باسمه تعالی: سلام علیکم: مشائین به یک معنا ماهیت را محور تفکر میدانند و به وجودهای متباین قائلاند. و این غیر اعتقاد به ماهیتی است که عرفا تحت عنوان «عین ثابته» بدان نظر دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤالات را شخصی جواب میدهیم، باید در قسمت «اسپام»ِ ایمیل خود یا در «آلمایل»ِ خود دنبال جواب بگردید. موفق باشید سؤال قبلی اینطور جواب داده شده بود: باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین رعایت سعهی صدر و حوصله و رفاقت، به وقتش به او تذکر بدهید که رعایت حقوق بقیهی افراد از جمله همسرشان، راهِ نظر حق به قلبشان را میگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن میفرماید: «إنّ اللّه یحبّ التّوابین» این مژده را به ما میدهد که:
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿٥٣﴾ الزمر) بگو: «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است. با توجه به متن آیه میتوان متوجهی نکات زیر شد:
1- تعبير به «يا عبادى» (اى بندگان من!) آغازگر لطفى است از ناحيه پروردگار.
2- تعبير به «اسراف» به جاى «ظلم و گناه و جنايت» نيز لطف ديگرى است.
3- تعبير به «عَلى أَنْفُسِهِمْ» كه نشان مى دهد گناهان آدمى همه به خود او باز مى گردد نشانه ديگرى از محبت پروردگار است همانگونه كه يك پدر دلسوز به فرزند خويش مى گويد اين همه بر خود ستم مكن!
4- تعبير به «لا تقنطوا» (مايوس نشويد) با توجه به اينكه «قنوط» در اصل به معنى مايوس شدن از خير است به تنهايى دليل بر اين است كه گنهكاران نبايد از «لطف الهى» نوميد گردند.
5- تعبير «مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ» بعد از جمله «لا تقنطوا» تاكيد بيشترى بر اين خير و محبت مى باشد.
6- هنگامى كه به جمله «إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ» مى رسيم كه با حرف تاكيد آغاز شده و كلمه «الذنوب» (جمع با الف و لام) همه گناهان را بدون استثنا در بر مى گيرد سخن اوج مى گيرد و درياى رحمت مواج مى شود.
7- هنگامى كه «جميعا» به عنوان تاكيد ديگرى بر آن افزوده مى شود اميدوارى به آخرين مرحله مى رسد.
8 و 9- توصيف خداوند به «غفور» و «رحيم» كه دو وصف از اوصاف اميد بخش پروردگار است در پايان آيه جايى براى كمترين ياس و نوميدى باقى نمى گذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کبر و ریا و خودبینی و کذب و امثال اینها مورد نظر است. شاید عدد 7 حکایت از کثرت داشته باشد 2- در این موارد چیزی نمیدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل آنکه شما در موقعیتی متوجه مسئلهای میشوید که تا حال متوجهی آن نبودید. این یک نوع نفخه است و موجب میشود حرکات شما مطابق آن شکل گیرد. همین امر در جنین پیش میآید و حرکات او را به سوی انسانشدن جلو میبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد وقتی قلب نظر به خدا کرد موانع اُنس را که در اخلاق بدان رذائل گویند و موجب حجاب بین قلب و حضرت حق میشود؛ میشناسد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه احساس خوبی است. با رعایت تقوا آنرا زنده و پایدار کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز عجیبی که در آقای نصیری به چشم میخورد آن است که از یک طرف نظر به دکتر فردید به عنوان فیلسوفی که نسبت به فلسفهی غرب آگاهی لازم را دارد؛ نگاهش مثبت است. ولی در نظر به فلسفهی صدرایی که حتی خود آقای فردید معتقد است نگاهی است پسفردایی، و بر خود عهد میکند که آن را بازخوانی کند؛ بیتوجه و بیالتفات است. در حالیکه اگر متوجهی مواجههی تاریخی جناب صدرا با مستشرقینی شویم که در آن زمان به اصفهان میآمدند و دائم دکارت دکارت میکردند و فلسفهی دکارت را به عنوان تاریخِ جدید غرب به رُخ میکشیدند؛ تأمل کنیم متوجه میشویم جناب صدرالمتألهین فلسفهی حکمت متعالیه و اصالت وجود را در مواجهه در آن زمان و زمانه و آن تاریخی که گشوده شده است، به میان آورد تا با اصالت وجود، خطرِ دوگانگیِ سوبژه و اُبژه در جملهی «من فکر میکنم پس هستم» را نهتنها متذکر بلکه راهِ عبور آن را به میان آورد و «وجود» آنچنان مدّ نظر قرار بگیرد که حتی فاعلِ شناسا در آغوش تجلیّات و نفحات وجود باشد و موضوعِ در دستی به مشکلِ فرا دستی تبدیل نشود و بشر از ایدهآلیسمی که بعد از کانت با هگل به اوج خود رسید را زودتر از دغدغهی هایدگر متوجه شود. و البته این بدین معنا نیست که بنده نگاه هایدگر به وجود را با نگاهِ صدرا به وجود منطبق بدانم، ولی سختْ معتقدم اگر بعد از سفر به سوی فلسفهی غرب بهخصوص بعد از کانت و هگل، به هایدگر و گادامر، به حکمت صدراییِ خود برگردیم متوجهی استعدادهایی خواهیم شد که بهخوبی ما را در این تاریخ تغذیه میکند و تفکری که سختْ برای این زمانه بدان نیاز داریم را به ما عطا مینماید. مشکل آقای نصیری در بدفهمیدنِ حکمت صدرایی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای دلِ صد پاره و متحیّر شما شوم، نه من تنها، که آیت اللّه امینی میفرمودند من گاهی مدتها وقتی شرایط جوانانی که شما یکی از آنها هستید را در نظر میگیرم، زار زار اشک میریزم.
همینطور است که میگویید واقعاً شرایط برای امثال شما طاقتفرسا است و نسل ما یعنی کسانی که هم سنّ بنده هستند، ابداً آن را احساس نکردهایم. با اینهمه و همین اندازه آیهی ۳۳ نور را در نظر بگیرید که میفرماید: «وَلْیَسْتَعْفِفِ الّذینَ لا یجدُونَ نِکاحا حتّی یُغْنِیَهُمُ اللّه ُ مِنْ فَضْلِهِ» اگر آنهایی که امکان ازدواج برایشان نبود، عفت به خرج دهند و گرفتار زناکاری نشوند، در راستای مقاومتشان حضرت حق به نحوی از فضل خود آنها را برخوردار خواهد کرد.
مسئلهی شما مسئلهی بزرگی است در آن حدّ که رهبر معظم انقلاب در سال ۹۳ اینطور فرمودهاند: «مسئلهى ازدواج جوانها مسئلهى مهمى است. من از این بیم دارم که نگاه بىتفاوت نسبت به مسئلهى ازدواج - که متأسفانه امروز کم و بیش این نگاه بىتفاوت وجود دارد - در آینده تبعات سختى را براى کشور بهوجود بیاورد. خب، حالا شما مسئلهى سربازى را مطرح کردید؛ بهنظر من، سربازى مسئلهى مشکلى نیست؛ می شود در آن زمینه هم فکر کرد، کار کرد؛ راه حل مشکل سربازى بهعنوان یک مانع در امر ازدواج، این نیست که ما مدت زمان سربازى را کوتاه کنیم؛ می توان شیوههاى دیگرى را بهکار گرفت؛ لکن این یک مسئله است. انگیزه براى ازدواج، باید تبدیل بشود به یک اقدام عملى؛ یعنى ازدواج باید تحقق پیدا بکند. اینکه خداى متعال می فرماید: «اِن یَکونوا فُقَرآءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه،» این یک وعدهى الهى است؛ ما باید به این وعده، مثل بقیهى وعدههاى الهى که به آن وعدهها اطمینان می کنیم، اطمینان کنیم. ازدواج و تشکیل خانواده، موجب نشده است و موجب نمی شود که وضع معیشتى افراد دچار تنگى و سختى بشود؛ یعنى از ناحیهى ازدواج کسى دچار سختى معیشت نمی شود؛ بلکه ازدواج ممکن است گشایش هم ایجاد کند.» موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همهی این احوال، عنایت داشته باشید که آقای سروش اصالت را به عقلِ مدرن میدهد. طبیعی است که حضرت امام در مقابل شاه، انسانِ شجاع و پاکی بودند ولی آقای سروش در همین ماههای اخیر در جلسات 39 و 40 «دین در دنیای مدرن» مدعی است که 70 درصد قرآن مربوط به مسائل زمان پیامبر است و تحت تأثیر آن زمانه بیان شده است و توصیه به دینِ حدّ اقلی و رجوع به عقل بشری دارد، و این، راهی نیست که ملت ما در انقلاب اسلامی در تقابل با جبههی استکبار آن را دنبال میکنند. به همین جهت ممکن است سخنان اخیر آقای سروش برای بعضی گمراهکننده شود و فکر کنند ایشان در شخصیت گذشتهی خود تجدید نظر کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که جزوهی «انکشاف صور برزخی در سیاحت غرب» که بر روی سایت هست، مطالعه شود. آدرس کتاب:
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این نوع گفتگوها را در بسترِ به تفکرآمدنِ جامعه میدانم ولی مشروط بر اینکه با روشِ پدیدارشناسانه جلو برویم که میدانم کار آسانی نیست. بحث در تبرئهی اقای هاشمی و جریانی که وابسته به تفکر ایشان است، نیست؛ بحث در درستدیدنِ پدیده است. آیا میتوان رفتن به سدّ لتیان را مقابلِ بیحرمتی به روز تاسوعا گذاشت؟ و یا رفتن به سدّ یک امر بوده، و روز تاسوعا امر دیگر. آیا منزل آقای آخوندی که بنده سختْ به ایشان انتقاد دارم، در یک فعالیتِ اقتصادیِ شخصی برای ایشان پیش آمده، یا در اثر رانت وزارت ایشان؟ زیرا در جریان فعالیتهای چشمپزشکی آقای وزیر بهداشت قبل از وزارت ایشان هستم که ثروت زیادی را از طریق فعالیتهای پزشکی بهدست آوردند که البته جای «إن قلت» دارد بهخصوص که آیا چنین وزیری میتواند نسبت به ثروتی که سایر پزشکان به روشهای غیر معمول بهدست میآورند؛ حساس باشد؟ با اینهمه باید پدیده، درست دیده شود و اینجا است که باید مواظب باشیم در نگاه به این امور، تفکر دفن نشود و نگاه آیت اللّه جوادی به موضوع از زاویهی دیگری خواهد بود که معنایِ دیگری از تمدن اسلامی در نظر دارند بدون آنکه بخواهند با نظرات امام و رهبری مقابله یا مخالفت کرده باشند، هرچند که به نظر بنده آن نگاه، واقعبینانه نیست و انقلاب اسلامی ظرفیتِ بالاتری برای حضور تاریخیاش در این عصر و زمانه دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم جزوهی «جبر و اختیار» که بر روی سایت هست، در این مورد کمکتان کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همهی مواردی که فرمودید اگر تفکر در میان باشد به راحتی رفقا متوجه زوایایی میشوند که بنده و امثال بنده متذکر آن نشدهاند. حتی در اصول عقاید اگر رویکردِ ما تقلیدی نباشد، چشماندازهای جدیدی ظهور میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه بیشتر در دین مدّ نظر است، «تذکر» میباشد. به این معنا که جانِ انسان متوجهی حقایقی شود که به جهت روزمرّهگیها از آن غافل شدهایم. ولی تلقین مربوط به قوهی واهمه است تا انسان یک نوع خودشارژی که هیچ بنیانی در واقعیت ندارد را به خود تحمیل کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید بدانید هراندازه تعریف صحیحی از معنای خود داشته باشیم نهتنها بهتر زندگی میکنیم، بلکه در احساس گستردهتری نسبت به خود هستیم. بعد از مطالعهی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن، کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» را در راستای درک معنای بیشتر از خود، دنبال بفرمایید خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی اعمالی که در جاهلیت انجام میشد باقیمانده از سیرهی حضرت ابراهیم علیه السلام» بود که تحریف گشته بود و رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» آنها را در فضای توحیدی اسلام امضاء کردند و به جایگاه اصلیاش برگرداندند مثل طواف خانهی خدا. در مورد غرب آنچه با روح سکولار غربی همراه است، مُخلّ دیانت است. ولی روشهای تحقیق غربی در علوم تجربی، حاکی از دقت عقل غربی است و قابل استفاده میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «روان» واژهی فارسی نفس ناطقه است و نفس ناطقه مراتبی دارد یک مرتبه از آن در عالم «جسم» و مرتبهای در «خیال» و مرتبهای در «عقل» است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا رحمت کند استاد منیرالدین حسینی را که دغدغه ی تمدن سازی خوبی داشتند و فرهنگستان با اشرافی که آیت الله میرباقری در آن دارند یکی از مراکز خوب فرهنگی جهت ایجاد زیرساخت های تمدن اسلامی است. موفق باشید
باسمه تعالیک سلام علیکم: این موارد را از دفتر مرجع تقلید خود بپرسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به عنوان یکی از شرحهای منظومه قابل استفاده است 2- خیر به شرطی که از جایگاه تاریخی حادثه غفلت نشود 3- به نظر همین طور می آید 4- به به چه خوب است این تطبیق. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: : واژه ى ظلم به معنى «تعدى و تجاوز از حد» است كه همیشه مرادف با گناه نيست، و اين چنين نبود كه خداوند به حضرت يونس (ع) دستورى داده باشند و حضرت خلاف آن را عمل نموده باشند. بلكه خداوند مى فرمايد: «چرا بدون آنكه دستور رفتن بگيرى، رفتى» و خداوند همين مسأله را در مورد پيامبرِ خود سخت مى گيرد و حضرت يونس (ع) هم به جهت آن روح لطيفى كه داشتند، در شكم ماهى متوجه اين نكته شدند و عرض كردند: «سُبْحانَكَ انّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمين» و خداوند مىفرمايد: «فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيناهُ مِن الغَم» يعنى همينكه متوجه شد، آثار اين كار را از او رفع نموديم. پس غفلت نكنيم كه تخلفى صورت نگرفته، بلكه چون بدون دستور خدا قوم خود را ترك كرد خداوند به آن حضرت سخت گرفت. و این موجبِ نفی عصمت نمیشود. نفی عصمت با ترک دستور الهی محقق میگردد. موفق باشید
