باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عنایت داشته باشید که اولیاء الهی در حمایت الهی هستند و تحت تأثیر انواری که از حضرت حق بر جانشان متجلی میشود قرار دارند. بدین لحاظ بحثهایی مثل سهو و نسیان، بیشتر از طریق اهل سنت و یا کسانی مطرح شده است که چنین مقامات و احوالاتی را نمیشناسند. بنده در این مورد عرایضی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» داشتهام ۲. در روایت از قول ائمه «علیهمالسلام» داریم که هروقت خدا بخواهد ما چیزی را بدانیم، میدانیم و اگر نخواهد، نمیدانیم، زیرا علم مطلق از آنِ خدا است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان حق را اینجا به معنای آنچه واقعاً محقق و واقع است در نظر بگیریم. لذا دیگر اجتماع نقیضین علمی نیست که پذیرفته باشیم، بلکه یافتی است از حقیقت که در مقابلش تصوری نیست که آن تصور باطل باشد بلکه صرفاً حق است و لاغیر. واللّه اعلم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بخواهند متذکر شوید که در کنار مباحث معرفتی، با عقل معاش به امور زندگی نیز بپردازید، تا یک بُعدی نشوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تعجب میکنم! مگر امروز، روزِ این حرفهاست؟! حقیقتاً اگر کسی مثل حضرت امام در اندیشهی فلاسفه تعمق کرده باشند حرفش آن خواهد بود که فلاسفه مبینِ سخنان انبیاء هستند. حضرت امام «رضوان الله عليه» در شرح حديث دوازدهم در كتاب چهل حديث مى فرمايند: نظر در ذات براى اثبات وجود توحيد و تنزيه و تقديس آن، غايت ارسال انبياء و آمال عرفا بوده و قرآن كريم و احاديث شريفه مشحون از علم به ذات و كمالات اسماء الهى است و هيچ كتابى از كتب حكما و متكلمين بيشتر از كتاب كريم الهى و كتب معتبره ى اخبار مثل «اصول كافى» و «توحيد صدوق» غور در اثبات ذات و اسماء و صفات ننموده. ليكن مصيبت در آن است كه در قرون اخير بعضى جاهلان در لباس اهل علم پيدا شده كه نديده و نسنجيده و از كتاب و سنت عارى و برى بوده، مجردِ جهلِ خود را دليل بطلان علم به مبدأ و معاد دانسته، براى رواج بازار خود، نظر در معارف را كه غايتِ مقصد انبياء و اولياء (عليهم السلام) است و سر تا پاى كتاب خدا و اخبار اهل بيت (عليهم السلام) مشحون از آن است را حرام شمرده و هر ناسزايى و تهمتى را از اهل آن دريغ ندانسته و قلوب بندگان خدا را از علم به مبدأ و معاد منصرف كرده و اسباب تفرقه ى كلمه و شتات جمعيت مسلمين گرديده و از او اگر سؤال شود كه اين همه تكفير و تفسيق براى چيست؟ متشبث شود بر حديث «لا تَتَفَكَّرُوا فِي ذاتِ الله». اين بيچاره ى جاهل از دو جهت در اشتباه و جهالت است: يكى آنكه گمان كرده حكماء تفكر در ذات مى كنند، با آنكه تفكر در ذات را و اكْتِناهِ آن را ممتنع مى دانند و اين خود يكى از مسائل مبرهنه ى آن علم است. و ديگر آنكه معنى حديث را ندانسته گمان كرده مطلقاً راجع به ذات مقدس نبايد اسمى برده شود.[1] موفق باشید
[1] ( 1)- ر. ك: شرح چهل حديث، امام خمينى« رضوان الله تعالى عليه»، حديث شماره ى 12، باب تفكر. صص 192- 193
باسمه تعالی: سلام علیکم: این زمان، باید با مدارا و احترام به بقیه عمل کرد. انزوا و دوری از بقیه خوب نیست. انسانها با انسانها، انسان میشوند. محبت به دیگران، انسان را انسان میکند. چگونه انسان به خاطر چنین بهانههایی به خانهی خواهرش نرود؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حق را در هرجا و در هر آینهای به همان اندازه که رُخ نموده، باید شناخت و به آن دل داد. و اگر حضرت محبوب را منحصر به آینهی خود کردیم، عملاً او بهکلّی از قلب ما محو میشود، به همان معنایی که حضرت حق فرمود: «يا أَيُّهَا الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى أَدْبارِها» (47)/ نساء) ای کسانیکه به شما کتاب خدا داده شده است، به آنچه ما نازل کردیم و شما آن را از طریق خود میتوانید تصدیق کنید ایمان بیاورید قبل از آنکه چهرههای جان که تا دیروز به سوی حق بود، محو شود و به گذشتهی غیر توحیدیتان برگردید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تا آنجایی که به دروسشان لطمهای نزند، خوب است که از برکات ماه رجب که از جملهی آنها روزه است استفاده شود 2- نمیدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «جایگاه رزق در هستی» در این رابطه با شما حرفهایی دارد. با حوصله تا آخر آن را مطالعه فرمایید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه خدا کمک میکند. کتابهای مربوط به کربلا به اضافهی کتابی که در رابطه با پیام اربعین در این تاریخ تحت عنوان «اربعین حسینی؛ امکان حضور در تاریخی دیگر» در دست چاپ است؛ معنای خوبی از زندگی در مقابل افراد میگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار خوبی است که نوجوانان با شعر و سرود به محتوای سورهها نزدیک شوند 2- اگر قسمت «من کیستم؟» از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» را برایشان با زبان ساده بگویید، کمکشان کردهاید و به همین شکل، کتاب «چه نیاز به نبی». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره حجت ما، عقل و شرع است. اگر آن استاد بعد از توسل به حضرت اباعبداللّه«علیهالسلام» برای شما پیدا شد، باز باید بر اساس عقل و شرع، دستورات ایشان را دنبال کنید. و اگر موجب نزدیکیِ هرچه بیشترِ شما به بندگی خدا و فهم انقلاب اسلامی شد، او را بپذیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: صورتهایی که در ذهن است همان صور علمیه است که کاملاً در نزد ما است. آن استاد خواستهاند بگویند، مخلوقات از خدا جدا نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین اندازه خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند وجود مخلوق را میدهد پس مخلوق، از نظرِ کمالاتی که دارد، مظهرِ کمالات خداوند است. بحث «برهان صدیقین» در این رابطه در کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرح صوتی آن بر روی سایت هست، میتوانید رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بستگی به نوعِ رویکرد ما دارد که اشیاء را به عنوان ماهیات بنگریم یا مظاهر وجود در محدودیتهای اعیان ثابتهی به ظهورآمده 2- بحث وجود ذهنی در مقابل اشکالی است که میگوید، چه نسبتی بین وجود خارجی و وجود ذهنی است که با «حمل اولیِ ذاتی» مشکل را حل میکند. ولی بحث ما آن است که چه نسبتی بین ما به عنوان نفس ناطقه و موجودات از آن جهت که مظاهر وجودند در میان است که عرفان نظری متکفّل جوابدادن به این سؤال است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با توجه به اینکه جنّیان نیز مانند انسانها روحی و جسمی دارند، مرحوم مطهری احتمال دادهاند که جسم آنها از جنس انرژی باشد. مگر ماده به خودی خود انرژیِ متراکم نیست؟ ۲. نمیدانم ولی فکر نمیکنم مهم باشد. ۳. روح، از جنس دیگری است و بهکلّی فوق زمان و مکان است ولی انرژی از جنس ماده است و محدود به زمان و مکان میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی جز همان سؤالات اولیه دریافت نکردم. مجدداً جواب آنها ارسال میشود:
باسمه تعالی: سلام علیکم:
جواب سؤال 1- دشمن اصلی حوزه، غفلت از تبیین درست دین الهی است زیرا در صورت درستنشاندادنِ دین خدا در آن حدّ که انسانها بتوانند از طریق شریعت الهی راهِ اُنس با خدا را بیابند، هر جریان منحرفی که راهِ ما را به سوی خدا میبندد و ما را نسبت به نور حق محروم میکند؛ معلوم میشود اعم از مارکسیسم، یا وهابیگری، یا فرقهی احمد حسن، یا غرب و آمریکا. مشکل اینجا است که اینان کالاهایی دارند که میتواند در عرض کالاهای ما خودنمایی کند وگرنه هرگز کالاهای اینها با حقیقتِ نورانی شریعت محمدی«صلواتاللّهعلیهوآله» آنگاه که درست مطرح شود، همطراز نیست.
جواب سؤال 2- آمریکا به عنوان نمود استکبار مقابل نور توحیدی است که انقلاب اسلامی در این تاریخ به ظهور آورده. توحیدی که ماوراء سکولاریته میخواهد بشر را متذکر این امر کند که تنها با ولایت الهی امورات دنیایی و آخرتی خود را میتواند سر و سامان دهد که تجسم عینی آن ولایت فقیه در مقابل ولایت شیطان است. به همان معنایی که حضرت حق میفرماید: «وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبيناً + يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُوراً»(119 و 120/ نساء) هر آنکس ولایت شیطان را پذیرفت حقیقتاً در خسرانی بس روشن و مشخص قرار میگیرد. شیطان در راستای ولایت خود وعده میدهد و آرزوسازی میکند و نیست وعدههای شیطان مگر فریب. و بدین لحاظ آمریکا شیطان بزرگ است و راه عبور از دشمنی آمریکا، نجاتدادن انسانها از وعدهها و آرزوهای شیطانی است.
جواب سؤال 3- دشمن از طریق جهلِ ما نسبت به حقیقت میتواند در حوزهها نفوذ کند و حقیقت چیزی جز آنچه وَحی الهی بدان متذکر است، نیست. آری! آنچه وَحی الهی بدان متذکر است و نه آنکه تنها وَحی الهی را بدانیم. وقتی مادر بر سر فرزندش فریاد میزند: صبر کن تا یادت بدهم، که به چه میگویند حرفشنوی؛ مادر میخواهد فرزندش را به حرفشنوی بکشاند، نه آنکه حرفشنوی را برای فرزندش تعریف کند، بلکه میخواهد کاری بکند که او شنوایِ آنی شود که به ذاتش تعلق دارد، گونهای فراخوانش یا «ندا»ست. و ما مدتهاست که معنای رجوع به حقیقت را با دروس رسمی حوزوی به حاشیه بردهایم و نهایتاً گمان میکنیم با یک درس اخلاق که عموماً آن را امری اعتباری میپنداریم، میتوان مشکل عدمِ رجوع به حقیقت را جبران کرد. در حالیکه اگر آن بحث اخلاقی مبتنی بر بنیادِ جان انسانها نباشد، خود نیز علمی است بر علوم گذشته.
جواب سؤال 4- حقیقتِ دوران ما انقلاب اسلامی است. طلاب عزیز باید انقلاب اسلامی را بشناسند و بشناسانند.
تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع میشود به معنای پناهجستنِ قومی است به آنچه به عنوان تقدیر الهی و حوالتِ قدسی به عهدهاش نهادهاند تا از زهر نیهیلیسم خود را و بشریت را رهایی بخشد و این با نشاندادن حقیقت ممکن است، حقیقتی که امری است تاریخی، و به عنوان امر تاریخی انسانها را در گذر زمان فرا میگیرد و دگرگون میکند و بدین لحاظ حقیقت با انقلاب اسلامی آغاز میگردد و با انقلاب اسلامی نگهداری میشود تا سرآغاز آن قوم تاریخی را به همراه آورد و آن قوم از عادیشدن زندگی رهایی یابد.
حال سؤال این است با توجه به آنچه گفته شد آیا ما از حیث حضور تاریخی خود در سرآغاز هستیم؟ آیا ذات انقلاب اسلامی را به عنوان سرآغاز میشناسیم و به آن توجه داریم؟ یا با همان فهم قبلی به آن مینگریم و با آن همان معاملهای را میکنیم که با سایر اتفاقات انجام میدهید، زیرا عزمِ نظر به دوردستها در ما مرده است.
خطر آنجاست که با فراموشکردن حضور تاریخی انقلاب اسلامی، حقیقت دوران فراموش شود و در این رابطه پوچانگاری یا نیهیلیسم به سراغ طلبه میآید و از خود میپرسد مرا چه شده که با مطالعات حوزوی و عبادات شرعی احساس پوچی میکنم؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هرگز نباید قرآن را بر اساس یافتههای علم تجربی معنا کرد و یا محک زد. مگر اصول علمی که آن اصول فوق تجربه میباشد، مثل انکه مییابیم کرات در فضا در حرکتاند. این یک موضوع مسلّم علمی است و بعد متوجه میشویم قرآن نیز سالهای قبل متذکر این امر بوده است 2- هبوط به معنای افتادن از بالا روی زمین نیست، بلکه به معنای توجه نفس انسان است از عالم یگانگی به عالم کثرات که بحث آن در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» شده است 3- با تأمل در تاریخ میفهمیم که کدام مطلب قابل اعتماد است و کدام مطلب نه 4- ما با انقلاب اسلامی بنا داریم از زندگی غربی عبور کنیم و اکنون، اولِ راه هستیم با هزاران مانع که باید پشت سر بگذاریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شمارهی 18795 و 18800شده است خوب است که عرفان را با دروس جناب حجتالاسلام یزدانپناه شروع کنید. موفق باشید
