بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17497

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: چندین بار سوال پرسیدم ولی جواب ندادید. طلبه پایه دو هستم. دارم کتابای شما رو‌ میخونم. یه سیر مطالعاتی نیاز دارم برای من که اصطلاحات فلسفی و بعضی مباحث رو اصلا نمیدونم چیه مثلا توی کتاب خویشتن یه جاهاییش گیر می کنم. استاد هم در دسترسم نیست. اگه میشه یا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر سیر مطالعاتی روی سایت را دنبال فرمایید به‌خصوص بحث‌های «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را همراه با شرح صوتی آن‌ها دنبال فرمایید، مشکلات رفع خواهد شد. موفق باشید

16134

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: آیا می توان گفت معرفت نفس وجوه مختلفی دارد؟ از آن جهت که قوای نفس و فضایل و رذایل آن شناخته شود و سعی در جهت پاکسازی آن شود، معرفت النفس اخلاقی و اگر از بعد فلسفی که مثلا «جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا» ست معرفت النفس فلسفی، و اگر به جنبه ی شهودی و حضوری آن دقت شود، معرفت النفس عرفانی است؟ که البته معنای دقیق معرفت النفس، همان وجه سوم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین‌طور است که می‌فرمایید و متوجه‌ی نکته‌ی دقیقی شده‌اید. موفق باشید

14893
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد گرانقدر و مهربان، فامیلم در اوپا می پرسد که چرا کشورهای اروپایی و غربی از نظر صنعتی و اقتصادی پیشرفت زیادی نسبت به کشورهای اسلامی از جمله ایران داشته اند؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح تجاوزگرِ غربی در فرصتی که در تاریخ به‌دست آورد، برعکسِ ملل دیگر دنیا، اراده‌ی تجاوز به جهان را دنبال کرد و امروز از یک طرف، از سرمایه‌هایی که چپاول کرده است، بهره‌مند است و از طرف دیگر تلاش می‌کند مانع به‌خودآمدنِ سایر ملت‌ها شود و به همین جهت مانع انقلاب اسلامی است. ولی این چیز پایداری نیست که یک ملت، منافع خود را در وابستگیِ سایر ملت‌ها به خود جستجو کند و همین امر موجب بروز انواع بحران‌ها در غرب شده‌ است. موفق باشید

14620
متن پرسش
سلام: 1. کسی که در امور هولناک خیلی می ترسد و نمی داند چه واکنشی در آن لحظه از خود نشان دهد باید چه کند؟ کلا برای از بین بردن ترس و شجاع بودن چه کار باید کرد؟ 2. آیا ذکر حوقله موثر است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ایمان به سنن الهی، وَهم را از جایگاه اصیل خود در عقل و روان ما می‌زداید. در این رابطه اذکاری که حضور حضرت حق را در مقابل این اوهام به صحنه می‌آورد، از جمله ذکر «لا حول و لا قوة الاّ باللّه» خوب است. موفق باشید

13172

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد فایل یکی از سخنرانیهای شما را گوش می دادم در جایی فرمودید ما در امر یه معروف و نهی از منکر در واجبات و محرمات وظیفه داریم ولی در امور دیگر مثلا مستحبات وظیفه نداریم فرمایش شما صحیح و کاملا مطابق شرع است ولی آیا امر به مستحابات و نهی از مواردی که حرام نیست ولی مذموم است کار خوبی است؟ چون ما در زندگی خود بسیاری از مستجاب را بخاطر امر دلسوزانه دیگران انجام داده ایم و همچنین امور نپسندی را هم بخاطر نهی دیگران ترک کرده ایم. بخصوص در پرورش کودکان و نوجوانان که فقط نمی شود به واجبات و محرمات اکتفا کرد. بسیاری از سخنرانی ها و منبرها هم غالبا موارد امر و نهی غیر واجب است. با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث واجب‌بودن امر به معروف و نهی از منکر از آن جهت است که ما حق نداریم نسبت به آن کوتاهی کنیم. ولی در امور مستحب و مکروه اگرچه امر و نهی آن واجب نیست، ولی زیبایی فضای جامعه در بین مؤمنین به همین رعایت مستحب و مکروه است. موفق باشید

12042
متن پرسش
سلام علیکم: شما در یکی از جلساتتون فرمودید که دانشمندای غربی گفتند که برای از بین بردن تاثیر و عوارض داروهای شیمیایی که ساختن و به بیمارا دادن 200 سال زمان نیازه، که این مطلب را در رد دخالت تفکر غرب در طبیعت عنوان کردید. از طرفی شما به برخی از دوستانی که مشکل داشتند فرمودید که برن نزد روانپزشک و خود را درمان کنند و از آنجایی که همه می دانیم تاثیر و عوارض داروهای مربوط به روان زیاد است و طبق حرف خودتان در مورد اینکه 200 سال دیگه طول میکشه عوارض داروها رفع بشه، چرا به این دوستان پیشنهاد رفتن نزد روانپزشک و لاجرم مصرف داروهای شیمیایی را که حالا حالا ها عوارض دارد را دادید؟ حکمت این تناقض را متوجه نمی شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که این پیشنهاد برای کسانی می‌شود که باید بین «بد» و «بدتر» انتخاب کنند. آن‌قدر وضع آن‌ها خراب شده که باید برای عبور از «بدتر» که وضع آن‌ها در آن شرایط است، به «بد» رجوع کنند. غرب با فرهنگ تکنولوژی بلایی بر سر مردم آورده که بشر مجبور شده با انواع این نوع داروها کمی فشار عصبی خود را کم کند. موفق باشید

9600
متن پرسش
.
متن پاسخ
قابل توجه کلیه کاربران عزیزی که آدرس الکترونیک و یا ایمیل خود را ثبت نمی‌کنند:"" این سایت از آن‌جایی که بنا دارد سؤالاتی را در معرض دید کاربران قرار دهد که بیشتر در رابطه با معارف اسلامی و سلوک اخلاقی و یا مربوط به مبانی انقلاب اسلامی است،دراینصورت چنانچه ایمیل خود را ثبت نفرمایند از جواب‌دادن به سوالات آنان معذوریم.""
7605
متن پرسش
باسلام چرا نام کتاب " ادب خیال و عقل و قلب" گذاشته نشده " راه های ورود به عالَم عالِمان" یا " راهکارهای مطالعه ی مفید"؟ چون آنچه در کتاب است با آنچه ما قبل از خواندن آن تصور میکنیم فرق دارد . تصور ما آن است که چه راهکارهای عملی خیال را تغذیه میکند و کدام راهکار مغذیِ عقل است و کدام قلب.هر چند به شکل کلی اشاراتی دارد ولی به نام کتاب نزدیک نیست و به نظر می رسد میتواند در باب مفصل دیگری به ادب خیال و عقل و قلب پرداخته شود.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بدین جهت عنوان کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» گذاشته شد که خوانندگان کتاب متوجه باشند باید این نوع ابعادشان را ادب کنند بعد از آن بروند در زیر سایه‌ی راه‌کارهایی مثل منازل السائرین خواجه عبداللّه انصاری و به طور جدّی موضوع را دنبال کنند. موفق باشید
7396
متن پرسش
به نام خدا با سلام از دید کلامی کافر به چه کسی گفته می شود آیاالان اهل کتاب که خدا و حضرت عیسی یا موسی علیها السلام را قبول دراند کافر محسوب می شوند و ایا اگر کسی خدا را قبول داشت ولی به نبوت به معنای عام ان معتقد نبود کافر است و اگر آری آیا این شخص با کسی که اساسا معتقد به خدا نیشت یکسان است
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یهود و نصاری از آن جهت کافرند که عملاً از توحید خارج شده‌اند به همین جهت قرآن می‌فرماید: آن‌هایی که می‌گویند عیسی پسر خدا است کافرند: «لَقَدْ کَفَرَ الَّذینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسیحُ ابْنُ مَرْیَمَ» و یا می‌فرماید: «وَ قالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ » ولی در رابطه با کفر فقهی موضوع اختلافی است. موفق باشید
7358
متن پرسش
سلام علیکم: جناب حجة الاسلام والمسلمین آقای طاهر زاده ،١- در عصر کنونی که چشمها از جمال دل ربای و آینه تمام نمای صفات حق ، (( حضرت حجة عج )) محروم هست، چگونه می توانیم باحضرت ارتباط علمی،قلبی وحسی ، بدون مفهوم انتزاعی،ذهنی ویامفهوم عقلی داشته باشیم؟ تا اعمال عبادیمان ومحبت مان به خدای محبوب مان واقعی وحقیقی باشد تا دچار بی ثمری و سردرگمی نشویم٠ " وما منا توفیقی الا بالله "
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: عنایت داشته باشید این عنوان که در اول سؤال مرقوم فرمودید برای من زیاد است. من معلم مکلایی هستم ارادتمند شما. ثانیاً: عمده آن است که با نظر وجودی بر مولایمان که واسطه‌ی فیض بین ارض و سماء است نظر کنیم و مظاهر اراده‌ی او را به‌خصوص رهبری عزیز و انقلاب اسلامی را مدّ نظر قرار دهیم تا با نور وجود حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» ارتباط قلبی داشته باشیم. پیشنهاد می‌کنم هر وقت دعای «اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّک اَلْحُجَة بْنِ الحَسن» را می‌خوانید وجهی از قلب‌تان به رهبری باشد که خدایا این مرد را کمک کن تا زمین و زمان رام او باشند که نایب حضرت صاحب الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» است. موفق باشید
1514

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ضمن عرض سلام حضور استاد محترم: ضمن قدردانی و تشکر درخواست بازبینی و اصلاحات در این جزوات را داشتم: چه نیاز به نبی : این جزوه دارای مطالب مستدل کافی نیست و مساله نیاز به نبی در آن به خوبی طرح نگردیده و منبع آیات و روایات نقل شده ذکر نشده. همچنین بسیار خوب است که استاد محترم ارتباط بهتری بین این جزوه و جزوه بعدی (فلسفه تقلید) برقرار نمایند تا سلسله مباحث از دست نرود. کتاب جوان و انتخاب بزرگ : بسیاری از اساتید ترتیب فصول را به صورت 2 - 1 - 3 تدریس می کنند و سوالات بسیاری برای نوجوانان و جوانان حین بحث ایجاد می شود. بهتر است استاد محترم از مثال های بیشتر استفاده کنند و مساله انتخاب را که فرمودند در کتاب فرزندم این چنین باید بود شرح داده شده به این کتاب اضافه نمایند. با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: ضمن تشکر فراوان از پیشنهادتان، به عرض می‌رسانم جزوه‌ی «چه نیاز به نبی» در حدّ زیادی تغییر کرده و به نظر می‌آید پیشنهاد شما در آن رعایت شده، إن‌شاءالله سایر پیشنهادات نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد. موفق باشید
1509

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم نمی خواستم وقتتان را بگیرم ولی احساس کردم جواب شما می تواند راه گشا باشدو مرا از این مشکلات نجات دهد. نمی دانم چرا هر روز بدتر از دیروز می شوم در نماز، عبادت، برخورد با دیگران و... .اصلا یه حالتی دارم نمی توانم اراده برای انجام کارها داشته باشم. و این مساله متاسفانه در تمام شئون زندگیم جاریست. در درس ، عبادت نظافت خانه و حتی شخصی. یک روز خانه را برق میاندازمو چند روز حتی حوصله ظرف شستن ندارم. یک روز برنامه هایی که ریخته ام رادرست انجام می دهم و چند روز حوصلا نماز خواندن هم ندارم در واقع به خاطر وجوبش انجام می دهم. مخصوصا در کارهای عبادیکه به خاطر عدم لذت معنوی و حواس پرتی فراوان زود خسته می شوم . در یک صفحه قران هزار فکر و خیال به سرم می اید اخر سر هم خسته می شوم و فردا رغبت خواندن ندارم. چند روز بند می کنم و یک کتاب را تمام میکنم و یک هفته ای حتی حوصله یک صفحه را هم ندارم.اینها روی رفتار با همسر و فرزندم هم تاثیر مستقیم گذاشته و تبدیل شدم به یک ادم عصبی. وقتی ادم احساس کند لحظه لحظه زندگیش اونجوری که باید باشه نیست و اخرتش هم ویرانه چه حالی براش می ماند. به خدا خسته شده ام گاهی به خدا می گویم مگر جهنم به جز این چیزی است که من در انم. اطرافیانم فکر میکنند که چقدر از نظر روحی و معنوی بالا هستم . شاید خیلیها هم غبطه ام را میخورند ولی خودم که میدانم چه خبر است... لطفا کمکم کنید و دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده در جواب چنین سؤالاتی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را تنظیم کرده‌ام. کتاب را بخوانید و مطابق آن برنامه‌ای درازمدت بریزید. إن‌شاءالله روحتان سر و سامان می‌گیرد. موفق باشید
1395

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام برای نقد نظریات اقای کدیور در کتاب نظریه های دولت در فقه شیعه چه مطالعاتی باید داشته باشم؟ ایا ایشان از مطرح کردن نظریات مختلف در باره حکومت وولایت فقیه از طرف عالمان دیدگاه خاصی رادنبال میکنند ؟عدهای می گویند منظور ایشان این است که فقط نظریه امام خمینی درباره ولایت فقیه نیست واز نظرات دیگران هم میشود استفاده کرد؟ایا درست است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: آقای کدیور در کتاب «حکومت ولایی» خود نشان می‌دهد به‌کلّی ولایت فقیه را قبول ندارد و بنده در جزوه‌ای که بر روی سایت نیز هست نظریات ایشان را آنالیز کرده و جواب داده‌ام. موفق باشید
1289

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام و خسته نباشید حضور استاد گرامی بعرض میرساند که در متن فوق برای کسانی که بدنبال مشکل تراشی هستند تناقضی بچشم میخورد،علاوه بر اینکه سوال بنده نیز هست ولی در حال حاضر به حسب وظیفه عرض مینمایم.در رابطه با جریان انحرافی اینطور برداشت میشود که در اولین پاسخ ،این جریان ساختگی (بدست هاشمی رفسنجانی و...) شایعه تشخیص داده شده و از طرفی در پاسخ کد 1220 آمده که:"علیک السلام: همان‌طور که ملاحظه فرموده‌اید حضرت آیت‌الله مصباح«حفظه‌الله» متذکر گروه انحرافی شده‌اند و نباید از آن غفلت کرد." بنده ضمن جستجوی سایتها متوجه شدم که از این مطلب با عنوان "اعتراف استاد طاهرزاده به وجود جریان انحرافی " استفاده شده.علاوه براینکه فهم علت تناقض ظاهری نیزبرای بنده مثمر ثمر است . در پناه حق
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده از آن جهت که آقای مشایی موضوع مکتب ایران را مطرح کردند، قبول دارم که این فکر انحرافی است که در جواب سؤال مربوطه هم دلیل خود را آوردم ولی از آن جهت که جریان‌های سیاسی به بهانه‌ی گروه انحرافی صحنه‌ی کشور را شلوغ می‌کنند تا خطاکارها گم شوند و یک گروه انحرافی می‌سازند تا همه‌ی عیب‌ها را به گردن آن بیندازند و کسی متوجه عیب آن‌ها نشود، جریان انحرافی را ساختگی می‌دانم. موفق باشید
22824

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز و بزرگوار: استاد در رابطه با جمله حضرت امام رحمه الله علیه که فرمودند: مقام عز ربوبیت که رقیقه آن می شود مقام ذل عبودیت عرایضی خدمتان داشتم. می خواستم نظر شما را هم در این رابطه مطلع بشم. از یک منظر خداوند متعال یک موجودی را خلق کرد که تمام صفات خودشو در اون موجود ببینه یعنی آینه اکمل تمام صفات خودش است. خودش خودش را نظاره کند. از نظر دیگر موجودی را خلق کرد که رقیقه ی خودش است در واقع با رقیقه خودش خودش را عبادت می کند. که همان قل هو الله احد هم همین طور است خودش خودش را اشاره می کند. تمام موجودات این را دارند ولی در انسان کامل و جامع ظهور دارد. همان احدیت خدا مد نظرم است فقط خودش در صحنه است. حالا ما باید تمام تلاشمان را بکنیم تا این محقق شود و فقط در بستر شریعت محمدی صلی الله و علیه و آله میسر است. امیدوارم تونسته باشم مطلب را که تو نظرم هست خدمت شما عرض کنم. تشکر التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده برداشت خوبی است. ولی موضوع ربوبیت حضرت حق نسبت به ما به عنوان بندگانی که حضرت ربّ العالمین بنا بر ربوبیتش می‌خواهد بپروراند، فراموش نشود. او به حکم ربوبیت بندگان را می‌پروراند تا بندگانش آینه‌ی نمایش انوار اسماء الهی گردند. در این مورد خوب است به بحث «همدمی بین عبد و ربّ» که بر روی سایت هست، سری بزنید. موفق باشید

22781
متن پرسش
سلام استاد عزیز: در پی سوال قبلی در مورد پزشکی منظور حجامت به جای واکسیناسیون بود نه برعکس، در اقوام کسانی هستند که فرزند خود را به جای واکسن زدن حجامت میکنن به توصیه طب سنتی در صورتیکه واقعا به لحاظ علمی پذیرفته نیست و بعضا کسانی که به عنوان پزشک طب سنتی کار میکنن آسیب های جدی وارد میکنن به بیمار هر چند پزشکی نوین هم خالی از اشکال نیست و عوارضی در کنار هر درمانی به بیمار تحمیل میکنه ولی به میزان کمتر و تشخیص هایی که گذاشته میشه بر اساس علومی هست که وقت ها صرف شده تا یک خط از کتب مرجع پزشکی نوشته بشه و خیلی از موارد قابل توجیه هست اما طب سنتی گاها بدون اینکه از فیزیولوژی و پاتولوژی (آسیب شناسی) اطلاعات لازم و کافی داشته باشن نسخه می پیچند و این خیلی برای من عجیب هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید نگاه طب سنتی اگر درست انجام شود، نگاه به سنت‌های جاری در عالم است نسبت به بدن انسان. لذا نیاز به نگاه جزئی که در طب سنتی جریان دارد نمی‌باشد. موفق باشید

22454
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارم: همانطور که مطلعید کم و بیش ارتباطاتی با دانشجویان دارم و خدا را شکر ارتباطات خوبی هم هست. از دانشگاه هایی مثل دانشگاه تهران و صنعتی شریف گرفته، تا دانشگاه امام صادق (ع)، علاوه بر این با اساتید متعهد آنها نیز ارتباط داریم. غرض چند سوال است : ۱. در ارتباط با اساتید دانشگاه، و در رابطه با مشاوره های علمی که رخ می دهد، آن نخ تسبیح را چگونه می توان یافت که وحدت حوزه و دانشگاه از دل آن بیرون بیاید؟ یعنی چگونه سوالاتی و یا چگونه ارتباطاتی باعث محکم شدن اینگونه پیوندهای حوزه و دانشگاه می شود؟ ۲. برای هرچه بهتر محقق شدن وحدت حوزه و دانشگاه چه باید کرد؟ ۳. در ارتباط با دانشجویان با دو گروه مواجه شدم، که جواب علمی و اقناعی هر دو گروه را می توانم بدهم، منتها قبل از پاسخ، گفتم با شما هم مشورتی کنم. گروه اول: فلسفه غرب را بیگانه دانسنه، و به کل مغایر اسلام می دانند و می گویند اگر قرار باشد فلسفه ای مورد تدقیق قرار گیرد، آن فلسفه اسلامی است. عموما مذهبی هایمان اینگونه اند. گروه دوم: فلسفه اسلامی را متاثر از تعبّد دینی می دانند که باعث انتزاعی شدن مباحث شده است. عموما این افراد که اینگونه می نگرند کمی از ظواهر دینی بدور بوده و کمی هم احساس روشن فکری می کنند. توانایی پاسخ هر گروه را دارم. منتها، به دو دلیل از پاسخ امتناع کردم موقتا، ۱. بدلیل اینکه کمی تامل و فکر کنم. ۲. شاید کلاسی معرفتی تشکیل دهیم برای تدریس ده نکته از معرفت نفس، به همین خاطر با خود گفتم، تمامی اینها را می توان زیر سایه معرفت نفس آورد و گرفتار مباحث حقیقی کرد. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. ۴. آیا تقویت مطالبه مردم در این جهت که مفسدین باید مجازات شوند، باعث اختلال در نظام می شود؟ یا اینکه می تواند در این پیچ تاریخی بعنوان آب سردی روی روح داغدیده مردم باشد؟ ۵. آنقدری حوزه به من فشار وارد کرد که با خود می گویم از حوزه خارج شوم و به راحتی با ارتباطی که با اساتید گرانقدری مثل حضرتعالی دارم مباحث علوم اسلامی خود را تا سر حد اجتهاد و تخصص برسانم. احساس می کنم حوزه مانع شده برایم که درس بخوانم! شاید در نگاه اول این جمله خنده دار نیز بنظر برسد ولی بواقع برای من اینطور است. یعنی حوزه می گوید: طلبه باید تمام زندگی اش را بگذارد در حوزه بماند و خاک حجره بخورد و مباحثه کند ...، حرف بدی هم نیست. ولی این نسخه را برای همه افراد پیچیدن حوزه را به انزوا کشانده، و ریزش حوزه را نزدیک به دو برابر کرده. حال در این نظام درس خواندن به نظرتان سخت نیست؟ اصلا نمی دانم چرا روحیه ام طوری شده که کلا تحت هیچ نظام آموزشی ای نمی توانم درس بخوانم. یا من ایراد دارم یا این نظامهای آموزشی ایراد دارند. تشکر، التماس دعای فراوان، یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- رویکردهای کلّی در مورد اقتصاد باید به میان آید و آن اصالت‌دادن به کار است و نه اصالت‌دادن به صرف سرمایه  2- علوم انسانی اسلامی در این مورد نقش مهمی دارد. 3- مباحث معرفت نفس کار مهمی است ولی نباید در این تاریخ، از فلسفه‌ی غرب غافل بود 4- مفسدین اصلی از آن جهت که موجب اخلال در نظام هستند، مهدورالدّم می‌باشند 5- حضور حوزه‌ی علمیه مسیری است که انسان بتواند در کسب دانش در عین تأمین مختصرِ مالی، شرایطِ کسب دانش را داشته باشد وگرنه اگر انسان مشکل چندانی از نظر تأمین مالی در کسب دانش نداشته باشد، می‌تواند خود را آزاد کند. موفق باشید

22333

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت: بنده آگه بخواهم فلسفه بخوانم از طریق کدام اساتید فلسفه در ایران می توانم سیر فلسفی خودم رو شروع کنم؟ تا به الان کتابای شما و دکتر داوری و دکتر دینانی را دنبال کرده ام. اگه امکان دارد یک سیر فلسفی با ذکر اساتید مربوطه برای بنده حقیر معرفی نمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان اساتید امروز فلسفه‌ی اسلامی نیستم. شنیده‌ام امثال آقای امینی‌نژاد از اساتید محترم حوزه‌ی علمیه‌ی قم در این امر موفق بوده‌اند. موفق باشید

21821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد: چند سوال داشتم. بصیرت به چه معناست؟ آیا در ادبیات عرفانی هم بصیرت داریم؟ این که خدا به شخصی، حکمت داده به چه معناست؟ بصیرت و حکمت مقوله ای جدا از هم هستند و یا یکی زیر مجموعه دیگری هستند؟ لطفا با مثال توضیح دهید. چکونه می توان این دو را بدست آورد به چه اشخاصی داده می شود؟ حکمت را ذره ذره به کسی اعطا می کنند؟ اگر کتابی هم معرفی بفرمایید ممنون میشم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجه‌ی حقایق شود دارای بصیرت است و وقتی نظر به استحکام حقایق در عالم باشد به حکمت می‌رسد. با تدبّر در قرآن و رعایت حرام و حلال الهی، انسان به بصیرت و حکمت لازم نایل می‌گردد. موفق باشید

21791
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: پرسشی دائم در ذهن بنده است که پاسخ قانع کننده ای برایش نیافته ام: اگر دین از سیاست جدا نیست و در نظام اسلامی راس امور و رهبر، ولی فقیه می باشد چرا برای امور اجرایی و قانون گذاری، مردم باید مجددا پای صندوق های رای بروند و افرادی را که دغدغه دین و دنیای مردم را ندارند انتخاب نمایند و رهبر هم کارش این بشود که از دست آنها حرص بخورد و دائم آنها را نصیحت نماید؟ به نظر بنده انتخاباتی که مردم در اوایل انقلاب انجام دادند بیشتر رنگ و بوی خدایی داشت و در آن زمان هم مردم اعضاء خبرگان رهبری را انتخاب کردند و آنها نیز رهبر را انتخاب نمودند. پس این رهبر که با واسطه با رای مردم انتخاب شده می تواند مسئول امور اجرایی کشور و قانون گذاران را انتخاب و بکار گمارد و کسانی را که قصد خیانت به انقلاب را دارند برکنار کند و نیازی به این همه انتخابات با هزینه های سرسام آور و انتخاب های غلط نبود. همچنین شنیده ام که متاسفانه بسیاری از قوانین ایران از قوانین فرانسه اقتباس شده است و این ذائقه ما ایرانی هاست که به معجون علاقه مندیم و این التقاطی که از اسلام و قوانین کشورهای خارجی بوجود آورده ایم منشا بسیاری از مشکلات کشور است. اگر صرفا قوانین اسلام عزیز را اجرا می نمودیم و از اظهار نظرهای کشورهای استکباری نمی ترسیدیم بعد از 40 سال که از خیزش تاریخی مردم می گذرد دچار مشکلات عدیده فرهنگی اجتماعی اقتصادی نبودیم. امیدواریم که اسم حی حضرت حق جانی دوباره به انقلاب بخشد. با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال نه‌تنها مقبولیت بلکه به تعبیر رهبر معظم انقلاب، مشروعیتِ نظام اسلامی به پذیرش مردم است و در صدر اسلام هم با بیعت، این کار انجام می‌شده. پس از قتل عثمان كه مردم دور تا دور حضرت اميرالمؤمنين (ع) را گرفتند و از آن حضرت تقاضا كردند حكومت را بپذيرند، حضرت در بالاى منبر مى‏ فرمايند: «مردم! اين حكومت‏ از آنِ‏ شماست، به هركس مى‏ خواهيد، بدهيد.»[1] اين نشان مى ‏دهد كه حضرت اميرالمؤمنين (ع) با توجه به اين كه حقِ مردم مى ‏دانند كه حكومت را به هركسى خواستند بدهند، حكومت را مى‏ پذيرند. موفق باشید   

 


[1] ( 2)- الكامل، ج 3 ص 193.

21239
متن پرسش
سلام علیکم: خسته نباشید. در کتاب «مکیال المکارم» ذکر شده است که؛ ثواب خونخواهى امام حسين عليه السلام از جمله امورى كه با دعا كردن براى تعجيل فرج مولايمان صاحب الزمان عليه السلام حاصل مى شود: ثواب خونخواهى مولاى مظلوم غريب شهيدمان حضرت سيدالشهداء حسين بن على عليه السلام است، و اين امرى است كه احدى جز خدا ثواب آن را نمى تواند شماره كند. زيرا كه عظمت شأن خون به مقدار عظمت صاحب آن است، پس همانطور كه كسى جز خدا نمى تواند بر شئون حسينى احاطه يابد، همچنين كسى غير او نمى تواند ثواب خونخواهيش را احصا نمايد. زيرا كه حسين عليه السلام همان است كه در زيارتش آمده: السَّلامُ عَليكَ يا ثارَ اللَّهِ و ابن ثاره؛ سلام بر تو اى آنكه خونخواه او خداوند است، و فرزند كسى كه خونخواهش خدا است. بنده خیلی فکر کردم که از این دو یک نتیجه ای گرفته و برمبناى آن عمل کنم اما نشد. ما باید از امام حسین به امام زمان برسیم و یا ثواب خون خواهی امام حسین از برکات و آثار معرفت امام زمان است؟ از شما خواهشمندم که بنده حقیر را از پاسخ مطلق و مفصل خود بهره مند سازید. تا شاید که این وادی را به سلامت بگذرانیم. و اگر امکانش هست آیا عمل بر مبنای روایات کتاب «مکیال المکارم» می تواند ما را از تیه نجات دهد؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو فرض ممکن است. در هر حال اگر بخواهید توفیق خون‌خواهیِ مولایمان امام حسین«علیه‌السلام» را داشته باشید باید تلاش کنید آن امام غایب «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» به ظهور آیند و او با معرفت ما به مقامش امیدوار ظهور می‌شوند. که در این مورد عرایضی در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» شده است. کتاب در قسمت نوشتارها بر روی سایت هست. موفق باشید

20792

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: شما در پاسخ 20763 فرموده اید که دستگاه عرفانی ابن عربی و مولوی دو دستگاهِ عرفانی متفاوت است. این پاسخ باعث بوجود آمدن سوالی در ذهن بنده شده است. ما وقتی زندگی نامه ی برخی از نویسندگان و ادبای تعالی گرای غیر مسلمان (مثلا آمریکایی) را می خوانیم می بینیم که تحت تاثیر پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله) و امیر المومنین (علیه السلام) بوده اند. با این اوصاف آیا ما می توانیم بگوییم که همه ی عرفای مسلمان عرفانشان را از حضرت علی (علیه السلام) گرفته اند و ایشان هم از پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله) گرفته اند؟ اگر جواب آری می باشد تفاوت دستکاه عرفانی در اینجا به چه معنا می باشد؟ اگر منشا یکی می باشد تفاوت در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد کافی است سری به دیوان حافظ و سری هم به مثنوی مولوی بزنید. به‌خوبی متوجه می‌شوید که راه‌های رسیدن به خدا متفاوت خواهد بود، به همان معنایی که در روایت داریم: «الطرق إلی اللّه بعدد انفاس الخلائق». موفق باشید

19658
متن پرسش
سلام وقتتون بخیر استاد بزرگوار: ان شاالله شاد و سلامت باشید، استاد نمیدونم چرا این حس رو دارم، از دنیا و کثرت خسته شدم، از خوردن و خوابیدن و گشت و گذار و از دل نگرانیهای اطرافیانم که همه اش به این فکر می کنم شام چی بخورن نهار چی بخورن، فردا چه مدی میاد بپوشن ، وقتی هم دور هم دیگه جمع میشن میخورن و غیبت دسته جمعی میکنن و تمام هم و غم شون این دنیاست ، وقتی امشب مهمون داشتیم و مامانم هی از اینکه پذیرایی امشبمون از مهمونا خوب بود و از این صحبتا می کرد بغض اومد توی گلوم که چه چیزایی باید برای ما مهم باشه و ذهن ما رو درگیر خودش کنه، قبلا خیلی از مرگ می ترسیدم اما آلان بعضی وقتا مشتاق مرگم چون میدونم از این دنیا و مسائلش راحت میشم و میرم پیش محبوبم، این دنیا رو فقط واسه این میخوام که اطاعت خدام رو بکنم و رضایتش و بدست بیارم و به قربش برسم، بعضی وقتا که از این دنیا خسته می شم خیلی دلم میخواد گوشه ای از عالم غیبش و ببینم، قبلا از این چیزا می ترسیدم اما آلان احساس می کنم حتی واسه لحظه ای بریدگی از این دنیا بهم آرامش میده حتی اون چند ثانیه انقطاع رو دوس دارم اما مثل اینکه هنوز لایق اسرار و عالم مجردش نیستم، اصلا دنبال مسائلی مثل کشف و کرامت نیستم فقط فکر می کنم با این بریدگی هم به یقین می رسم و هم آرامش. استاد لطفا بنده رو راهنمایی کنین که این چه حالیه که بنده دارم و اگر بده راهنمایی بفرمایید که چیکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان از طریق معرفت نفس، حقیقت غیبی خود را احساس می‌کند و از آن جایی که نفس ناطقه‌ی انسان وسعتی بی‌نهایت دارد، انسان می‌تواند از طریق معرفت حضوری به نفس خود بقیه‌ی حقایق را نیز با حضور نفس در عوالم غیب و معنا بیابد. در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» عرایضی در این مورد شده است. به طور کلّی مباحث معرفت نفسی و «رسالة الولایه» حضرت علامه در این مورد کمک‌کار خواهد بود. موفق باشید

17276
متن پرسش
سلام علیکم: خیلی اوقات هدف از زندگی را رسیدن به خدای بزرگ می دانم و از این جهت هیچ خواسته دنیایی را به دل راه نمی دهم اما گاهی که در دنیا به چیزی نمی رسم احساس شکست می کنم و کلا گویی عمرم را به بطالت گذراندم چون ثروت های دنیایی را جمع نکردم. بفرمایید چگونه در مسیر توحیدی شدن به ثبات دست یابم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این قبض و بسط‌ها همواره سراغ انسان می‌آید. هنر انسان‌های مؤمن آن بوده است که با صبر و پایداری بر طاعت و با صبر و پایداری بر ترک معصیت، گشودگیِ لازم را در نسبت خود با خدا نهادینه می‌کردند. موفق باشید

16968

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز دو سوال با دو بحث متفاوت دارم: 1. عده ایی اعتقاد دارند که سحر و جادو و طلسم دعا نویسان و نظر تنگی بد خواهان در زندگی و اراده آنان اثر گذارده و مانع پیشرفت آنها در زندگی می شود نظر شما در این باره چیست آیا این موضوع صحت دارد یعنی عوامل دیگری غیر از تلاش و اراده انسان در موفقیتش تاثیر می گذارد؟ 2. عده ایی برای اجنه حقوق قائل شده و معتقد اند که مثلا می بایست در هنگام ورد به یک مکان یا باز کردن شیر آب یا خاموش کردن آتش بسم الله گفت تا که جن های موجود متوجه شده و کنار بروند تا آسیبی به آنها نرسد در غیر این صورت اگر به آنها آسیب برسانیم آنها در زندگی ما اختلال ایجاد می کنند و ما باید مراقبت های لازم را در رابطه با جن ها انجام دهیم تا مشکلی برایمان پیش نیاید، حال نظر شما در این رابطه چیست، یعنی لازم است که انسان بخشی از ارداه و تمرکز خود را بر روی رعایت حقوق جنیان صرف کند و از گزند آنها جلوگیری کند؟ (با توجه به آنکه این موجودات از عالم ماده نیستند و اصولا نباید ارتباط و اصطکاکی بین ما و آنها باشد)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که می‌فرمایید همان‌طور که خودتان متوجه‌اید با بعضی از خرافات همراه است. پیشنهاد می‌شود کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» را که بر روی سایت در قسمت نوشتارها هست، مطالعه فرمایید. إن‌شاءاللّه روشن خواهید شد. موفق باشید

نمایش چاپی