگراها و مکاتب دیگر درست کرده اند امکان حصول یقین عقلی هست یا نه؟ سوال پنجم: عزیزانی که مخالف فلسفه و عرفان هستند وقتی در بیوگرافی شان مطالعه می کنم نوشته شده فلانی متولد سال فلان متکلم، فیلسوف و فلان بهمان معاصر است که ... که درس فلسفه خود را نزد علامه طباطبایی یا علامه جوادی یا فلان آیت الله خوانده این خیلی باعث فشار روحی می شود که بله اینها به افساد فلسفه پی برده اند ولی استاد طاهرزاده و من و مریدان فلسفه از آنها بهتر می فهمیم واقعا پاسخ جواب چیست؟ تشکر یا علی مدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این موارد هر اندازه انسان خود را به امور متعالی مشغول کند از خیالاتِ واهی آزاد می‌گردد. در این مورد خوب است سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» زده شود. ۲. نمی‌دانم. شاید نتوانسته‌اند مطلب را درست بگیرند و با آن فکر کنند. ۳. ایمان به خدا فطری است و با تذکر انسان‌ها، آن‌ها متوجه‌ی توحید فطری خود می‌شوند به همان روش قرآنی.

بقیه‌ی سوالات طلب‌تان باشد. چون از جواب سؤالات کاربران محترم باز می‌مانم و اساساً بنا بر این است مباحثی که در کتاب‌ها هست، مورد سؤال قرار گیرد. این نوع سؤالات نیاز به کتاب‌های مفصلی دارد که بحمداللّه در معرض مطالعه‌ی عزیزان هست. موفق باشید

26044
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: از آنجا که عزم و انتخاب از نفس است چرا در هنگام خواب ما اراده ای نداریم و بدون اینکه کنترلی داشته باشیم از صحنه ای به صحنه ای دیگر برده می شویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انتخاب در مقابل امکانات متفاوت که روبه‌روی ما است به ظهور می‌آید. در خواب، نفسِ انسان با ملکات خود و صور ذهنی‌اش به‌سر می‌برد. موفق باشید

26043
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزتر از جانم: با توجه به مطالب شما برایم سخت است در خانه مجسمه داشته باشم. از طرفی می خواستم بدانم آیا عروسکهای بچه هایم که با پولیش و پلاستیک ساخته شده و با آنها بازی می کنند هم باید دور بیاندازم یا اینکه آنها مشکلی ایجاد نمی کنند؟ با تشکر از زحمات شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر معظم انقلاب عروسک را در حکم مجسمه نمی‌دانند و اخیراً حتی فتوای ایشان نسبت به مجسمه هم تغییر کرده و نگهداریِ آن را جایز می‌دانند. موفق باشید

26042
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز بر مبنای فرمایش شما که می فرمایید مسیحیان و یهودیان را خداوند همین دینشان را اگر صادقانه اجرا کنند و تسلیم باشند قبول می کند پس باید گفت غیبت آنها هم مانند مسلمانان حرام است و آبروی آنها محترم. درست است؟ (چون در معراج السعاده جمله ای دارد که می فرماید غیبت شیعه حرام است). لطفا یه توضیحی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غیبتِ فاسق که از گناه‌کردن إبایی ندارد غیر از غیبت انسان‌های شریفی است که سعی دارند آبروی خود را حفظ کنند. موفق باشید

26040
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد گرامی: ببخشید از اینکه وقت شما را می گیرم: ۱. اینکه بعضی می فرمایند انسان هنگام مرگ تمام اطلاعات خود را فراموش می کند، پس چگونه آقای قوچانی در جواب خود با دو ملک با استدلال جواب می دهند وقتی که بر ترس خود غلبه می کنند و چنان سخن گفتن را ادامه می دهند که آن دو می گویند جواب هر سوال یک کلمه است؟ و حتی کسانی که حافظ قرآن بودند و در کما فقط از آنها صوت قرآن شنیده می شود؟ ۲. اصلا سر در نمی آورم چگونه برای ایشان پرسش و پاسخ بوده ولی از بعضی استادان می شنویم که می گویند سوالات برزخ از جنس سوالات دنیا نیست مثلا مثل وقتی خداوند بخواهد از صبر بنده بپرسد او را دچار بلا می کند. ۳. اینکه انسان در مسایل توحیدی باورش رشد می کند، وقتی با اطرافیان سخن می گوید و باورهای سطحی و گاها غلط آنها او را عذاب می دهد و اصلا نمی شود با آنها بحث کرد در این زمینه، با چه جمله ای در ذهن خود را آرام کنیم، مانند شما که گاها باورهایی سطحی ما آزارتان می دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در خواب و در قیامت، ملکات باقی می‌مانند و نه محفوظات. ۲. به هر حال در آن حالت به این صورت برای جناب آقای قوچانی ملکین ظهور کرده است. شاید در برزخِ اصلی بیشتر ظهورِ حقایق قلبی به میان آید 3- باید به حقیقت آن سخن‌ها توجه کرد و با انسان‌ها مدارا نمود. در ضمن جزوه‌‌ای در رابطه با «سیاحت غرب» بر روی سایت هست. موفق باشید

26039
متن پرسش
سلام علیکم: در روایتی آمده که یار نزدیک امام صادق (ع) پیش اون حضرت از سختی زندگی و فشاری که روی ایشون بوده شکایت می کنند. حضرت بهشون یه کیسه سکه میدند. اون فرد میگه من پول نمی خواستم فقط دعام کنید. حضرت می فرمایند پول را بگیر دعا هم می کنم. بعد می فرمایند هرگز مشکلاتت رو برای مردم نگو تا عزت نفست حفظ بشه. آیا میشه مشکلات رو به امام گفت؟ایشون از گفتن به مردم نهی کردند، نه گفتن به امامان رو. آیا درسته این مطلب؟ مگر ائمه نمی فرمایند که نمک زندگیتاک را هم از ما بخواهید؟ پس می توان به خدمت ایشان شکایت از زندگی کرد. درسته؟ ممنون که وقت می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! آن‌ها واسطه‌ی فیض الهی هستند. موفق باشید

26036
متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد جان در برهان صدیقین بحث از تشریع و تکوین انسان به میان آمد. حال سوال این است که آیا باقی موجودات هم تکوین و تشریعی برایشان وجود دارد؟ و اگر وجود ندارد، چگونه می توان وجودی در اشدالوجود باشد و در شدید الوجود و خفیف الوجود نباشد؟ اختیار یا یک امر وجودیست یا عدمی، اگر وجودی باشد چطور ممکن است در باقیِ موجودات نباشد؟ (آیا اختیار زمانی معنی می دهد که تشریع و تکوینی متصور باشد برای موجود؟) و اینکه مرتبه اجنه از لحاظ وجودی چیست؟ چون فرموده بودید: اجنه هم اختیار دارند. بابت مشوش بودن سوالات معذرت میخوام، حاصل ذهن درهم ریخته است. جزاك الله خيرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اختیار مربوط به موجودی است که دارای چند امکان باشد «إمّا شاکراً و إمّا کفوراً» می‌تواند هم کفر بورزد و هم شاکر باشد و این در حوزه‌ی انسان و جنّ معنا دارد و برای فرشتگان که مقام معلوم دارند، اختیار معنا ندارد. موفق باشید

26034
متن پرسش
با سلام: فرق اختیار تکوینی انسان با اختیار تشریعی در چیست؟ پیمان الست کدام یک از این اختیار ها بود؟ تکوینی یا تشریعی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اختیار تکوینی مربوط به ذاتِ وجودی انسان است و ربطی به این شخصیتی که ما فعلاً داریم، ندارد. پیمان «الست» تکوینی است. موفق باشید

26033
متن پرسش
سلام: تعبیر «ضمیر ناخودآگاه» کدام یک از ابعاد انسان در مبانی عرفان اسلامی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم هم شامل نفس و هم شامل قلب شود، بستگی به درجه‌ی افراد دارد. موفق باشید

26032
متن پرسش
سلام استاد عزیز: همیشه خدا رو شکر می کنم که با سایت شما آشنا شدم. استاد من به تازگی شروع به مطالعه کتابهای شما نموده ام. سوالم این هست دوست دارم کتابهای بیشتری در مورد معرفت نفس مطالعه کنم اگر امکانش هست یه سیری برای حقیر معرفی کنید. ان شاالله خداوند به شما و فرزندانتان عمر با عزت عطا کند. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بعد از مطالعه‌ی کتاب «خویشتن پنهان» با مطالعه‌ی کتاب «معاد» و شرح صوتی آن در معرفت نفس تعمق بیشتری برایتان حاصل می‌شود. موفق باشید

26031
متن پرسش
سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیزم: بنده قبلا در مورد نشانه های ظهور کم و بیش مطالعه می کردم و در کل به مسائل مهدویت علاقه زیادی داشتم. در واقع دلیل اصلیش این بود که من از طریق اعتقاد به ظهور حضرت صاحب الامر (عج) به دین اسلام و آرمان های انقلاب باور قلبی پیدا کردم. اما وقتی با کتاب های شما آشنا شدم، فهمیدم دین داری و توحید واقعی بسیار عمیق تر از آن چیزی است که من تصورش را می کردم. وقتی نوشته ها و کتاب های شما را در باب مهدویت مطالعه کردم در مورد مهدویت هم نگاهم به طور کل تغییر کرد. چند وقت پیش هم استاد رائفی پور صوتی را از مرحوم آیت الله خزعلی پخش کردند که ایشان ۲ یا ۳ سال قبل از انقلاب در تفسیر آیه ی ۱۰۵ و ۱۰۶سوره انبیاء مطالبی را فرمودند که ما را به نزدیکی ظهور امیدوارتر کردند، می خواستم بدانم با توجه به نگاه عمیق و ریشه ای که شما به همه مسائل دارید نظرتان را در مورد این مطالب بفرمائید. بیانات آیت الله خزعلی؛ کسانی که خودشون رو عبد، حق جو، هموار، نیکخواه، ضد باطل ساخته اند، اینها به دستشان خواهد آمد و نبض زمان برای اینها خواهد زد. چون دنیا، دنیای روبه کمال است اما با تدریج، چون چنین است دنیا باید آماده شود برای اینکه به بدست صالحین سپرده شود. این آمادگی دو گونه است؛ آمادگی مادی و آمادگی معنوی. در مورد آمادگی مادی، باید جهان بشود یک خانه، یعنی از این گوشه ی اتاق صدا آمد آن گوشه ی اتاق بشنود و برعکس. باید یک سلسه اعصابی کره ی زمین را به هم ربط دهد که صداها، رنگها، چهره ها، و فریاد ها را همه بفهمند. این جنبه های مادی است که بشود به دست صالحین اداره شود. نه اینکه در سبزوار اند از ورامین بی خبر، در ورامین از دزفول بی خبر. تمام باید به آن واحد خبردار شوند. لذا در روایات به این اشاره شده که مردم نشسته اند هم همدیگر را می بینند و هم صدای همدیگر را می شنوند. باید طوری شود که مردم این قدر ظلم و جفا دیده اند که دیگر اعتمادهایشان از همه بریده است و داد می زنند آیا یک منجی پیدا می شود به داد ما برسد!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مسلّم در مراحل مختلف تاریخ، نور ظهور حضرت را داشته‌ایم و بعضاً نزدیک‌بودنِ ظهور را با نظر به این نوع ظهورات، متذکر شده‌اند. ولی ظهور تامّ، با شخص خود حضرت اتفاق می‌افتد. ۲. نحوه‌ی دیدنی که در آخرالزمان برای یاران حضرت اتفاق می‌افتد، فوق این دیدن‌هایی است که در آن کافر و مؤمن مساوی‌اند. موفق باشید

26029
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت، دو تا سوال داشتم: ۱. استاد یه جا فرمودید که «روح متناسب با نیازش، بدنی رو در دوران جنینی ایجاد میکنه و حتی از جزئیات مثل پلک و مژه هم غافل نمیشه» حالا سوالم اینه که افرادی که دچار عقب افتادگی هستن، آیا روحشون نسبت به افراد سالم ضعیف تره که همچین بدنی ایجاد کرده؟ ۲. آیا انسان در همین دنیا، می تواند بدون ابزار مادی، ببیند؟ یا بشنود؟ یعنی مثلا کسی کر مادرزاد هست و ابزار شنیدن رو نداره، خب ما که قائلیم این نفس و روح هست که می شنود، آیا در دنیا و در بیداری و معاشرات با مردم، می تواند بشنود بی ابزار مادی؟ ممنونم بابت وقتی که میذارید و پاسخ میدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در کتاب «خویشتن پنهان» در این مورد بحث شده است که وقتی به جهاتی مختلف روح، زمینه‌ی ساختنِ بدن خود را در دوره‌ی جنینی نداشته باشد، به این مشکلات می‌افتد. زیرا بر اساس «و نفسٍ و ما سوّایها» نفس، در ذات خود در تعادل است. ۲. برای دیدن پدیده‌های دنیایی ابزار مناسب خود را که همان چشم است و گوش، نیاز است. ولی برای دیدن سایر مخلوقات، و با نظر به وجهِ باطنی و ملکوتی آن‌ها نیاز به این ابزارها نیست. موفق باشید

26028
متن پرسش
سلام: من در خودم احساس غرور می کنم حتی گاهی دوستانم این را متذکر می شوند. می خواستم راه نجات از این رذیله اخلاقی را توضیح دهید. از لطفتان متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متذکر این امر باشید که «هرعنایت که داری ای درویش / هدیه‌ی حقّ بُود نه کرده‌ی خویش». موفق باشید

26027
متن پرسش
سلام: در ادامه پرسش شماره ۲۶۰۲۰ شما در جلسه ۲۲ مبانی نظری عرفان فرمودید جبرائیل با ششصد بال در خیال حضرت ظاهر شدند و این نشان می دهد انسان کامل از عالم خیال بیرون نیست و این دیگر برایتان حل می شود که چرا از یه جا دیگر جبرائیل نمی تواند جلوتر برود زیرا پیامبر می خواهند از مقام خیال جلوتر روند و به مقام وحدانی نائل شوند جایی که «دیگر مرتبه خیال نباشد » و توحید به عالی ترین شکل ظهور کند طبق فرمایش شما پیامبر جایی رفت که دیگر مرتبه خیال نیست، حال چگونه در این مرتبه که خیال نیست حقایق را مشاهده می کردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر این حقیر در آن روایت و جریان نظر به ششصدبالِ حضرت جبرائیل، منظور مرتبه‌ای از حضور است که خیال، قوت بیشتری دارد و از این مرحله عبورکردن، به معنای عبور کلی از خیال نیست از آن جهت که خیال، بُعدی از ابعاد انسان است. موفق باشید

26026
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و عرض تشکر از دید آزاد و دموکراسی جنابعالی نسبت به اظهار عقیده و نظرات: طوری که اینجانب برداشت کردم حضرتعالی ذیل شخصیت و فرمایشات اهل بیت تقسیم بندی نهیلیست روانی و نهیلیست روحی را اجمالا تایید کردید و از ورود به مساله به دلایلی امتناع فرمودید. لطفا نظرات تکمیلی خود را در این زمینه بفرمایید: بر این مبنا ما دو آرامش داریم یک آرامش روانی: مقتضای عدالت الهی و صفت رحمانیت الهی که نمد لهولاء خوبها ولهولاء بدها دوم آرامش روحی: مقتضای اختیار صفت رحیمیت إلهی که رسالت وسایت جنابعالی و کتابهایتان مفیدی که خواندم در زمینه انسان عالم دینی یا ادب عقل و خیال بسیار در این مفید است. اما بنظر می آید بین این دو به‌نوعی بینونیت عزلی وجود دارد در محتوا و ماهیت و از طرفی در طول هم دیگر هستند. یعنی تا روان سالم نباشد روح سالم نمی شود. ان شئت قلت «روح سالم درروان سالم است» مثلا بنده چگونه حقانیت علامه حسن زاده و آیت الله جوادی را اثبات کردم داشتم بیراهه می رفتم همه ادله جریان ضد فلسفه و عرفان درست بود اما حفظوا شیئا و غابت عنهم الاشیاء تعمق که کردم دیدم دید بسیاری از این عزیزان در مرحله روان مبتلا هستند از حضرت امام راحل تمجید و از آیت الله بهجت تمجید و نوبت که به علامه حسن زاده می رسد می شود شیطان پرست، نوبت به آیت الله قاضی که می رسد می شود کاهن یا للعجب. خوب توضیح دهید پارادوکس ارادت امام راحل و آیت الله بهجت به قاضی و محی الدین را چگونه توجیه می کنید و کذا مساله وحدت وجود و ده ها پارادوکس، علامه حسن زاده در وحدت وجود به عینه کلام حضرت امیر (ع) را می آورد پس چرا به امام علی (ع) که بنوعی وحدت وجود را تبیین می کند متعرض نمی شوید؟ دیواری کوتاه‌تر از بنده صالح خدا علامه حسن زاده پیدا نکردید!! (یاحسرتا علی العباد) هنگ کردم خدایا اشکال کار کجاست؟ خوب نمی توانیم بگوییم «فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا» چون اینان برادران ما هستند عزیزان ما هستند، پس قصه چیست؟ کلید معما ((اینان بیماران روانی هستند و باید هرچه سریعتر به طبیب روانی خود را معرفی کنند)) ریشه اش هم ناخودآگاه ست باید روان پزشک ازش بپرسم چی اذیتت کرده عزیزم ناخودآگاهش هم زبان بازمی کند چرا علامه حسن زاده حول حاملین عرش هست و من نیستم؟ چرا جوانان فوج فوج بدنبال ایشانند و مرده و زنده ما برایشان مهم نیست دقیقا همین را در کلامشان دیدم و قص علی هذا. حقانیت علامه حسن زاده همین بس که قریب یک یا دو سال هر وقت باشون تماس می گرفتند به من با محبت جواب می دادند و در طول این مدت فقط یک بار ازدستم ناراحت شد اونهم چون ساعت ده شب باشون تماس گرفتم که گفتند دیگه دیر وقت تماس نگیر. عنایت شود تقسیم بندی حقیر درباب روح و روان و احکام این دو به چه نحوی با مقام خیال و عقل و امثالهم تطبیق شود را فعلا وارد نشدم. عرایض بخش دوم: آیت الله ملکی تبریزی و امام خمینی سلام الله علیه در بخشی از دستورات سخن از طفل درون آوردند جهت تلقین آیات توحید که فرمودند وجود خود را بسان طفلی فرض کنید و آیات توحید را به او بیاموزید. آیا این طفل درون هم کودک درون است که اریک برن کشف نمودند؟ نظر شما چیست؟ احتمال می دهم حضرتعالی در این زمینه نظری نداشته باشید علی ای حال سوال مهمی است چون تحقیقات من در این زمینه را بدنبال خواهد داشت. صحبت پایانی بنظرم حضرتعالی از نومذهبیون نسل جدید هستید که با دید نسبتا باز سعی می فرمایید لااقل صحبت ها را بشنوید ولو انعکاس هم ندهید ولی گله اینجانب و دغدغه اینجانب از بعضی مذهبیون است که دارند از سفره ملاصدرا می خورند و سنگ بر ملاصدرا می زنند. ممنون از وقتی که می گذارید. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نگاه صدرا افقی است به سوی آینده تا ما در مواجه با جهان مدرن، توانِ ارائه‌ی معارف عالیه‌ی شیعه را داشته باشیم و معطل مخالفانِ فلسفه و عرفان که تاریخِ آن‌ها گذشته است، نشویم. موفق باشید

26020
متن پرسش
سلام: آنجایی که پیامبر از خیال هم عبور کردند و جبرائیل نتوانست جلوتر برود، پیامبر چگونه حقایق را مشاهده می کردند؟ با توجه به اینکه از خیال عبور کردند آیا بدون صورت می دیدند؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از ابعاد وجودی پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» یکی هم رؤیت حقایق در موطن خیال است و با عبور از جبرائیل از موطن خیال عبور نکرده‌اند، بلکه همواره با قلب و عقل و خیال خود هستند. موفق باشید

26018
متن پرسش
با عرض سلام محضر سیدنا الاستاد! بنده با صحبتهایتان در جلسه تفسیر این هفته راجع به برداشت از دین و گشودگی با دیگران همراهم امّا بالاخره بعضی احادیث برای من سوال برانگیز بوده؛ مثلا در همین کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق آنچنان صورت برزخی برخی گناهان مثل نگاه به نامحرم و شوخی با نامحرم و هر که یک تار مویش بیرون باشد و ... در حدیث آورده شده که ناخودآگاه هر که در جامعه این کار را می کند کانه مقامش را در جهنم می بینی؛ یا مثلا شما به شوخی مطرح کردید چه بیکاری بوده فردی که ثابت کرده افرادی که ریششان را می زنند فاسق اند اما سوال من اینه مگر اینها در اسلام مساله نیست و اسلام مرز خود را در این موارد روشن نکرده پس تغافل یا سعه چه معنایی می دهد؟! و بالاخره اینها فسق هست یا نه؟! متشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد خودِ افراد، وظیفه‌ی آن‌ها همان است که بالاخره باید مواظب اعمال خود باشند. ولی در رابطه‌ی وظیفه‌ی ما نسبت به افراد، بیشتر باید حملِ بر صحت کرد. موفق باشید

26016
متن پرسش
سلام: ۱. اگر سر کسی را ببرند بلافاصله پس از بریدن، نفس از بدن منصرف می‌شود یا تا مدتی سر و بدن را اداره می‌کند؟ ۲. مگر نه اینکه مرگ انصراف نفس از بدن است و در همه ی انسانها این اتفاق به یک صورت انجام می شود پس چرا بعضی مرگها بدون درد اند. (مثل مرگ در خواب) و بعضی مرگها با درد و زجر زیاد همراه اند. (مثل بریدن سر) ۳. اساسا حس درد در انسان و حیوانات، مربوط به نفس است یا جسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره تا حدّی نفس، هنوز تصرف خود را دارد تا این‌که از آن تصرف مأیوس شده و منصرف شود. ۲. در هر حال هر مرگی یک نوع انقطاع از بدن است و درد خود را دارد ۳. همه‌ی احساسات مربوط به نفس است. موفق باشید

26014
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد: از کتاب معاد امام سوالاتی داشتم. ۱. فرمودند بهشت اعمال که پایین ترین درجه بهشت است مربوط به انجام اعمال حسنه و اعمال عبادیه، آیا خالص نمودن اعمال برای خداوند در این بهشت فرض است یا آن مربوط به مقربین است که هر کاری را فقط برای رضای خدا انجام می دهند. ۲. در مورد بهشت صفات فرمودند اراده میزان بهشت صفات است. کسی که اراده اش تابع شهوات حیوانی باشد و عزمش مرده و خمود باشد به این مقام نرسد. منظور از اراده چیست؟ در چه مواردی باید اراده را تقویت کرد؟ آیا منظور اراده در از بین بردن صفات رذیله و کسب صفات حمیده است؟ همین یا مثلا کسانی که کاری را شروع می کنند ولی در آن کار پشتکار ندارند و انگیزه ادامه کاری را ندارد جزو بی همتان هستند؟ ۳. در شب معراج که پیامبر دیدند ملائکه دست از کار می کشند چون بندگان دست از ذکر برمی دارند؟ آیا فقط ذکر زبانی مورد نطر است؟ آیا فکر حسن و عمل حسن جزو ذکر حساب نمی شود؟۴. آیا جنت لقاء که بالاترین درجه بهشت است همان مرتبه عشق به الله است که مایه ی همه افعال و اعمال انسان است؟ آیا این همان مقام عارفانه است که هر کاری را به عشق الله انجام می دهند. ۵. اینکه درباره جهنم می فرمایند، باطن طبیعت است و اقبال به طبیعت، اقبال به جهنم است آیا منظور دلبستگی دنیا است؟ آن جذبه ای که بین انسان و طبیعت ایجاد می شود که محو در زیبایی های آن می شود مصداق توجه به دنیاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال باید در عبادات، یک عزمِ کلی جهت امتثال امر الهی در درون انسان باشد تا بتوان صورت آن عزم کلی در عبادات را در بهشت ملاحظه کرد. ۲. اراده در این موارد یعنی توجه به جهت اصلی عمل که آن توجه به حضرت حق است در عملی که انجام می‌گیرد ۳. ابداً بحث ذکر زبانی این‌جا نیست، بلکه فرشتگان نظر به شخصیت انسان در اعمالش دارند و آن نوع ذکر زبانی که منجر به عمل می‌شود. ۴. در دل هرچیز متوجه‌ی حضور کامل و تمام حضرت حق بوده‌اند. ۵. همین‌طور است. دنیا و توهّماتِ دنیایی منجر به جهنم می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی