بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
16687
متن پرسش
سلام: اگه اینطور که من فک می کنم باشه؛ یه حساب سر انگشتی که بکنیم می بینیم این خلقت خدا (خلقت بشر و زمین و اسمونا و ...) چقدر خلقت غم انگیزی بوده، چرا که اکثرا جهنمی شدن، و این اکثرا خیلی اکثرنه، خیلی به اون صورت که شاید یک میلیونیم درصد انسان ها رستگار شدن و اکثرا حتی حرف خدا رو نشنیدن چه برسه بخوان عمل کنن یا نه، اون از زمان پیامبران، و این از زمان پیامبر خاتم (سلام الله علیه و آله) که وقتی با زهر شهیدش کردن چهل نفر آدم نبود با امیرالمومنین (علیه السلام) بمونه و این از زمان ائمه ( علیهم السلام) که بیشتر در حصر و زندان بودن و این هم از زمان غیبت که دیگه هیچی، هزار سال گذشته تازه یه کشور بالاخره اومده میگه یا مهدی ... و تو این مدت خلقت میلیارد ها میلیارد مردن و اونجور که معلومه اکثرا باید برن جهنم، همین الانم یه نگاه بندازیم، شاید یه میلیون تو ایران چند هزار نفر از کشورای دور و ور ادمای بهشتی باشن... جهنم چقدر شلوغ تر خواهد بود از بهشت!!!! غم انگیزه. هر چند پایان قطعا بسیار بسیار خوشی خواهد داشت، ولی این خوشی نهایت به هدایت چند نفر می انجامه؟! در مقابل اون تقریبا هیچ نیست؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع را می‌توان از زاویه‌ی دیگری که خداوند «هادی» است نگاه کرد و این‌که حضرت حق چگونه نور هدایت خود را در طول تاریخ به صورت‌های مختلف ظهور داد تا انسان‌هایی که طالب هدایت الهی هستند، محروم نباشند و هرکس به هر اندازه‌ای که طالب هدایت است از هدایت الهی بهره‌مند گردد. در این صورت معلوم نیست خیلی‌ها جهنمی باشند. در همین تاریخ خودمان چند نفرند که واقعاً اراده کرده‌اند در مقابل حق بایستند؟ اکثراً جاهل‌اند و نه مغرض. موفق باشید

10464
متن پرسش
سلام علیکم: اگر دنیای الان دنیای اصالت به روش ها و ابزار است حال باید به چه افقی نظر کرد؟ آیا جهان آینده برای برون رفت از ظلمات باید از اصالت به روش و ابزار خودداری کند؟ بحث سختی است لطفا باز بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اهداف مقدس روش‌های مخصوص خود را شکل می‌دهد و ما باید هرچه بیشتر جامعه را به اهداف مقدس‌اش برگردانیم تا روش‌ها و ابزارهای مناسب خود را کشف کند و معنای برون‌رفت از غرب و روش‌ها و ابزارهای آن بدین معنا است. وقتی بخواهیم عالم طبیعت را تسخیر کنیم با وقتی که می‌خواهیم با طبیعت تعامل کنیم، دو روش و دو ابزار باید داشته باشیم. موفق باشید
8711

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آقای عبدالله مستحسن نوشته اند تفاوت جایگاه تعبیر «فی الارض» در دو عبارت «یا داوود انا جعلناک خلیفه فی الارض» با «انی جاعل فی الارض خلیفه» این است که در اولی خلافت را منحصر در زمین میداند و دومی این محدودیت را ندارد و این خلافت میتواند جای دیگر هم باشد. نظر شما چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حرف خوبی است. موفق باشید
6725
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز. استاد من گذشته خوبی ندارم نمیدونم چطور شد ک باب معارف برام باز شد در حال حاضر مباحث مبارزه با نفس اقای پناهیان دنبال میکنم ایشون معتقدند ک باید دوست داشتنی هامون البته با برنامه ای ک دین پیش روی ما گذاشته کنار بذاریم وقتی میبینم دیگران حتی مکروه هم انجام نمیدن من حتی در ترک محرمات هم موندم اصلا هیچ میلی و امیدی ندارم. اقای طاهرزاده من محبت کسی ب دل دارم ک روز و شب فکرم مشغول کرده ن میتونم درس بخونم ن کار مفیدی انجام بدم بابام قبلا مخالفت کرده خب دین ب من میگه عبودیت کن اما چطوری فکرش از دلم بره بیرون نمیدونم ب حضرت فاطمه متوسل شدم اما تغیری در حال من ب وجود نیومده من چ تکلیفی دارم ؟باید صبر کنم و پا روی نفسم بذارم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوعات وَهمی به مرور ضعیف می‌شوند ولی اگر در مقابل آن‌ها مقاومت کنید قدرت پنهان خود را در این امر تجربه خواهید کرد. إن‌شاءاللّه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کمک می‌کند. موفق باشید
6691

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی پیرامون بحث هست بودن خدا و اینکه هست بودنش رو حس حس کنیم. گاهی به اون ارامس می رسم و لی ناگهان که مشکلات زیاد می شه و یا نامعلوم بودن و عدم کنترل ما بر شرایط بروز یدا می کند ودو باره اضطراب می اید. مثل کسی که ناگهان زمین می خورد... چه کنم که واقعا این رهایی و ارامش در قلبم بنشیندو دچار تلاطم نشوم. در این هیاهوی دنیا... با تشکر سمیه
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه دنبال‌کردن مباحثی که روی کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» شده کمک می‌کند. موفق باشید
3551

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عیکم.آیا امام زمان به صورت غیر مستقیم در انتخاب ولی فقیه نقش دارند؟اینکه می گویند ولایت فقیه انتصابی است به جز اینکه به معنی نصب با صفات و ویژگی هایی که خدا مشخص کرده آیا به معنی نصب از طرف امام هم هست؟در زمانی که افراد زیادی باشند که شرایط ولی فقیه شدن را داشته باشند چگونه می شود یکی را انتخاب کرد؟آنوقت با کوچک ترین خطای مدیریتی افرادی می گویند فلانی بهتر میتواند این نقش را داشته باشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- اگر خداوند بخواهد مدد خاصی به ملت بکند قلب خبرگان را به نور امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» متمایل به انتخاب کسی می‌کند که مصلحت آن ملت است 2- در زمان غیبت امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» راهی که کمترین خطا در آن باشد همین راهی است که فعلاً نظام جمهوری اسلامی دارد که خبرگان مجتهدشناس عمل می‌کنند. موفق باشید
1248

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی در مورد جنگ بدر در سوره آل عمران ایه 124 می فرماید : تو به مومنان گفتی آیا کافی نیست که پروردگار شما را به 3 هزار نفر از فرشتگان یاری کند ؟ و در ایه 9 سوره انفال در مورد جنگ بدر می فرماید : وقتی از پروردگارتان کمک خواستید او خواسته شما را پذیرفت و (گفت) : من شما را با یک هزار از فرشتگان که پشت سر هم فرود می آیند یاری می کنم. چرا انجا 3 هزار می فرماید و اینجا هزار ؟ ثانیا با عنایت به اینکه در جنگ بدر تعداد مسلمانان 313 و تعداد مشرکین 950 یا 1000 نفر بوده است این همه فرشته نیاز نبوده است چون خود مسلمانان مانند حضرت علی و حمزه فداکاری زیاد نمودند شاید با هفتصد فرشته هم کار حل می شد این را از ان جهت می گویم که حکیم کار بیهوده انجام نمی دهد. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در آیه‌ی9سوره‌ی انفال‌‌می‌فرماید: با هزار ملائکه‌ی ردیف‌دار شما را مدد می‌کند. علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» می‌فرمایند: مردفین از ماده‌ی ارداف یعنی شخص سواره‌ای که کسی را در ردیف – ترک – خود سوار کند. یعنی هزار نفر ملائکه‌ای که عده‌ای دیگر را به همراه و در پی خود دارند. می‌فرمایند: با این معنا به سه‌هزار ملائکه‌ای که در آیه‌ی 124 سوره‌ی آل‌عمران می‌فرماید تطبیق می‌کند. موفق باشید
22395
متن پرسش
سلام علیکم: پیشاپیش از توجه شما ممنونم. طلبه هستم. و ضمنا غالب کتاب های خودشناسی و غرب شناسی شما را مطالعه کرده ام. قدیم در اینستاگرام عضو بودم و به علت آسیب های روحی و معنوی ای که احساس می کردم آنجا را ترک کردم. اما جدیدا نگاهی کردم دیدم بسیاری از اقوام ما در شبکه مجازیِ اینستاگرام عضو هستند و آنجا مسحورِ صفحاتِ غفلت زا. با توجه به دور بودن بنده از اقوام (به علت تحصیل در شهر دیگر و همچنین کم شدن روابط فامیلی در حد سالی یک یا دو بار) و با توجه به تهاجمات شدید فرهنگی، برایم این ترس ایجاد شد که نکند وظیفه ام حضور در اینستاگرام باشد و این جدا شدن من از جمعِ ولو مجازی فامیل موجب شود که در این بمباران تبیغاتی بی دینی عقاید آن ها به ناکجا آباد کشیده شود و من مدیون شوم که چرا تبلیغات مثبتی در آنجا نکرده ام. علی ای حال ضمنِ آگاهی از ظرفِ آلوده ی اینستاگرام و محدودیت های باطنی این شبکه مدتی پیش مجدد در آن عضو شدم. اما گرچه نیتم الهی بود و با آگاهی و دقت وارد آن شدم لکن باز هم از آسیب های آن مصون نیستم، حضور قلبم دچار خدشه شده است و صفای باطنی ام کم شده. قبلا (نه همیشه) که غالب اوقات حضورِ خاص و نورانیتی را حس می کردم و با مسائل طبیعی دنیا ارتباط قلبی بر قرار می کردم. مثلا تا گل یا درختی را می دیدم (نه به صورت ذهنی) که قلبم حی بودن و زیبا بودن آن و وجه تجلی گونه ی آن را لمس می کرد و احساس خوبی به من دست می داد. اما الان تا چنین صحنه ای را می بینم منتقل می شوم به اینکه از آن عکس بگیرم و این موضوع را که گل جلوه ای از جمال الهی است را برای بقیه ی بازگو کنم تا آنها را به امور معنوی توجه بدهم! از حضورِ قلبی رسیده ام به خودنمایی و حرافی برای مردم و توجه ذهنی به اینکه «گل تجلی جمال الهی است.» مدتی تلاش کردم که این رفتار را تصحیح کنم و دچارش نشوم اما گویا باطنِ سرطانی و غیرعادیِ این تکنولوژی قوی تر از توانِ روحی من است و حس می کنم چیزهایی در روابط سنتی است که در این ابزار مدرن نیست. خلاصه حسابی در کلافگی و اذیت هستم، از طرفی ترسِ از وظیفه و تکلیف در قبال دیگران، از طرفی دور شدن از ارتباط با خدا... به نظر شما چه باید بکنم؟ آیا وظیفه در بودنِ در اینستاگرام است ولو اگر حضور قلبم کم شود و حرکتم در ذکر خدا ضعیف شود؟ یا بروم؟ آیا اینجا مصداقِ آن گفته ی حضرت علی علیه السلام نیست که: «بنا ندارم برای اصلاح امرِ شما مردم، خودم را فاسد کنم»؟ ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر کنم بتوانیم با در نظر به حضور تاریخی انقلاب و با توجه به آن نوری که از طریق انقلاب اسلامی شهداء را فراگرفت؛ به جای ترکِ این شبکه‌های مجازی، با خودآگاهیِ لازم از آن‌ها عبور کنیم و بر آن‌ها سلطه پیدا نماییم و رسالت خود را نسبت به آن‌ها در خنثی‌کردنِ اثر آن‌ها قرار دهیم. که البته کار آسانی نیست، شبیهِ در آتش‌رفتنِ حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» است و رسواکردن و خنثی‌نمودنِ آتش نمرودی. آری! «در تو نمرودی است در آتش مرو / ور روی، تو ، اولْ ابراهیم شو». انقلاب اسلامی با پروریدن بزرگانی همچون چمران‌ها و صیادها، ابراهیم‌هایی را پروریده است و این نسل، از نسلِ چمران‌ها و باکری‌ها و خرازی‌ها و آوینی‌ها هستند، چرا تو نباشی!! موفق باشید   

21063
متن پرسش
با سلام: در کتاب از برهان تا عرفان چنین ذکر شده: «واژه تشکیک در فلسفه جایی استفاده می شود که صفات وجود و یا خود وجود در ذات خود دارای شدت و ضعف باشد و شدت و ضعفش به جهت عامل خارجی نباشد.» حال این که در خصوص موجودات محدود گفته می شود محدود بودن آن ها نشان از معلولیت است، و در واقع «نقص» نشان از این است که یک عامل خارجی آن را محدود کرده است. پس ضعف و نقص نمی تواند به جهت عامل خارجی نباشد. این تناقض چگونه توجیه می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نقص، نشانه‌ی معلولیت است و معلولیت، ذاتیِ هر ممکن‌الوجودی است و تنها واجب‌الوجود است که نه معلول است و نه محدود. در حالی‌که همین‌که موجود، ممکن‌الوجود باشد محدودیتِ ذاتی دارد پس نیاز نیست که محدودیت و معلولیتِ آن از خارج بر آن وارد شده باشد. موفق باشید

19834
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: استاد جان! در مورد «تفکر» بشر که در جای جای آثار گرانسنگ تان متذکر شدید، سئوالاتی دارم: 1. شما در تعریف تفکر در کتابچه «رمضان دریچه روءیت» فرمودید: تفکر دینی یعنی توجه و حضور قلبی نسبت به حقایق عالم و نسبت به اوامر و نواهی الهی، خواستم بدونم این تعریف کامل و جامع هست یا خیر؟ 2. چرا آنقدر به بازگشت تفکر به جامعه تأکید دارید؟ 3. فرق تفکر، ذهن، عقل در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفکر به همان معنایی که عرض شد همانی است که دین از ما انتظار دارد و بسیار کارساز است و این تفکر است که انسان را از انواع گناهان نجات می‌دهد زیرا وقتی او مرتکب گناهی شد متوجه‌ی تیره‌شدن رابطه‌ی قلبش نسبت به حقایق می‌شود 3- ذهن، محلِ صُوَر محسوسه می‌باشد و عقل، قدرتِ جمع‌بندی‌کردنِ محفوظات است و کاری به تفکر ندارد. موفق باشید

18398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله النور با سلام و تقدیم احترام: 1. حقیر 21 ساله هستم و دانشجوی کارشناسی. تا بحال بعلت علاقه زیاد به حوزه علمیه لمعه و منطق و.. را خوانده ام. از طرفی مباحث استاد پناهیان و استاد میرباقری را پیگیری کرده ام. از سویی غالب آثار حضرت امام را خوانده و یا دارم و مراجعه می کنم و با بیانات مقام معظم رهبری مانوسم. و علاقه زیادی به کتب حدیثی دارم و مستقیما رجوع کرده و بهره ها می برم. حقیر در طول هفته به جهت استعدادی که خداوند مرحمت فرموده 6 یا 7 جلسه در خوابگاه ها ارائه مطلب دارم و مباحثم را ذیل نگاه امام خمینی (روحی فداه) عرض می کنم. از آنجایی که بورسیه قضایی هستم نمی توانم رسما به حوزه علمیه بروم ولی علاقه بسیاری به تلبس و تبلیغ دین و ادامه مسیر حوزه تا اجتهاد دارم. سختی زیادی را برای مطالعه معارف اسلامی در دانشگاه متحمل شده ام البته در راه خدا، یقینا اینها هیچ نیست ولی عرضم این است که حاضرم جان در گرو کار بگذارم. ولی یک مسئله ای هست و آن اینکه در متون عرفانی متعدد از علامه طهرانی، علامه طباطبایی، آیت الله سعادت پرور، علامه حسن زاده و سایر آقایان بزرگوار، لزوم رجوع به استاد کامل را دیده ام. ولی هر استاد عرفانی که آثارش را مطالعه کرده ام خلا تمدن سازی و جامعه پردازی و سلوک اجتماعی را در آن دیده ام و اکنون فقط و فقط یک شخصیت را ذیل معارف اسلامی می توانم قبول کنم و لا غیر و ایشان، حضرت امام خمینی است. اما هیچ استاد را نمی یابم که بتوانم دسترسی مطلوبی به ایشان داشته باشم و خودشان با سیر امام حرکت کنند غیر شما. سر شما نیز بحمدالله شلوغ است و وقتی برای امثال ما نیست. حال باید چه کرد؟ نه استاد در دسترس برای سلوک خود دارم و نه از بین آقایان فعلی، کسی را در حد و اندازه امام و حتی در اندازه شاگردی سلوکی اجتماعی و فردی ایشان نمی بینم. مرحمت بفرمایید بگویید که آیا همین رویه را ادامه بدهم و آن رویه این است مطالعه آثار علما و عرفا و تطبیق آن با متون امام و پیروی از امام یا باید پای درس استاد زانو بزنم و بر اساس سیر ایشان پیش بروم؟ سپاس و پوزش بابت اطاله کلام. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده می‌توان با نظر به افقی که حضرت امام و رهبر انقلاب در مقابل ما قرار داده‌اند، عبادات خود و معارف خود را جهت داد. در این رابطه که امروزه بنا به فرمایش آیت اللّه بهجت؛ «علم تو استاد توست»، عرایضی در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت است، شده است. موفق باشید

18101

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقتتون بخیر بنده از رصدخانه فرهنگی اصفهان «مهران» مزاحمتون میشم. چه حوزه های دانشی برای مدیریت جامع فرهنگ نیاز هست و باید در گیر شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در جواب سؤال شماره‌ی 18045 جواب داده شد. موفق باشید

17092
متن پرسش
با عرض سلام: بعضی مواقع هست که ما در اثر عبادت و تقوی حال خوب معنوی داریم و خدا را نزدیکتر احساس می کنیم و بعضی مواقع در اثر معاصی دل را از خدا خالی می بینیم حال اگر در همین لحظه مرگ به سراغمان بیاید در چه حالتی خود را در برزخ و قیامت می یابیم؟ آیا کیفیت نفسی که بسته به اعمال ما مرتب در تغیر نوسان است با رسیدن به لحظه مرگ هر چه در آن لحظه است حفظ می شود و یا اینکه همه اعمال و حال و هوای قلبی ما در تمام طول عمرمان برزخیت ما را بوجود می آورد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در برزخ و قیامت با ملکات خود که جمع‌بندیِ شخصیتش می‌باشد، روبه‌روست و از این جهت اهلِ دل سعی می‌کنند همواره در حالت معنوی خود را نگه دارند تا در آخرین قدم‌های حیات خود، با عالی‌ترین ملکات در برزخ و قیامت خود روبه‌رو شوند. موفق باشید

16777
متن پرسش
سلام استاد منظور از آیه 25 سوره روم (و یکی از آیات قدرت خدا آنکه آسمان ها و زمین را به فرمان خود بر پا داشته است سپس که در محشر شما را از خاک برخواند و زنده گرداند همگی سر از قبرها بیرون می آورید) چیست؟ در اینجا هم منظور از قبر همان برزخ است و منظور این آیه انتقال از برزخ به قیامت است؟ یا اینکه روز قیامت همین بدنی که داریم ولی از جنس قیامتی حاضر می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدن قیامتی از جنس اخلاق و عقاید است و نسبتی با این بدن دنیایی ندارد. در این مورد می‌توانید به کتاب «معاد از دیدگاه امام خمینی» از انتشارات مرکز نشر آثار امام رجوع فرمایید. موفق باشید

14287
متن پرسش
سلام استاد: شما ناراحت می شوید کسی مثل من زیاد از شما سوال می کند؟ وقتتان را می گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر سؤالات کاربران محترم سؤالات علمی و عقیدتی باشد که با روحیه‌ی معلمی و تخصص بنده هماهنگی داشته باشد؛ هزار سؤال هم که بشود برای بنده مغتنم است. مشکل مربوط به کاربرانی است که از بنده انتظار مشاوره دارند و به جای سؤال جدّی، درد و دل می‌کنند. موفق باشید

13579
متن پرسش
با سلام: استاد محترم، وظیفه شیعه در دهه اول محرم طبق سخنان امام رضا (ع) به ابن شبیب عزاداری برای امام حسین (ع) است ولی با توجه به نیاز به تدارکات در مراسمات و برقراری نظم اینگونه جلسات و... عمدتا توفیق عزاداری از بنده صلب شده است. لطفا راهنمایی فرمائید تا از قافله عزاداران حسینی عقب نمانیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر تلاش‌های جنابعالی در بستر تحقق عزاداری واقعی و ارائه‌ی معارف حقه‌ی اهل‌البیت توسط سخنرانان باشد، ثواب کار شما کم‌تر از عزاداری نیست. ولی اگر تلاش شما در بستر پذیرایی‌های غیر مفید مثل شام‌دادن به عزاداران است، بهتر است که این‌کار را نکنید. موفق باشید

13288

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا: با سلام خدمت استاد عزیز: دعاهایی که از ائمه (ع) به صیغه ی متکلم وحده رسیده است را بهتر است همانطور که آنها فرموده اند بخوانیم یا متکلم مع الغیر؟ و اساسا با توجه این همه سفارش خود ایشان برای دعای جمعی، چرا مقدار بسیار زیادی از دعاهای آن بزرگواران علیهم السلام شخصی است؟ با تشکر از استاد عزیز. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن‌جایی که سیاق دعا فردی است، عملاً هرکس باید خودش در آن تقاضا شرکت کند. و در آنجایی که سیاق دعا جمعی است هرکس خود را جمع، احساس می‌کند و دعا می‌نماید. موفق باشید

10518
متن پرسش
چرا حضرت عباس با دیگر برادرانشان تفاوت دارند؟ با اینکه پدر هر چهار نفرشان امام علی (ع) و مادرشان ام البنین بود و شیوه تربیتی یکی بوده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره آن حضرت زندگی خود را به آن وسعتی که مدّ نظر خود داشت شکل داد. تربیت، زمینه است، خود انسان باید آرمان‌های زندگی خود را متعالی انتخاب کند. موفق باشید
7266

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام. استاد کسی که آنچه در دروس و سی دهای درس فلسفه هست را گویا در درون خود بدون خواندن آنها قبول دارد و حس میکنم نیازی به آنها جهت تثبیت عقائد ندارد،چون احساس میکند با اخلاق و عرفان سلوکش روان تر است.آیا باز نیاز است که آنها را دنبال کند و در ضمن سلوک روح فلسفی هم داشته باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساتید بزرگ معتقدند حتی آن‌هایی که در همان ابتدای امر در نهایات قرار می‌گیرند برای تصحیح نهایات خوب است از بدایات غافل نباشند، با این حساب از مباحثی مثل ده نکته در معرفت نفس و برهان صدیقین و مباحث معاد همراه با شرح آن غافل نباشید. موفق باشید
24929
متن پرسش
سلام: استاد، فکر کردم که نظری به سخنان آقای مهدی نصیری در رابطه با تأیید دکتر فردید و نفیِ حکمت صدرایی بیندازید و نظر خود را بفرمایید. سخنان امروز مهدی نصیری در مراسم رونمایی از مستند «تئوریسین خشونت» : بسم الله الرحمن الرحیم. از سازمان اوج و کارگردان جناب آقای کوقان و تهیه کننده جناب آقای مطهر بابت ساخت این فیلم تشکر می کنم. این کمترین ادای دینی است که جمهوری اسلامی نسبت به مرحوم فردید باید می کرده. بالاخره این باید جایی ثبت می شد که پس از پیروزی انقلاب، جریانی که مدعی جامعه باز و تساهل و مدارا بوده با یک استاد و معلم و متفکر و حکیم و انقلابی و پیرمرد و مسن ـ که نه در پی ریاست و مقامی بود و نه اهل کار سیاسی ـ به گونه ای برخورد و جوسازی کرد که کمتر کسی جرات تفوه به اندیشه ها و گرایش به ایده ها و افکار او را داشته باشد. . نه فردید به دنبال ایجاد فردیدیسم بود و نه هیچ یک از شاگردان و علاقه مندان به او دنبال چنین چیزی هستند. ایسم و مکتب سازی اختصاص به خدا و پیغمبر و امام معصوم دارد و شیعه هیچ شخصیت و اندیشمند غیر معصومی را مطلق و غیر قابل نقد نمی داند و اصل اجتهاد در شیعه معنایی جز این ندارد. تمام حرف این است که می گوییم ـ به خصوص به نسل جوان ـ که فردید مانند تعدادی دیگر از متفکران حرفهایی برای خواندن و تامل کردن دارد. افراد و متفکران زیادی در قبل و پس از انقلاب جذب حرفها و اندیشه های فردید شدند و آن را جدی گرفتند و براساس آنها منشا آثار شدند که از جمله آنها شهید سید مرتضی آوینی بود. کتاب غرب زدگی جلال آل احمد نمی از نم اندیشه های فردید بود. حتی کسانی که بعدا با اندیشه فردید زاویه پیدا کردند تمام شهرتشان را از آثاری گرفتند که تحت تاثیر فردید نوشته بودند. مرحوم دکتر شایگان با آسیا در برابر غرب، شایگان شد و نه با زیر آسمان های جهان. برخی می گویند اندیشه فردید منجر به انفعال می شود. بهترین دلیل رد این حرف این است که اگر چنین بود باید مخالفان لیبرال فردید که با انقلاب اسلامی میانه ای نداشتند، بیش از همه از اندیشه های فردید استقبال می کردند ولی می دانیم که آنها دشمن اصلی فردید بودند. از اندیشه فردید نه انفعال و کنش گریزی بیرون می آید و نه برخورد سطحی و سیاست زده با تمدن غرب و مدرنیته. اندیشه فردید از آن جهت برای بنده اهمیت دارد که می تواند خلا و فتور و سستی غرب شناسی در جمهوری اسلامی را جبران کند و ما را از گفتمان سطحی نقد صرفا اخلاقی و برخی از وجوه فرهنگی مدرنیته به نگاه ماهیت کاو و پرسش از ذات عمیقا خودبنیاد و نیست انگار مدرنیته رهنمون کند. یکی از مهمترین عناصر اندیشه فردید طرح مساله تفکر آماده گر و اصل مهم انتظار است که شهید آوینی هم از این عنصر قویا الهام گرفته است و می گوید فصل الخطاب و خاتمه دهنده وضع موجود عالم انسان کامل و حجت معصوم خداوند علیه السلام است. به نظرم این اندیشه ای بسیار راهگشا برای جمهوری اسلامی می تواند باشد که از یک طرف مدعی تحقق اتوپیا فراتر از توان و ظرفیت یک حکومت و حاکمیت غیر معصوم و تحت فشار دنیای مدرن نشود و از طرف دیگر در حد توان خود به زمینه سازی و آماده سازی ذهنها و جانها برای ظهور موعود همه ادیان و منجی انسان کمک کند. والسلام علیکم.
متن پاسخ


باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز عجیبی که در آقای نصیری به چشم می‌خورد آن است که از یک طرف نظر به دکتر فردید به عنوان فیلسوفی که نسبت به فلسفه‌ی غرب آگاهی لازم را دارد؛ نگاهش مثبت است. ولی در نظر به فلسفه‌ی صدرایی که حتی خود آقای فردید معتقد است نگاهی است پس‌فردایی، و بر خود عهد می‌کند که آن را بازخوانی کند؛ بی‌توجه و بی‌التفات است. در حالی‌که اگر متوجه‌ی مواجهه‌ی تاریخی جناب صدرا با مستشرقینی شویم که در آن زمان به اصفهان می‌آمدند و دائم دکارت دکارت می‌کردند و فلسفه‌ی دکارت را به عنوان تاریخِ جدید غرب به رُخ می‌کشیدند؛ تأمل کنیم متوجه می‌شویم جناب صدرالمتألهین فلسفه‌ی حکمت متعالیه و اصالت وجود را در مواجهه در آن زمان و زمانه و آن تاریخی که گشوده شده است، به میان آورد تا با اصالت وجود، خطرِ دوگانگیِ سوبژه و اُبژه در جمله‌ی «من فکر می‌کنم پس هستم» را نه‌تنها متذکر بلکه راهِ عبور آن را به میان آورد و «وجود» آن‌چنان مدّ نظر قرار بگیرد که حتی فاعلِ شناسا در آغوش تجلیّات و نفحات وجود باشد و موضوعِ در دستی به مشکلِ فرا دستی تبدیل نشود و بشر از ایده‌آلیسمی که بعد از کانت با هگل به اوج خود رسید را زودتر از دغدغه‌ی هایدگر متوجه شود. و البته این بدین معنا نیست که بنده نگاه هایدگر به وجود را با نگاهِ صدرا به وجود منطبق بدانم، ولی سختْ معتقدم اگر بعد از سفر به سوی فلسفه‌ی غرب به‌خصوص بعد از کانت و هگل، به هایدگر و گادامر، به حکمت صدراییِ خود برگردیم متوجه‌ی استعدادهایی خواهیم شد که به‌خوبی ما را در این تاریخ تغذیه می‌کند و تفکری که سختْ برای این زمانه بدان نیاز داریم را به ما عطا می‌نماید. مشکل آقای نصیری در بدفهمیدنِ حکمت صدرایی است. موفق باشید    

22006
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت جنابعالی: نظر جنابعالی در مورد این مطلب را بفرمایید: نفحات الانس جامی: از شیخ مؤیّد الدّین جَندی سؤال کردندکه: «خدمت شیخ صدر الـدّین در شـأن خـدمت مولـوی چـه مـی گفـت؟» گفت: «واللّه! روزی با خواص یاران مثل شمس الدّین ایکی و فخرالدّین عراقی و شرف الـدّین موصـلی و شـیخ سعید فرغانی و غيرهم نشسته بودند. سخن از سيرت و سریرت مولانا بيرون آمد. حضرت شیخ فرمود: اگر بایزیـد و جنید در این عهد بودندی، غاشیۀ این مرد مردانـه برگرفتنـدی و منـت بـر جـان خـود نهادنـدی. خوانسـالار فقـرمحمدی او است. ما به طفیل وی ذوق می کنیم.» همۀ اصحاب انصاف دادنـد و آفـرین کردنـد. بعـد از آن شـیخ مُوّید گفت: «من نیز از جملۀ نیازمندان آن سلطانم.» و این بیت را بخواند: َٔکْنــــــــــی وَلا أتَــــــــــرَدَّدُ ُٔلوُهَــــــــةِ صُــــــــورَةٌ هِــــــــــیَ أنــــــــــتَ ا لَــــــــوْکــــــــانَ
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌ دانم مسأله‌ی شما در این موضوع از چه جهت است. زیرا که عارف سالک حقیقی جایگاه عارف سالک حقیقی را می‌شناسد و بدین لحاظ جناب صدرالدین قونوی متذکّر جایگاه مولانا می‌گردد و در محفلی در قونیه عکس این صحنه نیز اتفاق افتاد به آن معنا که جناب مولانا اکرامی تامّ از جناب صدرالدین نمود. بالاخره «المومن مرآة المومن». موفق باشید

21906
متن پرسش
سلام استاد: در خواب کنترل و اختیار خیال انسان حتی معصوم کامل از بین میره یا فقط ضعیف میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به ملکات ما در موقع بیداری دارد. برای معصومین «علیهم‌السلام» که در بیداری کاملاً خیالاتشان در اختیارشان هست، در خواب نیز خیالاتشان قابل کنترل است. موفق باشید

21725

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: معنی انسان کامل و قطب عالم امکان را با توجه به مقام معنی و واسطه فیض فهمیدم چیه. ممنون از راهنمایی که می کنید. ببخشید این وسط قرآن چیه و چه کاره است؟ آیا از انسان کامل صادر شده است؟ یا نه مقام ما بین خدا و انسان کامل هست؟ در کل لطف بفرمایید بگید که اصلا قرآن چیست و مقام آن چیست؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «جایگاه واسطه‌ی فیض در هستی» که بر روی سایت هست رجوع فرمایید. زیرا نکاتی که به دنبال آن هستید نیاز به آن دارد مطالعه‌ی جامعی در این مورد بکنید. موفق باشید

21523
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به سئوال 21500 شاید این ابهام پیش آید که اگر ارواح قبل از حدوث جسم در علم خداوند بوده اند پس عهد گرفتن خداوند و دیگر مسایل چگونه توجیه شود. و مسایلی که در مورد روح قبل از جسم مطرح شده است (در روایات) چگونه قبل از وجود عینی روح که فرموده اید می توان پاسخ گفت؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در مقام انسانی، قبل از آن‌که برای خود جسمی بسازد و اراده‌های خود را در آن جسم و بر آن جسم إعمال کند، مختار است که بحث آن در موضوع «اعیان ثابته»ی انسان‌ها شده است و به لحاظ همان اختیار ذاتی‌اش مطابق فطرتش، عهد توحیدی خود را در آن عالَم اظهار کرده است. موفق باشید

20942

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام الله استاد طاهرزاده سلام: در سوال 20919 من به معنای معجزه کار نداشتم بلکه بحث معرفت شناسی بود و ارتباط معجزه و شکاکیت مدنظر بود. امید که این مسئله را برایمان حل نمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه شوید پیامبر خدا با معجزه ما را به این نتیجه می‌رساند که او از طرف خداوند برای ما راه‌کار آورده است، دیگر نسبت ما با خدا روشن می‌شود و جایی برای شک و شکاکیت نمی‌ماند. موفق باشید

نمایش چاپی