باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همینطور که متوجه هستید قرآن در شب قدر از طریق ملائکه و روح نزول میکند. این بدین معنا است که آن حقیقت، در عین جامعیت به صورت وجوهِ خاص از آن اجمال به نحو تفصیلی به ظهور میآید. لذا حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه» از این جهت که صاحب شب قدر میباشند در معرض نحوهای خاص از انوار قرآن که مطابق آن زمان و آن تاریخ است، به حکم آیهی «کلّ یومٍ هو فی شأن» قرار میگیرند و در پرتو وجود حضرت و ذیل وجود ایشان، مؤمنین نیز سالی که در مقابل خود دارند را مطابق امر محتومی که «لا یردُ و لا یبدل» است و حضرت حق اراده کردهاند، درمییابند و سعی میکنند خود را با ارادهی حضرت ربّ العالمین هماهنگ کنند. ۲. به نظر بنده برداشت خوبی است. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی تاریخی برای حضور ارادهی الهی در آن تاریخ شروع شود برای تحقق آن، لوازمی همراه است که یکی از آن لوازم، خصوصیاتِ معتقدین به آن تاریخ الهی است ولی یک وقت صرفاً انسانها باید انسانهای خوبی باشند. اخلاق در این حالت غیر از آن اخلاقی است که لازمهی تحقق آن حضور تاریخی است. اخلاقی که در اسلام پیش آمد به صرف اینکه مسلمانان میخواستند در حضور تاریخی اسلامیشان قدم بگذارند، طبیعی بود که به سیرهی پیامبرشان سادگی و تواضع و صدق را رعایت میکردند، ولی بعد از مدتی قضیه فرق کرد و اخلاق، امری فردی شد در آن حدّ که آن سادگی از بین رفت در عین آنکه به ظاهر، اسلامیت مانده بود. این اخلاق، غیر از اخلاقی است که موجب حضور تاریخی اسلام و انقلاب میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی فضای جامعه توحیدی شد و حقیقت و ملکوت عالم بر عالم ماده ترجیح یافت، روحیهی تجاوز به حقوق افراد به شدت کاهش مییابد. و این روایات متذکر این امر است که در جامعهی آرمانی چه اندازه روحیهی تجاوز تقلیل مییابد در آن حدّ که به عنوان مثال، گرگ با آن روحیهی تجاوزگریاش از تجاوز باز میایستد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بحثی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در رابطه با عصمت پیامبران شده است که به عنوان نمونه یکی از سؤالات مطرحشده در آن کتاب را همراه با جواب آن، خدمتتان ارسال میشود:
سؤال: اگر انبياء در همه ى مراحل معصومند، چرا خود قرآن تعبيراتى دارد كه در ظاهر مخالف عصمت آنهاست. مثل اين آيه كه مى فرمايد: «وَ عَصي آدَمُ رَبَّهُ فَغَوي»[1] و آدم عصيان كرد و ضرر كرد.
جواب: در جواب به اين سؤال به موارد زير بايد توجه كرد:
1- عصيان يعنى مخالفت با امر، و امر يا ايجابى و مولوى است كه مخالفت با آن، منافى عصمت است. مثل مخالفت با دستورِ نمازخواندن. و يا امر خدا نُدبى و ارشادى است كه مخالفت با آن، منافى عصمت نيست. مثل مخالفت با اينكه مى گويند مستحب است قبل و بعد از غذا كمى نمك بخوريد.
2- غوايه: يعنى خسران، يعنى ترك امرِ «ندبى» كه موجب فوت فضيلت و ايجاد خسران است، پس آيه مى فرمايد: آدم با امر ارشادى خدا مخالفت نمود و ضرر كرد و مخالفت با امر ارشادى خداوند منافى عصمت نيست.
علاوه بر موارد فوق بايد متوجه باشيد كه آدم در آن شرايط در بهشت برزخِ نزولى بود - بهشتى كه شيطان هم در آن بود - در آن عالم و مقام، هنوز تكليف و تشريع نبوده تا تخلف و عصيان از شريعت مطرح باشد. در نتيجه آن معصيت و گناه در آن مقام، ضد شريعت نبود كه زايل كننده ى عصمت باشد و تازه بعد از اين تخلف بود كه دستور آمد: «قُلْنَااهْبِطُوا مِنها جَميعاً، فَامّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنّي هُديً فَمَنْ تَبِعَ هُديَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون»[2] به آنها گفتيم همگى از بهشت خارج شويد، پس چون از طرف من براى شما هدايتى آمد، پس هركس كه از هدايت من پيروى كرد، او را خوف و حزنى نيست. تازه در اين آيه و بعد از هبوط از بهشت خبر از آمدن شريعت مى دهد و هدايت مطرح مى شود. پس قبل از آن كه در زمين هبوط كنند، شريعتى مطرح نبوده تا تخلف از آن مطرح باشد و عصيان صورت گيرد. از طرفى اگر عصيان آدم در مقابل امر مولوى بود بايد پس از توبه باز به بهشت برمى گشتند، زيرا توبه از گناهِ مولوى و برگشت به حكم مولا، شخص را به شرايط قبل از گناه برمى گرداند. پيامبر (ص) در اين رابطه مى فرمايند: «التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَه»[3] توبه كننده از گناه مثل آن است كه گناهى براى او نيست. درحالى كه آدم وحوّا پس از توبه از بهشت خارج شدند، پس عصيان آنها در مقابل امر مولوى نبود. مثل اينكه اگر يك كودك در مقابل توصيه ى پدرش كه به او مى گويد دست به آتش نزن و گرنه مى سوزى، پس از دست زدن و سوختن، توبه كند و بگويد غلط كردم، اين نوع توبه و پشيمانى چيزى از سوختن او نمى كاهد. گناه آدم نيز از همين سنخ گناه بود كه در مقابل امر ارشادى خدا آن را انجام داده و به همين جهت هم پس از اينكه آدم توبه كرد، باز حكمِ خروج از بهشت تغيير نكرد و آثار اين عصيان بر او جارى شد. پس گناه در مقابل امر مولوى نبود كه منجر به از بين رفتن عصمت شود.
موضوع ديگرى كه مى توان در مورد آدم با نعمتى بيشتر دنبال كرد مسئله ى آدم است در دو مقام، يكى قبل از هبوطِ به زمين و حضور در مقام بهشتِ برزخ نزولى كه آنجا مقام «آدميت» مطرح است. در واقع آن آدم حقيقت همه ى انسانها است و به همين جهت شيطان پس از هبوط از بهشت با آدميت دشمنى كرد و نه با آدم، چون در آن بهشت هم با آدميت روبه رو بود. به همين دليل دشمنى شيطان با فرزندان آدم كه حامل مقام آدميت هستند هنوز ادامه دارد. يكى هم علاوه بر اين مقام كه مقام آدميت است، موضوع شخص حضرت آدم است كه بعد از هبوط به عنوان ابوالبشر با او روبه روئيم كه او اولين پيامبر است.
قرآن در مورد دشمنى شيطان با فرزندان آدم مى گويد: «قالَ ارَأيْتَكَ هذاالَّذي كَرَّمْتَ عَلَيَّ، لَئِنْ اخَّرْتَنِ الي يَومِ الْقيامَةٍ لَاحْتَنِكَنَّ ذُرَّيَّتَهُ الّا قَليلً»[4] شيطان گفت: آيا اين (آدم) همان است كه بر من برترى دادى؟ اگر به من فرصت دهى تا روز قيامت حتماً دهنه به فرزندان او مى زنم مگر عده ى كمى از آنها را. در مورد تعليم اسماء به آدم هم مى فرمايد: «وَعَلَّمَ ادَمَ الْاسْماءَ كُلَّها»[5] كه مسلّم اين آدم كه مفتخر به تعليم اسماء شده، شامل حضرت حواء و همه ى انسان ها مى شود. يعنى در واقع حقيقت آدم يا آدميت است كه مورد تعاليم اسماء قرار مى گيرد كه آيه ى اول سوره ى نساء به آن اشاره دارد و مى فرمايد: «يا ايّهَاالنّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثيراً وَ نِساءً» اى مردم نسبت به پروردگارتان تقوا پيشه كنيد، پروردگارى كه شما را از نفس واحد خلق كرد و از آن نفس، زوجش را نيز آفريد و از آن دو، مردان و زنان كثيرى به وجود آمد. اين نفس واحده همان حقيقت آدم يا آدميت است.
حاصل سخن اينكه آدم در مقام بهشت اوليه، به عنوان آدميت مطرح است و آن حقيقتِ همه ى انسانها است، يعنى همه ى انسانها آن عالم را داشته اند و همه به شجره ى ممنوعه نزديك شده اند و در نتيجه همه از بهشت خارج شدند و در زمين هبوط كردند تا از طريق زندگى زمينى هركس مقام و منزلت حقيقى خود را كسب نمايد و به بهشت و يا جهنمى برگردد كه خودش در زندگى زمينى براى خود ايجاد مى كند.[6]
2- در مورد حضرت یوسف «علیهالسلام» در ادامهی آیه هست که اگر نور پروردگار خود را نمییافت، یعنی آن نور پروردگار منجر میشود که مرتکب آن گناه نشود و همین نور و بصیرت موجب عصمت همهی اولیای الهی است. 3- بحثی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» میباشد تحت عنوان «اشکال در مورد عصمت سایر پیامبران» در صفحهی 35 کتاب و خوب است که به آنجا رجوع فرمایید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
[1] ( 2)- سورهى طه، آيهى 21.
[2] ( 1)- سورهى بقره، آيهى 38.
[3] ( 2)- إرشاد القلوب إلى الصواب، ج 1، ص: 180.
[4] ( 1)- سورهى إسراء، آيهى 62.
[5] ( 2)- سورهى بقره، آيهى 31.
[6] ( 1)- در رابطه با موضوع آدميت در بهشت مىتوانيد به كتاب« هدف حيات زمينى آدم» از همين مؤلف رجوع فرماييد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هیپنوتیزم ابتدا خود انسان خود را در اختیار آن فرد قرار میدهد و به همین جهت شرط تأثیر، موافقت سوژه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعاً اگر کسی جایگاه احکام را بداند در سلوک خود بهتر میتواند از آنها استفاده کند 2- فلسفه موجب میشود که وجهِ اخلاقی امور تا آخر حفظ گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر معظم انقلاب«حفظهاللّه» متذکر شدند حوزه باید در تاریخی که در جریان است حاضر باشد وگرنه گرفتار نحوهای از سکولاریته میشود و درنتیجه، به جای حضور دین در تمام مناسبات انسانی دین، محدود به امور فردی میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور جواب داده شده بود:
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شمارهی 19771 به رفقایی امثال جنابعالی که به گفتهی خودتان آوراهی شهری هستید که هنوز ساخته نشده؛ داده شد. بعد از آنکه سؤال و جواب را با تأمل مطالعه فرمودید حال سؤال بنده آن است که آیا وقتی در تشییع جنازهی شهدای مدافع حرم شرکت میکنید میتوانید بگویید طاهرزاده در حالِ معنابخشی به انقلاب است و یا خواهید گفت چقدر سخن طاهرزاده برای نشاندادنِ این معنای بزرگ تاریخی که در حال وقوع است، الکن و کوتاه و ناتوان است؟!! بنده با تاریخی که از طریق امام خمینی شروع کرد، زندگی را چیز دیگری میبینم و چیزهایی را یافتم بس بزرگتر از آنچه توان گفتن آن را دارم. مگر نوری که در افق یک تاریخ سوسو میکند به راحتی برای همه قابل رؤیت است؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سن نوجوانی و جوانی قوهی واهمه قدرت و شدت بیشتری دارد. لذا سعی کنید آن محبت را که ریشه در قوهی واهمه دارد کنترل نمایید و زندگی خود را به آن رفیقتان متصل ننمایید. آری! به صورت مستقل زندگی کنید و احترام لازم را برای ایشان قائل باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روایات، ایمانداشتنِ طرف را برای همکفوبودن کافی میداند با این همه تا آنجا که ممکن است باید خانوادهها همدیگر را درک کنند و والدین انسان با انسان همراه باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» روشن شد که عالم ماده در ذات بالقوهی خود پذیرش هر صورتی است، لذا آن ذات را که حالت بالقوه دارد، هیولایِ اولی گویند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم:به خودتان یک برنامهی هفتگی بدهید و برای کارهای حاشیهای زندگی هم در آن برنامه جا باز کنید 2- ابتدا سیر مطالعاتی روی سایت 3- همان کتاب «آنگاه که فعالیتها...» 4- بعد از دوسال که گذشت رجوع به تفسیر المیزان با نظر به جزوهی «روش کار با تفسیر المیزان». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که ما میگوییم: «الحمداللّه» و کمالِ هر چیزی را که مورد حمد قرار بگیرد، به خدا نسبت میدهیم؛ در واقع هیچ کمالی به طور مستقل برای هیچ موجودی نمیماند که بحث سنخیت یا عدم سنخیت و تباین پیش آید. این نوع واژهها در رابطه با علم حصولی و قضایای منطقی معنا میدهد و نه در موضوعاتی که با فرهنگ اصالت وجود بیان میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نتیجهگیریها، گرفتار افراط هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیهی مذکور موجب تسلّی جان پیامبر میشود. زیرا بسیار تفاوت میکند که انسان بر اساس ایمان خود موضوعی را بداند، و یا اینکه حضرت حق مستقیماً خطاب به انسان مطلبی را متذکر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه هدایت تشکیکی است و بستگی به ظرفِ قبولِ آن دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به اندازهای که انسان در بیداری، ذهن و فکر خود را درست جلو ببرد در خواب، کمتر گرفتار رؤیاهای پریشان است. و به اندازهای که بدن را با نحوهی تغذیهی مناسب و ورزش در کنترل قرار دهد، اندازه و زمانِ خواب او منظم میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مباحث و مطالب کتابهای «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» را اگر با آنها در میان بگذارید، خوب خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات مذکور عزم انسان مورد نظر است که وقتی با توبه از گناهی به آن گناه پشت کرد، در بنیادِ جانش دیگر این انسان، آن انسان نیست و با پایداری بر توبه آن خطورات کمکم از بین میرود. موفق باشید
