باسمه تعالی: سلام علیکم: قصد و نیّت بنده در کتابها و عرایضی که مطرح شده؛ آن است که اطلاعاتی به مخاطب داده نشود، بلکه عزم او در حضور الهیاش شدت یابد و از این جهت نباید جای نگرانی برای جنابعالی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کبر و ریا و خودبینی و کذب و امثال اینها مورد نظر است. شاید عدد 7 حکایت از کثرت داشته باشد 2- در این موارد چیزی نمیدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. عنصر صبر، غوغا میکند. فرمود: «وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ»(186/آلعمران). موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات بسیار خوبی را مطرح کردهاید. بنده آنچه میدانم را به طور اختصار عرض میکنم و انتظار دارم خود رفقا فکر کنند.
۱. آن دو کتاب از آقای محمد منصور هاشمی را نمیشناسم، ولی نظر شما برایم مهم است اگر نظر و برداشت خود را بفرمایید.
۲. به نظر بنده مطالبی که دکتر داوری مطرح میکنند را به خوبی تقریر کردهاید. ولی نمیدانم چرا از آن مطالب برداشت کردهاید که انسان با مطالعهی نظرات ایشان یا نظرات هایدگر و گادامر، گرفتار نسبیگرایی میشود؛ در حالیکه حضور حقیقت به صورت های مختلف در متن تاریخ، نحوهای از حضور تشکیکی است و این، به هیچوجه آن نوع نسبیگرایی که منکر هرگونه حقیقت باشد نیست.
۳. در موضوع حضور سنتهای جاری در هستی و قرار گرفتن در آن سنتها، نشانهی عقلِ برتر انسان است و به یک معنا نظر به حقایق فراتاریخی است نه جبرِ تاریخ به آن معنا که انسان در تحقق شرایط زندگی خود دستبسته است و ما این را در آموزه های دینی خود بهخوبی متوجه هستیم.
۴. در مورد نسبت آقای عبدالکریمی و آقای دکتر داوری باید با دقت فراوان مطلب را دنبال کرد. نمیدانم در مورد نظر آقای دکتر داوری نسبت به کتاب «پایان تئولوژی» دقت فرمودید یا نه؟ که چگونه خیلی ظریف دکتر داوری اینطور شروع کرد که اولاً: آقای عبدالکریمی باید جواب آقای دکتر پورحسن را خودشان بدهند – دکتر پورحسن در انتقادی جانانه میگفت همان اشکالاتی که دکتر داوری به آقای مطهری در رابطه با تئولوژیکبودنِ افکار شهید مطهری دارد، به افکار دکتر شریعتی که آقای عبدالکریمی سختْ شیفتهی اوست؛ وارد است – و سپس دکتر داوری فرمود تئوس یعنی خدا، و هیچوقت خدا پایان نمییابد، و برای آنکه عملاً حرفْ دهانِ آقای عبدالکریمی گذاشته باشد، فرمود منظور اقای عبدالکریمی آن است که باید دینداری را به افراد و جوامع برگرداند نه آنکه دوران دینداری تمام شده است. در حالیکه آنچه بنده برداشت کردهام نظر آقای عبدالکریمی آن است که دوران دینداری تمام شده است؛ که بحث آن مفصل است. عرض بنده در هنر جناب اقای دکتر داوری است که چگونه همچون پیری مرشدگونه عمل میکند و امثال چنین ظرایفی در شخصیت آقای دکتر داوری إلی ماشاءاللّه است. مشهور است که آلکیبیاس در مورد سقراط میگوید: خدا بکشد سقراط را و وای اگر خدا خدا سقراط را بکشد. بنده در مورد دکتر داوری چنین شیفتگی را دارا میباشم.
5- میفرمایید راه دکتر داوری به تحقق تمدن اسلامی ختم نمیشود؛ نمیدانم به آخرین مقالهی ایشان در اسفند ۹۷ تحت عنوان «ایران پر از مشکل است، اما مسئله ندارد» توجه داشتهاید که در فرازی از آن مقاله میفرماید:
« ... در این میان سخن خوب دیگری هم به میان آمده است و آن سخن تمدن نوین اسلامی است. برای ساختن این تمدن قاعدتاً باید دین و مدرنیته را با هم جمع کرد و با اندیشیدن به طرح آینده لااقل به یاد تجدد آورد که دارد با افق های باز خداحافظی می کند ولی توجه داشته باشیم که بنای نظام الهی و قدسی جز با رسوخ در توحید و آزادی از تعلقات دنیای جدید و کسب ملکات فاضله و مکارم اخلاق، در عین آشنایی نزدیک با جهان جدید و آزادی از آن -که نمی دانیم چگونه ممکن است- متصوّر نمی شود. زندگی کردن میان دو جهان مشکل بزرگ ما و معمای تاریخ معاصر است ولی متأسفانه ما هم کمتر صبر داریم و نمی دانیم و نمی خواهیم بدانیم که راه تاریخ را باید با دردِ تفکر و جسارت در عمل گشود و پیمود. ما امروز به هر جا بخواهیم برویم باید از همین جا که ایستاده ایم آغاز کنیم...»
بنده عرایضی تحت عنوان «انقلاب اسلامی طلوع جهانی میان دو جهان» داشتهام که متن، و صوت آن را بر روی بنر سایت «لبالمیزان» میتوانید دنبال کنید.
6- عنایت داشته باشید که دکتر داوری استاد فلسفه است و نه یک معلم دینی؛ و لذا خارج از واژههای دینی سعی دارد در متن تفکر فلسفی سخن بگوید.
7- در موضوع ایدئولوژیککردن انقلاب اسلامی میتوان نقش سروشِ قبل از کتاب «دین فربهتر از ایدئولوژی» بسیار غلیظ دانست و البته معلوم است که این افراد پس از عدول از آن نگاه بنا دارند رقیب خود را متهم به عملی بکنند که خودشان بیتقصیر نیستند در آن حدّ که ملاحظه کردهاید دکتر احمد فردید را فقط به جرم انتقاد از دکتر سروش، نهتنها از حضور در دانشگاه ممنوع کردند، از هرگونه سخنرانی او را محروم نمودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پيغمبر (ص) مى فرمايند: «سَيَكُونُ فِي أُمَّتِي كُلُّ مَا كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ وَ الْقُذَّةِ بِالْقُذَّةِ حَتَّى لَوْ أَنَّ أَحَدَهُمْ دَخَلَ جُحْرَ ضَبٍّ لَدَخَلْتُمُوه»[1] به زودى در امت من آنچه كه در بنى اسرائيل واقع شد واقع مى شود حتى اگر يكى از آنها در سوراخ سوسمارى رفته باشد امت من نيز همان كار را مى كنند. اين به جهت آن است كه حضرت پيش بينى مى كنند روحيه ى يهودى گرى بر جامعه ى اسلامى سرايت مى كند و با توجه به همين روحيه كه در قرآن تبيين شده مى توانيم بفهميم چرا حضرت روحيه ى آن گروه از امت خود را به يهود تشبيه مى كنند. موفق باشید
[1] ( 1)- بحار الأنوار، ج 53، ص 127.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ بنده فردید را به جهت جامعیّتی که دارد یک عالم واقعی میدانم. شاید سبقت مطالبی که در فکر خود دارد مانع میشود تا مثل یک خطیب سخن بگوید ولی اهل فکر خوب میفهمند که او در سخنان خود به چه اشاره دارد. 2ـ کتابهای «دیدار فرهی» و «مفردات فردیدیه» نکات خوبی برای فهم اندیشهی فردید دارد. مقالهی بنده تحت عنوان «محکمات و متشابهات فردید» تذکّراتی در این مورد در بر دارد که آدرس آن در سایت لب المیزان عبارت است از «http://lobolmizan.ir/faq/1276» 3ـ تصور بنده آن است که حضرت امام و رهبری به خوبی غرب را فهمیدهاند و نمیخواهند کنار غرب خود را معنا کنند بلکه نظر به تمدّن دیگری دارند ولی روش آنها عبور دادن ملّت است از غرب نه صرفا نقد تئوریک غرب و آن جملات که میفرمایید معنای دیگری دارد غیر از آنچه بخواهند به غرب اصالت دهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه بیشتر در دین مدّ نظر است، «تذکر» میباشد. به این معنا که جانِ انسان متوجهی حقایقی شود که به جهت روزمرّهگیها از آن غافل شدهایم. ولی تلقین مربوط به قوهی واهمه است تا انسان یک نوع خودشارژی که هیچ بنیانی در واقعیت ندارد را به خود تحمیل کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر ابتدا نظر علامه از هر سوره را با دقت مطالعه کنید و سپس صوت مربوط به شرح آن سوره را دنبال بفرمایید بهتر است. در جریان شرح مرحوم شهید مطهری نیستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که آیات سورهی آلعمران میفرماید بعضی از اهل کتاب مفتخر به آن عبادات و آن شعور هستند که اعمالشان نادیده گرفته نمیشود ولی آیهی 177 سورهی نساء، اشکالِ کلّی اهل کتاب را مطرح میفرماید. در مورد روایتی که میفرمایید البته که اگر کسی امام خود را در هر زمانی نشناسد، گرفتار مرگ جاهلیت است، ولی بنا به دیگر روایات این بیشتر به معنای عناد و مقابله با امام است به دلیل آنکه از حضرت صادق«علیهالسلام» داریم: «إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ النَّبِيُّونَ وَ الصِّدِّيقُونَ وَ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ خَمْسَةُ أَبْوَابٍ يَدْخُلُ مِنْهُ شِيعَتُنَا وَ مُحِبُّونَا وَ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ سَائِرُ الْمُسْلِمِينَ مِمَّنْ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يَكُنْ فِي قَلْبِهِ مِقْدَارُ ذَرَّةٍ مِنْ بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ الْخَبَر» على عليه السّلام فرمودند: بهشت هشت در دارد، درى كه از آن پيامبران و صديقان وارد مى گردند، درى كه شهداء و صالحان از آن مى آيند، شيعيان و دوستان ما هم از پنج در وارد خواهند شد و از در هشتمى ساير مسلمانان وارد مى شوند و آنها كسانى مى باشند كه بر وحدانيت خدا گواهى دهند و ذره اى بغض ما را در دل نداشته باشند.
علامهی طباطبایی در کتاب «رسالة الولایه» در فصل 4 از تفسیر قمی از ابیجعفر«علیهالسلام» روایتی را به این مضمون میآورند: که راوی میپرسد وضع موحدین که اقرار به نبوت محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» دارند ولی اهل گناه هستند و امامی ندارند و ولایت شما را نمیشناسند؛ پس از مرگ چگونه است؟ امام میفرمایند: چنین کسانی در قبرهای خویشند و از آن بیرون نمیآیند، پس هرکدام از اینان که کار نیکی کرده باشند و دشمنی و عداوتی نسبت به ما نداشته باشد برایش راهی به سوی بهشت باز میشود که خداوند آن را در مغرب آفریده و روحش وارد آن میشود تا روز قیامت، تا آنگاه که به دیدار خدا برسد و خداوند به بررسی اعمال خوب و بد او بپردازد. اصل روایت به این صورت است: «قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا حَالُ الْمُوَحِّدِينَ الْمُقِرِّينَ بِنُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ ص مِنَ الْمُسْلِمِينَ الْمُذْنِبِينَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَ لَيْسَ لَهُمْ إِمَامٌ وَ لَا يَعْرِفُونَ وِلَايَتَكُمْ فَقَالَ أَمَّا هَؤُلَاءِ فَإِنَّهُمْ فِي حُفَرِهِمْ لَا يَخْرُجُونَ مِنْهَا فَمَنْ كَانَ لَهُ عَمَلٌ صَالِحٌ وَ لَمْ يَظْهَرْ مِنْهُ عَدَاوَةٌ فَإِنَّهُ يُخَدُّ لَهُ خَدّاً إِلَى الْجَنَّةِ الَّتِي خَلَقَهَا اللَّهُ بِالْمَغْرِبِ فَيَدْخُلُ عَلَيْهِ الرَّوْحُ فِي حُفْرَتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ حَتَّى يَلْقَى اللَّهَ فَيُحَاسِبَهُ بِحَسَنَاتِهِ وَ سَيِّئَاتِهِ فَإِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ وَ إِمَّا إِلَى النَّارِ فَهَؤُلَاءِ الْمَوْقُوفُونَ لِأَمْرِ اللَّهِ قَالَ ع وَ كَذَلِكَ يُفْعَلُ بِالْمُسْتَضْعَفِينَ وَ الْبُلْهِ وَ الْأَطْفَالِ وَ أَوْلَادِ الْمُسْلِمِينَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ وَ أَمَّا النُّصَّابُ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ فَإِنَّهُمْ يُخَدُّ لَهُمْ خَدّاً إِلَى النَّارِ الَّتِي خَلَقَهَا اللَّهُ فِي الْمَشْرِقِ فَيَدْخُلُ عَلَيْهِمُ اللَّهَبُ وَ الشَّرَرُ وَ الدُّخَانُ وَ فَوْرَةُ الْحَمِيمِ ثُمَّ بَعْدَ ذَلِكَ مَصِيرُهُمْ إِلَى الْجَحِيمِ»(بحار الأنوار، ج69، ص: 158) . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همانطور که ملاحظه کردهاید ملت ایران به رهبری حضرت امام قیام کردند و گفتند ما آن طرحی که گذشتگان برایمان شکل دادند، نمیخواهیم و بیش از 99 درصد به جمهوری اسلامی رأی دادند و مردم همواره در انتخابات با شرکت فعّال خودشان نشان میدهند ادامهی کار را در بستر همین نظام پذیرفتهاند وگرنه مثل کاری که با نظام شاهنشاهی کردند انجام میدهند. به همین جهت مقام معظم رهبری«حفظهاللّهتعالی» در صحبت حکیمانه و سراسر بصیرت اخیرشان با مردم آذربایجان فرمودند یکسال دشمنان بیگانه از واقعیت جامعه تلاش میکنند که بگویند مردم اصل نظام را قبول ندارند ولی مردم با حضور در راهپیمایی 22 بهمن، همهی آن حرفها را میشویند و از بین میبرند 2- برای تحقق یک تمدن و عبور از رسوبات فکری تمدن قبلی، سالهای متمادی طول میکشد و از این جهت است که ما هنوز گرفتار ضعفهای فکری و عادتیِ نظام گذشتهی شاهنشاهی و غربی هستیم و این ربطی به روحانیت ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی اعمالی که در جاهلیت انجام میشد باقیمانده از سیرهی حضرت ابراهیم علیه السلام» بود که تحریف گشته بود و رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» آنها را در فضای توحیدی اسلام امضاء کردند و به جایگاه اصلیاش برگرداندند مثل طواف خانهی خدا. در مورد غرب آنچه با روح سکولار غربی همراه است، مُخلّ دیانت است. ولی روشهای تحقیق غربی در علوم تجربی، حاکی از دقت عقل غربی است و قابل استفاده میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر مقدمهی کتاب که نیاز به شرح خاص دارد و فعلاً بنده مشغول شرح آن مقدمه هستم؛ کتابهای «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» و «امام خمینی و سلوک در تاریخ توحیدی زمانه» مقدمهی کتاب مذکور میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد کتابهایی مثل «علم هرمنوتیک» از ریچارد پالمر، ترجمهی آقای حنایی کاشانی و یا کتاب «هرمنوتیکِ مدرن» هست ولی نمیدانم آخرین کتابهایی که در این مورد به بازار آمده، کدام است؟ میتوانید در این مورد از جناب آقای دکتر صافیان از اساتید دانشگاه اصفهان سؤال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بیشتر به لیست مجمع اصولگرایان فکر کردهام و در خبرگان هم به لیست جامعهی مدرسین. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلِ کار طلبه درس خواندن است. هر کار مستحب دیگری که او را از این کار باز دارد و دروس او ملکه ی او نگردد، خدمت به اسلام که بعداً برای او و برای جامعه برکات زیادی دارد، مختل می شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه احساس خوبی است. با رعایت تقوا آنرا زنده و پایدار کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید این سؤال را برای خود حل کنید که ما با نگاه تعامل با طبیعت، علوم و ابزارها را باید دنبال بکنیم؟ یا با نگاه تجاوز به طبیعت؟ تمام بحث در این موضوع نهفته است، حال با هر واژه و سخنی که باشد. در رابطه با این موضوع بر مبنای آموزههای دینی عرایضی در کتاب «مدرنیته و توهّم» شده است. موفق باشید
