باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این حرف خوبی است 2- ولایت فقیه یک امر حکومتی است، چه در آن، ولایتِ تکوینی جاری بشود و چه نشود. به هرحال ولیّ فقیه بر اساس تواناییِ مخصوصی که دارند حکم خدا را از متون دینی استخراج میکند. با اینهمه نمیتوان در چنین بستری، ولایتِ تکوینی حضرت ربّ العالمین را نادیده گرفت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی فضای جامعه توحیدی شد و حقیقت و ملکوت عالم بر عالم ماده ترجیح یافت، روحیهی تجاوز به حقوق افراد به شدت کاهش مییابد. و این روایات متذکر این امر است که در جامعهی آرمانی چه اندازه روحیهی تجاوز تقلیل مییابد در آن حدّ که به عنوان مثال، گرگ با آن روحیهی تجاوزگریاش از تجاوز باز میایستد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان آن کتاب هستم. حقیقتاً ایشان انصاف را رعایت نکردهاند و طوری آخرِ جنگ را ترسیم میکنند که ابداً با واقعیت، نمیخواند. آری! روحیهی لیبرالیته نگذاشت تا ملت ما با ایثار تمام جنگ را ادامه دهند. ولی این مربوط به صرف آقای هاشمی نبود، همه مقصر بودند. در مورد آن مقاله، کار بسیار بدتر است و عملاً آنچه روزنامهی هاآرتز اسرائیل میخواست، عمل شددر حالیکه اولاً: آن آقا به عنوان نمایندهی آمریکا در مصاحبه شرکت کرده بود، هرچند که در پنهان اسرائیلی باشد، ثانیاً: بالاخره آقای روحانی به عنوان یک دیپلمات باید حرفهایی میزد که از زیر زبان دشمن، حرف میکشید. این دلیل همراهی با دشمن نیست. ثالثاً: آیا باید به سخنان یک روزنامهی اسرائیلی اعتماد کرد؟! پس قضیهی «اذا جاءکم فاسق بنبأٍ فتبیّنوا» چه میشود؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرایط بسیار حساس و سختی قرار داریم. اولاً: عرایضی در جواب سؤال شمارهی 21717 شده است خوب است به آن نظر فرمایید. ثانیاً: شاید بنده به جهت سابقهای که در امور اجرایی داشتهام و با نظر به تنگناهای تاریخی که گرفتارش هستیم؛ فکر میکنم رهبر انقلاب به بهترین نحو در تلاشند تا این ملت را از انبوه مشکلات تاریخی عبور دهند و از این جهت بنده حکمت خاصی در ایشان میبینم. عرایضی در جلسهی اخیر شرح کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی در این تاریخ» تحت عنوان «راه کسب معرفت و بصیرت در این تاریخ» شده است، شاید نسبت به زمانهای که در آن هستیم، متذکر معرفت و بصیرت لازم بشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که جریان نواصب یک جریان سیاسی برای مقابله با موجودیتِ اسلام بوده است. به همان معنایی که قرآن میفرماید: «وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذي أُنْزِلَ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» (72)/آلعمران) طایفهای از اهل کتاب با نقشه ابتدای روز ادعا میکنند ما ایمان آوردیم و بعد در آخر روز میگویند بررسی کردیم دیدیم دین اسلام چیزی ندارد و به صورتی مرموزانه به نقشهی خود شکل علمی میدهند مثل کاری که سلمان رشدی کرد که این عملاً مقابله با اسلام و موجدیت نظام اسلامی است و به عنوان یک نوع مبارزه با اسلام، این نقشه را میکشند و این غیر از آن است که یک کسی از سر عصبانیت یا از سر جهالت، نبوتِ نبیّ و یا حقانیت شریعت را منکر شود. این افراد حکمشان مسلّم حکمی نیست که برای امثال سلمان رشدی هست. آری! بودهاند کسانی که با توطئه سعی داشتند تشکیلات تشیع را در زمان ائمه به مشکل بیندازند و جریان وکالت را با خطر روبهرو کنند که امام دستور قتل آنها را میدادند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی واقعیتِ خارج از ذهن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر با تجربه پیش آمده است آنهم برای مبتدی، نه برای افرادی که بعد از چهلسال شروع میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم اگر با مطالعهی کتابهای «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» کار را شروع کنید، گشایشهایی در مقابل شما جهت امر مطلوبتان بشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئولینی که فعلاً در سازمان فرهنگی شهر اصفهان در حال فعالیت هستند، افراد کاملاً متدین و صاحبنظر و خوشسلیقه و متعهد میباشند. باید به رفتار و فعالیتهای آنها خوشبین بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فیلسوف در اصطلاح فارابی یعنی کسی که با عقل کلّی مرتبط است، ولی نه به صورت علم حصولی و مفهومی و از این جهت مصداق تامّ و تمام فیلسوف، نبیّ اللّه خواهد بود. و این غیر از فیلسوفِ مصطلح است که با استدلال و مفاهیم سخن خود را میگوید و با حضور حضرت مهدی«عجلاللّهتعالیفرجهالشریف» آنچنان زمینهی ظهور حقایق فراهم میشود که نیاز به روشهای فیلسوفانه کم میگردد. ولی این غیر از علوم عقلی است که در جای خود همیشه مورد نظر بوده و هست. تفکر فلسفی یک نوع از عقل بهحساب میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نایب امام زمان«عجلاللّهتعالیفرجه» منعکسکنندهی روح استکبارستیزی آن حضرت میباشند و ایشان هم که به خوبی این کار را انجام میدهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلِ کار طلبه درس خواندن است. هر کار مستحب دیگری که او را از این کار باز دارد و دروس او ملکه ی او نگردد، خدمت به اسلام که بعداً برای او و برای جامعه برکات زیادی دارد، مختل می شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت ابتدا باید صدقات را به فقرای مؤمنی که میشناسید رد کنید و چنانچه نمیشناسید به مراکزی مثل کمیتهی امداد بدهید. چه خوب است که همانطور عمل کنید که میکنید یعنی به نیت مولایمان حضرت صاحبالأمر صدقات خود را رد کنید تا در واقع در ذیل شخصیت آن امام عمل کرده باشید و در حالیکه عمل امام پذیرفته است عمل شما نیز پذیرفته میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات بسیار خوبی را مطرح کردهاید. بنده آنچه میدانم را به طور اختصار عرض میکنم و انتظار دارم خود رفقا فکر کنند.
۱. آن دو کتاب از آقای محمد منصور هاشمی را نمیشناسم، ولی نظر شما برایم مهم است اگر نظر و برداشت خود را بفرمایید.
۲. به نظر بنده مطالبی که دکتر داوری مطرح میکنند را به خوبی تقریر کردهاید. ولی نمیدانم چرا از آن مطالب برداشت کردهاید که انسان با مطالعهی نظرات ایشان یا نظرات هایدگر و گادامر، گرفتار نسبیگرایی میشود؛ در حالیکه حضور حقیقت به صورت های مختلف در متن تاریخ، نحوهای از حضور تشکیکی است و این، به هیچوجه آن نوع نسبیگرایی که منکر هرگونه حقیقت باشد نیست.
۳. در موضوع حضور سنتهای جاری در هستی و قرار گرفتن در آن سنتها، نشانهی عقلِ برتر انسان است و به یک معنا نظر به حقایق فراتاریخی است نه جبرِ تاریخ به آن معنا که انسان در تحقق شرایط زندگی خود دستبسته است و ما این را در آموزه های دینی خود بهخوبی متوجه هستیم.
۴. در مورد نسبت آقای عبدالکریمی و آقای دکتر داوری باید با دقت فراوان مطلب را دنبال کرد. نمیدانم در مورد نظر آقای دکتر داوری نسبت به کتاب «پایان تئولوژی» دقت فرمودید یا نه؟ که چگونه خیلی ظریف دکتر داوری اینطور شروع کرد که اولاً: آقای عبدالکریمی باید جواب آقای دکتر پورحسن را خودشان بدهند – دکتر پورحسن در انتقادی جانانه میگفت همان اشکالاتی که دکتر داوری به آقای مطهری در رابطه با تئولوژیکبودنِ افکار شهید مطهری دارد، به افکار دکتر شریعتی که آقای عبدالکریمی سختْ شیفتهی اوست؛ وارد است – و سپس دکتر داوری فرمود تئوس یعنی خدا، و هیچوقت خدا پایان نمییابد، و برای آنکه عملاً حرفْ دهانِ آقای عبدالکریمی گذاشته باشد، فرمود منظور اقای عبدالکریمی آن است که باید دینداری را به افراد و جوامع برگرداند نه آنکه دوران دینداری تمام شده است. در حالیکه آنچه بنده برداشت کردهام نظر آقای عبدالکریمی آن است که دوران دینداری تمام شده است؛ که بحث آن مفصل است. عرض بنده در هنر جناب اقای دکتر داوری است که چگونه همچون پیری مرشدگونه عمل میکند و امثال چنین ظرایفی در شخصیت آقای دکتر داوری إلی ماشاءاللّه است. مشهور است که آلکیبیاس در مورد سقراط میگوید: خدا بکشد سقراط را و وای اگر خدا خدا سقراط را بکشد. بنده در مورد دکتر داوری چنین شیفتگی را دارا میباشم.
5- میفرمایید راه دکتر داوری به تحقق تمدن اسلامی ختم نمیشود؛ نمیدانم به آخرین مقالهی ایشان در اسفند ۹۷ تحت عنوان «ایران پر از مشکل است، اما مسئله ندارد» توجه داشتهاید که در فرازی از آن مقاله میفرماید:
« ... در این میان سخن خوب دیگری هم به میان آمده است و آن سخن تمدن نوین اسلامی است. برای ساختن این تمدن قاعدتاً باید دین و مدرنیته را با هم جمع کرد و با اندیشیدن به طرح آینده لااقل به یاد تجدد آورد که دارد با افق های باز خداحافظی می کند ولی توجه داشته باشیم که بنای نظام الهی و قدسی جز با رسوخ در توحید و آزادی از تعلقات دنیای جدید و کسب ملکات فاضله و مکارم اخلاق، در عین آشنایی نزدیک با جهان جدید و آزادی از آن -که نمی دانیم چگونه ممکن است- متصوّر نمی شود. زندگی کردن میان دو جهان مشکل بزرگ ما و معمای تاریخ معاصر است ولی متأسفانه ما هم کمتر صبر داریم و نمی دانیم و نمی خواهیم بدانیم که راه تاریخ را باید با دردِ تفکر و جسارت در عمل گشود و پیمود. ما امروز به هر جا بخواهیم برویم باید از همین جا که ایستاده ایم آغاز کنیم...»
بنده عرایضی تحت عنوان «انقلاب اسلامی طلوع جهانی میان دو جهان» داشتهام که متن، و صوت آن را بر روی بنر سایت «لبالمیزان» میتوانید دنبال کنید.
6- عنایت داشته باشید که دکتر داوری استاد فلسفه است و نه یک معلم دینی؛ و لذا خارج از واژههای دینی سعی دارد در متن تفکر فلسفی سخن بگوید.
7- در موضوع ایدئولوژیککردن انقلاب اسلامی میتوان نقش سروشِ قبل از کتاب «دین فربهتر از ایدئولوژی» بسیار غلیظ دانست و البته معلوم است که این افراد پس از عدول از آن نگاه بنا دارند رقیب خود را متهم به عملی بکنند که خودشان بیتقصیر نیستند در آن حدّ که ملاحظه کردهاید دکتر احمد فردید را فقط به جرم انتقاد از دکتر سروش، نهتنها از حضور در دانشگاه ممنوع کردند، از هرگونه سخنرانی او را محروم نمودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور حضرت حق در تاریخ، به صورتِ لبسِ بعد از لبس است، نه خلع و لبس. یعنی همواره نوری شدیدتر از نور قبلی به صحنه میآید و حضور ملاصدرا در تاریخی که با ملاصدرا شروع شده و هنوز ادامه دارد، حکایت از نور بیشتری از انوار الهی میکند و درنتیجه راهِ بشر به سوی خدا و عبور از نیهیلیسمی که میتوان گفت در دوران جدید از دکارت شروع شد به بهترین نحو محقق خواهد شد که تا اندازهای در جلسات آخر کتاب «سلوک ذیل ...» در مورد آن مطالبی عرض شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید طرفهای مقابل گمان کنند جنابعالی با نحوهای از تحجر، چادر را پذیرفتهاید و در جایی که عقلاً میشود در عین داشتن حجاب، چادر نداشت را شما نمیتوانید فکر کنید؛ در حالیکه وقتی چیزی مستحب شد، بدین معناست که خداوند رخصت آن را داده است که انسان نسبت به عدم انجام آن فکر کند. طرف به آیت اللّه بهجت گفته بود 50 سال است نماز اول وقتم ترک نشده است، و ایشان فرموده بودند یعنی در حین این 50 سال، کاری مهمتر از نماز اول وقت برایت پیش نیامده است؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که محیالدین در موقعیت تقیه بوده است و تنها شواهدی را از ایشان داریم که نظر به فکر و فرهنگ تشیع داشته است بهخصوص که زبانِ فهم مطالب او، زبانِ خاصی است. پیشنهاد میکنم کتاب «جدال با مدعی» از دکتر حسین غفاری را در این مورد مطالعه فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باورهای دینی را نمیتوان به کسی تحمیل کرد. میماند که افراد در سنین کم اگر عادت کنند به ادای تکالیف دینی، وقتی خواستند مطابق باور خود آن اعمال را انجام دهند به زحمت نمیافتند. این یک امر پذیرفتهشده در روانشناسی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن آن آقای روحانی با نظر به قرآن است که میفرماید: شیطان به خدا گفت من در مسیر مستقیمی که به سوی تو میرسد، قرار میگیرم و برای کسانی که در آن مسیر هستند مشکل ایجاد میکنم، از جهتی درست است و اینکه بسیاری از اهل سنت، ظاهر اسلام را گرفتهاند حرفی نیست. ولی در هر حال این ضعف در شیعه را نیز نباید نادیده گرفت. موفق باشید
