بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9548

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: همانطور که احیانا مستحضر هستید، یکی دو سالی است سوالات و شبهاتی پیرامون وجود نفس انسانی در رسانه ها، کلاسها و بالتبع در اذهان برخی دانش آموزان و دانشجوها می گذرد. لب سوالاتی که در این زمنیه مطرح است رو شاید بشود در این خلاصه کرد که: از کجا معلوم که این مغز انسانی نباشد که مدرک، مدیر و اصل اساسی انسان است و چرا باید به یک من خارج از تن، لزوما قائل شویم؟ اینها استدلالها یا رجوع به وجدانهایی که امثال حضرتعالی در کتب تان می آوردید را شنیده اند، ولی می گویند وقتی مغز برود، دیگر نمی گوییم : «من»! و می گویند برای یک ملحد که قائل به حیات پس از مرگ نیست چطور می توان ثابت کرد که واقعا نفس، من و روحی خارج از تن وجود دارد که اصل اساسی و حقیقی انسان، آن است؟ شما در کتب تان (که انصافا در زمینه معرفت به نفس، قوت زیادی داشته و دارد) به طور مستقیم اشاره ای به این شبهه نداشته اید و شاید بشود غیر مستقیم مطالبی رو در پاسخ به این شبهه، پیدا کرد. حال خواهشمندم که راهنمایی بفرمایید. البته ناگفته نماند، که این سوال، سوال جدیدی نیست و از سالها و چه بسا قرن ها پیش مطرح بوده. اخیرا به دو دلیل طرح آن همگانی تر شده: 1) خو گرفتن به فضاهای علوم فنی مهندسی و حتی پزشکی (که در نگاه خوگرفته با این علوم، انسان رو می توان به یک کامپیوتر هوشمند تقلیل داد) و 2) طرح این گونه پرسشها در فضاهای مجازی و رسانه ها و ... ممنون و متشکر منتظر راهنمایی استاد هستیم. (که حقیقتا این مساله، مساله مبتلا به و پر دردی ست)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما بحث معرفت نفس را با نظر به همین شبهات مطرح کردیم، اگر به همان روشی که انسان را به احساس خودش از خودش رجوع می‌دهیم، جلو رویم همه‌ی این مشکلات رفع می‌شود و در قسمت آرشیو مباحث در قسمت معرفت نفس این‌گونه سؤالات جواب داده شده. موفق باشید
9306
متن پرسش
سلام حاج آقا: مدتهاست سایتتان را دنبال می کنم. تو را به خدا سرنوشت ما مسلمانان چه خواهد شد؟ از تمام جهان ماداعیه حقانیت داریم ولی شاید 10 درصدمان مخلص نباشیم و شیعه واقعی. دارم از ناراحتی داغون میشم وقتی به عکسهای غزه نگاه می کنم از خودم بدم می آید که آرام و راحت به فکر افطارم و کاری نمیتوانم برایشان کنم. چرا ما حداقل پول و نیرو برایشان نمی فرستیم؟ مگر خداوند ما را به یاری مسلمانان دیگر دستور نداده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله جمهوری اسلامی ایران تا آن‌جا که ممکن است به مردم فلسطین کمک کرده و سرنوشت آن‌ها را از این که اسرائیل می‌خواست فلسطین را از صفحه‌ی روزگار برداد، تغییر داد. به تعبیر آقای دکتر سعدالهی زارعی اسرائیل در نفی خود قدم بر می‌دارد. آیا تل‌آویو و حیفا را ناامن کردن کار کمی است؟ موفق باشید.
1337

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی نظر شما در مورد کتابهای "غورباغه را قورت بده""چه کسی پنیر مرا برداشت""مدیریت زمان"" و ... از نویسندگانی به نام برایان ترسی و آنتونی رابینز و ... (که بیشتر در جهت بدست آوردن مال ، ثروت ، مدرک ، مقام و ... میباشد) چیست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام به سوال شماره: 1275 رجوع فرمائیدموفق باشید
1111

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده این مسئله که آنچه در عالم است تنها وجود مطلق است و تمام موجودات فقط قالبهایی از این وجود هستند برای دستیابی ودرک و شهود این مسئله چه باید کرد
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی در شرح کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» تلاش لازم جهت این امر شده‌ است زیرا موضوع چیزی است که باید با کاری مستمر حل شود. موفق باشید
22720

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: امام خمینی (ره) در اوایل وصیت‌نامه سیاسی الهی به صحیفه حضرت زهرا (س) که مستقیما از سمت حضرت حق به ایشان الهام شده ذکر می‌کند و به آن به عنوان سندی قدسی از سمت شیعه به آن افتخار می‌کند. ۱. این صحیفه چیست و اگر می شود منبعی معرفی کنید که مفصل درباره آن توضیح داده باشد. ۲. آیا امکان دارد با توجه به اشاره حضرت روح الله به حقیقتی به نام صحیفه فاطمیه، حضرتشان به آن دسترسی داشته‌اند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً چیزی است که بین خود ائمه «علیهم‌السلام» ردّ و بدل می‌شده است. در احوالات جابر انصاری داریم که در محضر حضرت باقر «علیه‌السلام» آن صحیفه را دیده است 2- شاید، واللّه اعلم. موفق باشید

22704
متن پرسش
سلام خدمت اساد گرانقدر: با آرزوی توفیقات روز افزون برای حضرتعالی درباره اتحادی روحانی بین شیعیان و امام‌شان سوالی خدمتتان مطرح شد که پاسخ جامعی ارائه فرمودید در ذهن خودم مواردی ابهام وجود داشت خواستم مطرح کنم: ۱. آیا احادیثی که درباره زیارت بعضی امامزادگان بیان می شود (در اینجا) أما اِنّك لو زُرتَ قبر عبدالعظيم عندكم، لكُنتَ كمن زار الحسين تحت ذیل همین موضوع اتحاد روحانی قرار می گیرد؟ ۲. آیا بحث خلیفه اللهی انسان و سجده به انسان کامل نیز از جنس همین موضوع است؟ (البته در این صورت بجای الینا تعودون --الیه راجعون مطرح خواهد بود) یا قضیه در اینجا متفاوت است؟ ۳. بحث مقام دست نایافتنی امام معصوم علیه السلام (طبق روایات حتی برای ما قابل تصور هم نیست) با بحث اتحاد روحانی چگونه قابل جمع است؟ ۴. مورد آخر هم اینکه، مواردی که مطرح گشت بحث ماورای عالم طبیعت و عالم تخیل است و استدلال چندان در آن راهی ندارد بلکه جنبه اصلی بحث و آنچه که در این فضا اعتبار دارد خبر دهی یک چشم روشن و یک عقل روشن است. استدلال و شاهد آوردن احادیث فرع قضیه است. با آرزوی توفیقات روز افزون برای حضرتعالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امام‌زادگان مظهر انوار پیامبر و ائمه «علیهم‌السلام» هستند و به همین جهت وقتی به زیارت آن‌ها می‌رویم ابتدا به رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» سلام می‌دهیم یعنی ابتدا آن حضرت را زیارت کرده‌ایم.

از طرفی وقتی می‌فرمایند شیعیان از اضافه‌ی طینت ما هستند یعنی از حیطه‌ی حضور ما در محضر حق جدا نیستند ولی اصلِ «واصل و تابع» در جای خودش محفوظ است نه این‌که گمان کنیم اتحاد با امام یعنی در عرض مقام آن‌ها قرار می‌گیریم، بلکه به معنای آن است که در حیطه‌ی حضوری که آن‌ها نسبت به حضرت حق دارند، شیعیان نیز در همان حیطه و فضا به حق رجوع می‌کنند. موفق باشید    

22353

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: معنای چند واژه رو نمیدونم اگه میشه تعریف بفرمایی. ۱. سوبژکتیویته ۲. نفس الامر ۳. اتیمولوزی ۴. اعیان ثابته ۵. عقل بالمستفاد به خاطر تمام خوبیهای شما از خداوند برای شما طول عمر مسئلت دارم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واژه‌های این‌چنینی در فرهنگ خاص خودشان معنایشان را ظاهر می‌کنند. ولی از نظر معنای ظاهری: سوبژکتیویته، یعنی نظر به آن‌چه در ذهن است و در درون ما مطرح است. نفس‌الأمر، یعنی واقعیت، چه در عالم ماده و چه در غیر عالم ماده. اتیمولوژی، یعنی ریشه‌شناسیِ لغات و اشاراتی که ریشه‌ی لغات دارد. اعیان ثابته، یعنی وجهی از موجود که در علم خداوند است. عقل بالمستفاد، یعنی آن درجه‌ای از عقل که انسان با اندک توجه متوجه‌ی حقایق بشود. موفق باشید

22186

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ۱) نظرتون در مورد فرقه احمد بن حسن که اخیرا طرفدارانی را پیدا کرده چیست؟ «این فرقه حجت بودن خود را از طریق اسناد ضعیف و کتاب هایی که چاپ کرده و استخاره به این صورت که قبل از استخاره ذکری را می گویند وبعد به نیت او (احمد الحسن) استخاره می گرند و بعد استخاره هایی بسیار خوب و مناسب حجت بودن خدا باز می شود. و دیگر اینکه سه روز روزه گرفتن و توسل به حضرت زهرا (س) بعد سه روز خواب ائمه را دیدن. (متاسفانه این فرقه نو ظهور که طرفدار های های زیادی را داشته، عده ای از جوانان انقلابی و طرافدار اسلام که از این نظام بریده اند و فکر می کنند آرمان های انقلاب دیگر محقق نمی‌شود را مجذوب خود کرده به طوری که دیگر گوش به سخنان بنده و امثال بنده هم نمی دهند و راه و حقیقت را در آن فرقه می بینند،) و هرچه به رفقا گفته شده که این حجت نیس ولی زیر بار نرفته و روز به روز بر شک و شبهه این جوانان افزوده می شود. خاضعانه تقاضای شرح و روشنگری داریم تا بتوانیم به زبان امروز با جوانان مرتبط شویم و حقیقت انقلاب که بنا بر حدیث امام علیه سلام که می فرمایند حقیقت در دوره آخرالزمان مانند نوری که از پنجره می تابد و فضا را روشن می کند را نشان داد و کمکی به این جوانان خوب و دغدغه مند حقیقت کرده باشیم. همچنین لازم به ذکر است که وقتی از انقلاب اسلامی می خواهیم با این جوانان به گفت و گو بنشینیم شاید به دلیل مسائل روز کم حوصله گی کرده و می گوند اینها که شما می گوید جنبه شعاری دارد و حقیقت این نیست. ۲) استاد وظیفه ما چیه؟ و چیکار باید کرد؟ ۳) لطفاً راه مقابله با این فرقه و طریقه جوابگویی به افراد مجذوب شده به آن فرقه را بیان و کمی شرح دهید. باز هم عذر خواهی می کنم که مزاحم اوقات شریفتان شدم. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم چیزهایی شنیده‌ام، ولی اطلاعات چندانی ندارم. احتمالاً سایت‌هایی هست که در این مورد تحقیق کرده‌اند. مگر مسیر رسیدن به حق از طریق علمای قابل اطمینان و راهی که امثال حضرت امام و علامه‌ی طباطبایی در مقابل ما گشوده‌اند چیزی کم دارد که بخواهیم با استخاره و خواب، حقیقت را بیابیم؟!! موفق باشید

22125

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: می خواستم ببینم مخاطب کتاب های شما چه سنی هستند. من دختری ۱۶ ساله هستم. آیا می توانم بخوانم و موفق شوم. و اینکه بنده دو سال است حب حوزه را دارم و سال دیگر وارد دبیرستان می شوم. خیلی علاقه دارم ولی آنقدر در گوش من می گویند اول دیپلم بگیر. بیخیال می شوم. ولی بعد دوباره باز همان خواسته ام را دارم. خیلی دوست دارم تهذیب نفس را از همین سن شروع کنم و فکر می کنم در حوزه می توانم. نظر شما چیست؟ (البته در شهر ما حوزه نیست برای سیکل بانوان) تشکر خواهشمندم جواب بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کتاب‌هایی مثل «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» و «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» می‌تواند برای چنین سنی إن‌شاءاللّه مفید باشد 2- واقعاً برای خواهران قبل از دیپلم ورود به حوزه چندان مفید نیست زیرا اولاً: نکاتی که در دبیرستان می‌آموزند، در هرحال باید در زندگی از آن‌ها آگاه باشند. ثانیاً: حوزه‌های خواهران آمادگی برای پذیرش چنین سنی را ندارند. موفق باشید

 

21765
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز ببخشید شما در اول کتاب هبوط فرمودید که حضرت آدم نماینده کل آدمیت می باشد. ۱) چرا خداوند ۱۴ معصوم را نماینده ادمیت قرار ندادن بعلت اینکه آنها انسان کامل هستند؟ ۲) آیا حضرت آدم نماینده ۱۴ معصوم هم بودن؟ یعنی فرمودید مقام آدمیت مقام فریب خوردن از شیطان است. منظورم این است که ۱۴ معصوم هم فریب خوردن؟ با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام آدمیت مربوط به همه‌ی آن‌هایی است که بالاخره فعلاً در زمین هستند. آری! معصومین «علیهم‌السلام» به جهت وجهِ قدسی که دارند، فوق آدمیت‌اند ولی وجه نفسی آن‌ها همانی است که از مادر متولد می‌شود و باید عبادت کنند و بندگی خدا را پیشه نمایند. موفق باشید

20366
متن پرسش
بازخوانی هویت دینی و ملی سلام علیکم: جواب جنابعالی را دریافت کردم. بنده هم با نظر شریفتان موافق هستم و بدانید مطالعات خود را سالهاست آغاز کرده ام و اکنون دریافته ام برای رسیدن به نتیجه باید رویکرد خود را عوض کنم و هویت (اسلامی، انقلابی و ملی) خود را در مطالعاتم طلب کنم. بدانید گرچه فعلا آمادگی روحی و فکری در خود برای مواجه با ساحت کبیر تفسیر المیزان را نمی بینم ولی مطالعات هویتی دارم و در خلال آنها سوالاتم را مطرح می کنم. سوال اول: گرچه ما به عدالت پروردگار خود معترفیم ولی می بینیم هر پنج پیامبر اولوالعزم الهی در منطقه خاور میانه ظهور کرده اند. آیا این موضوع با عدالت جغرافیایی پروردگار در تناقض نیست؟ هر چند خداوند در قرآن می فرمایند ما برای هر قومی پیامبری است (یونس 47) ولی چرا باید مردم بین النهرین و در واقع خاور میانه این مزیت را داشته باشند که هر پنج پیامبر صاحب شریعت در این منطقه ظهور کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهد تاریخی حکایت از آن دارد که منطقه‌ی تمدنی بشر در همین منطقه‌ی خاور میانه بوده است و بدین لحاظ پیامبران اولعزم که باید طرح جهانی در راستای زندگی توحیدی داشته باشند، در این منطقه ظهور کرده‌اند. ولی این بدین معنا نیست که 124 هزار پیامبر در مناطق دیگر نبوده باشند. آری! قرآن نام پیامبرانی را می‌برد که در آن محیط و آن شرایط، قابل تحقیق بوده‌اند، وگرنه حضرت حق به حکم اسم هادی خود، همه‌ی بشریت را هدایت کرده‌ است. موفق باشید

19533
متن پرسش
به نام خدا سلام و رحمت الله. طاعات قبول و التماس دعا. ببخشید استاد من خدا رو شکر در زمینه ولایت فقیه مطالعه کرده و این مساله برایم کاملا حل شده است سوالی که اخیرا برایم پیش آمده در مورد مدل حکومتی ای است که حضرت امام (ره) ایجاد فرمودند یعنی جمهوری اسلامی آیا در حکومت امیرمؤمنان سلام الله هم اینچنین نقش مردم و انتخابات پررنگ بوده است؟ تاریخ این چنین به ما نمی گوید خود حضرت سلام الله بعد از تشکیل حکومت به نقاط مختلف والی می فرستادند آیا زمانه ایجاب کرده است که حضرت امام (ره) انتخاب را به جای انتصاب قرار دهند و سرنوشت نظام اسلامی را در گرو انتخاب مردم قرار دهند یا اصل اینچنین است که اگر اصل این است آیا در حکومت امام علی سلام الله هم همینطور بوده؟ بسیار ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان حضرت علی«علیه‌السلام» هم شرط مشروعیت حاکمیت، بیعت بود. و به همین جهت حضرت علی«علیه‌السلام» به مردم فرمودند حکومت از آن شماست، به هرکس می‌خواهید بدهید. لذا صورت امروزینِ بیعت، همان انتخابات است. موفق باشید

19486

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: ان شاءالله طاعات و عباداتتان مقبول درگاه حضوت حق قرار گرفته باشد. استاد از خدمتتون سوالی داشتم: ۱. می خواستم نظرتان را در مورد آقای دانشمند و موضع ایشان نسبت به مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) را بدانم؟ خواستگاری داریم که مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی را قبول دارد ولی اینطور نیست که همیشه سخنان حضرت آقا را گوش بدهند و عمل کنند. مثلا برای انتخابات ایشون گفتند من شرکت نکردم چون واقعا مردد بودم و از آن طرف هم رهبر گفته بودند مراقب باشید رای شما حق الناس است و در آن دنیا برای این رایی که می دهید پاسخگو هستید اما از آن طرف هم گفتند رای ندادنم به این معنا نبود که مخالف رژیم باشم (چون ایشون لفظ رژیم رو آوردند بنده هم همان لفظ را به کار بردم) آیا این نوع صحبت این آقا پسر را می توان به حساب بی بصیرتی شون گذاشت؟ ۲. در مکان کلاس آموزشی هستم (آموزش هنری) که مدام به آن مربی مراجعه می شود و ایشان تبلیغ کلاسهای عرفان کیهانی رو می کنند و از آن طرف هم می دانند که من مخالف هستم، باید بگویم که این فردی که تبلیغ می کنند از افراد خانواده بنده هستند و نمی دانم باید در مقابل این تبلیغاتشان چه کنم؟ سعی کردم فردی که آمده بود و از ناامیدی و بی انگیزگی صحبت می کرد با معرفی کتاب راهنمایی اش کنم ولی باز بی فایده بود و انگار آمده بود که فقط این کلاسها را برود. استاد هر روز شاهد این هستیم که مردم زیادی به سراغ این کلاسها می روند. مگر نه اینکه سر دسته این عرفان آقای محمدعلی طاهری مرتد شناخته شده است پس چرا هیچ برخورد و مجازاتی نمی شود؟ متاسفانه از بچه های کلاس خودشان شنیدم در این دولت آزاد شده اند. استاد وظیفه ی این حقیر در مقابل این تبلیغاتی که می شود چیست؟ استاد اگر امکان دارد پاسخمان را در خصوصی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر آن خواستگار رویهمرفته انسان نجیب و سالمی است می‌شود در این موارد حساس نبود. 2- بالاخره هر اندازه ما عرفان حقیقی را مطرح نکنیم، این گرایش‌ها به جریان‌های انحرافی عرفانی در میان خواهد بود. به استاد خود بفرمایید چرا با عرفان عمیق و دقیقی که امثال حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در تفسیر سوره‌ی حمدشان مطرح کرده‌اند، مرتبط نیستند؟! موفق باشید

19478
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار اوقاتتون خوش و طاعات و عباداتتون مورد قبول پروردگار یکتا: استاد مدتی از اینکه احساس حضور و ذکر قلبی ام کم شده بود خیلی گلایه و شکایت داشتم تا اینکه خدا رو شکر در این ماه رمضون بهتر شده اما مدام این وسوسه میاد سراغم که این حالت موقتی هست و چون لطف خداوند در این ماه خاص هست و شیاطین در غل و زنجیر هستن این حال و پیدا کردی و بعد از ماه رمضون بازم میشی همون و حالت هم به حال سابق برمیگرده، این وسوسه بنده رو آزار میده و خیلی ترس دارم از اینکه این حال و از دست بدم، ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. یا علی و التماس دعا استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قضیه تا آخر همین است که گاهی انسان در «قبض» است و گاهی در «بسط». به گفته‌ی مولوی:

ای برادر عقل یک‌دم با خود آر

دمبدم در تو خزان است و بهار

عمده آن است که بدانیم در حال بسطِ بهاری شکر پیشه کنیم و در حالت بسطِ پاییزی صبر. موفق باشید

17611
متن پرسش
با سلام خدمت استاد؛ حضرتعالی برای تبیین این مطلب که «هست» های اطراف خود عینی هستی نیستند و لا جرم باید به عین هستی منتهی شوند از قاعده«کل ما بالعرض لا بد ان ینتهی الی ما بالذات» استفاده کردید. حال سوال بنده این است که آیا مگر وجود و هستی عارض بر ماهیات خارجی می شود که ما بحث وجود را منطبق با قاعده فوق کنیم و برای تبیین و توضیح شوری آب را مثال بزنیم؟ آیا مگر وجود و هستی برای ماهیات مانند شوری برای آب است؟ (از جهت بحث عرض) // جنابعالی مستحضرید که صدر المتالهین طبق مبنای اصالت وجود عبارت «انسان موجود» رو از باب عکس الحمل می دانستند. اگر ممکن است راجع به صحیح بودن استفاده از قاعده فوق در بحث وجود و هلیات بسیطه توضیحی بفرمایید. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مثال مناقشه نیست ولی به هرحال از قاعده‌ی مذکور برمی‌آید که یا ماهیات باید عین هستی باشند و یا از آن جهت که در ذات خود، ممکن‌الوجودند به عین هستی ختم شوند و این همه‌ی مطلب است. موفق باشید

17463

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: با توجه به شرایط اقتصادی که در آن واقعیم و دستورات ولی فقیه مبتنی بر تقویت اقتصاد و اقتصاد دانش بنیان اگر جوانی مثل من به دنبال کسب ثروت و اقتصاد و کارآفرینی هدف گذاری کند و تلاش کند (هر چند که استعداد های کسب ثروت و ایجاد اقتصاد دانش بنیان را نداشته باشد.) با توجه به مقدرات رزق مقسوم و عین ثابته ایی که خداوند برایش مقدر کرده است می تواند موفق شود یعنی خداوند در این راستا کمک می کند که من برای کشورمان ثروت اندوزی کنم و اشتغال ایجاد کنم که کشورمان از لحاظ سطح ثروت و تکنولوژی مانند کشور های توسعه یافته بشود یا که این وظیفه ایی است بر گردن نخبگان و آنهایی که استعدادش را خداوند از قبل به آنها داده است؟ (آنهایی که می توانند جهاد اقتصادی کنند جهاد کنند دیگران که استعدادش را ندارند به دنبالش نروند و به زندگی عادی خود قانع باشند) حال سوال دوم این است که این فعالیت های اقتصادی در شرایط فعلی کشور چقدر ما را به قرب الهی می رساند یعنی ارزش جهاد و وقف عمر را دارد که کشور خود را در جهت توسعه یافتگی تکنولوژیک پیش ببریم و به همان اندازه ای که سایر بزرگان و خواص به خدا رسیدند ما هم می توانیم در جهاد اقتصادی به خدا برسیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما باید آماده‌ی خدمت و کارآفرینی باشیم. حال اگر کاری در رابطه‌ای که می‌فرمایید پیش آمد، دنبال می‌کنیم و این ربطی به رزق ما ندارد. ما در این موارد وسیله‌ی رسیدنِ رزق دیگران به خودشان خواهیم شد و برکت و رحمت آن برای ما می‌ماند 2- اگر فعالیت‌های اقتصادی و تلاش برای پیشرفت جامعه‌ی اسلامی با نیت الهی باشد، در حکم مجاهده در راه خدا است. موفق باشید

16241

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
قضیه موجبه این همانی و قضیه سالبه این نه آنی یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث را در کتاب‌های علم منطق دنبال بفرمایید. موفق باشید

15745

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عر‌ض ادب: استاد جهت آشنایی نظری با ملا‌‌یکه صلوات الله علیهم و انس و ارتباط با آنها کدام بحث را باید کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیات اولیه‌ی سوره‌ی فاطر در همین رابطه است. بنده نیز در شرح آن سوره بدین مسئله اشاره کرده‌ام. خوب است بدان سوره رجوع فرمایید. موفق باشید

15557
متن پرسش
سلام: آقای طاهرزاده بعضی مواقع خوشحال خوشحالم اما یک دفعه حال روحی ام بی نهایت غمگین می شود. به والله العلی العظیم پدرم درآمده. به فکر خودکشی هستم. می دانم که با خودکشی چیزی عوض نمی شود. اما بالاخره چند روز از ماه رجب ها را روزه گرفتم. چند سال است نماز جماعتم ترک نمیشه. به خودم میگم وقتی مردم با صورت این اعمالم زندگی می کنم چون آتش بر من حرام شده چون دعا کردم و بعضی اعمال که خودش گفته تا انجام بدین تا فلان کنم را کردم اگه خدا یا امام ها می خواند که خودکشی نکنم یا این حالات را بگیرند و تا آخر عمر تضمین کنند یا هم اگر نمی خواند بزارند خودکشی کنم چون دارم تکه پاره میشم. حالم از خوشحالی بی حد به غمگینی بی حد می رود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کافی است که شما سر به سر خودتون نگذارید و انتظار بیجا از خود نداشته باشید. فراموش نکنید که خداوند، پروردگارِ مهربانی است، نه «شیر نرّ خونخواره‌ای». خودش می داند که چه موقع شما را خوشحال کند و چه موقع غمگین نماید، قلب‌ها در دست اوست، شما چکاره‌اید؟ به گفته‌ی مولوی: 

· زیر دریا خوشتر آید یا زبر ** تیر او دل کش تر آید یا سپر

·  پاره کرده‌‌ی وسوسه باشی دلا ** گر طرب را باز دانی از بلا

·  گر مرادت را مذاق شکر است ** بی‌‌مرادی نه مراد دل بر است‌‌

·  هر ستاره‌‌ش خونبهای صد هلال ** خون عالم ریختن او را حلال‌‌

·  ما بها و خونبها را یافتیم ** جانب جان باختن بشتافتیم‌‌

·  ای حیات عاشقان در مردگی ** دل نیابی جز که در دل بردگی‌‌

·  من دلش جسته به صد ناز و دلال ** او بهانه کرده با من از ملال‌‌

·  گفتم آخر غرق تست این عقل و جان ** گفت رو رو بر من این افسون مخوان‌‌

·  من ندانم آن چه اندیشیده‌‌ای ** ای دو دیده دوست را چون دیده‌‌ای‌‌

·  ای گران جان خوار دیده ستی و را ** ز آن که بس ارزان خریده ستی و را

ما باید نسبت‌ خود را با خدا درست کنیم. موفق باشید

15353
متن پرسش
سلام علیکم: نوروز مبارک. شما تفکر را چگونه تعریف می کنید؟ اندیشیدن چگونه ممکن است؟ ما چگونه می توانیم فکر کنیم؟ آیا بدون گذراندن مباحث منطق فکر کردن ممکن است؟ فلسفه به چه دردی می خورد؟ دکتر داوری می گوید مردم چون فلسفه را به درد نخور می دانند جزو لاطالئات می دانند آیا این حرف صحیح است؟ لب حرفهای شهید آوینی چه می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان دارای عقل است و آن عقل، در مقابل شرایط مختلف، صورت‌های مختلفی دارد مثل عقل ریاضی یا عقل فلسفی و یا عقل قدسی. فلسفه، ما را متوجه‌ی کلیّات عالم به صورت مفهومی می‌کند و عقل قدسی ما را متوجه‌ی حقایق جامع عالم می‌نماید. این مباحث را می‌توانید در چند جلسه‌ی اول کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» دنبال کنید. موفق باشید

14850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: احساس می کنم در مواجهه با دیگران تعادل ذهنی خودم رو از دست دادم و برای درس خواندن تمرکز کافی را ندارم ممنون میشم نظرتونو ببینم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کمک می‌کند. کتاب بر روی سایت است. موفق باشید

2093
متن پرسش
سلام علیکم 1- در کتاب معرفت النفس گفتید که زن و مرد بودن مربوط به تن است نه من پس تفاوتهای انها مثل احساساتی بودن زن اقتدار مرد و نیازهای روحی متفاوت آنها مربوط به کجاست؟2-هنگام خواب گاهی انسان اراده میکند که بخوابد و خوابش میبرد پس این چه جان گرفتنی است؟3-نظر کردن یعنی چه؟ و فرقش با نگاه کردن چیست؟4-فرق عقل عملی و عقل نظری چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1ـ از آن‌جایی که هر کس بدون بدنش خودش است و بدن انسان زن یا مرد است،‌ پس زن و مرد بودن مربوط به بدن است اما این بدین معنی نیست که روح او گرایشی به زن بودن و یا مرد بودن نداشته. از آن‌جایی که روح او بدنی را برای خود شکل داده که یا زن و یا مرد است پس از این جهت نمی‌توان گفت که روح زن و مرد نسبت به هر بدنی بی‌تفاوت است که در کتاب «خویشتن پنهان» به این نکته اشاره شده. 2ـ انسان اراده می‌کند که بخوابد و دراز می‌کشد تا زمینه‌ی خوابیدن را فراهم کند و از این به بعد نفس انسان از طریق عالم بالا جذب می‌شود، زیرا اگر در این حالت هم اراده‌ای داشته باشد، هنوز بیدار است. 3ـ نظر کردن در این نوع مباحث مربوط به توجه قلب است به موضوعاتی که به صورت وجودی می‌خواهیم مورد توجه قراردهیم. 4ـ عقل نظری توجه به هست‌ها و نیست‌ها دارد و عقل عملی نظر به باید‌ها ونباید‌ها دارد. مفصل آن‌را باید در کتاب‌های فلسفی بخوانید. موفق باشید.
1487

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
در مورد سؤال بالا اگر این حالات به خاطر کنده شدنش از دنیاباشد وظیفه زنش چیست ؟ زنی که تازه با چنین کسی ازدواج کرده به خاطر اعتقادات پاکی که داشته ، اما یک دفعه با یک شوهر بد اخلاق تند حواس پرت ، رو به رو میشود که شدیدا با اعصاب آ دم راه میرود ولی با تمام اینها این زن دارد با خودش مبارزه میکند ولی مردش فقط دارد به او ایراد اعتقادی میگیرد در عین حال که این مرد شدیدا به این زن وابسته است چون تازه ازدواج کرده و هر جا میرود هر کار میکند زنش را هم همراه خود میبرد و اگر نیاید سرش داد میزند به این زن فرصت با خودش بودن و خلوت نمیدهد ... نکلیف چنین زنی که شوهرش را قبول دارد چون اعتقاداتش را پاک میداند ،و احساس میکند که شوهرش ( نه در غربت دلش شاد است نه روی در وطن دارد ) چیست ؟ اولا میترسد که شوهرش را درک نکند ثانیا میترسد که به دلیل رفتارهای شوهرش لطافت و احساس زنانه درش بمیرد و دیگر نتواند زن باشد ثالثا بد تر از همه میترسد که نتواند در این گیجی ای که همسرش برای او ایجاد کرده خودش را پبدا کند و از دین و دیانت خسته شود و از راهی که آمده برگردد ، چنانکه این زن دیگر از کتاب و سی دی هم به دلیل گیر دادنهای نا مفهوم مردش بدش می آید ؟ راهنمایی فرمایید .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فکر می‌کنم با توصیه‌ای که عرض شد هر دو نفری عالمان وارسته را اُسوه قرار دهند تعادل به زندگی برمی‌گردد و همچنان که فرمودید هرکدام از زن و مرد در عین آن‌که باید خودشان باشند، در کنار همدیگر زندگی کنند. توصیه‌ای که به همسران جوان در آخر کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» نوشته شده است را پیشنهاد می‌کنم. در ضمن به همسر آن آقا توصیه می‌کنم کمی تحمل کنید و محبت بورزید به لطف الهی مشکل حل می‌شود و صبر شما بی‌پاداش نمی‌ماند. موفق باشید
1214

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی. سئوال 1)در کتاب ده نکته،در نکته اول که از قول قرآن بیان شده "ما به هنگام مرگ تمام شما را میگیریم"، این سئوال پیش می آید که اگر در موقع خواب،تن ما توسط نفس نباتیمان زنده است و این همان تدبیر تعبیر شده باشد،پس خداوند تمام ما را نمیگیرد!؟ سئوال 2)در نکته پنجم انواع مرگ گفته شده.در مورد مرگ طبیعی انسانی این سئوال پیش می آید که انسان های معمر که می توانند تا چند هزار سال عمر کنند،چرا نفسشان تنشان را رها نمیکنند؟ آیا به طور کلی این بحث که موجودات تا مادامی که اثر خیر داشته باشند در این دنیا هستند با این انواع مرگ تناقض ندارد؟ سئوال 3)حدیث مفصل آورده شده در ابتدای کتاب حقیقت نوری اهل بیت را آیت الله بروجردی شدیدا رد کرده اند و اینکه حضرت امیر چنین بیانی داشتند که "ما را خدا نپندارید و هر چه میخواهید در فضل ما بگویید" را جعلی دانسته اند.علت رد کردن ایشان که عالم بزرگی بودند حقیقتا چه بوده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- در نگاه فلسفی یک نفس بیشتر نیست که بدن را تدبیر می‌کند و لذا خداوند نفس را در خواب تماماً می گیرد منتها تعلق نفس به بدن طوری است که می‌تواند بدن را از عالم برزخ تدبیر کند که در شرح ده نکته عرض شد. 2- اصل بحث آن است که بدن ابزار نفس است جهت استکمال نفس، وقتی قوه‌هایش به فعلیت رسید بدن را رها می‌کند ولی تقدیر هرکس در إزاء تبدیل قوه به فعل، به خدا مربوط است و تقدیری که حضرت حق اراده فرموده. 3- بنده چیزی در این مورد نشنیده‌ام ولی شاگرد ایشان یعنی حضرت آیت‌الله جوادی«حفظه‌الله» مکرراً به حدیث مذکور استناد می‌کنند. از جمله در کتاب «ادب فنای مقربان» در چند مورد به حدیث مذکور استناد کرده‌اند. موفق باشید
25340
متن پرسش
باسمه تعالی: خدا حافظ تا وعده‌ای دیگر؛ اگر عمری بود و در سفر اربعینی امکان برگشت را تقدیر فرموده باشد. التماس دعا به رفته‌ها و بیش از همه به دل‌سوخته‌های جامانده با آه‌های سوزناک‌شان که به زیبایی شوقِ همه‌ی رفته‌گان سبب‌ساز و سبب‌سوز است. موفق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: خدا حافظ تا وعده‌ای دیگر؛ اگر عمری بود و در سفر اربعینی امکان برگشت را تقدیر فرموده باشد. التماس دعا به رفته‌ها و بیش از همه به دل‌سوخته‌های جامانده با آه‌های سوزناک‌شان که به زیبایی شوقِ همه‌ی رفته‌گان سبب‌ساز و سبب‌سوز است. موفق باشید

نمایش چاپی