بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18297
متن پرسش
سلام استاد: در مورد اعمال ما که موجب اجر یا عذاب می شود، ملاک عمل ماست یا اراده به تنهایی و بدون بالفعل شدن کافی است؟ چون خیلی از لفظ اراده استفاده می کنید مخصوصا در بحث نقش اعمال در قبر، برام سوال پیش‌ اومد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر کدام در جای خود. بعضاً همان اراده، عمل محسوب می‌شود و بعضاً تا آن اراده به عمل تبدیل نشود، موجب اجر و ثواب نمی‌گردد. مرحوم ملامهدی نراقی در کتاب «جامع‌السعادات» مفصلاً در این مورد بحث کرده‌اند. موفق باشید

17413
متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار: در مورد بحث برهان صدیقین قبل از طرح وحدت شخصی بحث این بود که هر وجودی بسیط و واحد است و ماهیات حدود عدمی وجود هستند. آیا معنی این حرف اینه که در عالم خارج از ذهن هر موجودی یک وجود بسیط و واحد داره که اون وجه خارجی شئ هست. و ماهیات اعتباری و غیر موجود در خارج هست. پس مثلا ما که انسان رو بصورت شکل و حجم و مقدار خاص مشاهده می کنیم واقعیت خارجی این نیست. بلکه طوری است ک در مواجهه با اون وجود، اینها بر ذهن تجلی میکنه. لطفا با بله یا خیر هم جواب دهید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی با نگاهِ وجودی به اشیاء نظر کنیم اصالت را به وجود آن‌ها می دهیم و این‌که «وجود» از طریق ماهیات، ظهور خاص پیدا کرده است. لذا گفته می‌شود ماهیات، حدّ وجودند. موفق باشید

17280

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار بنده حدود 5-6 سالی هست که متاسفانه در تصمیم گیری هایم نسبت به موضوعات نسبتا مهم زندگی و آینده ی پیش رویم دچار تردید می شوم و همیشه با یک اضطراب و پریشانی همراه می شوم که واقعا نمی دانم چیکار کنم، از چندین نفر مشورت می گیرم و به نتیجه نمی رسم و حتی گاهی وقت ها که کار را به استخاره موکول می کنم و کمی آرامش می یابم دوباره استرس و اضطراب همه وجودم را می گیرد و کلافه می شوم. استاد بزرگوار پیشاپیش بابت پاسخگویی تان تشکر می کنم، بی زحمت راهنمایی کنید و خواهش می کنم مرا از دعای خیرتان محروم نکنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابعاد مختلف این موضوع در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» مورد بررسی قرار گرفته است، خوب است به آن کتاب که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

17215

عُجب چرا؟بازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده دچار گرفتاری شدم که کلافه ام کرده، زمانی که وظایف شرعی ام را تا حد خودم کامل انجام میدم و چند تا مستحبات هم باهاش همراه می کنم گرفتار عجب میشم و جنبه این لطف خدا را ندارم. زمانی که گرفتار این عجبم کم کم از آن عالم معنوی خارج میشم و گرفتار گناه با قصور در واجبات میشم!!! موندم چکار کنم از هر طرف گرفتار گناهانی هستم که هر کدام از دیگری بدتر است و به این مطلب هم آگاهم. لطفا راهنمایی بفرمایید چه کنم؟ حداقل راه مقابله با عجب چیست؟ با اینکه زمانی که در عجب هستم می دانم و به خودم تذکر می دهم که تو هیچی نیست ولی بازم کار خودشو میکنه!!! ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که متوجه‌اید که: «هر عنایت که داری ای درویش/ هدیه‌ی رب بود نه کرده‌ی خویش» جایی برای عُجب نمی‌ماند. مگر تجربه نکرده‌اید آن وقت که لطف خدا از ما گرفته شود چگونه از هر توفیقی باز می‌مانید؟ موفق باشید

16825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با عرض معذرت از شما استاد گرامی، بنده خیلی گشت زدم و دیدم قمه زنی به صورت خیلی رسمی توسط مراجع حرام نشده و آیت الله وحید حتی می گویند در عزای امام حسین خون هم بریزید اشکال ندارد. اینکه می گویند موجب وهن می شود یعنی چه؟ خوب قصاص هم در بین مردم جهان باعث وهن می شود. اگر قرار به وهن است خیلی از احکام باید تعطیل شود. آیا غیر از این است که قمه زنی باعث قدرت نمایی شیعه می شود؟ سوال بعدی که داشتم اینکه مگر حدیث نداریم هر قیامی قبل ظهور مشکل دارد، پس انقلاب اسلامی مشکل دارد؟ و اینکه علما برای حکمیت که معنای قضاوت دارد منصوب شده اند نه حاکمیت. خیلی عذر می خواهم استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حکم قصاص حکم مستقیم حضرت حق است و پشتوانه‌ی آن، نظام تکوینی الهی است و این با قمه‌زنی که یک کارِ من‌درآوری با سابقه‌ی 200 ساله است و هیچ پایه‌ی شرعی ندارد؛ فرق می‌کند 2- آن روایت که می‌فرماید هر قیامی قبل از قیام حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» محکوم به شکست است؛ نظر به آن دارد که قیامی با ادعای مهدی‌بودنِ امت اگر به صحنه بیاید محکوم به شکست است. و این غیر از انقلاب اسلامی است که صاحب آن حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» است و به ظهور آن حضرت ختم می‌شود. موفق باشید

16742

معنی طاغوتبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز معنی دقیق طاغوت و منظور دقیق از آن چیست؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر آن‌چیزی که موجب به‌حاشیه‌رفتنِ وجه عبودی انسان‌ها گردد، طاغوت است. موفق باشید

16315

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت خدا بر شما استاد خداجو. وقتی مشکلات چندگانه اند باید چگونه آنها را حل کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند: «توزیع الوقت، توسیع الوقت» هرگاه که جایگاه هر چیزی را مطابق شریعت الهی مشخص کنید، وسعت لازم را برای رویارویی با آن موضوع و آن مشکل می‌یابیم. موفق باشید

16136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در مورد سوال ۱۶۰۷۲در آن قسمت که نویسنده فرموده اند که آیا من هستم که واقعا نگاه می کنم، نه، خداوند از دریچه امکان ما به خود نگاه می کند» را کمی توضیح می فرمایید؟ من کتابهای زیبای شما را مطالعه کرده ام. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نویسنده‌ی آن سؤال از کسانی‌اند که جنبه‌های مختلف وحدت وجود را می‌شناسند. إن‌شاءاللّه در فرصت مناسب با مطالعه‌ی شرح تفسیر سوره‌ی حمد امام خمینی، این مطالب برایتان روشن خواهد شد. عجله نکنید. موفق باشید

16075

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد: چه کار کنم که شم اقتصادی ندارم و به بلوغ و استقلال برای زندگی نرسیده ام و می خواهم ازدواج هم بکنم و آینده ام را بسازم. آیا داشتن شم اقتصادی و زرنگ و زیرک بودن در امور مالی برای کسب ثروت چیز خدادای است یا اکتسابی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ معقول، همه عقل اقتصادی دارند. در عین حال حضرت حق رزق بعضی را وسیع مقدّر فرموده است و رزق بعضی را تنگ اراده کرده است. در هرحال در این موارد خوب است که با افراد متدین و دارای شم اقتصادی مشورت کنید. موفق باشید

15901
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: آیا می توان گفت اسم جمال حق مربوط به اقبال قلب و اسم جلال حق مربوط به ادبار قلب است؟ رابطه ای میان اسم جمال و جلال حق-اقبال و ادبار قلب وجود دارد؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی بسیار خوبی است. آن‌چه در مورد «اقبال» و «ادبار» قلب فرموده‌اید. آری! با تجلیِ نور جمالش، عاشق او می‌شویم و با تجلی نور جلالش، حریمِ او را نگه می‌داریم و قلب توحیدی قدرت جمعِ آن دو را در یک لحظه دارد. موفق باشید

13829

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بنده در سایتی خارجی عضو هستم که هزاران نفر از سراسر جهان بازدید کننده آن هستند و تبادل نظر می کنند. و من تصمیم گرفته ام که اگر خدا بخواهد قرآن و اسلام را از این طریق معرفی کنم. به نظر شما کدام آیه یا آیاتی از قرآن می تواند افرادی را که آشنایی با قرآن ندارند را به فکر فرو برد و آنها ترغیب به تحقیق کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از سوره‌ی حجرات شروع بفرمایید. إن‌شاءاللّه نتیجه خواهید گرفت. موفق باشید

12634
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در آیه 19 سوره محمد خطاب به پیامبر آمده: پس بدان كه هيچ خدايى جز اللَّه نيست. از گناه خود و از گناه مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه. خدا مى‏داند كه روز به كجا مى‏رويد و شب به كجا مى‏آراميد. (19) مگر پیامبر معصوم نبوده اند چرا به صراحت آمده برای گناه خود استغفار کن. لطفا توضیح بفرمایید؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: استغفار رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» همان‌طور که خودشان می‌فرمایند استغفار از گناه نیست، استغفار از آن است که قلبشان مکدّر نشود. از رسول ختمى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت شده كه فرمودند: «لَيُغانُ عَلى‏ قَلبى وَ انّى لَاسْتَغفِرُ اللَّه فى كُلِّ يَومٍ سَبْعينَ مَرَّة» گاه بر دلم غبارى مى‏نشيند و من هر روز هفتاد بار از خدا آمرزش مى‏خواهم. شايد رؤيت حق در كثرت را كدورتْ حساب مى‏فرمودند. موفق باشید

10141
متن پرسش
ممنون از زحمتی که می کشید. اگر هر کدام از سوالات جداگانه و به ترتیب و به تفصیل پاسخ داده شوند ممنون می شوم. 1- با سلام. ممنون از اینکه فرصتی در اختیار خبرگزاری مهر قرار دادید. سوالات من درباره آسیب هایی است که ممکن است اندیشه های غرب شناسی داشته باشد. قبل از اینکه بنده آسیب هایی که مدنظر دارم را طرح کنم. مایلم بدانم جنابعالی چه آسیب هایی برای این جریان متصورید؟ آیا انحرافاتی در مباحث غرب شناسی چه به صورت بالفعل چه به صورت بالقوه مشاهده می کنید که قابل ذکر باشد؟ 2- شما در کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم می گویید معرفت شناسی غرب جدید بر بنیان توهم بنا شده است و فرهنگ مدرنیته توهم زده است. ضمن اینکه کمی این مسأله را باز می فرمایید بفرمایید چطور این موهومات اینقدر می توانند سیطره پیدا کنند؟ تجدد به هر حال واقعیتی است که پیش روی ماست و از آن فراتر وضعیتی است که ما در درون آن به سر می بریم. نسبت ما با این واقعیتی که به گفته شما بر مبنای موهومات بنا شده چگونه نسبتی باید باشد؟ 3- آیا احساس نمی کنید که وزن دادن بیش از حد به تجدد القای نوعی روحیه ناامیدی و تسلیم شدن در برابر آن را در پی دارد؟ مواجهه ما با مدرنیته باید واقع بینانه باشد یا آرمان گرایانه؟ 4- مباحث غرب شناسی غالباً به محافل نخبگانی محدود شده است. آیا اساساً امکان این وجود دارد که این مباحث در دایره ای وسیع تر و برای عامه مردم طرح شود؟ به عبارت دیگر عامه مردم را چطور می توان نسبت به مفاهیمی مانند غربزدگی و مدرنیته دچار خودآگاهی کرد و آیا چنین کاری اساساً مطلوب و ممکن است؟ با تشکر از فرصتی که در اختیار ما گذاشتید."خبرگزاری مهر"
متن پاسخ
.باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ غرب شناسی باید با رویکرد و هدفی مشخص انجام گیرد و گرنه در غرب به عنوان اجتماع انسان ها، انسان‌های خوب و بد داریم ولی اگر رویکرد ما به مبانی فکری تمدّن غربی شد، غرب شناسی ما مبنای علمی به خود می‌گیرد و از این جهت هدف ما از غرب شناسی باید مشخص باشد که با چه هدفی می‌خواهیم غرب را بشناسیم. آیا هدف ما در رابطه با آینده‌ی تمدّن غربی است و این که زمینه‌ی چه تمدّنی پس از افول تمدن غربی فراهم است؟ یا صرفا به سازمان موجود تمدن غربی نظر داریم؟ 2ـ این مسلّم است که تنها خداوند حق و عین واقعیت و هستی محض است و هر گونه رجوع اگر به سوی حضرت حق نباشد، به سوی یک نوعی از توهم رجوع دارد و این در امور فردی انسان‌ها به فراوانی محسوس است. حال اگر یک تمدّن با عقل منقطع از وَحی شکل گرفت و به تعبیر کانت بر این تأکید داشت که بشر برای زندگی خود قیّم نمی‌خواهد حتی اگر آن قیّم خدا باشد، مسلّم آن تمدّن به حق رجوع نکرده و گرفتار انواع توهمات و نیاز‌های کاذب می‌شود؛ چیزی که شما با آن روبرو هستید و علت سیطره‌ی غرب آن است که وهمیات انسان‌ها را مورد خطاب قرار داده و نیازهای نفس اماره‌ی انسان‌ها را جواب می‌دهد. 3ـ ما وظیفه داریم مبانی تفکر غربی را نقد کنیم تا طی فرایندی فرهنگ عبور از آن، در جامعه فراهم شود و این، غیر از نقد غرب در حرکات روبنایی آن است. در نقد تفکر غرب، شما به تفکری برتر می‌رسید و زندگی خود را نوع دیگری غیر از آن طور که غرب تعریف کرده‌است تعریف می‌کنید. 4ـ این یکی از مشکلاتی است که غرب برای ما ایجاد کرده و بحمدالله انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری سعی دارند مردم نسبت به غرب به خودآگاهی لازم برسند و رسالت اصحاب فکر و فرهنگ نیز در همین رابطه باید باشد. موفق باشید
8162

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام نظرتان راجع به آثار خانم عرفان نظر آهاری چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: چیزی نیست. موفق باشید
2838
متن پرسش
سلام علیکم. شما فرمودید طبق قران امامت اززمان حضرت ابراهیم به بعد امده طبق روایات اگر امام معصوم نباشد زمین اهلش را فرو میبرد ایا قبل از حضرت ابراهیم پیامبران دارای این مقام بوده اندو آیا این مقام بعد از پیامبران به وصیهای انان میرسیده ؟ خدا حفضتان کند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در روایت داریم اگر حجت خدا در زمین نباشد زمین فرو می ریزد که مسلّم حجت خدا معصوم است ولی امامت یک مقامی است که خداوند بعد از آن که حضرت ابراهیم«علیه السلام» پیامبر بوده اند برای آن حضرت جعل کرده اند 2- طبق آیه ی124 سوره ی بقره فرزندان حضرت ابراهیم«علیه السلام» که دارای عصمت اند، امام اند. (برای بررسی این مطلب به جزوه ی کلام 2 قسمت مقام امام رجوع فرمایید). موفق باشید
1319

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خداوندمتعال سلام علیکم بنده لیسانسم رادررشته فلسفه وحکمت اسلامی گرفتم چندی مرددبین انتخاب رشته وادامه تحصیل بودموبالاخره تصمیم گرفتم پادراین عرصه پرخطربگذارم غافل ازاینکه دردانشگاههای مافلسفه اسلامی خوب تدریس نمی شود.واحدهای زیاد ،مقالاتی که به دانشجوداده میشودودرسهای فشرده ومتداومی که بدون توجه به ظرفیت دانشجو داده میشود.الغرض شماخودازاین وضعیت اطلاع دارید.فقط سوال من راهنمایی شمادرموردموضوع پایان نامه اینجانب می باشد باتوجه به اینکه علاقه مندبه فلسفه اخلاق وفلسفه دین هستم دنبال یک موضوعی دراین راستامیگردم درسلسله بحث شماپیرامون کتاب چگونه فعالیتهای فرهنگی پوچ می شود شرکت داشته وازاین کلاس بهره هابردم ازجمله جاهایی که به نقدتفکرغرب درنگرش به دین وکارکردهای آن ولی الان حواستم موضوع پایان نامه هم دراین راستا قراربگیرد منتها بین کدام فیلسوفان مرددم درذهن خودم:کارکردهای اجتماعی دین درمنظرعلامه طباطبایی هست منتها نمیدانم باکدام فیلسوف وازچه نقطه نظری مقایسه کنم.،وآیاانتخاب علامه به جاهست.؟درموردزبان دین هم اطلاعات کمی دارم لطفامراازراهنماییهاونقطه نظرات خودبهره مندسازید باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام کار خوبی است اگر بتوانید نگاه دین را در امر اخلاق با نگاه امثال کانت یا اسپنسر مقایسه کنید. در یک کلمه باید متوجه بود زبان دین زبانی است که نظر به دو واقعیت مهم دارد: یکی این‌که ما عبد هستیم و دیگر این‌که خداوند ربّ است و واقعیت هرچیز در راستای این دو موضوع معنی پیدا می‌کند و در هیچ نظرگاهی نباید از این دو نکته غفلت شود. موفق باشید
848

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.می خواستم بدانم فلسفه ی غیبت چیست و همچنین فلسفه ی ظهور
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: به کتاب «جایگاه واسطه‌ی فیض در هستی» رجوع فرمایید. موفق باشید
25444
متن پرسش
سلام: در جواب دل‌نوشته‌ی قبلی (۲۴۹۵۶) فرمودید که نمی‌دانم قضیه چیست که چه بگویم؟ و خود را معرفی نکرده انتظار گوش سپردن دارید؟ اما منتظر نماندید که معرفی کنم، و قضیه را توضیح بدهم؛ و ادامه دادید و از عشق و نگاه جناب عمان سامانی به کربلاییان فرمودید ... البته قصد اعتراض ندارم کما اینکه توان معرفی و شرح داستان را نداشته، ندارم و نخواهم داشت و چه بهتر که ادامه دادید و منتظر نماندید که گوش بسپارید. نمی خواهم مزاحمتان شوم که وقتتان شریف است و ارزشمندتر از آنکه پای حرف‌های بی‌سروته الف بچه‌ای بنشینید که روزگار تنها نق‌زدن را یادش داده و جز گریه‌های شب‌هایش و همین قلم پراکنده بی‌سروته‌ش چیز مهم دیگری در بساط ندارد و هر آنچه از دنیا و آخرت را که می‌باید فراهم می‌کرده بر باد فنا داده و اکنون در آستانه ۲۵ سالگی‌ تنها آرزوی هر شبش این است که اگر امشب بخوابد و فردا بیدار نشود حداقل کمکی‌است که به قافله‌ی جریان حق در تاریخ بشریت کرده چرا اینکه دیگر غرزدن‌هایش عده‌ای را ناامید نخواهد کرد. جناب استاد من کجا و عشق و جذبه‌های معنویش کجا؟ این حرف‌ها گنده‌تر از دهان و وجود من است، غرض این بود که بگویم چند روز پیش دوستی به اصرار مطلبی در باب سیر تعالی و پیشرفت عرفان از من خواست و منِ بی بضاعت بلاهت به خرج داده و قلم بر کاغذ برده و طاماتی بیان کردم؛ الان آن را خدمتتان می‌فرستم و می خواهم بگویم این همه‌ی آنچه است که احتمالا پای درس‌های شما فرا گرفته‌ام؛ اما فقط فراگرفته‌ام و آنچه جانم را به لب رسانده این است که شدنی نیست و نمی شود و نخواهد شد. شاید بتوان برای هر نقص و مرضی دارویی و درمانی پیدا کرد اما اگر دل بمیرد دیگر هیچ‌اش نمی‌توان کرد و روزمرگی تا روزمردگی تا دلمردگی نهایتا انسان را متلاشی می‌کند و من اکنون بر آستانه متلاشی شدن ایستاده‌ام : و این همان متن است: بعید می‌دانم وقتی که صاحبِ‌ کتاب ارزشمند منازل‌السائرین  _ خواجه عبدالله انصاری _ در گوشه‌ی خانقاه خود و در حال و احوال معنوی‌عرفانی با خدای خود مناجات می‌کرد که : «گل‌های بهشت در پای عارفان خار است / جوینده تو را با بهشت چه کار است»، می‌توانست تصور کند روزگاری بر آدمی بگذرد که بجای پیدا کردن چنین عارفانی در گوشه و کنار خانقاه‌ها و آن هم با ترس و لرز، بتوان آن‌ها را در روز روشن فوج فوج مشاهده کرد که رقص سماع‌شان هوش از سر هر بیننده آگاه و هوشیاری که فطرتش از بین نرفته باشد ببرد و عالم و آدم را انگشت به دهان بگذارد. و این‌ها همه از برکات استاد و پیری به نام روح الله است که با دم مسیحایی‌اش روحِ زندگی را در کالبد سرد و سنگی تک تک اعضای جامعه دمید. شگفت‌انگیز بوده و هست و با هیچ قاعده‌ی عرفانی و فلسفی جور در نمی‌آید که از بچه خردسال تا پیرمرد دوران دیده از گوشه‌ی روستا‌یی دورافتاده آن هم فقط عکس و صدای خمینی را شنیده باشند خودشان را با سر به جبهه‌ها برسانند و چنان حالاتی را تجربه کنند که جانشین خلف پیر جماران تصریح کند که آنان حالاتی را تجربه کردند و حرف‌هایی می زدنند که امثال میرزا حسینقلی همدانی‌ها بعد از یک عمر ریاضت و تلاش آن هم در اواخر عمر می‌گفتند. خمینی با دل‌ها چه می‌کرد که راه صد ساله را یک‌شبه طی می‌کردند و دهان تحیر بزرگان‌ را چنان باز می‌گذاشت که حضرت جوادی آملی وقتی شب‌های علمیات را می‌بیند اعتراف می‌کند که آنچه ما سال‌ها می‌گفتیم این رزمندگان به عینه می‌بینند و چه آشناست این سخن وقتی یاد دیدار ابوسعیدابوالخیر و بوعلی سینا را زنده می‌کند. آری بسیجی‌های خمینی و خامنه‌ای _همان‌ها که بعدها مزارشان دارالشفای عارفان و عاشقان خواهد شد _ هم رقص سماع دارند اما در خون خودشان و آن هم همراه با صدای ساز گلوله و تفنگ و توپ و خمپاره و این دست ابزارها. نگارنده دستش خالی است که بتواند بیشتر از این بنویسد و همین طامات و پراکنده‌گویی‌هایش هم هیچ سند و مدرکی را به جز آنچه دلش حس می‌کند ندارد. اما شاید دل اشتباه کند ولی هیچ وقت دروغ نگفته و نخواهد گفت و به یاد می‌آورم آن روزی را که در تخت فولاد اصفهان هنگام ورود به قبر جناب بابا رکن الدین دوست بسیار عزیزی که کلماتش همچون شلاق همیشه من را از غفلت بیرون آورده تذکر و شاید درددلی کرد که من با شهدا بیشتر انس می گیرم تا عرفا و به‌ نظرم امروز سر و کار ما با این شهداست. بیشتر از این عرضی نیست
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم چنین ادعایی دارم: «بودنی» که با راهِ حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به بشریت برمی‌گردد، همان گمشده‌ی عرفا است که به تعیّن آمده و آرزوی مولوی را به ظهور آورده. آن‌جا که می‌گوید:

  رقص  اندر  خون  خود   مردان   کنند ** رقص و  جولان  بر  سر  میدان  کنند

  چون رهند از دست خود دستی زنند ** چون جهند از نقص خود رقصی کنند

موفق باشید

22926

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بنده در زمینه ی کار تشکیلاتی سوالهایی از جنابتان دارم: ۱. بارها شده که نیروها از کار فصلی و پروژه ای زیاد که از پسشان هم برآمدند تشکیلات را به دلیل عمل زدگی و خستگی رها کردند؛ چگونه گرفتار این مشکل نشویم و اگر شدیم چگونه به تشکیلات برگردیم؟ ۲. جلسات درون تشکیلاتی زیادی گرفته می شود اما نتیجه ای جز جمع شدن واحدها ندارد؛ می خواستم بدانم چه کار کنیم که جلسات پربارتر شود و اعضا با شور و شوق در جلسات حاضر شوند؟ ۳. چه کار کنیم که اعضا دغدغه مند شوند و از حالت خمودگی و بی حالی برون بیایند؟ متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر محور کار اعضای تشکیلات تلاش برای هر چه بیشتر فهمیدن رهنمودهای رهبری باشد، جواب هر سه قسمت سوالاتتان داده خواهد شد. موفق باشید

22789

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقت بخیر استاد. ببخشید مزاحم شدم. یه سوالی راجع به چکیده هایی که در کانالتون گفته بودبن داشتم اونجا در مورد انتخاب پدر و مادر به وسیله خود فرزند مطلبی گفته بودید می خواستم راجع به صحت و درستی این مطلب و کسب اطلاعات بیشتر از شما استاد عزیز راهنمایی بگیرم به خاطر رفع شبهه از یک جمع دانشگاهی خیلی برام مهمه که بتوانم به نحو احسن پاسخگوی این موضوع باشم. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه باید با مباحث عرفانی مطلب را دنبال کنید تحت عنوان «اعیان ثابته». فکر می‌کنم اگر در اینترنت هم جستجویی بفرمایید، نکاتی برای جنابعالی روشن شود. در جزوه‌ی «عرفان نظری» که بر روی سایت هست نکاتی در این مورد مطرح شده است. آدرس جزوه

http://lobolmizan.ir/leaflet/1344/%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C

 موفق باشید

21621
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در شرح کتاب آداب الصلوه در بحث اخلاص، خواندن خدا به خاطر نجات از جهنم و یا رسیدن به بهشت و یا خوف از فراغ و یا شوق وصال و لذت وصل، ملامت شده است حال دو سوال: 1. چطور چیزهایی که عارفترین عارفان یعنی پیامبر و آل او علیهم السلام در تنهایی مناجاتهایشان از خدا می خواهند و می توان ادعا کرد بیشترین حجم دعاها را موارد ذکر شده اشغال می کند مورد ملامت تحت عنوان این که نفسانی است قرار می گیرد. به عنوان نمونه امام حسین (ع) در دعای سراسر عرفان خویش در آخرین قسمت دعا بنا به نقل بلد الامین و زادالمعاد در حالی که مثل ناودان اشک از چشمان مبارکش فرو می ریزد مسئله نجات از عذاب را می خواهد آن هم با این عبارت که خدا از تو حاجتی دارم که اگر عطا کنی از هر خواسته دیگر محرومم کنی ضرر نکرده ام و اگر عطا نکنی هر چه عطا کنی سودی به حالم ندارد و آن اینکه «اسئلک فکاک رقبتی من النار» و یا سید الساجدین ناله سر می دهد «ابکی لخروج نفسی ابکی لظلمه قبری، ابکی لضیق صدری ابکی لسوال منکر و نکیر ایای» و موارد بسیار فراوان دیگر همچون «اللهم ارزقنی حلاوه ذکرک» و طلب بهشت و نعم و حو رالعین. خوب آیا اینجا نفس اهل البیت وسط نیست و اگر هست می توان گفت عبادت آنها نفسانی بوده است؟ چطور می توان ادعا کرد اهل البیت از جهنم نمی ترسیدند پس این ابکی ها از چیست؟ آنجا که امیرالمومنین (ع) می فرماید خدایا من در برابر بلای کم و کوتاه دنیا ضعیفم و از عذابهای آخرت می نالد «ابکی لالیم العذاب و شدته و یارب ارحم ضعف بدنی و رقه جلدی و دقه عظمی» برای چیست؟ آیا جز این است برای این بدن ضعیف و پوست نازک و ..... از عذاب الهی می ترسد. جناب استاد انسان وقتی آن صحبتها را می شنوند از خودش بدش می آید که چون من دارم به خاطر گناهانم و نجات از خشم خدا یا رسیدن به قرب خدا گریه می کنم پس عبادتم نفسانی است و همین اشک و شوق را هم از دست می دهد. 2. اساسا آنچه عنوان می شود که عبادت باید فقط برای خود خدا باشد و انسان هیچ خودش را نبیند نه خوفش را و نه شوق و دوست داشتنش را چیزی است محال بدین شرح که حتی وقتی انسان خدا را فقط به خاطر خودش عبادت می کند باز این نفس است که درک کرده خدا را باید به خاطر خودش عبادت کرد و باز همین نفس است که دوست دارد و لذت می برد که خدا را برای خودش عبادت کند حتی وقتی می گوید نه شوق بهشت دارم نه هیچ خوفی باز هم نقش نفس حذف نمی شود چرا که همین نفس است که طرد آن و اثبات این را دوست دارد. با تشکر و التماس دعا. ایمیل خراب است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد دو نکته را باید از هم تفکیک کرد: یکی آن‌که خداوند را از آن جهت که ارزش عبادت دارد بپرستیم. حضرت علی «علیه‌السلام» در این رابطه است که می‌فرمایند:  «الٰهي ما عَبَدتُكَ خَوفاً من نارِك و لا طَمَعاً في جَنَّتِك بَل وَجَدتُكَ أهلاً للعبادة فَعَبَدتُك» خدایا! من تو را پرستش نکردم از ترس آتش جهنمت و پرستش نکردم به طمع بهشتت، بلکه فقط تو را شایسته پرستش می‌بینم. و دیگر این‌که از حضرت حق بخواهیم ما را گرفتار آتش و عذاب نکند، حال چه آتش حرمان از اُنس، و چه آتش ناشی از گناه، به‌خصوص که هر اندازه انسان بیشتر از حجاب‌های أنانیت آزاد شود، بیشتر متوجه‌ی فقر ذاتی خود می‌گردد و این‌که اگر عنایاتی هم به آن‌ها شده است، لطف خدا بوده، نه آن‌که برای خودشان حقی قائل باشند. موفق باشید

20491

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: این سوال را می خواستم بپرسم دیدم قبلا یکی پرسیده ممنون میشم جواب بدید با سلام به محضر استاد عزیز: خواستم استاد نظرشان را راجع به آقای حاج منصور ارضی از مداحان اهل بیت بفرمایند راستیش من به ایشان علاقه زیادی دارم و صدای ایشان در بین مداحان اهل بیت از سوز خاصی برخوردار است ولی بعضی ها از اینکه ایشان بعضا در مجالس اهل بیت مواضع سیاسی اتخاذ می کنند از ایشان دلخور اند خواستم نظر شما را راجع به این موضوع که اصولا مداحان به عنوان بخشی از جامعه دینی و مذهی ما می توانند موضع سیاسی داشته باشند یا نه؟ ضمن اینکه حضرت امام فرموده بودند که ما ملت گریه سیاسی هستیم خواستم نظر استاد را راجعه به این موضوع بدانم البته دوست دارم استاد در مورد شخص حاج منصور هم مطلبی و یا توصیه ای دارند بفرمایند خواستم بدونم اینکه می فرمایند آیت الله بهجت در مورد حاج منصور ارضی فرمودند: «به ایشان نگید ارضی بگید عرشی» صحت داره یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی از مداحان حقیقتاً شخصیت‌شان مطابق اسم‌شان که مرشد گفته می‌شود، مرشدند و برای خود سالکی هستند، از جمله جناب حاج منضور ارضی از این جنس است هرچند ممکن است در مواضع جزئی سیاسی با بعضی‌ها تفاوت نظر داشته باشند. بحث در کلّیتِ شخصیت این افراد است. موفق باشید

19599
متن پرسش
استاد عزیزم، سلام علیکم: جنابعالی در اعتکاف رمضان سال گذشته بحثی را مطرح کردید درباره صرف الوجود که به طرز عجيبي قلب و جان ما را اسیر خودش کرد و از آن زمان بارها کل این بحث را مرور کرده ام و هر بار که جرعه ای از این اقیانوس راز آلود می نوشم تشنه تر و تشنه تر می شوم و حسرت می خورم که چرا چنین موضوع بی انتهایی فقط در 6 جلسه ارائه شده است. خودتان در جای جای بحث به مجمل بودن آن و نیاز برای شرح بیشتر اشاره می کنید و انتظار این بود که دوره های بسیار مبسوط تری را به بحث درباره وجود اختصاص دهید اما این انتظار به هر دلیل برآورده نشد و جان ما مدام در حسرت جرعه ای بیشتر می سوزد. مخلص کلام اینکه برای ما بیشتر بگویید، خیلی بیشتر. اگر این بحث صرف بیان دانش و اطلاعات بود اصرار نمی کردم چنانکه اطلاعات از همه جا می ریزد اما این چند جلسه برای بنده حکم نماز را دارد که هر بار تکرار می کنم در ذکر تازه ای فرو می روم و در حین بحث حضور دیگری را تجربه می کنم. استاد عزیزم، برای ما از وجود بیشتر بگویید بگذارید بیش از پیش پرنده جان ما در افقهای تازه ای که در سخنان شما گشوده می شود پرواز کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد اگر بر روی کتاب «معرفتِ نفس و حشر» تأمل کنید جواب طلب و عطش خود را بیابید. در ضمن از شرح تفسیر سوره‌ی حمد حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» غفلت ننمایید. همان‌طور که متوجه شده‌اید نظر به «وجود» از طریق «دل»، غوغا می‌کنند. موفق باشید  

19303

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام: استاد فاضل و گرامی چرا برخی از افراد کافر یا ضعیف الایمان در رعایت مسایل اخلاقی مانند محبت به دیگران، خوش اخلاقی و حلم ... کارنامه خوبی دارند در حالی که قرآن کریم می فرماید: «من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا» بنابراین این اشخاص نباید در بهشت اسما و صفات غوطه ور باشند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شیطان قسم خورده در مسیری که به سوی حق است بنشیند و از این جهت کاری به کار آدم‌های غیر مؤمن ندارد و بیشتر تلاش آن این است که رذائل اخلاقی را بر انسان‌های مؤمن تحمیل کند. موفق باشید

18494
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در جوابی از شما خواندم که فرموده بودید حدود را خود انسان ها مشخص میکنن برای خودشان و مشکل این است که برای خودشان حدی مشخص می کنند. مثلا جوان بیست ساله یا کودک سقط شده ای همین حد را برای خود انتخاب کرده اند، حال سوال اینکه کودک سقط شده ای که این وضعیت برایش پیش آمده، چطور خودش این قدر وجود را برای خود انتخاب کرده یا هر کودک و.... آیا این قدر وجود را خدا طی حکمتش برای آن جنین سقط شده انتخاب نکرده؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد کودک سقط‌شده، قبل از سقط‌شدن مثل بقیه‌ی انسان‌ها با «خود» روبه‌رو بوده و شخصیت خود را انتخاب کرده. کمی بر روی جواب‌ها دقت بیشتری بنمایید. موفق باشید

نمایش چاپی